Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
!بگو دی.سی
چطوری شد؟
.مطمئنم خوب شده، عزیزم
...اینو میگی و بعد چشمام
...باز نیستن یا موهام
.نه، خیلی خوب شد
بدون شک میشه روی .دیوار جدید گذاشتش
...حس میکنم
.که قرار نیست زیاد تو جای جدید بمونیم
.گرگ، فکر میکردم بازنشسته شدی
هنوز میخوای پرواز کنی؟
،خب، به عنوان خلبان نه .به عنوان مسافر
...اگه زیاد یه جا بمونم
.بدنم به خارش میافته
.درکت میکنه - .آره -
میخواد دنیا رو بببینه .و دوستا عصبانی میشن
.آره - .انگار که خیلی دوست داریم -
.به زحمت همسایهها رو میشناسیم
.خب، همدیگه رو دارین
دیگه دوست میخواین چه کار؟
میدونی، چند تا .فرم برای امضا کردن دارم
بریم داخل؟ - .آره -
...وسایلتون سالم منتظرتون هستن
.وقتی به دی.سی برسین
.ممنون
.شما خیلی راحتش کردین
.آره، استلا، ممنون، واقعا میگم
...ما در اوریان میگیم، موفق باشین
.هر جا که سرنوشت شما رو میبره
!بله
:مترجمین « Highbury » « AbG ســــروش »
.یکی مثل تو رو پیدا کردم
بازنشستهـس و .خانوادهای نداره
.خلبان سابق هواپیما بوده
...زندگی آرومی داشتن
.و این هفته دارن میرن دی.سی
.خب، اسم هم داریم
بله، مادلین تالیور .و گرگوری فلین
.مادلین
.مثل کتاب بچهها، چقدر ناز
.باهات تماس میگیرم
.بله، ممنون
خب، بردی به نظر میاد ...تو و من قراره با خانم
.کین همسایه بشیم
رسانهی اینترنتی دِیمووی با افتخار تقدیم میکند DayMovie.Co « نایتمووی سابق »
:فصل هفتم، قسمت نهم « خدمات جابهجایی اوریون؛ شمارۀ 159 »
.زود باش، میمون کوچولو! عجله کن
.خانواده سالتمان منتظرن، دوباره
میخوای برسونیش؟
...هنوز یاد نگرفته وقتشناس باشه
اما در مورد نقل و انتقال .اجسام میتونه یه کتاب بنویسه
.خب، بدون اون هیچجا نمیره
واقعا؟ - ...برم برسونمش -
اما اگه قهوه میخوای .بخوریم یه ثانیه دیگه برمیگردم
.میکروفون توی عروسکه
حالا چطوری باید اطلاعات ...بدست بیاریم؟ و
.لطفا نگو از دکتر کواکنشتاین
...روشهای اسکویک غیرمعمول
.اما موثرن
ایلیا رو به حرف ...میاره و وقتی اورد
.به اطلاعاتی که لازم داریم میرسیم
با آر.ام.تی آشنایی داری آقای کوسلوف؟
درمان بازیابی حافظه؟
.خیلی غیرمعموله
برخی حتی تا این حد پیش ...رفتن و بهش میگن علم بیخود
.اما به نظرم آینده همینه
.و همینطور راهی به گذشتهـس
...برای این جلسه از مخلوطی از
...داروها و هیپنوتیزم استفاده میکنم
تا شما رو به یه .خواب شفاف و روشن ببرم
...البته خطراتی هم داره
اما به خاطر همین .بهتون آرامبخش میزنیم
...حالا، دوستتون میخواد
.شما به 1991 برگردین
...بیاین برگردیم
...به روزی که کاتارینا روستوا
...اومد پیش شما
.و گفتش که زندهـس
.چه زمانبندی خوبی
برای چی؟
...قهوه، راستش
.ببخشید، منتظر یکی دیگه بودم
.اوه
خب، دلمون نمیخواد که یه قهوه خوب هدر بره، مگه نه؟
...نمیدونم چطوری، اما اون زن
.خیلی ازم جلوتره
...استاینهیل رو کشت
.یکی از دوستای عزیزم رو گرفته
گفته که دنبال یه .سری اطلاعات خاصه
دوستت داره؟
.داره
و هر کاری لازم باشه .انجام میده تا بهش برسه
.مجبور نیستی این کار رو بکنی
.متاسفانه مجبورم، عشقم
...زمان خیلی کمی داریم
.اما به لطف حوالهدارش، یه سرنخ داریم
.خدمات جابهجایی اوریون
بهشون پول داده تا براش ...یه هویت جدید
.یه خونه و یه زندگی جدید جور کردن
نمیدونم کجاست یا ...وانمود میکنه کیه
.اما خدمات جابهجایی اوریون میدونه
این زن توی پاریس کی هست؟
.هنوز اسمشو بهم نگفتی
