All language subtitles for Un.Ours.Dans.Le.Jura.2024.FRENCH.COMPLETE.BLURAY-4FR-Farsipersian

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫الو، "گرگ"؟ "آلن" هستم.

‫کار آسونی نیست.

‫خسته و سردشونه. ‫اما جنس اونجا خواهد بود.

‫نگران نباش. من منطقه رو بلدم.

‫زود باش!

‫خیلی مونده؟

‫چیه؟

‫کمک... کمک، یه خرس!

‫کمک!

‫اینجا "فرانس بلو بزانسون" است. ‫الان اخبار

‫با "الودی روژیه".

‫قدرت خرید پایین اومده. ‫با نزدیک شدن کریسمس،

‫هزینه برای خرید کادو ۳۲٪ کاهش داشته.

‫از یه خانم تو خیابون پرسیدیم.

‫قبلاً همه کادو می‌گرفتن،

‫شوهرم، مادرشوهرم.

‫الان فقط بچه‌ها.

‫الو؟

‫- "ایروکوا"؟ ‫- بله.

‫"گرگ" هستم.

‫- تو راهین؟ ‫- بله، ما هستیم.

‫تحویل رو ‫۳۰ دقیقه دیگه تو انبار انجام میدیم.

‫- من اون موقع باهات تماس میگیرم. ‫- "آلن" چی؟

‫اوضاع تحت کنترله.

‫"آلن" تو راهه، همه چی روبه‌راهه.

‫- من بعدش بهتون ملحق میشم. ‫- خداحافظ.

‫کاهش هزینه های کریسمس.

‫6 ماهه بیکارم. ‫دوست دخترم هم به زودی همینطور میشه.

‫[سن لو - کاجستان]

‫لعنتی.

‫لعنت، لعنت، لعنت.

‫آقا؟

‫آقا؟

‫لعنت.

‫[چگونه ثروتمند شویم]

‫۲۰ دسامبر...

‫دودو! ماسک اسکی‌تو!

‫برو تو، سرما می‌خوری.

‫از "ژان-ژان" بپرس چقدر بدهکاریم؟

‫نه، نمیتونم.

‫چی به سر گونت اومده؟

‫دماغت سرده!

‫خب؟

‫اگه تو مریض بشی، کی تو ‫درست کردن لباس‌ها کمکم کنه؟

‫میخوای چی بشی؟

‫یه دلقک. درسته؟

‫یه دلقک خوشگل درست میکنیم.

‫یه دلقک خیلی خوشگل.

‫میتونیم پارچه‌شو با هم انتخاب کنیم.

‫دست‌هاتو شستی؟

‫آدامستو از دهنت دربیار.

‫بیا، دودو.

‫من دو تا غریبه رو کشتم.

‫اهل اینجا نبودن. تا حالا ندیده بودمشون.

‫چیزی نمیگی؟

‫نه، هیچی.

‫فقط گفتی: ‫"من دو تا غریبه رو کشتم".

‫چی باید بگم؟ ‫سوال نیست.

‫- بگو دیگه. ‫- خب...

‫داشتم رانندگی میکردم.

‫یه خرس وسط جاده بود.

‫کنترل وانت رو از دست دادم

‫و زدم به یه ماشینی که کنار جاده بود.

‫می‌خواستم کمک کنم ‫اما مرده بود.

‫در حالی که لباس زیرش پایین بود.

‫و پسره...

‫ترسید و سر خورد.

‫تنش رفت تو تنه‌ی درخت.

‫این اطراف خرس نیست.

‫این بار یکی بود.

‫چرا به ژاندارمری زنگ نزدی؟

‫من حق بیمه ماشین رو ندادم.

‫به ماشینشون دست زدی؟

‫آره...

‫فکر کنم.

‫پس اثر انگشتت مونده.

‫"گوتیه".

‫- کی گم شده؟ ‫- دیروز بعد از ظهر.

‫چند سالشه؟

‫هشت.

‫- اسمش؟ ‫- "تیری".

‫بذارمت زمین.

‫دو ثانیه دیگه میریم.

‫یه عکس نشونش میدم.

‫ممکنه کمک کنه، درسته؟

‫اون یه سگ ولگرده.

‫آره، یه پودل.

‫- فکر میکنی خرس خورده باشه؟ ‫- درسته.

‫ما حواسمون رو جمع می کنیم ‫و بهت خبر میدیم.

‫- ما شماره‌تو داریم، نگران نباش. ‫- ممنون.

‫لوسین، چی گفتم؟ ‫بذارش زمین.

‫خداحافظ خانم "گوتیه".

‫بیا اینجا.

‫بریم. ‫"آرتور"، برگرد تو ماشین.

‫این اطراف خرسی نیست.

‫شبیه یه سگه.

‫یه سگ بزرگ.

‫با یه دم کوچولو.

‫اون دوتا پنجه بزرگ کشیده،

‫و دوتا کوچیک جلوش.

‫مثل یه کانگورو.

‫کی بهشون مداد رنگی داده؟

‫سمی.

‫هیچکس فرانسه حرف نمیزنه؟

‫"سم"!

‫"تامیل" حرف میزنی؟

‫نه، من مراکشی هستم.

‫"ب"...

‫اون قد بلنده انگلیسی حرف میزنه.

‫ادامه بده.

‫"سم"؟

‫- انگلیسی حرف میزنی؟ ‫- نه، من مراکشی هستم.

‫خوبه جوون استخدام کردیم.

‫بیا، فرانسه.

‫تو؟

‫کجا؟

‫فرانسه!

‫اهل کجایی؟

‫فرانسه؟

‫تو.

‫این بدبخت‌ها.

‫از خونه‌شون میرن، تو سرما پیاده‌روی میکنن،

‫خطر مرگ رو به جون میخرن، فرانسه حرف نمیزنن، ‫مثل بچه ۴ ساله نقاشی میکشن.

‫چطوری میخوان دووم بیارن؟

‫خیلی وحشتناکه.

‫میدونم، "فلورانس".

‫"آن ماری".

‫تو هیچوقت مزاحم نیستی.

‫نه، هیچی نیار!

‫خودم همه چی رو ردیف میکنم.

‫قسم میخورم.

‫من و دخترت ‫شنبه میبینیمت.

‫گوش کن، خیلی خوشحالم...

‫اون یکی جدید رو هم میاره؟

‫آره.

‫میخواستم یه کریسمس خانوادگی ترتیب بدم.

‫حالا خانواده... اونو هم شامل میشه.

‫باید درخت بخرم!

‫حالش خوب به نظر نمیاد.

‫من مراقبش هستم.

‫- مطمئنی؟ ‫- حتما.

‫- ادامه بده. ‫- ببخشید، "فلورانس".

‫ممنون، یه کاری براشون بکنید. ‫به صلیب سرخ یا "امااوس" زنگ بزن.

‫- پتو بگیرید. ‫- "سمی" و من از پسش برمیایم.

‫مامانش تقریباً یه داوطلبه.

‫خانوم "گوتیه" از مهد کودک ‫فکر میکنه یه خرس سگشو خورده.

‫یه خرسه.

‫یه خرس ترسوندهتشون.

‫البته.

‫حالا که تو میگی.

‫خدا، چقدر بد نقاشی میکشن.

‫"بلانش"، بجنب دیگه.

‫داری چیکار میکنی؟

‫دارم بهش شخصیتشو برمیگردونم.

‫طفلکی.

‫دست زدی توش؟

‫من بیرون وایسادم.

‫وقت تلف نکن.

‫زود باش!

‫اون چیه؟

‫یه کیف دستیه.

‫بیاید برش داریم.

‫نمیتونیم کیفشونو برداریم.

‫کریسمسه. برنامه ای داری؟

‫نه، گفتیم امسال کادو نمیخریم.

‫میخوای باهاش چیکار کنی؟

‫یه چیزی براش پیدا میکنم.

‫اصلاً اونا مُردن. ‫الان دیگه بهش احتیاجی ندارن.

‫"میشل"... بیا یه نگاه بنداز!

‫چی هست؟

‫نمیدونم ولی...

‫اونا تو اوپن فرانسه برنده نشدن.

‫حالا چیکار کنیم؟

‫فکر میکنیم.

‫فهمیدم!

‫- داری چیکار میکنی؟ ‫- صبر کن.

‫"کتی"! داری چیکار میکنی؟

‫جسدی نیست، مرگی هم نیست.

‫مرگی نباشه، جرمی هم نیست.

‫این داستانای جنایی تو رو تموم کن.

‫تصادف بوده، جرم نبوده.

‫اگه داستانای جنایی من نبود، ‫الان اثر انگشتت همه جا بود.

‫پس بسه دیگه.

