Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تيم ترجمه مجله گل آفتابگردان؛ تقديم مي کند www.sunflowermag.ir کانال و اينستاگرام ما @sunflowermag
ترجمه و زيرنويس (Zshkoo) زهرا (Aurora) سپيده
-=محتواي اين سريال مربوط به هيچ گروه يا مذهب خاصي نمي باشد=-
... من
ديدمش
چي رو ديدي؟
خواهرت رو
قبل از اين که بميره
خواهرم سو اين؟
سعي داشت برات پيامي بفرسته
از اين جا پاشيد برين
-=قسمت 4=-
بهت گفتم که شليک نکن
خودت رو ببين؛ مثل يه گدا شدي
بازم جرئت داري که مخالفت بکني؟
به خاطر اسلحه اين آشغال نزديک بود بميريم
چطور جرئت مي کني اينو بگي؟
هان سانگ گو که ماشه رو نکشيده بود
مي تونستي بدون شليک کردن؛ بگيريش
حالا درست شد؟
ديدين درسته؟
اون اول شليک کرد
تو صحنه جرم رو دستکاري کردي
ما فقط داريم عدالت رو اجرا مي کنيم
هر کسي ندونه فکر ميکنه اون زنته
! اي آشغال
! اي حروم زاده
جلوي خودت رو بگير
ولش کنيد
مراقبش باشيد
مراقب اونم باشيد
يکم قبل چي گفتي؟
خرگوش
نه اينم نيس
مثل اردک مي مونه
سو اين سعي داشته يه پيام بفرسته
... نگو که
واقعا چه حيوونيه ؟
اوپا؛ خوب نگاش کن
اين نشونه حقيقته
ايني که ميگفتي همينه؟
درسته؛ اين چيه؟
تصوير خيالي خرگوش-اردک از لودويگ ويتگنشتاين
تو به اين چي ميگي؟
اولش به نظر ميرسه که خرگوشه
اگه باز نگاه کني؛ مثل اردکه
اگه ذهنت مثل يه بچه باشه؛ نمي توني اردک رو ببيني
... آدما
اغلب فريبِ اولين تصورشون رو مي خورن
همون جوري که منم بودم
مطمئني که اين عکس بود؟
پدرت هم يه پليس بوده؟
آره بود
پدر و مادرم خيلي وقت پيش مردن
از خانوادت فقط خواهرت برات مونده بود
واي؛ چه خاکي
عجب خونه خوبي واسه زندگي ئه
واسه اين 2 سال؛ چي تو رو از خونه فراري ميداد؟
من که يه پسر نوجون نيستم
که از خونه فرار کنه
هيچ وقت نيومدي به خونه سري بزني؟
نه اصلا اينجا نبودم
اجاره اش پس چي؟
اين خونه منه
توي مرکز سئول
صاحب خونه خودت هستي عجب
اوه؛ خداي من
تموم دوشاخه ها هنوز توي پريز برقن
براي همين قبض هاي برق اينقدر زياد ميان
هي
حالا که اينجام؛ دارم خاطرات ناراحت کننده اي رو به ياد ميارم
تو اصلا احساس همدلي تو وجودت نداري؟
قبض بيمه
قبض هاي ماليات
قبض هاي گاز
اينا رو ببين
به همين ها ميگن واقعيت
حالا؛ اون خاطرات رو واسه خودت زنده نکن
فکر مي کردم توي اين دوسال خوب دووم آوردم
فکر کنم الکي دلخوش بودم
که از احساس گناه فرار کنم
نيستش
يعني کجاس؟
دنبال چي مي گردي؟
کمکت مي کنم تا پيداش کني
يه هديه تولد
همين طور يه تبريک واسه خبرنگار شدنش
کادوي تولدت
هي ؛ اين چيه؟
اوه؛ يه خودکار ضبط کن
به نظر گرون مياد
ازش موقع مصاحبه استفاده کن
باشه
کتاب چرا من دوستت دارم؟
چرا؟
اوپا؛ ازم مي خواي که ازدواج کنم؟
براي اينه که خيلي خيلي گذشته؛ استرس دارم
حالا چيکار کنيم؟ ديگه از قيافت هم نميشه انتظاري داشت
اين خرگوش-اردکه
-=تولدت مبارک جوجه اردک زشت به نظر مياد تونستي اين همه مدت بدون اين که مريض بشي؛ زنده بموني=-
!واقعا که؛ با اين کتاب بزنم تو فرق سرت
اوه؛ هي ؛ هي اين دوربينه؛ دوربين
دوربين دستمه
من بايد آروم باشم
اوه؛ انگار تحت تاثير قرار گرفتي
اگه از يه زاويه ديگه نگاه کنيم
حقيقت شديدا مي تونه تغيير کنه
اميدوارم خبرنگاري بشي که بتونه همه چيز رو ببينه
از اون به بعد هميشه اون کتاب همراهش بود
... اون کتاب
کتاب همراه خبرنگاري بود
ولي چرا هان سانگ گو اونو برده ؟
هان سانگ گو خبر نداشت
پس اون خواهرت بود
! نه ! فقط يه بار ديگه
... بقيه
اون کسي که پشت هان سانگ گوئه
چرا اونو فرستاده سراغ سو اين؟
مي تونم ازت يه خواهشي بکنم؟
بايد در مورد يه چيزايي تحقيقات بشه
شنيدم که يکي از دوستاي خوب سو اين بودي
خبرنگاراي زيادي کنار دستم نشستن
قبل از اين که سو اين بميره؛ چي کار داشت مي کرد؟
نمي دونم؛ يادم نمياد
مال خيلي وقت پيشه
آه، درسته
دنبال کسي مي گشت
کسي؟
سونبه
چيه؟
اگه بخواي يه بچه گمشده 22 سال قبل رو پيدا کني؛
