All language subtitles for Queen_In-Hyuns_Man_E11

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

هی جین، هی جین

هی، اونجا وایسادی چیکار؟

احمق، باید هر کاری که همراهت کرد رو انجام میدادی

تو حتی به دوربین نگاهم نکردی، سرت یه جای دیگه بود

فکر کنم یکی رو دیدم

اون ... گیم بونگ دو

خواهش میکنم قیافتو اینجوری نکن

میدونم، یه توهم بود

خیلی آدم اینجا بود. باید یه لحظه توهم زده باشم

بریم دیوونه... جدا که

چی؟ گیم بونگ دو کیه؟ حتی نمیدونم چه شکلیه

حالت خوبه؟

چند وقتی شده

شما... آقای گیم بونگ دو هستین؟

شما واقعا آقای گیم بونگ دو هستین؟

دقیقا کی هستی؟

فکر نکنم شما گیم بونگ دوی واقعی باشین، پس چرا دارین میگین که گیم بونگ دو هستین؟

بعلاوه، شما همیشه دنبال هی جین هستی

منو یادتون نمیاد؟

چطوری ممکنه شما رو به یاد بیارم؟ این اولین ملاقات ماست

تو واقعا کی هستی؟

دارم ازت میپرسم، کی هستی؟

نا امید شدم

فکر میکردم واقعا به هم نزدیکیم

ما؟

و ... ماشین هم؟

هی جین خودش ماشین رو خریده

با پول خودش

هرگز قبلا شما رو ندیدم

چطوره با هم رفتیم ماشین خریدیم؟

و کی میتونستم بهت یاد بدم چطوری ماشین برونی؟

! آه، جدا که

دقیقا همون چیزی رو میگین که هی جین میگفت ، چقد عجیبه

الان شرایط انقد پیچیدست که فکر میکنم دارم دیوونه میشم

حتی نمیدونم تو کی هستی. برای اولین باره دارم صداتو میشنوم

...هی جین گفت که یکی تو رویاهاش ظاهر میشده و اونم میشناستش--نه

طبق گفته های هی جین، تو واقعا کسی هستی که تو تاریخ ثبت شده

چطور ممکنه که درست اینجا نشسته باشی؟

باید مرده باشی و صدها سال پیش دفن شده باشی

فکر نمیکنی که این حرفا خیلی مسخرست؟

قبول دارم . خیلی مسخرست

اه خدای من، با دونستنش چرا هنوز اینجوری هستی؟

چون قبول کردی، پس بیا راحت باشیم و صادقانه صحبت کنیم

تو از طرفدارای هی جین هستی، درسته؟ با یه نگاه میتونم تشخیص بدم

صادقانه بگو

بعنوان یه مدیر، همه نوع طرفداری رو تا حالا دیدم

چیزی که گفتم درسته، مگه نه؟

بالاخره قبولش کردی

چون دستت رو شده ، حرفی نداری که بزنی

الو؟

آه، بله

بیرونم

چند لحظه فقط

نه نه نزدیکه. باشه، باشه

این خاطرات نیستن که از بین میرن. اون زمانه که از بین میره

شکاف در زمان. همچی بخاطر این شکافی که در زمان بوجود اومده ناپدید شده

زمان دوباره داره از اول شروع میشه

بله، هی جین اونجاست

باشه، وقتی برگشتم سریع بهت زنگ میزنم. باشه

...آدم بدی به نظر نمیرسه

پس، چه خبره؟

ببخشید، یه مشکلی پیش اومده و من باید اول برم

باشه،شما برین

چیز دیگه ای هم هست که نمیفهمی؟

نه، همه چیزو میفهمم

چویی هی جین آدم خاصی نیست

...اگر چه تو تلویزیون خوش اندام و عالی به نظر میرسه

اگه آرایش نداشته باشه، واقعا معمولیه

اون کاملا به نور و آرایش وابسته ست تا خوب به نظر برسه

میدونم چون با هم زندگی میکنیم

منظورم این نیست که خوش قیافه نیستیا

چرا توهم زدی که دوست پسرشی؟

بخاطر قیافت، مطمئنم بین خانما خیلی طرفدار داری

اینجوریه؟ واقعا شنیدنش آرامش بخشه

میتونم چند تا سوال ازت بپرسم؟

بفرما

