Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ارائهای از تیم ترجمهی دیباموویز
دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم www.DibaMoviez.Com
:ترجمه حسین غریبی ،NimaAM نیما ،Sorrow سمیرا
«برلین، دوستت دارم»
# برلین #
# تو، قلب و گناه جاویدان منی #
# در اعماق قلبم #
# همیشه دوستت خواهم داشت #
# برلین #
# اینجوری که تو میرقصی #
# همونجوریه که ما آغاز میکنیم #
# یاد گرفتم که بگم #
# امیدهام به حقیقت میپینوندن #
# برلین #
# من همیشه #
# دوستت خواهم داشت #
من برلینی هستم
خب، اینجا برلینه
قلب تپندهی یک عضلهی تقسیم شده
رشد کرده از ترس یک تخریب کامل
،آقای گورباچف این دیوار رو خراب کن
در هم کوبیده و خاکستر شده
و از خاکستر برخاسته مثل ققنوس
مثل یه فرشتهی طلایی
...مردم برای رؤیاپردازی برلین میان
...برای رقصیدن
و عاشق شدن
...و بعضیهاشون
میان که پرواز کنن برن
من اومدم اینجا ترانه بخونم
# خیلی خوب گوش دادم #
# بعد یه صدایی بهم گفت #
# من آزادم #
# جهان عاشق منه #
خدای من میشه بس کنی؟
ببین، آروم باش اینجا جای بزرگ و قشنگیه
جا برای هر دوتامون هست، خب؟
قشنگ؟
حتما شوخیت گرفته
چرا با هم کار نکنیم؟
من میخونم
...و تو هم هر کاری میکنی رو انجام بده
خب؟ پول بیشتری در میاریم
خیلیخب
# ما از درون یکی هستیم #
# و در بیرون به دنبال عشقیم #
من اومدم برلین تا بمیرم
من و ناتالی برلین رو برای ماهعسلمون انتخاب کرده بودیم
تا وقتی که متوجه شد
عاشق برادرمه، ریک
پس من خودم تنهایی اومدم برلین
خب، به نظر میرسید جای شاعرانهای باشه
که تا سرحد مرگ مشروب بخورم
از همهچیز دوری کردم
از همهکس
به هر قیمتی
برلین زنده بود
شکوفا بود
ولی من یه روح بودم
دور از تأثیرات دیگران
...قیمتش
خب، دیوونه کنندهاس
میخوای پولش رو چه جوری بدم؟
ونسا تصمیم میگیره
پس با زنت حرف بزن و خبرم کن
کمکم کن این آلمانیها رو درک کنم
!بسه دیگه ساعت 3 صبحه
ببخشید
کیه؟
ونسا تصمیمش رو گرفت
گوش کن، به زنت بگو ممنون که منو انتخاب کرده
من زن ندارم
ونسا کیه؟
عصر بخیر، آقای لندر
من ونسا هستم
من جرد هستم
امروز کجا میری، جرد؟
باید حرکت کنی
خدایا
ناتالی، خدارو شکر
گوش کن، دارم عقلم رو از دست میدم
گوش کن، فقط دو ثانیه، خب؟
خرابش کردی کاملا خرابش کردی
ممنون برای هیچ چیز
خب، من کاری نکردم
پیش خانم گروبر از من شکایت کردی
و میدونی که خانم گروبر
بهترین دوست آقای زیمره
اونم معلومه به خانم پلاتس گزارش میده
یه شکایت دیگه از من بشه اخراج میشم
نه، نه، نه، نه
ببین، الان نمیتونم اینو کاریش کنم
تو باید بری
حواسم بهت هست اسمت چیه؟
جرد
من رز هستم. حالت چطوره؟
اوه، اینجاست
"رایحهای جدید برای مردان از "گیو
ناتالی، ببین، خیلی متاسفم
جرد - ...ببین، کل این مدت جدایی -
جرد - حالا همهچیز واضحتره -
اینجوری فکر نمیکنی؟ - جرد، بس کن. گوش بده -
من و برادرت داریم ازدواج میکنیم
جرد؟
منو ببر به نزدیکترین پل
...چی؟ یعنی چی
من دارای چندین ویژگی ایمنی هستم
برای چی ماشین رو نگه داشتی؟
ونسا، برای چی ماشین رو نگه داشتی؟
ارزشش رو نداره
همون دختره که تو رو به اینجا کشونده
ببخشید که این حرف رو میزنم ولی اون یه پتیارهاس
!ونسا
من برلینی هستم، جرد
ما رو با لحن ملایم نمیشناسن
اون یه پتیارهاس زمان که بگذره، فراموشش میکنی
وایسا. وایسا این تو برنامه توئه؟
اونهایی که نعمت زندگی رو ندارن
حقیقتا به ارزشش غبطه میخورن
نه، نه، نه، نه، نه
نه، نه، نه
نه، نه، نه، نه، نه، نه
نباید این حرف رو بزنی
نه، نه، نه، نه
هر چیزی بگو، ولی جوابهای برنامهریزیشده
نه، نه، نه
نه، نه
نیا دنبالم
بس کن
دیگه به کشتن خودت فکر نمیکنی
وقتی با اسرار جهان رو به رو بشی
زندگی بازهم به نظر جذاب میاد
چی میخوای؟
میخوام برلینـم رو بهت نشون بدم
# هر جا رفتیم #
# پشت سر رو نگاه نکن #
# پشت سر رو نگاه نکن #
# وقتی رفتیم #
# زمانی یک دست خالی #
# عشق تو را نگه داشته بود #
# عشق تو را نگه داشته بود #
# این دست خالی #
# اوه، اوه #
# وقتی جوون بودیم #
# بچههایی بودیم در لحظه #
# گذشت روز #
# انگار یکی دو سال طول میکشید #
# مالیات و بنزین #
# تمام بدهیهایی که باید پرداخت بشن #
# حالا سالها میگذرن #
# مثل روزهای بدهیهایی که باید پرداخت بشن #
میدونی، این لذتبخشترین لحظات زندگیم بود
میتونی این رو در رابطهی بعدیت با یه شخص به کار ببری
تو بینقصی
گوش کن
...میخوام بدونی که
تو دوباره اعتقاد منو به عشق برگردوندی
پس تمام کاری که قصد داشتم رو انجام دادم
تمام شد
!لعنتی
لعنتی! شیشهها
!ونسا
نه، نه، نه نه، نه، نه
من ونسا هستم اسم شما چیه؟
خدارو شکر. هنوز اینجاست
ونسا، خیلی متاسفم
مقصد لطفا؟ مقصد لطفا؟
ونسا؟ - در حال جستجو -
ونسا منم، جرد
صدام رو... صدام رو میشنوی؟ - در حال جستجو -
ونسا صدام رو میشنوی؟ - در حال جستجو -
گوش کن، لطفا، لطفا لطفا با من تماس بگیر
دربارهی ونساست
با من حرف نمیزنه
واقعا این دفعه کار خودتو کردی
!منو پرت کردن بیرون
چرا؟
