All language subtitles for Till_We_Meet_Again_2016_720p_MkvCage_Farsi

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

«زیرنویس و ترجمه از: «حسیـن گنجــی ImLoSeR

ارائه شده توسط وبسايت رسانه کوچک LiLMeDiA.TV

این خیلی دلیرانه‌ست

و احساس می‌کنم مشتری‌مون خیلی محافظه‌کارانه‌تر از

- این باشه. - خیلی خب

فکر می‌کنم خیلی برات سخت می‌شه که همه‌ی اینا رو داخلش کنترل کنی.

ولی اگه بتونم چند تا عکس دیگه بهتون نشون بدم...

آره ولی بازم نه. می‌دونم چی می‌خواستی نشونم بدی، متوجه هستم

ولی یه کم همه جا پراکنده شده،

و فکر می‌کنم منابع فرهنگی‌ات،

می‌دونی که، عکس‌های «بودا»؟

به نظرم خیلی ظریف هستن ولی

یه کمی الان ساده و بی‌روح هستند.

باشه. این بخاطر اینه که تو خیلی با دید...

می‌دونم ولی تو

این پروژه‌ی منحصربه‌فرد،‌ به طور کلی

احساس می‌کنم یه کمی این ساده‌ و بی‌روحه.

خیلی معذرت می‌خوام،

ولی مجبور می‌شم این یکی رو

ببرم تو بخش «امیلی»، باشه؟

باشه

به سلامتی

کارت چطوره؟

خوبه. فکر کنم

- وای،‌ اون آسیایی - درسته

تا الان چطور بوده...

تا الان که خوششون اومده

امیدوارم که خوششون بیاد

اگه یه کم سریع‌تر پیش بره خیلی خوب می‌شه،

- ولی خب، می‌دونین که. - آره

دارم روش کار می‌کنم.

قرار بود جایی بری...

- سفر بزرگ! - سفر بزرگ، آره

- سفر بزرگ. - درسته

هنوز نه، هنوز نتونستم

می‌دونین...می‌خوام ولی...‍

می‌دونم.

خیلی سخته که وقت آزاد برای سفر پیدا کنی،

و فکر می‌کنم مجبور می‌شی بی‌خیال همه چی بشی.

- آره - خودت می‌دونی که

ولی اگه می‌خوای بری...بهت پیشنهاد می‌کنم...

- همین حالا باید باشه - باید بری

باید بری.

بی‌خیال بقیه چیزا شو.

بی‌خیال پول شو، بی‌خیال...

- کاملاً موافقم، آره - فقط برو

آره

اوه

کمک می‌خوای عزیزم؟

هممم

حالت خوبه؟

امشب خودت رو درگیر یه مکالمه‌ی یه طرفه کردی؟

بو سیگار میده

سیگار. فقط یه نخ کشیدم

اگه حامله بشی،‌ همین یه نخ رو هم نمی‌تونی داشته باشی.

می‌خوای الان حامله بشم؟

خب، با شکم حامله خیلی بامزه می‌شی.

خب اینکه نشد دلیل که بچه به دنیا بیاری.

منظورم اینه که آخرش چی خب؟

من حتی از بچه‌ها خوشمم نمیاد

همینجوری داری اینو میگی

خیلی خوب می‌شه که حضورت رو

هر چند وقت یک بار احساس کنی.

خب من با تو معنی پیدا می‌کنم.

- نه، نمی‌خواد! - گیر کردی؟

منظورم اینه که حتماً امشب چیزی بوده که

می‌خواستی بیان کنی، نه؟

وقتی می‌نویسم خودم رو بیان می‌کنم

کاش می‌تونستی بعضی مواقع بیشتر اجتماعی باشی.

من با تو اجتماعی هستم

- نباید اینو می‌گفتم، معذرت می‌خوام - نه من معذرت می‌خوام،‌من باید...

نه

معذرت‌خواهی نکن. معذرت‌خواهی نکن، خواهش می‌کنم.

شاید اگه...

خفه شو.

چیزی نیست

چیزی نیست

مطمئنی نمی‌خوای بیای تو؟ خیلی حال میده، عزیزم

می‌خوای یه کار دیگه انجام بدی؟

دارم تمومش می‌کنم

خوبه

من سریع میرم به ایمیلم یه نگاهی بندازم

می‌خوای باهات بیام؟

نه، کلاس‌ات رو تموم کن

سلام

سلام

سلام

همین الان اینترنت راه افتاده

اوه. راه ا فتاد؟

همم

یه لحظه فکر کردم شاید دروغ گفته باشن

همم

چیه؟

دیوید و دوست‌دخترش یه

هفت ساعتی از اینجا فاصله دارند.

هفت ساعت؟

چند روز دیگه از این کلاس‌های غواصی‌ات باقی مونده؟

شش روز دیگه

عزیزم، من اون یارو به سختی می‌شناسم

همم

واقعیتش اینه که اصلاً نمی‌شناسمش، تا حالا از نزدیک هم ندیدمش.

و همه‌ چیزهایی که راجع بهش بهم گفتی تا الان،

به نظر می‌رسه خیلی آدم عوضی‌ایه.

چی داری میگی؟

امم

خیلی آدم خوبیه،

- حرفت یه کم بی‌ملاحظگیه - مطمئنم که آدم خوبیه

میرم یه دوش بگیرم

هممم

عزیزم، من میرم فروشگاه.

باشه، منم باهات میام

چیزی نیست. خودم میرم

می‌خواین رسید خریدتون رو بذارم تو کیسه‌ی وسایلتون؟

بله حتماً. ممنونم

روز دوشنبه ریحان مقدس میاریم،

قبلاً پرسیده بودین که داریم یا نه.

خیلی خوبه. ممنونم حتماً سر می‌زنم.

تازه میارین؟

آره،‌ حتماً

خیلی خوبه

پس دوشنبه بارتون...

بله، روز دوشنبه بار تازه میاریم

پس به موقع بیاین.

باشه،‌ یه سر حتماً...

سلام!

سلام

من برمی‌دارم.

چیز دیگه‌ای نیاز نداشتیم؟

نه، گفتم بیام ببینمت،

- و باهم‌دیگه تا خونه بیایم - باشه

ممنون

روز خوبی داشته باشین

می‌خوای باهام تا خونه قدم بزنی؟

خب آره، چرا که نه.

لازم نبود نوشتنت رو ول کنی.

نه در هر صورت یه استراحتی لازم داشتم.

همم

خب می‌خواستم یه هوایی بخورم،

خیلی چیز مهمی نیست که بیام بیرون.

به نظرت دیوید و دوست‌دخترش نمی‌خوان تو اولین

تعطیلاتشون باهمدیگه تنها باشن؟

خب خودش ازمون خواست اگه می‌خوایم بیایم.

ما؟ گفت ما؟

خب گفت «شما»، من از کجا بدونم [شما در انگلیسی هم «تو» می‌شه و هم «شما»]

تو کسی بودی که ازم خواستی این کلاس رو شرکت کنم.

