All language subtitles for Mard Ko Dard Nahin Hota 2018.Fa.WEB-DL.Bollywood1

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

وبسايت باليوود وان تقديم ميکند Bollywood1.co سفارشی از رضا

برترین های سینمای هند در بالیوود وان

...پشت هر داستان معرکه ای

.تصمیمات اشتباهی وجود داره

!آجوبا یه بار گفته بود

.همه همیشه همینو میگن

ازون طرف یجور به نظر می رسه

...اما ازینجا

چرا با این سرعت میدون؟

اگه من هم هم جهت اونا بدوم

حتی متوجه هم نمیشوند

.که داشتن دنبال من میدویدن

چرا با این سرعت میدون

؟!من که همین جاایستادم

اگه یکیشون پاش بگیره بیوفته چی؟

*(حتما اینجوری میشد)*

بیاین شروع کنیم

بشکن بشکن بشکن

"مردی که درد حالیش نمیشه"

گفتم که

"مردی که درد حالیش نمیشه"

کونگ فو

سوریا

باید همیشه آب بنوشی

وگرنه؟ _dehydration(کمبود آب پیش میاد)

واگر آب بدنت تموم بشه؟

آروم سوریا آروم

من یه پسر معمولی میخواستم

تو چرا برگشتی؟

با تمام وجودت آموزش ببین

تو یک روز استاد کاراته میشی

پدرشو میسوزونم

خلاصه زندگی؟

لعنتی

من دارم می میرم

از کم آبی

باید آب میخوردم

اما چرا سلول های مغزیم

روی خلاصه ی زندگیم

یه آهنگ جلف دهه نودی رو پخش میکنه؟

بهتره که

از اول اول شروع کنم

مترجم : مینو

"مردی که درد حالیش نمیشه" ترجمه ای از وبسایت بالیوود وان

"این دعوت به مبارزه است"

این چیه؟

من که هیچ وقت اینجا نبودم

این من نیستما

؟مامان

بابا؟

آجوما

من کجاهستم اوه از این قدر جلو؟

وقتشه؟بریم بیمارستان؟

سمبوسه میخوام

چی؟ سمبوسه

بعدا بخرم؟ نه الان

.میری برای منم تخم مرغ (آب پز) بگیر

یعنی اصلا فیلمو نبینم؟

من برات تعریف میکنم

سس هم بگیریا

برای منم بگیر

من که قبل شروع شدن فیلم پرسیدم چیزی میخواین

؟چرا همون موقع نگفتین

هی عوضی

ببخشید

متاسفم

زیاد زر نزن بزار فیلم کوفتیو ببینیم

ساکت شو دیگه

"هیچ کس رو بیخیال نمیشم"

"غرور همه را میشکنم"

نینا -تو بشین خودش از پسش برمیاد

"این یک مبارزه طلبی است"

فکر کنم یکم زیاد روی کردم

اصلا اینجوری نبود

:باشه از اول بدون تقلب میگم

"غرور همه رو خورد میکنم این یک چالش است"

تو بشین خودش از پسش برمیاد

هی به مامان من فحش میدی!؟

واستا که اومدم برات

خوبی-بریم بیمارستان -لامپ روروشن کنین

بعد یک نابودگر از آینده میاد

برای کشتن من

چون من ربات نیستم

وقراره نجات دهنده دنیا باشم

.بعد مامان نابودگر رو نابود میکنه

.باید اینطوری میشد

ولی اینجوری نشد

"آهنگ جوانی می خوانم"

"به گوش همه ی دنیا میرسانم"

"کاری میکنم کارستان"

"همه رو روی یک انگشتم می چرخونم"

"هرجا من باشم"

"هیجان آنجا خواهد بود"

"هرجا من باشم"

"هیجان هم آنجا خواهد بود"

"هرکی جلوم سبز بشه"

"جون سالم به درنمیبره"

