Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
وبسايت باليوود وان تقديم ميکند Bollywood1.co سفارشی از محسن نادمی
برترین های سینمای هند در بالیوود وان 1Bollywood1.INFO
اينستاگرام باليوود وان @Bolly1official
تلگرام باليوود وان @Bollywood1official
"غریبه" ترجمه ای از وبسایت بالیوود وان
مترجم : پویا
پروردگارا، هر روز بهم قدرت بده تا برای خانواده ام مبارزه کنم نحمیا ۱۴:۴
جورج، من اطمینان زیادی به این پروژه دارم
میتونیم در بازه زمانی دو ماهه تمومش کنیم
این طرح اولیه اس
قهوه ات رو بخور، رفیق
آبین، حقیقتا نمیتونیم این پروژه رو ادامه بدیم
شرکت مون داره وارد دوران سختی میشه
فکر نمیکنم شرکت مون در آینده ای نزدیک
بتونه از پس این پروژه بر بیاد
مهمتر از همه اینکه تو با استعدادی
و سال ها تجربه کار کردن در دبی رو داری
درواقع
تو بیش از حد مستعد و کیفیت بالایی داری
که ما نمیتونیم به خوبی ازت استفاده کنیم این حقیقت محض ـه
میخوای چیزی بگی؟ - نه، قطعا نه -
فکر میکنم الان وقت مناسبیه
در این شهر روابط زیادی داری، درسته؟
من واقعا خسته شدم و میخوام از این کار کنار بکشم
حتی منم به وقفه و استراحتی نیاز دارم
این یه دلیل پیریا بارداره
واقعا؟ چه خبر خوبی !تبریک میگم، رفیق
پس اوضاع داره ردیف میشه - ...آره فکر کنم -
باعث افتخار بود
بگذریم. جورج، تو فوق العاده بودی
لازم نیست عجله کنی قهوه ات رو تموم کن، رفیق
نه، یه سری به بقیه بزنم
به همشون اطلاع بدم ...سیگار بزنم
عذر میخوام
نه...قطعا نه
ممنون، جورج
باعث افتخار بود - همچنین -
بذار تا دم درب باهات بیام - باشه -
...میتونم این رو بردارم؟ گوشیم - بله -
الو - آبین - بله -
کارت رو توی دفتر شروع کردی؟
نه، امروز صبح جلسه داشتیم
باشه، من با شانتا میرم
وقتی کارت تموم شد بهم خبر بده
باشه
چرا هدیه خریدی؟
ارائه چطور بود؟
خب، به ثمر ننشست
مشتری لحظه آخر کنار کشید
چی شد؟
هیئت مدیره حسابی گیج شده
چون شرکت هیچ پروژه جدیدی نداره
منظورم در مورد کار خودمه
این رو برام خریدی تا خبر بد رو بهم بدی؟
نه، یکدفعه زد به سرم که بخرم
من خوبم، عزیزم
همیشه کنارتم
باید الان استراحت کنی
آبین
با شانتا رفتیم دکتر
در حین سونوگرافی نتونستن صدای ضربان بچه رو بشنون
گفتن، هیچ امیدی وجود نداره
چرا بهم نگفتی؟
تو توی دفتر داشتی ارائه ات رو میدادی
نمیخواستم ناراحتت کنم
تو خوبی؟
برنامه ریزی شده که نبود
ناگهانی اتفاق افتاد
شاید زمان مناسبی نیست
ما حداقل فهمیدیم که میتونم بچه دار بشیم
آبین، پاشو بریم بیرون شام بخوریم
واقعا میخوای بریم بیرون؟
آبین، خسته کننده نباش دیگه
زود خوب میشم
یادته اولین بار که کنار هم سوار ماشین شده بودیم؟
به سمت الممزر میرفتیم، درسته؟
با گروه آی بی ام - آره -
دلم برای اون روزا تنگ شده
واقعا دلم برای اون روزا تنگ شده، آبین
♪ تو معنای عشقی ♪
♪ تو حقیقتی هستی که من دنبالشم ♪
♪ تو گل جوانه زده ای هستی که ♪ ♪ به آرامی در درون من داره شکوفا میشه ♪
♪ در گرگ و میش صبحگاهی اون رو دیدم ♪
♪ اون مثل مهتاب زیبا بود ♪
♪ در تابستان گرم صدات رو شنیدم ♪
♪ ...و باعث آرامشم شد ♪
♪ اوه عشقم، من خودم رو آماده میکنم ♪
♪ که به تو تعلق بگیرم ♪
♪ سعی میکنم تو رو پیدا کنم ♪
♪ همونطور که میخوام جزئی از زندگیت باشم ♪
♪ ...مدت زیادی صبر کردم ♪
♪ ...صبر کردم ♪
♪ تا انعکاسم رو درون تو ببینم ♪
♪ تو معنای عشقی ♪
♪ تو حقیقتی هستی که من دنبالشم ♪
♪ تو گل جوانه زده ای هستی که ♪ ♪ به آرامی در درون من داره شکوفا میشه ♪
♪ تو مانند شعری زیبایی ♪
♪ تو آتش زندگی منی ♪
♪ تو آهنگی هستی که به شدت علاقه دارم ♪ ♪ بخونمش ♪
ممنون
وقتی از بیمارستان خارج شدم با مامانم تماس گرفتم
بهش قضیه رو گفتی؟
نه، فقط باهاش تماس گرفتم تا صداش رو بشنوم
خوبه، اگه میفهمید وحشت میکرد
آبین، میشه برای مدتی از این شهر بریم؟
چی شده؟
خیلی از اینجا خسته شدم
همون حسی رو میده که جمعه ها به مدرسه میرفتم
در خارج تحصیل نکردی، درسته؟
هر روز مثل جمعه بود
اینطور نیست، آبین
چرا اجباری اینجا میمونیم و اجاره سنگینی رو پرداخت میکنیم
اگه بریم شهر خودمون میتونم مامان و خواهرم رو ببینم
تو هم میتونی به بنگلور بری و با دادشت وقت بگذرونی
کارت چی میشه؟
اون مشکلی نداره
از خونه هم میتونم کار کنم
همونطور که بخاطر حاملگی درخواست دادم
فقط به لپ تاپ و اینترنت نیاز دارم
این یکی از مزایای کار کردن در این زمینه اس
بهتر نیست که استارت آپ ات رو در شهر خودمون عملی کنی؟
در مورد استارت آپ ها میدونی، درسته؟
شانس کمی وجود داره که موفق بشه
مشکلی نیست، آبین از وقتت استفاده کن
رویای بچگی ات هست، درسته؟
مزرعه بابا رو در ایتین مایل ندیدی، درسته؟
عاشقش میشی
برای ما هم یه تغییر به حساب میاد
بیا بریم و اونجا بمونیم
بهتر از اینکه غذای ارگانیک شهری رو بخوریم
فکر خوبیه
دلت برای دبی تنگ نمیشه؟
اگه دلمون تنگ شد برمیگردیم
واقعا؟
میخوای با سیگار خودت رو به کشتن بدی یا چی؟
لطفا توجه کنید
...پرواز هواپیمایی ونوس با شماره 367 - "غریبه" -
از دبی به کوچی آماده تیک آف هست....
