Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
Harika . ترجمه زیر نویس : هاریکا aloneharika@gmail.com
من در یوشیکاوا متولد شدم ، و اونجا بزرگ شدم
با مردان بی شماری خوابیدم و...ء واونا از بدنم لذت بردن
حتی با مردان مسن و یا یک مشتری دائم
ولی هرگز عاشق نشدم و عشق دوست نداشتم
همیشه اینجوری فکر کردم که..ء
مسیر زندگیم از دست دادم
هردو ،راه پشت سر و راه جلوی روم
پشت سر چیزی باقی نمونده
و راه روبروم ،اون هم خالی و پوچ هست
حتی گلها هم شکوفه نمیکنن
یک روسپی با پوست گلدار (روسپی = سطحش یه پله بالاتر از جنده هست)
آتش سوزی یوشیگاوا در سال 1837
محله گیشاها در آتش سوخت و همه فرار کردند (گیشا =رقاصه های ژاپنی +ضمنا فاحشه هم هستن )
به اینجا خیلی خوش امدید
خوبه ...همگی
بالاخره رسیدیم
از این طرف ...سالن ماساکی اینوره ..!ء
زیادم تعریفی نیست ،شروع به کارمون مثل اولین مراحل توی یوشیدا هست
این مال خیلی وقت پیشه ، از روزها خیلی گذشته
توی تمام زندگیم فکر میکردم هیچوقت یوشیدا را ترک نمیکنم
باید از آتش سوزی به موقع تشکر کرد
خوب پس که اینطوریاست ؟
واقعا خیلی خوش شانس هستم
اره، امیدوار بودم که دوباره اتفاق بیوفته
اونجاست ...!ء
همگی از این طرف ...ء
از حالا به بعد ،باید مشتری ها را اینجابیارم
همگی بیائین داخل ...ء
"گیشا"
آره، شوهراتون مارو دوست دارن ...ء
کل کل بسه بالام ، بیابرین داخل
به جنده خانه جدید خوش امدید
نظرتون چیه جوونا !؟
بیخیال، یه بارم شده نگاهی بنداز
کلی وقت داری با ما خوش باشی
اینجا تنهائی ، پس لازم نیست خجالت بکشی
از انجائی که اینجا...ء
هوا سرده ،به ندرت مشتری خوبی گیرمون میاد
حالا، بذارین فقط من یه مشتری خوب داشته باشم
عزیزم...ء
از نزدیک یه نگاه دقیق بهم بنداز...ء
چرا من نمیخوای !؟
فقط یکی میخوام که من از اینجا بیرون ببره
اگه بریم بیرون و با اون بچه ها ور بریم بهتر هست
جنده اسکل اگه خفتت کنن و گرفتار بشی دیگه افتضاح میشه !ء
زنها بدون توجه مردها هیچ وقت در باره عشق نمیفهم اند..!ء
به نظر عشق میبینن ؟
من چیزی درباره عشق نمیدونم
یا نکنه هنوز باکره هستی ...ء واقعا تعجب کردم
دوست داری چطورباشم ؟
آساگیری مشتری داری ...!ء
البته من شما را به طبقه دوم دعوت میکنم
بین مشتریها ی طبقه دوم جائی بدین که سریعتر به منظورش برسه
مشتری بود ،میخوام ببینه چجوری گل تو از هم باز میشه!ء
اگر واقعا میخواد ببینه مایل بودم تمام گلهای بدنم بهش بدم
اینجارو، هر چند ، من شنیدم گلها جای دیگه باز میشن
بیشتر بهت نشون میدم ،اونی را که باعث شکفتن یه گل میشه ، پس دوست داری ؟
لذت میبرم ...ء
خواهش میکنم ...ء
چه وقت میائی ؟ که من منتظرت باشم ...!ء
من همرو دیدم
آساگیری می خوام مدت بیشتری باهات باشم
ولی شما الان باید برین ...!ء
پس خودت فهمیدی...؟
دوباره به خاطر تو برمیگردم
در گوشی چی بهش میگفتی؟
گفتم اون اولین کسی بود که من خوشحال کرد
وقتی در راهرو ساختمان هستیم باید با تواضع راه بریم
نباید موقع خوردن از غذای بقیه بدزدیم نباید در تختواب جیش کنیم
