Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
*پرشـين دريــم تيم تـقـديم ميـکند* "Ghasadak" :مترجم
-=قسمت آخــــر : آخرين کار پادشاه يا آخرين پادشاه =-
کجا بودي؟
فيلم نامه رو تموم کردي؟
هوا سرده به جاي اين که دوباره سرما بخوري پاشو برو تو
تا کي مي خواستي مخفيش کني؟
تا کي مي خواي کور شدنتُ مخفي کني؟
تو گفتي فقط افسردگي داري
گفتي که به من مربوط نميشه
درسته
به تو مربوط نيست پس بي خيالش شو
چطور ميتوني باعث نگراني من نشي؟
خب که چي؟
مگه از دست تو کاري براي من برمياد؟
...آره راست ميگي که
من دارم کور ميشم
ديگه نمي توم خودم غذا بخورم يا برم دستشويي
ديگه نمي تونم سريالايي که ساختمُ ببينم
يا فيلم نامه رو
حتي ديگه نمي تونم صورت تو رو ببينم
ببينم که کجا ايستادي
ببينم که داري مي خندي يا گريه ميکني
ديگه نمي تونم اين چيزا رو ببينم
واسه همين تسليم شدي؟
اگه بگم برام مهم نيست چي؟
برام مهم نيست
تحمل اين چيزا برات سخت
با اين وجود بازم اين راهي که مي خوام طي کنم
بيا با هم اين راهُ طي کنيم
شايد اين دفعه ي آخري باشه که طلوع خورشيدُ مي بينم
حتي اگه ديگه نتوني ببينيش
من کاري ميکنم که بتوني حسش کني
و هميشه کنارت مي مونم
حتي اگه ديگه نتوني سريالايي رو که ساختي ببيني
حتي اگه ديگه نتوني صورتمُ يا سريالامُ ببيني
من جايي که ايستادي رو مي بينم
مي بينم که مي خندي يا گريه ميکني
من همشونُ ميبينم
حالا که اين همه راه تا اينجا اومديم، يه کمم وقت براي خوابيدن بذاريم؟
چي... چي گفتي؟
چرا اينقدر يکه خوردي؟؟
!صب... صبر کن
من همچين زن... ساده اي نيستي
الان دقيقا داري به چي فکر ميکني؟
منظورم اينکه بيا يه چرت کوچيک توي ماشين بزنيم
با توجه به اين که برگشتن به خونمون قرار يه کار شاق باشه، فکر نميکني که بايد يه چرتي بزنيم؟
!منفي باف
...خب
! راست ميگي، من خيلي منفي بافم
با اين وضع رانندگيت چطوري گواهي نامه گرفتي؟
بهت گفتم که اين اولين باري که بعد از گرفتن گواهي !نامم دارم رانندگي ميکنم
دقيق ترشُ که بگي اين دفعه ي دومت
چي؟
،دفعه ي اول که اومدين اينجا، الانم دفعه ي دوم که داريم برمي گرديم
حالا که اين دفعه ي دومت لااقل بايد يه کم پيشرفت کرده باشي
! زهره ترک شديا
! فقط جلوتُ نيگاه کن
باشه
از حالا براي تمام 24 قسمت که شامل 4 قسمت ...اضافه هم ميشه
بايد هر کاري بکنيم تا مطمئن شيم که بدون هيچ اتفاقي پخش بشن
حتي اگه مجبور شيم که يه زندگي درجه سه با کمبود خواب و روند صفحه به صفحه ي فيلم نامه رو تحمل کنيم
...اين دقايق و ثانيه هاي ما
باعث ميشن بعدا خودمونُ توي اين لحظه ها به ياد بياريم
نويسنده لي و من به فيلم نامه رسيدگي ميکنيم
پس پي دي جو و مدير هان و مدير پارک و کو هي جي شما به وضع لوکيشن فيلم برداري رسيدگي کنين
چشم
..خب
پس به بهترين نحو وظايفتونُ انجام بدين
متوجه شدين؟
! بله
مشکل اصليمون سونگ مين آه، که جديدا هم در حال فيلم برداري سريال ماست هم يه فيلم سينمايي
...چون برنامه ي کاري سونگ مين آه مشکل داره
بايد قسمتاي سونگ مين آهُ به حداقل برسوني
مي توني اين کارُ بکني نه؟
حتي اگه مجبور بشم توي قسمت آخر جين هي رين مي کشم، پس نگران نباش
! فيلم نامه ي قسمت 20 رسيد
براي همه ي بازيگرا و عواملم فرستاديش؟
آره
خوبه
...از حالا براي همه ي فيلم نامه هايي که بهمون ميدن
بايد سکانساي سونگ مين آه بذاريم کنار همُ ...فيلم برداريشون کنيم
پس برنامه ريزيمونُ بر اين اساس مرتب کن
باشه
! خب پس، بجنبين، بياين دوباره بدويم
باشه
! کيم وو جين، کيم وو جين، کيم وو جييييييييييين
..سونگ مو
چند تا سکانس شد؟- صبر کن-
