All language subtitles for The.Wayfinders.S01E05.WEB.H264.FA

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu
Would you like to inspect the original subtitles? These are the user uploaded subtitles that are being translated: 1 00:00:30,510 --> 00:00:34,970 ‫ساختمان قلعه در واقع همین پایینه. ‫دم‌دمای صبح یواشکی می‌ریم تو. 2 00:00:35,010 --> 00:00:36,010 ‫یواشکی؟ 3 00:00:36,050 --> 00:00:37,230 ‫برا چی داریم یواشکی می‌ریم؟ 4 00:00:37,550 --> 00:00:42,929 ‫خب، قضیه خرابه‌های باستانی اینه که معمولاً یه جونور کثافت و بدقلق 5 00:00:42,930 --> 00:00:44,570 ‫اونجا لونه کرده و واسه خودش قلمرو ساخته. 6 00:00:45,110 --> 00:00:48,550 ‫منطقیه. تو تمام اون خرابه‌هایی که بازی کردم هم دقیقاً همین شکلی بود... 7 00:00:49,250 --> 00:00:50,250 ‫بازی کردی؟ 8 00:00:50,950 --> 00:00:54,310 ‫آه، تو دنیای من، ما یه چیزی داریم به اسم بازی‌های ویدیویی. ‫تو چیزی ازش نمی‌دونی. 9 00:00:54,330 --> 00:00:55,330 ‫یه جورایی... مجازی‌یه؟ 10 00:00:55,450 --> 00:00:58,360 ‫نه. الکترونیکیه. این دو تا کل صبح ‫رو داشتن همین رو ازش می‌پرسیدن. 11 00:00:58,560 --> 00:00:59,560 ‫دارن دور خودشون می‌چرخن. 12 00:00:59,800 --> 00:01:04,018 ‫آره، «فلین» یه عشق یه طرفه به 13 00:01:04,019 --> 00:01:05,019 ‫«کالیبور» پیدا کرده. واقعاً دیدنش سخته. 14 00:01:05,239 --> 00:01:06,720 ‫یه رفاقتِ مردونه؟ 15 00:01:06,960 --> 00:01:09,220 ‫آره. آه، آره. نه، می‌فهمم. 16 00:01:09,900 --> 00:01:13,400 ‫دوست داشتن «کالیبور» راحته. باهوشه. 17 00:01:14,700 --> 00:01:17,000 ‫به‌شدت شجاعه. زبون‌باز و خوش‌صحبته. 18 00:01:17,680 --> 00:01:21,260 ‫و تو فکر خودش، تو هر کاری که می‌کنه نیتش خیره. 19 00:01:22,140 --> 00:01:23,140 ‫اما... 20 00:01:23,429 --> 00:01:29,009 ‫اما وقتی اوضاع خیط بشه، که حتماً هم می‌شه، «کالیبور» با صورت پرتت 21 00:01:29,010 --> 00:01:30,870 ‫می‌کنه تو لجن و از پشتت مثل پل استفاده می‌کنه تا خودش رو بکشه بالا. 22 00:01:31,190 --> 00:01:32,490 ‫این دیگه یکم بی‌انصافیه. 23 00:01:33,090 --> 00:01:37,090 ‫سعی کن چند ماه رو تو «داکتو» بگذرونی، ‫اون‌وقت می‌فهمی چی واقعاً بی‌انصافیه. 24 00:01:37,690 --> 00:01:39,770 ‫صبر کن ببینم، یعنی تقصیر «کالیبور» بود که تو زندانی شدی؟ 25 00:01:40,570 --> 00:01:41,930 ‫ترجیح می‌دم در موردش حرف نزنم. 26 00:01:43,210 --> 00:01:45,690 ‫ولی آره، همه‌ش تقصیر اون بود. 27 00:01:46,650 --> 00:01:50,150 ‫چی؟ چیزی که می‌خوام بگم اینه که اگه شایعات درست باشه... 28 00:01:50,830 --> 00:01:53,450 ‫یه «بایکلاپس» تو اقامتگاه رئیس «اولگ» جا خوش کرده. 29 00:01:53,930 --> 00:01:54,930 ‫بایکلاپس؟ 30 00:01:55,130 --> 00:01:56,130 ‫بایکلاپس دیگه چیه؟ 31 00:01:56,410 --> 00:02:00,230 ‫اسمش شبیه «سایکلاپس» (تک‌چشم) هست، ولی به جای یکی، دو تا چشم داره. 32 00:02:00,490 --> 00:02:01,730 ‫آره، دقیقاً. 33 00:02:02,470 --> 00:02:03,750 ‫خب ولی ما هم دو تا چشم داریم. 34 00:02:03,990 --> 00:02:05,710 ‫یعنی این ما رو هم بایکلاپس می‌کنه؟ 35 00:02:05,910 --> 00:02:07,710 ‫کدوم بخش این قضیه درکش انقدر سخته؟ 36 00:02:08,729 --> 00:02:13,589 ‫گوش کن، ما فقط داریم می‌گیم که یه بایکلاپس دو 37 00:02:13,590 --> 00:02:19,470 ‫تا چشم داره، که یه تعدادِ معمولی واسه چشمه. ‫و واسه همینم دو برابر کشنده‌تره، احمق. 38 00:02:19,510 --> 00:02:20,510 ‫اون فقط یه غول با دو تا چشمه، مثل بقیه ما. 39 00:02:20,780 --> 00:02:23,000 ‫خب، بهتره خفه شین وگرنه صداتون رو از همین‌جا می‌شنوه. 40 00:02:23,540 --> 00:02:25,260 ‫کسی چیزی درباره بایکلاپس گفت؟ 41 00:02:25,460 --> 00:02:29,360 ‫آره. «کالیبور» داره همه‌چی رو درباره ‫اون بایکلاپسِ گنده و بدجنس بهمون می‌گه. 42 00:02:29,680 --> 00:02:30,740 ‫«کالیبور» زده به سرش. 43 00:02:31,780 --> 00:02:32,780 ‫حق با «کالیبور»ـه. 44 00:02:34,020 --> 00:02:35,060 ‫«کالیبور» کاملاً درست می‌گه. 45 00:02:35,440 --> 00:02:36,780 ‫بایکلاپس وحشتناکه. 46 00:02:37,640 --> 00:02:39,540 ‫خیلی افتضاحه. 47 00:02:44,120 --> 00:02:45,840 ‫حالم از بایکلاپس به هم می‌خوره. 48 00:02:46,500 --> 00:02:50,040 ‫تو و کالیبور امروز با یه بایکلاپس ‫غول‌پیکرِ دو سر می‌خواید چیکار کنید؟ 49 00:02:50,480 --> 00:02:54,079 ‫خب، فکر کنم اسم بایکلاپس به اندازه ‫کافی واضح باشه. حداقل یه استفاده‌ای 50 00:02:54,080 --> 00:02:56,520 ‫واسه شما راهیاب‌ها پیدا کردیم. ‫شماها طعمه‌های معرکه‌ای می‌شید... 51 00:02:56,544 --> 00:02:58,044 ‫عجب ایده احمقانه‌ایه! 52 00:03:29,390 --> 00:03:30,390 ‫بزن بریم، یالا! 53 00:03:32,000 --> 00:03:33,500 ‫ازین بایکلاپس متنفرم! 54 00:03:36,024 --> 00:03:38,524 ‫صب کنین..صـ..صـ..صبر کنین. 55 00:03:41,000 --> 00:03:42,000 ‫باید کمکش کنم. 56 00:03:43,000 --> 00:03:45,400 ‫هی! بایکلاپس! بایکلاپس! 57 00:03:46,424 --> 00:03:47,424 ‫بایکلاپس! 58 00:03:48,548 --> 00:03:50,548 ‫جفت چشات به من! 59 00:03:50,572 --> 00:03:52,072 ‫مارو نگا داریم در می‌ریم! 60 00:03:52,596 --> 00:03:54,096 ‫اینجا! 61 00:03:56,020 --> 00:03:57,020 ‫احمقا! 62 00:03:57,044 --> 00:03:59,044 ‫برید!...برید..برید..برید 63 00:04:05,068 --> 00:04:06,268 ‫باید به کش کمک کنیم! 64 00:04:06,292 --> 00:04:08,292 ‫تو بمون. من خودم میرم بیرون. 65 00:04:08,970 --> 00:04:11,770 ‫اون پسر شاید وضعش از ما بهتر باشه، ولی شماها اگه ‫دلتون می‌خواد برید اون بیرون و بمیرید، راحت باشید. 66 00:04:13,150 --> 00:04:14,610 ‫اوه پسر. 67 00:04:15,010 --> 00:04:16,010 ‫اون می‌میرم. 68 00:04:28,000 --> 00:04:29,000 ‫خلاص! 69 00:04:38,000 --> 00:04:41,000 ‫راهیاب ها یک (امتیاز)، بایکلاپس هیچ. 70 00:04:47,000 --> 00:04:52,000 SANDS Movie:ارائه اختصاصی توسط 71 00:04:52,000 --> 00:04:57,000 ✦ @amirluminox | Amir Luminox ترجمه از ✦ 72 00:06:19,000 --> 00:06:22,000 « راه یـــاب هـــا » 73 00:06:25,740 --> 00:06:28,580 ‫عمداً از یه راهیاب به عنوان طعمه استفاده می‌کنه. ‫من به همه‌شون درباره این بایکلاپس هشدار دادم. 74 00:06:28,760 --> 00:06:29,900 ‫چه نقشه مزخرفی. 75 00:06:30,680 --> 00:06:36,800 ‫نقشه‌ای که جواب بده، ذاتاً نقشه خوبیه، پرنسس. 76 00:06:37,440 --> 00:06:39,100 ‫تو واقعاً از کالیبور متنفری، نه؟ 77 00:06:39,820 --> 00:06:40,820 ‫از ریخت و قیافه‌ش. 78 00:06:41,500 --> 00:06:43,260 ‫مخصوصاً از اون صورتِ از خود راضیش. 79 00:06:44,360 --> 00:06:46,200 ‫و کلاً از کل وجودش. 80 00:06:55,280 --> 00:06:56,279 ‫از این طرف. 81 00:06:56,280 --> 00:06:58,320 ‫دیدی؟ آه، آره. 82 00:07:06,540 --> 00:07:10,600 ‫یه سوال. چرا این طاق‌ها انقدر فسقلی و کوچیکن؟ 83 00:07:11,040 --> 00:07:14,920 ‫«اولگ» پادشاه کوتوله‌ها بود. ‫اینجا همه‌چی به طور مناسبی کوچیکه. 84 00:07:15,400 --> 00:07:17,040 ‫«اسلیم»، فانوس رو بیار. 85 00:07:18,880 --> 00:07:22,940 ‫خب «آرورا»، قضیه تو و «کالیبور» چیه؟ 86 00:07:24,010 --> 00:07:25,490 ‫ترجیح می‌دم بهش فکر نکنم. 87 00:07:26,650 --> 00:07:30,430 ‫به قول تیک‌تاک، حرفت رو بزن، نریز تو خودت. 88 00:07:30,750 --> 00:07:33,710 ‫باید حسش کنی تا بتونی درمانش کنی، مگه نه؟ 89 00:07:36,430 --> 00:07:39,849 ‫نه، معذرت می‌خوام، من اصلاً نمی‌فهمم چی می‌گی. ‫این جمله‌بندی‌ها قراره هوشمندانه باشه 90 00:07:39,850 --> 00:07:40,769 ‫فقط چون قافیه داره؟ 