گفتی که یه دانش آموز فارغ التحصیلی، درسته؟

کدوم دانشگاه؟

ازت پرسیدم که کجا تحصیل کردی، تو کدوم دانشگاه درس خوندی؟

...سانکیون کوان

دانشگاه سان کیون کوان

واقعا؟

از الان شروع میشه، حقیقتو بگو

باشه

گفتی که یه دانش آموز فارغ التحصیلی، درسته؟

کدوم دانشگاه؟

ازت پرسیدم که کجا تحصیل کردی، تو کدوم دانشگاه درس خوندی؟

...سان کیون کوان

دانشگاه سان کیون کوان

راست میگی؟

مگه نگفتی فقط حقیقتو بگم؟

راست میگی یا نه؟

مگه نگفتی فقط حقیقتو بگم؟

کجا زندگی میکنی؟

بوکچون

بوکچون؟

میگن که خونه های اونجا خیلی گرونه

اتفاق خونتون کاشی- یه خونه با سقف کاشی کاری شده-

- پس با خونوادت زندگی میکنی - نه

هر دوشون مردن

مگه دانش آموز نیستی

مخارجتو چطوری مدیریت میکنی؟

ارث بهم رسیده

ارث؟

...دقیقا چقد ارث میتونه

چرا داری میخندی؟

خیلی روراستی

چی؟

...داشتن اندیشه های یکسان تو یه روند منظم تو هر زمانی

سوال پرسیدن با یه روند یکسان آسون نیست

تو هیچ تغییری نکردی

چی؟

حالا یه سوال من میپرسم

خانم چویی هی جین فکر کرد که اون رویا فقط یه رویاست؟

خوب، البته. یه رویا یه رویاست

اون دوست پسر داره، چه چیز دیگه ای هست که اون بهش فکر کنه؟

اون دوست پسر داره؟

نمیدونستی؟ از طرفداراش نیستی؟

همه دربارش میدونن

چون برا یه مدت اینجا نبودم

... کیه

هان دونگ مین

اونا رو ندیدی؟

داشتن با هم قدم میزدن؟

درسته که خارج بودی، ولی اونا رو تو اینترنتم ندیدی؟

درسته

اگه اون شماره دوباره زنگ زد، جوابشو نده

چرا نه؟

ازت میخوان که یه مدل لخت بشی

دوباره اون شمارست

جوابشو نده

پس من دیگه میرم

باید قول بدی که دیگه سراغ هی جین نیای

دیگه بهش زنگ نمیزنم

تو واقعی قول دادیا

من به کسی که دوست دارم صدمه نمیزنم

دوباره تماس نمیگیرم.میتونی بهم اطمینان کنی

پس... الان کجا میری؟

البته. برمیگردم خونه

خونه؟

تو بوکچون، درسته؟

چرا بیرون اومدی؟

گوشیم رو بهم برگردون

داری چیکار میکنی؟

!بهم برش گردون

داری چیکار میکنی؟ واقعا که

اون تماسا درباره مدل لخت شدن که نبود، بود؟

اون تماس تلفنی، از گیم بونگ دو نبود؟

اون بود؟ خودش بود، نبود؟

! خیلی واضح اونو با چشمای خودم دیدم

میترسیدم اینجوری بشی، زیادی خیالبافی

چی؟

...در واقع من یکیو ملاقات کردم که ادعا میکرد گیم بونگ دوئه

اون کجاست؟

رفت

کجا رفت؟

احتمالا رفته خونه

اون هم قبول کرد که همه چیز فقط رویا بوده

هی، داری کجا میری؟

هی. داری کجا میری؟ پخش زنده الاناست که شروع بشه

چطور میتونی اینجوری بری؟

!هی! تو دیوونه ای؟ تو اصلا شعور نداری. برگرد

! تاکسی! تاکسی

آجوشی، لطفا تندتر برونید

شما بازیگرید، درسته؟

بله

اینجا به چپ بپیچین سریع تر به پارک عمومی میرسید

درسته. فکر کنم تو یکی از دراماها شما رو دیدم

آه، درام تاریخی. شما نقش ملکه یه قصر رو داشتین، درسته؟

بله، آجوشی. لطفا سریع تر

باعث افتخاره که شما رو میبینم. خیلی خوشگلتر از روی صحنه هستین

ولی با این لباسا دارین کجا میرین؟

این لباسی نیست که مناسب تاکسی باشه

آجوشی، میشه لطفا فقط رانندگی کنید؟ اگه زندگیم خراب بشه شما مسئولیتشو به عهده میگیرین؟