نسبتش 52 به 36
سکانساي تو خيلي بيشتر
!بالاخره زحماتم داره برق برق ميزنه
...ارزش واقعي هنر بازيگري من روي صحنه
بالاخره نويسنده لي رو تحت تاثير قرار داد
پس سونگ مو
تو هم بايد تلاشتُ بکني
عيب و ايرادتُ پيدا کن
کسي که خودشُ نميشناسه
هيچ وقت نمي تونه نقصاشُ درست کنه
...سونگ مو
عيب تو چيه؟
خب من نمي دونم، عيبم
بواسير؟
بواسير؟
...اون
برو بيمارستان که خوبت کنن خب
...راستي هيونگ همه ي اين ديالوگا
رو ميتوني حفظ کني؟
اگه فقط چهارتا ديالوگ داشتم ، اون وقت مشکل محسوب ميشد نه الان که اين طوري
بايد از اين فرصت استفاده کنم، بايد مهارت هاي سووزان بازيگري ! کانگ هيون مينُ به نمايش بذارم
بزن بريم
اول قسمت 21، رئيس کانگ جين هي رينُ دستگير ميکنه
براي نجات جين هي رين، کيم وو جين بايد تنهايي با همه ي دشمنا زد و خورد راه بندازه
پس اين جوري مي تونيم سکانساي جين هي رينُ يه دفعه و همه رو باهم توي يه برداشت طولاني بگيريم؟
دقيقا، اين جوري هم جذابيت نمايشيش بالا ميره هم بهمون کمک ميشه که بتونيم برنامه ي فيلم برداري رو سر و سامون بديم
کانگ هيون مين قرار بدبخت شه پس
خوبه، بيا همين کارُ بکنيم
ولي چشمات چطورن؟ وضعشون خوبه؟
ديد سمت چپم هنوز خوبه
پس چرا نمي نويسي؟
باشه
فکر کنم واقعا نابغه ام، تو هم همين طور فکر نميکني؟
ولي واقعا... از کي منُ دوست داري؟
هان؟
از کي شروع به دوست داشتنم کردي؟
خودت چي؟
.من اول ازت پرسيدم
..من
...سر اون قضيه ي سرقت ادبي که تو
گفتي... بهم اعتماد داري و مهم نيست چي بشه
خودت چي؟
يادم نمياد
اين که منصفانه نيست! من همه چي رو بهت گفتم
فقط فيلم نامتُ بنويس
زود باش بگو! از کي؟
اگه بهم نگي ديگه نمي نويسما
فيلم نامتُ تموم کن اون وقت بهت ميگم
واقعا خيلي حرکت بدي بودا
تازه فهميدي؟
! آماده حرکت
من هيچ وقت فراموشت نکردم، حتي براي يک لحظه
...اولين باري که همديگه رو توي خونه ي معلم وو مي ديديم
اولين باري که همديگه رو ديديم
! کات
دوباره بريم
من هيچ وقت فراموشت نکردم، حتي براي يک لحظه
اولين باري که همديگه رو توي خونه ي معلم وو مي ديديم
وقتي به روي هم تفنگ کشيديم
..اون روز
! کات
خط بعدي ديالوگم چي بود؟
من هيچ وقت فراموشت نکردم، حتي براي يک لحظه
اولين باري که همديگه رو توي خونه ي معلم وو مي ديديم
اولين باري که همديگه رو توي خونه ي معلم وو مي ديديم
حتي وقتي که به روي هم تفنگ کشيديم
!کات
هيون مين برو يه دور ديگه فيلم نامه رو بخون بعد دوباره اين صحنه رو ميگيريم
نه کارگردان من مي تونم اين کارُ بکنم، بياين دوباره امتحان کنيم
! نه، نه يه استراحت 5 دقيقه اي داريم
! من واقعا همشُ حفظ کرده بودم
از مانيتورهايي که ميشه از روشون ديالوگاتُ بخوني استفاده کن
چي؟ فکر کردي کي مسئول اين؟
ميگي که توي بازيگري با خوندن ديالوگا از روي يه مانيتور تقلب کنم؟
فقط خواستم بهت کمک کرده باشم
نيازي نيست
انگار که فکر ميکني من نمي تونم اين کارُ بکنم، فقط صبر کن و ببين
بعد از اين که همه ي ديالوگامُ حفظ کردم محشر بازي ميکنم
من هيچ وقت فراموشت نکردم، حتي براي يک لحظه
اولين باري که همديگه رو توي خونه ي معلم وو مي ديديم
حتي وقتي که به روي هم تفنگ کشيديم
من هيچ وقت اين چيزا رو فراموش نکردم، نه حتي براي يک لحظه
پس لطفا بهم اعتماد داشته باش
من بهت اعتماد دارم
اين تنها راهي که مي تونيم با هم باشيم
! کات! اوکي
!هيون مين همه چي عالي بود، به خصوص اون نگاه خيره ي آخريت
معلومه! من کيم؟
با توجه به سرعت پيشرفت بيماريتون
ادامه ي کارت مشکل ساز
ولي کاري هست که بايد انجامش بدم
