All language subtitles for Agneepath.1990.Fa.DVDRip.Bollywood1

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam Download
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

وبسايت باليوود وان تقديم ميکند Bollywood1.co سفارشی از رضا

:مترجم Goddess

در مسیر اتش

.پسرم این طرف رو نه، اون طرف رو نگاه کن

...تمام دنیا طلوع خورشید رو می پرستند

.چون خورشید، منبع نور برای کل دنیاست...

.اما پدر، خورشید فقط توی روز بهمون نور میده

.اما شبها شهرها همچنان روشنه

مردم شهر، نورهای شب رو هم می پرستند؟

،مردم شهر بیشتر از نور و روشنایی .برای پول درآوردن دعا می کنند

...و اونایی که شیفته زندگی تجملاتی هستند، زندگی ای پر از دروغ دارند

.و برای به دست آوردن ثروت، راه اشتباهی رو انتخاب می کنند..

چرا پدر جون؟

.چون راه راستی و درستی خیلی سخته

.یه راه ناهمواره

راه ناهموار؟ شعرش رو یادت نمیاد پسرم؟ -

.آهان بله یادم اومد

♪ای مسافر جاده ناهموار♪

♪تاحالا شده یه درخت در مسیرت پیدا کنی♪

♪به دنبال سایه درختان نرو، این مسیر به بیراهه ختم میشه♪

♪در مسیر ناهموار، بد به دلت راه نده، خستگی نداشته باش♪

♪یه قولی رو همیشه به خودت بده♪

♪قول بده♪ .باشه.. قول میدم -

♪ای مسافر مسیرهای ناهموار♪

.بابا قسمت بعدی شعر رو یادم رفت

♪..با این که او گذر می کند♪

♪از دریایی از اشک و عرق و خون...♪

♪ای مسافر مسیرهای ناهموار♪

این بند از شعر چه معنایی داره پدر جون؟

...پسرم، اگر انسانی بخواد به سرمنزل مقصود برسه

.باید از میان دریایی اشک، خون و رنج قدم برداره...

،بعد از عبور از این مسیر .دیگه هرگز توی مسیرش مشکلی نخواهد داشت

.هیچوقت این شعر رو یادم نمیره، قول میدم

.عالیه پسرم !آقای معلم... آقای معلم -

.برق داره به روستامون میاد، مهندسش به اینجا اومده

!شیکشا! آهای شیکشا

!ویجی هزار بار بهت گفتم جلوی پاتو نگاه کن، ببین کجا میری

!هی شیکشا جی شده داداش؟ -

چی شده که هنوز پای این چراغ مرکبی نشستی؟ .اینو دیگه ولش کن

.کم کم خورشید به خونمون میاد

چی؟ !دارن برقو به روستامون میارن -

.ایشون آقای ماتور، مهندس ارشد هستند

.سلام آقا .ایشون برای آوردن برق اینجا هستند -

،تا وقتی پروژه برق انجام بشه .ایشون مهمون خونه ما هستند

.بفرمایید داخل آقای ماتور .ممنون -

...همین که کار برق رسانی انجام بشه

.ما یه بخش جدید از هند میشیم

.بله درسته .لطفاً همراهم بیاید -

.اینجا مدرسه بچه هاست

.اینجا حتماً باید برق داشته باشه

!هی زن داداش! این چه کاریه؟ مگه اینجا آشغالدونیه؟

به این که سر شماست میگن کلاه؟ .بله -

.آقای معلم، اینجا خیلی به شما احترام می ذارن

.مردم فقط بهم احترام نمی ذارن، بلکه دوستم هم دارن

!ای خوک کثیف

دوباره مست کردی؟ !آره دوباره مستم -

!عوضی

.تو به زنم گفتی بهم پول نده

!برای مشروب بهم پول نده

!مگه پول باباته؟

.نکنین از خودت خجالت نمی کشی؟ -

...اگر انقدر ناراحتی

.می تونی روی اون گونه منم سیلی بزنی... .بزن... بزن

حاضری زنت بره خونه دیگران و نوکری کنه؟

می خوای بچه هات فقط خوشی دیگران رو ببینن؟

می خوای وظیفت بعنوان یه پدر رو اینطوری ادا کنی؟

..بجای مراقبت از زنت

پولهاشو میگیری و باهاشون شراب می خری؟

.من بدون مشروب نمی تونم زنده بمونم

.تو هم مثل ماها از همین خاک به وجود اومدی

...نمی تونی از مسئولیت های زندگیت شونه خالی کنی

.وقتی این زمین بار مسئولیت همه ما به دوشش هست

این خاک انقدر ضعیفه؟ می خوای خودتو توی الکل غرق کنی؟

اينستاگرام باليوود وان @Bolly1Official

.رئیس باید یه کاری کنیم، این پیشرفتا برای ما خوب نیست

.کنترل روستا از دستمون خارج میشه

.می دونم! قدرت ترقی داره کنترلمونو می گیره

.باید یه فکری به حال زمینای اربابی بکنم .وگرنه خودم از بین میرم

...دینکار رائو پولی که الان به دستت رسید

.از طرف دولت هند داده شده...

...این پول بیشتر از اون کاغذ

.که در ازاش میدی می ارزه...

.تو سعی کردی زمین روستاییها رو به من بفروشی

...ببینید قربان .بسه! می تونی پولو برای خودت نگه داری -

.چیزی رو که دادم پس نمی گیرم

.قانون من سوددهیه ...سودی در میون باشه

.حتی دروغ رو هم حقیقت می دونم .و دشمنانم رو دوستانم می کنم

فهمیدی؟ .من رو ببخشید که بهتون دروغ گفتم -

.ولی راستش رو هم بهم نگفتی

...اما شما هم نگفتی که می خوای از این مکان

.برای قاچاق و رد و بدل حشیش و هروئین استفاده کنی

.حق با توئه

،روستای شما ماندوا .روی هیچ جای نقشه هند ثبت نشده

.اینجا نزدیک بمبئیه، اما از قانون هند خیلی دوره

.این مکان برای کسب و کار من بهترینه

...شنیدم یه معلم روستا هست

.که در تلاشه برق رو به اینجا بیاره...

،اگه همچنی اتفاقی بیفته .من بشدت ناراحت میشم

و ناراحتی من به مرگ تو تموم میشه. فهمیدی؟

!آقای معلم

از تدریس و تعلیم من این چیزا رو یاد گرفتید؟

.بهتون درباره ارزش وجود یک زن گفتم

!اما شما بازم اینجایید... با این زن خودفروش

.از اینجا برید بیرون

!شما انسانیت رو زیر پا گذاشتید. برید بیرون

.تو خونه های زیادی رو ویران کردی

.زندگی خیلی از جوونها رو بر باد دادی

.حالا داری این بچه ها رو به سمت گناه می کشونی

.باید از خودت خجالت بکشی خجالت؟ چرا باید خجالت بکشم؟ -

.فاحشه خونه ساخته دست مردهاست

.اونها زنای بی پناه رو به سمت خودفروشی سوق میدن

!این حرفای بیخود رو تموم کن

.فقط یه احمق حاضر میشه شرافتش رو زیر پا بذاره و وارد همچین دنیایی بشه

،یه گوشه نشستن و درباره طوفان حرف زدن .خیلی آسون بنظر میاد آقای معلم

...اگه به اندازه کافی مردی

.دست منو بگیر و از این دنیای پر طوفان و پر گناه بیرون ببر

...اگه مرد باشی، کتاب هات رو میاری

.و درباره خوب و بد این دنیا به من یاد میدی...

"...اگه به اندازه کافی مردی"

"دست منو می گیری و از این دنیا بیرونم می کشی"

!هنوز الفبا رو هم حفظ نکردی

.باباجون، تقصیر از منه اونو دعوا نکن .من نتونستم درست یادش بدم پدرجون

.من کم کاری کردم، منو بزنین

تو می خوای برای اشتباه خواهرت کتک بخوری؟

.شما به من یاد دادین که توی زندگی در مسیرهای ناهموار قدم بردارم

.و تو این راه بار دیگری رو هم به دوش بکشم

.خوب گفتی پسرم

..من به همه درس میدم

.اما امروز این تو بودی که به من درس دادی

.گفتی که می خوای همینجا بهت درس بدم

،من همین حالا و در همین زمان .مسئولیت تدریس به تو رو به عهده می گیرم

.سنگت رو بنداز! بابات دیشب تمام وقت توی فاحشه خونه بوده

همه پدرتو اونجا دیدن. می فهمی؟

!ویجی

تو اونو زدی؟ .بله -

!چرا؟ برو ازش معذرت بخواه

!معذرت نمی خوام !معذرت خواهی نمی کنی؟ -

...امشب آقای معلم

.باید وجهه و اعتبار اجتماعیش رو از دست بده

.و فرداصبح باید با شرمساری قدم برداره

.باید تا فردا غرور و شخصیتش بشکنه .نباید بتونه دیگه سرشو بلند کنه

.همینطوری میشه آقا

.لطفاً دیگه اینجا نیاین آقا

،اونایی که در مسیر راستی و درستی قدم برمی دارن .از زخم زبان آدمها هراسی ندارن

...برای فهموندن حقیقه به مردم

.باید نور روشنایی رو توی دلشون برافروخت...

