Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
!قرمز
. همون رنگی مثل موهای اون
! قرمز
.موی تیره تر از یه توت فرنگی رسیده
. همون رنگی که روی دستامو گرفته
!یه قرمز زهر آلود زیبا
...درسته, مثل اون
! فقط برای من زندگی کن
「داستان اول」یه دوس دختر گرفتم
! پسر ,میخوام سینه های قشنگو ماساژ بدم
! منم تائیدش میکنم
.نگو , گفتنش بی فایدست
, ماتسودا , موتوهاما
ما چرا به این مدرسه اومدیم؟
.بخاطر اینکه این مدرسه خصوصی چند سال قبل فقط برای دخترا بوده
.بخاطر همین دخترای زیبا و ناز , تا دلمون بخواد هست
. بخاطر همین , باید بیشتر سعی کنیم
. به عبارت دیگه , حتی چیزی نگیم , یه بهشته برامون
. درسته مثل بازی های اروگه هه
.به عبارت دیگش , یه حرم سرا برامون
. آره , یه جور دیگش , یه زندگیه معمولی بین سینه های خوشگل
. هر کدوم از ما بدون اینکه دوس دختری داشته باشیم, اومدیم اینجا
. نزن تو برجکمون
. خیلی آزار دهندست
! کسی بیخیال نمیشه
! ما هنوز شانسی داریم
کیبا کون , امروز میخوای چیکار کنی؟
با ما میای بریم کاروئکه,میای دیگه؟
. شرمنده , باید برم به فعالیت های باشگاه برسم
. اِه, باشه
...خب دیگه
. من واقعا متاسفم...
.سال دوم , کلاس سی , کیبا یوتو
. یه ستاره ی مورد پرستش دخترا , یه دشمن برای ما
! تو روحش
! اون باهوشه , خوشتیپه , تو کلاس بهتر از ماهه , خودنمایی هم میکنه
. اینو نگو , ریدی بهمون
! پسر , این دنیا خیلی بی رحمه , نه
! اوه , کم کم وقتش شده
کجا داری میری؟
! سینه های مورایاما
! واقعا بزرگنا
80, 70, 81.
! کاتاسو , پاهای قشنگی داره
78, 65, 79.
. ما خیلی خر شانسیم که زمان ورزش ,ما این بیرونیم
.پسر , اینو باش
! هوی ,بزارید منم یه دیدکی بزنم
! قرار نیست تمام کیفشو شما دو تا ببرید
کسی اونجاست؟
! الفرار , شنیدن
چی شده ؟هوی ماتسودا
...موتویا
...ما...
... بازم توهه عنتر
. این ...خیلی بده
! صبر کنید
!( عنتر منحرف(میمون منحرفم میشه
. اوخ , اوخ , اوخ
واقعا ادما رو با یه همچین چوبایی(شمشیر های کندو از جنس خیزران) میزنن؟
خیلی بد شانسیا
! شما دو تا منو انداختید به این وضع
اگه یه کوچولو منم سینه هاشونو میدیدم , چیزی ازتون کم میشد
...اما من هیچی به لطف شما دو تا ندیدم !این خیلی
یکی تو این ساختمون قدیمی بوده؟
. خیلی ناز بودا , اون مو قرمزه
. ریاسه گرِموری
99, 58, 90.