اگه نابيناييم اجتناب ناپذير، من به اين فکر ميکنم که هر چقدر که مي تونم کار کنم
حقيقتشُ بخواي يه مسئله اي هست که براي اين که بهتون اميد واهي نداده باشم بهتون نگفتم
جديدا توي موسسه ي چشم پزشکي باسکوم پالمر فلوريداي آمريکا
اولين دوره ي آزمايش باليني درمان دي ان اي اين بيماري شروع شده
نتايجش نشون داده که تعدادي از بيمارها درمان شدن، حتي با وجود اين که شانس درمان خيلي پايين
نمي دونيم کي شروع دور دوم آزمايششونُ اعلام ميکنن و به علاوه وقتي که اعلام کردن اين که اسمتون توي ليستشون باشه کار ساده اي نيست
ولي منم همه ي تلاشمُ مي کنم
ممنون
! گو اون، مامانيت اومده
! اومدي
ببخشيدا ولي هر چه زودتر بايد فيلم نامه رو بنويسم و واسه ي عوامل بفرستم
هي واي، مزاحمت نميشم، پس به نوشتنت ادامه بده
تو يه نويسنده ي دستيار داري؟
نه، چرا؟
پس چرا 2 تا مسواک داري؟
اون
اينا رو هم قبلنا نديدم
اصلا اينا مگه مردونه نيستن؟
...نه نه..اين طوري نيست
تو! نکنه اون بونگ دال يا اسمش هر چي بودُ همش مياري اينجا؟
! نه مامان اين جوري نيست
! شما اينجايين
وقت خوبي اومدي
نماينده تو گفتي اون يارو کيم بونگ دالُ مي شناسي
شماره تلفنشُ بده بهم
مامان قضيه اين طوري نيست
يعني چي که قضيه اين طوري نيست؟
اين که 2 تا مسواک
اينم که لوسيون مردونست! اينا واضحا مدرکن
! اون عوضي! من مي خوام صورتشُ ببينم
مادر سوء تفاهم شده براتون
اين کيم بونگ دال اون قدرام آدم بدي نيست
واسه همين که مي خوام ببينمش
مامان بعدا بعدا، بعدا بهت معرفيش مي کنم
بعدا و کوفت، خودم همين الان بهش زنگ ميزنم
! مامان..مامان
! اينم از اين، بونگ دال
!مامان
! زنگ ساعت گوشيم
! پسش بده
! مامان فقط..برو
نمي بيني الان ديگه نمي تونم بنويسم؟
! در هر صورت اين برات يه هشدار بود ! هشدار
! سلام
اين ديگه چي؟
منظورت چيه؟ يه ليوان قهوست ديگه
نوش جان
راستي چرا ديروز اونُ نوشتي؟
اونجا، روي ستون
خب چون به نظر ميرسيد داره بهت سخت ميگذره
همش همين؟
معلومه که هميش همين بود، ديگه چه دليلي مي تونه داشته باشه؟
خيلي از خانوما از احساسات خودشون بي خبرن
باشه اگه احساسات براي من اين قدر عميقن من ديگه مثل قبل جلوشُ نميگيرم
چي گفتي؟
تو عاشقم شدي، آره؟
! خواهشا اينقدر توهم زده نباش
مي خواي غرورتُ حفظ کني؟
من در مورد غرور خانوما هم خيلي چيزا مي دونم
...جدا که...عجب
ناز دوست داشتني .اون جذابه، درست مثل قهوه
...ديگه آدم از يه حدي که نمي تونه منگل تر باشه
اگه مثل زالو بهم بچسبه چي؟
.دارم به مسخره بودنش مي خندم
...مسخره
مين آه
کارگردان، خودم مي خواستم باهاتون تماس بگيرم
مي دونم سرت شلوغ
برنامه مَم به خاطر سريال و فيلم سينمايي خيلي پر
به خاطر پروژه ي بعديت که قبلا در موردش بحث کرديم تماس گرفتم
نظرت چيه که با نويسنده کيم ايون سوک کار کني؟ "نويسنده ي سريال هاي باغ مخفي و شخصيت يک مرد محترم"
! خيلي عالي ميشه اگه با نويسنده کيم ايون سوک کار کنيم
ولي نماينده موافق؟
که با نويسنده کيم ايون سوک کار کنيم؟
هنوز خبرا رو نشنيدي؟
چه خبري؟
آنتوني پيشنهاد گروه ته سانُ به خاطر دلايل شخصي رد کرده
چه اتفاقي افتاده؟
ميگن که پيشنهاد سرمايه گذاري گروه ته سانُ به خاطر دلايل شخصي رد کردي
درسته
اون دليل شخصي دقيقا چيه؟
...دليلشُ
روزي که قسمت آخر صبح کيونگ سونگ پخش بشه بهت ميگم
پس لطفا کارتُ خوب به پايان برسون
!کات!اوکي
! عالي بود، براي قسمت بعدي آماده بشن
23.9!
همگي خسته نباشين
مي خوام مدارکُ بازبيني کنم پس بفرستشون اينجا
بله
! سال نو مبارک
سال نو و موفقيت صبح کيونگ سونگ براي رسيدن !به درصد 26.8% مبارک
1, 2, 3!