از طرف خلبان
و باقی کارکنان ورود شما رو خوش آمد میگیم
اگه چیزی لازم داشتید
لطفا به ما اطلاع بدید
تا اونموقع، بنشینید خونسردی خودتون رو حفظ کنید
و از پرواز لذت ببرید
بنشینید، خونسردی خودتون رو حفظ کنید
و از پرواز لذت ببرید
بنشینید، خونسردی خودتون رو حفظ کنید و از پرواز لذت ببرید
لطفا توجه کنید
لطفا توجه کنید
بنشینید، خونسردی خودتون رو حفظ کنید
و از پرواز لذت ببرید
آقا، اینجا بارون نمیباره؟
نه زیاد
عزیزم، قبل از اینکه بری چرا چند روز اینجا نمیمونی؟
امکان نداره
چرا؟ - مامان، برای مدتی اینجا میمونیم -
آخر هفته بعدی بهت سر میزنیم
هی! سفره رو بنداز
بجای اینکه همه پاپادم ها رو بخوری
کوریان خیلی وقته بهتون سر نزده، درسته؟
اون چند روز پیش اینجا بود
اون باید یکسال و نیم دیگه بازنشسته بشه
خدمت نمیتونه تمدید بشه، درسته؟
چه فایده ای در تمدید خدمت وجود داره؟
پیدا کردن شغل در سن 48 سالگی
بعد از بازنشستگی از نیروی هوایی سخته
کوریان قطعا یه کاری پیدا میکنه
یطور حرف میزنی انگار کاری داری و میخوای بهش پیشنهاد بدی
الان دیگه حتی جوون ها هم کار گیرشون نمیاد - نه -
آبین، ادویه کاری رو بده من
کارمند های دولت بعد از بازنشستگی مستمری میگیرن - مامان -
برنامه تو چیه، آبین؟ - مامان -
برنامه دارم که استارت آپ راه بندازم - مامان -
اون چیه؟ بخش دولتی یا خصوصی؟
این چه سوالی ـه، مامان؟
لیوان میارم
آبین بخور
مادرت خوابید؟ - آره -
هرچی مامان پیرتر میشه بیشتر نگران میشه
اون خیلی سختی کشید تا ما رو بزرگ کنه
بعد از اینکه پدرم فوت شد
حرفاش رو جدی نگیر
مشکلی نیست، عزیزم
اون نگران زندگی دخترشه
بیا صبح زود بریم ماریا میذاره ماشینش رو قرض بگیریم
آخر هفته ها بیاین اینجا - باشه -
شماره تلفن آقای بنی رو سیو داری؟ - آره -
بهش گفتم اینترنت و گاز رو براتون راه بندازه
آبین، اون یکم آزار دهنده اس ولی باهاش خوب رفتار کن
اون مفیده - خفه شو -
اون مظلومه، میتونی بهش اعتماد کنی
ولی کمی به سیاست علاقه داره
فقط همین
اون همه ویژگی های بد سیاست رو داره
تا وقتیکه اونجایین حواستون به همه چیز باشه
باشه مادر زن، میبینم تون - خدانگه دار -
ماریا - خدانگه دار -
کونجومول وقتی بیدار شد بهش بگید
قطعا هفته بعد میام پیشتون
برید
آپام و تاس کبابی که مادرت درست کرده بود خوشمزه بود
واقعا؟ باید بجای اینکه به من بگی
این رو به مامانم میگفتی
حتما متوجه شده چون خیلی خوردم
ولی میتونستی بهش بگی
چرا سریع سوار ماشین شدی؟
میتونستی دستش رو بگیری و خداحافظی کنی
من زیاد در انجام این آداب معاشرت وارد نیستم
باشه، میدونم
دستم رو ول کن بذار رانندگی کنم
ول نمیکنم
قربان، میشه پسرم رو لطفا تا ایتین مایل برسونید؟
اون امتحان داره. الان دیگه هیچ اتوبوسی رد نمیشه
میشه لطفا تا مدرسه برسونیدش؟
...آره...سوار شو
بسیار خب
امروز چه امتحانی داری؟
ریاضیات
قربان، میشه لطفا ماشین رو نگه دارید؟
چرا؟ - میخوام پیاده بشم -
چه ساعتی امتحان داری؟ - ریاضیات -
در مورد موضوع امتحان پرسیدید، درسته؟ - !آره، ریاضیات -
باشه قربان
بچه های این نسل در مورد همه چیز رک هستن
ریاضیات
قربان، لطفا دوتا فنجون چای
کیک میخوای؟
یکی کافیه، نصفش میکنیم
قربان، یه تیکه کیک لطفا
کدوم سمت میرید، قربان؟ - به استراحتگاه میرید؟ -
نه، مکانی در همین نزدیکی ها به اسم پالاتینگان
آها، خونه پاول
شما در نیروی هوایی کار میکنید، درسته؟ - نه، در دبی مشغولم -
پیریا
من رو نشناختی، مگه نه؟
خواهر و مادرت هنوز در کوچی زندگی میکنن؟
آره
مچکرم - میشه 27 روپیه -
سی روپیه بگیر
بفرما
...قربان، باقیش - لازم نیست -
بعضی ها دلشون میخواد فرهنگ مون رو به گند بکشن
ای کاش در این عصر متولد میشدم
"سلمونی مردانه"
سلام جناب سلام پیریا خانم
قربان، لطفا پیاده بشید بذارید من ماشین رو پارک کنم
لازم نیست
خب مشکل چیز دیگه ای هست تاسیسات قدیمی آب اونجا هست
اگه ماشین درست پارک نشه سقوط میکنه
امتحان کنم؟
باشه
بنظر ایشون خیلی ماجراجو هستن
سفرتون راحت بود؟ - آره خوب بود -
مادرتون چطوره؟ - اون خوبه -
اون وسیله نقلیه رو بیاد دارین؟
البته
بابا همیشه با اون من رو به مدرسه میرسوند
الان هم هنوز خوب کار میکنه
برای سفرهای کوتاه عالیه
واقعا؟ - اون دوتا -
قربان، من بنی هستم - آبین هستم -
قربان، بدینش به من - ...نه، لازم نیست -
موروگان، همه وسایل ها رو بردار - چیه؟ -
ببرشون داخل - لازم نیست، بذارش همینجا -
قربان، ایشون موروگان هستن
موروگان هرکاری بگید انجام میده
اهل کجایی؟
شهری نزدیک تهینی - بسیار خب -
بگیرش
آبین، اینترنت کار میکنه؟
قطعا کار میکنه اون توی کارش وارده
تونستم به اینترنت وصل بشم و سرعتش هم خوبه
خب دیگه بریم؟
قربان، با اجازه ما دیگه میریم - باشه - باشه فردا میبینمتون -
باشه - آقای بنی -
شما مشروب نمیخورید؟
قربان، من روزه ام در این موقع از سال نمیخورم
ببخشید...فراموش کردم