گاز بدین

!هزینه تاکسی لطفا خانوم

لطفا اینجا منتظر بمونید. وقتی برگشتم هزینشو بهتون میدم

بدون پول سوار شدید؟

سریع برمیگردم، لطفا منتظر بمونید

! اینجا رو ببین

کیه؟

... اون

من یه راهب کم رتبه از معبد هستم

چی؟

بخاطر این رفتار بدم تو این موقع شب منو ببخشین، ولی استاد یونگ میونگ ازم خواست که از امنیت رئیس مطمئن شم

امنیت؟

استاد جوان هنوز خوابه

استاد

اتفاقی برای استاد جوان افتاده؟

اون تازه تو معبد بوده. یه اتفاقی افتاده

چی؟ استاد جوان کی به اونجا رفت؟

اگه میخواست اونجا بره باید منو با خودش میبرد باز چه اتفاقی افتاده؟

سرورم؟

سرورم

هنوز نخوابیدی؟ راستش میخواستم صدات کنم

مگه تو به معبد نرفته بودی؟

از کجا فهمیدی؟

یکی رو از معبد فرستادن که درباره سلامت شما مطلع بشن

...پس که اینطور؟ یه نامه فرستاده بودم، ولی

بهشون خبر بدین که من خوبم

دقیقا چی شده؟

اتفاق بدی نیفتاده. آماده شو تا بری به بخش بازپرسی سلطنتی بوریو

بخش بازپرسی سلطنتی بوریو؟

رئیس قاتلا جا سوئه

قبل از اینکه از پایتخت فرار کنن باید گیرشون بندازن اونا باید واسه گرفتنشون عجله کنن

بهشون بگو دستگیریشون با توجه به ردی که بجا میزارن راحت تره

بهشون بگو دستگیریشون با توجه به ردی که بجا میزارن راحت تره

بله

بله

تو هم بیدار شدی، باید همتونو خسته کرده باشم

کی برگشتی؟

یه ربعه که برگشتم

حافظت برگشته؟

برگشته

این یه رازه، پس به هیچکس چیزی نگو حتی به استاد یونگ میونگ

حالا، دونستن وجود چنین طلسمی خیلی خطرناک شده

بله

پس... ملاقاتش کردی؟

تو هم اون زنو ملاقات کردی؟

فکر میکنی چه اتفاقی افتاد؟

ببخشید؟

هی، شنیدم که هی جین گم شده

اون... برمیگرده. هنوز زمان زیادی مونده

کجا رفته؟

...اون... من هم

فکر کنم کاملا بهبود یافته باشه

دوباره چرا اینجوری شده؟ بیرونو گشتی؟ خونه رو چطور؟

اون هی جینه؟

چی؟

نه، نیست

کجایی؟

الان دارم برمیگردم

تو واقعا دیوونه شدی، دلت میخواد بمیری؟

تا قبل از پخش اونجام. من خوبم، دیر هم نمیکنم

مطمئن باشم که اون مردو ملاقات نکردی؟

اون با دهن خودش گفت که اون نیست

نه، اونو ندیدم

همه جا رو دنبالش گشتم ولی نبودش. واسه همین دارم برمیگردم

ولی کیف پولمو با خودم نبرده بودم. میتونی ده دقیقه دیگه بیای دم در؟

تو چرا اینجایی؟

تا اینجا دنبال من اومدی؟

اون زنو هم دیدی؟

فکر میکنی چه اتفاقی افتاده؟

ببخشید؟

خوشبختانه این یه جرم غیر قابل بخشش نبود. دونستنه همیقدر کافیه

برو بخواب. باید خسته باشی

لطفا استراحت کنین

عالیجناب

چی شده؟

گیم بونگ دو هویت منو فهمید

مخصوصا اومدم شما رو ببینم قبل از اینکه از شهر برم بیرون

چطور اجازه دادی بفهمه؟

ببخشید

درسته که پیش اون لو رفتم

ولی موفق شدم یه سری اطلاعاتم به دست بیارم

چی پیدا کردی؟

چی؟

واقعیت درباره ناپدید شدنش تو اون شب

اون رو با چشمای خودم دیدم

هر اتفاقی که افتاده بخاطر اون طلسم بوده

طلسم؟

! همون جا وایسا

ببخشید که مزاحمت شدم

من اینجام تا یه نامه از طرف رئیس گیم بونگ دو از اداره مشاوران ویژه تحویل بدم

مربوط به کیه؟

یه موضوع از بخش بازپرسی بوریوئه

! دروازه رو باز کنید

عالیجناب رو دیدین؟

به نظر میاد چیزایی که پیشینیان گفتن راست بوده

-=کسی که خطر مرگ رو قبول میکنه زنده میمونه و کسی که دنبال زندگیه ،میمیره=- زندگی پس از مرگ و مرگ پس از زندگی ارتباط تنگاتنگی بینشونه