آره،‌ پس چرا اینجا نمی‌مونی و کلاست رو

تموم نمی‌کنی و...

لازم نیست که تمومش کنم.

آره ولی تو که به نوشتنت ادامه نمی‌دی و منم می‌خوام اونا رو ببینم.

تو هیمشه راجع به تعهد صحبت می‌کردی. حالا می‌خوای من رو اینجا تنها بذاری؟

- من که تنهات نمی‌ذارم - چرا، همینطوره

خیلی خب، تو پول این کلاس‌ها رو پرداخت کردی، باید کلاس‌هات رو تموم کنی.

و بعدش بیا پیش ما.

شاید اینجوری خوب باشه.

یعنی چی شاید اینجوری خوب باشه؟

برات خوبه که از من دور باشی؟

نه

می‌شه فقط ببینمشون؟

آره، می‌تونی ببینیشون.

برو و ببینشون، برو و ببینشون.

خب اون می‌تونه بمونه و کلاس‌هاش رو تموم کنه و

بعدش به ما ملحق بشه.

آره، می‌دونم.

فقط خیلی اهل تنها موندن نیست و بهم می‌ریزه.

جوآن، مشکلی براش پیش نمیاد

جا اینکه منتظرش بمونی باید

یه کم برا خودت خوش بگذرونی.

علاوه بر این، باید اینجا رو ببینی، خیلی قشنگه اینجا.

باید برم. باهاش حرف می‌زنم.

کلاس‌ها رو تموم می‌کنم.

برات یه سری یادداشت نوشتم

با اینا می‌تونی ما رو پیدا کنی. اینجا هستن.

تصمیمت رو گرفتی دیگه، نه؟

چرا نمی‌تونی منتظر بمونی؟

چهار روزه.

پنج روزه.

باشه،‌پنج روزه. می‌تونم بعدازظهر اون روز اونجا ببینمت

تو بازار شب ببینمت؟

اینجوری یه کم وقت هم برای نویسندگی داری.

و می‌تونم به محض اینکه مقدور بود برات ایمیل بفرستم

داخلش رو نگاه کن

باشه

می‌دونم که می‌خواستی تنها بری،

ولی به نظرم می‌تونم باهمدیگه بریم.

دو تا بلیط تایلند،‌ تو اریک.

نوشتم «اریک تو».

نوشته «تو».

وقتی داشتم میومدم اینجا نوشتمش. معذرت می‌خوام

جدی میگی؟

آره

سلام!

رسیدی بالاخره!

- سلام - چطوری؟

خوبم. تو چطوری؟

- خوبم. بده کیفت رو برات بیارم. - باشه. ممنون. تشکر

باورم نمی‌شه همزمان باهمدیگه تو تایلند هستیم

می‌دونم، عجیب‌غریبه. خوشم میاد ازش

عالیه

ولی می‌دونی، دیدن بقیه،

وقتی که تو یه کشور دیگه هستی، یه الزامه.

خب پس توجیه‌ات اینه.

- آره. همینطوره - ممنون

قابلی نداره

برات یه اتاقی رزرو کردم، خیلی مثل اتاق‌هایی نیست کهب هش عادت داری ولی

یه تخت‌خواب داره و آبجو هم به اندازه‌ی کافی هست.

خوبه. همینا رو می‌خواستم

این اواخر اوضاع‌ات چطور بوده؟

خوب، خوب. تو چی؟ کار و بار چطوره؟

خیلی خوب بوده.

باشگاه رو ول کردم،‌الان رئیس خودمم.

خیلی مشتری‌های خوبی دارم.

عالیه

گفتم خیلی به خودم سخت نگیرم و

یه کم استراحت نیاز داشتم.

آره، البته

خب این اتاق کوچولوته.

اینجاست، واقعاً؟

آره

خیلی باحاله. خوشم میاد ازش.

حوصله‌ی یه نوشیدنی رو داری؟

یا خیلی خسته‌ای؟

فکر کنم خیلی خسته‌ام. معذرت می‌خوام

مشکلی نیست. خب من همینجام اگه

نظرت تغییر کرد.

تو اصلاً تغییر نکردی.

حالا اینکه تغییر نکردم خوبه یا نه؟

می‌تونی انتخاب کنی!

خیلی خوبه

باشه

- شب بخیر مهربون - شب بخیر

- خوشحال شدم دیدمت - منم همینطور. فردا می‌بینمت

- خواب‌های خوش ببینی - تو هم همینطور

اگه نظرت تغییر کرد، من همینجام!

سلام!

سلام، ببخشید نتونستم اینترتم رو راه بندازم

می‌شه کمکم کنی؟

اینجا اینترنت نداره

برا چی اینترنت می‌خوای؟

قول دادم همینکه رسیدم به «اریک» ایمیل بزنم.

ولی وایسا، تو باهام با اسکایپ ارتباط برقرار کردی؟

با موبایلم بود ولی الان

دیگه شارژ بسته‌ام تموم شده.

آها باشه.

یه جایی هست که خیلی نزدیکه اینجاست،

کله‌ی سحر می‌تونم ببرمت اونجا.

باشه، حله.

آلیس کجاست؟

داستانش درازه.

مجبور شد برگرده نیویورک

شوخی می‌کنی؟

نه، کار پیش اومد مجبور شد برگرده و...

چرا بهم نگفتی؟

تو داشتی میومدی و وقتش رو نداشتم بهت بگم.

ولی مشکلی نیست.

خیلی خب

اینترنت؟ فردا صبح؟

- کله‌ی سحر - ممنون

- شب بخیر - شب بخیر

- خوب بخوابی - خوب بخوابی

چی شده اریک؟

ببخشید بچه‌ها

اریک!

- سلام - سلام

سلام. حالت خوبه؟

همه چی مرتبه؟

آره، ببخش، اتاقمون اینترنت نداشت!

آها. باشه

خب اونا چطورن؟ آدم‌های باحالی‌ هستن؟

آره، داره بهم خوش می‌گذره ولی فقط

دیوید اینجاست چون آلیس کار براش پیش اومد برگشت خونه.

صبر کن چی؟

آره، ولی چیزی نیست

می‌دونی که،‌من تا حالا ندیده‌ بودمش

تا دیروز منظورته دیگه؟

نه، وقتی رسیدم رفته بود

صبر کن،‌ اصلاً اومده بود؟

چی،‌ آره!

باشه

اون با الکسه، آروم باش

منظورت چیه آلیس با الکسه،‌ آروم باش؟

چی؟

داری میگی که اگه الکس با کسی تو رابطه نبود، قضیه فرق می‌کرد؟

منظورم این نبود

پس منطورت چی بود؟

یعنی چون الان دوست‌دختر داره من باید خدا رو شکر کنم؟

نه منظورم این بود که لازم نیست نگران باشی

نگران نیستم، چرا باید نگران باشم؟

بی‌خیال

می‌دونی چیه،‌ خوش بگذره بهتون. من باید برم

حالت خوبه؟

خیلی ناراحت بود

امیدوارم بهتر بشه

آدم بزرگیه دیگه. خودش حلش می‌کنه

نمی‌دونم...یعنی

دوست نداره تنها باشه و

خیلی وابسته می‌شه و احساس بدی بهم دست میده چون

احساس بیهودی می‌کنم.

