All language subtitles for Homeland S04E02

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese Download
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese Download
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

دانلود فيلم و سريال با لينک مستقيم .:: WwW.TinyMoviez.Co ::.

« ترجمه از پدرام و آرين » .:: Arian Drama & Pedi.Bi ::.

« پايگاه مشترک اندروز، ايالت مريلند »

جنيفر، ايشون کري متيسون و پيتر کويين هستن

موقع حادثه، اونجا پيش سندي بودن

تسليت ميگم

اون بهم گفت اونجا جاش امنه

گفت نگران نباشم

چه وضعيت گندي

اونا سه‌تا بچه دارن

يکيشون هنوز دبستان ميره

بهشون گفته؟

لازم نبود بگه. توي يوتيوب ويديوهاي لگد خوردن تا حد مرگش هست

اگه کسي با من کاري نداره

ميخوام برم مشروب بخورم

باشه

برو بخواب

فردا صبح دوباره جلسه ميذاريم

توي دفتر من

اوضاعش روبراهه؟

بهش مهلت بده

درست وسط درگيري بود

جداً؟

تو هم بودي

فردا ساعت 9 صبح توي دفترم باش

کري؟

خيلي ديروقته

نميخواستم مزاحم کسي بشم

نميدونستم داري برميگردي

همش يهويي شد

ميتونم توي هتل بمونم

!هتل؟

چي داري ميگي؟

بيا، ميخواي بغلش کني؟

صداي گريه‌ش رو شنيدم

گاهي‌اوقات گريه ميکنه

همش کاملاً عاديه

واي خدا، خيلي مو درآورده

زودباش، بيا داخل

بفرما تو

تو برگشتي

داري استخر منو آلوده ميکني

استخر توئه؟

اوهوم

منو يادت نمياد، نه؟

چرا - نه، يادت نمياد -

من مدير ساختمون هستم، يادته؟

وقتي اجاره‌ي شيش ماه رو پيش‌پيش دادي، همديگه رو ديديم

معمولاً بايد آدما رو واسه گرفتنِ اجاره‌ي ماه قبلشون، دنبال کنم

اين بيرون نبايد بطري شيشه‌اي بياري

اگه بشکنه، بايد کل استخر رو خالي کني

...خدايا

تو خيلي مستي

دانشکده پزشکي اُمَيّه « اسلام‌آباد »

