Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
اینجا تکنولایت، هرپیترین بروشگاه آنلاین موبایل ایران. از بین این همه گوشی چهار
تا ایپل سیزده برای تماس. بدون خرید همینطوری تو بارکشی شرکت کنید. برای سبت
دایدان همتامو با دیده جنگران به خرید تکنولایت برداریم.
PYM JBZ
شاهدین بر طلوع
موسیقی
بابال فوتو
امروز در حضور پرنور شخص شخیط قبله عالم حکم
معدوم شدن شیر محمد استخرابادی عباب جمعی قرابل خانه
همایونی و خاجه موسوم به نوروز خان که وجوب قتلشان با عدله
محکم به ثبوت و اثمات رسیده به موقع اجرا گذاشته می شود
در پقری قتل کنیز تازه در گذشته موثوم به گلندام از خدمتگذاران
حرم سرای همایونی اغاریری از متهمین به دست آمده که نشان می دهد
این قراب ولقبی سگان با معازدت این خاجه کریخ خسال
مرحومه مذکوره را از عرق سلطانی کوچ دادد این ملعون
پس از اتفاق قراید شهوانی و شیطانی به جهت ترسی
که به جانش می افتد کار کنید بینبارا یک سرمی
جناب همایون این مرد که قرار امروز همراه این خاجه کیفر ببینه هم لباس ماست
این میرغذب هم که دستش لرزیت هم لباس ماست ما قرابل ها بین
خودمون عهدی داریم عهدی قدیمی برای این که هیچ وقت روی هم دیگه تیخ نکشیم
قرابل روی قرابل تیخ نمی کشه درسته؟
برادر کشی خلاف عهد دیرین ماست درسته؟ درسته ما برادر کش نیستیم
درسته؟ درسته
ولی
حکم خاقان حکم خاقانه حکمی که بالاتر از تمام عهدها و
پیمانها است از خواهم رفیق اما اینجا ملک سلطانه
حساب و کتاب همه چیستن با قدر قدرت دورانه
زیر مدر
ببینیم اگه بستا کلی کار دیخته سرم
خیلی خوب
این نوبرم که باختی آقا سیا باش فکر نمی کنی وقتش رسده لونگی بندازی به این که
به خدیجت هجیشی نمی رسده خیلی خیلی بله چیزی من همینطور شیری میتونم همینطور که
نبختم ای روتو برم نفه نشید
سیا باش مزقره وازی در نیار بیا بیرون میچایا
بیا باش
سیاه باش سیاه باش جان
سیاه باش بختی خلیجه خانم بختی
برون برون برون برون برون برون برون برون برون برون برون برون برون برون برون برون
میزنن آه اوه اوه اوه اوه اوه اوه اوه اوه اوه
اوه اوه اوه اوه
اوه
حرف اضافه منقوفه فرزی یه بار دیگه ببینم این دورو برداری فوزولی میکنی خشتکتو
میکشن گستر تا باتو بینم تا فیلن خشتکتو از رو بند خوش بچه
افقرا شیطانی میگه
برم شخل فخلش خونه با خیلی خوبه لطفا اینو خدا بده
بیا باش نره باقا جونم بگه خب بره بگه
آقا جونت میاد از من بیروس داستان چیه منم میگم همه عمر بر ندارم خرد اون
خمار من که هنوز من نبودم که تو در دلم نشست
چه رفت گردی؟
تطور؟ کار میشه تا صبح بودیم
اینه جناب سعدی و عرمانی تو برده
نوکران دولت و دربار شرف حضور دارن تا شرح امور خطیر
مملکت و خدمات کثیره دولت را به عرض مبارک همایونی برسنند
در مرتبه مقدم و اولا صدر اعظم دولت علیه ایران
امیر تومان و امیر نویان صاحب نشان تمثال همایون از نوع
درجه اول جناب عرفه امجد اشرف آلی جناب
میزداغاخان نوری خلام بر سلطان کیبان وغار گردون
اقتدار سلیمان زمان کیخسروی دوران شرح خدمات
چاکران این دولت علیه
اول
افتتاح مدرسه علوم جدیده موثوم به مدرسه مبارک دارالفنون.
