All language subtitles for The.Wayfinders.S01E05.WEB.H264.FA
Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
Would you like to inspect the original subtitles? These are the user uploaded subtitles that are being translated:
1
00:00:30,510 --> 00:00:34,970
ساختمان قلعه در واقع همین پایینه.
دمدمای صبح یواشکی میریم تو.
2
00:00:35,010 --> 00:00:36,010
یواشکی؟
3
00:00:36,050 --> 00:00:37,230
برا چی داریم یواشکی میریم؟
4
00:00:37,550 --> 00:00:42,929
خب، قضیه خرابههای باستانی اینه که معمولاً یه جونور کثافت و بدقلق
5
00:00:42,930 --> 00:00:44,570
اونجا لونه کرده و واسه خودش قلمرو ساخته.
6
00:00:45,110 --> 00:00:48,550
منطقیه. تو تمام اون خرابههایی که بازی کردم هم دقیقاً همین شکلی بود...
7
00:00:49,250 --> 00:00:50,250
بازی کردی؟
8
00:00:50,950 --> 00:00:54,310
آه، تو دنیای من، ما یه چیزی داریم به اسم بازیهای ویدیویی.
تو چیزی ازش نمیدونی.
9
00:00:54,330 --> 00:00:55,330
یه جورایی... مجازییه؟
10
00:00:55,450 --> 00:00:58,360
نه. الکترونیکیه. این دو تا کل صبح
رو داشتن همین رو ازش میپرسیدن.
11
00:00:58,560 --> 00:00:59,560
دارن دور خودشون میچرخن.
12
00:00:59,800 --> 00:01:04,018
آره، «فلین» یه عشق یه طرفه به
13
00:01:04,019 --> 00:01:05,019
«کالیبور» پیدا کرده. واقعاً دیدنش سخته.
14
00:01:05,239 --> 00:01:06,720
یه رفاقتِ مردونه؟
15
00:01:06,960 --> 00:01:09,220
آره. آه، آره. نه، میفهمم.
16
00:01:09,900 --> 00:01:13,400
دوست داشتن «کالیبور» راحته. باهوشه.
17
00:01:14,700 --> 00:01:17,000
بهشدت شجاعه. زبونباز و خوشصحبته.
18
00:01:17,680 --> 00:01:21,260
و تو فکر خودش، تو هر کاری که میکنه نیتش خیره.
19
00:01:22,140 --> 00:01:23,140
اما...
20
00:01:23,429 --> 00:01:29,009
اما وقتی اوضاع خیط بشه، که حتماً هم میشه، «کالیبور» با صورت پرتت
21
00:01:29,010 --> 00:01:30,870
میکنه تو لجن و از پشتت مثل پل استفاده میکنه تا خودش رو بکشه بالا.
22
00:01:31,190 --> 00:01:32,490
این دیگه یکم بیانصافیه.
23
00:01:33,090 --> 00:01:37,090
سعی کن چند ماه رو تو «داکتو» بگذرونی،
اونوقت میفهمی چی واقعاً بیانصافیه.
24
00:01:37,690 --> 00:01:39,770
صبر کن ببینم، یعنی تقصیر «کالیبور» بود که تو زندانی شدی؟
25
00:01:40,570 --> 00:01:41,930
ترجیح میدم در موردش حرف نزنم.
26
00:01:43,210 --> 00:01:45,690
ولی آره، همهش تقصیر اون بود.
27
00:01:46,650 --> 00:01:50,150
چی؟ چیزی که میخوام بگم اینه که اگه شایعات درست باشه...
28
00:01:50,830 --> 00:01:53,450
یه «بایکلاپس» تو اقامتگاه رئیس «اولگ» جا خوش کرده.
29
00:01:53,930 --> 00:01:54,930
بایکلاپس؟
30
00:01:55,130 --> 00:01:56,130
بایکلاپس دیگه چیه؟
31
00:01:56,410 --> 00:02:00,230
اسمش شبیه «سایکلاپس» (تکچشم) هست، ولی به جای یکی، دو تا چشم داره.
32
00:02:00,490 --> 00:02:01,730
آره، دقیقاً.
33
00:02:02,470 --> 00:02:03,750
خب ولی ما هم دو تا چشم داریم.
34
00:02:03,990 --> 00:02:05,710
یعنی این ما رو هم بایکلاپس میکنه؟
35
00:02:05,910 --> 00:02:07,710
کدوم بخش این قضیه درکش انقدر سخته؟
36
00:02:08,729 --> 00:02:13,589
گوش کن، ما فقط داریم میگیم که یه بایکلاپس دو
37
00:02:13,590 --> 00:02:19,470
تا چشم داره، که یه تعدادِ معمولی واسه چشمه.
و واسه همینم دو برابر کشندهتره، احمق.
38
00:02:19,510 --> 00:02:20,510
اون فقط یه غول با دو تا چشمه، مثل بقیه ما.
39
00:02:20,780 --> 00:02:23,000
خب، بهتره خفه شین وگرنه صداتون رو از همینجا میشنوه.
40
00:02:23,540 --> 00:02:25,260
کسی چیزی درباره بایکلاپس گفت؟
41
00:02:25,460 --> 00:02:29,360
آره. «کالیبور» داره همهچی رو درباره
اون بایکلاپسِ گنده و بدجنس بهمون میگه.
42
00:02:29,680 --> 00:02:30,740
«کالیبور» زده به سرش.
43
00:02:31,780 --> 00:02:32,780
حق با «کالیبور»ـه.
44
00:02:34,020 --> 00:02:35,060
«کالیبور» کاملاً درست میگه.
45
00:02:35,440 --> 00:02:36,780
بایکلاپس وحشتناکه.
46
00:02:37,640 --> 00:02:39,540
خیلی افتضاحه.
47
00:02:44,120 --> 00:02:45,840
حالم از بایکلاپس به هم میخوره.
48
00:02:46,500 --> 00:02:50,040
تو و کالیبور امروز با یه بایکلاپس
غولپیکرِ دو سر میخواید چیکار کنید؟
49
00:02:50,480 --> 00:02:54,079
خب، فکر کنم اسم بایکلاپس به اندازه
کافی واضح باشه. حداقل یه استفادهای
50
00:02:54,080 --> 00:02:56,520
واسه شما راهیابها پیدا کردیم.
شماها طعمههای معرکهای میشید...
51
00:02:56,544 --> 00:02:58,044
عجب ایده احمقانهایه!
52
00:03:29,390 --> 00:03:30,390
بزن بریم، یالا!
53
00:03:32,000 --> 00:03:33,500
ازین بایکلاپس متنفرم!
54
00:03:36,024 --> 00:03:38,524
صب کنین..صـ..صـ..صبر کنین.
55
00:03:41,000 --> 00:03:42,000
باید کمکش کنم.
56
00:03:43,000 --> 00:03:45,400
هی! بایکلاپس! بایکلاپس!
57
00:03:46,424 --> 00:03:47,424
بایکلاپس!
58
00:03:48,548 --> 00:03:50,548
جفت چشات به من!
59
00:03:50,572 --> 00:03:52,072
مارو نگا داریم در میریم!
60
00:03:52,596 --> 00:03:54,096
اینجا!
61
00:03:56,020 --> 00:03:57,020
احمقا!
62
00:03:57,044 --> 00:03:59,044
برید!...برید..برید..برید
63
00:04:05,068 --> 00:04:06,268
باید به کش کمک کنیم!
64
00:04:06,292 --> 00:04:08,292
تو بمون. من خودم میرم بیرون.
65
00:04:08,970 --> 00:04:11,770
اون پسر شاید وضعش از ما بهتر باشه، ولی شماها اگه
دلتون میخواد برید اون بیرون و بمیرید، راحت باشید.
66
00:04:13,150 --> 00:04:14,610
اوه پسر.
67
00:04:15,010 --> 00:04:16,010
اون میمیرم.
68
00:04:28,000 --> 00:04:29,000
خلاص!
69
00:04:38,000 --> 00:04:41,000
راهیاب ها یک (امتیاز)، بایکلاپس هیچ.
70
00:04:47,000 --> 00:04:52,000
SANDS Movie:ارائه اختصاصی توسط
71
00:04:52,000 --> 00:04:57,000
✦
@amirluminox | Amir Luminox ترجمه از ✦
72
00:06:19,000 --> 00:06:22,000
« راه یـــاب هـــا »
73
00:06:25,740 --> 00:06:28,580
عمداً از یه راهیاب به عنوان طعمه استفاده میکنه.
من به همهشون درباره این بایکلاپس هشدار دادم.
74
00:06:28,760 --> 00:06:29,900
چه نقشه مزخرفی.
75
00:06:30,680 --> 00:06:36,800
نقشهای که جواب بده، ذاتاً نقشه خوبیه، پرنسس.
76
00:06:37,440 --> 00:06:39,100
تو واقعاً از کالیبور متنفری، نه؟
77
00:06:39,820 --> 00:06:40,820
از ریخت و قیافهش.
78
00:06:41,500 --> 00:06:43,260
مخصوصاً از اون صورتِ از خود راضیش.
79
00:06:44,360 --> 00:06:46,200
و کلاً از کل وجودش.
80
00:06:55,280 --> 00:06:56,279
از این طرف.
81
00:06:56,280 --> 00:06:58,320
دیدی؟ آه، آره.
82
00:07:06,540 --> 00:07:10,600
یه سوال. چرا این طاقها انقدر فسقلی و کوچیکن؟
83
00:07:11,040 --> 00:07:14,920
«اولگ» پادشاه کوتولهها بود.
اینجا همهچی به طور مناسبی کوچیکه.
84
00:07:15,400 --> 00:07:17,040
«اسلیم»، فانوس رو بیار.
85
00:07:18,880 --> 00:07:22,940
خب «آرورا»، قضیه تو و «کالیبور» چیه؟
86
00:07:24,010 --> 00:07:25,490
ترجیح میدم بهش فکر نکنم.
87
00:07:26,650 --> 00:07:30,430
به قول تیکتاک، حرفت رو بزن، نریز تو خودت.
88
00:07:30,750 --> 00:07:33,710
باید حسش کنی تا بتونی درمانش کنی، مگه نه؟
89
00:07:36,430 --> 00:07:39,849
نه، معذرت میخوام، من اصلاً نمیفهمم چی میگی.