مردی که اون دزدیده .برام مثل یه برادر میمونه
.حقمه که بدونم
دنبال آدمایی میره .که برات اهمیت دارن
.به دوستت آسیب میزنه
اگه بتونه به اون آسیب بزنه .میتونه به ما هم بزنه
اتفاقی افتاده؟ تهدید شدی؟
فکر کردم اف.بی.آی .داره ازت محافظت میکنه
...این شرکت، خدمات جابهجایی اوریون
.از اونا برام بگو
...تا الان، ردینگتون زمزمههایی
...در مورد افرادی شنیده
...که به بدترین آدما کمک کردن ناپدید بشن
...آدمکشها، خیانتکاران
.زنی که اونو در پاریس دزدیده
.پیداشون کنیم، اونو پیدا کردیم .چقدر براش راحت میشه
آره، به چیزی ...که میخواد میرسه اما در عوض
ما مجرمانی که اوریون جلوی .چشم همه قایم کرده شناسایی میکنیم
.و شرکتی از قاتلان رو دستگیر میکنیم
اوریون فقط برای .مشتریانش هویت جعلی جور نمیکنه
...افراد بیگناه رو میکشه
و هویتشونو .به مشتریانش میده
پس اگه ردینگتون اسم ...اوریون رو فهمیده
چرا خودش پیداشون نمیکنه؟
اوریون یه شرکت مالی .پوششی که نمیتونه دنبالش بره
،چیزی که داره یه اسم ...یکی از مشتریان اوریون
دزدی که دنبال یه .هویت جدیده، سوفیا برک
،باید فرار کنم .جایی برم که پیدام نکنن
...باور کن، جایی که میفرستمت
.هیچکس دنبالت نمیگرده
.باشه، برک یه دزد جواهره
.میلان، هنگکنگ .مبادله الماس در تلآویو
...حالا، موقعیتش مشخص نیست
،اما به نظر میاد ...شریکش دستگیر شده
وقتی سعی داشتن ...درسدن سبز رو بدزدن
.که بزرگترین الماس سبز دنیاست
به نظر میاد منتظر محاکمه .در دادگاه بروکلین ـه
.شاید به خاطر همین هویت جدید میخواد
.نگرانه که شریکش لوش بده
.امیدواریم حق با اون باشه
.با پارک به بروکلین برین تا متوجه بشین
.مامور کین
خب این برای شما .از طرف ساختمون هور اومده
...باشه، اگنس گفته
.یه روز توی پارک جسد دیده
خدای من، حتما .خیلی وحشتناک بوده
.آره، حسابی ترسیده
...پرستارش چیزی ندیده
...اما توی پارک جشن تولد بوده
...و اداره پارک بهم اسم
خانوادهای رو داد که .اونجا رو اجاره کرده بودن
چیزی دیدن؟ - ...مامانش دیده -
اما خیلی ترسیده که .بتونه کسی رو شناسایی کنه
...پس امیدوارم بتونم
.از فیلم تولد یکی رو شناسایی کنم
.صبر کن، وایستا، اونجا
.برگرد
.اسلحه همراهشه
میدونی کی هستن؟
.نه، اما بالاخره میفهمم
...ایلیا
...میدونم غریزهـت اینه که بجنگی، اما
میخوام بدونی ...که هر چقدر سختتر مبارزه کنی
.بیشتر به آرامش میرسی
.هر چقدر بجنگی، زودتر تسلیم میشی
.انگار که شناور باشی
و با شناور بودن .تمام سختیها از بین میره
.شناور میشه، کاملا شناور
...میخوام نفس رو بدی تو
.و بیرون
...تو
.و بیرون
.تصویر خودتو واضحتر و روشنتر کن
.روی تصویر خودت تمرکز کن
.خود امروزت نیستی
.خودت در 1991 یی
.یه مرد جوان
...روزی که فهمیدی
.کاتارینا روستوا هنوز زندهـس
...به خودت نگاه کن
.به عنوان یک مرد جوان
میتونی ببینیش، ایلیا؟
.اونجاست
.خود تویی
...ازت میخوام چشماتو باز کنی
...و وقتی باز کردی
تصویر اون زن جوان .برات خیلی واضح میشه
.حالا باید چشماتو باز کن
هر وقت حاضری؟
...سه
...دو
.یک
برای تشخیص چهره وضوح کافی داره؟
.آرام میگه نه
تصویر رو ...برای تمام دفاتر اف.بی.آی در سرتاسر جهان فرستادم
تا ببینیم میشه این .مرد رو شناسایی کرد یا نه
.سه مامور و یه جسد و اگنس
ای کاش باورم میشد .که تصادفی بوده
...اگه این آدما برای همون زن کار میکنن
،که ردینگتون رو دزدیده اونی که مرده کیه؟
و اگه اونی که مرده برای اون زن کار میکنه، کی کشتش؟