سال سوم , رئیس باشگاه تحقیقاتیه نیروی های ماورا طبیعی
. شایعه شده اون مال اسکاندیناویه
. اون پسر
. بله
اون پسر وسطیه
سال دوم.کلاس بی , اسمش اگه درست یادم باشه...هیودو
چیزی در مورد اون پسر درست نیست؟
نه , شاید من اشتباه کرده باشم
. کیش و مات
. ای وای
. این یه مبارزه ی اسون بوده
... من فکر میکردم باید یکمی سخت تر باشه
. دفعه ی بعدی بیشتر ازت انتظار دارم
! پسر, بدبختی داره جلوم راه میره
! اینجوری زندگیه دبیرستانیم بدون یه سینه دس زدن به باد فنا میره
ببخشید
شما از مدرسه ی کواو , هیودو ایسه
هستید درسته؟
آره , خب؟
من این اونیفرومو به یاد نمیارم
مال کدوم مدرسه هست؟
! چه خوشمله
...امو
چیزی از من میخوای؟
... اتو
با کسی بیرون میری؟
. نه کسی نیست
! خداروشکر
امو, با من میای بریم بیرون؟
الان چی گفتی؟
من میدیدم همیشه میومدی اینجا
...و امو , امو , درباره ی تو و من
هوی , این...؟
...لطفا
! با من بیا بریم بیرون
این ...واقعیه؟
! بیدار شو ! بیدار شو
بیدار شو ! اگه انجامش بدی میبوسمت
بیدار شو ! بیدارشو ! بیـ
چی ؟
چرا؟
. ایشون آمانو یوما چانه
اینا دوستای منن , ماتسودا و موتوهاما
از آشناییتون خوشبختم
. اون دوس...دختر...منه
. شما دو تا هم برای خودتون دوس دختر جور کنید
!بریم , یوما چان
. باشه
! تو اون روحت خیانتکار
قرار؟
آره.همین یکشنبه.نمیشه؟
! البته که میشه
! من حتما میام
. خداروشکر
! پس
! آره , تا بعد
. من مشتاقانه منتظر قرارمونم
. آره ,منم
! قرار!قرار
! وای چه حالی میده
! یوش
. که اینطور
...پس شهود گراییت بوده
این چیزی بود که میخواستی بگی؟
. تصمیمم درست بود که اونو تماشا کنم
...رئیس
الان چیکار کنیم؟
. شاید به عنوان یه زیر دست ازش استفاده کنم
با این وجود , همش به خودش بستگی داره
. دیگه باید پیداش شه
! بفرمایید
! پسر, اینو الکی گرفتم
آرزو هات اتفاق میوفته؟
. وای , خیلی مشکوک میزنه
. ایسه کون
! صبح بخیر , یوما چان
شرمنده , خیلی منتظر بودی؟
. نه منم تازه رسیدم
! میخواستم برای یه بارم شده این جمله رو بگم
چی شده؟
خوبی؟
. امروز خیلی خوش گذشت
. آره خیلی زیادم خوش گذشت
. اینجا جاییه که یه پسر , مرد بودن خودشو نشون میده
! انجامش دادم
...یه چیزی ایسه کون
برای به یاد موندنی کردن این قرارمون , به خواستم گوش میدی؟
نکنه اون...؟
...بو..بو
چیه؟خواستت چیه؟
میتونی برای من بمیری؟
هه؟
ها, این...چی؟
شرمنده یوما چان , میشه یه بار دیگه بگیش؟
. انگار اشتباه شنیدم
میتونی برای من بمیری؟
جان؟
...چی
! من دیدمش
من دیدمش , نه؟
برای یه لحظه دیدمش
! بلاخره یه سینه ی انلاین دیدم
سینه های یه دختر خیلی زیبارو
تو همچین موقعی, همچین چیزی میگن؟
تغییر لباس دادی؟
! این جوری نیست
...اصلا اینجوری نیست
!بال؟
.خوش گذشت
.فقط برای یه مدتی
قرار داشتن با یه بچه ی بیگناه
این کادویی که برام خریدیو , نگهش میدارم
...بخاطر همینم
...یوما چان
. لطفا بمیر
.متاسفم
. تو یه خطری برای ما
. من باید زود کارتو تموم کنم
اگه احساس تنفر داری
از من نباش از خدایی باش که تو رو اینجوری کرده
...این...چه جورشه
.برای کادوی قشنگت ممونم
. واقعا
...من دارم اینجا میمیرم
...تو جایی مثل پارک , به دلیلی که خودمم نمیدونم
...اگه هم میخوای منو بکشی
پس حداقل بزار برای شروع سینه هاتو یه ماساژی بدم...
