Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
آسوکا یو هستم
در نهایت این قسمت من بود که در سریال دختران قطار تو کیو بازی کنم
در این فیلم برای اولین باره که قراره یک نقش جدی بازی کنم
هوا برفی و خیلی بدی بود
من توی ترافیک گیر افتادم و دیر شد
بخاطر همین کار برداشت سخت شد
... باتوجه به تمام اینا
و اینکه اولین بارم بود !خیلی عصبی بودم
کار سختی بود
ولی تمام سعیم کردم که نقشم خوب بازی کنم
بخاطر همین اصرار دارم که این فیلم که اولین ایفای نقش من هست را تماشا کنید
پس بفرمائید ببینید
ترجمه زیر نویس :هاریکا H@rika
harika_alone@yahoo.com
" دختران قطار توکیو 3 : پرستار حَشری "
" بیمارستان چیگوسا "
صبح بخیر
شما کی هستی ؟
از امروز زیر مجموعه شما هستم اسمم کوری هارا هستش
خیلی دل داری که روز اول اینقدر دیر اومدی
بدو همین الان لباست عوض کن وقت برای تلف کردن نداریم
حق نداشت اینجوری باهام صحبت کنه
از وقتی که بچه بودم رویای پرستار شدن داشتم
میخواستم به ادما کمک کنم
درنهایت اولین قدم بسوی زندگی رویاییم از اینجا و در بیمارستان چیگوسا شروع شد
الان هنوز یک خدمتکار بیمارستان هستم
ولی ظرف سه سال پرستار رسمی خواهم شد
روز اول قرار بود روز خاصی باشه
خسته نباشید - اوه ، خسته نباشید -
تو کوری هارا هستی ،همونی که امروز شروع بکار کرده ؟
من آسوکا کوری هارا هستم با احترام
کار سختیه ، ولی تلاشت بکن
به چی اینجوری زل زدی ؟
نه ، اشتباه گرفتی
اون کی بود ؟
وارث این بیمارستان
همه اون دکتر جوون صدا می زنن ولی مهارتهاش انکار ناپذیره
راس میگی ؟
میخوام برم با دکتر جوان یه دوری بزنم
پس تو هم بجنب و کارائی که قبل ازت خواستم انجام بده
بله
یایوئی یکم خشنه ، ولی دکتر به نظر ادم خوبی میاد
ولی عمرا دستم بهش برسه
دکتر
دکتر ، کُس پرستا گذاشتن اونم تو دفتر !...مدیریت برات دردسر نمیشه
بابا یه مدت آمریکاست اون عاشق کنفرانسهای پزشکیه
مراقب باشین ، امروز جوراب شلوار ! اضافه همرام ندارم
دکتر ، این صندلی دوست داری ؟
صندلی راحتیه ، ولی قدیمیه
همین روزا بزودی این صندلی مال تو میشه
به فکر منم هستی دیگه ، درسته ؟
اره ، حواسم بهت هست
دکتر ، دائم باید چهار چشمی مراقبت باشم
" بیمارستان چیگوسا "
کارت خوبه بزودی مرخص میشی .
مراقب خودت باش
چی شده ؟ حالت خوب نیست ؟
نه ، خوبم هنوز عصبی هستم
خیالم راحت شد ولی بیمارا حساس هستن
اگر با اونا متزلزل برخورد کنی براشون مشکل ساز میشه
خسته نباشی
خسته نباشید ، دکتر جوان
بذارین معرفیتون کنم کوری هارا از امروز خدمتش شروع شده
ایشون هم دکتر کاتو انترن دانشگاه پزشکس هست
چطورین ؟ احتراما ، کوری هارا هستم
کار سنگینیه، ولی لطفا تلاشتون بکنید
خوب ، تا بعد
...اولین روزم سر کار رویاهام روز وحشتناکی بود
ولی باید بهتر کار کنم
آسوکا کوری هارا ، چرا تلاش نمی کنی که یک پرستار رسمی بشی ؟
آخرین باری که سکس کردم ؟
احتمالا بیش از دوسال میگذره
...برای پرستار رسمی شدن
در زمان تحصیلم !...هر گز دنبال الواتی نرفتم
چهره پدرم اصلا یادم نمیاد