.تا وقتی بورک رو پیدا نکنیم نمیفهمیم
شریکش بهمون سرنخی داده؟
بهمون اسم مردی .که جواهرت رو براش آب میکنه داده
.ریچارد پوتاش
.بله، همه چیزو آب کردم
.حسابها، سهام و اوراق قرضه
...ردینگتون از شهرت پوتاش باخبره
.و به پختوپز علاقه داره ...انگار که
یه جور رستوران زیرزمینی داره .و مدام میره اونجا
.ردینگتون همونجا به ملاقاتش میره - .منم میرم -
...اگه بتونه ما رو به کسی برسونه
که اون آدما رو سراغ بچهـم .فرستاده، میخوام خودم بشنوم
.خدایا
.باید بگم، خیلی گیج شدم
یه آخر هفته طولانی ...در خونهی موقتم در مونتارته
.برای دعوت یک آدم خاص بودم
...این سرآشپز، راسموس ری
یه آدم خیلی برجسته .در زمینهی غذاست
.نه رستوران داره و نه منو
.کلی نوآوری بکر و تازه
به ظاهر تنها وقتی ...این مهمانیهای شام رو ترتیب میده
...که خلاقیتش گل میکنه
.که برای امشب به نفعمون میشه
.فقط به پیدا کردم دلال برک علاقه دارم
.آه، سرهنگ
.مثل همیشه خوشتیپ شدین
اون کیه؟
.یه سرهنگ معمولی
.فکر کنم اون دلالمون باشه
.آقای پوتاش
شنیدم که شما کسی .هستین که دزدا رو میشناسه
ببخشید؟ شما رو میشناسم؟
هنوز نه، اما ...همدیگه رو میشناسیم
.به خاطر کلی پول کثیف - جدی، الان؟ -
.نمیدونم چطوری پول تمیز دربیارم
.ریموند ردینگتون
ریموند ردینگتون معروف؟
.و ایشون هم لیدیا دارت هستن
.از دوستان و مشتری هستن - .همینطور علاقهمند به هنر -
.فهمیدم که شما هم در هنر دستی دارین
.میگن که منابع زیادی دارم
خب شما دنبال چه جور چیزی هستین؟
رفقا، دخترا، کسایی .که دو نفر نیومدین، من سرآشپز راسموس ری هستم
.به مهمانی خوراکی خوش اومدین
.لطفا بشینین
.در غذا، چشمها گولمون میزنن
.با نشانههای دیداری
...با انتظارات از پیش تعیین شده
.از رنگ و بافت
مغز طوری برنامهریزی ...شده که غذا رو
طوری انتخاب کنه برای .بدنمون بیشترین مواد مغذی رو داشته باشه
...رنگ سبز شاداب سبزیجات
.قرمز خوشرنگ گوشت
...برخلاف این، مغز غذایی رو
...که به نظرش خطرناک باشه رد میکنه
...لکدار، میوه له شده
.ماهی بوی شدید و گوشت رنگپریده
...وقتی چیزی که در بشقاب شماست رو نمیخورین
شانس اینکه .یه تجربه رو از دست بدین زیاد میشه
...اما امشب
.بدون تعصب غذا میخوریم
.امشب با طعم خالص غذا میخوریم
...امشب غذا میخوریم
.در تاریکی
داره جدی میگه؟
.خب، بدون شک جالب شد
ایلیا؟
ایلیا، صدامو میشنوی؟
.بله
میشه بگی چی میبینی؟
.اونو میبینم
.با من
چه حسی داری؟
.راحتم
.فکر میکردم مرده
.رفتم سمت اقیانوس تا خودمو بکشم
.در مورد کیپ می شنیدم
.غرق شدن و خودکشیش
.اما خبری از خودکشی نبوده
.نه، نه
یادته اون شب چی شد؟
.با سفارت تماس گرفت
.دنیا خیال میکنه تو مردی
.من فکر میکردم مردی
.کار درستی کردیم - .چیزی به جز عشق برات ندارم -
.تو دردسر افتاده بود. کمک لازم داشت
چه دردسری؟
.در مورد دردسر بهم بگو بهش کمک کردی، درسته؟
.در تعقیبش بودن
.کا.گ.ب دنبالش بود
.کابال
.آمریکاییها
.پدرش بهمون کمک کرد از روسیه بریم بیرون
.اما کافی نبود - .دنبال منن -
.باید ناپدید میشد
.یه نقشه لازم داشت
.در مورد نقشه بهم بگو
.داری از دستش میدی
.در برابر خاطر مقاومت میکنه
.ایلیا؟ نقشه
.بهم بگو از نقشه چی یادت میاد
.هیچکس نمیدونه - .غیرممکنه -
.فراری و خائن به کشورش
.ردینگتون مرده
فکر نکنم کاملا .درک کنی چه پیشنهادی دارم میدم
چه پیشنهادی میدی؟
.ردینگتون بشی
...به عمد خودتو یه مرد کنی
.مردی که به خائن بودن محکومه