باید احترام و مراقبت از مشتریان خود را نیز داشته باشیم
نیاز داریم دید روشنی داشته باشیم
باید به خاطر داشته باشیم که احترام به مشتری گرانبهاترین و ارزشمندترین هست
فداکاری با دیدباز از ارزش های خانواده هست
باشه ، بهتره خیلی خوب غذا بخورین
از خانم هائی که در یادگیری به ما کمک میکنن سپاسگزاریم
واقعا از مشتریهائی که دوست ندارم کُسم ساک بزنن متنفرم
چیزی بگو که دوست دارن از بچه هائی که می خوان پیشرفت کنن خوشم میاد
فکرش بکن ! اگر یکی من به بیرون از اینجا دعوت کنه ،چقدر عالی میشه
خاله
هیچوقت اینجوری بهش نگاه نکردم
چی هست اصن این ، ریکو
یه نامه از اوشیما برام رسیده
اون میگه اگر قرادادم لغو کنم و از این کار بیام بیرون ، باهام ازدواج میکنه
نگاه کنین ، اینجا هم برای تائید با انگشت مهر کرده
میگه که اون تنها شریک زندگیش هست
اوپا منظورم این نبود که !ء
یاسین تسوشیما
من یک کلمه از حرفهای اقایون باور نمیکنم به شدت ممنوعه
بعدش پشیمونی اینجا برای ما زنهاست
این حرف میزنی برای اینه که من احساس خوش بختی نکنم ...!ء
من مثل شما با اونا سرد برخورد نمیکنم
در طول تمام زندگیم
هیچوقت دوست نداشتم معشوقه یه مرد باشم
اساگی یه تعداد کارگر از هاشیما اومده بیا بریم اونارو ببینیم
حس بیرون رفتن ندارم سرما کشنده هست
بیخیال ...بیا بریم دیگه
هیچ محصول تازه ای تو هاشیما نیست می تونیم خیلی چیزها بخریم
من نمیام ...ء
یه توپ بلوری دارم که میخوام با اون ...ء
بیا بریم دیگه ...ء
واووو چقدر زیباهستن
پس فروشگاه بلوریجات کجاست ؟
نه صبر کن فکر کنم توپ بلوری اونجاست
بیا تند تر بریم
صبر کن خیلی تند میری
صبر کن اون خیلی سریع رفت
برین کنار
برین کنار
ببخشید
باز یوشیگادا خارج میشی ، و بعدش...ء
مهم نیست که کجا بری
همه چیز یکسانه ، و هیچی تغییر نمیکنه
همه چی مرتبه ، روبراهی ؟ اونا به منم اسیب زدن
کفش چوبی خودم از دست دادم
اوکی من میرم دنبالش میگردم تو همینجا منتظر بمون
لطفا پات بیار بالا
خیلی متشکرم
می تونی بهم بگی این کفشها زیبا از کجا اوردی؟
اونارو به عنوان یه هدیه زیبا بهم دادن
من یه رنگرز طناب هستم ، کاردست ساز مخصوص
این شغل من هست
فکر نمیکردم بند های قرمز دیگه فروش داشته باشه ...!ء
ولی فکرشم نمیکرد شما اونارو بپوشین
دستت زخمی شده
بذار ببینم یه زخم کوچیکه
اجی جوون
یه دفعه کجا غیبت زد؟ خیلی دنبالت گشتم ...!ء
معذرت میخوای ، ولی خوردم زمین
حس میکنم مثل اینکه داره یه چیزهای خوبی اتفاق میوفته گوگولی...ء
به هیچ وجه
دیدم داشتی تنهائی لبخند میزدی اشتباه میکین !ء
سنجاق سرت گم کردی !ء
یعنی کجا افتاده؟
فکر کنم اونجائی که منتظرش بودم افتاده
دارم شاخ در میارم...ء
هیچ اتفاقی نیوفتاده ...!ء
ولی مشکوک میزنی یاسین تسوشیما
خیلی دلم می خواست بهت یه توپ بلوری بدم
شما مشتری هستین هر کدوم که دوست داشتی انتخاب کن
بچه های ما همشون خوب هستن
هنوز باکره هست ، درسته؟
می خوام این غنچه گل زیبا را شکوفا کنم
دوست داره؟
خیلی خوبه
خیلی دوست داشتنیه
بیا باهم انجامش بدیم
با همدیگه میریم
پیداش کردم
چی دوباره گم کردی ، کفشهات؟
