Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
چیو صبح زود بیدار میشه.
اون به سمت پهلوی چپ میخوابه، تا از قلبش محافظت کنه.
عادتی که تو قبیله نینجایی یاد گرفت.
یه صبح آروم دیگه.
کارایی که چیو تو صبح انجام میده، با مسواک زدن شروع میشه.
و تیز کردن شوریکن.
مدل موی معمول من کامل شده.
تموم شد!
بهتره که برم!
این روزای آروم، ادامه داشت.
یا اینکه چیو فقط انتظارش رو داشت.
آزمون نهایی
2-B کلاس ایر باند
غودر
های
کوچـ
ـیکی
که همه
نمو
یمگمی
میگیممونمههـکه ـکیچیـکوهایغودر
میگیممونمههـکه ـکیچیـکوهایغودر
میگیممونمههـکه ـکیچیـکوهایغودر
ریکا
سرهنگ بیگانه
چیو سان
نینجا
سکینه
ذهنخون
سوباسا
سویوشی
پسر
نکته: \h\hآیا سکینه
ماسک ماسکوما هست
2-B کلاس ایر باند
پوه
آزمون نهایی
#05 ساحل
تمام تلاشمو میکنم.
مثل اینکه سرهنگ بیگانه، داره خوب پیش میره.
اگه میخوای تقلب کنی، حداقل جوری تقلب کن که اینقدر تابلو نباشه....
بیخیالش. باید تمرکز کنم.
البته که من از قدرتام موقع امتحان استفاده نمیکنم.
داره واسه کی بهونه میاره؟
چند روز بعد
امتحان چطور بود؟
خیلی آسون بود.
خوب بود.
سابقه کلاس
تو انگلیسی نمره 100 رو گرفتم.
دانشآموز نمونه
نمره 98 گرفتم.
افسر ارشد نظامی
51 گرفتم.
نمره
چطور با اینکه تقلب کردی، اینقدر کم گرفتی؟
من هم .....
سلام بچهها. شعر آزمایشی کلاس ما کامل شده. یه نگاهی بهش بندازید.
اوه، باشه.
بعدش به ما بگید چطوره.
چشم.
"سلبریتی کلاس".
شعر کلاس: "سلبریتی کلاس".(WIP)
"چیو سان" چیو سان خیلی خوشگله خیلی خوشگل اون خیلی خوشگله یعنی خیلی خوشگل مثل یه نیروی مهار ناپذیر خوشگلی و یه سلبریتی کامل.
همه چیو سان رو انتخاب کردن.
خب، خوشگله دیگه. طبیعیه که اینجوری بشه.
خیلی بهش افتخار میکنم!
باید یه سری به انبار مدرسه بزنم.
باورنکردنیه....به من...
میگن خوشگل!
نمیتونست از این خوشحالتر باشه.
سه روز این شکلی
یعنی به خاطر کاراییه، که در طول تمرینات سختم انجام دادم....
مالیدن فضله بلبل به صورتم؟
یا به خاطر حموم گلی که گرفتم؟
کاملاً نفسش رو حبس کرده
یا به خاطر منبع پروتئینی که تو رژیمم داشتم؟
کاملاً ارگانیک و طبیعی.
خیلی شرمنده شدم!
چیو سان...
باید کمتر جوگیر بشه.
منم همین فکرو میکنم.
باید بدونه که هر تمجیدی رو بزرگش نکنه.
اگه همینطوری ادامه بده، دیگه نمیشه باهاش ناهار خورد.
درواقع،
دیگه جایی قبولش نمیکنن.
شما خیلی بدجنسد.
روز بعد
صبح بخیر.
صبح ب....!؟
چیو سان، اون یه مدل مو جدیده؟
خواستم یکم عوضش کنم.
البته، اون قدیمیه خیلی بهت میومد.
اه.
راستش، فک کنم این بهتر باشه.
آره، اصلاً چرا کوتاهترش نمیکنی؟
بلاخره از قبیله خودم آزاد شدم.
کم کم، موهام رو بلند میکنم، و لباسای قشنگ میپوشم....
اگه همینطوری ادامه بده، دیگه نمیشه باهاش ناهار بخوریم.
درواقع، دیگه جایی قبولش نمیکنن.
یه دیقه وایسا!
چرا داری موهاتو کوتاه میکنی؟
ریکا چان....
فکر کردم که این کار بهتره....