زودتر از من نوشیدنی‌ات رو تموم کردی، تحت تأثیر قرار گرفتم

آره

تو و اریک چطوری دوباره همدیگه رو ملاقات کردین؟

چرا؟

نمی‌دونم، منظورم اینه که خیلی

خیلی...

شانسی ‌ـه

من نگفتم شانسی

منظورت شانسی بود

همون روزی همدیگه رو دیدیم که...

همون روزی که؟

داستانش درازه. به همدیگه نیاز داشتیم

بیدار شدی؟

صبح بخیر!

اینو ببین!

آره، اینجوریه

آره

چی!

می‌خوای تو باغچه بخوریم؟

یه اتاقک هست اینجا نه؟

منظورت چیه؟

چیزی که می‌خوای اینجا رو تبدیل کنی

خب من...

این چی بود؟ فراموش کردم

فیکا

چشمات رو ببند

چرا؟

خواهش می‌کنم

این چیه؟

من برات درستش کردم

تو درستش کردی؟

ممنونم

سلام

سلام!

سلام، من هنوز سر کارم

آها، باشه...

اینجا برق رفته

مشکلی نیست یه کم دیگه تنها باشی؟

زودی میام خونه.

آره. باشه

خب کِی برمی‌گردی...

پس وقتی...

می‌دونم که کریسمسه،

فقط یه چند ساعته، باشه؟

باشه

باشه، خونه می‌بینمت

باشه، زودی می‌بینمت

زودی می‌بینمت

صبح بخیر!

هی!

حالت چطوره؟

بیا داخل، در قفل نیست

اوه، ببخشید

سلام، ببخشید

می‌خوای بیرون بمونم؟

نه، نه، نه، ، می‌تونی لباسم رو بهم بدی؟

- البته اگه می‌بینیش - دستام یه کمی بنده

نگاه نمی‌کنم. قول میدم. دستامو می‌گیرم جلوم

چطوری خوابیدی؟

خیلی خوب خوابیدم

اوه! عالیه!

خیلی خوب. تو چی؟

خوب، اگرچه ساعت چهار صبح بیدار شدم

که یه کمی رو مخه.

چرا؟

نمی‌دونم ولی دوچرخه‌سواری کردم،

که خیلی باحال بود!

خیلی خوبه!

خیلی مشتاقم که این اطراف رو بهت نشون بدم.

نباید برام صبحونه درست می‌کردی

من که درستش نکردم، از بوفه آوردم

خیلی باحاله

بفرما

نمی‌ذارن اینا رو بیاری تو اتاق

بهشون گفتم که تو مریضی و باید اینا رو برات ببرم تو تخت‌خواب.

قهوه‌اش خوبه؟

غلیظه

خوب نیست،‌ مگه نه؟

آره، می‌ذارمش کنار

آناناس میوه ی مورد علاقه‌مه

واقعاً؟

می‌دونستی؟

نه ولی الان می‌دونم دیگه

خیلی آناناس خوبیه

محشره

هی!

یالا!

دلم نمیاد از آب بیام بیرون. مثل حمومه، خیلی گرمه.

بیا بریم

خیلی اینجا بودیم

- خیلی خب - باشه؟

می‌تونیم بریم ببینیمش

باید بریم ببینیمش، زود باش

اولش یه کم اینجاها رو می‌بینیم.

نه منظورم اینه که اگه الان بریم، امروز وقت بیشتری داریم و

و بعدش می‌تونیم زودتر اونو ببینیم.

ایول. باشه

- واقعاً؟ - آره!

- می‌بینی، من خیلی زود راضی می‌شم - ممنون!

مشکلی نیست، می‌خوای الان بری؟

آره

می‌خوام یه کم دیگه شنا کنم

ببخش

عوضی!

ممنون

اگه می‌خوای تو اینجا با وسایل‌ها منتظر بمون تا

من برم داخل و اتاق رزرو کنم؟

ببین اونا فقط یه اتاق یک‌نفره خالی داشتن

بقیه‌ اتاق‌ها پر بودند. برا همین...

اوه

درک می‌کنم، چیزی به اریک نمی‌گم،

نمی‌گم که ما رو یه تخت خوابیدیم، نمی‌خوام این وضعیت رو برات

بدتر کنم. مشکلی نیست اینجوری؟

- مشکلی نیست - خیلی ارزونه

- آره - می‌خوای وسایلت رو ببرم؟

خودم می‌برم، ممنون

باشه

از موقعی که ۱۴ ساله‌ام بوده رو یه تخت‌خواب یه نفره نخوابیدم

و کاملاً بهت اجازه میدم اگه خروپف کردم با لگد پردم کنی پایین.

همینکارم می‌کنم

زبونش تایلندیه

خب دوست داری سمت چپب بخوابم یا رسمت راست، یا

بالا سرت؟

خیلی پرشور و شر شدی این روزا،‌مگه نه؟

خیلی خسته‌ام

بذار لامپ رو خاموش کنم

ببخشید

نوشیدنی چیزی نمی‌خوای؟

میل ندارم، ممنون

خواب‌های خوب ببینی

تو هم همینطور

ببخشید

می‌شه امشب یه جای باکلاس بریم؟

آره، خودمم بدجور تو کف یه غذای درست و حسابی هستم،

دیگه بسه غذای تایلندی، باشه؟

می‌دونم همه عاشق غذای تایلندی‌ هستن ولی الان یه کم غذای غربی دوست دارم.

یه جایی مثل رستوران‌هایی که تو آمریکا می‌رفتیم؟

دقیقاً، یه همچین جایی رو بلدم

خیلی خوشحالم که از نیویورک و اون سگ‌دو زدن‌هاش اومدم بیرون...

می‌دونم چی میگی. خودمم به این سفر نیاز داشتم

تا حالا توجه کردی که

مثلاً داری به کسی تبدیل می‌شی که بقیه می‌خوان،

و اینکه اینجایی مثل اینه که

دوباره همونی شدی که واقعاً هستی؟

یه کمی به نظر عجیب‌غریب می‌رسه ولی...

نه، ولی حق با توئه

نمی‌دونم چند نفر رو تو نیویورک می‌شناسم ولی

ولی تعدادشون کم نیست.

خب من الان از شخصیتی که هستی، خوشم میاد

البته اگه همون شخصیت واقعی‌ات باشه.

هیچ‌وقت نخواهی دونست

ممنون، می‌دونی چیه، من خیلی به

هتلی که هستیم فکر کردم.

- منم! - واقعاً؟

آره

خیلی خاصه

تا حالا باهاشون صحبت کردی؟

نه راستش

من از «درک» یه چیزایی شنیدم

داره ازدواج می‌کنه

در واقع بیشترشون دارن ازدواج می‌کنن،

و حتی ۳۰ سالشون هم نشده و با خودم می‌گم: چرا می‌خواین

زندگی‌تون رو تباه کنین،

ازدواج یعنی تباه کردن زندگی.

