All language subtitles for Grandpas Psycho 2015.ALL.DVDRip

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

فیلم ها را با زیرنویس فارسی دانلود کنید .::WWW.KINGMOVIE.BIZ::.

دانلود رایگان فیلم در تلگرام telegram.me/DEL_KUK

جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام ما telegram.me/KING_MOVIE telegram.me/SHIRAZ_MOVIE

من نمیدونم تو چی میخوای

خواهش میکنم

من تغییر میکنم قسم میخورم. من عوض میشم

خواهش میکنم

شان 19

اگر ما به گناهان خودمون اعتراف بکنیم

و به او ایمان داشته باشیم

و فقط برای اینکه گناهان ما رو ببخشه

و ما رو تطهیر کنه

از تمام ناشایستی ها

من فقط میخوام برم خونه

خواهش میکنم

من عوض میشم قول میدم

خواهش میکنم

خواهش میکنم قول میدم که تغییر کنم

زمان تغییر گذشته

جنون پدربزرگ

پدربزرگ عزیزم

سلام سنجاب کوچولو

تو میری به ماهیگیری ؟

تو میخوای بری به ماهیگیری ؟

آره

پس میریم به ماهیگیری

فقط یه سری به فروشگاه میزنیم برو پیش ماشین

سلام بابا سلام

زیاد طولش نمیدم هر چقدر دوست داری بمون

حالت چطوره ؟

من خوبم نگران این بادمجان بم نباش

تو اینجا تنهایی زندگی میکنی ؟

به اندازه که فکر کنی تنها نیستم

نگران نباش

تو باید بری بیرون و با چند نفر حرف بزنی

میدونی ...

خداوند بزرگ آدم هایی که لازم دارم ببینم به من معرفی میکنه

بابا .. کلیسا خیلی خوبه ..

ولی تو در زندگیت به چیزهای بیشتری غیر از خدا نیاز داری

کلیسا به من یک مسیر و یک هدف میده

حالا برو دیرت میشه

برو دیگه !

سلام مگان سلام

میخوای چیکار کنی ؟

فقط منتتظر پدربزرگ مری هستم ما میریم ماهیگیری

وای !

خیلی خوش شانسی !

میدونم

اون کجاست نمیدونم

هی

اون یک اسباب بازی نیست سنجاب

ممکنه دستتو با این ببری

من یک بچه نیستم

نه نیستی

ولی تو بچه من هستی

وقتی کمی بزرگتر بشی یکی برای خودت میخرم

واقعاً ؟

پدر مقدس

ما با قلب های پریشان به سراغ تو می آییم

تو خالق بی همتا هستی خداوندا

مقدس و ..

پر از رحمت و عشق

مرگ ما رو فرا میگیره خداوندا

و ترس ..

منتظره تا ما رو از بین ببره

ازت ممنونم پدر که ...

به خاطر وجود عیسی

تو درد ما رو میدونی

و غم همیشگی ما رو

ازت ممنونم

که عیسی

مسیر خروج از این سایه تاریک رو میدونه

دست این دختر عزیز رو بگیر

و خودت رو به ما بشناسان

از قلب ها و مغزهای ما محافظت کن

به خاطر عیسی مسیح

و چیزی رو بگیر

که متعلق به تو هست

و اونو ببر به ابدیت

که در کنار تو باشه

صبح به خیر رئیس

دیروز اون برنامه آموزشی رو تموم کردم

میخوای کاری رو شروع کنم ؟

ماری ؟

ماری ؟

صحبت خوبی بود !

متاسفم، چی گفتی ؟

من فقط میخوام بدونم امروز میخوای روی چی کار کنم، همین

من بهت اعتماد دارم که خودت انجامش بدی پسر

تو حالت خوبه ؟

خوبم

باشه

خوب اگر من میتونم کاری برای تو انجام بدم .. بهم بگو

ممنون پسر

من خوبم

برو به جهنم !

تو یه روانی لعنتی هستی

تو یه روانی لعنتی هستی

یک عوضی گناهکار

پس تو حق داری که حرف بزنی

برو به جهنم !

تو توبه خواهی کرد

تمومش کن

بزن

اگر تو میخوای التماست کنم این اتفاق نخواهد افتاد

پس دهنت بسته میمونه

سلام ماری

حالت چطوره عزیزم ؟

خوبم

چند روز میشه این طرف ها ندیدمت

خیلی سرم شلوغ بود

در کارگاه شیطان کار میکردی !