زندگي من که همينجوريشم بد بود تو زدي بدترش کردي

بايد به مردم نشون ميدادم که آمريکايي‌ها چيکار کردن

CIA ولي من واسه مرگ رئيس پايگاه مقصر شناخته ميشم

من مقصر شورش‌ها ميشم

نه، نميشي - چرا ميشم -

چون اون ويديوي من بود

و چهره‌ي من توش بود

مردم هم الان نگاهم ميکنن

هيشکي نگاهت نميکنه

اون يارو کيه؟

اون يه معلم‌ـه

تو که نميدوني

چرا ميدونم. باهاش فيزيولوژي داشتم

تو هم همينطور

سلام

ديدي؟ در اماني

بايد آروم باشي

اين حرفو بهم نزن، باشه؟

تو نميدوني روش کار اين کشور چجوريه

هيشکي در امان نيست

!آيان

تو آيان ابراهيم هستي

...آيان، اونا قوم‌وخويشِ تو بودن که

توي اون جشن عروسي که آمريکايي‌ها بمباران کردن، کشته شدن

درسته؟

بله. بله

CIA الان هم رئيس پايگاه که دستور بمباران رو داد، مُرده

بنظرت اين عدالته؟

نيست؟

آيان، مردم ميخوان نظرت رو بدونن

آمريکايي‌ها قاتل هستن، باشه؟

ولي بلايي که ما سر اون مرد آورديم چه فرقي با کار اونا ميکنه؟

ميگن اينکار باعث شد که حملات پهپادي متوقف بشه

اين چيز خوبي نيست؟

!خونواده‌ي من کشته شدن

!حالا لطفاً دست از سرم بردارين

!آيان

...ببين، ما لازم نيست که

...يعني تو نيازي نيست که

مياي بريم صبحونه بخوريم؟

آره

بيا - صبح بخير -

بگيرش - نه، نميتونم -

يعني چي نميتوني؟ بگيرش

نه جدي ميگم، نميتونم بايد برم

سرش رو بالا بگير

...کري، تو

آره، خوبه

فقط سرش رو بالا بگير

داريش؟

...خب

يعني ديگه برگشتي؟

فقط واسه چند روز

چند روز؟

اصلاً قرار نبود اينجا بيام

پس فراني چي ميشه؟

...من

فکر کنم ديگه سير شده

خودت ميدوني منظورم اين نبود

...نبايد از اين تعجب کني که

،بابا اونقدري که گفته بود بهم کمک نميکنه

خب پرستار بچه چطور؟

وقتايي که اينجاست خيلي خوبه

...ولي

واقعاً بايد باهم حرف بزنيم

ميدونم. ميدونم

ولي من همين‌الانشم ديرم شده

!صبح بخير - ...جدي ميگم -

خيلي حرف‌ها بايد بزنيم

امشب؟

باشه. امشب

خيلي‌خب

خداحافظ - خداحافظ -

!سلام

آمريکايي‌ها قاتل هستن، باشه؟

ولي بلايي که ما سر اون مرد آورديم چه فرقي با کار اونا ميکنه؟

ميگن اينکار باعث شد که حملات پهپادي متوقف بشه

اين چيز خوبي نيست؟

شرمنده دير کردم

کويين حتي هنوز تو ساختمون نيست

چند ماه اونور آب بودين و جفتتون به زمان جهان سوم کار ميکنين

اينو ديدي؟ - نه -

پسري که فيلم عروسي رو گرفته بود

معلوم شده که خواهرزاده‌ي حسام حقاني‌ـه

کجا پيداش کردن؟

يه دانشکده پزشکي توي اسلام‌آباد

اونجا دانشجوئه

از اون جهادگرهاي تعصبي هم نيست

منطقيه. باورت ميشه؟

قربان، اين گندکاري توي اسلام‌آباد به همين راحتي از بين نميره

تنهايي فکر کردي؟

اونجا يه رئيس جديد ميخوايم

دوست دارم منو انتخاب کنين

واقعاً؟ - کابل مشکلي نداره -

معاونم ميتونه اون پايگاه رو اداره کنه