می‌خوام مردی باشم که سه تا گربه داره و

برای همیشه مجرد می‌مونه.

یه جورایی از مردهایی که به گربه علاقه دارن، خوشم میاد.

فکر می‌کنم باید بمونه

تو تنها کسی هستی که ازش خوشش میاد

چرا اینو میگی،‌مطمئنم این موضوع درست نیست

تو خیلی تو اون مسافرت متفاوت بودی

از چه لحاظ؟

فکر کنم وقتی «برایان» رو دیدی، نمی‌خواستی دیگه

با بقیه بپری و...

نه، اول با «تام» آشنا شدم، برایان تو دانشگاه بود.

برایان، تام، کوین، چارلی،‌ رابرت

تو زندگی تو به جز اینا دیگه کس دیگه‌ای نبوده

و یه کمی احساس می‌کنم، می‌دونی، اونا

یه کم از شور و حرارت انداختنت.

لطف داری

در هر صورت دیگه مثل قبل با پسرها قرار نمی‌ذارم.

خیلی خب

اریک اینجوری نیست

خیلی صبور، مهربون و پشتمه.

خوبه

نه، قطع نکن، قطع نکن

می‌دونی چطوری بری اونجا؟

آره، می‌دونم

خیلی خب، ما تو ورودی هستیم

ورودی، خیلی خب.

الان دقیقاً کجا هستی؟

تو اتاقمونم، همینجوری می‌چرخم

صبر کن، شما باهمدیگه یه اتاق گرفتین؟

واقعاً؟

باید یه جایی می‌خوابیدیم، باشه؟

دیر بود و این هتل فقط یه اتاق تک‌تخت‌خوابه‌ داشت،

و ما هم...

تک‌تخت‌خوابه، یعنی کنار همدیگه خوابیدین؟

فقط خوابیدیم،‌ایقدر نگران نباش، خواهش می‌کنم!

فردا می‌بینیم همو و راجع بهش صحبت می‌کنیم

راجع به چی صحبت می‌کنیم؟

ببین،‌ منم نیاز دارم یه کم تنها باشم بعضی مواقع

تو که تنها نیستی، با دیوید هستی

من کسی‌ام که تنها موندم،‌این بلیط‌ها رو برای خودمون خریده بودم

می‌دونم خریدی

ببین، می‌دونم،‌نمی‌خواستم که

ترتیب همه کارها رو بدی. نهایت تلاشم رو دارم می‌کنم.

اریک، خواهش می‌کنم، گوش کن فردا همدیگه رو می‌بینیم،

تو بازار، بعدش حرف می‌زنیم.

نه، همین الان می‌تونی باهام حرف بزنی. من همینجام.

نه، نه، باید برم

من همینجام، باهام حرف بزن، جوانا؟

آره، می‌خوام وقت بذارم و همه‌ی این کتاب‌ها رو بخونم

یه چیزی بین تو و کتاب‌ها هست

خیلی زیباست

واقعاً؟ ممنون

آره، می‌تونم اینجا زندگی کنم

اریک، بیا

کجا میری؟

بیا اینجا

چیه؟ چی شده؟

می‌خوام یه چیزی ازت بپرسم

باشه

می‌خوای بیای پیش من زندگی کنی؟

جدی میگی؟

آره، خب تو که همین الانش همیشه اونجایی

آره

و می‌دونم خیلی تو طراحی‌هام سخت‌گیر هستم ولی

می‌تونم بهت قول بدم که می‌تونی نظرت رو بگی.

و می‌تونیم وسایل رو جابه‌جا کنیم و ...

نه، من عاشق طراحی آسیایی تو هستم،

و هر وسیله‌ای که بهش خونه‌ات اضافه می‌کنی، قشنگه.

دیگه خونه‌ی ماست!

سلام، فقط اینا و اون سارونگ [پارچه ى رنگارنگ كه مانند لنگ دور كمر خود مي بندند]

آبی‌رنگه؟

آبی‌رنگه خوبه؟

آبی‌رنگه؟

ممنون

ممنون

یه جایی همین‌ نزدیکی‌هاست؟

آره، یعنی فکر کنم باشه

یادت میاد که چه شکلی بود، نه؟

آره

بالاخره دیدمت، فقط یه کمی با من قدم بزن

- صبر کن، چی؟ - خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم

یه کم باهام قدم بزن

- حالتون خوبه؟ - نه، نه، حالم خوبه

دارم از دست یکی قایم می‌شم

از دست کی داری قایم می‌شی؟

اون یارو رو پشت سرت می‌بینی؟

نه، نه، نه،‌نه ایقدر تابلو نگاه نکن!

آروم برگرد، اون آسیایی که درست پشت سرته

خب الان همه‌ی اینایی که می‌بینم آسیایی هستن

لعنتی، داره میاد. خیلی بده اینجوری، خیلی بده

چرا داری از دستش قایم می‌شی؟

ما یه دو تا آبجو باهمدیگه خوردیم و بعدش همدیگه رو بوسیدیم

و بعدش یهو اون....اوه لعنتی، باید بریم.

باید بریم، زود باش، خواهش می‌کنم!

صبر کن، من باید نزدیک در ورودی بمونم

کدوم در ورودی؟

منظورت چیه کدوم در ورودی؟

خب ۷۰۰۰ راه به اینجا وجود داره

اونم دست کم ،شاید ۸۰۰۰ تاست،‌نمی‌دونم.

- جدی می‌گی؟ - آره!

وای خدای من! باید بریم! زود باش!

نمی‌دونم کجاست! باید اینجا باشه!

تمام چیزی که الان می‌دونم اینه که خیلی گشنمه

چرا نمی‌ری و یه چیزی نمیاری که بخوریم؟

این بازار پر از غذاهای جورواجوره

باشه. چیز دیگه‌ای می‌خوای؟

همینجا می‌مونم

خیلی خب. جایی نری گم بشی

- نه، باشه - خیلی خب، یه کم دیگه می‌بینمت

می‌بینمت

فکر کنم دیگه همه چی امن و آرومه

فکر کنم گمش کردیم

- واقعاً؟ - خدایا، خیلی مسخره‌ست

خب چی شده که اومدی تو بازار شبانه،

دنبال یه چیز خاصی؟

یه فقط اومدی بگردی؟

نه، خب آره،‌ دنبال یه چیزی اومده بودم

با یکی اینجا قرار دارم

چرا اینجا نشستیم؟

خب،‌ باید بخاطر مهمون‌نوازی‌ات و

و اینکه محافظ من شدی، ازت تشکر می‌کردم.

خیلی کار خوبی کردی

الان خیلی مهمون خوبی نیستم

فکر نمی‌کنم تو اون کسی باشی که صلاحیت گفتن این حرف رو داشته باشه.