بعد از شنیدنش چه فکری میکنین؟

بیاین بریم. خیلی کار داریم

آقای دونگ مین

از دیدنتون خوشبختم. به سلامتی

منم از دیدنتون خوشحالم

- ! اوپا دونگ مین - سلام

- اوپا، اینو دیدی؟ - واو! خیلی باحاله تبریک میگم

اوپا، امروز خیلی بامزه شدی

همه اونا رو فی البداهه گفتی درسته؟

البته

تا حالا دیدی که از روی نمایشنامه بخونم؟

میدونستم اینجوری میشه

تو بهترینی

!اوپا، بیا اینجا تا با هم خوش بگذرونیم

فراموشش کن. هی جین رو ندیدی؟

همبازیم، اون کجا رفت؟

نمیدونم

نمیدونی؟

- پس به نوشیدنتون ادامه بدین - داداش!

ادامه بدین

...ولی قیافتون

بیا بعدا همدیگه رو ببینیم

چون دیر میام

واقعا شرمنده ام

منم باید بخاطر یه سری مسائل ضروری برگردم، پس لازم نیست شرمنده باشی

نمیریم؟

به نظر میاد باید بخاطر این پول بیشتری بپردازم

آقای بونگ دو، میتونم ساعت 12 بیام

دیر نکنیا

جای دیگه ای نیست که بتونم ببینمت، واسه همین تو خونم میبینمت

الان شرایط خاصیه

باید اینو قبلا از سو گیونگ شنیده باشی

به هر حال اینم آدرس خونم: شهر سئول ناحیه مرکزی، نامچانگ دون ، شماره 32، یو ریم سکشن 302