چيکار بايد بکني؟
حدود 22 سال قبل
اگه تا الان زنده باشن؛ معجزه اس
شوخي نمي کنم
اونه؟
آره
مطمئني که هنوز زنده اس؟
يه بچه گمشده اگرم زنده باشه سنش بيشتر از 22 ساله
من دنبالش مي گردم
چه زنده باشه يا مُرده
اول بايد پرونده رو ببينيم
... ولي
ولي چرا مي خواي پيداش کني؟
وقتي پيداش کردم؛ بهتون ميگم
... شايد
اين بچه يه جعبه پاندورا باشه
-=مژدگاني 50 ميليوني براي کودک گمشده به نام لي سو يي=-
جعبه ي پاندورا؟
اون بچه کيه؟
يه دختربچه با موي بلند
در هر حال؛ مي خواست براي کاري بره بيرون از شهر
به کجا؟
بهتون زنگ زده بودم
لطفا تصاوير مراحل انتقال هان سانگ گو رو بياريد
بله
اون خيلي خوب مي دونسته دوربين هاي امنيتي کجان
هي ؛ لطفا عجله کنيد
حدود 30 دقيقه ديگه اس
بله؛ بهتره - بله -
اوه خداي من
-=گزارشات فرار قاتل سريالي هان سانگ گو و گزارش هاي مربوطه=-
اين پرونده با حقايقي که پشتش هس؛ دفن ميشه
دختري که سو اين؛ قبل از مردنش به دنبالش بوده
اون دفتر خبرنگاري هم گمشده
يعني به خاطر اون عکس بوده؟
براي همين اونا کُشتنش؟ -=مجرم؟=-
از همون اول هم هان سانگ گو يه وسيله بوده
وقتي به پرونده قتل برمي گرديم
اون احساس گناه نمي کرده
... ولي
اونا چطور نقشه قتل هاي سريالي رو کشيدن؟
اين يه معامله اس -='دي اِن اِي قاتل سريالي مطابقت نداره', پليس مظنون را آزاد کرد=-
هان سانگ گو؛ خودشه
نه اون نيس
هيچ دي اِي اِيي مطابقت نداشته
.. اون روز
... اون تماس
بعد از آزاديش بوده
ولي 2 سال بعد برگشت
هان سانگ گو با يه عالمه پرونده برگشت
مثل يه بمب ساعتي
پس اگه دهانش رو باز مي کرد؛ نمي تونست انکارش کنه
براي همين اون هان سانگ گو رو کشته
! شليک نکنيد
پوپي منتظرته
تو کي هستي؟
-=پوپي=-
بايد اينو ببيني
باشه
کجايي؟
جلسه داريم
جلسه چي؟
پرونده هان سانگ گو قراره بسته بشه
چرا؟
از بک آه هيون نتونستيد بازجويي کنيد؟
منظورت چيه؟
اون پرنسس؛ همون روز آزاد شد
نه
هان سانگ گو رو قرباني کردن
چوي سونگ گي
آماده اي؟
بله آماده ام
پنج دقيقه ديگه
جلسه رو متوقف کنيد
ديگه تموم شده
اين پرونده به اين سادگي نمي تونه بسته بشه
از سر راهم بکش کنار
يه نفر پشت هان سانگ گو هس
منظورت چيه؟
احتمال اين که يه متهم بتونه فرار کنه چقدره؟
جي گانگ هون 88 ساله و چوي بوي بو 90 ساله
که در سال 2003 متهم به دزدي بودن
در سال 2005 اون قاچاقچي مواد مخدر
توي اين 30 سال گذشته؛ فقط 5 مورد بوده
... پس
چي داري ميگي؟
موقعيت عالي اي بوده
به علاوه
تونسته دستبندش رو باز کنه
يه اسلحه رو بدزده و سعي کنه تا فرار کنه
ويدئو رو باز کن
اينو ببينيد
اين کليد دستبنده
اين همون کليده؟
فرار هان سانگ گو اتفاقي نبوده
يه نفر کمکش کرده تا فرار کنه
ولي به جاش باعث کشته شدنش شده
شايد اين همون کسي باشه که دستور داده خواهرم رو بکُشن
توهم زدي؟
به خاطر خواهرت
وسواس و علاقه ات به هان سانگ گو ديگه زياد از حد گذشته
هان سانگ گو توي زندان بازداشت بوده ارتباطي هم با دنياي بيرون نداشته
کي مي تونه اين کليد رو بهش بده؟
مطمئنا پليسي که اينجاس
! دهنت رو ببند آشغال
يه چيز ديگه هم هس
نمي دونم کليد اين ماجرا چيه
ولي چطور بعضي ها مردم رو ميبرن بازداشتگاه؟ اين تخلف نيس
اونم با موقعيت شغلي سابق شون
همون طور که گفتي
يکي از ماها مي خواسته هان سانگ گو رو بکشه و بذاره فرار کنه
ولي کدوم از ماها مي خواسته اونو بکشه؟
اون خودشم که اسلحه داشته
.. خب
بک آه هيون چطور؟
چرا پرنسس گروه سونگ ها آزاد شد؟
اون دانش آموز قرباني هنوز به هوش نيومده
اين بچه رو ببين
هي
تو هميشه پشتِ چون جه ايني
اخبار رو نديدي؟
=قاتل سريالي هان سانگ گو=
=... اون گفت=
چوي اون يو 2 ساعته که به هوش اومده
چي؟
=اون بهم چاقو زد=
-=هان سانگ گو، قرباني چوي 21 ساله رو دزديده=- "هان سانگ گو بهم چاقو زد"
... چوي اون يو چرا
دروغ ميگه
هان سانگ گو به چوي اون يو چاقو نزده؛ کار اون زنه