چی اینقدر خنده داره؟
صبح زود بیدار میشی ؟
صبح زود بیدار شدن برای من غیر معمول نیست قبلا یه صنعتگر بودم
باید هر روز صبح زود بیرون برم
و تو ...؟
امروز من کفش گم نکردم ولی سنجاق موهام پیدا کردم
گل یاس
گل های یاس انواع مختلفی دارن
گل یاس شما پنچ گلبرگ داره و یه پایه اونم شکسته
اکثر ما گلهای زیادی توی این منطقه پیدا میکنیم
میدونم داری چی میگی ؟
دوستش دارم ،بدش به من
نه
پسش بده
میدونم که سنجاق خیلی برات مهم هست وگرنه این وقت روز دنبالش نمیگشتی
یوکیرو ، ارایشگرم اون بهم داده اگر گمش کنم احساس خیلی بدی بهم دست میده
پس اجازه بده اون برات تعمیر کنم
تعمیرش میکنی ؟
ممکنه بعد از تعمیر مثل روز اولش نشه
ولی با اینحال تعمیر میشه وقابل استفاده هست
واقعا؟
خیلی لطف میکنی
سه روز دیگه ، میتونی همینجا پیدام کنی
چرا الان لبخند زدی ؟
خندیدم چون مثل یه کودک احساس میکنی من یک ابنبات دارم
سه روز ...ء
تو فکر یکی یا منتظر چیزی هستی ؟
فقط به صدای سازت گوش کن حدس میزنم داره میگه
اون می خواست یه چیزی را انجام بده ولی داره باهاش بازی میشه
تو که نمیخوای اشتباه ماساتو مرتکب بشی
ولی ....بهم گفتن
ماساتو یک نفر داره
من که مطمئن نیستم
ولی حرفهای که بقیه میگن خیلی فرق داره
واقعا...ء
چقدر هوا سرده
بریم یه چائی باهم بزنیم اره
صداش بلندتر از اونی بود که من از بیرون شنیدم
شاید معروفترین پسر خانم هال این دفعه ممکنه همه چیز فرق کنه
فکر میکنی اوشیما میشلزخیلی زود من از اینجا بیرون میاره ؟
فکر کنم اگر سال دیگه قرادادم لغو کنم هر کاری برام انجام میده
امیدوارم همه چیز درست باشه
من هیچ چی در مورد دنیای بیرون از یوشیدا نمیدونم
مادرت هم یه "گیشا" بود درسته؟
اون یه "گیشا" در پیت توی پائین شهر بود
اصلن دوست ندارم مثل اون باشم
دیگه نمی نوشم
تو...اوشیما میشلز
بریم توی اتاق بهت از کوون بدم
نه تو نمیتونی باهاش بری من خیلی دوست دارم
اوشیما تو نمیتونی من ترک کنی
اینکارو نکن مثل اون خودت تحقیر نکن
می دونست که میبینمش
چرا ترکم کرد
چرا
آخه چرا
چرا من ترک کردی ؟
چرا فرار کردی !؟
جوابم بده
چرا بدون اجازه من بیرون رفتی !؟
کثافت جنده
این جنده احمق مغزش از کار افتاده
نمیتونم اون ببخشم باید مادرش استاد کنم
اون نامرد باید سزای کار کثیفش ببینه
اینجور مسائل یه بخش از کار ماهست
خفه شو ،فکر میکنی مردها کاری از روی صداقت انجام میدن ؟
دعوا رو تموم کنین گفتم تمومش کنین
هیچ چی نمیتونی شماها را متوقف کنه
هر دوتون بیرون میکنم
دیگه بس کنین
بسه دیگه
یاسین تسوشیما
آجی جوون
خیلی سردمه
بیا اینجا کنار هم بخوابیم
آجی جوون
خیلی اشتباه کردم ...؟
بهم گفتی، هیچوقت حرفهای مردها رو باور نکنم
حالا این درک میکنم
ولی هنوزم میخوام باورش کنم
ازت میخوام ...فقط تا صبح کنارم باشی
هیچ جائی نمیرم
اون حتما میاد...؟ء
اقای هان جی زرو
میتونم بیام داخل ؟
تو که احتمالا حامله...ء
به تازگی پریود شدم فقط حالم زیاد خوب نیست
خوب فکرم راحت شد ...ء
اون همینجوری خوابیده فکر میکنه چیزی بهش نمیگم ، ولی الان وقت کارش هست
ولی باید بفهمم چی اون بیرون هست ؟ مطمئن نیستم