این جملهبندیها قراره هوشمندانه باشه
90
00:07:39,850 --> 00:07:40,769
فقط چون قافیه داره؟
91
00:07:40,770 --> 00:07:42,070
منظورش اینه که احساساتت رو به اشتراک بذار.
92
00:07:42,830 --> 00:07:47,089
آره دیگه، میدونی، قبل از اینکه تلمبار بشه
و سرت بترکه، همهچی رو به دوستات بگو.
93
00:07:47,090 --> 00:07:48,090
نه،
94
00:07:48,830 --> 00:07:50,670
احتمالاً بهتره که نگم. چی؟
95
00:07:51,290 --> 00:07:52,610
احساساتت رو بگو.
96
00:07:53,200 --> 00:07:55,980
مردم دنیای شما واقعاً همچین اراجیفی رو تحمل میکنن؟
97
00:07:56,800 --> 00:08:00,679
حالا که فکر میکنم، شاید عاقلانه باشه که
شماها حقیقت رو درباره دوستمون «کالیبور» بدونید.
98
00:08:00,680 --> 00:08:02,420
کدوم حقیقت؟
99
00:08:04,560 --> 00:08:06,560
همهچی قبل از اینکه حتی همدیگه رو ببینیم شروع شد.
100
00:08:07,340 --> 00:08:10,000
اون موقع که من نامزد شاهزاده «فردریک» بودم.
101
00:08:11,160 --> 00:08:12,200
شاهزاده فردریک؟
102
00:08:12,760 --> 00:08:13,940
صبر کن، از اول اولش بگو.
103
00:08:15,200 --> 00:08:16,200
نامزد؟
104
00:08:16,580 --> 00:08:20,459
جدی؟ فکر نکردی لازمه به این اشاره کنی که نامزدِ اون
105
00:08:20,460 --> 00:08:22,400
شاهزاده «تایکو»ـیِ پیری بودی که میخواد ما رو بکشه؟
106
00:08:23,220 --> 00:08:27,079
نامزد بودیم، نه زن و شوهر. یعنی قرار بود با هم ازدواج کنیم.
107
00:08:27,080 --> 00:08:30,760
تو دنیای شما کلمات درست و حسابی بهتون یاد نمیدن؟
خب اون نیاز به کتاب خوندن داره. ولی بازم «فردریک»...
108
00:08:30,980 --> 00:08:36,319
این یه ازدواجِ اجباری و مصلحتی بود که
خانوادههای سلطنتی ترتیب دادن تا تخت پادشاهی رو حفظ کنن
109
00:08:36,320 --> 00:08:39,000
و صلح و رفاه بیارن.
110
00:08:41,080 --> 00:08:43,419
یه روزی، ما پادشاه و ملکه میشیم.
111
00:08:44,810 --> 00:08:46,550
و سرنوشت قلمرو دست ما میافته.
112
00:08:47,170 --> 00:08:48,650
و تو چه جور پادشاهی میشی؟
113
00:08:50,370 --> 00:08:52,470
من قلمرو رو به شکوهِ سابقش برمیگردونم.
114
00:08:53,950 --> 00:08:55,390
از شورای جادوگرها شروع میکنم.
115
00:08:56,150 --> 00:09:00,190
درحالیکه قبلاً برای لیاقتِ فردی ارزش قائل بودیم،
حالا جاش رو به اصالتِ خون و تولد دادن.
116
00:09:00,530 --> 00:09:02,630
شجاعانهست. نجیبزادهها از این کار خوششون نمیآد.
117
00:09:03,410 --> 00:09:05,110
من از جنگیدن برای حقشون نمیترسم.
118
00:09:06,410 --> 00:09:07,710
باستانیها طرف من هستن.
119
00:09:08,750 --> 00:09:11,430
و اگه موفق شدی، بعدش چی؟
120
00:09:12,810 --> 00:09:17,109
من به مرزها صلح میآرم، «مارو» رو بین کسایی که
121
00:09:17,110 --> 00:09:19,630
به بهترین شکل ازش استفاده میکنن
تقسیم میکنم؛ یعنی بناها، کشاورزا و صنعتگرا.
122
00:09:20,330 --> 00:09:24,130
فقط نجیبزادههایی که اون رو صرف زیبایی، لذت و فساد کردن، هدرش دادن.
123
00:09:26,810 --> 00:09:30,910
و وقتی برادرها و خواهرهای «ریشی» ما ببینن که این قلمرو
124
00:09:31,010 --> 00:09:32,750
همونقدر که مال ماست، متعلق به اونها هم هست،
125
00:09:33,510 --> 00:09:35,370
همه ما در رسیدن به هدف متحد میشیم.
126
00:09:36,990 --> 00:09:37,990
گفتی «ما»؟
127
00:09:40,550 --> 00:09:42,230
خواسته من اینه که...
128
00:09:42,510 --> 00:09:43,510
تو و من این کار رو بکنیم.
129
00:09:44,430 --> 00:09:45,430
با هم.
130
00:09:46,130 --> 00:09:47,350
پس چرا صبر کنی تا پادشاه بشی؟
131
00:09:47,810 --> 00:09:50,410
تو همین الانشم اونقدر نفوذ داری که
بتونی کارهای به این بزرگی رو شروع کنی.
132
00:09:50,670 --> 00:09:52,330
که «مارو» رو از دستهای مادرم بیرون بکشم
133
00:09:53,350 --> 00:09:54,410
اونجوری جنگ راه میافته.
134
00:09:55,770 --> 00:09:59,629
من تو مطالعاتم، داستانهایی از باستانیها خوندم که با
135
00:09:59,630 --> 00:10:01,170
فقط یه ذره «مارو»، بناهای عظیمی میساختن.
136
00:10:01,370 --> 00:10:02,530
باستانیها خیلی وقته که رفتن.
137
00:10:03,350 --> 00:10:04,930
و رازهاشون رو با خودشون به گور بردن.
138
00:10:06,670 --> 00:10:09,850
من درباره شیئی خوندم که قدرت باستانیها رو تو خودش داره.
139
00:10:11,090 --> 00:10:12,230
به یه دنیای دیگه تبعید شد.
140
00:10:13,650 --> 00:10:14,850
جمجمه «ماردوک».
141
00:10:15,710 --> 00:10:17,270
داری با من شوخی میکنی؟
142
00:10:17,490 --> 00:10:19,490
تو درباره جمجمه به «ودریک» گفتی؟
143
00:10:20,450 --> 00:10:21,450
نه.
144
00:10:22,070 --> 00:10:23,070
متأسفانه، آره.
145
00:10:24,050 --> 00:10:26,270
من اول این فکر رو انداختم تو سرش.
146
00:10:26,470 --> 00:10:27,870
عجب آدمِ دهنلقّی هستی.
147
00:10:28,210 --> 00:10:30,550
«ودریک» اولش نیتش خیر بود.
148
00:10:31,610 --> 00:10:32,610
آخ!
149
00:10:32,870 --> 00:10:34,670
۸۰ تا از بهترین سوارهنظامم کشته شدن.
150
00:10:35,390 --> 00:10:38,010
این وحشیها جلوی جادوی «اشی» هیچی نیستن.
151
00:10:39,470 --> 00:10:42,190
اگه مادرم فقط چند تا خمره از «مارو» رو سرفه میکرد، پیروزی مال ما بود.
152
00:10:43,890 --> 00:10:45,950
عمراً یه تیکه از چیزی که جلوش ایستاده رو به دست بیاره. هیس.
153
00:10:51,150 --> 00:10:51,550
من
154
00:10:51,551 --> 00:10:58,469
نمیدونستم که تو
155
00:10:58,470 --> 00:10:59,470
موهبتِ شفا دادن داری.
156
00:11:00,070 --> 00:11:01,070
اون هیچوقت نپرسید.
157
00:11:03,030 --> 00:11:04,290
تمرکزمون رو روی این قضایا نذاریم.
158
00:11:05,630 --> 00:11:06,670
یه خبر خوب دارم.
159
00:11:07,670 --> 00:11:08,910
جاش رو پیدا کردم.
160
00:11:12,140 --> 00:11:13,180
اون طرف ستارهها، خارج از خشکی.
161
00:11:14,840 --> 00:11:16,600
بهزودی کلیدی رو پیدا میکنم که تو رو ببره اونجا.
162
00:11:18,680 --> 00:11:21,660
«آرورا»، تو منو شگفتزده میکنی.
163
00:11:23,140 --> 00:11:24,500
واقعاً داری راست میگی؟
164
00:11:27,160 --> 00:11:29,360
باشه، شما دو تا خیلی صمیمی بودین، فهمیدیم.
165
00:11:30,040 --> 00:11:34,580
عاشقش بودی یا اون عاشقت بود وقتی همدیگه رو بوسیدین؟
166
00:11:34,960 --> 00:11:36,580
این کجای داستان اهمیت داره؟
167
00:11:36,940 --> 00:11:38,080
چطور اهمیت نداره؟
168
00:11:38,340 --> 00:11:39,600
ولش کن. ادامه بده.
169
00:11:40,910 --> 00:11:45,569
من تو قدیمیترین مدارک بیشتر جستجو کردم و فهمیدم یه شیء باستانی
170
00:11:45,570 --> 00:11:47,370
وجود داره که میتونه راهِ رسیدن به اون یکی دنیا رو باز کنه.
171
00:11:48,950 --> 00:11:49,950
«کلید خلأ».
172
00:12:03,610 --> 00:12:07,609
و قبل از اینکه حتی بتونم فکر کنم با این اطلاعات چیکار کنم، «زایا» اومد
173
00:12:07,610 --> 00:12:13,280
پیشم. و بهم درباره یه آینده تاریک هشدار داد
آیندهای که توش «ودریک» غرقِ قدرتِ جمجمه میشه.
174
00:12:16,200 --> 00:12:18,680
و «ودریک» از دست من شاکی بود.
175
00:12:18,940 --> 00:12:22,280
تو اصلاً چرا با «زایا» حرف میزنی؟ اون مخش تعطیله.
176
00:12:22,660 --> 00:12:23,840
همه اینو میدونن.
177
00:12:24,260 --> 00:12:27,120
نذار خواهرم با دیوونگیهاش مغزت رو شستشو بده.
178
00:12:28,020 --> 00:12:29,020
صبر کن، صبر کن، صبر کن.
179
00:12:29,100 --> 00:12:31,140
«زایا» خواهرِ «ودریکه»؟
180
00:12:31,640 --> 00:12:32,640
عجب پیچشی داشت داستان!
