All language subtitles for [SubtitleTools.com] 4-nin wa Sorezore Uso wo Tsuku - 09 [AnimeList.net]

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫ها؟ خوابم برد؟

‫این ماجرای دیروزی خیلی عالی بود!

‫آره خب. همون دیگه، درسته؟

‫درسته، درسته!

‫صب کن، چی؟ اینجا چه خبره؟

‫من تبدیل به پسر شدم!

‫2-B کلاس ‫ایر باند

‫غودر

‫های

‫کوچـ

‫ـیکی

‫که همه

‫نمو

‫یمگمی

‫می‌گیم‌مونمههـکه ـکیچیـ کو هایغودر

‫‫می‌گیم‌مونمههـکه ـکیچیـ کو هایغودر

‫می‌گیم‌مونمههـکه ـکیچیـ کو هایغودر

‫ریکا

‫سرهنگ بیگانه

‫چیو سان

‫نینجا

‫سکینه

‫ذهن‌خون

‫سوباسا

‫سویوشی

‫پسر

‫نکته: ‫\h\hآیا سکینه

‫ماسک ماسکوما هست

‫2-B کلاس ‫ایر باند

‫پوه

#09 فوکو چان رو پیدا کنید!

‫تموم شد!

‫سوباسا سان، موهای تو خیلی خوشگله!

‫تو براق‌ترین پوست مو رو داری.

‫آم، ممنونم.

‫حتماً به خاطر جاذبه ‫دوجنسی خودته که اینقدر محبوب دلایی.

‫دوجنسی...

‫حقا که بهت میگن ‫"شازده مدرسه دخترونه".

‫خیلی هم خوشتیپ!

‫نـ...نه سوباسا سان یه دختر خوشگله!

‫مثل اینکه سوباسا چان هم می‌خواد یه شازده خانم بشه!

‫فهمیدم! سوباسا چان رو یه دختر نگه می‌دارم،

‫و بقیه رو به پسر تبدیل میکنم.

‫یعنی میخوای یه ‫شازده خانم رو بین پسرای خوشتیپ جا بدی؟

‫بد نیست

‫بسیار خب! بذارید این رویا رو به واقعیت تبدیل کنم.

‫کاتسو!!

‫کاتسو!!

‫چرخش....

‫چرخش...

‫درسته.

‫سکینه کون.

‫دیگه باید لباساتو عوض کنی.

‫خـ..خب....

‫تو کی هستی؟

‫چی میگی؟ من چیومارو هستم.

‫چیومارو...؟

‫اوه!

‫چیو سان!

‫گفتم چیومارو!

‫یادم اومد که باید یه کاری انجام بدم.

‫ریکا! تو کجایی!؟

‫چشم چرون خوش شانس

‫خالی....

‫چشم چرون خوش شانس.

‫آم، سوباسا؟

‫این موضوع باید مخفی می‌موند، اما من ‫اینجا به جای برادرم، سویوشی اومدم.

‫رخکن رو تمیز نگه دارید

‫پس لطفاً بهم بگو سویوشی.

‫ها، گرفتم.

‫یعنی اینجوری می‌خواست از ‫سوباسا یه شازده خانم بسازه.

‫باید اعتراف کنم که یکمی جالب شده.

‫و منم که یه پسرم...

‫شاید بهتر باشه از این موقعیت استفاده ‫کنم و کارایی که فقط یه پسر می‌تونه انجام بده رو، بکنم.

‫سویوشی، یه چیزی رو باید ازت بخوام.

‫چیه؟

‫لطفاً بذار انجامش بدم.

‫درمانگاه

‫حتماً باید کتکم میزدی؟

‫شرمنده، اما تو هم مقصری.

‫اوه، داره ازم خون میاد. می‌دونستم.

‫خـ...خیلی خوشتیپه!

‫می‌تونی با خرید ناهارم بعداً ‫تو کافه تریا، این کارت رو جبران کنی.

‫شاید بهتره روبوسی کنیم. ‫به خاطر کتک زدنت احساس گناه میکنم.

‫نه، نیازی نیست.

‫این موضوع به کنار، سکینه.....تو الانه که ‫برای بارفاتون دیرت بشه.

‫بارفاتون؟ چی هست؟

‫تو جای بدی کتکت زدم؟

‫یادت میاد؟ امروز سالگرد ‫مراسم "مسابقه دوی لنگی" هستش.