فکر میکنم اینجوری که اون خوابیده بخاطر حاملگی نیست ، از دلهره و نارحتی هست
به نظر میرسه که در دام اونها افتاده
اگه با برنج مشکلی نداری ، اون را بخور
واقعا شرم آوره
ما اون با یه دختر دیگه ببینیم ...!ء
بزدل ترسو !ء
پی کاریا
هان داستان چیه؟
اوشیما یه نامه برای یاسو فرستاده میگه هنوزم خاطرش میخواد
تو نامه معشوقه صداش کرده؟
اگه این کارو بکنی ، حماقته
باید بگیم در کل اون متوجه همه چی شده !ء
اوشیما نمیتونم اون بهت بدم
یوسوکی یوسوکی
توی چائی خونه منتظرت هستم
چطور جرات میکنی بازم بیای اینجا!ء
خفه شو جنده کُس کپک زده
یوسوکه بیا بریم بیرون ...ء
اوشیما برو بیرون دستت بکش ، جاکش
تو باید از اینجا بری ...!ء
دیگه نباید بیائی اینجا!ء
نیومدم اینجا تو برام موعظه کنی !ء
یه زن دیگه را میاری جلوی ما قدم بزنه و مسخرمون کنه !؟
مخصوصا می خواستی که اون ببینیم ؟
اون فقط یه فاحشه بود که از راه کوون دادن پول در میاره
فکر میکنی این به ما حس خوبی میده ؟
ما رسم نداریم ادمها بی فرهنگ اینجا اره بدیم !ء
فکر میکنی میتونی با پولت همه خیابون بخری ؟
حالا هرررری ..برو
اینجا دیگه جای تو نیست !ء
برو خونت
دیگه نشنوم که اینجا برگشتی هان!ء
ما دیگه بهت اجازه نمیدیم برگردی ...!ء
خیلی خودخواهی ، جلقی کوون پوک ..!ء
دیدیش ؟ گُرخید و رفت !ء
آجی جوون
از بابت دیروز خیلی ازت ممنونم
بیخیال قابل نداشت ...ء
واقعا تو این کار اوستام ...ء
اونها فکر میکنن فقط با پول میتونن مارو بخرن هر کاری خواستن بکنن
من بهت افتخار میکنم
تو واقعا شجاع هستی دارم می رم به دیدنش
اون دائم قول و وعده میده ولی من هنوز چیزی ازش ندیدم !ء
این تنها دلیلی هست که ما فاحشه هستیم باید همیشه قوانین خودمون حفظ کینم
برای ما عاشق شدن و وصلت با مردها ممنوع هست
کافیه
اساگیری دارم میام داخل ...ء
یه مهمونی هست
مهمانی کی هست؟
یوشیدا ، صاحب پارچه فروشی
خوب، پاشو و برای رفتن کارت بکن
یاگی کمکش کن بله خانم
ساتو مرده هنوز شش ماه نیست که از اینجارفته
واقعا هرگز نمیخواستم اون کار انجام بدم
بس کن
به این موضوع اشاره کردم که فقط باعث خوشحالی مشتریام بشه
اساگیری اینجا هست
اساگیری بالاخره اومدی ...ء
خیلی وقته دلم میخواست ببینمت
یوشیدا من هم خیلی وقته منتظر شمام درست مثل قبلنا
اه، خوب حالا بیا اینجا...ء
یوشیدا هامر
بعد از این همه مدت اومدم اینجا ،دلخورم
متاسفم ، خیلی گرفتار بودم
اقای یوشی
این مرد، که منتظره ، کی هست؟
من هان جی روما از ابل هستم
هان جی زرو
از ملاقاتتون خوشوقتم ، اسم من یاسین تسوشیما هست
این هم همکارم هست
اسم من اساگیری هست
اولین باره که هان جی روما برای تجارت اومده اینجا ،گفتگوی تجاری موفقیت امیز بود
اون هم جوان و هم خیلی بااستعداد هست
خواهش میکنم، خجالتم ندین
من مردیم که فقط میتونم با خودم لباس بیارم و شما هم میتونین اونها را بفروشید
بهتره که امشب برگردم پیش شما نمیخوام که موقع رفتن پرواز کنم
شما به من لطف دارین
اساگیری
نزدیک تر بیا
اینجا خوبه
نه اینجوری دوس ندارم
بشین اینجا
بله ، درست اینجا