181
00:12:33,120 --> 00:12:35,559
آره، انگار خیلی چیزها رو از ما پنهان کردی. چون اون
182
00:12:35,560 --> 00:12:38,200
فقط چیزهایی رو بهت گفته که به نفع خودش بوده.
183
00:12:38,600 --> 00:12:42,240
من فقط سعی داشتم گیجشون نکنم. ولی این همه چی رو عوض میکنه.
184
00:12:42,840 --> 00:12:46,800
چطور میتونیم به «زایا» اعتماد کنیم وقتی
داداشِ خودش میخواد سر به تن ما نباشه؟
185
00:12:47,160 --> 00:12:48,800
در واقع برادر ناتنیشه.
186
00:12:50,160 --> 00:12:52,460
ولی این «زایا» بود که اول از همه اون تاریکی رو تو وجودش دید.
187
00:12:53,060 --> 00:12:54,920
بازم دلیل نمیشه بهش اعتماد کنیم.
188
00:12:55,580 --> 00:12:58,940
مگه نه؟ آره، هیچوقت عاقلانه نیست که به «زایا» اعتماد کنی.
189
00:13:07,850 --> 00:13:10,030
خیلی خب «هملت». انقدر به اون جمجمه زل نزن.
190
00:13:10,230 --> 00:13:12,590
وقتشه توضیح بدی این کوفتی چطوری قراره کمک کنه «فلین» رو برگردونیم.
191
00:13:13,070 --> 00:13:16,370
فکر کنم قدرتم رو برای دیدنِ آیندههای احتمالی تقویت میکنه.
192
00:13:17,250 --> 00:13:18,250
و برادرم رو.
193
00:13:19,030 --> 00:13:21,590
ما داریم این کار رو میکنیم که «فلین» رو صحیح و سالم برگردونیم خونه، درسته؟
194
00:13:22,490 --> 00:13:24,750
در حالت ایدهآل، این بخشی از هدفمونه.
195
00:13:25,090 --> 00:13:28,070
خب، این تنها هدفِ منه. پس بیا فقط روی همین قسمتش تمرکز کنیم.
196
00:13:29,510 --> 00:13:30,510
اوه.
197
00:13:30,910 --> 00:13:33,390
سلام. نمیدونستم مهمون داری، «دریل».
198
00:13:34,310 --> 00:13:35,570
آره، خب.
199
00:13:37,469 --> 00:13:38,469
فقط یه دوسته.
200
00:13:42,370 --> 00:13:43,289
آهان.
201
00:13:43,290 --> 00:13:45,670
میتونم یه لحظه تو اون یکی اتاق باهات حرف بزنم؟
202
00:13:47,610 --> 00:13:48,610
یه دقیقه ریلکس باش.
203
00:13:49,750 --> 00:13:50,750
ریلکس؟
204
00:13:50,910 --> 00:13:54,230
ریلکس. یعنی همینجا بمون. به چیزی دست نزن و کاری نکن. من الان برمیگردم.
205
00:14:01,070 --> 00:14:04,829
دریل، چیزی نمونده که تنبیه بشی و حصر خانگی بشی.
اینکه «فلین» غیبش زده دلیل نمیشه
206
00:14:04,830 --> 00:14:08,089
همه قوانینِ خونه رو ببوسی بذاری کنار. آخه این دختره تو اتاق تو چیکار میکنه؟
207
00:14:08,090 --> 00:14:13,789
- «زایا» مالِ من نیست... ما با هم نیستیم...
- تو دروغگوی خیلی بدی هستی. بهتره که
208
00:14:13,790 --> 00:14:16,590
پشت سرِ «برینلی» یواشکی آمارِ کسی رو نگیری. نه مامان. اصلاً اینجوری نیست.
209
00:14:16,970 --> 00:14:20,189
«زایا» فقط داره سعی میکنه بهم کمک کنه «فلین» رو پیدا کنم. اگه چیزی میدونه، باید
210
00:14:20,190 --> 00:14:20,949
به پلیس بگه.
211
00:14:20,950 --> 00:14:23,030
اون... اون هنوز چیزی نمیدونه.
212
00:14:23,490 --> 00:14:30,170
امیدوارم بهزودی بفهمه چون اون، خب... یه حسِ ششمِ قوی داره.
213
00:14:31,820 --> 00:14:32,820
حس ششم؟
214
00:14:33,500 --> 00:14:35,180
منظورت اینه که فالگیره؟
215
00:14:37,440 --> 00:14:41,520
ولی واقعاً، میدونم احمقانه به نظر میرسه، ولی من فقط دارم سعی میکنم «فلین» رو پیدا کنم.
216
00:14:41,900 --> 00:14:44,020
و الان، این تنها سرنخییه که دارم.
217
00:14:48,680 --> 00:14:53,259
عزیزم، واقعاً متأسفم. انقدر نگرانِ «فلین» بودم که حتی نفهمیدم
218
00:14:53,260 --> 00:14:54,260
تو تو چه حالی هستی. نه.
219
00:14:54,760 --> 00:14:56,100
منو به لیستِ نگرانیهات اضافه نکن.
220
00:14:56,540 --> 00:14:57,560
راستش، حالم خوبه.
221
00:14:57,840 --> 00:14:58,880
خوشحالم که اینو میشنوم.
222
00:14:59,280 --> 00:15:02,479
ولی به خاطر اینکه یه دختر رو
یواشکی آوردی تو اتاقت، هنوز تنبیهی. خب، جهتِ
223
00:15:02,480 --> 00:15:03,720
اطلاع بگم که اون خودش یهو پرید تو.
224
00:15:03,980 --> 00:15:04,980
کمکی بهت نمیکنه.
225
00:15:05,720 --> 00:15:08,800
من باید برم. انگار «میچ» یه سرنخِ واقعی پیدا کرده.
226
00:15:09,040 --> 00:15:09,939
هی، منو در جریان بذار.
227
00:15:09,940 --> 00:15:10,940
باشه.
228
00:15:11,200 --> 00:15:14,420
این خانومِ جوون بهتره تا ده دقیقه دیگه از اینجا رفته باشه.
229
00:15:15,140 --> 00:15:16,620
میشه بکنیش بیست دقیقه؟
230
00:15:17,120 --> 00:15:21,640
اوم، اون داره از یه جمجمه جادویی استفاده میکنه
تا قدرتش رو زیاد کنه، ممکنه یه ذره طول بکشه.
231
00:15:21,680 --> 00:15:22,680
واو!
232
00:15:22,860 --> 00:15:25,940
واقعاً دروغگوی افتضاحی هستی. پنج دقیقه دیگه اینجا نباشه.
233
00:15:44,470 --> 00:15:50,589
اگه «زایا» بهت درباره «ودریک» هشدار داده بود،
پس اون چطوری باز تونست «کلید خلأ» رو
234
00:15:50,590 --> 00:15:54,770
به دست بیاره؟ آره پرنسس، چطوری تونست کلید رو بگیره؟
235
00:15:55,190 --> 00:15:58,950
با وجود هشدارهای من، «ودریک» روی اون جمجمه قفل کرده بود.
236
00:16:00,030 --> 00:16:03,890
مردی که تحسینش میکردم داشت از دست میرفت و غرقِ تاریکی میشد.
237
00:16:04,910 --> 00:16:06,490
بدجوری میخواستم نجاتش بدم.
238
00:16:07,550 --> 00:16:12,409
واسه همین «کالیبور» رو استخدام کردم
تا به مقبرههای «ایولوئید» دستبرد بزنه و قبل از
239
00:16:12,410 --> 00:16:13,410
«ودریک»، «کلید خلأ» رو برام بیاره.
240
00:16:13,450 --> 00:16:15,790
نصفِ پول رو الان بهت میدم، نصفِ دیگهش هم وقتی کلید دستم رسید.
241
00:16:16,250 --> 00:16:18,550
این عتیقهای که دنبالشی مگه چی داره که انقدر مهمه؟
242
00:16:19,850 --> 00:16:20,870
به تو مربوط نیست.
243
00:16:21,770 --> 00:16:25,270
حتماً انقدر مهم هست که جرأت کردی تنهایی بیای دیدنم،
244
00:16:25,470 --> 00:16:26,650
پرنسس.
245
00:16:28,090 --> 00:16:29,990
هیچکس نباید بفهمه امروز ازت چی خواستم.
246
00:16:30,470 --> 00:16:31,470
هیچوخت.
247
00:16:32,470 --> 00:16:36,030
از اینکه بهم اعتمادِ کامل کردی ممنونم.
248
00:16:36,530 --> 00:16:40,810
بهزودی با جایزهت برمیگردم، پرنسس.
249
00:16:45,910 --> 00:16:50,150
روحمم خبر نداشت که «زایا» همهچی رو دیده و واسه خودش نقشههایی داره.
250
00:16:57,530 --> 00:16:59,730
«کابین» از جاهای تنگ خوشش نمیآد.
251
00:17:00,790 --> 00:17:02,550
تو این تونل اصلاً هوا واسه نفس کشیدن نیست.
252
00:17:02,850 --> 00:17:04,530
هی، کلی هوا هست.
253
00:17:05,230 --> 00:17:08,050
ما اینجا هستیم، لازم نیست هول بشیم.
254
00:17:13,069 --> 00:17:15,930
من با «کوین» موافقم. آره، تونلهای کوتولهها بدترین جای دنیان.
255
00:17:16,290 --> 00:17:18,690
تونلهای کوتولهها بهترینن.
256
00:17:19,170 --> 00:17:22,769
کوتولهها استادِ تونلسازی هستن. چی باعث شده فکر کنی کوتولههای اینجا
257
00:17:22,770 --> 00:17:23,770
شبیه اونایی هستن که تو کتابا خوندی؟
258
00:17:23,990 --> 00:17:27,750
شاید اصلاً افسانههای مربوط به کوتولهها از همینجا اومده باشه.
259
00:17:28,390 --> 00:17:31,810
یه جور تداخلِ قدیمی بین دنیای ما و اونا.
260
00:17:32,510 --> 00:17:34,110
خب معلومه دیگه. اصلاً ولش کن.
261
00:17:34,850 --> 00:17:38,370
پس میدونیم که «اولگ» کوتوله بود. اینم میدونیم که یه تاج داشت.
262
00:17:40,090 --> 00:17:41,090
چیز دیگهای هم هست؟
263
00:17:41,310 --> 00:17:44,700
خب... شاه اولگ دو تا پسر داشت، در واقع دوقلو بودن.