91 00:07:40,770 --> 00:07:42,070 ‫منظورش اینه که احساساتت رو به اشتراک بذار. 92 00:07:42,830 --> 00:07:47,089 ‫آره دیگه، می‌دونی، قبل از اینکه تلمبار بشه ‫و سرت بترکه، همه‌چی رو به دوستات بگو. 93 00:07:47,090 --> 00:07:48,090 ‫نه، 94 00:07:48,830 --> 00:07:50,670 ‫احتمالاً بهتره که نگم. چی؟ 95 00:07:51,290 --> 00:07:52,610 ‫احساساتت رو بگو. 96 00:07:53,200 --> 00:07:55,980 ‫مردم دنیای شما واقعاً همچین اراجیفی رو تحمل می‌کنن؟ 97 00:07:56,800 --> 00:08:00,679 ‫حالا که فکر می‌کنم، شاید عاقلانه باشه که ‫شماها حقیقت رو درباره دوست‌مون «کالیبور» بدونید. 98 00:08:00,680 --> 00:08:02,420 ‫کدوم حقیقت؟ 99 00:08:04,560 --> 00:08:06,560 ‫همه‌چی قبل از اینکه حتی همدیگه رو ببینیم شروع شد. 100 00:08:07,340 --> 00:08:10,000 ‫اون موقع که من نامزد شاهزاده «فردریک» بودم. 101 00:08:11,160 --> 00:08:12,200 ‫شاهزاده فردریک؟ 102 00:08:12,760 --> 00:08:13,940 ‫صبر کن، از اول اولش بگو. 103 00:08:15,200 --> 00:08:16,200 ‫نامزد؟ 104 00:08:16,580 --> 00:08:20,459 ‫جدی؟ فکر نکردی لازمه به این اشاره کنی که نامزدِ اون 105 00:08:20,460 --> 00:08:22,400 ‫شاهزاده «تایکو»ـیِ پیری بودی که می‌خواد ما رو بکشه؟ 106 00:08:23,220 --> 00:08:27,079 ‫نامزد بودیم، نه زن و شوهر. یعنی قرار بود با هم ازدواج کنیم. 107 00:08:27,080 --> 00:08:30,760 ‫تو دنیای شما کلمات درست و حسابی بهتون یاد نمی‌دن؟ ‫خب اون نیاز به کتاب خوندن داره. ولی بازم «فردریک»... 108 00:08:30,980 --> 00:08:36,319 ‫این یه ازدواجِ اجباری و مصلحتی بود که ‫خانواده‌های سلطنتی ترتیب دادن تا تخت پادشاهی رو حفظ کنن 109 00:08:36,320 --> 00:08:39,000 ‫و صلح و رفاه بیارن. 110 00:08:41,080 --> 00:08:43,419 ‫یه روزی، ما پادشاه و ملکه می‌شیم. 111 00:08:44,810 --> 00:08:46,550 ‫و سرنوشت قلمرو دست ما می‌افته. 112 00:08:47,170 --> 00:08:48,650 ‫و تو چه جور پادشاهی می‌شی؟ 113 00:08:50,370 --> 00:08:52,470 ‫من قلمرو رو به شکوهِ سابقش برمی‌گردونم. 114 00:08:53,950 --> 00:08:55,390 ‫از شورای جادوگرها شروع می‌کنم. 115 00:08:56,150 --> 00:09:00,190 ‫درحالی‌که قبلاً برای لیاقتِ فردی ارزش قائل بودیم، ‫حالا جاش رو به اصالتِ خون و تولد دادن. 116 00:09:00,530 --> 00:09:02,630 ‫شجاعانه‌ست. نجیب‌زاده‌ها از این کار خوش‌شون نمی‌آد. 117 00:09:03,410 --> 00:09:05,110 ‫من از جنگیدن برای حق‌شون نمی‌ترسم. 118 00:09:06,410 --> 00:09:07,710 ‫باستانی‌ها طرف من هستن. 119 00:09:08,750 --> 00:09:11,430 ‫و اگه موفق شدی، بعدش چی؟ 120 00:09:12,810 --> 00:09:17,109 ‫من به مرزها صلح می‌آرم، «مارو» رو بین کسایی که 121 00:09:17,110 --> 00:09:19,630 ‫به بهترین شکل ازش استفاده می‌کنن ‫تقسیم می‌کنم؛ یعنی بناها، کشاورزا و صنعت‌گرا. 122 00:09:20,330 --> 00:09:24,130 ‫فقط نجیب‌زاده‌هایی که اون رو صرف زیبایی، لذت و فساد کردن، هدرش دادن. 123 00:09:26,810 --> 00:09:30,910 ‫و وقتی برادرها و خواهرهای «ریشی» ما ببینن که این قلمرو 124 00:09:31,010 --> 00:09:32,750 ‫همون‌قدر که مال ماست، متعلق به اون‌ها هم هست، 125 00:09:33,510 --> 00:09:35,370 ‫همه ما در رسیدن به هدف متحد می‌شیم. 126 00:09:36,990 --> 00:09:37,990 ‫گفتی «ما»؟ 127 00:09:40,550 --> 00:09:42,230 ‫خواسته من اینه که... 128 00:09:42,510 --> 00:09:43,510 ‫تو و من این کار رو بکنیم. 129 00:09:44,430 --> 00:09:45,430 ‫با هم. 130 00:09:46,130 --> 00:09:47,350 ‫پس چرا صبر کنی تا پادشاه بشی؟ 131 00:09:47,810 --> 00:09:50,410 ‫تو همین الانشم اونقدر نفوذ داری که ‫بتونی کارهای به این بزرگی رو شروع کنی. 132 00:09:50,670 --> 00:09:52,330 ‫که «مارو» رو از دست‌های مادرم بیرون بکشم 133 00:09:53,350 --> 00:09:54,410 ‫اونجوری جنگ راه می‌افته. 134 00:09:55,770 --> 00:09:59,629 ‫من تو مطالعاتم، داستان‌هایی از باستانی‌ها خوندم که با 135 00:09:59,630 --> 00:10:01,170 ‫فقط یه ذره «مارو»، بناهای عظیمی می‌ساختن. 136 00:10:01,370 --> 00:10:02,530 ‫باستانی‌ها خیلی وقته که رفتن. 137 00:10:03,350 --> 00:10:04,930 ‫و رازهاشون رو با خودشون به گور بردن. 138 00:10:06,670 --> 00:10:09,850 ‫من درباره شیئی خوندم که قدرت باستانی‌ها رو تو خودش داره. 139 00:10:11,090 --> 00:10:12,230 ‫به یه دنیای دیگه تبعید شد. 140 00:10:13,650 --> 00:10:14,850 ‫جمجمه «ماردوک». 141 00:10:15,710 --> 00:10:17,270 ‫داری با من شوخی می‌کنی؟ 142 00:10:17,490 --> 00:10:19,490 ‫تو درباره جمجمه به «ودریک» گفتی؟ 143 00:10:20,450 --> 00:10:21,450 ‫نه. 144 00:10:22,070 --> 00:10:23,070 ‫متأسفانه، آره. 145 00:10:24,050 --> 00:10:26,270 ‫من اول این فکر رو انداختم تو سرش. 146 00:10:26,470 --> 00:10:27,870 ‫عجب آدمِ دهن‌لقّی هستی. 147 00:10:28,210 --> 00:10:30,550 ‫«ودریک» اولش نیتش خیر بود. 148 00:10:31,610 --> 00:10:32,610 ‫آخ! 149 00:10:32,870 --> 00:10:34,670 ‫۸۰ تا از بهترین سواره‌نظامم کشته شدن. 150 00:10:35,390 --> 00:10:38,010 ‫این وحشی‌ها جلوی جادوی «اشی» هیچی نیستن. 151 00:10:39,470 --> 00:10:42,190 ‫اگه مادرم فقط چند تا خمره از «مارو» رو سرفه می‌کرد، پیروزی مال ما بود. 152 00:10:43,890 --> 00:10:45,950 ‫عمراً یه تیکه از چیزی که جلوش ایستاده رو به دست بیاره. هیس. 153 00:10:51,150 --> 00:10:51,550 ‫من 154 00:10:51,551 --> 00:10:58,469 ‫نمی‌دونستم که تو 155 00:10:58,470 --> 00:10:59,470 ‫موهبتِ شفا دادن داری. 156 00:11:00,070 --> 00:11:01,070 ‫اون هیچ‌وقت نپرسید. 157 00:11:03,030 --> 00:11:04,290 ‫تمرکزمون رو روی این قضایا نذاریم. 158 00:11:05,630 --> 00:11:06,670 ‫یه خبر خوب دارم. 159 00:11:07,670 --> 00:11:08,910 ‫جاش رو پیدا کردم. 160 00:11:12,140 --> 00:11:13,180 ‫اون طرف ستاره‌ها، خارج از خشکی. 161 00:11:14,840 --> 00:11:16,600 ‫به‌زودی کلیدی رو پیدا می‌کنم که تو رو ببره اونجا. 162 00:11:18,680 --> 00:11:21,660 ‫«آرورا»، تو منو شگفت‌زده می‌کنی. 163 00:11:23,140 --> 00:11:24,500 ‫واقعاً داری راست می‌گی؟ 164 00:11:27,160 --> 00:11:29,360 ‫باشه، شما دو تا خیلی صمیمی بودین، فهمیدیم. 165 00:11:30,040 --> 00:11:34,580 ‫عاشقش بودی یا اون عاشقت بود وقتی همدیگه رو بوسیدین؟ 166 00:11:34,960 --> 00:11:36,580 ‫این کجای داستان اهمیت داره؟ 167 00:11:36,940 --> 00:11:38,080 ‫چطور اهمیت نداره؟ 168 00:11:38,340 --> 00:11:39,600 ‫ولش کن. ادامه بده. 169 00:11:40,910 --> 00:11:45,569 ‫من تو قدیمی‌ترین مدارک بیشتر جستجو کردم و فهمیدم یه شیء باستانی 170 00:11:45,570 --> 00:11:47,370 ‫وجود داره که می‌تونه راهِ رسیدن به اون یکی دنیا رو باز کنه. 171 00:11:48,950 --> 00:11:49,950 ‫«کلید خلأ». 172 00:12:03,610 --> 00:12:07,609 ‫و قبل از اینکه حتی بتونم فکر کنم با این اطلاعات چیکار کنم، «زایا» اومد 173 00:12:07,610 --> 00:12:13,280 ‫پیشم. و بهم درباره یه آینده تاریک هشدار داد ‫آینده‌ای که توش «ودریک» غرقِ قدرتِ جمجمه می‌شه. 174 00:12:16,200 --> 00:12:18,680 ‫و «ودریک» از دست من شاکی بود. 175 00:12:18,940 --> 00:12:22,280 ‫تو اصلاً چرا با «زایا» حرف می‌زنی؟ اون مخش تعطیله. 176 00:12:22,660 --> 00:12:23,840 ‫همه اینو می‌دونن. 177 00:12:24,260 --> 00:12:27,120 ‫نذار خواهرم با دیوونگی‌هاش مغزت رو شستشو بده. 178 00:12:28,020 --> 00:12:29,020 ‫صبر کن، صبر کن، صبر کن. 179 00:12:29,100 --> 00:12:31,140 ‫«زایا» خواهرِ «ودریکه»؟ 180 00:12:31,640 --> 00:12:32,640 ‫عجب پیچشی داشت داستان! 