.اینم از آقای معلم، اونقدرا هم که بنظر میاد شریف و نجیب نیست

.مردم روستا دارن به آقا معلم تهمت و افترا می زنن

.میگن که آقا معلم به دنبال یه سری کارای بده

.من بهشون گفتم آقا معلم ترجیح میده بمیره تا گناهی مرتکب بشه

آقا معلم الان خونست، درسته؟

.اون حتماً رفته به فاحشه خونه چانداگام

آقا معلم کجاست؟ .بریم ببینیم کجاست -

اون واعظ عوضی کجاست؟ ..من که بهتون گفتم.. آقا معلم -

.ببینیدش !عجب آدم بی شرم و بی حیایی -

!با یه فاحشه خوابیده !چه آبروریزی ای -

!ما بهش احترام می ذاشتیم. آخرش هم اینطوری دراومد

!پاشو جانماز آب کش !این بی حیا رو ببریدش بیرون -

.خونه معلم رو بسوزونید

...پدرجون !ویجی -

...پدر

!مامان

!باباجون !نه -

.مسیر ناهموار

...نه

!کشتنش

!شماها آقای معلمو کشتید

!آقای معمو کشتید

.توی تمام مدت زندگیش از شما مراقبت کرد !بعد شما زدید کشتیدش

.هیچکس حتی جنازه اون براش مهم نیست

!خوکا! ترسوها! احمقا! حیوونا

.آقا معلم دیناناث هم رفت

به چی زل زدی ویجی؟ .دیگه به اون روستا نگاه هم نکن

!فراموش کن .فراموش کن توی اون روستا به دنیا اومدی

.نه! من اون روستا رو از یاد نمی برم

،یه روزی .کل اون روستا رو به پای مادرم می ریزم

.پس پولت رو گرفتی .بله قربان -

.حالا برو گمشو. ما می خوایم در کمین کانچا چینا باشیم

.بعد از یه ساعت برگرد سر پُستت .چشم -

.بعدش می تونی درباره مرگش تحقیق کنی. حالا برو

.سلام قربان .هی! ما از مادر و خونوادت مراقبت می کنیم -

.حالا هم برو سرکارت .این و... این رو هم بگیر -

.مطمئن شو که گند نمی زنی. برو سرکارت

.اون سگ! از دستمون دررفت .اون خوک عوضی فرار کرد -

چطوری فهمید؟

!ای عوضی دغل

.از الان ببعد، اینجا خونه ماست مامان

.دیگه قراره اینجا زندگی کنیم

!گمشو .سلام آقا

.جنسا امشب می رسن، حواست باشه .چشم قربان -

.حرکت کن

کانچا... چینا

!زنده باد الهه گانش

.ای بابا به من نپاش خیس میشم

...بیا

...بیا

..بیا داخل

چی شده؟ ...مادر

.اونو کتک نزن ..برو کنار -

شکایتتو نوشتم، ننوشتم؟

کی می خواین مدیر پمپ بنزین رو دستگیر می کنین؟

!خودم خوب می دونم وظیفم چیه

.من ده ساله کارم اینه !حالا تو یه الف بچه اومدی کارمو بهم یاد بدی

!گمشو بیرون .عوضی! رشوه گرفتی -

!شنیدی؟ بچه به این کوچیکی چه زبون درازی داره

.موندم بزرگ بشه چی می خواد بشه

...ما درباره اون کسی که

.پمپ بنزین کانچا چینا رو آتیش زد چیزایی فهمیدیم اون کی هست؟ -

.یه پسر دوازده ساله

!پسر دوازده ساله .یه بچه خیلی باهوش -

.اونجا رو بخاطر توهینی که به مادرش کردن به آتیش کشیده

!عجب بچه ای ...داداش عثمان -

.بیا پسره رو از زندان درش بیاریم تا برامون کار کنه

.بهتره دربارش خوب فکر کنید .این بچه خیلی جَنَم داره

.ممکنه وقتی بزرگ شد، خود ما رو هم از بین ببره بعدش چیکار کنیم؟

.هی داداش شتی، این چه حرف اشتباهیه میزنی

.الان بهش کمک کنیم تا آخر عمرش سگ وفادارمون می مونه

!حق با اونه

.داداش ترنس تو یه تصمیم درست حسابی بگیر

.پسره رو از زندان بیار بیرون و ما یکی از دشمنمون جلوتریم فهمیدی شتی؟

.باید از زندان درش بیاریم تا بهمون وفادار بشه .حق با اونه -

!این شتی نمی فهمه .باشه... هر کار دوس دارین بکنین -

می دونی که آتیش زدن پمپ بنزین جرمه؟

و کاری که با مادر من کردن جرم نبوده؟

جرم نبوده؟

.می تونستی یه شکایتنامه به پلیس تنظیم کنی

.گزارش می دادم؟ خب دادم

شکایت هم کردم. اما شماها چیکار کردید؟

.هیچکار. شما هیچکاری نکردین. منم خودم دست به کار شدم

.سوزوندمش... پمپ بنزینو سوزوندم

اسمت چیه؟ ویجی دیناناث چوهان -

.اسم کاملم اینه

نام پدر: دیناناث چوهان نام مادر: سوهاسینی چوهان

.اهل روستای ماندهوا

..من 36 سال و 9 ماه و دو روز

.و 16 ساعتمه تا الان

نمی خوای روشت رو تغییر بدی؟ چرا باید تغییر بدم؟ -

.دنیا جای بدیه آقای گایتونده

.آدم باید خیلی خلاف باشه تا بتونه توی این دنیا دوام بیاره

هر کسی راه درستو پیش بگیره محکوم به مرگه. می دونستی؟

.نصیحتات رو برای زیردستات نگه دار

.زیردستات می پرستنت .براشون مثل پدرخوانده ای

.بهت داداش میگن

.ویجی چوان... تو با مرگ مسابقه گذاشتی

.رئیسای تو، عادت به نه شنیدن ندارند

.و تو جدیداً بهشون جواب نه میدی ..برای مطرح و بزرگ شدن توی این دنیا -

.باید یه وقتایی جواب نه شنید ..این حد خودخواهی و لجبازی تو -

.ممکنه برات خطرناک باشه ویجی .تو در تمام جرم های اونا همدستی

.فقط توی کار مواد مخدر به اونا جواب نه دادی

.اونم به این خاطر که مثل من، از مواد مخدر متنفری

.به همین خاطر، منم می خوام بهت کمک کنم .نه ممنونم -

!من به کمک تو احتیاجی ندارم. فهمیدی

درست بگو حرفت چیه؟

منظورت اینه برنامه دارن امروز منو بکشن؟

.اما من زمان دقیق برنامشون برای کشتنم رو می دونم

..اینو ببین، یه نگاه بهش بنداز

می بینی اینجا چی نوشته؟ "ساعت6- ملاقات با مرگ"

.امشب ساعت 6، من یه ملاقات با مرگ دارم

.یک ملاقات... شنیدی؟ منم بلدم انگلیسی حرف بزنم

.حالا هم باید برم

.سه ساعت دیگه مونده عثمان .یه بار دیگه بهش فکر کن

.ویجی چوهان فقط صندلی ریاست رو می خواد. خب بیاین بهش بدیم

.اینجا مشکل ساز نشو !ترسوی بزدل -

!وقتی اینقدر ترسویی، چرا وارد اینکار شدی

.اگه ویجی سردسته بشه، باید از مواد مخدر دست بکشیم

.تمام آرزومون برای بردن از کانچا چینا هم از بین میره

چرا انقدر ناراحتی به خرج میدی؟ هان؟

.خودت بودی که می گفتی تا آخر عمرش مثل سگ وفادار می مونه .خودت گفتی

!عوضی... حالا به ما جواب رد میده

.خب آقای شتی.. ساعت شیش .ساعت شش ما کار اونو تموم می کنیم

.کار اون عوضی تمومه

.سلام ویجو، بیا داخل... خوش اومدی

بیا داخل. چرا ایستادی دم در؟

صندلی می خواستی مگه نه؟ بیا اینم یه صندلی. بفرما بشین

.آره صندلی برای تو.. ما دیگه پیر شدیم

.ما دیگه باید غزل خداحافظی رو بخونیم .بیا بشین... صندلی خودته

...تلفن داره زنگ می خوره

زنگ خورشون بالاست.. مگه نه؟

.تلفن یه دستگاه گول زننده است

،آدمایی مثل شما، پشت تلفن حرفایی رو میزنن .که نباید از دهانشون شنیده بشه

.و آخرش کاری رو انجام میدین که با گفته هاتون خیلی فرق داره

.نه داداش اشتباه به عرضت رسوندن .نه -

.بیا اینجا کی؟ من؟ -

.اگه تویی که می خوای منو گمراه کنی

.پس خودت نقشه قتلمو چیدی و به محض روبرو شدن با من، بهم صندلی تعارف کردی

.اگه می خواین منو بکشین جلوتونو نمی گیرم .راحت می ذارم گلولتون اینجا.. به سینه ام بخوره

.اگه من بمیرم، این صندلی و این کار برای خودتون می مونه

و اگه زنده بمونم چی؟

.برنده جنگ بی ما با تفنگ مشخص نمیشه ...با پیشونی نوشت و تقدیر معلوم میشه

هی... چرا به ماشین شلیک می کنین؟

.اینجا...منو بزنین! شلیک کنین

.زود باشین... بیشتر شلیک کنین

!ای خوک! از پشت بهم خنجر می زنی !وقتی صورتم به سمتته شلیک کن

!سگای عوضی! ببین چی به سر مال و اموال من آوردن

!نارگیلامو له کردین! خدا لعنتتون کنه

!هی نفسای آخرت رو نکشی ها !خودم نجاتت میدم! خودم

!دستتو بده من.. دستتو بده

!نگران نباش من نجاتت میدم

...میبرمت دکتر، نفس بکش

!زنده بمون

!هی کرکره ها رو بکش پایین

!جرأت کردن داداش رو بزنن

!داداش نیاز به خون داره، زود بیاید

.راهزنی بود که مردم از ظلم های او به تنگ اومده بودند

.اون پول مردم رو می چاپید و بعضی وقتها اونا رو می کشت

.پسرتون توسط رقیب هاش تیر خورده

.الان توی بیمارستانه

.ما زودتر اعلام تعطیلی کردیم تا از آشوب جلوگیری بشه

.می تونین با جیپ من بیاین بریم بیمارستان

.ممنون بخاطر اخباری که بهم دادین آقای گایتونده

..همونطور که تمام بدی ها پایانی دارن

.این هم پایان کار دزد ما بود...

