All language subtitles for Homeland S04E03

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese Download
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

...آنچه گذشت

آیان، اقوامت در مجلس عروسی ای که

،امریکایی ها بمبارانش کردند به قتل رسیدند

و مامور سیا که دستور بمبگذاری را داده بود هم اکنون کشته شده

به نظرت عدالت اجرا شده؟

،این بهم ریختگی توی اسلام آباد قرار نیست خود به خود از بین بره

.اونجا یه سرپرست جدید لازم داریم دوست دارم خودم این مسئولیت رو قبول کنم

میخوام به صورت دائمی همینجا بمونی

غافلگیر نمیشی اگه بدونی

بابا به اون اندازه ای که میگفت، کمک نمیکنه

پرستار بچه چطور؟

.عالیه، ولی فقط وقتی که اینجاست ما واقعا باید باهم صحبت کنیم

من رو یادت نمیاد نه؟ من مدیر اینجام

بگو باهم بخندیم

.چیزی نیست همیشه متلک میشنوم

حالت خوبه؟ - فکر میکردم خوبم -

تا اینکه دیدم دهن

یه احمق رو به خاطر هیچ دلیلی سرویس کردم

،یه افسر اطلاعاتی بود که راجع بهش بهم گفتی

همونی که وقتی رفتی اسلام آباد

اونم اخراج شد

جردن هریس

نه. سندی من رو اخراج نکرد

کار لاکهارت بود

از اسلام آباد برگشتم اینجا

،تا یه حفره ی اطلاعاتی رو گزارش کنم و بعدش یهو می بینم که اخراج شدم

از این به بعد مصاحبه بی‌مصاحبه

سندی یه مهره ی مخفی داشت که

مکان تروریست ها رو بهش میگفت

سندی مشغول مبادله ی اطلاعات محرمانه بود

بیخیال - با کسی که هیچکس ازش اطلاعی نداره -

خودت میدونستی همچین خبریه

این یعنی همدستی در جرم

همدستی در چی؟ - اسمش خیانته -

چی میخوای؟

اسلام آباد رو میخوام

اونجا نقض اطلاعاتی داشتیم

میخوام چند نفری رو بفرستی اسلام آباد

مطمئن بشی همچین اتفاقی دیگه تکرار نمیشه

هرچی که لازم داشته باشی

دارن من رو بر میگردونن

چاره ی دیگه ای ندارم

حرفت رو باور نمی کنم

واقعا شرمندم

مترجمین Arian Drama & Kianoosh_93

دانلود فیلم با لینک مستقیم WwW.Tinymoviez.Co

انجمن فیلم و سریال www.BaranMovie155.in

اوضاع شده مثل آلیس در سرزمین عجایب

کجایی؟

در یه فاصله ی امن

یه راهی رو بلدم

،امریکا

اسامه بن لادن را پیدا کرده و ...به قتل رساند

!تو اونجا خودت رو به کشتن میدی

نمیتونی توی حیاطت مار نگه داری

و انتظار داشته باشی که فقط همسایه هات رو نیش بزنن

مقامات پاکستانی دست به اعمالی زدند

که روابط ما را به شدت تیره کرده است

واقعا متاسفم

باید خداحافظی کنم

...فقط چند لحظه صبرکن

.باید یه جایی سر بزنم برو تو خیابون فیصل

مسیر سفارت از این طرف نیست

،پس برو تقاطع دوم میشه خیابون دهم

.انجامش بده لطفا این درخواست نیست

همینجا وایستا

یه نفر بهم توضیح بده

سندی باکمن اینجا بدون محافظ چکار میکرد؟

این وظیفه ی شما نبود؟

وظیفه ی چی؟

،برسونینش، ازش محافظت کنین

بدونین که کجا بوده

