All language subtitles for Children of a Lesser God E02.sunflowermag.ir

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

تيم ترجمه مجله آفتابگردان، تقديم مي کند www.sunflowermag.ir @sunflowermag :کانال و اينستاگرام مجله

-=قسمت 2=-

يه کاري مي کنم تا روزي که بميري به غلط کردن بيفتي

اگه ميخواي آدما رو تهديد کني؛ يه جوري بگو که بفهمن

اگه چيزي نفهمن که

نمي ترسن

... تو

کارآگاه... چون جه اين

چرا هر وقت مي بينمت، مضمونت فرق ميکنه؟

اين مدل زناي بيچاره و ضعيف منو ميترسونن

مي توني دستات رو از دور کمرم ول کني؟

نمي تونم

گفتم نمي تونم

بعضي وقتا مي شنوم که ديدنِ قيافم از نزديک باعث ميشه مردم دستپاچه بشن

ولي براي همچين موقعيتي مناسب نيست

به علاوه، من پيرو عشق افلاطوني ام [افلاطون: فيلسوف يوناني]

بوي چيزي احساس نمي کني؟

باشه NH3 اگه بخوام درمورد فرمول شيمياييش بحث کنيم،بايد

آه؛ اون آجوشي پاشُ گذاشته رو مدفوع

...مدفوع

من؟

! تکون نخور؛ اين يه مدرکه

آجوشي

! مدفوع! مدفوع! مدفوع

!ولم کن! ولم کن - ! تکون نخور -

-= سازمان پزشکي قانوني =-

متاسفم؛ ولي اگه اين مدرک خراب ميشد؛ ديگه نميشد آناليزش کرد

نيازي به عذرخواهي نيس؛ معلومه که بايد اينکارو ميکردم

خوشبختانه من از اون مدل آدمايي نيستم که به اين راحتي دچار ضربه روحي بشن

براي همين از کاري که کردم خجالت نمي کشم

تو ... از پليس اومدي بيرون؟

چرا اينطوري جلو ورودي مترو بودي؟

... و چرا

بعد از مراسم خاک سپاري خواهرم

رفتم ايستگاه پليس ناحيه

ولي نديدمت

آه؛ رفته بودم تحقيق کنم

براي همين نتونستم جوابي که بايد دوسال پيش مي گرفتم، بشنوم

دو سال قبل

تو سعي کردي اون قاتل سريالي؛ هان سانگ گو رو بکُشي

! همون جا وايسا! هان سانگ گو

نميشه بذاريم از اينجا بره وگرنه يکي ديگه ميميره

چون اون قاتل سريالي بود

آدمايي مثل اون شايد يه دوره اي اشتياقشونُ از دست بدن

ولي اون نميتونه از کشتن مردم دست برداره

دروغ ميگي

چون اون اولين پرونده قتلي بود که من مسئولش بودم

براي همين احساساتم خيلي براي قرباني تحت تاثير قرار گرفت

نصفش راسته و نصفش دروغ

اون روزي که گفتي؛

"اون بايد کشته بشه وگرنه اون يکي ديگه رو ميکُشه"

انگار که دقيقا خبر داشتي قدم بعدي قاتل چيه

اين جوري نيس

کنجکاوم. انگار مي توني قدم بعدي مجرم رو پيش بيني کني پس؛ دو تا احتمال هس

مثل خودم درمورد بررسي الگوي جنايت آموزش ديدي

يا

خودتم شريک جرمي

شرمنده ام

ولي اين تموم چيزيه که مي تونم بگم

پس، بذار يه جور ديگه بپرسم

دو سال قبل؛

چرا شليک نکردي؟

قبل از اين که جلوت رو بگيرم؛ فرصت خوبي داشتي

شايد باورت نشه

من از خودمم بارها اين سوال رو کردم

"چرا ترديد کردي؟"

"چرا شليک نکردي؟"

