All language subtitles for The.Wizard.of.the.Kremlin.2025.WEB-DL.Dream.Per

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil) Download
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu
Would you like to inspect the original subtitles? These are the user uploaded subtitles that are being translated: 1 00:00:00,000 --> 00:00:05,000 ،قوی‌تر از همیشه باشید .ایران آزاد نزدیکه 2 00:00:40,083 --> 00:00:43,208 ‫این فیلم از رمانی به همین نام ‫اثر جولیانو دا امپولی اقتباس شده. 3 00:00:43,375 --> 00:00:46,708 ‫هرچند این اثر از اتفاقات تاریخی الهام ‫گرفته شده، اما کماکان یک اثر هنری است. 4 00:00:46,875 --> 00:00:50,375 ‫شخصیت‌ها و همچنین صحبت‌ها ‫و نظراتشان خیالی‌ هستند. 5 00:01:14,264 --> 00:01:21,264 ‫مترجم: اشکان هیدی 6 00:01:30,208 --> 00:01:32,750 ‫از وقتی که وادیم بارانوف دیگه مشاور 7 00:01:32,917 --> 00:01:35,958 ‫ولادیمیر ولادیمیرویچ پوتین، ‫تزار، نبود 8 00:01:36,125 --> 00:01:39,708 ‫افسانه‌هایی که درباره‌ش بود، نه ‫تنها از بین نرفتن، بلکه بیشتر هم شدن. 9 00:01:40,375 --> 00:01:44,000 ‫بیشترِ مردایِ قدرت، ابهتشون ‫رو از جایگاهشون می‌گیرن. 10 00:01:44,167 --> 00:01:47,625 ‫وقتی از دستش می‌دن، انگار ‫دوشاخه از پریز کشیده شده. 11 00:01:48,333 --> 00:01:50,792 ‫بارانوف از یه قماش دیگه بود. 12 00:01:51,917 --> 00:01:55,625 ‫به گفته‌ی بعضی‌ها، اون به یه ‫صومعه توی کوه آتوس پناه برده بود. 13 00:01:55,792 --> 00:01:57,792 ‫بقیه قسم می‌خوردن که ‫اون رو توی ایبیزا دیدن 14 00:01:57,958 --> 00:02:00,417 ‫در حالی که دورش رو مدل‌های ‫نشئه کوکائین گرفته بودن. 15 00:02:01,375 --> 00:02:05,583 ‫بعضی‌های دیگه هم ادعا می‌کردن ‫که اون رو توی جبهه‌ی دونباس دیدن. 16 00:02:07,542 --> 00:02:11,500 ‫وادیم بارانوف توی زندگی‌ش ‫میون گردابی از معماها پیش می‌رفت. 17 00:02:12,333 --> 00:02:15,708 ‫تنها چیزی که قطعی ‫بود، نفوذش روی تزار بود. 18 00:02:17,208 --> 00:02:19,000 ‫توی پونزده سالی که در خدمتش بود 19 00:02:19,167 --> 00:02:22,750 ‫نقش تعیین‌کننده‌ای توی ‫گسترش قدرتش داشت. 20 00:02:23,708 --> 00:02:26,583 ‫بهش می‌گفتن جادوگر کرملین 21 00:02:26,750 --> 00:02:28,417 ‫راسپوتین جدید. 22 00:02:31,458 --> 00:02:35,000 ‫نصف‌شب می‌رفت ‫توی دفتر رئیس‌جمهور 23 00:02:35,167 --> 00:02:37,167 ‫تا به کارهای فوری رسیدگی کنه. 24 00:02:38,500 --> 00:02:42,125 ‫شاید خودِ تزار با خط ‫مستقیمش احضارش می‌کرد. 25 00:02:44,208 --> 00:02:47,042 ‫گاهی یه وزیرِ سرشناس ‫هم بهشون ملحق می‌شد 26 00:02:47,208 --> 00:02:50,125 ‫یا رئیسِ یه شرکت بزرگ دولتی. 27 00:02:51,625 --> 00:02:54,042 ‫اما این شاهدها هیچ چیزی رو 28 00:02:54,208 --> 00:02:57,167 ‫درباره‌ی فعالیت‌های شبانه‌ی ‫تزار و مشاورش روشن نمی‌کردن. 29 00:03:00,500 --> 00:03:03,500 {\an8}«مسکو ۲۰۱۹» 30 00:03:00,375 --> 00:03:04,417 ‫وقتی چند سال بعد از ‫ناپدید شدنش برگشتم مسکو 31 00:03:04,542 --> 00:03:07,583 ‫خاطره‌ی بارانوف مثل ‫یه سایه همه جا بود. 32 00:03:08,167 --> 00:03:09,792 ‫مطبوعات اصرار داشتن که 33 00:03:09,958 --> 00:03:12,542 ‫مرموزترین اقدامات ‫کرملین رو به اون نسبت بدن. 34 00:03:13,292 --> 00:03:14,417 ‫در مورد خودم هم باید بگم 35 00:03:14,542 --> 00:03:18,708 ‫مقاله اخیرم توی فارن افرز ‫یه کم سر و صدا به پا کرده بود. 36 00:03:20,167 --> 00:03:24,375 ‫عنوانش این بود: ‫«وادیم بارانوف و اختراع دموکراسیِ جعلی». 37 00:03:30,042 --> 00:03:33,042 ‫اگه لازم شد، شماره ۹ رو بگیرین. 38 00:03:33,208 --> 00:03:35,875 ‫- روز بخیر آقای رولند. ‫- روز شما هم بخیر. 39 00:03:39,667 --> 00:03:41,708 ‫من تو مرخصی مطالعاتی از ییل بودم 40 00:03:41,875 --> 00:03:44,792 ‫تا اولین زندگی‌نامه ‫یوگنی زامیاتین رو بنویسم 41 00:03:44,958 --> 00:03:46,625 ‫نویسنده بزرگ روسی 42 00:03:46,792 --> 00:03:50,417 ‫و از مخالفای اولیه ‫رژیم کمونیستی استالین. 43 00:03:52,875 --> 00:03:54,792 ‫تو فضای بی‌روح زمستونی قدم می‌زدم 44 00:03:55,458 --> 00:03:57,542 ‫کتابای قدیمی رو ورق می‌زدم. 45 00:03:58,625 --> 00:04:01,042 ‫زامیاتین شد دغدغه فکریم. 46 00:04:01,208 --> 00:04:02,500 ‫اون یه آدم آینده‌نگر بود. 47 00:04:02,625 --> 00:04:07,375 ‫نه فقط در مورد استالین، بلکه ‫در مورد همه دیکتاتورای آینده. 48 00:04:07,500 --> 00:04:11,208 ‫از الیگارش‌های سیلیکون ولی ‫گرفته تا تک‌حزبی‌های چین. 49 00:04:11,375 --> 00:04:14,208 ‫از مارک زاکربرگ تا شی جین‌پینگ. 50 00:04:16,250 --> 00:04:18,416 ‫رمان پادآرمان‌شهریش، به اسم «ما» 51 00:04:18,541 --> 00:04:21,541 ‫الهام‌بخش جورج ‫اورول برای ۱۹۸۴ بود. 52 00:04:24,542 --> 00:04:27,083 ‫نمی‌دونستم تو دانشگاه‌های ‫آمریکا زامیاتین می‌خونی. 53 00:04:31,750 --> 00:04:34,250 ‫زامیاتین پیشگوی عصر ماست. 54 00:04:36,740 --> 00:04:45,740 ارائه‌شده توسط سینما دریمینگ@CinemDreaming 55 00:04:49,125 --> 00:04:50,667 ‫زیاد تو مسکو می‌مونین؟ 56 00:04:50,833 --> 00:04:52,500 ‫یه چیزی دارم که ‫باید بهتون نشون بدم. 57 00:05:10,292 --> 00:05:12,167 ‫موقع خروج از شهر 58 00:05:12,333 --> 00:05:16,417 ‫جنگل‌های بی‌پایان و تاریک تا ‫خودِ سیبری کشیده شده بودن. 59 00:05:18,583 --> 00:05:21,792 ‫کنجکاویم با دلهره همراه بود. 60 00:05:22,667 --> 00:05:26,042 ‫تو روسیه، معمولاً ‫اوضاع خوب پیش میره. 61 00:05:26,208 --> 00:05:29,458 ‫ولی وقتی اوضاع بد ‫میشه، خیلی بد میشه. 62 00:05:48,250 --> 00:05:49,500 ‫صبح بخیر. 63 00:05:53,250 --> 00:05:55,292 ‫لطفاً دنبال من بیاین، آقای رولند. 64 00:05:57,042 --> 00:05:58,667 ‫می‌تونم پالتوتون رو بگیرم؟ 65 00:06:01,750 --> 00:06:03,458 ‫براتون چای میارم. 66 00:06:35,708 --> 00:06:38,125 ‫کتاب‌های قدیمی جمع می‌کنین؟ 67 00:06:38,292 --> 00:06:40,125 ‫کلکسیون درست نمی‌کنم، ‫می‌خونمشون. 68 00:06:40,292 --> 00:06:41,708 ‫خیلی فرقشه. 69 00:06:43,417 --> 00:06:45,125 ‫زامیاتین می‌خونین؟ 70 00:06:47,042 --> 00:06:50,083 ‫یه چیزی دارم که اگه نشونتون ‫بدم حتماً ازش خوشتون میاد. 71 00:06:59,625 --> 00:07:01,375 ‫می‌دونین این چیه؟ 72 00:07:02,500 --> 00:07:04,833 ‫نامه‌ی زامیاتین به استالینه. 73 00:07:05,000 --> 00:07:08,292 ‫ازش اجازه می‌خواد ‫که از شوروی بره. 74 00:07:08,458 --> 00:07:10,458 ‫یوسیف ویساریونویچ عزیز. 75 00:07:10,583 --> 00:07:12,750 ‫همون‌طور که مسیحی‌ها ‫شیطان رو اختراع کردن 76 00:07:12,917 --> 00:07:15,833 ‫تا به تمام شکل‌های ‫شر، تجسم ببخشن 77 00:07:16,000 --> 00:07:20,125 ‫منتقدها هم از من شیطانِ ‫ادبیات شوروی رو ساختن. 78 00:07:21,500 --> 00:07:24,583 ‫زامیاتین خیلی چیزها ‫رو خیلی زود فهمید 79 00:07:24,750 --> 00:07:27,333 ‫و بی‌احتیاطی کرد ‫که اون‌ها رو نوشت. 80 00:07:32,542 --> 00:07:33,875 ‫بفرمایین بشینین. 81 00:07:36,875 --> 00:07:38,833 ‫- خوندینش؟ ‫- البته. 82 00:07:41,458 --> 00:07:43,667 ‫وقت گذاشتین و براش حاشیه نوشتین. 83 00:07:43,833 --> 00:07:45,000 ‫باعث افتخارمه. 84 00:07:45,167 --> 00:07:47,167 ‫جوگیر نشیم. 85 00:07:48,125 --> 00:07:51,333 ‫ولی برخلاف بقیه، شما ‫یه چیزهایی فهمیدین. 86 00:07:51,500 --> 00:07:53,458 ‫نه خیلی زیاد، ولی یه چیزهایی. 87 00:07:55,625 --> 00:07:56,625 ‫ممنون. 88 00:07:58,708 --> 00:08:00,792 ‫خودتون رو یه هنرمند می‌دونین؟ 89 00:08:01,625 --> 00:08:04,833 ‫بذارین این‌طوری بگم که در واقع من ‫نقش مکمل داشتم. الان دیگه بازنشسته‌ام. 90 00:08:05,417 --> 00:08:06,708 ‫دلتون برای آدرنالین تنگ نشده؟ 91 00:08:06,875 --> 00:08:10,083 ‫هیچ لذتی بالاتر از این نیست ‫که صبح از خواب بیدار بشی 92 00:08:10,250 --> 00:08:11,375 ‫قهوه‌ات رو بخوری 93 00:08:11,500 --> 00:08:13,458 ‫و دخترت رو ببری مدرسه. 94 00:08:14,250 --> 00:08:15,625 ‫بقیه چه واکنشی نشون دادن؟ 95 00:08:15,792 --> 00:08:18,458 ‫به رفتنم؟ بد، معلومه دیگه. 96 00:08:19,250 --> 00:08:22,833 ‫توی دربار، همه رو می‌بخشن: ‫دزدها، قاتل‌ها، خائن‌ها. 97 00:08:23,000 --> 00:08:24,667 ‫ولی فراری‌ها رو نه. 98 00:08:24,833 --> 00:08:27,792 ‫"چیزی رو که ما حاضریم ‫براش آدم بکشیم، تو نمی‌خوای؟" 99 00:08:27,958 --> 00:08:30,000 ‫و تزار چی؟ 100 00:08:30,167 --> 00:08:32,000 ‫تزار، اون یه بحث دیگه‌ست. 101 00:08:34,792 --> 00:08:37,875 ‫پدرم از این کتابخونه می‌ترسید. 102 00:08:39,000 --> 00:08:40,417 ‫مال پدربزرگم بود. 103 00:08:40,875 --> 00:08:44,042 ‫کوستین، گراسیان، ماکیاولی 104 00:08:44,207 --> 00:08:46,500 ‫شکاک‌ها، ناامیدها. 105 00:08:46,667 --> 00:08:48,542 ‫واقعاً با عقاید شوروی جور نبود. 106 00:08:48,708 --> 00:08:51,500 ‫ولی دمش گرم، هیچ‌وقت سعی ‫نکرد من رو ازش محروم کنه. 107 00:08:51,625 --> 00:08:52,500 ‫پدرتون؟ 108 00:08:52,667 --> 00:08:56,542 ‫آخرش شد رئیس آکادمی ‫علوم اجتماعیِ حزب. 109 00:08:56,708 --> 00:08:59,792 ‫تنها هدفش این بود که دمِ صبح 110 00:08:59,958 --> 00:09:02,000 ‫با صدای در زدنِ ‫کا‌گ‌ب‌ بیدارش نکنن. 111 00:09:02,500 --> 00:09:05,500 ‫با اون پستی که داشت، ‫نباید نگران می‌شد. 112 00:09:05,667 --> 00:09:08,375 ‫توی شوروی هیچ‌کس در امان نبود. 113 00:09:08,500 --> 00:09:11,167 ‫توی روسیه هیچ‌کس ‫در امان نیست، تمام. 114 00:09:11,333 --> 00:09:12,625 ‫نه من. 115 00:09:12,792 --> 00:09:14,250 ‫نه حتی شما. 116 00:09:17,208 --> 00:09:18,417 ‫توی بچگی‌م 117 00:09:18,542 --> 00:09:21,583 ‫بیشترین امتیازی که همه ‫دنبالش بودن، کرملیوفکا بود 118 00:09:21,750 --> 00:09:25,375 ‫یه سبد خوراکی که مخصوص ‫آپاراتچیک‌ها بود. (اعضای حزب) 119 00:09:25,500 --> 00:09:26,875 ‫امروز چی می‌خوریم؟ 120 00:09:27,042 --> 00:09:28,708 ‫پیراشکی سالمون 121 00:09:29,875 --> 00:09:31,417 ‫کتلتِ بره. 122 00:09:31,542 --> 00:09:34,792 ‫در واقع، مشکل من اینه ‫که بچگیِ شادی داشتم. 123 00:09:34,958 --> 00:09:37,417 ‫توی روسیه، این عادی نیست. 124 00:09:37,542 --> 00:09:40,125 ‫تمامِ نخبه‌های روسیه طعمِ ‫بدبختیِ دوران شوروی رو 125 00:09:40,292 --> 00:09:43,583 ‫قبل از اینکه به ویلاهای ‫کوت دازور برسن، چشیدن. 126 00:09:43,750 --> 00:09:45,417 ‫هنوز هم از اون فضا درنیومدن. 127 00:09:46,250 --> 00:09:47,292 ‫حتی تزار: 128 00:09:47,833 --> 00:09:50,500 ‫من، بچه‌ای هستم که ‫توی یه کومونالکا بزرگ شدم 129 00:09:50,625 --> 00:09:52,708 ‫تهِ یه حیاطِ کثیف ‫توی سنت پترزبورگ 130 00:09:52,875 --> 00:09:55,625 ‫حالا دیگه تو کاخ ‫باکینگهام پذیرفته شدم! 131 00:09:57,542 --> 00:10:00,083 ‫- زمونه عوض شده. ‫- نه اون‌قدرها. 132 00:10:00,250 --> 00:10:02,208 ‫سمت شما، پول حرف اول رو می‌زنه. 133 00:10:02,375 --> 00:10:05,042 ‫تو روسیه، چیزی که ‫مهمه، نزدیکی به قدرته. 134 00:10:05,208 --> 00:10:08,792 ‫سیستم شوروی بر پایه ‫امتیاز بود، نه پول نقد. 135 00:10:08,958 --> 00:10:12,250 ‫دیروز خبری ازش ‫نبود. فردا هم خدا بزرگه. 136 00:10:12,417 --> 00:10:14,625 ‫پس بهتره همین الان خرجش کنیم. 137 00:10:15,792 --> 00:10:18,125 ‫می‌دونین «ورتوشکا» چیه؟ 138 00:10:18,292 --> 00:10:20,083 ‫یه تلفن بدون شماره‌گیر 139 00:10:20,250 --> 00:10:23,417 ‫که به کله‌گنده‌های حزب اجازه ‫می‌داد مستقیم باهاتون تماس بگیرن. 140 00:10:23,542 --> 00:10:25,458 ‫داشتن یکیش نشونه موفقیت بود. 141 00:10:25,583 --> 00:10:27,875 ‫نگاه کنین. این یه ورتوشکاست. 142 00:10:28,042 --> 00:10:30,167 ‫خاکستری، مثل هر ‫چیزی که مال شورویه. 143 00:10:30,333 --> 00:10:33,000 ‫اگه به نظرتون مسکو خاکستریه، ‫واشینگتن رو امتحان کنین. 144 00:10:33,167 --> 00:10:35,542 ‫اونجا خاکستری نیستن، مرده‌ان. 145 00:10:35,708 --> 00:10:39,208 ‫به هر حال، ورود من ‫به آمریکا و اروپا ممنوعه. 146 00:10:41,000 --> 00:10:42,500 ‫- پدرتون هنوز زنده‌ست؟ ‫- نه. 147 00:10:42,667 --> 00:10:45,333 ‫تو دنیای خودش، ‫می‌تونست خیلی دووم بیاره. 148 00:10:45,500 --> 00:10:48,792 ‫اما گورباچف با لیوان ‫شیرش از راه رسید. 149 00:10:48,958 --> 00:10:50,500 ‫لیوان شیرش! 150 00:10:51,292 --> 00:10:54,542 ‫لازم نبود به حرفای گورباچف گوش ‫بدی تا بفهمی شوروی رو نابود می‌کنه. 151 00:10:54,708 --> 00:10:56,500 ‫فقط کافی بود بهش نگاه کنی. 152 00:10:56,625 --> 00:10:59,833 ‫می‌رفت پشت تریبون و ‫براش یه لیوان شیر می‌آوردن. 153 00:11:00,000 --> 00:11:02,667 ‫بعدش قیمت ودکا رو دو برابر کرد 154 00:11:02,833 --> 00:11:05,458 ‫و سعی کرد همه رو شیرخور کنه. 155 00:11:05,583 --> 00:11:06,708 ‫تو روسیه! 156 00:11:06,875 --> 00:11:08,375 ‫می‌تونین تصورش رو بکنین؟ 157 00:11:09,833 --> 00:11:12,792 ‫تعجبی نداره که ‫همه‌چی به فنا رفت. 158 00:11:14,083 --> 00:11:17,208 ‫اون پایان کمونیسم و پدرم بود. 159 00:11:17,375 --> 00:11:19,083 ‫همه‌چی‌شو از دست داد. 160 00:11:19,250 --> 00:11:22,208 ‫کارش، امتیازاتش، اعتبارش. 161 00:11:22,375 --> 00:11:24,583 ‫و شما؟ اون موقع چیکار می‌کردین؟ 162 00:11:25,125 --> 00:11:27,833 ‫پدرم می‌خواست دیپلمات بشم. 163 00:11:28,000 --> 00:11:31,125 ‫اما میلی به درس خوندن ‫نداشتم. کارهای خرده‌پا می‌کردم. 164 00:11:31,292 --> 00:11:34,833 ‫تلویزیون و ضبط‌صوت می‌فروختم. 165 00:11:35,000 --> 00:11:36,833 ‫کارم خوب گرفت. 166 00:11:37,750 --> 00:11:41,708 ‫شروع کردم به بیشتر از پدرم ‫پول درآوردن، خیلی بیشتر. 167 00:11:42,292 --> 00:11:44,125 ‫یه بچه نادون بودم. 168 00:11:44,292 --> 00:11:47,375 ‫واسه همین با دنیای ‫جدید بهتر کنار اومدم. 169 00:11:48,250 --> 00:11:50,250 ‫روس‌های جدید 170 00:11:50,417 --> 00:11:52,167 ‫اوایل دهه‌ی ۱۹۹۰ 171 00:11:52,333 --> 00:11:54,000 ‫مسکو یه شهر پر از هیجان بود. 172 00:11:54,167 --> 00:11:57,875 ‫چند سال کوتاه و پر از امید بود. 173 00:11:58,042 --> 00:12:00,292 ‫هر هفته کتاب‌های ‫ممنوعه چاپ می‌شدن. 174 00:12:00,458 --> 00:12:03,500 ‫سولژنیتسین، پاسترناک، بولگاکف 175 00:12:03,625 --> 00:12:06,542 ‫مجله‌های هنری و ادبی ‫میلیونی فروش می‌رفتن. 176 00:12:06,708 --> 00:12:09,458 ‫عطش روس‌ها برای ‫آزادی سیری‌ناپذیر بود. 177 00:12:12,417 --> 00:12:16,292 ‫توی آکادمی هنرهای ‫دراماتیک مسکو ثبت‌نام کردم 178 00:12:16,458 --> 00:12:19,625 ‫و غرق زندگی ‫بی‌بندوبار تئاتری‌ها شدم. 179 00:12:28,458 --> 00:12:31,708 ‫بیست سالمون بود و یه دنیای ‫جدید داشت به رومون باز می‌شد 180 00:12:31,875 --> 00:12:35,042 ‫درست همون موقعی که ‫قدرت فتح کردنش رو داشتیم. 181 00:12:56,042 --> 00:12:57,208 ‫در رو باز کن! 182 00:12:57,375 --> 00:12:58,958 ‫در رو باز کن، کثافت 183 00:12:59,125 --> 00:13:00,375 ‫وگرنه داغونت می‌کنم! 184 00:13:04,500 --> 00:13:08,292 ‫اون‌قدر هیجان‌زده بودیم که شبی ‫بیشتر از سه چهار ساعت نمی‌خوابیدیم. 185 00:13:08,458 --> 00:13:10,958 ‫مطمئن بودیم که نوبت ما رسیده 186 00:13:11,125 --> 00:13:13,792 ‫که جامعه رو از نو بسازیم. 187 00:13:44,875 --> 00:13:46,833 ‫می‌شد تئاترهایی که از ‫اروپا اومده بودن رو دید 188 00:13:47,000 --> 00:13:50,167 ‫تا سپیدۀ صبح با بازیگرها ‫و کارگردان‌ها بحث کرد. 189 00:13:50,333 --> 00:13:53,250 ‫واقعاً فکر می‌کنین ‫آزادی همه‌چیزی رو 190 00:13:53,417 --> 00:13:56,292 ‫که توی یه دنیای پر از فرهنگ و ‫شعر زندگی می‌کنین، عوض می‌کنه؟ 191 00:13:56,458 --> 00:13:58,417 ‫نسل ما سیستم رو پس زد. 192 00:13:58,542 --> 00:14:01,750 ‫پدر و مادرهامون سرشون ‫رو انداختن پایین، ولی ما نه. 193 00:14:01,917 --> 00:14:03,417 ‫با این‌که شاید خوشتون نیاد 194 00:14:03,542 --> 00:14:06,500 ‫کمونیسم دوران فرمانروایی ‫فرهنگ و شعر بود. 195 00:14:06,667 --> 00:14:08,583 ‫چطور می‌تونین این رو بگین؟ 196 00:14:08,750 --> 00:14:10,417 ‫توی دوران کمونیسم، بازنده بودن 197 00:14:10,542 --> 00:14:13,250 ‫تنها راه برای حفظ عزت‌نفس بود. 198 00:14:13,417 --> 00:14:14,917 ‫حداقلش این بود که ‫باهاشون همدست نمی‌شدیم. 199 00:15:16,750 --> 00:15:17,750 ‫گمشو! 200 00:15:21,375 --> 00:15:22,583 ‫برو به درک! 201 00:15:31,875 --> 00:15:32,875 ‫عالیه. 202 00:15:35,500 --> 00:15:36,625 ‫من یکی رو که ‫تحت‌تاثیر قرار دادی. 203 00:15:38,792 --> 00:15:39,833 ‫جدی؟ 204 00:15:40,000 --> 00:15:43,250 ‫می‌خواستم این رو بهتون بگم ‫چون به‌ندرت برام پیش میاد. 205 00:15:45,583 --> 00:15:46,833 ‫جالبه. 206 00:15:47,667 --> 00:15:49,208 ‫شما آدم معمولی‌ای نیستین. 207 00:15:49,792 --> 00:15:52,500 ‫- چی شما رو تحت‌تاثیر قرار داد؟ ‫- شما. 208 00:15:52,625 --> 00:15:54,167 ‫اجراتون. 209 00:15:54,333 --> 00:15:55,500 ‫کدوم اجرا؟ 210 00:15:55,625 --> 00:15:57,167 ‫مگه همین الان آواز نخوندین؟ 211 00:15:57,333 --> 00:15:59,000 ‫به اون می‌گین آواز خوندن؟ 212 00:15:59,167 --> 00:16:00,542 ‫شما بهش چی می‌گین؟ 213 00:16:00,708 --> 00:16:02,583 ‫یه مشت چرت‌وپرتِ مد روز. 214 00:16:03,208 --> 00:16:04,625 ‫فقط برای کمک کردن ‫اون کار رو کردم. 215 00:16:05,208 --> 00:16:06,292 ‫به کی؟ 216 00:16:07,292 --> 00:16:10,125 ‫به مأمورای کا‌گ‌ب که دارن ‫زاغ سیاه‌مون رو چوب میزنن. 217 00:16:10,750 --> 00:16:14,500 ‫خوشحالم که یه چیزی بهشون میدم ‫که گزارش‌هاشون رو جذاب‌تر کنه. 218 00:16:15,583 --> 00:16:17,458 ‫حیفه. شما استعداد دارین. 219 00:16:17,583 --> 00:16:21,167 ‫واسه اینکه کاری رو بکنم که ‫نیویورکی‌ها ۱۵ سال پیش می‌کردن؟ 220 00:16:21,833 --> 00:16:23,208 ‫شما یه شوروی‌ایه واقعی هستین. 221 00:16:23,375 --> 00:16:26,833 ‫فکر می‌کنین دنیا ‫فقط منتظر شماست. 222 00:16:27,000 --> 00:16:29,000 ‫و شما یه شورویِ‌ای واقعی نیستین؟ 223 00:16:29,792 --> 00:16:32,708 ‫پدر و مادرم یه مشت ‫دیوونه‌ی بیچاره بودن. 224 00:16:32,875 --> 00:16:34,833 ‫هیپی بودن. 225 00:16:35,000 --> 00:16:37,708 ‫من رو از این جا به ‫اون جا می‌کشوندن. 226 00:16:37,875 --> 00:16:41,792 ‫امروز دیگه پیر و مریضن و ‫دیگه به ارزش‌هاشون ایمانی ندارن. 227 00:16:42,333 --> 00:16:45,500 ‫یه چیز قطعیه، من ‫مثل اونا تموم نمی‌کنم. 228 00:16:45,625 --> 00:16:46,875 ‫یه نقش براتون دارم. 229 00:16:47,042 --> 00:16:49,708 ‫منت می‌ذارین یه کم جدی صحبت کنیم؟ 230 00:16:49,875 --> 00:16:50,833 ‫یه نقش. 231 00:16:55,083 --> 00:16:57,500 ‫از اونایی که به ‫بازیگرا پیشنهاد میدن؟ 232 00:16:57,625 --> 00:16:58,958 ‫از اونایی که به ‫بازیگرا پیشنهاد میدن. 233 00:16:59,125 --> 00:17:00,667 ‫حیف شد 234 00:17:00,833 --> 00:17:04,583 ‫من بازیگر نیستم و هیچ ‫تمایلی هم ندارم که باشم. 235 00:17:04,750 --> 00:17:08,125 ‫حتی می‌تونم بگم ‫همیشه هر کاری کردم 236 00:17:08,291 --> 00:17:09,791 ‫که نباشم. 237 00:17:09,958 --> 00:17:12,625 ‫یوگنی زامیاتین رو می‌شناسین؟ 238 00:17:12,791 --> 00:17:17,250 ‫یه نماد از آوانگاردهای ‫خیلی سنتی. 239 00:17:17,833 --> 00:17:19,333 ‫تو فاز من نیست. 240 00:17:19,500 --> 00:17:21,291 ‫با تمام احترامی که براتون ‫قائلم، دارین اشتباه می‌کنین. 241 00:17:21,458 --> 00:17:25,291 ‫می‌خوام رمان «ما» اثر اون رو توی ‫مؤسسه‌ی هنرهای دراماتیک روی صحنه ببرم. 242 00:17:25,458 --> 00:17:29,250 ‫ریسک می‌کنین. ‫داره برام جالب میشه. 243 00:17:30,208 --> 00:17:32,125 ‫- ماشین دارین؟ ‫- بله. 244 00:17:33,917 --> 00:17:35,208 ‫من رو برسونین. 245 00:17:35,375 --> 00:17:37,375 ‫دیگه از این مهمونی خسته شدم. 246 00:17:38,500 --> 00:17:39,625 ‫عجله داری؟ 247 00:17:40,792 --> 00:17:42,833 ‫دارم زیادی تند میرم؟ 248 00:17:45,917 --> 00:17:49,292 ‫نمی‌دونم چطوری با سیاره‌ی ‫کسنیا ارتباط برقرار کردم 249 00:17:49,458 --> 00:17:52,833 ‫اما بلافاصله فهمیدم که، حتی ‫اگه قرار بود هزار سال عمر کنم 250 00:17:53,000 --> 00:17:55,333 ‫هیچ‌وقت کسی مثل اون رو نمی‌دیدم. 251 00:17:55,500 --> 00:17:58,458 ‫همه تو موقعیت شروع. 252 00:17:58,583 --> 00:18:01,333 ‫قیچی، دی-۵۰۳، تو موقعیت. 253 00:18:01,500 --> 00:18:02,792 ‫کدوم صحنه رو اجرا می‌کنیم؟ 254 00:18:02,958 --> 00:18:05,417 ‫همیشه همون، یوری. صحنه‌ی آینه. 255 00:18:05,542 --> 00:18:07,542 ‫نشستم یا دراز کشیدم؟ 256 00:18:07,708 --> 00:18:11,458 ‫دراز کشیدی، و وقتی نور ‫اینتگرال رو حس کردی، می‌شینی. 257 00:18:12,042 --> 00:18:14,667 ‫مخصوصاً تکراری عمل کنین. 258 00:18:14,833 --> 00:18:16,625 ‫عالی بود، ممنون. 259 00:18:16,792 --> 00:18:20,125 ‫شام خیلی بی‌قید و بند ‫بود. مکانیکی‌تر باشین. 260 00:18:20,292 --> 00:18:22,667 ‫- اینتگرال آماده‌ست؟ ‫- آماده‌ست! 261 00:18:23,583 --> 00:18:25,042 ‫به کاراتون ادامه بدین 262 00:18:25,208 --> 00:18:27,792 ‫و وقتی نور اینتگرال رو حس کردین 263 00:18:27,958 --> 00:18:30,875 ‫همه‌تون بلند میشین و ‫به سمت پنجره‌ها میرین. 264 00:18:31,042 --> 00:18:33,208 ‫میلانا، آماده‌ای؟ 265 00:18:33,375 --> 00:18:34,333 ‫آره! 266 00:18:41,458 --> 00:18:43,375 ‫یه مورد بد! 267 00:18:43,500 --> 00:18:45,500 ‫ظاهراً، یه روح در تو حلول کرده. 268 00:18:45,667 --> 00:18:47,833 ‫خیلی جدیه، دکتر؟ 269 00:18:48,000 --> 00:18:49,292 ‫علاج‌ناپذیره. 270 00:18:49,458 --> 00:18:52,833 ‫ولی دقیقاً موضوع چیه؟ نمی‌فهمم. 271 00:18:53,000 --> 00:18:54,792 ‫چطوری توضیح بدم؟ 272 00:18:54,958 --> 00:18:56,375 ‫یه سطح رو در نظر بگیرین. 273 00:18:56,500 --> 00:18:58,250 ‫مثلاً، این آینه رو. 274 00:18:58,417 --> 00:19:01,292 ‫می‌دونین که یه آینه معمولی ‫واقعیت رو منعکس می‌کنه. 275 00:19:01,458 --> 00:19:03,458 ‫این یکی جذبش می‌کنه 276 00:19:03,583 --> 00:19:06,167 ‫و رد همه‌چی رو نگه می‌داره. 277 00:19:13,750 --> 00:19:15,292 ‫برادرای من! 278 00:19:15,458 --> 00:19:16,583 ‫همه‌تون می‌دونین 279 00:19:16,750 --> 00:19:20,500 ‫اونجا توی شهر، دارن یه ‫سفینه فضایی می‌سازن: اینتگرال. 