هیچوقت نمیذاشت ما جایی برسونیمش

مگر سر یه کار رسمی

چرا؟

کار با آقای باکمن آسون نبود

دلیلش همین بود

لطفا در رو باز کن

پرواز طولانی ای داشتم

مجبورم نکن سر بحث رو باز کنم

خیلی خب، توی ماشین بمونین

از اون نبش خیابون جلوتر نمیرم

!کوئین، برو

!لعنتی! ولم کنین - !سندی -

بریم

خوشحالم دوباره می بینمت، پیتر

گمونم از آخرین بار یه سال میگذره

اون موقع هم میخواستی از سازمان استعفا بدی

اون موقع فرق داشت

چطور؟

اون موقع یه بچه رو کشته بودم

و الان؟

الان دلم میخواد استعفا بدم

دیگه کارم تمومه

مطمئنم در جریانی که روندش به این سادگی ها نیست

باید مطمئن بشیم که تو برای خودت یا دیگران

خطری محسوب نمیشی

در کنار یه سری چیزهای دیگه

منظورت اتفاقیه که توی اون رستوران افتاد

تو استخوان گونه ی یه نفر رو شکوندی

اینجا نوشته 63 تا بخیه خورده

من خودم رو 12 سال آزگار کنترل کردم

فقط یه بار از دستم در رفت

یه بار

همین یه بار کفایت میکنه

دیگه تکرار نمیشه

،آخرین باری که اینجا بودی یه چیزایی راجع به کابوس هات گفتی

اولین آدمی که کشتی رو می دیدی که مدام

سرش توی گودالی از گل فرو میرفت

ببین، از دستم در رفت

میخوای چی بگم الان؟

واضحا باید راجع به اتفاقات اخیر در اسلام آباد هم صحبت کنیم

واضحا

...دو نفری که در اون درگیری کُشتی

خب که چی؟

بهشون فکر میکنی؟

خیر

به سندی و کری و تصمیمی که گرفتم فکر میکنم

کری متیسون؟

بله

آخرین باری که باهم صحبت کردیم بهش زیاد اشاره کردی

یادم نمیاد

خودت گفتی کری یکی از دلایلیه

که میخوای از گروه "دار ادال" بیای بیرون

شاید

قتل های هدفگذاری شده رو تائید نمیکرد؟

نه، مشکل از من بود نه اون

سازمان نگرانه که شاید بخوای یه روزی

راجع به این چیزها حرف بزنی

...بهشون بگو که نگران نباشن

خودم میدونم که با چی موافقت کردم

و کری چی میشه؟

یعنی چی؟

همین الان گفتی که توی اون ماشین یه تصمیمی گرفتی

کری رو انتخاب کردی

این یه سواله؟

شما دو نفر از لحاظ عاشقانه باهم در ارتباطین؟

چی؟

جواب بده

خواهش میکنم

نمی فهمم این چه ربطی به قضیه داره

اینش دیگه به من مربوطه

میدونی چیه؟

گور باباتون

ممنون خانم

روز خوبی داشته باشین

سلام - سلام -

بقیه کجان؟ - یعنی چی؟ -

ساعت نه و نیم یه جلسه با تمام اعضا داریم

اولین باره خبر رو میشنوم

البته جمع کردن بچه ها نباید زیاد طول بکشه

چون هنوز اینجا قرنطینه ست

قرنطینه؟

آره. کسی اجازه ی ورود یا خروچ از سفارت رو نداره

ردموند کجاست؟

داخل پیش سفیر

صبح بخیر

خانم سفیر

پرواز چطور بود؟ - ناهموار -

باید اعتراف کنم، شما آخرین نفری هستین که انتظار داشتم اینجا ببینم

گمونم پیغامم دستت رسید؟ - درسته -

پس جلسه ی ساعت نه و نیمم با کارمندها چی شد؟

از اونجایی که چیز زیادی برای گزارش نیست

گفتم خودم شخصا گزارش بدم