حتی نتونستم یادداشتش کنم

آجوشی! حتی یه خودکارم ندارین؟

خودمو میرسونم اونجا

چطور میتونی؟ تو حتی نمیدونی کجاست

شهر سئول ناحیه مرکزی، نامچانگ دون ، شماره 32، یو ریم سکشن 302

حافظه خوبی دارم

...یه بار با یه فضای زیبا

شماره تلفنت چنده؟

بذار برات توضیح بدم، قصد ندارم بترسونمت

تو چرا اینجایی؟

مگه بیرون نبودی؟

اینجوری دوست ندارم

مگه خودت بهم نگفتی بیام خونت

چون ممکنه مردم ببینن؟

به هیچ وجه قصد نداشتم مزاحم بشم

ولی به نظر میاد قصد داری مزاحمت ایجاد کنی

به همین آسونی میشه سوء تفاهم ایجاد بشه

هیچوقت فکر نمیکردم یه زن بعد از داخل شدن لباسشو در بیاره

نمیدونستی؟

مردم اینجا همشون اینجورین. این یه چیز طبیعیه

...باور نمیکنم

خیلی چیزاست که تو هنوز نمیدونی

مگه تا حالا دو بار منو گول نزدی چون با این دنیا آشنا نیستم؟

در هر صورت، چرا این مدلی ایستادی؟

یه ذره توضیحش سخته

اخه پوشیدن این یه ذره تلاش میخواد

سخت تر از پوشیدن هانبوکه

اگه شبیه به لباسای سنتیه تو پوشیدنش بهت کمک میکنم

وقتی بحث لباسای سنتی زنا میشه خیلی با اطمینان میشی

برو و لباساتو به راحتی عوض کن

بیرون منتظرت میمونم

حالا که همه چیز رو دیدی داری میری بیرون؟

هرچی بود رو دیدم

الان میرم

هنوز داری پافشاری میکنی که بازیگر نیستی

ولی تو تموم این مدت حق با من بود، تو بزرگترین بازیگری هستی که تا حالا دیدم

چند لحظه صبر کن

طلسم رو بده به من

طلسم چرا؟

دیگه نمیذارم هر وقت که دلت خواست غیب شی، و من سردرگمو تنها بذاری

تا وقتی که اینجایی نگهش میدارم

الان بدش به من

پس الان حتی نمیتونم هر وقت که دلم میخواد برم؟

فکر نمیکنی این یه ذره بی انصافیه؟

همیشه منتظر کسی بودم که نمیدونم ممکنه کی دوباره ظاهر بشه

حالا درست شد

برادر

من اومدم پیش هی جین

بیا اینجا دنبالم

کجا دیگه میتونه باشه اگه تو خونش نباشه؟

بیرون نرفتی؟ واقعا یه بازیگری

از بس که همیشه بازیگر صدام میزنی، منو تبدیل به یه بازیگر کردی

ولی، اون دوست اومد

کی؟

دوست پسرت

چی؟

اون چرا اینجاست؟

باید تو کلوب باشه

هی جین

طلسم کجاست؟

نرو. لازم نیست بری

نمیتونه بیاد تو

چویی هی جین

درسته که احساس شرمندگی میکنم

اگه جوابشو ندم احتمالا میره

...به نظر میاد داره درو باز میکنه

چویی هی جین

...اه خدای من، تو این خونه چه اتفاقی افتاده

هی جین. هی جین

!هی، چویی هی جین

این چیه؟

خونه بودی، پس چرا درو باز نمیکنی؟

خواب بودم

چرا اومدی؟

با نگرانی اینجا اومدم چون نتونستم با هی جینمون تماس بگیرم

من خسته بودم زودتر بیرون اومدم. چیزی واسه نگرانی وجود نداره که

...ولی کد امنیتی، چطور

از سو گیونگ پرسیدم، البته

هی، اون مدیرته ولی حتی نمیدونه تو کجا رفتی

تنها نشسته داره الکل میخوره

این یعنی چی؟

دزدکی جیم شدم، اون هیچی نفهمید

با این وجود

اگه داری میری، حداقل نمیتونی یه چیزی بگی؟

میخوای به نادیده گرفتن من ادامه بدی؟

خیلی آدم اونجا بود، واسه همین نتونستم بهت بگم. شرمنده

بیا بریم بیرون. بیا بریم بیرون

چرا؟

بیا بریم به کافی شاپ کناری

چرا؟ اینجا خیلی قشنگه

اینجا خیلی درهم و برهمه

کی تا حالا اینجا تمیز بوده؟

باید یه چیزی بهت بگم

نمیتونی اینجا بگی؟

چیزی نیست که بتونم اینجا بگم

جدیه

ولی من نمیخوام چیز جدی ای بشنوم

گفتم باید یه چیزی بهت بگم

نمیتونم فردا اونو بشنوم؟

!آه، خیلی سرده

این چیه؟

جایی از خونت نشت کرده؟

اره

این چه خونه ایه که الان نشت میکنه؟ حتی بارونم نمیباره

گهگاهی اینجوریه