دویم. مرسب کردن ترکیبات چندین صنعت بابرکت از قبیل تصویه
شکر، قند سازی، بلور سازی، کاغذ سازی و نصاجی. سیم.
استخدام معلمین فنون نظامی اطریشی به جهت کارخانه اصله سازی و
توب سازی. چهارم.
جهتارت این چاکر رو ببخشی جناب صدرعظم اما بیراه نرفته باشم وجود مبارک
همایونی خواهان استماع خدمات جنابالی هستن نه صدرعظم مرخون
تذکر جناب عزیز خانم و کی بسیار به جا
بیار میکردیم این مجلس به جهت استماع اقدامات از زمان شروع صدارت شما برقرار
شد اما به ذکر مواردی پرداختید که مقدمات اکثر اونها در زمان صدر عظم پیشی
محیا شده بود.
البته ما به حسن رأی و تدبیر شما وصوق کامل داریم جناب نوی. پرای همین لقب شخص
مملکتی به شما اطاع کردیم.
اما خوش داریم در نوبت بعدی که شرف حضور داشتید ما رو از اقدامات خودتون منطلب
کنید.
خدا بند روح تمام رفتگان این خاک.
الان خصوص میرزا تقیخان امیر کبیر رو قرین رحمت بداریم
اهده
امیر کبیر تمام شده هایان نبینیم شما در اهده خود با این مملکت چه می
کنید
گذاشتیم ولی به دل یخ گذاشتیم روزش که بشه
میبینی آفتابه شخص اول مملکت چقدر آب بر میداره
مکری مکار باش تا صبح دولتت بدمد جناب آقا خان
نوری انشالله که میدمد
خودتی علی خان؟ از اون روزی که به دستور شام رگ دست امیر
نظام موزدم یه شب خود راحت ندارم تو مهموری و
محضور زیاده داری به خودت وقت میگیری تو
منجی تاج و تخت شدی امیر خطرناک شده بر بر از امشب
را
موسیقی
ای دهن فرزی پوزول گلاب میگفت این دختر جنون مردم آزاری داره خفه خفه تو خجالت
نمی کشی این وقت روز به جایی کار چورت چرچری میزنی؟ زهر
مار بس این همه چوب و درخت آقا داداشو شما تبرکش کرده؟ بعدش هم
باید هم خواب چشایی کنیم خوبه حالا
بگو ببینم ماشقاتو نوشتی؟
میبینی که چقدر سرم شونده بحونه نیار زیر قلق قرارت هم نزدن نوشتی یا نه؟ شما
تکلیف کردی چاکرت هم اجابه دیگه اون دوات هم و قلم هم کاغذ هم بقیه بشه
پس دب نکنه چقدر گوش نکنه بقیه وقت کم بود کم نوشتن چرا وقت
نشد؟ لنگ زهره کار ده
این چیه؟ اینجوری مشق می نویسن سیا باش سعدیو چرا با سات
نویسی؟ سیا باش چار خط نویشتی ده تا غلط داری نوبره والا از توله
رو ببین اینقدر خوب خط می نویسه همین روزا تاکه بشه امرون ببره مصطفیش کنه تو چی؟
خودت بی ثواد می مونی من بی ثوادم؟ من خونم بلدم
خریجه خوبم بلدم نویشتنم بده که چشم اونم اینقدر مینی بیتزم تو یاد بگیرم سعدی غلم
به سختی رفته است و نیک بختی پس هرچه پیشت آید گردم بنه غذا را کاری داره؟ قرار شد
هم حفظ کنی این غذا را هم ازش کتابت کنی خدیجه من چه به شیراز سعدی شیرالی من همون