قربان، لطفا بدینش چون اولین چیزی هست که بهم تقدیم کردید
وقتی که روزه هام تموم شد میتونم بخورم، درسته خانم؟
خیلی ممنون
خداحافظ قربان - فردا میبینمت -
آبین، چمدون رو هم بیار - باشه -
پدربزرگم این ملک رو از این فرد خرید
این پدربزرگمه
آقای وارگس پاول
اون مشاور دادستان بریتانیا در این شهر بود
این پدر زنمه، درسته؟
!آقای پاول واقعا خوشتیپ بود
درسته؟
آبین
!خیلی بهت میاد
این دوربین دید در شبه
مال پدربزرگمه - باشه -
خودکار هیرو
!مثل محل مخفی آدم بد های فیلم های دهه 80 میلادی هست
...سوسک
...هی ...نکُشش
چرا کشتیش؟
خب؟ به حیوون خونگی تبدیلش میکردم یا چی؟
نباید میکشتیش، یه جای دیگه زندگی میکرد
نمیخوام توی خونه من زندگی کنه
اینجا محل بیوگاز پدرم هست
!آقای پاول چه مرد باحالی بوده
ولی اینجا با شکست رو به رو شد
اوه خدایا! چه صدایی داره
صدای جیرجیرک نر هست
کی گفته؟ - بابام همیشه میگفت -
!اوه
چرا همچین صدایی در میارن؟
برای جذب جیرجیرک های ماده
جدی؟
اونا هرگز جذب نمیشن
انجیل
آبین
آبین
آبین
آبین
آبین - صبح بخیر -
نخوابیدی؟ - زود بیدار شدم -
خیلی وقت میشه که اینطوری کنار هم نشسته بودیم
الان به اندازه کافی وقت داریم
مامان و بابام اینجا قهوه میخوردن
واقعا؟
آبین، به چی فکر میکنی؟
داشتم فکر میکردم که دیگه
تجربه های نوستالژی برای به اشتراک گذاشتن ندارم
اسمش رو چی میذاری؟
یادآوری - !اوه خدایا -
حتی تلفظش هم سخته بعد میخوایم چطور حسش کنیم؟
♪ ما وارد فصل جدیدی میشیم ♪
♪ که به اون ♪
♪ رویاهای جدید اضافه میشه ♪
♪ نسیم آرامی که میوزه بوسیله ♪
♪ کوه ها با نوای ما یکی میشه ♪
♪ مانند قطرات شبنم کم کم عاشق میشیم ♪
♪ چشمان میدرخشن ♪
من از کلاس هشتم تا دوازدهم در این مدرسه تحصیل کردم
واقعا؟ - آره -
بعد از فوت پدرم به کوچی رفتیم
صبح بخیر، خواهر - کلاس ات کجاست؟ -
خب...اونجاست
این مکان جدیدیه
شما پیریا پاول هستی؟ - ...بله -
چطوری عزیزم؟
خوبم، ایشون آبین هستن
چطوری خواهر؟ - خوبم -
اون همه کتاب های این کتابخونه رو خونده
چیزی که گفتی درسته اون حافظه خوبی داره
اون با یه نگاهی که بهت انداخت اسمت رو گفت
اینطور نیست که همه رو بیاد داشته باشه
من رو یادشه چون شاگرد ممتاز بودم
اوه باشه - واقعا -
باشه
واقعا - باورت میکنم -
بدش من
براتون دوتا تیکه کیک بیارم؟
نه. بنظر میتونید اینجا یک انجمن هواداری راه بندازید
آبین، اون رو نگاه کن
اون زن ها رو دید میزنه
سخته که حتی از نزدیکش عبور کرد
من و خواهرم بهش میگفتیم آفتاب پرست
چرا؟ - اون حس بدی بهمون میداد -
هی، اون دختر کوچک لیلی هست
خواهر کوچکتر ماریا
اون خوشگلتر از خواهر و مادرش هست
اون مَرده واقعا خوش شانس ـه
حتی وقتی پدر و مادرم به اینجا اومده بودن اون همینطوری اینجا نشسته بود
اون خواهر ماریاست
پیریا پاول، کلاس 12 بی
خسنه شدی؟ - یکم -
یه مقدار استراحت کن - باشه -
آقای بنی اومده
آقای بنی
صبح بخیر - ...صبح بخیر -
شما کجا رفتید؟ - رفتیم یه قدمی بزنیم -
فکر کردم همه فلفل هامون رو بفروشیم
متوجهم
قیمت چنده؟ - چیز قابل توجهی دستمون رو نمیگیره -
بازار کساده کسی نمیخواد
بعد از اینکه پول کارگران رو دادیم چیز زیادی برامون باقی نمونده
تلاش مون به هدر میره
موروگان هرچی اونجا هست بیار - باشه -
...اونا
بهشون گفتم روزی دوتا بطری شیر بیارن
کیفیت شیرش خوبه، قربان
گاو های اونا کیفیت خوبی دارن
اونا همین نزدیکی زندگی میکنن افراد فقیری هستن
شناختی شون؟ - مال اوناست؟ -
امتحانت چطور بود؟
همیشه میگه معمولی بوده
بطری رو بده بهشون
اسمت چیه؟ - پریمن -
پریمن
با اجازه، قربان
قربان
اونا رو از کجا میشناسید؟
آقای بنی، حتی ما تعدادی از افراد اینجا رو میشناسیم
چی میزنی، قهوه یا چای؟
چای
شما خوش شانسید، خانم پیریا اون اهمیت میده
زن و بچه هات چطورن؟
آره، امتحانات ریچل در حال برگذاریه
برای همین زن و دخترم همیشه در کلیسا هستن
متوجهم
پارونتامپارا مثل گذشته نیست
بازسازی شده، کاشی گذاشتن ارزش تماشا رو داره
یه روز با آقای آبین به اونجا سَر بزنید
خیلی سریع چای درست کردین
بفرما
منم باید برم فلفل بفروشم؟
شما اومدین اینجا استراحت کنید
چرا میخواین اینکار رو کنید، قربان
اشکال نداره، جناب
خوبه که درمورد همه چیز آدم بدونه - صحیح -
یکاری کنید. سریع آماده شید، جناب
اول چای ام رو تموم کنم؟ - حتما -
قربان، اینجا دنبال کار میگردید؟
باید بعد از مدتی کار کنم
اگه برای کارهای خونه خدمتکار میخواین
تا به مادر پریمن خبر بدم
نه، خودمون از پسش برمیام
قربان، لطفا بزنید کنار - باشه -
اون باید بیاد
همه کیسه های سیمان اومده؟
آره، همه رو خالی کردیم - واقعا؟ - آره -
من میرم شهر و برمیگردم - باشه -
اون چه ساختمونیه؟
مرکز اطلاعات جدید
وقتیکه آماده بشه هیچکس دیگه نمیتونه کار اشتباهی انجام بده
از اونجا میتونیم روی همه چیز نظارت داشته باشیم
اینجا ممکن چه اتفاقی رخ بده؟
حتی تصورش هم نمیتونید بکنید