280 00:19:26,500 --> 00:19:29,333 ‫مرگ بر اینتگرال! مرگ بر اون! 281 00:19:30,583 --> 00:19:31,750 ‫برادرای من. 282 00:19:32,625 --> 00:19:35,792 ‫اینتگرال باید مال ما باشه. 283 00:19:37,417 --> 00:19:39,458 ‫و مال ما هم می‌شه. 284 00:19:40,750 --> 00:19:44,125 ‫وقتی برای اولین بار بره به آسمون 285 00:19:44,292 --> 00:19:47,375 ‫ما هستیم که سوارشیم. 286 00:19:49,125 --> 00:19:53,167 ‫چون ما سازنده‌ی اینتگرال ‫رو پیش خودمون داریم. 287 00:19:54,417 --> 00:19:57,375 ‫اون شهر رو ول ‫کرده، با من اومده اینجا 288 00:19:58,625 --> 00:20:00,083 ‫تا بین شما باشه. 289 00:20:00,250 --> 00:20:02,292 ‫زنده باد سازنده! 290 00:20:21,333 --> 00:20:23,500 ‫شاید جاه‌طلبی‌هاش مبهم بودن 291 00:20:24,125 --> 00:20:28,125 ‫اما تئاتر آوانگارد مسکو ‫قرار نبود اونا رو برآورده کنه. 292 00:20:28,292 --> 00:20:30,708 ‫می‌دونم. من اون سال‌ها ‫رو توی مسکو زندگی کردم. 293 00:20:30,875 --> 00:20:32,292 ‫هیچ محدودیتی وجود نداشت. 294 00:20:32,458 --> 00:20:36,125 ‫همه‌چی همزمان فرو می‌ریخت ‫و دوباره ساخته می‌شد. 295 00:20:36,792 --> 00:20:39,750 ‫همزمان هم جذاب بود و هم ترسناک. 296 00:20:39,917 --> 00:20:42,042 ‫من و کسنیا توی یه ‫حباب زندگی می‌کردیم 297 00:20:42,208 --> 00:20:45,125 ‫وقتی زندگیِ پیرامون‌مون ‫پر از فرصت بود. 298 00:20:45,292 --> 00:20:48,500 ‫هر روز، یه رفیق قدیمی ‫با یه ایده می‌اومد سراغم 299 00:20:48,667 --> 00:20:50,250 ‫یه بیزنس برای راه انداختن. 300 00:20:50,417 --> 00:20:53,125 ‫اول با دوچرخه‌ی پدربزرگش 301 00:20:53,292 --> 00:20:56,500 ‫بعدش توی یه بنتلی ‫ضدگلوله، وسط بادیگاردها. 302 00:20:57,375 --> 00:20:59,583 ‫این کم‌وبیش همون اتفاقیه ‫که برای دیمیتری افتاد. 303 00:20:59,750 --> 00:21:01,583 ‫- سیدوروف؟ ‫- سیدوروف، آره. 304 00:21:01,750 --> 00:21:03,292 ‫دیمیتری سیدوروف. 305 00:21:04,292 --> 00:21:05,667 ‫از دبیرستان می‌شناختمش. 306 00:21:05,833 --> 00:21:08,792 ‫اون موقع، مسئول جوانان ‫کمونیست توی دانشگاه بود. 307 00:21:08,958 --> 00:21:10,958 ‫فکر نکنین یه آپاراتچیک بود. 308 00:21:11,125 --> 00:21:12,375 ‫اواخر دهه‌ی ۱۹۸۰ 309 00:21:12,500 --> 00:21:15,875 ‫تعاونی دانشجوها، مهد ‫سرمایه‌داری روسیه بود. 310 00:21:16,917 --> 00:21:19,000 ‫دوست داشتم برام از ‫ماجراجویی‌هاش بگه. 311 00:21:19,167 --> 00:21:22,417 ‫می‌خواستم یه نمایشنامه درباره‌ی ‫کارآفرین‌هایی مثل اون بنویسم. 312 00:21:22,542 --> 00:21:23,750 ‫دیمیتری رو دیدی؟ 313 00:21:23,917 --> 00:21:26,417 ‫پنج دقیقه پیش. برو ‫توی بار ببین هست. 314 00:21:26,542 --> 00:21:29,833 ‫یه طبقه اجتماعی جدید، ‫که از ناکجاآباد پیدا شده بود. 315 00:21:30,417 --> 00:21:32,167 ‫خیلی عجیب بود. 316 00:21:32,875 --> 00:21:34,167 ‫وادیا! 317 00:21:35,708 --> 00:21:37,083 ‫خوشحالم می‌بینمت. 318 00:21:37,250 --> 00:21:38,875 ‫این کافه اولین بیزینسم بود 319 00:21:39,042 --> 00:21:41,750 ‫ولی بهم کمک کرد فعالیت‌های ‫پرسودتری رو راه بندازم. 320 00:21:41,917 --> 00:21:43,417 ‫همه‌شون هم قانونی نبودن. 321 00:21:43,542 --> 00:21:46,542 ‫دیگه قانونی وجود نداره، ‫بیخیال. برات تعریف می‌کنم. 322 00:21:46,708 --> 00:21:49,167 ‫بیخیال نوشتن. گوش کن. ‫مثل مامانت واست قصه می‌گم. 323 00:21:49,333 --> 00:21:52,500 ‫یکی بود یکی نبود . یه ‫محموله کنیاک گیرم اومد. 324 00:21:52,625 --> 00:21:55,167 ‫- کنیاک تقلبی. ‫- تقلبی، واقعی، مهم نیست. 325 00:21:55,333 --> 00:21:58,042 ‫گذاشتمشون برای ‫فروش، بطری‌ای ۵۰ دلار. 326 00:21:58,208 --> 00:21:59,417 ‫می‌شنوی؟ 327 00:22:01,417 --> 00:22:03,333 ‫هیچی. هیچ‌کس نمی‌خوادشون. 328 00:22:03,500 --> 00:22:06,000 ‫قیمتش رو کردم ۵۰۰ دلار، ‫ملت برای خریدنش دعوا می‌کردن. 329 00:22:07,083 --> 00:22:08,958 ‫فقط به کنیاک بسنده نکردی. 330 00:22:09,125 --> 00:22:11,208 ‫کامپیوتر، شلوار جین سنگ‌شور، ‫صنایع دستی، نرم‌افزار 331 00:22:11,375 --> 00:22:13,292 ‫به لطف تعاونی دانشجویی. 332 00:22:13,458 --> 00:22:16,667 ‫چند تا کلاهبرداری ‫کوچیک. باورش برام سخته. 333 00:22:16,833 --> 00:22:18,250 ‫تو رو که نمی‌شه پیچوند! 334 00:22:18,417 --> 00:22:21,042 ‫اینا خاطراتی‌ان که ‫تماشاچی‌هات رو سرگرم کنی. 335 00:22:21,208 --> 00:22:22,458 ‫این یه نمایشنامه‌ست. 336 00:22:23,042 --> 00:22:24,292 ‫یه کلکی سوار کردم 337 00:22:24,458 --> 00:22:27,000 ‫تا پرداخت‌های بین شرکت‌های ‫دولتی رو تسهیل کنم. 338 00:22:27,167 --> 00:22:29,500 ‫پول قرض می‌گیرم، ‫به بقیه وام می‌دم. 339 00:22:29,667 --> 00:22:32,375 ‫در واقع، به این می‌گن بانک، اما 340 00:22:33,333 --> 00:22:36,167 ‫تو این کشور، کی ‫می‌دونه بانک چیه؟ 341 00:22:39,000 --> 00:22:40,875 ‫سوال‌های نیش‌دار! 342 00:22:45,917 --> 00:22:49,292 ‫در واقع، من اولین بانک ‫تجاری روسیه رو راه انداختم. 343 00:22:49,458 --> 00:22:51,208 ‫چطوری؟ یه کتاب پیدا کرده بودم. 344 00:22:51,375 --> 00:22:54,958 ‫بانک‌های تجاری ‫کشورهای سرمایه‌داری. 345 00:22:55,125 --> 00:22:56,417 ‫یه اثر فوق‌العاده. 346 00:22:56,542 --> 00:23:00,125 ‫خیلی ساده و با جزئیات، طرز ‫کار سیستم بانکی رو توضیح می‌داد. 347 00:23:00,292 --> 00:23:02,333 ‫با خودم گفتم: بد نیست! 348 00:23:05,042 --> 00:23:07,250 ‫می‌گی آدم طماعی هستی؟ 349 00:23:07,417 --> 00:23:08,583 ‫کاملاً، بله. 350 00:23:08,750 --> 00:23:11,417 ‫نبودم، ولی هر چی ‫می‌گذره بیشتر می‌شم. 351 00:23:11,542 --> 00:23:14,375 ‫تو کار من، این یه مزیت محسوب ‫می‌شه. شخصیتم مثل بانکدارهاست. 352 00:23:14,500 --> 00:23:15,875 ‫پول رو دوست دارم. 353 00:23:18,375 --> 00:23:20,500 ‫- کت قشنگیه. ‫- پیرهن عالیه. 354 00:23:23,083 --> 00:23:24,292 ‫مطالعه‌های خوبی داری! 355 00:23:24,458 --> 00:23:27,208 ‫اونا یه قدم عقبن. ‫هنوز سبیل داشتی. 356 00:23:27,375 --> 00:23:30,667 ‫خبرنگارها همیشه یه قدم ‫عقبن. خودت که بهتر می‌دونی. 357 00:23:30,833 --> 00:23:32,083 ‫چه سبیل دهاتی‌طوری. 358 00:23:32,250 --> 00:23:33,667 ‫خوب کاری کردی زدیش. 359 00:23:33,833 --> 00:23:35,708 ‫نمایشنامه‌ت چطور پیش می‌ره؟ 360 00:23:35,875 --> 00:23:38,000 ‫- نمایشنامه‌م درباره تو؟ ‫- آره. 361 00:23:38,167 --> 00:23:40,208 ‫- نمی‌نویسمش. ‫- چرا؟ 362 00:23:40,375 --> 00:23:42,875 ‫تموم شد. دیگه نمی‌تونی ‫بهم حقیقت رو بگی. 363 00:23:45,000 --> 00:23:46,250 ‫حق با توئه. 364 00:23:47,417 --> 00:23:49,583 ‫ولی هیچ‌وقت نتونستم ‫همه‌چیز رو بهت بگم. 365 00:23:49,750 --> 00:23:52,083 ‫با این حال، یه کم ‫بیشتر بهم می‌گفتی. 366 00:24:07,500 --> 00:24:10,625 ‫پس، اون دیمیتری معروف شمایین؟ 367 00:24:10,792 --> 00:24:12,375 ‫کس دیگه‌ای رو نمی‌بینم. 368 00:24:12,500 --> 00:24:15,333 ‫وادیم می‌گه سالی ۸۰ ‫میلیون روبل درآمد دارین. 369 00:24:15,500 --> 00:24:17,375 ‫- راست می‌گه؟ ‫- شاید، نمی‌دونم. 370 00:24:17,500 --> 00:24:19,208 ‫اینم می‌گه که شما یه پا لاتین. 371 00:24:20,458 --> 00:24:21,583 ‫آره؟ 372 00:24:21,750 --> 00:24:23,375 ‫این که عیبی نداره. 373 00:24:27,792 --> 00:24:29,083 ‫اولیس ناردین. 374 00:24:30,417 --> 00:24:32,958 ‫یه کم زیادی زرق‌وبرق ‫داره که بخواد شیک باشه. 375 00:24:33,125 --> 00:24:35,833 ‫زرق‌وبرق؟ اینو دختری ‫می‌گه که یه خرس رو سرشه. 376 00:24:36,750 --> 00:24:40,458 ‫تو دنیای من، واسه اینکه بهت احترام ‫بذارن، بهتره پر زرق‌وبرق باشی تا شیک. 377 00:24:42,167 --> 00:24:43,542 ‫واسه همینه این کراوات ‫مزخرف رو بستی. 378 00:24:44,125 --> 00:24:47,167 ‫اوجنیو مارینلا از ناپل، وا بنه! 379 00:24:47,333 --> 00:24:48,792 ‫بلیسیما کراواتا. 380 00:24:48,958 --> 00:24:50,292 ‫نمی‌شناسم. 381 00:24:50,458 --> 00:24:52,500 ‫معلومه. یه مغازه خیلی کوچیکه. 382 00:24:52,625 --> 00:24:54,583 ‫خودش میاد تا کراوات‌های ‫سفارشی بدوزه. 383 00:24:54,750 --> 00:24:56,458 ‫مگه کراوات سفارشی هم می‌دوزن؟ 384 00:24:56,583 --> 00:24:58,792 ‫تو دنیایی که من ‫زندگی می‌کنم، آره. 385 00:24:59,333 --> 00:25:01,417 ‫شامپاین دوست دارین؟ ‫زیادی پر زرق‌وبرقه؟ 386 00:25:03,250 --> 00:25:07,250 ‫باید می‌فهمیدم. از همون اولین ‫دیدار، سرنوشتم رقم خورده بود. 387 00:25:07,417 --> 00:25:09,375 ‫کسنیا دیمیتری رو انتخاب می‌کرد 388 00:25:09,500 --> 00:25:12,042 ‫بی‌نزاکتیش، انرژیش. 389 00:25:12,208 --> 00:25:14,042 ‫اون همون موقع حسش کرد. 390 00:25:14,208 --> 00:25:15,625 ‫و منم همین‌طور. 391 00:25:15,792 --> 00:25:18,500 ‫ولی تا مدت‌ها ‫نمی‌خواستم باورش کنم. 392 00:25:23,042 --> 00:25:24,292 ‫بله؟ 393 00:25:24,458 --> 00:25:25,917 ‫اومدم، اومدم. 394 00:25:28,000 --> 00:25:29,250 ‫بدموقع اومدم؟ 395 00:25:29,417 --> 00:25:31,000 ‫می‌خواستم غافلگیرتون کنم. 396 00:25:31,667 --> 00:25:32,667 ‫عجله کنین! 397 00:25:32,833 --> 00:25:33,750 ‫گرسنه‌تونه؟ 398 00:25:33,917 --> 00:25:36,458 ‫تا دلت بخواد زرق‌وبرق! 399 00:25:36,583 --> 00:25:37,625 ‫خاویار! 400 00:25:40,750 --> 00:25:42,083 ‫از اون لحظه به بعد 401 00:25:42,250 --> 00:25:45,417 ‫دیمیتری شروع کرد ‫به رفت‌وآمد مداوم با ما. 402 00:25:45,542 --> 00:25:48,958 ‫و منِ ساده فکر می‌کردم ‫از روی احترام به هنره 403 00:25:49,125 --> 00:25:52,292 ‫همون هنری که من و کسنیا تصمیم ‫گرفته بودیم زندگیمون رو وقفش کنیم. 404 00:25:52,833 --> 00:25:56,458 ‫انگار که فرهنگ هنوزم رو ‫دنیای واقعی تاثیری داشت. 405 00:25:56,583 --> 00:25:57,875 ‫از این صدا خوشم میاد. 406 00:26:02,417 --> 00:26:06,208 ‫دنیای پر زرق‌وبرق پول، ‫محیط طبیعی دیمیتری بود. 407 00:26:06,375 --> 00:26:08,458 ‫هیچ‌چیزی نمی‌تونست اونو ‫از اون راه منصرف کنه. 408 00:26:10,208 --> 00:26:13,667 ‫ولی اون کسنیا رو می‌خواست، واسه ‫همین قبول می‌کرد که با ما وقت بگذرونه 409 00:26:13,833 --> 00:26:16,375 ‫تو ویرونه‌های شهر مرده‌ها. 410 00:26:18,458 --> 00:26:20,042 ‫ماه‌ها گذشت و 411 00:26:20,208 --> 00:26:23,917 ‫کسنیا روز به روز بیشتر مجذوب ‫دست‌ودلبازی‌های اون می‌شد. 412 00:26:24,917 --> 00:26:27,542 ‫تمام چیزهایی که شروع ‫رابطه‌مون رو رقم زده بود 413 00:26:27,708 --> 00:26:31,167 ‫کتاب خوندن‌ها، کنسرت‌ها، ‫بحث‌های تا دم صبح 414 00:26:31,667 --> 00:26:35,208 ‫جاشون رو داده بودن به کارهایی ‫که بیشتر حول محور پول می‌چرخید. 415 00:26:35,375 --> 00:26:37,583 ‫افتتاحیه گالری‌ها و دیسکوها 416 00:26:37,750 --> 00:26:40,375 ‫شام توی وایت سان یا ارمیتاژ. 417 00:26:40,500 --> 00:26:43,875 ‫کسنیا هر روز بیشتر غرق ‫سبک زندگی دیمیتری می‌شد. 418 00:26:44,042 --> 00:26:45,875 ‫وادیا برقص! 419 00:27:01,625 --> 00:27:03,333 ‫وادیا! لبخند بزن! 420 00:27:03,833 --> 00:27:05,000 ‫دارم لبخند می‌زنم! 421 00:27:05,167 --> 00:27:08,042 ‫کمونیسم مرده. یه دنیای ‫کامل هست که باید اختراع بشه. 422 00:27:08,208 --> 00:27:10,042 ‫تو هم جزئی ازش می‌شی. 423 00:27:19,042 --> 00:27:22,375 ‫وادیا، بیرون رفتن رو دوست نداره. 424 00:27:22,500 --> 00:27:25,167 ‫تنها چیزی که دوست ‫داره، برگشتن به خونه‌ست. 425 00:27:45,292 --> 00:27:48,792 ‫یادمه یه شب بیدار شدم و ‫مدت طولانی بهش زل زدم. 426 00:27:49,583 --> 00:27:53,125 ‫خیلی احساس خستگی می‌کردم، با ‫این حال هنوز هیچ کاری نکرده بودم. 427 00:27:53,292 --> 00:27:57,500 ‫این توهم رو داشتم که کسنیا ‫بزرگیِ من رو درک می‌کنه. 428 00:27:57,625 --> 00:27:59,375 ‫اما، روز به روز 429 00:27:59,500 --> 00:28:02,458 ‫متوجه می‌شدم نگاهش ‫به من داره عوض می‌شه. 430 00:28:02,583 --> 00:28:06,583 ‫چیزی که شکل کنایه به خودش ‫گرفته بود، داشت به تحقیر تبدیل می‌شد. 431 00:28:06,750 --> 00:28:09,792 ‫«تو از من قوی‌تری ‫چون دوستم نداری .» 432 00:28:09,958 --> 00:28:11,458 ‫می‌خواستم اینو بهش بگم. 433 00:28:12,583 --> 00:28:15,375 ‫رنج من فقط باعث می‌شد ‫اون بیشتر حوصله‌ش سر بره. 434 00:28:21,417 --> 00:28:22,958 ‫نگه دار. 435 00:28:23,125 --> 00:28:24,500 ‫نگه دار! 436 00:28:25,750 --> 00:28:27,292 ‫نگه دار لعنتی! 437 00:28:38,542 --> 00:28:40,167 ‫آب می‌خوای؟ 438 00:28:56,708 --> 00:29:00,000 ‫دیمیتری، واسه دهمین باره که ‫می‌گم، خیلی بد رانندگی می‌کنی. 439 00:29:00,167 --> 00:29:01,125 ‫دست خودم نیست. 440 00:29:01,292 --> 00:29:03,458 ‫بذار وادیم رانندگی کنه وگرنه ‫با ماشین‌های گذری می‌رم. 441 00:29:05,333 --> 00:29:07,750 ‫می‌خوای عقب بشینی؟ 442 00:29:07,917 --> 00:29:11,458 ‫لطف داری، ولی من عقب ‫که می‌شینم حالم بدتر می‌شه. 443 00:29:57,667 --> 00:30:00,083 ‫یادم رفت یه چیزی بهت بگم. 444 00:30:00,250 --> 00:30:01,417 ‫سراپا گوشم. 445 00:30:02,917 --> 00:30:03,875 ‫دارم می‌رم. 446 00:30:09,000 --> 00:30:10,833 ‫ته واکنشت همینه؟ 447 00:30:11,000 --> 00:30:13,875 ‫من رو با دیمیتری دیدی. ‫فکر کردی متوجه نشدم؟ 448 00:30:17,292 --> 00:30:19,875 ‫بین ما خیلی وقته که تموم شده. 449 00:30:30,917 --> 00:30:32,000 ‫بیا نزدیک. 450 00:30:32,500 --> 00:30:34,542 ‫مزاحمم نیستی. 451 00:30:34,708 --> 00:30:36,167 ‫می‌ترسیدم بیدارت کنم. 452 00:30:36,333 --> 00:30:37,500 ‫بشین. 453 00:30:40,042 --> 00:30:43,792 ‫بالاخره یه بهونه پیدا کردم که ‫کل روز رو توی تخت بمونم. 454 00:30:43,958 --> 00:30:47,292 ‫کتاب‌های کلاسیک رو دوباره ‫می‌خونم و چرت می‌زنم. برام خوبه. 455 00:30:47,458 --> 00:30:49,125 ‫مریضی هست دیگه. 456 00:30:49,292 --> 00:30:50,667 ‫شاید به نظرت متناقض بیاد 457 00:30:50,833 --> 00:30:53,875 ‫ولی مریضی لزوماً چیز جدی‌ای نیست. 458 00:30:54,042 --> 00:30:55,833 ‫چیزهای جدی 459 00:30:56,000 --> 00:30:57,583 ‫مثل تلاش، کار 460 00:30:57,750 --> 00:31:00,500 ‫بارِ روی دوش آدم‌های سالمه. 461 00:31:00,625 --> 00:31:02,542 ‫آدم‌های در حال مرگ دیگه ‫کاری برای انجام دادن ندارن. 462 00:31:02,708 --> 00:31:05,208 ‫می‌تونن از روزهاشون لذت ببرن. 463 00:31:19,500 --> 00:31:21,625 ‫از کسنیا جدا شدم. 464 00:31:23,000 --> 00:31:24,292 ‫می‌دونم. 465 00:31:25,500 --> 00:31:28,167 ‫فرصت این رو پیدا می‌کنی ‫که زندگیت رو از نو بسازی. 466 00:31:29,458 --> 00:31:32,500 ‫انتظار داشتم خیلی عذاب بکشم، اما 467 00:31:33,208 --> 00:31:35,167 ‫احساس سبکی می‌کنم. و قدرت. 468 00:31:36,083 --> 00:31:37,083 ‫می‌بینی. 469 00:31:37,250 --> 00:31:40,125 ‫تئاتر دیگه برام کافی نیست. 470 00:31:41,167 --> 00:31:44,167 ‫از دست دادن کسنیا ‫من رو جاه‌طلب کرد. 471 00:31:44,333 --> 00:31:45,625 ‫الان دیگه جاه‌طلب شدی؟ 472 00:31:46,708 --> 00:31:48,333 ‫غیرمنتظره‌ست. 473 00:31:49,042 --> 00:31:51,250 ‫ولی من این رو به عنوان ‫یه خبر خوب می‌بینمش. 474 00:31:51,417 --> 00:31:54,625 ‫دیگه ناتوانی نویسنده در برابر ‫واقعیت رو نمی‌تونم تحمل کنم. 475 00:31:54,792 --> 00:31:57,333 ‫می‌خوام بازیگر دوران خودم باشم 476 00:31:57,500 --> 00:31:59,375 ‫نه فقط یه شاهد ساده. 477 00:31:59,500 --> 00:32:00,708 ‫می‌دونی چیه؟ 478 00:32:02,292 --> 00:32:04,500 ‫دوران تو رو، می‌سپارم به خودت. 479 00:32:04,625 --> 00:32:05,625 ‫بدون هیچ پشیمونی‌ای. 480 00:32:10,458 --> 00:32:11,750 ‫این اسپوتنیکه. 481 00:32:11,917 --> 00:32:13,958 ‫تنها کسی که اجازه ‫داره بیاد اینجا. 482 00:32:14,125 --> 00:32:16,333 ‫بیا اینجا، سلام کن. 483 00:32:16,500 --> 00:32:18,250 ‫دخترم عاشقشه. 484 00:32:19,125 --> 00:32:22,708 ‫آخرش هم پدرم سکته ‫کرد و خیلی زود مُرد. 485 00:32:23,500 --> 00:32:27,250 ‫نمی‌شه گفت که مراسمش ‫تیتر اول خبرا شد. 486 00:32:28,333 --> 00:32:31,500 ‫چهار تا آدم پیزوری با یه ماشین ‫قراضه دنبال ماشین نعش‌کش بودن 487 00:32:31,667 --> 00:32:34,958 ‫در حالی که شاسی‌بلندهای تازه‌به‌دوران‌رسیده‌ها ‫با سرعت از کنارشون رد می‌شدن. 488 00:32:35,125 --> 00:32:36,542 ‫خیلی دیر مُرد. 489 00:32:37,083 --> 00:32:39,583 ‫احتمالاً ترجیحش یه ‫خاکسپاری مجلل بود. 490 00:32:39,750 --> 00:32:41,708 ‫ولی آخرش، دیگه ‫براش فرقی نمی‌کرد. 491 00:32:41,875 --> 00:32:44,208 ‫یعنی، امیدوارم. 492 00:32:52,000 --> 00:32:54,125 ‫نیاز داشتم حال‌وهوام رو عوض کنم 493 00:32:54,292 --> 00:32:58,125 ‫و مسکو در اواسط دهه ‫۹۰، جای ایده‌آلی بود. 494 00:32:58,292 --> 00:33:00,292 ‫تصور کنین همه ‫اون جوون‌هایی رو که 495 00:33:00,458 --> 00:33:04,333 ‫که یهو می‌دیدن راه‌های ‫دنیا به روشون باز شده. 496 00:33:04,500 --> 00:33:06,250 ‫می‌تونستن هر چی که می‌خوان بشن 497 00:33:06,417 --> 00:33:08,875 ‫ثروت به هم بزنن، ‫کل دنیا رو بگردن. 498 00:33:09,042 --> 00:33:11,583 ‫جوری که آدم عقلش ‫رو از دست می‌داد. 499 00:33:11,750 --> 00:33:13,792 ‫سطح خشونت باورنکردنی بود. 500 00:33:13,958 --> 00:33:17,417 ‫از همه طرف شلیک می‌شد، ‫اونم به پیش‌پاافتاده‌ترین دلایل. 501 00:33:17,542 --> 00:33:20,458 ‫شبه‌نظامی‌های خصوصی آدم‌های ‫بی‌اهمیت رو اسکورت می‌کردن 502 00:33:20,583 --> 00:33:23,042 ‫تا روزی که تو هوا منفجر می‌شدن. 503 00:33:27,167 --> 00:33:30,500 ‫تبدیل تجربه‌ی تئاتریم به ‫حرفه‌ی تهیه‌کنندگی تلویزیون 504 00:33:30,667 --> 00:33:34,333 ‫مثل این بود که از گاری ‫سوار لامبورگینی بشی. 505 00:33:34,500 --> 00:33:36,292 ‫یه روز 506 00:33:36,458 --> 00:33:39,375 ‫داشتم در مورد مایاکوفسکی ‫بحث می‌کردم و چای می‌خوردم. 507 00:33:39,500 --> 00:33:41,167 ‫روز بعد، داشتم لاته می‌خوردم 508 00:33:41,333 --> 00:33:44,417 ‫توی یه فضای باز که معمارای ‫هلندی طراحی کرده بودن. 509 00:33:45,083 --> 00:33:48,292 ‫شبکه‌ی یک رو فراموش کنین، ‫تلویزیون دولتی رو فراموش کنین. 510 00:33:48,458 --> 00:33:50,333 ‫آر‌تی‌پی یه شرکت خصوصیه. 511 00:33:50,500 --> 00:33:52,625 ‫می‌خوایم مسابقه و ‫سیاست راه بندازیم. 512 00:33:52,792 --> 00:33:53,833 ‫اما به یه شکل دیگه. 513 00:33:54,000 --> 00:33:58,042 ‫شوروی‌ها سعی کردن کشور ‫رو زیر یه لایه از کسالت خفه کنن. 514 00:33:58,208 --> 00:34:01,042 ‫قانون اول، کسل‌کننده نباشین. 515 00:34:02,458 --> 00:34:05,792 ‫یه پروژه هست که از ‫بقیه سرتره. همین یکی. 516 00:34:06,375 --> 00:34:07,917 ‫می‌دونین چرا؟ 517 00:34:09,417 --> 00:34:12,583 ‫چون تمام کلیشه‌های روسی رو داره 518 00:34:12,750 --> 00:34:13,917 ‫بدون استثنا. 519 00:34:15,000 --> 00:34:16,542 ‫بابوشکای شهرستانی 520 00:34:16,708 --> 00:34:18,167 ‫دانشجوی پوچ‌گرا 521 00:34:18,333 --> 00:34:19,375 ‫اون دختره هرزه بلندپرواز. 522 00:34:19,500 --> 00:34:21,750 ‫خوندمش. آشغاله. 523 00:34:23,375 --> 00:34:26,167 ‫- همه‌شون رو خوندم، همه‌شون آشغالن. ‫- مخصوصاً این یکی. 524 00:34:26,333 --> 00:34:28,750 ‫ولی این یکی جواب میده. 525 00:34:28,917 --> 00:34:31,000 ‫ما فقط برنامه تولید نمی‌کنیم. 526 00:34:31,167 --> 00:34:34,000 ‫بقیه نهادها همه فروپاشیدن. 527 00:34:34,167 --> 00:34:36,583 ‫الان وظیفه تلویزیونه ‫که راه رو نشون بده. 528 00:34:36,750 --> 00:34:38,875 ‫یه رئالیتی‌شو درباره مدرسه‌ها 529 00:34:39,042 --> 00:34:42,833 ‫که توش به دخترای جوون یاد ‫میدن چطوری نوکیسه‌ها رو تور کنن؟ 530 00:34:43,000 --> 00:34:44,958 ‫بد نیست. واقعاً همچین چیزی هست؟ 531 00:34:45,125 --> 00:34:48,458 ‫آره بابا، خیلی هم هست. ‫بدجوری هم جواب میده. 532 00:34:51,333 --> 00:34:53,875 ‫رویای من اینه که یه ‫سوپراستار بین‌المللی بشم. 533 00:34:56,792 --> 00:35:00,583 ‫رویای من اینه که برای مامانم ‫قشنگ‌ترین خونه کراسنویارسک رو بخرم. 534 00:35:04,750 --> 00:35:07,167 ‫رویای من اینه که ‫یه زنِ دکوری باشم 535 00:35:07,333 --> 00:35:10,208 ‫برای پولدارترین الیگارش روسیه 536 00:35:10,375 --> 00:35:13,208 ‫و تو مونت‌کارلو زندگی کنم. 537 00:35:13,375 --> 00:35:15,042 ‫کارش درسته. 538 00:35:15,208 --> 00:35:17,500 ‫جدی میگم، کارش درسته. 539 00:35:17,667 --> 00:35:19,500 ‫پروژه خیلی خوبیه 540 00:35:19,667 --> 00:35:22,250 ‫و این دختره دقیقاً به ‫درد همین کار می‌خوره. 541 00:35:25,625 --> 00:35:27,792 ‫اون زمان، شبکه آر‌تی‌پی 542 00:35:27,958 --> 00:35:31,875 ‫مال یه ریاضی‌دان بود که میلیاردر ‫شده بود، بوریس برزوفسکی. 543 00:35:32,042 --> 00:35:35,833 ‫یه کاخ قدیمی توی خیابون ‫نووکوزنتسکایا خریده بود. 544 00:35:36,000 --> 00:35:38,333 ‫قرار بود دفتر مرکزی شرکتش باشه 545 00:35:38,500 --> 00:35:42,542 ‫ولی برزوفسکی تبدیلش ‫کرد به یه جای خیلی خاص‌تر. 546 00:35:42,708 --> 00:35:45,750 ‫یه جور پاتوق، باشگاه لوگوواز. 547 00:35:49,500 --> 00:35:51,208 ‫یه باشگاه خیلی ‫خاص و سطح بالا بود. 548 00:35:51,375 --> 00:35:55,625 ‫کله‌گنده‌های سیاست، تجارت، ‫نمایش و جرم و جنایت. 549 00:35:55,792 --> 00:35:56,750 ‫صحنه رو تصور کنین. 550 00:35:56,917 --> 00:35:59,083 ‫تو قفقازیم، توی چچن. 551 00:35:59,792 --> 00:36:01,500 ‫روبروم یه جنگ‌سالاره 552 00:36:01,667 --> 00:36:04,333 ‫که چند تا افسر روسی ‫رو گروگان گرفته. 553 00:36:04,500 --> 00:36:05,750 ‫شوخی‌بردار نیست. 554 00:36:06,583 --> 00:36:08,917 ‫تا الان سرِ یکیشون رو بریده. 555 00:36:09,500 --> 00:36:12,583 ‫ولی بحث سیاسی نیست. پول می‌خواد. 556 00:36:12,750 --> 00:36:14,625 ‫همین الان. منم پول ‫نقد همراهم نیست. 557 00:36:14,792 --> 00:36:16,833 ‫با دسته‌های پول ‫این‌ور اون‌ور نمیرم. 558 00:36:17,000 --> 00:36:18,875 ‫ولی می‌بینم که ‫چشمش دنبال ساعتمه. 559 00:36:19,042 --> 00:36:21,833 ‫یه پتک فیلیپ ناتیلوس، مثل همین. 560 00:36:22,750 --> 00:36:24,208 ‫بعد بهش میگم: 561 00:36:24,375 --> 00:36:26,042 ‫از ساعتم خوشت اومده؟ 562 00:36:26,208 --> 00:36:29,167 ‫می‌دونی چقدر می‌ارزه؟ ‫بیشتر از گروگان‌هات. 563 00:36:29,333 --> 00:36:33,417 ‫بهم میگه: دقیقاً می‌دونم چقدر ‫می‌ارزه. ۸۰۰ هزار دلار، دست دومش. 564 00:36:33,542 --> 00:36:36,125 ‫جا خوردم. قیمت ‫دقیقش رو می‌دونست. 565 00:36:36,292 --> 00:36:38,083 ‫رستم اصلاً احمق نبود. 566 00:36:38,250 --> 00:36:39,500 ‫بهم گفت: 567 00:36:39,625 --> 00:36:41,833 ‫«اگه گروگان‌ها رو برگردونی 568 00:36:42,000 --> 00:36:44,875 ‫تبلیغاتی که توی تلویزیون گیرت میاد ‫بیشتر از ۸۰۰ هزار دلار می‌ارزه.» 569 00:36:45,042 --> 00:36:48,875 ‫نگاه خیره‌ی سرباز. ‫بی‌اضافه‌کاری. 570 00:36:50,125 --> 00:36:52,667 ‫«سود می‌کنی. معامله کنیم؟» 571 00:36:54,208 --> 00:36:56,375 ‫ساعتم رو بهش میدم، ‫گروگان‌ها رو برمی‌گردونم. 572 00:36:56,500 --> 00:36:58,833 ‫تیتر اول همه‌ی بخش‌های خبری شد. 573 00:37:00,667 --> 00:37:04,000 ‫اون موقع‌ها، موفقیت‌های کوچیک ‫من به عنوان تهیه‌کننده‌ی تلویزیون 574 00:37:04,167 --> 00:37:07,875 ‫باعث می‌شد بعضی وقتا به ‫باشگاه لوگوواز دعوت بشم. 575 00:37:08,042 --> 00:37:11,250 ‫معمولاً برزوفسکی صدام می‌کرد ‫تا درباره‌ی یه پروژه حرف بزنیم 576 00:37:11,417 --> 00:37:14,375 ‫یا یه فامیل دور رو بهم معرفی کنه 577 00:37:14,500 --> 00:37:17,000 ‫یا یه معشوقه‌ی به ‫همون اندازه دور. 578 00:37:18,500 --> 00:37:19,500 ‫بیا تو. 579 00:37:21,667 --> 00:37:23,458 ‫- وادیا! ‫- بوریس. 580 00:37:25,625 --> 00:37:28,583 ‫دوست‌مون وادیا یه جادوگره. 581 00:37:29,208 --> 00:37:30,500 ‫به لطف اون 582 00:37:31,167 --> 00:37:33,208 ‫رقبا رو له می‌کنیم. 583 00:37:34,583 --> 00:37:36,208 ‫می‌خوای همین‌جا تمومش کنی؟ 584 00:37:37,167 --> 00:37:38,625 ‫درست متوجه نمی‌شم. 585 00:37:38,792 --> 00:37:43,125 ‫توی این کشور، چه توی بازی ‫باشی چه نباشی، خطراتش برات یکیه. 586 00:37:43,583 --> 00:37:45,167 ‫داستانم رو برات تعریف می‌کنم 587 00:37:45,333 --> 00:37:46,625 ‫اون‌وقت می‌فهمی. 588 00:37:47,250 --> 00:37:50,042 ‫من واسه خودم آروم یه گوشه بودم. 589 00:37:50,208 --> 00:37:53,625 ‫یه کسب‌وکار کوچیک مدرن ‫و تمیز راه انداخته بودم. 590 00:37:53,792 --> 00:37:56,333 ‫تا جایی که من می‌دونم، ‫کسب‌وکارت اون‌قدرها هم تمیز نبود. 591 00:37:56,500 --> 00:37:59,792 ‫ماشین‌های دزدی رو از دمِ ‫درِ کارخونه آب می‌کردی. 592 00:38:02,458 --> 00:38:05,208 ‫- مثل بقیه انجام می‌دادم. ‫- بدتر از بقیه. 593 00:38:05,375 --> 00:38:07,625 ‫زیاد روی شریک‌هات حساس نبودی. 594 00:38:07,792 --> 00:38:09,708 ‫- ببخشیدا. ‫- بگذریم. 595 00:38:10,875 --> 00:38:15,417 ‫یه روز یه کثافتی پیداش شد و خواست ‫کلِ کار و بارم رو از چنگم دربیاره. 596 00:38:15,542 --> 00:38:18,417 ‫چیکار می‌کنه؟ یه ‫شرکت رقیب باز می‌کنه 597 00:38:18,542 --> 00:38:21,042 ‫تا مثل آمریکا یا اروپا ‫توی بازار شکستم بده؟ 598 00:38:21,208 --> 00:38:23,000 ‫نه، این کار رو نکرد. 599 00:38:23,167 --> 00:38:27,500 ‫این حروم‌زاده یه اوپل ‫قدیمی رو پر از تی‌ان‌تی می‌کنه 600 00:38:27,625 --> 00:38:29,167 ‫و سر راهم پارک می‌کنه. 601 00:38:29,333 --> 00:38:32,417 ‫وقتی دارم رد می‌شم، دکمه‌ی ‫ریموت رو می‌زنه و بوم. 602 00:38:33,333 --> 00:38:34,917 ‫دیگه از برزوفسکی خبری نیست. 603 00:38:36,042 --> 00:38:37,500 ‫یعنی نقشه‌ش این بود. 604 00:38:37,667 --> 00:38:40,250 ‫متأسفانه واسه اون، نگرفت. 605 00:38:41,375 --> 00:38:44,917 ‫یهو به خودم اومدم و ‫دیدم سرِ راننده‌م توی بغلمه. 606 00:38:45,833 --> 00:38:47,250 ‫زنده موندم. 607 00:38:48,250 --> 00:38:51,417 ‫ولی اون روز فهمیدم که ‫اگه تو سراغ قدرت نری 608 00:38:51,542 --> 00:38:52,667 ‫قدرت میاد سراغت. 609 00:38:53,250 --> 00:38:55,875 ‫۱۵ روز رفتم سوئیس تا مداوا بشم. 610 00:38:56,042 --> 00:38:58,542 ‫و می‌دونی وقتی برگشتم ‫مسکو چیکار کردم؟ 611 00:38:59,458 --> 00:39:01,167 ‫یاد گرفتی تنیس بازی کنی. 612 00:39:01,333 --> 00:39:03,833 ‫به سختی. از این ورزش متنفرم. 613 00:39:04,458 --> 00:39:06,250 ‫تو از همه‌ی ورزش‌ها متنفری. 614 00:39:08,500 --> 00:39:11,667 ‫رئیس‌جمهور پیر، بوریس ‫یلتسین، رو به افول بود. 615 00:39:12,500 --> 00:39:15,083 ‫می‌گفتن از زیاده‌روی توی ودکاست. 616 00:39:15,250 --> 00:39:19,333 ‫یه باشگاه ورزشی روی تپه‌ی ‫گنجشک‌ها برای خودش ساخته بود. 617 00:39:19,917 --> 00:39:23,375 ‫همه‌ش وقتش رو با تنیس ‫بازی کردن می‌گذروند. 618 00:39:23,500 --> 00:39:25,792 ‫این تنها راهی بود که ‫می‌شد بهش نزدیک شد. 619 00:39:28,083 --> 00:39:29,958 ‫بیا روراست باشیم، ‫کار بوریس تموم بود. 620 00:39:30,125 --> 00:39:32,375 ‫انتخابات نزدیک بود و ‫نظرسنجی‌هاش هم در پایین‌ترین حد 621 00:39:32,500 --> 00:39:35,958 ‫تمام اون دار و دسته‌ی حقه‌بازش ‫بدجوری خودشون رو باخته بودن. 622 00:39:36,125 --> 00:39:39,000 ‫زود فهمیدن که من تنها امیدشونم. 623 00:39:39,167 --> 00:39:40,292 ‫هنوز همه چیز از دست نرفته بود. 624 00:39:50,500 --> 00:39:51,958 ‫به من گوش کن 625 00:39:52,125 --> 00:39:53,500 ‫بوریس نیکولایویچ. 626 00:39:54,125 --> 00:39:57,875 ‫روسیه هنوز بهت نیاز ‫داره. به شجاعتت و به 627 00:39:58,042 --> 00:39:59,375 ‫صداقتت. 628 00:39:59,917 --> 00:40:02,000 ‫دیگه هیچ‌کس دوستم نداره. 629 00:40:02,167 --> 00:40:03,750 ‫من دموکراسی رو نجات دادم 630 00:40:03,917 --> 00:40:05,667 ‫اما دموکراسی اینجا یعنی 631 00:40:05,833 --> 00:40:08,542 ‫اینکه همه فقیر شدن. 632 00:40:08,708 --> 00:40:11,667 ‫به جز یه سری آدم زرنگ مثل تو 633 00:40:11,833 --> 00:40:13,750 ‫که کل پول‌ها رو به جیب زدن. 634 00:40:16,083 --> 00:40:17,625 ‫اگه به من 635 00:40:18,167 --> 00:40:20,125 ‫کنترل تلویزیون دولتی رو بدی 636 00:40:21,208 --> 00:40:24,583 ‫یه کمپین انتخاباتی برات راه ‫می‌ندازم که لنگه‌ش دیده نشده باشه. 637 00:40:24,750 --> 00:40:28,375 ‫الان ته چاهی. دو ماه ‫دیگه، اون بالا بالاهایی. 638 00:40:31,000 --> 00:40:34,792 ‫این‌طوری بود که کنترل شبکه‌ی ‫یک، آر‌تی‌پی رو گرفتم دستم. 639 00:40:34,958 --> 00:40:36,292 ‫اما حواست باشه. 640 00:40:37,042 --> 00:40:39,625 ‫من سر حرفم موندم. توی ‫نظرسنجی‌ها دوباره زنده‌ش کردم. 641 00:40:39,792 --> 00:40:41,250 ‫تو بیشتر رقیب‌هاش ‫رو کله‌پا کردی. 642 00:40:41,417 --> 00:40:44,208 ‫یه مشت آدم که حسرت دوران کمونیسم ‫رو می‌خوردن و کله‌پا کردنشون راحت بود. 643 00:40:44,375 --> 00:40:46,542 ‫تو داشتی از منافع خودت ‫و الیگارش‌ها دفاع می‌کردی. 644 00:40:47,708 --> 00:40:49,125 ‫آره. 645 00:40:49,292 --> 00:40:51,500 ‫درسته. خب که چی؟ 646 00:40:51,625 --> 00:40:54,250 ‫- این فرآیند دموکراتیکه. ‫- آره. 647 00:40:54,417 --> 00:40:57,208 ‫البته طبق یه برداشت ‫خیلی مبهم از دموکراسی. 648 00:41:05,000 --> 00:41:06,750 ‫توی میتینگ‌ها که می‌رفتیم 649 00:41:06,917 --> 00:41:09,250 ‫پیرمرد کم‌کم داشت ‫بهش خوش می‌گذشت. 650 00:41:09,417 --> 00:41:10,500 ‫تنها مشکل این بود: 651 00:41:10,667 --> 00:41:13,208 ‫دو هفته مونده به ‫رای‌گیری، سکته قلبی کرد. 652 00:41:13,375 --> 00:41:14,542 ‫اوضاع خیلی بیخ پیدا کرده بود. 653 00:41:15,375 --> 00:41:19,417 ‫همون روزی که قرار بود آخرین ‫پیامش رو برای ملت ضبط کنه. 654 00:41:19,542 --> 00:41:21,125 ‫معلومه که همه چیز رو لغو کردیم. 655 00:41:21,292 --> 00:41:24,250 ‫اما بعد از چند روز، ‫شایعات پخش شد. 656 00:41:24,417 --> 00:41:25,708 ‫باید خودش رو نشون می‌داد. 657 00:41:25,875 --> 00:41:28,333 ‫اما دکتر اجازه نمی‌داد ‫از خونه‌ش بیاد بیرون. 658 00:41:28,500 --> 00:41:32,125 ‫خیلی خطرناک بود. واسه همین ‫تصمیم گرفتیم برای ظاهرسازی 659 00:41:32,583 --> 00:41:34,833 ‫وسایل کرملین رو ‫برداریم ببریم خونه‌ش. 660 00:41:37,417 --> 00:41:39,500 ‫پرچم‌ها، روی پایه‌هاشون. 661 00:41:43,792 --> 00:41:45,667 ‫اون که مال فدراسیونه، سمت چپ. 662 00:41:45,833 --> 00:41:47,583 ‫حواستون به فاصله‌ها باشه. 663 00:41:47,750 --> 00:41:49,542 ‫رئیس‌جمهور داره میاد پایین. 664 00:42:04,458 --> 00:42:06,958 ‫سلام، بوریس نیکولایویچ! 665 00:42:07,125 --> 00:42:08,792 ‫تشریف بیارید ببینین چیکار کردیم. 666 00:42:08,958 --> 00:42:11,250 ‫این کپیِ دقیقِ ‫دفترتونه توی کرملین. 667 00:42:11,417 --> 00:42:13,083 ‫هیچ‌کی متوجه فرقش نمیشه. 668 00:42:14,333 --> 00:42:16,000 ‫کمکشون کنید بشینن. 669 00:42:50,167 --> 00:42:52,042 ‫هموطنان عزیز 670 00:42:53,250 --> 00:42:54,542 ‫واسه همینه که 671 00:42:56,833 --> 00:42:58,750 ‫میهن 672 00:43:00,250 --> 00:43:01,542 ‫دوباره شروع می‌کنیم. 673 00:43:02,417 --> 00:43:05,375 ‫میشا، می‌تونی سرعت ‫دستگاه متن‌خوان رو کم کنی؟ 674 00:43:10,375 --> 00:43:11,625 ‫یه بار دیگه. 675 00:43:12,417 --> 00:43:14,333 ‫هموطنان عزیز 676 00:43:15,625 --> 00:43:17,583 ‫سوم جولای 677 00:43:18,750 --> 00:43:20,625 ‫روز انتخابات 678 00:43:21,833 --> 00:43:23,125 ‫شما فقط 679 00:43:23,292 --> 00:43:24,792 ‫به یلتسین رای نمی‌دین 680 00:43:24,958 --> 00:43:27,042 ‫نمی‌تونیم از پسش بربیایم. 681 00:43:30,667 --> 00:43:32,417 ‫لب‌هاشو تکون بده. 682 00:43:32,542 --> 00:43:35,833 ‫تیکه‌هایی از سخنرانی‌های ‫قدیمیش رو سر هم می‌کنیم. 683 00:43:36,875 --> 00:43:39,292 ‫یلتسین با اقتدار ‫دوباره انتخاب شد 684 00:43:39,458 --> 00:43:42,042 ‫بعدش دوباره رفت توی کما. 685 00:43:42,208 --> 00:43:43,667 ‫دو بار دیگه هم سکته قلبی کرد. 686 00:43:43,833 --> 00:43:45,583 ‫توی اون ۴ سالِ دوره‌ی دومش 687 00:43:45,750 --> 00:43:48,458 ‫برزوفسکی رئیسِ واقعیِ روسیه بود. 688 00:43:48,583 --> 00:43:51,333 ‫الیگارش‌ها هر چی ‫می‌تونستن رو بالا کشیدن. 689 00:43:51,500 --> 00:43:54,292 ‫این‌جوری بود که رفیقم ‫دیمیتری سیدوروف 690 00:43:54,458 --> 00:43:58,792 ‫یه غولِ انرژی‌های فسیلی ‫رو فقط با ۱۶۸ میلیون خرید. 691 00:43:58,958 --> 00:44:02,000 ‫قرار بود سالی ۳ میلیارد ‫براش سود داشته باشه. 692 00:44:02,500 --> 00:44:03,583 ‫اولیا! 693 00:44:05,042 --> 00:44:07,375 ‫برزوفسکی حس می‌کرد ‫اوضاع داره عوض میشه. 694 00:44:08,250 --> 00:44:11,125 ‫روس‌ها خسته بودن و ‫به نظم احتیاج داشتن. 695 00:44:11,292 --> 00:44:15,292 ‫اونا توی یه میهن بزرگ شده بودن و حالا ‫خودشون رو توی یه سوپرمارکت می‌دیدن. 696 00:44:15,458 --> 00:44:18,750 ‫چالش این بود که قبل از این‌که ‫بقیه بجنبن، یه راهی پیدا کنن. 697 00:44:18,917 --> 00:44:20,125 ‫خب، آره. 698 00:44:21,542 --> 00:44:23,542 ‫من توی کرملین دوست و آشنا دارم. 699 00:44:23,708 --> 00:44:25,792 ‫گاهی اوقات یه ‫کمکی از دستم برمی‌آد. 700 00:44:26,417 --> 00:44:29,083 ‫اما سناریو کلاً عوض شده. 701 00:44:29,250 --> 00:44:32,292 ‫دیگه بحثِ حمایت ‫از رژیم فعلی نیست. 702 00:44:32,458 --> 00:44:34,333 ‫باید یه چیز جدید اختراع کنیم. 703 00:44:34,500 --> 00:44:36,333 ‫یه چیزی و یه کسی. 704 00:44:36,500 --> 00:44:38,500 ‫رئیس‌جمهور دوره‌اش ‫رو تموم نمی‌کنه. 705 00:44:38,667 --> 00:44:41,583 ‫یکی که نقش‌شو ‫بازی کنه. اینش راحته. 706 00:44:42,583 --> 00:44:43,750 ‫اما ما 707 00:44:43,917 --> 00:44:47,167 ‫اول از همه، به یه حزبی که ‫همه رو متحد کنه، احتیاج داریم. 708 00:44:47,625 --> 00:44:49,375 ‫حزب وحدت. 709 00:44:52,542 --> 00:44:54,000 ‫نظرت چیه، وادیا؟ 710 00:44:55,250 --> 00:44:56,792 ‫همین الانشم یه نماد دارم. 711 00:44:57,792 --> 00:44:59,167 ‫خرس. 712 00:44:59,333 --> 00:45:01,125 ‫نمادِ روحِ روسی. 713 00:45:04,500 --> 00:45:06,417 ‫می‌خوای تو هم باشی؟ 714 00:45:06,542 --> 00:45:09,000 ‫نمی‌دونم. کارمو دوست دارم. 715 00:45:09,167 --> 00:45:10,375 ‫همون کاره. 716 00:45:12,250 --> 00:45:16,292 ‫فقط بهت پیشنهاد میدم ‫بری به یه سطح بالاتر. 717 00:45:16,458 --> 00:45:18,125 ‫دست از داستان‌بافی برداری 718 00:45:18,292 --> 00:45:20,125 ‫و واقعیت رو بسازی. 719 00:45:20,625 --> 00:45:21,583 ‫با من. 720 00:45:27,625 --> 00:45:30,333 ‫لوبیانکا مقر اصلی اف‌اس‌بی 721 00:45:33,042 --> 00:45:35,625 ‫رئیس اف‌اس‌بی ‫کاندیدای خوبی میشه. 722 00:45:37,125 --> 00:45:38,750 ‫پیرمرد بهش اعتماد داره. 723 00:45:38,917 --> 00:45:41,792 ‫توی لحظات سرنوشت‌ساز ‫خودشو ثابت کرده. 724 00:45:41,958 --> 00:45:44,625 ‫آدم متواضعیه. ازش خوشت میاد. 725 00:45:53,625 --> 00:45:55,875 ‫آقای پوتین شما رو می‌پذیرن. 726 00:46:06,333 --> 00:46:07,500 ‫بفرمایین تو. 727 00:46:10,042 --> 00:46:11,125 ‫بفرمایین بشینین. 728 00:46:12,750 --> 00:46:14,042 ‫می‌دونم واسه چی اینجایین. 729 00:46:14,208 --> 00:46:16,833 ‫البته. شما مطلع‌ترین آدم کشورید. 730 00:46:17,000 --> 00:46:19,417 ‫فکرامو کردم، بوریس آبراموویچ. 731 00:46:21,792 --> 00:46:23,083 ‫ببین 732 00:46:23,250 --> 00:46:27,250 ‫سرویس‌های مخفی تمام ‫مزایای سیاست رو دارن 733 00:46:28,417 --> 00:46:30,417 ‫بدون هیچ‌کدوم از معایبش. 734 00:46:32,458 --> 00:46:34,458 ‫من اینجا تو مرکز سیستمم. 735 00:46:34,583 --> 00:46:37,417 ‫جایگاهم خوبه. همه‌چی ‫رو می‌شنوم و می‌بینم. 736 00:46:37,542 --> 00:46:41,292 ‫می‌تونم برای محافظت از رئیس‌جمهور ‫و خونواده‌ش به‌طور موثری دخالت کنم. 737 00:46:41,458 --> 00:46:43,875 ‫قبلاً این کار رو ‫کردم و بازم می‌کنم. 738 00:46:45,792 --> 00:46:48,125 ‫اگه منو از اینجا بکشین ‫بیرون و بذارین تو دولت 739 00:46:48,292 --> 00:46:51,500 ‫مثل بقیه‌ی نخست‌وزیرها له میشم 740 00:46:51,625 --> 00:46:54,250 ‫توی این چند سال و چند ماه اخیر. 741 00:46:54,417 --> 00:46:57,167 ‫و وفادارترین نگهبان ‫دولت رو از دست میدین. 742 00:46:57,333 --> 00:46:58,958 ‫اگه سریع وارد عمل نشیم 743 00:46:59,125 --> 00:47:03,250 ‫تا یه سال دیگه نه رئیس‌جمهوری می‌مونه نه ‫خونواده‌ای که بخوایم ازشون محافظت کنیم و 744 00:47:03,708 --> 00:47:06,583 ‫اولین اقدام رئیس جدید کرملین 745 00:47:06,750 --> 00:47:08,625 ‫این خواهد بود که ‫شما رو جایگزین کنه. 746 00:47:09,583 --> 00:47:10,875 ‫چرا من؟ 747 00:47:12,417 --> 00:47:13,833 ‫من یه کارمند دولتم. 748 00:47:15,250 --> 00:47:17,333 ‫درسته، من 749 00:47:18,833 --> 00:47:20,750 ‫چند تا سخنرانی عمومی کردم 750 00:47:20,917 --> 00:47:23,292 ‫ولی هیچ‌وقت فوق‌العاده نبوده. 751 00:47:23,458 --> 00:47:27,292 ‫رئیس‌جمهور وارد یه اتاق ‫میشه، فضا رو بو می‌کشه و همه 752 00:47:27,458 --> 00:47:30,208 ‫توی دو دقیقه شیفته‌ش ‫میشن، می‌خندن، گریه می‌کنن 753 00:47:30,375 --> 00:47:32,292 ‫انگار دارن توی آشپزخونه‌ش ‫باهاش گپ می‌زنن. 754 00:47:32,458 --> 00:47:34,292 ‫من از اون قماش نیستم. 755 00:47:34,458 --> 00:47:37,125 ‫اگه اجازه بدین، ‫ولادیمیر ولادیمیرویچ 756 00:47:37,792 --> 00:47:39,667 ‫دقیقاً بحث سر همینه. 757 00:47:40,292 --> 00:47:43,250 ‫شخصیت رئیس‌جمهور منحصربه‌فرده. 758 00:47:43,417 --> 00:47:46,083 ‫ویژگی‌های انسانیش ‫باعث شد کشورمون 759 00:47:46,250 --> 00:47:49,750 ‫از شورویِ سابق به ‫روسیه‌ی امروز برسه. 760 00:47:50,333 --> 00:47:52,167 ‫ولی اون دیگه فرسوده شده. 761 00:47:52,625 --> 00:47:54,417 ‫ما به یکی نیاز داریم ‫که متفاوت باشه 762 00:47:54,542 --> 00:47:56,208 ‫کسی که یه نقطه‌ی عطف ایجاد کنه. 763 00:47:56,375 --> 00:47:59,167 ‫اگه رئیس‌جمهور شما رو به ‫عنوان نخست‌وزیر انتخاب کنه 764 00:47:59,333 --> 00:48:01,833 ‫شما مظهر یه قدرت ‫مشروع خواهید بود. 765 00:48:02,417 --> 00:48:05,500 ‫روس‌ها به ثبات ‫و امنیت نیاز دارن. 766 00:48:05,667 --> 00:48:08,583 ‫شما جوون، ورزشکار ‫و پرانرژی هستین. 767 00:48:08,750 --> 00:48:10,000 ‫یه چیزی در وجودتون میگه: 768 00:48:10,167 --> 00:48:13,292 ‫«می‌تونم مسئولیت کامل ‫فرماندهی رو به عهده بگیرم.» 769 00:48:14,125 --> 00:48:17,708 ‫سوابق شما در سرویس‌های مخفی، ‫تضمین‌کننده‌ی قابل‌اعتماد بودنتونه. 770 00:48:18,250 --> 00:48:21,125 ‫کم‌حرف بودنتون به ‫نفعتون تموم میشه. 771 00:48:21,625 --> 00:48:22,583 ‫نه به ضررتون. 772 00:48:22,750 --> 00:48:24,708 ‫روس‌ها از آدم‌های ‫چرب‌زبون خسته شدن. 773 00:48:25,458 --> 00:48:27,917 ‫کمپینی که مد نظر ماست 774 00:48:29,250 --> 00:48:33,167 ‫از میتینگ‌ها و وعده‌های ‫توخالی ساخته نمیشه. 775 00:48:33,333 --> 00:48:35,958 ‫هدف اینه که طوری نشونتون بدیم 776 00:48:36,125 --> 00:48:38,667 ‫که انگار یه سیاستمدار ‫از یه نوع جدیدید. 777 00:48:38,833 --> 00:48:42,333 ‫ولادیمیر ولادیمیرویچ، من ‫سیاست رو خوب نمی‌شناسم 778 00:48:42,500 --> 00:48:45,250 ‫اما دو سه تا چیز ‫درباره‌ی ارتباطات می‌دونم. 779 00:48:45,417 --> 00:48:46,958 ‫دو تا بُعد وجود داره 780 00:48:47,125 --> 00:48:48,500 ‫توی یه جامعه. 781 00:48:48,625 --> 00:48:50,958 ‫محور افقی، همون زندگی روزمره‌ست. 782 00:48:51,125 --> 00:48:53,875 ‫محور عمودی، همون اقتداره. 783 00:48:54,458 --> 00:48:56,375 ‫جامعه‌ی شوروی عمودی بود 784 00:48:56,500 --> 00:48:58,750 ‫و یهو، وقتی دیگه شوروی نبود 785 00:48:58,917 --> 00:49:00,958 ‫افقی شد. 786 00:49:01,125 --> 00:49:05,042 ‫افقی بودنِ بیش از ‫حد، یعنی هرج‌ومرج. 787 00:49:05,208 --> 00:49:07,583 ‫روس‌ها رویای عمودی بودن رو دارن. 788 00:49:07,750 --> 00:49:09,292 ‫یه روان‌کاو می‌گفت 789 00:49:09,458 --> 00:49:13,042 ‫که اونا منتظر رهبری هستن که ‫باعث بشه زبان مادری رو فراموش کنن 790 00:49:13,208 --> 00:49:15,792 ‫و دوباره حرف پدر رو حاکم کنه. 791 00:49:15,958 --> 00:49:18,167 ‫افکار عمومی زود شکل می‌گیره. 792 00:49:18,333 --> 00:49:22,208 ‫ما فقط چند ماه وقت داریم تا ‫مردم روسیه رو متقاعد کنیم 793 00:49:22,875 --> 00:49:25,583 ‫که شما مردِ این میدون هستید. 794 00:49:28,833 --> 00:49:32,250 ‫و فراموش نفرمایید، ‫شما تنها نخواهید بود. 795 00:49:32,417 --> 00:49:36,208 ‫من کنارتون می‌مونم تا به شما ‫کمک کنم و به شما مشورت بدم 796 00:49:36,375 --> 00:49:37,792 ‫هر وقت که لازم داشته باشید. 797 00:49:42,417 --> 00:49:43,792 ‫کار تمومه. 798 00:49:45,250 --> 00:49:48,583 ‫نوبل علوم نمی‌گیره، ‫ولی کار رو راه می‌ندازه. 799 00:49:51,042 --> 00:49:53,333 ‫سرم رو تکون می‌دادم ‫و باهاش می‌خندیدم 800 00:49:53,500 --> 00:49:55,667 ‫اما اوضاع پیچیده‌تر از اون بود 801 00:49:55,833 --> 00:49:57,917 ‫که برزوفسکی استنباط می‌کرد. 802 00:50:01,417 --> 00:50:04,667 ‫وقتی با همون خوش‌روییِ ‫همیشگی‌ش باهاش حرف می‌زد 803 00:50:04,833 --> 00:50:08,417 ‫سایه‌ای از کلافگی رو ‫توی نگاه پوتین حس کردم. 804 00:50:08,542 --> 00:50:10,417 ‫و اون جرقه‌ی تمسخر وجود داشت 805 00:50:10,542 --> 00:50:13,792 ‫وقتی بوریس قول داد که ‫قدم‌به‌قدم راهنمایی‌ش کنه. 806 00:50:15,083 --> 00:50:17,667 ‫انگار حتی فکرِ راهنمایی ‫شدن توسط این آدم 807 00:50:17,833 --> 00:50:21,167 ‫از نظر رئیس اف‌اس‌بی، ‫خیلی خنده‌دار بود. 808 00:50:25,042 --> 00:50:27,167 ‫عجله کنین، وادیم الکسیویچ. 809 00:50:27,333 --> 00:50:29,500 ‫ولادیمیر ولادیمیرویچ منتظره. 810 00:50:42,125 --> 00:50:43,542 ‫عصر بخیر قربان. 811 00:50:44,417 --> 00:50:45,542 ‫چی پیشنهاد می‌دین؟ 812 00:50:45,708 --> 00:50:48,000 ‫صدف‌های «سن ژاک» عالی داریم 813 00:50:48,167 --> 00:50:49,542 ‫با موسلین گل‌کلم. 814 00:50:49,708 --> 00:50:50,667 ‫یه کاسه کاشا. 815 00:50:50,833 --> 00:50:52,708 ‫- دو تا. ‫- باشه، آقا. 816 00:50:55,875 --> 00:50:58,208 ‫من خیلی واسه ‫برزوفسکی احترام قائلم. 817 00:50:59,042 --> 00:51:00,750 ‫من ازش ممنونم 818 00:51:00,917 --> 00:51:02,917 ‫بابت پیشنهادش، اما اگه 819 00:51:04,000 --> 00:51:05,542 ‫وارد 820 00:51:06,292 --> 00:51:07,500 ‫این 821 00:51:09,417 --> 00:51:10,500 ‫ماجراجویی 822 00:51:11,125 --> 00:51:13,417 ‫بشم، با تکیه به قدرت خودم می‌شه 823 00:51:13,542 --> 00:51:15,458 ‫نه روی قدرت بقیه. 824 00:51:16,042 --> 00:51:18,208 ‫رئیس‌جمهور روسیه نمی‌تونه 825 00:51:18,375 --> 00:51:20,500 ‫و نباید هم 826 00:51:20,625 --> 00:51:23,167 ‫مطیع هیچ‌کسی باشه. 827 00:51:24,708 --> 00:51:26,250 ‫این واسه من غیرقابل‌تصوره. 828 00:51:27,917 --> 00:51:30,750 ‫تحلیل اون روزتون خیلی جالب بود 829 00:51:30,917 --> 00:51:34,083 ‫اما اول باید یه ‫نکته رو روشن کنیم. 830 00:51:35,833 --> 00:51:37,292 ‫اگه پیشنهادم رو قبول کنین 831 00:51:37,458 --> 00:51:40,375 ‫فقط و فقط واسه من کار می‌کنین 832 00:51:41,375 --> 00:51:42,500 ‫وادیم الکسیویچ. 833 00:51:51,583 --> 00:51:54,375 ‫به مفهوم عمودیتِ شما فکر کردم. 834 00:51:55,000 --> 00:51:56,167 ‫قدرتمنده. 835 00:51:57,208 --> 00:51:59,250 ‫اما نمی‌تونه انتزاعی بمونه. 836 00:52:01,167 --> 00:52:05,208 ‫ما به یه صحنه‌ی مشخص نیاز داریم ‫تا عمودیت قدرت رو توش احیا کنیم. 837 00:52:05,375 --> 00:52:07,167 ‫وگرنه، بی‌دفاع به نظر میایم 838 00:52:07,333 --> 00:52:08,958 ‫مثل بقیه‌ی سیاستمدارها. 839 00:52:09,125 --> 00:52:10,708 ‫درسته، ولادیمیر ولادیمیرویچ 840 00:52:10,875 --> 00:52:13,333 ‫اما فقط با یه بشکن زدن ‫کار درست نمی‌شه. 841 00:52:13,833 --> 00:52:15,958 ‫اتفاقات پیش‌بینی‌نشده هم هست. 842 00:52:16,125 --> 00:52:18,500 ‫اتفاقات پیش‌بینی‌نشده ‫همیشه نتیجه‌ی بی‌کفایتی‌ان. 843 00:52:18,625 --> 00:52:21,042 ‫- همه چی به شرایط بستگی داره. ‫- شرایط؟ 844 00:52:21,208 --> 00:52:22,833 ‫جلو چشممونه. 845 00:52:24,333 --> 00:52:25,292 ‫نمی‌بینینشون؟ 846 00:52:28,458 --> 00:52:30,583 ‫بنیادگراهای اسلامی. 847 00:52:31,625 --> 00:52:34,375 ‫اونا دیگه به چچن راضی نیستن. 848 00:52:36,167 --> 00:52:37,292 ‫اونا داغستان رو می‌خوان 849 00:52:37,458 --> 00:52:40,208 ‫اینگوشتیا، باشقیرستان. 