اما چطوری؟
.غیرممکنه
اگه نباشه چی؟
نقشه کشیدیم تا ...پول بدزدیم
.تا برای ردینگتون پاپوش بدزدیم و فرار کنیم
.اما نقشه جواب نداد
.نه اونطور که فکرشو میکردیم
.نه، کمک کن یادم بیاد
.نقشه
پای کی وسط بود؟
...خودم بودم
...کاتارینا
.دکتر کوهلر
...و کسی که جراحی شد
...و مردی که وارد بانک شد
...و خودشو جای ردینگتون جا زد
.بهم بگو از اون چی یادت میاد
.داره از خاطره محافظت میکنه
،حتی در این حالت ...میدونه رازی هست
.که نباید برملا کنه
کی خودشو جای اون جا زد، ایلیا؟
.بس کن! باید بیارمش بیرون - .نه، هنوز نه -
نه، فشار خونش .داره خیلی میره بالا
.باید لیدوکایین بهش بزنم - .پس وایستا، بذار استراحت کنه-
.اما نباید از این حالت بیاریش بیرون
...فکر کنم شام خوردن در تاریکی
.احتمالا حواس رو تقویت میکنه
اذیت شدن هم یه حسه؟
...برای غذای بعدی
...گوجهفرنگیهای شرابی با خرچنگ دانگنس
.و جلبک دریایی لیمویی
...فک کنم سوفیا بورک
.سعی کرده درسدن گرین رو بدزده
.سعی کرد و شکست خورد
.مشروب شاتو دیکم
.زبون کوچیکم غلغلکش میاد
.میخوایم دوباره امتحان کنه
.میتونی باهاش تماس بگیری .ما نمیتونیم
اینکه دوباره سعی بکنه یا .نه به من ربطی نداره
...موندم اگه یه دستمزد خوب بهت بدم
.بهت ربط پیدا میکنه یا نه
.باید تماس بگیرم
...و بعد از این، قطعه مقاومت
گوشت پردار که از .شرق دور روسیه اومده
.بسیار کم سرو میشه
این صدای بزرگترین جغد ...ماهیخوار بلکیستون ـه
...بزرگترین و سمیترین
.و گونهای در حال انقراض
انقراض؟
...بهمون بگین یه برش از
.بال میخواین، یا سینه یا چشم
.هیچکس به پرنده دست نزده شما چه مرگتونه؟
فقط 400 تا از اینا ..در تمام دنیا باقیمونده
و میخواین این یکی رو بخورین؟
.گشنتونه؟ خب گاو بخورین
میلیونها گاو داریم .که سرگردونن
.بهترشو میخواین، خرگوش بخورین .خوشمزهـن
تاثیر کمی روی محیطزیست .میذاره و ترمیمپذیره
...خب، اونا مثل
.خرگوش زادوولد میکنن
...اما این دوست پردارمون که اینجاست
.با من میاد
سرآشپز؟
لیدیا؟
.همگی بخندین
.یه موجود معرکه رو نجات دادین
.دیر کرده
باید بری جایی؟
.منتظر تماسم
.امیدوارم شخصی باشه
.میدونم از زمان مرگ تام شرایط سخت بوده
.اما الان اگنس رو داری
.باید به جلو نگاه کنی، نه عقب
.لیاقت زندگی بزرگتر رو داری
.تو خواب ببینی، خوشتیپ
.سوفیا بورک
.شهرتت از خودت جلوتره
.مثل خودت .به خاطر همین اومدم اینجا
میخواستم خودم افتخار .لو دادنت رو داشته باشم
.یه بار سعی کردم درسدن رو بدزدم
.دوباره امتحان نمیکنم
.منم نمیخوام
.پوتاش گفت میخوای
.لطفا
چای یا قهوه میخوای؟
.نه، ممنون
...دنبال اطلاعاتی
.در مورد خدمات جابهجای اوریون میگردیم
.تا حالا اسمشونو نشنیدم
.شاید این حافظهـتو جا بیاره
.ببخشید
.بگو دقیقاً باید چی کار کنیم
الو؟
.مأمور کین. هریس جنتری هستم من در بخشِ
جرایم سازماندهیشدۀ بینالمللی .خارج از بالتیمور کار میکنم
.بله، منتظر تماستون بودم
اینطور که معلومه، مردی که عکسشـو .پخش کرده بودم رو شناسایی کردین
خلاصه، کسی رو پیدا میکنن که برنامۀ نقلمکان داره
.با همون سن و نژاد
آدمای تنها یا بیخانواده
واسه من هم، زنی بود که داشت از یه رابطۀ آزاردهنده فرار میکرد
و میخواست ناپدید بشه
پس یعنی میتونی هویتِ فردی رو به خودت بگیری
که هیچکس نمیتونه پیداش کنه
قضیه همینه؟
یه هویت جدید میخوای؟
چطور باهاشون تماس میگیری؟
،تماس اولیه رو اونا میگیرن با تلفن یهبار مصرف