گفتن با اثاثیه خیلی سر رو صدا راه میندازم
و صداهای خندهدار در میارم
خب، تو واقعا صداهای خندهدار در میاری
من آخر شب اثاثیه رو جا به جا میکنم
چون کار دیگهای ندارم انجام بدم
توی این شهر هیچکسی رو نمیشناسم
من فقط یه صداپیشهام که میخواد کار پیدا کنه
صدای شخصیتهای انیمیشنی رو تمرین میکنم
استنلی
این هم یه دردسر دیگه که منو گرفتارش کردی
# هر جا رفتیم #
# پشت سر رو نگاه نکن #
# پشت سر رو نگاه نکن #
# وقتی رفتی #
# یک دست خالی #
ماشین مال شماست، جناب
خیلی تبریک میگم
ونسا تو رو انتخاب کرد
من اومدم برلین که تا سرحد مرگ مشروب بخورم
ولی... عاشق شدم
عاشق رز
چی شده؟ - بیا پایین -
چرا؟
!چون میخوام برلینم رو نشونت بدم
باشه
...رزِ تودل برو - اومدم -
که به هر قیمتی باید ازش اجتناب کرد
برو رد کارت
پولش رو میدم، میدونی که
چه جوری؟ دعا میخونی؟
ودکا رو کجا گذاشتی، رفیق؟
ودکا تموم شده
پس ویسکی بده
اون هم تموم شده
بیخیال میخائیل اینقدر با من بازی نکن
شرمنده. نمیتونم
مگه نگفتی من تو رو یاد برادر بزرگت میندازم؟
اینجوری با برادرت رفتار میکنی؟
تعجبی نداره که مُرده
.نمرد ما زندگیش رو نجات دادیم
من و کل خانواده
.دیگه برای مشروب پول ندادیم مثل یه بچه کوچولو گریه میکرد
میخواست خودشو با چاقو بزنه
حالا داره برای گوگل کار میکنه
میخائیل، روز خیلی بدی داشتم، خب؟
حرفات درست مثل اونه
من پولش رو میدم
مطمئنی؟
اون فرشته نیست
فقط یه لباسه
شنیدی که. بانو پولش رو میده
به کارمای خوب اعتقاد داری، ها؟
که چی؟
میشه 11.99
داری کاری میکنی که حس خیلی بدی پیدا کنم
راستش، از رفیق ناجور روسیمون هم بدتر
هی، من فقط دارم یه فرشته رو دعوت میکنم باهم مشروب بخوریم
حق با توئه، میخائیل
آخرین چیزی که باید بره واقعا غرور مَرده
مامانش تا چند روز دیگه برمیگرده
.شاید برنگرده برادر پسره هنوز توی بیمارستانه
آره، ولی اگه این پسرو انتقالش بدن از هم میپاشه
یه جای جدید دیگه با آدمهای جدید
فکر نکنم دیگه اونا رو ببینه
ببین، ایدهآل نیست بحثی ندارم
ولی نمیذارن اینجا بمونه
ببخشید؟
بله؟
مرغ
مرغ؟ بله
"لیو، دربارهی "نزار رسلان
راهی هست بتونیم براش استثنا قائل بشیم؟
کی؟ - اون پسر کوچیکه -
که برادر کوچیکش تو بیمارستانه
آها، اون - آره -
احتمالش هست بذاریم یه شب دیگه اینجا بمونه؟
کاش میتونستیم، ولی قطعا نمیشه
میتونیم به دفتر خدمات کودکان تلفن بزنیم بخوایم فعلاً جایی نفرستنش
تا وقتی که بدونیم مادرش کِی برمیگرده
ولی نمیتونه اینجا بمونه بدون همراه نمیشه
کیف حالك؟ جید؟ (حالت چطوره؟ خوبی؟)
تعال معی (با من بیا)
سلام عزیزم - سلام -
باورم نمیشه اینجا روغن زیتون نداری
آخه چهجوری میتونی بدون روغن زیتون آشپزی کنی؟
...اساس همهی
این چیه؟
این نزاره
هذه أمی (این مادرمه)
سلام
میخوای بشینی؟
میخوای یه چیزی بنوشی؟
...مثلا من فقط آب دارم
آب؟ نه؟
باشه
پس توی پناهگاه زندگی میکنه؟
میدونم ممکنه از چی خوشت بیاد
خب... هست؟
نه. از سر کوچه پیداش کردم
بیا، نگاه کن
میشه اینقدر عربی حرف نزنی
و به من بگی چه خبره؟
خب، این فقط عربی میفهمه
تنها چیزیـه که تو زندگی از دست نداده
و اینجا میمونه؟
میشه چند ثانیه بریم بیرون؟
دو ثانیه، باشه؟
ببین، فقط برای امشب اینجاست
برادر کوچیکش برای ذاتالریه توی بیمارستانه
و مامانش پیش اون میمونه
.نمیتونم اون رو توی پناهگاه تنها بذارم اجازه نمیدن
خب، پدرش چی؟
خب، پدرشون نیومده
و میخوان اون رو تحویل خدمات کودکان بدن
اگه بره به خدمات کودکان نمیدونم چقدر طول میکشه
تا برشگردونم پیش مامانش
پس امشب رو اینجا میمونه؟
آره، فقط یه شبه فقط همین
وقتی تو به خاطر ذاتالریه میری بیمارستان
دو هفته اونجایی، یادته؟ بعدش چی؟
به موقع متوجه نشدیم
اونقدر زنده نمیمونه
اوه، خدایا
اوه
خدایا. جین، خودت رو توی چه ماجرایی انداختی؟
وای پسر، وای پسر
وو هوو
اصلاً اجازهش رو داری بیاریش اینجا؟
تو... شاید برای این کار شغلت رو از دست بدی
مامان، میشه فراموش نکنی که اون داره نگاهمون میکنه؟
خب، فکر کردم گفتی اون فقط عربی میفهمه
نه اون لحن صدا رو میفهمه
میتونه همه چیز رو بفهمه
جین، فقط فکر کن چه مسئولیتی رو قبول کردی
خیلیخب. خیلیخب دیگه کاری ندارم، کاری ندارم
خوبه که یه مهمون دیگه داشته باشیم
ببین، من برات غذا پختم
مرغ سرخ شده لیمویی غذایی که دوست داری
تو غذا پختی؟ برای چی غذا پختی؟
من ازت نخواستم غذا بپزی من ازت نخواستم اینو بخری
ازت نخواستم همهی اینها رو بخری
دوست دارم آپارتمانم هیچی توش نباشه
متاسفم
...بوی خیلی خوبی داره
لعنتی
چیه؟ - لعنتی -
نه، نه، نه چه احمقی هستم
...من - چیه عزیزم؟ -
...نه. من برای امشب برنامه دارم
میخواستم لغوش کنم ولی فراموش کردم
نه، نه. لغوش نکن
نه. برو
من میتونم مراقب پسره باشم - ساده نباش -
نمیتونم اونو اینجا با تو تنها بذارم
چرا نمیتونی؟ - منظورت چیه که چرا؟ -
تو رو نمیشناسه راحت نیست
من میتونم مراقب یه پسر بچه باشم
تو برو بیرون. برو بیرون یهکم خوش بگذرون