‫یه مسابقه که همه باید با لنگ ‫کل راه رو پیوسته تا استان گانما راه برن.

‫به خاطر اینکه آدمای زیادی داخلش ‫بالا میارن، تو انگلیسی بهش اسم مستعار "بارفاتون" رو دادن.

‫آره، این یه مراسم مدرسه راهنماییه.

‫خیلی دیگه سخت شد.

‫اما به خاطر جراحتم، ‫شاید بتونم از زیرش در برم.

‫سکینه کون، تو ریکارد کون رو ندیدی؟

‫همینجام.

‫سرهنگ هنوز یه دختره؟

‫ریکارد کون...

‫این گل پسر کیه؟

‫ریکا چان!

‫این....

‫چیو سانه.....

‫این چه لباسیه که پوشیدی؟

‫چند دفعه باید بهت بگم؟

‫من از پسرایی که بویی از مردونگی نبردن، متنفرم!

‫اینا دیگه چیه؟ موی اضافه؟

‫اصلاً این موی واقعی تو هست؟

‫آخ، آخ....

‫سویوشی، ماشین اصلاح رو بیار.

‫بفرما.

‫ریکارد، باید سرت رو بتراشم.

‫ترجیح میدم که-

‫چیزی گفتی؟

‫نه هیچی!

‫گرفتم...

‫چیو، دختر ناز نازی

‫چیو سان اخلاقش خیلی دخترونه هست.

‫چیومارو، پسر گردن کلفت

‫اما وقتی که پسره، کاملاً مخالفشه.

‫سوباسا هم....

‫یکمی بامزه‌تره.

‫شاید به خاطر اینه که الان تو جایگاه شاه‌دختی قرار داره؟

‫سویوشی، برای بارفاتون چیکار میخوای بکنی؟

‫البته که شرکت نمیکنم. ‫به خاطر دلایل زیادی.

‫که اینطور. پس منم شرکت نمیکنم.

‫چی میگی؟

‫می‌دونی که باید از طرف سرپرست قانونی‌ت ‫یه سندی رو امضا شده تحویل بدی.

‫ها

‫ها؟

‫بعد از بارفاتون، این کارمون رو ادامه میدیم.

‫بجنب و لباست رو عوض کن. ‫نباید دیر کنیم.

‫ببین! سرم کلاً باز شده. ‫کلی ازش داره خون میاد.

‫نمیشه به خاطر مریضی ‫بری خونه، مگه اینکه یه تب یا چیزی داشته باشی.

‫چی!؟

‫میخوای از مدرسه جیم بزنی؟

‫هرگز!

‫سردمه! درد داره! ‫دیگه نمی‌تونم ادامه بدم!

‫این دیگه چه جور مراسمیه!؟ ‫مسخره‌ست! باورنکردنیه!

‫سکینه کون، تو الان چیزی گفتی؟

‫من عاشق بارفاتونم! گانگ هو!

‫سکینه.

‫فقط تسلیم شو دیگه.

‫عادلانه نیست!

‫بهتره پشت سر ریکارد کون ‫حرکت کنیم و تمام تلاشمونو بکنیم.

‫خوب شد که تو برنامه شست‌و‌شوی مغزی ‫پرواز با بشقاب پرنده رو مثل راه رفتن کردم.

‫یه پرش سریع به گانما!

‫اصلاً چرا بارفاتون رو از همون اول ‫کار گذاشتی!؟

‫گل!

‫گل! گل! گل! گل! گل!

‫به نظر میاد یکم زیادی تلاش کردم.

‫بیگانه فضایی برنده شد!

‫تقریباً رسیدید!

‫آخ، خیلی سخته....بریدم.....

‫سکینه، ادامه بده.

‫خط پایان اونجاست! ادامه بده!

‫کار همگی خوب بود!

‫تو دوباره نفر اول شدی! عالیه!

‫کارت عالی بود ریکارد کون! ‫می‌دونستم که می‌تونی!

‫خب، کجا بودیم؟

‫امیدوارم که آماده باشی.

‫منو ببخش سوباسا چان، ‫دیگه نمی‌تونم تحمل کنم!

‫کاتسو!

‫ما....

‫...کجاییم؟

‫هی، شما دوتا!

‫دیرتون میشه ها.

