Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
*پرشـين دريــم تيم تـقـديم ميـکند* "Ghasadak" :مترجم
-=قسمت 14 : از غروب تا سپيده دم=-
! آماده حرکت
! آتييييش
! جين هي رين
! هي رين
.آجوشي نميتوني اينجا بخوابي
! کات
هيون مين چي شده؟
.کارگردان...يکي اين تويه
.ميگم يه نفر اين تويه
چي کار کنيم؟
.حالش خوب به نظر نميرسيد
..آجوشي، اون آجوشي با حامل
.تو اون آجوشي که که من جايگزينش شدمُ ميشناسي .هيچ جا نمي تونم ببينمش
ماشين آتش نشاني چي شد؟
.به زودي ميرسه
! نه، نرو
! نماينده
! آجوشي ! بيدار شو ! بيدار شو
.بايد از اينجا بريم بيرون، بجنب
.نه نبايد اين کارُ بکني
بذار برم، نمي تونم بيشتر از اين آسيب ديدن افرادمُ تحمل کنم
! نماينده
حالت خوبه؟
.من خوبم .اول به اون برسين
چرا اين جوري نيگام مي کنين؟
.انگار که نمي خواستين از اون تو بيام بيرون
تو که گريه نميکردي، نه؟
کي گريه ميکرده؟
.دود ميومد سمت من و چشمامُ اذيت کرد
نماينده، خوبي؟
.آره خوبم حال اون آجوشي چطوره؟
،تيم امداد دارن بهش رسيدگي ميکنن ولي فکر کنم توي وضعيت بحراني باشه
فشار خون؟- .180-
ضربان قلب؟- .97-
.ببرينش به بخش مراقبت هاي ويژه
بيمارستان کجاست؟ .مي خوام برم اونجا
،کارگردان از همه ي بازيگرا و عوامل خواسته که توي محل فيلم برداري بمونن
.گفت که بهمون ميگه اوضاع از چه قراره
الان داري به چي فکر ميکني؟
...پنج سال پيش، اون روز
...که يه بازيگر سياهي لشکر سر فيلم برداريم کشته شد
.دارم به اون روز فکر مي کنم
" پنج سال پيش "
! عوضي! پسرمُ بهم برگردون
! ميگم پسرمُ بهم برگردون
! اون پسر عزيزم بود
کجا داري ميري؟
.يه مدت دنبالم نگرد
پس سريالم چي ميشه؟
...سريال من حالا ديگه تموم شده
.براي هميشه
.آره مامان
عوامل غذا رو دوست داشتن؟
آره، همشون فکر ميکردن که خوشمزست و تحت تاثير آشپزيت قرار گرفته بودن
.کليَم تشکر کردن
واقعا؟
راستي چرا اينقدر حالت گرفته به نظر ميرسه؟
مشکلي پيش اومده؟
.نه چيزي نشده، همه چيز خوب پيش ميره پس نگران نباش
،باشه ولي خيلي غرق فيلمنامت نشو و حتما به خودت استراحت بده
.زياد از خودت کار نکش
.باشه فهميدم
الو؟ گو اون؟
.مامان بعدا بهت زنگ ميزنم
. کانگ هيون مين
.چون نگران بودم اومدم
الان حالش چطوره؟- .توي پخش مراقبت هاي ويژست-
.منتظريم که به هوش بياد
.حقيقتشُِ بخواي تعجب کردم
...ببخشيد که اينُ ميگم
.ولي اصلا فکرشم نمي کردم که بياي اينجا
.بايد ميومدم اينجا
.حتما خسته اي پس بهتره بري استراحت کني
.من اينجام پس نگران مسائل اينجا نباش
.نويسنده لي
.تقصير منه
چي؟ ...در مورد چي حرف ميزني
.من...ديدمش
.نه نه نه
.آره
بيت نا.ما هر دومون بازيگراي اصليم، نميشه که جداگانه فيلم برداري کنيم
.کارمون به زودي تموم ميشه .پس بعدا بهت زنگ ميزنم
.قطع مي کنم ديگه
! واي ترسيدم
! آجوشي تو نمي توني اينجا بخوابي
.هي بيت نا اگه هي بهم زنگ بزني اوپا عصباني ميشه ها
..اگه بيدارش کرده بودم
..نه..اگه حداقلش به بقيه ميگفتم که اونجاست
.الان اينجا نبود
.اينقدر خودتُ سرزنش نکن
.تو که نمي دونستي اين جوري ميشه
.هيچ کس همچين اتفاقاتي رو پيش بيني نمي کرد
...ولي هنوزم
...اگه بيشتر توجه ميکردم
.همچين چيزي اتفاق نميوفتاد
.کاملا احساستُ درک مي کنم
.ولي اينقدر منفي در موردش فکر نکن