خب، تا قرارم با دوستام یه چند ساعتی مونده،‌ تو

می‌خوای یه چرخی این اطراف بزنیم؟

آره،‌بیا یه چرخی بزنیم

اسمت چیه راستی؟

اریک

اریک، خب منم «میراندا» هستم

دستت رو بده، آماده‌ای؟

- چی؟ - بریم!

اینا خیلی باحالن

آره، جوانا خیلی اینا رو دوست داره

جوانا کیه؟

کسی که قرار بود اینجا ببینم

پس اسم دختره جواناست

جوانا!

جوانا!

یوهو!

خب فکر نکنم اینجا باشه،‌فلنگ رو بسته

متأسفم

چیزی نیست

می‌دونی چی لازم داری؟

چی؟

باید دوستای منو ببینی

- واقعاً؟ - شک ندارم عاشقشون می‌شی

خیلی راحت می‌تونی باهاشون اُخت بشی

خدای من

می‌دونی چیه، قبل از اینکه بیایم مالزی،‌ رفتیم

پارتی ساحلی «جامتن».

راجع به این پارتی چیزی شنیدی؟

پارتی ساحلی جامتن؟ نه، نشنیدم

وای خدای من، الان بهترین موقعشه، محلی‌ها خیلی باحالن.

ممنون

اینجوری نبود، امیدوارم حالش خوب باشه

مطمئنم حالش خوبه

از کجا می‌دونی؟

ببین، یه چند دقیقه دیگه اینجا می‌مونیم و

بعدش از اینجا میریم.

شاید نتونسته بیاد

فکر کنم می‌تونم ایمیلم رو ببینم

این خیلی محشره، باید امتحانش کنی

آها، تو میگو نمی‌خوری

می‌خوای یه نگاهی اونور بندازی؟

آره، حتماً

نه، این سبزی با چاهان‌ـه [یه نوع غذای ژاپنی با برنج]

و اگه از این خوشت نمیاد باید شخصاً خودم از

تایلند پرتت کنم بیرون.

نباید این کار رو می‌کردی

چه کاری؟

پولش چقدر شد؟

وای، نه، نه، نه این حرفا رو نزن

چیزی نیست

چرا داری ایقدر به من حال میدی؟

وای، فکر نکن دارم مخت رو می‌زنم

البته اگه این فکر رو می‌کنی.

نه، البته که این فکر رو نمی‌کنم

منظورم این نبود

هی، بی‌خیال، اون، همه چی درست می‌شه

آره ولی اگه حالش هم خوب باشه

اینطوری درست نیست. آخه مگه میشه اینجوری بدقولی کنی؟

اینو می‌خواستی؟

منظورت چیه؟

آره خب، اریک نیاز داره بعضی مواقع تنها باشه.

زمانی برای کشف خودش و تو خودت هم لازم داری یه کم تنها باشی.

آره، شاید، نمی‌دونم

ببین، درک می‌کنم، نگرانی

ولی اریک حالش خوبه، ناسلامتی مرد گنده‌ایه واس خودش،

می‌تونه از خودش مراقبت کنه.

آره، فکر کنم

تو هم باید برای یه بار که شده فکر خودت باشی

بازم مشروب می‌خوایم، الان برمی‌گردم

می‌خوای یه نوشیدنی بگیری؟

- آره - نوشیدنی می‌خوای

یه بار می‌شناسم که هم نام خودته

بار جوانا؟

آره

اریک! اریک!

کجا داری میری؟

باید یه مهمون‌خونه پیدا کنم

- مهمون‌خونه؟ - آره

می‌خوای امشب رو با ما باشی؟

ما سه تا تخت‌خواب اضافی داریم، خیلی ارزونه

یعنی رایگان که نیست ولی خیلی ارزونه

اگه می‌خوای خیلی نزدیکه به اینجا. می‌تونیم تاکسی بگیریم

البته اگه گیر بیاد

نمی‌تونم تاکسی بگیرم، اسکوتر دارم

تو اسکوتر داری! سوئیچش رو بده بهم رفیق!

نه، رانندگیم حرف نداره. قول میدم، باشه

- باشه - آره، آره!

اوناهاشونن

اینا دوستاتن؟

آره

یالا، بریم

وایسا، اون یارو تو کشتی رو یادت میاد،

گفت تو می‌تونی یه طوری بزنیشون به همدیگه که هر دوتاش باز بشن؟

می‌خوای خودت امتحان کنی؟

- خب یه امتحانی می‌کنم - آره، امتحان کن

ارزش یه بار امتحان کردن رو داره، نه؟

وای خدای من، خیلی دوسِت دارم!

همه‌اش ریخت رو پام

- چطورین بچه‌ها؟ - سلام!

بطری‌باز کن منو ندیدی؟

چرا

- وای می‌دونستم! - کجاست؟

تمام امروز تو کوله‌ام بود

- امکان نداره! - معذرت می‌خوام!

- می‌کشمت! - خیلی معذرت می‌خوام!

همه جا رو دنبالش گشتم!

شماها مثل حیون می‌مونین

سلام، جیمی هستم

سلام، اریک هستم

من سیسیل هستم

سلام سیسیل

یه جایی می‌خواست که امشب رو تلپ بشه،

برا همین گفتم بیاد پیش ما تلپ بشه.

- خیلی خوبه! - خوش اومدی

ممنون

بطری‌باز کن کجاست؟

همینجاست. دیگه نمیدمش بهت

واقعاً، باید بابتش پیشمون می‌بودم، آره

طوری که باهمدیگه آشنا شدیم خیلی باحاله

چطور تا حالا همدیگه رو ندیده بودیم

- هم‌راستایی - آره، می‌دونم،‌ دیوونگیه

همزمانی

یه عده هستن که به این چیزا باور دارن،

و یه عده هم نه، ولی امکان نداره که

آشنایی ما شانسی بوده باشه.

خب چی شد که اومدی اینجا؟

خب،‌ جوانا خیلی دلش می‌خواست بیاد اینجا و

منم اومدم.

- آره! - آره، الان اینجایی

نه، خیلی وقت بود راجع به سفر به تایلند حرف می‌زدیم و

وقتی بلیط‌ها رو گرفتم خیلی شگفت‌زده شد.

خب، تو که همه‌ش نباید حرف بزنی

تا حالا هیچ‌وقت زیاد صحبت نکردم

خب تو چی، جیمی؟

می‌خواستم یه کم از خونواده‌ام دور بشم

یه سری تفاوت‌های اخلاقی داشتیم

بزن به جاده

ممنون که منو مهمون کردین و ممنون از تو که رسوندیم اینجا

بخاطر اسکوتر ممنون

سلام!

جیمی و سیسیل منتظرمونن، می‌خوایم بریم جنگل

تو هم میای یا می‌خوای تنهایی اینجا بمونی؟

میام

باشه. عالیه

سلام!

ببخشید، باید یه کامپیوتر پیدا می‌کردم

- مشکلی نیست - خیلی خب

برا چی؟

خبری شد؟

بهم ایمیل زده

و؟

و مثل اینکه به تور یه عده گردشکر خورده و

بعداً به من گفته.