181 00:12:33,120 --> 00:12:35,559 ‫آره، انگار خیلی چیزها رو از ما پنهان کردی. چون اون 182 00:12:35,560 --> 00:12:38,200 ‫فقط چیزهایی رو بهت گفته که به نفع خودش بوده. 183 00:12:38,600 --> 00:12:42,240 ‫من فقط سعی داشتم گیج‌شون نکنم. ولی این همه چی رو عوض می‌کنه. 184 00:12:42,840 --> 00:12:46,800 ‫چطور می‌تونیم به «زایا» اعتماد کنیم وقتی ‫داداشِ خودش می‌خواد سر به تن ما نباشه؟ 185 00:12:47,160 --> 00:12:48,800 ‫در واقع برادر ناتنی‌شه. 186 00:12:50,160 --> 00:12:52,460 ‫ولی این «زایا» بود که اول از همه اون تاریکی رو تو وجودش دید. 187 00:12:53,060 --> 00:12:54,920 ‫بازم دلیل نمی‌شه بهش اعتماد کنیم. 188 00:12:55,580 --> 00:12:58,940 ‫مگه نه؟ آره، هیچ‌وقت عاقلانه نیست که به «زایا» اعتماد کنی. 189 00:13:07,850 --> 00:13:10,030 ‫خیلی خب «هملت». انقدر به اون جمجمه زل نزن. 190 00:13:10,230 --> 00:13:12,590 ‫وقتشه توضیح بدی این کوفتی چطوری قراره کمک کنه «فلین» رو برگردونیم. 191 00:13:13,070 --> 00:13:16,370 ‫فکر کنم قدرتم رو برای دیدنِ آینده‌های احتمالی تقویت می‌کنه. 192 00:13:17,250 --> 00:13:18,250 ‫و برادرم رو. 193 00:13:19,030 --> 00:13:21,590 ‫ما داریم این کار رو می‌کنیم که «فلین» رو صحیح و سالم برگردونیم خونه، درسته؟ 194 00:13:22,490 --> 00:13:24,750 ‫در حالت ایده‌آل، این بخشی از هدف‌مونه. 195 00:13:25,090 --> 00:13:28,070 ‫خب، این تنها هدفِ منه. پس بیا فقط روی همین قسمتش تمرکز کنیم. 196 00:13:29,510 --> 00:13:30,510 ‫اوه. 197 00:13:30,910 --> 00:13:33,390 ‫سلام. نمی‌دونستم مهمون داری، «دریل». 198 00:13:34,310 --> 00:13:35,570 ‫آره، خب. 199 00:13:37,469 --> 00:13:38,469 ‫فقط یه دوسته. 200 00:13:42,370 --> 00:13:43,289 ‫آهان. 201 00:13:43,290 --> 00:13:45,670 ‫می‌تونم یه لحظه تو اون یکی اتاق باهات حرف بزنم؟ 202 00:13:47,610 --> 00:13:48,610 ‫یه دقیقه ریلکس باش. 203 00:13:49,750 --> 00:13:50,750 ‫ریلکس؟ 204 00:13:50,910 --> 00:13:54,230 ‫ریلکس. یعنی همین‌جا بمون. به چیزی دست نزن و کاری نکن. من الان برمی‌گردم. 205 00:14:01,070 --> 00:14:04,829 ‫دریل، چیزی نمونده که تنبیه بشی و حصر خانگی بشی. ‫اینکه «فلین» غیبش زده دلیل نمی‌شه 206 00:14:04,830 --> 00:14:08,089 ‫همه قوانینِ خونه رو ببوسی بذاری کنار. آخه این دختره تو اتاق تو چیکار می‌کنه؟ 207 00:14:08,090 --> 00:14:13,789 - ‫«زایا» مالِ من نیست... ما با هم نیستیم... - تو دروغگوی خیلی بدی هستی. بهتره که 208 00:14:13,790 --> 00:14:16,590 ‫پشت سرِ «برینلی» یواشکی آمارِ کسی رو نگیری. نه مامان. اصلاً اینجوری نیست. 209 00:14:16,970 --> 00:14:20,189 ‫«زایا» فقط داره سعی می‌کنه بهم کمک کنه «فلین» رو پیدا کنم. اگه چیزی می‌دونه، باید 210 00:14:20,190 --> 00:14:20,949 ‫به پلیس بگه. 211 00:14:20,950 --> 00:14:23,030 ‫اون... اون هنوز چیزی نمی‌دونه. 212 00:14:23,490 --> 00:14:30,170 ‫امیدوارم به‌زودی بفهمه چون اون، خب... یه حسِ ششمِ قوی داره. 213 00:14:31,820 --> 00:14:32,820 ‫حس ششم؟ 214 00:14:33,500 --> 00:14:35,180 ‫منظورت اینه که فالگیره؟ 215 00:14:37,440 --> 00:14:41,520 ‫ولی واقعاً، می‌دونم احمقانه به نظر می‌رسه، ولی من فقط دارم سعی می‌کنم «فلین» رو پیدا کنم. 216 00:14:41,900 --> 00:14:44,020 ‫و الان، این تنها سرنخی‌یه که دارم. 217 00:14:48,680 --> 00:14:53,259 ‫عزیزم، واقعاً متأسفم. انقدر نگرانِ «فلین» بودم که حتی نفهمیدم 218 00:14:53,260 --> 00:14:54,260 ‫تو تو چه حالی هستی. نه. 219 00:14:54,760 --> 00:14:56,100 ‫منو به لیستِ نگرانی‌هات اضافه نکن. 220 00:14:56,540 --> 00:14:57,560 ‫راستش، حالم خوبه. 221 00:14:57,840 --> 00:14:58,880 ‫خوشحالم که اینو می‌شنوم. 222 00:14:59,280 --> 00:15:02,479 ‫ولی به خاطر اینکه یه دختر رو ‫یواشکی آوردی تو اتاقت، هنوز تنبیهی. خب، جهتِ 223 00:15:02,480 --> 00:15:03,720 ‫اطلاع بگم که اون خودش یهو پرید تو. 224 00:15:03,980 --> 00:15:04,980 ‫کمکی بهت نمی‌کنه. 225 00:15:05,720 --> 00:15:08,800 ‫من باید برم. انگار «میچ» یه سرنخِ واقعی پیدا کرده. 226 00:15:09,040 --> 00:15:09,939 ‫هی، منو در جریان بذار. 227 00:15:09,940 --> 00:15:10,940 ‫باشه. 228 00:15:11,200 --> 00:15:14,420 ‫این خانومِ جوون بهتره تا ده دقیقه دیگه از اینجا رفته باشه. 229 00:15:15,140 --> 00:15:16,620 ‫می‌شه بکنیش بیست دقیقه؟ 230 00:15:17,120 --> 00:15:21,640 ‫اوم، اون داره از یه جمجمه جادویی استفاده می‌کنه ‫تا قدرتش رو زیاد کنه، ممکنه یه ذره طول بکشه. 231 00:15:21,680 --> 00:15:22,680 ‫واو! 232 00:15:22,860 --> 00:15:25,940 ‫واقعاً دروغگوی افتضاحی هستی. پنج دقیقه دیگه اینجا نباشه. 233 00:15:44,470 --> 00:15:50,589 ‫اگه «زایا» بهت درباره «ودریک» هشدار داده بود، ‫پس اون چطوری باز تونست «کلید خلأ» رو 234 00:15:50,590 --> 00:15:54,770 ‫به دست بیاره؟ آره پرنسس، چطوری تونست کلید رو بگیره؟ 235 00:15:55,190 --> 00:15:58,950 ‫با وجود هشدارهای من، «ودریک» روی اون جمجمه قفل کرده بود. 236 00:16:00,030 --> 00:16:03,890 ‫مردی که تحسینش می‌کردم داشت از دست می‌رفت و غرقِ تاریکی می‌شد. 237 00:16:04,910 --> 00:16:06,490 ‫بدجوری می‌خواستم نجاتش بدم. 238 00:16:07,550 --> 00:16:12,409 ‫واسه همین «کالیبور» رو استخدام کردم ‫تا به مقبره‌های «ایولوئید» دستبرد بزنه و قبل از 239 00:16:12,410 --> 00:16:13,410 ‫«ودریک»، «کلید خلأ» رو برام بیاره. 240 00:16:13,450 --> 00:16:15,790 ‫نصفِ پول رو الان بهت می‌دم، نصفِ دیگه‌ش هم وقتی کلید دستم رسید. 241 00:16:16,250 --> 00:16:18,550 ‫این عتیقه‌ای که دنبالشی مگه چی داره که انقدر مهمه؟ 242 00:16:19,850 --> 00:16:20,870 ‫به تو مربوط نیست. 243 00:16:21,770 --> 00:16:25,270 ‫حتماً انقدر مهم هست که جرأت کردی تنهایی بیای دیدنم، 244 00:16:25,470 --> 00:16:26,650 ‫پرنسس. 245 00:16:28,090 --> 00:16:29,990 ‫هیچ‌کس نباید بفهمه امروز ازت چی خواستم. 246 00:16:30,470 --> 00:16:31,470 ‫هیچ‌وخت. 247 00:16:32,470 --> 00:16:36,030 ‫از اینکه بهم اعتمادِ کامل کردی ممنونم. 248 00:16:36,530 --> 00:16:40,810 ‫به‌زودی با جایزه‌ت برمی‌گردم، پرنسس. 249 00:16:45,910 --> 00:16:50,150 ‫روحمم خبر نداشت که «زایا» همه‌چی رو دیده و واسه خودش نقشه‌هایی داره. 250 00:16:57,530 --> 00:16:59,730 ‫«کابین» از جاهای تنگ خوشش نمی‌آد. 251 00:17:00,790 --> 00:17:02,550 ‫تو این تونل اصلاً هوا واسه نفس کشیدن نیست. 252 00:17:02,850 --> 00:17:04,530 ‫هی، کلی هوا هست. 253 00:17:05,230 --> 00:17:08,050 ‫ما اینجا هستیم، لازم نیست هول بشیم. 254 00:17:13,069 --> 00:17:15,930 ‫من با «کوین» موافقم. آره، تونل‌های کوتوله‌ها بدترین جای دنیان. 255 00:17:16,290 --> 00:17:18,690 ‫تونل‌های کوتوله‌ها بهترینن. 256 00:17:19,170 --> 00:17:22,769 ‫کوتوله‌ها استادِ تونل‌سازی هستن. چی باعث شده فکر کنی کوتوله‌های اینجا 257 00:17:22,770 --> 00:17:23,770 ‫شبیه اونایی هستن که تو کتابا خوندی؟ 258 00:17:23,990 --> 00:17:27,750 ‫شاید اصلاً افسانه‌های مربوط به کوتوله‌ها از همین‌جا اومده باشه. 259 00:17:28,390 --> 00:17:31,810 ‫یه جور تداخلِ قدیمی بین دنیای ما و اونا. 260 00:17:32,510 --> 00:17:34,110 ‫خب معلومه دیگه. اصلاً ولش کن. 261 00:17:34,850 --> 00:17:38,370 ‫پس می‌دونیم که «اولگ» کوتوله بود. اینم می‌دونیم که یه تاج داشت. 262 00:17:40,090 --> 00:17:41,090 ‫چیز دیگه‌ای هم هست؟ 