چرا؟ برای چی بیرون رفتن من اینقدر مهمه؟
خب، من نمیدونم
فکر کردم امشب یهکم خوش بگذرونی
...یعنی، اونجوری که اینجا زندگیت رو میگذرونی
چه جوری؟ من اینجا زندگیم رو چه جوری میگذرونم؟
اطرافت کلی اندوه و بدبختیه
این همه راه اومدی به برلین
به این آپارتمان کوچیک
کل ساعات روز و شب رو کار میکنی
اصلا غذا نمیخوری اصلا نمیخوابی
با چیزهایی سر و کار داری که از کنترلت خارجه
پس، آره، راستش فکر اینکه داری میری بیرون
یهکم خوش بگذرونی شاید با یکی آشنا بشی
خیلی شگفتانگیزه
خیلیخب. پس همینه با یکی آشنا بشم
که... چی؟ ،شاید ازدواج کنم
برگردم به لندن، چندتا نوه برات بیارم
پستهای فیسبوک پرجلوهتری برات جور کنم؟
آره. راستش آره
جین. من فقط میخوام بزرگ بشی
میدونم کاری که داری اینجا میکنی خیلی شرافتمندانهس
خیلی خیرخواهانهاس
ولی داری فرار میکنی
این یه فراره
این فرار نیست
واقعیته
این برلینه
زندگی الان اینجوریه
و اینو میدونم که باقی دنیا
میخوان وانمود کنن که نیست
ولی هست
کسی وانمود نمیکنه خدایا، جین، زندگی خیلی کوتاهه
یعنی، تو یه چشم به هم زدنی رفته
همهچیز رو برای این از بین نبر
...خیلیخب
میدونی چیه؟
من میرم بیرون
نزار، من میخوام یک ساعت برم بیرون. باشه؟
...من میخوام من میخوام برم بیرون
و تو باید اینجا پیش مامان من بمونی اشکالی نداره؟
و بعد میتونی اینجا یه چیزی بخوری
و میتونی کارتون ببینی
...و بعد و بعد من برمیگردم
باشه؟ باشه ولی فقط یک ساعته
اگه... اگه ترسید
...یا اگه منو خواست - زنگت میزنم -
خیلیخب. باشه
خیلیخب
این برای چیه؟
برادرت؟
میتونم بیام تو؟
آره
بهت خوش گذشت؟
آره، خوب بود
فقط میخوام تو خوشحال باشی
مامان، خواهش میکنم. الان نه
آره. آره
...حالا، اون پسر که اونجاست
نه، ببین، ببین میتونی بری سراغ هر چیزی؟
ولی لطفا، نرو سراغ اون، باشه؟
این چیزیه که مادرش براش میخواد
ببین، همش اونجاست
و اونجور که مادرش بزرگش کرده
...میدونی، در کل زندگیم
...حتی قبل از تولد تو
هرگز اینقدر مطمئن نبودم که چرا وجود دارم
خیلی بهت افتخار میکنم
چند لحظه صبر کن
میشه اینو برای من نگه داری؟
حتما
ممنون
الان وقتش نیست که
به من بگی اسمت چیه؟
من سارا هستم
من دامیِل هستم
اهل کجایی، سارا؟
اهل اسرائیلم
و تو؟
من برلینی هستم
حداقل تا فردا
متوجه نمیشم
دیگه بسه
خسته شدم
چرا؟
داستانش خیلی درازه
خب، میدونی چیه؟ من وقتم آزاده
جایی برای موندن داری؟
تو جایی برای موندن داری؟
چی نوشته؟
که یعنی...؟
این خونه قبلا تو کشور دیگهای بوده
ما الان تو برلین شرقی هستیم یا برلین غربی؟
قطعا غربی
هی، میتونی دیوار برلین رو نشونم بدی؟
الان درست بالاش هستی
!نه بابا
میتونی احساسش کنی؟
نه
!خدایا
آره، الان میتونم احساسش کنم
سلام
ممنون
خب، چه خبر، عزیزم؟
جدی میگی؟
میخوای با این جمله مخم رو بزنی؟
چرا که نه؟
از سبکت خوشم میاد
درجه یک
اهمم
باید یه آدم حرفهای چیزی باشی
نوچ، فقط یه آمریکایی
اجازه میدی؟
اجازهی من مهمه؟
چیه؟
عزیزم، تو با این حرف جنبشت رو 50 سال بردی عقب
کدوم جنبش؟ من که جنبشی ندارم
.وقتشو ندارم کار میکنم تا خرجمو در بیارم
و راستی خیلی از زنها کت و شلوار میپوشن
میدونی، پیرمرد
من اونقدرا پیر نیستم - اهمم -
و تو بانوی خیلی بامزهای هستی
خدایا، منو اینجوری صدا نکن. بانو
وگرنه بینمون شکرآب میشه
اگه نگم، یعنی با هم کنار میایم
و دوست میشیم؟ - نگاه کن، هنوز اول کاریم -
و تو هنوز برام نوشیدنی نگرفتی
خیلیخب، جایی که من ازش میام
اول کار همدیگه رو بوس میکنن
اوه
!هی
لعنتی. انتظار اینو نداشتم
قولی نمیدم
چرا من؟
خودت رو دست کم نگیر
بدک نیستی
...خب
بیا دربارهی تو صحبت کنیم
چی؟ - بیا دربارهی تو صحبت کنیم -
اوه، بزن بریم
هرچی تو بخوای، عزیزم
خب، اسمت چیه؟
این دربارهی منـه، نه تو
آدم پیچیدهای هستی
،میتونم یه اسم الکی بگم چه اهمیتی داره؟
هیچی اهمیت نداره
باشه. من یه اسم انتخاب میکنم ...این چطوره
هِتِر؟
منو هتر صدا کن
نه، این یکی نه
چرا؟
خیلی وقت پیش یه دختر کوچولو داشتم
اسمش هتر بود
هیچوقت نتونستم بشناسمش
.منم یه پدر داشتم چه تصادفی
هوم
...خب
...از روی کنجکاوی میپرسم
به نظرت الان شانس موفقیتت چقدره؟
پنجاه پنجاه؟
پنجاه پنجاه؟
آره
نگاش کن، حرومزادهی آبزیرکاه
واقعاً همچین فکری میکنی؟
پنجاه پنجاه؟ - گوش کن -
همیشه همهچیز آخرش پنجاه پنجاهه
بالاخره یا اتفاق میفته یا نمیفته
درسته؟ - هوم -
...یعنی، یا شانس میارم و
...با تو برمیگردم به اتاق هتلم
...و - اوهوم -
انقدر بهت عشق میورزم ...که چشمهات سفید بشه یا
میرم خونه با خودم ور میرم
،من جوابها رو ندارم از آینده خبر ندارم
بالاخره یا یه اتفاقی میفته یا نمیفته
آره، به گمونم
خوشم اومد
...خب، کی یا چی بر وفق مرادت نبوده
که الان اینجایی؟
میخوای گوش کنی؟
.البته بلیت هواپیمام برای فرداست
اوه
واقعاً ازت خوشم میاد، هتر
میدونی، هر زنی که تا حالا ...منو دوست داشته یا براش عزیز بودم
دلش رو شکستم و باعث رنج زیادی براش شدم
و دیگه هرگز نمیخوام چنین کاری کنم