یعنی دوست‌های تازه‌ای پیدا کرده. خیلی خوبه!

فکرک نم

ببین، حداقلش می‌دونی که حالش خوبه

یه کم قلیون بکش. باعث می‌شه حالت بهتر شه

الان نمی‌تونه بهم ضرر برسونه

می‌خوام ببرمت اینجا

خیلی قشنگه

دوره؟

نه خیلی

خیلی خب، باشه

من با توریست‌های سوئدی تو جنگلم

وای، معذرت می‌خوام، فراموش کرم!

چرا یه کشور دور که خیلی وقت و پول

می‌خواد رو برای گردشگری انتخاب می‌کنین؟

وای نه! اریک! اریک!

خداحافظ! خداحافظ!

خطری که نداره،‌ مگه نه؟

خطری نداره

می‌دونی، ده سال پیش به هیچ عنوان تصور

نمی‌کردم که الان اینجا ایستاده باشم،

و با تو این منظره نگاه کنم.

ممنون که منو آوردی اینجا

باعث افتخاره

پیداش کردیم!

خیلی خب

به سلامتی خودمون!

اولین شب تو جنگل!

اولین شب تو جنگل، پیک‌ها بالا

اونا رو باهمدیگه دیدی؟

آره، خیلی خوشحال به نظر میومدن

خیلی عاشقانه بودند، همدیگه رو می‌بوسیدند،‌دست همیدگه رو گرفته بودن.

می‌دونم باهمدیگه خوابیدن

خودش بهت گفت؟

خب، آره

نگفت که باهمدیگه خوابیدن،‌ گفت که

مثل اینکه یه تخت‌خواب تو اتاقه بوده و اینا.

ولی این یه هوس موقته،

معنی خاصی نداره. فکر کنم هنوز هم عاشقت باشه

نه، مسئله همینه. فکر نکنم منو دوست داشته باشه.

من اون کسی نیستم که اون ازم می‌خواست باشم،

یکی که پر از انرژی باشه، می‌دونی، خیلی رویایی فکر کنه.

آره، ولی الان بیشترین زمانی بوده که

از همدیگه دور هستیم.

فکر می‌کرد شاید برامون خوب باشه که از همدیگه یه مدتی دور باشم

برا همین گفتم این وقت رو بهش بدم، نه؟

خب، خوبه که دلت برا یکی تنگ بشه، نه؟

آره ولی همیشه دلم براش تنگ می‌شه، حتی اگه

یه ساعت بخواد بره جایی.

خب این خیلی غم‌انگیزه

این خیلی بده!

چند مدته که باهمدیگه هستین؟

پنج سالی می‌شه

اولین قرار ملاقاتتون رو یادته؟

روزی بود که خواهرم مُرد

با خواهرت رابطه‌ات نزدیک بود؟

آره، باهمدیگه اومدیم نیویورک و

اون کسی بود که همیشه هوام رو داشت.

بعدش چیکار کردی؟

هیچی، جوانا رو درست بعد از مرگ خواهمر دیدم، همون روز.

عجیبه

آره

خب، الان اینجایی

آره! خیلی خوبه

- اینجوری میگی؟ - فکر کنم می‌دونمش

به سلامتی، برای یه بار هم که شده درست گفتیش

تو همه سنی تاب‌بازی می‌کنم

تو هر سنی هل میدم [خوش‌گذرونی می‌کنم]

اینجوری جذابیتش باقی می‌مونه

خیلی بده! خیلی بده!

تقسیم کردن خوراکی‌هات با یکی دیگه خیلی خوبه

وای خدایا!

تو رستوران منظورت از اون حرف چی بود؟

کدوم حرف؟

داشتیم راجع به اریک حرف می‌زدیم و تو یه چیزی گفتی

می‌خواستم ببینم چی گفتی؟

راستش یادم نمیاد،‌ شاید اون موقع یه کمی مست بوده باشم

جدی؟

- آره - آره، مست بودی

ولی داشتی یه چیزی راجع به اینکه اریک مثل

دوست‌پسرهای قبلیمه و اینا؟

من اینو نگفتم!

باشه، پس چی گفتی؟

مهم نیست

برا من مهمه

چیزی گفتم منظورم به کسایی که تا حالا باهاشون بودی نیست،

تو هر شرایطی صدق می‌کنه.

منظورم اینه که

لازم نیست که یه چیزی مهارت کنه.

به نظرت می‌تونیم فیل برونیم؟

فکر می‌کنی از این کار خوششون میاد؟

کی؟

فیل‌ها دیگه!

تا حالا بهش فکر نکردم

یعنی تا حالا به صورت کرال شنا نرفتی؟

نه

می‌تونم بهت یه کمی کرال یاد بدم

باشه، یاد بده

من شکمت رو می‌گیرم و

مثل یه قورباغه به پاهات ضربه می‌زنم.

اینجوری!

راجع به چی داری می‌نویسی؟

درباره‌ی زندگی

یه جورایی...

نمی‌دونم، چیزهایی که به صورت شفاهی نمی‌تونم بیان کنم.

اممم...

اسم براش انتخاب نکردی؟

نه راستش

مگه انتخاب اسم اولین قدم تو نوشتن یه کتاب نیست؟

سواد خوندن داری؟

ما می‌تونیم اسم کتابت رو انتخاب کنیم

بیا اهمین اینجا انتخاب کنیم

واقعاً؟

آخرین بابالنگ‌دراز

بدجنس نباش

- نه، ما دوسِت داریم - شوخی کردم

اریک، دوست داری برقصی؟

نه، رقص بلد نیستم

دوست داری، همین الان بهم چشمک زدی٬

فکر کنم دلت بدجور رقص بخواد!

بذارین آبجوام رو تموم کنم

نه، وقت رقصه!

مواظب باش!

سیسیل خیلی بامزه‌ست!

وقتی میره اون وسط، خیلی ناکس می‌شه

خب اریک با مزاجت سازگاره؟

اریک، نه، خیلی پسر خوبیه یعنی

خیلی ازش خوشم میاد ولی...

ولی چی؟

نه، اونجوری نه!

خودت چی؟

مثل اینکه بهش دل‌بستی

دلبسته؟ چیه نکنه فیلم عاشقانه دیدی؟

ممنوعه

آره، عاشقشم

راه آسون رو انتخاب کردی، نه؟

خیلی خوش می‌گذره!

ممنون که امروز ایقدر بهم کمک کردی

مربی‌ خصوصی من

باعث افتخار بود

اینجام درد می‌کنه

می‌خوای اینجا بشینی تا

به صورت حرفه‌ای یه نگاهی بهش بندازم؟

خیلی درد می‌کنه، فکر کنم عصبش کشیده شده باشه

بیا اینجا

بذار یه نگاهی بهش بندازم

اینجاست

ماهیچه‌ی پایینی گردنته

اسمش اینه؟

در اصل اسمش ماهیچه‌ی ذوزنقه‌ایه.

