Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
بیا داخل
رفتی معبد؟
بله
خوب بنظر نمیای چی شده؟
چیزی میخوای بهم بگی؟
واقعا میخواین از اینجا برین؟
میخواین همه چی و همه کس رو ول کنین و برین پیش اون زن؟
زندگی بهتر برای شما فقط اینجاست
شما باید آرزوهای پدرتونو عملی کنین
شما تنها جانشین خونواده تون هستین، چطور میتونین همچین فکرایی داشته باشین؟
ای کاش نتیجه اینجوری نمیشد
یا اینکه این طلسمی که از استاد رسیده چنین استفاده ای نداشت
سرورم ، من طلسم رو برای امنیت خودتون بهتون دادم نه اینکه به خاطر یه زن بیخیال همه چیز بشین
وطلسم...اگر برای آرزوهای خودخواهانه به کار بره با خودش بدبختی به همراه میاره
چه طور میتونین همچین تصمیمی بگیرین؟
اولین باره که تو رو تا این حد نگران و پریشون می بینم
من آماده شنیدن این نبودم ولی از اونجایی که تو یهو شروع به شکایت کردی
نگران شدم
بذار یکی یکی در موردش صحبت کنیم
گفتی که طلسم به نفرین تبدیل میشه.منظورت چیه؟
خوبه.آقای بازیگر با زیباترین زن دنیا تماس می گیره
الو؟آقای بازیگر؟
حالت چه طوره؟
خب موبایل درست شد
بیدار شدی؟بیا بریم یه چیز بخوریم. منم تا الان چیزی نخوردم
مشکل چیه؟
من اینو با پول خودم نخریدم.پول اون بوده
تو دیدی اون چقدر پول داشت نه؟
من فقط از طرف اون خرید کردم.خرید توسط نماینده
وای چه اجرای شگفت انگیزی
تو هر احساسی که داریو با حرکت دادن زبونت بیان می کنی
دلخوری.عصبانیت.افسردگی
تحسین برانگیزه
من زبونم بند اومده
قبل رفتن سر صحنه فیلم باید یه توقف تو آژانس املاک داشته باشیم
چرا؟
برای اینکه دنبال آپارتمان بگردیم.یه جایی پایین نام سام با یه منظره خوب
--اون واقعا مجبورت می کنه هر کاری بکنی ، اون
اگه می خواد که خونه بخره خودش باید دنبالش بگرده.چرا از تو می خواد که انجامش بدی؟
اون نمیدونه چه خونه ای مناسبشه
...ایگو. مردی که حتی نمی تونه خونه ایو که مناسبشه پیدا کنه و بخره
برای چی باهاش قرار می ذاری؟
اون خیلی پول داره
مگه مردایی که مورد علاقه تو هستن کسایی نیستن که یه عالمه پول دارن
پس برای چی اینجوری هستی؟
تو گفتی که فقط مردای خیلی بدرد میخورن
هی.اون حتی شاید بیشتر از هان دونگ مین پول داشته باشه
مخصوصا که نمی دونه ارثیه اش چقدر بزرگه
یه مرد پولدار واقعی کسیه که نمی دونه دقیقا چقدر ثروت داره
تو اینو گفتی یادته؟
از اونجا که من براش خرید می کردم اینو به عنوان حق الزحمه بر می دارم
این فقط به اندازه یه بسته آدامس براش ارزش داره
بیا بریم یه چیز خوشمزه بخوریم.مهمون من
...اه واقعا که
خوشحالی؟
دونگ مین رو تو آب پاشید.همه تبلیغات بازرگانیتو از دست دادی
سر صحنه باهات بد رفتار شده.بهت برچسب شایعه ساز دادن
و هنوز خوشحالی؟ واقعا خوشحالی؟
آره خوشحالم
دختر خنگ .حداقل تو احساس خوشبختی می کنی
چیکار میتونیم بکنیم وقتی تو خیلی خنگی؟ حداقل حالا که هیچکی خوشحال نیست تو هستی
درسته ، کار خوبی می کنی
حتی اگر عشق نتونه غذا سر سفره بذاره پول می تونه
حداقل اون پولداره
متاسفانه خیلی خوش شانسیه
وقتی طلسمو گرفتم یه چیزی بود که رئیس بزرگ گفت
اون دختر کیه؟به نظر میاد هر روز میاد اینجا
یه گیسانگه تو خونه سریونگ