850 00:52:42,333 --> 00:52:44,208 ‫اگه بذاریم هر کاری می‌خوان بکنن 851 00:52:45,208 --> 00:52:48,333 ‫تا چند سال دیگه، چیزی از ‫فدراسیون روسیه باقی نمی‌مونه. 852 00:52:48,500 --> 00:52:52,292 ‫ببخشید، اما من قبل از وارد شدن ‫به این باتلاق، خوب فکرامو می‌کنم. 853 00:52:52,458 --> 00:52:53,708 ‫توی این چند سال اخیر 854 00:52:53,875 --> 00:52:56,625 ‫چچن بیشتر از ‫دشمن‌های توی میدون جنگ 855 00:52:56,792 --> 00:52:58,958 ‫توی مسکو باعث نابودیِ ‫مهره‌های سیاسی شده. 856 00:52:59,125 --> 00:53:02,042 ‫هیچ‌کدومشون انرژی ‫کافی واسش نذاشتن. 857 00:53:02,208 --> 00:53:05,208 ‫همه‌ی این سیاستمدارها ‫می‌خواستن جنگی راه بندازن 858 00:53:05,375 --> 00:53:08,208 ‫که جرئت نداشتن اسمش رو بیارن. 859 00:53:08,375 --> 00:53:10,292 ‫یه جنگ بشردوستانه 860 00:53:10,458 --> 00:53:12,208 ‫مثل آمریکایی‌ها. 861 00:53:13,125 --> 00:53:14,917 ‫من دارم از یه چیز ‫دیگه حرف می‌زنم. 862 00:53:15,875 --> 00:53:18,500 ‫جایزه‌ی نوبل صلح ‫واسم اهمیتی نداره. 863 00:53:18,667 --> 00:53:20,125 ‫چیزی که واسم مهمه 864 00:53:21,125 --> 00:53:24,625 ‫احیای تمامیت فدراسیون روسیه‌ست. 865 00:53:24,792 --> 00:53:26,542 ‫من راجع به ژئوپلیتیک ‫حرف نمی‌زنم. 866 00:53:26,708 --> 00:53:29,208 ‫این کار من نیست. 867 00:53:29,375 --> 00:53:31,333 ‫ولی چیزی که می‌تونم بگم 868 00:53:32,042 --> 00:53:34,167 ‫اینه که از نظر سیاسی، ‫این یه خودکشیه. 869 00:53:34,917 --> 00:53:36,625 ‫اینجاست که اشتباه می‌کنین. 870 00:53:38,000 --> 00:53:41,667 ‫شما یه کمپین انتخاباتی رو ‫به سبک غربی تصور می‌کنین: 871 00:53:41,833 --> 00:53:45,875 ‫دو تا تیم از اقتصاددان‌ها که دارن ‫راجع به ارائه‌های پاورپوینت بحث می‌کنن. 872 00:53:49,083 --> 00:53:50,375 ‫تو روسیه 873 00:53:51,208 --> 00:53:52,375 ‫قدرت 874 00:53:53,458 --> 00:53:55,458 ‫یه چیز کاملاً متفاوته. 875 00:53:59,000 --> 00:54:03,083 ‫اون روز، من دقیقاً نفهمیدم ‫ولادیمیر پوتین چی رو می‌خواست بگه 876 00:54:03,250 --> 00:54:05,667 ‫اما با یه اطمینان اون ‫میز ناهار رو ترک کردم: 877 00:54:05,833 --> 00:54:09,208 ‫بوریس برزوفسکی بزرگترین ‫اشتباه زندگیشو مرتکب شده بود. 878 00:54:11,083 --> 00:54:12,708 ‫اولین روزای آگوست 879 00:54:12,875 --> 00:54:16,542 ‫بوریس یلتسین یه نخست‌وزیر جدید رو ‫منصوب کرد که برای بیشتر مردم ناشناخته بود. 880 00:54:17,083 --> 00:54:21,083 ‫انتصاب ولادیمیر پوتین ‫با شک و تردید مواجه شد. 881 00:54:21,250 --> 00:54:25,417 ‫این پنجمین رئیس دولتی بود که یلتسین ‫تو کمتر از یه سال منصوب می‌کرد. 882 00:54:27,458 --> 00:54:29,875 ‫دفترای ما تو کاخ قدیمی شوروی بود 883 00:54:30,042 --> 00:54:31,958 ‫که بهش می‌گفتن کاخ سفید روسیه. 884 00:54:32,125 --> 00:54:35,750 ‫یک بلوک عظیم نفتالین ‫در کنار رود موسکووا. 885 00:54:36,500 --> 00:54:39,333 ‫یه طبقه رو برای ‫تازه‌کارا خالی کرده بودن. 886 00:54:39,500 --> 00:54:42,958 ‫پوتین می‌دونست که وقت کمی برای ‫جا انداختن خودش تو افکار عمومی داره. 887 00:54:43,125 --> 00:54:44,542 ‫نمی‌خواست هیچ ‫وقتی رو از دست بده. 888 00:54:47,042 --> 00:54:48,125 ‫به اون حرومزاده بگو 889 00:54:48,292 --> 00:54:50,875 ‫که نخست‌وزیر تو ‫میدون عمل نتیجه می‌خواد. 890 00:54:51,042 --> 00:54:52,583 ‫مهم نیست چطوری. 891 00:54:52,750 --> 00:54:56,292 ‫الان وقت رسانه نیست، ‫وقت سیاسته. 892 00:54:56,458 --> 00:54:58,792 ‫ما اینجاییم که نتیجه تولید کنیم 893 00:54:58,958 --> 00:55:00,417 ‫نه بهانه‌های آبکی. 894 00:55:01,333 --> 00:55:04,333 ‫نظرسنجی‌هاتو گرفتم. ‫کمکم کن تا تحلیلشون کنیم. 895 00:55:04,500 --> 00:55:06,583 ‫میام پیشت. باید ‫گوسینسکی رو ببینم. 896 00:55:06,750 --> 00:55:07,625 ‫داریم راه درست رو میریم. 897 00:55:07,792 --> 00:55:10,292 ‫دیمیتری آناتولیویچ، مهم نیست 898 00:55:10,458 --> 00:55:12,333 ‫ما همین الانش هم رسیدیم. 899 00:55:17,750 --> 00:55:19,167 ‫گوسینسکی کجاست؟ 900 00:55:19,333 --> 00:55:21,083 ‫متاسفانه، نتونست بیاد. 901 00:55:22,500 --> 00:55:24,500 ‫ما به اندازه کافی ‫براش مهم نیستیم؟ 902 00:55:24,625 --> 00:55:27,750 ‫- اون خارج از کشوره. ‫- شما کی هستین؟ پیام‌رسان‌هاش؟ 903 00:55:28,375 --> 00:55:29,750 ‫ما شبکه رو اداره می‌کنیم. 904 00:55:31,167 --> 00:55:34,375 ‫پس به آقای گوسینسکی اینو بگین: 905 00:55:34,500 --> 00:55:37,500 ‫سیاست فدراسیون روسیه 906 00:55:37,667 --> 00:55:41,292 ‫تو دفترای ان‌تی‌وی تعیین نمیشه. 907 00:55:41,458 --> 00:55:43,542 ‫این حتی به ذهن آقای ‫گوسینسکی هم خطور نمی‌کنه. 908 00:55:43,708 --> 00:55:44,708 ‫من کوکلی رو می‌بینم 909 00:55:44,875 --> 00:55:46,125 ‫عروسکای سیاسی شما رو. 910 00:55:46,292 --> 00:55:49,542 ‫بعضی وقتا، خنده‌دار به ‫نظرم میاد. منو می‌خندونه. 911 00:55:50,417 --> 00:55:54,667 ‫متاسفانه، نخست‌وزیر حس ‫شوخ‌طبعی شما رو نداره. 912 00:55:54,833 --> 00:55:57,542 ‫اون به آقای گوسینسکی مشکوکه ‫که می‌خواد بهش آسیب بزنه. 913 00:55:57,708 --> 00:56:00,042 ‫نه بابا، اصلاً. 914 00:56:00,208 --> 00:56:02,667 ‫حیف که اینجا نیست تا توضیح بده. 915 00:56:02,833 --> 00:56:06,667 ‫شما نخست‌وزیر رو مثل ‫یه کوتوله نشون میدین. 916 00:56:06,833 --> 00:56:08,125 ‫این درست نیست 917 00:56:08,292 --> 00:56:10,750 ‫یه کوتوله که الیگارش‌ها ‫کنترلش می‌کنن. 918 00:56:10,917 --> 00:56:13,417 ‫از نظر کمدین‌ها، ‫بیشتر شبیه یه بچه‌س. 919 00:56:13,542 --> 00:56:14,833 ‫دقیقاً. 920 00:56:15,000 --> 00:56:18,417 ‫و این خنده‌داره؟ یه ‫کوتوله‌ی بچه‌صفت؟ 921 00:56:18,542 --> 00:56:19,875 ‫این یه برنامه‌ی طنزه. 922 00:56:20,042 --> 00:56:23,250 ‫نخست‌وزیر مرز بین طنز ‫و توهین رو مشخص می‌کنه 923 00:56:23,417 --> 00:56:25,125 ‫مخصوصاً تو دوران انتخابات. 924 00:56:25,292 --> 00:56:28,083 ‫نخست‌وزیر یه خط قرمز مشخص کرده. 925 00:56:28,250 --> 00:56:30,875 ‫آقای گوسینسکی یا متوجه ‫میشه کجا قرار داره. 926 00:56:31,042 --> 00:56:33,167 ‫یا با ضرر دادن یاد می‌گیره. 927 00:56:33,333 --> 00:56:34,292 ‫روز خوبی داشته باشین! 928 00:56:36,542 --> 00:56:40,625 ‫من روزی ۱۸ ساعت کار می‌کردم، و ‫پشت سر هم با نخست‌وزیر جلسه داشتم 929 00:56:40,792 --> 00:56:44,833 ‫هر کدومش شامل کلی ‫تصمیمات تاریخی می‌شد. 930 00:56:45,000 --> 00:56:47,833 ‫ولی هر چی بیشتر غرق ‫روزمرگی حکومت آدما می‌شدم 931 00:56:48,000 --> 00:56:50,625 ‫بیشتر دنیا به نظرم ‫پر از سوءتفاهم 932 00:56:50,792 --> 00:56:52,292 ‫و فرصت‌های از دست رفته‌ می‌اومد. 933 00:56:53,042 --> 00:56:55,292 ‫اون موقع بود که ‫اتفاق غیرمنتظره افتاد. 934 00:56:57,542 --> 00:56:59,833 ‫یه شب پاییزی، کمی بعد از نیمه‌شب 935 00:57:00,000 --> 00:57:03,167 ‫یه غرش بزرگ تاریکی ‫پایتخت رو شکافت. 936 00:57:03,333 --> 00:57:05,833 ‫خیابون گوریانوا، تو حومه‌ی مسکو 937 00:57:06,000 --> 00:57:07,750 ‫صدها کیلو مواد منفجره 938 00:57:07,917 --> 00:57:11,042 ‫یه ساختمون مسکونی ‫نه طبقه رو دو نیم کرد. 939 00:57:12,417 --> 00:57:14,375 ‫ده‌ها خانواده‌ی خوابیده 940 00:57:14,500 --> 00:57:16,375 ‫با انفجار بلعیده شدن. 941 00:57:16,500 --> 00:57:17,542 ‫چهار روز بعد 942 00:57:19,458 --> 00:57:22,083 ‫یه انفجار دوم ساعت ‫۵ صبح شهر رو لرزوند 943 00:57:22,250 --> 00:57:24,500 ‫و یه ساختمون دیگه ‫تو حومه رو نابود کرد. 944 00:57:24,667 --> 00:57:26,750 ‫بیشتر از صد قربانی. 945 00:57:26,917 --> 00:57:28,750 ‫این ۱۱ سپتامبر ما بود. 946 00:57:28,917 --> 00:57:31,417 ‫تا اون موقع، جنگ تو ‫چچن دور به نظر میومد. 947 00:57:31,542 --> 00:57:34,667 ‫ولی وقتی ساختمونا دور و بر ‫مسکو شروع کردن به ترکیدن 948 00:57:34,833 --> 00:57:37,708 ‫جنگ اومد تو خونه‌ روس‌ها. 949 00:57:39,000 --> 00:57:40,333 ‫البته 950 00:57:40,500 --> 00:57:41,667 ‫می‌دونین 951 00:57:42,208 --> 00:57:43,792 ‫چی میگن. 952 00:57:45,750 --> 00:57:47,750 ‫میگن که ما این کارو کردیم. 953 00:57:48,542 --> 00:57:50,875 ‫یعنی، ما: اف‌اس‌بی. 954 00:57:51,042 --> 00:57:52,667 ‫این فقط یه شایعه نیست. 955 00:57:53,500 --> 00:57:56,125 ‫شواهد جدی و هم‌سو هست. 956 00:57:56,292 --> 00:57:57,542 ‫راستش، نمی‌دونم. 957 00:57:58,417 --> 00:58:02,292 ‫اگه این رازیه، خدا رو ‫شکر هیچ‌کس به من نگفته. 958 00:58:02,750 --> 00:58:04,708 ‫ولی چرا باید این کارو می‌کردیم؟ 959 00:58:04,875 --> 00:58:06,083 ‫پیروزی ما قطعی بود. 960 00:58:06,250 --> 00:58:08,042 ‫برای واقع کردن ترس. 961 00:58:08,208 --> 00:58:11,542 ‫برای اینکه روس‌ها از ‫چچنی‌ها احساس خطر کنن. 962 00:58:13,167 --> 00:58:15,583 ‫و برای توجیه کردن جنگ دوم چچن. 963 00:58:15,750 --> 00:58:18,667 ‫که خیلی به موقع بود برای ‫آماده کردن افکار عمومی 964 00:58:18,833 --> 00:58:22,542 ‫برای اومدن یه رژیم استبدادی. 965 00:58:25,792 --> 00:58:27,500 ‫دوست ندارم تو جمع حرف بزنم. 966 00:58:27,625 --> 00:58:30,333 ‫مردم باید صداتو بشنون. 967 00:58:30,500 --> 00:58:33,583 ‫اینجا، تو یه سفر ‫رسمی، نه از کرملین. 968 00:58:34,208 --> 00:58:36,458 ‫بهشون یه حس درک شرایط اضطرار بده. 969 00:58:36,583 --> 00:58:37,917 ‫من یه بازیگر نیستم. 970 00:58:38,875 --> 00:58:41,167 ‫من به یه بیانیه ‫ساده بسنده می‌کنم. 971 00:58:46,917 --> 00:58:49,417 ‫شما دستور دادین فرودگاه ‫گروزنی رو بمباران کنن 972 00:58:49,542 --> 00:58:51,208 ‫در جواب حملات. 973 00:58:51,375 --> 00:58:52,750 ‫فکر نمی‌کنین این 974 00:58:52,917 --> 00:58:55,042 ‫ممکنه وضعیت رو بدتر کنه؟ 975 00:58:55,208 --> 00:58:57,042 ‫من از این جور سوالا خسته شدم. 976 00:58:57,208 --> 00:59:00,042 ‫ما تروریست‌ها رو ‫می‌زنیم هر جا که قایم بشن. 977 00:59:00,208 --> 00:59:02,167 ‫اگه تو فرودگاه باشن، ‫ما فرودگاه رو می‌زنیم. 978 00:59:02,333 --> 00:59:04,208 ‫اگه تو مستراح باشن، ‫ببخشید این حرفو می‌زنم 979 00:59:04,375 --> 00:59:07,292 ‫ما میریم می‌کشیمشون ‫حتی تو مستراح. 980 00:59:07,458 --> 00:59:10,125 ‫شما اصلاً نمی‌دونین ‫این جمله چه تأثیری 981 00:59:10,292 --> 00:59:12,000 ‫رو مخاطب روس داشت. 982 00:59:12,167 --> 00:59:14,875 ‫بالاخره، صدای فرماندهی و کنترل 983 00:59:15,042 --> 00:59:17,292 ‫که روس‌ها دیگه نمی‌شنیدن. 984 00:59:17,458 --> 00:59:18,833 ‫صدای استالین؟ 985 00:59:19,000 --> 00:59:20,500 ‫حداقل صدای یلتسین نبود. 986 00:59:20,667 --> 00:59:22,292 ‫و نه صدای گورباچف. 987 00:59:23,000 --> 00:59:26,208 ‫اون روز، پوتین شد تزار. 988 00:59:27,708 --> 00:59:30,750 ‫ساختار عمودی قدرت 989 00:59:39,333 --> 00:59:42,292 ‫آقای نخست‌وزیر، نمی‌تونیم ‫تو گودرمس فرود بیایم. 990 00:59:42,458 --> 00:59:44,333 ‫دید کافی نیست. 991 00:59:44,500 --> 00:59:47,542 ‫من برنامه‌ریزی کردم سال ‫نو رو با سربازامون بگذرونم. 992 00:59:47,708 --> 00:59:49,125 ‫باید فرود بیایم. 993 00:59:49,292 --> 00:59:50,625 ‫باید فرود بیایم! 994 00:59:50,792 --> 00:59:54,042 ‫ما به ۱۵۰ متر دید نیاز داریم. 995 00:59:54,208 --> 00:59:57,125 ‫به زور ۱۰۰ متر ‫داریم. خیلی خطرناکه. 996 01:00:04,500 --> 01:00:07,667 ‫ما سرباز داریم که ‫تو داغستان مستقرن. 997 01:00:08,542 --> 01:00:11,875 ‫اونا برای سان دیدن آماده‌ن. ‫این می‌تونه یه گزینه باشه. 998 01:00:18,375 --> 01:00:21,000 ‫اگه تزار می‌خواست سال ‫نو رو تو چچن جشن بگیره 999 01:00:21,167 --> 01:00:22,875 ‫همونجا می‌رفتیم. 1000 01:00:23,042 --> 01:00:27,667 ‫ساعت ۱ صبح، با جیپ ‫از جاده‌های کوهستانی رفتیم. 1001 01:00:57,500 --> 01:01:00,417 ‫لشکر ۳۳، سرهنگ دوم فدوروف. 1002 01:01:00,542 --> 01:01:02,500 ‫به پایگاه خوش ‫اومدین، آقای پوتین. 1003 01:01:03,417 --> 01:01:06,333 ‫آقایون، کاری که شما ‫می‌کنین خیلی مهمه. 1004 01:01:06,875 --> 01:01:09,583 ‫مردم به شما ایمان دارن. ‫من اومدم اینو بهتون بگم. 1005 01:01:09,750 --> 01:01:12,167 ‫ما بهتون افتخار می‌کنیم. ‫شما سخت کار می‌کنین. 1006 01:01:13,333 --> 01:01:16,542 ‫من می‌دونم شما چیکار ‫کردین، خیلی شجاعانه بود. 1007 01:01:17,417 --> 01:01:20,208 ‫می‌خوام بدونین که مردم روسیه 1008 01:01:20,375 --> 01:01:21,625 ‫به فکر شما هستن 1009 01:01:21,792 --> 01:01:23,250 ‫و بهتون افتخار می‌کنن. 1010 01:01:23,708 --> 01:01:24,875 ‫سال نو مبارک. 1011 01:02:40,708 --> 01:02:42,000 ‫صبر کنین. 1012 01:02:44,208 --> 01:02:48,625 ‫دوست دارم به سلامتی ‫مجروحین بنوشم و آرزو کنم 1013 01:02:49,292 --> 01:02:51,875 ‫برای همه‌ی حاضرین سال خوبی باشه 1014 01:02:52,625 --> 01:02:55,500 ‫ولی ما وظایف سنگینی پیش رو داریم 1015 01:02:56,792 --> 01:02:58,333 ‫همه‌ی شما می‌دونین. 1016 01:02:59,375 --> 01:03:03,000 ‫ما فقط برای شرف ‫و حیثیتمون نمی‌جنگیم 1017 01:03:03,167 --> 01:03:07,083 ‫بلکه برای تموم کردن احتمال ‫فروپاشی روسیه می‌جنگین. 1018 01:03:09,792 --> 01:03:13,083 ‫ما نمی‌تونیم حتی یه ‫لحظه ضعف نشون بدیم. 1019 01:03:14,542 --> 01:03:16,417 ‫اگه حواسمون پرت شه 1020 01:03:17,083 --> 01:03:18,625 ‫اونایی که مُردن 1021 01:03:19,292 --> 01:03:20,583 ‫بیهوده مُردن. 1022 01:03:22,042 --> 01:03:24,583 ‫پس پیشنهاد می‌کنم ‫لیوانامونو بذاریم زمین. 1023 01:03:28,000 --> 01:03:30,667 ‫بعداً به سلامتی هم ‫میزنیم، ولی نه الان. 1024 01:03:38,500 --> 01:03:39,917 ‫من میرم. 1025 01:03:42,667 --> 01:03:45,458 ‫قبل از تموم شدن دوره‌م میرم. 1026 01:03:46,250 --> 01:03:49,500 ‫فهمیدم که این کار لازمه. 1027 01:03:50,667 --> 01:03:52,500 ‫روسیه باید 1028 01:03:53,042 --> 01:03:56,375 ‫این هزاره‌ی جدید رو با ‫مسئولای سیاسی جدید شروع کنه 1029 01:03:57,083 --> 01:04:00,125 ‫و من با تمام اعتمادم شما رو 1030 01:04:00,292 --> 01:04:03,875 ‫به ولادیمیر ولادیمیرویچ پوتین میسپرم. 1031 01:04:09,333 --> 01:04:11,042 ‫دوران یلتسین تموم شد. 1032 01:04:11,208 --> 01:04:13,833 ‫دوستت بوریس برزوفسکی باید بفهمه 1033 01:04:14,000 --> 01:04:17,042 ‫که من از این یادداشتای ‫مزخرف خسته شدم. 1034 01:04:17,208 --> 01:04:19,208 ‫فکر می‌کردم دوست مونه. 1035 01:04:19,375 --> 01:04:21,458 ‫بوریس آدم خیلی باهوشیه 1036 01:04:21,583 --> 01:04:24,750 ‫ولی هوشش اونو از ‫حماقتش محافظت نمیکنه. 1037 01:04:26,750 --> 01:04:27,750 ‫بذار بیاد تو. 1038 01:04:34,292 --> 01:04:35,750 ‫بوریس آبراموویچ. 1039 01:04:36,417 --> 01:04:37,542 ‫بیا جلو. 1040 01:04:38,375 --> 01:04:39,375 ‫بشین. 1041 01:04:43,000 --> 01:04:45,000 ‫پیغام‌هاتو خوندم 1042 01:04:45,167 --> 01:04:46,833 ‫بعضی از یادداشت‌هاتو. 1043 01:04:47,500 --> 01:04:50,417 ‫همیشه مشاور خوبی بودی. گوش میدم. 1044 01:04:50,542 --> 01:04:52,750 ‫وولودیا، یه ساعت ‫منو منتظر گذاشتی. 1045 01:04:52,917 --> 01:04:54,458 ‫تو این ملاقاتو می‌خواستی. 1046 01:04:55,125 --> 01:04:56,375 ‫خب. 1047 01:04:58,500 --> 01:04:59,375 ‫بگو. 1048 01:05:02,583 --> 01:05:03,917 ‫خلاصه میگم. 1049 01:05:05,458 --> 01:05:07,500 ‫ما خیلی داریم رو به افول میریم. 1050 01:05:07,625 --> 01:05:10,042 ‫اوضاع خیلی تیره و تاره. جنگه، قبول، 1051 01:05:10,208 --> 01:05:11,833 ‫شما یه ژنرال بزرگی 1052 01:05:12,000 --> 01:05:15,333 ‫ما رو به پیروزی میرسونی. ‫ولی بیا یه تلاشی بکنیم. 1053 01:05:15,792 --> 01:05:19,125 ‫یه کم امید به این ‫روسای بیچاره بدیم. 1054 01:05:19,292 --> 01:05:22,542 ‫وگرنه به جای اینکه بهت رای بدن، ‫خودشونو از پنجره میندازن پایین. 1055 01:05:23,500 --> 01:05:25,500 ‫جلسات، کنسرت‌ها 1056 01:05:25,625 --> 01:05:27,542 ‫تبلیغات تلویزیونی، پوسترها! 1057 01:05:27,708 --> 01:05:29,083 ‫باید صدامونو به گوش همه برسونیم. 1058 01:05:29,250 --> 01:05:31,125 ‫- کی پولشو میده؟ ‫- معلومه، من. 1059 01:05:31,833 --> 01:05:35,292 ‫قید فضاهای تبلیغاتی رایگان رو زدین؟ 1060 01:05:35,458 --> 01:05:38,417 ‫درسته. این یه انتخابه، ‫استراتژی ماست. 1061 01:05:38,542 --> 01:05:40,542 ‫می‌بینیم که آیا واقعیت‌ها به ما ‫درست و نادرست رو نشون میدن. 1062 01:05:40,708 --> 01:05:44,417 ‫اگه همینجوری ادامه بدین، ‫مردم یادشون میره که تو کاندیدایی. 1063 01:05:44,542 --> 01:05:46,375 ‫شوخی نکن، بوریس. 1064 01:05:46,500 --> 01:05:49,667 ‫من سه ماهه که رئیس موقتم. ‫ دولت خود ما هستیم. 1065 01:05:51,167 --> 01:05:54,208 ‫کمپین ما، اتفاقات ‫روزه، کاریه که ما می‌کنیم 1066 01:05:55,125 --> 01:05:57,000 ‫تاریخی اونیه که ما می‌نویسیم. 1067 01:05:58,500 --> 01:06:00,958 ‫دیگه هیچ‌کس به ‫تبلیغات باور نداره. 1068 01:06:01,125 --> 01:06:04,500 ‫واقعیت‌ها تنها تبلیغی‌ان ‫که برامون مهمه. 1069 01:06:08,333 --> 01:06:10,583 ‫تزار عمود قدرت رو احیا کرده بود 1070 01:06:10,750 --> 01:06:13,167 ‫و رای‌دهنده‌ها قدردانش بودن. 1071 01:06:13,333 --> 01:06:16,500 ‫اون تو دور اول به عنوان ‫رئیس‌جمهور فدراسیون انتخاب شد. 1072 01:06:18,500 --> 01:06:22,208 ‫برزوفسکی دیگه کرملین رو با ‫تماس‌های بی‌جوابش اذیت نکرد. 1073 01:06:22,375 --> 01:06:26,083 ‫البته، خبرنگاراش تشریفات پر زرق ‫و برق مراسم تحلیف رو مسخره کردن 1074 01:06:26,250 --> 01:06:28,250 ‫ولی بوریس منتظر یه چیز دیگه بود: 1075 01:06:28,917 --> 01:06:32,250 ‫فرصتی که به تزار ‫نشون بده کی رئیسه. 1076 01:06:39,250 --> 01:06:41,875 ‫سوچی اقامتگاه تابستانی ‫روسای جمهور روسیه 1077 01:07:16,458 --> 01:07:18,667 ‫یادمه که تو ترجیح میدی 1078 01:07:19,333 --> 01:07:20,500 ‫مدیوم باشه. 1079 01:07:22,083 --> 01:07:23,750 ‫ممنون که یادت بود. 1080 01:07:35,417 --> 01:07:36,500 ‫آقا 1081 01:07:58,792 --> 01:08:01,167 ‫۱۲ آگوست سال ۲۰۰۰، کورسک 1082 01:08:01,333 --> 01:08:03,667 ‫یکی از بزرگترین ‫زیردریایی‌های هسته‌ای 1083 01:08:03,833 --> 01:08:07,167 ‫حین یه رزمایش تو ‫دریای بارنتس غرق شد. 1084 01:08:07,792 --> 01:08:09,458 ‫صد نفر آدم توش بودن. 1085 01:08:10,417 --> 01:08:12,583 ‫بعضیاشون درجا مردن. 1086 01:08:12,750 --> 01:08:15,083 ‫بقیه ته دریا گیر افتاده بودن. 1087 01:08:16,457 --> 01:08:20,332 ‫این همون فرصتی بود که ‫برزوفسکی منتظرش بود. 1088 01:08:27,792 --> 01:08:31,417 ‫یه هلیکوپتر اجاره کردیم تا محل ‫غرق شدن رو زیر نظر بگیریم. 1089 01:08:31,542 --> 01:08:33,250 ‫- شناسایی شد؟ ‫- آره. 1090 01:08:33,417 --> 01:08:36,250 ‫خبر تازه رسیده. خبری از امداد ‫و کمک اون دور و اطراف نیست. 1091 01:08:36,417 --> 01:08:39,125 ‫شرم‌آوره. این چیزیه ‫که باید محکومش کنیم. 1092 01:08:39,292 --> 01:08:40,875 ‫کارشناسای روسی حاضر ‫نیستن خودشون رو درگیر کنن. 1093 01:08:41,042 --> 01:08:42,000 ‫جای دیگه بگردین. 1094 01:08:42,167 --> 01:08:46,500 ‫یه تیم تو آلمان داریم. ‫ناتو کمکش رو پیشنهاد داده 1095 01:08:46,625 --> 01:08:48,417 ‫ولی نیروی دریایی روسیه ردش کرده. 1096 01:08:48,542 --> 01:08:50,000 ‫اینا کشتی‌های جاسوسی‌ان. 1097 01:08:50,167 --> 01:08:52,750 ‫روسیه نمیتونه جلوی ‫اونا خودش رو تحقیر کنه. 1098 01:08:52,917 --> 01:08:54,957 ‫نمیتونه جلوی اونا ‫خودش رو تحقیر کنه؟ 1099 01:08:55,125 --> 01:08:58,375 ‫از خانواده‌ها بپرسین نظرشون چیه. 1100 01:08:58,500 --> 01:09:00,417 ‫- همین کارو می‌کنیم. ‫- تلویزیون یعنی احساسات. 1101 01:09:00,542 --> 01:09:04,250 ‫احساسات یعنی خانواده‌ها. ‫اضطرابشون رو تصور می‌کنین؟ 1102 01:09:04,417 --> 01:09:07,957 ‫عزیزانشون، شاید هنوز زنده ‫باشن، تو یه محفظه ضد آب گیر افتادن 1103 01:09:08,125 --> 01:09:10,082 ‫و کمکی که نمیرسه! 1104 01:09:12,207 --> 01:09:14,500 ‫چقدر طول میکشه؟ 1105 01:09:14,625 --> 01:09:17,167 ‫پسرامون ماهی ۵۰ دلار حقوق میگیرن 1106 01:09:17,332 --> 01:09:20,542 ‫و اونا تو این قوطی ‫کنسرو گیر افتادن! 1107 01:09:21,500 --> 01:09:26,167 ‫پسرمو برای چی بزرگ ‫کردم؟ شما بچه دارین؟ 1108 01:09:27,082 --> 01:09:29,082 ‫کی میتونه ما رو درک کنه؟ 1109 01:09:29,250 --> 01:09:32,125 ‫نه شما، آدمای تو قدرت. ‫شما هیچ‌وقت هیچی نمیفهمین! 1110 01:09:32,292 --> 01:09:34,457 ‫شما فقط به فکر پر ‫کردن شکم خودتونین! 1111 01:09:34,582 --> 01:09:39,042 ‫ملوانامون چیزی برای زندگی ‫کردن ندارن و شما میذارین بمیرن! 1112 01:09:39,707 --> 01:09:41,957 ‫وضعیت از کنترل خارج شده بود. 1113 01:09:42,125 --> 01:09:43,542 ‫من خودمو سریع رسوندم سوچی. 1114 01:09:43,707 --> 01:09:46,707 ‫من نمیفهمیدم چرا ‫پوتین اونجا نبود. 1115 01:09:49,000 --> 01:09:51,125 ‫چی کار می‌خوای بکنم؟ 1116 01:09:53,082 --> 01:09:54,875 ‫همه‌شون مردن، معلومه. 1117 01:09:55,042 --> 01:09:57,208 ‫وقتی بهشون برسیم، می‌فهمیم. 1118 01:09:57,375 --> 01:10:00,042 ‫به گفته‌ی همه‌ی کارشناسا، ‫بازمانده‌هایی هستن. 1119 01:10:00,208 --> 01:10:02,458 ‫این یه واقعیته. ‫باید نجاتشون بدیم. 1120 01:10:02,583 --> 01:10:05,625 ‫چه مرده باشن چه نباشن، بوریس ‫برزوفسکی دنبال اینه که به من آسیب بزنه. 1121 01:10:05,792 --> 01:10:07,500 ‫همه منتظرن که تو کاری بکنی. 1122 01:10:07,667 --> 01:10:10,375 ‫من وقتی اقدام می‌کنم ‫که صلاح بدونم. 1123 01:10:11,458 --> 01:10:14,167 ‫خونسردیت خیلی به ‫محبوبیتت کمک کرده 1124 01:10:14,333 --> 01:10:15,875 ‫اما داره علیه خودت برمی‌گرده. 1125 01:10:16,417 --> 01:10:19,833 ‫مردم روسیه دارن رنج ‫می‌برن و تو کنارشون نیستی. 1126 01:10:20,000 --> 01:10:21,292 ‫این جدیه. 1127 01:10:23,125 --> 01:10:26,000 ‫چون مقامات تا این لحظه هیچ کاری نمی‌کنن 1128 01:10:26,500 --> 01:10:29,333 ‫ آر‌تی‌پی یه کمک مالی برای ‫خانواده‌های ملوانا سازماندهی کرده. 1129 01:10:29,500 --> 01:10:31,000 ‫ با این شماره تماس ‫بگیرین برای کمک 1130 01:10:31,917 --> 01:10:33,125 ‫متوجهی؟ 