263 00:17:41,310 --> 00:17:44,700 ‫خب... شاه اولگ دو تا پسر داشت، در واقع دوقلو بودن. 264 00:17:45,380 --> 00:17:49,259 ‫اما ملکه موقع زایمان مُرد و هر دو تا بچه هم‌زمان از شکمش بیرون آورده شدن. 265 00:17:49,260 --> 00:17:51,580 ‫واسه همین هر دو تاشون حق پادشاهی داشتن. 266 00:17:51,940 --> 00:17:54,020 ‫و هر کدومشون هم به خاطر همین موضوع از اون یکی متنفر بود. 267 00:17:54,300 --> 00:17:58,500 ‫واسه همین وقتی اولگ پیر شد، تصمیم گرفت ‫بذاره سرنوشت حاکم بعدی رو انتخاب کنه. 268 00:17:59,260 --> 00:18:02,340 ‫هر کدوم از پسرا که زودتر تاج رو پیدا می‌کرد، پادشاه می‌شد. 269 00:18:02,960 --> 00:18:05,140 ‫پس هر دو تا دوقلو برای پیدا کردنش راهی سفر شدن. 270 00:18:06,100 --> 00:18:07,100 ‫هیچ‌کدوم برنگشتن. 271 00:18:07,120 --> 00:18:09,420 ‫و تاجِ اولگ دیگه هیچ‌وقت دیده نشد. 272 00:18:10,210 --> 00:18:13,230 ‫تا امروز، اگه شانس بیاریم، شایدم نه. 273 00:18:15,070 --> 00:18:16,070 ‫رسیدیم به ته جاده. 274 00:18:17,610 --> 00:18:19,670 ‫این نقشه‌ت به درد لای جرز دیوار می‌خوره، فلین. 275 00:18:20,790 --> 00:18:21,790 ‫البته. 276 00:18:21,870 --> 00:18:23,330 ‫حالا دیگه می‌خوای اعتبارش رو بدی به من. 277 00:18:23,570 --> 00:18:25,790 ‫اونم وقتی که رسماً خوردیم به بن‌بست. 278 00:18:26,410 --> 00:18:28,790 ‫تقصیر من نیست که یه نقشه داغون بهم دادی. 279 00:18:29,370 --> 00:18:30,370 ‫یه لحظه صبر کن. 280 00:18:31,370 --> 00:18:32,730 ‫می‌شه اون رو یه ثانیه بهم قرض بدی؟ 281 00:18:48,240 --> 00:18:49,240 ‫ممنون، کالوین. 282 00:18:51,420 --> 00:18:52,520 ‫یه کنده کاریِ کوتوله‌ایه. 283 00:18:53,140 --> 00:18:54,240 ‫حتماً یه معنایی داره. 284 00:18:57,240 --> 00:18:59,260 ‫اگه راهی برای رد شدن باشه، از همین دیواره. 285 00:19:04,440 --> 00:19:05,440 ‫نگاه کنید! 286 00:19:05,820 --> 00:19:07,100 ‫یکی دیگه هم این طرف هست! 287 00:19:26,190 --> 00:19:27,730 ‫دو تا کوتوله. برادرهای دوقلو. 288 00:19:28,050 --> 00:19:29,490 ‫دو تا پسرهای شاه اولگ. 289 00:19:30,270 --> 00:19:31,290 ‫ایول، تحت تأثیر قرار گرفتم، نه؟ 290 00:19:31,630 --> 00:19:32,890 ‫حالا چی فکر می‌کنی، کالیبور؟ 291 00:19:33,170 --> 00:19:34,910 ‫هنوزم فکر می‌کنم بن‌بسته. 292 00:19:36,290 --> 00:19:39,350 ‫آخه کی میاد بن‌بست بسازه و این همه بار و بندیل هم اینجا بذاره؟ 293 00:19:41,430 --> 00:19:42,430 ‫بده من ببینم اونو. 294 00:19:45,390 --> 00:19:46,390 ‫نبردِ مغزها. 295 00:19:47,590 --> 00:19:48,610 ‫فکر می‌کنی کی برنده می‌شه؟ 296 00:19:49,530 --> 00:19:50,810 ‫فکر کنم همه‌مون قراره بمیریم. 297 00:19:52,990 --> 00:19:53,990 ‫بفرما، شروع شد. 298 00:19:54,800 --> 00:19:55,800 ‫دستت رو از روی اون دکمه بردار. 299 00:19:56,480 --> 00:19:58,340 ‫بوم. مثل باد شکوفا شو. 300 00:19:58,860 --> 00:19:59,860 ‫نه، کلینت! 301 00:20:03,220 --> 00:20:08,600 ‫هیچ‌وقت، ابداً نباید به ریشِ یه کوتوله دست بزنی. دست زدم دیگه. شرمنده. حالت خوبه؟ 302 00:20:09,640 --> 00:20:11,500 ‫اون پاش داغون شده. هر دو تاش خرد و خاکشیر شدن. 303 00:20:11,940 --> 00:20:12,940 ‫نمی‌تونم تکون بخورم. 304 00:20:14,540 --> 00:20:15,540 ‫حالم خوبه. 305 00:20:16,540 --> 00:20:20,920 ‫- آرورا، من «مارو» دارم. می‌تونی شفا بدیش. - آره. ‫- اون‌وقت مدیونش می‌شم که نجاتم داده. 306 00:20:21,300 --> 00:20:22,300 ‫نه، مرسی. 307 00:20:23,350 --> 00:20:25,710 ‫چی، یعنی می‌خوای همین‌جا ولو شی و کمکش رو قبول نکنی؟ 308 00:20:25,930 --> 00:20:27,090 ‫تعجبی نداره. 309 00:20:27,430 --> 00:20:28,530 ‫یه احمقِ کله‌شقه. 310 00:20:28,850 --> 00:20:29,850 ‫خوبم. 311 00:20:30,730 --> 00:20:34,369 ‫نیاز به کمکش ندارم. این دیوونه‌بازیه. ‫اون موقع که فرستادیش بره «کلید خلأ» رو بیاره، 312 00:20:34,370 --> 00:20:35,370 ‫بین شما دو تا چی شد؟ 313 00:20:36,410 --> 00:20:38,470 ‫خب تابلوعه که موفق شدم. 314 00:20:39,410 --> 00:20:40,570 ‫توی گند زدن به همه‌چی موفق شدی. 315 00:20:41,790 --> 00:20:45,170 ‫هنوز راهی برای رفتن به اون یکی دنیا پیدا کردی؟ 316 00:20:46,170 --> 00:20:47,490 ‫هنوز دارم می‌گردم. 317 00:20:48,610 --> 00:20:51,430 ‫حتی اگه همچین راهی وجود داشته باشه، ازت خواهش می‌کنم. 318 00:20:51,640 --> 00:20:52,720 ‫بازم می‌گم، تجدید نظر کن. 319 00:20:53,820 --> 00:20:54,860 ‫با خواهرت حرف بزن. 320 00:20:55,560 --> 00:20:57,620 ‫اوه، من قبلاً با «زایا» حرف زدم. 321 00:20:58,380 --> 00:21:00,360 ‫راضی شده که بخشی از نقشه من باشه. 322 00:21:02,220 --> 00:21:03,220 ‫چه نقشه‌ای؟ 323 00:21:03,340 --> 00:21:05,480 ‫«زایا» همراهِ «گوران» به اون یکی دنیا می‌ره. 324 00:21:05,940 --> 00:21:08,480 ‫با قدرتی که داره، اون رو به سمت جمجمه هدایت می‌کنه. 325 00:21:09,540 --> 00:21:11,260 ‫و «زایا» با این موافقت کرده؟ 326 00:21:12,180 --> 00:21:13,620 ‫عصبی به نظر می‌رسی، آرورا. 327 00:21:14,140 --> 00:21:15,740 ‫چیزی شده؟ نه. 328 00:21:16,280 --> 00:21:21,510 ‫نه، من باید برگردم سرِ درس و مشقم تا یه ‫راهی برات پیدا کنم. دیگه نیازی نیست. واسه اون کار. 329 00:21:33,230 --> 00:21:36,230 ‫تو چطور... هیچ‌وقت به یه دزد اعتماد نکن. 330 00:21:38,310 --> 00:21:40,790 ‫آره، رفیقت کالیبور «کلید خلأ» رو به من فروخت. 331 00:21:41,350 --> 00:21:44,930 ‫هرچند ده برابرِ اون چیزی که تو بهش می‌دادی براش آب خورد. باید حرفم رو باور کنی، 332 00:21:44,970 --> 00:21:48,410 ‫ودریک. من هیچ‌وقت نمی‌خواستم بهت صدمه بزنم. فقط می‌خواستم نجات... 333 00:21:50,990 --> 00:21:51,990 ‫دروغ بسه. 334 00:21:53,550 --> 00:21:54,590 ‫تو بهم خیانت کردی. 335 00:21:55,530 --> 00:21:56,950 ‫و این چیزیه که نمی‌تونم تحمل کنم. 336 00:22:00,870 --> 00:22:05,569 ‫نگهبان‌ها! ببرینش به «داکتو». ودریک، اگه به این راه ادامه بدی، 337 00:22:05,570 --> 00:22:06,570 ‫نابود می‌شی. 338 00:22:06,770 --> 00:22:07,770 ‫از «زایا» بپرس. 339 00:22:07,890 --> 00:22:08,890 ‫ببرینش تو. 340 00:22:09,250 --> 00:22:10,370 ‫دستت رو از رو من بردار! 341 00:22:11,630 --> 00:22:12,630 ‫ودریک، نه. 342 00:22:12,750 --> 00:22:13,830 ‫بهم دست نزن! 343 00:22:20,270 --> 00:22:22,050 ‫اگه خنجر داشتم، باهاش بهت خنجر می‌زدم. 344 00:22:22,250 --> 00:22:23,250 ‫نامردیه داداش. 345 00:22:23,270 --> 00:22:24,510 ‫توقع داری اونجوری لوش بدم؟ 346 00:22:24,850 --> 00:22:25,850 ‫اوه، بی‌خیال بابا. 347 00:22:26,130 --> 00:22:30,689 ‫اون یه دختر لوس و پولدار از خاندان سلطنتی «ایشی» بود ‫که داشت به شوهرِ «ایشی»ـش دروغ می‌گفت. 348 00:22:30,690 --> 00:22:33,390 ‫من از کجا باید می‌دونستم که اون خوبه و پسره بد؟ 349 00:22:33,830 --> 00:22:37,830 ‫انگار تنها تصمیمی که باید می‌گرفتی بین طلا و طلای بیشتر بود. 350 00:22:39,830 --> 00:22:41,110 ‫تصمیمِ راحتیه. 351 00:22:41,590 --> 00:22:43,790 ‫با توجه به موقعیت، منطقیه. 352 00:22:45,030 --> 00:22:46,770 ‫یه دزدِ حرفه‌ای معلومه که دنبالِ پول می‌ره. 353 00:22:47,870 --> 00:22:50,570 ‫جدی جدی الان طرفِ کالیبورین؟ اون قشنگ به آرورا خیانت کرد. 354 00:22:50,850 --> 00:22:53,350 ‫دمت گرم، «اوکلی». آره، من کاملاً طرفِ آرورا هستم. 355 00:22:56,490 --> 00:22:59,750 ‫کوین طرفِ هیچ‌کس نیست. این داستان خیلی طولانی و خسته‌کننده‌ست. 356 00:23:00,270 --> 00:23:04,350 ‫پس برات ساده‌ش می‌کنم. من به این ‫مارِ هفت‌خط اعتماد کردم و اون بهم خیانت کرد. 357 00:23:04,830 --> 00:23:06,330 ‫کل چیزی که باید بدونید همینه. 