به نظر میاد از اون مردها باشی مشکل بخشیدن داری
آره. خیلی
باید اول از همه خودت رو ببخشی
آره. کشیشم همین رو بهم میگه
...یعنی بیش از همه از این پشیمونم
که خیلی وقت پیش یه بچه داشتم ولی هرگز نتونستم پیشش باشم
منظورت چیه یه بچه داشتی؟ چطوری؟
خب، با یه دختری پریدم
.وقتی جوون بودیم، بچهدار شدیم ولی اون با بچه ازم جدا شد
اگه ببینیش چی بهش میگی؟
اگه دختربچهت رو ببینی چی بهش میگی؟
...فرض کن همین الان اومده جلوت
به این بار مزخرف هتل؟
و اینجا نشسته ...و بهت نگاه میکنه و میگه
...بابا، میبخشمت"
"اگه یه دلیل خوب بهم بدی
اونوقت چی میگی؟
اونوقت چی میگی؟
میدونی سالها چیکار کردم؟
...قبلاً تظاهر میکردم که
گوشهی خیابون هستم ...و همینطوری
رد شدن مردم رو تماشا میکردم ...و وانمود میکردم که
...یه نفرو میبینم
...یه مرد که دست یه دختربچه رو گرفته
...هر دو میان پیشم
...و اون دختربچه در واقع
دختر منه
...و بهم میگه
"سلام بابا"
و منم بلندش میکردم ...و بغلش میکردم و فقط میگفتم
نمیدونستم کجایی"
نمیدونستم چطوری پیدات کنم
خیلی دوستت دارم
...و کل عمرم دلتنگت بودم و
"باورم نمیشه الان اینجایی
...و صداش رو میشنیدم که میگه
"بابا، من هنوزم خوشگلترین دختر دنیام؟"
...و من میگفتم: "آره
تو خوشگلترین دختر دنیا هستی
"و دلم خیلی برات تنگ شده بود
"بابا.. دلم خیلی برات تنگ شده بود"
دیگه در این باره حرف نمیزنم
...خب، کجا کجا ادامه بدیم؟
چی؟
این، بعدش کجا بریم؟
من تو اتاق 423 هستم
خیلی خب
پس اون بالا میبینمت
# یه لحظه خاطرهی شیرین #
# یک لذت آسمانی #
سلام. خواهش میکنم بیا تو
چی شده؟
حالت خوبه؟
دیگه مطمئن نیستم بخوام این کارو بکنم
...اوه، خب
...اشکالی نداره، میتونیم فقط
میدونی، مجبور نیستی کاری بکنی
خب؟
...میدونی چیه
اومدم بار که بهت بدم
مجبور نیستی بهم بدی
...فقط - میخوای برم؟ -
نه، نمیخوام بری
...میتونیم فقط
پیش هم باشیم - خب -
خب؟ - باشه -
[ میبخشمت، بابا ]
هیچ رؤیایی داری؟
کاری که بخوای تو زندگیت انجام بدی؟
آره، مثل همه
چه رؤیایی داری؟
میخوام دنیا رو بگردم
مثل همه
و؟
میخوام توی ماوورپارک ترانه بخونم
چرا؟
بابام از اونجا بهم گفته
گفت وقتی موزیسین بشی خیلی خوبه اونجا باشی
هست، مگه نه؟
و غیر از اون؟
...ام
...یه خونهست که میخوام پیداش کنم
قبلاً خونهی آدم خاصی بوده
این خونه که میگی کجاست؟
خب، شاید امشب بتونی اونجا بخوابی
خونهی دوستت
گفتم شاید بتونم بازم اینجا بخوابم؟
نه
باشه
...خب، خلاصه، ممنون بابت
گردش
خیلی خوش گذشت
به منم خوش گذشت
.اوه، ببخشید ببخشید
شماها انگلیسی بلدین؟ - بله -
...خب. میشه لطفاً بگین کجا
چیه؟ من راهو نشونش میدم
تو بلد نیستی نقشه بخونی
من بلد نیستم؟ تو 10 قدم از خونهمون دور میشی گم میشی
خیلی خب
!بس کن
بفرما! خسته نباشی
!آقا
خب. ممنونم - مسخرهست -
خیلی متأسفم
ازش خوشت میاد؟
# دلتنگِ چیام؟ #
# نمیتونم توضیح بدم #
# و دوست دارم این #
# گردشی رو که ادامه میدیم #
# برای رقصندهی تنهایی مثل من، چارهای نیست #
# دست منو بگیر #
# منو ببر به سرزمین #
# باید جایی باشه #
# با چنین شکوهی #
# و شاید در نهایت #
# به من نگاه کنی و من بگم #
# تو چارهی رقصندهی تنهایی مثل منی #
بفرما
لوئیس
برلین همهجاش اینجوریه؟
نه
برلین هیچجاش یه جور نیست
بوش رو حس میکنی؟
...کلم، زغال سوخته
بوی تند صابون
تا چند سال دیگه، همهش از بین میره
مادربزرگم قبلاً اینجا زندگی میکرد
واقعاً؟
اسمش چیه؟
استر
استر زینگر
...رودی، دیوید
شولا، سلما
مادربزرگم زنده موند
الان 95 سالشه
و ازم خواست عکس بگیرم
...آخه چطوری میتونی به این شهر بیای
که این همه خاطرات بد داره؟
من این خاطرات بد رو ندارم
...گوش کن، ام
امشب قبل از رفتن از شهر ...آخرین اجرامه
میخوای بیای؟
!عزیزم! عزیزم
خواهش میکنم آروم بگیر
انقدرهام بد نیست
!آروم بگیر دیگه
.منظوری نداشتم بیا، برگرد بالا
ولم کن، مرتیکهی عوضی
!پس برو گمشو. برو! گمشو - میشه ساکت باشی؟ -
مگه دیوونهای چیزی هستی؟ - خفه خون بگیر -
!بیا تو. عالیه - ممنون -
طوری نیست
برات قهوه درست میکنم
این مرد چشه؟
الان دو روزه اینجاست
یه روز دیگه بمونه، خاکش میکنم
بعد میبینیم چی میشه
حالا برنامهت چیه؟
نمیدونم
...ام
...خسته شدم از
اینکه همیشه بحث میکنه و داد میزنه
نمیدونم چیکار کنم
طفلکی
به رختشویخانهی برلین خوش اومدین
اینجا لباسهای کثیف شما در یه چشم بهم زدن تمیر میشن
صبر کن ببینم
نباید این لباس خوشگل رو بذاری تو ماشین
کثیفه
هوم؟
هی، بس کن. خرابش میکنی
برام مهم نیست
به نظر من که تمیزه
کثیف نیست
فقط باید وصله بشه
بیا
خوب نیست لخت باشی
...اومدم اینجا
تا برای اولین بار توی عکسبرداری شرکت کنم
فکر میکردم این جهش بزرگم به سوی موفقیته
هیچکس دیگه نبود جز عکاسه
خیلی احمقم
تقصیر تو نیست
بهم گفت لباسم رو در بیارم
و بعد؟
،فرار کردم رفتم دوربین رو از سر راه انداختم کنار
امیدوارم دوربین موردعلاقهش بوده باشه
بیا عزیزم. قهوه بخور
به رختشویخانهی برلین خوش اومدین اینجا هر لکهای زود محو میشه