قبلا بهتون اطمينان دادم
... نتايج آناليز خونِ روي لباس مشخصه
مگه بچه بازيه
چطور اين ممکنه؟
دفتر دادستاني هم ردش کرده
به خودت بيا
منظورت اينه که پليس پشت سر همه اين هاس؟
واسه رام نکردن يه ببر وحشي؛ آدم بچه خودش رو طعمه نميکنه
اين جوري نباش
اون کيه؟
پليس از کي داره محافظت ميکنه؟
حداقل 2 نفر اينجا هستن
که فکر مي کنم ميدونن
هي؛ جلسه چي شد؟
آماده اي؟ - بله -
بله
در 4 سال گذشته
در اطراف يونگي دو- سئول
قاتل سريالي اي بوده که زن ها رو مي دزديده و به قتل مي رسونده
اعلام ميشه که هان سانگ گو مُرده
=هان سانگ گو در حين انتقال=
اسلحه اي رو مي دزده و فرار ميکنه -=پليس براي حفظ امنيت ساير افراد بهش شليک ميکنه=-
=در حين دستگيري=
هان سانگ گو اسلحه رو مي گيره -=اسلحه هان سانگ گو؛ تلاش براي فرار و باقي ماجرا=-
براي همين کارکنان مون شليک ميکنن
اين پرونده رسما بسته ميشه
هزينه زندگيت و پول ترمت
به حسابت ريخته شده
کمک به تو
تا بعد از فارغ التحصيليت ادامه پيدا ميکنه
براي کار مي توني به بيمارستان مون ملحق بشي
بعد از فارغ تحصيلي؛ مي خوام مستقل باشم
لطفا قبول کنيد
چه بهتر
دختر يه خانواده پولدار واقعا قدرت فوق العاده اي داره
که مي تونه مردم رو اين شکلي بکنه
واسش کاري نداره
زنيکه شيطاني
خانم بک آه هيون توسط هان سانگ گو دزديده شده
درسته
دليل ربودنش چي بوده؟
نمي خوام در موردش فکر کنم
منم نمي خوام
در هر صورت اين فرماليته اس
درست جواب بده
کي به اون دانش آموز چاقو زد؟
من
-=هان سانگ گو=-
چه جور موقعيتي بود؟
من بايد زنده مي موندم
يه جور بازي بين دو نفر که فقط يکي زنده مي مونه
اگه تو باشي؛ چيکار ميکني؟
من چاقو رو برداشتم
اگه فقط يه نفر زنده مي مونه
نسبت به اون دختر توي اون اتاق
زندگي من با ارزش تره
اون گذاشت چيزي رو تجربه کنيم که قبلا تجربه اش کرده بود
هان سانگ گو اينو گفت
هيچ کسي آسيب نمي بينه
در همون زماني که داري ياد مي گيري چطور به يکي ديگه آسيب بزني؛ مگه نه؟
براي همين اينجايي؟
چي؟
منو دست کم نگير
من کاراگاهي هستم که روي پرونده هان سانگ گو کار ميکنه
مي خوام دادستان رو ببينم
لطفا يه لحظه صبر کنيد
تو ديگه آزادي
ولي اون راز رو بهم بگو
آه؛ شما؟
من شما رو توي بيمارستان ديدم؟
چوي اون يو رو با چي خريدي؟
درسته من اون زن رو خريدم
حقيقتش فقط با چند هزار وون کوچيک
البته
کاري که دارم ميکنم اشتباه نيس
... تو
متوجه شدي که هان سانگ گو قراره بميره
نمي دونم
به نظر مياد که درباره خيلي از چيزا کنجکاوي
بهتر بود توي يه خانواده پولدار به دنيا مي اومدي
سونبه
رفتار ممتاز و استثنا
براي اين که اون دختر گروه سونگ ها ئه؟
... آه ؛ ايشون
بله؛ ميدونم اون کيه
بک آه هيون اقدام به قتل کرده
چرا دستگير نشده؟
بر اساس اظهارات دانش آموز قرباني و خود بک آه هيون
و اين که متهم مُرده
به نظر مياد که درباره قانون دچار توهم و خيال شدي
قانون در واقعا احترام به افراده
نتايج آناليز خون به عنوان مدرک فرستاده شد
چرا رد شده؟
چون دليل براش هس
قابل استناد نبودن
ميزان صلاحيت روش هاي علمي چقدر هس؟
منظورت از اين چيه؟
واقعا متوجه نميشيد؟
انگار يه مساله مثلثاتي با رو با جزئيات نوشتي که
در حقيقت؛ من فقط يکمش رو مي فهمم
... براي همين چرا
توي پرونده قتل ايتائه وون
خون يکي از مدارک خيلي قاطع بوده
.. ولي
با اين پرونده فرق ميکنه
به خاطر اون دو نفر توي صحنه جرم؛ متهم اصلي مشخصه
تکنيک آناليز خون در سال 2008 توي چين معرفي شد
من بعد از بازنگري داده اي که در چنين تکنيکي استفاده ميشه؛ اين ها رو متوجه شدم
اين واسه استفاده توي دادگاه مدرک کوچيکي ئه
... پس
اگه مي خواي اين پرنسس پولدار به زندان بيافته
لطفا مدارک ديگه اي ارائه کنيد
من نمي دونم تو به چه اصول اخلاقي اي پايبندي؛ ولي
با اين وجود مسير هامون يکي نيس
اينم روش من نيس
افسر پليس با استعدادي که شکست خورده؛
اينقدر افسانه ايه
که مرگ فاميلش رو تقصير خودش مي دونه