‫برو یارو رو بیار، زود باش!

‫زود باش، قبل از اینکه کسی بیاد!

‫نمیتونم!

‫نمیتونم.

‫ماشینو هم قایم کنیم؟

‫فقط یه دل پیچه کم داشتم ‫تو کریسمس.

‫بعدشم سرماخوردگیمو بهشون میدم.

‫"رولاند"؟

‫یه ماشین متروکه پیدا کردم ‫تو "لا فویاد".

‫مال این دور و بر نیست. ‫حال و روزش هم خوب نیست.

‫به گشت زنگ میزنم.

‫مسیرو بند آورده؟

‫اونا تا دوشنبه نمیرسن.

‫اونا هم کمبود نیرو دارن. ‫کریسمسه.

‫مزاحم کسی نمیشه.

‫من باید برم، خیلی سرم شلوغه.

‫- خوش باشی. ‫- آره، باشه.

‫"بلانش"! ‫میشه یه کم تلاش کنی؟

‫نمیخوام مامانت ازم ایراد بگیره.

‫مسابقه درست کردن ‫محل تولد مسیح دارین؟

‫خیلی قشنگه.

‫شما دیگه با هم نیستید.

‫اگه دیگه خانواده نیستیم ‫واسه چی کریسمس بگیریم؟

‫آویزون کردن توپ ها به درخت ‫چیزی رو عوض نمیکنه.

‫واسه اینکه پسره جدیدشو تحت تاثیر قرار بدی، ‫شکمتو بده تو

‫یا برو ورزش کن.

‫میشه منو برسونی خونه "ساندرا"؟

‫نه، من دارم میرم خونه "کتی" و "میشل" ‫واسه درخت کریسمس.

‫میخوای تو هم بیای؟

‫خیلی دوره. ‫میشه یه مسیر انحرافی برید؟

‫من راننده شخصی‌تون نیستم.

‫پس یه ماشین برام بخر.

‫- تو که گواهینامه نداری! ‫- من ژاندارم‌ها رو می‌شناسم.

‫سوار شو.

‫خیلی زیاده.

‫- چقدر؟ ‫- خیلی زیاد.

‫با این همه چیکار کنیم؟

‫فعلاً قایمش می‌کنیم. ‫دست بهش نمی‌زنیم.

‫پس جنازه‌ها چی؟

‫باید در موردش فکر کنیم.

‫عمدی نبود.

‫اون دستگاه کجاست؟

‫دیگه فایده نداره قایمش کنی.

‫زیاد پای تلویزیون نشین، عزیزم!

‫دکتر گفت یه ساعت!

‫همون دکتره.

‫زود باش.

‫من باز می‌کنم.

‫سلام، "کتی".

‫"رولان" برای درختش اومده!

‫همه چی مرتبه؟

‫هوا داره سرد میشه.

‫نمیتونم بیام تو؟

‫آره، آره... بیا تو.

‫مگر اینکه...

‫شراب داغ با دارچین میل دارید؟

‫نه، ممنون.

‫من قهوه دوست دارم.

‫بله، حتماً.

‫همین الان!

‫"میشل"! تو اینجایی.

‫خوبی، "رولان"؟

‫بفرمایید بشینید.

‫خیلی خسته‌ام.

‫فصل کریسمس...

‫خیلی استرس داره.

‫این یه هدیه‌ست.

‫یکم شکر می‌خوای؟

‫نه.

‫دارم سعی می‌کنم که...

‫آره، می‌فهمم.

‫منم می‌خوام دوباره بازی کنم.

‫ولی ورزش، نمی‌دونم...

‫باعث میشه عصبی بشم.

‫عجیبه، نه؟

‫ببخشید نتونستم زودتر بیام.

‫خیلی شلوغه، فقط ۳ نفر هستیم.

‫دو نفر زنگ زدن گفتن مریضن ‫و یکی هم منتقل شد.

‫خیلی رفت و آمد میشه.

‫اینم به اضافه تعطیلات...

‫نمی‌خوای بشینی؟

‫تمام روز رو ‫روی تراکتور نشستم.

‫نمی‌دونم...

‫حالم خوب نیست.

‫بواسیر.

‫آره، همینه...

‫حتماً بواسیره. ‫سرکه سیب، داغ.

‫حمام سیتز...

‫اونا رو کوچیک می‌کنه.

‫میخوای نگاه کنم؟

‫گرفتمت!

‫فکر کردی می‌خوام ماتحتت رو معاینه کنم؟

‫قیافه‌ات رو دیدی، "میشل".

‫من متخصص زنان نیستم.

‫من ژاندارم هستم.

‫80! بریم اون کاج رو ببینیم.

‫- من میبرمت. ‫- بله، بریم ببینیم.

‫خودت انتخابش کن.

‫بزرگ یا کوچیک؟

‫متوسط. برای اینکه تاثیر خوبی بذاره.

‫لعنتی، بهتره کامیونت رو ببری ‫به یه تعمیرگاه.

‫اگه یه ژاندارم تو این وضعیت ببینت، ‫جریمه میشی.

‫می دونم، "دودو"ـه.

‫"دودو" رانندگی می کنه؟

‫تو راه تا خونه تمرین می کنه.

‫میای؟

‫پس این درختا کجان؟

‫خوبه دندونپزشک نشدی.

‫عجب دستگاهیه!

‫تو یه ثانیه یه دست رو می بره!

‫آره، راست میگی.

‫من بدون توری ترجیح میدم.

‫اگه درش بیاری، برای جابجاییه.

‫کوچیک نیست؟

‫تو گفتی متوسط.

‫خب، این متوسط رو به کوچیکه.

‫عجیبه وقتی دراز کشیدن ‫چقدر بزرگتر به نظر میان.

‫اشکالی نداره به "بلانش" زنگ بزنم؟ ‫مامانش با دوست پسر جدیدش

‫داره میاد اونجا و من نمی تونم ‫ضایع به نظر برسم.

‫اینجا آنتن نمیده. ‫برو از خونه زنگ بزن.

‫- وایسا! ‫- می دونی چیه؟

‫باهاش تصویری حرف می زنم.

‫صبر کن، "رولان".

‫نه، تو انجامش میدی. ‫درختو بده من.

‫بگیر.

‫- سلام بابا. ‫- نه، این...

‫"میشل"ـه. ‫میخوام درخت باباتو نشونت بدم.

‫فشار بده تا بچرخه.

‫- فشار بده... ‫- وایسا.

‫به راست برو.

‫یه کم بیشتر.

‫بیشتر به راست.

‫هی! من اینجام.

‫- مشکلی هست؟ ‫- میخواد دخترش درخترو ببینه.

‫- عزیزم؟ ‫- تموم کردی؟

‫- دوستش داری؟ ‫- یه کاجه.

‫- خوبه. ‫- من که هیزم شکن نیستم.

‫به اندازه کافی بلنده؟

‫عالیه. خداحافظ، باتریم تموم شده.

‫من برش میدارم. ‫من کمکت می کنم بار بزنی.

‫انتخاب خیلی خوبیه. ‫فقط باید تزیینش کنی.

‫هیچی ندارم.

‫خوب، تمام شد!

‫خوشحالم که از شرش خلاص شدم.

‫راستی...

‫دروازتو ببند. ‫نزدیک بود مهاجرا خوراک خرس بشن.

‫دیدی؟

‫چی؟

‫آخه همیشه بهش میگم ‫دروازه رو ببنده.

‫خب، ممنون. کریسمس مبارک.

‫کریسمس مبارک!

‫چطور...

‫از شر خلاص شیم...

‫یه جسد.

‫دو تا جسد.

‫[روش های رایج]

‫خب، خوک ها بهترینن، ‫همه چیز رو می خورن.

‫به جز دندون.

‫اگه فقط دندون باشه، مشکلی نیست.

‫از طرف دیگه، اونا سریع نمی خورن.

‫اسید.

‫ظاهرا خطرناکه و دردسر داره.

‫یه ایده دارم.

‫۲۱ دسامبر.

‫خرس ها ماهی آزاد شکار می کنن!

‫ماهی آزاد؟ اینجا ماهی آزاد وجود نداره.

‫قبلا خرسی هم وجود نداشت.

‫می بینی.

‫وقتی خرس بوی این عسل رو حس کنه، ‫فکر می کنه تابستونه.

‫خودت می‌بینی، میاد.

‫اون لازم نیست اونارو بخوره.

‫اگه یکم تیکه تیکه‌شون کنه، ‫مجرم میشه.

‫تو جنگل گم شدن.

‫یه خرسی بهشون خورد.

‫و بعد... یه اتفاق توی جنگل.

‫تا بیان اینجا پیداشون کنن...