‫دیر برای بارفاتون!؟

‫بانو، اصلاً نمی‌دونم راجب چی حرف می‌زنید.

‫منظورمون، مهمونی چای بود.

‫سرت به جایی نخورده؟ ‫یه مراسم سالانه هست دیگه.

‫منم یکم شیرینی پختم.

‫یه مهمونی چای!

‫چقدر خوب!

‫مدرسه دخترونه عالیه!

‫گل‌ها زیبا هستن، ‫چون قراره پرپر بشن.

‫ست‌لیـمهیـانـ ـهحمـ تر تیمازریکا

‫Anime-List.net

‫وای نه.

‫مثل همیشه، آخر این ماه هم پولام تموم شد.

‫شاید چیزی که واقعاً نگرانشی،

‫به خاطر اینه که خونواده‌ت دیگه برنمی‌گردن.

‫یه پسر خوشتیپ تو مدرسه دخترونه!؟

‫آقا، احیاناً تو مدرسه اشتباهی نیومدید؟

‫تو کی هستی؟

‫اینجا نمی‌تونم راجبش صحبت کنم.

‫فردا بیا پشت باشگاه.

‫اون موقع همه چی رو بهت میگم.

‫چرا حتماً باید اونجا باشه؟

‫چی؟ خب طبیعیه که بخوای ‫دخترای خوشگل رو دور از چشم بقیه ببینی.

‫بیا تنها بریم.

‫مسخره بازی در نیار!

‫وقتی که عصبانی هم هستی، خوشگلی.

‫اینقدر احتیاط نکن.

‫می‌دونم که تو همیشه سخت تلاش میکنی.

‫اوه، راستی

‫عینکت رو هم بردار. اونجوری خوشگل‌ترم میشی.

‫می‌بینمت.

‫اون دیگه چی بود؟

‫یه معلم کلاس ‫دیگه یا جای دیگه؟

‫البته، اونو نمی‌شناسم.

‫حالت خوب نیست. همه چی رو به راهه؟

‫نه. راستش، حیوون خونگی من فرار کرد.

‫اوه، خدای من.

‫کجا رفتی؟

‫یه حیوون بامزه، اونم اینجا!؟

‫همراه من، بیا با هم در ‫زنده موند روی این سیاره به هم کمک کنیم.

‫همینجوری ندو. خطرناکه.

‫هی!

‫و همینجوری فرار کرد!

‫فوکو چان....

‫اون دیگه چجور اسمیه؟

‫گمشده در یه سیاره غریب.... ‫حتماً الان خیلی تنهاست.

‫نه، اون حالش خوبه!

‫فوکو چان این قابلیت رو داره که ‫هاگ رو به درون مغز فرد مورد نظرش تزریق کنه.

‫تا نشون بده که اون، ‫شریک زندگی ایده آل اوناست!

‫مطمئناً روی این سیاره ‫هم خیلی محبوب میشه!!

‫هاگ...؟

‫صب کن، یعنی اون یارویی که من دیدم، ‫فقط یه توهمی بود که حیوون خونگی سرهنگ به من نشونش داده؟

‫دل و جرئت ‫کاملاً کافی

‫درک مشکلات خونوادگی

‫اختلاف سنی مناسب

‫یه خال کوچیک ‫کنار دهن

‫پس اون شریک زندگی ایده آل منه....

‫آآآآآآآآ.....

‫نمیتونه با خواسته‌های دخترونه خودش ‫کنار بیاد.

‫سوباسا....

‫چیه؟

‫ببخشید که اون روز ‫گوشواره‌هات رو مسخره کردم.

‫شرمسار شده.

‫مشکلی نیست.

‫اما حالا که اینطوره، میشه ازت یه خواهشی بکنم؟

‫چیه؟

‫خب، یه نفر هست که باهاش قرار دارم،

‫فک کردم که این راجب یه خواهشه؟

‫صب کن، عاشق شدی؟

‫نه، اونجوریا هم نیست.

‫خـــــب.....

‫همینجوری با هم تو سوپر مارکت ‫با هم صحبت کردیم و خیلی با هم جور شدیم.

‫و....

‫ازم دعوت کرد تا بیام سر یه قرار!

‫نگو که پشت ‫کله سوباسا.....