.یه روز، اون رو با تیر زدن و کشتن

.ما به اندازه کافی خون توی بیمارستان داریم .شما لطفاً از اینجا برید

چی واسه خودت بلغور می کنی؟ بنظرت من اومدم خون بدم؟

پس چی؟ پس چی؟ با یه عالمه مصیب آوردمش اینجا -

می دونی چند تا نارگیل از دست دادم؟

من 325 روپیه ضرر کردم. بابای تو می خواد خسارت منو بده؟

چی؟ چی؟ اینجا فقط منم که میگم چی -

.زود بیا

.اینا وحشین! هی سنگ می زنن و داد و هوار می کنن

.منم چند تایی سنگ خوردم. وحشیای احمق

.من کریشنا آیِر هستم. دانشجوی هنر .حالام نارگیل می فروشم

.نزدیک بود گاری منو وارونه کنن! همون وقت داداش رو دیدم

.خون زیادی اونجا بود. همینطور خون از بدنش بیرون می پاشید

!من آوردمش بیمارستان..من! حالا دارن به خودم سنگ می زنن

پول زیادی رو از دست دادم. می دونی چقدر نارگیل انداختم دور؟

.کل خسارتم 325 روپیه شد

...این آدما هم واقعاً وحشی هستن شما چرا اومدین بیمارستان؟

شما چرا اومدین اینجا؟ .من مادر اونم -

!مادر اون؟

...چخبره؟ شبا که کریکت بازی نمی کنن نکنه یه سیاستمدار انتخابات رو برنده شده؟

نگهبانامون کجان؟

.عوضیای مفت خور

.هیچکدومشون اینجا نیستن نکنه اون ویجی عوضی زنده مونده؟ -

.من چند بار بهتون اخطار دادم کاریش نداشته باشین

.اگه اون زنده بمون، ما چهار تا باید بمیریم

!نه نه شتی! نباید این اتفاق بیفته

.قبل از اینکه اون ما رو بکشه، بیاین ما کارشو تموم کنیم

هزاران مرد دارن از اون بیمارستان محافظت میکنن. چطور اینکارو بکنیم؟ !غیرممکنه

.افسر پاتان اینکارو ممکن می کنه

.اون بخاطر من اینکارو عملی می کنه

!داداش نجات پیدا کرد ..وقت جشن گرفتنه هورااا

.ببخشید... من افسر پاتان هستم

.من اومدم تا از پسر شما محافظت کنم

میشه از آدمای بیرون بخواین که برن؟

.ویجی الان حالش خوبه

!خب الان اون وحشیا رفتن! حتی منم مجبور به رقص کردن

!اونا اینو بهم دادن. نمی دونم طلا هست یا نه

.من دیگه میرم ..پسرم -

...زبانم قاصره که به اندازه کافی

.برای نجات ویجی ازت تشکر کنم

تو برمی گردی، مگه نه پسرم؟

.من تا الان برای 325 روپیه ام موندم

.با خودم فکر کردم وقتی پولمو گرفتم میرم

.ولی شما یه چیز بیشتر بهم دادین من بهت دادم؟ -

.سالهای زیادیه که من گوشه خیابون زندگی می کنم

.هیچوقت با احترام باهام حرف نزدن

.همیشه کلمات زشت می شنیدم ..سگ، احمق، عوضی

.اما شما به من گفتی پسرم .من میام، حتماً میام

.حتی اگه آخری کار قبل از مرگم باشه، میام

.میام... حتماً میام

!گربه سیاه از جلوم رد شد نحسی میاره

.حالا باید ده قدم عقب عقب راه برم تا نحسی بپره

!گمشو از اینجا برو احمق !وگرنه گردنتو می برم

چی گفتی؟ گردن منو می بری؟

.آره می دونی من چیکارت می کنم؟ -

!گمشو برو بابا .دل و روده اتو وسط همینجا می ریزم پایین -

!...هی !ابله عوضی -

می خوای سر منو ببری؟

.حالا بشین و تماشا کن

!زود باشید.. بیمار در حال مرگه

!سر منو می خوای هان

!زود باشید

.منو مسخره کردن

.منم بهشون گفتم صبر کنید تا نشونتون بدم

.داداش اینجا نیست، داخل حمامه

.وجی چوهان دوباره نجات پیدا کرد ..تو نمی فهمی من الان توی چه وضعیتی هستم

.بهش بگو زندگی من در خطره

.وجی چوهان فردا از بیمارستان مرخص میشه

.من فردا سوار اولین پرواز به ماریتوس میشم. بهش بگو

.ویجی چوهان از دومین سوءقصد هم نجات پیدا کرد

.بعد از یه مدت طولانی، یه ماهی هندی توی دریای من پیدا شده

.دعوتش کن به شام ..اما قربان ویجی چوهان -

..من دوست دارم از دشمنام دوست بسازم

..کسایی که بتونن از آب گل آلود ماهی بگیرن

.بسپار برای وجی چوهان گُل بفرستند

!داداش منو ببخش، اشتباه بزرگی کردم

.کانچا چینا این گلا رو برای من فرستاده

.چه گلای قشنگی

!داداش من ببخش، تو رو خدا منو ببخش

این چرا داره ناله می کنه؟

مگه یونیفرمش نماد و سمبل قدرت نیست؟

.جلوی هر کسی رو خواست می تونه بگیره .هر کسی رو هم دلش خواست می تونه بفرسته داخل

.به هر کسی هم خواست می تونه اجازه شلیک بده !دیگه از این غلطا نمی کنم داداش -

.بهش بگین دیگه از اینکارا نکنه

دلش می خواد بمیره؟ نمی خواد مگه نه؟

.دلیلشو ازش بپرسین، از این ببعدم تحت امر منه

.حالا هم برین... ببرینش

.باشه.. حالا برو .ممنون داداش -

.زندگی جدید بهت مبارک

.حالا تو پادشاه بی تاج این شهری

.همه توی شهر دارن سلامتت رو جشن می گیرن ...غیر اون 4 رئیس سابقت

.فکر می کنم وقتی دشمن از حرکت ناامیده تو پا پیش می ذاری

.ولی من دیگه نمی ذارم توی این راه موفق بشی

.من مثل یه دیوار جلوت وامیستم

..چون من پلیس صادقی هستم که تو نمی تونی بخریش

..کسی که با همون حقوق 1500 روپیه اش زندگی می کنه

!قیمتتو ببر بالا

.باید حقوقتونو ببرن بالا

.حقوقتون برای زندگی راحت کمه چطوری ایمانتون رو حفط کنید؟

.اینجا چخبره؟ همه لطفاً بیرون.. بیرون

...مادر

.مادرت هم با همون 500 روپیه توی ماه زندگی می کنه

.سه روزه که بیهوش روی تخت افتادی

.و مادرت حتی یک لحظه هم از کنارت جم نخورده

.تمام مدت نشسته بود و بهت زل می زد

..اونوقت تو اسم تو چیه؟ -

برای چی می خوای بدونی؟

.تو اولین زن بعد از مادرمی که منو لخت دیدی

...وقتی منو می دید یه بچه کوچیک بودم اما تو

..سه روزه که من بیهوشم و کارام رو انجام میدی .برای همین پرسیدم

اسمت چیه؟ .مری مَتیوز -

.منم کریشنا ایار هستم، نارگیل می فروشم

.سه روزه که میام اینجا، آدمات گفتن نرم

..گفتن داداش.. اونا گفتن بهت بگم داداش

.گفتن داداش بهت جایزه میده، منم گفتم جایزه نمی خوام

.فقط همون 325 روپیه خودمو بدین برم

تو می خوای هنوز اینجا وایستی؟

اگه من 325 روپیه رو بهت ندم چی؟

!نه نمی تونی همچین کاری بکنی .من تو رو بلندت کردم و آوردمت اینجا

.اگه 5 دقیقه دیرتر بود، رفته بودی تو آسمونا

.اونوقت باید می بردمت مرده شور خونه

.باشه، 325 روپیه ات رو بهت میدم

...خب کریشنا

.اما باید یه قولی به من بدی چی؟ -

.اگه یه بار دیگه همچین اتفاقی افتاد کنارم باشی

.به امید خدا هیچ اتفاقی برات نمی افته

.اگه هم بخواد بیفته من 5 دقیقه زودترش اونجام

!اگه منو عصبانی کنن، ممکنه کاری دستشون بدم

.اینا گلوله های توی بدنت بودن، الان به دردت نمی خورن

.صبر کن! اونا رو بده به من

.اون فردا مرخص میشه و میاد ما رو بکشه

.همچین اتفاقی نمیفته !از سر راهم برو کنار -

!هی اون فرار کرد

سلام دااری کجا میری؟ !سر قبر بابام -

.برو کنار. انگار هنوز می تونه نجاتمون بده

سلام آقای تِیلین، حالتون چطوره؟

.سلام علیکم .سلام علیکم -

داداش عثمان چطوره؟ همه چی روبراهه؟

..با توجه به این اوضاع، من به نتیجه رسیدم

..که امن ترین مکان برای شما

.جایی که هیچ خطری تهدیدتون نکنه

کجاست آقای پاتان؟ !کجاست؟ -

.بازداشتگاه اداره پلیسه

.سلام داداش حثمان

حالت چطوره داداش عثمان؟

.من مدت زیادی به رئیسام وفادار بودم

.همیشه چیزی رو که بهم می دادن با سود برمی گردوندم

!نه داداش لطفاً منو نکش

!برمی گردم روستای خودمون! قسم می خورم

!منو نکش

.دستتو ببر کنار .لطفاً ببرش کنار

.از اینجا برین.. بیرون

چیه؟ چی شده؟

.جففتون مضطرب بنظر میاین ..نه نه -

...پرستار نگران شده بود که

که من فرار کردم؟ .نه دکتر من فرار نمی کنم

قیافم شبیه آدماییه که فرار کردن؟ هان؟

..اما اگه فردا منو مرخص کنین

.میرم و یه چند تایی آدم می کشنم...

.ببخشید آقا

.محافظات نمی ذاشتن من بیام تو

.همونطور که تو نمی ذاری من از اینجا برم

.زنده باد داداش ویجی

چرا گریه می کنی؟

.گریه نکن. من چهار تا گلوله خوردم اما اشک نریختم

می دونی چرا؟ می دونین چرا؟

.چون شماها در کنارم بودین .شما قدرت منین، قدرت

.هیچ اتفاقی برام نیفتاده، منو ببینین... ببینین

.من خوبم، هیچ طوریم نشده

چی شده؟ .چی بگم پسرم؟ جنازه شوهرم اینجا افتاده -

.اما هیچکس نیست جنارشو به قبرستون ببره

.این حرفو نزن مادر، من هستم

.ما می بریمش قبرستون

.هی خان! هر چقدر می خوای پول دربیار

.اما نذار این بچه ها گوشه خیابون گدایی کنن

.نباید بذاریم کسی سر گرسنه زمین بذاره

.برین واسه خودتون خونه های اعیانی بسازین

اما یه سرپناه هم به فقیرا بدین وگرنه می کشمتون. فهمیدی؟

.من می تونستم پول زیادی بهت بدم

.اما می دونم آدمای مثل تو فقط پول خودشونو می خوان

.اینم پولت دوستم... 325 روپیه خودت

..تو به من دوستم گفتی ..مادرت هم بهم پسرم گفت

.ازت ممنونم. هر کاری بگی می کنم.. هر کاری

.من یه خواهر دارم... شیکشا

هی لنگی پوش! واسه چی وارد دانشکده میشی؟

.داخل دانشجوها دارن می رقصن. برو بیرون

تو منو لنگی پوش صدا کردی؟ (منظور از لنگی پوش مردم جنوب هند هستند)

.حالا یه نگاه به من بنداز

..یه سلام بهم بده .یه بار دیگه اینکارو بکن

تو کی هستی؟ من کریشنا ایار هستم -

.داداشت منو فرستاده تا محافظ تو باشم

.شیکشا خیلی خوشتیپ بنظر میاد

!خفه شو

کریشنا ایار... می تونی بخونی؟

می تونی برقصی؟ می تونی دیسکو برقصی؟

تلگرام باليوود وان @Bollywood1official

.برو برو... هر وقت رقص دیسکو یاد گرفتی بیا

!خفه شین

...شما بچه ها می خواین

منو مسخره کنین؟..