هر وقت لازم باشه، چیزی که .باید بدونم رو بهم میگن
اطلاعاتی از هویت جدیدت بهت دادن؟
در ازای اطلاعاتی که میدی .بهت پول میدم
.تا الان، اطلاعات نسبتاً کمی بهم دادی
.اسم جدیدم دنیس یانگـه
نمیدونم چطوری باهاش تماس بگیرم
از آشنایی باهات خوشحال شدم
همهشو یهجا خرج نکن
".و این "تامی پتروف مطمئنی عضو مافیای روسیهست؟
طرف سرتیپِ مافیای ووریـه
.مأفوقش "موتیا موروزوف" بود
بود؟ - .ترورش کردن -
.نمیدونم واسه چی .امیدوار بودم شما بدونین
.دنیس یانگ
.برای پیدا کردنِ ایلیا، باید اونو پیداش کنیم
میخوای زنگ بزنم به گلن؟
که بهخاطر سهشنبۀ تاکو خوری یا فرو رفتگیِ ناخن
تو گوشت پاش، از کارمون عقب بیفتیم؟
.وقتشـو ندارم. ایلیا وقتشـو نداره
متأسفانه، کسی که اصلاً دوست ندارم ایلیا رو پیدا کنه
همون کسیـه که باید واسه پیدا کردنش .ازش کمک بگیرم
.یه سرنخ گیر آوردیم
.موتیا موروزوف
با زنـه که تو پاریس بود کار میکنه؟
پس واقعاً تهدیدت کردن
دنبال مادرم میگشت؟
.آره
.قبل از اینکه بُکشمش
.زنـه که توی پاریس بود ،اگه اسمشـو بهم نمیگی
.لااقل اینو بگو
،اگر پیداش کنیم قضیه فیصله پیدا میکنه؟
.تنها امیدمونه
گفتی سرنخ پیدا کردی؟
حالش چطوره؟
.بهش آرامبخش زدم
.علائم حیاتیش داره بر میگرده
.ضربان قلبش ثابت شده
.ولی نگرانم
...دوستتون
.آموزش دیده که در برابر بازجویی مقاومت کنه
فکر میکنم که در عمیقترین لایههای ناخودآگاهش هم
،میتونه جلوی خودشو بگیره .و مقاومت کنه
چطوری میشه این مهارتش رو دور زد؟
.میخوام از یه در دیگه وارد بشم
.یهچیز همچین.. غیر معمول
ولی برای انجام اینکار، به کمک
.و اعتماد بیدریغتون... نیاز دارم
.ایلیا
یه خاطرهای هست
...که میخوام واسهم بازش کنی
.مثل یه کِشو
میتونی اینکارو بکنی؟
.میخوایم برگردیم
برگردیم به اون شبی که
تو و پدر کاتارینا تصمیم گرفتین .چه سرنوشتی براش رقم بخوره
...اون روز رو قشنگ
.عین دیروز یادته
...حسش رو
...بوش رو
.شکلش رو
میتونی بهم بگی الان کجایی؟
.تو یه کافه توی بلگراد
اون شب چه اتفاقی افتاد؟
.مقاومت... نکن .مقاومت نکن. خودتو رها کن
.نفسی در این خاطره بدم
.ایلیا. عشقم
.خواهش میکنم
.میدونم اینجا پیش "دام" بودی
.ازت میخوام که تعریف کنی چی شد
.فکر من نبود. بهش گفتم
.نمیشه اینطوری همدیگه رو ببینیم
.خیلی خطرناکه. حتی الان
.ببین چی میگم
.نقشهت با ردینگتون جواب نداد
فقط افرادی رو عصبانی کرد .که میخوان اونو بکشن
.اون که مُرده - !مزخرفه -
دام ازت چی میخواست؟
.به بنبست خورده بود. کمک میخواست
میدونستی یه دستور فرستادن؟
...مافیای ووری روسیه، کا.گ.ب، آمریکاییها
همۀ دشمنهاش از منابعشون استفاده کردن
.که واسه سرش جایزه بذارن
".اسمشـو گذاشتن "دستور تاوزند
نویل تاوزند؟ - اون بالای -
یه لیست بلند بالا از آدماییه که .میخوان کاتارینا کشته بشه
میترسی پیدات کنن؟
،میترسم ماشا رو پیدا کنن
.و بخوان اهرم فشارش کنن
...دام، ببین، کمکی
.کمکی از من ساخته نیست
!تو قول دادی
.به کاتارینا
بهش گفتی از ماشا مراقبت میکنی
.اگه یهوقت بلایی سر خودش اومد
آره، ولی... نمیتونم .جلوی تاوزند رو بگیرم
.اونم دست از گشتن بر نمیداره
.معلومه که بر میداره .بالأخره بیخیال میشه
...بقیهشونم همینطور .اگر کاتارینا بمیره
میخوای دخترتـو بکشم؟
.میخوام که به نقشهم گوش بدی
باورم نمیشه اون یارو که تو پارک بود .عضو مافیای روسیه بود
.باید راه بیفتم
بعد چیکار کنی؟ فراری بشی؟ در خفاء زندگی کنی؟
.مافیای روسیه خانوادهمـو زیر نظر گرفته