358 00:23:06,570 --> 00:23:10,750 ‫اگه بهم اعتماد داشتی، بهم می‌گفتی که قضیه چقدر جدیه. 359 00:23:11,350 --> 00:23:16,839 ‫اگه می‌دونستم واقعاً داری چیکار می‌کنی، ‫هیچ‌وقت کلید رو به فردریک نمی‌فروختم. 360 00:23:16,840 --> 00:23:21,399 ‫الان اینو می‌گی، ولی همه‌مون می‌دونیم تنها چیزی که برات اهمیت داره 361 00:23:21,400 --> 00:23:22,400 ‫پول درآوردنه. 362 00:23:25,020 --> 00:23:26,040 ‫اینجوریاست؟ 363 00:23:27,920 --> 00:23:31,320 ‫خب، «سایر» حاضر بود حقیقت رو بهم بگه، و آره. 364 00:23:32,320 --> 00:23:33,520 ‫این همه‌چی رو عوض کرد. 365 00:23:34,620 --> 00:23:36,000 ‫تو کار وحشتناکی کردی. 366 00:23:37,120 --> 00:23:38,200 ‫بیشتر از یه بار. 367 00:23:39,180 --> 00:23:42,600 ‫ولی شاید بتونی دقیق‌تر بگی، خانومِ جوون. 368 00:23:42,960 --> 00:23:44,640 ‫اون پول به دردت نمی‌خوره. 369 00:23:45,560 --> 00:23:46,560 ‫دنبالِ چی هستی؟ 370 00:23:47,640 --> 00:23:51,740 ‫با کی هستی؟ دادنِ اون پول به دهکده‌ت جلوی سوختنش رو نمی‌گیره. 371 00:23:52,000 --> 00:23:53,580 ‫تو از کجا می‌دونی؟ وقت زیادی نداریم. 372 00:23:54,320 --> 00:23:55,600 ‫و باید نقشه بکشیم. 373 00:24:02,320 --> 00:24:06,000 ‫صبر کن، یعنی «زایا» بهت گفت که دهکده‌ت قراره بسوزه؟ 374 00:24:07,320 --> 00:24:10,600 ‫خب، اون بهم نگفت چطوری جلوش رو بگیرم. و یه طومارِ کوچیک بهش داد. 375 00:24:11,260 --> 00:24:12,560 ‫بی‌خیال بچه‌ها، این با عقل جور درمی‌آد. 376 00:24:13,500 --> 00:24:14,540 ‫داره راست می‌گه. 377 00:24:15,160 --> 00:24:16,880 ‫یا فقط بخشی از حقیقت رو می‌گه؟ 378 00:24:20,100 --> 00:24:21,460 ‫تو اون طومار چی نوشته بود؟ 379 00:24:22,040 --> 00:24:28,500 ‫برو به «الدریچ کیپ»، روز سومِ ماهِ نیمه تابستون، و «کلید خلأ» رو بردار. 380 00:24:31,320 --> 00:24:34,420 ‫فقط اینکه یه جزئیات کوچیک رو از قلم انداختم. 381 00:24:35,120 --> 00:24:39,280 ‫اینکه «ودریک» قراره اونجا باشه و یه ارتش از نیروهای مقاومت رو قتل‌عام کنه. 382 00:24:40,000 --> 00:24:43,900 ‫و البته، اون هیچی درباره... 383 00:24:44,590 --> 00:24:45,630 ‫شما سه نفر نگفته بود. 384 00:24:47,010 --> 00:24:48,010 ‫نه، نه، نه. 385 00:24:48,470 --> 00:24:49,470 ‫قرارمون این نبود. 386 00:24:50,710 --> 00:24:51,710 ‫«زایا» کجاست؟ 387 00:24:52,610 --> 00:24:53,670 ‫جمجمه رو بهت داد؟ 388 00:24:54,710 --> 00:24:56,490 ‫- چی؟ - ووید رو بده من بچه. 389 00:24:58,410 --> 00:24:59,410 ‫جنگ رو باختیم. 390 00:25:00,850 --> 00:25:01,850 ‫عقب‌نشینی بود. 391 00:25:04,330 --> 00:25:05,330 ‫اون زمین‌گیر شده. 392 00:25:12,370 --> 00:25:14,610 ‫«زایا» انگار همیشه بخش‌های بد ماجرا رو نمی‌گه. 393 00:25:15,990 --> 00:25:18,030 ‫ولی همین ثابت می‌کنه که اون همه‌چی رو حساب‌کتاب کرده. 394 00:25:18,870 --> 00:25:22,050 ‫قرار بود «کالیبور» قبل از اینکه دستِ «ودرا» به «کلید خلأ» برسه، اون رو بدزده. 395 00:25:22,350 --> 00:25:26,749 ‫توقع نداری که باور کنیم «کالیبور» قهرمانِ این داستونه. مخصوصاً وقتی 396 00:25:26,750 --> 00:25:29,030 ‫تو این‌همه تلاش کردی که از من یه آدم‌بده بسازی. 397 00:25:31,070 --> 00:25:32,470 ‫بازیت چیه؟ 398 00:25:33,210 --> 00:25:35,110 ‫تو عمراً از «زایا» دستور نمی‌گرفتی. 399 00:25:35,630 --> 00:25:38,090 ‫پس واقعاً واسه چی تو «الدرد کیپ» بودی؟ 400 00:25:38,690 --> 00:25:39,690 ‫واسه پول. 401 00:25:42,000 --> 00:25:43,000 ‫مهم نیست. 402 00:25:44,270 --> 00:25:45,270 ‫حرفی نداری بزنی، نه؟ 403 00:25:45,710 --> 00:25:46,730 ‫خودت گفتی. 404 00:25:47,650 --> 00:25:49,070 ‫پشیمون نیستی. 405 00:25:49,290 --> 00:25:50,290 ‫پشیمونی؟ 406 00:25:55,710 --> 00:25:56,710 ‫خیله‌خب. 407 00:25:58,070 --> 00:26:00,130 ‫می‌خوای بدونی چرا به حرف «سایر» گوش دادم؟ 408 00:26:05,870 --> 00:26:09,429 ‫چون اون قسم خورد که اگه هر کاری ازم می‌خواد رو انجام بدم، اینجوری 409 00:26:09,430 --> 00:26:12,870 ‫نجات پیدا می‌کنه... نجات پیدا می‌کنی... 410 00:26:17,780 --> 00:26:18,900 ‫تو. آرورا. 411 00:26:20,180 --> 00:26:21,200 ‫و اون هم همین‌طور. 412 00:26:22,320 --> 00:26:23,540 ‫که همین‌طور هم شد. 413 00:26:24,180 --> 00:26:27,580 ‫حالا هم که می‌بینی، من هنوز تو این مخمصه گیر افتادم. 414 00:26:28,820 --> 00:26:32,660 ‫دارم سعی می‌کنم لیستِ بلندبالای اشتباهاتم رو جبران کنم. 415 00:26:34,860 --> 00:26:37,100 ‫و تا اینجا هم خیلی به دردم خورده. 416 00:26:42,000 --> 00:26:45,000 ‫اوه، متوجه‌ام. 417 00:26:48,550 --> 00:26:50,630 ‫یجورایی سخته که الان طرفِ «کالیبور» نباشم. 418 00:26:50,654 --> 00:26:55,654 SANDS Movie:ارائه اختصاصی توسط 419 00:26:58,870 --> 00:27:01,470 ‫بسیار خب، حالا این قراره چطوری کار کنه؟ 420 00:27:02,490 --> 00:27:04,550 ‫اول اینو نگه دار. 421 00:27:05,910 --> 00:27:08,390 ‫مطمئن نیستم وقتی به این دختر دست بزنم چی می‌شه. 422 00:27:08,810 --> 00:27:12,210 ‫من نرمال نیستم، حتی بینِ آدم‌های خودم. 423 00:27:13,090 --> 00:27:16,890 ‫«مارو» توی کل بدنم جریان داره و ممکنه این دختر اون «مارو» رو بخواد. 424 00:27:18,320 --> 00:27:20,140 ‫اوکی، من اصلاً نمی‌فهمم داری چی می‌گی. 425 00:27:20,480 --> 00:27:24,120 ‫جمجمه خبیثه. ممکنه بخواد از من استفاده کنه، واسه همین این گرز رو آوردم. 426 00:27:24,940 --> 00:27:27,180 ‫ولی من که قرار نیست با چماق بزنمت. 427 00:27:27,600 --> 00:27:28,600 ‫قبوله. 428 00:27:28,800 --> 00:27:32,280 ‫فقط قصدم این بود که بزنم رو جمجمه‌ای که تو دستمه. 429 00:27:32,560 --> 00:27:33,560 ‫آهان. 430 00:27:36,860 --> 00:27:37,860 ‫آماده‌ای؟ 431 00:27:38,400 --> 00:27:39,400 ‫اصلاً. 432 00:27:54,220 --> 00:27:55,220 ‫شوخی می‌کنی؟ 433 00:28:00,160 --> 00:28:01,160 ‫هی. 434 00:28:01,480 --> 00:28:02,480 ‫سلام. 435 00:28:02,720 --> 00:28:03,720 ‫خوبه که برگشتی. 436 00:28:04,980 --> 00:28:07,580 ‫خب، پیام‌هات جوری بود که انگار اصلاً نمی‌تونه منتظر بمونه. آره. 437 00:28:08,220 --> 00:28:09,540 ‫نشون دادنش راحت‌تره. 438 00:28:11,360 --> 00:28:12,360 ‫می‌خوای بیای تو؟ 439 00:28:13,860 --> 00:28:15,400 ‫می‌خوای بیای دنبال‌مون؟ نه. 440 00:28:18,670 --> 00:28:20,730 ‫چطوری؟ دارم می‌گذرونم. «دریل» چطوره؟ 441 00:28:20,930 --> 00:28:23,749 ‫«دریل» خوبه. یه کم شوکه شده، ‫ولی همه‌مون داریم سعی می‌کنیم خودمون رو 442 00:28:23,750 --> 00:28:24,469 ‫سرِ پا نگه داریم، مگه نه؟ 443 00:28:24,470 --> 00:28:26,290 ‫آره. سعی می‌کنیم دیوونه نشیم. 444 00:28:27,970 --> 00:28:29,010 ‫اوه، سلام. 445 00:28:29,530 --> 00:28:31,370 ‫واو، چقدر زیادن! نه؟ 446 00:28:33,230 --> 00:28:37,390 ‫کل تیمِ فروشم دارن زنگ می‌زنن. هر کسی که فکرش رو بکنی دنبالِ... 447 00:28:37,610 --> 00:28:40,550 ‫مسئول آی‌تیِ من به شبکه‌ی دوربین‌های زنگِ درِ محله نفوذ کرده. 448 00:28:40,770 --> 00:28:44,889 ‫داریم دوربین‌های امنیتی رو چک می‌کنیم. ‫همه‌ی دوربین‌ها رو. داریم از نرم‌افزارِ 449 00:28:44,890 --> 00:28:46,130 ‫تشخیص چهره استفاده می‌کنیم تا فیل‌م‌ها رو اسکن کنیم. 450 00:28:46,550 --> 00:28:47,550 ‫این کار قانونیه؟ 451 00:28:49,149 --> 00:28:51,150 ‫آره، شاید، یه جورایی. 