دو سال وقتت رو تلف کردي
در گذر زمان؛ خود دوستي ات اينقدر عوض شد که اين همه خودت رو عذاب دادي
به خاطر همون نتونستم هويتش رو تشخيص بدم
اومده اينجا و داره به يه دادستان درس ياد ميده
متاسفم؛ ولي اينم روش من نيس
مي خوام به کاراگاه يه چيزي بگم
متاسفم؛ اشتباه از من بود
نيازي به عذرخواهي نيس
حالا فهميدم
عمق آب توي اين پرونده؛ از چيزي که فکرش رو مي کردم بيشتره
شنيدم شما همون قهرماني هستي که هان سانگ گو رو گرفته
اون يه اتفاق بود
قبل از اين که بميره؛ ديديش؟
آره
هان سانگ گو چي گفت؟ توي لحظات آخرش
چون من موفق نشدم درباره اين اتفاق از ديگران پرس و جو کنم
چيز خاصي نبود
اسم
ازم خواست تا يه اسمي رو به ياد بيارم
چه اسمي؟
اسمش آپولو بود
چي هس؟
نمي دونم
اون اينو گفت
اون ازت خواست که اين اسم رو به ياد بياري؟
آره
-=فراري=-
شنيدم اون مَردي که خواهرت رو کشته؛ مرده
خدا لعنتش کنه
براي همه چيز ازتون ممنونم
اگه دنبال چيزي مي گشتي
هر موقع تونستي؛ بيا به ديدن مون
تو به زمان نياز داري همه ما اينو مي دونيم
اون سال هاي سخت که عذابت ميداد؛ ديگه تموم شد
اينو بگير تا سوپ بپزي
اين سس سويا تربچه همراه با عشقه و اينم سس سيره
مرتبا بخورش
رئيس چان
... اين
اين چيزيه که بيشتر از همه دوسش دارم
مال تو
مدلش بچه گونه اس
از دست تو - زود باش -
زود باش ديگه؛ بپوشش
بپوش
نيازي به اين کار نيس
زود باش بپوشش
پوشيديش
واي
چه خوش تيپ
بعدش چي؟
رئيس چان؛ يه چند کلمه صحبت کنيد
کف مرتب بزنيد
سعي کنيد به طور مرتب همديگه رو ببينيد
بدهي کشور همچنان داره رشد ميکنه
در برابر رشد اقتصادي چين ضعيف شده
عدم اطمينان در کشور
بين جوامع ريسک بزرگيه - اوه ؛ هي -
خب ؛ اين
حالا مي توني بري
بله
اينو بگير
چيکار داري مي کني؟
در هر صورت هيچ کسي اينجا گوشي نداره
شماره من توي شماره گيري سريعش هس
اگه مثل اون دفعه آدمايي پيدا شدن که واسه اعضامون مشکل درست کردن؛ فقط زنگ بزن
اوه لا لا لا
اگه به هر چيزي نياز داشتي فقط زنگ بزن
نه واسه چيزي؛
فقط براي اين که با هم در تماس باشيم
البته
مراقب خودت باش
مي بينم که اين ماه شانس خوبي داري
آه؛ فراموشش کن
بايد مراقب آب هم باشي
من ميرم
سعي کن به آب نزديک نشي
فهميدي؟
اطلاعات شخصي اي که خواسته بودين
-=اطلاعات شخصي=-
خودت رو ببين
اون موقع ازت خواستم که بياي؛ ولي اصلا گوش نميدي
بعضي وقتا براي اداي احترام به آرامگاه پدرت ميريم
بگذريم؛ خبراي خوبي دارين آجوشي؟
نه
شما الان رئيس پليس دانشگاه هاک جانگيد
از دست تو
ديروز يه سري به ايستگاه پليس زدم
گزارش دادن که سر موضوعي مافوقت رو ناراحت کردي
خبراي سريع پخش ميشه
بهشون گفتم مظنون هان سانگ گو نيس؛ ولي هيچ کسي باور نکرد
پليس هاي کره اي تحقيقات انجام نميدن
اونا مي خوان از سازمان حمايت کنن؛ دليلش همينه
وقتي مي خواي از چيزي محافظت کني؛ کاري نمي کني
خودت اين جور نيستي؟
واقعا ديگه پير شدين
با گذشته ها فرق کردين
اولا دوست داشتين مثل سگ پاچه بگيرين
زندگي ديگه ميگذره
... ولي
چيزي واسه سو اين پيدا کردي؟
هنوز مدرک جديدي پيدا نکردم ولي
به نظر سو اين درمورد چيزي تحقيق مي کرده
چي؟
من مطمئن نيستم
براي همين؛ شما بايد يه چيزي بدونيد
چي بوده که هر روز واسه شام اينجا مي اومده؟
اين مال خيلي وقت پيشه؛
ولي اون موقع؛ قيافه اش مضطرب به نظر مي رسيد
ازش پرسيدم چي شده
اون چي گفت؟
چيزي نگفت
واقعا هيچ سرنخي ندارم
.... براي همين ميگم
کاراگاه کيم؛ اينجا چي کار مي کنيد؟
جناب دادستان؛ شما هم چرا اينجاييد؟
به اين ميگن جنازه بي کس و کار
بدون هيچ هزينه مراسم تشييع جنازه
بدون هيچ عزادار يا خانواده اي
رسما به هيچ قبرستاني برده نميشه و فقط جسدش ثبت شده
فقط به عنوان يه چيز سوختني در نظر گرفته شده
فقير يا گدا
حتي مجرم يا قهرمان
براي لحظه آخر
حداقل اگه سوزونده شدنش رو هم در نظر نگيريم؛
بايد مثل يه انسان باهاش رفتار بشه
بعضي وقتا ميام اينجا
شما چطور؟