ولي يکي از افراد خودي توي اسلام‌آباد کشته شده

و من بايد بفهمم قضيه از چه قرار بوده

قضيه از اين قرار بوده که !تو يه عروسي کوفتي رو بمباران کردي

من تحت فشار هستم

متوجهي ديگه؟

وزارت خارجه هيچوقت از کاري که ما داريم توي مناطق مرزي ميکنيم، خوشش نميومد

دارن از اين قضيه استفاده ميکنن تا درِ ما رو تخته کنن

يه جلسه‌ي دادرسي توي کميته‌ي اطلاعاتي سِنا در پيش داريم

ميخوام تو اينجا باشي ...و کميته رو متقاعد کني

که خواسته‌ي وزارت خارجه براي آمريکا ضرر داره

و گندي به اين بزرگي ديگه هرگز اتفاق نميوفته

بنظرت ميتوني اينکارو بکني؟

حتماً - !خوبه -

بعدش چي؟

منظورت چيه؟

خب تا چه مدت اينجا هستم؟

!چه مدت؟ دائم

محض شفافسازي بگم که بايد جوابگو باشي

تو به اينجا احضار شدي

اينجوري به قضيه نگاه کن

ميتوني با بچه‌ت وقت بگذروني

اسم اينا "ديپمز"ـه

يکي از گروه‌هاي غذايي اصلي توي جايي که توش بزرگ شدم

و بهش اعتياد پيدا کردم

ميدونم شوکه شدي

زياد حرف نميزني، نه؟

ترجيح ميدم به حرف تو گوش بدم

آدم جذابي هستي

مطمئنم اولين نفري نيستم که اين حرفو ميزنه

...ديشب

...تو

آه و ناله ميکردي

...وسطِ کار که نه، ولي

بعدش موقع خواب

متأسفم

حالت خوبه؟

آره

واقعاً؟

...راستش

هفته‌ي سختي رو گذروندم

هفته‌ي خيلي سختي بوده

ميخواي دربارش بهم بگي؟

آره

ولي نميتونم

آره، هيکلش اندازه‌ي نهنگه

خب اگه نظرت عوض شد متوجه ميشي که شنونده‌ي خيلي خوبي هستم

چيزي نميخواي؟

نه ممنون

واي خدا

چيزي خنده‌ داره؟

نه، هيچي

نه، عيب نداره. من زبونِ کودن‌ها رو بلدم. چيه؟

چيه، يهو لال شدين؟

هيچي خنده‌دار نيست؟

...پيتر

ولش کن، عيب نداره

باور کن هميشه اين حرفا رو ميشنوم

بيا بريم. خواهش ميکنم

خب حالا که پرسيدي

،من گفته بودم "وقتي اون روي ترازو ميره "ترازو ميگه لطفاً يکي يکي بياين

عجب عوضي‌ايه. بيشعور

...ميخواي که

اوه، نه مرسي

از کاربلدش ياد ميگيرم

باشه

آره

آره، آره

آره

بله؟

حالت خوبه؟

باشه، الان ميام

شرمنده

دارن آزادت ميکنن

متهم نشدم؟

فقط جريمه شدي. در ضمن بايد با اون يارو که روونه‌ي بيمارستان کرديش، سر و کله بزني

گمونم خيلي شاکيه

پليس‌ها خيلي عصباني بودن

مجبور شدم بگم اختلالات روحي داري

خب چي شد؟

هيچي. احمقانه بود

حالت خوبه؟

خيال ميکردم خوبم تا اينکه ديدم دارم بيخودي يه احمق رو کتک ميزنم

تقريباً ميشه گفت بيخودي

!حالا هم فقط ميخوام از اينجا دربيام

به جلسه‌ي امروز صبح با لاکهارت نيومدي

واي لعنتي - نگران نباش -

چيزاي ديگه‌اي تو ذهنش بود

داره مجبورم ميکنه اينجا بمونم

واسه جلسات دادرسي؟

دائمي

ميگه بايد جوابگو باشم

يعني ميخواد توي جواب پس دادن تنها نباشه

اين قضيه از همون اول ريده بود

و تنها کسي که ميتونه واقعاً دليلش رو بگه فردا قراره دفن بشه

من بايد توي اسلام‌آباد باشم و تَه‌توي اين قضيه رو دربيارم