452 00:28:51,690 --> 00:28:53,810 ‫یعنی اصلاً فرقی هم می‌کنه؟ 453 00:28:54,050 --> 00:28:55,050 ‫بازم می‌پرسم. 454 00:28:56,290 --> 00:28:57,850 ‫زنت با این قضایا چطور کنار می‌آد؟ 455 00:28:58,690 --> 00:28:59,690 ‫«جنی»؟ 456 00:29:00,410 --> 00:29:07,329 ‫خب، راستش، آره، ما... یه مدتی هست که از هم جدا شدیم، ولی خب 457 00:29:07,330 --> 00:29:08,850 ‫الان دیگه رسماً طلاق گرفتیم. 458 00:29:09,350 --> 00:29:13,310 ‫واسه همین، اون الان با دوست‌پسرِ جدیدش ‫تو مراکش داره خوش‌گذرونی می‌کنه. 459 00:29:14,710 --> 00:29:17,070 ‫روحش هم از قضیه‌ی «کاش» خبر نداره. واسه همین، آره، فقط... 460 00:29:18,250 --> 00:29:19,530 ‫من اینجا تنها موندم. 461 00:29:23,010 --> 00:29:28,110 ‫فکر کنم دل کندن از یه سری چیزها برام سخته. 462 00:29:29,730 --> 00:29:33,470 ‫ببخشید، اینا به من ربطی نداره. حالت خوبه «میچ»؟ 463 00:29:35,030 --> 00:29:36,090 ‫آره، خوبم. 464 00:29:36,330 --> 00:29:37,330 ‫خوبم. 465 00:29:40,930 --> 00:29:42,390 ‫یه کم روبراه نیستم، نه؟ 466 00:29:43,330 --> 00:29:45,610 ‫مطمئنم بوی گند می‌دم و... 467 00:29:46,440 --> 00:29:49,500 ‫فقط دارم چرت‌وپرت می‌گم چون این‌همه ردبول خوردم و نخوابیدم و این حرفا. 468 00:29:49,520 --> 00:29:51,060 ‫می‌دونی چیه؟ نه، خوب نیستم. 469 00:29:51,960 --> 00:29:53,000 ‫باید یه دوش بگیرم. 470 00:29:53,600 --> 00:29:55,160 ‫مگه نه؟ شاید بعداً. 471 00:29:55,620 --> 00:29:58,060 ‫خب، حداقل داری یه کاری می‌کنی. آره. 472 00:29:58,260 --> 00:29:59,660 ‫حتی اگه... آره. 473 00:30:01,060 --> 00:30:02,060 ‫آره. آره. 474 00:30:02,600 --> 00:30:03,600 ‫خب، سرنخی چیزی پیدا کردی؟ 475 00:30:05,520 --> 00:30:06,520 ‫آره. آره. 476 00:30:08,260 --> 00:30:09,260 ‫نظرت چیه؟ 477 00:30:09,640 --> 00:30:13,659 ‫یه نفر رو سراغ دارم. یه کاری کردم ‫که همه بدونن به کی باید... باید به 478 00:30:13,660 --> 00:30:14,880 ‫فلین بگم. اون می‌تونه بخشی از... 479 00:30:15,879 --> 00:30:17,060 ‫اوکی. بپر بالا «جیمی». 480 00:30:23,300 --> 00:30:27,239 ‫چیز قطعی‌ای نیست، ولی یه نفر مشکوکه که مدام همه‌جا 481 00:30:27,240 --> 00:30:28,240 ‫دیده می‌شه. 482 00:30:30,680 --> 00:30:34,060 ‫یه ولگردِ شمشیر به دست. اولین باری که پیداش شد دو هفته پیش بود. 483 00:30:34,520 --> 00:30:38,339 ‫این فیلمِ دوربینِ زنگِ درِ یه خونه‌ست که ازش سرقت شده. صاحبش یه 484 00:30:38,340 --> 00:30:40,200 ‫تاریخ‌دان بود. آثار باستانی جمع می‌کرد. 485 00:30:40,830 --> 00:30:44,369 ‫اوکی، کلانتر گفت اون فقط یه دیوونه‌ی رده‌خارجه و هیچ ربطی به 486 00:30:44,370 --> 00:30:47,310 ‫بچه‌های ما نداره. متنِ بازجویی‌هاش همین‌جاست. 487 00:30:48,810 --> 00:30:52,289 ‫یه مشت اراجیف گفته، ولی قطعاً بچه‌هامون رو دیده. همین‌جا 488 00:30:52,290 --> 00:30:54,170 ‫نوشته. اون یه چیزهایی می‌دونه. 489 00:30:54,390 --> 00:30:56,670 ‫یه خبرایی هست. 490 00:30:56,930 --> 00:30:59,630 ‫و معلومه که پلیس قرار نیست هیچ غلطی بکنه. 491 00:31:00,070 --> 00:31:02,350 ‫اوکی، کلانتر هنوز بازداشتش کرده؟ 492 00:31:02,590 --> 00:31:03,590 ‫کرده بود. 493 00:31:03,770 --> 00:31:04,770 ‫ولش کردن. 494 00:31:04,810 --> 00:31:05,810 ‫نگاه کن. 495 00:31:12,430 --> 00:31:13,229 ‫واقعاً؟ 496 00:31:13,230 --> 00:31:16,110 ‫نمی‌دونم. یعنی اتفاقیه؟ عجیبه، نه؟ 497 00:31:16,310 --> 00:31:17,310 ‫این یارو کیه؟ 498 00:31:17,630 --> 00:31:19,470 ‫رسماً هیچ سوابقی از این آدم وجود نداره. 499 00:31:19,950 --> 00:31:22,390 ‫تنها چیزی که می‌دونیم اینه که اسمش «گوران»ـه. 500 00:31:23,490 --> 00:31:26,270 ‫پلیس فکر می‌کنه بچه‌ها فرار کردن. 501 00:31:26,670 --> 00:31:29,330 ‫اونا قرار نیست این معما رو حل کنن، «شونا». 502 00:31:29,850 --> 00:31:30,850 ‫همه چی دستِ خودمونه. 503 00:31:33,570 --> 00:31:34,570 ‫باشه. 504 00:31:34,930 --> 00:31:37,310 ‫چطوری می‌تونم برای پیدا کردن این «گوران» کمک کنم؟ 505 00:31:37,910 --> 00:31:38,910 ‫یه آیپده هست. 506 00:32:00,300 --> 00:32:01,300 ‫یه لحظه صبر کن. 507 00:32:04,860 --> 00:32:11,459 ‫من دنبال محل اقامتِ یک انسان هستم؛ یک مرد، 508 00:32:11,460 --> 00:32:17,600 ‫یک مرد جوان، «دریل» از خاندانِ «گریفین». 509 00:32:19,280 --> 00:32:25,220 ‫شرمنده، ما اطلاعاتِ کسی رو به... اون شمشیره؟ 510 00:32:35,240 --> 00:32:38,080 ‫اون هنوز یه آدمِ پست‌فطرته. همه‌تون باید اینو یادتون باشه. 511 00:32:38,320 --> 00:32:41,440 ‫فقط جهت اطلاع بگم، این کار باعث نمی‌شه من مدیونِ تو بشم. 512 00:32:41,900 --> 00:32:44,060 ‫من هیچ‌وقت نخواستم تو مدیونِ من باشی. 513 00:32:44,460 --> 00:32:45,600 ‫این هیچی رو عوض نمی‌کنه. 514 00:32:46,600 --> 00:32:48,600 ‫اون یکی کارت رو هم هیچ‌وقت نمی‌بخشم. 515 00:32:48,900 --> 00:32:52,360 ‫ما فقط داریم برای یه هدفِ بزرگ‌تر با هم همکاری می‌کنیم. 516 00:32:53,960 --> 00:32:56,860 ‫همکاری برای یه هدفِ بزرگ‌تر... آره جونِ خودت. 517 00:33:06,600 --> 00:33:08,120 ‫شاه اولگ دو تا پسرِ دوقلو داشت. 518 00:33:10,640 --> 00:33:11,920 ‫دقیقاً مثل این دو تا نقاشیِ روی دیوار. 519 00:33:13,620 --> 00:33:14,620 ‫آره. 520 00:33:15,300 --> 00:33:16,300 ‫خودشه. 521 00:33:17,040 --> 00:33:18,280 ‫واسه هر کدومشون یکی هست. 522 00:33:19,320 --> 00:33:25,040 ‫انگار... فقط یه دکمه‌ی مخفی وجود نداره. 523 00:33:25,880 --> 00:33:26,880 ‫دو تاست. 524 00:33:27,440 --> 00:33:28,440 ‫حتماً یادم رفته بوده. 525 00:33:30,080 --> 00:33:31,080 ‫ما روی سیاره‌ی «لایوس» هستیم. 526 00:33:44,940 --> 00:33:45,940 ‫پات چطوره؟ 527 00:33:49,960 --> 00:33:53,060 ‫مثل روز اولش شده. 528 00:33:55,300 --> 00:33:58,400 ‫آماده‌ای؟ آره. سه، دو... 529 00:34:29,100 --> 00:34:30,540 ‫خب دیگه داریم شروع می‌کنیم. رفتن؟ 530 00:34:31,120 --> 00:34:32,280 ‫اوه، من چراغ‌قوه دارم. 531 00:34:34,179 --> 00:34:36,820 ‫اونا از نور متنفرن. 532 00:34:38,659 --> 00:34:39,659 ‫کسی رو گاز نگرفتن؟ 533 00:34:39,840 --> 00:34:40,759 ‫از کجا بفهمیم؟ 534 00:34:40,760 --> 00:34:44,580 ‫تنگیِ نفس، ضعفِ دست و پا، و ‫اینکه دهنت مزه‌ی خاکستر می‌ده. 535 00:34:45,080 --> 00:34:46,080 ‫من که نه. اوکیم. 536 00:34:47,440 --> 00:34:50,500 ‫دهنِ من مزه‌ی زیرسیگاریِ ننه بزرگم رو می‌ده. 537 00:34:53,179 --> 00:34:54,340 ‫«کوون» رو یادِ خونه‌شون می‌ندازه. 538 00:34:55,400 --> 00:34:56,820 ‫خب، شانس آوردیم. 539 00:34:57,120 --> 00:34:58,160 ‫درست بغلِ گوش‌مون بودن. 540 00:34:58,860 --> 00:34:59,860 ‫حتماً دارن می‌رن سمتِ مراسم. 541 00:35:00,380 --> 00:35:01,380 ‫چیکار کنیم؟ 542 00:35:02,380 --> 00:35:03,380 ‫اون دیگه چیه؟ 543 00:35:03,840 --> 00:35:05,180 ‫کیسه‌های تخمِ سوسکِ «روم». 544 00:35:05,400 --> 00:35:07,440 ‫تنها پادزهرِ شناخته شده برای سمِ عنکبوتِ سوزنی. 545 00:35:10,920 --> 00:35:11,920 ‫باید بخوریش. 546 00:35:12,100 --> 00:35:13,100 ‫مجبوری. 547 00:35:18,640 --> 00:35:19,640 ‫به‌به، چه خوشمزه! 548 00:35:21,120 --> 00:35:22,820 ‫اوکی. الان برمی‌گردم. 549 00:35:23,360 --> 00:35:24,360 ‫اینا رو بگیر. 550 00:35:28,460 --> 00:35:29,460 ‫داری چیکار می‌کنی؟ 