دو خدشهری هم که حفظ کردم بخاطر دل تو بود بعدشم کسی که هر روزی روی ماهو میبینه
باید بروازوشو قلومبر کنه که یه وقت کسی جورت نکنه علی؟
به دختر روستاش چپ نگاه کنه میگم تو که اینقدر قشنگ زبون میریزی خب یاد بکن
قشنگم خط منویسی دیگه بهتره دقل کار دقل کار بهتره از فراموشگاره
گیرم هیچیز شرط هیچیز نیست
آی گفتی گفتی ببین خدیجه این برور
جادو هم فهمید تو جونه بری هستی
بفرما ناناشو
چیه؟
حدیجه؟
نگو
که ازش میترسیم این بند خوده که کاری به کاری کسی نداره
بدیشم تو وقتی من هستم از هیچ چی نمیترسی تمیدی؟
سیاه باش من چند شب پیشی خواب خیلی بد دیدم خیلی روشه کدیجه
کدیجه چی شده گرنسا؟ کدیجه کد خودو ممور آورده
در خونه بات خرد خرد؟ این نقطه سال؟
برای که هم برای که هم از این
بابا
من هرچی میگم شما باز حرف خودتون میذاریم حرف من روشنه ای کت خدا آسین کوهنه و دست
نداریم امسال نیسته کشت احالی رو تگرد باطل کرد خب؟ پول پرچین هاشونو ندارن بدن
ما به اونا مولد دادیم حالا شما برای ما فرج بگیر از این حاکمشه اونا؟ من معمورم و
مزدور امروز باید وصول بشه این سربازار حاکم فرستاده آدم من نیستن
ببینون استنکارت میکنین خون بفا میکنن
سلام
آقادون سلام سیده اینا چرا لشگرد میشینم سیده ای سختنم شوابون داخل
آقایی کت خودتن آقا
اصلا نیازی به خون و خوندیدی و سرباز و لشگرکشی نیستش آقا شما میدید چقدر شده مال
تقدیمتون کنید؟ باقتونو که تگک زده بله زراعتم که ندارین بگم
گندم و آرد بدیم متبقیه اما کسب و کار نجاریتون برقراره
نه آقا چه برقراری؟ خیلی خوب این نوبه سه اشرفی بدین تا بعد
ببینیم چی میشه سه اشرفی؟ خب اینه دیگه
البته به نظرم همچین خیلی هم زیاد نیست چی چی روی خیلی زیاد نیست من کل دارو
ندارم و شاهیش هایی جمع بزنم و جخ بشه چارش دارم آقایون شما فیلن خراجو بده خرجی
خدا میده آقایون لکره حکومت هم خرجی داره آخه این بند خدا هم که مقصر نیست یعنی اون
باید جوابگو باشه هم داره جناب ناید هم داره حاکم شمرون حسن حسن مندلی این
پسر تو ماشاله آدم چیز فهمیه
خدا برکت بده خداحافظ خداحافظ بریم بریم سلام و برای خدمت
جناب نایب درست دونیم عرض و اخلاق براده را خد خدا گردخواهی که اومد
او گوره خیلی
خد خدا از بستای ما چقدر خراج گرفتی؟
بزولیش به تو نایمده. چه باشه؟ یا باش.
سه اشرافی دادن شهر نشه. چی؟ سه اشرافی؟ اوستا قفط مرگی های ما رو
دوزار درسته به ما دهت موز بیده باش. تو ما از یه نجات سه اشرافی خراج میگیری؟
حل شده دیگه برو داخل. چه حرکت دهت داره؟ خراج حکومته به تو همی که ربطی نداره.