‫بهش گفتم: وای یعنی امکان ‫داره که یه نفر تو این دنیا اینقدر مهربون باشه؟

‫دستت رو بکش!

‫کاملاً حس میکنم که با همدیگه تفاهم داریم.

‫آخ، چقدر سمج.....

‫چیکار میکنی سکینه؟ ‫یکم رفتارت عجیب شده.

‫اساساً یه زمین زاد و ولد شده.

‫سوباسا فک کنم که وجود اون شخص،

‫کلاً با دنیایی که توش هستیم فرق داره.

‫خب، تا به حال بهش فک کردم.

‫یه اختلاف سنی زیادی بینمون هست. ‫شاید خوب کار نکنه.

‫سویوشی کون!

‫اما این رابطه برات گرون تموم-

‫نه لزوماً!

‫اهمیتی نداره که چجور تموم میشه، ‫رابطه عاشقونه به زندگی طعم شیرینی میده.

‫سرهنگ، میشه برای یه ثانیه هم خفه شی.

‫اوه، وایسا. درسته که وقتی پای بقیه مردا میاد وسط ‫سوباسا کلاً خل و چل میشه.

‫شاید بهتره که برای یبارم که ‫شده، طعم دل کسی رو شکستن رو خودش بچشه.

‫این چیه؟

‫زندگی خیلی کوتاهه دخترا. پس عاشق بشید.

‫فوکو چان، حتی اگه هیچوقت هم برنگردی،

‫رابطه برد-برد

‫یه رابطه برد-برد!

‫امیدوارم که بتونی یه ‫شریک زندگی خوب برای خودت تو این سیاره پیدا کنی.

‫اما....

‫این یه رویاییه که هیچ وقت به واقعیت نمی‌پیونده!

‫ای داد. این بده.

‫فوکو چان، از خطاهای بصری استفاده میکنه ‫تا بتونه طعمه خودش رو تو تله بندازه.

‫و بعدش اونا رو می‌خوره ازشون تغذیه میکنه.

‫خب، من به یه مهمونی شبونه تو خونه خودش دعوت شدم.

‫نرو!

‫لطفاً نه!

‫سوباسا سان، تو نباید همینجوری ‫بری تو خونه یه غریبه، اونم تو شب.

‫خوبه بابا!

‫خب، سمینه، میشه بگی که ‫من تو خونه تو بودم؟

‫سوباسا.....

‫باید باهات رک باشم.

‫اگه امشب خورده بشی، ‫بعدها حسرتش رو هم حاضری بخوری؟

‫خیلی رک بود که، سکینه!

‫وای!

‫وای!

‫ای وای حالا چرا اینقدر خودت رو می گیری!

‫خب، لابد اون امشب راهی قبرستونه.

‫نه، اینجا جاییه که باید خط قرمز رو مشخص کنم.

‫اما چجوری متوقفش کنم؟

‫پیپی-دی-پوپو-پوپ!

‫اون حتماً رو خودش هاگ داره.

‫فک کنم اگه بکنمش، مشکل حله.

‫اه.

‫این همون جاییه که باید ‫حواسم به فوکو چان باشه.

‫وگرنه اون طعمه فوکو چانه.

‫سکینه، حالت خوبه؟

‫منو ببخش سوباسا. اما تو قراره طعمه بشی.

‫فوکو چان هم میاد؟

‫اوه، اینم از چیو سان.

‫یکم ترسیدم، اما به اون ‫یارو که خدا می‌دونه کیه، میگم که قضیه از چه قراره!

‫تو باید قبل از هرکاری ‫یه جلسه ملاقات بین دو خونواده راه بندازی.

‫خدا می‌دونه کیه

‫وااه

‫راور

‫بـ...بله!

‫براش تمرین کردم، توی ذهنم!

‫اومدش!

‫اون همون پسری نبود که باهام حرف زد؟ چرا؟

‫بازم بیشتر بود.

‫ها؟

‫کجا رفت؟

‫تنها توضیح این ‫وضعیت دیوونه‌وار همینه....

‫حتماً فوکو چان باید اونجا باشه!

‫بیا دیگه جیگر. ‫بیا یه شب رو با هم باشیم.

‫سوباسا سان، ازش خوشت میاد؟

‫متاسفانه باید جواب منفی بدم....