.من مطمئنم که حالش خوب ميشه
اين جوري فکر ميکني؟
.البته
.همه دارن براش دعا ميکنن که حالش بهتر شه .پس فکر مي کنم که همه چي خوب پيش بره
.پس اخماتُ باز کن و مثل خود هميشگيت باش
مثل خود هميشگيم باشم؟
.آره، مثل ستاره ي کره، کانگ هيون مين کبير
مثل برد پيت؟
.آره، مثل برد پيت
اينجا چي کار ميکني؟
.چون نگران بوده اومده
حالش چطوره؟
.به غير از يه سري سوختگي جزئي جراحت خارجي نداره
.مسئله ي اصلي اين که ريه اش چقدر آسيب ديده
.خوشبختانه تقريبا آسيب ريوي نداشته
مي تونين بريد داخل و باهاش حرف بزنين يه کم پيش به هوش اومده
حالت خوبه؟
.ازت خيلي ممنونم نماينده
...اگه به خاطر تو نبود
.من حالا ديگه توي اين دنيا نبودم
.بايد زود خوب بشي
.که بتوني بعد از اين سريال، سريال نُهمِتَم با من کار کني
.پس زود خوب ميشم
.مين آه
.همين الان شنيدم که اون آجوشي بالاخره به هوش اومده
به هوش اومده؟
.آره و حالشم خوبه
.خيالم راحت شد
.دارم ميرم توي ماشين .آماده شو و بيا
.باشه
! نه، نرو
تو که گريه نميکردي، نه؟
کي گريه ميکرده؟
.دود ميومد سمت من و چشمامُ اذيت کرد
.نماينده- .مدير پارک-
.شنيدم که دنبالم مي گشتي
.مطمئن شو تا وقتي که کاملا خوب بشه تحت درمان قرار بگيره
.باشه
به غرامتيم که بايد بهش بپردازيم رسيدگي کن که هر چه زودتر بتونه بگيرتش
.بهش مقدار پول سخاوت مندانه اي بده
.باشه فهميدم
چيه؟
..هيچي .امروز سوپر باحال بودي
خوبي؟
.شايد تو هم بايد معاينه شي
.خيلي خوب به نظر نميرسي
چه جوري ميشه الان خوب به نظر برسم؟
.رفتم وسط يه گودال آتيش و اومدم بيرون
.من حالم خوبه پس نگران نباش
.نماينده کيم
.ممنون
حالا، اين باعث شد که خاطراتت از 5 سال پيش پاک بشن؟
..آنتوني
.تو واقعا تهيه کننده ي بدي نيستي
.نا اميد شدم که تازه الان به اين نکته پي بردي
.آره...متاسفم
.الان ديگه بايد برگردين و فيلم برداري رو تموم کنين
.يه سکانس ديگه براي فيلمبرداري هنوز باقي مونده
.باشه، من اينجا روت حساب ميکنم
.بيا بريم هيون مين .بريم سکانس آخري رو فيلم برداري کنيم
.آره بريم
.اون عوضي دمدمي مزاج، کانگ هيون مين خيلي عوض شده
.آره
.ولي بيشتر از يه شخص خاص که عوض نشده
منظورت چيه؟
...منظورم يه شخص خاص که قبلنا يه خونسرد عوضي کامل بود
.ولي يه دفعه تبديل به يه آدم خوب شده
.بگو
چرا دويدي توي يه ساختمون که داشت مي سوخت؟
هان؟
،وقتي که همه بدون اين که کاري از دستشون بربياد ...فقط داشتن نگاه مي کردن
با وجود خطرش، چرا رفتي توي يه ساختمون در حال سوختن؟
.من فقط رفتم تو
..پس فقط رفتي تو
...فکر ميکردم که روحتُ به شيطان فروختي
. جناب کيم بونگ دال
...کيم بونگ دال روحيُ که آنتوني فروخته بود
.با يه قيمت خيلي ارزون دوباره خريد
.تو برگشتي
.تو هم همينطور
!کات
! اوکي
! فيلم برداري امروز ديگه تموم شد
.ممنون به خاطر تلاش امروزتون
.فردا فيلم برداري نداريم پس همگي استراحت کنين
.پس فردا همديگه رو توي سئول مي بينيم
.ممنون از تلاشتون
.کارگردان نمي تونيم همچين کاري رو بکنيم
...توي همچين روز خوبي
.بايد همه با هم بريم بيرون و شام بخوريم
..همگي
.کانگ هيون مين امشب شام مهمونتون مي کنه
.کانگ سو
.اين غذا براي عوامل اينقدر ازش نخور
.خب منم از عواملم ديگه
.بفرمايين گوشت
.لذت ببرين
.بذار برات بريزم
.ممنون
نويسنده لي چطور؟