نه اينکه دستِ لاکهارت رو توي جلسه‌ي دادرسي سنا نگه دارم

نميدونم والا، شايد خوب باشه يه مدت از اونجا خارج بشي

آره، واسه تو که معجزه کرده

اون افسر اطلاعاتي که دربارش بهم گفتي رو يادته؟

هموني که همزمان با رفتنِ تو به اسلام‌آباد، از اونجا اخراج شد

تو قرار بود دربارش تحقيق کني

جوردن هريس، ولي اون اخراج نشد

به آمريکا فرستادنش و توي بخش بايگاني انداختنش

فرقي هم با اخراج نداره

!کويين

آزادي

خب نظرت چيه؟ ميخواي باهام بياي؟

بريم به هريس سر بزنيم؟

راستش نه

چرا؟ بازم بايد کتک‌کاري کني؟

شايد

از کجا معلوم؟

خب اگه کتک‌کاري کردي بي‌تعارف دوباره باهام تماس بگير

حقيقتش، اينجا اومدنم باعث شد به بقيه‌ي روزم اميدوار بشم

آيان؟ - سلام عليکم -

عليکم السلام

شنيديم چه اتفاقي واسه خونوادت افتاد

يه فاجعه بود. خيلي متأسفم

اونا ميگن تو خواهرزاده‌ي حسام حقاني هستي

عُمَر

حقيقت داره؟

آره؟ حقيقت داره؟

بابا

اونا دنبال داييِ تو بودن؟

من حق دارم بدونم

دخترم هم حق داره بدونه

بله. دنبال دايي من بودن

خدا رحمتش کنه

رحيم با پخش کردن اون ويديو زندگيم رو تباه کرد

زندگيت تباه نشده

چرا شده

حداقل چيزي که از زندگيم باقي مونده، تباه شد

ميدوني، الان ديگه مردم نگاهم ميکنن

منو تحت نظر دارن

نه. خيال برت داشته

نه، از وقتي اون گزارشگر تصويرمو توي تلويزيون پخش کرد، اينکارو ميکنن

گوش کن، ميخوام يه لطفي بکني

بايد يه مدت اينو يه جاي امن بذاري

باشه، چي توشه؟

...فقط

وسايل شخصي‌اي که نميخوام ازم بگيرن

همم؟ زود ميام دنبالش

بيشتر از ده روز طول نميکشه

من کِي ميبينمت؟

فردا توي دانشکده

...نه، منظورم

رابطه‌ي بين خودمونه

نميدونم

الان همه‌چيز خيلي پيچيده شده

...و من فقط

کران

بيا داخل

ممنون بابت مهمون‌نوازيتون

از صحبتمون لذت بردم

خداحافظ

آقاي هريس؟

بله؟

من کري متيسون هستم

گمونم پيغامم بدستتون نرسيد

گمونم پيغام من بدست شما نرسيد

فقط ميخوام چند دقيقه وقتتون رو بگيرم

چندتا سؤال راجع به اسلام‌آباد دارم

من چيزي دربارش نميدونم

شما اونجا افسر اطلاعاتي بودين

منظورم اينه که

نميخوام دربارش با تو يا هر کس ديگه‌اي حرف بزنم

ببين آقاي هريس، دو روز پيش

سندي بکمن توي خيابون کشته شد

آره شنيدم

ميخوام بدونم چطور اين اتفاق افتاد

خودت اونجا بودي، درسته؟

بله

پس چرا از من ميپرسي؟

ببين، من همين‌الانشم يه سري چيزا دربارش فهميدم

اينکه آدمِ توداري بود

اينکه هر کاري که ميکرد

هر کسي که بيرون باهاش حرف ميزد

هيچکس توي پايگاه اطلاع نداشت

به هيچکس چيزي نگفت

خيلي‌خب

خب چه خبر بود؟

شما اونجا افسر اطلاعاتي بودي

آره، حالا هم درخواست‌هاي آزادي اطلاعات از توطئه‌شناس‌هاي توي اوهايو رو پُر ميکنم

کارمون تموم شد؟

...گوش کن، هر چيزي - نه، تو گوش کن -

من ميخوام با تو حرف بزنم؟