به نظرم از خودت درآوردی

نه،‌اینطور نیست. من ماهیچه‌هام رو خیلی خوب می‌شناسم

جدی؟

- معذرت می‌خوام - ببخش، خودم درستش می‌کنم

باشه، خیلی بدنت محکمه

ادامه بده

شرط می‌بندم اینجا خیلی گرونه،

و می‌خوان جیبمون رو خالی کنن.

آره، چیزی نمی‌خرم. پش مشکلی نیست

رفیق، این میز چقدر پولش میشه؟

نه، نه، نه

قیمتش؟

نه، نه،‌ نه

برای فروش نیست؟

ولش کن

کاش یه کم انگلیسی یاد بگیرن،

اگه می‌دونستم قیمتشون چقدره شاید یه چیزی می‌خریدم،

می‌دونی که چی میگم؟

هی

برات یه کمی میوه آوردم

ممنون

می‌خوای یه کمی بخوری، یا می‌خوای

- یه کمی‌ش رو بهت بدم؟ - نه، خودم بعداً می‌خورم

باشه، پس من خودم می‌خورم

فکر کنم بهترین آناناسی بوده باشه که تا حالا خورده باشم، یه کم بخور.

- یالا! - نه، میل ندارم، ممنون

خیلی خوشمزه‌ست

خوبه

چیکار می‌کنی؟

دارم یه سری از کارام رو انجام میدم

من یه فکر بهتر دارم

چرا اینو بی‌خیال نمی‌شی

نه، نه، خواهش می‌کنم

می‌تونم یه کمی سرگرمت کنم

یه رقصی بلدم، خیلی خوبه

به طور کلی یه کم از رقص «چیپندیل» و

یه کم از «استارلایت اکسپرس» داره می‌تونم تو همین اتاق انجامش بدم.

نه، ممنون

چیه، نمی‌خوای رقصیدن منو ببینی؟

علاقه‌ای ندارم

تو اولین کسی هستی که درخواستم رو رد کردی. اصلاً خرابم کردی

معذرت می‌خوام. باید یه کمی رو این کارم وقت بذارم

هی

تو زیبایی

ممنون

متأسفم

می‌خوای یه قدمی بزنی؟

راستش اصلاً حوصله‌اش رو ندارم

باشه

می‌تونی بری. من می‌مونم

خیلی خب، باشه بعداً می‌بینمت؟

حتماً

امیدوارم کارات خوب پیش برن

ممنون

خداحافظ

می‌خواین شنا کنین؟

من چیزی نیاوردم

چی می‌خوای؟

یالا!

اینجا گرم‌تره،‌ نه؟

برگردی خونه تخمات آب میره

آره، خیلی خوبه آبش

بیا

چی؟

بیا

جیمی، همینجا بمونیم، می‌خوان حرف بزنن

هی، چه خبره، این کارا برای چیه؟

هیچی

هیچی؟

همین بود

چرا این کار رو کردی؟

برای اینکه از دست جوانا عصبانی نباشی

باشه

خیلی خب، بریم

خب دلت برای چیه تایلند تنگ میشه؟

دلم برای قدم زدن تو ساحل تنگ می‌شه

آب شور تو موهام

آره، منم

و مردمش

ما؟

نه

اخیراً بامزه شدی

اخیراً، قبلش خسته‌کننده بودم؟

نه، گاه‌به‌گاه بامزه بودی

گاه‌به‌گاه؟

یعنی داشتین بهم می‌خندیدین؟

آره، خیلی

می‌دونی، شاید وقتی بری خونه دلم برات تنگ بشه

باید برم بخوابم

اممم...

می‌تونم مهمونت کنم؟

باشه، میشه فقط بخوابیم؟

نمیشه اینا یه جا دیگه باشن؟

تو داخلش کشورشون هستی، می‌دونی که

می‌خوام تو یه ساحل بیابونی باشم

چرا فکر می‌کنی مالک همه چی هستی؟

اینجوری نیست

به نظرم اونا باید شکرگزار باشن که ما

میایم تو کشورشون پول خرج می‌کنیم.

اگه توریست نیاد اینجا از گشنگی می‌میرن

سلام. سلام

نگاه سطل کوچولوش! خیلی بامزه ست!

خیلی دمغی، مگه نه؟

می‌دونی که خیلی اسپرم‌هام وضعیتشون خوبه

شاید بتونم اگه بخوای

- یه کم بهت اهدا کنم. - بس کن. بس کن

اونا پول خوبی برا اسپرم‌هام میدن

جدی می‌گم، حالا چی شد که یهو می‌خوای بچه‌دار بشی،

با اخلاقیاتت نمی‌خونه.

فکر کنم باید برم

چی؟

داشتم شوخی می‌کردم

جوانا! جوانا!

نمی‌دونم چرا هنوز احساس گناه می‌کنی

خدایا، مثل بچه‌ها می‌مونی

من بچه‌ام؟

احساس گناه نمی‌کنم،

فقط نمی‌خوام اریک ایقدر ازم دور باشه.

اگه می‌خوای با اریک باشی،‌ پس چرا الان با منی؟

الان دیگه نه، دیوید

اریک خوبه

گوش کن، اریک اون شب تو بازار شبانه با یه دختری بود

من دیدمش،‌ باشه،‌ باهمدیگه دیدمشون

الان داری شوخی می‌کنی؟

نه، خودم دیدمش، نمی‌دونم دختر کی بود

باهاش صحبت کردی؟

نه، اصلاً اولش نمی‌دونستم که خودش بود

خیلی تغییر کرده بود، خوشحال به نظر می‌رسید

و تو به من نگفتی.

می‌خواستم ازت مواظبت کنم، تو یه کم آزادی می‌خواستی،

من بهت آزادی دادم.

شوخی می‌کنی؟

نه، شوخی نمی‌کنم

نمی‌دونم از من دیگه چی می‌خوای،

دارم تلاشم رو می‌کنم که هر کاری که بتونم برات انجام بدم.

آره، به جز اینکه باهام رو راست باشی؟

همه‌ی اینا نقشه‌ات بود تا

منو با خودت بکشونی اینجا؟

صبر کن، چی داری می‌گی، نقشه؟

من نقشه نداشتم، خودت خواستی

نقشه‌ای نداشتم، قسم می‌خورم

من اینو می‌خواستم؟

آره، همین رو می‌خواستی! یادت میاد؟

یادت میاد؟ تو اومدی پیش من!

ازت خوشم میاد

نمی‌تونی بفهمی دوسِت دارم؟

دوست دارم اینجا بمونی

من دوست‌دخترت نمی‌شم

قرار نیست دوست‌دختر کسی بشی، باشه؟

ولی جدی، حله دیگه، نه؟

آره

حله؟

- حله - خوبه

یعنی هر دوتامون یکی رو تو اون لحظه می‌خواستیم

صبر کن، منظورت چیه؟

خب من به یکی نیاز داشتم، تو به

یکی نیاز داشتی، خب اینجوری بود دیگه،‌ مگه نه؟

نه،‌ نه، نه من راستش به کسی نیاز نداشتم.