من؟
حقيقتش
اين که چرا اينجام رو نمي دونم
تا زمان مرگش؛ نمي تونستم هان سانگ گو رو ببخشم
پوپي
منتظرته
اين دقيقا چه معني اي داره؟
-=کوره سوزاندن=-
شما از چيزي که فکر مي کردم انسان تري
چي؟
خودتون گفتيد که اغلب براي سوزوندن جنازه هاي بي و کس و کار؛ ميايين اينجا
چون وقتي که بچه بودم؛ فقير بودم
برف داره مياد
وقتي مي بينم داره برف مياد؛ هميشه گرسنه ام ميشه
چون دونه هاي برف شبيه برنجه
واقعا؛ اگه برنج بود عالي ميشد
... خب
کِي وقت داري؟
بيا با هم شام بخوريم
-=پليس سئول=-
با اين که ارتفاع برف 1 سانتي متره؛ همه چيز رو برداريد
آماده باشيد
جلسه صبحگاهي تمومه
! آزاديد
بله - بله -
کاراگاه چون جه اين
سونبه
من چون جه اين هستم
از امروز به تيم تحقيقات جنايي برمي گردم
تيم ليدر
چطور مي تونه برگرده اينجا؟
منم نمي دونم
نامه استعفام پذيرفته نشده
... براي همين ميگم
مي خوام يه نفر رو دستگير کنم
مي خوام که برگردم
لطفا کمکم کنيد برگردم
اگه اين جوريه نمي تونم کمکت کنم
با راحتي سرجات نشين؛ اين يه اصله
.... ولي
نامه استعفات دريافت نشده
خوشحال باش
پرونده هان سانگ گو دوباره توسط اين تيم مورد بررسي قرار مي گيره
اين تيم؟ تيم ما؟
خودت که مي دوني؛ اون ديگه بسته شده
قبلا به مقامات بالا گزارش دادم
هي، نميخواين کار کنين؟
ميخواين همينطور ول بچرخين؟
بله
هي، چون جه اين
زياده روي نکن
اگه کسي مزاحم يه خرگوش بشه خرگوش گازش مي گيره
من به عنوان يه افسر پليس کار ميکنم
عوضي خودنما
سونبه، فکر نمي کردم دوباره ببينمتون
درسته
اگه اون استعداد فوق العاده تُ به باد ميدادي خيلي حيف ميشد
بله، من تقريبا آدم پر سر و صدايي ام
به هر حال، بياين همه تلاشمونُ بکنيم
بله، بله
!تشويق کنين
چيه؟
چرا؟
تو يونيفرم کلا يه آدم ديگه شدي
حالا که نيگا مي کنم قيافت داد ميزنه
اين چيزا رو زياد از مردم ميشنوم
اينکه خوش قيافه بودنم داد ميزنه
اينکه يه مرد به تموم عيارم
و اينکه
اميدوارم بتوني مسائل شخصي رو از کار تشخيص بدي
...نه، من فقط
ميخواستم بهت بگم قيافت داد ميزنه وضع کبدت خيلي خوب نيست
پوستت زرد شده
يه ليست از مدارک پرونده هان سانگ گو برام بيار
!بله
بيا
همش همينه؟- تمام چيزايي که به دستمون رسيده همينه-
چيزِ ديگه اي؟
ممکنه هنوز يه چيزايي تو اتاقش مونده باشه بررسيش مي کنم
اتاق هان سانگ گو رو تميز کردن و وسايلش رو بردن
کجا؟
بيرون کليسا که آتيش بزنن
-=کليسا چئون اين=-
وسايل کجان؟
برو کنار
سالمه
-=آلن دو باتن "چرا من دوستت دارم"=-
اين کتاب سو اين ـه
براي تولدش خريده بودم
-=مژدگاني 50 ميليوني براي کودک گمشده به نام لي سو يي=-
قبل اينکه سو اين کشته بشه
دنبال يه بچه گمشده ميگشته
بچه گمشده؟
-=بيول؛ پوپي رو پيدا کن آپولو=-
بيول
آپولو
بيول، يادت نره
...اسم منو
آپولو
پوپي منتظرته
پوپي؟
پوپي واقعا وجود داره
اينکه منم
اين منم
چرا سو اين دنبال بچه اي ميگشته
که قيافه ش عينِ توئه؟
...همينطور
از کجا اسم آپولو رو ميدونستي؟
پوپي کيه؟
تو واقعا کي هستي؟
منم نمي دونم
واقعا چه اتفاقي افتاده
توي 7 سالگي گم شده بودي؟
نه
نه
راستش، اصلا يادم نمياد
سلام
آه، سلام
خيلي وقته نديدمتون
لازم نيست، بشين
انتخابات خوب پيش ميره؟
من همه جا از شما حرف ميزنم
کدوم سياستمداري ميتونه دوباره خوابش رو ببينه؟
صاحب اين مملکت عوض نميشه
اين فقط براي عملي کردن خواسته هاي مردمه
ميخواستم دعوتتون کنم به يه هتل راحت
چرا همچين جاي ساده اي رو انتخاب کردين
اينجام راحته
40ساله که پابرجاست
من به آدما و رستورانا اهميتي نميدم
به مرور زمان بوها و مزه هاي جديدي حس ميکني
برندها عوض ميشن، نحوه ارتباط آدما عوض ميشن
اين خوب نيست
اين آدم
احساساتش خيلي عميقه
دخترت چطوره؟
خوبه، به لطف شما
....شنيدم
اون دختري که مرده
يه داداش ديوونه داره
بله، چون جه اين
افسر پليسه
آدم کارکشته ايه؟
دو سال دنبالِ هان سانگ بوده
به علاوه، دوباره برگشته سر پستش تو اداره پليس
