Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
-=سئول ، 2012=-
-=آوریل 1674=-
! بگیرینش
جوسان سال 1694 =- -= بیستمین سال حکومت شاه سوک جونگ
جوسان سال 1694 =- -= بیستمین سال حکومت شاه سوک جونگ
جوسان سال 1694=- -=بیستمین سال حکومت شاه سوک جونگ
پنج سال پيش، ملکه "اين هيون" به فرمانِ شاه "سوک جونگ" از مقام خويش خلع شد
افرادی که با اين خلع مقام مخالف بودند همگي شکنجه می شدند
بانو جانگ اوک جونگ ملکه شد
اما 5 سال بعد
"بعلت افزايش فراوان قدرت "خاندان جانگ و حزب جنوب که بسيار هم نيرومند شده بودند
شاه "سوک جونگ" دوباره نظرش عوض شد
حزب غربی به صورت پنهانی نقشه بازگشت ملکه "اين هيون" به قدرت رو برنامه ريزی کرد
نخست وزير "مين آم" از حزب راست متوجه تغیر عقیده پادشاه شد
پس از آن توطئه ای برای ترور ملکه "اين هيون" طرح ريزی شد
-=جوسان سالِ 1694 ، بيستمين سال پادشاهي شاه سوک جونگ=-
-=ملکه این هیون=-
فکر دوباره با تو بودن
یکبار هم از ذهنم خارج نشد
دستگیری و مجازات مین آم بخاطر جنایاتش کار راحتی نیست
لطفا قلب دردمند و پریشانم رو درک کنید
اعلیحضرت
گناهان من نابخشودنی است
همین که اجازه دادین زنده بمونم نشانه خیراندیشی و بزرگی شماست
همانگونه که بوته چای سبز برگهای خود به زمین میریزد
به احترام شخصی چون شما که هچنين درخواستی ازم مي کند تنها اشک هايم به نشانۀ قدرداني از گونه هايم سرازير مي شوند
!خدای من
کی اون بیرونه؟
ماه چهارمه؟
اما غیر ممکنه بتونم لطف و سخاوتتون رو جبران کنم
چطور می تونم گناهم رو جبران کنم؟
لطفا نگذارین دیگه به خاطر من خونی ریخته بشه تا درنهايت به کشوری قدرتمند تبديل بشويم
حالتون خوبه؟
رفتار گستاخانه منو ببخشید بانوی من
-=نخست وزیر حزب راست، مین آم=-
می خوام بیام داخل سرورم
چی شد؟
خوب...یه اتفاق غیر منتظره افتاده
اتفاق غیر منتظره؟
-=بانو جانگ اوک جونگ، ملکۀ فعلي=-
گفتی شکست خوردین؟ آخه چطوری؟
چطوری؟
-=اوک دانگ کوآن / دفتر مرجع مشاوران ويژه=-
میگن افسر کیم بونگ دو مردم رو جمع کرده
و جمعیت به سمت دروازه ها هجوم آوردن
اون از کجا می دونسته؟
شنیدم یه نامه از عالیجناب مین آم دزدیده
چی!؟
اتفاق بزرگی افتاده بانوی من
...اگه این خبر به گوش اعلیحضرت برسه
آخه چطور ميتونه درمورد هچنين دستور مهمی سهل انگاری کنه؟
بنظرم بهتره اول با نخست وزیر صحبت کنید
عقلت رو از دست دادی؟
فکر کردی صدات کردم بیای اینجا تا بعدا تبدیل به یه خائن بشی؟
برادرم الان کجاست؟
!فورا بگو برادرم بیاد اینجا
چی شد که این وقت شب به اینجا اومدی؟
اوضاع توی قصر غیر عادی بود برای همین شک کردم
سوء قصد امشب کار عالیجناب مین آم بود
لطفا اين حمله رو به قصر و خادمين پادشاه نسبت ندين
چطور می تونی همچین حرفی بزنی؟
این چیه؟
اين دستور محرمانه به خط خود عالیجناب مين آم برای ترورِ شماست علياحضرت
افرادش خبر دارن که من این نامه رو دزدیدم
براحتی از این موضوع نمی گذرن