551 00:35:29,480 --> 00:35:32,100 ‫قورتش بده. من نمی‌تونم قرص قورت ‫بدم. اوکی، پس فقط باهاشون عق بزن. 552 00:35:32,960 --> 00:35:33,960 ‫یه آسپرین بده به من. 553 00:35:34,220 --> 00:35:35,280 ‫من نمی‌تونم این کار رو بکنم. 554 00:35:35,800 --> 00:35:37,400 ‫باید به حست اعتماد کنی، ولی لفتش نده. 555 00:35:38,920 --> 00:35:40,520 ‫کاش؟ عجله کن. 556 00:35:42,300 --> 00:35:43,300 ‫اوه پسر. 557 00:35:44,360 --> 00:35:45,360 ‫این پروتئینه داداش، بزن بر بدن. 558 00:35:46,080 --> 00:35:49,280 ‫فقط بخورش. بخور، بخور، بخور. 559 00:35:55,585 --> 00:35:57,585 ‫شرمندم. 560 00:35:58,410 --> 00:35:59,990 ‫- اگه من در رو باز نمی‌کردم... ‫- شرمنده؟ 561 00:36:01,230 --> 00:36:02,650 ‫تو کسی بودی که راهِ عبور رو پیدا کرد. 562 00:36:02,910 --> 00:36:03,808 ‫حق با اونه. 563 00:36:03,810 --> 00:36:05,070 ‫این تنها راهِ پیش رو بود. 564 00:36:06,250 --> 00:36:08,910 ‫باید اعتراف کنم، تو توی این کارها استعداد داری پسرم. 565 00:36:09,070 --> 00:36:14,829 ‫منظورم اینه که من فقط داشتم راهِ تو رو ادامه می‌دادم، 566 00:36:14,830 --> 00:36:19,650 ‫- پس... اونقدری اوکی هستیم که وسطِ مردن با هم «بزن قدش» کار کنیم یا چی؟ ‫- سعی کن تکون نخوری. با هر حرکتی که می‌کنی، سم توی بدنت پخش می‌شه. 567 00:36:20,880 --> 00:36:25,640 ‫اگه شانس بیاریم، این کیسه‌های تخم قبل از ‫اینکه نور تموم بشه و عنکبوت‌ها بخورنت، اثر می‌کنن. 568 00:36:25,840 --> 00:36:28,980 ‫واقعاً خوشحالم که اون «مارو»ی باارزش‌مون رو ‫خرج کردیم تا تو رو به همون آدمِ غیرقابل‌تحملِ همیشگی 569 00:36:29,040 --> 00:36:33,300 ‫تبدیل کنیم. خب، داریم برای یه هدفِ بزرگ‌تر همکاری می‌کنیم دیگه. 570 00:36:34,120 --> 00:36:35,480 ‫فلین، اوکلی، با من بیاین. 571 00:36:37,360 --> 00:36:38,360 ‫داری خشن می‌شی. 572 00:36:40,520 --> 00:36:42,300 ‫صب کنین. برمی‌گردم. 573 00:36:43,620 --> 00:36:44,620 ‫صبر کن! 574 00:36:48,000 --> 00:36:49,000 ‫آدرس همینه. 575 00:36:49,700 --> 00:36:50,880 ‫فقط لطفاً به من صدمه نزن. 576 00:37:04,160 --> 00:37:08,640 ‫ببخشید آقا. 577 00:37:09,380 --> 00:37:10,380 ‫می‌تونم کمکتون کنم؟ 578 00:37:11,720 --> 00:37:12,720 ‫آقا؟ 579 00:38:13,040 --> 00:38:14,040 ‫زایا! وایسا! 580 00:38:15,440 --> 00:38:17,320 ‫چی؟ چی شده؟ همه چی. 581 00:38:18,200 --> 00:38:21,420 ‫همه چی غلطه. همه چی داره بد پیش می‌ره. چی؟ چی دیدی؟ 582 00:38:21,700 --> 00:38:23,540 ‫هیچ راهی برای پیروزی وجود نداره، دریل. 583 00:38:24,440 --> 00:38:25,440 ‫ودریک برنده می‌شه. 584 00:38:26,120 --> 00:38:27,120 ‫همیشه همین‌طوره. 585 00:38:27,680 --> 00:38:28,680 ‫پس فلین چی؟ 586 00:38:29,600 --> 00:38:30,700 ‫اونم مثل بقیه‌مون. 587 00:38:31,920 --> 00:38:36,339 ‫ودریک از اون جمجمه استفاده می‌کنه تا دنیای تو و من رو نابود کنه، 588 00:38:36,340 --> 00:38:38,420 ‫و هیچ کاری هم از دستت برنمی‌آد ‫که جلوش رو بگیری. ولی جمجمه دستِ ماست. 589 00:38:38,900 --> 00:38:41,080 ‫تو بهم قول دادی که فلین رو نجات می‌دی. 590 00:38:41,620 --> 00:38:43,860 ‫من تمامِ مسیرهای ممکن رو دیدم، و همه‌شون به یه جا ختم می‌شن. 591 00:38:46,040 --> 00:38:49,160 ‫آینده فقط به مرگ و نابودی می‌رسه. 592 00:38:49,780 --> 00:38:51,060 ‫نمی‌تونی همین‌جوری بیخیال بشی. 593 00:38:54,920 --> 00:38:57,440 ‫هیچ‌کس با اطمینان نمی‌دونه که بقیه قراره چیکار کنن. 594 00:38:58,260 --> 00:38:59,480 ‫ما همیشه حق انتخاب داریم. 595 00:38:59,800 --> 00:39:02,040 ‫خب، بعضی وقت‌ها هیچ انتخاب یا راهی برای بردن وجود نداره. 596 00:39:03,940 --> 00:39:05,240 ‫آینده از قبل نوشته شده. 597 00:39:10,140 --> 00:39:12,380 ‫اوکی. می‌گی نمی‌تونیم آینده رو عوض کنیم؟ 598 00:39:12,800 --> 00:39:13,800 ‫پس اینو بهم بگو. 599 00:39:14,760 --> 00:39:17,080 ‫من قراره این بیسکویت رو بخورم یا نه؟ 600 00:39:19,160 --> 00:39:20,098 ‫فرقی نمی‌کنه. 601 00:39:20,100 --> 00:39:20,839 ‫چرا، فرق می‌کنه. 602 00:39:20,840 --> 00:39:21,840 ‫همین الان. 603 00:39:22,180 --> 00:39:23,360 ‫من این «اوریو» رو می‌خورم؟ 604 00:39:24,810 --> 00:39:25,810 ‫آینده رو نگاه کن. 605 00:39:29,070 --> 00:39:30,070 ‫خب؟ 606 00:39:37,130 --> 00:39:39,630 ‫نمی‌خوریش. راست گفتی. نمی‌خواستم بخورم. 607 00:39:40,470 --> 00:39:42,410 ‫صد در صد. ولی می‌دونی چیه؟ 608 00:39:43,290 --> 00:39:46,270 ‫یه کم... گشنه‌مه. 609 00:39:53,640 --> 00:39:55,860 ‫تو فقط به این خاطر یه تصمیمِ دیگه گرفتی چون من آینده رو بهت گفتم. 610 00:39:56,180 --> 00:39:57,180 ‫دقیقاً. 611 00:39:57,500 --> 00:39:59,000 ‫ما مسیرِ خودمون رو می‌سازیم. 612 00:40:00,020 --> 00:40:01,900 ‫روی اتفاقی که قراره بیفته تمرکز نکن. 613 00:40:02,240 --> 00:40:04,080 ‫روی کاری تمرکز کن که الان از دست‌مون برمی‌آد. 614 00:40:04,940 --> 00:40:05,940 ‫اصلاً غیرممکنه. 615 00:40:07,120 --> 00:40:08,200 ‫شاید واقعاً راهی نباشه. 616 00:40:09,780 --> 00:40:12,380 ‫یا شاید این همون چیزیه که جمجمه می‌خواد تو باورش کنی. 617 00:40:13,960 --> 00:40:16,820 ‫شاید فقط می‌خواد چیزهای بد رو بهت نشون بده تا ما ناامید بشیم. 618 00:40:23,720 --> 00:40:24,720 ‫داره در برابرِ من مقاومت می‌کنه. 619 00:40:25,620 --> 00:40:32,380 ‫یه چیزی رو خوب می‌دونم، اونم اینه که وقتی اوضاع ‫خیط می‌شه، دیدنِ نورِ امید تهِ تونل خیلی سخت می‌شه. 620 00:40:33,800 --> 00:40:41,680 ‫اما دقیقاً همون‌جاست که باید قوی بمونیم، سخت‌تر بجنگیم، ‫ایمان داشته باشیم و هر اتفاقی که افتاد، باز هم تلاش کنیم. 621 00:40:45,780 --> 00:40:48,180 ‫من تصاویرِ خیلی وحشتناکی دیدم، دریل. 622 00:40:49,660 --> 00:40:52,480 ‫پس یه راهی پیدا کن که بتونیم عوضشون کنیم و «رن» رو برگردونیم. 623 00:40:56,200 --> 00:40:57,200 ‫من بهت ایمان دارم، «زایان». 624 00:41:16,100 --> 00:41:18,000 ‫باید بیشتر از این بیسکویت‌ها بگیریم. 625 00:41:37,770 --> 00:41:38,549 ‫آره، باشه. 626 00:41:38,550 --> 00:41:40,170 ‫ما جفت‌مون حریف‌های قدری هستیم. 627 00:41:49,070 --> 00:41:50,590 ‫اینم از اون یکی. 628 00:41:51,530 --> 00:41:53,230 ‫هر دو تا برادر مُردن. 629 00:42:00,970 --> 00:42:04,430 ‫خب، اونجا تاجِ شاه اولگ رو می‌بینم. 630 00:42:06,190 --> 00:42:07,190 ‫تونستیم. 631 00:42:09,390 --> 00:42:10,690 ‫واقعاً از پسش برآمدیم. 632 00:42:12,190 --> 00:42:14,950 ‫خب، حالا فقط باید بفهمیم چطوری بریم اون تو. 633 00:42:28,210 --> 00:42:29,210 ‫نگاه کن. 634 00:42:30,130 --> 00:42:31,650 ‫پسراش زنده تا اینجا رسیده بودن. 635 00:42:32,910 --> 00:42:34,190 ‫خیلی به تاج نزدیکی. 636 00:42:34,700 --> 00:42:36,360 ‫و به نظر می‌آد سرِ همین تاج دخلِ همدیگه رو آوردن. 637 00:42:38,420 --> 00:42:39,420 ‫می‌بینی؟ 638 00:42:39,620 --> 00:42:41,040 ‫این تبرها مالِ خودشون نبوده. 639 00:42:41,700 --> 00:42:43,060 ‫شاه اینا رو گذاشته اینجا. 640 00:42:44,000 --> 00:42:45,520 ‫هر کدومشون یه سکوی مخصوص دارن. 641 00:42:49,220 --> 00:42:52,840 ‫یعنی هر کدوم یه تبر برداشتن و... قشنگ مورتال کمبت بازی کردن. ‫(افتادن به جون هم) 642 00:42:53,300 --> 00:42:54,300 ‫ضربه نهایی (فیتالیتی). 643 00:42:54,520 --> 00:42:57,020 ‫این یارو احتمالاً موقع تلاش برای رسیدن به تاج، از خونریزی مُرده. 644 00:42:58,100 --> 00:42:59,760 ‫ولی نتونسته دروازه رو بده بالا. 645 00:43:01,120 --> 00:43:04,040 ‫آخه کدوم پدری با پسراش این کار رو می‌کنه؟ 