!بهتون نشون میدم

!رقص دیسکو نارگلی رو بهتون نشون میدم. بزن

♪امروز رقص دیسکوی این لنگی رو بهت نشون میدم♪

♪حرکات من، همتون رو به رقص میاره♪

♪تا به ساز من برقصین♪

♪کریشنا ایار نارگیل فروش دوره گرد اومده♪

♪من یه نارگیل فروش دوره گردم♪

♪امروز رقص دیسکوی جنوبی رو بهتون نشون میدم♪

♪حرکات من، همتون رو به رقص میاره♪

♪تا به ساز من برقصین♪

♪کریشنا ایار نارگیل فروش دوره گرد اومده♪

♪امروز می خوام دل تو رو بدزدم♪

♪ببین چطور توی این محفل دل و دینت رو می برم♪

♪ای دختر زیبارو من امروز دلت رو می برم♪

♪ببین چطور توی این محفل دل و دینت رو می برم♪

!خفه شو و برو بیرون

♪من وقتی وارد میشم، خارج کردنم ممکن نیست♪

♪کریشنا ایار نارگیل فروش دوره گرد اومده♪

♪یه نارگیل فروش دوره گرد که اومده برقصونتتون♪

♪با لنگم اومدم همتونو به رقص دربیارم♪

♪من بخاطرت همه کاری می کنم♪

♪من برات هر کاری بخوای انجام میدم♪

♪من بخاطرت همه کاری می کنم♪

♪من برات هر کاری بخوای انجام میدم♪

♪یه طوری می رقصم انگار دارم می میرم♪

♪یه آهنگی برات می خونم که دلت رو ببرم♪

چه اتفاقی افتاده؟ .اتفاقی که افتاده رو دوستات باید برات بگن -

.و اونا هم فرار کردن

پس تو کی هستی؟ .رئیس جدید تو -

.اسمم ویجی ویجی دیناناث چوهان

..اما طرف قرار من که کسی دیگه بود

می دونی برای رسیدن به یه همچین جایی چهار تا گلوله خوردم؟

.فهمیدم داداش، فهمیدم

.من از این ببعد رئیستونم. بفهم داری با کی حرف می زنی فهمیدی؟

.غذا خوشمزه بنظر میاد. با خوردنش حتماً خوشحال میشی، خیلی خوشحال

.اینم یه جوری خوشحاله، انگار عروسیشه

.مادر،بالاخره یه روزی به حرفم می رسین .اما حرفای امروزمو به یاد بسپارید

.شما نمی دونین.. اما این مردم داداشو می پرستن

.آره می پرستنش .مامان بسه لطفاً -

.داداش هم بالاخره به حرف شما می رسه و شما هم میشه لطفاً دهنت رو ببندی؟

!داداش

.بذار داداش صورتتو ببینه

چرا توی چشمای شیکشای عزیزم اشک هست؟ .اینا اشک خوشحالیه داداش -

اون آدمی که براتون فرستادم کریشنا ایار کجاست؟ یام یه؟ -

.داداش خوش اومدی، من میرم اینا رو بذارم و بیام .غذای امروز خیلی خوشمزست

داداش اینو از کجا آوردی؟ کی؟ این پسره؟ -

.اون اشتباهی زندگی منو نجات داد

.اون از امروز اومده که از شما محافظت کنه

مگه من چم شده؟ !هیچی -

.مامان هر غذایی تو دوست داشتی برات درست کرده داداش

.مامان همیشه می دونسته من چی دوست دارم

اما تو تاحالا تلاش کردی بفهمی مادرت چی دوست داره؟

.مامان چی دوست داره؟ بگو بگو .هی کاپور

.اول دستاتو بشور .دستام؟ باشه باشه دستامو می شورم -

.دستام مگه چشونه؟ الان می شورمشون

.دستامم شستم.. ببین

.دستام تمیز تمیزه

.دستات به این راحتی شسته نمیشن ویجی

.اسم پدرت لکه دار شد ویجی تلاشی کردی که واقعیت رو افشا کنی؟

...خودتو ببین ویجی. فقط دستات نه

.روحت، جسمت، قلبت سیاه و کثیف شدن

اینا چیزایی هستن که پدرت یادت داد؟

این بجای تشکر از پدریه که تا لحظه مرگش هم پای حرفش بود؟

!اینا چیزاییه که اون بهت یاد داد؟ .مامان... مادر -

...اون آقا معلم صادق و شریف

.تا لحظه مرگ کتک می خورد کیا ازش تشکر کردن؟

.اونا می خواستن به یه مادر فقیر بی پناه تجاوز کنن

کی گفته که اون ناپاک و کثیف شد؟

یادت نمیاد، نه؟ من برات میگم

!لکه دار شدن اسممون بخاطر ضعفمون بود

.و حقیقت نمی تونه اینو پنهان کنه

.قواعد نمی تونن ضعیف بودن رو شکست بدن

.حتی همین خدای تو هم نمی تونه کاری براش بکنه

.تنها درمانش قدرته، قدرت

الان کسی جرأت داره درباره پدر من حرف بزنه؟

کسی الان جرأت داره نگاه چپ به خواهر و مادر من بندازه؟

.نه... همه از تیکه پاره شدن می ترسن

..آفرین ..پدرت بهم گفته بود

.که انسا ها اول جانور بودند...

.قرن ها طول کشید تا جانور به انسان تبدیل بشه

.اما تبدیل انسان به جانور فقط تو یه لحظه ممکنه

!مامان !بسه.. بسه -

.شام به پایان رسید

،امروز انقدر توی خونه مادرم غذا خوردم .که تا چهار پنج ماه گرسنم نمیشه

!داداش تور و خدا نرو .حرکت کنیم -

.مامان از حرفی که زد منظوری نداشت .نه! اون از قصد این حرفا رو زد -

.از قصد می گفت ..به مادر بگو

.حرفای اون از گلوله هایی که خوردم دردناک تر بود...

.مبارکه مامان. مبارکه .امروز بازم تونستی پسرتو از خونه فراری بدی

!شما؟

چی شده اومدین اینجا؟

.داشتم از نزدیکیای خونه تو عبور می کردم

میشه برام غذا بیاری؟

.بله شما بشینید، من یه چیزی میارم

"اول دستاتو بشور"

"!دستات به این راحتی تمیز نمیشن ویجی"

!من نمی تونم اون غذا رو بخورم. نمی تونم

.میشه غذا رو خرید، گدایی کرد یا دزدید

.اما نمیشه تنهایی رو سیر کرد

.آدم فقط با خوردن سیر نمیشه

.غذا رو باید با عشق داد با عشق

.بعد از چند ماه بود که رفتم خونه مادرم

.از دستپختش خیلی خوشم میاد

اما نتونستم چیزی بخورم. می دونی چرا اومدم بیرون؟

مادرم میگه کارای من اشتباهه. تو بگو چرا نباید دبه شیوه خودم کار کنم؟

چرا من نباید مقابله به مثل کنم؟

.یه بچه کوچیک بودم که اون اتفاقو دیدم

...مرگ پدرم رو به چشم دیدم

.ولی اون کار اشتباهی انجام نداده بود

.من تنهایی جنازشو بردم قبرستون

.اون روز یکی نه، بلکه دو نفر سوزونده شدن

.یکی یه پدر بی گناه و دومی پسر بی گناهش

...پسر بی گناه و معصوم مادرم مرده. هر چقدر می خواد دنبالش بگرده

.اما اون پسر معصوم دیگه بر نمی گرده

.فراموشش کن، اون چیزی که من می خوام رو بهم نمیده

...ممکنه بتونه منو از سر سفره بلند کنه، اما من هیچوقت

....مثل آقامعلم دیناناث نمی شم، هیچوقت

.می دونی چرا اینا رو به تو میگم؟ بذار برات توضیح بدم

...تو خیلی مراقبم بودی

.وقتی توی بیمارستان بودم. فکر کنم بهت عادت کردم

.وقتی گفتم از اینجا می گذشتم دروغ گفتم

.بعد از بیرون اومدن از خونه مادرم، فکر کردم اینجا راحتم

.من خسته ام... خیلی خسته

.برو بخواب، صبح با هم حرف می زنیم

.روستامون اونجاست، یه روز مادرمو برمی گردونم به اینجا

.اونو از روستا انداختن بیرون، باید روستاشو بهش برگردونم

زمانش رسیده، مگه نه پسرم؟

.بله عمو، وقتش رسیده

.وقتش رسیده

!خوکای کثیف

.آقا معلم مدرسه رو سنگسار کردید

!الان نوبت منه بهتون سنگ پرتاب کنم آشغالای کثیف

...قانون من میگه حتی اجازه نده دست راستت

!خلاف دست چپت رو بدونه

.یه مرد قوی در همکاری با یه ضعیف، قدرتشو از دست میده

.برای همینم همیشه دنبال رفقای قدرتمند هستم

.ویجی چوهان برای اعلام دوستی داره میاد اینجا

می خوای با ویجی چوهان هم پیمان و همکار بشی؟

.اگر تو دستشو از این معامله قطع کنی نه

.وگرنه اون گردنتو قطع می کنه فهمیدی؟

.آره فهمیدم

این جشن به چه مناسبتیه؟

.یه ضربه مهلک به رقیبم زدم

..کاری که چهار نفر نتونستن انجام بدن

.تایلین یه نفره انجام داد

یعنی تایلین ویجی چوهان رو کشته؟

بهترین های سینمای هند در سایت بالیوود وان Bollywood1.Co

.من همیشه خوش قولم

.اما امروز دیر رسیدم، معذرت می خوام

.یکی لباسامو کثیف کرد

.با خودم گفتم لباسمو با آب دریا تمیز کنم

.من ویجی چوهان هستم

...و منم

.کسی که تو خونه شیشه ای زندگی می کنه، کانچا چینا

...قبلاً دیدمت. توی بچگی شیشه ماشینتو تمیز می کردم

.وقتی بچه بودم با یه پارچه شیشه رو تمیز می کردم

.الان حتماً اومدی لباس منو تنت کنی

.نه.. نه اصلاً. من نمی خوام لباس تنم کنم

...این خانم باید بپوشه

.برو داخل وگرنه سرما می خوری

درباره تجارت حرف بزنیم؟ .بیا... بشین اینجا -

تو خیلی بلندپروازی مگه نه؟

...من خوب آدمای جاه طلب رو می شناسم

.همه مردم آرزوهای بزرگی دارن

.بعضی وقتا برایرسیدن به آرزوهامون، باید معصومیت رو هم از بین ببریم

تاحالا نشده معصومیت و ضعف کسی رو زیر پاهات له کنی؟

!نشده، شده؟ چرا شده از من چی می خوای؟ -

.روستای ماندوا

توی ماندوا چی می خوای؟

..چیزی که توی هر جای دیگه هم میشه پیدا کرد

.هر جایی که قانون توش معنا نداشته باشه

.تجارت تو خارج از ماندواست. من می خوام کارمو اونجا راه بندازم .می تونیم با هم کار کنیم