گیسانگ...یه گیسانگ چه آرزویی می تونه داشته باشه که اینجور با خلوص و صداقت عبادت کنه؟
اون اعتقاد عمیقی به بخشش بودا داره
چه چیزی با این همه اشتیاق آرزو می کنی؟
به نظر میاد که حتی یه گیسانگ با یه راهب فرقی نداره
با وجود قطع ارتباط با دنیای مادی ؛ چه آرزویی عمیقی داری که هر روز تمام شب رو بیدار میمونی؟
اینو ازت میپرسم چون میخوام به خاطر ایمانی که به بودا داری کمکت کنم
شخصی هست که فوق العاده باهوشه ، و آرزو هایی داره که باید بهشون برسه
شما از طرف این شخص چه دعایی می کنی؟
من برای سلامتی و خوشبختیش دعا می کنم
...افسوس که
چون مقدر شده که اون با مشکلات بی انتها مواجه بشه حفظ زندگیش تو این دنیا سخته
پس چه کار باید کرد؟
طلسم همونطور که می تونه منشا خیر باشه میتونه یه نفرین هم باشه پس باید با احتیاط استفاده بشه
فقط به این خاطر که من نوشتمش به این معنا نیست که مطابق نیات من عمل می کنه.این با خلوص و صمیمیت پر شده ولی با نیات و مقاصد تو کنترل نمیشه
با وجود اینکه به اون تعلق داره ولی با نیات و اهداف اونم قابل کنترل نیست
اگه به خاطر مقاصد دیگه ای نگهش داره ممکنه بدبختی بزرگی براش بیاره
اون واضح گفت که می تونه به نفرین تبدیل بشه
نوشتن اون طلسم توسط رئیس و دادنش به تو توسط من با هدف حفظ زندگیت بوده
ولی الان اگر ازش برای این آرزواستفاده کنی که بری به اون مکان
این مخالف اهدافی که طلسم برای اون ساخته شده نیست؟
این همون آرزو خودخواهانه ای نیست که رئیس بزرگ ازش حرف زد؟
هیچ زمانی نبوده ارباب که من برای خوشبختی و شادی شما آرزو نکرده باشم
به هر حال هیچ وقت فکر نمی کردم که شادی اربابم به معنای رفتنش از پیش ما برای همیشه باشه
تو کی هستی؟
...من از اداره بازرسی سلطنتی اومدم.برای مدیر کیم بونگ دو
چی شده؟
این پیغامیه که از طرف افسر یون سونگ مان از اداره بازرسی سلطنتی فرستاده شده
با توجه به اطلاعاتی که شما فراهم کردین ما اطلاعیه ای تهیه کردیم که در اون مشخصات مردی که جو سو نامیده میشه توش شرح داده شده
و سریعا رفتیم سراغ افرادی که این مشخصات رو داشتن
ولی تحقیقات موثر نبود بنابراین از شما درخواست کمک کردیم
در ضمن این یه موضوع رسمی نیست ولی دیشب یه سری مشکلات پیش اومد
...مشکل
...چند روز پیش ملکه برای دیدن مادرشون رفتن.دیشب
کی هستی؟
!آدمکشها
بیرون ، اونا از سلامتیتون میپرسن
اینجا هیچ اتفاقی نیوفتاده. دقیقا چی شده؟
خوشبختانه امنیت ملکه به خطر نیوفتاد
چه طور همچین اتفاقی هنوز رخ میده؟
هیچ شکی نیست که کار دسته شورشیاست
گارد سلطنتی رو خبر کنین! تمام باقیمانده دسته شورشیا رو توقیف کنین
و از هر کسی که پشت درهای بسته توطئه چیده و خیانت کرده بازجویی کنین
!مجرمینو دوباره استنطاق کنین
اعلی حضرت خیلی عصبانی هستن. به همین خاطره که می خوان شمارو ببینن
مگه شما تنها کسی نیستین که می تونین سرکرده خائنهارو شناسایی کنین؟
ولی چرا اونا تونستن کاری تا این اندازه احمقانه بکنن؟
دلیل کارشون معلوم نیست این موضوع عجیبه قابل درک نیست
ما اونو مطابق با اطلاعاتی که شما به ما دادین کشیدیم.مشابه هست؟
شواهد کلیش مشکلی نداره، ولی شکل دهانش خیلی با این متفاوته