‫هیچ دعا و چیزی؟

‫ما حتی اسمشونم نمی‌دونیم.

‫بیا، یه کت کلفت بپوش، واسه دو طرف.

‫شب بخیر، عزیزم.

‫چراغا رو خاموش کن، دیره.

‫من چی گفتم؟

‫وقت خوابه.

‫دودو، وایسا.

‫شب بخیر، مامان.

‫شب بخیر، عزیزم.

‫شب بخیر.

‫۲۲ دسامبر...

‫بهت گفتم جواب نمیده.

‫همه خرس‌ها عسل دوست ندارن.

‫من نمی‌فهمم.

‫"کتی"؟

‫یکی دیگه هم هست.

‫دیروز ندیده بودیمش.

‫چی شده؟ حامله نیستی؟

‫حامله؟ از کی؟

‫حتماً مال پوره دیشبه.

‫حتماً جریان آب اونو اینجا آورده.

‫بیا کمکم کن.

‫داری چیکار می‌کنی؟

‫فکر کنم اشتباه کردیم. ‫نمیتونیم از شر جسدها خلاص بشیم.

‫باید یه کاری کنیم دیده بشن.

‫یعنی، رسماً به نمایش بذاریمشون.

‫چون اگه کسی پیداشون نکنه، ‫دنبالشون میان.

‫حتماً. و پیداشون می‌کنن.

‫اگه زود پیداشون کنن، ‫دیگه دنبالشون نمی‌گردن.

‫اون جزو این ماجرا نیست.

‫حالا هست.

‫جسدها رو میذاریم تو ماشین، ‫مثل یه تصادف.

‫تو اونجا نبودی، ‫تو هیچی نمی‌دونی.

‫این چیه؟

‫چی هست؟

‫یه گوشی، آخرین مدل، مال جسد شماره ۳.

‫نگهش دار. "دودو" برای کریسمس ‫خیلی دلش میخواد یکیشو داشته باشه.

‫اون پرتغالیه.

‫"آن ماری"ـه!

‫- سلام، "رولند". ‫- اوه، "ژیل".

‫ماشین دیگه خالی نیست.

‫منظورت چیه؟

‫- مسافر داره. ‫- چند تا؟

‫سه تا، حساب مگسا جدا.

‫- چی میگن؟ ‫- چی بگن؟

‫هیچی نمیگن.

‫من جنازه های پوسیده دیدم اما این...

‫چرنوبیل.

‫باشه، "ژیل".

‫گوش کن، تو تکون نخور.

‫من پزشکی قانونی رو میفرستم و میام.

‫- به هیچی دست نزن. ‫- خیالت تخت.

‫به هیچی.

‫منتظرت می‌مونیم.

‫اون با پزشکی قانونی میاد. ‫به هیچی دست نزن.

‫قسم میخورم، "رولند".

‫خالی بود.

‫من تو راهم.

‫ببخشید.

‫ببخشید، منو نادیده بگیر.

‫رئیس؟

‫کسی زنگ نزد؟ ‫توالت رو پر کردن، حالا دفتر منو.

‫رئیس، یه مشکلی داریم.

‫- به هر حال، مدفوع نیست. ‫- پس چیه؟

‫گلوله.

‫گلوله‌های کوکائین.

‫حداقل سه کیلو.

‫اونا قورتشون دادن.

‫اونا قاچاقچی‌ان، نه مهاجر.

‫- خوب بازی کردی. ‫- چطوری؟

‫ما مهاجرها رو نمیگردیم. ‫جاهایی که مهمه رو نه.

‫نه آسیبی دیده میشه، نه آسیبی وارد شده.

‫ما میذاشتیم برن.

‫اونا با بارشون میرفتن، ‫کشف نمیشدن، خوب بازی کردی.

‫ولی یه چیزی اذیتم میکنه.

‫چطور توی جنگل راهشونو پیدا کردن؟ ‫اونا که محلی نیستن.

‫طفلکیا.

‫قیمت سنگینی برای رد شدن از مرزها.

‫۵۰۰ گرم کوکائین تو مقعد.

‫اونا قورتشون میدن.

‫من به زور میتونم یه آسپرین قورت بدم.

‫اونا لیاقت ال‌دورادو رو دارن.

‫ما باید چیکار کنیم، سرگرد؟

‫زندان.

‫درست قبل از کریسمس.

‫قاچاقچیای مواد مخدر دردسرن.

‫“سمی"...

‫بندازیدشون تو سلول.

‫و حواستون بهشون باشه.

‫کلید سلول رو گم کردیم.

‫خب...

‫از قفل استفاده کن یا یه همچین چیزی.

‫از مغزت کار بکش.

‫باشه؟

‫بیا "فلورانس". ‫خوبه که دماغت کیپه.

‫من "متیو کولبو"، متخصص آسیب‌شناسیم.

‫من یه سرماخوردگی شدید دارم.

‫من فقط مرده‌ها رو معاینه می‌کنم.

‫شوخی کردم.

‫- سرگرد "بودن". ‫- سلام.

‫پس ماشین دیشب خالی بود؟

‫آره...

‫"ژیل" پیداش کرد. ‫هیچ‌کس توش نبود.

‫اون مشروب نمیخوره؟

‫مثل همه. وقتی تشنه‌اش میشه.

‫این قتل عام مال امروز نیست.

‫- می‌تونم؟ ‫- البته.

‫مراقب باش، خانم. ‫صحنه جالبی نیست.

‫چی؟

‫مشکلت چیه، کرم خاکی؟

‫یه زن نمیتونه این صحنه رو تحمل کنه؟

‫فکر کردی فریزر من هیچوقت خراب نشده؟

‫۵ کیلو گوشت گندیده، ‫و هیچ مردی نیست که آشغال رو بیرون ببره.

‫پس دیگه "مراقب باش، خانم..." رو نشنوم.

‫ما چندتا جسد اساسی داریم.

‫باید مینداختیمش تو سطل آشغال!

‫سطل آشغال جلوی چشمه. ‫خیلی خطرناکه!

‫اسلحه باید سر صحنه جرم باشه.

‫اوه شت، شت، شت.

‫به رانندگی ادامه بده.

‫- داریم میریم سوپرمارکت. ‫- از توی جنگل؟

‫از جاده اصلی برو. ‫اینجا بسته‌ست.

‫- تصادف شده؟ ‫- فعلاً نمیتونیم چیزی بگیم.

‫یه قتل عام حسابی.

‫هی "میشل"... هی "کتی"!

‫شما نمیتونید اینجا بمونید.

‫- داریم میریم سوپرمارکت. ‫- از توی جنگل؟

‫اون چیه، یه ماشین متروکه؟

‫نه واقعاً. ‫فکر کنم یه روانی داریم.

‫"فلورانس" بیشتر به منحرف بودن فکر میکنه.

‫- به خاطر عسله. ‫- عسل؟

‫سه تا جسد.

‫صورت یکی‌شون رو بریدن. ‫اون یکی‌ها رو هم عسل مالیدن.

‫یکی رو با نیزه زده بودن، شکمش پاره شده بود.

‫کلاً متلاشی شده بود. ‫ببخشید، "کتی".

‫توشار! ‫شیرینی نارگیلی از "توشار"؟

‫- عاشقشونم! شیرینی مورد علاقه‌مه. ‫- مال منم.

‫اثر انگشت گرفتین؟

‫طول نمیکشه.

‫آدم بده همیشه یه ردی از خودش به جا میذاره.

‫پیداش می‌کنیم.

‫ما همیشه پیدا می‌کنیم.

‫- خب، موفق باشی. ‫- بازاریابی خوبیه.

‫بازاریابی؟

‫مگه تو از سوپرمارکت چیزی نگفتی؟

‫- و کریسمس مبارک! ‫- بریم.

‫این دیگه فرق داره.

‫ببخشید.

‫- حالا چی؟ ‫- سوپرمارکت، همون‌طور که گفتیم.

‫و اونا دارن ما رو زیر نظر دارن.

‫باید دست نگه داریم. این کار اشتباهه.

‫دیگه دروغ کافیه. ما آدمای خوبی هستیم. ‫بیاید اعتراف کنیم.

‫ما عمداً این کارو نکردیم.

‫اونا درک می‌کنن. ‫ژاندارم‌ها باهوش هستن.

‫تو از ترس این حرفو میزنی.

‫اونا دنبال منحرف‌ها میگردن.

‫همون‌طور که گفتی، ما آدمای خوبی هستیم. ‫پفلو.

‫مسئله ترس نیست، مسئله اصوله.

‫یه قطب نمای اخلاقی.

‫من نمیتونم با این موضوع کنار بیام.

‫خیلی خب، "میشل".

‫اول میریم خرید، بعد تسلیم میشیم.