.و بعد ما تا ابد به خوبی وخوشی زندگی کردیم

هی بدش به من

چیکار میکنی ولش کن

زود باش

بابا

درش بیار دیگه

ترجمه ی این اثر بصورت شنیداری انجام شده است

بالیوود وان ، تجربه ی عالی سینمای هندی Bollywood1.CO

من آروز میکردم که اینجوری نمیشد

.ولی همینجوری شد

بعدازآن آنقدرپرونده جنایی در مومبای بود

.که همه گردنبند دزد رو فراموش کردن

نه قربان من خواب نیستم بچه ام خوابه برا همین آروم حرف میزنم

...دست وپا بسته

...عینک غواصی به چشمام

چرا؟

الان میگم

ولی باتوضیح دکتر

بهتر متوجه میشید

سلوله های عصبی پیام درد رو به مغزصادر نمیکنن

زنده ماندنش یه معجزه است

.یه بیماریه نادره بعدا توضیح میدم

شما باید خوشحال باشید

آقای دکتر من یه بچه طبیعی میخواستم

ایشون به مغول(وحشی) تبدیلش کرده

ول کن اونو

اون تا حالا به تو چیزی گفته؟

تو چرا بهش مغول میگی؟

دیدین آقای دکتر

این پدرخانومم

.مغز بچه رو با فیلماخراب کرده

باید به او معنی درد رو فهماند

اگه نفهمه باید مدام بگی

بشین نرو دست نزن چشمتو ببند نخور

ربات که نیست

نباید کنترل کردش

.مراقبت میخاد مراقبت

تو آمریکا هم

روی این بیماری مطالعه کردن اما درمانی پیدانشد

سوریا

اگه کسی اینجوری زدت

باید بگی اوچ چی بگی؟ -اوچ

اوچ اوچ اوچ

یه عده میگن

مرد درد حالیش نمیشه

اونا نمیدونن که

درد نداشتن یک قدرت جادویی نه یک بیماریه

یک اوچ دو اوچ سه اوچ آره

دست یا پام بشکنه

سرم یا دماغم داغون بشه

اصلا متوجه نمیشم

سرما گرما سوزش حمله قلبی

هیچی

.هیچی حس نمیکنم

آجوبا اجازه نمی داد

بخاطر شرایطم تو هراس و ترس زندگی کنم

.به همین خاطر تمریناتی میداد

که من تک تک ماهیچه ها و استخوان ها ومفاصل بدنمو بشناسم

اگه جایی می شکست گچ میگرفت

,كجایی در میرفت

.بهش رسیدگی میکرد

وقتی بچه های همسنم مودبانه حرف زدن یاد میگرفتن

من اوچ گفتن یاد میگرفتم

سوریا بازنده است سوریا بازنده است

شنیدیم تو درد احساس نمی کنی

{ بچه ها فرشته صداقتن }

{مثل نور چشم عزیزن }

کسایی که اینجوری میگن

انگار تا حالا مدرسه نیومدن

"حتی ازشیر هم نمیترسم امانمیدونم جلوی سوسک چه کنم"

آقای هند نیستم(یکی از فیلمهای آنیل کاپور)

سوپری

اینم بهترین دوست من

اگه من آتیش باشم او طوفانه

چرا گریه میکنی؟

؟تو جون منو نجات دادی

اوچ

از امروز کسی رو با چوب نزن

با دست بزن

همیشه مثل ترسوها بود

ولی اگه میدید برای من اتفاقی افتاده دیگه هیچی

"پرواز میکنم و به پیش میرم"

"در شب های تاریک وجاده های ناآشنا"

"توبانور لیزر چشمانت خواهی بود"

مشروب خوردی بازم؟

از مدرسه بیرونمون کردن

.اما دست از سرمون برنمیداشتن

سوپری بپر

.یک طرف مابودیم طرف دیگه همه دنیا

ببین من نشونت میدم

سوپری تو نمیدونی چقدرقدرت داری

تو صد برابر بیشتر از من قدرت داری

بپر

سوپری آسیب دیده بود

اما اوچ نگفت

ببین باباش اومد فرار کنین

بزنمت؟گمشو

سوپری من برای بقیه میجنگید

اما برای خودش هرگز

هیچ وقت دلیلش رو نفهمیدم

سوپری با لیزر چشمات بزنش

"بخاطر تو"

"بخاطر تو"