همیشه شنبه شبها اینقدر شلوغه؟
برلینه دیگه
اگه پاپ هم بیاد تعجب نمیکنم
اگه میخوای اینجا باشی باید رخت داشته باشی
ببخشید، ولی باید بپرسم
...شما ظاهرتون خیلی - برای مهمونی اومدم اینجا -
قراره مهمونی بگیری؟ - نه -
...دوستم آندره اهل کاراکاسه
...این آدرس رو بهم داد و گفت
امشب باید اینجا باشم
...به نظرم دوستت آندره که اهل کاراکاسه
سرکارت گذاشته
اوه، نه. آندره هیچوقت اشتباه نمیکنه
خب، بهت صدمه زد؟
...نه
...فقط
...همش
میگفت کمکم میکنه
همیشه برام سؤال بود تو همچین وضعیتی چیکار کنم
...همهچیز یهو
آهسته میشه
...شروع به بحث کرد
و میدونستم باید بیرون برم
چه انتظاری داری؟
مردها زنها رو شکار میکنن
بخشی از بازیه
میدونی، به خاطر زنهایی مثل توئه ...که مردها خیال میکنن
هر کاری بخوان میتونن بکنن
تو به خواهری اعتقاد نداری؟
نه، این جنبش رو درک نمیکنم
به گمونم به خواهری اعتقاد دارم
مادامی که مردهای بیگناه رو مجازات نکنیم
روشن شدی؟ آره
...نه، اون، اون
آره، همون زنیکهی جنده تو نمایش افتتاحیهم بود
کاری میکنم دیگه نتونه کار کنه
به رختشویخانهی من خوش اومدین
به رختشویخانهی من خوش اومدین
صحیح
میتونین اینو بشورین؟
شما رو از جایی میشناسم؟ - نه -
...اوه، این همون
کارگردانیه که برای انتخاب بازیگر باجگیری جنسی کرده
...آره. آنتونیو، آرتنیو
.نه، آرتمیس. آرتمیس
...آرت - سوراک -
آرتمیس، سوراک - خودشه -
،و فقط متهم شدم چیزی ثابت نشد
چند تا زن بودن، درسته؟
آره، نزدیک 20 تا بودن که همه یه ماجرا رو تعریف دادن
ببخشید، اینا چه ربطی به تو داره؟
ها، چرا؟
به من ربط داره ...چون دوستپسرم
،حسابی منو کتک زد و حالم از مردهایی مثل تو بهم میخوره
مگه چیکار کردی؟ - چی؟ -
چیکار کردی که تحریک شد کتکت بزنه؟
چیکار کرده؟ - همینطوری میگم -
چیکار کرده؟ ...یه زن هیچکاری نمیتونه بکنه
که دلیل بشه مردی کتکش بزنه
.اوه نه، موافقم. موافقم ببین، من فمینیستم
.عاشق زنهام مادرم زن بود
کارهای زیادی برای زنها کردم
تمام دستیارهام زن هستن
،ازم سوءاستفاده میکنن ...میان پیشم
...چون من پول دارم و قدرت دارم
و میخوان ازم سوءاستفاده کنن تا به موفقیت برسن
منم که قربانیام
میبینین؟ نگاه کنین - چرند نگو -
قانونها رو من ننوشتم
فقط ازشون لذت میبری
گوش کن
...من از مردهایی که
...درو باز میکنن و برام گل میارن
و بوی طبیعت بکر میدن خوشم میاد
طبیعت بکر؟
...ولی تو
پستفطرتی
....یه دایناسوری
و به زودی منقرض میشی
...اوه، همهتون ترسناکین
خیلی قدرت و اختیار دارین
یه جور رختشویخانهی زنونهی همجنسگراهاست که مردها رو آویزون میکنین تا خشک بشن
من میرم تاکسی بگیرم
ممنون. برو بیرون
خانمها
آندره
آندره، میدونستم ناامیدم نمیکنی
دوستت که اهل کاراکاسه؟
.آره، دوستم بیاین، بچهها
# منم هستم #
# همه، همه #
# من میترسم، مرعوبم #
# توی رختشویخانهی محبوبم #
# به ظرافت باارزشم فکر کن #
# تمام دخترها میترسن #
# رخت کثیفم رو برداشتم #
# انداختمش تو رختشویخانه #
# انداختمشون و برداشتم #
# ...و رختها رو میشورم #
# از هر قشری که هستین، همه به ما ملحق بشین #
# از هر قشری که هستین، همه به ما ملحق بشین # - # منم هستم # -
# از هر قشری که هستین، همه به ما ملحق بشین # - # منم هستم # -
# از هر قشری که هستین، همه به ما ملحق بشین # - # همه، همه # -
# همه، همه #
خدای من، نگاه کنین
# از هر قشری که هستین #
# همه به ما ملحق بشین #
# از هر قشری که هستین # - # همه، همه # -
# دیگه بسه #
سلام، داداش
سلام، دوست من - حالت چطوره؟ -
چند تا از این جعبهها رو میتونم با هواپیما ببرم؟
به کجا؟ - میامی -
دو تا جعبه - اوه -
میدونی، توی میامی از اینا گیر نمیاد
چهار تا میدی؟ - گفتم دو تا -
نه، چهار تا جعبه - گفتم دو تا -
بیخیال، گورباچف، چهار تا جعبه بده، خب؟
اونجا... اونجا از اینا گیرم نمیاد
به من میگی گورباچف؟
هوم - حالت خوبه؟ -
...هوم
پنجاه پنجاه، داداش
میدونی، امروز آدم خیلی خاصی رو دیدم
چه اتفاقی افتاد؟
...وای خدای، نزدیک بود بزرگترین
اشتباه تمام عمرم رو مرتکب بشم
چیکار کردی؟
هیچ کاری نکردم
نمیفهمم از چی حرف میزنی
چی بگم؟ جواب این چیزها پیش من نیست
چون تویی
چهار تا جعبه بهت میدم
خانوادهت چطوره؟ - خوبه -
آره؟
میشه 120 یورو
...این برای سیگارها و
و فرد شب به حساب من خانمت رو شام ببر بیرون
چه خبره؟
این بزرگترین انعامیه که تو عمرم گرفتم
هوم. آره. خوش به حالت
مواظب خودت باش، داداش
بازم برمیگردی؟
مواظب خودت باش، جیمز - خداحافظ، رفیق -
پرواز به سلامت
هی، خوشگله
زندگی سخته، نه؟
ببخشید، زیاد انگلیسی بلد نیستم
اینجا هر چقدر جا داشته باشی نوشیدنی بهتون میدیم
من نوشیدنی نمیخوام، خب؟
...فقط میخوام
یه دختر خوب میخوام
...سریع - وایسین، وایسین -
وایسان، وایسین، وایسین - مشکل چیه؟ -
این نشان پلیسمه - هی، بازی رو که بلدی -
،بجنب، فراوش حدوداً چهل سالشه و وزنش زیاده
و اگه... اگه اینجا باشه؟
اونوقت میاریش پیش ما
اوه، به همین راحتی؟
