All language subtitles for Hotel Del Luna E14. KOreanDream

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

هرگونه استفاده ي مادي از اين زيرنويس بدون هماهنگي با مديريت انجمن مجاز نمي باشد KOrean-Dream.ir

(قسمت 14)

دست نگهدار

چکار میکنی؟

این وسایل اونهایی هستش که سرشونو زدیم

...بهمون گفته شده اونهایی که مفیده نگه داریم

بقیه شو بسوزونیم

وسایل مرده هارو نسوزونید

دستور میدم همه شونو جمع کنید

...اینهارو به اونهایی که زنده موندن بده

بنابر این می تونن با اینها براشون مراسم تشییع جنازه بگیرن

صبر کن

...می کشمت

...به هر قیمتی شده

می کشمت

!چان سونگ

فکر میکردم دیگه بر نمیگردی

...تو

کی هستی؟

!آقای کو

- !آقای کو - !آقای کو

!آقای کو

.خدارو شکر که خوبی

خیلی نگرانت شدیم

نمی دونی چقدر ترسیدم

خانم جانگ خیلی ترسیدی

حالت خوب نیست؟

نه خوبم

حالم خوبه ، حتما خیلی ترسوندمت

خانم جانگ باید عصبانی شده باشه

حتما خجالت کشیده جلوی همه اونطوری وحشت زده دوید بیرون

به هر حال خیلی خوشحالم تونستی راهتو پیدا کنی

...این

آخر کار ماس

اون مرد کیه؟

چرا؟ فکر کردی ممکنه تو باشی؟

فکر کردم امکانش هست

...شاید چیزایی که می بینم

نگاهی گذرا به زندگی قبلی من بوده که نمی تونم بخاطر بیارم

کوچان سونگ سرانجام اونو به سمت تو میاره

امکان نداره

کو چان سونگ نمی تونه اون باشه

...مان وول در نهایت بخاطر این

...موجود کوچک سبز نورانی

دچار تزلزل شده

...تو

حتم بخاطر برگشتن از مسیر آخرت

خیلی ضعیف شدی

الان دیگه نورت خیلی کمرنگ شده

این الکل مال همین دنیاس

تقریبا از اون دنیا برگشتی

پس عجله کن یه چیزی مال این دنیارو بخور

.متشکرم

واقعا خیلی خدارو شکر میکنم که گم نشدی

...بله ، شنیدم

...موقع رد شدن از اونجا زمان سریع می گذره

و سریع هم حافظه آدم از دست میره

بعضی هاشون فکر میکنن تازه مردن

ولی در اصل سی سال از فوت شون میگذره

اصلا شوخی نیست

من از فرشته مرگ شنیدم

شخصی زندگی گذشته شو تو راه برگشت از زندگی آخرت بیاد آورده

و این باعث شده زندگیش وحشتناک خراب بشه

زندگی گذشته شو بیاد آورده؟ - ...تو -

هیچ چیز عجیبی رو بخاطر نیاوردی؟

فکر میکنم یه چیزی بود که تو تاریکی برق میزد

فهمیدم - چی بوده؟ -

ما چون تا حالا اونجا نرفتیم خبر نداریم

جالبه که شما قبل از ما مرده ها اونجا رو دیدی

به هر حال چطوری تونستی فوری برگردی؟

شنیدم کار آسونی نیست

راستش اصلا هیچی یادم نمیاد

وقتی به خودم اومدم که از اونجا اومده بودم بیرون

حافظه تو از دست دادی زود باش اینو بخور

خانم جانگ

فکر کردم اون بچه سوار ماشین آخرت شده

وقتی میخواستم جلوشو بگیرم عاقبت کار به اینجا کشید

من و بچه هر دو خوبیم پس عصبانی نباش

من واقعا خوبم

تو فقط کو چان سونگی

...هنوزم

منو تو خوابت می بینی؟

...نه ، تازگی خواب ندیدم

از اون روزی که یک خواب طولانی داشتم

شخص دیگه ای رو دیدی؟

...بهت نگفتم

چون مطمئن نبودم این رویای من بوده یا فقط تصوراتم

اما اون مردُ دیدم

مردی که اسمش چونگ میونگ بود

...تنهایی جلوی دریاجه

منتظرت ایستاده بود

یک گیره مو با نقش ماه تو دستش داشت

که به نظر میومد مال تو باشه

...تو

همچین هدیه ای گرفتی؟

نه

اگه این نگاه کردن به خاطرات تو نیست

پس این خواب چی بوده؟

...اون اول بهم گفتی شاید

داری خاطراتی در مورد زندگی قبلی خودتو می بینی که یادت نمیاد