.آره، ولی تو تحت مراقبت پلیس فدرالی
.ردینگتون یه سرنخی بهمون داده
میریم تهتوشـو در میاریم و به این تهدید پایان میدیم
.و از تو و خونوادهتـم محافظت میکنیم
.آدرس دنیس یانگ رو پیدا کردم
.در واقع آدرس سه تا دنیس یانگ رو
،همگی همسنِ سوفیا برک
و با خونههایی که فروشی ثبت شدن ...یا سپردن برای فروش
ولی فقط یکیشون سه بار علیه
،دوستپسر سابقش .شکایت حفظ فاصله ثبت کرده
همونی که میخواد فرار کنه .و هیچوقتم پیدا نشه
.خیابان رایلی 532. کلیسای فالز
.کین، رسلر، شما برید اونجا
آرام، پارک، شما هم با دختره .تماس بگیرید و بهش هشدار بدین
،اگه میخوایم اوریون رو پیدا کنیم .باید دختره رو زنده نگه داریم
.کاتارینا باید بمیره
.تنها راه محافظت از ماشا همینه
،ولی برای انجام اینکار .به کمکت نیاز دارم
.اون به حرف تو گوش میده .تو میتونی راضیش کنی
.دام
.نمیتونم
.نمیتونم اینکارو بکنم
.بااینحال کردی
.صبح زود بود
.هوا هنوز تاریک بود
.بهم زنگ زدی .یه مأموریت ساده بود
.باید یکی دو مایل میرفتم داخل شهر
.باید میرفتم ایستگاه وُکوف، دیدنِ دامینیک
.و یه بستهای تحویلش میدادم
.باید قایمکی از خونه میرفتم
...پس هدف
.دقیقاً همونجایی بود که باید میبود
.دیدمت که از در سبز پیچیدی بیرون
.ولی خوب نمیدیدمت .خیلی تاریک بود
پس یعنی واسه چی اومدی بودی اونجا؟ که مُردنمـو تماشا کنی؟
.آره
.نمیدونستم دوباره شوهر کردی
،نه که عصبانی شده باشمـا
،صددرصد به اندازۀ خود مَرده که عصبانی نبودم
.وقتی با عصبانیت از اون اتاق زد بیرون
این یارو کیه؟ - ...والا -
.مجبور شدم داستانـو براش تعریف کنم
.پیوتر خیلی مشکوک شده بود
میدونست زندگی سابقم .به چه قیمتی برام تموم شده بود
.ولی نمیتونستم تو رو ناامید کنم
،تا پیوتر میخواست بیدار شه ...منم میخواستم برگردم تو تخت
.انگار نه انگار که اتفاقی افتاده
.ولی اشتباه میکردم
.میدونست میخوام ساعت 4 صبح بزنم بیرون
.و اینکه برگشتم به بازی
همهش داد و فریاد میکرد که "!تو که کشیده بودی بیرون! گذاشته بودیش کنار"
.از منم اصرار که.. مأموریت آخرم بود
و یه دوست قدیمی خواسته .یه لطفی در حقش بکنم
...یه دوست درمانده، کسی که
،بهش اعتماد داشتم
کسی که... هرگز نمیتونستم .دست رد به سینهش بزنم
ولی تو دوست واقعیِ من نبودی. مگه نه؟
.واقعاً شرمندهام
من اصلاً نمیخواستم .آزاری بهت برسونم
...ولی
.بهنظرمون چارۀ دیگهای نداشتیم
.به نظرتون". آره"
.تو تنها نبودی
.بقیه هم... همه اونجا بودن
.حتی دام هم اونجا بود
...خودش این خبرو به بیرون درز داد که
،دخترش، یعنی تو توی مسافرخونه اقامت داشتی
.و اطلاعات محرمانهای همراهت بود
این شاید آخرین فرصت برای
...گرفتنِ خائن بدنام روس
.یعنی کاتارینا روستوا بود
.میخواست مرگمـو در معرض دید عموم قرار بده
...و باورم نمیشه که تو
.بهش کمک کردی
.تو... فقط نگاه کردی
.میدونم
.معذرت میخوام
.پیوتر اصرار کرد که باهام بیاد
.نمیخواست از دیدش خارج بشم
.میدونست بلگراد خیلی خطریه
.گفت توی ماشین میمونه .بهش گفتم اومدنش حماقته
.حتی کفش هم پاش نبود
.فقط اون دمپاییهای مسخرۀ هتل
.اون مُرد
.من دوستش داشتم
...و اون
.جلو روم جون داد
!بهخاطر تو
.کا.گ.ب میخواست همونلحظه دخلتـو بیاره
.ولی بعد همهچیز خراب شد
.الیزابت
سلام. احیاناً میتونی امروز از اگنس مراقبت کنی؟
...میدونی از خدامه، ولی
،حرفی که اگنس زد .یه جسد توی پارک پیدا شد
.الان یه جلسۀ خیلی مهم دارم