به افتخار این میخورم

هر وقت که آماده باشی من بهت نشون میدم یک مرد واقعی میتونه چیکار کنه

اوه، آره ؟

و اوون چیه ؟

هر وقت که آماده باشی من بهت نشون میدم

تو چی فکر میکنی ؟

زود باش مارک

احمق نباش

در مورد تد که اینجاست

تو فکر میکنی اون چیزهای لازم رو داره

تا یک مرد واقعی باشه

فکر کنم باید بزاری بهت نشون بده

اوه، به نظر میاد تو به تدی حال خوبی دادی

میدونی چیه کوچولو ؟

تو نمیتونی هردوی ما رو در یک زمان تحمل کنی

این چیزی نیست که من میخوام

برو به جهنم فاحشه ، تو باید یه آلت داشته باشی که براش فاحشه بشم تدی

برو با زن خودت بخواب

تویه سیگار داری ؟

میدونی تو باید مراقب باشی که اینطوری سر به سر اون پسرها میزاری

چرا ؟

چون یک روزی سر به سر آدم غلطی میزاری

خدای من ، امیدوارم

به خاطر سیگار ممنون

و نصیحتت !

تو چیزی میبینی که دوست داری پیرمرد ؟

آره، به هر حال تو نمیتونی پول این فاحشه خوشگل رو بدی، فقط آب جوی خودتو بخور حمال

شب به خیر مری

شب به خیر تینا

خیلی خب عزیزم بگیرش

پدربزرگ مری غمگینه ؟

چرا اینو پرسیدی عزیزم ؟

چون اون تنهاست

پدربزرگ مری تنها نیست

تنها نیست ؟ نه

اون دخترهای خودش رو داره و اگر پدربزرگ دخترهاشو داشته باشه

پس اون غمگین نیست، درسته ؟

درسته

پس نگران پدربزرگ مری نباش ؟ باشه ؟ اهمم

مامان ؟ بله

میتونی تمام شب درو باز بزاری ؟

باشه بگیر بخواب

پدربزرگ مری ! هی سنجاب

ادی ، تو نوه منو میشناسی ، مگه نه ؟

اون خوشگل ترین دختر شهره

سلام خانم جوان سلام

لطفاً موقع حرف زدن به صورت آدم ها نگاه کن بله قربان

سلام بابا

سلام لیسا خوشگل شدی

ممنون ادی فقط برای یک نفر که متوجه بشه

مراقب باش ادی اون دختر منه که داری باهاش حرف میزنی

بله قربان زود باش

پدر تو مرد خوبیه

همینطوره من همیشه ازش خوشم میومد

تا جایی که من یادم میاد اینجا همه دوستش داشتن

از وقتی جوان فوت کرده حالش چطور بوده ؟

خوبه

از وقتی مادر مرد یه جورایی خودش رو زندانی کرده، حالا توی اون کلبه زندگی میکنه

بهش زمان بده

میدونم فقط متنفرم از اینکه تنهایی اونجا باشه

خوب شاید من بتونم چند وقت یک بار بهش سر بزنم

ممنونم ولی تو لازم نیست اینکارو بکنی

اصلاً زحمتی برام نداره

میدونی اون از همه چیز خیلی فاصله گرفته

من عاشق ان دریاچه هستم واقعاً مشکلی نیست

لطفاً خودتو به دردسر ننداز

واقعاً مشکلی نیست لازم نیست، ممنون ادی

باشه

خوب من باید برم داخل

میدونی اون مرد خیلی احمقی بوده که همچین زن زیبایی رو ول کرده

ممنون

جیک منو ول نکرد من به تنهایی اون تصمیم رو گرفتم

منظور من این نبود نه ؟

نه منظور من این بود که ..

که .. میدونی به هر حال دیگه مهم نیست

نه، فکر کنم مهم نیست

یه سگ ! مگان !

مگان !

مگان بیا اینجا

سلام

سلام مشکلی نداره، من ناراحت نمیشم

مطمئنم که نمیشی !

سنجاب !

تو نمیتونی همینطوری بری جلوی آدم ها

ولی اون خیلی خوشگل بود

میدونم

ولی .. اگر میخواست تو رو ببره چی ؟

میدونی اگر کسی تو رو ببره من چقدر ناراحت میشم ؟

واقعاً ناراحت میشی

درسته، من واقعاً ناراحت میشم پس ..

خواهش میکنم

دیگه هیچ وقت اینکارو نکن، باشه ؟

باشه ممنون

تو از کی اونجا بودی ؟

فقط یک دقیقه

چیزی لازم داری ؟

فقط اومدم بهت سر بزنم

به من ؟

آره، من نگرانت هستم بابا

خوب نباش

مگان هم نگران تو هست

اینکارو نکن

چه کاری نکنم ؟

از اون دختر استفاده نکن

اون ازم پرسید که آیا تو ناراحت هستی پدر

منطقی نیست

این غیر منطقی نیست

چرا هست

ما هردومون نگران تو هستیم که اونجا تنها هستی

خوب بیخیال بشید

تو بیخود خودت رو نگران میکنی

ادی هم در مورد تو پرسید

به اون پسر بگو که سرش به کار خودش باشه

اون میخواست بدونه میتونه به دیدن تو در کنار دریاچه بیاد

این فکر خوبی نخواهد بود

تو به من میگی که حالت خوبه

تو باید بدونی ، آدم هایی هستن که تو براشون مهمی

خوب، فرض کن اینو میدونم

حالا بیخیال شو باشه

دیگه دربارش حرف نمیزنم

خوبه

چیز دیگه ای هست ؟

عاشقتم بابا

من هم عاشقتم

اینجا میتونه بدترین جا برای تنها بودن باشه

سلام ؟

سلام ؟

مری ؟

ادی

اوه، سلام مری

فقط اومدم بهت سلامی بکنم

سلام مگان سلام

من میرم طعمه ماهیگیری رو بیارم

اینکارو بکن سنجاب من الان میام پیشت

آره ...