264
00:17:45,380 --> 00:17:49,259
اما ملکه موقع زایمان مُرد و هر دو تا بچه همزمان از شکمش بیرون آورده شدن.
265
00:17:49,260 --> 00:17:51,580
واسه همین هر دو تاشون حق پادشاهی داشتن.
266
00:17:51,940 --> 00:17:54,020
و هر کدومشون هم به خاطر همین موضوع از اون یکی متنفر بود.
267
00:17:54,300 --> 00:17:58,500
واسه همین وقتی اولگ پیر شد، تصمیم گرفت
بذاره سرنوشت حاکم بعدی رو انتخاب کنه.
268
00:17:59,260 --> 00:18:02,340
هر کدوم از پسرا که زودتر تاج رو پیدا میکرد، پادشاه میشد.
269
00:18:02,960 --> 00:18:05,140
پس هر دو تا دوقلو برای پیدا کردنش راهی سفر شدن.
270
00:18:06,100 --> 00:18:07,100
هیچکدوم برنگشتن.
271
00:18:07,120 --> 00:18:09,420
و تاجِ اولگ دیگه هیچوقت دیده نشد.
272
00:18:10,210 --> 00:18:13,230
تا امروز، اگه شانس بیاریم، شایدم نه.
273
00:18:15,070 --> 00:18:16,070
رسیدیم به ته جاده.
274
00:18:17,610 --> 00:18:19,670
این نقشهت به درد لای جرز دیوار میخوره، فلین.
275
00:18:20,790 --> 00:18:21,790
البته.
276
00:18:21,870 --> 00:18:23,330
حالا دیگه میخوای اعتبارش رو بدی به من.
277
00:18:23,570 --> 00:18:25,790
اونم وقتی که رسماً خوردیم به بنبست.
278
00:18:26,410 --> 00:18:28,790
تقصیر من نیست که یه نقشه داغون بهم دادی.
279
00:18:29,370 --> 00:18:30,370
یه لحظه صبر کن.
280
00:18:31,370 --> 00:18:32,730
میشه اون رو یه ثانیه بهم قرض بدی؟
281
00:18:48,240 --> 00:18:49,240
ممنون، کالوین.
282
00:18:51,420 --> 00:18:52,520
یه کنده کاریِ کوتولهایه.
283
00:18:53,140 --> 00:18:54,240
حتماً یه معنایی داره.
284
00:18:57,240 --> 00:18:59,260
اگه راهی برای رد شدن باشه، از همین دیواره.
285
00:19:04,440 --> 00:19:05,440
نگاه کنید!
286
00:19:05,820 --> 00:19:07,100
یکی دیگه هم این طرف هست!
287
00:19:26,190 --> 00:19:27,730
دو تا کوتوله. برادرهای دوقلو.
288
00:19:28,050 --> 00:19:29,490
دو تا پسرهای شاه اولگ.
289
00:19:30,270 --> 00:19:31,290
ایول، تحت تأثیر قرار گرفتم، نه؟
290
00:19:31,630 --> 00:19:32,890
حالا چی فکر میکنی، کالیبور؟
291
00:19:33,170 --> 00:19:34,910
هنوزم فکر میکنم بنبسته.
292
00:19:36,290 --> 00:19:39,350
آخه کی میاد بنبست بسازه و این همه بار و بندیل هم اینجا بذاره؟
293
00:19:41,430 --> 00:19:42,430
بده من ببینم اونو.
294
00:19:45,390 --> 00:19:46,390
نبردِ مغزها.
295
00:19:47,590 --> 00:19:48,610
فکر میکنی کی برنده میشه؟
296
00:19:49,530 --> 00:19:50,810
فکر کنم همهمون قراره بمیریم.
297
00:19:52,990 --> 00:19:53,990
بفرما، شروع شد.
298
00:19:54,800 --> 00:19:55,800
دستت رو از روی اون دکمه بردار.
299
00:19:56,480 --> 00:19:58,340
بوم. مثل باد شکوفا شو.
300
00:19:58,860 --> 00:19:59,860
نه، کلینت!
301
00:20:03,220 --> 00:20:08,600
هیچوقت، ابداً نباید به ریشِ یه کوتوله دست بزنی. دست زدم دیگه. شرمنده. حالت خوبه؟
302
00:20:09,640 --> 00:20:11,500
اون پاش داغون شده. هر دو تاش خرد و خاکشیر شدن.
303
00:20:11,940 --> 00:20:12,940
نمیتونم تکون بخورم.
304
00:20:14,540 --> 00:20:15,540
حالم خوبه.
305
00:20:16,540 --> 00:20:20,920
- آرورا، من «مارو» دارم. میتونی شفا بدیش. - آره.
- اونوقت مدیونش میشم که نجاتم داده.
306
00:20:21,300 --> 00:20:22,300
نه، مرسی.
307
00:20:23,350 --> 00:20:25,710
چی، یعنی میخوای همینجا ولو شی و کمکش رو قبول نکنی؟
308
00:20:25,930 --> 00:20:27,090
تعجبی نداره.
309
00:20:27,430 --> 00:20:28,530
یه احمقِ کلهشقه.
310
00:20:28,850 --> 00:20:29,850
خوبم.
311
00:20:30,730 --> 00:20:34,369
نیاز به کمکش ندارم. این دیوونهبازیه.
اون موقع که فرستادیش بره «کلید خلأ» رو بیاره،
312
00:20:34,370 --> 00:20:35,370
بین شما دو تا چی شد؟
313
00:20:36,410 --> 00:20:38,470
خب تابلوعه که موفق شدم.
314
00:20:39,410 --> 00:20:40,570
توی گند زدن به همهچی موفق شدی.
315
00:20:41,790 --> 00:20:45,170
هنوز راهی برای رفتن به اون یکی دنیا پیدا کردی؟
316
00:20:46,170 --> 00:20:47,490
هنوز دارم میگردم.
317
00:20:48,610 --> 00:20:51,430
حتی اگه همچین راهی وجود داشته باشه، ازت خواهش میکنم.
318
00:20:51,640 --> 00:20:52,720
بازم میگم، تجدید نظر کن.
319
00:20:53,820 --> 00:20:54,860
با خواهرت حرف بزن.
320
00:20:55,560 --> 00:20:57,620
اوه، من قبلاً با «زایا» حرف زدم.
321
00:20:58,380 --> 00:21:00,360
راضی شده که بخشی از نقشه من باشه.
322
00:21:02,220 --> 00:21:03,220
چه نقشهای؟
323
00:21:03,340 --> 00:21:05,480
«زایا» همراهِ «گوران» به اون یکی دنیا میره.
324
00:21:05,940 --> 00:21:08,480
با قدرتی که داره، اون رو به سمت جمجمه هدایت میکنه.
325
00:21:09,540 --> 00:21:11,260
و «زایا» با این موافقت کرده؟
326
00:21:12,180 --> 00:21:13,620
عصبی به نظر میرسی، آرورا.
327
00:21:14,140 --> 00:21:15,740
چیزی شده؟ نه.
328
00:21:16,280 --> 00:21:21,510
نه، من باید برگردم سرِ درس و مشقم تا یه
راهی برات پیدا کنم. دیگه نیازی نیست. واسه اون کار.
329
00:21:33,230 --> 00:21:36,230
تو چطور... هیچوقت به یه دزد اعتماد نکن.
330
00:21:38,310 --> 00:21:40,790
آره، رفیقت کالیبور «کلید خلأ» رو به من فروخت.
331
00:21:41,350 --> 00:21:44,930
هرچند ده برابرِ اون چیزی که تو بهش میدادی براش آب خورد. باید حرفم رو باور کنی،
332
00:21:44,970 --> 00:21:48,410
ودریک. من هیچوقت نمیخواستم بهت صدمه بزنم. فقط میخواستم نجات...
333
00:21:50,990 --> 00:21:51,990
دروغ بسه.
334
00:21:53,550 --> 00:21:54,590
تو بهم خیانت کردی.
335
00:21:55,530 --> 00:21:56,950
و این چیزیه که نمیتونم تحمل کنم.
336
00:22:00,870 --> 00:22:05,569
نگهبانها! ببرینش به «داکتو». ودریک، اگه به این راه ادامه بدی،
337
00:22:05,570 --> 00:22:06,570
نابود میشی.
338
00:22:06,770 --> 00:22:07,770
از «زایا» بپرس.
339
00:22:07,890 --> 00:22:08,890
ببرینش تو.
340
00:22:09,250 --> 00:22:10,370
دستت رو از رو من بردار!
341
00:22:11,630 --> 00:22:12,630
ودریک، نه.
342
00:22:12,750 --> 00:22:13,830
بهم دست نزن!
343
00:22:20,270 --> 00:22:22,050
اگه خنجر داشتم، باهاش بهت خنجر میزدم.
344
00:22:22,250 --> 00:22:23,250
نامردیه داداش.
345
00:22:23,270 --> 00:22:24,510
توقع داری اونجوری لوش بدم؟
346
00:22:24,850 --> 00:22:25,850
اوه، بیخیال بابا.
347
00:22:26,130 --> 00:22:30,689
اون یه دختر لوس و پولدار از خاندان سلطنتی «ایشی» بود
که داشت به شوهرِ «ایشی»ـش دروغ میگفت.
348
00:22:30,690 --> 00:22:33,390
من از کجا باید میدونستم که اون خوبه و پسره بد؟
349
00:22:33,830 --> 00:22:37,830
انگار تنها تصمیمی که باید میگرفتی بین طلا و طلای بیشتر بود.
350
00:22:39,830 --> 00:22:41,110
تصمیمِ راحتیه.
351
00:22:41,590 --> 00:22:43,790
با توجه به موقعیت، منطقیه.
352
00:22:45,030 --> 00:22:46,770
یه دزدِ حرفهای معلومه که دنبالِ پول میره.
353
00:22:47,870 --> 00:22:50,570
جدی جدی الان طرفِ کالیبورین؟ اون قشنگ به آرورا خیانت کرد.
354
00:22:50,850 --> 00:22:53,350
دمت گرم، «اوکلی». آره، من کاملاً طرفِ آرورا هستم.
355
00:22:56,490 --> 00:22:59,750
کوین طرفِ هیچکس نیست. این داستان خیلی طولانی و خستهکنندهست.
356
00:23:00,270 --> 00:23:04,350
پس برات سادهش میکنم. من به این
مارِ هفتخط اعتماد کردم و اون بهم خیانت کرد.