اينم يه غذاي ديگست که اسپانسرش شدي نه؟
.نه اصلا، همش به خرج خودمه
...حالا که همه در حال غذا خوردنيم
...بياين چند کلمه از کسي که بهمون کمک کرده
...به سلامتي به مرحله ي بعدي توليد سريالمون بريم بشنويم
.نماينده کيم .لطفا بلند شو
.يه سخنراني خيلي باحالُ ميخوايم ازت بشنويم
ممنون که توي اين هواي به اين سردي اينقدر سخت تلاش کردين
..يه بار يه نفر گفت
اگه نگران باشي شکست ميخوري اما اگه قلبت بال بال بزنه پيروز ميشي
..بعدها اميدوارم که همتون
.فقط خاطره ي بال بال زدن قلبتونُ به ياد داشته باشين
! حالا به سلامتي
! به سلامتي
...زندگي يه مرد
.يه زندگي تنهاست
...اين براي عوامل محصولات جهاني
.که براي ساختن صبح کيونگ سونگ سخت کار کردن
محصولات جهاني آماده اي؟
.تو شايد ندوني ولي من عاشقت بودم
.متاسفم که تظاهر به خونسرد بودن مي کردم
..وقتي که گذاشتم بري به اين دليل که مَردم
.احمقانه آرزو ميکردم که خوش حال باشي
.کانگ هيون مين خوشگله
.عاشقتيم کانگ هيون مين
.کانگ هيون مين خوشگله
.عاشقتيم کانگ هيون مين
.کانگ هيون مين خوشگله
.عاشقتيم کانگ هيون مين
.کانگ هيون مين خوشگله
.عاشقتيم کانگ هيون مين
.کانگ هيون مين خوشگله
.عاشقتيم کانگ هيون مين
.کانگ هيون مين خوشگله
.عاشقتيم کانگ هيون مين
.کانگ هيون مين خوشگله
.کانگ سو اين چطوره؟
! باي
،چون آرزومون داشتن 50 درصد آمار بيننده ها براي ...صبح کيونگ سونگ
.همتون دارين سخت کار ميکنين
! ممنون
.بياين اين حال و هوا رو همين جوري نگه داريم
.مرحله دوم سرگرميمونُ توي خوابگاه ادامه ميديم
.لطفا ليواناتونم با خودتون بيارين
!باشه! بريم
!وان شات- !وان شات-
...من خيلي معروفم که
! بازي نمي کنم...صفر
!صفر- !هفت-
! بنگ
!وان شات- !وان شات-
.بايد برم دستشويي
کسي به ظرافت شما نبايد چيزي به اين سنگيني رو جا به جا کنه
.بدش به من .من برات ميارمش
.فکر نکنم به کمک احتياجي داشته باشم
.کانگ سو .من مي برمش
.تو فردا قرار رانندگي کني پس بايد بري استراحت کني
.نه مهم نيست، قبلا يه چرت طولاني زدم
.من ميخوام اين کارُ بکنم
! پس دو تاتون بيارينش
!وان شات- !وان شات-
.بچه ها ديگه واقعا دارين زياده روري مي کنينا
.همتون منُ هدف قرار گرفتين
.پس نزار بندازيمت تو تله
!وان شات- !وان شات-
-خسته نباشي .شکي نيست که اون يه مشرووب خور حرفه ايه-
! من ديگه کارم تمومه
چه جوري مي توني الان بري؟
...شهرت من توي مهمونيا اين که
.ادامه ميدم
.صفر- .صفر-
.هفت- .بنگ-
! گول خوردي
.کانگ سو
.خيلي داره بهش خوش ميگذره
...ولي نويسنده لي و نماينده کيم
نبايد شماها زودتر مي رفتين و استراحت مي کردين؟
.ديروز شما تمام شب با هم داشتين مي لرزيدين
.امروزم که نماينده کيم رفت توي گودال آتيش و اومد بيرون
...من مواظب بازيگرا هستم
.ولي تو بايد مراقب نويسنده لي باشي
.کسي که بايد بيشتر از همه مواظب باشه نويسنده لي
.اگه مريض بشه ما در جا از يه قسمت از فيلم نامه جا ميمونيم
.ما هم بزودي پا ميشيم
وا اينجا چرا اين جوريه؟
چرا جو اينجا اين جوريه؟
يعني بايد حال و هواي اين اتاقُ عوض کنم؟
چي مي تونه خوب باشه؟
زمان ياجا چطوره؟ "بازي که در آن غير رسمي با يکديگر صحبت مي کنند"
.زمان ياجا؟ خواهشا خل بازي در نيار
.آنتوني ببند دهنُ
پس شروع کرديم؟
.هيون مين تو اين ابله بازياتُ بايد تموم کني
..مين آه