شاید واسه شبکه فاضلاب مشکلی پیش اومده؟

داری کجا میری؟

!آه، چقد سرده

این چیه؟ کی این کارو کرده؟

به نظر میاد واقعا شکسته

اغلب خیلی آب اینجوری نشت میکنه

کجا؟ نمیبینم

هروقت بارون میاد همین جوری آب چکه میکنه

به نظر نمیاد که اینجا باشه. اون طرفه درسته؟

ببین! لباسات خیس شده. چیکار کنیم؟

لباس دیگه ای داری؟

- سریع خشکش کن - صبر کن

این سوراخ کجاست؟

برو. من خشکش میکنم

باید چیکار کنیم؟

اینجا، باید سریع خشکش کنیم

هی، چطوری خونت میتونه اینطوری باشه؟ فورا تخلیش کن

باشه، راست میگی

تمیز خشکش کن بعدش بیا بیرون

میدونستی خیلی بچگانه رفتار کردی؟

فقط کنجکاو بودم که این چیه برا همین بررسیش کردم

این برای چی استفاده میشه؟

راجع به اون چه تصمیمی داری؟

تقصیر اون نیست

اون هیچی نمیدونه

فکر کنم اشتباهی یه نفر دیگه رو سرزنش کردم

تو کسی هستی که قلبتو به دو نفر دادی

داری چی میگی؟ داری میگی که دارم عشقبازی میکنم؟

!من کار اشتباهی نکردم

من بخاطر تو اینجوریم، اونوقت تو میگی من همزمان با دو نفرم؟

در مقایسه با ازدواج دختر نخست وزیر، من از تو بی گناه ترم

دختر نخست وزیر؟

از کجا راجع به اون میدونی؟

فکر میکنی این چیزیه که نمیشه تو کتابای تاریخ پیدا کرد؟

من همیشه زیرنظرت دارم. مشکل چیه؟

باید خیلی خوشحال باشی

این موقعیتیه که میتونی امید داشته باشی که مقامتو بالا ببری

بعلاوه، اونا گفتن که اون یه خوشگل بی همتاست

صاقانه بگم، وسوسه کننده بود

به نظر میاد من باید کسی باشم که عصبانی بشه

میتونم مسئولیتتو قبول کنم؟

چطوری؟

بعد از اینکه همه چی رو بررسی کردم دوباره میام

باید بفهمم که چطور میتونم این مسئولیت رو قبول کنم

فقط برای دیدن صورت ملکه هیون

من زندگیمو به خطر انداختم و اومدم اینجا

چه کار دیگه ای هست که نتونم بکنم؟

از قبل اینو تمرین کردی، مگه نه؟

بیش از حد خوب حرف میزنی

منم میخواستم با یه ظاهره بهتری ملاقاتت کنم

ولی همین الان لباسامو عوض کردم. جدا که

طلسم کجاست؟

من همه چی رو درست میکنم

فقط باید مطمئن شم که از این به بعد سر قولات میمونی

!هی، هی جین

فردا دوباره میای، درسته؟

هی، فورا به یه آپارتمان جدید نقل مکان کن

تو یه بازیگر اصلی هستی، این یعنی چی آخه؟

اه خدای من، واقعا که. به چون سو میسپارم یه نگاهی بهش بندازه

باشه، خودم ازش سر در میارم

از همه مهم تر، یه چیزایی دارم که باید بهت بگم

چطوری میتونی تو همچین خونه ای زندگی کنی؟

آب مثل بارون داره میریزه پایین

بیا از هم جدا شیم

چی گفتی؟

متاسفم. من واقعا متاسفم

بیا از هم جدا شیم

الان دقیقا چی گفتی؟

نمیدونم چطوری بهت بفهمونم

قدیما با یکی ملاقات میکردم

...کسی که ناگهانی ظاهر شد. پس

کسی که قبلا باهاش قرار میذاشتی دوباره پیداش شده؟

- من نبودم؟ - نه، تو نبودی

خیلی قبل تر از وقتی که دوباره قرار گذاشتنمون رو شروع کنیم

یه مرد تو رویاهات کافی نبود

که حالا یه مرد دیگه هم ظاهر شده؟

تا الان نمیگفتی که بهم بزنیم

الان این بهونه ها واسه چیه؟

- اون مرد - کی؟

اون مرد رویاهام

فکر میکنم یه خواب نبوده، و به اندازه کافی مطمئنم که یه نفر واقعی بوده

چطوری باید دقیقا اینو توضیح بدم؟

به نظر میرسه یه قسمت مهم از خاطراتمو از دست دادم

بهش چی میگن...فراموشی؟

فقط بفهم و قبولش کن، اینجوری احساس بهتری داری

در هر صورت، من دوباره دارم میبینمش

اگه بخوای بپرسی چند وقته که میبینمش

توضیح دادنش برام سخته

به هر حال، قبل از دیدن تو بود. مطمئنا یه ملاقات همزمان نبود