1131 01:10:33,792 --> 01:10:37,833 ‫اونا دولت رو نابود کردن، ‫ده سال غارتش کردن. 1132 01:10:38,458 --> 01:10:41,333 ‫ارتش ما رو نابود کردن و ‫حالا دارن کمک مالی جمع می‌کنن! 1133 01:10:41,500 --> 01:10:43,542 ‫این عوضیا فقط کافیه 1134 01:10:43,708 --> 01:10:45,875 ‫کلبه‌هاشون رو تو ‫سنت موریتس بفروشن 1135 01:10:48,500 --> 01:10:50,500 ‫به اون حرومزاده زنگ بزن! 1136 01:10:52,240 --> 01:10:56,240 سی‌نما دریم‌ینگ 1137 01:11:00,333 --> 01:11:02,542 ‫متوجهی داری چیکار می‌کنی؟ 1138 01:11:02,708 --> 01:11:05,958 ‫شبکه‌ی تو ۲۴ ساعته به ‫کی فرصت حرف زدن میده 1139 01:11:06,125 --> 01:11:08,333 ‫به فاحشه‌هایی که نقش ‫زن ملوانا رو بازی می‌کنن. 1140 01:11:08,500 --> 01:11:10,292 ‫چی داری میگی؟ داری هذیون میگی. 1141 01:11:10,458 --> 01:11:12,167 ‫اونا زن‌های واقعی‌شون هستن. 1142 01:11:12,333 --> 01:11:15,208 ‫شما تلویزیون دولتی هستین، بوریس. 1143 01:11:15,375 --> 01:11:17,500 ‫و شما دارین علیه ریاست ‫جمهوری توطئه می‌کنین. 1144 01:11:17,667 --> 01:11:19,542 ‫یعنی چی؟ 1145 01:11:19,708 --> 01:11:22,542 ‫دقیقاً یعنی چی؟ دارم ‫ازت سوال می‌پرسم! 1146 01:11:22,708 --> 01:11:24,792 ‫من یه سوال از تو دارم، ‫ولادیمیر ولادیمیرویچ. 1147 01:11:24,958 --> 01:11:28,125 ‫داری چه غلطی می‌کنی ‫تو تعطیلات تو دریای سیاه؟ 1148 01:11:28,292 --> 01:11:30,500 ‫تو نباید تو مورمانسک باشی؟ 1149 01:11:30,625 --> 01:11:31,667 ‫و تو، کجایی؟ 1150 01:11:32,292 --> 01:11:34,083 ‫می‌خندی، تو کجایی؟ 1151 01:11:34,250 --> 01:11:36,083 ‫تو کوت دازور؟ داری ‫اونجا چه غلطی می‌کنی؟ 1152 01:11:36,250 --> 01:11:39,458 ‫بالاخره! من رئیس جمهور ‫نیستم. مهم نیست کجام. 1153 01:11:39,583 --> 01:11:41,917 ‫و اتفاقاً من مسکوام. 1154 01:11:43,375 --> 01:11:44,667 ‫ فکر کن، وولودیا. 1155 01:11:44,833 --> 01:11:46,958 ‫ اگه بری زن‌های ‫ملوانا رو دلداری بدی 1156 01:11:47,125 --> 01:11:49,250 ‫ میزان بیننده رو منفجر می‌کنی. 1157 01:11:49,417 --> 01:11:53,208 ‫و شبکه‌ی ما تمام قدرتش ‫رو در خدمت تو میذاره. 1158 01:11:53,708 --> 01:11:55,750 ‫ و تو می‌دونی که ‫اون قابل توجهه. 1159 01:12:01,417 --> 01:12:02,500 ‫خب؟ 1160 01:12:03,417 --> 01:12:06,167 ‫برمی‌گردیم مسکو. این ‫ملاقات لعنتی رو ترتیب میدیم. 1161 01:12:06,333 --> 01:12:07,875 ‫چاره‌ای نداریم. 1162 01:12:15,667 --> 01:12:18,250 ‫و همین که از این ‫باتلاق خلاص شدیم 1163 01:12:18,750 --> 01:12:21,125 ‫به دوستت بوریس رسیدگی می‌کنیم. 1164 01:12:24,292 --> 01:12:27,042 ‫چطور بوریس می‌تونست تصور کنه 1165 01:12:27,208 --> 01:12:29,625 ‫که اون یه رابطه‌ی ‫برابر رو تحمل می‌کنه 1166 01:12:29,792 --> 01:12:31,458 ‫با یکی از رعیت‌هاش؟ 1167 01:12:31,583 --> 01:12:33,625 ‫همه‌ی الیگارش‌ها اشتباه کردن. 1168 01:12:34,667 --> 01:12:37,000 ‫با تصمیم گرفتن برای ‫شرط بستن رو پوتین 1169 01:12:38,375 --> 01:12:41,708 ‫فکر می‌کردن یه آدم پوشالی رو ‫عوض می‌کنن، نه یه سیستم رو. 1170 01:12:41,875 --> 01:12:45,625 ‫گرفتن تلویزیونش از بوریس ‫برزوفسکی مثل آب خوردن بود. 1171 01:12:45,792 --> 01:12:49,833 ‫اون اکثریت رو کنترل ‫نمی‌کرد، فقط ۴۹ درصد. 1172 01:12:50,000 --> 01:12:53,250 ‫فقط کافی بود به مدیر عامل آر‌تی‌پی اطلاع بدن 1173 01:12:53,417 --> 01:12:56,500 ‫که از این به بعد، دستوراتش ‫رو از کرملین بگیره. 1174 01:13:06,167 --> 01:13:09,292 ‫بدت رو نمی‌خواد. ‫بهت احترام می‌ذاره. 1175 01:13:09,458 --> 01:13:13,125 ‫آروم تو مسکو بمون و ‫هر کاری خواستی بکن. 1176 01:13:13,292 --> 01:13:16,083 ‫ولی قید سیاست رو بزن. 1177 01:13:16,542 --> 01:13:18,500 ‫سیاست، کار اونه. 1178 01:13:19,292 --> 01:13:22,750 ‫پوتین یه محصول خالص کا‌گ‌ب‌ه. 1179 01:13:24,500 --> 01:13:26,833 ‫از وحشی‌ترین نوعش. 1180 01:13:27,000 --> 01:13:30,458 ‫روسیه رو به بند می‌کشه. 1181 01:13:30,583 --> 01:13:34,375 ‫و هر کاری که تو ده سال گذشته ‫کردیم تا یه کشور عادی بشیم 1182 01:13:34,500 --> 01:13:36,500 ‫از بین میره. 1183 01:13:36,667 --> 01:13:38,333 ‫حتی تو، وادیا. 1184 01:13:38,500 --> 01:13:41,125 ‫شما دارین یه رژیم بدتر ‫از شوروی می‌سازین. 1185 01:13:41,292 --> 01:13:42,625 ‫حداقل اون موقع 1186 01:13:42,792 --> 01:13:46,417 ‫حزب جلوی دهن سگ‌های ‫نگهبان کا‌گ‌ب رو می‌گرفت. 1187 01:13:46,542 --> 01:13:48,708 ‫حالا دیگه حزب وجود نداره. 1188 01:13:48,875 --> 01:13:51,125 ‫اف‌اس‌بی از کا‌گ‌ب بدتره. 1189 01:13:51,292 --> 01:13:53,250 ‫کی جلوشون رو می‌گیره؟ تو؟ 1190 01:13:53,417 --> 01:13:56,042 ‫معلومه که نه. تو ‫هم یکی از اونا شدی. 1191 01:13:56,625 --> 01:13:59,167 ‫اینا جونورای وحشی‌ان. 1192 01:13:59,333 --> 01:14:01,458 ‫اینا از هیچ اومدن. 1193 01:14:01,583 --> 01:14:04,083 ‫اینا راه خودشون رو با ‫زور و چماق باز کردن. 1194 01:14:04,250 --> 01:14:06,375 ‫بدون قانون، بدون محدودیت. 1195 01:14:06,500 --> 01:14:07,625 ‫اینا گرسنه‌ان. 1196 01:14:07,792 --> 01:14:10,000 ‫یه گرسنگی ریشه‌دار. 1197 01:14:10,917 --> 01:14:12,750 ‫اینا تحقیر شدن. 1198 01:14:12,917 --> 01:14:15,708 ‫اینا از قرن‌ها تحقیر میان. 1199 01:14:17,333 --> 01:14:20,250 ‫اینا باید همه چی ‫رو همین الان بگیرن. 1200 01:14:21,333 --> 01:14:24,208 ‫چون می‌دونن چرخ روزگار می‌چرخه. 1201 01:14:24,375 --> 01:14:25,792 ‫شاید، بوریس. 1202 01:14:25,958 --> 01:14:27,375 ‫نمی‌دونم. 1203 01:14:28,417 --> 01:14:32,500 ‫ولی می‌دونم که روسیه ‫همیشه اینجوری ساخته شده. 1204 01:14:33,042 --> 01:14:34,625 ‫با تبر. 1205 01:14:34,792 --> 01:14:38,167 ‫دفتر مرکزی سازمان ملل نیویورک 1206 01:14:38,625 --> 01:14:41,750 ‫برزوفسکی با احتیاط، ‫تبعید رو تو لندن انتخاب کرد. 1207 01:14:41,917 --> 01:14:44,833 ‫تو همین حین، ما به سمت ‫نیویورک پرواز می‌کردیم. 1208 01:14:45,000 --> 01:14:46,208 ‫وقتی به اوج می‌رسین 1209 01:14:46,375 --> 01:14:50,250 ‫سیاست شما رو بدون آمادگی قبلی ‫به صحنه‌ی جهانی پرتاب می‌کنه. 1210 01:14:50,417 --> 01:14:52,875 ‫بزرگان این دنیا ‫هم‌ردیف شما میشن. 1211 01:14:53,042 --> 01:14:54,667 ‫ولی اونا یه حلقه‌ی ‫تنگ رو تشکیل میدن. 1212 01:14:54,833 --> 01:14:57,208 ‫اونا وقت داشتن قوانین ‫پایه رو یاد بگیرن. 1213 01:14:58,167 --> 01:15:01,458 ‫شما هر چقدر هم که تو کشورتون ‫ازتون بترسن و بهتون احترام بذارن 1214 01:15:01,583 --> 01:15:04,458 ‫اینجا، شما فقط تازه‌واردین. 1215 01:15:05,125 --> 01:15:07,167 ‫والدورف آستوریا بهترین هتله. 1216 01:15:07,333 --> 01:15:10,667 ‫پروتکل برامون یه طبقه ‫رزرو کرده. بیست تا اتاق. 1217 01:15:12,375 --> 01:15:13,583 ‫پنت‌هاوس؟ 1218 01:15:14,208 --> 01:15:15,875 ‫نه. 1219 01:15:16,042 --> 01:15:17,083 ‫چرا؟ 1220 01:15:17,250 --> 01:15:20,833 ‫سه طبقه آخر سالیانه توسط ‫سعودی‌ها رزرو شده‌ن. 1221 01:15:22,167 --> 01:15:23,625 ‫کمتر از یه ساعت طول میکشه. 1222 01:15:23,792 --> 01:15:27,917 ‫۱۵ دقیقه تا استودیو، ۳۰ دقیقه ‫مصاحبه و ۱۵ دقیقه برگشت. 1223 01:15:29,667 --> 01:15:31,458 ‫این امتیاز خوبیه واسه ما. 1224 01:15:42,500 --> 01:15:43,667 ‫این چیه؟ 1225 01:15:44,625 --> 01:15:45,917 ‫این فریزه‌. 1226 01:15:47,333 --> 01:15:50,250 ‫کاروان رئیس‌جمهور ‫آمریکا داره حرکت میکنه. 1227 01:15:50,417 --> 01:15:52,250 ‫هیچ‌کس دیگه نمیتونه حرکت کنه. 1228 01:15:55,417 --> 01:15:56,833 ‫زیاد طول میکشه؟ 1229 01:15:58,625 --> 01:15:59,667 ‫بستگی داره. 1230 01:16:05,000 --> 01:16:07,542 ‫خب، جاسوسی کردن چطوره؟ 1231 01:16:07,708 --> 01:16:10,208 ‫خیلی فرق نداره با ‫روزنامه‌نگاری کردن. 1232 01:16:10,875 --> 01:16:14,792 ‫اطلاعات جمع میکنیم، ‫خلاصه‌شون میکنیم 1233 01:16:15,500 --> 01:16:19,500 ‫و ارائه میدیم به تصمیم‌گیرنده‌ها ‫که میتونن ازش استفاده کنن. 1234 01:16:19,625 --> 01:16:21,000 ‫دوست داشتین این کارو بکنین؟ 1235 01:16:21,167 --> 01:16:24,542 ‫اطلاعات بهم اجازه ‫داد دیدگاهمو وسیع‌تر کنم 1236 01:16:24,708 --> 01:16:27,250 ‫یه سری ویژگی‌ها رو توسعه بدم 1237 01:16:28,542 --> 01:16:31,750 ‫ویژگی‌های مدیریتی. ‫روی اولویت‌ها تمرکز کنم. 1238 01:16:33,000 --> 01:16:34,833 ‫یه آموزش. 1239 01:16:35,708 --> 01:16:39,083 ‫فاجعه کورسک تمام دنیا ‫رو تحت تاثیر قرار داد. 1240 01:16:39,250 --> 01:16:41,625 ‫بهم بگین، چی شد؟ 1241 01:16:42,208 --> 01:16:44,708 ‫چی به سر زیردریایی اومد؟ 1242 01:16:46,250 --> 01:16:47,500 ‫غرق شد. 1243 01:16:56,875 --> 01:16:58,208 ‫اگه مریخی‌ها 1244 01:16:58,375 --> 01:17:00,458 ‫قدرت رو تو مسکو به دست بگیرن 1245 01:17:00,583 --> 01:17:03,667 ‫آمریکا بلافاصله اونا رو به عنوان ‫دولت قانونی به رسمیت میشناسه 1246 01:17:03,833 --> 01:17:07,042 ‫به شرطی که دست به منافعشون نزنن 1247 01:17:07,208 --> 01:17:09,708 ‫و همچنان باهاشون ‫مثل رئیس رفتار کنن. 1248 01:17:10,583 --> 01:17:13,833 ‫مشکل اینه که اونا فکر ‫میکنن جنگ سرد رو بردن. 1249 01:17:14,000 --> 01:17:16,042 ‫ولی شوروی 1250 01:17:16,208 --> 01:17:17,750 ‫نباختش. 1251 01:17:17,917 --> 01:17:21,792 ‫جنگ سرد تموم شد چون ما ‫یه دیکتاتوری رو تموم کردیم. 1252 01:17:21,958 --> 01:17:24,208 ‫این فرق داره. 1253 01:17:24,375 --> 01:17:26,208 ‫ما پیمان ورشو رو منحل کردیم. 1254 01:17:26,375 --> 01:17:28,292 ‫ما بهشون صلح پیشنهاد دادیم 1255 01:17:28,458 --> 01:17:29,792 ‫نه تسلیم شدن. 1256 01:17:31,000 --> 01:17:32,875 ‫اونا باید اینو یادشون باشه. 1257 01:17:33,500 --> 01:17:34,750 ‫هر از گاهی. 1258 01:17:53,125 --> 01:17:54,875 ‫لیمونوف برای شما احترام قائله. 1259 01:17:55,042 --> 01:17:56,750 ‫من فکر میکردم ‫اون منو تحقیر میکنه. 1260 01:17:56,917 --> 01:17:58,500 ‫اون یه آینده‌نگره. 1261 01:17:59,000 --> 01:18:01,542 ‫همه تو حزبش جا دارن. 1262 01:18:03,042 --> 01:18:06,875 ‫خب، نظرت در مورد پیشگامان انقلابی من چیه؟ 1263 01:18:07,042 --> 01:18:10,000 ‫کرملین نگران نیست. 1264 01:18:10,167 --> 01:18:12,333 ‫کرملین اشتباه میکنه. بفرمایید. 1265 01:18:14,125 --> 01:18:16,583 ‫خب، سفر چطور بود؟ 1266 01:18:17,458 --> 01:18:19,292 ‫میدونی اونجا چجوریه. 1267 01:18:19,458 --> 01:18:21,375 ‫ من که میگم، همیشه نسبتاً بامزه. 1268 01:18:22,250 --> 01:18:25,667 ‫نیویورک میتونه بامزه باشه، ‫اگه از آمریکاییا دوری کنی. 1269 01:18:26,875 --> 01:18:28,542 ‫کدومو ترجیح میدی، ادوارد؟ 1270 01:18:30,333 --> 01:18:31,833 ‫اینو. 1271 01:18:32,875 --> 01:18:35,792 ‫رفتی به یکی از شامای محفلیاشون؟ 1272 01:18:35,958 --> 01:18:38,208 ‫همه‌ی مردا تو پرینستون ‫یا ییل درس خوندن. 1273 01:18:38,375 --> 01:18:41,042 ‫بچه‌هاشون میرن همون مدرسه‌ها. 1274 01:18:41,208 --> 01:18:42,208 ‫حداقل، جوون‌تر که بودم 1275 01:18:42,375 --> 01:18:46,417 ‫میتونستم یه زن کوچولوی ‫بلوندو تو دستشویی بپیچونم. 1276 01:18:46,542 --> 01:18:48,792 ‫جذابیت پنهان بورژوازی. 1277 01:18:48,958 --> 01:18:50,333 ‫همه جا همینه. 1278 01:18:50,833 --> 01:18:52,083 ‫نه، وادیا. 1279 01:18:52,250 --> 01:18:54,083 ‫آمریکا بورژوازی رو نابود کرده. 1280 01:18:54,250 --> 01:18:55,792 ‫بورژوازی ارزش داشت. 1281 01:18:55,958 --> 01:18:58,833 ‫این آدما فقط به ‫اعداد اعتقاد دارن. 1282 01:18:59,000 --> 01:19:00,917 ‫کسل‌کننده مثل مرگ. 1283 01:19:02,583 --> 01:19:04,750 ‫مشکل امپریالیسم نیست 1284 01:19:05,375 --> 01:19:07,083 ‫فرهنگ آمریکاییه. 1285 01:19:07,250 --> 01:19:10,583 ‫بهش علاقه داشتی قبل اینکه ‫قورتت بده و تف کنه بیرون. 1286 01:19:10,750 --> 01:19:11,875 ‫وقتی یلتسین رو دیدم 1287 01:19:12,042 --> 01:19:15,625 ‫روسیه رو تبدیل کرد به نسخه‌ی ‫ارزون‌قیمت آسایشگاه آمریکایی 1288 01:19:15,792 --> 01:19:18,542 ‫تصمیم گرفتم حزب ‫ملی-بلشویکی رو تاسیس کنم. 1289 01:19:18,708 --> 01:19:20,750 ‫میدونی چرا اسمشو این گذاشتم؟ 1290 01:19:20,917 --> 01:19:22,375 ‫واسه اینکه شما رو عصبانی کنم! 1291 01:19:22,500 --> 01:19:23,583 ‫ناز-بول! 1292 01:19:24,458 --> 01:19:27,125 ‫ما استالینیست‌های ‫سابق رو جمع می‌کنیم 1293 01:19:27,292 --> 01:19:30,000 ‫همجنس‌گراها و پانک‌ها رو 1294 01:19:30,167 --> 01:19:31,833 ‫آنارشیست‌ها، اسکین‌هدها رو 1295 01:19:32,000 --> 01:19:33,500 ‫متعصبای مذهبی رو 1296 01:19:33,625 --> 01:19:35,542 ‫از بودایی‌ها تا ارتدوکس‌ها. 1297 01:19:35,708 --> 01:19:39,500 ‫سخت‌ترین کار اینه که ‫نذاریم همدیگه رو بکشن. 1298 01:19:39,667 --> 01:19:41,458 ‫بهشون اعتماد کن، درست میشه. 1299 01:19:41,583 --> 01:19:43,125 ‫تو نمیفهمی. 1300 01:19:43,292 --> 01:19:46,875 ‫این جوونا میخوان از کسالت ‫یه زندگی عادی فرار کنن. 1301 01:19:47,042 --> 01:19:49,375 ‫اونا دنبال قهرمان‌بازی‌ان. 1302 01:19:49,500 --> 01:19:51,583 ‫حیفه که اینو خراب کنیم. 1303 01:19:53,500 --> 01:19:55,667 ‫یه سیگار بهم میدی، سرگئی؟ 1304 01:19:56,250 --> 01:19:57,708 ‫باید راه برم. 1305 01:20:01,625 --> 01:20:05,042 ‫من همیشه لیمونوف رو یه ‫جامعه‌ستیز باهوش میدونستم 1306 01:20:05,208 --> 01:20:07,708 ‫که کاملاً فاقد حس سیاسی بود. 1307 01:20:07,875 --> 01:20:11,042 ‫هنوز آماده نبودم که بهش حق بدم. 1308 01:20:12,000 --> 01:20:15,500 ‫اما استدلالاش همون ‫چیزی بود که به نظر میومد. 1309 01:20:16,167 --> 01:20:18,667 ‫نه نتیجه‌ی یه تحلیل دقیق 1310 01:20:18,833 --> 01:20:21,500 ‫بلکه خیلی بیشتر ‫از یه شهود اتفاقی. 1311 01:20:28,458 --> 01:20:31,583 ‫پایان الیگارش‌ها 1312 01:20:31,750 --> 01:20:33,333 ‫ولادیمیر ولادیمیرویچ 1313 01:20:33,500 --> 01:20:35,250 ‫وادیم الکسیویچ اینجاست. 1314 01:20:36,083 --> 01:20:37,250 ‫بیاین تو. 1315 01:20:42,208 --> 01:20:45,500 ‫محبوبیتم چطوره؟ انتخابات نزدیکه. 1316 01:20:45,667 --> 01:20:46,667 ‫جای نگرانی نیست. 1317 01:20:46,833 --> 01:20:49,958 ‫حدود ۶۰ درصد. ‫نامزد بعدی ۱۲ درصده. 1318 01:20:50,125 --> 01:20:51,833 ‫اونا قابل چشم‌پوشین. 1319 01:20:52,000 --> 01:20:53,833 ‫یه روس هست که از من محبوب‌تره. 1320 01:20:55,125 --> 01:20:56,250 ‫استالین. 1321 01:20:57,417 --> 01:20:59,292 ‫اون مدتیه که مرده. 1322 01:20:59,458 --> 01:21:02,333 ‫شما روشنفکرا، وحشت‌های ‫گولاگ رو محکوم می‌کنین. 1323 01:21:02,500 --> 01:21:06,250 ‫به نظر شما، استالین با وجود ‫قتل‌عام‌ها محبوب بود. اشتباهه. 1324 01:21:06,417 --> 01:21:08,750 ‫اون به خاطر ‫قتل‌عام‌ها محبوب بود. 1325 01:21:08,917 --> 01:21:12,417 ‫چون می‌دونست چطور با ‫یه دزد، یه خائن برخورد کنه. 1326 01:21:13,750 --> 01:21:16,708 ‫می‌دونی چیکار کرد ‫وقتی قطارهای شوروی 1327 01:21:16,875 --> 01:21:19,167 ‫- شروع کردن به از ریل خارج شدن؟ ‫- نه. 1328 01:21:19,333 --> 01:21:22,042 ‫اون مدیر رو به خاطر ‫خرابکاری اعدام کرد. 1329 01:21:22,208 --> 01:21:25,417 ‫این مشکل رو حل نکرد، ‫حتی ممکنه بدترش کرده باشه 1330 01:21:25,542 --> 01:21:28,875 ‫ولی یه راهی برای تخلیه خشم داد. 1331 01:21:29,792 --> 01:21:31,458 ‫خشم یه داده ساختاریه. 1332 01:21:31,583 --> 01:21:34,000 ‫نیازی به مبارزه باهاش ‫نیست، باید مدیریتش کرد. 1333 01:21:35,167 --> 01:21:37,208 ‫- می‌خوای خشم رو تغذیه کنی؟ ‫- آره. 1334 01:21:37,375 --> 01:21:39,167 ‫مردم یه سر می‌خوان. 1335 01:21:39,917 --> 01:21:40,958 ‫کدوم رو؟ 1336 01:21:41,125 --> 01:21:43,042 ‫سرِ مغرورترین الیگارش. 1337 01:21:43,792 --> 01:21:44,875 ‫دیمیتری سیدوروف. 1338 01:21:46,625 --> 01:21:48,167 ‫دوست سابقِت. 1339 01:21:48,917 --> 01:21:51,125 ‫مثل اینکه زنت رو ازت دزدیده. 1340 01:21:51,667 --> 01:21:52,833 ‫باید خوشحال باشی. 1341 01:21:53,000 --> 01:21:55,875 ‫طول نکشید. باد آورده رو باد میبره. 1342 01:21:56,042 --> 01:21:59,292 ‫اون داره آماده می‌شه تا اکثریت ‫سهام شرکت نفتیش رو واگذار کنه 1343 01:21:59,458 --> 01:22:00,625 ‫به اکسون موبیل. 1344 01:22:00,792 --> 01:22:02,583 ‫مدت‌هاست داره روش کار می‌کنه. 1345 01:22:02,750 --> 01:22:04,792 ‫اون ۲۰ میلیارد دلار پولدار می‌شه 1346 01:22:04,958 --> 01:22:08,750 ‫با قرار دادن غول انرژی‌های ‫فسیلی ما تحت کنترل آمریکا. 1347 01:22:08,917 --> 01:22:11,542 ‫یه شرکت روسی جایگاه ‫بین‌المللی پیدا می‌کنه. 1348 01:22:11,708 --> 01:22:13,250 ‫نه، اشتباهه. 1349 01:22:13,417 --> 01:22:17,167 ‫اون داره یه خزانه جنگی برای مقابله ‫با من تو انتخابات ۲۰۰۷ جمع می‌کنه. 1350 01:22:17,333 --> 01:22:20,208 ‫- از کجا می‌دونی؟ ‫- به‌نظرت چطوری؟ تلفنش شنود می‌شه. 1351 01:22:25,292 --> 01:22:26,583 ‫"هیچ‌کاره." 1352 01:22:28,083 --> 01:22:31,667 ‫اینجوریه که اون با دوستاش ‫تو واشینگتن صدام می‌کنه. 1353 01:22:31,833 --> 01:22:33,542 ‫یه "هیچ‌کاره". 1354 01:22:33,708 --> 01:22:37,417 ‫یا وقتی توضیح می‌ده که بعد از انتخاب ‫شدن، قانون اساسی رو عوض می‌کنه 1355 01:22:37,542 --> 01:22:40,542 ‫و زرادخانه هسته‌ای ‫ما رو از بین می‌بره. 1356 01:22:40,708 --> 01:22:42,000 ‫"هیچ‌کاره"! 1357 01:22:43,208 --> 01:22:44,292 ‫"هیچ‌کاره"! 1358 01:22:46,375 --> 01:22:47,542 ‫این مرد 1359 01:22:48,292 --> 01:22:51,167 ‫بیشتر از اون چیزی که بتونم ‫قورت بدم، بهم لجن مالیده. 1360 01:22:55,625 --> 01:22:56,833 ‫من دستور دادم 1361 01:22:57,000 --> 01:22:59,208 ‫که دیمیتری سیدوروف رو دستگیر کنن 1362 01:22:59,375 --> 01:23:00,958 ‫فردا صبح زود. 1363 01:23:01,125 --> 01:23:03,667 ‫اون داره میره سیبری. ‫باید سوخت‌گیری کنه. 1364 01:23:03,833 --> 01:23:05,083 ‫اونجا می‌گیریمش. 1365 01:23:05,250 --> 01:23:08,125 ‫فیلمبردارها و خبرنگارها ‫از قبل اونجا هستن. 1366 01:23:08,292 --> 01:23:10,792 ‫وظیفه توئه که همه‌ی اینا رو ‫برای رسانه‌ها هماهنگ کنی. 1367 01:23:29,333 --> 01:23:30,500 ‫همین بود. 1368 01:23:32,042 --> 01:23:33,083 ‫رسیدیم. 1369 01:23:33,250 --> 01:23:34,625 ‫خبر تو کل دنیا پخش شد. 1370 01:23:35,208 --> 01:23:39,750 ‫و اینو یادآوری کرد ‫که پول همه کار نمی‌کنه. 1371 01:23:39,917 --> 01:23:43,125 ‫برای شما غربی‌ها، ‫این یه تابوی مطلقه. 1372 01:23:43,292 --> 01:23:45,792 ‫یه سیاستمدار دستگیر ‫بشه، چرا که نه؟ 1373 01:23:45,958 --> 01:23:48,417 ‫ولی یه میلیاردر؟ محاله. 1374 01:23:48,542 --> 01:23:50,958 ‫جامعه شما بر این اساسه که 1375 01:23:51,125 --> 01:23:52,917 ‫هیچی بالاتر از پول نیست. 1376 01:23:54,750 --> 01:23:59,500 ‫کار من این بود که از سقوط دیمیتری ‫یه برنامه تلویزیونی موفق بسازم. 1377 01:23:59,667 --> 01:24:01,625 ‫کار سختی نبود. 1378 01:24:01,792 --> 01:24:04,958 ‫مردم همیشه عاشق این بودن ‫که سقوط یه قدرتمند رو ببینن. 1379 01:24:05,125 --> 01:24:08,167 ‫هیچ دیکتاتوری ‫خونخوارتر از مردم نیست. 1380 01:24:09,458 --> 01:24:11,042 ‫وقتی سیدوروف دستگیر شد 1381 01:24:11,208 --> 01:24:13,375 ‫انتخاب مجدد پوتین ‫یه تشریفات بود. 1382 01:24:14,167 --> 01:24:15,500 ‫از اون به بعد 1383 01:24:15,625 --> 01:24:19,042 ‫ماهیت دولت روسیه خیلی عوض شد. 1384 01:24:19,208 --> 01:24:21,708 ‫مبارزه برای قدرت از دید عموم رفت 1385 01:24:21,875 --> 01:24:23,125 ‫به سمت اطرافیان تزار. 1386 01:24:23,792 --> 01:24:27,167 ‫دولت دوباره وابسته ‫به دسیسه‌های دربار شد. 1387 01:24:27,667 --> 01:24:29,750 ‫اونایی هستن که ‫دفترشون نزدیک تزار هست 1388 01:24:29,917 --> 01:24:32,083 ‫و اونایی که خط ‫مستقیم تزار رو دارن. 1389 01:24:32,250 --> 01:24:34,542 ‫اونایی که همراهیش ‫می‌کنن خارج از کشور 1390 01:24:34,708 --> 01:24:37,375 ‫و اونایی که میرن تعطیلات سوچی. 1391 01:24:37,500 --> 01:24:40,875 ‫هیچ جزئیاتی رو نباید نادیده ‫گرفت، هر چقدر هم که کوچیک باشه. 1392 01:24:41,042 --> 01:24:42,958 ‫از چیدمان میز تو یه شام رسمی 1393 01:24:43,125 --> 01:24:45,708 ‫تا زمان انتظار تو اتاق ‫انتظار رئیس‌جمهور 1394 01:24:45,875 --> 01:24:48,792 ‫هیچی از هوشیاری ‫درباری دور نمی‌مونه. 1395 01:24:51,083 --> 01:24:54,333 ‫من خودم رو با رژیم جدید وفق دادم، ‫همونطور که با همه چی وفق میدم. 1396 01:24:54,500 --> 01:24:56,625 ‫ولی بقیه خیلی بهتر از من بودن. 1397 01:24:56,792 --> 01:24:58,250 ‫مثل ایگور سچین؟ 1398 01:24:59,458 --> 01:25:01,708 ‫مخصوصاً ایگور سچین. 1399 01:25:02,708 --> 01:25:07,125 ‫مثل خیلی از آدمای از جنس اون، قدرتش ‫رو از دست کم گرفته شدن می‌گرفت. 1400 01:25:07,292 --> 01:25:11,125 ‫وقتی زمان درباری‌ها ‫رسید، اون تو کار خودش بود. 1401 01:25:11,292 --> 01:25:13,792 ‫اون حتی رئیس درباری‌ها بود. 1402 01:25:15,833 --> 01:25:17,500 ‫با دیمیتری سیدوروف تو زندان 1403 01:25:17,625 --> 01:25:19,625 ‫با شرکتش چیکار کنیم؟ 1404 01:25:20,167 --> 01:25:22,458 ‫سچین یه لقمه‌اش کرد. 1405 01:25:22,583 --> 01:25:26,292 ‫توقیف قضایی، حراج ‫عمومی با یه شرکت‌کننده 1406 01:25:26,458 --> 01:25:29,542 ‫و اون میره تو جیب ‫یه گروه مالی انقدر مبهم 1407 01:25:29,708 --> 01:25:31,542 ‫که حتی شماره تلفن هم نداره. 1408 01:25:31,708 --> 01:25:33,875 ‫خب، به چیزی که می‌خواستی رسیدی؟ 1409 01:25:34,042 --> 01:25:35,417 ‫چیزی که تزار می‌خواست. 1410 01:25:35,542 --> 01:25:37,542 ‫اون شرکت دیمیتری رو می‌خواست؟ 1411 01:25:37,708 --> 01:25:40,167 ‫چیزی که اون می‌خواد، ‫نابود کردن الیگارش‌هاست. 1412 01:25:40,333 --> 01:25:42,583 ‫و جایگزینشون کنه با ‫سیلوویکی‌هایی مثل تو؟ 1413 01:25:42,750 --> 01:25:45,625 ‫روسیه همیشه به آدمای ‫قدرتمند نیاز داشته. 