اما تو گفتی این امکان نداره

درسته

امکان نداره

...الان مضطربی

بخاطر سونگ هووا و یون وو که الان با همند؟

بخاطر همین میترسی اونم برگرده؟

مال من مثل اونها تموم نمیشه

...اونها

درسته ، اون اتفاق تو زندگی قبلی اونها افتاده

پس بیا بگیم امکانش هست

اما برای من تو همین زندگی اتفاق افتاده

..بادیدن یون وو با اون زن

باعث شد که برای لحظه ای فکرهای دیوونه کننده به سرم بزنه

بابا - یون ، یون -

تو ایستگاه اتوبوس خوابیده بود

چون تب داشت آوردیمش بیمارستان

تب بر بهش دادن تبش اومده پایین

واقعا ممنونم

کجا رفته بودی؟

سوار اتوبوس شدم رفتم هتل

حتما وقتی خوابیده بوده خواب دیده

برا دیدن مامان رفتم ولی گفتن رفته

وقتی بزرگتر شدی

خودم بهت میگم مامان کجاس و چرا مجبور شده بره

همه چی رو برات میگم ، باشه؟

باشه

.متاسفم

فکر نمی کنی بعدا اگه بفهمه خیلی ناراحت می شه؟

می فهمه دیگه هرگز نمی تونه ببینش

...یونا می دونه قصد داری

وقتی خواهرت فوت کرد باهاش بری؟

.یو نا

...می دونی - تو بهتره تا خانم جانگ ازت عصبانی نشده -

همین الان تمومش کنی و فوری برگردی

...خب - یاد گرفتم -

اگه کمی صبر کنی ، زیادم دعوات نمی کنن

همینجا منتظر بمون باید برم دستشویی

امروز باید بهش بگم

خانوم یک لحظه به این گوش بدین

صدای پیانو رو دوست دارین؟

...خب

بله

...خواهر دوستم

منظورم اینه که شما خیلی شبیه مادر بزرگ دوستمی

میشه لطفا یک عکس از موسیقی گوش کردن شما بگیرم تا به دوستم نشون بدم؟

حتما

.خیلی ممنون

...شما ، احتمالا

اسم برادرتون یادتون میاد

بله یادمه

..اسم برادرم

جی هیون جونگه

داداش هیون جونگت یادت میاد؟

بله

سلام ، می تونم کمکت کنم؟

هیون جونگ

بله هیون می

به موسیقی گوش دادی؟

بذار ببینم

آقا بزرگ شما موسس این بیمارستانی

آقای جی هیون جونگ؟

بله شما باید دختر آقای کیم باشی که اینجا بستری شده بود؟

صبر کن

..شما

برادرشی؟

بله منم ، چطور مگه؟

اما برادرش جی هیون جونگ

سالها پیش فوت کرده

چی؟

هیون جونگ ؟ هیون جونگ

کجایی؟ - بله بله اینجام -

خدای من

...یکی هست که می دونه

جی هیون جونگ مرده

بهت گفت هیون می رو ناراحت نکنی

اون مرد به مرگ تو مربوط میشه؟

اون همه چیز تو رو ازت دزدیده؟

الانم اینطوری زندگی میکنه؟

به تو ربطی نداره - بخاطر همین نمی تونی بری -

این بی عدالتی رو نمی تونی تحمل کنی که به اسم تو داره زندگی میکنه

بذار به حال خودش باشه - چطوری می تونم؟ -

اون زندگی تو رو دزدیده

چه اهمیتی داره ؟ من که الان مُرده ام

مراقب خودت باش که خوب زندگی کنی

درسته

منم زندگی یکی دیگه رو دزدیدم

خیلی فضولی کردم

یونا منظورم این نبود

دیگه سرم به کار خودم گرم می کنم

سلام سانچز ، همه چی خوبه؟

همه رو بخور - این سرو صداها چیه؟ -

کسی خونه است؟

...دیشب می را گفت کارآگاه پاک تو اتاق تو بخوابه

برا اینکه پاش باد کرده بود

....الان فکر کنم خوب باشه اما می را میگه

باید خوب بخوره چون زخمی شده الان داره بهش غذا می خورونه

وقتی داشتیم غذا می خوردیم

چون روز تعطیل بود همکارای کارآگاه پارک هم اومدن

وقتی اومدن ، گفتند حیاط خونه خوبی دارم

دیگه هندونه رو زدن زمین و نشستن به خوردن

ای خدا شما دوتا خیلی به هم میاین

می را همه رو کشونده تو خونه تو

چا سونگ اینجا خیلی امنیت داره

با تشکر از بخوری که مان وول بهم داد

از نظر معنوی اینجا کاملا امن شده