سوری

بلندشو پسرم

اینارو باید بکشیم آهان اینم دربیار

بیا اینو بگیر -این چیه؟

این

یه چیز جادوییه

مثل ظرف مشروب استاد مست

شمشیر سامورایی

و نانچیکو بروسلی

.تو هم کیسه آب داری

سوریا

باید همیشه آب بنوشی

؟وگرنه

کمبود آب پیدا میکنم

وآب بدنت تموم بشه چی؟

چکار باید بکنی؟

آفرین

سوریا

تکالیفت رو انجام دادی؟

اول باید سوپری رو از دست پدر شیطانیش نجات بدم

ببین درس خوندن از سوپری مهمتره

نه وقتی شما و بابا نیستین این سوپریه که از من جلوهمه دنیا دفاع میکنه

کاملا به مامانت رفتی

یعنی مامانم مثل من بود؟

اون هم کونگ فو وکاراته یاد گرفته بود؟

پس کی کشتش؟

ببین سوریا

اگر میخای از سوپری

,جلوباباش دفاع کنی باید خیلی تمرین کنی

.هنوز آماده نیستی

اول برو تکالیفی که بابات داده روتموم کن, بعدمن بهت تمرین میدم

من خودم میدونم چکار باید بکنم

همه ی ویدوهاتو همین الان بده

باشه همه رو ببر

الان دیگه دی وی دی مد شده

من تصمیم گرفتم همه ی فیلمای اکشن رونگاه کنم و یادبگیرم

برای شکست دادن پدر سوپری لازمم میشد

سوریا دیگه بسه

آجوبا به مامانم قسم این آخریه

مبارزه با صد مرد؟

مبارزه با صد مرد یعنی چی؟

اون کاراته کار یک پا

.همه ی مبارز ها رو شکست داد

من همه فیلم هارا دیده بودم

اما مث اینو ندیده بودم

جوری که مبارزه میکرد

واقعا به حریفش آسیب میزد

اينستاگرام باليوود وان @Bolly1official

آجوبا

چی شده؟

چی شده؟

من میخوام مبارزه صدحریفه بشم

.حالا بریم من بایدسوپری رو نجات بدم

پشت هر داستان حیرت انگیز

تصمیمات غلط زیادی هست

سوپری

سوپری

سوپری تو اونجا چکار میکنی؟

من فکر کردم در بسته است

آره ولی تو چرا اونجایی؟

مامانم تو خطره

بابام گردن بند ازدواجش رو گرفت و رفت

تو نترس من از پس صدتا مرد برمیام

بابام گفت اگه گردنبدتو ندی

من تو رو میکشم، مثل اون دزدا که

.مادر سوریا رو کشتن

،بابای سوپری دیگه آدم بد معمولی نبود

اون یک گردن بند دزد بود

،و چون مادر منم یک گردنبند دزدکشته بود

من و سوپری قسم خوردیم که

که تک تک دزدای این شهرو گرفتار کنیم

سوپری اینو بزن

هی دزد

عمو اون با شمابود

ماباید بپری یا صبر کنیم اون دزد بیاد

من نمیخوام بپرم

من اومدم صبر کن اون به من میگه دزد

چه خبر اینجا؟

چقدر طولش میده

سوریا

بیا پایین ببینم

پدرتو درمیارم من -آتیشت میزنه

بگیرش

سوریا

بدو عجله کن - چی شده؟

بگو متاسفم

این یه جرم پلیس خبر کنین

از دید اهالی ساختمان

من قاتل ،وحشی و تروریست بودم

برای همه خطرناک بودم

گفتن اگر ما ازونجانریم

پلیس خبر میکنن

ومن باید برم زندان

من اصلانمی فهمم

،من که قهرمان این ماجرا بودم

چطور شد آدم بده شدم؟

تو میخوای قهرمان بشی؟میخای بری زندان؟

قهرمان نه کاراته کار

چرا تو هیچی حس نمی کنی؟

تو میفهمی قتل یعنی چی؟

یعنی یک آدم بمیره

واسه همین شما گذاشتی قاتل مادر بره؟

آجوبا من همه ی کارا رو خراب میکنم؟

من سوگند مادری که به سوپری داده بودمم شکستم

حالا چی سر اون میاد

اون منتظر منه

ببین سوریا

،اول حرف بابا رو گوش کن

بعد سوگند مادرتو انجام بده

بابا درست میگه

اگه چیزیت بشه

سوگندمادری هم خودبخود میشکنه

یعنی من بدم؟

تو سن تو بد وخوب معنی نداره

من سن تو بودم

میخاستم باانگلیسی ها بجنگم

آرزوم بودکه

به نیتا و گروهش ملحق بشم

با انگلیسی ها بجنگم

از خونه فرار کردم

ولی هرچی گشتم خانوم نیتارو پیدانکردم

بعدباخبرشدم نیتا رفته ژاپن

من هم رفتم ژاپن

.بعدازون رفت آلمان منم رفتم

اونم بدون پول گاهی بااتوبوس گاهی گاری

وقتی اونجا رسیدم

و بلاخره خانوم نیتا رو از نزدیک دیدم

اون وقت به چشم های هم خیره شدیم

ایشون منو درآغوش کشید وتمام قصه ی منو گوش کرد

وگفت به بیچاره چیزی بدین بخوره وگرنه میمیره

من به خودم یک نگاه انداختم کاملا به هم ریخته شده بودم

برای پیدا کردن نیتا

.خودمو کاملا فراموش کرده بودم

کاملا صرف کرده بودم

آجوبا من فکردم میتونم باصدنفربجنگم

.ولی از چهار نفر شکست خوردم

برای استادشدن پانزده بیست سال لازمه

باچهارتا لگد چیزی نمیشه

امروز از چهار پنج نفر شکست خوردی

نگران نباش

وباتمام وجودت یاد بگیر

یک روز یک استاد کاراته میشی

و دزدا رو میگیری

-دزدا چند نفر هستن؟

از صدنفر بیشترهستن؟

چه فرقی میکنه صدیادویست نفر

تو آموزش ببین ولی یواشکی

نباید کسی بفهمه

آروم توی تاریکی

بیصدا تو تاریکی؟

آره مثل پرنده تو تاریکی وبیصدا

اینو بگیر

سوریا

؟مگه نگفتم بیرون نره

چطور رفته بیرون؟

بهت میگم یک لحظه بیا

توچرا رفتی بیرون؟

اون چطور؟

-اون ترسیده

ترسیده ؟من بهتون گفته بودم

که این فلسفه بافی هاتونو تمومش کنین

یکم گیج شده

میدونین چیه؟شما ازپیش مابرید

برم؟ازینجا؟اینجاخونه منه

ببینید

شما هرطورخواستین دخترت روتربیت کردی

منم اونطوری دوستش داشتم

ولی این روش زندگی عملی نیست

برای همین

اوامروز بین مانیست

من اونو از دست دادم نمیخام سوریا رو هم از دست بدم

اون نمیتونه مطابق خواست شما

زندگی کنه دنیاقانون خودشو داره

سوریا باید زنده بمونه وزندگی کنه

سوریا ناخنتو کوتاه کردی؟

سوریا صبحانه

سوریا امتحان اجتماعی پانزده دقیقه دیگه است

سوریا

.خیلی خوب این ماه هیچ آسیبی نبوده

سوریا

بخواب

بیدارشو

آجوبا یه زمانی گفته بود

که بروسلی نمی تونست درست شنا کنه

و رانندگی هم بلد نبود

حتی چشماش هم ضعیف بود

حتی تو بچگی اپلپسی هم شده بود

ولی بازم چیزی که میخواست بشه شد

استادکاراته ،اون که فقط یک پا داشت

بااین حال صدنفرو شکست داد

البته که زندگی همه یه شروعی داره

برای بعضی ها هم که شکست کامله

ولی شروع کاره مامیتونیم بقیه داستان روخودمون بنویسیم

منم ادامه قصه ام رو خودم مینویسم

کاملا معرکه ولی تو تاریکی

"به آسمان میرسم"