خب چطوره که طبق نقشه ی من پیش بریم؟

همه رو تا یه ربع دیگه طبقه ی پایین میخوام

به دنیس بگو ما امشب میایم

حتما

گمونم یه مقدار احساس میکنه از غافله عقب مونده

جدا؟

گمونم وقتی فهمیدیم که شغل سندی به تو رسیده هممون غافلگیر شدیم

هیچکی بیشتر از من در رابطه با

"مرگ سندی یا بمباران "دانده دارپاکل متاسف نیست

،متاسف باشی یا نباشی

روابط امریکا و پاکستان

در حد بعد از حمله ی عبوت آباد به شدت ضعیف شده

اونم زمانی که همچین اتفاقی اصلا به نفعمون نیست

خب الان این قرنطینه ی سفارت

چه کمکی میکنه؟

من باید امنیت کارمندان کشورم رو در اولویت قرار بدم

من میخوام افرادم برگردن تو خیابون

شدنی نیست

...داشتم فکر میکردم ...امیدوار بودم

که من و تو بتونیم باهم این قضیه رو حل و فصل بکنیم

دو تا زن عاقل که از پس تمام مشکلات بر میان؟

یه چیزی تو همین مایه ها

ای کاش به همین سادگی بود

صبح بخیر

ممنون از همگی که توی این مدت کم تونستین حاضر بشین

خب، مستقیم میرم سر اصل مطلب

کی میتونه راجع به جردن هریس بهم اطلاعات بده؟

چی؟ کسی چیزی نمیدونه؟

یالا، شما 18 ماه باهاش کار کردین

چی میخوای بدونی؟

شما هم مثل اون به سندی باکمن مشکوک هستین؟

کدوم شک؟

اینکه در ازای گرفتن اطلاعات راجع ،به مکان جضور تروریست ها

اون هم یه سری اطلاعات محرمانه امریکایی رو به یکی از

اعضای سازمان اطلاعات پاکستان میداد

هریس یه عوضیه

آره، ولی حق با اونه یا نه؟

مهره ی اطلاعاتی سندی کاملا خوب بود

شاید بیش از حد خوب بود

آخه چطوری میتونست موقعیت دقیق

آدم بدهایی که ما چندین سال بود گمشون کرده بودیم

رو اینطوری پیدا کنه؟

ببینین، من میدونم

هیچکسی نمیخواد احتمال اینکه سندی داشت جلوی چشممون

جاسوسی میکرد رو قبول کنه

خانم جوان، بذار یه صحبتی بکنیم

بگیر بشین جان

...میخواستم بگم

این تقصیر منه

من بیشتر از هرکسی میخواستم سندی رو باور کنم

ولی سرزنش کردن الان فایده ای نداره

،با توجه به چیزی که هریس بهم گفت

ما باید اتفاقاتی که منجر به مرگ سندی شد رو

بازسازی بکنیم

اون روز بیرون سفارت چکار داشت میکرد؟

سراغ کی رفته بود؟

و آیا واقعا داشتن تبادل اطلاعات محرمانه میکردن؟

بله؟

اگه ما مجاز به خروج از اینجا نباشیم هیچکدوم از این کارها آسون نیست

اسمت چیه؟

هنسلی. آلن هنسلی

دارم روش کار میکنم، آلن

انتظار میره قرنطینه تا فردا برداشته بشه

آمار ورود و خروج

پنج روز گذشته رو هم لطفا برام در بیار

خیلی خب جان. الان میتونیم صحبت کنیم

بهت دستور داده شده تا در هر ،جهتی که من بخوام یا دستور بدم

از من اطاعت کنی

بازم بهت این اجازه رو نمیده که همینطوری کله ت رو بندازی پایین، بیای اینجا

و گند بزنی به ایستگاهم

ایستگاه منه

و یا باهاش کنار میای، یا اینکه میگم سربازها

از سفارت ببرنت بیرون و با هواپیمای بعدی بفرستنت خونه