1414 01:25:45,792 --> 01:25:48,708 ‫نظامی‌ها، جاسوس‌ها، پلیس‌ها. 1415 01:25:48,875 --> 01:25:50,333 ‫به همین دلیله که من اینجام. 1416 01:25:50,500 --> 01:25:52,500 ‫و هر چی میخوای برمی‌داری. آفرین. 1417 01:25:52,667 --> 01:25:55,417 ‫اگه میخوای اینجوری ‫بگی، وادیم الکسیویچ. 1418 01:25:57,333 --> 01:25:58,542 ‫مواظب باش. 1419 01:25:59,167 --> 01:26:02,667 ‫از جی۲۰ تو برلین ‫برگشته. خسته و بدخلق. 1420 01:26:05,500 --> 01:26:07,708 ‫همیشه همینه، باهام طوری ‫رفتار میکنن انگار که من 1421 01:26:07,875 --> 01:26:09,792 ‫رئیس جمهور فنلاندم. 1422 01:26:10,375 --> 01:26:13,750 ‫ولی حواست باشه! باید مراقب باشن. 1423 01:26:14,417 --> 01:26:16,208 ‫توانایی ترسوندن 1424 01:26:16,375 --> 01:26:19,375 ‫تنها سلاح یه آدم فقیره ‫واسه حفظ غرورش. 1425 01:26:19,500 --> 01:26:20,917 ‫این رو تو خیابون یاد گرفتم. 1426 01:26:21,500 --> 01:26:24,000 ‫فقط اینکه با ترسوندن دشمن 1427 01:26:24,167 --> 01:26:26,500 ‫ممکنه بازار رو هم بترسونیم. 1428 01:26:26,667 --> 01:26:27,875 ‫نمیتونیم این کار رو بکنیم. 1429 01:26:28,042 --> 01:26:30,708 ‫بازارها هیچوقت ‫روسیه رو اداره نکردن. 1430 01:26:30,875 --> 01:26:32,375 ‫شاید یه بار. 1431 01:26:33,125 --> 01:26:34,875 ‫شاید یه بار زمان یلتسین. 1432 01:26:35,042 --> 01:26:37,625 ‫و نتیجه‌ش چی شد؟ قانون جنگل. 1433 01:26:39,500 --> 01:26:41,167 ‫ما نیاز داریم 1434 01:26:41,333 --> 01:26:42,583 ‫که کنترل رو به دست بگیریم. 1435 01:26:42,750 --> 01:26:45,500 ‫کنترل تمام ثروت‌های کشور رو. 1436 01:26:45,625 --> 01:26:49,708 ‫جنگل‌ها، معادن، گاز، نفت. 1437 01:26:50,833 --> 01:26:53,667 ‫ما اینا رو در خدمت منافع 1438 01:26:53,833 --> 01:26:56,542 ‫و عظمت مردم روسیه قرار میدیم. 1439 01:26:59,125 --> 01:27:01,708 ‫- مثل دیمیتری. ‫- چی، دیمیتری؟ 1440 01:27:02,667 --> 01:27:04,833 ‫انحصار نفت 1441 01:27:05,000 --> 01:27:08,208 ‫از جیب سیدوروف رفت تو جیب سچین. 1442 01:27:09,500 --> 01:27:13,083 ‫این چه ربطی به منافع و ‫عظمت مردم روسیه داره؟ 1443 01:27:15,070 --> 01:27:19,070 [کاپ دانتیب] (ساحل آزور (ریویرای فرانسه 1444 01:27:41,875 --> 01:27:44,750 ‫هوا خوبه. قبل رفتن ‫باید یه شنا بکنی. 1445 01:27:44,917 --> 01:27:47,042 ‫ممنون، ولی یه وقت دیگه. 1446 01:27:47,208 --> 01:27:48,375 ‫سوچی رو ترجیح میدی؟ 1447 01:27:49,417 --> 01:27:50,750 ‫میدونی چرا اینجام. 1448 01:27:52,542 --> 01:27:54,708 ‫میخوام از زبون خودت بشنوم. 1449 01:27:54,875 --> 01:27:57,750 ‫- طبق شایعات ... ‫- تو که واسه یه شایعه نمیای. 1450 01:28:04,250 --> 01:28:06,000 ‫طبق اطلاعات خیلی موثق 1451 01:28:06,167 --> 01:28:08,958 ‫تو یه حامی سرسخت ‫معترضان اوکراینی هستی. 1452 01:28:09,125 --> 01:28:11,500 ‫- حالا که میدونی ‫- پوتین از عصبانیت دیوونه شده. 1453 01:28:11,625 --> 01:28:15,292 ‫نگران بودم. در واقع، ‫تو خبر خوبی آوردی. 1454 01:28:15,458 --> 01:28:19,083 ‫اوکراین قرن‌هاست که بخشی ‫جدایی‌ناپذیر از روسیه بوده. 1455 01:28:19,250 --> 01:28:21,500 ‫- واقعاً باورش داری؟ ‫- من فقط پیام‌آورم. 1456 01:28:22,792 --> 01:28:24,208 ‫میدونی چی گفت؟ 1457 01:28:24,792 --> 01:28:26,625 ‫برو اون عوضی رو ببین. 1458 01:28:26,792 --> 01:28:28,500 ‫بهش بگو که داره از حدش میگذره 1459 01:28:28,667 --> 01:28:30,375 ‫و سعی کن قانعش کنی. 1460 01:28:31,625 --> 01:28:34,208 ‫- مشکلش رو میدونی؟ ‫- میدونم تو چی فکر میکنی. 1461 01:28:34,375 --> 01:28:39,042 ‫که اون یه سیاستمدار نیست، ‫بلکه یه مرد کا‌گ‌بی، یه جاسوسه. 1462 01:28:39,208 --> 01:28:42,958 ‫اون جاسوس نیست. یه جاسوس ‫اطلاعات دقیق جمع میکنه. 1463 01:28:43,125 --> 01:28:47,167 ‫اون یه ضدجاسوسه. ‫کارش اینه که پارانوئید باشه 1464 01:28:47,333 --> 01:28:49,625 ‫همه جا توطئه ببینه 1465 01:28:49,792 --> 01:28:51,500 ‫و اگه لازم شد، اختراعشون کنه. 1466 01:28:51,625 --> 01:28:53,708 ‫خیلی وقته تو تبعیدی. 1467 01:28:53,875 --> 01:28:55,042 ‫دیگه تو باغ نیستی. 1468 01:28:55,208 --> 01:28:58,333 ‫انگار نه انگار که این اوکراینی‌ها ‫دلیلی واسه شورش نداشتن 1469 01:28:58,500 --> 01:29:00,167 ‫علیه یه دولت طرفدار روسیه. 1470 01:29:00,333 --> 01:29:03,500 ‫میدونی حامی‌های اصلی ‫معترضای اوکراینی کین؟ 1471 01:29:03,625 --> 01:29:06,167 ‫سی‌آی‌اِی، وزارت خارجه‌ی آمریکا 1472 01:29:06,333 --> 01:29:08,083 ‫بنیادهای بزرگ آمریکایی 1473 01:29:08,250 --> 01:29:10,333 ‫جورج سوروس و تو 1474 01:29:10,500 --> 01:29:12,833 ‫به مبلغ ۳۰ میلیون دلار 1475 01:29:13,000 --> 01:29:14,208 ‫اون‌طور که میگن. 1476 01:29:14,375 --> 01:29:15,542 ‫این سیاسته. 1477 01:29:16,083 --> 01:29:17,708 ‫و میدونی چیه؟ 1478 01:29:17,875 --> 01:29:19,250 ‫این دموکراسیه. 1479 01:29:19,833 --> 01:29:22,583 ‫تو معنی این کلمه رو ‫خیلی وقته یادت رفته. 1480 01:29:28,125 --> 01:29:30,167 ‫من اینجا به انتخاب خودم نیستم. 1481 01:29:30,333 --> 01:29:32,542 ‫من تو تبعیدم، وادیا. 1482 01:29:33,500 --> 01:29:37,250 ‫اگه پامو بذارم تو روسیه، ‫میرم سیبری، مثل سیدوروف. 1483 01:29:38,792 --> 01:29:39,833 ‫بوریس 1484 01:29:40,000 --> 01:29:43,167 ‫با وجود اختلافامون، تزار ‫دوستیشو باهات حفظ کرد. 1485 01:29:43,333 --> 01:29:45,667 ‫تونستی دارایی‌های روسیتو بفروشی. 1486 01:29:45,833 --> 01:29:48,292 ‫۱.۳ میلیارد، مگه نه؟ 1487 01:29:48,458 --> 01:29:49,542 ‫خیلی بیشتر ارزش داشتن. 1488 01:29:57,917 --> 01:29:59,708 ‫و اگه من اصرار کنم؟ 1489 01:30:02,208 --> 01:30:03,833 ‫واسم آدم‌کش میفرستین؟ 1490 01:30:07,292 --> 01:30:10,208 ‫ببین. منم از اینا دارم. 1491 01:30:11,792 --> 01:30:13,667 ‫و اونا از مال شما بهترن 1492 01:30:14,208 --> 01:30:16,500 ‫چون من ده برابر ‫بیشتر بهشون پول میدم. 1493 01:30:18,167 --> 01:30:20,750 ‫من نیومدم تهدیدت کنم. 1494 01:30:21,708 --> 01:30:23,917 ‫کینه‌تو میفهمم. 1495 01:30:24,708 --> 01:30:26,792 ‫ولی علیه وطنت برنگرد. 1496 01:30:26,958 --> 01:30:29,125 ‫روسیه‌ی پوتین وطن من نیست. 1497 01:30:30,000 --> 01:30:31,542 ‫با همه‌ی عیب و ایرادامون 1498 01:30:31,708 --> 01:30:33,875 ‫ما تونسته بودیم یه ‫کشور آزاد بسازیم 1499 01:30:34,042 --> 01:30:36,333 ‫که توش میشد هرچی ‫میخوایم بگیم و انجام بدیم. 1500 01:30:36,500 --> 01:30:38,250 ‫یه اتفاق بی‌سابقه ‫تو تاریخ روسیه. 1501 01:30:38,417 --> 01:30:41,208 ‫و شما تو چند سال ‫همه‌شو خراب کردین. 1502 01:30:42,625 --> 01:30:45,750 ‫شما روسیه رو برگردوندین ‫به چیزی که همیشه بوده: 1503 01:30:47,167 --> 01:30:48,875 ‫یه زندان به وسعت یه کشور. 1504 01:30:50,083 --> 01:30:52,208 ‫مثل دوران شوروی. 1505 01:31:38,708 --> 01:31:40,167 ‫این قایق توئه؟ 1506 01:31:40,708 --> 01:31:42,167 ‫هیچ‌چیزی هیچ‌وقت مال من نیست. 1507 01:31:43,000 --> 01:31:44,917 ‫نه اون‌طور که تو فکر میکنی. 1508 01:31:45,875 --> 01:31:47,458 ‫به خرج الیگارش‌ها؟ 1509 01:31:48,250 --> 01:31:49,583 ‫میترسی؟ 1510 01:31:50,750 --> 01:31:52,583 ‫که اربابات بفهمن؟ 1511 01:31:52,750 --> 01:31:54,042 ‫اربابای من؟ 1512 01:31:54,208 --> 01:31:55,375 ‫اون‌طور که من میشنوم 1513 01:31:55,500 --> 01:31:57,250 ‫تو خودتو در خدمت قدرت قرار دادی. 1514 01:31:57,417 --> 01:31:58,750 ‫لابد اینطوریه اگه تو این‌طور میخوای. 1515 01:31:59,875 --> 01:32:02,958 ‫تو ولادیمیر ولادیمیرویچ ‫رو زیاد دوست نداری. 1516 01:32:03,125 --> 01:32:04,417 ‫نه، حق با توئه. 1517 01:32:04,542 --> 01:32:06,292 ‫من قدرت رو دوست ندارم. 1518 01:32:06,458 --> 01:32:09,500 ‫مخصوصاً وقتی به ‫خودت میگی این هنر مدرنه. 1519 01:32:09,667 --> 01:32:12,000 ‫وادیا ببخشید، ولی به نظرم پستی. 1520 01:32:12,167 --> 01:32:13,167 ‫پست؟ 1521 01:32:14,250 --> 01:32:16,583 ‫- کلمه‌ی سنگینیه. ‫- لیاقتشو داری. 1522 01:32:18,125 --> 01:32:19,375 ‫جوابمو ندادی. 1523 01:32:19,500 --> 01:32:22,292 ‫ما از پول الیگارش‌ها ‫استفاده می‌کنیم؟ 1524 01:32:23,625 --> 01:32:27,500 ‫این قایق مال یه ‫کارآفرین از پورتلنده. 1525 01:32:27,625 --> 01:32:30,167 ‫اون تو ۲۴ سالگی یه ‫نرم‌افزار اختراع کرد. 1526 01:32:30,333 --> 01:32:31,833 ‫تو ۲۶ سالگی مولتی‌میلیونر شد. 1527 01:32:32,000 --> 01:32:35,000 ‫تو ۲۸ سالگی شرکتشو ‫به مایکروسافت فروخت. 1528 01:32:35,167 --> 01:32:37,500 ‫از اون موقع مثل موش ‫حوصله‌ش سر رفته. 1529 01:32:38,708 --> 01:32:41,083 ‫دوست داره یه ایده‌ی ‫دیگه تو زندگیش داشته باشه 1530 01:32:41,250 --> 01:32:42,667 ‫ولی دیر میاد. 1531 01:32:43,250 --> 01:32:44,500 ‫باهاش می‌خوابی؟ 1532 01:32:45,625 --> 01:32:46,917 ‫اصلاً. 1533 01:32:47,833 --> 01:32:49,875 ‫وقتی ایده‌ی یه خط ‫تولید جواهرات رو دارم 1534 01:32:50,042 --> 01:32:51,625 ‫اون تامین مالیش می‌کنه. 1535 01:32:51,792 --> 01:32:53,625 ‫گاهی وقتا یه کم پول در میاره. 1536 01:32:53,792 --> 01:32:56,708 ‫برای اون، اینا پول خرد هم نیست. 1537 01:32:56,875 --> 01:32:59,000 ‫و هر وقت دلت بخواد ‫قایقشو بهت قرض میده؟ 1538 01:32:59,167 --> 01:33:00,125 ‫آره. 1539 01:33:00,583 --> 01:33:04,333 ‫وقتی دنیا حوصله‌مو ‫سر میبره، یعنی اغلب 1540 01:33:04,500 --> 01:33:06,875 ‫میام اینجا پناه میگیرم. 1541 01:33:07,042 --> 01:33:08,542 ‫یه قفس طلایی. 1542 01:33:08,708 --> 01:33:10,208 ‫منطقه‌ی امنت. 1543 01:33:12,208 --> 01:33:13,875 ‫دیمیتری رو دوست داشتم. 1544 01:33:15,708 --> 01:33:18,125 ‫چند ماهی حسابی خوش گذروندیم. 1545 01:33:18,292 --> 01:33:21,125 ‫اون شور و هیجان اون ‫دوران رو دوست داشتم. 1546 01:33:21,292 --> 01:33:22,833 ‫و اونم ول کردی. 1547 01:33:23,000 --> 01:33:24,375 ‫بی‌رحم نبودم. 1548 01:33:24,500 --> 01:33:25,833 ‫حداقل اون دفعه نه. 1549 01:33:27,750 --> 01:33:29,958 ‫از همدیگه دور شدیم. 1550 01:33:30,125 --> 01:33:33,583 ‫دیمیتری به نفت علاقه داشت. ‫که براش خوش‌شانسی نیاورد. 1551 01:33:35,667 --> 01:33:38,625 ‫و برای چند سال، لس آنجلس رو به 1552 01:33:38,792 --> 01:33:39,958 ‫بقیه‌ی دنیا ترجیح دادم. 1553 01:33:40,125 --> 01:33:42,458 ‫هالیوود انتظاراتت ‫رو برآورده کرد؟ 1554 01:33:42,583 --> 01:33:43,917 ‫هالیوود! 1555 01:33:44,500 --> 01:33:46,750 ‫من از هالیوود دوری کردم. 1556 01:33:46,917 --> 01:33:48,625 ‫مثل مسکوئه. 1557 01:33:48,792 --> 01:33:50,750 ‫فقط روابط قدرت مهمه. 1558 01:33:50,917 --> 01:33:53,000 ‫بقیه‌ش بی‌اهمیته. 1559 01:33:53,167 --> 01:33:54,417 ‫کویر رو دوست داشتم. 1560 01:33:54,542 --> 01:33:57,500 ‫موجای اقیانوس رو دوست داشتم 1561 01:33:58,458 --> 01:34:01,417 ‫رانندگی تو بزرگراه ‫ساحلی پاسیفیک. 1562 01:34:02,500 --> 01:34:05,750 ‫و وقتی دلم می‌خواست ‫برم ژاپن، میرفتم ژاپن. 1563 01:34:19,042 --> 01:34:21,083 ‫این خلیج کوچیک رو ‫بیشتر از همه دوست دارم. 1564 01:34:23,125 --> 01:34:24,625 ‫هواپیمات منتظرته. 1565 01:34:29,500 --> 01:34:31,167 ‫امشب مسکو هستم. 1566 01:34:32,458 --> 01:34:34,000 ‫چه غم‌انگیز. 1567 01:34:42,667 --> 01:34:45,875 ‫انقلاب نارنجی 1568 01:34:47,208 --> 01:34:49,667 ‫مایدان، میدان استقلال ‫اوکراین - ۲۰۰۴ 1569 01:34:49,833 --> 01:34:52,042 ‫پاییز بعدی، طبق پیش‌بینی 1570 01:34:52,208 --> 01:34:54,500 ‫وضعیت تو اوکراین به هم ریخت. 1571 01:34:54,667 --> 01:34:58,000 ‫معترض‌ها حاضر نشدن ‫نتیجه‌ی انتخابات رو قبول کنن. 1572 01:34:58,500 --> 01:35:01,042 ‫صدها هزار نفر، ‫مایدان رو اشغال کردن 1573 01:35:01,208 --> 01:35:04,583 ‫میدان اصلی کی‌یف، با ‫شعارهاشون، روبان‌های نارنجی‌شون 1574 01:35:04,750 --> 01:35:08,083 ‫چادرهای رنگارنگشون و ‫شعارهای غرب‌گرایانه‌شون. 1575 01:35:09,667 --> 01:35:11,083 ‫پراکنده نشین. 1576 01:35:11,875 --> 01:35:13,708 ‫تو مایدان بمونین! 1577 01:35:13,875 --> 01:35:18,125 ‫صدها هزار اوکراینی ‫دارن بهمون ملحق میشن! 1578 01:35:19,208 --> 01:35:21,417 ‫یهو، ناظرای بین‌المللی 1579 01:35:21,875 --> 01:35:25,167 ‫از ناکجاآباد پیدا شدن تا نتیجه‌ی ‫انتخابات رو زیر سؤال ببرن 1580 01:35:25,333 --> 01:35:28,458 ‫که کاندیدای طرفدار روسیه، ‫یانوکوویچ، برنده شده بود. 1581 01:35:29,500 --> 01:35:31,792 ‫این انتخابات معلوم بود ‫که تقلب شده بود توش. 1582 01:35:31,958 --> 01:35:33,292 ‫اتفاقاً من اونجا بودم. 1583 01:35:33,458 --> 01:35:35,000 ‫واقعاً؟ 1584 01:35:35,167 --> 01:35:37,000 ‫تازه تو عراق ‫رأی‌گیری کرده بودیم. 1585 01:35:37,167 --> 01:35:39,542 ‫سربازای آمریکایی صندوق‌های ‫رأی رو کنترل می‌کردن 1586 01:35:39,708 --> 01:35:43,417 ‫و همه هم می‌گفتن خیلی ‫خوبه. ولی تو اوکراین نه. 1587 01:35:43,542 --> 01:35:45,667 ‫نه. تو اوکراین باید ‫دوباره رأی‌گیری می‌شد 1588 01:35:45,833 --> 01:35:48,042 ‫چون نتیجه خوب نبود. 1589 01:35:48,208 --> 01:35:50,875 ‫این مسخره‌بازی رو اسمش ‫رو گذاشتن "انقلاب نارنجی". 1590 01:35:51,042 --> 01:35:54,542 ‫سال قبلش، تو گرجستان، ‫"انقلاب گل رز" بود. 1591 01:35:54,708 --> 01:35:56,875 ‫بازم یه انقلاب شاعرانه 1592 01:35:57,042 --> 01:35:59,167 ‫دخترای خوشگل و آرمان‌های والا 1593 01:35:59,333 --> 01:36:01,792 ‫ولی بازم یه دست‌نشانده‌ی ‫آمریکایی‌هاست 1594 01:36:01,958 --> 01:36:03,792 ‫که به قدرت میرسه. 1595 01:36:03,958 --> 01:36:08,083 ‫شما واقعاً فکر می‌کنین ‫یه توطئه‌ی سی‌آی‌اِی لازمه 1596 01:36:08,250 --> 01:36:10,333 ‫تا مردم اوکراین از روسیه دور بشن 1597 01:36:10,500 --> 01:36:12,292 ‫و به نفع اتحادیه‌ی ‫اروپا عمل کنن؟ 1598 01:36:12,458 --> 01:36:14,292 ‫راجع به کدوم مردم حرف می‌زنین؟ 1599 01:36:14,458 --> 01:36:18,083 ‫فکر می‌کنین همه اروپای شما ‫رو اینقدر خواستنی می‌دونن؟ 1600 01:36:18,250 --> 01:36:21,583 ‫لازم نیست غیب‌گو باشی، به ‫زودی نوبت روسیه هم میشه. 1601 01:36:21,750 --> 01:36:24,708 ‫انقلاب رنگی بعدی ‫تو مسکو خواهد بود. 1602 01:36:24,875 --> 01:36:27,042 ‫رئیس‌جمهور آینده‌ی ‫فدراسیون روسیه 1603 01:36:27,208 --> 01:36:29,125 ‫فارغ‌التحصیل ییل خواهد بود. 1604 01:36:29,750 --> 01:36:32,625 ‫این روند اجتناب‌ناپذیر ‫به نظر می‌رسید. 1605 01:36:32,792 --> 01:36:35,708 ‫جوونا دیگه از ما خسته ‫شده بودن و آمریکایی‌ها 1606 01:36:35,875 --> 01:36:37,625 ‫از این شورش سوءاستفاده می‌کردن. 1607 01:36:38,208 --> 01:36:41,458 ‫برای بقا، باید از ‫اونا قوی‌تر می‌بودیم. 1608 01:36:41,583 --> 01:36:43,958 ‫روش‌های قدیمی دیگه جواب نمی‌داد. 1609 01:36:44,125 --> 01:36:46,542 ‫دستگیر کردن آشوب‌گرا، ‫اخراج کردن دیپلمات‌ها. 1610 01:36:46,708 --> 01:36:50,167 ‫و اگه بدخلق بودیم، ‫مخالف‌ها رو از بین می‌بردیم. 1611 01:36:50,333 --> 01:36:51,708 ‫من به هیچ‌کدوم ‫از اینا اعتقاد ندارم. 1612 01:36:53,583 --> 01:36:56,750 ‫واسه همین ریسک کردم و یه ‫تاکتیک دیگه رو در پیش گرفتم. 1613 01:37:10,292 --> 01:37:14,083 ‫رئیس‌جمهور از اومدنت ‫خبر دارن. سلام رسوندن. 1614 01:37:20,000 --> 01:37:22,125 ‫الکساندر سرگئیویچ 1615 01:37:22,292 --> 01:37:25,750 ‫چند ساله که دنبالت ‫می‌کنم، با "گرگ‌های شب"ت. 1616 01:37:25,917 --> 01:37:27,625 ‫شما منو تحت تأثیر قرار میدین. 1617 01:37:27,792 --> 01:37:30,792 ‫شما این بی‌کس و ‫کارا رو برمی‌دارین و 1618 01:37:31,625 --> 01:37:33,417 ‫بهشون یه خونه میدین. 1619 01:37:33,542 --> 01:37:34,833 ‫یه نظم. 1620 01:37:35,000 --> 01:37:38,167 ‫گروه ما دو تا چیز ‫بهشون میده که ندارن: 1621 01:37:38,333 --> 01:37:40,500 ‫برادری و قدرت. 1622 01:37:40,667 --> 01:37:42,792 ‫شما فقط یه گروه ‫موتورسوار نیستین. 1623 01:37:42,958 --> 01:37:44,583 ‫شما وطن‌پرستای واقعی روسین. 1624 01:37:44,750 --> 01:37:45,833 ‫ما ارزش‌هایی داریم. 1625 01:37:46,000 --> 01:37:47,542 ‫از روسیه. 1626 01:37:47,708 --> 01:37:51,250 ‫از مادر مقدس ‫کلیسای ارتدوکس‌مون. 1627 01:37:51,417 --> 01:37:55,333 ‫این رو خوب فهمیدم، الکساندر ‫سرگئیویچ، رئیس‌جمهور هم همینطور. 1628 01:37:55,500 --> 01:37:57,750 ‫گرگ‌ها فقط شکارچی نیستن 1629 01:37:57,917 --> 01:38:00,333 ‫اونا نگهبانای جنگل‌ هم هستن. 1630 01:38:01,458 --> 01:38:03,542 ‫تو دیدی تو اوکراین چی شد؟ 1631 01:38:03,708 --> 01:38:05,208 ‫آره. انقلاب و اینا. 1632 01:38:05,375 --> 01:38:06,667 ‫یه کودتا. 1633 01:38:08,167 --> 01:38:09,625 ‫میدونی کی قدرت رو گرفت؟ 1634 01:38:09,792 --> 01:38:11,792 ‫- آمریکایی‌ها. ‫- آفرین! 1635 01:38:12,500 --> 01:38:14,500 ‫اونا یه سازمان جوانان ساختن 1636 01:38:14,667 --> 01:38:17,583 ‫کنسرتای مجانی رو تو ‫مایدان تامین مالی کردن. 1637 01:38:17,750 --> 01:38:21,542 ‫شرط میبندم که حتی روبان ‫نارنجی هم، ایده‌ی یه تبلیغ‌چیه. 1638 01:38:21,708 --> 01:38:24,042 ‫همه چی سفارشی ‫واسه جوونا ساخته شده 1639 01:38:24,208 --> 01:38:27,500 ‫چون انرژی‌شون ‫باارزش‌ترین کالاست. 1640 01:38:27,625 --> 01:38:29,125 ‫سرخوردگی‌شون 1641 01:38:29,292 --> 01:38:31,375 ‫میلشون به تغییر دنیا. 1642 01:38:31,500 --> 01:38:33,042 ‫جوونا به یه هدف نیاز دارن. 1643 01:38:33,208 --> 01:38:34,500 ‫و یه دشمن. 1644 01:38:35,417 --> 01:38:37,500 ‫باید بهشون یه هدف و یه دشمن بدیم 1645 01:38:37,667 --> 01:38:40,375 ‫قبل از اینکه خودشون انتخاب کنن. 1646 01:38:40,500 --> 01:38:43,750 ‫یا بدترش، اینکه آمریکایی‌ها ‫واسشون انتخاب کنن. 1647 01:38:43,917 --> 01:38:45,875 ‫فقط اینکه ما نمیتونیم ‫این کارو بکنیم. 1648 01:38:46,042 --> 01:38:47,750 ‫اطرافت رو نگاه کن، الکساندر. 1649 01:38:47,917 --> 01:38:50,417 ‫فقط بوروکرات‌ها با ‫کت و شلوار و کراوات. 1650 01:38:50,542 --> 01:38:51,958 ‫ما بزرگسالیم 1651 01:38:52,125 --> 01:38:55,000 ‫ما قدرتیم. دشمن واقعی‌شون ماییم. 1652 01:38:55,667 --> 01:38:57,500 ‫تو از من جوون‌تری، فکر کنم. 1653 01:38:57,625 --> 01:38:59,583 ‫تو یه راه دیگه رو رفتی. 1654 01:38:59,750 --> 01:39:03,167 ‫تو نماد آزادی و ماجراجویی هستی. ‫انرژی حیاتی‌ت دست‌نخورده‌س. 1655 01:39:03,333 --> 01:39:04,875 ‫جوونا این رو حس میکنن. 1656 01:39:05,500 --> 01:39:08,000 ‫تزار با شماست. اون برادر شماست. 1657 01:39:08,167 --> 01:39:09,708 ‫اون یه بوروکرات نیست. 1658 01:39:09,875 --> 01:39:12,375 ‫سرعت رو دوست داره، ‫جودو کار میکنه، شکار میکنه. 1659 01:39:12,500 --> 01:39:15,333 ‫اون از نژاد فاتح‌هاست. 1660 01:39:15,500 --> 01:39:18,583 ‫فکر میکنی به یکی از گردهمایی‌هامون میاد؟ 1661 01:39:18,750 --> 01:39:21,792 ‫- معلومه. ‫- گرگ‌های شب از این بابت مفتخر میشن. 1662 01:39:21,958 --> 01:39:24,542 ‫ما یه گردهمایی واسه جوونای ‫وطن‌پرست برگزار میکنیم. 1663 01:39:24,708 --> 01:39:27,500 ‫مبارزه رو شروع ‫میکنیم علیه دشمن واقعی: 1664 01:39:27,625 --> 01:39:30,417 ‫غرب منحط و ارزش‌های دروغینش. 1665 01:39:30,542 --> 01:39:33,125 ‫مایدان، ولی برعکس. 1666 01:39:33,292 --> 01:39:34,417 ‫دقیقا. 1667 01:39:34,542 --> 01:39:37,417 ‫روسیه باید یه جایی بشه 1668 01:39:37,542 --> 01:39:40,458 ‫که توش بشه خشم آدم ‫رو از دنیا خالی کرد 1669 01:39:40,583 --> 01:39:43,333 ‫در عین حال که یه نوکر ‫وفادار تزار باقی موند. 1670 01:39:43,500 --> 01:39:47,583 ‫در واقع، شما می‌خواین ‫انقلاب رو غیرممکن کنین. 1671 01:39:47,750 --> 01:39:50,917 ‫بذارین بگیم که ما می‌خوایم ‫نیازش رو از بین ببریم. 1672 01:39:53,750 --> 01:39:55,167 ‫بدون یه قطره ودکا 1673 01:39:55,333 --> 01:39:58,542 ‫زالدواستانوف مست و ‫پاتیل از کرملین خارج شد. 1674 01:39:58,708 --> 01:40:00,708 ‫ولی نمی‌دونست که بعد از اون 1675 01:40:00,875 --> 01:40:04,917 ‫من داشتم از سخنگوی مرموز یه ‫جنبش احیای ارتدوکس پذیرایی می‌کردم. 1676 01:40:07,375 --> 01:40:11,708 ‫بعدش رهبر یه گروه از کمونیست‌های ‫جوون که خیلی کله‌شق بودن. 1677 01:40:13,167 --> 01:40:16,250 ‫و رهبر طرفدارای اسپارتاک. 1678 01:40:16,417 --> 01:40:18,125 ‫همه‌شون رو استخدام کردم: 1679 01:40:18,292 --> 01:40:19,667 ‫موتورسوارا و هولیگان‌ها 1680 01:40:19,833 --> 01:40:23,500 ‫آنارشیست‌ها و اسکین‌هدها، ‫کمونیست‌ها و متعصبای مذهبی 1681 01:40:23,667 --> 01:40:26,500 ‫از راست افراطی تا چپ ‫افراطی و فراتر از اون. 1682 01:40:26,667 --> 01:40:28,292 ‫بعد از اتفاقات تو اوکراین 1683 01:40:28,458 --> 01:40:31,792 ‫ما باید نیروهای خشم ‫رو مهار می‌کردیم. 1684 01:40:31,958 --> 01:40:34,500 ‫انحصار قدرت دیگه کافی نبود 1685 01:40:34,625 --> 01:40:37,208 ‫ما به انحصار ‫خرابکاری نیاز داشتیم. 1686 01:40:42,917 --> 01:40:45,292 ‫کی رو استخدام نکردم؟ 1687 01:40:45,750 --> 01:40:49,792 ‫تکنوکرات‌های مسئول ‫فجایع دهه‌ی ۹۰ 1688 01:40:50,417 --> 01:40:52,542 ‫الیگارش‌های باقی‌مونده 1689 01:40:52,708 --> 01:40:55,292 ‫پرچمدارای درستکاری سیاسی 1690 01:40:55,458 --> 01:40:56,750 ‫وگان‌ها 1691 01:40:56,917 --> 01:40:58,167 ‫راستش رو بخواین 1692 01:40:58,917 --> 01:41:01,708 ‫من به این آدما تو ‫اپوزیسیون نیاز داشتم. 1693 01:41:02,292 --> 01:41:03,750 ‫اونا بهترین بازیگرای من بودن. 1694 01:41:15,583 --> 01:41:17,583 ‫مریم باکره، مادر خدا 1695 01:41:17,750 --> 01:41:19,708 ‫پوتین رو بیرون کن، ‫پوتین رو بیرون کن! 1696 01:41:19,875 --> 01:41:21,667 ‫ردای سیاه، اپل‌های طلایی 1697 01:41:21,833 --> 01:41:23,500 ‫همه‌ی اهالی کلیسا زانو بزنین! 1698 01:41:25,208 --> 01:41:27,167 ‫شبح آزادی تو آسمونه 1699 01:41:27,333 --> 01:41:29,083 ‫رژه‌ی افتخار همجنس‌گراها ‫فرستاده میشه به سیبری 1700 01:41:29,250 --> 01:41:32,333 ‫وقتی پوسی رایت حمله کردن ‫به کلیسای جامع مسیح منجی 1701 01:41:32,500 --> 01:41:35,792 ‫و فحش و ناسزا می‌دادن ‫به پوتین و پاتریارک کیریل 1702 01:41:35,958 --> 01:41:38,750 ‫ما پنج امتیاز تو ‫نظرسنجی‌ها بالا رفتیم. 