تا قبل از حرکت بعدی شون وقت زیادی نداریم که هدر بدیم
باید سریعا به قصر برم و اعلیحضرت رو در جریان بذارم
بعدش باید به دادگاه سلطنتي درخواست عزلِ ملکه رو بدیم
عزل ملکه؟ !باور نکردنیه
چطور می تونی درباره عزل ملکه حرف بزنی!؟
این خواسته من نیست، بلکه خواسته اعلیحضرته
بعلاوه، این خواسته خیلی از مردم هست
لطفا نگران نباشید
ما همواره از شما محافظت و مراقبت می کنیم علیاحضرت
همه باید نسبت به کوچکترین حرکتی دقت و توجه داشته باشید
بله سرورم
باید با جونمون از اعلیحضرت محافظت کنیم
این وظیفه ماست
نگران نباشید
!بریم
داری چی کار می کنی؟
به درد نمی خوره - بد نبود -
منو عفو کنید سرورم
الان یه آهنگ دیگه براتون آماده می کنم
سرورم
بسیار خوب، شروع کنید
چی شده سرورم؟
اومدم اینجا تا تو رو ببینم
زخمی شدین؟
نه
... این خون
یه مدت اینو پیش خودت نگه دار
این چیه؟
این نامه می تونه تو دادگاه سلطنتی غوغا به پا کنه
گرگهای زیادی تشنه به خون من هستن
ميترسم قبل از اينکه بتونم نامه رو به اعليحضرت نشون بدم ازم بدزدنش
برای همین اومدم اینجا
چند روز دیگه یکی رو می فرستم که ازت بگیرش پس لطفا ازش خوب محافظت کن
چه نقشه ای تو سرته؟
وقتی یه کاری می کنی باید جوابگوش هم باشی، درسته؟
مدت زیادیه که منتظرم
سرورم
لطفا اینو همراه خودتون نگه دارید
این چیه؟
يه طلسم از معبده، یه طلسم مقدسه
ازتون محافظت می کنه
من زندگیم رو به طلسمی که یه مردک بی کفایت نوشته نمیسپارم
نگین که سپردن زندگی تون به دست یک گیشا، کار عاقلانه ایه؟
حق با توئه
بریم
شما برید
!ایست
من کيم بونگ دو از دفتر مشاورين ويژه هستم دروازه رو باز کنيد
آخه لباس رسمی نپوشیدین
یه دستور فوری برای حضور در قصر گرفتم برای همین هم لباس رسمی نپوشیدم
سریعتر دروازه رو باز کنید
اول شمشیرتون رو تحویل بدید
!دروازه رو باز کنید
يه نامۀ فوری دارم که بايد به دست اعليحضرت برسونم لطفا بهشون اطلاع بدين که ميخوام حضوری ملاقاتشون کنم
اما لطفا این موضوع رو محرمانه نگه دارید
این وقت شب؟
اعلیحضرت الان خوابیدن
افسر هانگ نائه کوآن اعليحضرت در جریان هستن
فقط حضور من رو به اطلاع اعليحضرت برسونين خودشون متوجه میشن
بسیار خب
اما همچین موردی در قصر بی سابقه است
می ترسم باعث بروز شایعاتی بشه
چطوره برید به دفتر مشاورین ویژه و منتظر بمونید؟
بسیار خب
آدم کش ها حتی به قصر هم راه دارن؟ تو کی هستی؟
-=مرد ملکه این هیون=-
-=سئول 2012، 318 سال بعد=-
~ گویی که اول، من قلب و احساست رو فهمیدم ~
~ از همون لحظه که دیدمت ~
~ تو اون لحظه، علرغم حس تردیدم ناخواسته به سمت تو دویدم ~
~ در سکوت به چشمان تو خیره شدم ~
~ همه دنیا زیبا به نظر می رسید ~
~ عشق آمد و همه چیز رویایی شد ~
~ من هم حس کردم از نو متولد شده ام ~
~ عشق متزلزل نیست ~
~ دلم می خواد تا همیشه با تو باشم ~
!مصاحبه
تست بازیگری سریال ملکه این هیون کجاست؟
اوه ، برای مصاحبه اومدی؟
طبقه سومه