چطوری اینکارو کردی؟

چکار؟

چهار روز پیش، باهام تماس گرفتن و گفتن من قراره سرپرست بشم

بعدش دیروز، لاکهارت خیلی ناگهانی

تصمیمش رو عوض میکنه

چی؟

این یه سوال کاملا صادقانه ست

واقعا میخوای بدونی چرا اینکارو کردم؟

مودبانه ازش درخواست کردم

و جان؟

یکم به خودت برس

از اینجا بوی الکل رو حس میکنم

خب، داری از کی دوری میکنی؟

یه یارویی از سر کارم

رئیست؟

رئیسم بود. فکر میکنه هنوزم هست

دارم از شغلم استعفا میدم

خیلی خب

اتفاقی افتاده؟

کلی اتفاق افتاده

به نظر نگران میای

اونا از کسایی که میزنن زیرش خوششون نمیاد

ممکنه مشکل ساز بشه

برای یه پیشنهادنامه ی خوب بازم لازمشون داری

تا زمانی که من رو نکشن مشکلی ندارم

شوخی کردم

خب، میخوای چکار بکنی؟

منظورت چیه؟

کار بعدی

یه چیز متفاوت

توانایی های قابل عرضه در بازار داری؟

قابل عرضه در بازار؟ مطمئن نیستم

کلا توانایی خاصی داری؟

نه حقیقتش

مدرک داری؟

مثل فارغ التحصیلی از کالج؟

آره، منظورم همینه

نه - واقعا؟ -

غافلگیر شدم

چرا؟ - نمیدونم -

...به نظر آدم

دنیا دیده ای میای

البته با این ویسکی هات

نمیخوای جوابش رو بدی؟

فرود اومدم

باید برم هتل صدیرا

ما توی قرنطینه هستیم، خانم

،باتوجه به قوانین حمل و نقل ارتباط محدود با

سفارت های دوست فارغ از مشکله

اول یه سر میریم هتل صدیرا و بعدش به سفارت سوئیس

تا این رو تحویل بدیم

سازمان اطلاعات نظامی پاکستان

بیرون سفارت به صورت شیفتی منتظرمون می مونن

بدون اونا هیچ جایی نمیتونیم بریم

نمیخواد بری سفارت

من رو جلوی هتل صدیرا پیاده کنین و منتظرم باشین

نمیخوای بهمون بگی کجا داری میری؟

فاصلم بیشتر از ده دقیقه نمیشه

اگه لازمتون داشتم باهاتون تماس میگیرم

بیشتر از یه ساعت طول نمیکشه

فرح

سلام کری

سفر چطور بود؟

خوب

تاکسی از فرودگاه تا اینجا یه مقدار اذیت کرد

روی لهجه ت کار کردی

خوبه - خوبه؟ -

بی نقضه

سلام مکس

.عصربخیر فرماندار حال و احوال

پاروز و قدیر کجان؟

.دارن ون رو آماده میکنن بیارمشون اینجا؟

نه بذار کارشون رو تموم کنن

پسره رو پیدا کردیم؟ - آره -

برگشته دانشگاه

به نظر میاد میخواد برگرده به زندگی سابقش

که بعد از اون همه اتفاقات ...واقعا قابل تحسینه

الان کجاست؟ - سر کلاس -

کی قراره باهاش ارتباط برقرار کنیم؟

فردا صبح

برام مرورش کنین

قراره توی کالج پزشکی

در دفتر مشاورش باشه. جایی که فکر میکنیم

احساس احترام و امنیت بکنه

.خوبه مشاورش کیه؟

دکتر مالک گرشانی

سرپرست بخش عصب شناسیه

عصب شناسی... همون سیستم عصبی دیگه؟

عالیه

چرا؟ مضطربی؟

خب، معلومه

.آغاز یه عملیاته خوبه

.مضطرب بودن خوبه آدم رو متمرکز نگه میداره

قلب منم داره از جاش کنده میشه

از همین انرژی استفاده کن

تو یه خبرنگاری. این فرصت تو برای بدست آوردن یه داستان خیلی خوبه

