All language subtitles for [SubtitleTools.com] 4-nin wa Sorezore Uso wo Tsuku - 03 [AnimeList.net]

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫روده بزرگه، روده کوچیکه رو خورد!

‫دوست دارید اینجا یکم تاکویاکی بخریم؟

‫اونجا خیلی خوب نیست، ‫اما برای فعلاً خوبه.

‫خوش اومدید!

‫سلام، شیرین عسل!

‫بفرمایید، یکی هم اضافه گذاشتم!

‫هورا! ممنونم!

‫خوبه که دوباریه اومدید، خوشگله.

‫بفرمایید، یکی هم اضافه گذاشتم!

‫ممنونم.

‫خب، اینم یه خوشگل دیگه!

‫یکی اضافه!

‫آم، ممنون.

‫سوباسای بیچاره به خاطر این وضعیت هول شده.

‫بفرما!

‫ممنون!

‫برای سکینه اضاف نذاشته!

‫2-B کلاس ‫ایر باند

‫غودر

‫های

‫کوچـ

‫ـیکی

‫که همه

‫نمو

‫یمگمی

‫می‌گیم‌مونمههـکه ـکیچیـ کو هایغودر

‫‫می‌گیم‌مونمههـکه ـکیچیـ کو هایغودر

‫می‌گیم‌مونمههـکه ـکیچیـ کو هایغودر

‫ریکا

‫سرهنگ بیگانه

‫چیو سان

‫نینجا

‫سکینه

‫ذهن‌خون

‫سوباسا

‫سویوشی

‫پسر

‫نکته: ‫\h\hآیا سکینه

‫ماسک ماسکوما هست

‫2-B کلاس ‫ایر باند

‫پوه

‫#03 غافلگیری

‫تقصیر من شد که گفتم ‫بیایم یه چیزی بخوریم.

‫اگه به منم یه دونه ‫اضافه نمی‌داد، اینطوری نمیشد....

‫بسه دیگه. وقتی که می‌خواید باهام خوب باشید، ‫فقط حالم بدتر میشه.

‫باید یه حرکتی بزنم، ‫که میگه: "برام اصلاً مهم نیست".

‫نگاه کنید! یه دونه اضافه گیر آوردم!

‫بفرما تاکویاکی!

‫سکینه سان، من راستش مشتری ‫همیشگی اونجا هستم.

‫فک کنم اون تنها دلیلی بودش که ‫اون یارو به من یه دونه اضاف داد.

‫پس لطفاً فکر بد نکنیا.

‫تازشم، اون تاکویاکی خیلی ‫هم خوشمزه نبود.

‫اون همینجوری اضافه میده، ‫تا مشتری جذب کنه.

‫آره، کی اضافه می‌گیره، ‫وقتی که مزه خوبی هم نمیده؟

‫همه دارن تمام تلاششونو ‫میکنن تا سکینه رو دلداری بدن.

‫بچه‌ها....

‫آم، ببخشید.

‫منه. اگه وقت داشتید بهم پیام بدید. ID این.

‫چشمک!

‫لطفاً.

‫و من. ممنون.

‫خداحافظ!

‫می‌بینمتون.

‫منتظرتون هستما!

‫تنها کسی که بهش محل ندادن

‫کسی که ‫\hیادش رفت ‫\h\hبگه نه

‫می‌کشمشون. اونا تازه‌کارن، ‫پس فقط به سه دقیقه نیاز دارم

‫لطفاً زیاده‌روی نکنید!

‫هییی....زندگی.

‫زندگی خیلی باارزشه!

‫زندگی!

‫زندگی

‫مگه نه!؟

‫مگه نه!؟

‫"مگه نه!؟"

‫زندگی....یعنی...

‫گل‌ها، کوه‌ها، بادها و دوستان.

‫مگه نه

‫مگه نه؟

‫مگه نه....

‫راست میگه. زندگی خیلی باارزشه.

‫آخیش

‫اون دیگه چی بود؟

‫نزدیک بود.

‫اما خدا وکیلی، اون مغازه‌داره هیچ سلیقه‌ای نداشت.

‫تازشم، تابلوئه که سکینه...

‫وقتی که هممون بزرگ شدیم، ‫قراره محبوب‌ترین بشه، درسته؟

‫ها؟

‫آم....آره!

‫د-درسته!