اون روزی، یه مَردی، زنش رو بردش به ارتفاعات
و از صخره انداختش پایین
اون کشتش
بعدش رفت پیش پلیس
شکایت کرد که زنش گمشده
پلیس اطراف رو گشت
اونا فقط استخون خوک رو پیدا کردن
همین
بعدش چی شد؟
مشخص نیست؟
اون با رشوه به پلیس قسر در رفت
غریبه ها میان اینجا و از این جرائم انجام میدن
و ما کسایی هستیم که زجر میکشیم
متوجه نمیشید، قربان؟ به همین سادگیه
دارم عادت میکنم
هفتاد و دو ضرب در چهارصد و پنجاه شه میشه
30,080
...ما یاد گرفتیم که
هفتاد و دو ضرب در چهارصد و پنجاه شه میشه 32,832میشه
یکبار دیگه حساب کن - ...هفتاد و دو ضرب در چهارصد و پنجاه شه میشه -
حق با اونه 32,832میشه
چطور وقتی از ماشین حساب استفاده میکنی ممکنه از این اشتباه ها کنی؟
بخاطر هوای سرد و راحته
در زمستان زیاد به خوبی جوابگو نیست، درسته؟
آقای بنی، بریم
همش هست؟ میشمارمش - باشه -
اون خریدار همیشگی مونه
آقای بنی هست؟
تو کی هستی؟
جیتین
پیمانکار پاپالی من رو فرستاده
آقای بنی اینجا نیست رفته بیرون
پیمانکار پاپالی گفته که
آقای بنی بره اونجا
بهش خبر میدم
یکی میخوای؟ - نه -
وگرنه یکی دیگه بهم میده
به دوستم میدم
اینجا سیگارهای خارجی گرونه
اون حتما خوابش برده
پیریا
اون خوابش برده - ...شاید -
پیریا
ببخشید... داشتم جواب مشتری رو میدادم
این از پولی که با فروش فلفل بدست آوردیم
برای دادن این نیاز نیست به کوچی برم
آره، میتونی بدیش به من
با اجازه قربان - برو به سلامت -
جناب - بله - یکی از طرف پاپالی اومد -
گفت بهتون بگم که میخواد ببینت تون
اون با پول زمین هامون رو خریده برای کشاورزی
فردا میبینمش - باشه قربان -
میتونم باهات بیام؟ - باشه -
باشه، فردا میبینم تون
خوبه
سالگردمون مبارک
سالگردمون مبارک
چهار سال
...خب، یکی..دوتا
بذار بقیه اش رو من انجام بدم
...سه...چهار
با توماس تماس گرفتم
طرح ابتدایی استارت آپ ام رو بهش توضیح دادم - جدی؟ -
چی گفت؟ - یکم سرش شلوغه -
گفت وقتیکه سرش خلوت شد میتونم در این مورد بحث کنیم
خوبه که منتظر طراح خوبی مثل اون موند
آبین، وقت کافی برای انجامش داری
بقیه همه چی اوکیه
ممنون
این رو بگیر
میدونی کدوم زوج بیشتر از همه
کنارهم موندن؟
کیا؟ - شوشاما توماس -
و فلیپوس توماس
اونا اهل کِرالا [ایالتی در جنوب هند] هستن؟ - آره، اونا اهل بخش کوتایم هستن -
شوشاما 12 سال سن داشت و فلیپوس 13 سال وقتی که
با همدیگه ازدواج کردن
اونا نود سال با هم زندگی کردن
پس بیا رکورد یک قرن رو بزنیم - باشه -
به سلامتی شوشاما - به سلامتی فلیپوس -
و به سلامتی خوشبختی مون - خوشبختی -
فوتش کن - باهمدیگه -
باشه
...یک...دو
سه
آبین، یک نفر اونجا ایستاده
چی؟ - یکی اونجا ایستاده -
کسی اینجا نیست
یک نفر رو نزدیک پنجره دیدم
حتما خواب دیدی
بیا بگیریم بخوابیم
بیا
قربان
کسی که روی دیوار نشسته و نوشیدنی میخوره
برادرزن پیمانکار کوریاچن هست
اون توی ارتشه و خیلی مشروب میخوره الان توی مرخصی ـه
اون یارو برادر دومی کوریاچن هست به اسم پیتر
اون مجرده
اون بدنساز رو دیدی؟
اون کوچیک ترینه اسمش کونجیمون ـه
اون بی پروا و بی اعصابه
کسی که عینک زده پدر پیمانکاره
در حین کار پدرش توی اینجا اونا اومدن اینجا
متوجهم - اونی که کنار جیپ وایساده -
و شلوار پوشیده رو میبینید؟ - اون پسر پیمانکاره، جانی -
کسی که کنارش ایستاده جیتین ـه
اون هیچکس نیست همش دور و ور اون میپلکه
نترسید، از اینور بیاید، قربان
...اون پیمانکاره
اون همه زمین های خوب کشاورزی رو در این روستا خریده
نترسید..بیاید
بهتون صدمه نمیزنه
ایشون همسر دختر کوچک آقای پاول هستن
آبین - آبین -
سگ ترسوندتون؟ - ...خب -
اون یکم ترسید - برام سوال بود که -
غریبه ای که با بنی هست کیه
اگه الان ازش میترسید وقتیکه
زنجیر رو بشکنه و بیاد سمت تون چکار میکنید؟
عزیزم، پاکت رو از روی میز دراورم بیار
باشه بابا
اون کیه؟
بنی هستم از پاراکودی
!هی
زن های خوشگلی اونجا هستن
حرف زدن با تو بی فایده اس
تو تا حالا زن زیبا ندیدی
تو فقط زن های معمولی اینجا رو دیدی
من مشکلی ندارم، برادر زن
حالا هرچی
کونجیمون بیا پیشمون
نه - خوب تمرین کن -
اون رو بده به اون
کلاس دهمی، درسته؟ - بله -
ساندرا، درسته؟
بابا من میرم - باشه -
دختر بزرگ تون وقتی درسش تموم شد برگشت؟
جسی رفت تا مراحل قبل از ازدواجش رو انجام بده
چه فایده ای در تحصیل دخترا وجود داره؟
مامان، من میرم
با اجازه - به کارتون برسید -
باشه - خدانگه دار - باشه -
اون کیه؟ - اون شوهرشه -
اون الان خوشگل شده
اون پسر مرد ارتشی ـه هست اسمش جوسی هست
اون توی شهر پارچه فروشی داره
ترسوندمت؟
کی اومدی؟ - همین چند دقیقه پیش -
شیرینی هایی که برای عروسی جسی گرفتن
من قبلا خوردم
پیریا؟
چرا کارهایی رو میکنی که نباید بکنی؟
اون رو بده من
اگه میخوای بیا و من رو ببین
اون در شرایط بدیه، مگه نه؟
نه اونقدر، اون شاده
من نگران پیریا هستم
امیدوارم به خوبی از پیریا مراقبت کنه