‫در مورد پول... چی بگیم؟

‫هیچ‌کس نمیدونه پولی وجود داشته. ‫لازم نیست بهشون بگیم.

‫ولی من که میدونم. ‫وجدانم خبر داره.

‫من آدم درستکاری هستم.

‫من ارزش قائلم.

‫حق با توئه. ‫پسش میدیم.

‫و تو رو تحویل میدیم.

‫منو تحویل میدید؟

‫تو بودی که اونارو کشتی.

‫تو همدست منی!

‫کی جسدها رو جابجا کرد؟ کی عسل مالید؟ ‫شلوارشو کی بالا کشید؟

‫کی رمان جنایی میخونه؟

‫اگه من گیر بیفتم، تو هم گیر میفتی، "کتی".

‫اگه بریم زندان چی؟

‫کی از "دودو" مراقبت میکنه؟ بهزیستی؟

‫میخوای پسرت بره ‫تحت مراقبت بهزیستی؟

‫تو این دنیای کثافت؟

‫ببخشید.

‫- حالا نوبت منه. ‫- نوبت منه.

‫این مسخره‌ست. نمیتونیم کم بیاریم.

‫زود باش، باید قوی باشیم.

‫نگاه کن... نگاه کن.

‫- چه با شکوه. ‫- آره، خیلی...

‫به یه مدرک برای بیگناهی نیاز داریم.

‫"پاکستانی" رو با "ک" مینویسن؟

‫وسیله نقلیه، ظاهراً رها شده،

‫سواراش پیدا شدن.

‫پزشکی قانونی عکس فرستاد.

‫من ازشون کپی گرفتم.

‫بچسبونمشون؟

‫این آزمایشگاه پزشکی قانونیه!

‫جدی... باشه.

‫درستش می‌کنیم.

‫ممنون، خبرتون میکنیم.

‫اون آقایی که نیزه خورده بود

‫و اون خانوم بلوند که پوست پوشیده بود

‫توریست نبودن.

‫قاچاقچی مواد مخدر بودن.

‫پرونده‌های جدی تو پلیس دارن.

‫این دوتا پرونده به هم مربوطن، "فلورانس".

‫"سمی"!

‫آفریقایی و اون 3 تا پاکستانی رو ‫هم بفرست اون بالا.

‫- ممکنه شانسی بوده باشه. ‫- شانس نیست، فقط احتمالاته.

‫و احتمالش خیلی زیاده.

‫این زوج بی‌گناه به نظر نمی‌رسن.

‫اون سنجاق سر. ‫چرا اون سنجاق سر اونجاست؟

‫توی ماشین پیداش کردن.

‫سنجاق سرهایی مثل اون همه جا فروخته میشه.

‫شاید صبر کنیم قبل از اینکه گزارش رو بفرستیم؟

‫امروز چیکار کردی؟

‫هیچی، مرخصی‌ام.

‫- مرخصی. ‫- مرخصی، مرخصیه دیگه.

‫مثل روزه میمونه: اگه بشکنه فایده نداره.

‫مرخصی از چی؟

‫از مدرسه، که خیلیه.

‫از مدرسه.

‫من سه ماه رو ‫صرف خوندن برای امتحان لیسانسم کردم.

‫افتادن توش سخت بود.

‫من به زمان نیاز دارم تا دوباره سرپا شم.

‫چقدر زمان؟

‫من که نمی‌بینم داری سرپا میشی.

‫پول مدرسه طراحی مد رو بده، ‫بعدش می‌تونیم حرف بزنیم.

‫وگرنه از دوست‌پسر مامان می‌خوام. ‫اون پولداره.

‫یه دندونپزشکه، ارتودنسی می‌کنه.

‫چه "معدن طلای" لعنتی.

‫مراقب حرف زدنت باش.

‫به هر حال این فراتر از توعه

‫و دنیای "پلی موبیل‌هات" تو لباس فرم.

‫تو دنیای پلی‌موبیلیِ من، ‫همون‌طور که خودت میگی،

‫ما وسایلمون رو نگه می‌داریم.

‫یعنی چی؟

‫گلسرت.

‫کجاست؟

‫خونه دوستمه.

‫- کدوم دوست؟ ‫- تو نمی‌شناسیش.

‫بهتره بشناسمش.

‫ما اون رو تو یه ماشین پیدا کردیم.

‫بابا، مجبور نیستم بهت بگم ‫با کی می‌خوابم.

‫تو تو ماشین خوابیدی؟

‫من دیگه بزرگ شدم، بابا.

‫تو تو یه ماشین با جسدها خوابیدی؟

‫با چی؟

‫تو با مرده‌خواهی حال می‌کنی.

‫باشه، داری عصبیم می‌کنی. ‫اشتهام کور شد.

‫اجازه هست؟

‫متاسفم.

‫چرا تو همیشه باید همه چیز رو بدونی؟

‫ساکت موندن بهتر نیست؟

‫اوضاعمون خوبه.

‫ما خوب با هم کنار میایم.

‫چرا همه چیز رو خراب می‌کنی؟

‫نمی‌خواستم معذب بشم.

‫راستش، تو...

‫بزرگ شدی.

‫برام سخته اعتراف کردن.

‫همین بود.

‫مطمئنی هیچ جنازه‌ای نبود؟

‫ایست!

‫به عنوان ژاندارم دارم میپرسم، نه پدر.

‫پس منو احضار کن برای بازجویی.

‫فکر خوبی نیست.

‫نه، یه شاهد، یه شاهدِ دیگه است.

‫فقط یه بار بهم اعتماد کن.

‫به عنوان یه دوست قدیمی، "سابین".

‫حتی به عنوان یه دوست قدیمی، ‫از دروغ خوشم نمیاد.

‫میدونم چطور میتونن توهمات رو نابود کنن.

‫سالها زندانی ‫توهمات و باورهای دروغین بودم،

‫به‌خاطر عرف و رسوم،

‫به‌خاطر دروغای بی‌خود.

‫یه روز تصمیم گرفتم خودم باشم.

‫حالا از من می‌خوای دروغ بگم، "میشل".

‫چقدر؟

‫برای بازسازی سیاه چال.

‫و تاب‌های جنسی جدید ‫توی اتاق عشق.

‫تاب‌های جنسی خیلی خوب.

‫مشتری‌های سخت‌گیری داریم.

‫پس شما میگید ‫ما دیشب اینجا بودیم.

‫شب ۲۱اُم.

‫شب ۲۱اُم.

‫ممنون، "سابین"، خداحافظ.

‫خداحافظ.

‫چرا برای یه نوشیدنی نمی‌مونید، ‫یه کم با اینجا آشنا بشید؟

‫اگه قراره بگیم شما اینجا بودید، ‫حداقل یه کم بچشید.

‫نه، ممنون، ما لباس مناسب نداریم.

‫تو نازی.

‫میترسی یه کم خوش بگذرونی؟

‫میدونی، بهترین راه برای پیدا کردن خودت

‫اینه که بدونی کجا خودتو گم میکنی.

‫بیا، انقدر خجالت نکش.

‫"میشل"...

‫به هر حال، ممنون، ‫یه سیاهچال با شکوه خواهم داشت.

‫راستش، از یه قسمت هدیه‌ت برای خرید ‫ماسک واسه شب سال نو استفاده میکنم.

‫این همیشه جواب میده.

‫لخت شدن ممکنه آسون باشه،

‫ولی ماسک بزرگسالا رو دوباره بچه میکنه.

‫من عاشق کیفتم، "جکی".

‫"کتی". این هدیه بود.

‫من میرم. خوش بگذرونین. ‫نوشیدنی ها با منه.

‫تا آخرش بمونید. امشب شب "گنگ بنگ"ه.

‫وایسا. ‫- چی؟

‫ما با هم مدرسه کشاورزی رفتیم.

‫اون عینک می‌زد و جوش داشت.

‫و سینه‌های بزرگ.

‫ببخشید.

‫من به اون چیزا نگاه نمی‌کنم.

‫حسودی؟

‫ببخشید؟

‫اصلا. حسودی؟ نه، جدی میگم...

‫تو دیوونه‌ای؟

‫تو حسودی، "کتی".

‫نه، "میشل".

‫من ترجیح می‌دم...

‫جواب نده.

‫به هر حال، قبول کن بهونه‌ی خوبی بود.

‫هیچکس نمیگه ما اینجا نبودیم.

‫کسی رو میشناسی که پز این کارو بده؟

‫نه، ممنون. خیلی لطف داری.

‫چی میخواست؟

‫رابطه‌ی مقعدی.

‫خب، شب بخیر.

‫دودو، دیگه برای موسیقی خیلی دیره.

‫وقت خوابه، دودو!