‫بعداً محبوب شدن، ‫بهتر از الان محبوب شدنه.

‫این دوران دانش‌آموزی ما، ‫فقط یه دوره کوتاهیه.

‫در مقایسه با مدت زمان عمر انسان در قرن ما، هیچه!

‫دقیقاً!

‫آینده، مهم‌تر از ‫الانه.

‫بچه‌ها....

‫چون از همه بهتر، ‫سکینه از بین ما، بزرگ‌ترین سینه رو داره.

‫تو کلاس ما، بزرگ‌ترین هستن، درسته!؟

‫این یعنی قراره یه تمجید باشه؟

‫حتی اگه یکم تپل مپل بشی، ‫سینه بزرگ، محبوبیتت رو تضمین میکنه.

‫اون مغازه‌دار، احتمالاً فقط صورتت رو دیده.

‫بسه....

‫این کارو باهاش نکن....

‫نگران نباش! برای پسرا ‫این چیزا واسشون مهمه.

‫پسرا فقط به سینه نگاه میکنن. ‫پسرا فقط به سینه نگاه میکنن.

‫خب، سوباسا دلت میخوادتا ‫نیم تنه بالامو با صورتت عوض کنم؟

‫ها؟ خب آه....

‫چی شد یهویی؟

‫ای داد، یه نفر تو دردسره!

‫میخواستم حالشو بهتر کنم. ‫چرا همه یهویی اینجوری شدن؟

‫برای یه پسر کلاس هشتمی، تمام تلاشش رو کرد.

‫کاتسو!

‫چی؟ یه سرزنش به سبک راهب ززن؟

‫چرخش...

‫روده بزرگه، روده کوچیکه رو خورد!

‫دوست دارید اینجا یکم تاکویاکی بخریم؟

‫اونجا خیلی خوب نیست، ‫اما برای فعلاً خوبه.

‫ما تو زمان سفر کردیم!؟

‫خوبه. به نظر سفر در ‫زمان موفقیت‌آمیز بوده.

‫میتونی این کارو بکنی!؟

‫باید از شرف و آبروی سکینه چان محافظت کنم.

‫برای من این کارو کرد؟

‫آخیش

‫حالا میتونیم از ‫این وضعیتی که انگار تو مراسم ختم هستیم در بیایم.

‫سکینه چان، میشه برید کنار.

‫اوه، باشه.

‫چی شده؟

‫خوبه. حالا تمام چیزی که مونده....

‫اینه که تمام آدمای کره زمین ‫رو تبدیل به گرازهای فضایی کنم.

‫عملیات: زمینی‌ها به گرازهای فضایی.

‫تازه، سکینه چان، میشه ‫زیباترین انسان کره زمین.

‫پیروزی با پیش‌فرض بازم یه پیروزیه!

‫ترجمه: چقدر زیبا.

‫ترجمه: زمستان سکینه چان هست.

‫خوک! خوییک خویک خوک!

‫خوک! خوییک خویک خوک!

‫ترجمه: راز زیبایی ‫شما چیه؟

‫خوک! خوییک خویک خوک خوییک خوک؟

‫اوه، چیز خاصی نیستش.

‫باید دیگه اونو متوقف کنن!

‫برای یه لحظه، واقعاً این فکر رو کرد.

‫خوک؟

‫چی!؟

‫موفق شدم! الان تمام آدمای زمین، غیر از سکینه چان، الان گرازهای فضایی هستن.

‫خوک...

‫خوک! خوییک خویک خوک خوییک خوک؟

‫خوک! خوییک خویک خوک خوییک خوک؟

‫خوک! خوییک خویک خوک خوییک خوک؟

‫نژاد انسان شکست خورد.... ‫در کنارش سکینه چان هم همینطور.

‫چی....!؟

‫پس این چطوره؟

‫همه انسانا الان قورباغه‌های فضایی هستن.

‫قور، قور، قور، قور!

‫یه حمله مرگبار دیگه!

‫همه انسانا، مواد اولیه بشن!

‫اوه، سکینه!

‫حالا که فکرشو میکنم، ‫راستشه که میگن "کبوتر با کبوتر، باز با باز".

‫واقعاً منطقیه.

‫بهتر میشد اگه اون اینو زودتر می‌فهمید!

‫همم؟ چی شد؟

‫خب، ما می‌خواستیم تاکویاکی بخریم،

‫کل حافظه اونا رو پاک کرده.