وقتی می را کارآگاه هان دعوت کرد اینجا

دیگه هیچ جوره نگرانی بخاطر خطر نیست

سانچز گوشی رو بده به می را میخوام باهاش حرف بزنم

نمی خواد

...مطمئنم می را اینهارو جمع کرده اینجا

چون می دونست در غیر این صورت تنهایی افسرده میشم

حسابی اینجا شلوغش کردن

...چان سونگ تنها چیزی که الان نگرانشم

اینکه چمن های اینجارو خراب نکنن

چان سونگ ، نگران من نباش

این خوبه مگه نه؟ - من خودم خریدم -

نه تو نخریدی - نخریدم -

عوضش خودم میخورم

بیا دیگه توزخمی شدی

دستم خوبه

باید بازوتو بشکنم تا بذاری بهت غذا بخورونم؟

بخور

خوشمزه است دیدی؟

حالا دیگه میتونی خودت بخوری - خوشمزه است -

شیرینه مگه نه؟

می را و کارآگاه مثل کارد و پنیر همش با هم می جنگن

ولی حالا که کنار هم می بینمشون خیلی با هم خوبن

اصلا نگران نباش

فکر می را کنم به زودی از اینجا میره

چان سونگ میخوام برم هندونه بخورم فعلا

سانچز

بیا از این خربزه ای که کارآگاه هان خریده بخور

تو هم بیا بخور - خیلی خوشمزه است -

می را

اون خربزه از یخچال من اومده

جدی میگی؟

بذار بخوریم - قشگ حواسش هست -

چه خربزه خنکی - تخته رو بیار خردش کنیم -

مگه چیه؟

بیا تو

..یادت میاد

خانم جانگ چند وقت پیش یه خانمی رو به هتل دعوت کرد؟

هتل تون واقعا زیباس

شنیدم اون زن دوست شماس

درسته

آیا اون در زندگی قبلیش با خانم جانگ رابطه ای داشته؟

و مطمئنم این رابطه بسیار نا خوشایند بوده

...ما هرگز

...سعی نکردیم از داستان خانم جان سر در بیاریم

چون همیشه این تصور داشتیم که ایشون

قصد نداره اینجارو بدون حل کردم مسئله اش ترک کنه

اما درختی که اون بهش گره خورده عوض شده

...و این تغییرات بوجود اومده

در ارتباط با شما و توسط شما بوده

...فرض شما

درسته

علاوه بر اون خانم

خانم جانگ به غیر از اون کس دیگه ای هم در ارتباط با گذشته اش هست؟

اون مرد از قبل اینجا بوده

...من مطمئنم

به زودی اونم میاد

من احتمالا کسی هستم که مثل بقیه اون مرد میارم پیش خانم جانگ

باید دلیلش همین باشه که ماگو شمارو به هتل ما آورد

...پس فکر میکنم شما و خانم جانگ

تو زندگی قبلی تون با هم مرتبط بودین

نه من نبودم

جدی؟

عجیب به نظر میاد

اگه تو زندگی قبلیت اونو ندیدی

چرا ماگو بین همه تو رو انتخاب کرده؟

مطمئنم خدایان به دلیلی شمارو به سمت اون سوق دادن

به هر حال این موضوع منجر به عشق شد

...من به موندنم

کنار اون ادامه میدم

دلم برای خانم جانگ خیلی میسوزه

به زودی

...باید با کسی روبرو بشه

که بیشترین درد بهش داده

جانگ مان وول

چرا داری میری؟

نمی خوام ببینمت

...هر چقدر دلت میخواد گلهایی رو که میخواستی تحسین کن و

بعدش برو

...پس

میتونی بهش اجازه بدی راحت بره؟

می خوای خودتو به ندونستن بزنی؟

تو باهاش ملاقات کردی

نمی تونی ازش فرار کنی

...اون در حال حاضر

کنارته

بالاخره باید اینو بهت بدم

این مال توئه

من اون مرد دیدم

مردی به اسم چونگ میونگ

اون یک گیره سر به شکل ماه تو دستش بود

که بنطر میرسید مال تو باشه

کو چانگ سونگه؟

اگه اون باشه

میتونی قبولش کنی؟

...پرسیدم کو چان سونگ

همون مَرده؟

...مردی که بیش از 1000سال منتظرش بودی

بالاخره پیداش شده

اما خوشحال به نظر نمیرسی

به خودت مطمئن بودی وقتی به این دنیا اومد

اونو بکشی و از موجودیت خودت دست بکشی

خودتو به این حال پیش بینی میکردی؟

...برا همین پرسیدم