...من که فقط به اینا به چشم نمونه نگاه میکردم ولی
اون مطمئن که سینه های باحالی داره
قرمز تیره
قرمز
درست مثل اون
قرمز
...مویی تیره تر از یه توت فرنگی رسیده
. همون رنگی که روی دستامو گرفته
چی دارم میگم من؟
...من که دارم میمیرم
...اصلا وضع خوبی نیست, لعنتی
بدنم رو نمیتونم تکون بدم
اخه این چه مرگیه که من دارم, هان؟
چه زندگی مزخرفی هم داشتم
...اگه دوباره بدنیا بیام اونوقته که
...میخوام
ریاس سنپای, هاه؟
چه موهای خوشگل قرمزی
...اگه قرار بود که بمیرم میخواستم بهتر از اینا باشه
روی سینه های اون دختره مامانی...
منو صدا زدی؟
کی اونجاست؟
...اگر میخوای بمیری به هر حال میخوام که
بالها...دوباره
زندگیت ماله من؟....
بخاطره من زندگی کن
High School DxD
دنیای انیمه
اگر بلند نشی میکشمت
پدر سوخته بیدار نمیشی هم بزنوم جرت بدم
بلند شو یا
عجب خوابم میادا
عجب خواب هم دیدما
خواب؟
شما بچه ها واقعا یوما چان رو یادتون نمیاد؟
چقدر بگم , که نمیشناسم؟
....تا حالا منو به این دختره معرفی نکرده بودیا
و بعدش شانس دوس دختر پیدا کردن تو مثل این میمونه که یه شهاب سنگ بخوره تو سرت , غیر ممکنه
مگه میشه
من شمارشو دارم
اینجا نیست
هیچی نیست , شمارش, آدرس
غیب شده
ریاس سنپای
واقعا؟
نگاه کن ریاس سنپای
خیلی قشنگه از دیدی هم بهش نگاه کنی محشره
واقعا قشنگه
اره مخصوصا هم از نزدیک دید بزنی
داشتی فکرای خیط خیط میکردی؟
این وصله های به من نمیچسبه
...ولی مطمئن بودما
اره, اره, فقط زود بیا خونمون, همین امروز
با هم بشینیم مجموعه ی کیزو رو نگاه کنیم
! هلهله های عشقیو
از مردها متنفرم
همشون ذهن هاشون خرابه
ماشا الله اخلاق درست و حسابی هم ندارن
منحرفا
. و یه بازیه فوق ارو هم گرفتم
اوه خیلی خفنه
...خب بیا این رابطه جدید رو بررسی کنیم
چی بود...
تغییر شکل
این کار جدیده, کامن رایدر دامن کوتاه
خیلی این کاره چشممو گرفته
یه چیزی عجیبه
همه چی تویه یه روز تعطیل اتفاق افتاد نمیتونه یه خواب باشه
مگه همچین چیزی هم ممکنه؟
همه ی خاطراتم یهو از دست دادم چطوری؟
!مشت...باسنی
هوی
چی شده ایسه؟
تو یکی از طرفدارای این بودی که؟
اوه
میدونم میرم یه چیزی بیارم بخوری
عجب حالی میده
! دیدن این چیزا تو تاریکی حالی میده
هی به اون توجه کردی تا حالا؟
چی داری میگی؟
یه نوری از اون اتاق نمیاد؟
هاه؟چی داری میگی؟
نه چیزی نیست
همه چراغ ها خاموشه
هیچ روشنایی نمیبینم
ولی من که میبینم
دارم میبینمش
متاسفم
میرم خونه
هی نکنه مریضی یا یه چیزه دیگه گرفتی؟
فکرشو میکردم
میتونم واضح تر از قبل ببینم
من که نمیفهمم فقط دارم با بدنم حسش میکنم یه نیرویی داره
لطفا اونو واسم بخر
انقدر سرتق نباش وگرنه همینجا ولت میکنم لولو بخورتا
نمیخوام
چرا دارم این صداها رو از این فاصله ی دور میشنوم؟