جوابي پيدا کردي؟

چون من يه پليسم

پليس بايد از اسلحه ش براي حفاظت از مردم استفاده کنه

حتي با اينکه اسلحه مو بيرون آوردم، ميدونستم که نمي تونم شليک کنم

درسته

اين جوابيه که پيدا کردم منو ببخش

خوبه

يه پليس همينه

و به همين دليل

من ديگه پليس نيستم

... نکنه

من جواب سوالت رو دادم؛نه؟

خب ديگه؛ من سرم شلوغه؛ با اجازه

دو هون؛ امروز تو محله مون يه اتفاق جالب افتاد

... امروز، من

کارآگاه چون جه اين رو ديدم

چي؟

هنوز عقلش سرجاشه؟

بعد از مرگ خواهرش؛ خل و چل شده

اين جوري هم نيس

اگه نيس، پس چرا قيافه ت اينطوري شد؟

بعدِ اينکه هان سانگ گو ناپديد شد؛ گزارش شد که

اطراف اون منطقه ديدنش

بر اساس رد گيري که انجام شده؛ بايد تو شعاع 10 کيلومتري اونجا باشه

هان سانگ گو اطراف اون ايستگاه متروئه؟

غير ممکنه

اگه اين جور بود که خيلي وقت پيش اون عوضيُ گير مينداختيم

کارآگاه چون نمي تونه توي خونه خودش بخوابه

درسته

اونجا جاييه که جنازه خواهرش رو پيدا کرده

چطور ميتونه اونجا بخوابه؟

اگه اون موقع فقط دي اِن اِي هان سانگ گو پيدا ميشد

مسخره

اون يه مدرک مهم بود

شايد نمونه هاي دي اِن اِي رو اشتباه فرستاده بوديم

هي؛ قبلا به همه گفته بودم اين مراسم مهمه همه بيان

فقط همين هاييد؟

به بقيه زنگ زديم

اونا مستقيم ميرن اونجا

اينطوره؟ بيايين بريم

باشه

بريم

=الو؟=

=هان سانگ گو هستم؛ اگه خودمُ تسليم کنم مي تونم يکم پول بگيرم؟=

=هي ؛ ديوونه. مگه اين نتيجه ميده؟=

من تمام عمرم يه کارآگاه بودم

اون لحظه اي که خانواده يه قرباني شدم؛ فهميدم

تو اين دنيا آدماي زيادي وجود دارن که بدبختي ديگران رو بازيچه خودشون قرار ميدن

ولي اين مهم نيس

... من

هيچ تمايلي ندارم با دنيا بجنگم

... هان سانگ گو

من فقط ميخوام اون بميره

حالا کي مُرده؟

که حتي تموم پليس هايي که شيفت نيستن هم بسيج کردن

تنها دختر گروه سونگ ها

اوه؛ دارن از ماشين پياده ميشن

رئيس بک؛ الان حالتون چطوره؟

مرگ دخترتون رو تاييد مي کنيد؟

گروه سونگ ها؟

همون پرونده اي که جنازه نداشت، نه؟

يه چند ماه قبل توي اخبار بود نه؟

صدات رو بيار پايين؛از جنازه حرف نزن

خانوادش خيلي حساسن

براي همين به جاي مراسم خاک سپاري يه مراسم يادبود گرفتن

دليلش همينه

چيکار دارين ميکنيد؟ اومدين خوش گذروني؟

نميدونم چطور بايد تسليت بگم

خواهش ميکنم

اگه دوباره متولد شدم؛ خواهش ميکنم بذار توي يه خانواده خرپول به دنيا بيام

اگرم مادرم زنِ دوم باشه اشکال نداره

حتي اگه من يه بچه نامشروع باشم هم اشکال نداره

فقط خواهش ميکنم بذار دوباره با قاشق طلا توي دهنم متولد بشم، خداي عزيز

!خداي عزيز! خداي عزيز! خداي عزيز

مثل يه فرشته اس

فقط اين نيس؛

دختر يه خانواده خرپول هم هس

ادماي خوب و چيزاي خوب براش فراوونه

چه ترحم انگيز

گزارش شده که توسط نامزدش کشته شده

با اينکه خيلي جوونه، کلي دارايي داره

اگه منم به جاش بودم؛ مطمئنا نمي تونستم با آرامش بميرم

حتي اگه مجبور بودم با دستام خاک ها رو بزنم کنار؛ از اون قبر بيرون مي اومدم

اون آدمه؟

مشکلش چيه؟

وسط خيابون سرگردونه

نکنه ديوونه اس؟

اين ... اين خون نيس؟

چيکار کنيم؟

اون خونه - ! به پليس زنگ بزن -

! سريعا به پليس زنگ بزن

همتون مي دونيد که الان وسط زمستون؛ هوا شديدا پر از ارواح شيطانيه

آره - البته -

درسته. چون ارواح شيطاني دور هم جمع ميشن

براي همين مردم پوره لوبيا قرمز درست ميکنن

... درسته؛

اون شب؛ حول و حوش نيمه شب [ساعت 1 تا 3]

آقاي کيم از خواب بيدار ميشه

يه مردي رو مي بينه که با کت و شلوار کنارش خوابيده

وحشت زده ميشه

...بعدش اقاي کيم صفحه روزنامه اي رو که بدن اون فرد رو پوشانده بود رو برمي داره ...و وقتي برش ميداره؛ خداي من