اون مرد کوچان سونگه

مدتهاس که از قلبت از نفرت تغذیه میکنه

...چرا بخاطر اون عشقی که قرنها طول کشیده تا بهت برسه

این نفرت رها نمی کنی؟

من بیشتر از 1000 ساله از این مرد متنفرم

اما تو باعث شدی من اونو به عنوان مردی ببینم که عاشقش شدم؟

...منم کنجکاوم بدونم

به کدوم چشم می بینیش

اونو به عنوان کو چونگ میونگ می بینی و ازهستی دست می کشی؟

یا به عنوان کوچان سونگ می بینی و نجات پیدا می کنی؟

...این

به خودت بستگی داره

خانم جانگ مان وول

هر منظره ای که با من می بینی فرق میکنه

الان اینجارو که با هم می بینیم خوشگل تر به نظر میاد

بهت افتخار میکنم

مان وول

...من بهت گفتم

بهم اعتماد کن

کو چان سونگ

.:.:ترجـــمه و زيــــرنويـس::.:. .:.:♥( شهنــاز (شـــهلاز♥:.:.

خانم جانگ

حالت خوبه؟

خیلی رنگت پریده

یک لحظه قبل

تو فکرم کو چان سونگ کشتم

... کوچان سونگ

تناسخ مردی هستش که بیشتر از هرکسی ازش متنفرم

مطمئنم اون نیست

آقای کو هم گفت اون نیست

درسته

ممکنه اون نباشه

اما تا زمانی که کوچکترین امکانی وجود داشته باشه

که اونه

...به هیچ عنوان نمی تونم

با کو چان سونگ روبرو بشم

...حالا

میخوای چکار کنی؟

من هرگز نمی تونم کو چان سونگ بکشم

ما گو گفت باید وجودم ا ز کینه خالی کنم

...حالا باید سخت فکر کنم

چطوری باید این کارو انجام بدم

اینهارو از مغازه ای که دوست داشتی خریدم

بعد از خوردن یک چیز شیرین حالت بهتر میشه

بیا بشین

اون چیه تو دستت؟

این همون سنجاق زینتی هستش که تو خواب دیدم

این خواب تو اومده

اینو ماگو بهم داد

تو خواب من این خونی نبود

بهت گفتم اون با شمشیر من مُرد

...این خون

باید بر اثر نفرت از من باشه

چرا ماگو همچین چیز بدی بهت داد؟

بدش به من ، برات نگه می دارم

خودم از شر این خلاص میشم

... ماه پوشیده از خون

باید نابود بشه

ماگو همیشه بهم میگه

...باید ماه پر از نفرت

از کینه خالی کنی

میتونی این کارو بکنی؟

مجبورم

...می خوام جاش

ماه پوشیده از خون رو بذارم

.آقای کو

.آقای کو

اینجایی

فرشته مرگ دنبال شما میگرده

برو

من اون روح انتقام جویی که نفرینت کرده رو پیدا کردم

سول جی وون پیدا کردی؟

همونطور که می خواست قدرتمند شده؟

..فکر میکنی روح کینه توزی که باعث همچین بی عدالتی غیر قابل توجیهی شده

می تونه اون قدرتی رو که میخواد بدست بیاره؟

اون فقط مثل موش صحرایی تو تاریکی مخفی می شه

خدارو شکر

آرزوی اون برای قوی تر شدن برآروده نشده

اون فقط تو تاریکی مثل یک ترسو مخفی شده

میتونی بهم کمک کنی؟

شنیدم خوب میتونی به عنوان یک طعمه عمل کنی

لو نمیدم کی معرفیت کرده

مطئنم کار آقای کیم بوده

فکر کنم بخاطر دانشگاهی که رفتم منو خیلی دست بالا گرفته

مدیران انسانی زیادی اینجا کار کردن

...بین اونها تو

این ارزیابی منه

.خیلی ممنون

شما از همون اول که رئیس جانگ اینجا کارو شروع کرد بودی؟

بله

...تعداد زیادی از اراح رو

از اینجا به سمت آخرت راهنمایی کردم

مراقب مهمونهای خودت باش

..بخصوص

اولین مهمونت

اولین مهمون این مکان کی بود؟

ما گو گفت مهمون اول از همه مهم تره

...من اولین مهمون اینجارو

راهنمایی نکردم

...هیچ کس اینجا

نور کم رنگ موجودیت اونو ندید

چظور ممکنه همچین اتفاقی برای یک مهمون بیفته؟

من نمی تونم جوابی بدم؟

من باید تا آخرش اونهارو راهنمایی می کردم

اول

بیا اون روح ناهنجار رو بگیریم

(رودخانه سانزو)