چون ازم بزرگ تري فکر کردي بهت آسون ميگيرم؟
ازت بزرگترم؟
قرار چند وقت27 ساله بموني؟
...صادقانه
واقعا31 سالته نه؟
تو چندسالته؟- .بيست و نه سال-
.سرتُ بنداز پايين جوجه
.باشه ديگه بسه .بياين همين جا بس کنيم ديگه
.يونگ ماک تو بايد ساکت شي
.بزرگترا دارن حرف ميزنن
.ببخشيد
.الان مي توني حرف بزني
نماينده کيم شنيدم که به حادثه اي که پيش اومده بود کاملا رسيدگي کردين
.خوشبختانه همه سالمن
.لطفا به مدير نامَم بگو
...خب
اتفاقي افتاده؟
.رئيس نام...استعفا داده
چي؟ استعفا داده؟
.هنوز استعفاش تاييد نشده
.وقتي که برگشتي سئول دراين مورد حرف ميزنيم
.باشه قطع مي کنم ديگه
.چه خوبه که دوباره اينجام .خيلي وقته که اينجا نبودم
به همه ي کارات رسيدگي کردي رئيس؟
.من ديگه رئيس نيستم
ما توي يه کلاس درس خونديم پس بيا رسمي حرف زدنُ ديگه بذاريم کنار
.متوجهم رئيس .پس من ديگه رسمي حرف نميزنم .پس منم ديگه رسمي حرف نميزنم
...به عنوان يه دوست و همکار
.مي خوام ازت يه لطفي رو بخوام
.مي خوام برگردي به کارت
به يه نفر که تازه از کارش استعفا داده داري چي ميگي؟
.هنوز که رئيس استعفاتُ قبول نکرده
.تو که مي دوني جانشين رئيس چطور آدميه
..به محض اين که شنيد استعفا دادي
خيلي سريع داره سعي ميکنه که آدماي خودش به مقاماي مهم برسن
..و سريالي که ازش حمايت ميکردي، بچه هاي بهشت
.گفت زودتر تمومش کنيم
...حتي با اين که واکنش بيننده ها خوب بوده .و فيلم نامشم خوبه
،اگه يه سريال به آمار بالاي بيننده ها نرسه اون خيلي راحت تمومش ميکنه
فکر کردي همش همين بود؟
...همه ي سريالاي با فيلم نامه ي خوبي که توي برنامه گذاشتي رو
.همشون از برنامه کنار گذاشته شدن
.وون يونگ ازت خواهش ميکنم
.لطفا برگرد به بخش سريال
.بيا بنوشيم
اينقدر عميق داري به چي فکر ميکني؟
.هيچي
...راستي
چرا رفتي توي اون ساختمون؟
.تو قبلا فقط بر اساس احتمال دقيق موفقيتت کار مي کردي
..فقط متعجبم که وقتي پريدي تو آتيشم
.همون قدر اطمينانُ داشتي
واقعا چرا رفتي تو؟
.يه نفر از پشت هولم داد
...واقعا من خودمم نمي دونم
...که چرا توي اون لحظه اون کارُ کردم
...هرقدر بيشتر مي شناسمت
.بيشتر مي خوام در موردت بدونم
.من برد پيتم
.بيت نا فکر نکنم امشب بتونم ببينمت
چطوره فردا ببينمت ؟
.فکر ميکردم اون کسي که صدمه ديد الان ديگه حالش خوبه
مگه کيه که حتي به خاطرش مهموني گرفتي؟
.ماها با هم کار ميکرديم و اون از يه قدمي مرگ نجات پيدا کرد
منظورت از اين که "مگه کيه" چي؟
داري ميگي که اون برات از من مهمتره؟
...منظورم اين نيست
،ولي داري ميگي که به خاطر يه بازيگر سياهي لشکر خشک و خالي نمي توني بياي
چي؟ يه بازيگر سياهي لشکر خشک و خالي؟
چيه؟ چيز اشتباهي گفتم؟
چطور مي توني همچين حرفي بزني؟
! خيلي حرفت زشت بود
الان از دستم عصباني شدي؟
.راستشُ بگو
داري با اون زنيکه سونگ مين آه خوش ميگذروني نه؟
..چرا
! آره من دارم با سونگ مين آه خوش ميگذرونم
! من مي خوام با سونگ مين آه خوش بگذرونم
! کل شبُ
اوپا اون زنيکه رو دوست داري؟
.آره من عاشق سونگ مين آهم
! من کاملا عاشق سونگ مين آهم ! کاملا کاملااا عاشق سونگ مين آهم
! سونگ مين آه عاشقتم بد جور
.قطع مي کنم
ديوونه شدي؟
.واست سوء تفاهم نشه
...الان حتما ديوونه به نظر ميرسم- .بهم دست نزن-
...اين جوري نيست، واقعا من