پس که اینطور؟ میشه کاملا برای ما توضیحش بدین؟
خوب میشد اگه میتونستیم یه عکس ازش بگیریم
معذرت می خوام؟الان چی گفتین؟
چیزی نیست.کسی که به خونه مادر ملکه حمله کرده شبیه این مرده؟
اونا فقط تونستن پشتشو ببینن.به هر حال به نظر نمیاد که این شبیه اون مرد باشه
اون خیلی بلند بود و لباس اشراف زاده ها رو پوشیده بود
...لباس اشراف زاده
!آدمکشها
!آدمکشها
تعقیبشون کنین!بالای سقفن
مدیر!اون کجا رفت؟
ندیدین؟ناپدید شد- چی گفتی؟-
...منم دیدم.اون قبل از اینکه تیرها بهش اصابت کنه ناپدید شد
درسته.اینجا بود و بعد یهو ناپدید شد
اصلا با عقل جور درمیاد؟
پیداش کنین!حتما یه جایی این اطراف هست
بله
اون چیه؟- دوربین کجاست؟-
خوشتیپه
کی قراره پخش شه؟
واقعا بلنده
...تو روز روشن وسط کوچه
تلاش برای ترور در مقابل افسران اداره بازرسی سلطنتی
!آدمکشها
این قطعا یه دامه
این کار شخصیه که از وجود وقدرت طلسم باخبره
همون طور که انتظار می رفت باید جوسو باشه
تمام وقایع توسط نخست وزیر مین ام از پشت صحنه کنترل میشه
اینا همش حیله های مین آمه
اگر تو دستور بدی حتی اگر مجبور شم جونمو فدا کنم
به محل اقامت کیم بونگ دو نفوذ میکنم تا طلسم رو بگیرم
و اونو بکشم
نه نیازی نیست
اگر اسمشو بذارن زندگی پس از مرگ
مگه در پایان به مرگ بعد از زندگی وصل نمیشه؟
ببخشید؟
طلسم از زندگیش محافظت می کنه
به علاوه همه چی با اون طلسم می تونه تموم شه
به هر حال به نظر نمیاد که شبیه اون مرد باشه
اون خیلی بلند بود و لباس اشراف زاده هارو پوشیده بود
مگه ما نمی دونستیم که اون در اقامتگاه خصوصی ملکه حضور داشته؟
اون روز...من مطمئنم اون روز قبل از اینکه به خونه من بیاد از اقامتگاه ملکه دیدن کرده بود.
ولی هیچ مدرکی برای اثباتش نبود
درسته
الان در هر صورت مدرک پیدا شده
تنها کاری که باید بکنیم اینه که شواهد اون روز رو بازسازی کنیم
منظورت از بازسازی چیه؟
فکر می کنی پادشاه، با اون همه غرور، چیو بیشتر از همه نمی تونه تحمل کنه؟
چیزی که نمی تونه تحملش کنه
کشتن ملکه مورداعتمادش و کیم بونگ دو با دست های خودش نیست
شایعات زشت
شایعات زشت
شایعاته که نمیتونه تحمل کنه
شایعاته که نمیتونه تحمل کنه
مطمئن نیستم بتونی اینو بخونی
آقای کیم بونگ دو از الان می تونی دزد بودنو بزاری کنار
وقتی مسافرت می کنی کاملا مجهز باش
زیباترین زن دنیا
کجا دوست داری بری؟
لطفا منو ببر به کتابخونه- کتابخونه...کدوم کتابخونه؟-
مشتری کدوم کتابخونه منظورتونه؟
نزدیک ترینش
نزدیک ترینش...کتابخونه ملی نزدیکه.بریم اونجا؟
خوبه
باشه
...اوه واقعا
مشتری جاده اینجا خیلی شلوغه
می تونی اینجا پیاده بشی؟فقط 50 متر دورتره
--مشتری؟مشتری؟ببخشید مشتری
اوه این چیه؟
!هی آقا !آقا
!آقا
اعلی حضرت این مسئله شخصیه بانو هست.چیزی نیست که شما بابتش نگران بشین
...ببخشید؟اعلی حضرت منظورتون چیه که من حسادت می کنم
چه طور تونست در مورد بیماریش دروغ بگه؟ من بهش یه درسی میدم
چه طور میتونین بگین این حسادته؟
کافیه.بیشتر از این خودمو درگیر مسائل همسر سلطنتی نمی کنم
چی کار می کنن؟چرا دستیار کارگردان لباس پادشاه رو پوشیده؟
چون هان دونگ مین نمیخواد که با چویی هی جین فیلمبرداری کنه