...از اونجایی که شکل ماه روشه

باید برای تو درستش کرده باشه

و حتما موقع گرفتنش خیلی خوشحال می شدی

این منو بیشتر ازت متنفر میکنه

وقتی اومد

...می خواستم بندازمش تو گودال آتشی که

برای شما دوتا درست کردم تا نابودتون کنم

اما بخاطر نقشه ای که خدایان کشیدن

دیگه نمی تونم اینکارو بکنم

...من

در نهایت دوباره عاشق شدم

با تکیه به اون عشق

سعی کردم تو رو نادیده بگیرم

...تو فقط منو به

خاری می کشی

...من میخوام

...تو رو درون این بذارم

و بندازم سطل آشغالی که این اطرافه

داری دیوونه می شی

و ما با هم جلوی موجودیت خودمون می گیریم

سول جی وون

بیا بیرون

می دونم اینجا قایم شدی

فرشته مرگ تو راهه تو رو بگیره

اونجایی

پس بنابر این از یک قاتل به یک بازنده تبدیل شدی

یه چیزی برات دارم

اینو بخور

...بخورش

و به یک روح شیطانی تبدیل شو

پس اومده جایی قایم شده که باهاش آشنایی داره

تو تاریکی پنهان شده ولی وقتی تو رو ببینه خودشو نشون میده

خانم جانگ شما هم اینجایی

من زودتر اومدم

گرفتیش؟

ولش کردم

...خطر تو رو تهدید میکنه

...چون من یک هدیه ویژه

بهش دادم

این کار کاملا مناسب باهاته

احتمالا با قدرتی که الان گرفته وحشی تر شده

تو چکار کردی؟

کو چان سونگ

ما گو گفت تو همونی

من باید تو رو بکشم

اما نمی تونم

من خیلی دوستت دارم

اما دیگه ازت محافظت نمی کنم

بیشتر از 1000 سال منتظر بودم تا تو رو بکشم

... بنابر این اگه ازت محافظت کنم

یعنی از خودم یک مسخره ساختم

اگه اون روح کینه توز شیطانی شده باشه

اون قوی تر میشه و تو هم نابود می شی

هر چی

تو انسان محبوب ماگوها هستی

بنابر این قبل از اینکه اون روح دستش بهت برسه اونها مداخله می کنند

... بعدش

تو نابود می شی

من با استفاده از تو تموم میشم

چیزی که من بهش میگم عشق از این رقت انگیز تر نمی شه

!خانم جانگ مان وول

چه مشکلی برا هتل پیش اومده؟ - نمی دونم -

تمام چراغهای بیرون و داخل هتل خاموش شدن

آقای کو اتفاقی برای خانم جانگ افتاده؟

فکر میکنم براش سوء تفاهم شده

می دونین جانگ مان وول کجاس؟

...وارد باغی شد که درخت ماه اونجاس

همه درهارم به روی خودش بسته

هیچ کس نمی تونه وارد بشه

اول باید مهمونهارو چک کنیم

نمی فهمم این مشکل چیه الان؟

رئیس جانگ

چکار دست خودت دادی؟

حقیقت داره؟

...من واقعا همون مردم

که باعث بدبختی جانگ مان وول شده؟

... شک دارم خواهرم دقیقا این حرف زده باشه

...از اونجایی که اون مرد

الان اینجاس

تو خودم قبلا باهاش ملاقات کردی

...چطوری

اون اینجاس؟

... اون

... اولین مهمون

مهمانخانه جانگ مان وول بود

من باید ببرمش پیش جانگ مان وول

در واقع

الان نباید جلوی نابودی جانگ مان وول بگیری؟

جانگ مان وول شیئی رو به یک روح داده که اونو تبدیل به یک روح شیطانی کرده

وقتی اون روح شیطانی به حرکت در بیاد

سنگ رو سنگ بند نمی شه

بابت اضافه کاری چند دلاری بهمون بیشتر دادن

پس بیاین بریم یه لبی تر کنیم

باشه - بزن بریم -

شنیدم این یارو زنشو نفرین کرده تا بمیره

عجب آدم آشغالی

خجالت نمی کشه؟

-♥ شهناز ♥- @KOreanDream https://t.me/KoreanDream

سلام

تو دیگه کی هستی؟

باید سریع از اینجا بری بیرون

اومدی رفیق

می خواستم بعد از اینکه یک کم تفریح کردم ببینمت

اما انگار عجله داشتی

چطوری منو پیدا کردی؟

...به لطف صاحب چیزی که تازگی برداشتی

تونستم پیدات کنم

این؟

اومدم اونو پس بگیرم ، بدش بهم

چطوری میخوای ازم بگیریش؟

قبل از اینکه اینو بگیری می میری؟