يعني مشخص نبود؟

من چي گفتم؟

چي گفتم؟

کجا بودي؟

شرمنده

پرستار ساعت 5:30 با دستپاچگي بهم زنگ زد

بايد ميرفت دنبال بچه‌هاش

تو هم پيدات نبود

من نميدونستم

خودت نپرسيدي

تو گفته بودي بعد از جلسه با لاکهارت، برميگردي

هممون روت حساب باز کرده بوديم ...محض اطلاعت بگم که

ويزيت دوتا بيمارهام رو کنسل کردم

گفتم که متأسفم

من کار خودمو دارم

بيمارهايي دارم که بهم اتکا ميکنن

و بچه‌هام، شوهرم

ميدونم - که در ضمن بندرت باهاش حرف ميزنم -

اين اوني نيست که سرش توافق کرديم

تو قرار بود بچه رو با خودت به استانبول ببري

ما نقش کمکي داشتيم، مشکلي نبود

بعدش يهويي رفتي منطقه‌ي جنگي

تا اين بچه نتونه باهات بياد ...و فقط حرفم اينه که

چي؟

وقتي بچه بدنيا مياري

بايد مسئوليت‌پذير باشي

شنيدي چي گفتم؟

آره شنيدم

حالا ديگه واسه هميشه اينجام

باشه؟

لاکهارت تازه بهم گفت

پس اگه اين همون بحث بزرگيه ...که بايد باهم داشته باشيم

لازم نيست بحث کنيم

ميدوني، ديگه نيازي نيست نگرانش باشي

اين حرفت بي‌انصافيه

ميتونم فردا تمام روز نگهش دارم

...خبر خاصي نيست، پس

ببين، به وقت من ساعت 5 صبحه

واقعاً بايد برم يکم بخوابم

لطفاً کوله‌پشتي رو بندازين روي دوشتون، دخترا

يالا، زود باشين

برين توي آشپزخونه يالا دخترا

اوه، بيخيال - بايد بجنبيم -

ميدونم، دير شده

زود باشين

نهارتون رو بردارين. اين يکيش

نهار من کو؟

توي يخچاله

توي يخچال رو ببين، عزيزم

خيلي‌خب، اينم از نهار تو

بياين بريم

لطفاً با فراني خداحافظي کنين

خداحافظ بوگندو بايد پوشکش رو عوض کني

بوي بد ميده - خداحافظ -

خداحافظ

مشکلي واست پيش نمياد؟

نه، چه مشکلي

اگه کاري داشتي باهام تماس بگير

مشکلي واسمون پيش نمياد

لعنتي

پدرت وقتي اولين بار ديدمش اينجا زندگي ميکرد

توي اون خونه که اونجاست

ميبيني؟

همشون اونجا زندگي ميکردن

من روي اون چمن دستگير شدم

اون پدر افتضاحي ميشد

خيال ميکني من مادر افتضاحي هستم؟

...درسته ولي

اون از منم بدتر ميشد

ولي از خبرِ بدنيا اومدنت خوشحال شد

جدي ميگم

فکر کنم اين آخرين چيزي بود که دربارش خوشحالي کرد

...و من

...سعي کردم

اين خوشحالي رو نگه دارم و حسش کنم

خوشحال باشم که تو اينجايي

...ولي

،حالا که اون مُرده يادم نمياد چرا تو رو بدنيا آوردم

خيلي دوسش داشتم

وقتي چشمامو ميبندم هنوزم ميبينمش

اوه

با کري حرف زدي؟

هنوز نه

پس وقتي اينجا اومد بهت زنگ نزد؟

از وقتي به اونور آب رفت ديگه بهم زنگ نزده

چي ميشه گفت؟

بزرگ ميشن و فاصله ميگيرن

خب شنيدم لاکهارت داره برميگردونتش

براي جلسات دادرسي؟

نه فقط اون

به اينجا احضار شده

ميدوني که چرا لاکهارت داره اينکارو ميکنه، مگه نه؟

همه ميدونن دستش رو راحت ميشه خوند

جداً همينه. تمام طرز فکرش راجع به سياست اطلاعات "اينه که "چي به صلاح اندرو لاکهارت‌ـه؟