1703 01:41:38,917 --> 01:41:41,083 ‫من اونا رو قهرمان دیدم. 1704 01:41:41,250 --> 01:41:43,000 ‫اونا کارشون رو بلد نیستن. 1705 01:41:43,167 --> 01:41:46,500 ‫اونا به دروازه‌ی خودشون گل ‫می‌زنن. تو سیاست، این بخشیدنی نیست. 1706 01:41:46,625 --> 01:41:48,333 ‫این یه شمشیر دو لبه‌ست. 1707 01:41:48,875 --> 01:41:51,167 ‫این اونا رو در سطح ‫جهانی معروف کرد. 1708 01:41:54,583 --> 01:41:56,292 ‫یه لحظه، برمی‌گردم. 1709 01:41:57,417 --> 01:41:59,208 ‫وادیم! 1710 01:41:59,375 --> 01:42:00,625 ‫خانم چخووا. 1711 01:42:00,792 --> 01:42:03,542 ‫خیلی خوشحال شدم که با ‫حضورتون منو مفتخر کردین. 1712 01:42:03,708 --> 01:42:07,083 ‫مسخره نکنین. شما می‌دونین ‫که سالن شما چقدر نفوذ داره. 1713 01:42:07,250 --> 01:42:08,292 ‫عزیزم 1714 01:42:08,458 --> 01:42:12,000 ‫حرفای بیهوده‌ی مجالس ‫هیچ‌وقت روی قدرت تأثیر نذاشته. 1715 01:42:12,167 --> 01:42:15,958 ‫به لطف شما، من می‌تونم ‫با رقیبام معاشرت کنم. 1716 01:42:16,125 --> 01:42:17,250 ‫درسته. 1717 01:42:18,333 --> 01:42:20,917 ‫گری کاسپاروف اینجاس. 1718 01:42:24,500 --> 01:42:27,500 ‫قهرمانای شطرنج هیچ‌وقت ‫تو سیاست زیاد پیش نمیرن. 1719 01:42:27,625 --> 01:42:29,000 ‫وادیم بارانوف. 1720 01:42:29,625 --> 01:42:32,333 ‫- جادوگر کرملین. ‫- خودِ خودشم. 1721 01:42:32,500 --> 01:42:34,833 ‫شما یه اسم واسه ‫دکترین‌تون اختراع کردین. 1722 01:42:35,375 --> 01:42:36,958 ‫دموکراسی مستقل. 1723 01:42:37,125 --> 01:42:40,833 ‫روسیه باید یه دموکراسی ‫باشه تا از جهانی‌شدن سود ببره. 1724 01:42:41,000 --> 01:42:44,875 ‫من اثری از دموکراسی تو ‫جامعه‌مون نمی‌بینم، ولی ادامه بدین. 1725 01:42:45,042 --> 01:42:47,708 ‫استقلال از نظر ‫سیاسی مترادف ثباته. 1726 01:42:47,875 --> 01:42:51,208 ‫هرچی یه رژیم ‫باثبات‌تر باشه، رقابتی‌تره. 1727 01:42:51,375 --> 01:42:54,583 ‫می‌دونین راجع به "دموکراسی ‫مستقل" شما چی میگن؟ 1728 01:42:54,750 --> 01:42:56,458 ‫که رابطه‌ش با دموکراسی 1729 01:42:56,583 --> 01:42:59,500 ‫مثل رابطه‌ی صندلی ‫الکتریکی با صندلیه. 1730 01:43:02,625 --> 01:43:05,250 ‫حرف قشنگیه، ولی بامزه‌س. 1731 01:43:13,500 --> 01:43:15,667 ‫کوت دازور رو ترک کردی. 1732 01:43:15,833 --> 01:43:18,042 ‫من هیچ‌وقت یه جا بند نمیشم. 1733 01:43:18,208 --> 01:43:20,500 ‫تو که منو میشناسی. یه جا ‫موندن خصلت من نیست. 1734 01:43:20,625 --> 01:43:22,083 ‫تو مسکو زندگی می‌کنی؟ 1735 01:43:22,875 --> 01:43:25,708 ‫وقتی اینجام، هتل ‫متروپل اقامت دارم. 1736 01:43:25,875 --> 01:43:27,208 ‫یه سوئیت رو سالانه اجاره کردم. 1737 01:43:27,375 --> 01:43:28,500 ‫دعوت‌نامه‌س؟ 1738 01:43:33,417 --> 01:43:36,375 ‫دوستمو یادت میاد، مرد سگ‌نما؟ 1739 01:43:36,500 --> 01:43:38,750 ‫معلومه. آرسنی. 1740 01:43:38,917 --> 01:43:40,583 ‫اون یه کارگردان معروفه. 1741 01:43:40,750 --> 01:43:43,458 ‫اون "اورفئو"ی مونته‌وردی ‫رو روی صحنه برده. 1742 01:43:44,083 --> 01:43:48,333 ‫اون تئاتر رو تبدیل ‫کرده به یه کلیسای پاگانی. 1743 01:43:49,333 --> 01:43:51,333 ‫بهش میگه لیتورژی فضایی. 1744 01:43:52,167 --> 01:43:54,208 ‫من کاهن اعظمش بودم تو پاریس. 1745 01:43:55,542 --> 01:43:56,667 ‫میای؟ 1746 01:43:57,500 --> 01:44:00,667 ‫مگر اینکه این جور تحریک‌ها ‫دیگه برات جالب نباشه. 1747 01:44:07,667 --> 01:44:10,000 ‫مطمئن نیستم یادم ‫بیاد تو کی هستی. 1748 01:44:10,167 --> 01:44:11,958 ‫من تو هزارتوهای تو گم میشم. 1749 01:44:12,125 --> 01:44:13,333 ‫این یه بازیه. 1750 01:44:14,167 --> 01:44:17,167 ‫سیاست تنها بازیه که ‫ارزش بازی کردن رو داره. 1751 01:44:17,333 --> 01:44:18,542 ‫تو بدبین شدی. 1752 01:44:19,208 --> 01:44:22,000 ‫هوشت ته کشیده. 1753 01:44:22,167 --> 01:44:23,208 ‫بدبین. 1754 01:44:24,083 --> 01:44:25,250 ‫ممکنه. 1755 01:44:26,333 --> 01:44:27,417 ‫ولی نه فقط این. 1756 01:44:27,542 --> 01:44:28,792 ‫نمیدونم. 1757 01:44:30,667 --> 01:44:32,667 ‫بهت میگم. 1758 01:44:36,083 --> 01:44:38,458 ‫همین الان، مطمئن نیستم. 1759 01:44:39,458 --> 01:44:41,125 ‫با من بیا اپرا. 1760 01:44:43,458 --> 01:44:45,417 ‫میریم شام بخوریم تو متروپل. 1761 01:45:18,250 --> 01:45:20,625 ‫خسته‌م، کسنیا. 1762 01:45:20,792 --> 01:45:22,000 ‫از چی؟ 1763 01:45:24,000 --> 01:45:26,375 ‫از اینکه جادوی سیاهت رو ‫در خدمت قدرت قرار میدی؟ 1764 01:45:27,292 --> 01:45:30,167 ‫اون روز تصویر خودمو تو آینه دیدم 1765 01:45:30,333 --> 01:45:31,875 ‫ولی اون من نبودم 1766 01:45:32,458 --> 01:45:33,958 ‫پدرم بود. 1767 01:45:34,125 --> 01:45:36,167 ‫قیافه‌ی بابام رو صورت منه 1768 01:45:36,333 --> 01:45:38,417 ‫با وجود همه‌ی تلاشام. 1769 01:45:40,417 --> 01:45:41,583 ‫بریم تو. 1770 01:45:42,833 --> 01:45:43,833 ‫سردمه. 1771 01:45:48,042 --> 01:45:50,667 ‫دفعه‌ی پیش، یه سوال ازم پرسیدی. 1772 01:45:51,250 --> 01:45:52,750 ‫یادته؟ 1773 01:45:52,917 --> 01:45:54,542 ‫می‌گفتی به زمان نیاز داری. 1774 01:45:54,708 --> 01:45:56,333 ‫حالا می‌تونم جواب بدم. 1775 01:45:56,500 --> 01:45:59,042 ‫تو فقط بدبین نیستی. 1776 01:45:59,208 --> 01:46:01,125 ‫تو انتخاب کردی 1777 01:46:01,292 --> 01:46:02,792 ‫با زمانه‌ات کنار بیای. 1778 01:46:02,958 --> 01:46:05,583 ‫می‌تونستی ازش فرار کنی. 1779 01:46:05,750 --> 01:46:08,292 ‫- این زمانه رو دوست داری؟ ‫- مال خودمونه. 1780 01:46:10,417 --> 01:46:13,250 ‫ما نه بهتر از اونیم، نه بدتر. 1781 01:46:13,417 --> 01:46:17,000 ‫خودمو گول نمی‌زنم. من بدترینشم. 1782 01:46:17,542 --> 01:46:20,500 ‫و فکر می‌کنی یه روزی ‫باید جواب پس بدی؟ 1783 01:46:20,625 --> 01:46:22,833 ‫به آینده اعتقاد داری؟ 1784 01:46:23,000 --> 01:46:24,417 ‫من نه. 1785 01:46:24,542 --> 01:46:27,167 ‫آینده هیچ کاری با ما نداره. 1786 01:46:28,208 --> 01:46:32,083 ‫زخممون تازه است ‫زیر یوغ این زمانه. 1787 01:46:34,042 --> 01:46:35,292 ‫ببین 1788 01:46:36,042 --> 01:46:38,583 ‫پشت جنگلی که توش راه می‌ریم 1789 01:46:38,750 --> 01:46:40,208 ‫لرزون 1790 01:46:40,792 --> 01:46:43,292 ‫مثل یه قلعه‌ی نورانی 1791 01:46:43,458 --> 01:46:45,167 ‫شب در انتظاره. 1792 01:46:45,333 --> 01:46:46,458 ‫ریلکه. 1793 01:46:47,333 --> 01:46:48,542 ‫یادم رفته بود. 1794 01:47:06,000 --> 01:47:08,000 آژانس تحقیقات اینترنتی 1795 01:47:10,125 --> 01:47:12,958 ‫من هیچ‌وقت شیفته‌ی ‫سنت پترزبورگ نبودم. 1796 01:47:13,125 --> 01:47:15,417 ‫اون یه شهر موزه‌ایه، ‫که تو زمان منجمد شده. 1797 01:47:15,875 --> 01:47:19,000 ‫تزار، برعکس، فقط ‫اونجا کاملاً راحته 1798 01:47:19,167 --> 01:47:20,917 ‫با دوستای واقعی و همیشگیش 1799 01:47:21,500 --> 01:47:25,750 ‫ترکیبی از مامورای سابق ‫اف‌اس‌بی، کمربند مشکیای جودو 1800 01:47:25,917 --> 01:47:28,708 ‫و گنگسترای واقعی که ‫به پول گنده رسیده بودن. 1801 01:47:28,875 --> 01:47:32,625 ‫همه‌شون انگار از ریچارد ‫سوم اومده بودن بیرون. 1802 01:47:32,792 --> 01:47:35,875 ‫تو چند سال، این ‫کلاهبردارای گمنام شهرستانی 1803 01:47:36,042 --> 01:47:39,375 ‫ثروتی جمع کرده بودن ‫در حد امیرهای خلیج. 1804 01:47:47,125 --> 01:47:48,250 ‫فوق‌العاده‌ست! 1805 01:47:51,000 --> 01:47:52,333 ‫محشره. 1806 01:47:57,667 --> 01:47:58,833 ‫خوبه، بچه‌ها. 1807 01:48:15,875 --> 01:48:18,375 ‫غذای مخصوص سرآشپز جدیدمون: 1808 01:48:18,500 --> 01:48:20,042 ‫ریزوتو با قارچ دنبلان. 1809 01:48:23,167 --> 01:48:26,833 ‫بهم بگین باید نگهش ‫دارم یا بفرستمش ایتالیا. 1810 01:48:28,000 --> 01:48:29,250 ‫نوش جان. 1811 01:48:30,583 --> 01:48:33,125 ‫ژنیا، داری ناامیدمون می‌کنی. 1812 01:48:33,292 --> 01:48:37,042 ‫داری بهمون ریزوتو با قارچ ‫دنبلان می‌دی. راکت کجاست؟ 1813 01:48:38,042 --> 01:48:39,500 ‫باید یادت بندازم 1814 01:48:39,667 --> 01:48:43,542 ‫که تیم هاکی روی یخمون ‫ششم جدول قهرمانی شد؟ 1815 01:48:45,917 --> 01:48:48,667 ‫هفت پله تو جدول اومدیم بالا 1816 01:48:48,833 --> 01:48:51,000 ‫و از دینامو مسکو هم رد شدیم. 1817 01:48:51,167 --> 01:48:52,708 ‫صبر کن سال دیگه. 1818 01:48:52,875 --> 01:48:53,958 ‫خودت می‌بینی. 1819 01:48:54,125 --> 01:48:57,333 ‫خب، روکولاتو سال دیگه داری. 1820 01:48:58,708 --> 01:49:01,458 ‫روکولای درست‌وحسابی ‫تو روسیه نیست. 1821 01:49:01,583 --> 01:49:04,750 ‫ولی یه زمین تو دریای ‫سیاه خریدم که اونجا بکارم. 1822 01:49:04,917 --> 01:49:07,958 ‫عالی میشه، ولی باید صبور باشیم. 1823 01:49:08,125 --> 01:49:09,292 ‫آشپز رو نگه دار. 1824 01:49:09,792 --> 01:49:11,500 ‫کارش رو بلده. 1825 01:49:12,708 --> 01:49:15,500 ‫بلیطش برای پیزا از ‫قبل رزرو شده بود. 1826 01:49:15,667 --> 01:49:16,875 ‫با رایان‌ایر! 1827 01:49:21,833 --> 01:49:25,000 ‫یوگنی خیلی سخت‌گیره. 1828 01:49:25,167 --> 01:49:29,250 ‫ولی استعدادهاش فراتر از آشپزیه ‫و به ژئوپلیتیک هم مربوط میشه. 1829 01:49:30,542 --> 01:49:33,167 ‫حتی به بعضی از مسائلی که ‫ما درباره‌شون حرف می‌زنیم. 1830 01:49:33,333 --> 01:49:36,333 ‫خوب میشه اگه با هم حرف بزنین. 1831 01:49:40,208 --> 01:49:43,125 ‫من پریگوژین رو خوب نمی‌شناختم. ‫جز به عنوان یه رستوران‌دار. 1832 01:49:43,292 --> 01:49:45,542 ‫ولی پوتین صعودش رو 1833 01:49:45,708 --> 01:49:47,750 ‫با مهربونی بی‌تغییری ‫همراهی کرده بود. 1834 01:49:48,583 --> 01:49:50,250 ‫یه پرواز ۵ دقیقه‌ای. 1835 01:49:50,417 --> 01:49:51,667 ‫کمی بعد از بلند شدن 1836 01:49:51,833 --> 01:49:54,625 ‫شروع کردیم به فرود ‫اومدن تو جزیره‌ی کامنی 1837 01:49:54,792 --> 01:49:56,250 ‫جایی که نزدیکان تزار 1838 01:49:56,417 --> 01:49:59,833 ‫تو زیباترین قصرهای اشرافیت ‫امپراتوری زندگی می‌کردن. 1839 01:50:03,875 --> 01:50:05,750 ‫من مثل تو روشنفکر نیستم 1840 01:50:05,917 --> 01:50:08,125 ‫ولی چند تا درس از زندگی گرفتم. 1841 01:50:08,292 --> 01:50:09,750 ‫و نه فقط تو زندان. 1842 01:50:10,708 --> 01:50:12,292 ‫شک ندارم. 1843 01:50:12,750 --> 01:50:14,583 ‫میدونی چجوری شروع کردم؟ 1844 01:50:14,750 --> 01:50:15,833 ‫با شریکام 1845 01:50:16,000 --> 01:50:19,667 ‫اولین مجوز کازینو رو ‫تو سنت پترزبورگ گرفتیم. 1846 01:50:19,833 --> 01:50:23,208 ‫یا بهتر بگم، تزار وقتی ‫معاون شهردار بود، بهت دادش. 1847 01:50:23,375 --> 01:50:24,750 ‫میدونی کازینو چیه؟ 1848 01:50:24,917 --> 01:50:28,208 ‫یه بنا برای غیرمنطقی بودن انسان. 1849 01:50:28,375 --> 01:50:30,292 ‫چرا پولت رو دور بریزی 1850 01:50:30,458 --> 01:50:33,000 ‫وقتی همه‌ی احتمالات علیه توئه؟ 1851 01:50:33,167 --> 01:50:35,833 ‫با شرط‌بندی رو غیرمنطقی ‫بودن، همیشه برنده میشی. 1852 01:50:36,000 --> 01:50:37,333 ‫دقیقاً. 1853 01:50:37,500 --> 01:50:39,500 ‫یه آدم معمولی رو در نظر بگیر. 1854 01:50:39,667 --> 01:50:41,542 ‫تا وقتی که راحت باشه 1855 01:50:41,708 --> 01:50:45,458 ‫یه کار مطمئن داشته باشه، ‫تعطیلات خانوادگی کنار دریا 1856 01:50:45,583 --> 01:50:47,417 ‫بازنشستگی تو افق باشه 1857 01:50:47,542 --> 01:50:49,125 ‫آروم میشینه سر جاش. 1858 01:50:49,292 --> 01:50:51,292 ‫ولی اگه اوضاع خراب بشه 1859 01:50:51,792 --> 01:50:54,042 ‫اگه کارش رو از ‫دست بده، خونه‌اش رو 1860 01:50:54,208 --> 01:50:56,792 ‫اگه آینده نامعلوم بشه 1861 01:50:56,958 --> 01:50:59,042 ‫آیا احتیاط میکنه؟ 1862 01:50:59,208 --> 01:51:00,167 ‫اصلاً. 1863 01:51:00,333 --> 01:51:04,542 ‫اون ریسک رو انتخاب میکنه به ‫جای یه وضعیت موجود ناامیدکننده. 1864 01:51:04,708 --> 01:51:07,500 ‫هرج‌ومرج جذاب‌تر از نظمه. 1865 01:51:07,625 --> 01:51:11,458 ‫غربی‌ها چین، هند ‫و روسیه رو میبینن 1866 01:51:11,583 --> 01:51:14,458 ‫که دارن قدم‌های غول‌آسا برمیدارن ‫در حالی که خودشون راکد موندن. 1867 01:51:14,583 --> 01:51:17,500 ‫اونا آماده‌ان که غیرمنطقی‌ترین ‫شرط‌بندی‌ها رو بکنن. 1868 01:51:17,667 --> 01:51:19,458 ‫کار ما اینه که تشویقشون کنیم. 1869 01:51:19,583 --> 01:51:20,875 ‫تو اینترنت. 1870 01:51:21,667 --> 01:51:24,250 ‫این میدون نبرد جنگ مدرنه. 1871 01:51:24,417 --> 01:51:25,542 ‫من این ابزار رو ساختم. 1872 01:51:26,500 --> 01:51:29,042 ‫تزار می‌خواد تو ادامه بدی. 1873 01:51:34,708 --> 01:51:36,625 ‫آژانس تحقیقات اینترنتی. 1874 01:51:36,792 --> 01:51:40,417 ‫این اسم رو روش گذاشتم. ‫خوبه، نه؟ نظرت چیه؟ 1875 01:51:41,250 --> 01:51:42,417 ‫آنتون! 1876 01:51:42,875 --> 01:51:44,667 ‫مدیر تحریریه‌ی ما. 1877 01:51:45,500 --> 01:51:47,750 ‫اون دکترای روابط بین‌الملل داره 1878 01:51:47,917 --> 01:51:50,500 ‫و هر زبونی که فکرشو بکنی، بلده. 1879 01:51:50,625 --> 01:51:52,250 ‫خوش‌وقتم، آنتون. 1880 01:51:52,417 --> 01:51:54,500 ‫توضیح بده اینجا چیکار می‌کنین. 1881 01:51:54,667 --> 01:51:56,250 ‫نفوذ. اطلاعات. 1882 01:51:56,417 --> 01:51:59,625 ‫دیدگاه روسیه در مورد ‫غرب. برای غربی‌ها. 1883 01:51:59,792 --> 01:52:02,667 ‫اونا فکر می‌کنن رسانه‌هاشون و ‫نخبگانشون در مورد همه چی دروغ میگن. 1884 01:52:02,833 --> 01:52:05,000 ‫اونا مشتری نسخه‌های جایگزینن. 1885 01:52:05,167 --> 01:52:08,417 ‫پیام ما: ما حقیقت رو میگیم. 1886 01:52:08,542 --> 01:52:10,750 ‫روسیه حقیقت رو میگه. 1887 01:52:10,917 --> 01:52:12,125 ‫مثل راشا تودی. 1888 01:52:12,292 --> 01:52:14,792 ‫ما تو شبکه‌های اجتماعی ‫هستیم، نه تو تلویزیون. 1889 01:52:15,667 --> 01:52:16,833 ‫یه قهوه؟ 1890 01:52:17,458 --> 01:52:20,458 ‫ما یه فضای استراحت ‫داریم با مبل، گل و گیاه 1891 01:52:20,583 --> 01:52:22,208 ‫و میز پینگ‌پنگ. 1892 01:52:22,375 --> 01:52:24,500 ‫برو، ما بهت ملحق میشیم. 1893 01:52:28,167 --> 01:52:31,125 ‫یوگنی، باید بهم توضیح بدی 1894 01:52:31,292 --> 01:52:33,250 ‫چون من سخت متوجه میشم. 1895 01:52:33,417 --> 01:52:34,458 ‫چیزی شده؟ 1896 01:52:35,167 --> 01:52:36,417 ‫میشه حرف بزنیم؟ 1897 01:52:36,542 --> 01:52:37,500 ‫البته. 1898 01:52:43,000 --> 01:52:46,500 ‫فکر می‌کردم می‌خواستیم رو ‫ذهنیت‌ها تو اروپا و آمریکا تاثیر بذاریم 1899 01:52:46,667 --> 01:52:48,458 ‫تو ذهن مردم نفوذ کنیم. 1900 01:52:48,583 --> 01:52:50,250 ‫و تو آنتون رو میاری پیش من؟ 1901 01:52:50,417 --> 01:52:53,625 ‫- اون بهترینه. ‫- مشکل دقیقاً همینه. 1902 01:52:53,792 --> 01:52:57,625 ‫غربی‌ها دیگه به ‫سیاست علاقه ندارن. 1903 01:52:57,792 --> 01:53:01,417 ‫واسه اینکه گولشون بزنیم، باید در ‫مورد همه چی حرف بزنیم جز سیاست. 1904 01:53:01,542 --> 01:53:03,208 ‫ما به آنتون احتیاج نداریم. 1905 01:53:03,375 --> 01:53:05,500 ‫- پس به کی؟ ‫- به احمق‌ها. 1906 01:53:05,625 --> 01:53:07,583 ‫روش‌های اعتیادآور. 1907 01:53:08,375 --> 01:53:10,125 ‫اوتاکوهای معتاد به اینترنت 1908 01:53:10,292 --> 01:53:13,167 ‫دخترای لوسِ مشاور ‫زیبایی، یوتیوبرهای توطئه‌گر 1909 01:53:13,333 --> 01:53:15,292 ‫هر چیزی که کلیک تولید می‌کنه. 1910 01:53:15,458 --> 01:53:18,750 ‫یه جایی بالاخره باید ‫پیاممون رو برسونیم. 1911 01:53:19,875 --> 01:53:21,792 ‫ما رو چی فرض کردی؟ 1912 01:53:21,958 --> 01:53:23,583 ‫کمینترن؟ 1913 01:53:23,750 --> 01:53:26,958 ‫متاسفم بهت اطلاع بدم که ‫شوروی دیگه وجود نداره. 1914 01:53:27,125 --> 01:53:31,375 ‫دیگه خط مشی حزبی نیست، دیگه ‫پیامی نیست که بخوایم برسونیم. 1915 01:53:31,500 --> 01:53:32,875 ‫فقط سیم. 1916 01:53:33,458 --> 01:53:36,208 ‫بیا، بریم. اینجا داریم ‫وقتمون رو تلف می‌کنیم. 1917 01:53:39,500 --> 01:53:41,625 ‫از چه سیمی حرف می‌زنی؟ 1918 01:53:41,792 --> 01:53:43,792 ‫چطوری یه سیم رو میشکونی؟ 1919 01:53:43,958 --> 01:53:46,542 ‫یه بار از یه طرف خمِش ‫میکنی، یه بار از اون طرف. 1920 01:53:46,708 --> 01:53:48,583 ‫همین کارو میکنیم، یوگنی. 1921 01:53:48,750 --> 01:53:50,500 ‫بگو چطوری. 1922 01:53:51,375 --> 01:53:54,542 ‫شبکه‌تو بساز و ببین ‫کی به قلاب گیر میکنه. 1923 01:53:54,708 --> 01:53:58,500 ‫همه‌شون یه وسواس دارن. ‫کلیک‌ها بهمون میگن کدومه. 1924 01:53:58,667 --> 01:54:02,667 ‫یکی ضد واکسن میشه، اون یکی ‫طرفدار زندگی، یا طرفدار انتخاب. 1925 01:54:02,833 --> 01:54:06,292 ‫مهم نیست. ما نمیخوایم ‫کسی رو تغییر بدیم. 1926 01:54:06,458 --> 01:54:09,458 ‫فقط کافیه هرکی یه چیزی ‫داشته باشه که دیوونش کنه. 1927 01:54:09,583 --> 01:54:12,125 ‫و یه نفر که عصبانیش کنه. 1928 01:54:12,292 --> 01:54:13,458 ‫این محاله شکست بخوره. 1929 01:54:13,583 --> 01:54:16,542 ‫نه ترجیحی، نه بحثی. 1930 01:54:16,708 --> 01:54:17,958 ‫همون سیم. 1931 01:54:18,125 --> 01:54:21,833 ‫یه بار از یه طرف خمِش میکنیم، ‫یه بار از اون طرف تا بشکنه. 1932 01:54:22,000 --> 01:54:23,750 ‫فهمیدم. همون سیم. 1933 01:54:24,625 --> 01:54:27,208 ‫ولی خب، همه چی تو ‫اینترنت قابل ردیابیه. 1934 01:54:27,375 --> 01:54:29,708 ‫دیر یا زود گیر میفتیم. 1935 01:54:30,417 --> 01:54:33,042 ‫البته. و ما دنبال همینیم. 1936 01:54:33,208 --> 01:54:35,792 ‫حمایت از متحدامون قابل پیش‌بینیه. ‫ولی اونا چطور واکنش نشون میدن 1937 01:54:35,958 --> 01:54:39,458 ‫وقتی ببینن ما از ‫دشمنامون هم حمایت میکنیم؟ 1938 01:54:39,583 --> 01:54:41,375 ‫فکر میکنن ما احمقیم. 1939 01:54:41,500 --> 01:54:44,542 ‫دیوونه میشن! گیج میشن. 1940 01:54:44,708 --> 01:54:47,083 ‫فقط میفهمن که ما رفتیم تو مغزشون 1941 01:54:47,250 --> 01:54:50,083 ‫تا مدارهای عصبیشون ‫رو دستکاری کنیم. 1942 01:54:50,875 --> 01:54:53,292 ‫آمریکایی‌ها الگوریتم رو ساختن. 1943 01:54:53,458 --> 01:54:54,542 ‫ما هم ازش استفاده میکنیم. 1944 01:54:54,708 --> 01:54:56,292 ‫و بهتر از اونا. 1945 01:54:56,458 --> 01:55:00,042 ‫اونایی که ما رو متهم میکنن به توطئه ‫علیه دموکراسی، متحدامون میشن. 1946 01:55:00,208 --> 01:55:02,708 ‫اونا افسانه‌ی قدرت ‫مطلق ما رو میسازن. 1947 01:55:02,875 --> 01:55:06,458 ‫این بزرگترین راز میشه ‫چون همه باهاش شریکن: 1948 01:55:06,583 --> 01:55:10,042 ‫روس‌ها دنیای مدرن ‫رو کنترل میکنن. 1949 01:55:10,208 --> 01:55:11,708 ‫اونا اربابشن. 1950 01:55:13,208 --> 01:55:16,125 ‫میبینی، این چیزیه ‫که تو سیاست جالبه. 1951 01:55:16,292 --> 01:55:18,542 ‫هرچیزی که توهم قدرت رو میده 1952 01:55:18,708 --> 01:55:21,417 ‫در واقع اون قدرت رو زیاد میکنه. 1953 01:55:27,250 --> 01:55:29,292 ‫لندن ۲۰۱۳ 1954 01:55:38,458 --> 01:55:40,542 ‫- بوریا. ‫- وادیا. 1955 01:55:43,583 --> 01:55:45,625 ‫پیامی داری؟ 1956 01:55:45,792 --> 01:55:48,083 ‫متاسفم، بوریا، هیچ پیامی ندارم. 1957 01:55:48,250 --> 01:55:49,875 ‫پس به چه مناسبتی 1958 01:55:50,042 --> 01:55:51,208 ‫واسه خوشگذرونی. 1959 01:55:53,625 --> 01:55:56,125 ‫اومدی انجمن المپیک ‫بریتانیا رو ببینی؟ 1960 01:55:57,792 --> 01:55:59,708 ‫همیشه خوب مطلعی. 1961 01:55:59,875 --> 01:56:03,000 ‫تزار دیگه فقط به بازی‌های ‫المپیک سوچی علاقه داره. 1962 01:56:03,167 --> 01:56:07,625 ‫رئیس جمهور منو مسئول ‫نظارت بر مراسم افتتاحیه کرده. 1963 01:56:07,792 --> 01:56:11,042 ‫مدال بهترین ترور سیاسی ‫رو هم در نظر گرفتین؟ 1964 01:56:11,208 --> 01:56:12,750 ‫نمیدونم، بوریس. 1965 01:56:12,917 --> 01:56:15,542 ‫مهم اینه که روسیه اول بشه. 1966 01:56:17,250 --> 01:56:18,750 ‫من نگران نیستم. 1967 01:56:19,750 --> 01:56:21,417 ‫شما پیدا میکنین 1968 01:56:21,542 --> 01:56:23,458 ‫بدترین راه حل رو میگم. 1969 01:56:24,083 --> 01:56:25,500 ‫مثل همیشه. 1970 01:56:37,333 --> 01:56:40,875 ‫شاید تو پیامی واسه ‫من نداشته باشی، ولی 1971 01:56:42,792 --> 01:56:44,500 ‫من یکی واسه اون دارم. 1972 01:56:47,917 --> 01:56:49,833 ‫خوبه، پولونیوم نداره. 1973 01:56:50,375 --> 01:56:53,625 ‫این یه نامه واسه ‫تزاره. از ته دله. 1974 01:56:53,792 --> 01:56:55,458 ‫اگه میخوای بخونش. 1975 01:57:01,125 --> 01:57:03,583 ‫"التماس میکنم که منو به ‫عنوان یه مسیحی ببخشی " 1976 01:57:03,750 --> 01:57:05,208 ‫جدی میگی؟ 1977 01:57:05,375 --> 01:57:08,833 ‫من به ایمانش متوسل میشم ‫و خدماتمو بهش پیشنهاد میدم. 1978 01:57:09,000 --> 01:57:11,875 ‫"بر اساس تجربه‌ای که کسب کردم " 1979 01:57:16,667 --> 01:57:19,250 ‫گوش کن، راستش نه! 1980 01:57:21,250 --> 01:57:22,500 ‫زمونه عوض شده. 1981 01:57:22,667 --> 01:57:25,333 ‫تو دیگه تو بازی نیستی. ‫ببخشید که بی‌رحم‌ام. 1982 01:57:25,500 --> 01:57:27,208 ‫من به انسانیتش متوسل میشم. 1983 01:57:28,042 --> 01:57:29,667 ‫کیو مسخره میکنی؟ 1984 01:57:29,833 --> 01:57:32,042 ‫"سختی تبعید " 1985 01:57:32,208 --> 01:57:33,583 ‫"گذشت زمان " 1986 01:57:33,750 --> 01:57:35,250 ‫"مرگی که داره میاد " 1987 01:57:35,417 --> 01:57:36,500 ‫میفهمم. 1988 01:57:37,250 --> 01:57:39,083 ‫ولی این باعث نمیشه اغماض کنه. 1989 01:57:39,250 --> 01:57:43,042 ‫آرامش تموم کردن عمرم ‫تو وطن مادری مون. 1990 01:57:43,208 --> 01:57:45,292 ‫نمیتونه اینو بشنوه؟ 1991 01:57:51,917 --> 01:57:53,458 ‫باید برم. 1992 01:58:01,333 --> 01:58:03,667 ‫با این حال نامه رو بهش بده. 1993 01:58:05,000 --> 01:58:06,625 ‫فکر میکنم ممکنه جواب بده. 1994 01:58:07,458 --> 01:58:09,042 ‫صادقانه. 1995 01:58:11,708 --> 01:58:14,250 ‫کاش میتونستم بهش ‫بگم که جواب میده. 1996 01:58:14,417 --> 01:58:15,708 ‫که تزار تحت تاثیر قرار میگیره 1997 01:58:15,875 --> 01:58:19,625 ‫که تو المپیک، تو جایگاه ‫ویژه، کنار هم میشینیم. 