مهم نیست چی میشه، متاسفم که همه چی اینجوری خراب شد

نمیتونم به فریب دادنت ادامه بدم

!هی! صبر منم حدی داره ها

چون بعد از تصادف حالت خوب نبود، تمام این مدتو تحمل کردم

تو! مگه نمیدونی من بدخلقم؟

با اینکه میدونی اخیرا بدخلق شدم، بازم داری این کارو میکنی؟

پس الان، داری کی رو میبینی؟

اون پسر که اسمش گیم بونگ دو بود تو خوابت

واقعا اومده؟ آره؟ اینجوریه؟ الان اینو گفتی؟

از کجا؟ از کجا به طور ناگهانی ظاهر شد؟

اون... میگه خیلی دوره، واسه همین هیچ راهی واسه تماس باهاش وجود نداره

بیارش اینجا. اگه اونو با چشمای خودم ببینم، سعی میکنم تجدید نظر کنم

داری به حرفای چرندت درباره آدمی که وجود خارجی نداره ادامه میدی

اگه اون واقعا پیدا شد، میخوای چیکار کنی؟

منظورت چیه چیکار کنم؟ نباید اهمیت بدم؟ البته که اونو میکشم

اون دیوونه رو بیار پیش من، ازش بخواه همین الان بیاد اینجا

من دروغ نمیگم. از اولش اینو میگفتم. نمیتونم اون آدمو فراموش کنم

!گفتن این حرفای بی معنی رو تموم کن

مگه قبلا به آرومی نذاشتم که بری؟

چی گفتی؟

وقتی که همزمان با دو نفر بودی. مگه بهت اجازه ندادم که بری

هیچوقت حرفی نزدم. مگه نگفتی ساکت بمونم؟

مگه خودت نبودی که بهم گفتی برای یه بارم که شده بیخیال بشم و ساکت بمونم؟

اون موقع تو با کسی که واقعا عاشقش بودی ملاقات میکردی، با احساساتت صادق بودی

گفتی که این بهتر از دروغ گفتنه، نگفتی؟

...بخاطر تموم اون حرفات، واسه همینه که الان دارم صادقانه باهات حرف میزنم

فقط چون جامون عوض شده، حرفامونم تغییر کرده

هی! تا کی میخوای اونا رو یادم بیاری؟

پس، داری میگی که میخوای ولم کنی؟

...واسه همین دوباره شروع کردی به دیدن من؟ تو واقعا که

این چه جهنمیه؟

هی! تا کی میخوای اونا رو یادم بیاری؟

پس، واقعا میخوای ولم کنی؟

...واسه همین دوباره شروع کردی به دیدن من؟ تو واقعا که

این چه جهنمیه؟

هنوز نرفتی؟

وقتی گفتی همه چی رو خودت درست میکنی احساس خوبی نداشتم

من باید کمکت کنم

تو مردا رو درک نمیکنی

...تو چی؟ چرا... اونجا

اون لات بی سر و پا، گیم بونگ دو؟

من گیم بونگ دو هستم. همون کسی که آب پاشی کرد، ببخشید

پست. میکشمت

همیشه میدونستم که خیلی راحت احساساتی میشی این یه مسئله ست

چطور انقد سریع احساساتی میشی؟؟

از هی جین دور شو. حرومزاده

چت شده؟ حرومزاده

تو اون گیم بونگ دویی؟ حرومزاده پست

...سرنوشته که ما هر وقت همدیگه رو میبینیم، دعوا میکنیم

چی؟ سرنوشت؟

دو بار تحملت کردم. بار سومی در کار نیست

این یه نصیحت مهمه، اگه میخوای سالم بمونی باید ازش دوری کنی. بهت اجازه میدم خودت بری بیرون. از این طرف

این پست فطرت داره چی بلغور میکنه؟ واقعا که

نه، بهتره اونو بذاری زمین

چرا اینجوری میکنی، بیا با صحبت حلش کنیم

خوب فهمیدی. اونجا برات امن تره

حرومزاده. تو کی هستی؟ چته؟ واقعا که

مگه نگفتم گیم بونگ دو هستم؟

هی، هی جین عشق منه. پست فطرت

تموم دنیا میدونن با این وجود تو جرات کردی یهو ظاهر شی. حرومزاده

چطور جرات میکنی این کار رو بکنی؟

حمله کردن به... چیزی که میگی اشتباه نیست. صبر کن

وقتی زن یه مرد رو میدزدی اسمش رو چی میذاری؟

مردای اینجا وقتی زن یه مرد دیگه رو میدزدن چی میگن؟

معذرت میخوام. بیا دوباره شروع کنیم

البته، اشتباه نیست که بگی مداخله کردم، ولی اگه با دقت بررسیش کنیم میبینیم که من اول اینجا بودم

چی؟

بعلاوه، چون دروازه بان هست، معنیش این نیست که نمیتونی گل بزنی

عالی میشد اگه این قضیه رو قشنگ تر ساماندهی میکردیم، ولی چون از قبل همه چی خراب شده