مادرم ، که یک پرستار رسمی بود فامیلی خودش روم گذاشت
مادرم هنوزم در وظیفه پرستاری در حال فعالیه
دلم میخواد مثل اون باشم
...ای کاش
پدرم شبیه دکتر چیگو سا بوده باشه
" بیمارستان چیگوسا "
صبح بخیر
صبح بخیر ، خانم کوری هارا
صبح بخیر
ممکنه اینجا خیلی بهت احتیاجی نداشته باشیم ، ولی تلاشت بکن
بله
می بینمت
هی ! دکتر چیگوسا اینجاست ؟ یوکو ماساکی هستم
دکتر چیگوسا ؟
اره ، همون جوونه ،کوجی اون اینجاست ، درسته ؟
وقت قبلی دارین ؟
وقت قبلی ؟ نه نگرفتم
ولی به خودش گفتم ...که امروز میام اینجا
لطفا یک لحظه صبر کنید
...دکتر ، یک ملاقاتی دارین
جوونی ، پرستار رسمی هستی ؟
نه ، هنوز مدرکم نگرفتم
خوبه ، طاقت بیار
بله ، فهمیدم راه بهشون نشون میدیم
دکتر میخوان شمارو توی اتاق معاینه ببینن
خانم کوری هارا را بهش نشون بده
بله
دکتر ، خانم ماساکی اوردم
بله ، لطفا بیا داخل
!هی ، دکتر !خیلی وقته ندیدمت
اره ، خیلی وقته ندیم
چقدر باید تماس بگیرم و تو جواب ندی ،هان ؟
!نمیتونی از این افسردگی خارج بشی
پشت تلفن بهت گفتم
خیلی بده که خودت تصمیم بگیری
چیه ؟ از اون خوشم نمیاد
کی ؟ - یوکو یا شادیم -
خسته نباشید
تو هم خسته نباشی شنیدم یه زن غریبه اینجاست ؟
چیزی دربارش نمیدونم ولی به نظر با دکتر صمیمی بود
صمیمی ؟ ببینم چیزیم اونجا شنیدی ؟
چیر جدی نه ، فقط حرفای خودمونی
دکتر جوان چجور مردیه
مجرد هست ، دکترم هست معلومه که اونارو به طرف خودش جذب میکنه
نمیتونم این قبول کنم
یک هفته از زمان شروع کار گذشته
نمیتونم بگم بهش عادت کردم ولی بیشتر جا افتادم
ولی یایوئی خیلی گیر میده و ستمه
یه چیزی که باعث میشه احساس ترس کنم
نمیدونم اون کیه؟ ولی مثل اینکه یک نفر دائم من زیر نظر داره
توی اتاقم ، توی قطار حتی توی بیمارستان
حتی همین الان
شیفت شب ؟
این برای این رشته کاری یه چیز عادیه
الان بیش از یک هفته گذشته ! پس باید شیف برداری
بله
از فردا سه روز شیفت هستی و یک روز استراحت
صبح زود ، ظهر ، و اخر شب
" برای یک روز تعطیل"
خانم کوری هارا هنوز اینجایی؟
بله ، باید یه چیزای رو مرتب کنم
متوجهم
یه ثانیه وقت داری ؟
بهش عادت کردی ؟
نه ، راه درازی در پیش دارم ولی مدیریتش میکنم
پرونده تورو خوندم
مادرت هم یک پرستار رسمی هست
پدرت چطور ؟
وقتی مدرسه ابتدائی بودم اون توی یک تصادف فوت کرده
می فهمم برای مادرت باید سخت بوده باشه
میخوام بعد از کامل شدن کارم راحتی اون فراهم کنم
چی شده ؟
ببخشید ، نمیتونم جلوتر از این برم
چی میشه اگر جلوتر بری ؟
دکتر ، لطفا اذیتم نکنید
با خودت رو راست باش
دکتر ، اذیتم نکن
!نکن
اوه ، خودشه
داشت تفریح میکرد میدونم داشت تفریح میکرد
ولی فعلا مجبورم کاری کنم !... که نگهم داره
اوووه ، نه
اووه ، گردنم
! نه
! نه
! نه
! نه
! نه
دکتر ، خجالت میکشم
دکتر ، خواهش میکنم اخرین باری باشه که اینکارو میکنیم
منظورت چیه ؟
اگر برات مشکلی نداره ادامه میدیم
دکتر ، دوست دارم
ولی نه به عنوان یک معشوقه
وقتی کمکم کردی فهمیدم
بخاطر همین دیگه کافیه
درک میکنم از نظر منم عیب نداره
ولی اگر هر جور مشکلی داشتی
راحت باش و باهام حرف بزن