همه جای طبقه سوم رو گشتم ولی اونجا نیست
توی ساختمون بغلیه - چی؟ -
تو این ساختمون نیست طبقه سوم ساختمون کناری ست
از پله ها یه طبقه برو پایین راهرو رو که رد کنی ، می رسی اونجا
الو؟
رفتی؟ رسیدی؟
رسیدم ولی تموم شده
چی؟ مصاحبه تموم شده؟
خیلی وقته مصاحبه تموم شده، من خیلی دیر رسیدم
مگه من نگفتم زود تموم میشه؟ ...حالا ببین
واضح و مشخص گفتم که مصاحبه ساعت 3 ست
می خواستم هر طوری شده این نقش رو بگیرم ولی بند کفشم پاره شد
دیگه بی خیالش شدم
همین جوریش یک ساعت دیر کردم باز هم فکر می کنی شدنیه؟
چی داری میگی؟ الان که تازه ساعت 3 ست
چی؟
گفتم تازه الان ساعت 3 ست دیر نرسیدی
الان 4:05 دقیقه است
...نخیرم! 3:05
ساعت منو بستی، آره؟
آره
مگه نمی دونی ساعت من جلوئه؟
!چی؟ واقعا؟
!پس دیگه دلیلی نداره منصرف بشم
مگه بند پاره مهمه؟ نه! چون وقت دارم
من دیگه میرم
ببخشید...یه لحظه لطفا
چه کسی رو می تونم سرزنش کنم اعلی حضرت
بی کفایتی از من بود
که ندونسته باعث بروز همچین پیشامدی شدم
بچرخ و دوباره بگو
چشم
نه، از اون طرف
از اول شروع کن
باشه
بله
-=بانو جانگ=-
ظاهرش
خیلی با این نقش جور در نمیاد
با بی توجهیم، باعث بروز همچین حادثه ای شدم
کم توجهیم باعث شد فرصت رو از دست بدم
لطفا منو بابت همه چیز سرزنش کنید
خانم چویی هی جین؟ - بله -
نوبتتون عقب افتاده نیم ساعت دیگه نوبت شماست
باشه
این که تموم شد شما باید بری روی صحنه
باشه
اتاق پُرو کجاست؟
الو؟
کی دیر رسیده!؟ !من هنوز نیم ساعت وقت دارم
کفش؟ از یکی قرض گرفتم
خب، اتفاقی یکی از کارکنان اینجا تنها طرفدار من تو کل دنیا از آب دراومد
بهش گفتم تست بازیگری دارم اونم کفشش رو بهم قرض داد
بهرحال امروز یاد گرفتم که نباید راحت تسلیم شد
امروز واقعا احساس خوبی دارم مثل این می مونه که دارم موفق میشم
این یعنی چی؟
=چیه؟=
!ای وای! ای وای
=چی شده؟=
ای بابا، چی شده؟
!نه! اینجا نه
... خب
... واقعا که
=چی شده؟ موضوع چیه؟=
=الو! می شنوی چی میگم؟=
بکشش پایین پایین ... پایین
=چی رو بکشم پایین؟=
!پایین، گفتم بیارش پایین
زود باش بیارش پایین
باشه
!بیارش پایین
!نه، خواهش می کنم نه
داداش
نه! نه! این کارو نکن
=چی داری میگی؟ چویی هی جین! چی شده؟=
داداش اینجا رو نگاه کن
!داداش
چیه؟
وقت زیادی نداریم طبق برنامه هنوز یه کار دیگه مونده
زود باش برو لباست رو عوض کن
پاک دیونه است مرتیکه آشغال
هی، چویی هی جین
!دامنت بالا گیر کرده
الکی یا راستکی!؟
چند وقتی میشه همو ندیدیم حالت چطوره؟
اصلا عوض نشدی
هنوز هم با اذیت کردن بقیه، واسه خودت حال می کنی
!آخه پرده پایین نمیومد، راست میگم
اما به موقع اومد پایین، نه؟
اینجا چی کار می کنی؟
یه کاری دارم
نکنه شنیدی من برگشتم، واسه همین لخت شدی و منتظرم وایسادی؟
کی منتظر کی بوده؟
نکنه چون این روزها، خیلی طرفدار نداری مُخت تاب برداشته هان دونگ مین؟
!باورش سخته
پس اونجا چی کار داشتی؟
...نکنه سعی داشتی با یکی اونم تو روز روشن!؟...