"به آسمان می رسم"

"من میتونم مثل نینجاباشم وقتی همه جاتاریکه"

میتونم قبل اینکه تا ده بشماری" "صورت طرف رو داغون کنم

وقتی مثل سامورایی حمله کنم" "قبل اینکه بپرسی چرا روی زمینی

"امیدوار باش وقتی نوبتت میرسه بیدار باشی" "به آسمان میرسم"

پرواز میکنم و به پیش میرم تا" "رسیدن به آسمان

پرواز میکنم و به پیش میرم تا" "رسیدن به آسمان

پرواز میکنم و به پیش میرم تا" "رسیدن به آسمان

مثل بونتا فرون سریع تر" "ازینکه راه حل پیدا کنی

"مثل استاد کونگ فو که مشت میزنه"

"مثل غول که همه ساندویچو یجا میخوره

پرواز میکنم و به پیش میرم تا"

"رسیدن به آسمان

پرواز میکنم و به پیش میرم تا"

"رسیدن به آسمان

پرواز میکنم و به پیش میرم تا"

"رسیدن به آسمان

"پرواز میکنم و به پیش میرم تا"

تو زندگی از بروسلی مهمتر دوست دختر

دوست دختر نه بروسلی

یک لحظه

من اینو میخوام

به درد نخوره

-آجوبا لطفا

"به آسمون میرسم"

در تاریکی و سکوت" "به آسمان میرسم

"در تاریکی و سکوت"

"در تاریکی و سکوت" "به آسمان میرسم"

"در تاریکی و سکوت" "به آسمان میرسم

تاکی میخای این کارا رو بکنی

الان دیگه بزرگ شدی .بلندشو

آجوبا اه -اه چیه؟

این که تو میگی اه ده پانزده تا بچه درست میکنه

شما هم که مغزت فقط به یه چیز گیر داده

کجا میری؟ماشین سواری؟

گوش کن تو یک روز ده بارمیره توالت

ماشینش خیلی قوی کار میکنه

.الان جوان شده بزار دنیای بیرونو ببینه

من میخواستم یه چیزی بگم به شما

ماشین تو هم خیلی کار میکنه؟

آره شما که میدونین

خوبه

اون میخوادسوریاروببینه سر منو خورده

خوب ببینه آخه درباره اش چه فکری میکنه؟-

این همه سال اونو توخونه نگه داشتم خودم...

...فکرنمیکنی سوریا

نه بهش بگو درک میکنه چطور درک میکنه؟-

هی سوریامادرخوانده ات...-چرا شما بامن اینجوری میکنی چرا؟

سادست سوریا چیکار میخواد بکنه تواین سن

شمافکرمیکنی سوریا

بگه که زندگی خوبی داشته؟

راستشو بگو من آدم بدی نیستم که؟ نه نه اصلا-

...شما خودت میدونی که

آره آره تو انقدر استرس نداشته باش

میدونی من اهل تظاهر نیستم

چیزی نیست همه چی خوب پیش میره

بابا فردا باید بریم بازار

اینو بگیر

هرچی پسندیدی

کفش لباس هرچی خواستی بخر

فردا شما میریددیگه؟

توانتخاب کلمات دقت کنین

اون مثل مادرته

شریک زندگی پدرته

ازکلمات عاشقی رابطه و اینا استفاده نکنین

.روی ذهن بچه تاثیر منفی داره

باشه من بهش میگم پدرت به سکس احتیاج داره

یک دو 2دو 3دو 4دو 5دو

6دو 7دو 8دو 9دو 10 حرکت

!؟یه وقت فکرنکنه که من پارانوییدیم

این همه سال منتظر بودم فراموش کردم

،که منتظر همچین روزی بودم

حالا که آزادشدم باید چیکارکنم؟

برقصم؟

هند توهفتادسال ؟آزادیش چیکارکرده

به چی فکرمیکنی؟

؟آجوباتو70 سال هندچه اتفاقا افتاده

آقا هند تو 70 سال چه کرده؟

آنچنان گفتنی هم نیست ولی بازم میگم

نه نگو ،لطفاخودم استادم

تو چند دقیقه ساکت میمونی؟- بله چشم

الو نمیتونم سوریارو دیدن ناندنی ببرم

چرا؟ هنوز آماده نیست-

گوش کن تو هر پنج دقیقه به من زنگ ،نزن که کجایین؟اعصاب منو خراب نکن

باشه پس مراقب سوری باشین.-باشه تا دوساعت بعد زنگ نزن

چی شده؟

بریم تورو ببرم به بچگی هات-

؟آجوبا این ساختمان رو خراب میکنن

چون قدیمی شده یه نوشو میسازن

{ بازسازی پیشرفته } اونجابشین

.انسانم باید گاهی دوباره سازی کنه

ببین اینجااومدیم ناندنی رو ببینیم اون

همون که مدام با بابا تلفنی حرف میزنه ؟تومیدونستی_

بابا میخواد با ناندنی ازدواج کنه

خوبه_

پسرم بابات آدم خوبیه

تو که عصبانی نیستی؟

بایدباشم؟

نمیدونم

کجامیری؟

.من تورو اینجا آوردم تاخودتو خالی کنی

هر کاری میخوای بکنی همین روبروی من بکن بیا

آروم میشی

آهای کجایی

هرچی میخوای از همون بالا داد بزن

باصدای بلند داد بزن هرچی دلت میخواد بگو

هی دزد من نمیخوام بپرم

می گیرمتان

بگیرینش بگیرینش برو زود باش

چرامیری پایین؟برو بالا پلیس گشته

هی تو کی هستی ؟چهره ات جدیده

آسمان رو میلرزونم" "وهمه رو فراری میدم وقتی از مبارزم میگم

این بمبه و من فیتیله ی" "اونو دارم و آماده انفجارم

"بشکنش ومنفجرش کن"