‫شست‌و‌شوی مغزی توسط سرهنگ خیلی شدیده.

‫باید با یه نقشه جدید وارد عمل میشدم.

‫بسه دیگه!

‫می‌دونم که یکم زوده، اما....

‫فک کنم مهم شخصیته.

‫تو اینجا، تقریباً پذیرش این ‫نکته به طرز عجیبی آسونه.

‫فرقی نداره که ظاهرم چجور باشه، ‫اما دیگه باید باهاش زندگی کنم.

‫سکینه چان!

‫راست میگی! تو همونی هستی که نشون میدی!

‫اونو دیگخه کی گفته؟

‫ظواهر پس چی؟

‫تازه، ساختار زمینی‌ها ‫باید ساده باشه دیگه.

‫ما همه باهم یکم زیادی صمیمی نیستیم؟

‫ها؟ آه، منظورم دوستیه!

‫بله. رابطه ما هیچوقت عوض نمیشه.

‫یانا یعنی چی؟

‫سرت به جایی که نخورده!؟

‫امروز یعنی واقعاً شانس ندارم.

‫سکینه چان.

‫سکینه سان.

‫سکینه.

‫تو بهتره که همیشه ‫از آب گلی خیس بشی.

‫چرا!؟

‫یه ضربه مستقیم نیت پاک.

‫بیا دیگه. بریم خونه. یه وقت ‫دیگه هم میشه تاکویاکی خرید.

‫به نظر خوب میاد.

‫بله.

‫بزنید بریم.

‫حالا که گفتی من باید چیزی رو ‫آماده کنم تا بقیه رو مثل سکینه چان اذیت نکنم.

‫می‌دونم! ‫اگه تاکویاکی واقعاً خوشمزه بود،

‫لازم نبود که اون ‫یارو اضافه به مشتری بده تا اونا رو جذب کنه.

‫من اختاپوسش رو تبدیل کردم ‫به اختاپوس فضایی. گفته شده که تو دنیا خوشمزه‌ترینه.

‫خواهش میکنم.

‫تا حالا یه همچین ‫اختاپوس خوشمزه‌ای رو ندیدم.

‫شاید با این، بلاخره بتونم با رستورانا رقابت کنم؟

‫غرایز اختاپوس فضایی، اونو ‫به سمت خونه‌ش کشوند. تا بره به فضا.

‫بعد از اون ماجرا، دیگه کسی در ‫اون منطقه، دکه تاکویاکی رو ندید.

‫هیچوقت نفهمیدم که تاکویاکی ‫اینجا اصلاً خوب نیست.

‫ست‌لیـمهیـانـ ـهحمـ تر تیمازریکا

‫‫Anime-List.net

‫هیچوقت نفهمیدم که تاکویاکی ‫اینجا اصلاً خوب نیست.

‫سوباسا چان، چندتا گوشواره داری؟

‫فک کنم، در کل 9 تا.

‫عجب!

‫زیادم هست.

‫بهت میان.

‫ممنون.

‫یادم میاد که به خاطر ‫این گوشواره‌ها من و سکینه با هم دوست شدیم.

‫اوه، درسته. بعد از مراسم ورودی.

‫تو.

‫بعداً بیا به دفتر کارکنان.

‫اوه...باشه.

‫یعنی می‌خواد راجب گوشواره‌هام صحبت کنه؟

‫سوباسا سان.

‫با سنسی حرف میزنم تا متقاعدش کنم.

‫ها؟

‫آم، ممنون.

‫چه دختر خوبی.

‫تقریباً 500 ین کافیه.

‫ها؟

‫آره، میدونم. به خاطر ‫دلایل اعتقادیه.

‫داره یه داستان واسش می‌سازه.

‫تونستم راضیش کنم.

‫آم، ممنون.

‫سوباسا سان، میخوای بعداً ‫تو کافه تریا با هم غذا بخوریم؟

‫برات یه دونه از اون ‫آب‌میوه‌های 50 ینی می‌خرم.

‫با پول خودم؟

‫اون کاری که ازم خواستی فقط به خاطر ‫مهارتای اجتماعی بالایی که دارم، امکان‌پذیر بود.

‫فک کنم بهت بدهکارم.

‫تازه، چیو سان، وسط سال ‫به مدرسه ما انتقالی گرفت.