یه چیزی داخل کلبه صدا کرد من نمیدونستم تو هستی یا نه

آره سنجاب ها

سنجاب ها !

آره اونا میان داخل و اونجا رو حسابی کثیف میکنن

اوه، خوب ..

فقط اومدم بهت سلامی بکنم، همین

خوب .. ازت ممنونم پسرم

هر وقت خواستی میتونی بیای اینجا

رو این حرفت حساب میکنم

اینکارو بکن

خوب ... اینجا خیلی ساکته

میتونم ببینم چرا اینقدر دوست داری اینجا باشی

آره جولین و من دوست داریم اینجا باهم باشیم

همینطوره

من میرم که به کارت برسی

هر وقت خواستی بیا اینجا

پدر بزرگ ؟

تو نوه منو یادت میاد ؟

آروم باش برو به جهنم بابی

بیا اینجا به من دست نزن لعنتی

تو داری جلب توجه میکنی

دارم جلب توجه میکنم !

دارم جلب توجه میکنم لعنتی ؟ بله

تو میخوای یه صحنه ببینی ؟ اون کجاست ؟

نمیدونم

هی همه به من نگاه کنید من یه هرزه هستم

من فکر میکنم این کاملاً مزخرفه که دوست پسر من نیومد دنبال من

وقتی که ماشین من کنار جاده خراب شد

میشه بس کنی !

اوه نه !

تو یه حمالی حاضر نیستی 100 مایل تا اینجا بیای

واقعاً ؟ 100 مایل ؟

آره ، 100 مایل و اگر نبود هم همینکارو میکردی

بیتا اینجا نه تو یه حمالی

شما اینجا مشکلی دارید رفقا ؟ آره ، نه

اون یه حماله

خانم، شما اون دختر کوچولو رو اونجا میبینید ؟

آره

فکر نمیکنی باید کمی مراقب حرف زدنت باشی ؟

من اینکارو میکردم ولی متاسفانه حمال تنها کلمه ای هست که اونو توصیف میکنه

خانم !

من دوباره ازت نمیخوام

آقا ما متاسفیم تو متاسفی، به جای من حرف نزن

تو قفط کمی عصبانی هستی

ما متاسفیم، همش تقصیر منه کاملاً درسته لعنتی

اون خیلی عصبانیه

من فکر میکنم اون اهل این طرف ها نباشه نه نیست

بابت همه این ها متاسفم

مایه شرمندگیه

که میبینم یک فرزند اینقدر از اخلاق دور افتاده

درسته

ما هنوز نیاز داریم ماشین ما رو یدک بکشی

با اون پسر حرف بزن

پسر ؟

سر صندوق

پدربزرگ زود باش دارم میام

پدربزرگ ؟

دیگه به وسایل من دست نزن

زودباش پدربزرگ

زود باش زود باش زود باش

میدونی ..

تو منو خوشحال میکنی

واقعاً ؟

همینطوره

مادرت بهم گفت تو نگران میشی

واقعاً ؟

تو نگران من میشی سنجاب ؟

بعضی وقت ها

خوب ..

تو لازم نیست وقتت رو با نگران شدن درباره من تلف کنی

دخترهای من هم همینطور

من بعضی وقت ها ناراحت میشم

خوب .. عیبی نداره

بعضی وقت ها میشه ناراحت بود

من دوست ندارم ناراحت باشم

خوب ..

من فکر نمیکنم هیچ کس دوست داشته باشه ناراحت باشه سنجاب

اما ..

ما باید شکرگزار باشیم

در مورد مسائلی که در زندگیمون داریم

شکرگزار ؟

آره، شکرگزار

ما باید از چیزهایی که در زندگیمون داریم تشکر کنیم

حتی وقتی اتفاقات بدی میفته ؟

مخصوصاً وقتی اتفاقات بدی میفته

هرچند هیچ اتفاق بدی قرار نیست برای تو بیفته

قرار نیست ؟

نه تا وقتی که من اینجا هستم

به من سلام کن !

سلام چیزی غیر از سرما گیرت اومد ؟

من سردم نیست

برو دستاتو بشور تا شام بخوریم من کثیف نیستم

تو بیشتر از کثیف هستی حالا برو دست و صورتت رو بشور

مامان !

برو

سلام بابا

سلام اون چطور بود ؟

همیشه عالیه دارم شام رو تموم میکنم، باید بیای پیش ما

امشب نه بابا !