اونا جدا جدا فیلمبرداری می کنن
اون واقعا روش هان دونگ مینه روش هان دونگ مینی- اعلی حضرت-
--اعلی حضرت این یه مسئله شخصی زنانه است.لطفا به من اعتماد کنین- !کات-
یه استراحت می کنیم
اعلی حضرت شما واقعا تاثیر گذارو گیرا هستین
چه طور تونستین به پادشاه خیانت کنی؟
تو یه پله از من هم بالاتری تو بهترینی
واقعا اینجوری نگاه کردن مردم به ما خیلی خیلی زشته
چه طوری می تونی فیلمبرداری کنی تو این فضا؟
جدی هان دونگ مین تا کی می خواد دردسر درست کنه؟
فکر می کنم باید یه بار دیگه ببینمش
یه ملاقات دیگه و دوباره اون کج خلقیها و عصبانیتش؟
یه بار روت اب ریخت و بالش برات پرت کرد کافی نبود؟
بازم می خوای؟
اگر راضی بشه من حاضرم زانو بزنم و ازش عذر بخوام
عذر خواهی برا چی؟
شما که نامزد یا ازدواج نکرده بودین
...اون قبلا اینجوری نبود
اولش من واقعا متاسف بودم
...ولی الان که می بینم چقدر ادم بدی شده
اصلا احساس تاسف نمی کنم واقعا که مسخره است
چرا انقدر تماس ناموفق هست؟
اون کی برگشته؟ به نظر میاد که از قبل تلفن داشته
الو؟کی برگشتی؟ --مگه نگفتی که مدت زیادی اونجا
=شما "زیباترین زن" هستین؟ =
چی؟
=پرسیدم شما "زیباترین زن دنیا"هستین=
بله...ولی شما کی هستین؟
تاکسی؟
چی؟کجاست؟
هی !هی !هی!وایسا منم بیام
ببخشید...ببخشید .چه اتفاقی برای بیمار اورژانسی که تو تاکسی غش کرده افتاده؟
شما همراهشین؟ شما...شما دوشیزه چویی هی جین نیستین؟
من همراهشم .این همراه من اومده فقط
من...من همراهشم
اون کجاست؟
اون کجاست؟
اونو برای عمل جراحی بردن
یه لحظه صبر کن
لطفا این اسنادو امضا کنین
چون مورد اورژانس بود و مجبور بودیم عملش کنیم بدون رضایتنامه این کارو کردیم
داخل تاکسی؟
اول به نظر خوب میومد ولی بعد دیگه جواب نداد
من سرمو برگردوندم تا ببینمش که دیدم خونریزی زیادی داره و ازهوش رفته
خیلی ترسیدم.فکر می کردم داخل ماشینم مرده
بعدش؟
...داخل کیف پولشو نگاه کردم
پول داخلش بود ولی کارت شناسایی نبود
وقتی تلفنو روشن کردم
فقط شماره یه نفر داخلش ذخیره شده بود
--چی، "زیباترین زن دنیا" ؟بعد من
پس شما"زیباترین زن دنیا" هستی؟
اینجوری نیست.اون فقط یه شوخیه
بعدش؟
من مدام صداش میزدم تا شاید بلند شه
من خیلی ترسیده بودم.داشتم میمردم
دقیقا الان کل پایتخت در هرج و مرجه
واقعا؟
بله خیلی از مردم نه یکی دوتا دیدن که مدیر ناپدید شد
تا حالا که ردی ازش پیدا نشده
چه طور همچین چیزی ممکنه؟واقعا که خارق العاده است
من شنیدم که مردم می گفتن اون تو یه چشم بهم زدن ناپدید شده
--اون حتی مورد اصابت دو تیر هم قرار گرفت و بعد در هوای رقیق ناپدید
خب قصر سلطنتی هم گزارشی دریافت کرده؟
البته
مدیر تو راه اداره بازجویی سلطنتی بود برای روشن شدن یه سری قضایا که این اتفاق افتاد
اگر بقیه افسرا سعی میکردن که این اتفاق رو مخفی نگه دارن و بعد برملا میشد انوقت معلوم نیست چه اتفاقی می افتاد
بله معلومه که باید گزارش بشه
شما می گی که مثل دود ناپدید شد.این چه معنایی میده؟
باید صادقانه صحبت کنین
چه طور جرات می کنی همچین اراجیفیو اینجا بگی؟
منو ببخشین در هر صورت من قسم می خورم که تعداد زیادی از مردم و سربازان شاهد اون بودن
کیم بونگ دو الان کجاست؟