اینکارو باهام نکن ...ء
برگرد اینجا...!ء
به نظر میاد این سرگرمی دوست نداری!ء
پس بیا یه کار سرگرم کننده تری بکینم به هر حال که این انجامش میدیم
اون کارو اینجا نمیشه ...انجام داد
خیلیم خوبه
پس
بیا یکم بنوش
من عاشق اینم نوشیدنت ببینم ...ء
اساگیری
این بالارو خراب نکن
اولین مردی که اساگیری گائید من بودم
مردی که برای اولین بار پوستش لطفش به نمایش گذاشت
اولیش من بودم
هان جی زرو یه لیوان دیگه از این می نوشین ؟
اینجا بفرمائین
یکم موسیقی بزنین که سرگرم بشیم
هان جی ، این خانم
روی بدنش اینجا یه گلهائی داره
گل !ء روی بدنش !؟
اینجاها به نظر میاد گلهای ابریشمی صورتی داره
ولی میتونیم اون رو حتی زیباترم بکنیم
اساگیری
زود باش
ما انجامش میدیم
عشق اساگیری
دیدن این گلها
نگاه کن
چیکار باید بکنم عزیزم ؟
حالا دیگه روت اونور نکن!ء
بذار بهت بگم که هان داره مستقیم بهت نگاه میکنه
اون اخیرا "ادو"را برای اولین بار ملاقات کرده
بهش نگاه کن
یوشیدا فقط دارن با اساگیری عشق بازی میکنن !ء
این همون جاست
اساگیری
جائی که...ء
خوشت میاد ؟
بیدار شدی ؟
همه چی مرتبه ، درسته؟
یوشیدا
باهام چیکار کرد؟
نتونستم طاقت بیارم
استفراق کردم ، داشتم خفه میشدم
پس ادما اینجوری دوس دارن ...ء
هان گورو ...ء
بعد از اینکه حسابی تورو گائید
یوشیدا بهش گفت که با من سکس کنه ، ولی
اون گفت که معشوقه داره اگر بفهمه بهش خیانت کرده ، اون میکشه
اون قبل از اینکه خیلی سریع مهمانی ترک کنه ،این حرفهارو زد
تو قبلا هان -جی ملاقات کرده بودی عایا؟
اولین باری بود که می دیدمش
خوب پس که اینطور...ء
من دیگه بخوابم ، قبلش دروغ گفتم چون مراقبت بودم نتونستم درست بخوابم
با اون چشمهااینجوری بهم نگاه نکن !ء
فقط یه گیشا بودم
اگر می خوای بدون هیچ علاقه ای من داشته باشی ...!ء
می تونی با پول اون ازم بگیری ، اقای هان
سنجاقی که قول داده بودم
برو ، من اینجا منتظر کسی هستم ، منتظر نمون
اگر تحمل دیدن نداری میتونی بری !ء
من برمیگردم به اتاقم
ترکم نکن
من عاشقت هستم
مادر من هم یه گیشا بود
مردها همیشه فریبش میدادن
و مادرم اغلب تلافیش با داغ کردن پوستم ،خودش خالی میکرد
اینکارونکن
اینکارو نکن
من کاری نکردم
خواهش میکنم ، هیچوقت دیگه کاری نمیکنم
وقتی هفت سالم بود
اون مریض شد در بستر مرگ بود
من هم کنار خونم نشسته بودم و گریه میکردم
از اونجائی که بخاطر داغ ها درد زیادی تحمل کرده بودم ، اونها رو دوست دارم
از حالت بدنم خوشم میاد ، وقتی داغ میشم اونها رنگشون قرمز میشه
انها مثل گل به نظر میان
این وقتی بود که من ماساتو رو دیدم
این دختر کوچولو چقدر شگفت انگیزه !ء
روی بدنش گل های دزخشان داره
خونه این دختر کوچولو کجاست ؟
از اونموقع من تبدیل شدم یه حیوان خونگی برای ماساتو
و تا الان که اینجا هستم
ولی فکر میکنم این برام خوش شانسی میاره حداقل اون ازم خوب مراقبت میکنه
احتمالا تا الان پایان کار من هم مثل مادرم شده بود
به نظرم اون به تو علاقه داره
اینجا خیلی فرق داره
اون خیلی جذاب و فروتن هست
من کیلیمانجارو ساتو از کیوتو هستم هر چی که شما بخواهین انجام میشه...!ء