اوهوم، آره

و اين ميتونه واست خوب باشه، دوست عزيز

حتي قبل از اتفاق اسلام‌آباد

نگراني‌هايي درباره‌ي تواناييش وجود داشت

مثلاً چي؟

شايعات پراکنده من يه گِله‌هايي شنيدم

از کي؟

کراکر؟ - مهم نيست -

نکته اينجاست که با اين آبروريزيِ اخير

همه بوي خون رو حس کردن و اون آسيب‌پذير شده

مسئله فقط مرگ رئيس پايگاه نيست

مسئله حملات پهپادي توي مناطق مرزيه

کل برنامه‌ش تحت انتقاد قرار گرفته

اگه ميخواي به صحنه برگردي وزير خارجه ميتونه توي اين قضيه دوستت باشه

پس کراکر ناراضي بود

خب، نظرت چيه؟

اين سؤال رو ديگه کسي ازم نميپرسه

خب؟

رسماً بخوام بگم؟

توي بخش خصوصي خيلي خوشحالم

ببين آقاي هريس فقط يه لحظه وقت ميخوام

گفتم بهم نزديک نشو

تا وقتي راجع به اسلام‌آباد حرف نزديم، نميتونم اينکارو بکنم

تو واقعاً مُخت تاب داره ميدونستي؟

همونطور که بقيه ميگن

اون بچه‌ته؟

بچه‌ت رو آوردي اينجا؟

خيلي خوبه

خيلي حرفه‌ايه

چرا از اسلام‌آباد به اينجا احضار شدي؟ - ...ميخواي همين‌الان پياده بشي -

يا ميخواي با من بياي و بچه رو همينجا بذاري؟

خواهش ميکنم فقط ميخوام حرف بزنم

باشه

!گمشو بيرون

چيه؟ خيال ميکني منو ميشناسي؟

خب منم تو رو ميشناسم

!تو هيچ کوفتي نميدوني

ميدونم قبل از اينکه برکنارت کنن عملکردت مثال‌زدني بود

ميدونم داشتي همه‌چيزو درست انجام ميدادي

و چون حدس ميزنم يهويي تصميم نگرفتي که اسلحه به طالبان قاچاق کني

نظرم اينه در اصل ساکتت کردن و توي زيرزمين انداختنت

درست ميگم؟

چرا داري اينکارو ميکني؟

بايد بدونم قراره برگردم اونجا

شنيدم قراره اينجا بموني

نميتونم اينجا بمونم

نميتونم

پس بايد بدونم اونجا چه خبر بود

اگه بهم بگي، هر کاري بتونم ميکنم تا تو دوباره به ميدان عملياتي برگردي

من و تو طرف همديگه هستيم

هموني که تو رو اخراج کرد نزديک بود من رو به کشتن بده

نه، سندي من رو اخراج نکرد کارِ لاکهارت بود

من اون‌همه راه رو از اسلام‌آباد تا اينجا اومدم که يه درز اطلاعاتي رو گزارش بدم

تا به خودم اومدم ديدم که کارم تموم شده

دقيقاً توي زيرزمين افتاده بودم

از درز اطلاعاتي واسم بگو

آهاي؟

خب روزت چطور بود؟

خوب بود

خوب بود. روز خوبي داشتم

هر دوتاتون؟

خب چيکار کردين؟

کار خاصي نکرديم

راستش هيچ کاري نکرديم

ميدونم چي ميگي

بچه‌داري همش هيجان نيست

باور کن ميدونم

ولي مهمه

واقعاً خيلي مهمه

خب... شير خورده؟

آره

پوشکش عوض شده؟

آره

حموم کرده؟

آره

سلام. سلام

کري

تو که هنوز ريش داري

کويين بهم گفت ريشت رو زدي

معلوم شد تغيير بزرگيه

دووم نياورد

خوبه

ميشناختيش؟

زياد نه

کمپانيم بهم گفت اينجا بيام

خيلي اصرار کردن

خب، خوشحالم که اينکارو کردن

بايد راجع به يه چيزي حرف بزنيم

شنيدم اون داره تو رو برميگردونه

خواهيم ديد

اون داخل واسم جا بگير