ما هنوز نتونستیم پیداش کنیم
من به سربازان اونجا گفتم که با دقت اون منطقه رو بگردن
ما هر جایی که اون ممکنه رفته باشه رو گشتیم
ولی حتی افراد خانواده اش هم نمی دونستن که ممکنه کجا باشه
از اونجایی که تیر خورده حتی اگه بخواد از ما فرار کنه بازم باید رد پایی یا خونی باقی مونده باشه
ولی هیچی نبود
فکر نمی کنین که توسط گروه آدمکشها ربوده شده؟
اونجوری هم نیست
ما افرادی که دستگیر شدن رو هم بازجویی کردیم
اون ها هم ازدیدن ناپدید شدن یهویی مدیر شوکه و گیج شدن
یعنی می خوای بگی بونگ دو از جادوی سیاه استفاده کرده؟
بونگ دو کجا ممکنه رفته باشه؟
!آقا
سریع !سریع
می تونی منو ببینی؟
اینجا!اون بهوش اومده
پرسیدم منو میتونی ببینی؟صدامو میشنوی؟
چی گفتی؟
...اسناد
چی؟اسناد چی؟
...بررسیش کن
چی کار کنم؟
!بیاین اینجا
یه لحظه صبر کن.میشه لطفا برین بیرون؟
تو باید الان برگردی
الان زمان فیلمبرداریه
اوه تو اگه اینجا بمونی مردم میبیننت
تو همین الانم شایعه داشتن رابطه عاشقانه و پس زدن هان دونگ مینو درست کردی
اگر پخش شه که مردی که باهاش رابطه داری در حال خونریزی به بیمارستان منتقل شده
کل کشور یه ولوله ای میوفته
تا کجا می خوای پیش بری؟
من مراقبشم.اونا گفتن که نمی میره
فهمیدم.من میرم
مهم نیست که من خیلی پول دوست دارم
داشتن پول زیاد همه چی نیست
چرا یه دانشجو باید به وسیله تیر مورد اصابت قرار بگیره؟
به این نگاه کن
اون واقعا یه دانشجوی فارغ التحصیله؟
نیست درسته؟
باید با دانشگاه چک کنم؟
تازه چرا اون هیچ کسیو به جز تو نمی شناسه؟
وخب باشه اون پدر مادر نداره
ولی یعنی حتی خواهر برادر یا حتی دوستی نداره؟
من حتی نمی دونم چی باید به پلیس بگم
اون آدم کیم بونگ دو واقعا کیه؟
تجدید نظر نمایش نامه ی شماره ی 32 اومده
نمایشنامه تجدیدنظر شده؟
تعداد کمی از صحنه ها حذف شدن
لطفا قسمتهای با حروف برجسته رو چک کن
باشه
این چیه؟
امکان نداره...این چیه؟
--اون پسرِ
منو تا حد مرگ می ترسونه
چت شد؟
جدیدا خیلی با بی آبرویی رفتار نمی کنی؟
چی؟
مهم نیست چقدر عصبانی هستی ، باید مسائل عمومی و خصوصیتو از هم جدا نگه داری
چه طور می تونی به خاطر چیزایی که اتفاق افتاده نمایشنامه رو عوض کنی؟
اگه می خوای عصبانی بشی فقط برای من عصبانی شو
چرا اصرار داری سریال رو خراب کنی؟
دقیقا چی می خوای بگی؟
این که همش ساختگی نیست شخصیت هاش واقعین
چه طور می تونی شخصیتهای اصلیو فقط برای اینکه راضی نبودی به خواست خودت تغییر بدی؟
یه ستاره هالیو انقدر مهمه؟ (هالیو-سوپر استار کره ای)
کشتن مردم عادی باعث میشه حس بهتری داشته باشی
درباره ی چی حرف میزنی؟
مگه چی کار کردم؟
در مورد اینکه مرگ ملکه این هیون یه چند اپیزودی جلو افتاده صحبت می کنی؟
من چه طور باید بدونم که چرا جلو افتاده؟
شاید نویسنده دوست نداره که بیشتر در موردش بنویسه
مشکل این نیست که چرا جلو افتاده مساله مرگ غیر منطقیشه
چرا غیر منطقی؟
حرفای منو نمی فهمی؟
کجا ملکه این هیون اینجوری مرده؟
خب چی،پس ملکه چطوری باید بمیره؟
یعنی میگی باید از مریضی بمیره؟
چی گفتی؟
من واقعا نمیفهمم الان داری چی میگی
مستی؟
...اسناد رو
اسناد؟ اسناد چی؟
...بررسیشون کن
من داشتم بیخیال میشدم