کت خدا خیالت؟ سروزای حاکم شمرون تا قیوم قیومت اینجا میمونن؟ بلاخره اینا که یه رو
مگه خون کردن به داری این طولی نصرخ میکردی؟ گفتم که عضولیش به تو نایمده
اصلا تو مگه اهل این دیگ پنج سنگی آواره
من داری؟ بله اینا میبندی یا بدم ببندنش؟
سیاه بو شوابا شو بسته برگردتر کارت داره تو
بردتر کارت داره در آدم هم خسته شده شما مدتر میدونید برده بابا برده بابا برو همه
چی رو داری خراب کنی خشیده کت خدا جسارته بباشه دوستو ولی سگو میبندن
نمودمون تو پی اسمت روته مستی اسمت کت خدا با گرد دنبه
میخوری و چپون گریه میکنی راست گفتی من اصلا سگه من فقط سگ کمترم ولی میدین سگ
هزار بار شرف داره به کفتار دیو باش
چشم هستن هرچی دوستان میگی چشم بباشی دوستان دست را بالا اومد اشتباه
فهمیدی پسر جان اینجا عرف آخر را کت خدا میزنه
میگی نه؟ خب برگرد نگاه کن
بپر میدونه
میگم
آقا جو؟ بله اگه یه وقت کت خودو بره همه ماجره ها رو واسه ها که میشه امرون تریف
کنه چی؟ چیزی نمیشه پیش پیش خواسته نخواه
آخه اگه کت خدا دهن با کنه خبر به بوشه حکومتی ها برسه دیگه مصطوفیگری آتیه که
همون میرزا بن بیسیم که نقدن قولشو به هم داده بودن اونم میشه هیچی به هیچی آخه
چه حرفی بود که این سیاه باش زد؟ چه کاری بود که این پسر کرد؟ خداوکیلی آقا جون تو
این مدتی که این پیش ما بوده جز درد سر با سما چیزی داشته؟ از هون هفت سالهی که توی
پنج سنگ دیدمشو تازیت این سری
تا به این روز که تو داری بدیشو میگی من جز خوبی هیچی ازش ندارم خوبی؟ بله که خوبی
از همه روز اول تا به این روز دو مقابل من کار میکنه زانوی عدبشو که توی زوخونه
زمین میزنه با بازوی ستفشم که توی بیشه داره تبر میدنه
اینو جوونی های خودم یادشو خیلی
دست شما درد نکنه آباجا دست شما درد نکنه
جلای پتر خودت داری یه بچه مردم تعریف میکنی؟ خواهی حرفا به گوشه این پتر برسی
دیگه خدا رو هم بنده نیست؟ درزه موضوع باشین یه بقیه خدیجی از این حرفا چیزی
خوشم من فکر میکنم همیه حالانش هم یه خبرهای بینشون هست
پروها داری از شاگرت خونزاد
سیاووش اینه برادر من خوارات اگه تو گوش تلخی و سر تو کتابه
تقصیل سیابوش نیست قجوب خودته ببین دریاب خواراتو از رو دیام
نکن
ملک زاده کجا؟ قولبا ملک زاده خاتون با حال آشفه رفت پشته بود چرا مانش نشدی؟ بید
قولبا اففل کم یه تار مو از سر خواهر من کمشو سر روی تنه دمیز دارم خناست اینوزا
همشگیری بیشه آداغو نمیشه قولبا
ملک
زاده
ملک زاده خوهرم ملک زاده جلو نیا ننداز خودتو
ملک زاده به روح میرزا تقییق اصلا میدین به جان اون دو طفل محسون
و حتی به من فرصت ندادی که ببینم امیرمو قبل من
خادر حتی گفتم جلو نیا
ولی منم ازاده ها رو میدینم
بلاحت من بود و سعایت غیر شوهرم بود خوشغیرم شوهر
خوهرت وزیر کسورت امیر و لشگرت
امیر کبیر و حرکتون هست
داغ ننگ زدم به پیشونی خودم
و ایل غاجار خاک رسمایی ریختم سر شاه و دولت و دربار
خاکم به دهن که لب پا کردم خوهرم بشکن دستم که خط نوشت تو بگو من چه کنم
بگو قبل پریدرت که اگه نگی به روح خودش قسم میپرم بعدتون
به خیالتون شاهم انتهار نمی کنم
شاه ببونم که چی بشه کجا رو بگیرم با این تخت و بخت
شوم
قابل سقوطی که من کردم این که چیزی نیست ارتفاعی نیست