.چندتا آدم مسلح اونجا بودن - .الان واقعاً نمیتونم کمکت کنم -
.اومده بودن سراغ اگنس .که بهش صدمه بزنن
مطمئنی؟ چرا؟ کی بودن؟
نمیتونم همهچی رو توضیح بدم
فقط میخوام یکی که بهش اعتماد دارم .تا برگردم خونه مراقب اگنس باشه
.معلومه که ازش مراقبت میکنم
.در اولین فرصت خودمـو میرسونم
.ببخشید که مزاحمِ جلسهت شدم
.عیب نداره. آخراش بود
حقیقتش، واقعاً نمیدونم .اگه تو نبودی چیکار میکردم
.من که از خدامه .نگران هم نباش
.جاش پیش من امنه
من خیلی سرسختتر از اونیـم .که نشون میدم
.گفتم دقیقاً چیکار کنی - آخه چطور از -
شوهرش خبر نداشتم؟ - .باید تنها میاومد -
.یه مأموریت ساده... تحویل پرونده
.تا حالا اسمشم به گوشم نخورده
.الانم شوهره مُرده و کاتارینا زندهست
.بله. شاهد عینی هم داریم
عجب معرکهای شد! قرار بود دنیا
،مرگِ کاتارینا روستوا رو ببینه در عوض ما با اینکارمون
.تأیید کردیم که خیلیـم زندهست
.تاوزند عمراً بیخیال نمیشه
،و بهجای محافظتکردن از نوهام
.مورد هدفِ اونا قرارش دادیم
!ای بابا، انقدر اون بچه رو بهانه نکن
.مسئله تو بودی، دام
.مسئله ماشا بود
.باید بهش بگم
.ما به "اون" هیچی نمیگیم
...میدونم چه حسی داری، ولی
.ردینگتون حق داره بدونه ما چیکار کردیم
چرا؟ چرا ردینگتون حق داره از ماجرا باخبر بشه؟
.چون اونم تو این داستان نقش داره
.داری ازش محافظت میکنی - .من یه قولی دادم -
.ولی منو دوست داشتی
...آره، هنوزم دارم، ولی نمیتـ
.اون شب دار و ندارمـو ازم گرفتن
،نه میتونم چهرهمو جایی نشون بدم .نه از اسمم استفاده کنم
.واقعاً متأسفم
!همهش دنبالمن که عین حیوون شکارم کنن
.باید تمومش کنیم - ردینگتون چی؟ -
،اون هر کسیـم که باشه !هنوز زندهست
.باعث و بانیِ تمام این جریانات اونه
!چرا؟ - !بس کن -
،تو داری از اون دفاع میکنی .ولی یه ملتی میخوان منو بکشن
!دنبالمن! جواب بده! چرا؟
!باید تمومش کنیم! برگرد عقب
.باید مجرای تنفسیشـو باز نگه داریم
.من فقط دنبال حقیقتم
.اگه بمیره که حقیقت رو نمیفهمی
دنیس رو پیدا کردین؟
،یا سیمکارتشـو سوزونده
.یا با یهاسم دیگه یه سیمکارت جدید گرفته
،با مخفیشدن از دست دوستپسرش .تونسته از دست ما هم پنهون بشه
.ردینگتون بر نمیداره
چرا میخوای بهش زنگ بزنی؟
اصرار داشت که تا آدرس دنیس .رو پیدا کردم، واسهش بفرستم
.که زودتر خودشو برسونه اونجا ببینم اول به ما گفتی
یا به اون؟
،اون. ولی آخه اون بهش نزدیکتر بود ...و جون دختره هم تو خطره و
عمراً بهمون نمیگه چی دستگیرش شده، مگه نه؟
.از من نمیتونه پنهونش کنه
.اینم آخریش
میشه لطفاً کنار X ـها اول اسمتون رو بنویسید
و اینجا که پررنگـه رو امضاء کنید، لطفاً؟
.واقعاً آمادهام که از اینجا برم
آخی. یعنی انقدر بد بوده؟
.خودت نگاه کن
مردم معمولاً یه یادگاری یا .وسایلی با ارزش معنوی دارن
ولی من فقط یهسری خاطرات دردناک دارم
و شاتگان اون بیناموس رو
.اگه یهوقت دوباره خواست پیدام کنه
.اینطور نمیشه
میدونی، حس خیلی خوبی
.به این فصلِ جدید از زندگیـت دارم
.امیدوارم حق با تو باشه
یعنی، دیگه بدتر از این که نمیشه، نه؟
کمکش کن، باشه؟ !بقیهشـو بسپر به من
،اگه میخوای یه کاری درست پیش بره .باید خودت بری انجامش بدی
.اون خواست منو بکشه
.واقعاً شرمندهام
.هی. هی. این زن
.یکی از مشتریهات بوده .تو جابهجاش کردی
.باید بهم بگی بردیش کجا
!هی. هی
این زن کجاست؟
.دیر رسیدیم
،اگه آدرسشـو پیدا کرده بودی
به منم میگفتی؟
.در نهایت، آره
اون کیه؟