ولی تو انگار دلت دعوا میخواد؟
هی.هی.کجا داری میری؟ حرفمون هنوز تموم نشده
...چرا
چرا این مدلی هستی؟ چرا هر روز یه دعوایی داری؟
خیلی عصاب خورد کنه ،خیلی،جداً که
میگم اعصابم خرد شده
خدای من،تو بیداری شدی؟
میتونی ببینیم؟
صدام رو میشنوی؟
من کجام؟
وضعیتت بهبود پیدا کرده و برای همین به بخش منتقلت کردیم
یک لحظه صبر کنید دکتر رو خبر کنم
خدای من گفتید به هوش اومده؟
کی؟
داری میخندی؟ خدا بهت رحم کرد که زنده موندی
اگر این تلفن رو نداشتی معلوم نبود چه بلایی سرت میومد
بخاطر اینکه کارت شناسایی معتبری نداری حتی ممکن بود جراحیت نکنن
ممکن بود بمیری بدون اینکه کسی بفهمه
خوب کاری کردم اول اینا رو گرفتم نه؟
من فکر کردم باید عجله کنم و تلفن رو اول بذارم اونجا
چقدر گذشته؟
ده روز
ده روز؟
گفتن هروقت بیدار شدی میتونی یک چیزی بخوری یکم آب میخوای؟
مهم تر از غذا یک کتاب هست که باید بخونمش
میخوای اسناد تاریخی رو ببینی دیگه درسته؟
از کجا فهمیدی؟
یادت نیست؟خودت قبلا بهم گفتی
چون گفتی لازمه بررسیش کنی،من برات بررسیش کردم
نگاه کردم ببینم چیزی تغییر کرده یا نه
چیزی تغییر کرده؟
نه،هیچی
تنها چیزی که تغییر کرده اینکه گیم بونگ دو با تیر زخمی شده و تو خیابون ناپدید شده
کسی هم خبر نداره کجائه
واقعا اینطوری نوشته شده بود
بعد از اون دیگه هرگز دیده نشده
خب منم فکر کردم که دیگه تو اون دنیا زندگیت تمام شده
دیگه چی
هیچی
بقیه چیزا عوض نشده
فکر کردی انقدر آدم مهمی هستی؟
دنیا کلا تغییر کنه چون تو ناپدید شدی؟
میدونی ما به همچین آدمی چی میگیم؟ "خود بزرگ بین"
تو خیلی خودتو دست بالا گرفتی
یادت باشه"خود بزرگ بین"
آیگو.بالاخره بیدار شدید
بله خیلی وقت نیست
بذار ببینیم حالت چطوره
لطفا دراز بکش
آروم،آروم این کار رو بکن
بذار یه نگاه بندازیم
خیلی خب...خوبه
تو به سو کیونگ زنگ نزدی؟
اینجوریه؟ما تو بیمارستان با هم بودیم
باید بتونی الان باهاش تماس بگیری
...ببخشید
باشه.بعد بهش یه زنگ بزن
چه طوره؟
باید اول یه آزمایش بگیریم
فقط بعد سری کامل آزمایشات می تونیم جواب بدیم
در ضمن بیمار مشکلات کارت شناسایی داره
ببخشید؟
حالا که بهوش اومده باید با پلیس تماس بگیریم
بله پلیس درسته
لطفا با من به دفتر بیایین
یه سری فرم هست که باید پرش کنین
باشه
--ما باید بریم به ...اتاق معاینه
اون کجا رفت؟
ایگو، چی شد؟
کجا داری میری؟
کجا داری میری؟نمیتونی این اطراف بچرخی
باید بری اتاق معاینه.بیا اینجا
واقعا دارم دیوونه میشم
تو سر کار رفتیو برگشتی؟
می خواستم بهت بگم بیایی اینجا
چه اتفاقی داره میوفته؟
کیم بونگ دو کجا رفت؟
حتما رفته اتاق معاینه.اونا گفتن چون به هوش اومده باید انجامشون بده
یه کمی قبل به هوش اومد
چه معاینه ای؟اون همین الان فرار کرد
چی گفتی؟
اون با موبالشو همه وسایلش فرار کرد
من با چشمای خودم دیدم
برای چی باید فرار کنه؟مگه نگفتی یه عالمه پول داره؟
اینجوری نیست که به خاطر پول ندادن به بیمارستان فرار کرده باشه
جدا مدام داره عجیبو عجیب تر میشه
بیستو پنج می 1694
یون سونگ مان رئیس اداره بازجویی سلطنتی گزارش داده که کیم بونگ دو توسط گروه آدمکشها مورد اصابت تیر قرار گرفته و سپس ناپدید شده.