در واقع من خیلی توی این کار خوب نیستم ولی من خودم را تربیت کردم
همینطور به هم یاد داد با عشوه و متانت راه برم
این واقعا راه رفتن معمولی نیست
این روش راه رفتن مشخصه کیوتو هست راه رفتن گیشا ها در کفشهای پاشنه بلند
میگفت این تنها روش راه رفتن هست ظریف و زنانه در اطراف قدم بزنیم
گروه ماساتو زرق و برق زیادی هم داره
ارزومه روزی توی مسابقه سنتی گیشا های ماساتو بتونم با کفش های بلند راه برم
تا حالا انجامش ندادی ؟
خیلی اسون نیست که بتونی برسی قوانین سفت وسخت زیادی وجود داره
می خوای که منتظر بمونی
البته که نه
این ارزوی هر زنی توی یوشیدا هست
اما سال بعد میخوام روی همرو کم کنم
این فقط یه ارزو بود
خوب ، الان
میخوام داستان تورو بشنوم
مثل داستان خودت
خواهرم از خونه طرد کردن
خواهرم به خانم شالوم تاور فروخته شد
منم سرگردان شدم تا وقتی که به ابل ملحق شدم
یاد گرفتم چجوری به یه صعنتگر رنگ امیزی پارچه تبدیل بشم
من روی قیمت گذاری فروش کیمونو کار میکردم
می خوای از رنگ یه کیمونوی خوب مطمئن باشی؟
می خوام جائی زندگی کنم که هیچکس من نشناسه
باغچه خودم داشته باشم و سبزیجات خودم بپزم وبخورم
زندگی جدید شروع خواهم کرد
صبر کن ببینم ...عاشق شدی !؟
خنگول
باید با شهامت بگم فقط تا زمان پایان قراردام کار میکنم
پارچه های خوب و با کیفیت
خیلی ممنونم
هان جی زرو بله
میدونم اومدی اینجا تا کار من بکنی
البته خیلی علاقه دارم و حاضرم هر کاری بکنم
مجبورم که تجارت از جناب یوشیدا یاد بگیرم در خدمت گذاری حاضرم
من رقبای تجاری زیادی دارم
ایا چیزی برای پنهان کردن دارید ...، ؟ صادق هستین ؟
البته جناب ، هیچی نیست
اگر اینجوریه ، بهت اعتماد میکنم
دوست دارم درباره چیزی باهاتون مشورت کنم
گفتم اگر بتونم کاری انجام بدم ، کمکتون میکنم
شینو ،در مورد شما بهم کمک کرد تا اشنا بشیم
می خوای با اون ازدواج کنی ؟
نه یه مدت پیش ،با یک زن ملاقات کردم
واقعا؟
فکر میکردم نظرت در باره شینو چیز دیگه هست اون همیشه در باره شما حرف میزنه
البته درک میکنم این یه موضوع شخصیه
مثل اینکه مخالفی...!ء
به هر حال اگر کسی غیر از شینو دوست داری پس چرا به اون وعده دادی ؟
من هیچوقت همچین کاری نکردم
ولی شینو تورو دوست داره
پس ، معنیش اینه داری ازش استفاده میکنی شینو تورو اورد اینجا چون بهت علاقه داشت
هیچوقت نمی بخشمت
درمورد اشتباه میکنین
حتی با انگشتام هیچوقت اون لمس نکردم
شینو اینجوری نمیگفت
هنوز جوونه و خیلی هم تنگ هست وخیلی هم خوشمزه ! خیلی ها براش میمیرن
اون بچه خوش مشربی هست
بسیار خوب موافقم که باهاش تجارت کنم
پس اون ...ء
با دختر عموی خودش ازدواج کرده...؟
از شنیدنش خوشوقتم
متشکرم
مهم نیست که بهم چی بگن ...ء
این داستان زنی هست که اسمش شرلی گیل هست
اساگیری
بله
می خواستم ازادیش بخرم
ولی بعدش
من کلیمانجارو ماساتو را تصاحب کردم ...ء متاسفم که ...ء
بخاطر مرگ اون
واقعا احساس بدی دارم
متاسفم
خودت سرزنش نکن
ماساتو به عنوان یه پرستار بچه اومد پیش من
من اولین مرد بودم
شاید این سرنوشت بوده