‫اوه، اون دختره رو....

‫هم؟ کی؟

‫شنیدم که اون از یه خانواده کلاس بالا ‫اومده. خیلی هم خوشگله.

‫وای. خیلی باحاله.

‫میرم ازش بخوام تا با ما ناهار بخوره.

‫ها؟

‫از قیافه‌ش معلومه که ‫میگه برای شما ناهار می‌خرم.

‫مثل غذای منوی جدید: ‫نودل با گوشت، 390 ین.

‫سکینه با خودش صادقه.

‫دوست داری با ما ناهار بخوری-

‫نه ممنون.

‫من اینجام تا رئیس بزرگ رو بکشم.

‫وقت برای دوست پیدا کردن ندارم.

‫خیلی بد شد که. دوست داشتم ‫تا باهاش ناهار بخورم.

‫بسم الله.

‫اوه، یه ماسکومای کوچولو هم داره.

‫همم.

‫اوه، اینم داره.

‫دوسش داری؟

‫چیزایی که دوست نداری رو ‫به بقیه با زور نده.

‫خط تولید ماسکوما ‫ اینجا به پایان رسید.

‫صبح بخیر.

‫چ-چیو سان...؟

‫یادم اومد.

‫چیو سان واقعاً از ماسکوما خوشش اومد.

‫خیلی بانمک بود، نتونستم جلوی خودمو بگیرم.

‫به خاطر اون، تونستم....

‫ماسکوما!

‫نمی‌خوام بکشم!

‫می‌خوام نسخه‌های محدود ‫کالکسیون ماسکوما رو داشته باشم.

‫اگه ماسکوما رو پیدا نمی‌کردم...

‫تصمیم ترک قبیله ‫رو نمی‌گرفتم.

‫یعنی ماسکوما باعث این تصمیم شد!؟

‫هممون هنوزم مال خودمون رو داریم.

‫بله.

‫درسته.

‫البته!

‫سرهنگ، تو اون موقع اونجا نبودی.

‫یادم میاد که ریکا ماسکوما خودش ‫رو تو اردوی مدرسه گم کرد و ما برای پیدا کردنش تلاش کردیم.

‫سرهنگ اون خاطره رو از خودش در آورده.

‫یادم میاد که اون ‫عروسکا رو برای کریسمس درست کردیم.

‫اونم همینطور.

‫هممون لباسای یکدستی ‫پوشیدیم تا بریم به دیدار رهبر کبیر.

‫اوه، یادم اومد!

‫آره، این کارو کردیم.

‫برای انقلاب هات پات خوردیم.

‫اوه آره، اون هات پات ‫برای انقلاب عالی بود.

‫هیچکدوم واقعی نیست.

‫اصلاً هات پات برای انقلاب، چی هست؟

‫ها؟ یه دقیقه وایسا....

‫اصلاً کی سرهنگ اومد؟

‫سکینه خبر داره که ‫مغزش رو شست‌و‌شو دادن.

‫اما مطمئن نیست که کدوم خاطرات ‫واقعیه و کدوم قلابیه.

‫خب، خیلی هم مشکلی پیش نمیاد، تا وقتی که....

‫قلبم با تعلیمات ‫رهبر کبیر باشه.

‫شست‌و‌شوی مغزی خیلی قویه.

‫ست‌لیـمهیـانـ ـهحمـ تر تیمازریکا

Anime-List.net

‫دروغای کوچیکی که هممون میگیم

‫هم؟ اون دیگه چیه؟

‫اوه، یه ترقه مهمونی؟ ‫از اینا زیاد استفاده می‌کردیم.

‫کلی هم مونده.

‫چ-چیو سان! ببخشید!

‫داره گریه میکنه!؟

‫بچه‌ها .....یه سورپرایز برای من؟

‫همین که روز تولدم ‫یادتون بمونه، کافی بود

‫بازم شما رفتید ‫و یه مهمونی غافلگیری برام تدارک دیدید....

‫باید خوشبخت‌ترین آدم دنیا باشم!

‫تولدت مبارک!

‫غافلگیری روز تولد، موفقیت‌آمیز بود.

‫"غافلگیری روز تولد، موفقیت‌آمیز بود". ‫تصمیم گرفتن که همینجوری ادامه بدن.

‫نه، حالا چه خاکی تو سرمون بریزیم؟ ‫هیچکی هیچی آماده نکرده.