357
00:23:04,830 --> 00:23:06,330
کل چیزی که باید بدونید همینه.
358
00:23:06,570 --> 00:23:10,750
اگه بهم اعتماد داشتی، بهم میگفتی که قضیه چقدر جدیه.
359
00:23:11,350 --> 00:23:16,839
اگه میدونستم واقعاً داری چیکار میکنی،
هیچوقت کلید رو به فردریک نمیفروختم.
360
00:23:16,840 --> 00:23:21,399
الان اینو میگی، ولی همهمون میدونیم تنها چیزی که برات اهمیت داره
361
00:23:21,400 --> 00:23:22,400
پول درآوردنه.
362
00:23:25,020 --> 00:23:26,040
اینجوریاست؟
363
00:23:27,920 --> 00:23:31,320
خب، «سایر» حاضر بود حقیقت رو بهم بگه، و آره.
364
00:23:32,320 --> 00:23:33,520
این همهچی رو عوض کرد.
365
00:23:34,620 --> 00:23:36,000
تو کار وحشتناکی کردی.
366
00:23:37,120 --> 00:23:38,200
بیشتر از یه بار.
367
00:23:39,180 --> 00:23:42,600
ولی شاید بتونی دقیقتر بگی، خانومِ جوون.
368
00:23:42,960 --> 00:23:44,640
اون پول به دردت نمیخوره.
369
00:23:45,560 --> 00:23:46,560
دنبالِ چی هستی؟
370
00:23:47,640 --> 00:23:51,740
با کی هستی؟ دادنِ اون پول به دهکدهت جلوی سوختنش رو نمیگیره.
371
00:23:52,000 --> 00:23:53,580
تو از کجا میدونی؟ وقت زیادی نداریم.
372
00:23:54,320 --> 00:23:55,600
و باید نقشه بکشیم.
373
00:24:02,320 --> 00:24:06,000
صبر کن، یعنی «زایا» بهت گفت که دهکدهت قراره بسوزه؟
374
00:24:07,320 --> 00:24:10,600
خب، اون بهم نگفت چطوری جلوش رو بگیرم. و یه طومارِ کوچیک بهش داد.
375
00:24:11,260 --> 00:24:12,560
بیخیال بچهها، این با عقل جور درمیآد.
376
00:24:13,500 --> 00:24:14,540
داره راست میگه.
377
00:24:15,160 --> 00:24:16,880
یا فقط بخشی از حقیقت رو میگه؟
378
00:24:20,100 --> 00:24:21,460
تو اون طومار چی نوشته بود؟
379
00:24:22,040 --> 00:24:28,500
برو به «الدریچ کیپ»، روز سومِ ماهِ نیمه تابستون، و «کلید خلأ» رو بردار.
380
00:24:31,320 --> 00:24:34,420
فقط اینکه یه جزئیات کوچیک رو از قلم انداختم.
381
00:24:35,120 --> 00:24:39,280
اینکه «ودریک» قراره اونجا باشه و یه ارتش از نیروهای مقاومت رو قتلعام کنه.
382
00:24:40,000 --> 00:24:43,900
و البته، اون هیچی درباره...
383
00:24:44,590 --> 00:24:45,630
شما سه نفر نگفته بود.
384
00:24:47,010 --> 00:24:48,010
نه، نه، نه.
385
00:24:48,470 --> 00:24:49,470
قرارمون این نبود.
386
00:24:50,710 --> 00:24:51,710
«زایا» کجاست؟
387
00:24:52,610 --> 00:24:53,670
جمجمه رو بهت داد؟
388
00:24:54,710 --> 00:24:56,490
- چی؟
- ووید رو بده من بچه.
389
00:24:58,410 --> 00:24:59,410
جنگ رو باختیم.
390
00:25:00,850 --> 00:25:01,850
عقبنشینی بود.
391
00:25:04,330 --> 00:25:05,330
اون زمینگیر شده.
392
00:25:12,370 --> 00:25:14,610
«زایا» انگار همیشه بخشهای بد ماجرا رو نمیگه.
393
00:25:15,990 --> 00:25:18,030
ولی همین ثابت میکنه که اون همهچی رو حسابکتاب کرده.
394
00:25:18,870 --> 00:25:22,050
قرار بود «کالیبور» قبل از اینکه دستِ «ودرا» به «کلید خلأ» برسه، اون رو بدزده.
395
00:25:22,350 --> 00:25:26,749
توقع نداری که باور کنیم «کالیبور» قهرمانِ این داستونه. مخصوصاً وقتی
396
00:25:26,750 --> 00:25:29,030
تو اینهمه تلاش کردی که از من یه آدمبده بسازی.
397
00:25:31,070 --> 00:25:32,470
بازیت چیه؟
398
00:25:33,210 --> 00:25:35,110
تو عمراً از «زایا» دستور نمیگرفتی.
399
00:25:35,630 --> 00:25:38,090
پس واقعاً واسه چی تو «الدرد کیپ» بودی؟
400
00:25:38,690 --> 00:25:39,690
واسه پول.
401
00:25:42,000 --> 00:25:43,000
مهم نیست.
402
00:25:44,270 --> 00:25:45,270
حرفی نداری بزنی، نه؟
403
00:25:45,710 --> 00:25:46,730
خودت گفتی.
404
00:25:47,650 --> 00:25:49,070
پشیمون نیستی.
405
00:25:49,290 --> 00:25:50,290
پشیمونی؟
406
00:25:55,710 --> 00:25:56,710
خیلهخب.
407
00:25:58,070 --> 00:26:00,130
میخوای بدونی چرا به حرف «سایر» گوش دادم؟
408
00:26:05,870 --> 00:26:09,429
چون اون قسم خورد که اگه هر کاری ازم میخواد رو انجام بدم، اینجوری
409
00:26:09,430 --> 00:26:12,870
نجات پیدا میکنه... نجات پیدا میکنی...
410
00:26:17,780 --> 00:26:18,900
تو. آرورا.
411
00:26:20,180 --> 00:26:21,200
و اون هم همینطور.
412
00:26:22,320 --> 00:26:23,540
که همینطور هم شد.
413
00:26:24,180 --> 00:26:27,580
حالا هم که میبینی، من هنوز تو این مخمصه گیر افتادم.
414
00:26:28,820 --> 00:26:32,660
دارم سعی میکنم لیستِ بلندبالای اشتباهاتم رو جبران کنم.
415
00:26:34,860 --> 00:26:37,100
و تا اینجا هم خیلی به دردم خورده.
416
00:26:42,000 --> 00:26:45,000
اوه، متوجهام.
417
00:26:48,550 --> 00:26:50,630
یجورایی سخته که الان طرفِ «کالیبور» نباشم.
418
00:26:50,654 --> 00:26:55,654
SANDS Movie:ارائه اختصاصی توسط
419
00:26:58,870 --> 00:27:01,470
بسیار خب، حالا این قراره چطوری کار کنه؟
420
00:27:02,490 --> 00:27:04,550
اول اینو نگه دار.
421
00:27:05,910 --> 00:27:08,390
مطمئن نیستم وقتی به این دختر دست بزنم چی میشه.
422
00:27:08,810 --> 00:27:12,210
من نرمال نیستم، حتی بینِ آدمهای خودم.
423
00:27:13,090 --> 00:27:16,890
«مارو» توی کل بدنم جریان داره و ممکنه این دختر اون «مارو» رو بخواد.
424
00:27:18,320 --> 00:27:20,140
اوکی، من اصلاً نمیفهمم داری چی میگی.
425
00:27:20,480 --> 00:27:24,120
جمجمه خبیثه. ممکنه بخواد از من استفاده کنه، واسه همین این گرز رو آوردم.
426
00:27:24,940 --> 00:27:27,180
ولی من که قرار نیست با چماق بزنمت.
427
00:27:27,600 --> 00:27:28,600
قبوله.
428
00:27:28,800 --> 00:27:32,280
فقط قصدم این بود که بزنم رو جمجمهای که تو دستمه.
429
00:27:32,560 --> 00:27:33,560
آهان.
430
00:27:36,860 --> 00:27:37,860
آمادهای؟
431
00:27:38,400 --> 00:27:39,400
اصلاً.
432
00:27:54,220 --> 00:27:55,220
شوخی میکنی؟
433
00:28:00,160 --> 00:28:01,160
هی.
434
00:28:01,480 --> 00:28:02,480
سلام.
435
00:28:02,720 --> 00:28:03,720
خوبه که برگشتی.
436
00:28:04,980 --> 00:28:07,580
خب، پیامهات جوری بود که انگار اصلاً نمیتونه منتظر بمونه. آره.
437
00:28:08,220 --> 00:28:09,540
نشون دادنش راحتتره.
438
00:28:11,360 --> 00:28:12,360
میخوای بیای تو؟
439
00:28:13,860 --> 00:28:15,400
میخوای بیای دنبالمون؟ نه.
440
00:28:18,670 --> 00:28:20,730
چطوری؟ دارم میگذرونم. «دریل» چطوره؟
441
00:28:20,930 --> 00:28:23,749
«دریل» خوبه. یه کم شوکه شده،
ولی همهمون داریم سعی میکنیم خودمون رو
442
00:28:23,750 --> 00:28:24,469
سرِ پا نگه داریم، مگه نه؟
443
00:28:24,470 --> 00:28:26,290
آره. سعی میکنیم دیوونه نشیم.
444
00:28:27,970 --> 00:28:29,010
اوه، سلام.
445
00:28:29,530 --> 00:28:31,370
واو، چقدر زیادن! نه؟
446
00:28:33,230 --> 00:28:37,390
کل تیمِ فروشم دارن زنگ میزنن. هر کسی که فکرش رو بکنی دنبالِ...
447
00:28:37,610 --> 00:28:40,550
مسئول آیتیِ من به شبکهی دوربینهای زنگِ درِ محله نفوذ کرده.
448
00:28:40,770 --> 00:28:44,889
داریم دوربینهای امنیتی رو چک میکنیم.
همهی دوربینها رو. داریم از نرمافزارِ
449
00:28:44,890 --> 00:28:46,130
تشخیص چهره استفاده میکنیم تا فیلمها رو اسکن کنیم.
450
00:28:46,550 --> 00:28:47,550
این کار قانونیه؟
451
00:28:49,149 --> 00:28:51,150
آره، شاید، یه جورایی.