موندم چرا سکوت کردين
راستش، مي تونستيم جلوشو بگيريم که برنگرده
...اين خيار دريايي
اگه کسي بخواد بخوردش
خودش بايد اعضاشُ بيرون بکشه
وقتي دشمنت پيشنهاد ميده که اعضاي داخلي اين رو دربياري
ممکنه دنبال بهانه اي براي فرار باشه
براي همين نبايد کاري به پوسته بيرونيش داشته باشي
...ولي
اگه بازم درباره گذشته تحقيق کنه چي؟
طبق فصل 16 آموزه هاي مذهبي
تا وقتي که دهنت رو ببندي مردم زنده مي مونن
هر کسي نتونه دهنش رو ببنده، به هلاکت ميرسه
مراقب زبونت باش
اوه، اومدي
شام خوردي؟
چرا يهويي داري اون عکسا رو نيگا ميکني؟
بابا، من تا حالا گم شده ام؟
درمورد چي حرف ميزني؟
خب، من آگهي يه بچه گمشده رو ديدم
شکلِ من بود
...اسمش
سو يي بود
خيلي ها شبيه همن
همسن منم بود
تو فقط يه بار افتادي تو استخر
به غير اون چيزِ ديگه اي نيست
آره، اينطور نيست؟
قطعا من نبودم
اوه، آره
هرچند، اون موهاش بلند بود
ولي، بابا
چرا من هميشه لباس هاي پسرونه مي پوشيدم؟
دلت پسر ميخواسته؟
يه گفته اي هست که ميگه "با تغيير جنسيت زندگي کنين"
تا صحيح و سالم بزرگ شين
چه خرافاتي
تو مريض بودي
چه خرافه باشه چه نباشه حتما بايد انجامش ميدادم
وقتي دنيا اومدي مريض بودي
منم بزرگت کردم
درباره دوران بچگي ـيم بهم بگو
وقتي شير ميخوردي گريه ميکردي و بالا مياوردي
تو تمام عکسايي که اون موقع گرفتي يه دختر بچه کثيف بودي
متاسفانه وقتي اسباب کشي کرديم گم شدن
از عکساي قبل 7 سالگي
فقط همين يه دونه مونده
واقعا اون عکسام اتفاقي گم شدن؟
بابات چي گفت؟
گفتم معلومه که من نيستم
دزديده شدن، گم شدن
هيچ کدومش اتفاق نيفتاده
پس اين چيه؟
من بررسي کردم
فکر کنم بدونم
همزاد
منظورت از همزاد اينه که يه جاي ديگه ي اين دنيا ...يکي مثل تو
وجود داره؟
آره
گوته رو ميشناسي؟
نويسنده ي آلماني
وقتي جوون بوده همزادش رو ديده
بيوگرافيشُ خوندم
ولي ميگن اگه دو نفري که همزاد هم هستن؛ همديگه رو ببينن، يکي از اونا مي ميره
هي، چرا بميره؟
براي اينکه مطمئن بشيم ـشُ چک کنيم DNA بايد
تازگي ها يه اپليکيشني دانلود کردم
مي تونم همزادم رو پيدا کنم
سونبه، تو هم ميخواي امتحان کني؟
چطور قيافت باهوش تر به نظر ميرسه؟
همزادِ من يه خرافه آلمانيه نميدونستي؟
پليس نبايد به خرافات خارجي اعتقاد داشته باشه
بله، با جوهر قرمز بنويس -=چون جه اين=-
ننويس -=چون جه اين=-
ننويس
گفتي که اعتقاد نداري
ولي بازم احساس بدي دارم
تازگي ها به خاطر بعضيا چيزاي احمقانه اي رو تجربه کردم
...ولي
انگار دخترِ يه خانواده پولدار بوده
...جايزه شون
تو سال 1993، 50ميليون وون بوده
مبلغ زيادي بوده
درسته
سو اين دنبال يه بچه گمشده ميگشته
چرا اون بچه شبيه توئه؟
کيم دان
بريم
کجا؟
تحقيق کنيم
براي اطلاع از زمان قرار گرفتن زيرنويس در کانال ما عضو شويد @sunflowermag
يه لحظه صبر کنين
دسامبر 1994
ايناهاش
چي؟
چي شده؟
گزارشي از تحقيقات وجود نداره
فقط آخرين صفحه ش هست
درسته -=اسم: کانگ چول گو=-
پرونده در مورد اين شخص بوده؟ -=اسم: کانگ چول گو=-
اين آدم چند سال پيش مرده
-=کيم سون جا=-
=مشترک مورد نظر در دسترس نمي باشد=
قَيمش در دسترس نيست
قيم کيم سون جا کجاست؟
ميتوني آدرس الانش رو بدي؟
لطفا يه لحظه صبر کنين
يه ردي از پاره شدن کاغذ هست
درسته
عمدا پاره شده؟
کي جرئت کرده گزارش تحقيقات رو پاره کنه؟
بفرمايين
يه جزيره کوچيک اونجاست -=جولانامدو، نامدونگ-گان، جامي-ميون=-
اسمش جامي-دو ـه -=جولانامدو، نامدونگ-گان، جامي-ميون=-
ممنون
،ببخشيد
2سال پيش، يه خبرنگار خانوم نيومده اينجا؟
اون دنبال يه بچه ميگشته
آه، اون خبرنگار رو يادمه
گفت ميخواد بره به اون جزيره
يه چيزي هست که بايد بهت بگم
الان نه
وقتي اومدم خونه
سو اين
تو واقعا ميخواستي چيکار کني؟
کاپيتان
خدايا
چقدر آوردي؟ -=جامي-دو، روز اول=-
اوه، خشکي، خشکي -=جامي-دو، روز اول=-
اوه، از هاينان رسيده
!بياين ميوه بخوريم
اين، اين
براي تو خيلي سنگينه