! دارم میرم
خسته نباشی
حواست به ایشیباشی اتاق 203 باشه ...اون عمل جراحی داشته و
ببخشید ، یک قرار ملاقات گروهی دارم
پرونده هارو کنترل کن ، مریض هائی رو که علامت زدم حواست بهشون باشه
بای
قرار گروهی ،بدم نمیاد یه بار امتحان کنم ولی حتما خیلی کثافت کاری
دکتر کاتو ، چرا ؟
درسته ، خودم هستم
وقتی صدای زنگ پرستار می شنوی باید بیشتر دقت کنی
مگه این اتاق خالی نیست ؟
تو همون ادم توی قطار نیستی ؟
تو همونی نبودی که حَشری میشد ؟
ما دو دفه هم توی قطار ملاقات نکردیم ؟
عاشق عکس العملت شدم
چرا ؟ چرا داری اینکارو میکنی ؟
چرا ؟
بخاطر اینکه ازت خوشم میاد
خیلی وقته دنبالتم و توی آپارتمانت هم بودم
الان خیلی چیزا دربارت میدونم
تو پس فردا انتظار داری پریود بشی
تو بخشی از کلکسیون من هستی
نگاه کن به اون بالا نگاه کن
هیچکس اینجا نمیاد فقط خودم و خودتیم
! اره ، بیشتر تحریکم کن
همینطور مقاومت کن ! بیشتر تحریک میشم
اره ، نگاه کن
به خودنگاه کن وقتی لیس میزنم
به من نگاه کن
اوه ، خوبه
نگاشون کن
اره ؟ ببین چجوری ورم کردن ؟
!نگاشون کن ، نگاشون کن
! چجور ورم کردن
حالا با این چیکار کنم ؟
!معرکه هست
!معرکه
!...خیلی باحاله
!...عجب کُس نازی داری
اوووف ،کُس تنگت اساسی فاز میده
این ضمانت منه میفهمی ؟
اینجور عکس العمل ها رو نمیخوام بهش علاقه ای ندارم
غیر قابل تحمله بخششی در کار نیست
!همه شما ، از همتون متنفرم
سلام
اوه ، خانم ماساکی
اینجاست ؟
امروز باهاش قرار دارم
اون پرونده من قبول کرد
بله ، شنیدم باید راه بهتون نشون بدم ؟
مشکلی نیست خودم راه بلدم
می بینمت
یایوئی
اون اینجاست ، خانم ماساکی همونی که اونروز اومد
دکتر جووون... بیشتربخورش
!این دیگه نهایت گستاخی و بی ادبیه
چیکار داری میکنی ؟
دارم ... دارم مریض درمان میکنم
چجور درمانی ؟
صبرکن ، چیه ؟
تو دیگه کدوم خری هستی ؟
!هی ! آآخ ،آآآخ
!ولم کن ! گم شو
!هی ! بس کن
چیه ؟ منتظرم بودی ؟
دکتر ، فکرکنم ، میخوام
... ولی منظورت اینه که
همون اتاق
ساعت 10
یک روز تعطیله
دکتر ، مثل اون دفه
...بعد از اون دفه ، من
! بس کن
!نه
پس تو اینجوری دوست داری ؟
!نه
! داد نزن
!نه
خیلی حال میده ، نه ؟
!نه
واقعا حال کردی وقتی اینکارو باهات کردم ، هان ؟
!خیلی زود بیشترم حَشری میشی
! نه ! بس کن - میتونی داد بزنی -
ولی هیچکس به دادت نمیرسه
دیدی ؟ !داری الکی تقلا می کنی
هر دومون خیلی اساسی حال میکنیم
وقتی اینجوری حال می کنی خوشت میاد
اینکار به خودم منم فاز میده
!نه
!نه
!نه
!نه
! نه !نه
دروغ گفتن بس کن - نه -
خیلی حال میکنم وقتی اینکارو میکنی - ! نه -
اولین محل کارم ، بدترین بود
ولی بخاطر رویاهام تسلیم نمیشم
...میخوام که یک پرستار رسمی بشم
و توی توکیو با مادرم زندگی کنم
من کارم توی یه جای جدید شروع کردم
الان یکم قویتر شدم
!لطفا ، بس کن
چی شده مگه ؟ - یه حیض مزاحم؟ -
این چه کاریه مرد ؟ - باور نکردنیه -
مسئول ایستگاه صدا کن - اره ، مسئول ایستگاه -
Ts.By:H@rika aloneharika@gmail.com
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.