.تو می تونی تجارت خودتو بکنی، منم تجارت خودمو

...وگرنه

آدمای بی گناه تو این راه کشته میشن، مگه نه؟

.قبوله، اما یه چیزی یادت باشه

سر راه من قرار نگیر. فهمیدی؟

.توی قانون من مرتکب شدن اشتباه برابر با مرگه

!فقط مرگ .اونجا رو ببین

..برای آغاز دوستیمون

.یه هدیه کوچیکی بهت تقدیم می کنم

.اون دشمنت بود... تایلین

این جای سوختگی روی دستت چیه؟

.وقتی بچه بودم یه پمپ بنزینو آتیش زدم، دستمم همون روز سوخت

.اون پمپ بنزین مال من بود، صورتحسابشو برات می فرستم

.آدرس خیاطت رو هم برام بفرست

.از تیپ و نحوه لباس پوشیدنت خیلی خوشم میاد

♪بچرخ و برقص و آواز بخون♪

♪علی بابا♪

♪علی بابا تمام چهل دزد رو ملاقات کرده♪

♪با این آهنگ همه مردم، شعر شاعر رو می شنون♪

♪هر کس باهات دست دوستی داد، دوست تو نیست♪

♪توی قلبت کیه؟ نگاه تو به سمت چه کسیه؟♪

♪تو می دونی و منم خبر دارم♪

♪دلم نمی خواد اینو به کسی دیگه هم بگم♪

♪علی بابا♪

♪علی بابا تمام چهل دزد رو ملاقات کرده♪

♪رازها نباید دبا همه افراد در میان گذاشته بشن♪

♪هر کس باهات دست دوستی داد، دوست تو نیست♪

♪یکی هست که به شدت مسته♪

♪تشنگی با مستی رفع نمیشه اما آتیش به جونت می زنه♪

♪این تأثیر عشقه♪

♪علی بابا تمام چهل دزد رو ملاقات کرده♪

♪هرمشروبی برای خوردن نیست♪

♪هر کس باهات دست دوستی داد، دوست تو نیست♪

♪بهت اجازه نمیدم از من دور شی♪

♪بهت اجازه نمیدم از من دور شی♪

♪من تو رو همیشه کنارم نگه می دارم♪

♪با موج موهام تو رو پابسته خودم نگه می دارم♪

♪علی بابا تمام چهل دزد رو ملاقات کرده♪

♪همه دوستان بهت وفادار نمی مونن♪

♪هر کس باهات دست دوستی داد، دوست تو نیست♪

♪بچرخ و برقص و آواز بخون♪

♪بچرخ و برقص و آواز بخون♪

♪علی بابا تمام چهل دزد رو ملاقات کرده♪

!کنار... برو کنار! از سر راهم برو کنار

.آنا! وجی چوهان رفته خارج و خواهرش الان تنهاست

.مامان زود برمی گردم نگران نباش

.نیازی نیست مادر نگران شه، من باهات میام

چی؟ تو می خوای دنبال من بیای؟ .بله من محافظ تو هستم پس میام -

.من محافظ نمی خوام، تو هم دنبال من نیا

.ببخشید خانوم، اما من دستور دارم نذارم تنها برین بیرون

به چه جرأتی جلوی منو می گیری؟ روانی احمق سر و ساده

چی؟ تو به من گفتی احمق؟ به من گفتی ابله؟

!قیافه من به احمقا می خوره؟ خوبه تازه از مدرسه فارغ التحصیل شدی

!خودتو با کریشنا ایار مقایسه می کنی؟

!من اِم اِی دارم! ارشد هنر از دانشگاه کِرالا

لنگ پوشیدن منو مسخره می کنی؟

.اولین رئیس جمهور هند لنگ می پوشید

.برنده جایزه نوبل دکتر سی رحمان لباس سنتی می پوشید

.رئیس جمهور وانکاتارمان هم اهل جنوب بود

.لباس و شلوار باکلاس پوشیدن نشون دهنده سطح اجتماعی نیست

.منم از لنگ پوشیدن خجالت نمی کشم

...تو منو مسخره می کنی

چون برای نون درآوردن نارگیل می فروش؟...