"نتايج صبح کيونگ سونگ در سال نو" "بالاترين آمار بيننده ها با 26.8 درصد"
تا سکانس 53 رو تموم کردم
پي دي جو فيلم نامه رو تا سکانس 52 برات ايميل ميکنيم
پس بلافاصله ايميلتُ چک کن
=صبح کيونگ سونگ رکورد بالاترين درصد بيننده ها رو با 27.3 درصد شکست=
! اينم از فيلم نامه
29.3!!
!!! ووووووهاها
=صبح کيونگ سونگ که تنها قسمت آخرش باقي مانده است آمار بالاي 30 درصد را هدف دارد=
! تموم شد
زود براشون ايميلش کن
ايميلشم کردم ! الان ديگه واقعني تموم شد
خسته نباشي
حتما مي خواي تخت بگيري بخوابي ولي اول بايد با من بياي جايي
الان که دير وقت؟
لباساتُ عوض کن و بيا بيرون
کجا؟
اومدي
آره
چرا اونجا ايستادي؟ بيا تو
کيه؟
سلام
همون نويسنده اي که بهت اون شالگردنُ هديه داد
صداشُ مي شناسم
خوش اومدي
مادر، من به قولم عمل کردم
باشه
چه...قولي؟
يه قولي بود ديگه
قول...چي بود؟
بله
همين الان از آمريکا بهم يه پيام رسيده
هر چه سريع تر بياين بيمارستان
ليست دوم بيماران آزمايش پزشکي اعلام شده
شما هم توي ليستين
...همون طور که قبلا بهتون گفتم
...احتمال جلوگيري از کور شدنتون اينقدر کم که در حد معجزست
ولي بيا به اون معجزه اميد داشته باشم
و دليل اين که گفتم اينقدر سريع بياين اينجا
به خاطر که فردا بايد برين آمريکا
فردا؟
بله
...يه نفر از بيماراي ليست بود که
...ديگه وقتي براي درمانش نبود و هر 2 تا چشمش کور شدن
به اين دليل که توي به جاي اون بيمار توي ليستي
...براي اين که به وقت فلوريدا به قرارتون برسين
بايد فردا به مقصد فلوريدا پرواز کنين
چرا اين شکلي شدي؟
! مي خوام همين الان، همين امروز بفرستمت بري
چي؟
...خودت قبلا گفتي که
معجره چيزي نيست که منتظرش بموني، چيزي که خودت بايد خلقش کني
همين يه درصدم خيلي عالي
برو
...حتي اگه بدون اين که قسمت آخر سريالُ ببيني بري
به جاش بايد اون معجزه رو خلق کني و برگردي
تا بتوني به ديدن صورت من ادامه بدي
چي کار داري ميکني؟
بجنب بليط هواپيما رزرو کن ديگه
چيه؟
اون بالا داري چي کار ميکني؟
بليط رزرو کردي؟
آره
زمان پروازش 3 عصر، فرودگاه بين المللي اين چون
ممکنه قبل از رفتنت نتوني عواملُ ببيني
احتمالا نميتونم
من به جات بهشون ميگم
باشه
راستي چرا نخوابيدي؟
چون داشتي به من فکر ميکردي نتونستي بخوابي، نه؟
تو خواب ببيني
آخه چرا من همچين آدم سنگ بي احساسي رو دوست دارم؟
به هر حال دوست داشتنتُ که نميتوني پس بگيري
شبت بخير
تو هم نماينده
اينقدر با دقت داري به چي فکر ميکني؟
...امروز، که روز آخر پخش، مثل يه نمايش زنده مي مونه
ولي هنوزم وقت اين که بياي اين بالا رو داري؟
اون قدر وقت ندارم که تلف کنم ولي بالاخره يه کم وقتم براي اين کار دارم
زمان خيلي سريع ميگذره نه؟
.رسيديم به قسمت آخر
.آره
.نماينده کيم
يادت اون روزي که برنامه ي پخشُ گرفتي اين بالا چه اتفاقي افتاد
چطور مي تونم فراموشش کنم؟
ازت يه هديه ي بزرگ براي جشن گرفتن شروع کار باهات گرفتم، رئيس
.اون روز نمي تونستم قدرتمُ کنترل کنم
.فر اموشش کن
.سريال بعدي رو هم بايد با هم کار کنيم
.به جاي من بايد سريع باشين و نويسنده لي گو اون نگه دارين
.تا حالا ازت متشکر بودم
اين ديگه يعني چي؟
.يه جوري برخورد ميکني انگار ديگه همديگه رو نمي بينيم
.منم ازت ممنونم
.نماينده اوه
چيه؟
.تو هيچ وقت منُ نماينده اوه صدا نزدي
.متاسفم
...يه دفعه
چي داري ميگي؟
.نمي دونستم که وقت فوت پدرت نتونستي پيشش باشي
...مطمئن نيستم که حرفمُ باور کني
.ولي اين معذرت خواهي از صميم قلبم
...حتي اگه اينم بگي
فکر کردي من مي بخشمت؟
.هر جور دوست داري فکر کن