452
00:28:51,690 --> 00:28:53,810
یعنی اصلاً فرقی هم میکنه؟
453
00:28:54,050 --> 00:28:55,050
بازم میپرسم.
454
00:28:56,290 --> 00:28:57,850
زنت با این قضایا چطور کنار میآد؟
455
00:28:58,690 --> 00:28:59,690
«جنی»؟
456
00:29:00,410 --> 00:29:07,329
خب، راستش، آره، ما... یه مدتی هست که از هم جدا شدیم، ولی خب
457
00:29:07,330 --> 00:29:08,850
الان دیگه رسماً طلاق گرفتیم.
458
00:29:09,350 --> 00:29:13,310
واسه همین، اون الان با دوستپسرِ جدیدش
تو مراکش داره خوشگذرونی میکنه.
459
00:29:14,710 --> 00:29:17,070
روحش هم از قضیهی «کاش» خبر نداره. واسه همین، آره، فقط...
460
00:29:18,250 --> 00:29:19,530
من اینجا تنها موندم.
461
00:29:23,010 --> 00:29:28,110
فکر کنم دل کندن از یه سری چیزها برام سخته.
462
00:29:29,730 --> 00:29:33,470
ببخشید، اینا به من ربطی نداره. حالت خوبه «میچ»؟
463
00:29:35,030 --> 00:29:36,090
آره، خوبم.
464
00:29:36,330 --> 00:29:37,330
خوبم.
465
00:29:40,930 --> 00:29:42,390
یه کم روبراه نیستم، نه؟
466
00:29:43,330 --> 00:29:45,610
مطمئنم بوی گند میدم و...
467
00:29:46,440 --> 00:29:49,500
فقط دارم چرتوپرت میگم چون اینهمه ردبول خوردم و نخوابیدم و این حرفا.
468
00:29:49,520 --> 00:29:51,060
میدونی چیه؟ نه، خوب نیستم.
469
00:29:51,960 --> 00:29:53,000
باید یه دوش بگیرم.
470
00:29:53,600 --> 00:29:55,160
مگه نه؟ شاید بعداً.
471
00:29:55,620 --> 00:29:58,060
خب، حداقل داری یه کاری میکنی. آره.
472
00:29:58,260 --> 00:29:59,660
حتی اگه... آره.
473
00:30:01,060 --> 00:30:02,060
آره. آره.
474
00:30:02,600 --> 00:30:03,600
خب، سرنخی چیزی پیدا کردی؟
475
00:30:05,520 --> 00:30:06,520
آره. آره.
476
00:30:08,260 --> 00:30:09,260
نظرت چیه؟
477
00:30:09,640 --> 00:30:13,659
یه نفر رو سراغ دارم. یه کاری کردم
که همه بدونن به کی باید... باید به
478
00:30:13,660 --> 00:30:14,880
فلین بگم. اون میتونه بخشی از...
479
00:30:15,879 --> 00:30:17,060
اوکی. بپر بالا «جیمی».
480
00:30:23,300 --> 00:30:27,239
چیز قطعیای نیست، ولی یه نفر مشکوکه که مدام همهجا
481
00:30:27,240 --> 00:30:28,240
دیده میشه.
482
00:30:30,680 --> 00:30:34,060
یه ولگردِ شمشیر به دست. اولین باری که پیداش شد دو هفته پیش بود.
483
00:30:34,520 --> 00:30:38,339
این فیلمِ دوربینِ زنگِ درِ یه خونهست که ازش سرقت شده. صاحبش یه
484
00:30:38,340 --> 00:30:40,200
تاریخدان بود. آثار باستانی جمع میکرد.
485
00:30:40,830 --> 00:30:44,369
اوکی، کلانتر گفت اون فقط یه دیوونهی ردهخارجه و هیچ ربطی به
486
00:30:44,370 --> 00:30:47,310
بچههای ما نداره. متنِ بازجوییهاش همینجاست.
487
00:30:48,810 --> 00:30:52,289
یه مشت اراجیف گفته، ولی قطعاً بچههامون رو دیده. همینجا
488
00:30:52,290 --> 00:30:54,170
نوشته. اون یه چیزهایی میدونه.
489
00:30:54,390 --> 00:30:56,670
یه خبرایی هست.
490
00:30:56,930 --> 00:30:59,630
و معلومه که پلیس قرار نیست هیچ غلطی بکنه.
491
00:31:00,070 --> 00:31:02,350
اوکی، کلانتر هنوز بازداشتش کرده؟
492
00:31:02,590 --> 00:31:03,590
کرده بود.
493
00:31:03,770 --> 00:31:04,770
ولش کردن.
494
00:31:04,810 --> 00:31:05,810
نگاه کن.
495
00:31:12,430 --> 00:31:13,229
واقعاً؟
496
00:31:13,230 --> 00:31:16,110
نمیدونم. یعنی اتفاقیه؟ عجیبه، نه؟
497
00:31:16,310 --> 00:31:17,310
این یارو کیه؟
498
00:31:17,630 --> 00:31:19,470
رسماً هیچ سوابقی از این آدم وجود نداره.
499
00:31:19,950 --> 00:31:22,390
تنها چیزی که میدونیم اینه که اسمش «گوران»ـه.
500
00:31:23,490 --> 00:31:26,270
پلیس فکر میکنه بچهها فرار کردن.
501
00:31:26,670 --> 00:31:29,330
اونا قرار نیست این معما رو حل کنن، «شونا».
502
00:31:29,850 --> 00:31:30,850
همه چی دستِ خودمونه.
503
00:31:33,570 --> 00:31:34,570
باشه.
504
00:31:34,930 --> 00:31:37,310
چطوری میتونم برای پیدا کردن این «گوران» کمک کنم؟
505
00:31:37,910 --> 00:31:38,910
یه آیپده هست.
506
00:32:00,300 --> 00:32:01,300
یه لحظه صبر کن.
507
00:32:04,860 --> 00:32:11,459
من دنبال محل اقامتِ یک انسان هستم؛ یک مرد،
508
00:32:11,460 --> 00:32:17,600
یک مرد جوان، «دریل» از خاندانِ «گریفین».
509
00:32:19,280 --> 00:32:25,220
شرمنده، ما اطلاعاتِ کسی رو به... اون شمشیره؟
510
00:32:35,240 --> 00:32:38,080
اون هنوز یه آدمِ پستفطرته. همهتون باید اینو یادتون باشه.
511
00:32:38,320 --> 00:32:41,440
فقط جهت اطلاع بگم، این کار باعث نمیشه من مدیونِ تو بشم.
512
00:32:41,900 --> 00:32:44,060
من هیچوقت نخواستم تو مدیونِ من باشی.
513
00:32:44,460 --> 00:32:45,600
این هیچی رو عوض نمیکنه.
514
00:32:46,600 --> 00:32:48,600
اون یکی کارت رو هم هیچوقت نمیبخشم.
515
00:32:48,900 --> 00:32:52,360
ما فقط داریم برای یه هدفِ بزرگتر با هم همکاری میکنیم.
516
00:32:53,960 --> 00:32:56,860
همکاری برای یه هدفِ بزرگتر... آره جونِ خودت.
517
00:33:06,600 --> 00:33:08,120
شاه اولگ دو تا پسرِ دوقلو داشت.
518
00:33:10,640 --> 00:33:11,920
دقیقاً مثل این دو تا نقاشیِ روی دیوار.
519
00:33:13,620 --> 00:33:14,620
آره.
520
00:33:15,300 --> 00:33:16,300
خودشه.
521
00:33:17,040 --> 00:33:18,280
واسه هر کدومشون یکی هست.
522
00:33:19,320 --> 00:33:25,040
انگار... فقط یه دکمهی مخفی وجود نداره.
523
00:33:25,880 --> 00:33:26,880
دو تاست.
524
00:33:27,440 --> 00:33:28,440
حتماً یادم رفته بوده.
525
00:33:30,080 --> 00:33:31,080
ما روی سیارهی «لایوس» هستیم.
526
00:33:44,940 --> 00:33:45,940
پات چطوره؟
527
00:33:49,960 --> 00:33:53,060
مثل روز اولش شده.
528
00:33:55,300 --> 00:33:58,400
آمادهای؟ آره. سه، دو...
529
00:34:29,100 --> 00:34:30,540
خب دیگه داریم شروع میکنیم. رفتن؟
530
00:34:31,120 --> 00:34:32,280
اوه، من چراغقوه دارم.
531
00:34:34,179 --> 00:34:36,820
اونا از نور متنفرن.
532
00:34:38,659 --> 00:34:39,659
کسی رو گاز نگرفتن؟
533
00:34:39,840 --> 00:34:40,759
از کجا بفهمیم؟
534
00:34:40,760 --> 00:34:44,580
تنگیِ نفس، ضعفِ دست و پا، و
اینکه دهنت مزهی خاکستر میده.
535
00:34:45,080 --> 00:34:46,080
من که نه. اوکیم.
536
00:34:47,440 --> 00:34:50,500
دهنِ من مزهی زیرسیگاریِ ننه بزرگم رو میده.
537
00:34:53,179 --> 00:34:54,340
«کوون» رو یادِ خونهشون میندازه.
538
00:34:55,400 --> 00:34:56,820
خب، شانس آوردیم.
539
00:34:57,120 --> 00:34:58,160
درست بغلِ گوشمون بودن.
540
00:34:58,860 --> 00:34:59,860
حتماً دارن میرن سمتِ مراسم.
541
00:35:00,380 --> 00:35:01,380
چیکار کنیم؟
542
00:35:02,380 --> 00:35:03,380
اون دیگه چیه؟
543
00:35:03,840 --> 00:35:05,180
کیسههای تخمِ سوسکِ «روم».
544
00:35:05,400 --> 00:35:07,440
تنها پادزهرِ شناخته شده برای سمِ عنکبوتِ سوزنی.
545
00:35:10,920 --> 00:35:11,920
باید بخوریش.
546
00:35:12,100 --> 00:35:13,100
مجبوری.
547
00:35:18,640 --> 00:35:19,640
بهبه، چه خوشمزه!
548
00:35:21,120 --> 00:35:22,820
اوکی. الان برمیگردم.
549
00:35:23,360 --> 00:35:24,360
اینا رو بگیر.
550
00:35:28,460 --> 00:35:29,460
داری چیکار میکنی؟
551
00:35:29,480 --> 00:35:32,100
قورتش بده. من نمیتونم قرص قورت
بدم. اوکی، پس فقط باهاشون عق بزن.