منو مسخره می کنی؟ فکر کردی دروغ میگم؟

.صبر کن تا مدرکمو بیارم ببینی

!صبر کن تا ببینی! به من میگه احمق

!از سر راهمون برین کنار وگرنه شلیک می کنم

.تو طعمه ای... اینم از سس روی بدنت

!من داداش عوضیتو از زندان درآوردم، اون سگ عوضی رو

!یه سگ برای اینکار وفادار می مونه، اما اون می خواست منو گاز بگیره

!داداش من یه سگ نیست، شیره... شیر

.تو هم اشتباه بزرگی کردی که با دم شیر بازی کردی

.اشتباه از من نبود، اون بود که می خواست منو امتحان کنه

داداشت عاشق توئه، مگه نه؟

.حتماً میاد اینجا تا نجاتت بده

اما نمی تونه نجاتت بده. می دونی چرا؟

.چون پوستتو می کنم و تیکه تیکه می کنم

.گوش کنین... من برای مزاح نیومدم اینجا

.برای سخنرانی درباره عدالت هم نیومدم

.من اومدم این شهر تا زندگیمو بسازم

.مردم روستای من به بی رحمی معروفن

.اگه کسی نزدیک من یا این دختر بیاد، تیکه و پاره اش می کنم

!این مرد داره یه دخترو اذیت می کنه و شماها فقط مسخره می کنین و می خندین

...شماها مایه ننگ ما جنوبیا هستین .هم فرهنگ و هم غیرتمون

!قبلاً با این دستام نارگیل باز می کردم، اما الان توی بی غیرتو پاره می کنم

!صبر کنین

!تو به من گفتی بی غیرت! با چه جرأتی بهم توهین کردی

تو مگه محافظ این نیستی، نه؟

.ببینیم کی الان از خودت محافظت می کنه

تو یکی از آدمای شتی هستی! بگو خواهرمونو کجا برده؟

از کدوم جاده باید رفت؟ این؟ این؟

.بهشون آرامبخش زدم، کم کم دوباره به هوش میان

...شتی خواهر ما رو گرفته

.اون یه جایی وسط زاغه نشین هاست

.باید از بین 1000 یا 2000 نفر آدم رد بشیم

.آدماش اینا رو بهمون گفتن

.افسر گایتونده رفته تا خواهرو برگردونه

.اما آدمای شتی اجازه ورود بهش ندادن

!برین بیرون... همه بیرون

.اونا خواهر ویجی چوهان رو گروگان گرفتن

.اونا خواهر منو دزدیدن

!داداش

.کریشنا، شیکشا رو از اینجا ببر !نه -

.من تنهات نمی ذارم !گفتم از اینجا برو -

.منو ببین... خوب فکر کن

.این پسره زیادی جنم داره

.اگه بزرگ شد ما رو از بین برد چی

.بسه... بسه داداش

.پلیس کم کم می رسه

!ببینم دیگه کسی جرأت می کنه به خواهر من دست بذاره

!هر کس جرأت کنه تیکه و پاره اش می کنم

پاتان تو اینجا چیکار می کنی؟

.بهم خبر دادن زاغه ها آتیش گرفتن، برای همین اومدم

.زاغه ها خودبخود آتیش نگرفتن! تو اونا رو آتیش زدی

.اینکارو کردی تا مدارکو از بین ببری

.قبل از رسیدن بقیه مدارکو از بین بردی

!مامان منو نشناختی؟ کریشنانم کریشنان؟ -

.مادرجون... اینا عوارض محافظ بودنمه

.نگران نباشید، هم برای بدن من خوب شد هم عقل اون

عقل کی؟ .همون دختره که عاشق دیسکو رفتنه -

.می بینین؟ من از اینرو به اونروش کردم

از یه خارجی، یه دختر هندی ساختم. ظاهرش چطوره؟

♪!عشقم! عزیزم♪ .چی داری میگی؟ من می ترسم -

♪عزیزدلم... من بهت احترام می ذارم♪ .داداشت منو می کشه -

♪عشقم، نفسم، جونم... من بهت سلام و احترام می ذارم♪

.اینهمه اسم برای کریشنان ایار اِم اِی

♪چرا منو نجات دادی؟♪ .وظیفمو انجام دادم -

♪همه کاری برام انجام میدی؟♪ آره -

♪انجام میدم نه، بگو انجام خواهم داد♪ .باشه، باشه. انجام خواهم داد -

♪برای من می میری؟ اوه خدای من♪ .آره می میرم -

تو عاشق شدی !آره تو عاشق شدی -

!ما عاشق شدیم

♪کی می دونست که ما برای همدیگه ساخته شدیم؟♪

کی خبر داشت که ما اینقدر عاشق هم بشیم؟♪

♪من می دونستم♪ ♪بگو می دونستم نه می دونم♪

♪می دونستم، می دونم و خواهم دونست که تو مال منی♪

♪کی خبر داشت؟ کی می دونست؟کی اطلاع داشت که من اینطوری عاشقت میشم♪

♪قلب من مثل یه پاکت نامه بسته بود♪

♪توی این پاکت یه نامه عاشقانه وجود داشت♪

♪"امروز بازش کردم و دیدم نوشته "من و تو برای هم ساخته شدیم♪

♪کی خبر داشت؟ کی می دونست؟کی اطلاع داشت که من اینطوری عاشقت میشم♪

♪می دونستم، می دونم و خواهم دونست که تو مال منی♪

اينستاگرام باليوود وان @Bolly1Official

♪اما چه کنم؟ من مردم غریب و فقیری هستم♪

♪اما چه کنم؟ من مردم غریب و فقیری هستم♪

♪بخاطر همینم هست که من انقدر بهت نزدیک شدم♪

♪بخاطر همینم هست که من انقدر بهت نزدیک شدم♪

♪از هیچکس نترس♪

♪از هیچکس نترس و آزادانه دوستم داشته باش♪

♪کی خبر داشت؟ کی می دونست؟کی اطلاع داشت که من اینطوری عاشقت میشم♪

♪می دونستم، می دونم و خواهم دونست که تو مال منی♪

♪کی می دونست که من به تو دل می بندم؟♪

♪کی خبر داشت؟ کی می دونست؟کی اطلاع داشت که من اینطوری عاشقت میشم♪

چی کار می کنی؟

داری چیکار می کنی؟

چخبره؟

من کار اشتباهی کردم؟ تو رو بد بار آوردم؟

.توی تربیتت کم و کاستی داشتم؟ بهم بگو

توی درس و مدرسه ات برات کم گذاشتم؟

.که می بینم بی شرمانه دست در دست این راه میری

.داداش.. لطفاً حرفتو به من بگو

!نه !اون تقصیری نداره -

.تو، توی این موضوع دخالت نکن

!این بین خونواده ماست، تو دخالت نکن

چرا؟ می دونی چرا فرستادمت یه مدرسه خوب؟

.تا فرق بین خوب و بد رو بفهمی

!تا غلط رو از درست تشخیص بدی خودت فرقشون رو می دونی ویجی؟ -

!شما نمی دونین شیکشا چه کاری کرده

.من کاملاً با عمل شیکشا موافقم

!دارین چی میگین؟ این دو تا دست تو دست هم قدم می زنن

...خدا رو شکر کریشنان هست تا

.برخلاف تمام مشکلات سد راه، با شیکشا ازدواج کنه...

...وگرنه این دختر باید تا آخر عمرش

!بجای سیندور ازدواج، نامه اعمال تو روی پیشونیش می اومد

!چی دارین میگین؟ نه این حرفا رو نزنین

چرا نگم؟

.کریشنا همون پسریه که همیشه آرزوشو داشتم

دارین چی میگین؟ چرا اینا رو میگین؟

.من هیچوقت مثل اون پسر شما نیستم. اون از گوشت و خون خودتونه

.لطفاً حرفای مادرو جدی نگیر. الان یکم عصبانیه

.تو پسرشی... من مشکل این خونوادم و باید برم

.نه تو هیچ جا نمیری

.تو نباید بری، چون پسر خوب مادری

.منم که سیب کرم خورده خونوادم... من میرم

!مادر جلوشو بگیر! نذار بره

.من از این ببعد هیچکسو تو دنیا ندارم

.کل رابطه ام با خونوادم رو قطع کردم

!تو تنها خونواده منی. می خوام باهات ازدواج کنم

با من ازدواج می کنی مگه نه؟

.مادر دهنتو باز کن چرا؟ -

دلیلشو نمی پرسی؟ خب بگو چرا؟ -

.داداش ازدواج کرده

همون دختره که توی بیمارستان سرم داد کشید. یادت نمیاد؟

.همون دختر پرستار که لباسای داداش رو توی بیمارستان عوض می کرد

.اون هم دین شما نیبست، اما عصبانی نشین

آخه تفاوت دین چه فرقی داره؟

...مادر به سر تو قسم می خورم

.یه روز حتماً داداش و زنداداش رو میارم تو این خونه

.باید بهشون خوشامد بگی و براشون دعای خیر بکنی

.مادر لطفاً گریه نکن

.منم مثل پسر خودتم، همه کاراتو خودم انجام میدم

.قول میدم خودم میارمشون، حالا گریه نکن

.من بهت شیرینی دادم، مادر حالا نوبت توئه بهم شیرینی بدی

.یه قطره عسل مگسا رو جمع می کنه

.اگه اون مگس رو نکشی، مگسای بیشتری جمع میشن

.مگسا که جمع بشن، هوا آلوده و کثیف میشه

فهمیدی؟

.می خوام افسر گایتونده از سر راه برداشته بشه

.برو هند و از ویجی چوهان بخواه کمکت کنه

میشه بپرسم چرا اومدی اینجا؟

.خواهر لطفاً شما هم بشین همینجا

...این همسر شما

.مرد قانونه... قانون رو می پرسته

چی توی زندگیش به دست آورده؟

.اون کالاهای قاچاق به ارزش میلیون ها روپیه رو مصادره کرده

و در ازاش از دولت چی گرفته؟

هیچی! دولت چیزی بهش داده؟

انقدر دارین که بتونین دوباره دیوارا رو رنگ بزنین؟

!دارین؟ نه ندارین

.اون خیلی درباره قانون خوش بینه

.اینجا فقط اسمش شهره

.ولی قانونش، قانون جنگله

.مگس میکروبا رو می خوره

.قورباغه مگس رو می خوره

.مار قورباغه رو می خوره

.میمون مار رو می کشه

.روباه در پی شکار میمونه

...و شیر، روباه رو شکار می کنه

.قدرت همیشه برنده است

حرفاتو زدی؟

!نه... من هنوز خیلی حرف دارم

می فهمی؟ .اما وقت ندارم، اصلاً وقت ندارم

تو هم وقت نداری. می فهمی؟

!وقت نداری! انگار متوجه هم نمیشی که وقت نداری

.فهمیدم... متوجه شدم

.تو اومدی لطف منو جبران کنی

.یادمه بهت خبر دادم آدمات می خوان تو رو بکشن

.حالا اومدی بهم بگی که کسانی می خوان منو بکشن

.آره... بالاخره فهمید

می دونی داخل این چیه؟

.داخل این سیندوره، زنم برای نشون دادن متأهل بودنش استفاده می کنه (رنگ قرمزی که زنهای متأهل بر روی پیشانی خود می کشند)

.اون همیشه دعا می کنه من عمر طولانی داشته باشم .اینو با دستای خودش بهم داده

.موقع بیرون رفتن از خونه، اینو همراه خودم می برم

.اگه من بمیرم، دیگه نیازی نیست از این استفاده کنه

.خوب به صورتاشون نگاه کن

.اونا از اتفاقای پیش رو نمی ترسن

.از اتفاق افتادنش هم مفتخرن

...برو و به اون آدما بگو

.که افسر گایتونده آماده روبرو شدن با مرگه...

.آقا معلم

.دقیقاً شبیه به آقا معلم

...مثل دیناناث حرف می زنی

.آقا معلم دیناناث

بابا اون کیه؟

.ویجی چوهان اون یه گنده لاته؟ -

.عصر بخیر آقا

اون ویجی چوهانه؟ آره خودشه .غیرممکنه! نه اون نیست -

.آره اون ویجی چوهان و همسرشه

.ببخشید بله خانم؟ -

.ما نمی تونیم کنار همچین آدمی غذا بخوریم .واقعاً مسخرست

دوست دارید سر یه میز دیگه بشینید؟ .بله! بیا بریم -

!هی کجا دارین می رین؟ !بشینین سر جاتون! بشین

!اوه خدای من

کجا می خوای بری؟

...اینجا ناراحت کننده بود

فقط چون من اومدم کنارتون بشینم؟...