از خنده اش معلومه که بدرد هیچ کاری نمیخوره
مشروب خوردن رو از صبح زود شروع کردین
جیتین، نمیتونی کاری کنی؟
بیا، سابو
فکر کنم یام ها موقع درو شون رسیده
هروقت اینطوری میخنده
یاد تور مدرسه مون در اوتی میوفتم
درموردش بهتون نگفتم؟ - چرا گفتی -
کنفرانس استارت آپ دارم
الانم میتونی راجبش حرف بزنی
در این حین تماشاش حال میده گوش داد
حق با اونه، داستان رو تعریف کنید آقای جوسی
برای اولین بار در حین بازدید مون از اوتی باهاش حرف زدم
اونموقع کلاس دوازدهم بودیم
قبل از اونموقع میترسیدم باهاش حرف بزنم
اون خیلی درس خوان بود
همه ما که عقب نشسته بودیم مست بودیم
اون شب اومد و کنار من نشست
و ازم سوالی پرسید
میشه لطفا پنجره رو ببندید؟
باعث شد دستپاچه بشم
مستی از سرم پرید
ازش پرسیدم که سردشه
گفت باد سرد ممکنه باعث
حالت تهوع در اون بشه
بهش دروغ گفتم که مامانم یه دارو بهم در مورد این گفته
بهش گفتم انگشتش رو روی شکمش بذاره
تا دیگه حالت تهوع نداشته باشه
یه لیوان دیگه بریز
آبین، برش گردون
اینطوری نه از داخل برش گردون
از داخل برش گردونم؟ - آره -
بخش داخلیش رو بیارم بیرون؟ - آره -
اهمیتی هم داره؟
آره، اینطوری آویزون بشه رنگش نمیپره
اوه نکته فنی - آره -
بقیه اش رو بهمون بگو
وقتی از سرازیری پایین میرفتیم خوابش برد
از اینکه اومده بود و باهام حرف میزد دیوونه شده بودم
و بهش نگاه میکردم
دستم رو روی شکمش گذاشتم
وقتی که احساس کرد که میخواد بالا بیاره
دستش رو گذاشت روی دستم
سعی کردم دستم رو بردارم
ولی دستم رو محکمتر روی شکمش نگه داشت
...تا وقتیکه از سرازیری کامل خارج شدیم
[Imagine Dragons - Demons] [اسم آهنگ]
[Imagine Dragons - Demons]
[Imagine Dragons - Demons] آبین -
[Imagine Dragons - Demons]
چیه؟
چندتا از لباس هام گم شدن
یه جایی همون وراست
آبین، همه جا رو گشتم ولی نتونستم پیداشون کنم
کجا ممکنه باشن؟
آبین، لباس های زیرم گمشده
کجا ممکنه باشه؟
آبین، از نظر من خنده دار نیست
متاسفم
بنابراین، مردم رو به دره ها فرستادم
در پشت دیوار
اقشار ضعیف رو در امان نگه داشتم
با وسیله قدرت هام
وایسادم و با ثروتمندان حرف زدم
و غیر اشرافی ها
لازم نیست از آن ها بترسید
اون بهمون گفت برای سلامتی برادران مون بجنگیم
پسران، دختران، همسران، خانه ها با در ذهن بودن
که عیسی مسیح قدرتمند و بزرگ هست
بیاین دعا کنیم
در درگاه خداوند قادر و متعال
اوه عیسی مسیح
ما دستمان رو سمتت دراز میکنیم
اوه پروردگارا! لطفا از ما محافظت کن
..ما در درگاه شما دعا میکنیم
اوه پروردگارا! لطفا از ما محافظت کن
گوشت اردک اینورا هست؟
چی شده یکدفعه هوس گوشت اردک کردی؟
در گذشته وقتیکه
به خونه میومدم مامان برام
آپام و اردک با چاشنی کاری درست میکرد
خیلی خوشمزه بود غذای مورد علاقه برادرم بود
بریم به بنگلور و برای مدتی اونجا بمونیم؟
داداش همش بهم زنگ میزنه
اول بیا همه چیز رو اینجا ردیف کنیم
باشه
از آقای بنی راجب گوشت اردک میپرسم
ممکنه به خوشمزگی دستپخت مادرت نشه
ولی سعیم رو میکنم
آبین - بله -
آبین - چی شده؟ -
آبین...یک نفر اونجا ایستاده؟ - کیه؟ -
داره از پنجره نگاه میکنه
اون مترسکه
میشه بری و نگاه بندازی؟
داد نزن
آبین...چی شده؟
چی شده؟
نواری که اینجا نگه میداشتم رو دیدی؟
آبین، چی شده؟
آبین، چی داری میگی؟
اون اونجا کار میکنه
وقتی پنجره رو ببندیم مشکل حل میشه
هفته بعدی کی سرت خلوته؟
بیا اونموقع ردیفش کنیم
...پس...الو
کی بود؟ - توماس، دوستمه -
همکلاسیته، درسته؟
همکاریم، اون اهل بخش کوتایم ـه
اگه ضروریه میتونین از تلفن من استفاده کنید
نه، لازم نیست - اینترنت همه جا آنتن میده -
چرا ملت جمع شدن؟ - بیاین بفهمیم - !چی -
بزن کنار
دروغ نگو
خفه شو - باید سریع بریم -
سریع برمیگردم، فقط چند لحظه. قربان
من کاری نکردم، قربان فقط داشتیم حرف میزدیم
چرا رابطه ای با اون داری؟ بهمون بگو
نمیتونی از اینجا بری
جوسی، چی شده؟ - از اون بپرس -
چه رابطه ای با اون داری؟
...بذار من بپرسم - ..قربان - چی شده؟ -
من و دوستم توی ماشین حرف میزدیم
فکر میکنی من باور میکنم؟
اون دوستش نیست - دوست دخترشه، نگاهش کن -
بهش میگه دوست - ...پنجره رو بیار پایین -
بذار دوستت رو ببینم
نمیتونی از اینجا بری - اون دوستشه - تو نمیری -
در مورد چی حرف میزدین؟
بذارین من توضیح بدم
مدتی میشد اینجا بودم و رفتارشون نامناسب بود
اون اولین کسی بود که فهمید
قربان، خونه تون کجاست؟ - همین طرفا - دقیقا کجا؟ -
...پالا
...پالا
...لطفا برام دردسر درست نکنید
...چطور جرات میکنی
جوسی، جریان چیه؟
توی ماشین با همدیگه ور میرفتن
اوه - پاشو -
بیا اینجا - اوه خدایا -
ولش کن - من رو نزنید -
!جیتین - آقای بنی ولم کنید - بهم گوش بده، درستش میکنم -
درستش میکنم - ...قربان -
فقط آروم باش
لازم نیست توی این مسئله دخالت کنی، بنی
جوسی، بذار من حرف بزنم
قربان، لطفا من رو نزنید - بیا -