هي، جوون
چيکار ميکني؟
بيا، اينو ببر
اوه، خيلي زورش زياده
خدايا
ببخشيد، خانوم
شما کيم سون جا رو ميشناسين؟
آه، کيم سون جا
آه، وولگوک
يه چند سالي هست که ديگه اينجا زندگي نميکنه
از اينجا رفته؟
کجا رفته؟
با يه مردي رابطه نامشروع داشت
ممکنه کجا رفته باشن؟
چرا دنبال وولگوکي؟
ما از ايستگاه پليس سئول اومديم
بايد ازش چندتا سوال بپرسيم
شماها پليسين؟
بله
20سال پيش، دخترش گم شده، درسته؟
دخترش؟
کدوم دختر؟
اون اصلا بچه نداشت
وقتي براي پيدا کردن صدف رفته بود زير آب عقلشُ از دست داد
شوهرش هم بعد يه بيماري بلند مدت مُرد
اوه، براي همين با اون مرده رابطه داشت
خيلي عجيبه
يه دختري که اين شکلي بوده
کيم سون جا قيمش بود
نمي شناسينش؟
چي بگم
اولين باره که مي بينمش
هي، اين بچه کيه؟
اولين باره که مي بينيمش
خوشگله
خونه وولگوک
دقيقا کجاست؟
از اونجا، جاده رو مستقيم ميري جلو
بعدش يه خونه اي با سقف قرمز پيدا ميکني
البته خاليه
شما دو تا، عجله کنين
چون سومين کشتي، آخرين کشتي ـه
اگه کشتي اي ديگه اي نباشه همين جا مي مونيم
اونجا يه مسافرخونه ست
مطمئنا براي جوونايي مثل شما راحت نيست
راستش اينجا توريستي نيست
من سخت تر از ايناشم تحمل کردم مشکلي نيست
ممنون
خدايا، حتما عاشق دخترست
نيگا
چرا يهو نظرت عوض شد؟
اين رو تو سريالا ديدم
کشتي رو از دست ميدن
يه ذره استراحت ميکنن
ساکت شو
فقط مي خواستم عکس العملشون رو ببينم
چه عکس العملي؟
عقب رو نيگا نکن
به راهت ادامه بده
چيه؟
...اونا
حس ميکنم يه چيزي درموردشون غيرعاديه
اونا فقط يه سري روستايي ساده ن
حالا مي بينيم
ميگم اينجا چيزي حس نمي کني؟
چي؟
حس نوستالژي
يا اينکه اين منظره برات آشنا باشه
اصلا
آه، اونجاست
به نظر ميرسه شبا خيلي نورش بد باشه
به آدمايي نمي مونن که 50ميليون جايزه بدن
و بچه اي هم که نداشتن
پس چرا قيمش شده؟
اين اخبار سال 1994ـه
از هر چيزي استفاده کرده که پنجره ها رو ببنده
مگه تو تبعيد بوده؟
چرا اين يارو از محله خودش فرار کرده؟
سونبه، اينو ببين
حالا چيکار کنيم؟
هيچ گزارشي از تحقيقات نيست
قيم بچه هم که وجود نداره
خونه ش هم ول کرده
بريم
کجا؟
همچين نوشيدني هايي هنوز وجود دارن؟
همه ي اينا مال دهه نودن
تاريخ انقضاشون هم يکيه
براي همين از خونه وولگوک آشغالا رو جمع کردم
مطمئنا اون دختر توي سال 1994 گم شده
اون موقع تو اين جزيره چه اتفاقي افتاده؟
اين سفر طولاني تر از اوني ميشه که فکر مي کردم
تفنگت مجوز داره؟
به تو ربطي نداره
اين وظيفه منه
من پليسم
مجوز دارم
ميتوني بري چک کني
ميخواي با اون تفنگ تو اين جزيره کوچيک چيکار کني؟
چون هميشه پايين کوه يه گراز وحشي هست
مراقب باشين
کسي اينجا هست؟
کسي اينجا هست؟
مادربزرگ
مادربزرگ
مادربزرگ
...آه
مي خوام يه چيزي ازتون بپرسم
...فکر کردي من کي ام
تو برگشتي
فرزندم
من؟
...ولي
اينجا چيکار ميکني؟
چي؟
خدايا
بچه هايي که قدرتاي خارق العاده دارن نبايد اينور اونور ول بچرخن
مادربزرگ، منو ميشناسي؟
هي، تو چت شده؟
مگه ميشه نشناسمت؟
چي شده اومدين اينجا؟
شما صاحب اين مسافرخونه ـين؟
سرده، برين تو
ميخواين بمونين؟
بله
30,000وون
مادرته؟
آلزايمر داره
هر کي رو که مي بينه فکر ميکنه ميشناسه
دو تا اتاق اجاره مي کنم
تو اين روستا، چند تا خانواده زندگي ميکنن؟
22تا خانواده
حدود 60 نفر
انگار خيليا از اينجا رفتن
من بعد از مشکلات مالي اومدم اينجا، براي همين دقيق نمي دونم
ولي شنيدم برکه ي اينجا به خاطر طوفان آسيب ديده
بدک نيست
بله
حوله
ممنون
"!از اين جزيره برين! فورا"
يعني چي؟
ادعا مي کرد که چيزي نميدونه
مثل يه هشدار مي مونه
حس بدي دارم
فکر نکنم بتونم تو اين جزيره بمونم
چاره ديگه اي نداريم
آخرين کشتي هم رفت
هي، شماها
...چيزه
بزرگِ روستا دعوتتون کرده که با هم شام بخوريم
خدايا
...غذاي دريايي
يه نوشيدني بزن
من الکل نمي خورم
پياله ت رو پُر کن و بنوش
درسته
يالا
قبول مي کنم
،بله، بله
يالا