من کار دارم

همه چیز آماده هست

و من قبلاً یه جایی برات آماده کردم

امشب شب خوبی نیست

پدربزرگ برای شام میمونه ؟

تو باید ازش بپرسی

میمونی پدربزرگ مری ؟

سریع آماده میشه، زود باش

بیا پدربزرگ خواهش میکنم

بهتره سریع باشی من تمام شب وقت ندارم

من سریع ترین هستم !

بیا اینجا بلند شو بشین

بلند شو

نه، بیا اینجا

فقط آروم باش

فقط آروم باش

بیا اینجا

تکون نخور

تکون نخور !

تو رستگار خواهی شد

من کسی خواهم بود که تو رو تطهیر میکنم

با گذشت زمان تو خواهی دید که من ..

اینجا هستم که بهت کمک کنم

سلام ؟

سلام ؟

کسی اینجا هست ؟

سلام ؟

عالی شد

درست چیزی که امروز لازم داشتم !

یه مزخرف دیگه

چی شد ؟

با این دهنی که داری یه روز تو دردسر میفتی

این دهن من ربطی به تو نداره

ولی ممنون

عیسای قشنگیه

درسته، خوب من اومدم اینجا ماشینم رو تحویل بگیرم

اون سیاهه که اونجاست

حتماً

عالیه، اونا گفتن آماده شده

همینطوره

بزار کلیدها رو برات بیارم

آره فقط از سر راهم گم شو کنار

اینجاست

ببخشید که منتظر موندید

زیاد بهش فشار نیار

اون درست در شرایطی نیست که قبلاً بود

اون !

اون ماشین

تمام ماشین ها خانم هستن

به خاطر همین پسرها باهاشون خوب رفتار میکنن

عجیبه !

ممنون

اگر چیز دیگری لازم داشته باشی

تردیدی نکن که به ما زنگ بزنی

آره

عمراً !

من در این کار دوام نمیارم

این اراده خداوند هست !

که همه باید نجات پیدا کنن

و در صف هایی قرار بگیرن

در مقابل حقیقت

بفرمائید. ممنون راجر خواهش میکنم

به مری سلام برسون

شما بهترین هستید

من بهش میگم خداحافظ

ممنون

سلام، میتونم کمکتون کنم ؟

آه، مطمئن نیستم برادر

امتحان کن

نمیدونم منو یادت میاد یا نه من هفته پیش با دوست دخترم اینجا بودم

ماشین اسپرت تیره

دوست دختر عصبانی

یادم میاد

آره

اون قبلاً اومد اینجا و ماشین رو برد

واقعاً ؟ آره

چند روز پیش

عالی شد گند بزنن تو شانس من

فکر کنم به هر صورت کاملاً تعمیر نشده بود

احتمالاً

اگر دوست داشته باشی یه نگاهی بهش میندازم

من خیلی دوست دارم ممنون

شانس آوردی که از اینجا رد میشدم

آره، شانس آوردم خودم هم همین فکر رو میکردم

خوب ..

دوست پسرت امروز کجاست ؟

کی ؟ بابی ؟

آره اسمش همین بود

اون یه حماله گور باباش

میدونی ..

هر جور که با آدم ها رفتار کنی اونا با تو رفتار میکنن

معنی این چه کوفتی بود ؟

میدونی به نظر میاد سیستم خنک کننده تو از کار افتاده

میتونی درستش کنی ؟

من میتونم هر چیزی رو درست کنم اگر ابزار درستش رو داشته باشم

تو همیشه با کد حرف میزنی ؟!

با کد ؟!

مهم نیست

خوب ..

شعل تو چیه خانم جوان ؟

ما حالا قراره باهم دوست باشیم ؟

فقط میخواستم گپی بزنم

باعث میشه موقع کار کردن زمان سریع بگذره

من هر کاری که لازم باشه میکنم تا هزینه ها رو بدم

حالا کی با کد حرف میزنه ؟

ببین ، بابا بزرگ من واقعاً از کاری که میکنی متشکرم

ولی اگر صادق باشم قصد ندارم دوست جدیدی بگیرم و ..

برای اینکه کاملاً صادق باشم

مغازه لعنتی تو باید این ماشین لعنتی رو از اول درست میکرد ، پس ..

منو ببخشید اگر من نمیخوام گپ بزنم

کاری که من دارم الان واقعاً مهم نیست، مگه نه ؟

درستش کردی ؟

نه

صبر کن، چی ؟

کجا داری میری ؟

خونه

ماشین من چی میشه ؟

الان زیاد مهم نیست، مگه نه ؟

صبر کن

فقط .. صبر کن ببین، من متاسفم

شب خوبی داشته باشی

فقط .. صبر کن

من میتونم کاری کنم ارزشش رو داشته باشه اگر بهم کمک کنی

هیچ کسی این طرف ها نیست و تا ساعت ها ماشینی رد نشده

بس کن

میدونی، تو به عنوان یه پیرمرد یه جورایی خوش تیپ هستی

کسی تا به حال اینو بهت گفته ؟

خدایا ..