واسه تست بازیگری اومدم، خوب شد؟
وقت زیادی نداشتم دنبال یه جا بودم که لباسم رو عوض کنم
می خواستم با عجله لباس عوض کنم و برم ... کی فکرش رو می کرد ممکنه تو بیای
همه شرکتها، دنبال ستاره هایی امثال تو هستن
اما هنرپیشه درجه دویی مثل من باید برا گرفتن نقش، تست بده
مگه راه دیگه ای هم هست؟
پس واسه تست بازیگری اومدی؟
خب حالا افتاد!؟
برو
راستی تو چرا از این شرکت نرفتی؟
تو از کجا می دونی؟
اطلاعات تماست عوض شده بود واسه همین پرسیدم
تو چرا دنبال اطلاعات تماس من بودی؟
از رو کنجکاوی
می خواستم ببینم در چه حالی
تو درباره من کنجکاو نبودی؟
نیاز به کنجکاوی نیست وقتی از در و دیوار اطلاعات دربارت میریزه
کل طول سال ، 24 ساعته هر کانالی که بزنی
اخبار رسوایی های رنگارنگت با هنرپیشه های معروف رو نشون میدن
هرچند که هربار از یه اسم مستعار نام میبرن
یه بار یون، یه بار سانگ، شین، کیم یا خانم هوآنگ
آهان راستی تازگیهای بین خواننده ها هم معروف شدی !کارت حرف نداره
هنوز هم ازم عصبانیی؟
مگه دوستانه جدا نشدیم؟
پس چرا هنوز هم عصبانیی؟
حق با توئه! دوستانه از هم جدا شدیم
تو گفتی بالاخره شانس بهت رو کرده و نمی خوای من سد راهت بشم
مگه من قبول نکردم؟
پس بعد از این وانمود کن منو نمی شناسی
چیه؟ دیگه نمی ترسی من سد راهت باشم؟
قرار گذاشتن با یه هنرپیشه سطح پایین طرفدارات رو عصبانی می کنه
!سوپر استار هان دونگ مین
تو مصاحبه ات موفق باشی
! ممنون
چرا میخنده؟ حرومزاده
خانم چویی هی جین
خانم هی جین
بله
فراموشش کن چویی هی جین هان دونگ مین مهم نیست
اگه الان تسلیم بشی، می بازی
لطفا بفرمایید
لطفا بفرمایید
لطفا روی اون علامت بایستید
لطفا خودتون رو معرفی کنید
سلام، من چویی هی جین هستم
شما قبلا تو مراسم دختر شایسته شرکت نکرده بودین؟
بله، توی فینال سال 2007 انتخاب شدم
پس چرا یعد از اون دیگه فعالیتی نداشتی؟ چرا فقط عکس تبلیغاتی گرفتی؟
بله، خوب راستش می خواستم تحصیلات آکادمیک داشته باشم
واسه همین برای کسب تجربه، در رشته تاتر تحصیل کردم
تو زمینه بازیگری، کار خاصی انجام دادین؟
پارسال تو سریال "قهرمان مرموز ما" بازی کردم
جناب رئیس تشریف آوردن
اجازه بدین معرفی کنم آقای هان دونگ مین
سلام
اوه، سلام آقای هان دونگ مین ممنون که قبول کردی تا با ما همکاری کنید
نهایت تلاشم رو می کنم از ملاقاتتون خوشوقتم
مدتی میشه ندیدمتون
حالتون چطوره جناب کارگردان؟
خب ، همبازی منو انتخاب کردین؟
آقای دونگ مین ، دوست دارید شما هم باما تماشا کنید؟
امیدوارم همبازیم ، آدم خوشایندی باشه
اونوقت من مکث نمیکنم
حتما
بفرمایید، بشیند اینجا
اینبار آقای دونگ مین نقش شاه سوک جونگ رو بازی میکنه
چی!؟
اینجور که فریاد زدی، مشخصه خیلی خوشحال شدی
کارگردان، این چطوره؟
"چون اسمش "بانوی جدید جانگه باید یه احساس جدید هم داشته باشه