.نزديکمَم نيا
...من- ...تو-
.دارم بهت هشدار ميدم
.لقمه ي قد دهنتُ بردار
نماينده کيم کجاست؟
.زودتر رفت سئول
با اتوبوس شب رفت؟- .آره-
چرا با من نمياي؟
.باشه
.يه دفعه داره بارون ميباره
.اين اولين باره که اين جوري دارم با يه نويسنده سفر ميکنم
.بله
..چند وقت پيش بهم گفتي که
.تو و نماينده مثل فرشته و شيطان هستين
.آره گفتم
متعجبم که مگه چي کار کرده که همچين لقبي رو به عنوان .رئيس شيطاني کمپاني توليد واسه خودش جور کرده
کنجکاو بودم که بدونم با آدمي که من ميشناسم فرق داره؟
.راستشُ بخواي من نماينده کيمُ دوست دارم
.نه، ما قبلا عاشق هم بوديم
.ميخوايم رابطمونُ دوباره شروع کنيم
.اميدوار بودم که توي شروع دوباره ي رابطمون بهمون کمک کني
.وقتي که نماينده کيم بشناسي مي فهمي که واقعا مرد خوبيه
خجالت نميکشين که همچين نمودار درصد بيننده هايي رو دادين دست من؟
.سي پي چويي مسئول سريال هاي روزانه
.بله جانشين مدير
فکر ميکني چرا درصد بيننده هاي سريالت پايين؟
دارم ازت ميپرسم چرا همچين درصداي افتضاحي داريم؟
. و بچه هاي بهشتُ بايد همين ماه تموم کنين
.ولي اين سريال هنوز پتانسيلشُ داره
...فيلم نامش خوبه و واکنش بيننده هام خوبه
يه سريال با فيلم نامه ي خوب واسمون تبليغ بازرگاني جور ميکنه؟
تا کي مي خواين به اين سريالا که آمار بيننده هاشون اينقدر آروم ميره بالا بچسبين؟
...سريالي که جايگزين بچه هاي بهشت ميشه
سي پي اوه کجاست؟
.تو مسئول اون سريالي
...يه سريال بي هيجانُ انتخاب نکن
.سريالي رو انتخاب کن که تکان دهنده و مهيج باشه
.حالا بهم گوش کنين
،براي من اولين چيز درصد بيننده هاست دومين چيزم درصد بيننده هاست
.بهتره کارتونُ خوب انجام بدين
يه سگ کوچولو بگيريم؟- .آره-
.نه من سگ دوست ندارم
کي قرار مواظبش باشه؟
.فکر مي کنم رفته بوديد خريد
.برو جلو سلام کن
سلام، حالتون چطوره؟
.سلام کوچولو، تو خيلي شبيه باباتي
شما کي هستين؟
.يکي از همکاراي من
.برين تو
.حدس ميزنم اومدي اينجا چون همه چيزُ شنيدي
.من حرفي براي زدن بهت ندارم .لطفا برگرد سر کار
تو اينقدر وظيفه نشناس بودي؟
دليلش چيه؟
،تو تلاش ميکردي که به عنوان مدير از شر همه روشاي بد خلاص شي
چرا استعفا دادي؟
.متاسفم که نتونستم تا آخرش صبح کيونگ سونگُ نگاه کنم
.ولي نميتونم دليلمُ بهت بگم پس خوهشا برگرد
.تا وقتي که دليلتُ نشنوم از اينجا نميرم
..من مقام رياستُُ با شايستگي خودم به دست نياوردم
.و با همين روشاي کثيف که ازشون بيزارم بهش رسيدم
.و بعدا متوجه اين قضيه شدم دليلم چطور بود؟
دليلم کافيه؟
.متوجه منظورت نمي شم
...رئيس کمپاني محصول امپراطور، نام گوک هيون
.من اين مقامُ با استفاده از قدرت پدرم به دست آوردم
.فکرکنم به همين دليل بود که حتي بيشتر ازت متنفر بودم
.براي من تو حتي از پدرمم بدتر به نظر ميرسيدي
.مي خواستم وجود پدرمُ انکار کنم
،من با اين فکر زندگي کردم که پدري ندارم، مي خواستم تا آخرش اينُ مخفي نگه دارم
حالا دليلم به قدر کافي خوبه؟
.نه
.اگه اين دليل واقعيت، پس اين دليل خوبي براي من نيست
.منم عضوي از خانواده داشتم که مي خواستم داشتنشُ انکار کنم
.ولي به اين خاطر از راهي که بايد طي ميکردم فرار نکردم
..تو يه بار بهم گفتي که
.کسي مثل من بايد از صعنت سريال سازي براي هميشه حذف شه