قربان، چیزی نیست ما برای حرف زدن به اینجا اومدیم
اونا الکی صحنه سازی کردن
بذار یه چیزی بهت بگم، تو دلت نمیخواد به پر و پای اونا بپیچی
اوضاع رو بدتر نکن
قربان اگه بهم شک دارید با پلیس تماس بگیرید
بذارید اونا مشکل رو حل کنن - قربان -
تا اینجا بیان حداقل دو ساعت طول میکشه
میخوای اون رو تا اونموقع اینجا نگه اش داری؟
بهشون پول بده و مشکل رو حل کن
هرچی باشه میدم فقط بذارید برم
پول رو بده من بقیه اش رو حل میکنم
زیاد پول ندارم، قربان
هرچی داری بده بیاد
خودت با این پول مشکل رو حل کن
همش همینقدر دارم
حتی برای بنزین هم پول ندارم
!دیگه اینطرفا پیدات نشه
فهمیدی؟ - نمیام - !برو -
میتونم برم؟ - آره -
!گمشو
بیا
برو - برو -
برو
باید به من پول بدی من اولین نفر فهمیدم - بیا -
باید اینطوری باشه، درسته؟
چی؟ این خیلی کمه
مقدارش کمه - !گمشو - !تو -
!گمشو
!دیگه اینورا پیدات نشه
اون نمیذاره یه کلیپ درست و حسابی بگیرم
!ماشین بهت میزنه، برو کنار
چه برنامه ای بودااا
برای دختره دلم سوخت
وگرنه نمیذاشتم بره
آقای بنی، پروردگار همه درختان و کوه ها رو
برای انسان ها خلق کرده
قربان، شما خیلی فلسفی حرف میزنید
این جمله ای در انجیل هست
اينستاگرام باليوود وان @Bolly1official
من رو یادته، پیریا پاول؟
در کلاس 12 بی درس میخوندم اسمم جوسی کی بیبی هست
بله
کی رسیدین؟ - هفته پیش -
صحیح، کار همسرت چیه؟
اون برای یک شرکت آی تی در دبی کار میکنه
صنعت آی تی رو به زواله، درسته؟
توی راه دیدمش
کار تو چیه؟
من توی شهر پارچه فروشی دارم
خانواده ام روی همه این زمین ها کشاورزی میکنن - درسته -
الان میام
خیله خب دیگه من میرم داخل خیلی کار دارم
اوه، اگه کار داشتی میتونی باهام تماس بگیری
حتما - من همین طرفا هستم -
میتونم شماره تلفنم رو بهت بدم؟
بذار بنویسم
اگه کار داشتی میتونی باهام تماس بگیری
باشه، ممنون
چطور پیش رفت؟ - شماره ام رو گرفت -
حتما باهات تماس میگیره
حتما داره دوش میگیره
هی! تو نباید دیدش بزنی
اگه مسئله جدیه، تا ما دیدش نزنیم
جانی، من همه خواسته های تو رو برآورده نکردم؟
همیشه انجام میدم
!تو فوق العاده ای، جسی
♪ !اوه عشقم ♪
♪ این آهنگ برای توئه ♪
♪ اوه عشقم ♪
♪ .... آهنگی از ته قلبم ♪
♪ اوه معشوق من! متاثر شدی ♪
♪ قلبم ♪
♪ متاثر شد ♪
♪ قلبم ♪
♪ تانکاما تو با یک غریبه فرار کردی ♪
♪ الان خشنود شدی؟ ♪
♪ تانکاما ♪
چی شده؟ - آبین، صدا رو نمیشنوی؟ -
♪ با یک غریبه فرار کردی ♪ ♪ الان خشنود شدی؟ ♪
از این استفاده کن
فقط بحث این نیست
چطور جرات میکنن بیان به زمین ما و آرامش ما رو بهم بزنن؟
عزیزم، اینجا روستاست
ملت تا شب کار میکنن
بعدش چند پیک مشروب میزنن و با همدیگه آهنگ میخونن
این باعث میشه شاد بشن
این آهنگ گروهی نیست
اونا برای آزار من اینکار رو میکنن
!دیگه نمیتونم تحمل کنم
♪ تانکاما ♪
♪ تانکاما تو با یک غریبه فرار کردی ♪
♪ الان خشنود شدی؟ ♪
♪ تانکاما تو با یک غریبه فرار کردی ♪
♪ الان خشنود شدی؟ ♪
...هی، تمومش کنید
اون داره میاد
قربان، مراقب باشید
موضوع چیه؟
میشه لطفا نخونید؟
من و همسرم داریم کار میکنیم - !اون نمیتونه کار کنه -
هی...خفه شو
اونا جوونن، فقط بهشون بی اعتنایی کنید
میتونستین از همونجا بگید لازم نبود این همه راه بیاین
مشکلی نیست
همسرم یکم مریض احواله
نه قربان، دیگه نمیخونیم
تمومش کردیم - باشه - باشه -
به زودی یه ازدواج در خانواده داریم
برای همین خوندیم، براش مشروب بریزید - ...نه -
چرا؟ مشروب نمیخورید؟
...من - قبل از اینکه برید یه پیک بزنید -
...من - بزن - بخاطر ما -
بگید به سلامتی قربان
به سلامتی
بازم میخواین؟ - نه همین کافیه - باشه -
ممنون
طفلکی
اونا یکم درگیر شادی مراسم عروسی بودن
...خب
مشروب خوردی؟
فقط یه پیک
چرا باهاشون خوردی؟
آبین، اینجا بنگلور یا دبی نیست
تو چیزی راجب شخصیت اونا نمیدونی
وقتی ازشون درخواست کردم دیگه نخوندن
برای همین وقتی بهم مشروب تعارف کردن دیگه نتونستم ردش کنم
مگه چه اشکالی داره؟
...مشکلی نیست، آبین - با من حرف بزن -
حرف زدن با تو بی فایده اس
!حالاهرچی
مامانت کجاست؟ - رفته سرکار، قربان -
ساندرا چطوره؟
در خونه پیمانکار پاپالی دیدمش
میگذره
!فروتنی از خودت نشون میدی
شما عاشقانه ازدواج کردید؟ - !چی -
شما عاشقانه ازدواج کردید؟
آره، همینطوره
باشه قربان، من دیگه میرم کلاس دارم
واقعا میری کلاس؟
...بله بله
!پیریا
داری چکار میکنی؟
کنار وایسا - برو کنار، پیریا -
اون موبایل کیه؟
اون موبایل کیه؟
از توی حموم پیداش کردم
حموم؟ کی گذاشته بودش اونجا؟
پیریا
هی، داری چکار میکنی؟ بلند شو
برو کنار، آبین
از وقتی اومدم اینجا آرامش ندارم
دنبال چی میگردی؟
به کی زنگ میزنی؟ - یه لحظه صبرکن، آبین -
یه لحظه صبرکن، آبین
این موبایل جوسی ـه
آبین، من از زمان مدرسه اونا رو میشناسم
!اونا الواط هستن
میدونم چطور حلش کنم - داری چکار میکنی؟ -
...آبین - بشین اینجا -