.زنـه که توی پاریس بود .اسمشـو میخوام
.شلیک گلوله در محلۀ مسکونی
.پلیس حدود ده دقیقه دیگه میرسه
!اون کیه؟ - .پنج دقیقهشم که رفت -
.باید برم
پروندههای اوریون رو بردیم .توی اتاق جنگ
.با اینحال الان اینجایی
پروندهها رو داریم، ولی .تو میدونی دنبال کیایم
.بدون تو نمیتونیم پیداش کنیم
حالا هم که "بیسِت" مُرده ،و پروندهها افتاده دست ما
.تو هم بدون ما نمیتونی پیداش کنی
جغده رو میخوای نگهش داری؟
.معلومه که نه. ازش وحشت دارم
.چشماش... مسحورکنندهست
.ولی نگران نباش
با یه کارشناس پرندگان تماس گرفتیم
که بیاد کمک کنه این خانم خوشگله
،رو به خونهش برگردونیم .حالا هر جا که هست
.بیا اتاق جنگ
،با هم پروندهها رو بررسی میکنیم
،تو شناساییش کن .بعد دوستتـو نجات میدیم
.دمبه، شنیدی چی گفت !به سوی اتاق جنگ
شاید گارد ویژۀ امپراتوری روم .باهامون سلاماحوالپرسی کرد
".اتاق جنگ" .عجب اغراقی
مگه اینکه درگیر جنگی باشیم .که من ازش بیخبرم
.خدای من. اگه اینطور باشه.. محشر میشه
.گفتم آرام پروندههای اوریون رو پرینت کنه
792 تان.
.که هر کدوم میتونن یه پروندۀ جنایی باشن
،مثل دنیس یانگ، این آدما شاید مجرم نباشن
ولی ممکنه جرمی برای
.ناپدید کردنشون صورت گرفته باشه
یکی از همینها پروندۀ زنیـه .که توی پاریس دزدیدت
.هدف تو پیداکردنِ اونه
هدف ما هم شناسایی مشتریهای دیگه
و مشخصکردنِ اینه که آیا اطلاع داشتن که زندگی جدیدشون
.ممکنه بر پایۀ قتل شکل گرفته باشه یا نه
.پرستار بچهم
نقلمکان کردم به اینجا که .به دخترم نزدیکتر باشم
.خیلی سختی بهش کشوندم
!تو منو یاد نوهام میندازی
.بعضیوقتا آدما اونی که نشون میدن نیستن
.معلومه که همینه
چیزی شده؟
.نه. هیچی
.فقط... زمان از دستم در رفت
.پرستارم باید بره
خب چرا بهش زنگ نمیزنی، بگی بمونه؟
.فرقی نمیکنه .واقعاً باید بره پی کارش
اگنس چطوره؟
.داره خواب هفتپادشاه میبینه
،بعد از اون حرفی که پای تلفن بهم زدی
.یهچیزی لازم داشتم که اعصابمـو آروم کنه
.اون آدمای توی پارک .تعریف کن
.الان بهت میگم
.فقط اول میخوام یه سری به اگنس بزنم
:مترجمین « Highbury » « AbG ســــروش »
مرجع دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم DayMovie.Co
اون آدما... آخه چرا
باید دنبال اگنس باشن؟
.دنبال اون نبودن
.عه. خیالم راحت شد
.دنبال تو بودن
من؟
تو گفتی اومدی اینجا .که با دخترت صمیمی بشی
.درسته
.که اگنس تو رو یادِ نوهت مینداخت
،اون آدما اومدن پارک که تو رو بکشن
.ولی قبلش تو یکیشونو کشتی
من؟
فکر میکنی من آدم کشتم؟
.نه "مدی تالیور". نه
مدی تالیور زن نازنین و متواضعی بود
.که دادی بُکشنش تا هویتش رو بقاپی
.مدی تالیور آزارش به یه مورچه هم نمیرسید
.ولی کاتارینا روستوا چرا
.کاتارینا روستوا یه قاتل مادرزاده
.قاتلِ دشمنانش، دوستانش، خانوادهش
.میتونم توضیح بدم
.میدونستم
.بخشی از وجودم... میدونست تو کی هستی
فقط نمیخواستم بهش اقرار کنم
.چون میدونستم اینطوری تموم میشه
اینطوری که تفنگتـو سمتم نشونه بری؟
.تو به پدرت شلیک کردی
.جون نوهتـو به خطر انداختی
.با دوز و کلک خودتو وارد زندگیم کردی
باعث درد و رنجِ
.تمام عزیزان من شدی
یه دلیل خوب برام بیار که چرا .نباید همینجا کارتـو یهسره کنم
.ماشا، خودت دلیلشـو میدونی
.و بایدم برات کافی باشه
.ناسلامتی من مادرتم
« eLOLeir :اینستاگرام » :آموزش نوین و سریع مکالمۀ انگلیسی با تدریس AbG ســروش
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.