.ولي مثل اين که اين جوري شده که من بمونم و تو بري
..قبل از اين که بري اينُ يادت بمونه که
،اگه تو بري فقط اين آدماي کثيف که از حقه هاي کثيفشون استفاده مي کنن باقي مي مونن
هيون مين بعد از ديدن مين آه که توسط اراذل و اوباش .چويي دستگير شده سوپرايز شو
.هيون مين سوپرايز شده
.خوبه خوبه
...سوپرايز شو و
..ديالوگت
ديالوگت چي شد پس؟
! کار ما باهم تموم شده ديگه
.برو هر غلطي دلت مي خواد با عشق زندگيت سونگ مين آه بکن
اون يون بيت نا از گروه انجل نبود؟
.احمق بي شعور
.بياين يه استراحت 5 دقيقه اي داشته باشيم
.کانگ سو- .بله هيونگ-
چرا جلوشُ نگرفتي؟
حتي اگه جلوشم مي گرفتم ...فکر کردي نمي زدتم؟
...عوضي
.راستشُ بخواي من نماينده کيمُ دوست دارم
.نه، ما قبلا عاشق هم بوديم
.ميخوايم رابطمونُ دوباره شروع کنيم
.اميدوار بودم که توي شروع دوباره ي رابطمون بهمون کمک کني
.وقتي که نماينده کيم بشناسي مي فهمي که واقعا مرد خوبيه
.الو
کجايي؟- چرا؟-
چراشُ مي پرسي؟ يادت رفته مگه؟
در مورد چي حرف ميزني؟
.گفتي که مي خواي دوباره باهامون قرارداد ببندي
واسه همين زنگ زدي؟
چيز ديگه ايم هست که به خاطرش زنگ بزنم؟
.انگار که توي محل نوشتنتي، دارم ميام اونجا
.نه، نيا- چرا؟-
.نيا چون دارم ميرم بيرون
کجا داري ميري؟
اينم بايد بهت گزارش کنم؟
.مامان- .اومدي-
.خيلي وقتِ که منتظرت
چرا اينقدر دير کردي؟
..هان
.شنيدم که قرار دوباره باهات قرارداد ببنده
.گفتش که مي خواد کلي پول بهت بده
.بفرماييد و صحبت کنين
.من ميرم اتاق بغلي که به يه سري چيزا سر بزنم
از کجا مي دونستي ميام اينجا؟
بغير از محل نوشتنت ديگه کجا مي تونستي بري؟
.باشه بيا قراردادُ نهايي کنيم ديگه
.بعدا امضاش مي کنم
چرا؟
نکنه از طرف کمپاني اس اس دي بهت زنگ زدن؟
چي؟
چقدر؟ چقدر مي خوان بهت بدن؟
فکر کردي به خاطر پول ترديد دارم؟
پس واسه چيه؟
،يادت نره که تو منُ توي اون امتحان سخت توي اون هواي فريز کننده گذاشتي
..خب...من..اول بايد موارد قراردادَُ بخونم
ديگه چي؟
.بعدش چيز ديگه اي نگيا
.باشه فهميدم
.لي گو اون
بله؟- .خيلي منتظرم نزار-
.هيونگ هيونگ
.پاشو- چرا؟-
.پاشو اينُ ببين- چيه؟-
"کانگ هيون مين و سونگ مين آه در زندگي حقيقي عاشق هم هستند"
کانگ سو اين چيه ديگه؟
.قضاياي اون روزُ فکر کنم يکي از عوامل به خبرنگارا گفته
کدوم روز؟
.همون روزي که بيت نا خوابوند زير تو گوشت
! کار ما باهم تموم شده ديگه
.برو هر غلطي دلت مي خواد با عشق زندگيت سونگ مين آه بکن
..عوضي
اصلا اين با عقل جور درمياد؟
.مين آه اول سعي کن آروم بشي، آروم باش آروم باش
.چيزي که من مي تونم بگم اين که، همش کار کانگ هيون مين
.چون بهش جواب رد دادم رفته اين شايعه رو پخش کرده
...امکان نداره، فکر نکنم که اون
.نه، اون ابله قطعا ميتونه همچين کاري رو بکنه
.تو احتمالا نمي دوني ولي اون کاملا عاشقم شده
نه! اينقدر بدِ؟
نماينده اوه چي کار ميکرده که جلوي اين مقاله رو نگرفته؟
! نماينده .رسوايي سونگ مين آه توي روزنامست
چي؟ با کي؟
..اين
با آنتوني؟
"کانگ هيون مين و سونگ مين آه در زندگي حقيقي عاشق هم هستند"
اين ديگه چه کوفتي؟
.مقاله ي رسوايي سونگ مين آه
صبر کن ببينم، اصلا از کي اين دو تا ايقدر با هم صميمي شدن؟
.منم همينُ ميگم
از همون لحظه اي که يون بيت ناي گروه انجل خوابوند . زير گوش کانگ هيون مين اينُ مي دونستم