بیا آروم حرف بزنیم و تصمیم بگیریم
هیچکدوم از اونا از این به بعد نباید وارد خونه مون بشن
ما قرارداد رو لغو میکنیم
آبین، نمیخوام توی خونه خودم بترسم
حتی نمیتونم از حموم با آرامش استفاده کنم
آروم باش
من باهاشون حرف میزنم
شاید سوءتفاهم باشه
جوسی - بله -
این موبایل توئه؟ - بله -
چطور شکسته؟
دادمش به بیجو تا نمایشگرش رو درست کنه
کی شکوندش؟
جریان چیه، عمو؟ - برو داخل -
یه چیزی بخور و به کلیسا برو
نباید به احمقی مثل اون میدادمش
بهت که گفتم، مگه نه؟
افراد ما از اینکارا نمیکنن
عوضی - چیه؟ -
مطمئنم - !چی -
تو موبایل رو اونجا گذاشتی
به منم نشون بده
...هی
فقط بیخیال
توی قرارداد هم هست
که همینطوری نمیشه لغوش کنید
بخصوص برای یه موضوع بی اهمیتی مثل این
ولی به بچه ها هشدار میدم که براتون مزاحمت درست نکنن
زمانیکه وارد ملک شما میشن
کافیه؟
حالا میتونید برید، قربان
عروسی نزدیکه
ما سرمون شلوغ هماهنگی هاست
و یه چیز دیگه، قربان
اینجا روستاست
قوانین خودش رو داره
شما و همسرتون باید این رو مدنظر داشته باشید
خیله خب پس
داشتید میرفتید، درسته؟
چه مدت نیستید، آقای بیبی؟
مشکلات اون منطقه حل شد؟
نه، به هیچ وجه
اگه بهمون آزادی مطلق داده بشه میتونم همه مشکلات رو حل کنیم
توی فقط دو روز
جریان چی بود، برادر زن؟
بعضی ها دلشون میخواد وقت بقیه رو تلف کنن
آبین، چی شده؟
فقط یه اشتباه بوده
اون موبایلش رو برای تعمیرات داده
آبین، در این مورد من اشتباهی نکردم
آبین، انقدر ساده نباش
حتی اگه اون مقصر بوده باشه
وقت مناسبی برای حرف زدن نبود
اونا درگیر ازدواج دختر بزرگ شون بودن
عروسی خواهر بزرگ تر ساندرا
تو لازم نیست کاری کنی، آبین
تو درک نمیکنی
من همه چیز رو به پیمانکار توضیح دادم
اون قول داد دیگه مشکلی برامون درست نمیکنن
آبین، من علاقه ای به شنیدن این حرفا ندارم
چرا انقدر نگرانی؟
همیشه میتونم به پلیس رجوع کنیم
اگه بازم برامون دردسر درست کردن بصورت قانونی حلش میکنیم
چیزی خوردی؟
بیا یه چیزی بخوریم بیا عزیزم
پس فردا به کوتیام بریم؟
برای ملاقات با توماس؟
آره، وقتش آزاد شده
نه آبین، من کار ضروری دارم که باید انجام بدم
مهلت پایانی اش تقریبا فرا رسیده
ولی تنها اینجا نمیمونم
به کتابخونه صومعه میرم
مطمئنی؟ - آره -
بدون نگرانی برو
شما در مورد تجارت حرف میزنید
من چه کاری میتونم اونجا داشته باشم؟
میتونستی بیدارم کنی
نمیخواستم
چرا میخواستی صبح زود بیدار بشی؟
من خوب بنظر میام؟
فوق العاده
باید برم - باشه -
چطور به صومعه میری؟
با موتور بابام - باشه -
اگه کمک لازم داشتی با آقای بنی تماس بگیر
اول با تو تماس میگیرم
باشه موفق باشی - ممنون، مراقب خودت باش -
میدونم از من عصبانی هستی
میخواستم یه چیز شخصی رو بهت بگم
نباید سوءتفاهمی بین ما باشه
باشه خداحافظ
خانم پیریا، درب رو ببند
وقتی عموم بهم گفت باید میفهمیدم
من واقعا موبایلم رو برای تعمیرات به مغازه بیجو داده بودم
اگه فکر میکنی دروغ میگم از جانی بپرس
باید برید، همسرم خونه نیست
من حرفی با شما ندارم
!چطور جرات میکنی
جوسی بهت نگفت که بیگناهه؟
...جانی نه، از اونجاییکه خانم پیریا گفت
من حرفی با شما ندارم
بزن کنار
چی شده؟ - برگرد عقب -
بیاین - جریان چیه؟ -
فقط بیاین
!هی ..جوسی
...جوسی.. لطفا - ولم کن -
نزنش - بیا اینجا -
!بیا اینجا - بهم گوش بده -
جوسی، ولش کن
بگیرش - داداش - !تو بیا -
داداش - من رو نزنید، قربان -
داداش بهم گوش بده
داداش، نزن - نزنیدش، دست نگه دارید -
...نه بیا جانی - نزنش داداش -
هی بیا اینجا
بیا اینجا
هی...بعدا به حسابش میرسیم بیا جیتین
...پیریا
پیریا
شماره ای که با آن تماس گرفتید پاسخگو نیست
لطفا بعدا تماس بگیرید
شماره ای که با آن تماس گرفتید پاسخگو نیست
لطفا بعدا تماس بگیرید
چی شده؟ - مشکل جدی نیست، فقط تصادف کوچکی داشتن -
اون خوبه یکی زود رسوندش بیمارستان
لازم نیست نگران باشید
اون کجاست؟ - اونجا -
دکتر. ایشون آبین هستن همسرشون
جای نگرانی نیست، فقط چندتا آسیب جزئی دیدن
هنوز در شوک حادثه هستن
با سرعت زیادی به سمت خونه حرکت میکردن
بخیه زدن تموم شد، پرستار؟ - بله -
ترسیدی؟
جای نگرانی نیست
بعد از خرید دارو ها میتونید ببریدش خونه
پیریا
پیریا
چی شده؟
پیریا
وایسا
کلید نمیخوای؟
پیریا
پیریا
پیریا
پیریا
پیریا
پیریا
داری چکار میکنی؟
با تو حرف میزنم
آبین، برو بیرون
بگو چی شده؟ - برای چی؟ -
چند مرتبه بهت گفتم
هیچکاری نمیتونی بکنی، آبین - چکار کردم؟ -
هیچوقت هیچ کاری نکردی
اونا خوب میدونن که واکنشی نشون نمیدی
اونا من رو شب رسوندن بیمارستان
نو آزار و اذیتی که من امروز دچارش شدم
رو درک نمیکنی
دیگه نمیتونیم بی اعتنایی کنیم
بیا بریم پیش پلیس
شکایت میکنیم - برای چی؟ -
نمیخوام قربانی آزار لفظی باشم
هیچ شواهدی وجود نداره که اونا با ماشین من رو زدن
هیچکس ندیده که اونا من رو به بیمارستان رسوندن
کی حرفم رو باور میکنه اگه بگم کار اونا بوده؟