...پس اینطوری

می خواستی با من روبرو بشی

حدس میزنم نمی خوای تسلیم شی

بذار ببینم چقدر دوام میاری

فقط داشتم وقت می خریدم

الان دیگه وقتش رسیده

ماه خودشو نشون میده

فکر میکنی اون زن چرا اینو بهت داده؟

بهت گفتم که اون ازم محافظت می کنه

اون علامت ماه رو نمی بینی؟

وقتی ماه کامل خودشو نشون بده

بخاطر داشتن همچین چیزی کارت تمومه

سعی نکن الکی منو گول بزنی

مگه بهت نگفت مرگ پایان نیست

من سعی کردم جلوتو بگیرم ولی تو خودت تصمیم گرفتی بمیری

الان وقتشه که تو گودال آتش بیفتی

خدانگهدار سول جی وون

چطور تونستی بهم دروغ بگی؟

فقط بمیر

من هرگز بهت دروغ نگفتم

تو واقعا کارت تمومه

...منم یه زمانی

یک روح کینه توز بودم

سالهایی که ما مردیم اگه روی هم بذاری

حدود 770 سال میشه

تو که چیزی جز یک روح تازه مرده نیستی

به چه جراتی اینجوری رفتار میکنی؟

اونی که پیدا کردی و بگیرو برو هتل

باشه

من گرفتمش

همه کارهاشو ما کردیم افتخارش نصیب تو شد

...تو خودتو به یک روح انتقام جو دادی

و سعی کردی ازش یک روح شیطانی بسازی

بخاطر این کارت نمی تونم تو رو ببخشم

...من شرورانه ترین فکرم رو در اعماق اون گذاشتم

و دادمش به روح کینه توز

چی باعث شد اینکارو بکنی؟

... تو فقط یک ماه دل شکسته ای

...که با تکرار زمان شکوفا میشه و

سپس پژمرده میشه؟

فقط منو نابود کن

نه

اینو برگردوندم

دیگه ای دلیلی نداره اون نابود بشه

لطفا برید

فقط منو نابود کن

باشه

کاری رو که میخوای بکن

اگه میخوای خودتو اینطوری عذاب بدی

منم تبدیل به همون آدمی میشم که تو میخوای

منو بکش

قول دادم میخوام کنارت باشم حتی اگه قرار باشه بمیرم

برای رسیدن به راه تو

...مردی که منتظرش بودی

در واقع اینجاس

تا اینجا خودتو کشوندی

...بنابر این باید به اتفاقی که افتاده گوش کنی

اینکه چرا اون ماه غرق در خون شده

به این ترتیب میتونی کینه خودت خالی کنی

اینجا اون دنیاس؟

زندگی آخرتی که قراره باهاش روبرو بشی اینطوری با شکوه نخواهد بود

اما عده ای مایل هستند قبل از رفتنت میخوان تو رو ببینن

منو؟

مهمونهای هتل ما منتظرتند

این یک سرویس ویژه برای مهمانان ماست

چه عدد نمادینی

این چیه؟ قعر جهنم؟

وقتی بری داخل متوجه می شی

...یادت میاد درست قبل از کشتن اینها

بهشون چی گفتی؟

سلام

سول جی وون

باید دیوارهای هتل ضد صدا کنیم

(ما شما را به هتل دل لونا دعوت می کنیم. از طرف جانگ مان وول)

(جانگ مان وول)

(ما شما را به هتل دل لونا دعوت می کنیم. از طرف جانگ مان وول)

هتل دل لونا"؟"

آقای کو اینجا کار میکنه؟

بله ، رئیس شمارو دعوت کرده

دکترم دعوت کرده با هم بیاید

(ما شما را به هتل دل لونا دعوت می کنیم. از طرف جانگ مان وول)

جانگ مان وول؟

(خانم لی می را عزیز)

این چیه ؟ دعوتنامه به هتل

قبلا یه بار اونجا رفتم دوستم اینجا کار میکنه

هتلش خیلی خوبه

کجاست؟

هر کسی نمی تونه بره

کسی بدون این دعوتنامه نمی تونه بره اونجا یک هتل ویژه است

خیلی خاص

خوش اومدین

شمارو به سالن آسمانی ها می برم افتخار هتل ماست

واااو

تو خودت تنهایی همچین جای با کلاس اومده بودی؟

خوش اومدین ، براتون داخل یک میز آماده کردیم

از این طرف لطفا

اینجا ، همه وقتی مست می شن خواب زندگی قبلی خودشونو می بینن

بخاطر همین اسمش چیسنگمونگ هستش

منم اینجا متصدی بار هستم

...امروز خدایان استثنائا به من اجازه دادن

...شما دو نفر از این مشروب بخورید

تا طعم زندگی قبلی خودتون رو بچشید

خدایان"؟"