به همین راحتی
مگه دیگه با هم دوست نیستیم؟ - ...ام -
خانمها، اون مرد عرب کجا رفت؟
کدوم عرب؟
لایلا، با من در نیفت
بهتره از اینجا بری
نمیتونم
خب. چی شده؟
لطفاً سکس نه
پس چی؟
...این آخرین شبمه
...و فقط میخوام
اسمش چیه؟
چیپس. چیپس میخوای - ها؟ -
.سه تا چیپس، 50 یورو یه چیپس، حداکثر 20 دقیقه
آره - فهمیدی؟ -
ولی سکس نیست که
فرقی نداره
پلیسها دنبال یه عرب میگردن
کسی پیشته؟
نه - نه؟ -
...و... ولی
ولی بی و... ولی
بو میدم، باید حموم کنم
میتونی بیای بیرون
نگران نباش. سکس در کار نیست
از چی قایم شدی؟
اعتماد نداری؟
خیلی خب
خب پولت چقدره؟
پولت
دست بردار. باید این تو باشه
یه نفر دیده که وارد باشگاه شبانه شده
نیست
میخوای مجوز تفتیش بگیرم؟
چی شده، تونی؟ ها؟
سه تا بچه توی اقامتگاه مواد آتشزا انداختن
دو تا از پناهندهها دنبالشون رفتن
ظاهراً یکی از بچهها رو گرفتن که 15 سالش بوده
اوه
و بعد؟
هنوز زندهست
اگه اینجا پیداش کنیم خوب نیست
اهل کجایی؟
دیگه وجود نداره
هنوز اسم که داره
وطن
قانونی اینجایی؟ - کاملاً قانونی -
ازدواج کردم
خوش به حال شوهرت
با یه آلمانی
یه دختر
آه، هیچکس بینقص نیست
به یه پسر چاقو زدم
...یه پسر
با چاقوم
چرا؟
میخواست پناهگاهمون رو آتیش بزنه
دفاع از خود بود
خب. بیارش بیرون
یادته، همین چند وقت پیش؟
...قبل از اینکه این عوضی باشگاهت رو بخره
اینجا به آدمهایی که مشکل داشتن کمک میکردیم
بعضیوقتها آدمهایی که مشکل دارن برای ما مشکلساز میشن
،اگه پیداش کنن برات دردسر میشه
ولی برای تو نه؟
پسره الان تو بیمارستان مُرد
اگه این مرد گناهکار نباشه چی؟
تو طرف اشتباهی هستی، فراوش
همیشه
...میدونم، چون
پدرم دوستم نداشت
و این منو خیلی عصبانی میکنه
خیلی متأسفم
چی؟
ساعت چند؟
چی؟ نمیدونم. حول و حوش ساعت 7:00
نگران نباش. اینجا جات امنه
چی؟
زنم، بچههام - چی؟ -
از چی حرف میزنی؟ - دیر شده، خیلی دیر شده -
نه، نباید بری
فرار نکن - نه، نه، نه، نه -
اگه فرار کنی، خیال میکنن گناهکاری
خب گناهکارم
ممنونم
# جایی که هستم، چیزی نیست #
# جایی که بودم خاکستره #
جادهای که از طی کردنش ترس دارم # # چیزیه که میدونم حتمیه
# هر بار که میخوام ناپدید بشم #
# جاده منو دوباره پیش تو میاره #
# و فرار تنها چیزیه که بهش اعتماد دارم #
!برین خونهتون! برین خونهتون
# چهرههای خانوادهم #
# توی خوابم میان #
# صدای التماس پدرم رو میشنوم #
# گریهی مادرم رو میبینم #
# تمام خوابهام منو دوباره پیش اونا میبرن #
هنوز دنبال مظنون هستیم
دریافت شد
آقا، میشه کارت شناساییتون رو ببینم، لطفاً؟
آقا
به سلامتی - سلام بچهها -
این سارا ست
یه نوشیدنی بهش بدین، خب؟
سارا، برمیگردم - کجا میری؟ -
نگران نباش
ممنون
حالت خوبه؟
آره، خوبم. ممنون
ببخشید
با دوستپسرم دعوام شده
و حالم خوبه. ممنون
...خب
به نظرم از این اتفاقها پیش میاد
پدرم قرار بود ساعت 8 بیاد دنبالم
و الان ساعت چنده؟
نُه
خب، میدونی چیه؟
از این اتفاقها پیش میاد
آبجو میخوای؟
آره
همون چیزیه که میخواستم
نه
واسه چی؟
به سن قانونی نرسیدی
آره، ولی 16 سالمه
دقیقاً
پس اجازه نداری
آره. اینجا آلمانه. تو 16 سالگی اجازهی خوردن مشروبات رو داری
اجازهی خوردن مشروبات رو داری؟ - آره -
ببین - امکان نداره -
واقعاً؟
شونزده
عجب
!ای دیوس
تولدته که
اوه، نه. زودباش
بهتره بغلت کنم
آره، تبریک میگم
ممنون
اسمش چی بود؟
چی؟
دوستپسرت
توماس
آلمانیه؟
آره
دوستدختر هم داری؟
چی؟
قبل از اینکه دوستپسر دار شی؟
چندتایی داشتم
خوشت میومد؟
نه واقعاً
بوسیدن پسرها رو ترجیح میدم
و از کجا فهمیدی؟
نمیدونم. اتفاق میفته
من نمیدونم بوسیدن مردها رو ترجیح میدم یا زنها رو
خب فقط باید جفتشون رو امتحان کنی
...گمون میکنم
ولی چطوری؟
خب، میری و ازشون درخواست میکنی
سادهست
میشه تو لطفاً من رو ببوسی؟
ببخشید؟
،دارم ازت درخواست میکنم میشه لطفاً من رو ببوسی؟
میخوام بدونم بوسیدن یه مرد چه حسی داره
همم
،میدونی چیه، عزیزم؟ از نظر فنی ...در حال حاضر
جلوی یه زن نشستی
پس، فایدهای نداره
...آره، ولی
تو یه مردی
یه مقداری پیچیدهتر از این حرفهاست
بهعنوان کادوی تولد
نه، فکر نمیکنم - واسه چی؟ -
کل شب رو میخوردم و میکشیدم
از اینکار متنفر میشی
باشه. فقط یکی
خب؟
نمیدونم
ولی کادوی تولد درنظر میگیرمش
منصفانهست
آره
فکر کنم باید برم
آره
یادت باشه، از اون اتفاقها پیش میاد
ببخشید
یه دختری با موهای قهوهای ندیدید؟
اون قهوهست؟
آره
قابلتون رو نداره
در ضمن، آخر داستان میمیره
[ ادیسه اثر هومر ]
جای عجیبیه، مگه نه؟
آره
نه، ممنون
خب، من آخرین آدم زندهام
تنها کسی که میبینه آخرش واقعاً چطوری تموم میشه
اوه، پسر
سلام، جرمی
بورک لینز، موکل موردعلاقم
هنوز توی برلینی؟ - آره -
چطور شد؟
آره! نمایش آزمایشی دیشب خوب پیش رفت
و میخوان که دنبالهش ساخته بشه
خدایا، منظورم اینه... این یه فیلم در مورد آخر دنیاست
فکر میکنم حدود هفتاد میلیارد آدم رو کشتم
چطوری میخوای یه دنباله واسش بسازی؟
چطوری؟ منظورت چیه چطوری؟