... بعدش

بعدش چي؟ - چي شد؟ -

نتونست از کمر به پايين چيزي ببينه

! اوه خداي من

... عجيب تر اينکه

اون روز يه مرد جواني توي ايستگاه قطار؛ يهويي روي ريل پريده بود و خودکشي کرده بود

اتفاقا قسمت پاييني بدنش نبوده

اييش؛ چه وحشتناک

تو نمي ترسي؟

من به علم باورم دارم

براي همين هر موقعي يه جمعي درباره ارواح حرف ميزنن

... اونا فکر ميکنن انسان ها صداشون ميزنن

و اون نزديکي مکث مي کنن

شماها از اين داستان يکنواخت هميشگي خسته نشدين؟

آخه توي اين دنيا روح کجا بود؟

اين جوري نباشيد؛ بيايين درباره مشکلات زندگي حرف بزنيم

در حال حاضر ؛ مساله ريزگردهاي توي هوا خيلي جديه

... تاثير گازهاي گل خانه اي

دوباره چي شد؟

... تو نه ... ولي پشت سرت

خيلي کليشه ايه

اين جور چيزا روي من اثر نداره

! اينطور نيس، جدي ميگم

... پشت سرت

پشت سر من چي؟ مي خواي بهم کلک بزني؟

... اونجا يه روحه

اي بابا

! خيلي ترسيدم

! قلبم از جا کنده شد

اون روحه؟

خب اون چيه؟

.... شايد اون زن

آه هيونِ ما

تموم عمرشُ وقفِ مهربونيش کرد

اون بچه؛ 128 روزه که اين دنيا رو ترک کرده

اميدوارم دخترم؛ بک آه هيون

در کنار خدا با آرامش بخوابه

مرحوم بک آه هيون

در روند خدمت به خدا؛

نداي خدا رو شنيد؛

و اين دنيا رو ترک کرد

آرزو ميکنم خانواده و خويشاوندانش

شامل رحمت و برکت خدا گردند

... عيسي مي گويد

اون کيه؟

دادستاني که مسئول اين پرونده اس

چطور دادستاني که مسئول اين پرونده اس مي تونه توي مراسم خاکسپاري قربانيش بخنده؟

اينقدر بلند حرف نزن؛ مي شنوه

بيايين شروع به دعا کنيم

خدايا؛ به ما اين اطمينان رو بده که اين سفر رو به پايان ميرسونيم

! خاموشش کن

با سپاس از تو؛ که او را در آغوش گرفتي

آمين - آمين -

... حالا

با دعايي که از خدا آموخته ايم؛

اين مراسم يادبود را به پايان مي بريم

... پدر آسماني - ... پدر آسماني -

حالت خوبه؟ چه اتفاقي افتاده؟

....اون فريبکار - چي؟ -

پدر آسماني

نجات مون بده؛ از شيطان نجات مون بده

اون بک آه هيونه

... زماني که در ترس و هراسي

! کمکش کنيد

خانم! حالتون خوبه؟

خانم

خانم

خانم ؛ خانم ؛ بلند شيد

خانم

! آه هيون - ! بک آه هيون -

آه هيون

! سريع به آمبولانس زنگ بزنيد

! نبايد بميري؛ آه هيون

... اي روح شيطاني

! از بدن اين دختر بيرون بيا

برين کنار؛ کنار

چه اتفاقي افتاده ؟ - ... لطفا بهمون بگيد -

لطفا بهمون يه چيزي بگيد

اون پرنسس برگشته

حدود 4 ماه قبل شهر به خاطر ناپديد شدن تنها دختر گروه سونگ ها در شوک فرو رفت

حالا اون زنده برگشته

=اولش مشکوک به کشته شدن توسط نامزدش بوده=

=کاراگاه و پليس اظهار کرده بودن که کشته شده=

=اونا نميتونن ترس و وحشتشون رو مخفي کنن=

... دان

چه اتفاقي افتاده؟

الان اخبار رو ديدم

اوه؛ بابا ديديش؟

تو چطور اونجا بودي؟

به خاطر رئيسم

اون ميخواست توي مراسمي که يه پولدار برگزار کرده بود شرکت کنيم

هيچ اتفاقي نيافتاده؛ نه؟

... چي

يه چيزي اتفاق افتاده

بابا؛ ما قبلا توي کليسا بوديم نه؟

منظورت چيه؟

ما هيچ وقت به کليسا يا معبد نميريم

درسته

درسته

چي شده؟ احيانا چيزي ديدي؟

نه اينطور نيست

بابا؛ بشقاب شکوندي؟

پات داره خون مياد

نه؛ نه؛ مشکلي نيس

مراقب باش

اوخ ؛ آروم. آروم

بابا هيچ وقت اينقدر سوسول نبودي

بابا؛ بچه که بودم چه جوري بودم؟

ميخواستي چه جوري باشي؟

مثل الانت؛ زيبا؛ باهوش و مهربون بودي

واسه چي مي پرسي؟

همين جوري؛ بعضي وقتا احساس خفگي مي کنم

که اولين اتفاقات زندگيم رو به ياد نميارم

يه بار , تو تب خيلي بالايي داشتي

معجزه اس که زنده موندي

از اون گذشته؛ بچه هاي ديگه هيچي از قبل 7 سالگي شون يادشون نمياد

.... همين طوره

.... ولي

دان

تو قراره توي اين پرونده کار کني؟

نمي دونم هنوز

بابا؛ دلش نمي خواد که توي اين پرونده باشي

چرا؟

هيچي؛ خب پرونده مال يه خانواده خرپوله

انگار که هيچ وجداني ندارن

هيچ خوني؛ هيچ اشکي

اي بابا

بابا؛ خيلي سريال مي بيني ها

از دست تو

هنوز زنده اس

يه معجزه اس

معجزه

خدايا شکرت

خدايا شکرت

=دختر گم شده گروه سونگ ها؛ بعد از 128 روز به طور معجزه آسايي زنده مونده=

از همون لحظه اي که گم شد يه چيزي عجيب به نظر ميومد

مي دونستم اين جوري ميشه

تو دادگاه نامزدش رو متهم به قتل کردن

مشخصه که اون حکم بر اساس داستان سرايي بوده

اگه اين جوري باشه؛ عدالت توي کشورمون نمي تونه اجرا بشه

ساعت 8:03 دقيقه وقتشه که بلند شدي

خواهش ميکنم؛ بذار بازم بخوابم

اي بابا؛ نبايد ديگه بخوابي؛ حرفشم نزن