.فقط مي خواستم ازت معذرت خواهي کرده باشم
...رفيق کيم قبل از نيمه شب
.بايد اينُ به هي رين بدي
قبل از نيمه شب؟
.وگرنه جونمون به خطر ميفته
مي توني اين کارُ بکني؟
.آره ميتونم
.برات آرزوي موفقيت ميکنم
!کات!اوکي
سکانس بعدي چيه؟
فقط سکانسايي باقي موندن که وقتي سونگ مين آه برسه مي تونيم فيلم برداريشون کنيم
!پي دي جو
.آره فهميدم
فيلم برداي سونگ مين آه هنوز تموم نشده؟
.آره تموم شده، دارن ميان اينجا
.دو ساعت ديگه ميرسن
..هيون مين
چرا نميري تو ماشينت يه کم استراحت کني؟
سونگ مين آه دير مياد؟
.داره مياد اينجا، ولي مثل اين که يه کم طول ميکشه
.راحت باش
! وقت استراحته
.سفر خوبي داشته باشي
.وقتي که رسيدي بايد بهم زنگ بزنيا
چرا جوابمُ نميدي؟
.چون نيازي به گفتنش نيست
.لطفا توجه کنيد، مسافرين پرواز ساعت 3 فلوريدا
.لطفا هم اکنون براي سوار شدن به هواپيما به گيت پرواز بياييد
.لطفا توجه کنيد، مسافرين پرواز ساعت 3 فلوريدا
.لطفا توجه کنيد، مسافرين پرواز ساعت 3 فلوريدا
..خيلي نگران نباش
.زود برمي گردم
بله پي دي جو؟
.نماينده يه مشکل اساسي داريم
مشکل؟
! سونگ مين آه هنوز نتونسته به لوکيشن فيلمبرداري بياد
چي؟ هنوز نيومده؟
.آره به خاطر ترافيک، گفت حدود ساعت 7 عصر ميرسه
اين جوري غير ممکنه که بتونيم بقيه ي سکانسا رو فيلمبرداري کنيم !و نوارشُ قبل از شروع پخش براي ايستگاه بفرستيم
...پس آخرش
.ميشه اتفاقات غير منتظره ي فيلمبرداري
.نه نميشه
.بايد هر طور که شده جلوي اين اتفاقُ بگيريم
...باشه ولي
..نماينده
=پاسپورت کره ي جنوبي=
مسافرين پرواز ساعت 3 به مقصد فلوريدا، هواپيما به زودي پرواز خواهد .کرد، پس لطفا سريعا براي پرواز آماده شويد
.لي گو اون
چي؟ توي هواپيما نيستي چرا؟
.يه اتفاق توي لوکيشن فيلم برداري پيش اومده
.اينُ که ازت نپرسيدم .بايد امروز بري
.اول بايد به مسائل سر لوکيشن سر و سامون بديم
چي کارش به تو آخه؟ !يعني انگار هيچ کس ديگه اي اونجا نيست که به اين کارا برسه
.و اين جوريم نيست که انگار ديگه پروازي که به فلوريدا بره نباشه
چي؟
.من با پرواز ساعت 11:45 امشب ميرم، پس نگران نباش
فکر کردي همچين کاري رو بدون هيچ آماده سازي انجام ميدم؟
...پس
به چي بايد سر و سامون بدي؟
.بايد همين الان فيلم نامه رو اصلاح کنيم
فيلم نامه رو؟
چون سونگ مين آه دير ميرسه سکانساي جين هي رينُ نمي تونيم فيلم برداري کنيم
توي قسمت آخر چند تا سکانس از جين هي رين هست؟
.پنج تا سکانس
ما وقت اين که هر 5 تا سکانسُ فيلم برداري کنيم نداريم، پس بايد هر قدر . که ميشه کمترشون کنيم، در حد 2 تا سکانس
.اين جوري که نمي تونيم وقت سريالُ کامل پر کنيم
من ترتيبشُ با ويرايشگر ميدم، مي توني اين کار بکني، آره؟
.بايد بتونم اين کارُ بکنم
.من حتي لپ تاپم باهام نيست چطوري فيلم نامه رو اصلاح کنم پس؟
=ورودي کارکنان فرودگاه=
چطور مي تونم کمکتون کنم؟
.ازتون يه خواهشي داشتم
.بفرماييد بشينيد .بله-
.بله
.منم
!وقتي که جاده اينقدر برفي بايد آهسته رانندگي ميکردي
.دارم ديووونه ميشم ديگه
.خيلي متاسفم
.بعدا نگرانش باش الان کجايي؟
اينجا کجاست؟
.من حتي هنوز از جه چونم بيرون نرفتم
با دقت گوش کن ببين چي ميگم، سريع از ماشين پياده شو و هر موتورسواري که رد شدُ جلوشُ بگير و بگو بياردت سر لوکيشن
چي؟ موتوري؟
.به موتورسوار بگو که با سرعت نياد چون خطرناک
اين تنها راهي که بتونيم از رخ دادن بدترين اتفاق ممکن جلوگيري کنيم
.باشه فهميدم
.منم تو راه لوکيشنم، اونجا مي بينمت
.لطفا مواظبم باشين
! سونگ مين واقعا خوشگل
...به خاطر تصادف و ترافيک
.نگران نباشين