صب کن، ریکا چان!؟
شما دوتا خیلی بدجنسید!
فقط به خاطر اینکه....
به خاطر چیو سان....
فقط به خاطر اینکه چیو سان تو امتحان گند زد!
مگه شما شرف ندارید!
راست میگی.
شرمنده.
چه خبره...؟
این خبره.
باید یه سری به انبار مدرسه بزنم.
چی شده؟
شعر کلاس رو باید بذاریم کنار.
این نمره چیو سانه.
پومپ، پومپ.
چه باهوش!
بلاخره یه نمرهای گرفتم.
این اولیشه!
باید بدونه که هر تمجیدی رو بزرگش نکنه.
اگه همینطوری ادامه بده، دیگه نمیشه باهاش ناهار خورد.
درواقع،
درواقع، دیگه جایی قبولش نمیکنن.
اون دیگه زیاده رویه!
دبیرستان
راهنمایی
حدود 10% اخراجی
راستش تو مدرسه ما، از راهنمایی رفتن به دبیرستان آسون نیست.
حالا که اینطوره، اون نمیتونه با ما به دبیرستان بیاد.
داشتید راجب امتحان حرف میزدید....
اما خودتون هم اینو گفتید که من باید موهامو کوتاه کنم.
اون....
منظورم این بود که، بهتره روش یکم وقت بذاری؟
اولش موهامو میشورم، بعدش بهش ژل میزنم.
و بعدش از اتوی مو برای صاف کردن استفاده میکنم.
بعدش هم برای یکم موج دادن بهش از اتوی برس استفاده میکنم.
و تمومه!
یادم میاد که چیو سان بهم گفت که کل این مراحل، نزدیک یک ساعت طول میکشه.
از اون وقت برای یادگیری چندتا کلمه انگلیسی استفاده کن.
اینم که فقط موهای کوتاه رو دوست داره.
واقعاً معذرت میخوایم که پشت سرت حرف زدیم.
اما خب ما واقعاً میخوایم با تو، تو یه دبیرستان باشم!
آره!
خیلی خوشحالم!
مثلاً از چی باید خوشحال باشی!؟
اصلاً حالش خوبه؟
دیگه باید باهات جدی باشیم. کارت تمومه ها.
واقعاً تو بد هچلی افتادی.
خواهش میکنم نگران نباشید!
برایان سنسی گفتش که من میتونم به دانشگاه توکیو برم.
سخت تلاش کردی، چیو چان. تو در آینده حتماً به دانشگاه توکیو میری.
دوباره، بفهم زمانی رو که یه تمجید رو نباید خیلی بزرگش کنی!
اینم یه نمره 20!
ستلیـمهیـانـ ـهحمـ تر تیمازریکا
Anime-List.net
دروغای کوچیکی که هممون میگیم.
اوضاع و احوال چطوره؟ درس که میخونی؟
تمام تلاشمو میکنم.
اولش، یه جزوه رو حفظ کردم.
یه عادت درس خوندنی که بین احمقا محبوبه.
حفظ نکن! یاد بگیر!
سوباسا! اینقدر جوش نزن!
همینم میتونه برای پاس کردن امتحانای بعدی کافی باشه.
حالا، گوش کنید چی یاد گرفتم.
موقع ویرایش این جزوه، به یه چیز بیشترین توجه رو کردم....
مطمئن بشم که شما کلاس هشتمیهای جدید، بتونید از یادگیری ریاضیات لذت ببرید.
بخش مقدمه...
عالیه! عالیه!
عالیه! عالیه!
من سوالات رو با تمام توجه نوشتم تا مطمئن بشم....
چیو منتظر تعریف و تمجید بعدیه.
ستلیـمهیـانـ ـهحمـ تر تیمازریکا
Anime-List.net
تعطیلات تابستونی نزدیکه.
خیلی خوشحالم.
بهتر نیست با هم یه جایی بریم؟
خوبه!
کجا؟
کنار دریا چطوره؟
کنار دریا! خیلی هم عالی!
مایو هم با خودمون بیاریم؟
همین کارو میکنیم.
مایو؟
ای داد. باید یه سری چیزا رو بپوشونم.
راستش من نمیام.
هی، فک کنم کوه یا رودخونه انتخاب بهتریه....
آب پاشیدن به همدیگه کنار ساحل خیلی حال میده!
تو یه رستوران کنار دریایی هم غذا میخوریم.