‫۲۳ دسامبر...

‫خب...

‫تو ماشین داشتی چیکار می‌کردی؟

‫با "باستیل" خوابیده بودم.

‫چرا اونجا؟

‫برادر کوچیکش خونش بود.

‫و من موقع سکس جیغ می‌زنم، خب...

‫"من جیغ می‌زنم...

‫موقع سکس."

‫چرا ماشین "بازیل" نه؟

‫خیلی کوچیکه. صندلیاش عقب نمیرن.

‫می‌خواستیم یه سر به "مارک" بزنیم برای کاندوم.

‫می‌خواستیم بریم خونه "گیوم". ‫یه اتاق خواب خالی داره.

‫خب، تو راه خونه "گیوم"، ‫ماشینو دیدیم.

‫اونم چه ماشین خوبی.

‫معلوم بود صندلیاش خیلی نرمه.

‫پس می‌تونستیم راحت باشیم.

‫ببخشید، من...

‫یه کم قهوه واسه خودم درست کنم.

‫"پس واقعا میتونستیم رها کنیم."

‫چرا داره زُل میزنه؟

‫لازم نیست واسه یه اظهارات بمونی.

‫فقط داشتم کمک می‌کردم.

‫تو ماشین چیزی متوجه نشدی؟

‫نه، شب بود.

‫دو مرد، یه زن، عزیزم.

‫هیچی یادت نمیاد؟

‫نه، ما از این کارا نمی‌کنیم. ‫ما خیلی معمولی‌تریم.

‫مطمئنی هیچ‌کس اونجا نبود؟

‫چند تا آبجو خورده بودم، ولی بازم...

‫سرگرد؟

‫جسدها رو اضافه کردن.

‫بفرمایید.

‫۲۳۰۰ یورو.

‫بفرمایید اینم مال شما. ‫ممنون، "کریستین".

‫ممنون، "میشل".

‫می‌بینمتون، روز خوبی داشته باشید.

‫اون چیه؟

‫واسه خودمون نفت گرمایشی خریدم.

‫با چه پولی؟

‫با پول خودمون.

‫از توی کیف برداشتی؟

‫خیلی کم برداشتم، ‫فقط به اندازه نیاز.

‫بیمه ماشین، نفت گرمایشی، ‫کود "ژان-ژان"، عزیزم.

‫تو عقلتو از دست دادی.

‫چرا؟

‫مثل قضیه تلویزیون، با تلویزیون موافقت کردی.

‫چون تلویزیون پنهون می‌مونه.

‫هیچ‌کس جز ما اونو نمی‌بینه.

‫ولی بدهی‌هامون چی...

‫چطوری می‌خوایم پرداختشون رو توجیه کنیم؟

‫به "ژان-ژان" چی گفتی؟

‫اون میره بانک و لو میده.

‫نمیشه اینجوری ۵۰۰۰ یورو رو پرداخت کرد!

‫ازش میپرسن این ۵۰۰۰ یورو رو

‫نقدی از کجا آورده، یهویی.

‫بانک‌ها سوال میپرسن! ‫کارشونه.

‫میگیم درختای بیشتری فروختیم.

‫آره، خوبه. فرض کن اونا خنگن.

‫مردم حرف درمیارن، "میشل".

‫نمیشه بهت اعتماد کرد.

‫اینجا، ماشین "بازیل" از شهر خارج میشه.

‫با "بلانش".

‫ساعت ۱۱:۱۲ شب...

‫۱۷ دقیقه بعد، دوباره اینجا ظاهر میشه.

‫همونطور که توی دوربین ‫مداربسته شهر دیده میشه.

‫۱۷ دقیقه؟

‫چی؟

‫اونا فقط ۱۷ دقیقه رو ‫توی اون بی ام و گذروندن.

‫خب که چی؟

‫همین. زمان زیادی نیست.

‫ما در مورد اون تحقیق نمی‌کنیم.

‫آره ولی زمان زیادی نیست.

‫بعدش، از ساعت ۱۱:۲۹

‫تا وقتی ماشین یدک‌کش اومد،

‫هیچی: نه کسی میاد، نه کسی میره.

‫خیلی خب، پس خلاصه بخوایم بگیم...

‫ماشین "بازیل"...

‫از این طرف میاد.

‫و از این طرف میره بیرون.

‫و بی ام و دقیقا وسطشه.

‫ساعت ۱۱:۱۲ شب،

‫هیچ جسدی توی ماشین نیست.

‫و ساعت ۸:۴۸ صبح،

‫جسدها یهو ظاهر میشن.

‫و هیچ‌کس نیومده،

‫نه از اینجا، نه از اینجا.

‫پس باید اتفاق بیفته...

‫بدون شک...

‫اینجا.

‫مشکل اینه که هیچی اونجا نیست.

‫آره، مزرعه درخت کاج هست.

‫چه فکر خوبی، "سمی".

‫خیلی خوبه.

‫البته.

‫"میشل" و "کتی".

‫- سلام، "رولان"! ‫- سلام، "کتی".

‫مشکلی با درختتون پیش اومده؟

‫میشه بیایم تو؟

‫البته.

‫بفرمایید!

‫پاهاتون رو پاک نکنید، خودم بعداً تی می‌کشم.

‫یه لحظه.

‫"میشل"، "رولان" اومده.

‫خیلی صدا زیاده.

‫اینجا.

‫بفرمایید داخل.

‫قهوه می‌خورید؟

‫فقط چندتا سؤال ازتون داریم.

‫چی شده؟

‫"دودو" یه کار احمقانه کرده؟

‫میشه بشینیم؟

‫بله، حتماً.

‫اینا فقط سوالای معمولیه.

‫"کتی"، "میشل"،

‫شب بیست و یکم، ‫چیز غیرعادی دیدید یا شنیدید؟

‫غیرعادی چطوری؟

‫شاید صدای تیراندازی.

‫یه ماشین.

‫یه چیزی دم صبح، داد و فریاد.

‫دارید منو می‌ترسونید.

‫برام سخته که بپرسم، ولی...

‫شما شب بیست و یکم کجا بودید؟

‫ما توی "کیوپید" بودیم.

‫همون کلوب تعویض زوج‌ها؟

‫- پنجشنبه شب، شب بی‌بندوباریه. ‫- پارتی گروهی.

‫پارتی گروهی.

‫و ما از تاب استفاده کردیم.

‫"میشل"، این خیلی مهمه.

‫تمام شب؟

‫روی تاب؟

‫نه، توی "کیوپید".

‫تا خود صبح.

‫- و "دومینیک"؟ ‫- "دودو"؟

‫- اون خواب بود. ‫- باشه.

‫بفرمایید.

‫میتونیم ازش سوال بپرسیم؟

‫آره.

‫اگه سر پلی استیشنش نباشه.

‫این...

‫"دودو"، بیا اینجا پسرم.

‫بیا پیش ما بشین.

‫اونا چند تا سوال معمولی دارن.

‫معمولی یعنی مثل همیشه.

‫دیدی؟

‫"دودو"، شب بیست و یکم...

‫اون ناشنوا نیست.

‫یادت میاد داشتی چیکار میکردی ‫شب بیست و یکم؟

‫بیست و یکم.

‫پریشب.

‫یادته؟

‫عجله نکن.

‫این "دودو"ـه...

‫زیاد اهل حرف زدن نیست. یکم...

‫اون عادیه. ‫دکترا همه‌ش همینو میگن.

‫نه، "کتی". اون عادی نیست.

‫شب بیست و یکم چیکار می‌کردی؟

‫خواب بودم.

‫تو توی اتاقت بودی.

‫- داشتی می‌خوابیدی. ‫- آره، داشت می‌خوابید.

‫فکر کنم همین بود.

‫اونا تو "کیوپید" نبودن.

‫از کجا می‌دونی؟

‫چون من اونجا بودم.

‫من اجازه ندارم؟

‫ادامه بده، بگو.

‫بگو من یه هرزه‌ام.

‫من که حرفی نزدم.

‫فکر می‌کنی من زود به دست میام. ‫آره، همینطوره.

‫زود به دست اومدن بهتره ‫از تنها بودن.

‫هر کاری از دستم بربیاد می‌کنم.

‫تو دنیایی که خیلی بزرگه.

‫و یه یونیفرم که خیلی کوچیکه.

‫می‌دونی، "فلورانس"...

‫تو زندگی، همه دنبال خودمون می‌گردیم.

‫یه روزی فکر می‌کنم ‫تو شاهزاده سوار بر اسبت رو پیدا می‌کنی.

‫چون تو لیاقتش رو داری.

‫آره، "فلورانس".

‫یه روزی با یه مرد خوب روبرو می‌شی.

‫امیدوارم قدرش رو بدونی.