کري، ژنرال اسکات رو ميشناسي؟

بله. سلام خوشحالم دوباره ميبينمتون

ما نگرانت بوديم

شنيدم موقع حادثه اونجا بودي

دوتامون اونجا بوديم، بله

ببخشيد، ميشه يه لحظه قرض بگيرمش؟

حتماً - مرسي -

نميشه بمونه واسه بعد؟

نه

يکي از همکارات قراره دفن بشه

آره خب، من حقايق جالبي دربارش فهميدم

...نماينده‌ت توي اسلام‌آباد

به تک‌روي معروف بود

...اون، تو

نصف آدماي اينجا همينجورين

کل سازمان پر از آدماي ازخودراضيه

آره خب ولي اون دليل خاصي داشت

سندي يه مهره‌ي ناشناس داشت

که واسش اطلاعات هدف‌گيري تروريست‌ها توي مناطق مرزي رو فراهم ميکرد

تا قبل از جشن عروسي اطلاعات خوبي بود

درواقع اطلاعات هوشمندانه‌اي بود

اونم درباره‌ي کسايي که چندين سال نميتونستيم پيداشون کنيم

حالا يهو در ديدرس ما بودن

و پشتِ‌هم داشتيم از پا درمياورديمشون

اين کار تمجيد زيادي واسه اون داشت

خب که چي؟

واسه تو هم تمجيد زيادي داشت

واسه همين نميخواستي بشنوي که پسر پُرافتخارت چجوري داشت اينکارو ميکرد

نميخواستي بشنوي که اون داشت ...اطلاعات فوقِ محرمانه رو

!به دستِ خدا ميدونه کي ميداد - !اوه، خواهش ميکنم -

اونم در ازاي چندتا حمله‌ي پهپادي موفق

ميدونم با کي حرف زدي

هريس - درسته -

هريس اون‌همه راه رو از اسلام‌آباد تا اينجا اومد

تا شخصاً بهت بگه چه اتفاقي داره ميوفته

تو ميدونستي اونجا چه خبره

اينجوري تو شريکِ‌جرم ميشي - توي چي؟ -

اين اسمش خيانته

قوانيني عليهش وجود داره و شامل همه ميشه

CIA حتي سرپرست

آروم باش

من شريک‌جرم توي هيچي نيستم ما داريم درباره‌ي يه تصميم شخصي حرف ميزنيم

يه تصميم شخصي که يه عروسي رو فرستاد هوا و يه رئيس پايگاه رو به کشتن داد

اون جلسات دادرسي که نگرانشي

با توجه به اين حقايق وضعشون بهتر نميشه

چي ميخواي؟

همون چيزي که قبلاً گفتم من اسلام‌آباد رو ميخوام

اين غيرممکنه

من از قبل به رئيس‌جمهور گفتم که تو داري به لنگلي برميگردي

بايد به حرفم گوش بدي من اينجا نميمونم

پاکستان؟ اصلاً چرا ميخواي به اون گُه‌دوني برگردي؟

آره يا نه؟

اون حتي يه کشور واقعي نيست !فقط يه علامت اختصاريه

خب صحبتت با لاکهارت سرِ چي بود؟

محل مأموريت بعدي من

اينجا نيست؟

نظرش رو عوض کرد

به اسلام‌آباد برميگردم

بعنوان رئيس پايگاه

انگار زياد دربارش خوشحال نيست

يعني اينقدر تابلوئه؟

اين مراسم تدفينه، مردم ناراحت ميشن

کمپاني تو پشتيباني امنيتي ميکنه، درسته؟

"راه‌حل‌هاي امنيتي تمام‌عيار"

گمونم روي کارتمون همينو نوشته

اونجا اوضاع خيلي قاراشميشه

يه پايگاهِ بهم‌ريخته و يه تيم امنيتي که حاضر نيست کارشو انجام بده

ازت ميخوام چند نفر رو بفرستي

تا مطمئن بشن ديگه اين اتفاق نميوفته

لطفاً همه برخيزيد

"...از آنجا که خداوند"

مطمئني همينو ميخواي؟

آره، صددرصد

اين جسم را به خاک بازگرداند..."