که اساگیری به اون بسپاره ...ء
باتشکر از اساگیری
آجی ، من خیلی خوشحالم ، واقعا خوش وقت شدم
واقعا برات خوشحالم
یاسین تسوشیما
یوشیدا خیلی وقته که منتظره بعدا همدیگرو می بینیم
یاتسویا واقعا خوشکله !ء
یوکیرو چرا گریه میکنی ؟
بیخیال مهم نیست
امروز من ازادی اباسکی را جشن میگیرم وباهاش ازدواج میکنم
بیا بگیر برای همه ببر
خیلی ازتون ممنونم
بازم مشروب مینوشید ؟
ما همگی خرسندیم
و از کمک زیادی که کردین سپاسگزاریم
اباساکی
اباساکی از اینجا برو
ولی قبلش به من گوش کن برو بیرون
بهت میگم برو گم شو
بیرون همین الان
خیلی احمق بودم که یک کلمه از حرفهات باور کردم ...تو...ء
اجازه نمیدم باهاش بری تو مجبور نیستی باهاش ازدواج کنی
میدونی که این غیر ممکنه
برای برملا کردن راز یوشیدا
فقط همین یک راه وجود داره...ء
کلیمانجارو ماساتو
خواهر من هست
شنیدم که
شما قبلا از اومدن من یه گیشا برای اینجا خریداری کردین ...ء
بله ...ء
ولی بعدش اون بخاطر بیماری سل فوت کرد
بیشتر گیشا ها نیز بخاطر این بیماری جانشون از دست دادن
واقعا دلم سوخت
این همه تاسف و ناراحتی اونم فقط برای یه گیشا سطح پائین بود
موزیک قطع کن
برین بیرون
همتون برین بیرون
هان جیی زرو
منظورت چی بود؟
یک فاحشه سطح پائین که مسلول هم بود
اگر اینطوری بوده به جای دلسوزی بایدسریع اون اخراج میکردین
تو هم که مثل خودم هستی
زنها دوست ندارن این کارو باهاشون بکنن
اون فقط زنی بود که از یه ناشناس توی یه شهر دیگه خریده بودم
وقتی شهرشون خارج میشن دیگه خسته کننده میشن خوب اونا فقط بدرد شهوت رانی و کردن میخورن
پس اون خریدین فقط برای شهوت رانی
ازش بعنوان یک ابزار تجاری استفاده میکردم
اونا تنها زنهائی هستن که میشه باهاشون مردها را خوشحال نگه داشت
پس شما فقط باید خوش امد بیگین بعد اون دیگه باهاشون میخوابه
بله، پس من ...ء
این راحت تر هست و همینطور دسترسی اسانتری دارم
مشتریها خیلی راضی میشن ...ء اگر یک زن بهشون رسیدگی کنه
همه اونها از تجارت راضی و خوشخال بودند
سرمایه زیادی از طریق این دخترا بدست میارم
برای اینکه مطمئن بشم اونها تجارت لازم انجام میدن
پس کلیمانجارو ماساتو ...ء
چه اتفاقی براش افتاد ؟
همه اون کارائی که گفتی قبلا انجام دادم مجبورش کردم از خونه فرارکنه
شنیدم تو محله های پائین شهر خود فروشی میکرد و همونجا توی خیابون مثل یه سگ مرده
ماساتو ...صبرکن ببینم
اباساکی
چطور تونستی این کارهارو با ماساتو بکنی ...ء
این پایانی خواهد بود برای اونها که حاضر جوابن ...!ء
یوشی هلپر
من با تو نخوام امد
فکر میکنه هر کاری دلش بخواد میتونه انجام بده
اینجارومیبینی ؟
من یه قرارداد دارم
بزودی باید به من تحویل داده بشی ...ء
مردانی که گلهای بدنش می بینند باید خیلی قدردان من باشن
همینطوری گرفتی اونجا نشستی ...!ء
ازت متنفرم
حلقه ای که برای اباساکی خریدم حالا دیگه اون مال من هست
میدونم باید باهاش چیکار کنم ...!ء
بذار برم
چه جنده ای هست
اینجا واقعا کسی نیست که کمک کنه!؟
برو....ء
زود از اینجا فرارکن ...ء
یوشی هلپر
اون مرده
اساگیری چه اتفاقی افتاده ؟