اين جوري نباش

حالا که بيدار شدي - ... اي بابا -

از زماني که تو و هان سان گو هر دو بي خانمان بودين بهم بگي

اون چي گفت؟

صد بار ازم پرسيدي

اون فقط 3 روز باهام بود؛ 3 روز

هر چي که يادم مي اومد رو بهت گفتم

نه؛ حافظه انسان خيلي گسترده تر از ايناس

تا زماني که به تمرين دادنش ادامه بدي؛ مي توني اون خاطره رو به ياد بياري

...يعني

سعي کن تا خاطره انگيزترين اوضاع رو به ياد بياري

اوه , اين

اين

پتوم رو ميدم بهت

بذار يکم بخوابم

برات يه روزنامه ضخيم ميارم

! ولش کن

قرباني هر کسي نيس

اون دختر بک هاجونگ از گروه سونگ ها ئه

توي سرتون چي مي گذره؟

داشتين يه آدم زنده رو توي تابوت ميذاشتين

و اين چيه؟ پرونده قتل بدون جنازه؟

نامزدش براي کشتنش انگيزه داشته

در کنار اون؛ مدارک زيادي هم بود

کي گفته اين ثابت شده؟

اون مدرک غير مرتبط فقط اتفاقيه

آره

سرنخ چطور؟

داريم بررسي مي کنيم

اين چيه؟

... اين

...نتايج شناسايي

نتايج شناسايي اومده

لکه هايي که روي لباس بک آه هيونه تاييد شده که خون هستن

خون انسانه؟ خون بک آه هيونه؟

نه مال 3 آدم مختلفه

اين اصلا با عقل جور در مياد؟

يک نفرشون شناسايي نشده

اون 2 تاي ديگه مال زن هاي گمشده 4 ماه قبله

بفرماييد

هي ؛ شما دوتا سريع برين ملاقات بک آه هيون

پس با مدفوع اون دانش آموزي که پيدا کرديم چي کنيم؟

هي؛ الان مشکل اون مدفوعه؟

توجه کنيد

شماها؛ گوش کنيد

تيم يک بمونن؛ بقيه دخالت نکنن

حق نداريد حرفي بزنيد

از اول تحقيقات رو شروع کنيد

بله - بله -

افسر کيم؛ افسر چا؛ سريع بيايين اينجا

خانم بک آه هيون

خب چه اتفاقي افتاد؟

مي توني بهم بگي؟

قيافه اون مجرم رو يادت مياد؟

توي اين 4 ماه گذشته کجا بودي؟ يادت مياد؟

توي اين پرونده؛

اين زن ها

اين زن ها رو تا حالا ديدي؟

لطفا بهمون بگو

که بشه واسه زنده موندن شون يه کاري کرد

چيکار داري ميکني؟

اون همين ديروز به زندگي برگشته

اوه متاسفم خانم

درمورد شرح جنايته؛ الان فقط مي تونيم رو دختر شما حساب کنيم

شماها بيشتر نگران اين هستين که مجرم دستگير بشه

درحاليکه من اميدوارم اون اول به خودش بياد

چي فکر مي کنيد؟ به نظرتون هنوزمي تونه تشخيص بده؟

... بفرماييد

خانم؛ لطفا آروم باشيد

بيا تمومش کنيم

وضعيت بيمار الان مهم تره

بريم

از وقتي اومده اينجا حرفي نزده؟

تشخيص دادن که تحت فشار ناشي از اضطراب و دزديده شدن طولاني مدت هس

بر اساس کبودي روي سرش ميشه نتيجه گرفت

که به سرش ضربه وارد شده

وضعيتش کِي بهتر ميشه؟

مطمئن نيستم

گفتنش سخته

زودباش بريم

کجا اون آهنگ رو شنيدي؟

.. تو - اين جوري نباش -

کجا شنيديش؟ - اين جوري نکن -

اين جوري نکن - ! تمومش کن -

ببرش بيرون

بيا بريم بيرون

واقعا که

چرا اينطوري ميکني؟

بک آه هيون توي بخش ويژه اس

بايد مثل يه خداي بلند مرتبه بهش احترام بذاريم

چند بار بايد تکرار کنم؟

سونبه تو هم اين آهنگ رو مي شناسي؟

چه آهنگي؟

همون که بک آه هيون مي خوندش

تو همچين موقعيتي؛ اين مهمه؟

سعي کن گوش کني

... تو

نت ها رو از هم تشخيص نميدي؟

نه با دقت گوش کن

اگه همينطور ادامه بدي ميتوني رو صدات کار کني و خواننده بشي

ميرم دکتر رو ببينم و درباره تشخيصش سوال کنم

فقط به خوندنت ادامه بده

من اينو کجا شنيدم؟

"اين "راهي به بهشته

چي؟

اين آهنگ دعا خوندنه

متن آيه اي هس که به آهنگ تبديل شده

ممنونم

ما قبلا همديگه رو ديديم؟

.... آه اون کله پوکه

جو ها مين هستم

بله

شنيدم دادستان مسئولي

کجا اون آهنگ رو شنيدي؟

ربطي به اين پرونده داره؟

نه

فقط کنجکاو بودم

جناب دادستان، حتما اين موقعيت قبلا براي شما هم پيش اومده

اينکه از يه فيلم، فقط خلاصه ش يادت باشه

و مردم عصباني ميشن چون خيلي دوست دارن بدونن ژانر اون فيلم چيه

همش همين؟

راستش رو ميگم

... درمورد بقيه چيزا نميدونم؛ ولي از يه چيزي مطمئنم

تو دروغگوي خوبي نيستي

اگه تحقيقات اين پرونده به نتيجه اي رسيد؛ بهم خبر بده

منو ببخشيد

مي تونم ازت يه چيزي بپرسم؟

ديروز؛

توي مراسم چرا مي خنديدي؟

با در نظر گرفتن احساسات قرباني و خانواده اش؛

نبايد بلند مي خنديدي

فکر کنم اشتباه ديدي

سعي کن به آهنگ گوش کني؛ من اين جوري فکر نمي کنم

ولي خيلي از مردم ميگن خوبه

-=راهي به بهشت=-

درسته

~ در انتهاي جاده اي که توش قدم ميزديم ~

~ دري باز به سمت بهشت است ~

~ بيايد با يکديگر بالا رويم ~

~ به سوي اميدهايمان ~

-= بعد از ناپديد شدن 128 روزه ؛ بک آه هيون؛ دختر گروه سونگ ها؛ او به طرز معجزه آسايي هنوز زنده اس =-