نه یه بانو جانگ ضعیف بلکه یه تصویر خشن و محکم
یه زنی که وقتی خشمگین و ناراضیه حتی به شاه هم توهین کنه و فحش بده
پیشنهاد بدی نیست
فکر کنم میتونه جوونها رو جذب کنه - پیشنهاد خوبیه -
کارگردان یانگ، باید اینو مد نظر داشته باشین
آره، احساس میکنم ایده خیلی تازه ایه
...واقعا که
مُردم
خسته شدم
چرا هنوز نیومده ؟
تست دیگه باید تا حالا تموم شده باشه
موبایلت داره زنگ می خوره ~ زنگ می خوره = = زود باش گوشی رو جواب بده
الو؟
خوردن رشته خسته کننده است
اگه بیای خونه غذا بخوری خیلی بهتره
تست بازیگریت چطور بود؟
نمیدونم
منظورت چیه نمیدونم؟
چی؟ چرا؟
مگه قرار نبود این دفعه همه تلاشت رو بکنی؟ مگه نگفتی سرشار از اعتماد به نفسی؟
چی؟ هان دونگ مین رو دیدی؟
چی؟ لخت بودی؟
برای تست بازیگری اومده بود ؟
چی؟ نقش شاه سوک جونگ رو بازی میکنه؟
همه چی تموم شد تو طول تست یه سره اون گوشه هِر هِر خندید
نذاشت درست بازی کنم ... دلم می خواد بکشمش
باز هم ناامیدت کردم ببخش که امیدت رو به باد دادم
!اون عوضی زندگی خراب کن
هی، اینطوری بهتره
اون عوضی شاه سوک جونگه اونجا می خوای چی کار کنی ؟
تو می تونی وقتی داری به صورت اون نگاه می کنی یه صحنه عاشقانه رو بازی کنی؟
فراموشش کن ! حتی بخاطر موفقیت هم !این کارو نکن! این کارو نکن
چرا مزخرف میگی؟ اگه انتخاب بشم باید انجامش بدم
هی، هی، هی این کارو نکن، بدم میاد، این کارو نکن
تازه مگه تو چندتا مدیر برنامه داری؟ زود بیا خونه، چطور می خوای یه ستاره بشی وقتی تا این وقت شب بیرون موندی؟
صدف حلزونی سفارش دادم زود بیا خونه
صدف حلزونی؟ خوبه
احساس بدی نداشتم وقتی کفشا رو قرض گرفتم
موبایلت داره زنگ می خوره ~ زنگ می خوره = = زود باش گوشی رو جواب بده
الو؟
=الان کجایی؟=
تو کی هستی؟
صدای دوست پسر سابقت رو فراموش کردی؟
دیگه زیاده روی میکنی
من فیلمم تموم شده تو کجایی؟
این شماره رو از کجا گیر آوردی؟
میخوای نقش ملکه این هیون رو بازی کنی درسته؟
چی میگی؟
اگه میخوای، بیا همون جای قدیمی باهم حرف بزنیم
هنوزم جایی رو که باهم میرفتیم یادته، مگه نه؟
=...میخواستم بهت یادآوری کنم=
الو؟
اون واقعا دیوونه شده
چون حالا محبوب شده فرق بین شمال و جنوب و شرق و غرب رو تشخیص نمیده
اگه یه بار دیگه منو تحریک کنی، منم آروم نمیشینم
!اون...واقعا سزاوار مرگه
آقا...! وایسا، وایسا، وایسا
خانم، خطرناکه دارین چی کار میکنین؟
!دیوونه شدی
آخه تو همچین موقعیت مهمی !خیلی عوضی ایی هان دونگ مین
=الو؟ الو؟=
!الو؟ کارگردان
=ترسیدم! چرا صدات از ته چاه درمیاد؟=
چون تو مترو هستم صدامو نمیشنوین؟
قربان؟ من واضح صداتون رو میشنوم
=میتونی الان صحبت کنی؟=
بله، بله لطفا صحبت کنید کارگردان، میشنوم
...چی؟ چی؟ پس
=می خوام با ما همکاری کنید=