میتونیم بریم دنبال صدف و ماهی.
فک کنم تصویب شد: کنار دریا.
بیخیال بابا، مشکلی پیش نمیاد.
تابستون!
ساحل!
طلب بخشش کردن رو زمین!
بذارید چند دقیقه به قبل برگردیم.
اینجا چطوره؟
خوبه.
میرم تا نوشیدنی بخرم.
هی، هی....
بریم شنا!
باشه!
خیلی سریع حالش عوض میشه.
سکینه سان، بیا دیگه.
خب، باشه...
نمیخواد ریسک کنه و مایو بپوشه
ستلیـمهیـانـ ـهحمـ تر تیمازریکا
Anime-List.net
دروغای کوچیکی که هممون میگیم.
خب، من اون مایویی رو که برام درست کردی رو امتحان کردم.
خیلی بهت میاد!
بریم شنا دیگه!
هی، ریکا، وایسا!
اولش باید کرم ضدآفتاب بزنی.
منم برات کرم میرنم.
خوبه.
یه شیء باستانی
شاید برای اونم خوب باشه که برای فضا آماده بشه.
چی؟ سرهنگ تو چه میکنی؟
سلام.
دختر خوشگله.
میخوای با هم بگردیم؟
بیا دیگه، یکم با هم گپ میزنیم.
تشوهای
کن
و بعدش، این اتفاق افتاد.
اون کاملاً یه ضرب و شتم حساب میشه.
اگه با گفتن ببخشید، قرار بود همه چی حل بشه، دیگه به پلیس نیازی نبود.
بیراهم نمیگنا!
م-میشه به مسئولان زنگ نزنید؟
شاید بشه با هم مصالحه کرد.
مصالحه چی هست؟
قراره بهشون دیه بدیم. بهتر از اینکه به پلیس زنگ بزنن.
پول باارزش منه، اما برای چیو سان...
این تمام پولیه که دارم.
230 ین...
با این فقط میشه یه بلیت اتوبوس خرید.
سکینه سان، لطفاً بذارش کنار. موردی نیست.
فقط همینجا و همین الان گلوی خودمو میبرم.
اشد خود تنبیهی.
این کارو نکن!
لطفاً آروم باش!
ولی....
همونجا وایسید.
با دوستام چیکار دارید؟
تو کی هستی؟
اینجا قربانی هستیم!
قربانی؟
اوه، خب، من راستش اتفاقی بهشون یه تقی زدم...
فقط یه تق نبود، یه تررررققق بود!
ما مدرک هم داریم.
این همونجاییه که "ترق" اتفاق افتاد.
ترررقققق.
حتی گوریل هم نمیتونه این کارو بکنه. خیلی غیرواقعیه.
گ-گوریل....
برام مهم نیست که این قضیه رو با مقامات در میون بذاریم.
امکان نداره.
سوباسا! برای فرار کردن از این وضعیت باید اشک قلابی بریزیم!
ها؟
بو
هو
خیلی ببخشید. خیلی ترسیده بودم.
باهاش آبریزش بینی هم هست.
شما دوتا خیلی ترسناکید.
این دیگه اشک واقعیه.
گ-گریه نکنید!
مگه کار اشتباهی انجام دادیم؟
کاملاً بیچاره.
دارید ما رو شبیه آدم بدا میکنید.
چی؟ منم همینطور؟
شرم و خجالت
خیلی بیبخشید.
سوباسا داره انواع و اقسام مختلفی از غرورش رو قورت میده.
ببخشید که شما مجبور به این کار شدید!
فقط خوشحالم که به خوبی تموم شد.
پس همه پولی که داشت همین بود.
درسته!
بیاید یه چیز خوشمزه بخریم و این ماجرا رو فراموش کنیم!
اوه....
ریکا، تو کی....
خیلی خوشمزه ود.
همم؟ اصلاً چجوری پول اینا رو دادی؟
نگران پول نباش!
تازه از اینم بیشتر هست!
از کجا اون پولو گیر آوردی؟
پیداش کردم!
یعنی همینجوری پیداش کردی؟
احیاناً جرمی که مرتکب نشدی؟
یعنی بهونه من طبیعی نبود؟
سرهنگ، اون پول تقل-
این خب، یه جور...
نتیجه یه تورم خیلی شدیده! پول الان دیگه ارزشی نداره.
شنا تو وان حموم پر از پول!
سوباسا، فک کنم منظور ریکا اینکه اون...