آجوبا رو بردن ،به یه کلانتری آدرسش رو پیدا کردم

احتمالااونجا پلیس های زیادی هست

و لازم باشه باهاشون مبارزه کنم

من که آمادم

اوه شاید شکنجه هم کرده باشنش

اسم من جانیه

!بهش دست زده باشن

تک تک شونو داغون میکنم

صد مبارز کمربند مشکی نیاز مندیم مبارزه صد نفره

این دیگه آخرشه

حالا جدا این خوابه یا واقعیت

واسه چک کردنش باید خودموبیشگون بگیرم یا گاز؟

بحال من که فرق نمیکنه

فکرمیکنم باید تست جاذبه امتحان کنم

خواب نیست واقعیته

الو سلام آدول برای مدارک خروج اومدم گفته بودم که

نه نه زود انجام میدم میام

باشه خداحافظ

ببخشید خانوم من کمربند مشکی .ندارم ولی میخوام شرکت کنم

بله مشکلیه؟دوستمونه زیاده روی کرده میبریمش بیمارستان

اسمش چیه؟

شیوانی شیوانی آویس

-مشکلیه خانوم؟

باید بریم بیمارستان سوارشین

یکم جاواکن بشینم_ جا نیست_

جانیست_ ریکشا بگیر بیا_

چرا من همیشه با ریکشا برم

کلیدا کجاست؟_پیش اینه من چه میدونم_

بیاین بیرون بابا

سویچ

بگردش

دنبال کلید میگردیم نه رژلب

...هی ببینم

"عشوه گر"

"عشوه گر

ای عشوه گر وقتی دیدمت خیلی" "ساده و سربه زیر به نظر می آمدی

"این دروغ ها رو ول کن ای دختر رازآلود زیبا"

"دلم میگه"

او که از چشم هاش میشه به دلش پی برد" "کس دیگری بود

سویچو بده

"ای بی وفا کمی خود را به ما بشناسان"

"ای بی رحم ای ظالم" "ای سنگدل"

"ای بیرحم بگذار کمی لبخند زدنت را ببینم"

او که از چشم هاش میشه به دلش پی برد" "کس دیگری بود

او که از چشم هاش میشه به دلش پی برد" "کس دیگری بود

ای بی رحم وبی وفا بگذار کمی بشناسمت" "ای بی رحم

"ای بیرحم و سنگدل"

"حداقل بگذار کمی لبخند زدنت را ببینم"

او که از چشم هاش میشه به دلش پی برد" "کس دیگری بود

او که از چشم هاش میشه به دلش پی برد" "کس دیگری بود

!اوه آجوبا

هی بیا اینجا ببینم

خوبین؟ آره معرفی میکنم،سوریا_

خوبی دیگه؟ _آره عالی بشینین یه سوءتفاهم پیش اومده بود_

بشین

"ای عشوه گر"

"از اوضاع روز و شب من بپرس"

"که بگم درتاریکی شب فقط یک صدا شنیدنی است"

"زخم های من آرام در خواب هستند"

"ولی با شنیدن صدایت آماده بیدار شدن اند

"تک تک احساساتم را"

با آمدنت به زندان می اندازم" "ای عشوه گر

ببیخشید مادیراومدیم آبجی من زود میام_

آجوبا؟ سوریا

اومد علی بابا

اولین بار وقتی دیدمش

من نمیخوام بشنوم خیلی هم خوبه

جاتین درمورد شرایط تو گفته

.ولی باورش خیلی سخته

وای تو خوبی؟

"توبامن چه کردی که باچشمان بسته هم میبینمت"

"بگذار کمی فرق بین خواب وبیداری بماند"

"زخم کوچک من یک بریدگی وخیم شده"

از انتظار خسته شده بودم" "خدارو شکر که تو آمدی

"مرحم و دعا و داروی همه رادور بنداز"

"تمام شدن این ماجرا به میل تو نیست" "ای عشوه گر"

"یک ستاره دنباله داردیده بشه همه آرزو میکنن

"آب دریا بالا بیاد همه قایق به آب میندازن"

"این قصه مشهور از صدها دهان شنیده شده"

"انسان نیمه گمشده اش را در تقدیرش میابد"