چه اتفاقی داره واسم میوفته؟
بدنمم داره قاط میزنه ها
...این پارک
اینجاست
من با یوما چان اینجا بودم
یوما چان ,این نمیتونه خواب بوده باشه
نمیخوام باور کنم خواب بوده
...این چیه
حالا, ما اینجا چی داریم
...یه راه
این چیه؟
...یه عوضی مثل تو
بدنم داره کلا میلرزه
من فقط یه قدم میخواستم برم عقب ولی
پس میخوای فرار کنی؟
نمیدونم چه خبره اینجا
پر؟
یوما چان؟
بخاطره اینه که از کلاس پایین ها متنفرم
یه رویای دوباره
اینجا هیچ رفیق و اربابی نیست
هیچ چیز جادویی این نزدیکی نیست
خب با این وضعیت
تو فقط یه گرگ ولگردی
پس
خیلی زود شکار میشی
..اگه قراره دوباره تو این رویا بمیرم میخوام که
میخوام که یه دختر مامانی بجای این پیرمرد باشه
عجب دردی داره
واقعا درد داره
در مقابل دردی که یوما چان بهم زده بود خیلی فرق میکنه
باید خیلی درد داشته باشه ,نور برات مثل سمه
فکر کنم اخره کارته ولی
از اون چیزی که فکر میکردم سر سخت تری
نگران نباش زود تمومش میکنم
بیش از این نمیتونم تحمل کنم
یکی نجاتم بده
...این چیزیه که
. به نظر اومدن
به اون پسر دست نزن
موهای قرمز
ر-ریاس سنپای
تو با خودت چی فکر کردی؟
حرومزاده ها؟
...موی قرمز
که اینطور
تو از خونه ی گرموریی
من ریاس گرموری
حالت چطوره اقای فرشته ی گناه کار؟
فکرشم نمیکردم که تو بازرس این شهر باشی
اون عضوی از خانوادته؟
اگه یه مو از سر این پسر کم بشه اونوقته که من میدونم با تو
گرفتم
فعلا عقب نشینی میکنم
اما نزار که نوکرات این دور و برا تنها بچرخن
...ممکنه اونو همینجوری بفرستم
. اون دنیا وقتی داره ول گردی میکنه...
اخطارت رو جدی میگیرم
فقط بخاطره تو اگه یه باره دیگه این اتفاق بیوفته
بدونه اینکه ازت سوال کنم میکشمت
یه موقعی میشه که جوابتم میدم
من خیلی زود و سریع جواب میدم
اسمه من دوناشیکوست
امیدوارم که دوباره نبینمت
خیلی بی دقتم
...کی فکرشو میکرد که اون با فرشته ی گناه کاره بوده
با این سرعت میمیره
نمیخوام که بمیره
...از اونجایی که این پسر
بیدار شو گوشوجین ساما
گوشوجین ساما
باز خوابم میاد
یه رویایه عجیبه دیگه
لعنت بهش اخه چرا همش یه رویا رو مجبورم ببینم
شورتم کدوم گوریه؟
...شلوارم کجاست
...چی...چی
ریاس سنپای؟
صبح شده؟
سینه هات
صبح بخیر
اوم ,تو چرا اینجایی؟؟؟
...بیشتر شبیه رویایه
یا شایدم این رویامه که ادامه داره؟
واقعیه
اون همه چیزی که دیدی همش واقعیه
من ریاس گرموریم
من یه شیطونم
ش-شیطان؟
و من اربابتم
از دیدنت خوشوقتم
هیودو ایسه کون
ALI.68 & illidan:ترجمه و زیرنویس Forums.AnimWorld.net
در قسمت بعدی
یه چیزای عجیبی داره یادم میاد
من پادشاه حرم سرا میشم
به من نیرو بده
به نظر میرسه یه خنگ از خدا بی خبری هستی
* داستان دوم * من دیگه انسان نیستم
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.