من بی خوهر می شم
این مملکت بی پدر بسم الله ملک زاد
ملک زدی؟
دیدی
مادر بد کردیم با مرزا تاوی
خواهید بخشاه نبویا باش به
پرت رعیتی هیدم شکن بود
این همه سال پسر به دندون
نگرفتم که رعیت شه و هیدم شکن
کم
خونه دل خوردم از دفت پدرت که او نا برادر سیق زادت و نای بسلطنه کرده بود؟
کم باستادم جلوی خدیجه مکاره که تاجتو
ندوزده برای پسرش؟ میدونی اگه هیزم شکن میشدی؟ کی شام
میشد؟ عباس میزای نای بسلطنه
میمهده اولیا میشد؟
اگر من مادرت این مملکت رو اداره نمی
کردم دیگه حالا نرتاک نشانی بود نرتاک نشانی بود
اگه دست روی دست می ساشتیم که میرزا تقیی تاجتو بدسته براشون خوب بود؟
خیلی وقت خوب و بدمو کن کردم مادر
چنا به جای اون پسره ملعون و مادر افریتش
میرزا تقیی رو کشتیم چون دلش با اونا بود
چون خام سوگولی پدرت خدیجه و اون پسر جلقش بود
چون تاج و تختت به خطر افتاده بود ما قاتل امیر نیستیم پدرم قدیده و
پدرش امیر رو گویدن میرزا تقیی همون روزی مرد که توی قوم
طرف برادر ناتنیتو گرفت و مانه حلاکت مادر رو بذر شد به بحانه این که به مسلحت
تاج و تخت نیست ولی خودم میدونه
بسه دیگه بادر اینا فکر و خیالاتی که تو ذهن توه و عده ای از قماش
میرزا آخان خدا میدونه خدا میدونه از لحظه ای که حکم
قتلش رو مور کردم روزم افسوس و شبم کابوس
ریالتن
میخوام دانام
بله پسرم، بهتر تنها باشی
ولی به حرفای مادره
موسیقی از شوهر مرگی چطور دارید؟ به من نیستیم
بیشترونه دو بخونه بسته زدن
نه
این مد است الله کارایی میکنه داشت است الله خراجه که گرفتن سیاه باشم که زدن
خدمت حاکم رفته چیکار
زندگی برای رعیت جماعت بدون رضایت حاکم که زندگی نمیچه
اونم حاکم شمرونت خون میچه که هستی بی داشت شاید که سایی خدا توی
زمین ها اینقدر جبروت نداره که این حاکم تازه به دونه رسیده
مرده اینم نمیدونه
شاید کوهتار سلوغونو گفته کوهتار تجریش تحت عمرش مادر جان چی کار به سلوغون داره
منو داشت میگفت دیگه مگه این که خوابه مصطفی کردی هر سی مقدر
باشه همون میشه بابا قصه نخور مقدر پیار دو تقدیر یه چیزه تقصیر یه
چیز دیگه هست کجا مقدر بوده که ما با کپکادا در بیافتیم کجا مقدر بوده که این
سیاواش خریت بکنه جفتک بنداده ماله بدبخ مجروبشن
اخو بش نبه مادر من آقا جون محسن نمی فرام شما چرا اینقدر لیلی به لالا این پسره
میذاری؟ بستالله بیا بشین شبوتو بخور اینقدر قار ندارم گلسا
برو بیا دستمو بشه رو من سیر شدم چشم باشو
منم
سیر شدم باید را داخل شدم
بفرما هم بالا خواه نداره این عزیزه بی جهد آخر اتماه نپمدیم اینجا خونه پدر منه
پدر اون؟ هستولا پیش یه بچه یکی میخواد پدر پدر نکن پدر سونده گناه
درکه در که تو اینقدر بی ملاحظه شدی؟ من بی ملاحظه شدم؟ یکی دیگه هار شده
پاچه کت خدا رو گرفته اون وقت من بی ملاحظه هم؟ نه خیر آقا جون اونه که بی
هست بی حواده بی رسمه
آقا خیلی یکی نیست بگی آقا جام پنگ سنگ کجا؟ اینجا کجا؟ ننه پیره مریضش رو بلی
اومده اینجا که چی بشه؟ که بشه سوحان روح من؟ که بشه مانع پیشرفت تلقی من؟ راه راه
اعداد پرموده بودید غلوان فردا شکار نمیریم
بله غلوان نمیپرسی چرا؟ چه سالی؟ عمره همایون متاهه
هر وقت و هر جا
آخره
تمام نامه هاش مینوشت عمره همایونی متاه یادت سنبان