‫تو از من باهوش‌تری. ‫تو تو این کار بهتری.

‫تو هرزه نیستی، "فلورانس".

‫پدر، خیلی درد دارم.

‫این اصلاً شبیه من نیست.

‫می‌دونی که دروغگو نیستم. ‫من همه چیز رو بهت می‌گم.

‫- تو اون کیف چقدر پول بود؟ ‫- ۲ میلیون.

‫الان یه کم کمتره.

‫- دو میلیون. ‫- بله.

‫چه مبلغی.

‫مطمئناً خیلی زیاده.

‫پسر، تو مسئولیتی نداری.

‫خداوند تو رو امتحان کرد.

‫تو هم استقبال کردی.

‫یه جورایی من کشتمشون، ‫حالا چه تصادفی چه غیر تصادفی.

‫هیچ تصادفی وجود نداره.

‫فقط تصمیمات خداونده.

‫اونا تو مسیر تو بودن. ‫تو دنبالش نبودی.

‫دوباره بگو چقدر؟

‫دو میلیون.

‫مبلغ هنگفتیه.

‫چرا اونو تحت حمایت خدا قرار ندی؟

‫همینجا، تو این کلیسا، ‫دور از آدمای بد.

‫شک دارم "کتی" قبول کنه.

‫اون به هیچکس اعتماد نداره.

‫منو با یه کافر اشتباه گرفتی؟

‫البته که نه.

‫من مرد خدا هستم.

‫فردا پول رو میارم. ‫اینجوری امن‌تره.

‫ولی یه کلمه هم به کسی نگو.

‫لبام مُهره.

‫تو با کشیش حرف زدی.

‫اون با کشیش حرف زده.

‫چه احمقی.

‫اون هیچی نمیگه. ‫میشه بهش اعتماد کرد.

‫نمی‌تونیم پول رو اینجا نگه داریم.

‫منطقی باش.

‫هیچ چیز این ماجرا منطقی نیست.

‫الان من... من خسته‌ام.

‫راستش، نمی‌دونم... ‫برای یه بارم که شده، سعی کن حضور داشته باشی.

‫همه‌ی بار رو من به دوش می‌کشم. ‫من کاملاً تنهام.

‫۸۰... واقعاً، برای یه بارم که شده،

‫به عنوان یه پدر، یه شوهر، هرچی، ‫سعی کن منو تحمل کنی.

‫بهش نیاز دارم.

‫فهمیدی؟

‫من خسته‌ام. دیگه بریدم.

‫من از همه‌ی اینا خسته‌ام.

‫از کاشتن درخت کاج! ‫و واسه چی؟

‫که آخرش تبدیل به تخته‌های لعنتی ‫تو سوپرمارکت‌ها بشه!

‫و درخت‌های کریسمس ‫هفته دیگه تو سطل زباله‌ان.

‫ما به چه دردی می‌خوریم؟

‫هیچی!

‫ما گند می‌زنیم.

‫ما تو دردسر بزرگی افتادیم، ‫یه زوج به درد نخور!

‫ما...

‫ما انگلیم.

‫من میرم حموم.

‫"کتی"؟

‫خیلی وقته اینجوری حرف نزدیم. ‫درسته؟

‫۲۴ دسامبر...

‫خیلی خب. نه، نه...

‫اشکالی نداره، منتظرشون می‌مونیم. ‫تعطیلات خوبی داشته باشید.

‫"فلورانس". ‫دارن پرونده رو ازمون می‌گیرن.

‫دو تا پلیس از آگاهی دارن ‫مسئولیت رو به عهده می‌گیرن.

‫۲۴ دسامبر، ‫کار دیگه‌ای ندارن که انجام بدن.

‫واقعاً حیرت‌زده‌ام.

‫تو ریش‌هاتو رنگ می‌کنی!

‫وگرنه پیر نشون می‌ده.

‫- موهات چی؟ ‫- اونم همینطور.

‫رنگ مو فرق داره.

‫می‌خوای چیکار کنی؟

‫فقط هرچی می‌دونم رو بهشون می‌گم.

‫- کِی، الان؟ ‫- آره.

‫شب کریسمس؟

‫"کتی" و "میشل"، همون "کوپید"، ‫مهاجرای قلابی؟

‫آره.

‫گیره‌ی سر؟

‫گیرۀ سر دخترت؟

‫شامپو رنگ موئه. ‫- آره.

‫اونا گورشونو گم میکنن و ما رو ‫روز ۲۴ میفرستن اینجا!

‫- همسرت چی؟ ‫- زنم اینجوری بیشتر دوست داره.

‫زودتر دیگه، دارم میبندم. ‫کریسمسه، مشتری نیست.

‫وقتی دوباره در میاد؟

‫میخواره.

‫مثل یه کیوی.

‫خانم ها و آقایون.

‫- نقد یا کارت؟ ‫- کارت.

‫همزن قهوه؟

‫ستوان "ژاکین".

‫- مافوقتون اینجا هستن؟ ‫- بله قربان، صداشون میکنم.

‫دنبالت میام.

‫سرگرد؟ پلیس اومده، برای شما.

‫راهنماییش کنم بیاد تو؟

‫بله، بفرستینش داخل.

‫فقط یه نفرِ.

‫پس بفرستینش داخل.

‫بفرمایید تو.

‫سلام، ستوان.

‫سرگرد "بودین" هستم.

‫بفرمایید، بشینید.

‫همراه ندارید؟

‫اون به خاطر تعطیلات پیش بچه هاشه.

‫فکر کردم ‫بچه ها مهم تر از...

‫سه تا جسد توی یه "بی ام و" باشن.

‫کریسمس، کریسمسه.

‫درسته.

‫سرگرد "ایتی"، هرچی میدونی بهم بگو.

‫فعلاً هیچی قطعی نیست.

‫سرنخ‌ها.

‫- فقط سرنخ‌ها. ‫- اسم‌ها؟

‫- آدرس‌ها؟

‫سرنخ‌ها...

‫چیزی که بدشانسیه اینه که...

‫کریسمسه.

‫باید تا فردا صبر کنیم.

‫بعد از ناهار خانوادگی.

‫همونطور که میگی،

‫کریسمس، کریسمسه.

‫ما اینجا به سنت احترام می‌ذاریم. ‫مثل یه جور آتش‌بس.

‫منظور سرگرد اینه که باید صبور باشی.

‫پرونده‌ی سختیه.

‫فعلا می‌خوایم سرنخ‌هامون رو چک کنیم.

‫تو ۲۴ دسامبر میای، ‫زمان مناسبی نیست.

‫من که دیگه نباید حرفی بزنم...

‫اگه مشکلیه، می‌تونم به رئیس‌ت زنگ بزنم

‫و اوضاع رو توضیح بدم.

‫می‌ذارم "بابا نوئل" کارش رو بکنه.

‫این‌جوری بهتره.

‫بعد از بوقلمون میام.

‫این‌جوری بهتره.

‫فردا می‌بینمت.

‫- کریسمس مبارک. ‫- تو هم همین‌طور.

‫یه آدم عوضی به تمام معنا.

‫با یه مدل موی خیلی زشت.

‫اتاق ۱۲.

‫مثل یه سوئیت میمونه، با تلویزیون.

‫اینجا برای کریسمس اومدی؟

‫درسته.

‫تنهایی؟

‫تنها نیستی. من اینجام.

‫تموم میشه.

‫خیلی محکم فشار میدی.

‫دیدی؟

‫خیلی قوی هستی.

‫گفتیم تنهایی.

‫تنهایی یعنی هر دوتامون.

‫چه خبر؟ ‫آدرس‌مون رو گم کردی؟

‫می‌خواستم تو یه جای بی‌طرف همدیگه رو ببینیم، ‫بدون...

‫بدون بچه.

‫"رولاند"، داری منو می‌ترسونی.

‫"میشل"،

‫فکر کنم وقتشه حقیقت رو بگی.

‫درباره‌ی چی؟

‫درباره‌ی "بی‌ام‌دبلیو"، جسدها، عسل.

‫- من گفتم تو "کیوپید" بودیم. ‫- بله.

‫نه... نبودی.

‫تو "کیوپید" نبودی.

‫این خیلی خوبه. از "سابین" بپرس!

‫- "سابین"؟ ‫- آره، رئیس.

‫اون با "میشل" تو یه مدرسه‌ی کشاورزی بودن.

‫من از این پرونده کناره‌گیری می‌کنم. ‫گروه جنایی پرونده رو به عهده گرفت.

‫اونا آدمای ساده‌ای نیستن.

‫تا استخون‌هات می‌گردن.

‫و یه چیزی پیدا می‌کنن.

‫کامیون داغونت.