...چون ما از خاکيم" - باشه پس -

...و به خاک باز خواهيم گشت" - هرچي لازم داري در خدمتم -

عيسي مسيح جسم‌هاي فاني‌مان را" ...تغيير خواهد داد

تا به عزت خودش برسند" ...زيرا او برخاسته است

"اولين زاده‌ از مُردگان

ممکن بود ما بميريم

خوشحالم اينطوري نشد

آره

منم همينطور

اينجا نديدمت

...خيال کردم - چي؟ دوباره از زندان بهت زنگ ميزنم؟ -

الان ديگه از هيچي تعجب نميکنم

اون اسمي که بهم دادي به نتيجه رسيد

خوبه - يه نتيجه‌ي عالي -

سندي يه مُهره داشت که مخفي نگهش داشته بود

اطلاعات هدفگيري از همونجا اومد

ما که کم‌وبيش اينو ميدونستيم

آره ولي اصل قضيه اينجاست

انگار رابطه‌شون دوطرفه بوده

اون داشت اطلاعات ميداد و ميگرفت

هرکي هم که داشت باهاش همکاري ميکرد مسلماً با ما دشمن شده

بايد بفهميم اين يارو کيه و ميزان خسارت رو بدونيم

شنيدي چي گفتم؟

آره

لاکهارت اسلام‌آباد رو بهم داد

بايد برگرديم اونجا و مشغول بشيم

من برنميگردم

منظورت چيه؟ البته که برميگردي

نه برنميگردم

حداقل تا يه مدتي نميرم

ولي من الان بهت احتياج دارم

نميتونم. متأسفم

ببين، ميدونم از اتفاقي که توي خيابون افتاد، ناراحت شدي

و اگه معلوم نبود بايد بگم که منم ناراحت شدم

...شايد اون‌موقع اينطور بنظر نميرسيد

...کري - ولي ناراحت شدم -

نميدوني چه بدبختي‌اي کشيدم تا لاکهارت قانع بشه

چطور ميتوني باهام اينکارو بکني؟

کري، قضيه اينه که موضوع تو نيستي

خب چقدر دووم آوردي؟

يه روز پيشش بودي؟ نيم روز؟

بهت که گفتم

تو بهم گفتي لاکهارت اينجا نگهت ميداره

اوضاع عوض شد

تو مادرشي

اون اين انتخاب رو نکرده

تو اين انتخاب رو کردي

خيال ميکني خودم نميدونم؟

!بخدا قسم اصلاً نميدونم چي ميدوني

يا چي نميدوني يا چه فکري ميکني !يا هر چيز ديگه‌اي

ببين، ميدونم در حقت بي‌انصافيه

در حق من؟

بچه‌ت چي؟

!ببين، اشتباهت همينجاست

اون پيش تو باشه واسش بهتره

هيشکي تو اينکار بي‌نقص نيست، کري

مادر بي‌نقص، معيار اصلي نيست

بايد پيشش باشي

اين کاريه که بايد بکني

ببين، اون الان کوچولوئه

هرکي که دستش شيشه شير باشه ميتونه اونو خوشحال کنه

ولي چند ماه ديگه احتياج داره که مادرش کنارش باشه

من نميتونم

چرا ميتوني

!بهت گفتم اونا دارن دوباره منو ميفرستن

!چاره‌اي ندارم

حرفتو باور نميکنم

من تو رو ميشناسم

ميدونم يه کِرمي ريختي

و الان ميدونم قضيه‌ي مأموريت توي مناطق جنگي چيه

ميخواي مطمئن بشي که اونجا جايي واسه دخترت نيست

اين حقيقت نداره

جفتمون ميدونيم حقيقت داره

کِي ميري؟

همين‌الان

اصلاً معلوم نيست چه مرضي داري

بايد قبل از رفتنت باهاش خداحافظي کني

حداقل شجاعت اينکارو داشته باش

خيلي متأسفم

تابحال کسي بخاطر من دعوا نکرده بود

...دارين چيکار

بايد دهنت رو ببندي

من چيزي نگفتم

گفتم خفه شو

خواهش ميکنم، من چيز ديگه‌اي ندارم

ديگه مصاحبه نکن

ديگه فيلم و هرچيز ديگه ممنوع

همم؟

اون پشت چيزي نميخواين، خانم متيسون؟

همينجوري خوبم

خوبم

« ترجمه از پدرام و آرين » .:: Arian Drama & Pedi.Bi ::.

دانلود فيلم و سريال با لينک مستقيم .:: WwW.TinyMoviez.Co ::.

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.