بهم کمک کم در این امتحان گناه نکنم و چشمانم به طرف تو باشه

چشمات به من باشه .. دست کثیفتو به من نزن

هرچی ، روانی

از رنجی که قراره بکشی نترس

اون نگفت کجا میره، مگه نه ؟

متیو 1525

چون اون اومد

اون شروع زد به زانو زدن در مقابل اون

و گفت خدایا کمکم کن

تو درخواست کمک خواهی کرد قبل از اینکه کارمون تموم بشه

تو اونو به عنوان ناجی خودت تشخیص خواهی داد

تو به درگاه اون دعا خواهی کرد

تو به خاطر این ازش تشکر خواهی کرد

از این رنج کشیدن

از اینکه اون تو رو خالص کرد

تو میخوای حرف بزنی ؟

بله

به درگاهش دعا کن

به درگاهش دعا کن

اعتراف خودت رو بهش بگو تا بتونه صدای تو رو بشنوه

نه

مشکلی نیست، اون اینکارو میکنه

چیکار میکنه ؟

ناپدید میشه

هرچند تا حالا باید برگشته باشه

اون چیزی به تو نگفت ؟

نه، هیچی

اون برمیگرده مرد

ممنون

و اون تو رو آزاد میکنه

از تمام رنج های درونی خودت

برو به جهنم تو و خدای خودت

و اون گفت

خدایا کمکم کن

و اون گفت خدایا کمکم کن

و اون گفت خدایا کمکم کن

و اون گفت خدایا کمکم کن

و اون گفت خدایا کمکم کن

و اون گفت خدایا کمکم کن

و اون گفت خدایا کمکم کن

و اون گفت خدایا کمکم کن

و اون گفت خدایا کمکم کن

و اون گفت خدایا کمکم کن

و اون گفت خدایا کمکم کن

و اون گفت خدایا کمکم کن

من این دختر رو نجات خواهم داد

من هر کاری لازم باشه انجام خواهد داد

و من اون رو خالص به تو تحویل خواهم داد

من فقط به زمان بیشتری نیاز دارم

کلوچه خریدی ؟

روی میزه

سلام بابا

سلام

تو به زودی میری ؟

آره

متاسفم که من نمیتونم بیام

مسکلی نیست

من هیچ کار دیگری نمیتونستم پیدا کنم

و تو میدونی که من نمیتونم کارم رو از دست بدم

مشکلی نیست

اگر میتونستم میومدم

آره

باشه

دیرت میشه

بعد از شیفتم میام دنبالش

خیلی خب سنجاب

بیا بزنیم به جاده

باشه

میبینم که کلوچه ها رو پیدا کردی

سلام دختر

یا عیسی ادی اینطوری مراقب آدم ها نباش

بابت این متاسفم نمیخواستم تو رو بترسونم

حالت چطوره ؟

خوبم تو چطوری ؟

خوبم

من باید برم دنبال مگان اون خونه پدرم هست

باشه، خوب ..

من فقط تو رو دیدم و فکر کردم سلامی بکنم، پس ..

سلام سلام !

خداحافظ ادی

فکر میکنی شاید بتونیم یه موقعی برای شام بریم بیرون ؟

خیلی خوب میشه اما ...

فراموش کن، مهم نیست فراموش کن که پرسیدم

من متاسفم این فقط با وجود پدرم و مگان جواب نمیده

نیازی برای توضیح نیست کاملاً میفهمم

متاسفم

مشکلی نیست

حال پدرت چطوره ؟

اون خوبه

فکر میکنم

سالگرد مادرم بود پس مگان رو برم تا اونو ببینه

دو سال گذشت

سه سال

متاسفم ممنون

میدونی ..

بهتره تو بری

میدونی شام فکر خوبیه

آره همینطوره

شنبه، خونه من

ساعت 7 ؟

6

تو دلت برای مادربزرگ تنگ شده ؟

خیلی زیاد

من هم همینطور

اون توی بهشته ؟

همینطوره

تو اینو از کجا میدونی ؟

خوب ..

دیگه کجا میتونه باشه سنجاب ؟

مربی من ..

میگه که بعضی آدم ها میرن به جهنم

خوب ...

فقط آدم های بد میرن به جهنم

و مادربزرگ تو ..

اون آدم بدی نبود

ما آدم های بدی هستیم ؟

میدونی سنجاب ..