اينستاگرام باليوود وان @Bolly1official

اگه بابا پرسید یه چیزی جور کن

من میرم یواشکی

اونجاکه رسیدم باید بگم

استاد من از بچگی طرفدار شمام

ولی نمیدونم چرا مدام ،دلم میخواد بپرسم

استاددختری که پوسترمی چسبوندکجاست؟

تلگرام باليوود وان @Bollywood1official

جیمی گردنبندو برد

جیمی

جیمی دوباره برنگرده؟

چیکارمیکنی دوباره بلندش کن چی شده؟

چای آوردم براش این که رنگه خون کجا بود

کی میره؟ این پابلو

هی کجا؟ -بیمارستان حالمو بد میکنه میرم بیرون

منظورت چیه حالم بد میشه؟

تو میمونی؟

!ببین لطفا بمون

.باشه من میمونم

؟چی چی رو میمونم

انقدر ذلیلی نمی تونی خودتو جمع کنی

اشاره بازی هاش باتوست ،بایکی دیگه میره خارج .من میدونم

تو که میدونی این چطور آدمیه ،لطفا ولش کن

چه خبره شما اینجا دعوا میکنین؟ برید بیرون

همینجوری حرف مفت میزنه.توکه میشناسیش ولش کن

من که از اول گفتم «این جای دیگه «یکی داره

توهم ساکت شو رفیق_

من همینجام. جایی نمیرم

به مامانم قسم

الو؟

سوپری کجایی؟ -راستش

بادوستای دانشگاه اومدیم شام دیر شد ببخشید

بهترین های سینمای هند در سایت بالیوود وان Bollywood1.CO

تو میدونی اینا چیه؟

داروهای مامان بابات

آدول متاسفم اورژانسی بود اومدم تومیدونی همه چی ول میکنم باهات میام

سوپری لطفادروغ نگو ،من خوشم نمیاد

ببخشید

-دیگه بسه بریم -یه لحظه به من گوش کن

"آن دو قدمی که من بخاطر تو"

"بسوی تو آمدم"

"تو به آرامی به عقب قدم برداشتی و رفتی"

"با لیزر چشمات بزن بهش"

"بگذار بروم"

دیدن تو باصورت" "خندان برایم کافیست

"با صد ها بهانه خودم را کنترل میکنم"

"تنها چیز مشترک دنیای من و تو خداست"

"حتی آسمان من دیگر آبی رنگ نسیت" (یعنی رنگ آسمان ماهم یکی نیست )

داری میری؟

خودت میتونی؟

وایستا نه صبرکن یکی میفرستم

یه لحظه

یه لحظه صبر کن آقا

گوش کن کجا فرارمیکنی

یه لحظه ببین چی میگم

من پول ندارم منو بقیه آوردن .خودم نمیومدم

اونجا بمونم میگن باید چک آپ بشی وعکس بگیری واین چیزا

یه کلیه ام هم خرابه ،بهتره فرار کنم

من خوبم ،بزار برم

رییس من خوبم ،بزار برم

شما به ویتامین سی نیاز داری

استاد کاراته

باعث افتخار منه که یکی از صد مبارز شما باشم

ولش کن بره رییس

کجا داری میری

هی تو برو

؟تو یکی داشتی کجا میرفتی

چیزی ندزدیدم .واسه دوتا تیکه باند این همه آدم اومدین

قبل ازین که اون منو بشناسه

مهمتره که من بشناسم واقعا استادکاراته کیه

"سلام آزمایش میکنیم سه دو یک"

"قصه رو شروع میکنیم"

روزی روزگاری یک پسری به اسم مانی" "بود وبرادر دوقلوش جیمی

"بعدش چی شد ببینیم"

"شانس عادلانه در زندگی نصیب کی میشه"

"هرکی یه چیزی بگیره یه چیزی از دست میده"

با اینکه جیمی هم از مانی کمبودی نداشت ولی" "یک آدم بدقصه کی میتونه قهرمان قصه باشه

جیمی در سایه تاریکی نشسته" "بود و نادیده گرفته میشد

"الماس و ذغال از یک جا میان"

"بااینکه استاد میخواست به جیمی آموزش بده"

"ولی از بچگی جنون رو در جیمی دیده بود"

"ذات خراب پنهان کردنی نیست"

این سوال کل دنیاست" "با جواب همیشگی

شانس عادلانه در" "زندگی نصیب کی میشه

"ازیک طرف اشتباهی سر زد"

"اون رسوم پهلوانی و احترام مانی کجا رفت"

"اشتباه مانی خیانت به جیمی بود"

وبا این اشتباه همه" "ی داستان برعکس شد

'جیمی مظلوم شد ومانی آدم بده"