نود درصد بهترین عملیات ها واقعی هستن

.درسته تو استخدامش میکنی

فقط نه برای چیزی که اون فکرش رو میکنه

زیاد هم بهش فشار نیار

هدف فقط یه جلسه ی ساده ست و بس

چطور میتونه نه بگه

مکس - ...خب -

این یه گمراه سازیه، فرح

ولی راه دیگه ای نیست

اگه میتونی ارتباط فیزیکی برقرار کن

.به شونه هاش دست بزن دستت رو بذار روی بازوش

مشکلی برات پیش نمیاد فرح

نگران نباش

باید این رو جواب بدم

بابامه

مشکلی براش پیش نمیاد؟

اون بیرون مراقب باش، مکس

خیابونا پر از اعضای سازمان اطلاعاتی پاکستانه

تو هم بدون پوشش رسمی اینجایی

سفارت چی؟

کاملا بی خبرن

لانگلی؟

،لانگلی می دونه ولی اگه به مشکل بخوری

نمیتونن کمکت بکنن

پس ما هم به مشکل نمیخوریم

خیلی خب. خیلی خب. اومدم

،بهت گفتم بری گورت رو گم کنی نه اینکه برای صرف صبحانه بیای اینجا

!یالا پیتر بذار بیام داخل

دونات آوردم

فقط خودت

هرچی تو بگی

،من نمیرم لانگلی پس لانگلی میاد پیش من

قضیه همینه؟

نمیفهمی که من به شدت نگرانتم؟

پس چرا محافظ میاری؟

جِی؟ اون رانندمه

خب، خیلی ممنون که نگرانمی

ولی من حالم خوبه

معلومه

خب یکی دوتا آبجو زدم، که چی؟

درست حسابی خوابم نمیبره انگار خیلی مشکل حادیه

اعضای یه گروه هوای همدیگرو دارن

تو خودت اینو خوب میدونی و همینطور میدونی دلیلش چیه

من دیگه نه واسه تو کار میکنم نه عضوی از اون گروه

یا هر چیز دیگه‌ایم

از قدیم گفتن

یه آدمکش همیشه یه آدمکش میمونه

این تیکه‌ی توئه

"این و "پیتر تو آدم منی

خب، من پول و وقت زیادی صرف تو کردم

متاسفم که ناامیدت کردم

باید هم باشی

... اون احمق‌های توی رستوران

حقشون بلایی که سرشون آوردی نبود

خیلی‌خب، الان چیکار کنیم؟

ساده‌ست

قانعم کن از الان میتونی اوضاعت رو ردیف کنی

وگرنه چی میشه؟

گمونم واسش از اصطلاح "آموزش مجدد" استفاده میکنن

البته هردومون خیلی خوب

دلیل واقعی این قضایا رو میدونیم

خب بگو دلیلش چیه

نیست PTSD مسئله (اختلال روانی بعد از یه سانحه)

دلیلش علاقه‌ایه که به کری متیسون داری

شوخیت گرفته؟

... اگه کری تو اون ماشین نبود

الان سندی بکمن زنده بود

واقعاً اینطور فکر میکنی؟

اگه حرفم اشتباه‌ـه بگو اشتباه‌ست

خب اشتباه‌ست

.من هر کاری از دستم برمیومد انجام دادم ! روی اینترنت هست میتونی ببینی

! دیدم

کل سازمان دیدن

واسه نجات کری حواست از سندی پرت شد

... ولش کردی تا وسط خیابون انقدر بزننش تا

آفرین پیتر

میدونستم هنوزم مثل سابقی

گمشو از اینجا بیرون

زندگی خوبی داشته باشی

حالت خوبه؟

اون دیگه کی بود؟

هیچکس

وقتی توی سازمان سیا کار میکردم

توی لابی هتل کمودور یه چرت زدم

اون مدیر شبشون کی بود؟ خیلی آدم آشغالی بود

همون یارو اتریشیه اسمش تو مایه‌های ادوارد اینا بود

آمادئوس

آره، ادوارد آمادئوس

عجب آدم مسخره‌ای بود

مایلین منظره رو به دریا باشه"