شماها ببينين، اين دو تا مهمون ما از سئولن
بياين به سلامتي مهمون هاي سئول بنوشيم
اوه، بله
به سلامتي مهمون هاي سئول
به سلامتي- به سلامتي-
به سلامتي
بنوشين، بنوشين
خدايا
اوه، خوبه
بياين غذا بخوريم
اين صدفا رو امتحان کنين
خوشمزه ن
بله
،هي
وقتي ماهي ميخوري نبايد برعکسش کني
اگه برش گردوني اين جزيره هم برعکس ميشه
براي همين وقتي ماهي ميخوري برعکسش نکن
ببخشيد
اينا همش خرافاته
کسايي که مثل ما ماهي گيرن
زندگي شون به دريا وابسته ست
خرافات؟
خرافات نيست، باوره
ما قبلا يه پسر داشتيم
چون تو قايق کار مي کرد هميشه طعمه پرت مي کرد
هي، موضوع رو عوض نکن
مگه جشن امروز هم به همين مناسبت نيست؟
آره، آره
چي؟
نميدونستي؟
طبق ماه قمري امروز
روز " روح گرسنه " ست
روح گرسنه"؟"
...آره
اينه
شانزدهم اولين ماه قمري
براساس تقويم شرقي در 16 ژانويه هيچ فعاليتي انجام نمي دادن
هيچ چيزِ چوبي اي نمي بريدن اين بايد يه هشدار مرگ باشه
ميگفتن که پايين لباسا ممکنه به ارواح آلوده بشه
براي همين از خونه نمي رفتن بيرون
کشتي هم نمي رفت دريا
حتي شبا کفشاشون رو قايم ميکردن
ممکن بود ارواح بيان و کفشاشون رو بپوشن
پس از بين خانواده ي شما يکي هست که به زودي مي ميره
هي
ترسيدي، آره؟
رنگت پريده
خدايا
وقتي مي خوابين مراقب باشين
جوون
اوه،داري خوب ميخوري
بيا دوباره بخوريم، جوون
خدايا
يالا بخورين
روح، روح
يه روحه، روح
چيه؟
روح
من يه روح ديدم
اون روحِ حتي کفشاي منم برد
روح؟
کجا؟
دنبال چي مي گردي؟
بيا فردا صبح بريم
واقعا که
کفشا
اونجاست
ديدي؟
منو ترسوندي
تو اول برو
نمي تونم
کجا ميري؟
بيا برگرديم
دنبال من بيا
چيه؟
مادربزرگ
بيرون سرده، مادربزرگ
اين پتو رو بکشين رو خودتون و بخوابين
پس ما ديگه ميريم
اونا...نفرين شدن
چي؟
اونا کين؟
دارم سعي ميکنم جلوشون رو بگيرم
دانگجه ميخواد منسوخ بشه [دانگجه: نوعي مراسم مذهبي براي خدايان]
دانگجيب همين الانشم نابود شده [دانگجيب: محل پرستش خدايان]
توسط کي؟
خودشون
اون گفت روز حساب خواهد رسيد
چندين بار گفت
بعدش همه مي ميرن
...ببخشيد
مادربزرگ
احيانا...اينو ميشناسي؟
سو يي
درسته
اون کيه؟
شمن تو اين روستا ظلم و ستم کرد
ميخوايد بدونين چطور پيش رفت
با استفاده از کشتي اي که تو اين منطقه بود
علي رغم اينکه طوفان بود تونستيم صحيح و سالم ازش عبور کنيم
اين بچه
الان کجاست؟
...اگه اون
...سو يي
چيکار مي کنين؟
آه
فکر کردم رفتين
مادربزرگ رو بيرون ديديم
براي همين آورديمش خونه
احتمالا به خاطر تعداد زياد مهمونا شوکه شده
چيزي نيست، مادر
بخوابين
پس ما ديگه ميريم
آه، آره
چند تا بطري شراب برنج خوردم
يه ذره استراحت کنين
...ببخشيد
مادر من حرفي نزد؟
...محاکمه، بلا
اين چيزا رو گفت اينا چين؟
ديوونه شدم
چرا؟
نمي تونم توضيح بدم
و فردا، با اولين کشتي برين
اون يادداشت رو، تو نوشتي، نه؟
!رئيس کيم
چراغاي خونه من خاموش شدن
بله، بله
الان ميام درستش مي کنم
مشکل اين جزيره چيه؟
...دوباره
دوباره اون صحنه رو
تو خوابم ديدم
...به طور غريزي ميدونم
که نبايد هيچ وقت به عقب نيگا کنم
بابا
-=جزيره جامي-دو=-
بعد اومدن به اين جزيره
فهميدم
شايد من نبودم که اين جزيره رو پيدا کردم
بلکه اين جزيره بود ه که من رو صدا ميزده
هيچ سيگنالي نيست
اگه کشتي اي نباشه
اين جزيره مثل "تالار اسرار" ميشه
-=جامي- دو؛ روز دوم=-
:ترجمه و زيرنويس .:.: (Zshkoo) زهرا :.:. .:.:(Aurora) سپيده:.:.
دوستان عزيز براي حمايت از ما اين زيرنويسُ به صورت رايگان فقط از مجله دانلود نماييد www.sunflowermag.ir
-=قسمت بعد=-
بودن ما تو اين جزيره تصادفي نيست
ما بايد از چيزي که اينا دارن ازمون مخفي ميکنن سر دربياريم
همه چيز بهم ربط داره
همه چي
ما واقعا داريم دربرابر کي مي جنگيم؟
همين اولش بايد بگيم که همه کشته شدن
شما چندتا گور کندين
فهميدم
وقتي بزرگ شدم
هر روز مي نوشم
اون دختر، سو يي
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.