!مواظب باشين- !آره چون جاده پر از برف مواظب باشين-
! ممنون
.دارم ميرم ديگه
! رئيس
.يه مشکل بزرگ داريم
.آخرين نوار صبح کيونگ سونگ هنوز به دست اتاق اديت نرسيده
چي؟
چي داري واسه خودت ميگي؟
نوار هنوز نرسيده؟
سونگ مين آه با تاخير به لوکيشن ميرسه، براي همين الان .عوامل فيلم برداري کارشونُ متوقف کردن
چي کار کنيم؟
رئيس نام نبايد يه کاري بکنيم؟
.الان وضعيت لوکيشنُ چک کنين و بهم گزارش کنين
.باشه فهميدم
الان اگه اين تبديل به حادثه ي فيلم برداري بشه چي؟
الان چاره ي ديگه اي غير از صبر کردن و اعتماد کردن به نماينده کيم نداريم
.بله نماينده
قبل از شروع قسمت آخر، يه سري از سکانساي قبلي رو در حد 3 دقيقه اديت کن
سه دقيقه؟
آره چون الان سکانساي کافي رو نداريم، و يه فلش بکم از جين هي رين .درست کن که مدتش يه کم بيشتر از 2 دقيقه باشه
.باشه باشه فهميدم
.کارگردان، اون داره مياد ولي من نمي تونم باهاش تماس بگيرم
.الان نوار تيکه ي اول قسمتُ بفرستين
.باشه فهميدم
سونگ مين آه چي شد؟
گفتن که با يه موتورسوار اومده، ولي بعد از اون ديگه نتونستم پيداش کنم
چي کار کنيم؟
حالا اگه قسمت آخرُ نشه پخش کرد چي؟
.همچين اتفاقي نميوفته
.خيلي نگران نباشين .سونگ مين آه سر وقت ميرسه
و نويسنده لي گو اونم تيکه ي آخر سريالُ به 2 تا سکانس کاهش داده .و فيلم نامه رو برامون مي فرسته
واقعا؟
...پس اين جوري مي تونيم قسمت آخرُ اين جوري هماهنگ کنيم
ولي سکانساي 28 و 31 چي؟
.پس اول بايد از طرف هيون مين فيلم برداري کنيم
طرف من؟
منظورت چيه؟
..اينا سکانساي گفت و گوي بين ما دوتاست
چطوري ميتونيم بدون اون فيلم برداريشون کنيم؟
.تو
.سريع لباساي جين هي رينُ بپوش، لباساي بالاتنشُ فقط
....اين چه حرفي که يه دفعه داري ميگي
که حالا نمي توني باهام بياي؟
.اگه الان باهم بريم احتمال اين که دستگيرمون کنن بيشتر ميشه
.پس لطفا تنهايي برو
.نه من هرگز نمي توم اين کارُ بکنم
..ما با هم زندگي مي کنيم
.و با هم مي ميريم
!کات! اوکي
.پس طرف هيون مين از سکانساي 28 و 31 کارش تموم شد
.الان فقط مين آه بايد برسه که اين کارمون جواب بده
فيلم نامه رو تموم کردي؟
.آره همين الان فرستادمش سونگ مين آه چي شد؟
.همين الان رسيد
.خيالم راحت شد
.خسته نباشي ، حالا که ديگه کارت تموم شده، استراحت کن
.خيلي ممنون
.با تشکر از شما قسمت امروز به پخش ميرسه
.از شنيدنش خوش حالم
.من منتظر قسمت آخر هستم
.خيلي خيلي ممنون
! کارگردان خيلي ببخشيد خيلي دير کردم نه؟
.نه نه ، سريع اينجا اومدنت حتما خيلي سخت بوده
! خب حالا که سونگ مين آه رسيده بياين سريع باشيم
!تيم لباس
ببخشيد، خيلي وقته که منتظري نه؟
.خيلي، خيلي بي اندازه وقت
.تو که تنها کسي نيستي که تا حالا فيلم بازي کرده
.واقعا ببخشيد
.به هر حال بايد صبر کنيم ببينيم چي ميشه
همه آماده اين؟ ! بياين شروع کنيم پس
! آماده حرکت
.حالا ديگه واقعا کارم تموم شده .همه چي خوب پيش ميره
.نگران نباش گواون
....اين چه حرفي که يه دفعه داري ميگي
که حالا نمي توني باهام بياي؟
...اگه الان با هم بريم
.احتمال اين که دستگيرمون کنن بيشتر ميشه
.پس لطفا تنهايي برو
.نه من هرگز نمي توم اين کارُ بکنم
..ما با هم زندگي مي کنيم
.و با هم مي ميريم
! کات! اوکي
.اينم از آخرين نوار صبح کيونگ سونگ
.حتي اگه الانم بري بازم کار سختي
.من آنتونيم
چي بهت گفته بودم؟
.بدون تو، سگ ديونه، هيچي اينجا درست پيش نميره، حتي يه روز
.لطفا تا تهش سخت کار کن
.کارگردان تو واقعا خوب تلاش کردي
..نماينده
.خيلي ممنون به خاطر امروز
.بعدا تشکرتُ قبول ميکنم
.مواظب باش
.ممنون
.صبح کيونگ سونگ
رفتي؟