552
00:35:32,960 --> 00:35:33,960
یه آسپرین بده به من.
553
00:35:34,220 --> 00:35:35,280
من نمیتونم این کار رو بکنم.
554
00:35:35,800 --> 00:35:37,400
باید به حست اعتماد کنی، ولی لفتش نده.
555
00:35:38,920 --> 00:35:40,520
کاش؟ عجله کن.
556
00:35:42,300 --> 00:35:43,300
اوه پسر.
557
00:35:44,360 --> 00:35:45,360
این پروتئینه داداش، بزن بر بدن.
558
00:35:46,080 --> 00:35:49,280
فقط بخورش. بخور، بخور، بخور.
559
00:35:55,585 --> 00:35:57,585
شرمندم.
560
00:35:58,410 --> 00:35:59,990
- اگه من در رو باز نمیکردم...
- شرمنده؟
561
00:36:01,230 --> 00:36:02,650
تو کسی بودی که راهِ عبور رو پیدا کرد.
562
00:36:02,910 --> 00:36:03,808
حق با اونه.
563
00:36:03,810 --> 00:36:05,070
این تنها راهِ پیش رو بود.
564
00:36:06,250 --> 00:36:08,910
باید اعتراف کنم، تو توی این کارها استعداد داری پسرم.
565
00:36:09,070 --> 00:36:14,829
منظورم اینه که من فقط داشتم راهِ تو رو ادامه میدادم،
566
00:36:14,830 --> 00:36:19,650
- پس... اونقدری اوکی هستیم که وسطِ مردن با هم «بزن قدش» کار کنیم یا چی؟
- سعی کن تکون نخوری. با هر حرکتی که میکنی، سم توی بدنت پخش میشه.
567
00:36:20,880 --> 00:36:25,640
اگه شانس بیاریم، این کیسههای تخم قبل از
اینکه نور تموم بشه و عنکبوتها بخورنت، اثر میکنن.
568
00:36:25,840 --> 00:36:28,980
واقعاً خوشحالم که اون «مارو»ی باارزشمون رو
خرج کردیم تا تو رو به همون آدمِ غیرقابلتحملِ همیشگی
569
00:36:29,040 --> 00:36:33,300
تبدیل کنیم. خب، داریم برای یه هدفِ بزرگتر همکاری میکنیم دیگه.
570
00:36:34,120 --> 00:36:35,480
فلین، اوکلی، با من بیاین.
571
00:36:37,360 --> 00:36:38,360
داری خشن میشی.
572
00:36:40,520 --> 00:36:42,300
صب کنین. برمیگردم.
573
00:36:43,620 --> 00:36:44,620
صبر کن!
574
00:36:48,000 --> 00:36:49,000
آدرس همینه.
575
00:36:49,700 --> 00:36:50,880
فقط لطفاً به من صدمه نزن.
576
00:37:04,160 --> 00:37:08,640
ببخشید آقا.
577
00:37:09,380 --> 00:37:10,380
میتونم کمکتون کنم؟
578
00:37:11,720 --> 00:37:12,720
آقا؟
579
00:38:13,040 --> 00:38:14,040
زایا! وایسا!
580
00:38:15,440 --> 00:38:17,320
چی؟ چی شده؟ همه چی.
581
00:38:18,200 --> 00:38:21,420
همه چی غلطه. همه چی داره بد پیش میره. چی؟ چی دیدی؟
582
00:38:21,700 --> 00:38:23,540
هیچ راهی برای پیروزی وجود نداره، دریل.
583
00:38:24,440 --> 00:38:25,440
ودریک برنده میشه.
584
00:38:26,120 --> 00:38:27,120
همیشه همینطوره.
585
00:38:27,680 --> 00:38:28,680
پس فلین چی؟
586
00:38:29,600 --> 00:38:30,700
اونم مثل بقیهمون.
587
00:38:31,920 --> 00:38:36,339
ودریک از اون جمجمه استفاده میکنه تا دنیای تو و من رو نابود کنه،
588
00:38:36,340 --> 00:38:38,420
و هیچ کاری هم از دستت برنمیآد
که جلوش رو بگیری. ولی جمجمه دستِ ماست.
589
00:38:38,900 --> 00:38:41,080
تو بهم قول دادی که فلین رو نجات میدی.
590
00:38:41,620 --> 00:38:43,860
من تمامِ مسیرهای ممکن رو دیدم، و همهشون به یه جا ختم میشن.
591
00:38:46,040 --> 00:38:49,160
آینده فقط به مرگ و نابودی میرسه.
592
00:38:49,780 --> 00:38:51,060
نمیتونی همینجوری بیخیال بشی.
593
00:38:54,920 --> 00:38:57,440
هیچکس با اطمینان نمیدونه که بقیه قراره چیکار کنن.
594
00:38:58,260 --> 00:38:59,480
ما همیشه حق انتخاب داریم.
595
00:38:59,800 --> 00:39:02,040
خب، بعضی وقتها هیچ انتخاب یا راهی برای بردن وجود نداره.
596
00:39:03,940 --> 00:39:05,240
آینده از قبل نوشته شده.
597
00:39:10,140 --> 00:39:12,380
اوکی. میگی نمیتونیم آینده رو عوض کنیم؟
598
00:39:12,800 --> 00:39:13,800
پس اینو بهم بگو.
599
00:39:14,760 --> 00:39:17,080
من قراره این بیسکویت رو بخورم یا نه؟
600
00:39:19,160 --> 00:39:20,098
فرقی نمیکنه.
601
00:39:20,100 --> 00:39:20,839
چرا، فرق میکنه.
602
00:39:20,840 --> 00:39:21,840
همین الان.
603
00:39:22,180 --> 00:39:23,360
من این «اوریو» رو میخورم؟
604
00:39:24,810 --> 00:39:25,810
آینده رو نگاه کن.
605
00:39:29,070 --> 00:39:30,070
خب؟
606
00:39:37,130 --> 00:39:39,630
نمیخوریش. راست گفتی. نمیخواستم بخورم.
607
00:39:40,470 --> 00:39:42,410
صد در صد. ولی میدونی چیه؟
608
00:39:43,290 --> 00:39:46,270
یه کم... گشنهمه.
609
00:39:53,640 --> 00:39:55,860
تو فقط به این خاطر یه تصمیمِ دیگه گرفتی چون من آینده رو بهت گفتم.
610
00:39:56,180 --> 00:39:57,180
دقیقاً.
611
00:39:57,500 --> 00:39:59,000
ما مسیرِ خودمون رو میسازیم.
612
00:40:00,020 --> 00:40:01,900
روی اتفاقی که قراره بیفته تمرکز نکن.
613
00:40:02,240 --> 00:40:04,080
روی کاری تمرکز کن که الان از دستمون برمیآد.
614
00:40:04,940 --> 00:40:05,940
اصلاً غیرممکنه.
615
00:40:07,120 --> 00:40:08,200
شاید واقعاً راهی نباشه.
616
00:40:09,780 --> 00:40:12,380
یا شاید این همون چیزیه که جمجمه میخواد تو باورش کنی.
617
00:40:13,960 --> 00:40:16,820
شاید فقط میخواد چیزهای بد رو بهت نشون بده تا ما ناامید بشیم.
618
00:40:23,720 --> 00:40:24,720
داره در برابرِ من مقاومت میکنه.
619
00:40:25,620 --> 00:40:32,380
یه چیزی رو خوب میدونم، اونم اینه که وقتی اوضاع
خیط میشه، دیدنِ نورِ امید تهِ تونل خیلی سخت میشه.
620
00:40:33,800 --> 00:40:41,680
اما دقیقاً همونجاست که باید قوی بمونیم، سختتر بجنگیم،
ایمان داشته باشیم و هر اتفاقی که افتاد، باز هم تلاش کنیم.
621
00:40:45,780 --> 00:40:48,180
من تصاویرِ خیلی وحشتناکی دیدم، دریل.
622
00:40:49,660 --> 00:40:52,480
پس یه راهی پیدا کن که بتونیم عوضشون کنیم و «رن» رو برگردونیم.
623
00:40:56,200 --> 00:40:57,200
من بهت ایمان دارم، «زایان».
624
00:41:16,100 --> 00:41:18,000
باید بیشتر از این بیسکویتها بگیریم.
625
00:41:37,770 --> 00:41:38,549
آره، باشه.
626
00:41:38,550 --> 00:41:40,170
ما جفتمون حریفهای قدری هستیم.
627
00:41:49,070 --> 00:41:50,590
اینم از اون یکی.
628
00:41:51,530 --> 00:41:53,230
هر دو تا برادر مُردن.
629
00:42:00,970 --> 00:42:04,430
خب، اونجا تاجِ شاه اولگ رو میبینم.
630
00:42:06,190 --> 00:42:07,190
تونستیم.
631
00:42:09,390 --> 00:42:10,690
واقعاً از پسش برآمدیم.
632
00:42:12,190 --> 00:42:14,950
خب، حالا فقط باید بفهمیم چطوری بریم اون تو.
633
00:42:28,210 --> 00:42:29,210
نگاه کن.
634
00:42:30,130 --> 00:42:31,650
پسراش زنده تا اینجا رسیده بودن.
635
00:42:32,910 --> 00:42:34,190
خیلی به تاج نزدیکی.
636
00:42:34,700 --> 00:42:36,360
و به نظر میآد سرِ همین تاج دخلِ همدیگه رو آوردن.
637
00:42:38,420 --> 00:42:39,420
میبینی؟
638
00:42:39,620 --> 00:42:41,040
این تبرها مالِ خودشون نبوده.
639
00:42:41,700 --> 00:42:43,060
شاه اینا رو گذاشته اینجا.
640
00:42:44,000 --> 00:42:45,520
هر کدومشون یه سکوی مخصوص دارن.
641
00:42:49,220 --> 00:42:52,840
یعنی هر کدوم یه تبر برداشتن و... قشنگ مورتال کمبت بازی کردن.
(افتادن به جون هم)
642
00:42:53,300 --> 00:42:54,300
ضربه نهایی (فیتالیتی).
643
00:42:54,520 --> 00:42:57,020
این یارو احتمالاً موقع تلاش برای رسیدن به تاج، از خونریزی مُرده.
644
00:42:58,100 --> 00:42:59,760
ولی نتونسته دروازه رو بده بالا.