‫فیلم دوربین‌های مداربسته، ‫بی‌تفاوتی الکی‌ات.

‫نمی‌تونی فرار کنی.

‫تو اولین مظنونی.

‫پس حقیقت رو به من بگو. وگرنه...

‫وگرنه چی؟

‫اونا خودشون پیداش می‌کنن

‫و این واقعاً عصبانی‌شون می‌کنه.

‫و پیداش می‌کنن.

‫اونا همیشه این کارو می‌کنن.

‫منم.

‫من اونارو کشتم.

‫اولش ۲ نفر بودن. ‫سومی بعداً اومد.

‫یه تصادف بود.

‫من دست و پام رو گم کردم. ‫هر روز که آدم خرس نمی‌بینه.

‫باور کن، من کاملاً تنها بودم.

‫"کتی" خبر نداشت.

‫اون هیچ ربطی به این موضوع نداره. ‫اون زن فوق‌العاده‌ایه.

‫اون...

‫اون شجاعه، مهربونه.

‫شما می‌تونید منو بندازید زندان. ‫اون به یه درخت‌کار احتیاج نداره...

‫که از همه چی می‌ترسه.

‫باور کن.

‫حقیقته.

‫من تنها بودم. "کتی" اونجا نبود.

‫اون حتی نمیدونست.

‫درسته، "کتی"؟

‫"کتی" اونجا نبود.

‫گوش کن، بذار شب کریسمس رو بگذرونیم.

‫فردا میتونی خودتو تسلیم کنی.

‫خیلی خب.

‫فردا،

‫وقتی داری اعتراف میکنی،

‫لازم نیست بگی تو رانندگی میکردی.

‫میتونی بگی "دودو" بود.

‫داشت یاد میگرفت، قابل باوره.

‫"دودو" ۱۲ سالشه.

‫دقیقا. اون هیچی رو به خطر نمیندازه.

‫مسئول شناخته نمیشه.

‫در بدترین حالت میفرستنش یه جایی ‫برای بچه های مثل اون.

‫بچه های مثل اون؟

‫هیچکس به "دودو" دست نمیزنه، باشه؟

‫"رولان"، اون پسرمونه.

‫فقط داشتم میگفتم.

‫به دخترت برس.

‫این بهتره.

‫اون پول چی؟

‫چه پولی؟

‫یه مقدارش گم شده.

‫یه کم.

‫چقدر هست؟

‫۲ میلیون بود.

‫خداوند همونقدر که خوبه، ‫بخشنده هم هست.

‫به عنوان نماینده‌ش،

‫به خودم اجازه دادم به نیازمندان کمک کنم. ‫سقف چکه میکرد.

‫گله بیمار "بتیه".

‫پیرزن "کازنوو" ‫که به هیزم نیاز داشت.

‫خدا من رو مامور کرد که اقدام کنم.

‫فکر میکنی ما احمقیم؟

‫حالا بیا "میشل".

‫در ضمن، اون پول مال تو نیست.

‫باید برش گردونی.

‫خدا رو قاطی نکن.

‫فقط خدا میتونه پول کثیف رو تطهیر کنه.

‫بذارش برای قاضی.

‫این خونه خداست، پسر!

‫دیگه به من نگو "پسر"، "ژان پیر"!

‫داره کم کم حالمو بهم میزنه!

‫تو پدر من نیستی.

‫اون مرده و خاک شده.

‫میدونم. چه مراسم خاکسپاری قشنگی.

‫چیکار کنیم؟

‫همون کاری که گفتیم میکنیم، "میشل"،

‫فردا ۹۰ میریم اداره پلیس ‫و اعتراف میکنیم.

‫در مورد من،

‫من گوشت بره بریونمو میگیرم ‫و پول رو هم برمیدارم.

‫میذارمش ژاندارمری.

‫جای امن.

‫چی؟

‫هیچی.

‫پورتو والارتا، مکزیک

‫- سلام، "مارک"؟ ‫- نه، "دیگو" هستم.

‫- "ایروکوا" هستم. ‫- جواب بده، سرم شلوغه.

‫برادرت سرش شلوغه.

‫اوه، چه خوب...

‫بهش بگو همه چی روبه‌راهه.

‫تحویل بار دیر شده، ‫ولی محل تحویل رو پیدا کردیم.

‫من پیشرفت کردم ‫و رئیس ژاندارم‌ها شدم.

‫من به همه چی رسیدگی میکنم.

‫بهت خبر میدم.

‫یعنی چی دیر میرسن؟

‫ترافیک؟ نمیتونستن پیش بینی کنن؟

‫بله، بره رو دارم.

‫حالا من زود رسیدم.

‫خیلی خب. به زودی میبینمت.

‫شب بخیر.

‫خوبی "رولاند"؟

‫بله.

‫یه لیوان شراب سفید.

‫و یه سیگار ۳۰ یورویی هم بده.

‫می‌خوام با "بابا نوئل" بکشمش.

‫شراب سفید گازدار برای کریسمس.

‫خیلی لطف داری.

‫- "کورین"؟ ‫- بله؟

‫میگن ‫"پول خوشبختی نمیاره".

‫دقیقاً چقدر؟

‫- حالت خوب نیست. ‫- هستم.

‫فقط تصور کن...

‫اگه من دو میلیون یورو بهت بدم.

‫باشه؟

‫و بگم:

‫همه‌چی رو ول کن.

‫بارت، مشتری‌هات، مردت رو ول کن.

‫زندگیتو عوض کن.

‫برو یه جای آفتابی. ‫بدون هیچ سوالی.

‫- ۲ میلیون؟ ‫- ۲ میلیون.

‫نیازی به فکر کردن نیست. من میرم.

‫نه تو، "رولاند"؟

‫بابا، ۲ میلیون!

‫خب...

‫یه کم تغییرات و...

‫هنوزم تنم میره. دیدی؟

‫تو زیبایی.

‫اجازه هست؟

‫حق با توئه.

‫خیلی وقته با هم حرف نزدیم.

‫از اون روزی که دکتر بهمون گفت ‫که "دودو"...

‫مثل بقیه نمیشه.

‫می‌خواستم بهت بگم

‫من اصلاً اون پولا برام مهم نیست.

‫فردا لو دادی و سر از زندان درآوردی،

‫تو همیشه یاغیِ من میمونی، "میشل".

‫رزرو برای کیه؟

‫وقت رفتنه.

‫"دودو"؟

‫میای؟

‫باید بریم.

‫"لب‌ها".

‫"دهان".

‫آره، خوبه.

‫"بینی".

‫با بینیت بگو.

‫رمز.

‫دو.

‫سه.

‫یک.

‫"فلورانس"، اسلحه رو بذار زمین.

‫تو الان یه ستوان پلیس رو زدی.

‫تو اصلاً افسر پلیس زیاد میشناسی

‫که از پشت شلیک کنه ‫اونم با برتای 92 صدا خفه کن دار؟

‫حق با توئه.

‫هیچ شباهتی نیست.

‫پس اون کیه؟

‫نمیدونم.

‫ممنونم "فلورانس".

‫ما میریم یه دستشویی بزنیم. ‫بیا...

‫کسی اینجا هست؟

‫صبر کن "دودو".

‫وایسا، اینجا مردم زندگی میکنن...

‫اوه، لعنتی.

‫این دفعه کار ما نبود.

‫اینجا هَره کریشنا هست.

‫به زودی تعداد مرده‌ها از زنده‌ها بیشتر میشه.

‫کجایی؟

‫چی؟ خونه دوستت؟

‫و مادرت؟ ‫جلوی خونه.

‫باشه.

‫"سمی" رو میفرستم.

‫بهش میگم گوشت بره رو از ‫روی میز کارم برداره.

‫بهشون خوشامد بگو، نوشیدنی تعارف کن.

‫یه کم دیر می‌رسم.

‫خب...

‫ما از یه طرف، ۲ میلیون یورو داریم.

‫خب... داشتیم.

‫از طرف دیگه، ۳ کیلو کوکائین.

‫- هر گرم ۷۰ یوروئه. ‫- عمده فروشی، آره.

‫برای اینکه اینا با هم جور در بیاد،

‫حدودا ۲۷ کیلو کوکائین کم داریم.

‫مواد کجاست؟

‫نه مواد مخدری در کار بوده. ‫پای ما اونجا نرفته، "رولاند".

‫به جون پسرمون، نه مواد مخدری بوده.

‫پول و اسلحه، آره. ‫ولی مواد مخدر نه.

‫"میشل"...

‫چیه؟

‫چه اسلحه ای؟

‫همون اسلحه ای که گذاشتیم دست صندوقدار ‫تو پمپ بنزین.

‫تمومش کن، داری "رولاند" رو اذیت میکنی.