"یا جنگ؟

ساول

سلام کری

چی شده؟

تیم حفاظتی جدیدت رو ندیدی؟

همین بیرونن، دارن وسایلشون خالی میکنن

خب، انتظار نداشتم خودت به شخصه بیاریشون

گوش کن، بعداً باهات صحبت میکنم

نه، نه، خواهش میکنم بمونین

نمیخواستم مزاحمتون بشم

نه بابا این چه حرفیه

خیلی خوشحال شدم دیدمت

منم همینطور - کری -

حسابی شانس آوردی

از آدمای خوب روزگاره

همراهم بیا

ساول این چه وضعیه؟

خب، پس همچین هم از دیدنم خوشحال نیستی

نه نیستم

میشه بپرسم چرا؟

من همین الان رسیدم

خودم به اندازه کافی مشغله دارم

چه برسه به اینکه بخوام مسئول

هم باشم CIA مراقبت از مدیر سابق

من فقط چند روز اینجام

خیلی‌خب، یه هفته

باید قبلش زنگ میزدی

حق با توئه، باید هماهنگ میکردم ولی دیگه حالا که اومدم

حالا که اومدی

انگار من ازت درخواست کمک کردم

نمیخوام بقیه اینطوری فکر کنن

خب حالا که هستم به کمکم احتیاج داری؟ - نه -

آره

چه کاری از دستم برمیاد

خیلی‌خب یه مسئله‌ای هست ولی قول بده بعدش میری خونه

قول میدم

سفیر سفارت خونه روقرنطینه کرده

به کمک دوستت نیاز دارم که این دستور رو لغو کنه

تا افرادم بتونن برگردن سر کارشون

حله

سلام آیان

ایشون فرح ساسانی هستن

همون خبرنگار اهل لندن که درمورش گفتم

خوشبختم

منم همینطور

دکتر گورشانی

شما جوون خیلی شجاعی هستین

ممنون که قبول کردین همدیگرو ببینیم

من فقط واسه این اومدم

که دکتر گورشانی اصرار کردن شما رو ببینم

خیلی‌خوب

نه اصلاً هم خوب نیست

خب، اومدم و همدیگرو دیدیم

دیگه برم

آیان خواهش میکنم

من راه زیادی رو به خاطر تو اومدم

.متوجه نیستی حتی اگه واقعاً همونی

باشی که میگی بازم نمیتونم باهات صحبت کنم

منظورت چیه که اگه همونی که میگم باشم؟

مشکلی چیزی داری؟

من باید برم

آیان، خواهش میکنم

متاسفم

نباش، اگه نمیخوای مجبور نیستیم الان صحبت کنیم

فردا دوباره همدیگه رو میبینیم

یا مثلا هفته دیگه

خواهش میکنم، فقط تنهام بذارین

خواهش میکنم

! زیر صندلیه

اینجا نیست

! لعنتی

! کمک

! ولم کن

! کری

! کویین ! کمکم کن

! کری ! نـه

! تو نمیتونی منو اینجا ول کنی

! اون دیگه رفته ! کاری از دست ما برنمیاد

! بخواب زمین

واسه اینکه ترسیده بود نتونستی ازش اطلاعاتی بدست بیاری؟

ترسیدن واسه یه لحظه‌شه بیجاره زهره ترک شده بود

دقیقاً چی گفت؟

حرف‌هاش مهم نبود، قیافه‌ش همه چیز رو نشون میداد

خیلی دلم واسش سوخت

مسئله اینجاست که الان ارزشش بیشتر هم شد

همین که بهش گفتن دهنش رو ببنده

یعنی یه چیزی میدونه یا یه چیزی دیده

نظرت چیه یه بار دیگه بریم سراغش؟

خوشحال میشم امتحان کنم ولی فکر نکنم نتیجه فرقی بکنه

نمیشه بدزدیمش و ببریمش؟

امکان نداره بهم این اجازه رو بدن

از تنها بازمانده یه عملیات قتل بازجویی کنم

خب پس چیکار کنیم؟

باید فکر کنم

بهترین منظره اسلام آباد

که البته چیز مالی هم نیست

فکر میکردم شام میای پیشمون

کار داشتم

آره، شنیدم

اگه حرفی داری، رک بگو

تو خارج از سفارت بودی