اون راستکی که پیداش نکرده اون درواقع...
یه پول زیاد تو جیبی یهویی بهش دادن!
صحیح.
بله دیگه.
همم.... دیگه نباید از این پولای تقل-
این قبضا رو مصرف کنیم.
بهتره بعداً از شرشون خلاص بشم.
اون قانون رو رعایت میکنه.
پول پول
میخهوام بدونم چندتا نودل سرخشده میتونم با اینا بخرم!؟
اون قانون رو رعایت میکرد.
باعث شدم که ریکا کل پول توجیبیهاشو خرج کنه.
احساس بدی دارم.
میرم یکم خودمو خالی کنم.
چیو سان؟
میرم دنبالش.
سلام آقا.
دیدم که اون دختربازها رو فراری دادی.
اوه، خب....
برای منم آزاردهنده بود، وقتی که دیدم اونا داشتن با منم لاس میزدن، به خاطر همین خوشحال بودم که تو رو دیدم.
اون دختره که موهای بلند سیاه داشت، هم کارش عالی بود!
این حرکات رو از یه کدبانو انتظار نداشتم.
و تو هم...
خیلی خوشتیپی!
خوشتیپ...
میگی من خوشتیپم...؟
ب-بله....
اشک شادی داره میریزه.
حالت خوبه...؟
چیو سان.
خیلی ممنونم!
خیلی خوشتیپ!
به خاطر تو، من بهترین خاطره رو تجربه کردم.
دوست دارم تا همراه همه شما بازم بیام کنار دریا!
درسته؟
البته!
ستلیـمهیـانـ ـهحمـ تر تیمازریکا
Anime-List.net
خب....
حالا چیکار کنیم؟
بیاید یه چیز شنی درست کنیم.
چی بسازیم؟
تموم شد!
سریع بود!
امواج!
وای، نه!
از مرکز به تمامی سربازان! از سفینه فوراً دفاع کنید!
بله قربان!
آفرین سربازان! دفاع موفقیتآمیز بود!
هر چی که آورده بودی رو برداشتی؟
اوه، هی، وایسا.
خوبه! دنبالت میگشتم.
دنبال من؟
یه چیزی هست که باید بهت بگم.
چه چیزی؟
ببخشید که قبلاً بهت گفتم خوشتیپ.
تو یه جور زیبایی، مردونه و زنونه داری.
تو واقعاً دختر خوشگلی هستی!
با اون پوست نرم و اون کمر باریک.
اون فقط اومد تا دل سوباسا رو له کنه.
کنار دریا خوش گذشت.
دکه غذاییا هم خیلی خوشمزه بودن.
سوباسا سان چش شده؟
یهویی افسرده به نظر میاد.
فهمیدم! اون قدر بهت خوش گذشته، که برگشتن به خونه برات ضدحاله!
بهتره بازم بیایم!
آره....
به زندگی سفت بچسب.
مردم از چهره بانمک اوهوتان به وجد آمدهاند.
اما ناگهان فاجعهای رخ داد.
اوهوتان ناگهان یه کپه فضولات را برداشت.
چجوری از شر اینا خلاص بشم؟
او شروع به پرتاب فضولات کرد و باغ وحش را به جهنمی تبدیل کرد.
و اکنون خبر بعدی ما،
چندین گزارش به دست ما رسیده که تعداد زیادی پول تقلبی استفاده شده است.
در رستورانهای ساحلی در استان چیبا.
قبضای تقلبی با دقت زیادی ساخته شده بودند.
به غیر از مردی ناشناس که روی اسکناس بود.
پلیس میگوید...
این رهبر کبیر جاییه که ریکا ازش میاد!
ساختن و استفاده از پول تقلبی
یک جرم محسوب میشه!
بچهها، این کارا رو تو خونه انجام ندید!
پیش نمایش قسمت بعد
روز انجام وظایف: سکینه
هفته بعد، قراره به یه مهمونی شبانه تو خونه سکینه سان بریم.
راستی ریکا، تو کجا زندگی میکنی؟
تو آسمونا.
ها؟
منظورش، تو طبقه آخر یه آپارتمان آسمان خراشه.
نه، نه. تو منطقه مرکزی، بخش سوم، خیابان اول سیاره پاپیپوپورو زندگی میکنم.
#06: مهمونی شبانه
اصلاً میخواد پنهونش کنه یا نه؟
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.