،میدونی، یه فیلم همونشکلی میسازی
با یه کوچولو تغییرات
،آره... نه. جرمی، گوش کن ...من... من
اون پول قلمبه رو میخوای، درسته؟
از اینکه اونجا نیستم تعجب کردن؟
شاید یه کمی. ولی کی اهمیت میده؟
تو دوسال گذشتهی زندگیت رو روی این فیلم گذاشتی
،جز اینکه بخوان پروژکتور رو راه بندازی
دیگه باهات چیکار دارن؟ - ...خب -
من خستهم. این رو که مطمئنم
شاید قاتی کردم
بورک، برو بیرون. آدمها رو ببین
به کارهایی که توی برلین میکنی ادامه بده
من باید برم
به پول قلمبه فکر کن
خیلیخب. دوست دارم رفیق
دوستم داری؟
ممنون، جرمی
جرمی، ایکاش به حرفم گوش کنی
!آنا، داری چیکار میکنی؟ بجنب
# با کیسهای از آرزو به برلین اومدم #
# میخواستم چیزهایی رو ببینم که ندیدم #
# چی پیدا کردم؟ کلی شگفتی خوب #
# مثلاً تماشاحونههای اینجا #
# و شاید من اولین خوانندهی اپرا #
# در برلین بشم #
نمیخواستم مزاحمتون بشم
اوه، واقعاً عالی بود
اون... چه صدای دلنشینی داری
واقعاً میگم
واقعاً
ممنون
خیلی لطف کردید
مگه نه، لوسیندا؟
من بورک هستم
کاتارینا
واقعاً یه جهان کامل رو میسازی
نگاه کردنش خیلی جذابه
آره
ممنون
...آم
تا نمایش بعدی یکی دو دقیقه وقت دارم
اگه بخواید بشینید
...آره. من
چرا که نه؟
تفریحی اومدید؟
همینطوره. آره، آره
از کجا فهمیدی؟
ساکنین برلین زیاد به اینجا نمیان
بیشتر توریستها هستن
،خب، منظورم اینه... باید بگم
واقعاً، واقعاً زیباست
جای عالیای رو انتخاب کردی
اهل کجایی؟
نیویورک
تو اهل کجایی؟
همهجا، واقعاً
زمان زیادی رو توی آمستردام گذروندم
...ازدواج ناموفق
والدینم مُردن
واسه یه کوچولو تجدید حیات به برلین اومدم
برلین شهریه که در مورد تجدید حیات یه چیزایی میدونه
آره، آره
راستش پدرم بزرگشدهی اینجاست
...کفش درست میکرد. اون
یه مغازهی کوچیک داشت که از اینجام دور نیست
کفشهای دستساز واقعاً خوشگلی درست میکرد
...و جنسشون طوری بود که، میدونی
اگه بهشون میرسیدی، یه عمر میتونستی پات کنی
و... این روزها دیگه زیاد
از اون دل به کار دادنها نمیبینی، میدونی؟
ولی اون اینطوری بود. آره
یه هنرمند واقعی بود
...چند وقته که
...نمایش عروسکی رو انجام میدی و
دوست دارم بهش بگم تئاتر
تئاتر، ببخشید
سه چهار ساله
...و شترمرغ
دیدن بچهها فوقالعاده بود
...اینکه چطور واقعاً بهنظر عاشقشن
،آره. کلی نمایش داره
میدونی؟ - آره -
"لوسیندا و دریای آزاد"
"لوسیندا و ملاقات با شاه شترمرغها"
،نمایش مورد علاقهی من "لوسیندا در تعطیلات ایرلندی"
...و حالا
"لوسیندا در برلین"
،لوسیندا مخفیانه عاشق زرافهست
زرافهای که اسمش "رومندیکلف"ـه
هاه
چطوری اینقدر در مورد شخصیتها میدونی؟
منظورم اینه، همش رو از خودت میسازی ...یا از جایی
باهاشون راهی سفر میشی
زمان میبره
فقط سعی میکنم بهشون یکمی ...ویژگی خوب انسانی بدم و
...بینقصی و
چون اگه من اینکارو نکنم، کی میکنه؟
و بچهها؟
احساس میکنی فرقش رو متوجه میشن؟
،اوه. بچهها بیشیلهپیلهترین
و روراستترین تماشاچیهایی هستن که میتونم پیدا کنم
آره
...هرچند بزرگترها - ...اوه. هی، من -
آره، اصلاً حرف از بزرگترها نزن
برای بچهها، داری دنیا رو نشونشون میدی
و به اون چیزی که میخواستی رسیدی؟
!سلام
سلام
منظورت چیه؟
...میدونی با هنر و
زندگیت؟
آره
ببین، بیشتر از اینا رو نه لازم دارم و نه میخوام
امیدوارم تو هم بتونی همین رو بگی
آره
خب، باید برگردم سر نمایشم
...آره. ببخشید، من
انگاری همینالانشم یه مشتری اینجا داری
هی، عاشق نمایش میشی
متوجه حرفهات نمیشم
میبینی، منم آلمانی بلد نیستم
خوش بگذره
آدمهای کمی دلشون میخواد در مورد عروسکهام باهام صحبت کنن
این بهترین قسمت سفرم تا اینجا بوده، واقعاً
بهش احتیاج داشتم، پس ممنون
بعداً میبینمت
امکانش هست بیشتر صحبت کنیم؟
یعنی... میتونم تو و لوسیندا رو
واسه شام یا هرچی دعوت کنم
زیاد غذا نمیخوره
خب، هی... غذای بیشتری گیر ما میاد
خب، میدونی... اینکه فرصت
صحبت کردن با تو رو داشتم و نمایش رو دیدم، عالی بود
...و
...نمیدونم، واقعاً
ممنون
بعضیاوقات گوشهی کافه
تو خیابون "رزنتالر پلتز" هستم
رزنتالر پلتز
عالیه
نمایش عالیایه. برید، برید، نگاهش کنید
پس، همهچی دوباره اینطوری شروع میشه
احساس سرشار شدن از انسانیت
اینکه عشق امکان پذیره
اینکه همهچیز امکان پذیره
در ابتدا، فقط خاکستر بود
،و حالا، وقتی کمترین انتظار رو داری
...یه بار دیگه
در باغ عدن هستی
نه، مامان. نمیرم دیدنش
از قیافهش خوشم نیومد و آدم بیشعوری هم هست
یعنی چی که هیچوقت از هیچکس خوشم نمیاد
.من فقط 32 سالمه و وقت دارم نه مامان، به من گوش کن
مامان. دوچرخهام رو دزدیدن
خداحافظ مامان. الان باید قطع کنم
!لعنتی
هی، یاشل. چرا امروز واسه کار از اسکوتر استفاده نمیکنی؟
مهارت پارک کردنت رو هم بهتر میکنه
ببخشید، دیر کردم
دفعهی بعد، اخراجی
فقط بخاطر عموت دارم اینکارو میکنم
میدونم، سینان
ممنون بخاطر فرصتی که در اختیارم گذاشتی
امروز شمارهی 8 رو بردار
خانهی فرهنگهای جهانی
!ها
اینجا هیچکس اینطوری صداش نمیکنه