بیست و شش می
شاهدان عینی گزارش دادن که مردی که به اقامتگاه مادر ملکه تجاوز کرده
...ظاهری شبیه به کیم بونگ دو داشته
پادشاه بسیار عصبانی شده و دستور تنبیه شاهدان رو داده
بیست وهفت می
خدمتکاران گزارش دادند که افسر دفتر مشاوران ویژه کیم بونگ دو گاهی به اقامتگاه ملکه رفت و آمد می کرده
مخصوصا در روزی که آدمکشها قصد ترور ملکه رو داشتن اون در اون نواحی دیده شده
من باید علیا حضرت رو ببینم.درو باز کنین
بیست و هشت می
تایید شد که کیم بونگ دو که گفته بود قصد رفتن به زادگاهش چئونگ پونگ رو داره هرگز به اونجا نرفته
بیست و نه می
گزارش شده که که کیم بونگ دو در حین تبعیدش به جیجو به مدت 4 روز ناپدید شده
اول جون
گزارش شده که کیم بونگ دو در نواحی مختلف 8 استان طی یک روز جادوی سیاه استفاده کرده
شایعات حاکی از اونه که اون از جادوی سیاه برای دیدن ملکه در اقامتگاه خصوصیش استفاده کرده و روابط نادرستی با ملکه داشته
از اونجا که درخواست های مردم برای انجام بازجویی مدام در حال افزایشه در نهایت شاه عصبانی شد
و دستور دادن کیم بونگ دو دستگیر و بازجویی بشه
سوم ژوئن
پادشاه از ملکه درخواست کردن که درمورد شایعات حقایق رو به ایشون بگن ولی ملکه از دادن جواب اجتناب کردن
پادشاه بسیار عصبانی شد
بیست ژوئن
حقایق در مورد اعمال زشتو وقیحانه ملکه روشن شد
اون با شخص فاسدو هرزه ای که جادوی سیاه استفاده می کرده همنشین شده
نه تنها عمل زنا رو انجام داده بلکه منو هم افسون کرد
تا به مقام ملکه برگرده.این خیانت بزرگیه
ما دوباره مقام ملکه رو باطل خواهیم کرد
تمام وقایعی که در آوریل رخ داده رو مجدد بررسی می کنیم
نخست وزیر مین اه و بقیه زندانی هارو آزاد کنین
دوم جولای
خیانتکار بزرگ کیم بونگ دو باید با بقیه مجازات بشه
به هرحال از اونجا که هنوز پیدا نشده
نمی شه کاری کرد
با توجه به نافرمانیش و رفتار خیانت آمیزش به خانواده سلطنتی
همه افراد خانواده اش باید گردن زده بشن
خانواده کیم بونگ دو رو در ملا عام گردن بزنین
بیست و پنج جولای
ملکه از مقامش عزل و گردن زده شد
اونا کفتن که هیچ جای بیمارستان نیست
کجا ممکنه رفته باشه؟
احتمالا داخل کتابخونه است
کتابخونه؟
برای چی باید تنهایی به کتابخونه رفته باشه؟
هیچ راهی ندارم که بدونم کدوم کتابخونه رفته.چه کار باید بکنم؟
ارباب میترسم این طلسم بیشتر از این شمارو از این دنیا
جدا کنه
از اونجا که همه چی خوب پیش رفته امیدوارم نخواین بگردین
لطفا نگران نباشین
ما تا انتها از شما محافظت می کنیم علیا حضرت
اون گفت که ممکنه به یه نفرین تبدیل بشه
این که رئیس اون طلسمو نوشت و من به شما دادمش
برای این بود که از جان شما محافظت بشه
ولی الان اگر برای خواست خودت برای برگشت به اون مکان ازش استفاده کنی
این خلاف قصد اصلی نیست که طلسم برای اون ساخته شد؟
این همون خواست خودخواهانه ای نیست که رئیس ازش صحبت کرد؟
کجایی تو؟