چي؟ خوابوند زير گوشش؟
چي شده بود؟- .سريع بهمون بگو-
..کارگردان گو بهمون گفت که به هيچ کس نگيم ولي
توي اين ساعت شلوغ اينجا معطل چي شدين؟
.اين طوري نيست.اينجا رو ببين
"کانگ هيون مين و سونگ مين آه در زندگي حقيقي عاشق هم هستند"
تو هم در موردش مي دونستي؟
چي مي خورين؟
.يه قهوه ي آبي جامائيکا با شکر اضافه
.قهوه ي اسپرسو- .حتما-
فکر کردي چه غلطي داري ميکني؟
منظورت از اين که چه غلطي دارم مي کنم چيه؟
فکر نمي کني که من نمي دونم اون مقاله کار خودت بوده؟
چي؟
.الان که دارم به زبون خوش بهت ميگم بهتر اون مقاله رو برداري
.اين زن واقعا مغزش عيب کرده
تو...چي گفتي الان؟
تو؟- ! آره.تو
.بهتر خوب گوش کني
.نمي دونم چقدر منُ دوست داري
.ولي من ابدا هيچ علاقه اي بهت ندارم
! پس همين الان اون مقاله رو بردار
..آقاي کانگ هيون مين و خانم سونگ مين آه
.شما خيلي بهم مياين
.من بهترين آرزوها رو براي عشقتون دارم
! فايتينگ
چرا اين کارُ کردي؟
!...يا حضرت عيسي
در مورد رسوايي کانگ هيون مين و سونگ مين آه خوندي؟
.خيلي خوب از آب در اومده بود- ببخشيد؟-
.مردم حالا ديگه خيلي روشون دقيق ميشن
.اين به آمار بيننده ها کمک ميکنه
..فکر مي کردم که بهتون گفتم بچه هاي بهشتُ زودتر تموم کنين
...در اين مورد، اراده ي بازيگرا و کمپاني توليد کننده
.براي اين که تا آخرش ادامه بدن خيلي قوي
...و به علاوه اگه زودتر سريالُ تموم کنيم
.بايد سريال بعدي که قرار پخش بشه رو برنامه ريزي کنيم
،ولي اون کمپاني توليد کننده آماده نيست، پس خيلي ...در موردش داد و بيداد کردن
! کمپاني توليد کننده ! کمپاني توليد کننده
چطور مي تونين با تاتي تاتي کردن دور اونا کار درستي رو تحويل بگيرين؟
دنيا الان جاي بهتري، پس به همين دليل که کمپاني هاي توليد زمان فيلم برداري رو مشخص ميکنن؟
.فراموش نکنين .ما بالا دست اوناييم
.ما بالاتر از بازيگراي کمپاني هاي توليد کننده هستيم
! ما بالا دستيم، بالا دست
اگه ما بالا دستيم بايد وجهه اي از خودمونُ نمايش بديم که درخور بالادست بودن باشه
.آره حق با تويه .برنامه ريزي سريالا حق اختصاصي ماست
.ولي اين همزمان قولي که به بيننده ها هم داديمُ نشون ميده
...ولي به خاطر درصد بيننده ها ما قولمون به اون ها رو شکستيم
و فقط در مورد اين بحث ميکنيم که کسب و کارمون خوب ميشه يا بد؟
.فکر مي کردم که استعفا دادي و کمپاني رو ترک کردي
حق اين جا بودنُ داري؟
.من همين الان حرف زدنم با رئيس تموم شد
از ساعت 5 امروز دوباره به عنوان رئيس بخش سريال منصوب شدم
.جانشين کيم
.ممنون از زحماتت
..اول مي خوام از هم عذر خواهي کنم
..که به خاطر دلايل شخصي نتونستم مسئوليت هامُ انجام بدم
.دوست دارم قبل از اين که جلسه مونُ شروع کنيم چيزي بگم
.همون طور که جانشين کيم گفت ماها منصب بالاترُ داريم
.ولي ازتون مي خوام که همه اين نکته رو به ياد داشته باشين
.عدالت بي قدرت بيهوده و بدر نخوره
.ولي قدرت بدون عدالت هيچ فرقي با خشونت نداره
.حالا ديگه زمان خشونت بايد تموم شه
.زمان خشونت ديگه نبايد تکرار شه
جلسه رو شروع کنيم؟
.بله منم
.بله نماينده کيم
شنيدم که يه حادثه ي آتش سوزي پيش اومده و فيلمبرداري رو مختل کرده
روي برنامه ريزي بخش سريال تاثير گذاشته؟