مگه من زیر صندلیت آتیش روشن کردم؟

مگه من آدم نیست؟ انسان نیستم؟

بنظرت من حیوانم؟

یا لباس مناسب نپوشیدم؟ مگه تو این لباسا رو برام خریدی؟

من با سختکوشی اینا رو خریدم، فهمیدی؟

شماها به چی زل زدین؟

هی شماها چرا ساکت شدین؟

حضور من باعث سکوتتون شده؟

.من اومدم اینجا تا پول دسترنج خودمو خرج کنم

حتی کفشامم برق انداختم. تاحالا کفش واکس زدین؟

تاحالا شیشه ماشین پاک کردین؟

!اونوقت برای من قیافه می گیرین

اینا می خوان کجا برن؟

!نه! می خوان چی رو بهم ثابت کنن؟

!که حق با اوناست و من اشتباه میگم؟

!اینا جزو جامعه برتر و باکلاس ترن

!اونوقت من گنده لاتم

!ببخشید آقا من قلدرم؟ -

اون تیکه چی بود به انگلیسی بهم گفتی؟

.پول این لیوانا رو می خوای؟ بیا بگیر

اینم پول... همشو بگیر. چقدر دیگه می خوای؟

.صورتحساب اینا رو هم برام بفرست

.داداش، الان برامون مسجد هم ساختند

!گنده لات... من قلدر و لاتم؟

.من رفتم بهش بگم زندگیش در خطره

!اونوقت به پسرش میگه من لاتم! گنده لات

.نشونش میدم لات یعنی چی

.همینجا بمونین، خبرچین می خواد منو تنها ببینه

.بابا... بابا

.نه! لطفاً بهش صدمه نزنین

!خب... پس مخفیگاه های کانچا چینا رو می گردی

.خون روی یونیفرمت چقدر قشنگ میشه

.کانچا چینا می خواد صدای ضجه هاتو از پشت تلفن بشنوه

!هه جناب افسر! چه زود غش کردی

ویجی چوهان؟

.شما سفیدا همیشه با دغلکاری پیش می رین

.و همیشه هم به ضعیفا حمله می کنین

.این افسرو گول زدی تا بیاد اینجا

.سالها قبل، یه زن بیوه معصوم رو هم توی پمپ بنزین کشوندی

.تو گول زدی! می خواستی بهش تجاوز کنی

!چرا الان ساکتی؟! حرف بزن !بگو... حرف بزن خوک کثیف

.هی اینجا رو نگاه کن... یه بچه 12ساله برای همیشه قیافتو عوض کرد

.اما تو اصلاج ناپذیری

.اون ویجی 90 سانتی، حالا شده ویجی 190 سانتی

.اما تو هیچ فرقی با اون زمانات نکردی

تو همون پسر بچه ای؟

.داخل این ظرف سیندوره. اما تو از قدرتش خبر نداری

.این افتخار و سرافرازی یه زن هندیه

.بذار تا قدرتشو بهت نشون بدم

.داداش کانچا چینا پشت خطه

!هی... کانچا

می خوای صدای ضجه های افسر پلیس رو بشنوی، نه؟

...خوب گوش کن

شنیدی؟

.این فقط ضجه بود... حالا صدای واقعی رو بهت نشون میدم

.عجب سر و صدایی به پا کردی ویجی چوهان

...بچه ها رو اذیت می کنه

!قلدر عوضی

.من تو رو برادر خودم می دونستم

.من بعنوان داداشم خیلی بهت احترام می ذارم

تو یه روزی منو دوست خودت می دونستی. رفاقتمون تموم شد؟

من خانوادت نیستم. مادر و خواهرت چی؟

.سه ماهه که باهاشون یه کلمه هم حرف نزدی

.خواهر و مادرت ناراحتن، منم ناراحتم

.من می تونم ازشون مراقبت کنم

.اما اگه اتفاقی برای همسرت بیفته نمی بخشمت

.اون اومد خونه ما

.اون اومد و گفت من بچه نمی خوام

.توی خونواده ما باید بچه باشه، وگرنه به حساب همتون می رسم

.حالا ببین

تو رفتی دیدنشون؟ بگو ببینم رفتی دیدنشون؟ .آره -

!همه دنیا از کارات خبر دارن الا من

.من از هیچی خبر ندارم... هیچی

به کریشنا چی گفتی؟ چی بهش گفتی؟

..می خوای بچه رو سقط کنی؟ می خوای بچه رو بکشی

...اگه اتفاقی برای بچه من بیفته، من

آره منو می کشی، مگه نه؟ زود باش... بکشم

.بکشم... بهم لطف هم می کنی

.حداقل با یه ضربه روحی جسمی بچه ام نمی میره

.نمی خوام بچه امون بزرگ بشه و به تو بگه قلدر

اونوقت می خوای چیکار کنی؟

می خوای بچه رو دعوا کنی؟ یا خودتو بکشی؟

!خودتو ببین... ببین چقدر عوض شدی

...زمانی که پسر اون افسر بهت گفت گنده لات

.منو بردی زاغه نشین ها...

.می خواستی بهم ثابت کنی تو خدایی، نه یه لات

...اما تو خدا نیستی ویجی، خدا توی وجود اون بچه ای بود

.که قول داد روستا رو به مادرش برمی گردونه

روستا چی شد؟ هان؟ روستا چی شد؟

.من اون روستا رو می خوام ویجی

..اما اگه بلایی سر بچه من بیاری

..می کشمت

.خودم می کشمت

...داداش، اگه توی بمبئی جنس کم اومد

.اونوقت می تونین از حقوق من کم کنین

.همه رو یه کاری کردیم، که بدون مشروب نتونن دووم بیارن

.خدا پدر و مادرت رو لعنت کنه

.شما بی شرفا همه رو اینجا معتاد کردید .گمشو از اینجا برو -

!می خوای منو بزنی؟ خوک کثیف

اینجا خونه منه... خونه فقیرانه من !سگ گدای دروغگو -

!از تو فقیرتر ندیدم

!بیا بهت یه روپیه بدم. لعنت بر اون پدرت

.اینجا قبلاً مدرسه بود، بچه ها توش درس می خوندن

درس خوندن آخه به چه دردی می خوره، مگه نه؟

.الان دیگه هر بچه ای که به دنیا بیاد واسه من کار می کنه

!از آدم رذلی مثل تو فقط همین چیزا برمیاد

.بخاطر همینم بچه دار نشدی .گمشو -

!تا آخر عمرت خواجه می مونی

.اینجا هم فاحشه خونه روستاست.. چشم و چراغ روستا

.قبلاً فقط یه فاحشه توی روستا داشتیم

.اما الان تمام زنها اینجا کار می کنن

.مادر خودشم یکی از اینا بوده .فرقی نداره، فقط قراره تختمون رو گرم کنن -

!یه روزم زن خودت میاد اینجا تا تخت مردای دیگه رو گرم کنه

!خفه شو مرتیکه بدبخت !کثافت لجن -

.چرا اینجا ایستادین؟ آهان دارین این خونه رو می بینین

...اگه این خونه رو نسوزونده بودم

.خودمو می سوزوندن! یه آقا معلمی اینجا زندگی می کرد

.معلم دیناناث... آرزو داشت اینجا رو تبدیل به بهشت کنه

.من و کانچا گفتیم اون عقلشو از دست داده

.یه روز هم براش یه پاپوش دوختیم

.احمق، تا آخرش هم سر حرفه و عقیده خودش موند

یه وقتایی با خودم فکر می کنم زن و بچه اش چی شدن؟

.بیچاره ها حتماً یه گوشه خیابون دارن گدایی می کنن

.یه باد قوی داره می وزه، مواظب باش باد نبردتت

.دینکار رائو.. باید شروع کنی به درگاه خدا دعا کردن

.یا 5 میلیون روپیه پرداخت کنی

!پنج میلیون؟

!پسر من

.چرا منو نگاه می کنی؟ بیا.. بیا تا دنیا رو بهت نشون بدم

.اینطرف اونطرف رو ببین

.داداش مبارک باشه.. دینکار رائو تحت بازداشته .پنج میلیون رشوه رو نداره بده

.گورا از هند برنگشته.. دینکار رائو هم جواب تماس نمیده

.معلوم نیست لیلا کجا رفته

.کانچا چینا داره برمی گرده هند

!شما جون منو نجات دادی داداش .لطفت رو هیچوقت فراموش نمی کنم

دینکار رائو داری زمینو لیس می زنی؟ .پاشو من این بالام نه اونجا

.بیا اینم پول... بگیرش

.من جونمم براتون میدم داداش

!اول برای جونت التماس می کنی، حالا می خوای به پای من بریزیش

!تو چیزی نداری که به من بدی. داری؟

.چرا دارم. سند مالکیت خونه های روستایی دست منه

اون زمینا مال توئه یا مال بابات؟

.اونا مال مردم روستا هستن

.این سندا رو برای رهن و گرو پیش من گذاشتن .منم اونا رو به شما میدم

.اونا نمی دونن سندا رو وثیقه شما گذاشتم. بهم اعتماد دارن

.منم به شما اعتماد دارم، تا وقتی پولتون رو برگردونم

.اگه بخواین، یه کاغذ سفید رو براتون انگشت می زنم

.باشه بزن .اینم کاغذی که انگشت زدم -

.پول رو برای افسر پاتان می برم تا زندگیمو نجات بدم

.خیلی ممنونم داداش

.رفتش! اون خوک کثیف رفت

!با 5 میلیون تابوت خودشو خرید

.اون کاغذ سفید امضا، الان سند ماست

.اون زمینای روستا رو فروخته

.میرم و روستاییا رو از خونه هاشون می اندازم بیرون

.روستاییا هم پدر این مرتیکه رو درمیارن

قراره همین کارو بکنیم، مگه نه ویجو؟

...بیا عمو ..این سنگو بگیر و پرتش کن

.خونه شیشه ای کانچا چینا رو با همین میاریم پایین

.مرتیکه آشغال! زمینای روستاییا رو فروختی

مگه زمینا ارث پدرت بود؟

!بزنیدش! بزنیدش

.حتی توی فاحشه خونه هم امنیت نداری

!مردم خوب حالت رو می گیرن عوضی

!فرار کن سگ حرومی

.پس باد بالاخره تو رو برد

.بهت گفتم مراقب باش باد نبردتت

.الان دیگه همه چیزتو برده

چرا منو گول زدی؟

...توی رویاهای شبای مستیت

.با خودت فکر می کردی خونواده آقا معلم گدا شدن...

.اشتباه می کردی

ویجی چوهان؟

.اسم کامل من، ویجی دیناناث چوهانه

!اون سگ حرومی مرد! خوک زاده

!تو چیکار کردی؟

.توی جنگ بین مار و میمون، مار می میره

.مار مرد، الان نوبت میمونه که بمیره

.میمون می خواست به صاحب مار خیانت کنه

..مگه نگفتی بخاطر تجارت

با دشمنت هم دوست میشی؟.. مگه اصول تو همین نبود؟

.تو اصول تجارت منو خوب یاد گرفتی

.اما هنوز پایان کار رو ندیدی

.پایان کار رو تو باید ببینی

.تو باید ببینی

.بیست ساله که مثل مار اینجا چنبره زدی مگه ملک و املاک پدرته؟

چی به مردم این روستا دادی؟

.حتی روشنایی رو از این مردم گرفتی

.کم اذیت این مردم نکردی.. ببین

.اینو ببین... خوب نگاش کن

.از این آدما، مستای خمار ساختی

...این دخترا رو ببین ...اون بچه ها رو نگاه کن

..اینا کجا زندگی می کنن، اونوقت خودت به کجاها رسیدی

.اینا سقف بالای سر ندارن، اما تو توی تاج محل زندگی می کنی

.اینا لباس ندارن تنشون کنن، اما تو هزار دست لباس داری .حتی برای منم لباس تهیه کردی

.میگه پایان کار رو ندیدی

.فهمیدم... الان فهمیدم که تو چی می خوای

.دینکار رائو رو ناکار کردی که به من برسی

.می خوای همقد و قواره من بشی.. تاج محل منو می خوای

.اما یه اشتباهی مرتکب شدی ویجی چوهان

.با از بین رفتن من، تو حتی چهار قدم هم نمی تونی تنهایی برداری

..این زمینی که تو روش قدم گذاشتی ..این زمین همونجاییه که به لطف من زندگی توش جریان یافته