‫شایدم چیو سان داره ‫شریک زندگی ایده آلش رو می‌بینه؟

‫اما چرا به نظر داره اذیت میشه؟

‫چرا ازش خوشش نمیاد؟

‫یعنی، تو دـ...دوست سوباسا سانی؟

‫هنر اون به خاطر استرس تبدیل به گندکاری شد.

‫چیکار باید بکنم؟ اگه میشد ببینم ‫خیلی راحت میشد کمکش کنم.

‫اگه میشد که یه جور قدرت خاصی داشتم...

‫صب کن، دارم که!

‫زمان کدبانویی:

‫سکینه تو این وضعیت ‫کنترل کامل رو روی قدرتاش داره.

‫اما اگه ازش استفاده کنم....

‫نه، باید دوستم رو نجات بدم!

‫چشم سکینه!

‫بذارید توضیح بدم!

‫سکینه الان داره چیزی رو که چیو میبینه رو مشاهده میکنه!

‫فک کنم اون باید فوکو چان باشه!

‫خوب شد که شکم گنده رو فدای این کار کردم.

‫اما خدایی ایستگاه کردی ما رو، اون یارو ‫مثل کسیه که از یه مانگای بزرگسالان اومده بیرون.

‫یعنی چیو سان از اینا خوشش میاد؟

‫اه، فهمیدم. باشه، باشه.

‫تو دوست سوبا چان هستی، درسته؟

‫می‌دونی تو خیلی بیشتر از ‫اون دلمو دزدیدی.

‫لطفاً از سوباسا سان دور شو!

‫لـ...لطفاً!

‫حالا که اینطوره، چطوره که تو همراه من باشی ‫به جای سوبا چان؟

‫چه خبر شده؟

‫یعنی همینه...

‫هیچ شانس بچه‌دار شدنی وجود نداره.

‫فوکو چان لزوماً ‫بهترین شریک زندگی رو بهت نشون نمیده،

‫اما بهترین مورد با بالاترین ‫شانس بچه‌دار شدن رو نشون میده؟

‫شانس کمی برای ‫بچه‌دار شدن.

‫قول میدی که دیگه ‫هیچوقت سمت سوباسا سان نری؟

‫حله، جیگر!

‫فهمیدم....

‫فقط بذار بکشمش.

‫لابد اینطوریه دیگه.

‫اما قسم خوردم که هیچوقت کسی رو نکشم....

‫بهتر نیست که راه شیطان رو در پیش بگیرم؟

‫بیا دیگه، بریم.

‫بیا با هم یکم خلوت کنیم!

‫ترسیدم!

‫از غریزه قاتل خودش!

‫چیو سان!

‫این کار جواب نمیده.

‫دیگه شیطون شدیا.

‫تو فوق‌العاده‌ای، سرهنگ! ‫با اینکه از اولشم همش تقصیر خودت بود.

‫اوه، اون مرده کجا رفت؟

‫به پلیس زنگ زدم. ‫احتمالاً فرار کرده.

‫اما کی فکرشو می‌کرد که اون ‫برای تولیدمثل از زمینی‌ها استفاده کنه....

‫ها؟ شماها اینجا چیکار می‌کنید؟

‫راه دیگه‌ای وجود نداره.

‫نابودی!

‫این دیگه چیه!؟

‫حله!

‫این چیه؟

‫خوشگلی.

‫نجاتت میدم.

‫دلم برات یه ذره شده.

‫حالت خوبه؟

‫مراقبتم.

‫یکی از عوارض جانبی اون هاگ‌ها، اینه ‫که اون قارچ‌ها براش شبیه پسرای خوشتیپن.

‫مثل همیشه عالی هستی.

‫عاشقتم.

‫بعد یه مدتی اثرش رفت.

‫خداحافظ.

‫پیش نمایش قسمت بعد

‫روز انجام وظایف: ‫سکینه

‫سفر تفریحی چشمه‌های آب گرم! نمی‌تونم صبر کنم!

‫تخم مرغ آب‌پز چشمه آب‌گرم و نون بخارپز!

‫می‌خوام یوکاتا بپوشم، ‫برم گالری تیراندازی و پینگ پنگ بازی کنم.

‫سوباسا، چرا صورتت چروک شده؟

‫من کاملاً حالم خوبه!

‫#10: آتامی

‫تو چشمه آب‌گرم ‫برای یه پوست صاف و لطیف شنا میکنم.

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.