=من خونه توام=
چی گفتی؟
برای چی اونجایی؟
اومدم تا دنبال طلسم بگردم
اون کجاست؟
درمورد چی صحبت میکنی؟
مگه دست تو نیست؟
من طلسمو ندارم.سوزوندمش
گفتی سوزوندیش؟
سوزوندمش چون میدونستم وقتی بهوش بیایی همین کارا رو می کنی
وقت ندارم .اون کجاست؟
گفتم که سوزوندمش
تو مگه تاریخ رو نخوندی؟دیدی که کسی نمیدونه تو کجایی
این به این خاطره که من طلسمو سوزوندم
حتی ملکه این هیون گردن زده شده
اگر برگردی بدون شک گردنتو می زنن
با دونستن همه اینا من چه طور می تونستم بذارم برگردی؟
به همین خاطر سوزوندمش
می دونی که من ساده لوحو کم استعدادم
نتونستم به راه دیگه ای فکر کنم
متاسفم که قبلا اینو بهت نگفتم ولی هیچ راه دیگه ای بفکرم نرسید
حالا حتی اگر هم بخوای به چوسان برگردی ...نمی تونی
تو اصلا بلد نیستی خوب چاخان کنی ولی همیشه سعیتو می کنی
این چاخان نیست
از چیزی که می خوام بگم عصبانی نشو
من از آدمهای خنگ خوشم نمیاد
تو مدام به خودت می گی کند ذهن و خنگ
ولی از نظر من تو فقط اطلاعاتت کمه
تو اصلا کند ذهن نیستی
=چی گفتی؟=
وقتی طلسم دو تکه شد
من حافظه امو از دست دادم و تو هم مجبور شدی همون زندگیو سابقتو تجربه کنی
اگر این اتفاق زمانی که دوتکه شد افتاد
فکر می کنی اگه طلسم رو سوزونده بودی چی رخ می داد؟
واقعا فکر میکنی هیچ اتفاق نمی افتاد؟
در اون صورت فکر کنم ما تا ابد قادر نبودیم که همدیگه رو بشناسیم
فکر میکنی چی میشه اگه ما همدیگه رو ببینیم ولی چیزی از همدیگه یادمون نیاد؟
تو با دونستن اینا چطور ممکنه سوزونده باشیش؟
حتما فقط جایی با دقت مخفیش کردی
ممنون که انقدر به فکر منی
ولی من واقعا انقدر باهوش نیستم
من واقعا خنگم .تو مدرسه معروف بودم به کله گچی
من تو کلاس اخرین بودم
پیداش کردم
تو کند ذهن نیستی
احتمالا فقط همه تلاشتو نکردی
نرو.یه لحظه صبر کن
نرو
اگر واقعا بری دیگه نمیتونم تورو ببینم
نرو عوضی
ماتورو از مرگ نجات دادیم چه طور می تونی این کارو بکنی؟
مگه نگفتی مسئولیت منو قبول می کنی؟
حالا بعد از گفتن این حرف
چرا یه چیز دیگه میگی؟ حرومزاده
بهت میگم نرو
میشه یه دقیقه به من گوش بدی؟
...اگرچه قول دادم مسئولیت تو رو قبول کنم
پنج سال پیش هم من تعهد دادم با جونم از زندگی ملکه محافظت کنم
...اما حالا اون داره همه ی تلاششو می کنه از من دفاع کنه
من فکر نمی کنم بتونم اینجا خوش و خرم زندگی کنم
علاوه بر این، تو تمام زندگیم یاد گرفتم نباید این جوری زندگی کنم
من در قبال همه مسئولم
همه چی رو درست میکنم
مهم نیست چی میشه من همه چیُ درست می کنم و برمی گردم
!فورا درُ باز کن
درُ باز کن
قبل از اینکه همه رو بکشن
تو باید همه ی تقصیر ها رو بندازی گردن افسر کیم
چی شده؟
طلسم رو به گیم بونک دو بدین و تیر بسمتش پرتاب کنید
فایده ی این کار چیه؟ اون مُرده
اون با پرتاب سه تیر کشته شد و همونجا در دم مرد
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.