.توي راهم
کي ميرسي؟
.بعد از اين که نوارُ به ايستگاه دادم ميام، پس يه کم صبر کن
بعد از اين که نوارُ به ايستگاه دادي مياي؟
.پي دي جويم مي تونست اين کارُ بکنه
تا آخرش بايد خودت اين کارا رو بکني؟
.چون اين آخرش واقعا مي خوام خودم تحويلش بدم
اگه به پرواز نرسي چي ؟
.پرواز ساعت 11.45
.هنوز وقت کافي دارم، حتي اگه توي ايستگاهم يه کم بمونم
.فهميدم ، پس به جاش هر چه زودتر بيا
.باشه
راستي چرا داري ميري فرودگاه؟
..به خاطر اين که .دارم ميرم خارج کشور يه کم استراحت کنم
! اين اولين باري نيست که در حد مرگ نگرانمون ميکنه
..تا زمان پخش وقت زيادي باقي نمونده
! رئيس
.آنتوني الان داره نوار آخرُ مياره
واقعا؟ چقدر طول ميکشه؟
.گفت که سر وقت مياد
.خوشحالم
.آره- .پس فقط يه کم ديگه بايد منتظر بمونيم-
! بايد تا وقتي که واقعا بياد صبر کنيم
...فلوريدا
11:45 شب
.عجيبه
.گفتش که حتما پرواز ساعت 11:45 شب
هيچ پروازي براي ساعت 11:45 شب نيست؟
.درسته
نميشه که اينجوري.ميشه يه بار ديگه هم چک کنين؟
...متاسفم، مشتري
..آخرين پرواز به مقصد فلوريدا ساعت 3 عصر بود
.پس پرواز بعدي فلوريدا ساعت 3 عصر فرداست
الان ساعت چنده؟
.9:20 شب
.تقريبا رسيديم
چي شده؟
چرا بهم دروغ گفتي؟
..از همون اولشم هيچ پروازي براي ساعت 11:45 نبود
پس چرا بهم دروغ گفتي؟
.چون اگه راستشُ بهت مي گفتم نمی ذشتي برم
ديوونه شدي؟
! اين آخرين شانست براي درمان چشمات بود
درسته، ممکنه اين آخرين و کوچيک ترين شانسي باشه که ميتونم داشته باشم
شايد به خاطر اين بود که مي خواستم اون کوچيک ترين اميدُ مثل يه تيکه ي نخ پيدا کنم
.ولي اين آخرين سريالم
وقتي که مي دونم آخرين سريالم ممکن به طرز ...وحشتناکي نابود بشه
! نمي تونم اينقدر راحت بي خيالش بشم
يعني داري ميگي سريالت از چشمات مهم تر؟
آره، چون همين جور که اين آخرين سريال من اولين سريال تو هم هست
.متاسفم بعدا مي بينمت
داشتي پاي تلفن در مورد چي حرف ميزدي؟
.بهش توجه نکن و فقط چشمت به جاده باشه
.نماينده
حالت خوبه؟
.نماينده
نماينده صدامُ مي شنوي؟
.نماينده
.به جاي من تو بايد برسونيش
.نه من نمي تونم اين جوري تنهات بذارم
اون آدما رو اونجا ميبيني؟
.حتما به آمبولانس زنگ ميزنن
..من خوبم
.پس عجله کن و نوارُ ببر
.من نمي تونم
.عجله کن يا بعدا کلي سرزنشت ميکنم
.حالا برو ديگه
! يه نفر تصادف کرده و آسيب ديده، عجله کنين بياين
..ما توي
.بله پي دي جو
چي؟
نميشه تندتر برين؟
.تند باش سريع تر
.پي دي جو
صدمه ديدي؟
..من نه
.نماينده...نماينده آسيب ديده
منظورت چيه؟
!نماينده!نماينده
!نماينده
! با 150 ژول
.با 200 ژول
.آمار بيننده ها 32.3 درصد .محشره
.همگي خسته نباشين
..ممکنه به هيچ کس توي دنيا اعتماد نداشته باشم
..حتي بعضي وقتا به خودمم اعتماد ندارم
...ولي کسي مثل من
.به تو اعتماد داره
.بيا به يه چيز گرم فکر کنيم
.من دارم به سيب زميني شيرين کباب شده فکر ميکنم
اولين چيزي که به ذهنت ميرسه اين سيب زميني شيريناي بي ارزشن؟
مگه سيب زميني شيرين چشه؟
..من .ازشون خيلي متنفر بودم
..از فقر ناجورمون
از پدرم که وقتي من به دنيا اومدم ترکمون کرد پس من حتي صورتشمُ هم نديدم
.حتي از مادرمَم که نمي تونه ببينه
.از همشون متنفر بودم، و به خاطرشون خجالت مي کشيدم
..و حتي به ديگران مي گفتم که
...پدر و مادرم فوت کردن و برام پول به ارث گذاشتن
..و اين که من شاد بزرگ شدم
...من
.يه بزدلم
.اون آدمي نيست که به اين راحتيا بميره
.نماينده چشماتُ باز کن
.گفتم چشماتُ باز کن
.ضربانش برگشت
.بغل عقبکي
.همگي، اگه اين کاري که ما مي کنيمُ بکنين فريز نميشين