ما قطعاً آدم های بدی نیستیم

ما به آدم های بد کمک میکنیم ؟

ما به هر کسی که نیاز داشته باشه کمک میکنیم

خوب یا بد

عیبی نداره پدربزرگ مری، اون در بهشت پیش خداست، اون اونجا خوشحاله

اون چطور بود ؟

همیشه خوبه

اون کجاست ؟

مطمئن نیستم فکر میکنم داخل داره بازی میکنه

تو امروز خوشگل شدی. من کاری که با موهات کردی دوست دارم

تو کاری که اون با موهاش کرده دوست نداری ؟

پسر من فکر میکنه تو امروز خوشگل شدی

تو چایی میخوای ؟ بله

بفرمائید

مگان ؟

شاید من باید برم دنبالش

فقط یه لحظه بهش وقت بده اون به زودی میاد بیرون

کار چطوره ؟

خوبه امروز ادی رو دیدم

حالش چطوره ؟

بفرمائید مگان ! من باید برم

عاشقتم، فردا می بینمت

خداحافظ پدربزرگ

میبینمت سنجاب

تو امروز شنونده خوبی بودی ؟ آره خوبه

سوار شو

تو میخوای اونو بخوری ؟

من میخورم

میدونی ..

من خیلی در مورد این فکر کردم

و من مطمئنم نیستم که تو کاملاً متوجه ظرفیت موقعیت خودت باشی

تو شاید الان اونو نبینی

ولی این خواسته خداوند هست

این .. چیزیه که اون منو به خاطرش انتخاب کرده

من خیلی متاسفم

من خیلی خیلی متاسفم

لطفاً شکست منو ببخش

من ضعیف بودم

و برای شیطانی که کنار اون بود آماده نبودم

من خیلی متاسفم

منو به خاطر شکستم ببخش پدر

خواهش میکنم

یک فرصت دیگه بهم بده

و من دوباره تو رو نا امید نخواهم کرد

این قدرت رو به من بده

و این فرصت

و من بهت نشان خواهم داد

برای من چه معنایی داری

صبح به خیر رئیس

باشه !

دخترها اومدن اینجا

مری تو حالت خوبه ؟

لیسا تازه رسید اینجا میخوای بهش بگم تو بیرون هستی ؟

نه

تو اینجا چیکار میکنی ؟

امروز شنبه هست

سلام پدربزرگ

و .. ؟

ادی و من امشب باهم شام میخوریم یادت میاد ؟

تو گفتی مراقب مگان هستی و فردا در کلیسا همدیگه رو میبینیم

آره، باشه

فراموش کردم

بابت این متاسفم

اگر نمیتونی انجامش بدی .. نه مشکلی نیست

ما اوقات خوشی خواهیم داشت

من میتونم با کلی بازی کنم ؟

امشب نه سنجاب

چرا ؟ چرا تو نمیری ببینی آیا راجر نیاز به کمک داره

ولی پدربزرگ .. برو ، حالا

کلی کیه ؟

هیچ کس

فقط یک دختره

خوب کدوم دختر ؟

هیچ کس

یه دختر. یه نفر که مگان اون روز باهاش بازی میکرد

کی اونو ملاقات کرد ؟

اون کلاس سوم هست

اگر تو نمیخوای با کسی بازی کنه من بهش اجازه نمیدم

من اینو نگفتم من فقط میخوام بدونم این دختره کلی کیه

و از کجا اومده

خوب من چیزی در مورد اون نمیدونم

اون فقط یه دختره ...

که اون بچه دیروز باهاش بازی میکرد

خیلی خب، باشه

باشه

سلام کلی

کلی ؟

اون کجاست ؟

اون رفته سنجاب

کجا رفته ؟

اون فقط رفته متاسفم

ولی هنوز وقتش نشده بود

اون رفته سنجاب من متاسفم

نه پدربرزگ ، نه ، من باید خداحافظی کنم من همیشه خداحافظی میکنم

میدونم سنجاب

متاسفم

تو چیکار کردی ؟

من نتونستم جلوشو بگیرم

من باید خداحافظی کنم من همیشه خداحافظی میکنم

میدونم

من متاسفم

همش تقصیر توئه تو یه الاغی، من ازت متنفرم

سنجاب ؟

با صدای بلند حرف بزن و من تردید نمیکنم که گردنت رو ببرم و اینجا پر از خون تو بشه

روشنه ؟

روشنه ؟

خدا عاشق تو هست

تو فرزند اون هستی

خدایی وجود نداره

فرزند ..

خداوند وجود داره

و اون منتظره تو برگردی پیشش

بهم اعتماد کن پیرمرد

خدایی وجود نداره

بهشتی وجود نداره جهنمی نیست

هیچی نیست

نه نه

گناهان تو باعث شده به این تاریکی کشیده بشی

درست در اینجا رولمن 616

شما نمیدانید

که وقتی خودتون رو به دیگران عرضه میکنید

به عنوان بردگان مطیع

شما یک بردا خواهید بود برای کسی که ازش اطاعت میکنید

چه اینکه برای گناه باشه

که منتهی به مرگ میشه

یا اطاعت

که منتهی به پرهیزکاری میشه

گناهان من ؟

تو کی هستی که قضاوت میکنی ؟

من یک ابزار برای ارباب هستم

یک ابزار که انتخاب شده تا گناهان رو محو کنه

از آنهایی که نمیتونن خودشون رو پاک کنن

و تو خداوند رو پیدا خواهی کرد

چه در این زندگی باشه یا زندگی بعدی

من بهت قول میدم

در این زندگی نخواهد بود

و به خاطر تو اتفاق نخواهد افتاد

چی ؟

چی ؟

خدایی وجود نداره

مگان ؟

چاقو رو بزار زمین

نه

مگان !