1998 01:58:20,625 --> 01:58:22,125 ‫ازش خوشم میومد. 1999 01:58:22,292 --> 01:58:26,000 ‫با اینکه قدیس نبود، ولی ‫یه شادابی بچگونه داشت. 2000 01:58:26,167 --> 01:58:28,250 ‫تزار که هم‌نوعانشو ‫تبعید کرده بود 2001 01:58:28,417 --> 01:58:32,208 ‫فقط مردای قدرت و اراده‌ی ‫غم‌انگیزشون تو مسکو مونده بودن. 2002 01:58:32,875 --> 01:58:36,875 ‫بدتر از همه اینه که ‫منم توش نقش داشتم. 2003 01:58:39,125 --> 01:58:41,833 ‫خب؟ خوب پیش رفت؟ 2004 01:58:42,000 --> 01:58:43,750 ‫مگه میتونست؟ 2005 01:58:43,917 --> 01:58:46,833 ‫اون بهت کمک کرد. ‫میتونستی بهش دست یاری بدی. 2006 01:58:47,000 --> 01:58:49,833 ‫بوریس نزدیک شدن ‫المپیک سوچی رو میبینه. 2007 01:58:50,000 --> 01:58:52,375 ‫هنوز پول هست که دربیاره 2008 01:58:52,500 --> 01:58:55,458 ‫حتی اگه همه ‫جیباشونو پر کرده باشن. 2009 01:58:55,583 --> 01:58:57,375 ‫تو هم همینطور. 2010 01:58:59,083 --> 01:59:02,792 ‫خوشت میاد؟ لباسای ‫اصلی مراسم افتتاحیه. 2011 01:59:02,958 --> 01:59:04,167 ‫مهمتر از اون 2012 01:59:04,333 --> 01:59:06,792 ‫آیا انجمن المپیک بریتانیا ‫ازش خوشش اومد؟ 2013 01:59:06,958 --> 01:59:08,375 ‫برامون مهم نیست. 2014 01:59:08,500 --> 01:59:12,375 ‫اونا قبلاً المپیک زمستونی رو ‫تو یه شهر ساحلی قبول کردن. 2015 01:59:12,500 --> 01:59:15,500 ‫که هیچ زیرساخت ورزشی نداره. 2016 01:59:16,542 --> 01:59:18,292 ‫بقیه رو دیدی؟ 2017 01:59:19,542 --> 01:59:21,500 ‫نه. واقعاً نه. 2018 01:59:28,417 --> 01:59:32,500 ‫نگاه کن. هر جزیره یه دوره‌ای ‫از تاریخ ما رو نشون میده. 2019 01:59:32,667 --> 01:59:35,250 ‫اونا در حرکتن، تو هوا شناورن. 2020 01:59:35,417 --> 01:59:39,000 ‫کل تاریخ ادبیاتمون ‫قراره به نمایش دربیاد. 2021 01:59:39,167 --> 01:59:41,833 ‫گنبدای سنت باسیل 2022 01:59:42,000 --> 01:59:44,333 ‫و بعدش دریاچه قو. 2023 01:59:47,125 --> 01:59:48,417 ‫خوشت میاد؟ 2024 01:59:52,000 --> 01:59:54,625 ‫وادیا، این روسیه وجود نداره. 2025 01:59:57,208 --> 01:59:58,792 ‫حداقل دیگه نه. 2026 01:59:59,792 --> 02:00:02,833 ‫ولی اونا بودن که قبلاً ‫به ما الهام می‌دادن. 2027 02:00:03,500 --> 02:00:05,208 ‫دیر شده. 2028 02:00:07,125 --> 02:00:08,458 ‫خودت می‌دونی. 2029 02:00:13,042 --> 02:00:14,875 ‫نمی‌تونی روحتو نجات بدی. 2030 02:00:17,208 --> 02:00:20,542 ‫این مراسم فقط نقاب دیکتاتوریه. 2031 02:00:20,708 --> 02:00:23,667 ‫بقیه‌ش بهونه‌های توخالیه. 2032 02:00:26,458 --> 02:00:28,125 ‫من تو رو خوب می‌شناسم. 2033 02:00:31,708 --> 02:00:34,125 ‫این به این معنی ‫نیست که دوستت ندارم. 2034 02:00:35,417 --> 02:00:37,875 ‫ولی من همدستت نمیشم. 2035 02:00:44,583 --> 02:00:46,875 ‫- چیزی براتون بیارم؟ ‫- شامپاین. 2036 02:00:47,042 --> 02:00:48,500 ‫- خانم؟ ‫- همینطور. 2037 02:00:56,667 --> 02:00:58,083 ‫تزار 2038 02:00:59,667 --> 02:01:01,625 ‫قراره دوست ما ‫دیمیتری رو آزاد کنه. 2039 02:01:05,083 --> 02:01:06,375 ‫مطمئنی؟ 2040 02:01:06,917 --> 02:01:08,625 ‫خیلی وقتا بهم گفتی. 2041 02:01:08,792 --> 02:01:10,917 ‫دو هفته قبل از بازی‌ها ‫این کارو می‌کنه. 2042 02:01:12,292 --> 02:01:15,125 ‫رسانه‌های غربی حسابی کیف می‌کنن. 2043 02:01:15,292 --> 02:01:16,625 ‫فکرش همینه. 2044 02:01:29,875 --> 02:01:32,708 ‫نمی‌پرسی امروز چیکار کردم؟ 2045 02:01:32,875 --> 02:01:34,542 ‫خرید که نه. 2046 02:01:35,667 --> 02:01:37,708 ‫تیپ تو نیست. 2047 02:01:37,875 --> 02:01:40,375 ‫یه چیز جدی‌تر. 2048 02:01:40,500 --> 02:01:42,375 ‫کنایه رو ول کن. 2049 02:01:42,500 --> 02:01:44,375 ‫داشتم حدس می‌زدم. 2050 02:01:44,500 --> 02:01:46,250 ‫پیش دکتر زنان بودم. 2051 02:01:51,292 --> 02:01:52,292 ‫حامله‌م. 2052 02:02:04,125 --> 02:02:07,292 ‫- تو به نظر... ‫- آره، یه کم شوکه شدم. 2053 02:02:11,792 --> 02:02:13,667 ‫راستش، خیلی بهم ریختم. 2054 02:02:16,000 --> 02:02:17,542 ‫حرفی ندارم. 2055 02:02:26,292 --> 02:02:29,958 ‫جنگ در کریمه 2056 02:02:30,125 --> 02:02:31,417 ‫طبق اولین مشاهدات 2057 02:02:31,542 --> 02:02:34,458 ‫مرگ بوریس برزوفسکی ‫به خاطر حلق‌آویز شدن بوده. 2058 02:02:34,583 --> 02:02:38,125 ‫برزوفسکی دیشب تو اقامتگاهش ‫تو اسکات مرده پیدا شده. 2059 02:02:38,292 --> 02:02:41,000 ‫پزشک قانونی هیچ اثری ‫از درگیری پیدا نکرده. 2060 02:02:41,167 --> 02:02:43,333 ‫ورود ممنوع شده تا بررسی کنن 2061 02:02:43,500 --> 02:02:46,750 ‫که سم شیمیایی، بیولوژیکی ‫یا هسته‌ای وجود نداشته باشه. 2062 02:02:52,167 --> 02:02:54,458 ‫باید همینجوری تموم می‌شد. 2063 02:02:54,583 --> 02:02:56,167 ‫از تبعید رنج می‌برد. 2064 02:02:58,167 --> 02:02:59,417 ‫دلم براش تنگ میشه. 2065 02:02:59,917 --> 02:03:02,292 ‫اون یه چهره‌ی نفرت‌انگیز ‫از اپوزیسیون نشون می‌داد. 2066 02:03:02,458 --> 02:03:04,083 ‫این برای ما ارزشمند بود. 2067 02:03:05,250 --> 02:03:08,083 ‫اینم برنامه‌ی مراسم افتتاحیه. 2068 02:03:09,250 --> 02:03:11,375 ‫طبق دستورالعمل‌های تو آپدیت شد. 2069 02:03:18,375 --> 02:03:20,375 ‫دفت پانک چیه؟ 2070 02:03:20,500 --> 02:03:22,500 ‫موسیقی الکترونیکه. 2071 02:03:22,625 --> 02:03:24,125 ‫شماره یک تو دنیاست. 2072 02:03:25,292 --> 02:03:28,208 ‫دو تا فرانسوی که هیچ‌وقت ‫کلاه‌های رباتیشون رو درنمیارن. 2073 02:03:28,375 --> 02:03:30,750 ‫این بخش تو نسخه‌ی قبلی نبود. 2074 02:03:30,917 --> 02:03:34,417 ‫اونا پنج تا جایزه‌ی گرمی ‫بردن. باید خودتو آپدیت کنی. 2075 02:03:34,542 --> 02:03:36,625 ‫گروه کُر پلیس قراره آهنگ ‫معروفشون رو بازخوانی کنه. 2076 02:03:37,708 --> 02:03:40,083 ‫مراسم رو تبدیل می‌کنه به یه مسخره‌بازی. 2077 02:03:43,458 --> 02:03:45,625 ‫دلایلت رو به ایگور توضیح بده. 2078 02:03:46,333 --> 02:03:50,000 ‫این همونیه که مردم می‌خوان ‫باهاش برقصن. به همین سادگی. 2079 02:03:50,167 --> 02:03:51,417 ‫این مسخره میشه. 2080 02:03:51,542 --> 02:03:52,708 ‫این کیچ میشه. ‫(آثار هنری با ظاهر زیبا اما کلیشه‌ای) 2081 02:03:52,875 --> 02:03:55,500 ‫کل دنیا، سه میلیارد تماشاچی 2082 02:03:55,667 --> 02:03:58,250 ‫منتظر بزرگترین نمایشی‌ان ‫که تا حالا دیده شده. 2083 02:03:58,417 --> 02:04:01,167 ‫این نمیتونه چیزی ‫جز اوج کیچ باشه. 2084 02:04:02,250 --> 02:04:05,583 ‫کیچ تنها زبان ممکنه 2085 02:04:05,750 --> 02:04:08,292 ‫اگه بخوایم با توده‌ی ‫مردم ارتباط برقرار کنیم. 2086 02:04:08,458 --> 02:04:11,625 ‫- ما می‌خوایم روسیه‌مون رو بهشون نشون بدیم. ‫- هیچ‌کس نمی‌خواد روسیه‌ی تو رو ببینه. 2087 02:04:11,792 --> 02:04:15,375 ‫تازه، تو هیچی برای نشون دادن ‫نداری و کارت پنهان کردنه. 2088 02:04:15,917 --> 02:04:18,875 ‫ما می‌خوایم یه تصویر ‫از یه روسیه‌ی باز بدیم 2089 02:04:19,042 --> 02:04:22,333 ‫مطمئن از خودش، ولی ‫همچنین قادر به لبخند زدن. 2090 02:04:22,500 --> 02:04:25,083 ‫دنیای امروز این ‫خودانتقادی رو می‌خواد 2091 02:04:25,250 --> 02:04:27,833 ‫نه بالالایکا‌های تو، ایگور. 2092 02:04:28,000 --> 02:04:31,208 ‫می‌فهمی چی میگم یا چرت و پرته؟ 2093 02:04:32,167 --> 02:04:33,167 ‫چی می‌خوای 2094 02:04:35,458 --> 02:04:36,708 ‫وادیا 2095 02:04:37,250 --> 02:04:39,000 ‫یه آکروباته. 2096 02:04:39,167 --> 02:04:42,500 ‫هنرمند برای سیاستمدارا، ‫سیاستمدار برای هنرمندا. 2097 02:04:42,667 --> 02:04:44,417 ‫حواست باشه، وادیا. 2098 02:04:44,542 --> 02:04:47,250 ‫دیر یا زود، ممکنه ‫از روی طناب بیفتی 2099 02:04:47,417 --> 02:04:49,458 ‫و پخش زمین شی. 2100 02:04:53,083 --> 02:04:54,417 ‫من اعلام می‌کنم 2101 02:04:54,542 --> 02:04:58,875 ‫بیست و دومین بازی‌های ‫المپیک زمستانی سوچی 2102 02:04:59,042 --> 02:05:00,250 ‫آغاز شد. 2103 02:05:02,583 --> 02:05:04,792 ‫احتمالاً باید اون شب می‌رفتم. 2104 02:05:04,958 --> 02:05:08,250 ‫کتاب رو تو همین صفحه ‫می‌بستم، یه پایان خوب برای من. 2105 02:05:22,292 --> 02:05:25,458 ‫استقلال‌طلب‌های اوکراینی ‫از آتش‌بس المپیک استفاده کردن 2106 02:05:25,583 --> 02:05:28,042 ‫تا دوباره میدان ‫مایدان رو اشغال کنن. 2107 02:05:29,625 --> 02:05:31,667 ‫دو روز قبل از پایان بازی‌ها 2108 02:05:31,833 --> 02:05:34,375 ‫اونا رئیس‌جمهور طرفدار روسیه، ‫یانوکوویچ رو سرنگون کردن 2109 02:05:34,500 --> 02:05:36,125 ‫که همون روز فرار کرد. 2110 02:05:37,208 --> 02:05:39,167 ‫هرج و مرج حاصل ‫از اون به تزار می‌داد 2111 02:05:39,333 --> 02:05:41,750 ‫یه بهانه‌ی طلایی ‫برای حمله به اوکراین. 2112 02:05:45,292 --> 02:05:48,542 ‫تک‌تیراندازهای روسی بیش ‫از صد معترض رو کشتن. 2113 02:05:48,708 --> 02:05:50,417 ‫میگن که شما مسئولشین. 2114 02:05:52,333 --> 02:05:53,625 ‫کی میگه؟ 2115 02:05:53,792 --> 02:05:55,083 ‫اوکراینی‌ها. 2116 02:05:55,875 --> 02:05:57,500 ‫طبق ایمیل‌های خودتون. 2117 02:05:58,833 --> 02:06:01,458 ‫دست شما به خون اوکراینی‌ها آلوده‌ست. 2118 02:06:10,250 --> 02:06:12,625 ‫شب قبل از مراسم اختتامیه 2119 02:06:12,792 --> 02:06:14,750 ‫در راستای نقشه‌ی بزرگش 2120 02:06:15,292 --> 02:06:17,792 ‫تزار تصمیم گرفت ‫کریمه رو ضمیمه کنه. 2121 02:06:19,875 --> 02:06:22,458 ‫کریمه جزوِ اوکراین بود. 2122 02:06:23,625 --> 02:06:27,625 ‫قرار نبود نیرو بفرستیم به ‫یه کشور مستقل حمله کنیم. 2123 02:06:29,208 --> 02:06:33,625 ‫شما سربازای روسی فرستادین ‫که هیچ نشون ملی‌ای نداشتن. 2124 02:06:33,792 --> 02:06:37,500 ‫"مردای سبزپوش کوچولو"، ‫همکارای خبرنگارتون می‌گفتن. 2125 02:06:37,667 --> 02:06:40,292 ‫وقتی زالدواستانوف و گرگ‌های شبش 2126 02:06:40,458 --> 02:06:43,125 ‫در کریمه پیاده شدن، شما ‫داشتین نخ‌ها رو می‌کشیدین. 2127 02:06:43,292 --> 02:06:46,667 ‫درسته. من بهشون ‫یه نقش فرعی سپردم. 2128 02:06:47,500 --> 02:06:49,583 ‫نقش‌های فرعی مهمن. 2129 02:06:51,000 --> 02:06:53,000 ‫تا وقتی که جوگیر نشن. 2130 02:07:17,333 --> 02:07:19,250 ‫پرچمای ما رو دیدی؟ 2131 02:07:19,708 --> 02:07:23,000 ‫دیگه از پرچمای فدراسیون ‫روسیه استفاده نمی‌کنیم. 2132 02:07:23,167 --> 02:07:25,208 ‫ما چیزای دیگه‌ای تو سرمون داریم. 2133 02:07:25,375 --> 02:07:29,458 ‫ما دیگه یه فدراسیون ‫نیستیم. ما فاتحیم. 2134 02:07:31,292 --> 02:07:34,833 ‫ما کریمه رو از ‫اوکراینی‌ها پس گرفتیم. 2135 02:07:35,000 --> 02:07:37,333 ‫به زودی کل دونباس روسی میشه. 2136 02:07:37,500 --> 02:07:39,583 ‫وقتشه یه جمع‌بندی کنیم. 2137 02:07:39,750 --> 02:07:41,500 ‫جمع‌بندی. واقعاً. 2138 02:07:41,667 --> 02:07:43,583 ‫من یه مرد عملم. 2139 02:07:43,750 --> 02:07:46,167 ‫ما اینجاییم تا از ارتش ‫روسیه حمایت کنیم. 2140 02:07:46,333 --> 02:07:48,417 ‫ما براتون پیروزی رو میاریم. 2141 02:07:48,542 --> 02:07:50,458 ‫کی حرف از پیروزی میزنه؟ 2142 02:07:51,792 --> 02:07:54,833 ‫هدف ما تو اوکراین فتح نیست. 2143 02:07:55,000 --> 02:07:56,417 ‫هرج و مرجه. 2144 02:07:57,542 --> 02:07:59,417 ‫اوکراینی‌ها به خودشون گفتن 2145 02:07:59,542 --> 02:08:02,417 ‫که انقلاب نارنجی‌شون باعث ‫میشه اونا وارد اروپا بشن. 2146 02:08:02,542 --> 02:08:05,500 ‫اون اونا رو برمی‌گردونه ‫به قرون وسطی. 2147 02:08:05,667 --> 02:08:09,083 ‫قولای غربی‌ها، همیشه ‫یه جور تموم میشه. 2148 02:08:09,250 --> 02:08:10,958 ‫اونا سر اولین مانع ولت می‌کنن 2149 02:08:11,125 --> 02:08:13,292 ‫و تو تنها میمونی تو ‫کشور ویرون‌شده‌ت. 2150 02:08:13,458 --> 02:08:15,125 ‫اینه درس این داستان. 2151 02:08:16,042 --> 02:08:19,000 ‫این جنگ تو واقعیت جنگیده نمیشه 2152 02:08:19,167 --> 02:08:21,000 ‫بلکه تو ذهن تماشاگرا 2153 02:08:21,167 --> 02:08:22,625 ‫تو اخبار تلویزیون. 2154 02:08:22,792 --> 02:08:25,792 ‫تو مسکو، تو کی‌یف، تو برلین. 2155 02:08:25,958 --> 02:08:30,000 ‫شما بازیگرای یه درام ‫هستین که از شما فراتره 2156 02:08:30,167 --> 02:08:32,750 ‫و طنین‌اندازه خیلی ‫فراتر از این مرزا. 2157 02:08:38,167 --> 02:08:42,083 ‫یا قبول می‌کنی یه مهره باشی ‫تو بازی من، با همه‌ی مزایا 2158 02:08:42,250 --> 02:08:46,250 ‫یا نه. ولی بدون که من میتونم ‫هر وقت بخوام از کار بندازمت. 2159 02:08:46,417 --> 02:08:49,833 ‫و اون وقت، اوضاع ‫برات سخت‌تر میشه 2160 02:08:50,000 --> 02:08:53,250 ‫گرگ‌هات و کار و ‫کاسبی‌های کوچیکتون. 2161 02:08:54,042 --> 02:08:55,208 ‫که رونق دارن 2162 02:08:55,375 --> 02:08:56,750 ‫اونطور که شنیدم. 2163 02:09:15,000 --> 02:09:17,375 ‫میشه یه لحظه مزاحمتون ‫بشم، وادیم الکسیویچ؟ 2164 02:09:17,500 --> 02:09:18,708 ‫خواهش می‌کنم. 2165 02:09:20,500 --> 02:09:23,292 ‫سفرت به لوهانسک ‫چطور گذشت؟ خوب بود؟ 2166 02:09:23,458 --> 02:09:26,500 ‫حتماً گزارش‌ها رو از ‫سرویس‌هات خوندی. 2167 02:09:27,917 --> 02:09:30,292 ‫ما از آمریکایی‌ها خبر داریم. 2168 02:09:30,792 --> 02:09:31,792 ‫چه خبر؟ 2169 02:09:31,958 --> 02:09:33,875 ‫میگن یه لیست سیاه درست کردن 2170 02:09:34,042 --> 02:09:35,792 ‫از آدمای ناخواسته. 2171 02:09:36,458 --> 02:09:38,042 ‫اسم تو هم توش هست. 2172 02:09:38,917 --> 02:09:41,625 ‫باید نیویورک رو فعلاً فراموش کنی. 2173 02:09:42,917 --> 02:09:46,208 ‫تحریم‌های الحاق ‫کریمه. کِی شروع میشن؟ 2174 02:09:46,375 --> 02:09:47,458 ‫دوشنبه. 2175 02:09:48,708 --> 02:09:51,625 ‫چه خوب که دیگه ‫نیویورک رو دوست ندارم. 2176 02:09:52,583 --> 02:09:54,875 ‫یه چیز دیگه هم شنیدم. 2177 02:09:57,167 --> 02:09:58,208 ‫بگو. 2178 02:09:58,833 --> 02:10:00,708 ‫فردا رسمی میشه. 2179 02:10:00,875 --> 02:10:04,625 ‫اسم تو تو لیست ‫اروپایی‌ها هم هست. 2180 02:10:05,750 --> 02:10:07,083 ‫پاریس 2181 02:10:07,250 --> 02:10:08,542 ‫لندن 2182 02:10:08,708 --> 02:10:10,000 ‫تموم شد. 2183 02:10:10,792 --> 02:10:12,792 ‫میگن دلت برای ناپل تنگ میشه. 2184 02:10:16,583 --> 02:10:18,792 ‫بیشتر از این مزاحمت ‫نمیشم، وادیم الکسیویچ. 2185 02:10:19,500 --> 02:10:21,792 ‫باید یه کارایی بکنی. 2186 02:10:21,958 --> 02:10:23,000 ‫و زود. 2187 02:11:06,208 --> 02:11:08,000 ‫لیونیا، در جریانی؟ 2188 02:11:08,500 --> 02:11:10,750 ‫آره، امشب یا نهایتاً فردا. 2189 02:11:11,625 --> 02:11:14,208 ‫مصاحبه نه، فقط یه بیانیه. 2190 02:11:14,375 --> 02:11:15,542 ‫یادداشت میکنی؟ 2191 02:11:18,000 --> 02:11:20,083 ‫"من این تحریم‌ها ‫رو یه اسکار میدونم 2192 02:11:20,250 --> 02:11:22,875 ‫که کل دوران فعالیت ‫سیاسی منو تاج‌گذاری میکنه. 2193 02:11:23,667 --> 02:11:27,083 ‫"این یعنی من شرافتمندانه ‫به کشورم خدمت کردم." تموم. 2194 02:11:28,250 --> 02:11:29,500 ‫نه، همین. 2195 02:11:29,667 --> 02:11:30,708 ‫ممنون. 2196 02:12:05,625 --> 02:12:06,667 ‫کسنیا؟ 2197 02:12:07,917 --> 02:12:10,917 ‫وسایلتو جمع کن. ‫یه ربع دیگه میرسم. 2198 02:12:13,125 --> 02:12:15,708 ‫چند ساعت بعد، ما ‫تو استکهلم فرود اومدیم 2199 02:12:15,875 --> 02:12:18,333 ‫برای آخرین آخر هفته اروپاییمون. 2200 02:13:01,083 --> 02:13:03,208 ‫فکر کنم باید این اتفاق میفتاد. 2201 02:13:04,500 --> 02:13:06,500 ‫فقط خودت میتونستی ‫ازش جلوگیری کنی. 2202 02:13:06,625 --> 02:13:07,792 ‫با استعفا دادن؟ 2203 02:13:07,958 --> 02:13:09,042 ‫مثلاً. 2204 02:13:11,625 --> 02:13:15,500 ‫قدرت یه اعتیاده. ترک کردنش سخته. 2205 02:13:15,667 --> 02:13:17,875 ‫قبلاً، وقتی این حرفای ‫کلیشه‌ای رو میزدی 2206 02:13:18,042 --> 02:13:19,750 ‫به گوش من طعنه می‌اومد. 2207 02:13:20,500 --> 02:13:21,542 ‫این بار نه. 2208 02:13:21,708 --> 02:13:22,917 ‫طعنه‌ای نبود. 2209 02:13:24,042 --> 02:13:26,500 ‫جنگ اوکراین، مثل بقیه چیزاس. 2210 02:13:26,625 --> 02:13:29,208 ‫من نخواستمش. حتی ‫باهاش مخالفت کردم. 2211 02:13:29,375 --> 02:13:30,500 ‫این حرف توئه. 2212 02:13:30,625 --> 02:13:31,708 ‫درسته. 2213 02:13:32,375 --> 02:13:33,750 ‫من میگم. 2214 02:13:34,458 --> 02:13:37,875 ‫و اینم میگم که وقتی ‫تزار تصمیمشو گرفت 2215 02:13:38,500 --> 02:13:41,250 ‫من هر کاری تونستم ‫کردم تا موفق بشه. 2216 02:13:41,417 --> 02:13:42,750 ‫از روی عادت. 2217 02:13:44,125 --> 02:13:45,375 ‫از روی غرور. 2218 02:13:46,500 --> 02:13:47,958 ‫و چون می‌تونستم. 2219 02:13:48,125 --> 02:13:49,333 ‫بدون هیچ عذاب وجدانی. 2220 02:13:49,500 --> 02:13:50,500 ‫درسته. 2221 02:13:50,667 --> 02:13:52,500 ‫از اولش همین‌جوری بود. 2222 02:13:53,208 --> 02:13:56,750 ‫با بمب‌گذاری‌های ‫مسکو و جنگ تو چچن. 2223 02:13:57,500 --> 02:14:00,000 ‫با دستگیری دیمیتری و ‫سقوط بوریس برزوفسکی. 2224 02:14:00,167 --> 02:14:03,458 ‫و حالا، قتل‌های مایدان. 2225 02:14:04,333 --> 02:14:06,792 ‫من هیچ‌کدوم از اینا رو نخواستم 2226 02:14:06,958 --> 02:14:10,083 ‫ولی هر بار، کار ‫خستگی‌ناپذیرمو وقفش کردم. 2227 02:14:10,250 --> 02:14:11,833 ‫و حالا تو خسته‌ای. 2228 02:14:12,792 --> 02:14:14,917 ‫روسیه پدربزرگمو بلعید. 2229 02:14:16,208 --> 02:14:19,042 ‫تو پدرمو می‌شناختی، اونم بلعیدش. 2230 02:14:19,875 --> 02:14:22,500 ‫من نمی‌دونم نجات ‫پیدا می‌کنم یا نه. 2231 02:14:22,667 --> 02:14:23,875 ‫احتمالاً نه. 2232 02:14:25,542 --> 02:14:27,542 ‫به هر حال، خیلی دیره. 2233 02:14:30,917 --> 02:14:32,875 ‫ولی بچه‌مون نجات پیدا می‌کنه. 2234 02:14:56,667 --> 02:14:57,750 ‫کسنیا؟ 2235 02:15:01,375 --> 02:15:02,458 ‫کسنیا! 2236 02:15:08,820 --> 02:15:15,820 ارائه‌شده توسط سینما دریمینگ@CinemDreaming 2237 02:15:45,833 --> 02:15:49,208 ‫من هیچ‌وقت با دل ‫خوش نرفتم نوو-اوگاریوو. 2238 02:15:49,375 --> 02:15:51,583 ‫اون فضای خشک و ‫ورزشی افسرده‌م می‌کرد. 2239 02:15:51,750 --> 02:15:55,833 ‫یه بار که از استکهلم ‫برگشتم، دیگه پامو اونجا نذاشتم. 2240 02:15:56,000 --> 02:15:58,083 ‫اعتماد یه شاهزاده امتیاز نیست 2241 02:15:58,250 --> 02:15:59,875 ‫بلکه یه حکم محکومیت‌ه. 2242 02:16:00,042 --> 02:16:03,500 ‫من نقشمو بازی کرده ‫بودم، دیگه به دردم نمی‌خورد. 2243 02:16:04,125 --> 02:16:07,125 ‫یه جایی، دیگه عادت ‫دیدن منو از دست داد. 2244 02:16:07,292 --> 02:16:08,417 ‫همین. 2245 02:16:09,625 --> 02:16:11,750 ‫اون زود بیدار می‌شه، ‫تخم‌مرغ تازه صبحونه می‌خوره 2246 02:16:11,917 --> 02:16:14,500 ‫از مزرعه‌ی پاتریارک کیریل. 2247 02:16:14,667 --> 02:16:17,542 ‫اونجاست که یادداشت‌های ‫محرمانه رو می‌خونه 2248 02:16:17,708 --> 02:16:19,542 ‫و دستوراتشو صادر می‌کنه. 2249 02:16:20,167 --> 02:16:23,000 ‫بعدش یه کیلومتر شنا می‌کنه. 2250 02:16:23,167 --> 02:16:25,417 ‫اولین بازدیدکننده‌هاش ‫کنار استخر منتظرن. 2251 02:16:25,542 --> 02:16:28,250 ‫وزرا، مشاوران، مدیران شرکت‌ها. 2252 02:16:29,083 --> 02:16:33,000 ‫کاروان ریاست‌جمهوری ‫اوایل بعدازظهر راه می‌افته. 2253 02:16:33,625 --> 02:16:36,083 ‫خیابونا نیم ساعت زودتر بسته شدن. 2254 02:16:36,250 --> 02:16:40,541 ‫از نوو-اوگاریوو تا کرملین، پوتین ‫از پایتخت یخ‌زده‌ش عبور می‌کنه. 2255 02:16:41,291 --> 02:16:43,375 ‫اون‌وقت روز واقعی‌ش شروع می‌شه. 2256 02:16:44,541 --> 02:16:47,000 ‫که گاهی وقتا تا ‫سپیده‌دم طول می‌کشه. 2257 02:16:50,083 --> 02:16:51,875 ‫فقط یه نفر نمی‌خوابه 2258 02:16:53,250 --> 02:16:57,041 ‫و هر کی تو مسکو مهم ‫باشه، تو بیداریش شریکه. 2259 02:16:57,625 --> 02:16:59,541 ‫مثل زمان استالین. 2260 02:17:01,583 --> 02:17:02,833 ‫کیه اونجا؟ 2261 02:17:06,208 --> 02:17:07,583 ‫سلام، عزیزم. 2262 02:17:08,625 --> 02:17:10,291 ‫می‌تونم با ماچکا بازی کنم؟ 2263 02:17:10,458 --> 02:17:12,500 ‫البته. مزاحممون نیستی. 2264 02:17:13,875 --> 02:17:15,416 ‫کجاست؟ 2265 02:17:15,541 --> 02:17:17,125 ‫ماچکا کجا رفته؟ 2266 02:17:17,291 --> 02:17:18,625 ‫- زیر میزه؟ ‫- نه. 2267 02:17:18,791 --> 02:17:20,333 ‫- زیر میز نیست؟ ‫- نه. 2268 02:17:20,500 --> 02:17:21,791 ‫- زیر بالشته؟ ‫- نه. 2269 02:17:21,958 --> 02:17:23,291 ‫- مطمئنی؟ ‫- نه. 2270 02:17:23,458 --> 02:17:25,041 ‫- اون زیر پیانوئه؟ ‫- نه. 2271 02:17:26,708 --> 02:17:29,041 ‫- اونجاست! ‫- ایناهاش! 2272 02:17:39,208 --> 02:17:42,541 ‫تمام خوشبختی‌ای که ‫داشتم، تو وجود اونه. 2273 02:17:43,416 --> 02:17:44,500 ‫بابا 2274 02:17:44,666 --> 02:17:48,125 ‫ماچکا چی می‌گفت اگه ‫می‌تونست حرف بزنه؟ 2275 02:17:48,291 --> 02:17:49,708 ‫فکر کنم می‌گفت: 2276 02:17:49,875 --> 02:17:51,750 ‫"اگه یه خرگوش واقعی داشتم، ‫بیشتر بهم خوش می‌گذشت." 2277 02:17:51,916 --> 02:17:53,541 ‫بابا! 2278 02:17:53,708 --> 02:17:55,125 ‫اون می‌گفت: 2279 02:17:55,291 --> 02:17:57,583 ‫"آنیا، من بیشتر از ‫هر چیزی دوستت دارم. 2280 02:17:57,750 --> 02:17:59,791 ‫"فقط می‌خوام با تو بازی کنم." 2281 02:18:01,625 --> 02:18:03,500 ‫من عاشق گربه‌ها نیستم. 2282 02:18:03,625 --> 02:18:06,250 ‫ولی تا کی می‌تونم خوشحالش کنم؟ 2283 02:18:07,375 --> 02:18:09,875 ‫قبل از آنیا، من ‫ترس رو نمی‌شناختم. 2284 02:18:10,041 --> 02:18:13,750 ‫از اولین باری که دیدمش، ‫تو وحشت زندگی می‌کنم. 2285 02:18:13,916 --> 02:18:16,791 ‫زندگی من تو دستای ‫اونه، نه برعکس. 2286 02:18:17,750 --> 02:18:20,208 ‫دخترم نه ساعت‌ها رو ‫می‌شماره نه روزها رو. 2287 02:18:21,458 --> 02:18:23,416 ‫من همیشه تو آینده زندگی می‌کردم. 2288 02:18:25,791 --> 02:18:27,875 ‫اون به من حال رو هدیه داد. 2289 02:19:38,257 --> 02:19:45,257 ‫مترجم: اشکان هیدی 2290 02:20:12,042 --> 02:20:14,583 ‫جادوگر کرملین 2291 02:20:18,833 --> 02:20:21,750 ‫بر اساس رمانی ‫از جولیانو دا امپولی 229206

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.