اون معشوقت بود، اینطور نیست ؟
واقعا چه شرم اوره
همیشه بهم میگفتی نباید عشق مردهارو باورکنم
هرگز نمیخوام به عنوان خواهرم صدات کنم
در تعقیب قاتل هان جی زرو
وقتی دیدمش فهمیدم ، جنده ای هست که به سختی برای من مشتری پیدا میکنه
بیا یکم سوجو بنوشیم
اوشیما اون به یاد اورد همیشه میومد اینجا و کلی پول خرج میکرد
خیلی متاسفم
لطفا من ببخش
من میخوام کوفته بخورم
بهت قول میدم دیگه هیچوقت نمیتونی یک زن برای دوبارگول بزنی ...!ء
میگن عشق میتونی احساسات ادمها را برای یه مدت کوتاه تغییر بده
ولی اون هنوزم واقعا اون دوست داره
به همین خاطره که میگم اون درست مثل آتش هست
بگو ببینم
مردی که یوشیدا را به اتش کشید و بعدشم فرار کرد
اونا میگفتن درست همون کاری کرده تو ازش خواستی
به هر حال به نظر میومد که میخواسته فرار کنه
این هم هست
ناپدید شدن
برای فرار، این بهترین کارهست
چی میخوای ؟
این برای توهست
نیمه شب اینجا منتظرت هستم
اباساکی
خیلی احمقی ، چرا دوباره برگشتی اینجا؟
چرا نمیفهمی ؟ اگر دستگیر بشی اونا تورو میکشن !ء
خوشحالم که نجات پیدا کردی
اباساکی
راه پیمائی گیشا با کفش های بلند
میخواهی اون برای من انجام بدی ؟
الان کیمونو و همه لباسهارو اماده کردم
ولی تنهائی نمیتونم انجامش بدم
من کمکت می کنم
تو برگشتی
تا این کارو برات انجام بدم
بله
بهم میگی
اسم واقعیت چیه ؟
آسا
اسا
من اونجا منتظرت می مونم
آسا
آسا
آسا
آسا
برای بیشترلذت بردن ، اسم اصلیم میگی ؟
آسا
آسا
از حالا به بعد
دیگه نباید ...ء
گلهات به هیچکس دیگه نشون بدی
وای باورم نمیشه
ببین چقدر داغون شدی
از وقتی که اون بیچاره را دستگیر کردن اینجایی
وقتی دستگیر شد اینجا بودم
چند وقته
27روز
آجی جوون
خیلی متاسفم
خبر چینی کردم
فقط حسودیم میشد
دو تامرد اینقدر عاشق تو هستن
اون شخص...ء
الان حالش چطوره؟
من خبر ندارم
این موهای هان -زرو هست
دیروز ظهر سرش را قطع کردن
مردم میگن وقتی سن ادم بالا میره ...ء
زنها وقتی مسن تر میشن عاشق مردها میشن ،شکی نیست
اگر می خواستی عاشق بشی باید با عواقبش کنار بیائی
هنوز خوابیدی ؟
امروز یکم تخم مرغ از اشپزخانه کش رفتم
ببین
اگر تخم مرغ بخوری از جات بلند میشی
یاسین تسوشیما
میگفت توی پالما خیلی خوشحال بوده
گلها در پالما زمان کوتاهی باز میشن و بعد از ان زود پژمرده میشن
دیگه قرار نیست کسی گلهارو ببینه
ولی اگه قراه دیگه گلهام شکوفا نشن ،لذتی نمیبرم ...!ء
متوجه نمیشم چی میگی ، ولی
گلها زیبا هستن اما گل ها اینجا دیگه شکوفه نمیکنند
منم همین فکر میکنم
ممنونم یاسین تسوشیما
هر کی یماد می پرسه چرا خودکشی کرده ...!ء
ولی
وقتی دیگه نتونی زندگی تحمل کنی
ولی اخه
ولی هیچ ادمی مردن دوس نداره ...ء
اون خیلی احساس ناامیدی میکرد و دیگه نمیخواست بعد از اون زنده بمونه
نمیدونم
گلهای اساگیری همیشه در خاطره ها میمونه
وای ، اینا چقدر ناز هستن ...دوسشون دالم !ء
برای یه انتخاب بهتر...ء
بهتره...ء
اون کجا رفت ؟
لطفا پات بیار بالا
متشکرم
Ts.By: H@rika harika_alone@yahoo.com
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.