و از دستور من سرپیچی کردی

کی بهت آمار داده؟

ردموند؟

نه

واقعاً

چطوره من و تو از نو شروع کنیم؟

جالبه، ساول هم همین پیشنهاد رو داشت

خب؟

من که پایه‌م

ساول ازت خوشش میاد

و اون کسی نیست که از آدمای زیادی خوشش بیاد

خب، امیدوارم همینطور باشه

نزدیک بود یه بار ازدواج کنیم

چی؟

جوون بودیم و احمق، توی بیروت

خدا رو شکر سر که عقل اومدیم

از این قضیه چیزی نگفته بود

چه محتاط

ولی میخوام بدونی من این کار رو بخاطر ساول نمیکنم

چه کاری رو؟

لغو دستور قرنطینه سفارت

جداً؟

انجامش میدم چون حق با تو بود

نمیتونم از روابط بد با پاکستان شکایت کنم

و خودم هیچکاری واسه بهبودش انجام ندم

ممنون

خب، هنوز واسه تشکر زوده

اول از همه میخوام نیروهای امنیتی افزایش پیدا کنن

و به شخصه خودت هر روز

گزارش عملکرد رو واسم بیاری

قبوله

یه نخ دیگه بکشیم؟

آره

داری چیکار میکنی؟

حالت خوبه؟

دیشب بدجور از حال رفتی شدی

نگرانت شدم

داری چیکار میکنی؟

یه‌کم دارم اینجا رو مرتب میکنم

اونو که میبینم

میدونی، گرد و خاک خیلی سریع به چرک تبدیل میشه

و یه دفعه چشم باز میکنی و میبینی

کل سپرده تامین آینده‌ت رو باید بدی به من

میشه بس کنی؟

تمیز کاری رو؟

! زر زدنو

کار اشتباهی کردم؟

نه، فقط فکر میکنم بهتره بری

باشه، میرم

خیلی‌خب

میرم وسایلم رو جمع کنم

میشه قبل از اینکه برم

یه چیزی بگم؟

همه این قضایا به خاطر اون مامور سازمان سیا ـه که توی تلویزیون نشون داد، مگه نه؟

اتفاقی شنیدم

تو نمیدونی چی شنیدی یا چی نشنیدی

فهمیدی؟

! ای خدا

پیتر داری منو میترسونی

باید هم بترسی

این آدما شوخی سرشون نمیشه

چیزی که میخواستم

... بگم این بود که

هیچکس نباید اون شرایطی که تو داشتی رو تجربه کنه

هیچکس

و اگه اون یارو دوباره بیاد، این حرف رو تو روش میزنم

خوشحال میشم همچین کاری کنی

جدی میگم

رفتم سوپر مارکت

یه مرغ بریون

و چندتا تخم مرغ و برشتوک توی یخچاله

گفتم با رژیم مایعاتت سازگار باشه

... و

این کری هرکی که هست

دختر خوش شانسیه

صبح بخیر

سفارت باز شد

مبارکه

دیگه چه کاری از دستم برمیاد؟

برو خونه

سفیر نامزدت بوده؟

آره، حدوداً دو دقیقه

یه عمر پیش

چرا هیچی نگفتی؟

خب این اواخر ما زیاد باهم صحبت نکردیم، کری

ببخشید

نیازی به عذر خواهی نیست

بارها شد که میخواستم تلفن رو بردارم

ولی نمیتونستم درباره اون چیزی که دلم میخواست صحبت کنم

هنوزم نمیتونم

ستمِ اسرار

سختی‌ای که نگه‌داشتنشون داره

... خب

میخوای با آزادی نوظهورت چه کار کنی؟

نمیتونم بهت بگم

حدس که میتونم بزنم، نه؟

چرا که نه

تا جایی که من در جریانم تو دوتا مشکل داری

یک، باید شبکه‌های سندی رو دوباره راه بندازی

درسته

دو، هنوز نمیدونی میتونی به کی اعتماد کنی

پس باید یه پایگاه دوم برای افراد خودت

و مستقل از سفارت ردیف کنی

قبلاً این کار رو انجام دادی؟

چه سریع

ساول کی پرواز داری؟

فردا صبح

ممنون

شکار خوش بگذره

بفرمایید

! کمک ! کمک ! حال یه زنه بد شده