.چرت و پرت نگو... حرف مفت نزن

.شروع زندگی نه، شروع مرگ تدریجیشون بود

.تو کشتیشون .اون معلم دیناناث معصوم رو کشتی

معلم دیناناث؟

تو از کجا می دونی؟

کانچا، اینجا نقطه قوت تو بود نه؟

.این آدما مجبور به گوش کردن به حرفت بودن

.اما تو خودت شنونده خوبی نیستی

.نه می دونی و نه یادت میاد

.روز اول ملاقاتمون، اسم کاملم رو بهت گفتم

.اسم من ویجی دیناناث چوهان

اسم کامل من اینه... فهمیدی؟

.حالا متوجه شدی

.دست راست نباید از خلاف دست چپ خبردار بشه

...چیزی که تو نمی دونی

.اینه که به زود به آقا معلم می پیوندی

چرا وقتی تفنگ دستته مطعل می کنی؟

.با پا پی کشیدن، زمان به عقب برنمی گرده

!برمی گرده؟ نه

.و من با یه بازی به این آسونی گیرت انداختم

.من کیش و ماتت کردم پشت سرتو ببین

.اگه می خواستم، در جا می کشتمت

.اما دشمنای من نباید به این راحتی بمیرن

.من 25 سال برای رسیدن به تو صبر کردم

.ببریدش، کاری کنید توی زندان بپوسه

.اما دادگاه به شاهد نیاز داره

.من تمام شواهد رو دارم کانچا

.من شواهد تمام خلافای تو رو دارم

!لیلا تو هم

.لیلا نه... من شانتی هستم

.تو از مادر چاندا بای کمک گرفتی تا معلم رو از بین ببری

.ویجی از دختر چاندابای کمک گرفت تا تو رو از بین ببره

!دختر چاندابای؟ ..آره، شانتی همون دختره -

...دختر چاندابای

.از هر دست بدی، با همون دست پس می گیری

.اینا اصول اولیه تجارت هستن

.وجی چوهان.. شاید تو یادت رفته باشه

..اما وقتی برای اولین بار دیدمت

بهت گفتم مجازات خیانت به من مرگه. یادته؟

.عوضیا! حالا که قدرت دست اونه ازش معذرتخواهی می کنین

.باید به دست و پای مادرش بیفتین

.شما مادرشو بیوه کردین، از اون معذرت بخواین

.احمقا! برین ازش معذرت بخواین ...برین

.مادر باید قول بدی هر کار میگم بکنی

چی؟ .باید قول بدی -

!نه باید قول بدی به حرف من عمل کنی

.باشه، قول میدم به حرفت گوش کنم

.بگو چی شده !امیدوارم 1000 سال عمر کنی -

یادته گفتم داداش ویجی و زنش رو میارم تو این خونه؟

.داداش اینجاست

.اون با زن و پسرش اومده اینجا

.امروز روز جشنه، لطفاً ویجی رو سرزنش نکن

.اون دیگه خلافو گذاشته کنار .عوض شده، قسم می خورم

.این فقط خاک روستای من نیست

.خون پدرم هم باهاش قاطی شده

.روستا رو پس گرفتم. لکه ننگ اسم پدرمو برداشتم

.کار من تموم شده

...ای خدا کاری کن

.که خون هیچ بی گناهی روی این خاک نریزه

.ببین.. همه روستاییا اومدن اینجا

.ازش معذرت بخواین... به پاش بیفتین

.ببین ویجی، به دست و پای مادرت افتادن

.این بچه خونواده ماست

.نباید کاری کنی که مادرت اشک بریزه

.نباید کاری کنی من و عمت گریه امون بگیره

...اگه ما رو ناراحت کنی !نه نه نمی زنمت، باباتو می زنم

.این بچه مال خونواده منه

امیدوارم ببخشیدشون کی اونا رو بیرون کرده؟ -

.ویجی اونا رو از روستا بیرون کرده

.الان به دست و پای شما افتادن

.اون گفت روستا رو به شما برمی گردونه

.ویجی روستا رو برای شما خرید

.بیاین برگردیم روستامون

.آره... بیاین هممون برگردیم

.خانم شانتی به عنوان شاهد در دادگاه حضور یابند

♪خدای گانپاتی داره با ما به روستا برمیگرده تا صلح رو بیاره♪

♪...هر کس به آرزوی دلش رسیده♪

♪..و حالا همه دور هم جمعیم♪

♪خدای گانپاتی داره با ما به روستا برمیگرده تا صلح رو بیاره♪

♪...هر کس به آرزوی دلش رسیده♪

♪..و حالا همه دور هم جمعیم♪

♪خدای گانپاتی داره با ما به روستا برمیگرده تا صلح رو بیاره♪

...به دلیل کمبود شواهد کانچا چینا از تمام جرائم تبرئه میشه

♪خدای گانش توی خونه هممون مهمانه و شادی میاره♪

♪تمام شهر گلبارون شده و به دور تو می رقصن♪

♪همه به دور تو می رقصن♪

♪اون همه انسان ها رو دوست داره♪

♪همه در مقابل برابر و یکسانن♪

♪همه جا سرای اونه و همه در مقابلش برابرن♪

♪ما شادیم و خوشحالیم و او رو پرستش می کنیم♪

♪گانپتی دعاهای ما رو بشنو و بهمون جواب بده♪

♪این فصل زیبا شادی رو به ارمغان آورده♪

♪خدای گانپاتی داره به سمت دیگه میره♪

♪اون دعاهای ما رو با خودش به سمت خدای بزرگ می بره♪

♪دعاهای هیچکس بی جواب نمی مونه♪

♪هیچ روزی به خوش یمنی امروز نیست♪

♪ابرها توی آسمون هستن♪

♪وقتش رسیده که گانپتی رو در آب قرار بدیم♪

♪لطفاً تمام اشتباهات و نادانی های ما رو ببخش♪

♪خدای گانپتی با ما به روستا میاد تا صلحو بیاره♪

♪همه به آرزوهاشون رسیدن و الان کنار هم هستیم♪

.کریشنا تو حالت خوب میشه. هیچیت نشده

دکتر کجاست؟

.دکتر اون زخم خیلی عمیقی برداشته .لطفاً زود معالجه اش کنید

.کریشنا هیچ اتفاقی برات نمیفته، من کنارتم

..عجله کنین .ببینین آقا، پرونده ایشون مربوط به پلیسه -

.اول گزارشش رو به پلیس بدید، بعد تشریف بیارید

.اما اون وقت زیادی نداره .اگه سریع معالجه اش نکنید می میره

خب که چی؟ من چیکار کنم؟

!تو چی گفتی؟

چی گفتی؟! می دونی داری با کی حرف می زنی؟

.داری با ویجی چوهان حرف می زنی .اگه یه مو از سرش کم بشه، می کشمت

...اون داداشم یا رفیقم نیست از اینا بالاتره.. می فهمی؟

...اون.. اون داماد آینده ماست

.یه کاری بکن دکتر، لطفاً براش یه کاری بکن

چی می خوای؟

خون منو می خوای؟ پول می خوای؟

.هر چی بخوای بهت میدم

.اما اگه اون بمیره، منم می میرم

.کار منم تمومه

.اون گنده لات نیست

اون پسر محبوب مادرمه. پسر محبوب، می فهمی؟

.اون یه آدم بی گناهه، تو رو خدا کمکش کنید

.بهت التماس می کنم

.ویجی چوهان بهت التماس می کنه! یه کاری براش بکنین

.باشه... پرستار

.ببریدش اتاق عمل .عجله کنین -

اينستاگرام باليوود وان @Bolly1Official

.این گلها برای شماست آقا

.قول میدم تمام نیروهام رو به کار بگیرم

.قول میدم تمام تلاشمو بکنم تا اونا رو آزاد کنم

.قول میدم هیچ اتفاقی براشون نیفته، هیچ اتفاقی

درباره چی حرف می زنی؟

ویجی... یعنی نمی دونستی؟

.کانچا چینا اونا رو اسیر کرده

.خواهرت، مادرت، زن و بچه ات همه اسیر اونن

"مسیری از میان آتش"

.ویجی، تو قبلاً به من کمک کردی

.منم توی کمک به تو درنگ نمی کنم

.تو نباید دخالت کنی

.تو نباید دخالت کنی

پس اینو مسئول روستا کرده، آره؟

آره من محافظ روستام. می خوای منو بکشی؟

.به من دست نزن حرومی! دارم حرف می زنم

تو می خواستی خونواده معلم رو از صفحه روزگار پاک کنی؟

می خوای به من شلیک کنی؟

.یه روز من و تو هم به این خاک تبدیل میشیم

.این حرفو آقا معلم یادم داده

.پسرش به حسابت می رسه

.اون میادش حالا ببین

.اومدش... ببینین عوضیا. اون امد

.تو یه آدم متوهمی، فکر می کنی از آسمونا کمک میرسه

.آره تو خودت دیوونه ای، من درست میگم. اونجا رو ببین

.ویجی اومد... ویجی من اومد

.ویجی چوهان... بهت گفتم که اصول تجارتمو بهت یاد میدم

.اما هنوز پایان کار رو ندیدی

.حالا پایان کار رو ببین

.خوانوادت باید تاوان اشتباهات تو رو بدن

.اگه جرأت داری بیا جلو

!من بهش قول دادم که همیشه کنارش باشم

چرا وایستادی ویجی چوهان؟

مگه نمی خواستی راهتو از بین آتیش پیدا کنی؟

.چی جلوتو گرفته؟ بیا و خونوادتو نجات بده

.تو 25 سال توی آتیش سوختی، حالا بیا مادرتو نجات بده

.بیا و زنت رو نجات بده

.بیا و پسرتو نجات بده

.بیا خواهرتو نجات بده

!زود باش بیا جلو

...زنداداش

.می کشمت عوضی

...ولم کن برم

.بیا بریم خونه مامان

.من از میون آتیش گذر کردم

.من جنازه پدرمو روی چرخ دستی بردم

.سنگین بود

.مادر من خیلی کوچیک بودم اما جنازه بابا رو تا قبرستون بردم

.سنگین بود اما تونستم

.تو این مسیر باید از دریایی از اشک، عرق و خون عبور کرد

.باید از مسیر میان آتش رفت

.من... من اون زمان نمی فهمیدم، اما الان متوجه شدم

.اینو ببین مامان، رسیدیم خونه

.بیا بشین

.ما رسیدیم

...باید خیلی کارا انجام بدیم

..برای مِری، کریشنا

..شیکشا و پسرم

.باید برای روستا برق بیاریم

...مادر

.من از غذاهایی که می پزی خیلی خوشم میاد

برام غذا می پزی، نه؟

.دستامو نگاه کن مامان

.ببین چه دستامو تمیز کردم

.من آدم بدی نیستم مامان

.من لات بی سروپا نیستم

.من قلدر نیستم

...داداش

...نه... نه

!تو چیکار کردی! ببین چیکار کردی

.تو هیچی بهم ندادی، من فقط همون داداش رو داشتم

!ببین چیکار کردی

!پنج دقیقه! من بهش قول دادم 5 دقیقه زودتر برسم

!نمی تونستی پنج دقیقه صبر کنی؟ فقط 5 دقیقه

.پسر من قلدر نیست

.اون لات نبود

..اون لات نبود، گنده لات نبود

:مترجم Goddess

بالیوود وان Bollywood1.Co

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.