‫مرده؟

‫ما یه...

‫روز پیچیده ای داشتیم.

‫- میتونیم روشو بپوشونیم؟ ‫- اینجا صحنه جِناییه.

‫میشه هندزفری‌هاشو برداریم؟

‫برای "دودو".

‫جواب نمیده؟

‫نه، مال اون نیست.

‫مال منم نیست.

‫مال کیه پس؟

‫مال اونه.

‫اون کچله، با هودی.

‫الو، "آلن"؟ "دیگو" هستم.

‫چه مرگته؟ ‫هیچوقت به "ایروکوا" زنگ نزدی.

‫صدامو میشنوی؟ ‫من با برادرشم که خیلی عصبانیه.

‫پولشو میخواد ‫و بهتره که سر ما کلاه نذاری.

‫وگرنه میدونی چه اتفاقی میفته.

‫کاری میکنیم بیضه‌هاتو بخوری...

‫اجازه میدیم آخرین کریسمس‌تون رو ‫با هم بگذرونید.

‫ممنون.

‫این داره کم کم ‫حالمو به هم میزنه.

‫چقدر آفت دهان زده بود، ‫که یوولاش دیده نمیشد.

‫حتی پولشم نگرفتی!

‫من زیادی شریفم.

‫بالاخره!

‫کرواتتو درست کن.

‫درستش کن.

‫منو ببخشید.

‫ساعت ۱۲:۳۰! فکر کردیم "بابانوئل" اومده!

‫خیلی رنگت پریده! ‫چی شده؟ خسته ای؟

‫تو خوشگلی. ‫کلید نداری؟

‫- دیگه اینجا زندگی نمیکنم. ‫- درسته.

‫"دنیس" رو میشناسی؟

‫- عصر بخیر. ‫- بله، "دنیس" رو میشناسم.

‫اون دندونپزشک من بود.

‫- سلام. ‫- سلام "دنیس".

‫"سمی"، اینجا چیکار میکنی؟

‫من ازش دعوت کردم بمونه.

‫گوشت بره روی میزه.

‫تو نپختیش!

‫تو که نگفتی.

‫بیا دیگه...

‫تا شام یکم مونده.

‫وقت دسره.

‫لعنتی!

‫- پای چپ شانس میاره! ‫- بذار کمکت کنم.

‫چراغ ها خاموش شدن؟

‫درخت کریسمس برگشته!

‫- چی شده؟ ‫- اینجا رو نگاه کن.

‫کادوی کریسمس.

‫که بتونی باهاش یه ماشین بخری، دست دوم.

‫و کلاس رانندگی بری.

‫چون همه ژاندارم‌ها که خوب نیستن.

‫بابا، ممنون.

‫"میشل"، لازم نیست فردا ‫برای ادای توضیحات بیای.

‫از پسش برمیام.

‫۲۵ دسامبر...

‫چه کریسمسی!

‫چیزی پیدا نکردی؟

‫نه، جناب سروان.

‫خب، ما داریم...

‫هفت تا جسد.

‫که دوتاشون افسر پلیسن.

‫سه تا قاچاقچی مواد. یه صندوق‌دار.

‫و یه یقه اسکی ‫با یه گوشواره پر مانند.

‫ولی نه پولی، نه انگیزه‌ای، هیچی.

‫تسویه حساب خلافکارهاست.

‫احتمالا.

‫نمی‌تونم حرف بزنم. ‫بازجویی‌ام.

‫میرم قهوه بخورم.

‫تو سالن انتظار.

‫خیلی بده، ولی تنها چیزیه که داریم.

‫از هدیه‌ش خوشش نیومده؟

‫خب، وسعمون به یه پیانوی بزرگ نمی‌رسه.

‫میدونم ناامید شده، ‫ولی چیکار کنم؟

‫بهت زنگ می‌زنم.

‫بچه‌ها...

‫شوهرم بود.

‫ما طلاق گرفتیم.

‫مثل همه.

‫پسرمه.

‫تو پاریس پیانو می‌خونه.

‫کلی هزینه داره.

‫تو بزانسون ترومپت یاد میدن، ‫ولی اون اصرار داره پیانو بخونه.

‫پیانو خوبه...

‫وقتی خوب نواخته بشه.

‫یه پیانو چقدر قیمت داره؟

‫یه پیانوی خوب.

‫- خیلی طول می‌کشه؟ ‫- امیدوارم نه.

‫تو ۲۵ دسامبر کارای بهتری داریم.

‫خب، بیا از اول شروع کنیم.

‫شما تو... بودید.

‫"کیوپید"، درسته.

‫هر شب؟

‫هر شب.

‫شب کریسمس نه. ‫با دخترم بودم.

‫بچه‌ها...

‫جمعیت ۹۶۷ نفر

‫و هیچ‌کس چیزی ندیده یا نشنیده.

‫همزمان، ‫هر چی اراذل اوباش بیشتر همدیگرو بکشن،

‫کمتر مزاحم ما میشن.

‫خداحافظ، سرگرد.

‫خداحافظ، جناب سروان.

‫داشتم یادم می‌رفت.

‫هدیه بچه‌های گروه کُر کلیسا.

‫برای پیانو.

‫و اگه لازم شد یکم بیشتر هم هست.

‫میدونی،

‫وقتی به یه کندوی عسل میزنی،

‫ملکه زنبور یه روزی بالاخره میاد سراغت.

‫پس مواظب باش.

‫هوشیار باش.

‫درسته.

‫درسته.

‫به زودی می‌بینمت.

‫۳۱ دسامبر.

‫زود باش، عجله کن!

‫اگه بعد از ساعت ۷ برسیم، دیگه نمی‌تونیم ‫اسم‌مون رو برای مسابقه... بنویسیم.

‫مهمونی لباس بالماسکه شب سال نو؟

‫چه مبتکرانه.

‫بذارید حدس بزنم.

‫"لوکی لوک" و "تینکر بل"، درسته؟

‫خیلی باحاله.

‫بذارید یه داستانی براتون تعریف کنم.

‫بشین.

‫داستان یه مورچه کوچولو ‫که می‌خواست یه وال رو بخوره.

‫فکر کنم اسمش همه چیو می‌گه.

‫شانس آوردی.

‫من آدم خوبی‌ام.

‫ظاهرسازی نیست، تو خونمه. ‫همیشه آدم خوبی بودم.

‫اما الان...

‫با برادر کوچیکترم درافتادی.

‫می‌دونم فرشته نبود.

‫عیب و ایراد داشت، ولی برادرم بود.

‫دو میلیون نمی‌ارزید بیام،

‫اما حالا، می‌فهمی، ‫برام جنبه شخصی پیدا کرده.

‫گوش کن...

‫ما برادرتو نمی‌شناسیم...

‫کار ما نیست.

‫وایستا!

‫گفتم وایستا!

‫خفه شو، عوضی.

‫قسم می‌خورم!

‫خب، تاجر کاج،

‫پولم کجاست؟

‫هیچی... هیچی نمونده.

‫هیچی قربان.

‫قسم می‌خورم.

‫ناامید شدم.

‫انتظار همکاری بیشتری داشتم.

‫واقعاً، واقعاً، واقعاً ناامید شدم.

‫- لعنتی! ‫- می‌دونم!

‫می‌دونم...

‫پول کجاست. مواد مخدر.

‫اونجا، زیر یه درخت.

‫اون بیرون.

‫اینم از این.

‫بهتره...

‫دروغ نگفته باشی.

‫اون بیرون نزدیک درختاست.

‫باید بکنی.

‫اجازه هست؟

‫ادامه بده.

‫خیلی دور نیست.

‫مامانمو لمس نکن!

‫ممنون، پدر.

‫ممنون بابت همه چی.

‫خواهش می‌کنم، خانم "چو کارت".

‫ممنون پدر. ‫شما ما رو از زمستون نجات میدین.

‫این یه چیز عادیه.

‫درس دینی یادت نره "بنوآ"!

‫و آب نبات!

‫چی باید بگیم؟

‫بگیم یه تصادف با تراکتور داشتیم.

‫میای؟

‫تو نمیای عزیزم؟

‫منم مثل بقیه تنها میرم.

‫اونا با والدینشون نیستن.

‫نمی‌دونم چرا من... ‫نمی‌تونم مثل بقیه باشم.

‫ما میریم.

‫دو ساعت دیگه میایم دنبالت، باشه؟

‫- برو. ‫- ببخشید.

‫ممنون، بابا.

‫اون طبیعیه، خیلی طبیعی.

‫حالا چیکار کنیم؟

‫بعضی وقتا این مورچه هست که وال رو می‌خوره...

[‫]چگونه یک کشتار انجام دهیم

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.