منظورش اینه که با خوردن نوشیدنی های فوق العاده خوشمزه قراره کیف کنیم

دفعه قبل سیاه مست شدم برا همین هیچی یادم نمونده

اینبار میخوام آروم بخورم و ازش لذت ببرم

لطفا بریزین

این یک گلبرگِ

این گلبرگ درخت ماه هستش

درخت ماه؟

همچین درختی هم وجود داره ؟

معلومه که وجود داره

وااای خیلی خوشگله

کسانی که اون زمان تو زندگیت بودن الان اینجان

...می تونی توسط اونها

اطلاعات بیشتری در مورد اون مرد بگیری

چونگ میونگ

پدرم دنبالت میگرده

چرا دنبالم میگرده؟

..نامه ای بدست ما رسیده که گفته شده

تو با شورشیان کوه دونگمو متحد شدی

اگه الان بری دیدن پدرم ، میمیری

بنابر این تعدادی سرباز فرستادم

بهشون گفتم تو به کمک کسی که الان منتظرشی اونهارو گرفتی

منظورت چیه؟

اون راهزنان باقی مانده گوگوریو هستند

اگه همه اونهارو بگیری و ببری پیش پدرم

اون دیگه بهت مظنون نمی شه

اونها سارقانی آواره هستند که از دستفروشها دزدی می کنند

... اگه به عنوان خائن اعدام بشی

...همه زیر دستهات

و هر کسی بهش مرتبطی هم کشته میشه

حتی اگه صدها نفر باشن

پدرم تک تک اونها رو از ترس شورش خواهد کشت

برو همه اونهارو اسیر کن

فقط همه اونهای که دزدی کردند رو بگیرید

چرا همه روستاییان بی گناهُ می گیرین؟

من اینجا نیستم دزدهارو بگیرم

من برای سرکوب کردن شورش اینجام

چی؟

من تمام تلاشم میکنم که کمک کنم بتونی به عنوان برده زنده بمونی

اما برای اینکه این کارو بکنم

همه مردان شما باید به عنوان شورشی کشته بشن

..چرا تو

این کارو میکنی؟

می خواستم یه راهی برای پیوستن به شما پیدا کنم

...آرزو داشتم به یک کشور جدید برم

...منم می خواستم باهات

بیام کوه دونگمو

اما گیر افتادم

...اما الان باید جون شمارو بگیرم

تا روش سر پوش بذارم

بعد از تموم شدن این ماجرا

با جون خودم بهای اینکارو میدم

نمی خواد بهاشو بدی

فقط مان وول نجات بده

برای اینکار

...به جای اینکه یه سری بهانه بیاری به عنوان یک خائن زندگی کن

و به جاش

بذار مان وول زندگی کنه

اون به یون وو قول داده بود

اون همیشه اینجا بود

....اون اولین مهمونی بود که

به مهمونخونه ماه اومد

...تو تنها کسی نیستی که اینجا داره بهای کار گذشته اش رو می پردازه

تما م این سالها

به لطف تو کار بزرگی انجام دادم

می کشمت

...می کشمت

به هر قیمتی که شده

اگه میخوای منو بکشی

باید اول زنده بمونی

باید به عنوان یک خائن زندگی کنی

اگه اینکارو بکنی ، مان وول میتونه زندگی کنه

منتظرت بودم

امیدوارم وقتی روم شمشیر میکشی یک ذره تردید نکنی

وگرنه

...من بدون لحظه ای تردید

خودمو رو شمشیرت میندازم

...تو هرگز

حتی یکبارم اسم اونو نیاوردی

اگه صداش میزدی

خودشو نشون میداد

تمام مدت اینجا بودی؟

اگه اینطوره خودتو نشونم بده

کو چونگ میونگ

اگه چیز دیگه ای هست که میخوای بهم بگی

گوش میدم

دیگه بهانه ای نیست که بخوام بهت بگم

مان وول

...تو آخرین لحظه بهم گفتی

سعی میکنی ازم محافظت کنی

وقتی من پر از خشم بودم و به این درخت ماه گره خورده بودم

...حرفهای من تو رو اینجا اسیر کرد

و نذاشت بری

...من

الان دیگه هیچ کینه ای تو دلم نیست

بنابر این تو هم دیگه باید بری

..این

آخر کار ماست

بله

این آخرشه

روح اون انرژی کافی برای رفتن به اون دنیارو نداره

اگه از اینجا بفرستیم بره نمی تونه به راهش ادامه بده

و قادر نخواهد بود زندگی دیگه ای داشته باشه

برای جلوگیری از این موضوع

...تو باید

بفرستیش بره

...این آخرین مجازات تو

تو این دنیاس

یونگ سو

بیدار شدین؟

دوتایی حسابی مست کردین آقای کو ازم خواست شمارو برسونم خونه

بخاطر همین براتون تاکسی گرفتم

خب ، دوتایی می تونین تنهایی برید خونه؟