شانس عادلانه در" "زندگی نصیب کی میشه

اشتباه مانیU ازون یک استاد ازکار افتاده و دائم الخمر کاراته ساخت

وعقده ی جیمی او را تبدیل به یک شیطان دیوانه کرد

ازآن به بعد هروقت جیمی میومد سراغ مانی

.چیزی ازش میگرفت

وقتی هم که چیزی نماند عزتش رو میگرفت

چند ساعت پیش

از وقتی سیگارو ترک کردن مجبورم اینو بخورم

همه جا پوسترهای بزرگ زدی

که مبارزه با صدمرد

تو فیس بوک هم گذاشتی 200 لایک خورده منم لایک کردم

میخاستی کتک بخوری من که همیشه هستم دیگه چه نیازی به همچین برنامه ای بود

بخاطر گرامی داشت تولد استاد اینکارو کردم

توی شهر مومبای باید ظاهرت خوب باشه که به چشم بیای

تا سرمو برگردوندم همچین فکر بزرگی زد به سرت

نه من برای خودم نمی کنم برای باباست

درواقع پیش تو هم میومدم

ساکت یکم شخصیت داشته باش

اون دختر لاغرت کجاست؟

فقط او کاراته حالیشه بقیه یه مشت به درد نخورن

اون اینجا نیست گفتم که دیگه اینطرفا نیاد

تو اونو ولش کن

هی مردیگه مست

من نیازی به اجازه تو ندارم که میگی کی رو بزنم وکی رو ول کنم

مگه وقتی با دوست دخترم خوابیدی از من اجازه گرفته بودی

بزنینشون- ببین-

ایناآزمایشی واسه یه ماه اومدن اگه بزنینشون دیگه نمیان

لطفا فقط منو بزن

کشتی مارو

هی یه سیگار بده

رییس خودتون گفتین اگه تو یه روز سه بار سیگار خواستم یک سیلی بزن

تو فرودگاه

بعد هم موقع ناهار

سومی هم الان

توفرودگاه که ماری جوانا خواسته بودم اوه-

اخراجش کنین

هی به داداش من دست نزنیاا

من اینجوری نمی میرم من میخوام با عزت بمیرم

اون هم بعد از مبارزه با صدتا مرد تو یک روز تو دربارش خبر داری که

آره مبارزه صدنفره شما رو دیدم تو ویدیو

اوه باویدیو دیدیش پس کاستشو به من بده آخه کاست منو شکوندن

راستش شما واقعا حالت خرابه

آخه شما که استادی

مقابل صد نفرمبارزه میکنی پس چرا از جیمی کتک میخوری؟

دخترمم از بچگی منو اینجوری صدا میکرد استادکاراته

اون دخترتون؟-

توجاده دیدمش-

دخترتو توخیابان دیدین؟

سوپری

تواز اول من رو شناختی

شاید

پس چرا نگفتی؟ -چون نمیخواستم ببینمت

چرا نمیخواستی؟-

مگه دل بخواهی توه که هروقت خواستی بری و وقتی خواستی بیای

اصلا میدونی من این سال هاچطوری سرکردم؟

من فقط به تو فکر میکردم-

الانم همون کارو بکن فقط فکر کن

آخه الان که پیدات کردم- الانم من دارم میرم-

منظورت چیه؟- برو سوریا-

آخه چرا برم -پس یه لحظه ساکت باش

به من میگی برم یا خودت میخوای بری درست حرف یزن بفهمم

سوریا ساکت باش بحث نکن

هی خانوم کومار

سه تاشو دوتا میکنم دوتاشو یکی

بابا رفیق

تو با مرد کاراته ای بزرگ شدی -اون مردکاراته ای نیست فقط استاد مانی

آدم خوبیه -اون همون مرد کاراته ایه تو فیلمه

چی داری میگی تو

چرا انقدر دست کم میگیری؟

یه عالم سوال دارم ازت - من هیچ جوابی ندارم-

-بابا بزار بپرسم که

پدرت؟ -زندست -مادرت؟

و اون پسره؟

-سوریا من دارم میرم -کجا؟

کانادا

با اون پسره؟

با آتول

من علاقه ای ندارم داستان 12 ساله تعریف کنم

اونجوری که اون دستتو میکشید دلم میخواست با لیزر چشمات آتیشش بزنم

تو هنوزم همون حرفارو میزنی

سوریا بزرگ شو

چیه؟

چی چی رو بزرگ شو

تو دوبار منو حسابی کتک زدی

ولی اون هرجور باهات رفتار کنه چیزی نمیگی

چرا سوپری

چه فرقی داره زدن زدنه

یکی دستتو بکشه باخودت ببره تو هیچ کاری نکنی

تو چرا برگشتی؟

من چرا آمدم سوپری؟

سوپری نترس

گریه ام ننداز که باعث کم آبی میشه

هنوزم باید مدام آب بخورم

ببین سوریا من نمیخوام درباره این چیزا باهات بحث کنم

من میرم و قرار نیست ازون صحنه های فرودگاهی تو فیلما داشته باشیم.میخوام بفهمی

به استاد چرا نگفتی؟

خودش میدونه،گفته دیگه اینجا نیام

الان بیدارشه ،سرصدا راه میندازه

چرا ؟از ترس جیمی

تو هم ترسیدی؟

پس چرا این پوسترا رو یواشکی میچسبونی؟

.سوپری گردنبد استادو دزدیدن برات مهم نیست

.رویای مبارزه صد نفره ش نابود شده مهم نیست

،بابا من وتو که قرار بود گردنبند دزدا رو بگیریم

...حالا یه گردنبد دزد صاف

سوریا تو دیوونه ای این حرفا چیه دیگه؟

پس چرا اون دخترو نجات دادی؟

اون فرق میکرد_ چه فرقی؟تو ترسیدی

مگه هنوز دوران مدرسه است که ترسو ترسو بازی کنیم؟

زندگی همینه. واقعیت همینه .بقیه اش فقط دیالوگ وحرفه .متاسفم

ببین دیگه واسه نرمال نشون دادن خودم نمیزارم یه دزد دیگه از دستم فرارکنه

"تو هنوز هم برای من"

"اون داستان دلنشین دوران بچه گی هستی"

"اسباب بازی هایت راهنوز به یادگارنگه داشتم"

.هی اون میخواد بره خونش بزار بره زود باش تو هم برو

وقتی تو روزنامه خوندی

نینجای نقاب .پوش خلافکار مومبای رو از پادرآورد

این موقع شب واسه من چرت نگو ها

"هنوز صدایت را میشنوم"