علی یادمه خدا رحمت کنه میرزا تقیام
از
وقتی خد نوشتم به علی خانه حاجب که بره کارسان دیگه دستم به قلم نمیره
نه برای خد نوشتم نه برای نقاشی و این
قسمونه رو
شکار قلبان یحتمل سکار سردماغتون میکنه دوشان تپر و گروه گردیم
پلت بزنید اردو میزنیم در سکارگاه سلطنتی شکارگاه سلطنتی شکار
سلطنتی کار و بار سلطنتی مساله سلطنتی خستم سلمان
دلم رهایی میخواد دلم خلاصی میخواد بی غید و بند و تشریفات
عمر همایونی متاهه فقط لب تر کنید فقط من و تو
ما بدل میریم که ما بدل نیم مهد در آیت کدام ناهیه
مد نظر همایونیه؟
عبالی شمیران
سنیدم اون اطراف پرنده زیاده همین طوره قربان به خود پد فاصل ده تجریش
تا کفتار از تاج و تخت و رخت و بخت همایونی خدتم
میخوام بدونم بدون قوش و تادی بدون
قرابل و قیقاج بدون شکارچی باشی و کبکبه و دبدبه چند
مرد حلاجم از نظر جانتار شما بدون رخت شاهی
هم بهترین شکارچی دارالخلافه اید
خیلی باشه چالوکو رو کردی چرا؟ خیلی رو شهرش رو نمیدونم
یه خوبهی ودی بود حلال
کمان دارم میرم کجا؟ یعنی چی کجا؟ میرم یه
جا که جام باشه برمیگردم وره دلیل بیبی مرسومم ولی نشنید یه اصطلاح دیشتر که
من پنگسنگی همین جام که پنگسنگی سرست
شاید هم بجاز بی بی محسومه یک کس دیگه هی هم چشم به راهتی که اینجوری سینه صاف کردی
با سقفتن چی داری میگی خدیجی؟ ببین منو
سیاهوش فنیتنگی که تو هفته آسمون دوتا ستاری بیشتر نداره ببین منو
که یکیش تویی یکیش همین
ببین محسن مامی که دلم خده ارزن شده و سخنده باشه میری که پیشش
بمونی؟ میخوان دارم که سامون بگیرم پس هرچی تنه
شنیده هم داشته دست دوله پس هرچی یالغوز موندم از ترس آقا جونت
بسته فکراتو کردی لابود دیگه
میدونی میخوایی چی کار کنی
آره میزونم میخوام چی کنم
سیا باش تو جدی جدی میخوای
بذاری بری؟ آره میخوام برم
میخوام برم پنج سنگ
دست ننه و زور یه ناخوشمون بگیرم
بیان خواسته بارید
هستی کاری سیبون بوشه؟ باید شرخی میکنی با
هم؟ برم میشیدی یاره؟ سیبون بوشه سیبون بوشه باید عجله کنی
باید زدتر بری اگرنه به شفت میخوری پیسایی خیلی دوره نه؟ آره آره خیلی دوره بذاره
یه دقیقه باید زده چشمتو ببند چیه اون؟
ببند بستتو بیار دلو
باز نکنی ها حالا باز کن چقدر
قشنگی این خریجه شرمن همه دان خودم درستش کرد از این همونی بود که حرف تری زیر رختت
قایم می شردی به همه فکرها و حرفای قشنگی که تمام این مدت قایم کرده بودی در
به جمع دیگه سیا باش
از بچگی چه که دنبالش بود منم نگرش داشتم و پی هم شیرسه
هر موقع دلت برام تنگ شد نیت کن به چرخونش
میدونم
خاطرمو میخوای خدیجه فقط میخوام اینو بدونی که من دو مقابل بیشتر
خوش
ندید خاطر خوش ندید
ویدیو کنید
این دوتا غرقابلی که زده بود اینجا یه پرت و دوری افتاده بود بگمانم بیشتر از دو
غرقابل بودم همین طور قبله یالم اگر رخصت بدید میرم په لاشهاشون بسیار خوب منم این
اطراف رو میگردم په شکار
بسم الله تو دیگه از کجا فیداد شد؟ ما این دکو فوزد
سلام
جیران
در این شبه
موسیقی
از کوچه بازر را به خیال
از زیر خون و بعث و بحارت دامند
تغییر
تعذت و شهکارت دامند
اون خود حسرت هدا
در شیشه ها
در این شب سیاه
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.