.خوبه
=يک سال بعد=
.کارتون خوب بود
عکسا خوب از آب در اومدن؟
.شما دوتا لايق لقب "بهترين زوج دنياي سرگرمي" هستين واقعا بهم مياين
هستيم، نه، عکاس هونگ هانگ جون؟
!پس سال ديگه بايد دوباره باهامون تجديد قرار داد بکنين، قول؟
!عزيزم، لبخند
براي قرارداد بعدي پيام بازرگاني، بيا دستگاه هاي تصفيه ي آبُ هدف قرار بديم
دوباره يه پيام بازرگاني ديگه؟
منظورت از دوباره چيه؟
براي اين که به برد پيت و آنجلينا جولي برسيم هنوز کلي !راه در پيش داريم
! تعريف کن ازم حالا
!تو خيلي باهوشي
!باهوش!باهوش
! تو خيلي از برد پيت باهوش تري
باهوش تر از برد پيت؟
.درسته، من مثل برد پيتم
پس من چي؟
.عزيزَکمَم مثل آنجلينا جولي
.امروز خيلي خوشگل شديا
..بعد از يک سال
اين 2 تا که کلي شايعه پشت سرشون بود و ...کليم رسوايي داشتن
.به يه زوج واقعي تبديل شدن
،و رئيس نام هم که از مقام رياست بخش سريال به مقام ...رياست بخش توليدات رسيده
.با پدرش که قبلا باهاش مشکل داشت آشتي کرد
.اين يونگ به پدربزرگت سلام کن
.سلام بابا بزرگ
.درسته
بابا بزرگتُ مي شناسي؟
...ديگه الان کسي نيست که ندونه
.پدر رئيس نام، رئيس کل محصولات امپراطور
و محصولات امپراطور هنوزم بهترين کمپاني توليد سريال کره است
...ولي تنها تغييرش اين که
.اونا يه نماينده جديد دارن
.خيلي وقت همديگه رو نديديم
ارشد بدون قرار قبلي اينجا چي کار ميکنين؟
..خب مي دوني
.داشتم از اين جا رد مي شدم ولي با يه ماشين تصادف کردم
.خيلي نگران نباش زياد آسيب نديدم
سه ميليون وون پول داري؟
...نماينده اوه که بيرونش کردن
.سخت در حال تلاش که برگرده سر کار .اين از اين
...و آنتوني کيم، تهيه کننده ي اولين سريال من، صبح کيونگ سونگ
..نه کيم بونگ دال عزيزم
وقتي که اورسون ولز سريال راديويي جنگ دنياها رو ...در سال 1938 ساخت
.سراسر آمريکا غرق در هيجان و شگفتي شد
مردم هر شب جلوي راديوشون جمع مي شدن تا ...به سريال راديويي گوش بدن
..و اونا هيجان زده بودن و قلب هاشون به خاطر اين صداهاي تخيل
.فريادها و گريه هايي که به خاطر لذت بود بال بال ميزد
..همگي من به جرات ميگم که
...به زودي دوره ي پرزرق و برق تصويري تموم ميشه
..و دوره ي تخيلي بي حد و حدود شنيدن با گوش ها
.دوره ي سريال هاي راديويي دوباره از راه ميرسه
.همه ي حرفم همين بود
.همه چيز خوب به نظر ميرسه
ولي هيچ نويسنده خوبيم اين روزا هست که بتونه سريال هاي راديويي رو به به خوبي قديم بنويسه؟
.اين يه ژانر منقرض شدست، پس نويسنده اي نيست که از اين کارا بکنه
.دقيقا
..خانم ها و آقايون
اجازه بدين نويسنده ي برتر حال حاضر صنعت سريال ...سازي کره رو بهتون معرفي کنم
!نويسنده لي گو اون
.سلام به همگي من نويسنده لي گو اون هستم من همه ي تلاشمُ ميکنم
چطور بودم؟
اصلا کسي ميتونه در مقابل مهارت سخنرانيت مقاومت کنه؟
حتما بايد عينک آفتابي هم بزني؟
!با حال به نظر ميرسه خب
..ولي مهم نيست چقدر بهش فکر کنم
.فکر ميکنم نويسنده ي سريال راديويي شدن به ضررم
چي؟ حالا مي خواي حرفتُ عوض کني؟
خب تو کسي هستي که به آسوني چرخوندن کف دستت !حرفتُ عوض ميکني نماينده
تا کي مي خواي صدام بزني نماينده؟
.به اين بستگي داره که چطوري باهام رفتار کني
..حتي با اين که اون الان يه تهيه کننده ي درجه سوم
.اون هميشه "پادشاه سريال ها"ي ذهن من باقي مي مونه
*پرشـين دريــم تيم* "Ghasadak" :مترجم
"براي حمايت از ما زيرنويس را از کانال تگراميِ زير دانلود کنيد" @PersianDreamTeam
✾ممنون از اينکه براي تماشاي اين سريال با ما همراه بودين✾
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.