چاقو رو بزار زمین ، حالا

نه تو قوانین رو شکستی

میدونم تو باید یاد بگیری

اینکارو کردم

این عادلانه نیست

میدونم

اون در بهشته ؟

نه سنجاب، اون در بهشت نیست

اون کجاست ؟

رفته

اون فقط رفته

کجا رفته ؟

به جایی رفته که آدم ها رو نمیشه نجات داد

من باید خداحافظی کنم وگرنه اونا نمیدونن که من عاشقشون هستم

اون میدونه عزیزم

اون میدونه

شام واقعاً عالی بود

آره ؟ اره

ممنون

خوبه که از اون مرغ های مصنوعی نخوردیم

همینطوره

میدونی این خیلی خوبه که مری به خاطر تو از مگان مراقبت میکنه

آره، خوب اونا این روزها بهترین دوست هم هستن

این تو رو ناراحت میکنه ؟ نه

من فقط ارزو داشتم که اون کنار من بود همونطور که کنار اون هست

آره

ولی اون رابطه خیلی خوبی باهاش داره

آره همینطوره

این عجیبه

که به بچه خودت حسودی کنی

که با پدرت رابطه خوبی داره !

من نمیدونم ، تو به چی حسادت میکنی ؟

کاش همونطور که با اون رفتار میکنه با من رفتار میکرد

هیچ وقت در باره این باهاش حرف زدی ؟

درست میگی تو پدر منو نمیشناسی ؟

نکته خوبی بود

تو لازم نیست همه اینا رو بشنوی نه باید بشنوم

احتمالاً به نظر میاد مادر خیلی بدی هستم

به دخترم حسودی میکنم

انگار .. مشکل من چیه ؟

تو هیچ مشکلی نداری

تو یک مادر فوق العاده هستی

و دختر

و زن

اینکارو نکن

تو خیلی خوشگلی اینکارو نکن

به گا رفتم !

اوه من خیلی متاسفم حروم زاده !

تو حالت خوبه ؟ بزار ببینم

زیاد بد به نظر نمیاد فکر میکنم طوریت نمیشه

آه .. خدای من خیلی متاسفم

بزار برات باند بیارم

بیا مثل اولش شد

دقیقاً چیزیه که فکر میکردم

من متاسفم

عیبی نداره

به هر حال تقصیر خودمه

نکته خوبی بود

خوب .. داره دیر میشه

فکر کنم همینطوره

خوب .. دوباره برای شام ممنون

من ازت ممنونم

دوباره متاسفم فکر کنم به راحتی میترسم

خوب ...

حالا من میدونم اهمم

فردا صبح میبینمت

فردا صبح ؟

کلیسا فردا صبح در کلیسا میبینمت

سلام بابا سلام

ببینمت دلت برام تنگ شده بود ؟

حالت خوبه ؟

خوبم باشه

حالت خوبه ؟

خوبم

بابا ؟

چیه ؟

شما دوتا همیشه باهم هستید چی شده ؟

هیچی نشده

اون به خاطر دوستانش ناراحته، همین

دیشب اتفاقی افتاد ؟

چیزی نیست که نتونیم حلش کنیم

معنی این قراره چی باشه ؟

همیشه سوال میپرسی

اگر چیزیی بین پدر و دختر من هست

من حقمه بدونم

واقعاً ؟ بله حقمه

خوب ...

هیچ اتفاقی نیفتاده

چیزی نیست که بدونی

مگان ؟

هی ؟

هی آقا ؟

هی آقا ؟

تو کری ؟

نه

ماشین من خراب شده

باشه

خوب من به کسی نیاز دارم تا برام تعمیرش کنه

با اون پسر حرف بزن

اون پسر ؟

سر صندوق

هیچ پسری سر صندوق نیست آقا

خوب، فکر کنم زود برمیگرده

باشه

تو لازم نیست یک حمال باشی

میدونی

تو واقعاً باید زبونت باشی

ببخشید !