645
00:43:01,120 --> 00:43:04,040
آخه کدوم پدری با پسراش این کار رو میکنه؟
646
00:43:04,650 --> 00:43:07,670
یه پدر از نوعِ پادشاهِ بیرحمِ کوتولهها.
بیا کمک کن این دروازه رو بدیم بالا.
647
00:43:09,410 --> 00:43:11,070
سه، دو، یک.
648
00:43:12,610 --> 00:43:17,610
نه، این دروازه تکون هم نمیخوره.
649
00:43:23,950 --> 00:43:27,830
میدونی، تا وقتی پدرم زنده بود،
650
00:43:29,010 --> 00:43:31,790
برادرم «دریل» رو به من ترجیح میداد.
651
00:43:33,740 --> 00:43:35,780
بیخیال بابا. مطمئنم اینطوری نیست.
652
00:43:35,840 --> 00:43:39,519
نه، واقعاً همینطور بود. اونا خیلی با هم تفاهم داشتن.
653
00:43:39,520 --> 00:43:47,920
فوتبال، کمپینگ، پیادهروی، ماهیگیری. اصلاً بحثی نبود
که کدوممون رو برای پادشاهی انتخاب میکرد.
654
00:43:48,000 --> 00:43:52,440
ولی قطعاً نمیذاشت که تا سرحدِ مرگ با هم بجنگیم.
655
00:43:53,300 --> 00:43:55,620
بازم میگم، اون یه پادشاهِ بیرحمِ کوتولهست.
656
00:43:55,880 --> 00:44:00,860
آره، ولی پدر هم هست. شاید «اولگ» نمیخواسته پسراش با هم بجنگن.
657
00:44:01,140 --> 00:44:02,140
شاید...
658
00:44:02,410 --> 00:44:06,589
میخواسته با هم همکاری کنن، مثل همون
موقع که مجبور شدیم دریچه رو با هم فشار بدیم.
659
00:44:06,590 --> 00:44:10,210
ولی نگاه کن ببین چی انتظارشون رو میکشیده: یه جفت تبر.
660
00:44:11,090 --> 00:44:12,710
پیامش کاملاً واضحه، نه؟
661
00:44:14,530 --> 00:44:18,390
مگر اینکه... پادشاه به یه دلیل دیگه اینا رو گذاشته باشه اینجا.
662
00:44:18,690 --> 00:44:20,390
خب، من تقریباً مطمئنم میدونم اینا واسه چیه.
663
00:44:23,850 --> 00:44:28,890
چقدر سوراخ سوراخه.
664
00:44:29,530 --> 00:44:30,930
شاید سوراخِ کلید باشن.
665
00:44:31,340 --> 00:44:33,800
و ما بتونیم از این تبرها مثل دندونهای غولپیکر استفاده کنیم.
666
00:44:50,140 --> 00:44:53,939
ببینید، جفتتون دارید وقت تلف میکنید. میدونم باورش سخته، ولی بعضی وقتها قویها میبرن
667
00:44:53,940 --> 00:44:57,639
و ضعیفها میبازن. دنیا کلاً همینجوری میچرخه.
668
00:44:57,640 --> 00:44:58,880
اونا دوقلو بودن، قدرتشون برابر بوده.
669
00:44:59,590 --> 00:45:01,090
واسه همینم جفتشون مُردن.
670
00:45:01,990 --> 00:45:03,350
چرا حتماً باید یک نفر انتخاب میشد؟
671
00:45:04,050 --> 00:45:06,290
چرا نمیتونستن با هم حکومت کنن؟
672
00:45:06,510 --> 00:45:08,550
چون فقط یه تاج وجود داره، واسه همین.
673
00:45:08,830 --> 00:45:15,809
آره، ولی اگه اینطوره پس باید فقط یه تبر میبود، و... اگه این دو تا
674
00:45:15,810 --> 00:45:17,430
تبر با هم جفت بشن و یه کلید رو بسازن چی؟
675
00:45:17,990 --> 00:45:20,850
آره، میدونستم یه جای این طراحی ایراد داره.
676
00:45:21,630 --> 00:45:22,630
ردیفش کردی؟
677
00:45:25,810 --> 00:45:26,850
از اون طرف.
678
00:45:27,690 --> 00:45:28,690
کلید همینه.
679
00:45:29,260 --> 00:45:30,260
ممنون.
680
00:46:00,420 --> 00:46:01,420
یالا.
681
00:46:01,520 --> 00:46:03,720
بگو دیگه. هر چی دلت میخواد بگو.
682
00:46:04,460 --> 00:46:05,940
بگو. زود باش، بگو.
683
00:46:06,240 --> 00:46:09,980
هرچند گفتنش برام سخته، ولی ایول به «فلین»، گل کاشتی.
684
00:46:13,320 --> 00:46:15,080
امروز باعث شدی استادت بهت افتخار کنه.
685
00:46:16,540 --> 00:46:18,860
خب، پیشِ یه حرفهای یاد گرفتم دیگه.
686
00:46:20,440 --> 00:46:21,540
ولی هنوز ناشی هستی.
687
00:46:23,380 --> 00:46:25,760
و یه تلهی دیگه هم هست که باید باهاش روبرو بشیم.
688
00:46:28,620 --> 00:46:29,620
آمادهای؟
689
00:46:34,180 --> 00:46:35,800
اگه اتفاقی افتاد نگران نباش.
690
00:46:36,360 --> 00:46:37,360
من همینجام.
691
00:46:53,420 --> 00:46:54,420
دریل؟
692
00:46:56,720 --> 00:46:57,720
دریل؟
693
00:46:58,460 --> 00:46:59,460
حالت خوبه؟
694
00:47:19,720 --> 00:47:23,440
باهام حرف بزن. خوبی؟
695
00:47:24,460 --> 00:47:25,460
بیا بریم.
696
00:47:26,160 --> 00:47:28,400
من تشنهی «مارو» هستم.
697
00:47:29,340 --> 00:47:30,840
سعی کن از بدنم بکشیش بیرون.
698
00:47:31,080 --> 00:47:31,898
چی دیدی؟
699
00:47:31,900 --> 00:47:35,240
دیدمش. همون لحظهی بیسکویتی رو.
700
00:47:37,020 --> 00:47:38,120
فقط یه راه وجود داره.
701
00:47:38,400 --> 00:47:39,400
برای تغییر دادنِ آینده؟
702
00:47:39,580 --> 00:47:43,340
چطوری؟ باید برای برادرت یه پیغام بفرستیم.
703
00:47:46,020 --> 00:47:47,120
چیه؟
704
00:47:47,840 --> 00:47:49,100
اسمِ اون زنه چیه...
705
00:47:53,190 --> 00:47:54,190
آخرین تله.
706
00:47:56,230 --> 00:47:57,230
آره.
707
00:47:57,530 --> 00:48:00,370
دارم یه سری خلاقیتهای هوشمندانهی کوتولهها رو میبینم.
708
00:48:02,010 --> 00:48:03,570
یه نقشه دارم. «اوکلی»، کیفت رو بده.
709
00:48:04,570 --> 00:48:08,070
- نه، واسه چی باید کیفم رو بدم به تو؟
- وقت زیادی نداریم. - زود باش، فقط بدش به من. باشه.
710
00:48:10,690 --> 00:48:11,690
آره.
711
00:48:12,230 --> 00:48:13,230
این عالیه.
712
00:48:14,990 --> 00:48:16,150
شبیه «ایندیانا جونز» شدی.
713
00:48:16,730 --> 00:48:18,230
این حرکت واسه «ایندیانا جونز» که جواب نداد.
714
00:48:28,070 --> 00:48:29,070
نه! چی؟
715
00:48:29,270 --> 00:48:30,270
نه.
716
00:48:35,090 --> 00:48:36,090
بدش من!
717
00:48:38,930 --> 00:48:42,190
وایسا، داری چیکار میکنی؟ آخرین درس، «فلین».
718
00:48:43,930 --> 00:48:47,590
به هیچکس اعتماد نکن.
719
00:48:51,650 --> 00:48:53,210
بهم نشون بده چطوری باید از راهِ سخت یادش بگیرم.
720
00:48:56,330 --> 00:48:57,490
نمیفهمم.
721
00:49:02,890 --> 00:49:03,890
چی؟
722
00:49:04,830 --> 00:49:06,650
اونجا رو نگاه کن.
723
00:49:07,170 --> 00:49:08,510
دو تا تاج!
724
00:49:09,030 --> 00:49:10,090
بازم حق با تو بود «فلین».
725
00:49:10,350 --> 00:49:12,590
انگار پادشاه واقعاً به کارِ تیمی اعتقاد داشته.
726
00:49:12,910 --> 00:49:14,890
من؟ من تکی کار میکنم.
727
00:49:16,250 --> 00:49:17,630
بدرود، مردِ خوب.
728
00:49:20,370 --> 00:49:22,590
نه. نمیخوام بشنوم.
729
00:49:23,090 --> 00:49:24,090
یک کلمه هم حرف نزن!
730
00:49:32,000 --> 00:49:34,000
نمیفهمم!
731
00:49:38,300 --> 00:49:40,460
فهمیدم. خب، باید بریم.
732
00:49:40,740 --> 00:49:42,780
همین الان. بریم؟ ولی پس تکلیفِ... نه، نه، نه.
733
00:49:43,020 --> 00:49:44,900
اون میدونه ما اینجاییم. داره میآد.
734
00:49:45,400 --> 00:49:47,660
کی؟ کی میدونه؟ کی داره میآد؟
735
00:49:49,340 --> 00:49:50,340
«گوران».
736
00:49:50,364 --> 00:49:55,364
✦
@amirluminox | Amir Luminox ترجمه از ✦
737
00:49:55,388 --> 00:50:00,388
SANDS Movie:ارائه اختصاصی توسط
738
00:50:03,780 --> 00:50:04,840
هی، بچهها میدونید چیه؟
739
00:50:05,980 --> 00:50:06,980
دهنم.
740
00:50:08,160 --> 00:50:09,480
دوباره حسش میکنم، انگار برگشته به حالت عادی.
741
00:50:10,980 --> 00:50:11,980
مالِ منم همینطور.
742
00:50:12,420 --> 00:50:13,420
واسه تو هم پیش میآد.
743
00:50:14,640 --> 00:50:15,640
غمانگیزه.
744
00:50:16,620 --> 00:50:18,660
فکر کنم یعنی دیگه خطری نداره و میتونیم حرکت کنیم.
745
00:50:20,920 --> 00:50:22,160
دقیقاً، ایول.
78403