رئيس چون؛ سريع بيا ؛سريع

اينو ببينيد

چرا اين جوري کتکش زدن؟

چطور يکي تونسته اين جوري کتکش بزنه؟

!نامردا

چه اتفاقي افتاده؟

وقتي داشتم زباله ها رو بلند مي کردم؛ دستم يکم خراشيده شد

چي شده؟

طرف رئيس رستورانه

يه مرد جوون از ماشين اومد بيرون

گفت که اون پير و کثيفه، و بدون اينکه يه کلمه ديگه حرف بزنه، کتکش زد

چه مغرور

...اين يعني خيلي راحت

اگه پول داشته باشي بي گناهي. بدون پول، گناهکاري

مشکلي نيس

خيلي صدمه نديدم که

چطور جرئت کرده دربرابر کسي که داره سخت کار ميکنه با خشونت رفتار کنه؟

ميزان زخمي شدن مهم نيس

نمي توني ساکت بشي و ولش کني

اون رستوران کجاس؟

خوش آمدين

يه لحظه صبر کنيد

شماها چتون شده؟

ما يه گروهيم

ميز اِي رو واسه 8 نفر رزرو کردم

.. ميز براي 8 نفر

گروه تائوئيسم که دلشون مي خواد بي خانمان باشن

خودمونيم

حتي اگه رزرو هم کرده باشين نمي تونين اينکارو بکنين

چرا؟

اينجا يه رستوران خوب و رسميه

با اين لباس هاي کهنه نمي تونيد بريد داخل - مگه لباسامون چشه؟ -

بايد مراعات بقيه مشتري هامونم بکنيم

شما از سبک لباس هامون خوشت نمياد؟

مطمئنم که هيچ مارک لباسي خودش نيومده اينجا غذا بخوره

من اينجا رو رزرو دارم

ميز اِي واسه 8 نفر هيچ دليلي وجود نداره که مانع ما بشيد

اوه نه

بيايين تو؛ زود باشيد

زود باشيد

چه اشتهاآوري دارين؟

نوشيدني هاي اشتهاآور

مشروب قرمز و شامپاين

مشروب کوکتل هم هس

من مشروب انگور قرمز رو انتخاب مي کنم

ميخوام که از انگور ناب باشه

و لطفا سريع غذا رو سرو کنين

زودي يه چيزي مي خوريم و ميريم

بله؛ سريع باشيد

همين طور که مي بيني ما بيکار نيستيم

منو ببخشيد

دستشويي .. ببخشيد دستشويي کجاس؟

اونجا- ممنون-

چه فرهيخته

نميدونم

اين نيست؟

يالا، يالا

ليوانا رو بيارين بالا، به سلامتي

به سلامتي چي؟

!اوه،به سلامتي

...به سلامتي

حالا بياين از سمت راست به صورت موجي بنوشيم

!موجي! موجي

پس اينجا جاييه که بک آه هيون گم شده؟

کافي بود به شهادتش گوش بدي چرا پا شدي اومدي صحنه جرم؟

ميخواستم با چشماي خودم ببينم

اينجا

جاييه که همه اتفاقا شروع شده

خوشگله

بعد از اون اتفاق، چون پليسا هي دارن ميرن و ميان

قيمت اين ملک هي داره اُفت ميکنه

بک آه هيون اون شب ساعت 8

با نامزدش اومد اينجا؟

قبلا که همه چي رو بهتون گفتم

بله، حدوداي ساعت 8:10

چون مرده ميخواست ازش خواستگاري کنه خيلي چيزا رو آماده کرديم

اون دو تا چطور به نظر ميرسيدن؟

اون زن

سر تا پا شيک و آراسته بود، معلوم بود خيلي پولداره

دوباره که نگاه کردم، فهميدم که دختر گروه سونگ ها ـه

مردِ چي؟

با اينکه بد به نظر نمي رسيد ولي نميدونم چرا عين گداها مي موند

کفش چرمي و ساعت

مردا رو ميشه از رو اين دو تا چيز شناخت

چرا؟

کفشاي چرمي که خيلي خوبن

و خريدن يه ساعت گرون قيمت چه فايده اي داره؟

مهم نيست يه ميليون وون مي ارزه يا ده ميليون

کاربردش که تو طولِ زمان عوض نميشه

به هر حال، اون مرد ورژنِ مردونه سيندرلا بود

خيلي هيجان زده بود

ولي، فکر کنم زنِ کمتر هيجان زده بود

بريم -=شب حادثه، ساعت 8:10=-

اينم کليد -=شب حادثه، ساعت 8:10=-

بله، ممنونم

اميدوارم اوقات خوبي داشته باشين

بريم، بک هيون

...چطور بگم

انگار زنِ خوشحال نبود

تو روزي که اون ازش خواستگاري کرد

قيافه زنِ خوشحال به نظر نمي رسيده

عدم صميميت و آشنايي درنهايت تبديل به يه فاجعه شد

خونه اي که اون دوتا توش بودن يهو آتيش گرفته

حدود ساعت 9:50

...طبق گفته نامزدش

اون موقع رفته بوده از تو ماشين براي آه هيون قرص سردرد بياره

به عبارت ديگه اون موقع، بک آه هيون تو طبقه دوم تنها بوده

اون سعي کرده بک آه هيون رو نجات بده

ولي چون آتيش خيلي زياد بوده نتونسته وارد اتاق بشه

،ولي

چيکار ميکني؟

-=ساعت 11:52.شبِ حادثه=- چيکار ميکني؟

اون بايد زنده باشه يه لحظه -=ساعت 11:52.شبِ حادثه=-

هيچ کسي داخل نيست -=ساعت 11:52.شبِ حادثه=-

هيچ کسي داخل نيست

نکته مشکوک اين پرونده از اينجا بعد از خاموش شدن آتيش شروع شد

جناب، هنوز اون تو کسي هست- امکان نداره-

...يکي

يکي اون توئه

اون فقط يه لحظه رفته که از تو ماشين دارو بياره

بعدش خانوم ناپديد شده

لباساش، کفشاش، کيفش همه تو خونه مونده بود

فقط اون گم شده بود

مثل کسايي که يهو غيبشون ميزنه؟

هي، هي. مگه مثلث برمودا ـست

منظورت چيه يهو؟

نيگا کن

اين پياميه که بک آه هيون قبل آتيش سوزي براي مادرش فرستاده

-= ...مامان، من ميترسم فکر کنم اگه پيشنهادشُ رد کنم يه اتفاقي بيفته =-

اون روز بک آه هيون احساس خطر ميکرده

...ولي

چرا درخواستشُ رد کرده؟

من واقعا آه هيون رو دوست داشتم

فقط مي تونم همينُ بگم

از دوست داشتن حرف ميزني

جالبه

اينقدر تا سر حدِ مرگ بک آه هيونُ دوست داشتي که تعقيبش کردي؟

وقتي براي يه رويداد داوطلب شدي اتفاقي اون رو ديدي؟

دروغه

درسته که مخفيانه تعقيبش مي کردم