زبانت

تو باید مراقبش باشی

واقعاً ؟

عوضی لعنتی

اون کی بود ؟

نمیدونم

اون چی میخواست ؟

ماشینش خراب شده

کجا ؟

نمبدونم

باید برم دنبالش ؟

خانم ؟

هی خانم ؟

خانم ؟ چیه ؟

سلام

تو باید اون پسر باشی

اون پسر ؟! اوه آره، مری به من میگه اون پسر

مری ! آره، اون همیشه اینو میگه، مطمئن نیستم چرا

اوه آره ؟

خوب پسر

چی شده ؟

اون یه جورایی منو میترسونه

اون اینقدرها هم بد نیست اون آدم خوبیه

هرچی

شما کجا میری ؟

فکر کنم یه گاراژ دیگه پیدا میکنم

لازم نیست اینکارو بکنی

ما ماشین تو رو درست میکنیم آره ؟ آره

قبل از اینکه اینکارو بکنی من یک سوال دارم

مریقراره تمام مدت نگاه کنه ؟

لعنت ! فقط بهم بگو ماشینت کجاست من میارمش اینجا

فقط چند مایل جلوتر توی جاده

باشه چرا تو اونجا نمیشینی و ..

و من زود برمیگردم

من میتنوم با تو بیام نه من فکر نمیکنم این ایده خوبی باشه

من با ماشینت برمیگردم

من بهت قول میدم اون بی آزاره

من زود با ماشین تو برمیگردم

باشه

میدونی ما امروز احتمالاً ماشین تو رو تموم نکنیم

شاید بخوای به یه ماشین زنگ بزنی تا تو رو به یه جایی برسونه

من خوبم

هر طور راحتی

همیشه اینکارو میکنم

عوضی لعنتی

دوباره این دهنت باز شد

ببین مری

تو مری هستی ، درسته ؟

من یه زمانی یه پدر داشتم و اون هم یه کمی الاغ بود

پس من سخنرانی ها رو خوب بلدم، ممنون

جرمی 1023

خدایا من میدانم که زندگی ما متعلق به خودمون نیست

این ما نیستیم که در مورد قدم های خودمون تصمیم میگیریم

تو الان انجیل لعنتی رو برای من خوندی ؟

خدایا، ممنونم که به من باور داری

حتی اگر من در گذشته نا امیدت کردم

مشکل تو چیه ؟

خیلی خبف تو واقعاً منو میترسونی من میرم بیرون منتظر بمونم

من دیگه نا امیدت نمیکنم

سلام ادی

سلام مگان

حالت چطوره ؟ خوبم

ادی تو اینجا چیکار میکنی ؟

تو به تماس های من جواب نمیدادی

تو برو سوار شو، باشه ؟

من متاسفم که اینطوری سرزده اومدم

بازوت چطوره ؟

خوبه

خوبه

من کار اشتباهی انجام دادم ؟

نه

پس مشکل چیه ؟

فقط الان وقت خوبی برای من نیست ادی

تو چقدر میخوای منتظرش بمونی ؟

برای کی ؟

تو میدونی کی

جیک ؟ این ربطی به تو نداره

میدونی .. تو کی میخوای به خودت اجازه بدی تا زندگی بکنی ؟

باشه، جیک یه حماله

اون تو و دخترش رو تنها گذاشت

و این کار کثیفیه

ولی تو کی میخوای به خودت اجازه بدی تا زندگی خودت رو بکنی ؟

ادی این به تو ربطی نداره

خوب من دوست دارم به من ربط داشته باشه

جیک رفته میدونم

فکر نمیکنم بدونی

عیبی نداره

ولی الان وقت مناسبی برای ما نیست

نه حالا نه هیچ وقت

این خیلی مزخرفه لیسا

دست منو ول کن من فقط میخوام حرف بزنم

ادی ..

بازوی لعنتی منو ول کن

وگرنه به هرچی که اعتقاد داری قسم میخورم

که من اونو کاملاً میبرم

و با اون اینقدر میزنمت تا بمیری

ادی !

من اون شب اوقات خوبی داشتم

ولی قراره تا همینجا پیش بریم

روشنه ؟

آره

خوبه

روز خوبی داشته باشی

سلام سنجاب

سلام پدربزرگ

سلام بابا سلام

زیاد طولش نمیدم

هر چقد که دوست داشته باشی

ممنونم که به ما کمک میکنی

اصلاً مشکلی نیست

هی یه چیزی برات دارم

واقعاً ؟ اره

اون یچه ؟ کلوچه ؟

تو عاشق کلوچه هستی مگه نه ؟

آره دوست دارم

پدر بزرگ من عاشقشم

اوه آره ؟

اون خوشگله

اسم من مگانه اسم تو چیه ؟

ما قراره دوست هم باشیم

تو مهمونی چایی دوست داری ؟

من عاشق مهمونی چایی هستم

گریه نکن

اون حالش خوبه ؟

آره سنجاب، خوبه کمکم کنید

چرا اونا برای کمک جیغ میکشن ؟

خوب ...

بعضی وقت ها ..

آدم ها همیشه متوجه نمیشن

که اونا دارن کمکی رو دریافت میکنن که قبلاً نیاز داشتن

ما قراره کمکش کنیم ؟

همینطوره

و خدا اجازه میده اون با مادربزرگ بره به بهشت ؟

بله

خوبه

دانلود رایگان فیلم در تلگرام telegram.me/DEL_KUK

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.