‫یه هدیه از من برای تو!

‫سرهنگ؟ کی اونو آماده کردی...؟

‫یه دونه....

‫پاک‌کن خیلی خاص دست دوم!

‫ریکا چان....چطور...

‫چطور فهمیدی که من ‫اینو از هر چیزی بیشتر میخواستم؟

‫شست‌و‌شوی مغزی!؟

‫سرهنگ، مغز چیو سان رو دست‌کاری کرده.

‫تا چیو سان باور کنه ‫که اون هدیه رو از هر چیزی بیشتر می‌خواد.

‫یه پاک‌کن؟ یه ابزار نوشتن.

‫پ-پاک‌کن!

‫عادلانه نیست...!

‫یا بهتر بگم، اگه حاضری تا اون حد پیش بری،

‫چرا فقط خواسته دلش ‫رو برای دریافت یه هدیه پاک نمیکنی؟

‫سوباسا قراره چیکار کنه؟

‫یعنی باید طلب بخشش کنیم؟

‫وجدان

‫ای داد، من....

‫یه کادو گرفتم...

‫به عنوان یه دختر، فقط می‌خواستم ‫حداقل کار رو انجام بدم.

‫نمی‌دونستم که قراره یه ‫غافلگیری هم در کنارش انجام بدم.

‫وجدان

‫چیو سان، ببخشید.

‫یه چیز خیلی معمولی برات خریدم.

‫خیلی ممنونم. میشه بازش کنم؟

‫البته.

‫وای، چه بامزه.

‫وجدان

‫اگه چیز دیگری هست که برای ‫روز تولدت می‌خوای...

‫نه. همین کافیه.

‫نه، لطفاً بهم بگو.

‫خب، اگه اصرار داری....

‫میشه با موهات بازی کنم؟

‫ها!؟

‫اون آرایشی که برای لباس ‫وسط تابستونی برات انجام دادیم، خیلی باحال بود.

‫اگه همین خوشحالش میکنه....

‫عالیه، سوباسا سان.

‫وای نه. انگار داره بهم میگه:"تو ‫بعدی هستی، سکینه سان".

‫ای خدا....

‫راه‌دیگه‌ای نیست.

‫انجامش بدم؟

‫بله.

‫منظور سکینه، توانایی اون در،

‫کنترل کردن قدرتا ماورایی خودشه.

‫بهش میگن "زمان کدبانویی".

‫البته که میگن "هر که بامش بیش، برفش بیشتر".

‫تا وقتی که تو حالت زمان کدبانویی بمونم....

‫به سرعت چاق میشم!

‫سایکو کینسیس.

‫از اون پهباد شکل کیف ‫استفاده میکنم تا یه پیغامی رو تو آسمون بنویسم.

‫وای.

‫عالیه!

‫عجب.

‫تولدت مبارک!

‫چه پیغام قشنگی.

‫حداقل خوبه تموم شد-

‫سکینه سان.

‫سوباسا سان.

‫ریکا چان.

‫از همتون خیلی ممنونم.

‫تا حالا، تولدم ‫رو اینجوری جشن نگرفتم.

‫همین که بتونم بیام مدرسه، ‫و با شما دوست بشم،

‫خودش کلی هم زیاده.

‫خیلی خوشحالم.

‫خیلی سخت بود، اما اگه ‫باعث بشه خوشحال بشه، منم-

‫خب، سکینه سان، اگه میشه ‫یه پیغام دیگه تو آسمون بنویسی، خوشحال میشم.

‫ها؟

‫بنویس: تا ابد دوست بمونیم، ‫مهم نباشه که چند سال می‌گذره.

‫بزن بریم!

‫همیشه....

‫دوست بمونیم....

‫دردسر بزرگ زمان کدبانویی.

‫پیش نمایش قسمت بعد

‫روز انجام وظایف: ‫سکینه

‫نبرد نهایی بین اختاپوس فضایی و ماسکوما ‫خیلی خفن بود!

‫با هم جنگیدن...؟

‫قسمت بعد، دو بخش داره: "گردباد ماسکوما شروع میشه" ‫و "حواست به دامنت باشه".

‫منتظرش هستم!

‫#04 - آرزو در برابر یه ستاره

‫همشون دروغن!

‫نه، اینجا فقط یه حقیقت هست.

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.