ولي به خاطر اين بود که تو نگاهِ اول عاشقش شدم

اولين بار تو پرورشگاه ديدمش

من حتي نميدونستم اون دخترِ گروه سونگ ها ـه

...حتي اگه دوسش داشتي

کاري که کردي جرم بوده

بک آه هيون خيلي ساده بوده

ميشه اينطور جمع بندي کرد که تو استاکرش بودي

به هر حال، ما تمام اين مدت نسنجيده رفتار کرديم

من از طرف پليس و دادستان معذرت ميخوام

تا يه مدتي از کشور خارج نشو

، ديگه مظنون به قتل نيستي

ولي هنوزم يکي از مظنونايي

!کارِ من نبوده، عوضي

خب، خب، خب

همه توجه کنين

،از اونجايي که امروز اينجائيم

بايد گزارش ماهيانه بي خانمان بودنمون رو تنظيم کنيم

،قبل اينکه شروع کنيم

به خوشامدگويي رئيس انجمن بي خانمان ها رئيس چون جه اين گوش ميديم

تشويق کنين تشويق کنين-

تمومش کنين

جلسه اين دفعه خيلي رسمي تر از قبلياست

کاري ميکنين تحت تاثير قرار بگيرم

چون اخيرا نرخ بهره آمريکا زياد شده

مخارج خانواده ها هم زياد شده فکر کنم همتون ميدونين

معلومه

تاثير اين مشکل

براي ما که بي خانمان هستيم اينه که حالا يه پولي هم از دست ميديم

ببخشيد حرفتونُ قطع ميکنم

اون هنوز تازه وارده

اوه، ببخشيد

چهره جديدمونُ فراموش کردم

بلند شين، سلام کنين

بلند شين و سلام کنين

من 60 سالمه

3سال از من کوچيکتره

اسمم لي سون يونگ ـه

خانوم

يه شوهر و بچه دارم

براي انجام کسب و کارم همه جاي کشور رفتم و بالاخره اومدم اينجا

ببخشيد

چي ميفروشين؟

خب...گياهايي که تو بهار مي چينيم

تو زمستون مي فروشيم

اين چيزيه که مي فروشم

هميشه ميگن کارِ سخت يه نشونه هايي از خودش ميذاره

...ولي دستاي شما

خيلي صافن

دستاتون مثل کسايي نيست که از تو کوه چيزي ميکنَن

رو مچتون جاي سوختگي هست

هر چند کوچيکه نکنه سيگار ميکشين؟

سيگار؟

از زندان آزاد شدين، ها؟

بفرمايين، بهتون توفو ميدم

بخورين

تو چند روز اخير، از يه گروهي حدود 17 بار گزارش شده

طبق شايعات اونا تو گول زدن پيرزنا خيلي واردن خيلي جنجال به پا کرده

اسم مستعارش گانگ بوک نام ـه

...بوک نام- بوک نام-

يکي از اونا مادربزرگيه که تخصصش باندهاي دزديه

بهش "فردِ تکنيکي" هم ميگن

اين مردک رو باش

عجب بد شانسي اي

اگه کسي رو تعقيب کنم ديگه از ذهنم بيرون نميره

قبلا پليس بودي؟

چطور يه جوجه پليس بي خانمان شده؟

چون پليس تابع قوانينه

...و من

دنبالِ يه کسي ام

-= قاتل تحت تعقيب =- -= اسم کامل: هان سونگ گو. سن:32 =-

اين آدم يه قاتل سرياليه و تا حالا سه بار تو اين منطقه ديده شده

اين آدم مجرمه و تا حالا سه بار تو اين منطقه ديده شده

هر کي ديدش، بره اولين ايستگاه پليس و گزارشش رو بده

البته اگه قبلش به من بگين خيلي ممنون ميشم

يه سري چيزا هست که قانون نمي تونه حلشون کنه

ممکنه بک آه هيون اينکارا رو کرده باشه که از نامزدش دوري کرده باشه؟

از اين راه استفاده کرده تا از اونجا فرار کنه

هنوزم مرموزه

تا شعاع 3.6 کيلومتري تقريبا هيچ چراغي نيست

فقط جاده کوهستاني ـه

به علاوه اون روز دماي هوا به زير صفر رسيده بوده

يه زن که ميخواسته صحنه جرم رو تنها ترک کنه

منم فکر مي کنم غيرممکنه

براي همين اينو به عنوان يه پرونده قتل بدون جسد در نظر گرفته بودن

ولي بک آه هيون زنده برگشت

آهنگ دعا خوندن، مراسم يادبود..ديگه چي بود؟

ولي اون موقع فقط يکي بود که ادعا مي کرد بک آه هيون زنده ست

ولي من خودمم باور نکردم

اون کيه؟

ميخواي چيکار کني؟

راستش من از اون آدما نيستم که از طعم غذا گله کنم

ولي اسنکي که به عنوان پيش غذا آوردين عينِ سنگ سفت بود

ماهي با سس پرتقال ترش و سوپ اسپانيايي هم اصلا خوب نبودن

خامه ماسکارپونه(نوعي خامه ايتاليايي) هم خشک شده بود

دسر انبه...خيلي شيرين بود

مهم ترين بخشش هم خيلي کم بود اندازه دم موش بود

اصلا هم سيرمون نکرد

قربان، بايد اينطوري باشه

...دادستان جو

مگه نگفته بودي آه هيون مُرده؟

تو و پليس فورا بهم گفتين که دخترم آه هيون مرده

گفتين با وجود اين همه ثروت هم نميشه دخترم رو پيدا کرد

حتي داشتيم با يه تابوت خالي براش مراسم ختم مي گرفتيم

از خودم دفاع نميکنم

باشه

کي دقيقا آه هيون رو اينطوري تا پاي مرگ برده؟

...مجرم واقعي

من مي گيرمش

کسي که آه هيون رو به اين روز انداخته

داره زير همين آسموني که من زندگي مي کنم زندگي ميکنه

و تو همين هوايي نفس ميکشه که من نفس مي کشم

نميتونم تحمل کنم

باشه

!اگه فهميدي، فقط بخند عوضي

رو لباسايي که بک آه هيون پوشيده بود

خونِ چند تا زن گمشده پيدا شده

فقط بک آهيون زنده برگشته. تنها

يعني چي؟

لبخند بزنين

هنوز راهِ طولاني اي در پيشه

رازش چيه؟

رازِ اينکه تنهايي صحيح و سالم برگشتي

زنده برگشتي چون مجرم يه فرصتي براي فرار بهت داد؟

براي همين دهنتُ بستي؟

ميشنوي چي دارم ميگم، درسته؟

کي ميخواد از رو ساجو فالشُ بگيرم؟

-= ساجو يه علمه =- ساجو: چهار ستون سرنوشت - اصطللاحات مفهومي چين، ژاپن و کره] [که سرنوشت افراد رو بر اساس چرخه شصت تايي توصيف ميکنه