646 00:43:04,650 --> 00:43:07,670 ‫یه پدر از نوعِ پادشاهِ بی‌رحمِ کوتوله‌ها. ‫بیا کمک کن این دروازه رو بدیم بالا. 647 00:43:09,410 --> 00:43:11,070 ‫سه، دو، یک. 648 00:43:12,610 --> 00:43:17,610 ‫نه، این دروازه تکون هم نمی‌خوره. 649 00:43:23,950 --> 00:43:27,830 ‫می‌دونی، تا وقتی پدرم زنده بود، 650 00:43:29,010 --> 00:43:31,790 ‫برادرم «دریل» رو به من ترجیح می‌داد. 651 00:43:33,740 --> 00:43:35,780 ‫بیخیال بابا. مطمئنم این‌طوری نیست. 652 00:43:35,840 --> 00:43:39,519 ‫نه، واقعاً همین‌طور بود. اونا خیلی با هم تفاهم داشتن. 653 00:43:39,520 --> 00:43:47,920 ‫فوتبال، کمپینگ، پیاده‌روی، ماهیگیری. اصلاً بحثی نبود ‫که کدوم‌مون رو برای پادشاهی انتخاب می‌کرد. 654 00:43:48,000 --> 00:43:52,440 ‫ولی قطعاً نمی‌ذاشت که تا سرحدِ مرگ با هم بجنگیم. 655 00:43:53,300 --> 00:43:55,620 ‫بازم می‌گم، اون یه پادشاهِ بی‌رحمِ کوتوله‌ست. 656 00:43:55,880 --> 00:44:00,860 ‫آره، ولی پدر هم هست. شاید «اولگ» نمی‌خواسته پسراش با هم بجنگن. 657 00:44:01,140 --> 00:44:02,140 ‫شاید... 658 00:44:02,410 --> 00:44:06,589 ‫می‌خواسته با هم همکاری کنن، مثل همون ‫موقع که مجبور شدیم دریچه رو با هم فشار بدیم. 659 00:44:06,590 --> 00:44:10,210 ‫ولی نگاه کن ببین چی انتظارشون رو می‌کشیده: یه جفت تبر. 660 00:44:11,090 --> 00:44:12,710 ‫پیامش کاملاً واضحه، نه؟ 661 00:44:14,530 --> 00:44:18,390 ‫مگر اینکه... پادشاه به یه دلیل دیگه اینا رو گذاشته باشه اینجا. 662 00:44:18,690 --> 00:44:20,390 ‫خب، من تقریباً مطمئنم می‌دونم اینا واسه چیه. 663 00:44:23,850 --> 00:44:28,890 ‫چقدر سوراخ سوراخه. 664 00:44:29,530 --> 00:44:30,930 ‫شاید سوراخِ کلید باشن. 665 00:44:31,340 --> 00:44:33,800 ‫و ما بتونیم از این تبرها مثل دندون‌های غول‌پیکر استفاده کنیم. 666 00:44:50,140 --> 00:44:53,939 ‫ببینید، جفت‌تون دارید وقت تلف می‌کنید. می‌دونم باورش سخته، ولی بعضی وقت‌ها قوی‌ها می‌برن 667 00:44:53,940 --> 00:44:57,639 ‫و ضعیف‌ها می‌بازن. دنیا کلاً همین‌جوری می‌چرخه. 668 00:44:57,640 --> 00:44:58,880 ‫اونا دوقلو بودن، قدرت‌شون برابر بوده. 669 00:44:59,590 --> 00:45:01,090 ‫واسه همینم جفت‌شون مُردن. 670 00:45:01,990 --> 00:45:03,350 ‫چرا حتماً باید یک نفر انتخاب می‌شد؟ 671 00:45:04,050 --> 00:45:06,290 ‫چرا نمی‌تونستن با هم حکومت کنن؟ 672 00:45:06,510 --> 00:45:08,550 ‫چون فقط یه تاج وجود داره، واسه همین. 673 00:45:08,830 --> 00:45:15,809 ‫آره، ولی اگه این‌طوره پس باید فقط یه تبر می‌بود، و... اگه این دو تا 674 00:45:15,810 --> 00:45:17,430 ‫تبر با هم جفت بشن و یه کلید رو بسازن چی؟ 675 00:45:17,990 --> 00:45:20,850 ‫آره، می‌دونستم یه جای این طراحی ایراد داره. 676 00:45:21,630 --> 00:45:22,630 ‫ردیفش کردی؟ 677 00:45:25,810 --> 00:45:26,850 ‫از اون طرف. 678 00:45:27,690 --> 00:45:28,690 ‫کلید همینه. 679 00:45:29,260 --> 00:45:30,260 ‫ممنون. 680 00:46:00,420 --> 00:46:01,420 ‫یالا. 681 00:46:01,520 --> 00:46:03,720 ‫بگو دیگه. هر چی دلت می‌خواد بگو. 682 00:46:04,460 --> 00:46:05,940 ‫بگو. زود باش، بگو. 683 00:46:06,240 --> 00:46:09,980 ‫هرچند گفتنش برام سخته، ولی ایول به «فلین»، گل کاشتی. 684 00:46:13,320 --> 00:46:15,080 ‫امروز باعث شدی استادت بهت افتخار کنه. 685 00:46:16,540 --> 00:46:18,860 ‫خب، پیشِ یه حرفه‌ای یاد گرفتم دیگه. 686 00:46:20,440 --> 00:46:21,540 ‫ولی هنوز ناشی هستی. 687 00:46:23,380 --> 00:46:25,760 ‫و یه تله‌ی دیگه هم هست که باید باهاش روبرو بشیم. 688 00:46:28,620 --> 00:46:29,620 ‫آماده‌ای؟ 689 00:46:34,180 --> 00:46:35,800 ‫اگه اتفاقی افتاد نگران نباش. 690 00:46:36,360 --> 00:46:37,360 ‫من همین‌جام. 691 00:46:53,420 --> 00:46:54,420 ‫دریل؟ 692 00:46:56,720 --> 00:46:57,720 دریل؟ 693 00:46:58,460 --> 00:46:59,460 ‫حالت خوبه؟ 694 00:47:19,720 --> 00:47:23,440 ‫باهام حرف بزن. خوبی؟ 695 00:47:24,460 --> 00:47:25,460 ‫بیا بریم. 696 00:47:26,160 --> 00:47:28,400 ‫من تشنه‌ی «مارو» هستم. 697 00:47:29,340 --> 00:47:30,840 ‫سعی کن از بدنم بکشیش بیرون. 698 00:47:31,080 --> 00:47:31,898 ‫چی دیدی؟ 699 00:47:31,900 --> 00:47:35,240 ‫دیدمش. همون لحظه‌ی بیسکویتی رو. 700 00:47:37,020 --> 00:47:38,120 ‫فقط یه راه وجود داره. 701 00:47:38,400 --> 00:47:39,400 ‫برای تغییر دادنِ آینده؟ 702 00:47:39,580 --> 00:47:43,340 ‫چطوری؟ باید برای برادرت یه پیغام بفرستیم. 703 00:47:46,020 --> 00:47:47,120 ‫چیه؟ 704 00:47:47,840 --> 00:47:49,100 ‫اسمِ اون زنه چیه... 705 00:47:53,190 --> 00:47:54,190 ‫آخرین تله. 706 00:47:56,230 --> 00:47:57,230 ‫آره. 707 00:47:57,530 --> 00:48:00,370 ‫دارم یه سری خلاقیت‌های هوشمندانه‌ی کوتوله‌ها رو می‌بینم. 708 00:48:02,010 --> 00:48:03,570 ‫یه نقشه دارم. «اوکلی»، کیف‌ت رو بده. 709 00:48:04,570 --> 00:48:08,070 ‫- نه، واسه چی باید کیفم رو بدم به تو؟ ‫- وقت زیادی نداریم. - زود باش، فقط بدش به من. باشه. 710 00:48:10,690 --> 00:48:11,690 ‫آره. 711 00:48:12,230 --> 00:48:13,230 ‫این عالیه. 712 00:48:14,990 --> 00:48:16,150 ‫شبیه «ایندیانا جونز» شدی. 713 00:48:16,730 --> 00:48:18,230 ‫این حرکت واسه «ایندیانا جونز» که جواب نداد. 714 00:48:28,070 --> 00:48:29,070 ‫نه! چی؟ 715 00:48:29,270 --> 00:48:30,270 ‫نه. 716 00:48:35,090 --> 00:48:36,090 ‫بدش من! 717 00:48:38,930 --> 00:48:42,190 ‫وایسا، داری چیکار می‌کنی؟ آخرین درس، «فلین». 718 00:48:43,930 --> 00:48:47,590 ‫به هیچ‌کس اعتماد نکن. 719 00:48:51,650 --> 00:48:53,210 ‫بهم نشون بده چطوری باید از راهِ سخت یادش بگیرم. 720 00:48:56,330 --> 00:48:57,490 ‫نمی‌فهمم. 721 00:49:02,890 --> 00:49:03,890 ‫چی؟ 722 00:49:04,830 --> 00:49:06,650 ‫اونجا رو نگاه کن. 723 00:49:07,170 --> 00:49:08,510 ‫دو تا تاج! 724 00:49:09,030 --> 00:49:10,090 ‫بازم حق با تو بود «فلین». 725 00:49:10,350 --> 00:49:12,590 ‫انگار پادشاه واقعاً به کارِ تیمی اعتقاد داشته. 726 00:49:12,910 --> 00:49:14,890 ‫من؟ من تکی کار می‌کنم. 727 00:49:16,250 --> 00:49:17,630 ‫بدرود، مردِ خوب. 728 00:49:20,370 --> 00:49:22,590 ‫نه. نمی‌خوام بشنوم. 729 00:49:23,090 --> 00:49:24,090 ‫یک کلمه هم حرف نزن! 730 00:49:32,000 --> 00:49:34,000 ‫نمی‌فهمم! 731 00:49:38,300 --> 00:49:40,460 ‫فهمیدم. خب، باید بریم. 732 00:49:40,740 --> 00:49:42,780 ‫همین الان. بریم؟ ولی پس تکلیفِ... نه، نه، نه. 733 00:49:43,020 --> 00:49:44,900 ‫اون می‌دونه ما اینجاییم. داره می‌آد. 734 00:49:45,400 --> 00:49:47,660 ‫کی؟ کی می‌دونه؟ کی داره می‌آد؟ 735 00:49:49,340 --> 00:49:50,340 ‫«گوران». 736 00:49:50,364 --> 00:49:55,364 ✦ @amirluminox | Amir Luminox ترجمه از ✦ 737 00:49:55,388 --> 00:50:00,388 SANDS Movie:ارائه اختصاصی توسط 738 00:50:03,780 --> 00:50:04,840 ‫هی، بچه‌ها می‌دونید چیه؟ 739 00:50:05,980 --> 00:50:06,980 ‫دهنم. 740 00:50:08,160 --> 00:50:09,480 ‫دوباره حسش می‌کنم، انگار برگشته به حالت عادی. 741 00:50:10,980 --> 00:50:11,980 ‫مالِ منم همین‌طور. 742 00:50:12,420 --> 00:50:13,420 ‫واسه تو هم پیش می‌آد. 743 00:50:14,640 --> 00:50:15,640 ‫غم‌انگیزه. 744 00:50:16,620 --> 00:50:18,660 ‫فکر کنم یعنی دیگه خطری نداره و می‌تونیم حرکت کنیم. 745 00:50:20,920 --> 00:50:22,160 ‫دقیقاً، ایول. 78403

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.