اون دکتره

هنوز درسم تموم نشده، خانومه کجاست؟

توی دستشویی

ولی صداش میومد که داره درد میکشه و گریه میکنه

سلام؟

صدای من رو میشنوین؟

ببخشید، من دکترم

میتونم کمکتون کنم

توی دردسر افتاذی آیان

تو کی هستی؟

اسم من کری ‌مک‌فرسونـه

فرح ساسانی برای من کار میکنه

یه روزنامه‌نگار دیگه؟

من رئیس بخش لندن هستم

خواهش میکنم بذار برم

خواهش میکنم بذار برم

بذار برم

صبر کن

نه، فکر کردم یه صدایی شنیدم

آیان، گوش کن

تو یه بخش مهم از داستان رو بازی میکنی

من میخوام داستانت رو برای همه بگم

از طرف خونواده‌ت

و همه کسایی که توی دنده درپا خل کشته شدن

و کسایی که ممکنه در آینده به دست سازمان سیا کشته بشن

نمیتونم بگم

شما متوجه نیستی من نمیتونم بگم

از چی میترسی؟

کی تهدیدت کرده؟

چون اینو بدون که من میتونم ازت محافظت کنم

حتی اگه دلت بخواد

میتونم از پاسکتان خارجت کنم

در ازای چی؟ - بهت که گفتم -

دستانت

... نمیتونم - میخوای تو انگلستان -

یا ایالات متحده ادامه تحصیل بدی؟

میتونم این کار رو هم واست بکنم

نظرت درباره دانشکده فیزیک سلطنتی چیه؟

دانشکده فیزیک سلطنتی؟

اصلاً مشکلی نیست

کارتم رو میذارم تو جیبت، خب؟

اگه نخوای دیگه هیچوقت منو نمیبینی

ولی به نفعته که بخوای

مخصوصاً اگه از هر نظر در خطری

... ببین، ببین، من نمیخوام

برو، برو، برو

بهشون بگو مشکل زنانه داشتم

بگو شکمم درد میکرده

... هرچی خودت دوست داری

واقعاً بابت اتفاقی که واست افتاده متاسفم

و واست آرزوی موفقیت میکنم

!ای دهنت سرویس

خواهش میکنم نگو دستت اشتباهی خورده و شمارو منو گرفتی

!ما اصلاً شانسی نداشتیم

منظورت چیه؟

توی ماشین، با سندی

چی شده که اینو میگی؟ حالت خوبه؟

همه چیز از اول تا آخر برنامه‌ریزی شده بوده

یه نفر توی جمعیت

با یه هنزفری همه چیز رو هماهنگ میکنه

مطمئنی؟

لینکش رو همین الان واست فرستادم

برو لپتاپت رو باز کن

باشه، گوشی دستت

خیلی‌خب، دیدمش

اون یارو گوشه تصویر رو میبینی؟

آره

کری، اون هنزفری زده

وای، کویین

ما هیچ شانسی نداشتیم

طرف رو میشناسی؟

نه

ولی قاعدتاً باید از طرف سازمان اطلاعات پاکستان باشه، نه؟

هیچکس دیگه‌ای نمیتونست همچین حرکتی بکنه

... سوال اینجاست

که چرا؟

منظورت چیه؟

سندی کارش تموم بود

همینجوریش هم مجبور بود کشور رو ترک کنه

چرا بکشنش؟

کویین

بله؟

این همه چیز رو عوض میکنه

یعنی من بدجوری بهت احتیاج دارم

نه، متاسفم کری نمیتونم

اگه کس دیگه‌ای بود که میتونستم روش حساب کنم

ازت نمیخواستم

کاری نکن مجبور بشم التماست رو بکنم

ببخشید، نمیتونم

! خواهش میکنم، تو رو خدا

! ای بمیری کری

آره

جواب رد دادن به تو سختترین کار دنیاست

یعنی قبول میکنی؟

خیلی میخوامت کویین

اینو که میدونی، نه؟

آره

مترجمین Arian Drama & Kianoosh_93

دانلود فیلم با لینک مستقیم WwW.Tinymoviez.Co

انجمن فیلم و سریال www.BaranMovie.in

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.