...ببخشيد ، احيانا چون جه اين

اوه، لا لا! شما همون پليسِ خانومي هستين که رئيس چون رو بغل کردين

اومدين اينجا دنبالِ رئيس چون؟

لطفا بشينين

چي؟

اينجا، يالا

اسمت

کيم دان

اسمتُ به چيني بنويس

تاريخ تولدت کيه؟

10ژانويه 1989

ساعتِ تولد- ساعت 9:30شب-

خب- اين براي چيه؟-

چون جه اين کجاست؟

يه لحظه صبر کن

اين لحظه کوتاه ممکنه رو سرنوشتت اثر بذاره

من عجله دارم

...اِه، صبر کن

خانوم، اون زنگُ رو از کجا آوردي؟

وقتي کوچيک بودم اتفاقي به دستش آوردم

اتفاقي به دستش آوردي؟

خيلي عجيبه

اين زنگاي بدون مهره تو آتيش سوزي استفاده ميشن

،وقتي يه ادم خارق العاده قدرتشُ از دست ميده

يه جادوگر زيرِ زمين دفنش ميکنه

چطور ممکنه دستِ تو باشه؟

...احيانا

صداي تکون خوردن اون زنگ رو نمي شنوي؟

نه

معلومه

امکان نداره

پس من ديگه ميرم

اوه، يه لحظه صبر کن

او لا لا

همش ميگه که صداي تکون خوردن زنگُ ميشنوه

ولي داخلش هيچ مهره اي نيست که بتونه صداي زنگُ دربياره

هر چقدرم که تکونش بدي صداش درنمياد

-=روانپزشک، کيم مين جو=-

هيچ چيزِ غير عادي اي در توانايي هاي ادراکي بچه تون وجود نداره

صحبت مردم رو درک ميکنه

...ولي اين

اين درخت چرا اينطوريه؟

اين دايره ها بيانگر سن و سال درختن

اين نشون ميده تو دوران بچگيش بهش شوک رواني وارد شده

...چيزي که از اين نقاشي عجيب تره

آدمايين که اينطوري نقاشي شون کرده

روک و راست ازتون مي پرسم، پدر جان

چه اتفاقي واسه اين بچه 8ساله افتاده؟

براي اطلاع از زمان قرار گرفتن زيرنويس در کانال ما عضو شويد @sunflowermag

ببخشيد که مزاحمت شدم

ميخوام يه چيزي ازت بپرسم

مدِ لباس هاي امسال خيلي ساده س

ازشون خوشم نمياد

از کجا ميدونستي که بک آه هيون هنوز زنده ست؟

با اينکه خيلي معمولين ولي اونايي که ساده ترن از همه بهترن

...نکنه از اون آدمايي هستي که کينه به دل ميگيرن؟

آها، به خاطر اون مدفوعا اينطوري رفتار ميکني

عصباني اي

...کارآگاه چون جه اين

اساسا از اون مدل آدمايي نيستم که کينه به دل مي گيرن و خيلي هم باحالم

اينکه بازجويي نيست

تا اونجايي که من ميدونم، قبلا جواب سوالت رو دادم

چي؟ کِي؟

ساده ترين

چيزاي پيچيده رو بيخيال شو و ساده ش کن

برگشتن به نقطه اصلي راه حلِ درسته

بهم بگو اين يعني چي

!نميخوام

خيلي واضح و روشن بهت گفتم، کار نامزدش نيس

ولي کسي باور نکرد

چرا دوباره اومدي سراغِ من؟

چي؟

بايد مجرم واقعي رو پيدا کنم

براي من مهم نيست

براي من مهمه

اين پرونده، چيزي که با چشمت مي بيني همه چيز نيست

بايد بفهمم واقعا چيه

ولي من يه شرط دارم

درمورد پرونده دو سال پيش

هرچي ميدوني بهم بگو

باشه

همونطور که گفتي اين پرونده خيلي مشکوکه

سر و تهش با هم نميخونه خيلي مشکوکه

فکر کنم به خاطر اينه که اولين قدم رو اشتباه فهميديم

...منظورت از اولين قدم

انگيزه مجرم چي بوده؟

به خواستگاريش جواب رد داده چون ميدونسته به يه دليلي ميخواسته بهش نزديک بشه

کي اين موضوع رو فهميده؟

شش روز قبل از حادثه

خب، پس بيا برگرديم به اون روز

مردي که قرار بوده باهاش ازدواج کني بهت نارو ميزنه

چه حسي پيدا ميکني؟

-=6روز قبل=-

-=6روز قبل=- حس ميکنم به قلبم چاقو خورده

-=6روز قبل=-

-=6روز قبل=- ديگه؟

ديگه؟

دلم ميخواد بميرم

حتما چند روز تو خونه ميمونم و گريه مي کنم

حتي چيزي هم نميخورم

شبا هم نميتونم بخوابم

!دوباره! دوباره! دوباره

دوباره داره دلت براي قرباني ميسوزه

آخه خيلي گناه داره

درسته

ولي بک آه هيون اون موقع چيکار کرده؟

يه لحظه

ظهرِ اون روز، با نامزدش برنامه موزيکال تماشا کرده

و روز بعدش ماساژ صورت داشته

تو راه برگشتش به خونه از يه پاساژ سه جفت کفش خريده

کلِ برنامه ش پُر بوده

بک آه هيون از اون مدل آدما نيست که بيخودي گريه زاري کنه

چرا؟

شايد خودشُ آماده کرده بوده که ببخشدش

براي اينکه خيلي دوسش داشته

واقعا که خيلي مهربوني

...قلب آدما

اينقدر ساده ست؟

،هرچقدر يکي رو بيشتر دوست داشته باشي بخشيدنش سخت تر ميشه

براي همين فکر ميکنم وقتشه که يه جور ديگه فکر کنيم

بک آه هيون چه جور آدميه؟

!درسته

سوال اصلي همينه

بک آه هيوني که تو ميشناسي کيه؟

اون براي بچه يتيم ها فرشته ست

يه پرنسس که اين دنيا رو نميشناسه

...و همينطور

تمام اطلاعاتي که داري رو بريز دور

تمرکز کن و صحنه جرم رو کامل بيار تو ذهنت

يه چيزي اينجا هست که غيرعادي به نظر ميرسه

بگرد ببين مشکلش کجاست

راهنمايي؟

!يه راهنمايي کوچيک بکن

اين راهنمايي نيست لو دادنه

امروز کنار يه آدم جديد غذا خوردم

متوجه شدم که دست يه آدم ميتونه خيلي چيزا بهت بگه

لاک پاک کن

بک آه هيون تو سالن هاي حرفه اي ناخن به ناخناش ميرسه

معني نداره که لاک پاک کن رو با خودش بياره اينجا

ترکيباتش؟

استون

هنوز يه چيز ديگه مونده

اين مشروب خارجي حدود سه ميليون وون مي ارزه

عطرش خيلي خوبه

بک آه هيون نميتونه الکل رو تحمل کنه

تصادفي و بديهي نبوده

...اون روز تو اين اتاق

دوتا اشتعال زا اينجا بوده

من ميترسم

فکر کنم اگه پيشنهادشُ رد کنم يه اتفاقي بيفته

الان چي مي بيني؟

بک آه هيون هميشه منتظر بوده

مثل فيلم بيا و منو پيدا کن که کارگردانش ديويد فينچره

منتظر روزي بوده که بتونه همه چي رو از چنگ اون مرد بقاپه

ولي مثل اينکه ميخواسته مثل فيلما ازش انتقام بگيره

...ولي بعد اينکه از صحنه جرم فرار کرده

يه چيزي اشتباه پيش رفته

قطعا يکي بک آه هيونُ دزديده

استراحت کن

دوباره برمي گردم

اوه آره، يه چيز ديگه م هست

ديگه فيلم بازي کردن بسه

!نجاتم بده

...پدرِ آسماني

خواهش ميکنم از ما محافظت کن کابوس هاي بد رو از ما دور کن

...پدرِ آسماني

خواهش ميکنم از ما محافظت کن کابوس هاي بد رو از ما دور کن

حالا نوبت توئه

!بهم بگو

درمورد دو سال پيش

هر چيزي که ميدوني بهم بگو

ممکنه درکش برات سخت باشه

من الان تو مود بشر دوستانه ام

آماده ام که همه چي رو درک کنم

هر چي بهم بگي قبول ميکنم

نميدونم از کجا شروع کنم

...راستش من

...آره، تو

...اگه واقعا ميخواي بدوني،خب

...خب

ميتونم اونُ ببينم

اوه لا لا، امکان نداره

...اوه خداي من

چطور ممکنه همچين ساجوي باورنکردني اي وجود داشته باشه؟ ساجو: چهار ستون سرنوشت - اصطلاحات مفهومي چين، ژاپن و کره] [که سرنوشت افراد رو بر اساس چرخه شصت تايي توصيف ميکنه