=خانم چویی هی جین ما تصمیم نهایی مون رو گرفتیم=
=بیاید با همکاری هم یه سریال عالی بسازیم=
=الو؟ گوش میدین خانم چویی هی جین؟=
کارگردان، خیلی ممنونم - = الو؟ - =
قول میدم همه ی تلاشمو بکنم کارگردان
همه ی تلاشمو میکنم! ممنونم کارگردان
من بهترین ملکه این هیون میشم
! خیلی ممنونم کارگردان ! خیلی ممنونم کارگردان
من میتونم بهترین ملکه این هیون باشم خیلی ممنونم
! خیلی ممنونم کارگردان
صدا رو شنیدی؟
چه صدایی؟
مثل صدای افتادن و شکستن چیزی
ممکنه کسی داخل باشه؟
غیر ممکنه، همه رفتن
بیا یه بار دور دیگه بررسی کنیم و بعد بریم
چی کار میکنید؟
قربان - قربان -
چرا به جای اینکه سر پستتون باشین جلوی دفتر مشاورین ویژه اید؟
!اینطوری نیست واسه اینه که یه صدایی شنیدیم
این موقع، کی جرات می کنه اینجا باشه؟
نکنه شما دوتا هدف خاص دیگه ای دارین؟
نه، ممکنه اشتباهی شنیده باشیم
برید
بله - بله -
چی شد؟ کیم بونگ دو کجاست؟
مُرد؟
...خب
کجاست؟
عجیبه، بقیه کجا رفتن؟
هی، بچه پررو! اونجا نیست اینطرفه
اینطرف؟
نه برعکس عجب بچه ایه ها
ببخشید، شما چه نقشی بازی میکنید؟
چه نقشی رو بازی میکنید؟
من یکی از هنرپیشه های این سریالم، ملکه این هیون
من ملکه این هیونم
هنوز نشنیدی درسته؟ آخه تازه انتخاب شدم
نیم ساعت پیش
چون هنوز علنی نشده منم نباید بهت میگفتم
اما انقدر خوشحالم که نتونسنم خودمو نگه دارم
لطفا بین خودمون بمونه
راستی ، لطفا یکی بردار یکم خوراکی آوردم
دونات دوست نداری؟
ببخشید، شما از بازیگرهای این سریال نیستین؟
حالتون خوبه؟
...ببخشید شما می دونین که
چی؟
من مُردم یا دارم خواب می بینم؟
چی؟
واقعا چون کنجکاوی و نمی دونی داری این سوال رو می پرسی؟
بله، واقعا نمی دونم
این خاطرۀ اولین ملاقاتمونه
نه 3 سال یا 30 سال
من از کجا باید موقعیت اون رو در فاصله 300 سال می دونستم؟
من صادقانه جواب دادم
پس لطفا عصبانی نشو خودت خواستی بدونی
تا جایی که من میبینم نه مُردی و نه داری خواب می بینی
ظاهرا زیادی مشروب خوردی
-=در قسمت بعد خواهید دید=-
تا خالا نقش دوم هم بازی نکردی چطور تونستی نقش اصلی رو بگیری؟
کیم بونگ دو رو می شناسی؟
برای دستگیری کیم بونگ دو اول باید تو رو بازداشت کنم
چرا این کارو می کنی؟
ملکه این هیون بازداشت شده حالا چی کار کنیم؟
سلام، چویی هی جین هستم
حتما از اینکه به راحتی بازیگر نقش اول شدی خیلی خوشحالی؟
بینم، بعد از اینکه مصاحبه تموم شد تو کاری کردی؟
فکر می کردم یه خواب باشه اما این خواب نیست
چیزی که من دیدم عجیب تر از این حرفاست که به راحتی فراموش بشه
اون واقعا چه جور آدمیه؟
باید دیوونه شده باشه چون بدجور دلش میخواسته بازیگر بشه اما نتونسته
چیه؟ جلوتر نیا
میای رابطه مون رو از نو شروع کنیم؟
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.