منظورت از به یکی نیاز داشتن، چیه؟

چرا ناراحتی؟

نه، ناراحت نیستم‌ فقط

باید به بقیه دیگه وابسته نباشی

دیگه به بقیه وابسته نباشم؟

آره، فکر نکنم دیگه برا تو خوب باشه

نمی‌تونی بگی که من

یه جورایی راحتم، یعنی چی اصلاً؟

خب، این اصلاً مهم نیست که من فکر می‌کنم چی بوده.

نه، البته که مهمه که تو چی فکر می‌کنی

باید پیش‌بینی اینو می‌کردم

نه، بس کن، چی می‌گی، منظورت چیه؟

نه، نه، نه. من به همه چی گند زدم

معذرت می‌خوام، فکر می‌کردم تو مسیر درستی هستی و...

صبر کن، منظورت از مسیر درستی چیه؟

دیگه از اظهارنظرهای بقیه در مورد

اینکه کی هستم و نیستم، خسته شدم، بذارین همونی که هستم بمونم، باشه؟

قضیه اصلاً تو مسیر درست بودن، نیست

پس کی هستی؟ می‌خوای کی باشی؟

نمی‌دونم می‌خوام کی باشم

ایقدر من رو تغییر ندین، باشه؟!

کجا داری میری؟

همه‌ی این قضایا تقصیر منه

تقصیر کسی نیست

جوانا، مجبور نیستی بری

می‌دونستم فکر احمقانه‌ایه

اینکه من عاشق یکی از دوستام بشم، خیلی احمقانه بود

می‌دونی چیه، اگه می‌خوای بری دوست‌پسرت

و دوست‌دختر جدیدش رو ببینی، برو. مشکلی نیست.

چرا ایقدر ناکسی؟

نه والا، فقط دارم راستشو می‌گم

آره، مثل دفعه‌ی قبلی که راستش رو گفتی؟

برای صداقتت تره هم خورد نمی‌کنم

راستش داشتم از مواظبت می‌کردم...

واقعاً، برای مواظبت کردن از من بود؟

آره!

مزخرفه و خودتم می‌دونی

خودتم اینو می‌خواستی...

اگه می‌خوای بری ببینش،

اون امشب قراره بره «پارتی جامتین».

از کجا می‌دونی؟

اریک تنهایی رو دوست نداره

با اون دختره‌ست

برو، مشکلی نیست. خوش بگذره.

معذرت می‌خوام

منم معذرت می‌خوام

فکر کنم خیلی رقاص بورلسک باشی [نوعی سرگرمی تئاتری مضحک و طنز آمیز]

باشه، نه، یکی دیگه بگو

باشه، یکی دیگه میگم

خیلی سخته

سرآشپز سوئدی؟

یه کمی کلیشه‌ایه

می‌دونی که ما اینجوری صحبت نمی‌کنیم

نه، نمی‌دونم، تا حالا نشنیدم سوئدی حرف بزنی

- باشه، پس خودت بهم بگو - من نویسنده‌ام

- آها - پس کارم اینه

خوشحالم که تصمیم گرفتیم همدیگه رو ببینیم

منم همینطور، حالت بهتره؟

می‌خواستم یه چیزی ازت بپرسم

باشه

نمی‌تونین این موقع شب اینجا باشین!

- لعنتی - نمی‌شه اینجا باشیم؟

نه، خیلی دیره، باید بلیط بگیریم

اوه، باشه

سلام

سلام

معذرت می‌خوام که صدام رو بردم بالا

خب می‌دونی چیه، خوشحالم که این کار رو کردی

حالت خوبه؟

خیلی خوبم، تو چی؟

آره، همیشه خوب

یالا بچه‌ها، نگاه کنین، این منظره رو ببینین!

بس کن. این دیوونگیه، بچه‌ها!

عالیه

بیاین غروب آفتاب رو تماشا کنیم، باشه؟

آبجو بده لطفاً

ممنون رفیق! خیلی ممنون!

نه، ولی خیلی عالیه. از چیزی که سیسیل و میراندا

داشتن بهم می‌گفتن، یه کمی

صادقانه‌تره وقتی داشتی کوله‌ات رو جمع و جور می‌کردی...

- وای، آره! - آره، بعدش؟

مسقتیم برو سر اصل مطلب

می‌دونین کِی این لحظه اتفاق میفته؟

تو دلفینی! تو دلفینی!

آره! ولی بعد از دو ساعت وقتی می‌فهمی خیلی این بهونه چرته و

و یهو گندش میاد بالا، تو هم دیگه چاره‌ای نداری...

چون یکی منو از آب کشیده بیرون...

پس مجبور بودن که تمام شب رو اونجا بمونن،

و البته...

خیلی باحاله

من بودم سکته می‌کردم

نمی‌دونم راستش...شاید...

شاید تو این شرایط بوده باشم.

واقعاً؟

سه سال! آره

خیلی بامزه‌ست

شما خیلی افراطی هستین

از اینجور اتفاق‌ها هم براتون پیش میاد.

درسته، با تمام قدرت

از مردی که ۵۳ بار بهم زنگ می‌زنه خوشم میاد

ببخشید دوستان

معذرت می‌خوام، باید بهت می‌گفتم که دارم میام

نه، مشکلی نیست

می‌خوای یه کم قدم بزنی؟

پروازمون پس‌فرداست

آره، می‌دونم

دیدنت با اونا خیلی عجیبه

آره، به نظرم عجیبه

خب

اون دختره دوستت بود؟

میراندا؟ آره

دیوید چطوره؟

دیوید رو ول کردم

تو بازار شبانه دیدمتون

پس چرا نیومدی پیشم؟

نمی‌دونم، نتونستم

نباید تنهات می‌ذاشتم، معذرت می‌خوام

دست‌بندت کو؟

می‌شه بریم خونه، بهت نیاز دارم

من نمیرم خونه، جوانا، باشه؟

می‌خوای پیش اون دختره بمونی؟

می‌خوام بمونم دیگه

خواهش می‌کنم باهام بیا خونه!

هنوز مسافرتم تموم نشده

کجا می‌خواین برین؟

نمی‌دونم کجا دارم میرم

نمی‌دونی کجا می‌خوای بری؟

نه، نمی‌دونم کجا می‌خوام برم

می‌تونم بمونم، می‌تونیم باهمدیگه سفر کنیم، می‌تونیم...

جوانا

ازم بخواه و منم می‌مونم

ازم بخواه و من می‌مونم!

هی، حالت خوبه؟

حالش خوب می‌شه؟

آره، خوب می‌شه. شک ندارم

اگه نظرت تغییر کرد بیا و پیدامون کن.

باشه، شاید اومدم

«زیرنویس و ترجمه از: «حسیـن گنجــی ImLoSeR

ارائه شده توسط وبسايت رسانه کوچک LiLMeDiA.TV

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.