...براي همينه که، بعد يه اتفاق

صحنه جرم برام خيلي آشنا مياد

اينه

بعضي وقتا حس مي کنم اين اتفاق شخصا واسه خودم افتاده

خيلي واقعيه

حس مي کنم که انگار خودم دارم مي ميرم

داري به حرفام گوش ميدي؟

ادامه بده

...راستش

من پرونده دو سال پيش هان سانگ گو رو هم ديده بودم

...تو

،ميدوني وقتي يه اطلاعاتي دريافت ميکني چشم چپ و چشم راست

يه تفاوت 0.025 ثانيه تو دريافتش دارن

چي؟- معمولا بهش ميگن ادراک بصري-

براي مثال، درنظر بگير که الان داري به اين بطري آب نگاه ميکني

فکر ميکني هر دو چشمت همزمان دارن اينُ مي بينن

ولي در حقيقت چشم راستت اول اونُ مي بينه

بعدش چشم چپت با 0.025 ثانيه تاخير اونُ مي بينه و وقتي که به مغزت منتقل ميشن فکر ميکني اشتباه ديدي

اوه، خداي من...اونجا چي ديدم؟

،از نظر علمي

اين مشکلِ مدارهاي ادراکي مغزه

منظورم مدارهاي ادراکي نيست

پس اگه اينطور نيست پس اختلال ذهنيه

،قبل اينکه يه مجرمُ بگيري بهتر نيست اول مشکل مغزيت رو درمان کني؟

،اگه حرفات حقيقت دارن

چرا هنوز مجرم پرونده بک آه هيون دستگير نشده؟

از اون قدرتاي خارق العاده اي که داري، استفاده کن

چرا اومدي سراغِ من؟

...چون

هر زماني نمي تونم ببينمش

اينکه چرا مي بينمش

کِي ميتونم ببينمش

...خودمم نميدونم

اگه کنجکاوي بدوني يه سر به بيمارستان بزن

دکتر برات توضيح ميده

رفتم

رفتم بيمارستان

فکر ميکني ديوونه م، نه؟

کاش واقعا ديوونه بودم

حداقل يه اميدي بود که درمان بشم

مهم نيست

به اين جور رفتارا عادت دارم

آدمايي مثل تو نمي فهمن که من دارم تو چه جهنمي زندگي ميکنم

جهنم؟

دو سال پيش هم همينطوري بودي

معلوم بود هيچ قدرتي نداري

فقط جنجال به راه انداختي که ميخواي بکشيش

پس چرا نکشتيش؟

چون خودتم مطمئن نبودي اون ميخواد چيکار کنه

...اون

...اگه توي اون لحظه من جلوتُ نمي گرفتم

...اگه اينکارو مي کردم

الان خواهرم زنده بود؟

اگه اينطور بود

ميتونستم از اين احساس گناهِ لعنتي خلاص شم؟

هزار بار تصورش کردم

ولي وقتي چشمامو باز مي کنم چيزي عوض نشده

به اين ميگن جهنم

...وايسادن و زندگي کردن تو دنيايي که نمي تونم عوضش کنم

نه مثل کسي که داره تو خواب و خيال شيرينش سير ميکنه

اين نه خواب و خياله نه شيرينه

پس حدس بزن

،اگه چيزي که گفتي حقيقت داشته باشه

بگو من تو آينده چيکار مي کنم؟

بگو ميخوام با تو چيکار کنم؟

!بهم بگو

سعي کن ثابتش کني

!ولم کن! دستم رو ول کن

!هان سانگ گو

!خوب گوش بده

شليک نکن

نبايد شليک کني

...چي

چي گفتي؟

اون برمي گرده

کي؟

هان سانگ گو، اون قاتل سريالي

!جلوي من، اسم اون آدمُ نيار

...ممکنه

همبن الانشم برگشته باشه

!نجاتم بده

اون يکي شونه. وقتي من و شما رفتيم خونه چوي جه وونگ

اون دانش آموز گمشده

همون آخرين قرباني ايه که خونش رو لباس بک آه هيون بود؟

بله، هموني که خونريزيش زياد بود

براساس مقدار خونريزيش نبايد هنوز مرده باشه

ولي اگه نبرده باشنش بيمارستان زندگيش تو خطر ميفته

بيشترين زماني که ميتونه دووم بياره 24ساعته

نجاتم بده! نجاتم بده

نجاتم بده

ميخواي نجاتت بدم؟

اون آدم کجاست؟

کجاست؟

بهت اعتماد ميکنم بهم بگو

اون آدم کجاست؟

بک آه هيون

بک آه هيون؟

اومدم به گناهام اعتراف کنم

دخترم... آه هيون

خدايا، اينطوره؟

...سرنوشت ما

يکسان و عادي نيست

راستش خيلي قويه

بيشتر از 20 سال شده

...اون موقع

تو يه قايق بوديم

و اون قايق حالا داره حرکت ميکنه

مقصد اون قايق

توسط صاحب قايق تعيين ميشه

يادت باشه چي گفتم

شليک نکن

...اگه بکشيش

...اگه بکشمش

...تو

!هان سانگ گو

نمي توني حقيقتُ قبول کني و خودکشي ميکني

:ترجمه و زيرنويس .:.: (Zshkoo) زهرا :.:. .:.:(Aurora) سپيده:.:.

دوستان عزيز براي حمايت از ما اين زيرنويسُ به صورت رايگان فقط از مجله دانلود نماييد www.sunflowermag.ir

-= قسمت بعد =-

هيولا

من اون هيولا رو ديدم

من مي گيرمش

فورا از اونجا بيا بيرون

من نجاتت ميدم، بيول

!فورا ردش رو بزن

فقط يه نفر زنده ميمونه

فرار کرد

درست جلوي چشمم بود ولي نفهميدم

...دان

!کيم دان

!نه

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.