بله - خدا نگهدارتون -

خدای من دوباره

اون روم که اومدم هتل

بازم همین دختره برام تاکسی گرفته بود

اما اینبار یادم مونده که فقط یک کوکتل خوردم

یونگ سو چرا گریه میکنی؟

نمی دونم چرا اینقدر دلم گرفته

اینطوری گریه نکن منم گریه ام میگیره

واقعا خیلی عجیبه

من اینجا پیشتم چرا گریه میکنی؟

گریه نکن

واقعا قصد نداره باهام آشتی کنه؟

...اولین باری که همو دیدیم

دوم ماه می بود

پیداش کردم

این ساعت خیلی قدیمی به نظر میاد

بیشتر از 70 سالشه

...زمان روی این ساعت

حتی وقتی زنده بودی جریان داشته

همچین ساعتهای کم گیر میاد

حتما پیدا کردنش برات سخت بوده

.خیلی ممنون

و متاسفم

...می خواستم بدونی

یک پیر مردی که هفت سال از من بزرگتره

پیدا کردن اون ساعت کار آسونی نبود

...پس از حالا

حتی اگه مثل خواهر کوچکت از تو بزرگتر بنظر بیام

یادت نره که در اصل از من بزرگتری

ببند دستت ، مطمئنم خیلی بهت میاد

.یو نا

من به زودی میرم

بهت گفتم که منتظر خواهرم هیون می هستم

هیون می الان خیلی مریضه

وقتی اون بخواد بره

منم باید باهاش برم

یو نا

وقتی این ساعت ساخته شده

من قبلش مرده بودم

...زمان برای مرده ها

و زنده ها یکجور کار نمی کنه

من مدتها قبل مُردم

این ناراحت کننده است

من بدرقه اش می کنم

سریع بر میگردی

البته

بر میگردم

تو برمیگردی مگه نه؟

منتظرم باش

(رودخانه سانزو ، این زندگی ، زندگی پس از مرگ)

(یک ماه بعد)

خانوم اجازه بدید کمک تون کنم

وقتی میرید ساحل

می تونید هرچی خواستین اجازه کنید

بیا بریم

- .خیلی ممنون - .خیلی ممنون

به نظر میاد پیشرفت کردین

میتونی برام بخونیش؟

یک ماه از رفتن رئیس جانگ گذشته

رئیس اینجا نیست

اما چرا هنوز هتل ناپدید نشده؟

...معنیش اینه دیگه رئیس جانگ

صاحب این هتل نیست

من اینطوری حدس میزنم

.آقای کو

فکر کنم باید برید تو باغ

دیروز

چندتا برگ و گل دیدم

اما الان دیگه درخت کاملا بی جون شده

...حدس میزنم

دیگه واقعا نمی تونه برگرده

منتظرم بمون

جانگ مان وول

زودتر برگرد

...دیگه دارم

اضطراب می گیرم

همه مون باید با داشتن مالک جدید مخالفت کنیم

باید به خانم جانگ کمک کنیم

منم با اینهام

تقریبا 500 سال طول کشید به خانم جانگ عادت کنم

رئیس دیگه ؟ مخالفم

دست جانگ مان ووله که برگرده یا برنگرده

وقتی آقای کو منتظرشه امکان نداره بر نگرده

با پا گذاشتن روی پل

ممکنه فراموشش کرده باشه

...می تونی خاطرات این دنیارو رها کنی

...و از روی این پل عبور کنی

نسبت به دور دست ترین خاطراتت

به همین دلیل گلها پژ مرده میشن؟

پس فکر کنم درخت دیگه واقعا مرده

درسته

همه گلها پژمرده و ناپدید شدند

...فکر کنم جانگ مان وول

الان دیگه واقعا مرده

باید منتظر مالک جدید مهمونخونه باشیم؟

درخت ماه صاحب این مهمونخونه است

اما همه گلها و برگش از بین رفته اون الان مرده

("کسایی که بعد از خوردن غذا فوت کردند")

این دامپلینگها خیلی داغه

اما کیم جون هیون پنجتاشو یه جا میخوره

خیلی باحال بود

کیم جو هیون دقیقا همینجا نشسته بود

قبل از سرد شدن بخور

(کیم جون هیون اینجا نشست)

(خانم جانگ مان وول ، دوستت دارم)

خانم جانگ مان وول ، دوستت دارم

خوشحال نشدی؟

داری عشقتو بهم اعتراف میکنی؟

این امضای کیم جون هیونه کیم جون هیون

...خیلی دلخراشه که به عنوان یک گلبرگ

قراره ناپدید بشی

( تمام رستوران های خوب کشور را بررسی خواهم کرد!)

.همه گلها از بین نرفتند

هنوز چندتا گل باقی مونده

گلهایی رو اونجا گذاشتم که رویای ماه رو

به همراه داشت

براي دانلود قسمتهاي بعدي به کانال زير @KOreanDream مراجعه نماييد https://t.me/KoreanDream

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.