"ما بهش میگیم صدف باردار یا لبخند "جیمی کارتر
آمریکایی هستی؟
چی؟ - آمریکایی هستی؟ -
آره، البته
نه، نه، نه. یه عالمه پلیس؟
...توی ترکیه بودی؟ منظورم اینه
،میدونی، توی استامبول هرگوشهای پلیس هست
و هنوز نمیتونن امنیت رو تضمین کنن
،گمون میکنم به بهونهی مبارزه با تروریسم
فقط میخوان کنترل جناحهای مخالف رو در دست بگیرن
سیاست رو دنبال میکنی؟
باورنکردنی نیست؟
...این - ببخشید -
...واقعاً لازمه همش صحبت کنی؟ منظورم اینه
اگه اینکارو نکنی عالی میشه
ببخشید. عادته دیگه، میدونی؟
عاشق حرف زدن با مسافرهام هستم
راستش، من یه خبرنگارم... یه جورایی، میدونی
مسائل محلی، ارتقاء طبقات جامعه، مهاجرت
موضوعات کلی، چیزهای کوچیک
،مجلهی بزرگی من رو استخدام نمیکنه
مگر اینکه یه خبر تحویلشون بدم، میدونی
...یه خبر بزرگ مثل
"افتتاحیه رستوران در "نویکلن
میدونی منظورم چیه؟
راستی من یاشل هستم. اسم تو چیه؟
گرگ - از دیدنت خوشحالم گرگ -
روز سختیه، هاه؟
آره والا
یهجورایی من رو یاد اولین دوستپسرم میندازی
اونم یکمی بچه درسخون بود
و تو هم من رو یاد اولین دوستدخترم میندازی
هیچوقت نمیتونست دهنش رو بسته نگه داره
از فلسفه خوشت میاد؟ - همم؟ -
دانشجوی فلسفه بودم
،در میان نادرستیها زندگی درستی نمیتواند وجود داشته باشد
!آدورنو
آلمانی صحبت میکنی
نه، نه، نه. حفظش کرده بودم
کار فلسفی میکنی؟
نه. مهندس فناوری اطلاعات شدم
پول درآوردن از این رشته، راحتتره
ولی هنوز به فلسفه علاقه دارم
...ولی امروز صبح
...امروز صبح
فکر میکنی اینکه وطن نداشته باشی سخته؟
منظورت چیه؟
تو یه ترک هستی که توی آلمان زندگی میکنه
آره، ولی وطن دارم
،منظورم اینه، من آلمانی هستم، یه کوچولو ترک
ولی آلمانی هستم
منظورم اینه، اگه یکی
یهو اصلاً وطن نداشته باشه؟
چون بالاخره تصمیم گرفته با خودش روراست باشه
اونجوری که بهاش زیاده و واقعاً تأسفباره
روراست بودن با خودت باید همیشه مستحق پاداش باشه
این فقط تو قصههاست، درسته؟
آره، همینطوره. ولی بعضیاوقات، فقط اونجا نیست
و ما واسه این لحظات زندگی میکنیم؟
آره. واسه همچین چیزی زندگی میکنیم
برو، برو، برو، برو - چی؟ چی؟ -
اون چی بود؟
اوه، دارن میرسن
!ببخشید
!هی
رفتن؟
نمیدونم. نمیدونم
منو به حوزهی سفارت ببر
چی؟ ولی باید به پلیس زنگ بزنیم
نه
...خواهش میکنم
زمان زیادی نداریم
...یاشل
...نباید از رؤیاهات دست بکشی
میدونی؟
ممنون
تو رانندهی خوبی هستی
[ فوق محرمانه - سازمان امنیت ملی آمریکا ]
خیلیخب
!همگی
!همگی
!هی
!صبحبخیر بچهها
!آره - خب، نفر بعدی کیه؟ -
کی میخواد آهنگ بخونه؟
کی، کی، کی؟
!من - اوه، کاپشن چرم قرمز؟ -
اوهوم - بله، کاپشن چرم قرمز -
بچهها
میشه این رو بهت بدم؟ - آره -
این واسه چیه؟ - آهنگ دوم -
...زیاد کمک نمیخوای که
نه؟ - نه -
اسمت چیه؟
سارا
سارا. همه به سارا سلام کنید
خب اهل کجایی؟ - تلاویو -
از تنریف بچهها
سارا اهل تنریفه
تلاویو - تلاویو. ببخشید. اسمش تلاویوه -
ببخشید، ببخشید، ببخشید
پیداش کردی؟ - آهنگ مهمونی، درسته؟ -
آره
ممنون
سلام
اسم من ساراست
،تقریباً 48 ساعت اینجا بودم
و از همینالان احساس میکنم قسمتی از برلین هستم، میدونید؟
...ولی بعضیاوقات
...حس میکنید تنهایید و حس میکنید
شنیده و دیده نشدید
ولی وقتی این اتفاق میفته، فقط برگردید
چون ممکنه یه نفر واقعاً در حال گوش کردن باشه
،در مورد من، یه فرشته بود
با بال و همهچی
گمون میکنم، فقط شانس آوردم
پس، این آهنگ واسه تمام فرشتههای اون بیرونه
چه بالدار چه بیبال
# تسلیم میشم #
# در جریان خوابت پیش میرم #
# نمیخوام سرعتمو کم کنم #
# بیدارِ بیدارم #
# غرق در نورِ توئم و #
# و همینطوره که به نظر میاد #
# و هر جا منو ببری دنبالت میام #
# نفسم رو داخل میدم #
# و هر چی رو که ازم میگیری رها میکنم #
# نفسم رو بیرون میدم #
# مهارت تو، سلبقهی تو #
# افکارت، روشهات #
# شبهامون، روزهامون #
# هر چی ازت عشقت ببینم کمه #
# هر چی ازت عشقت ببینم کمه #
# دستمو دراز میکنم #
# به گرمای آغوشت #
# نمیخوام رهاش کنم #
# وقتم رو گذاشتم #
# پلهایی به درونم ساختم #
# فقط برای اینکه بدونی #
# مهارت تو، سلبقهی تو #
# افکارت، روشهات #
# شبهامون، روزهامون #
# هر چی ازت عشقت ببینم کمه #
# هر چی ازت عشقت ببینم کمه #
# و هر جا منو ببری دنبالت میام #
# نفسم رو داخل میدم #
# و هر چی رو که ازم میگیری رها میکنم #
# نفسم رو بیرون میدم #
# مهارت تو، سلبقهی تو #
# افکارت، روشهات #
# شبهامون، روزهامون #
# هر چی ازت عشقت ببینم کمه #
# هر چی ازت عشقت ببینم کمه #
# مهارت تو، سلبقهی تو #
# افکارت، روشهات #
# شبهامون، روزهامون #
# هر چی ازت عشقت ببینم کمه #
# هر چی ازت عشقت ببینم کمه #
ممنونم. ممنون
بچهها، سارا
:ترجمه حسین غریبی ،NimaAM نیما ،Sorrow سمیرا
دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم www.DibaMoviez.Com
کانال تلگرام تیم ترجمهی دیباموویز @DibaSub
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.