فکر نمي کنم اين چيزي باشه که تو بايد به خاطرش نگران بشي
.خوب گوش کن
.دارم اين حرفُ به عنوان رئيس بخش سريال ميزنم
حالا خوب شد؟
.بله فهميدم رئيس
.هيچ تداخلي توي برنامه ي پخش پيش نيومده
.باشه بهت اعتماد ميکنم
.شنيدم که برگشتي سرکارت
...آره
.همون طور که ميتوني ببيني
چي باعث شد نظرتُ عوض کني؟
.فکر ميکنم اگه دليلمُ بشنوي نااميد بشي
.فکر نمي کنم چيزي برام مونده باشه که به خاطرش نااميد بشم
..آره..اين مقام ..حالا
.من اين مقامُ باصلاحيت خودم به دست نياورده بودم
.و به صورت غيرعادلانه با نفوذ و قدرتت به دستش آورده بودم
.حتي با اين که نمي دونستمَم تقصير من بوده
..ولي به جاي استعفا دادن
...وقتي که اين مقامُ دارم، هر کاري ک بتونم مي کنم تا
...صعنت سريال سازي رو از
برگشت به گذشته اي که با فساد و حقه هاي کثيف همراه بود حفظ کنم
.فکر مي کنم اين کار خيلي مهمي باشه
.آره، فکر ميکنم زمان عوض شده
...از دور تماشات مي کنم که ببينم
.تو عوض ميشي يا دنيا
نماينده؟- چيه؟-
.بيا به چيزاي گرم فکر کنيم
.من دارم به سيب زمين شيرين فکر ميکنم
اولين چيزي که به ذهنت ميرسه اين سيب زميني شيرناي بي ارزشن؟
مگه سيب زميني شيرين چشه؟
.اگه مواظب نباشي دهنتُ مي سوزونن
.بايد همون جور که مي خوريشون فوتشون کني چون خيلي داغن
خانم يه کم سيب زميني شيرين کباب شده مي خواين؟
.نه نه ممنون
.نه اين اصلا خوب نيست
.فکر کردن درمورد اين مزخرفات بس کن و روي فيلم نامت تمرکز کن
.روي بيننده هايي که منتظر سريالتن تمرکز کن
.باشه من ميتونم اين کارُ بکنم
! لي گو اون فايتينگ
کيه؟
.منم
چرا درُ باز نمي کني؟
چه خبره؟
تصميمتُ گرفتي؟
چه تصميمي؟
.در مورد دوباره قرارداد بستنمون
واسه همين اومدي اينجا؟
.نه
.دليلش اينه
.تو سيب زميني شيرين کبابي مي خواستي
اون شبُ يادت نمياد؟
.داشتي مي لرزيدي و ميگفتي که سيب زميني شيرين مي خواي
.يادمه
.سوء تفاهم نشه
.من اين کارُ به خاطر قرار داد نکردم و انگيزه پنهانيم ندارم
.از جايي رد شدم که داشتن از اينا مي فروختن پس واست خريدم
.قبل از اين که سرد بشن بخورشون
.من ميرم ديگه
.بعضي وقتي حتي به خودمم اعتماد ندارم
..ولي من
.به تو اعتماد دارم
گريه که نمي کردي نه؟
.نه، ما عاشق هم بوديم
.مي خوايم دوباره رابطمونُ شروع کنيم
.دليلش اينه
اون شبُ يادت نمياد؟
.داشتي مي لرزيدي و ميگفتي که سيب زميني شيرين مي خواي
چرا؟ خوشمزه نبودن؟
چرامنُ گيج ميکني؟- چي؟-
تو با سونگ مين آه قرار می ذري پس چرا واسه من از اين کارا ميکني؟
...با سونگ مين آه قرار می ذرم کي؟
کي ديگه مي تونه باشه؟ .خب دارم در مورد خودت حرف ميزنم ديگه
پس چرا برام سيب زميني شيرين گرفتي؟
کي بهت گفته که من و سونگ مين آه قرار می ذريم؟
چي؟
...نمي دونم از کجا اين داستان عجيبُ شنيدي
.نه، احتمالا اين حرفُ ميزني چون ما رو با هم ديدي
.من احساس رومانتيکي نسبت به کسي ندارم .پس در موردش نگران نباش
...خب...من که نگران نيستم
...من فقط
و اگه يه نفر برات سيب زميني شيرين بخره هميشه گيج ميشي؟
و در مورد چيش گيج ميشي؟
...مي دوني
...اين که اين سيب زمينيا چينين
...يا کره اي ...در اين مورد گيج شده بودم
...من
احتمالا تو منُ دوست داري؟
.امکان نداره
! نماينده
چيه؟
*پرشـين دريــم تيم* "Ghasadak" :مترجم
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.