اونا میگن که من هذیون میگم
میدونم که هیچکس پشت من نیست
ولی در اعماق وجودم...میدونم چه اتفاقی برام افتاد
آبین، امروز بهم دست نزن
فکر نمیکنم بتونم اینجا با تو در امان زندگی کنم
فکر نمیکنم دیگه با تو در امانم
اگه بابام زنده بود این بلا سرم نمیومد
پیریا
آبین، لطفا تنهام بذار فقط برو
...قربان
کیه؟
...قربان
قربان، میشه ما رو پیش پلیس ببرید؟
لطفا بشینید
چی شده؟
من و ساندرا داشتیم با هم حرف میزدیم
آقای جوسی و بقیه ما رو دیدن
اونا، اون رو بردن
اونا من خیلی زدن
آقای موروگان بهمون گفت
اگه پسرم رو ببینن، بهش رحم نمیکنن
اونا دارن دنبالش میگردن، قربان
اونا هستن، قربان - برید داخل -
برید داخل
چرا بیرون وایسادید، قربان؟
!همسرتون از خونه بیرون انداخته تون
میخواستم هوای تازه بخورم
اون پسری که شیر میاره اینورا نیومده؟
نه
دیدم وارد محوطه شما شد
من ندیدمش
اگه دیدینش به ما خبر بدین - باشه -
با اجازه
داداش، از رفتارش معلوم بود که اونا داخل هستن
این دمپایی اش هست
میتونستید از خونه بکشیدش بیرون، درسته؟
عوضی! بهت گفتم وقتی با داداشم حرف میزنم نپر وسط حرفم
!سعی نکن هوشمندانه رفتار کنی
اوه خدایا! میشه تمومش کنید؟
بذارید یکم آرامش داشته باشم
حلش میکنم
جانی، آروم باش
جناب، بذار برم سر اصل مطلب
اون زنی که شیر میاره با پسرش رو بدین ما
اون کار غیر قابل بخششی کرده
فردا صبح میبرمشون پیش پلیس
اونجا حلش میکنیم - !شما لازم نکرده کاری کنید -
!جوری رفتار نکن انگار پدرش هستی و پناهشون دادی
آروم باش - بردار زن بیبی -
ازش مودبانه درخواست کردم
ولی بهم دروغ گفت
بیخیال
قربان، خانواده ما یه عروسی در پیش داره
اینجور اتفاقات ما رو خوار میکنه
باهاشون تماس بگیرید باهاش حرف میزنم
برای دعوت کردن شما به عروسی به اینجا نیومدیم
این یه ضرب المثل ـه
ممکنه نشنیده باشید
یک نفر نباید به سگ ولگرد غذا بده - !خفه شو -
!چطور جرات میکنی جلوی درب خونه من صدات رو بالا ببری
هر اتفاقی بیوفته نمیذارم امشب اونا رو ببرید
تنهایی جلوتون وایمیستم
بیاین وقت مون رو با حرف زدن با این عوضی هدر ندیم
برید داخل و بیاریدشون
!اینجا خونه شما نیست که وقتی باباتون گفت بیاین داخل
!نمیذارم کسی وارد خونه بشه و اونا رو ببره
توی اون اتاق بمونید
عزیزم، گریه نکن - گریه نکن -
فقط خفه شو
سابو، سریع یه لباس بیار
دستش رو بگیرید
بابا، با دقت انجام بده
داداش، نباید بهش رحم کنیم
!باید تیکه تیکه اش کنیم
چون به پسرم صدمه زد بهش رحم نمیکنم
!فقط بعد از کشتن اون از اینجا میریم
!این خط اینم نشون
بیاین درب رو بشکونید - بیاین هرچی سلاح هست از توی ماشین بردارید -
داداش
کونجیمون، هی
شوک الکتریکی بود که گرفتم
اونجا
داداش، برو
بیاین ببینیم چقدر میتونن داخل دووم بیارن
برادر زن، اون رو بده من
جوسی، کابل اینترنت و تلفن رو قطع کن
حتی اگه بمیرن هم کسی نباید بفهمه
سابو، بیا - ...بیا -
وقتی گفتی اون بدرد هیچ کاری نمیخوره داشتی اشتباه میکردی
اونا از این خونه جون سالم بدر نمیبرن، جانی
فقط صبرکن و تماشا کن
بزن - !تو -
هی! بازش کن
برادر زن، اون توی دبی چکار میکرد؟ - نمیدونم -
جوسی، ماشین رو حرکت بده
چرا اومدن اینجا؟
نمیدونم بیبی
...دست نزن شوک الکتریکی داره و میگیرت
با چوب درب رو بشکن
اول بیاین اون رو تکون بدیم
کونجیمون، بیا
...مراقب باشید
بذار روی مبل بشینه
...مراقب باشید
آهسته
!با نیروی بیشتری بزن
چی شده، قربان؟
پلیس؟
بله قربان
هر اتفاقی بیرون افتاد درب رو باز نکنید
آبین - نگران نباش -
هیچ بلایی سرمون نمیاد
درب رو ببند
عمو - بابا -
بهش رحم نکنید
فکر کنم اون مائوئیست یا تروریسته
!عوضی
!اگه جرات داری بیا بیرون
...تو
!پسره رو بیارید
میتونی بری
یکی دیگه برای بردن اونا توی راهه
بیا، برادر زن
نترسید، اتفاق بدی نمیوفته
!هی
یادت نره صبح شیر بیاری
سعی کن وارد خونه من بشی
پلیس و ارتش نمیتونن جلوی من رو بگیرن
تو شانس آوردی
که قانون وجود داره و جلوی من رو میگیره
♪ ...تا زمانیکه آتش خاموش بشه ♪
♪ ...تا زمانیکه درد از بین بره ♪
♪ مثل سایه همیشه در کنار تو خواهم بود ♪
♪ و تو مثل نور خورشید همیشه کنارم میمونی ♪
♪ تا از همدیگه محافظت کنیم ♪
♪ و این سفر ادامه پیدا میکنه ♪
♪ این جهان پر از خشونت و ویرانگریست ♪
♪ و ما در یکی از قفس ها گیر افتادیم ♪
♪ ما از دیروز عبور کردیم ♪ ♪ و به امروز رسیدیم ♪
♪ ما در جستجوی فردا هستیم ♪
♪ هر نفسی که میکشیم ♪ ♪ به جسم ما نیرو می بخشه ♪
مترجم : پویا
بهترین های سینمای هند در سایت بالیوود وان Bollywood1.Co
♪ ...تا زمانیکه آتش خاموش بشه ♪
♪ ...تا زمانیکه درد از بین بره ♪
♪ مثل سایه همیشه در کنار تو خواهم بود ♪
♪ و تو مثل نور خورشید همیشه کنارم میمونی ♪
♪ تا از همدیگه محافظت کنیم ♪
♪ و این سفر ادامه پیدا میکنه ♪
بالیوود وان Bollywood1.Co
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.