اینجا استراحت کن و یه ذره آروم باش

دارم دیوونه میشم

اونو حفظ کردم و از حفظ براش خوندم

ولی دروازه بان چی؟

- بیا بریم بیرون - کجا بریم؟

نمیتونیم اجازه بدیم برای همیشه اونجا بمونه، درسته؟

اگه ولش کنیم، دوباره دیوونه میشه

سو گیونگ میاد و اونو میبره

مجبور نیستیم بدوییم

گفتم بیا بریم

اون طلسم رو ول کنیم و بریم بیرون، دقیقا نقشت چیه؟

قبلا هم گفتم باهوش نیستم. انقد ازم سوال نکن

فکر کنم سرم داره منفجر میشه، جدا که

شنیدم سقفت نشت کرده. واسه تعمیرش میخوای چیکار کنی؟

چکه میکنه؟ اولین باره چیزی در این باره میشنوم

چطور ممکنه؟ اون گفت که آب مثل بارون چکه میکرده

چی؟ الان چی گفتی؟

گاهی وقتا آب خیلی خوب از شیر بیرون نمیاد، ولی تا حالا اصلا نشتی نداشتیم

اون اوپا دونگ مینه

سلام؟ آه بله، اوپا، الان با چون سو تو راهیم

قفله؟ کجا؟ چی؟ گیم بونگ دو؟

یه حرومزاده که میگه اسمش گیم بونگ دو ناگهانی ظاهر شده

و من اینجا زندانی شدم. چی؟ اون چی گفت؟

یه چیزایی درباره اینکه، یه توپ میتونه گل نشه اگرچه که دروازه بان هست؟

بعد از اینکه اینو گفت، با هی جین رفتن

اون آدم چه شکلی بود؟ بر حسب اتفاق بلند نبود؟

میشناسیش؟ پس تو هم دربارش میدونی؟

پس که هی جین همزمان با دو نفر بوده؟

تموم اون چرت و پرتا درباره رویا رو تو هم میدونستی؟

اینجوری نیست. اون همزمان با دو نفر نیست

آه، ولی توضیحش خیلی سخته

ولی، اون با هی جین رفت؟ کجا رفتن؟

از کجا بدونم کجا رفتن؟ اون پسر فقط رفت منو هم اینجا زندانی کرد

!اینجا! تو حموم

باشه، الان میایم

چی شده؟ این همزمان با دو نفر بودن یعنی چی؟

نه، اینجوری نیست

این یعنی چی؟ واقعا که! دیوونه شدم؟

ببین، به من نگاه کن. من مثل دیوونه هام؟

آره

دو تا مهمون شبو میمونین؟

نه، فقط یکی

به نظر میاد یه مرد هم همراهت بود

اون مرد تنهایی میمونه. من الان دارم میرم

خوب

اینم کلید. اگه قفل بشه، نمیتونی بری تو پس گمش نکن

اونجا یخچاله، البته. اون چیز یخچاله، فهمیدی؟

میتونی از این تلفن استفاده کنی. یه جایی همین اطراف دستورالعملش باید باشه

اینجا. حالا میتونی کمی هانگول بخونی، درسته؟

اینجا. اگه قرمز رو بچرخونی، آبش داغ میشه

همینطور تو حموم. احمق نباش و خودتو نسوزون

بعلاوه، آزادی از هر چی دوست داری استفاده کنی چون نیاز به پول نداره

درسته، میدونی این کتریه؟

کار با این خیلی سادست. تهشو میبینی؟

از اینجا آب توش کن. بعدش اینو فشار بده

تو... میذاری تنهایی اینجا بخوابم؟

چیکار میتونیم بکنیم؟ الان همه چی به هم ریخته ست

مجبورم برگردم و این خراب کاریایی رو که کردیم درست کنم

فردا صبح وقتی که فیلم برداری تموم شد دوباره میام

ولی، فکر نکنم بتونم بخوابم

چطوری میتونی تموم طول شب منو تنها بذاری و بری؟

چی؟

منو تو این جای عجیب تنها میذاری

و حتی طلسمم رو هم ازم گرفتی

بهم نگو که واقعا داری میری؟

اگه کسلی، میتونی تلویزیون ببینی

خیلی چیزای جالب داره

راستی، اونا دوباره درامای منو نشون میدن

...نمیدونم چقدر چهره منو

داری چیکار میکنی؟ من همچی رو دوباره یادم میادا

ما نباید الان این کارو بدون هیچ برنامه ای انجام بدیم

هنوز خیلی مسائل مونده که باید سر و سامون بدیم

مگه نگفتی شخصیت احساساتیه من بزرگترین مشکله؟

به نظر میرسه یه چیزی رو یادم رفته بهت بگم

چی؟

اون قسمت شخصیتت خیلی جذابه

بازیگر

اولش نمیدونستم، ولی الان واقعا فکر میکنم یه بازیگرم. قبولش کردم

-=خلاصه قسمت آینده=-

این جایی که من زندگی میکنم برام قدیمی شده

ما باید اون طلسم رو پیدا کنیم و اون پسر رو بکشیم

هیچ دلیلی برای شکست بخاطر یه طلسم وجود نداره

تو عشقبازی نداشتی و دروغ نگفتی، ولی چرا همه چیز اینجوری خراب شد؟

با کی داری شوخی میکنی؟

به نظر میرسه اون به یه دنیای جدید رفته

حتی اگه یه نفر باشه که بتونه منو به یاد بسپاره

اون زندگی سخت میشه، درسته؟

کیه؟

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.