"این بیداریست یابیمارم وتوهم میبینم"

"اما باز هم چشمان تو به آرامی برق میزنند"

"آروم آروم" "دنیای من حالا سوتو کور شده"

"کاروان من هم دیگرازرفتن خسته ودرمانده شده"

طبق قانون حمایت کانادا

خانواده هایی که بچه زیر شش سال دارن

برای هر بچه هرساله 604 هزار دلار میدن

...تازه بچه های زیر شش هفت سال

کجا داری میری تو؟

تصادف شده من زود برمیگردم -اول غذاتو تموم کن

چرا میخوای این چیزا رو ببینی؟

سوپری همیشه فضول بقیه است آتول هروقت اینجوری کرد

دوتا بزن تو دهنش من تو بچگی همینجوری ادبش میکردم

سوپری چرا اینکارا رو میکنی؟

-خفه شو -به مامانت میگی خفه شو؟

شما هم بعداین همه سال به شوهرت یه خفه شوبگو

وقتی سرپا بود ازش کتک میخوردی

وقتی هم که ازپا افتاد

ازش مراقبت کردی چرا؟ منم مثل شما

فقط شمامیتونی اسطوره شکیبایی باشی؟-

دخترم زمونه ما فرق می کرد توی کم به فکرخودت باش

جدی میگم تو فرار کن

کسی هم خبردار نشه کجا میری و کجا میمیونی

پس شمام بیا

-نه من هیچ جا نمیرم

مامان من هیچ درآمدی ندارم

وحتی نمیدونم .میخوام با زندگیم چیکار کنم

تازه پول هم لازم دارم آره یا نه ؟هان؟

میدونی همسنای من خیلی باهوشن

میدونن اززندگی شون چی میخوان

من هیچ نظری ندارم

نه که دربارش فکری نکرده باشم

من هیچ هدف و برنامه ای ندارم

یکی میخاد دکترشه هرکسی یه چیزی میخوان

شاید من یه بازندم یه مرده نمیدونم

آره

تو مامان بزرگی

مگه چندسالته هنوز کلی سال جلو روت داری بریم

شما میدونستی تو این سن و سال مردم میلیونر میشن -خوب که چی

دخترای هم سن من بیست میلیون فالوئر دارن

سوریا تو جدا میخوای اون لباس ورزشی بپوشی بری؟

نه با من شوخی نکن خوشم نمیاد

چی شد؟ شما هیجان زده نشدی؟

نکنه ترسیدین؟ -نه نه چه ترسی دارم

وقتی دکترا گفتن تو بیشتر از چهار سال عمر نمیکنی نترسیدم الان از چی بترسم

نوبت ما رسید سوریا بیا نوبت ماست

هی سوریا

.گردن بند استادو که داداشش برده

پس این بحث برادراست .خودشون حلش میکنن

تو چرا این وسط الکی داغ میکنی؟

خوب شما هم با نیتا برای وطن مبازه کردین

نه.اون بحث قدیماس.این،این دوره زمونه است فرق میکنه

فرق؟ گردنبند دزد مامان رو هم همینجوری ول کردین بره گفتین فرق میکرد؟

اون از اون فرق میکرد

سوریا آجوبا اونجا چرا ایستادین؟بیاین دیگه

سوگند ازدواج

هی داداش با من بگیر منم خارجی هستم ذاتا ستاره ام

هدف تو چیه؟میخوای استاد بشی بشو استاد بزرگ سوریا

یاد بگیر

سفر کن

مردمو ببین

ماجرایی کن .برو آلمان یا ژاپن

آجوبا شما1941 به دنیا اومدی ونیتا 1945فوت شد حداقل به طور رسمی

اون وقت تو چهارسالگی شما باهاش ژاپن وآلمان رفتی

نه

من احمق نیستم

شایدبرای شما فقط داستان بود

ولی برای من واقعیت داشت

شما همیشه میگفتی

پشت هر داستان فوق العاده ای تصمیمات احمقانه ای هست

کی گفتم؟ -

چرا خودتون گفتین

نه من زیاد حرف میزنم - درسته

بهت گفته بودم سوپری رو این طرفا راه نده چطور بازم

کی بهش گفته که من میخوام مبارزه کنم؟

-اون خودش پیگیرته خودش همه چی رو فهمیده

ازهمه مهمتر اینه که تو چهار سال اول نشون ندیم که درآمدمون بیشتر از 500 هزار دلاره

به استاد: مشروب نخور وازپابلو دوری کن تو یک اسطوره ای

شکست؟ منتظر کی هستی؟

حداقل 20 نفری بیان که بشه حتی بصورت فورمالیته مراسمو اجرا کرد

20 نفر

آره میان

سلام کجایی؟ خال پیشونیتو بزار -متاسفم

آهان برو برو صدات می کنه

تو موقع مبارزه میمونی؟

-آره برای کامل کردن رویای تو میمونم

پس اگه جیمی اومد بهش التماس کن و گردنبند منو ازش بگیر

بعدازینکه حسابی کتکم زدن ببند به گردنم

که وقتی میرم اون دنیا پیش بابام چیزی برام مونده باشه

اینقدر با ارزش؟ یه کپی ازش بساز خوب

درست مثل اصلی

باباهم راضی میشه چیزی نمی فهمه که

کسی اومد

از در پشتی بیا

فعلا بزار با یکی شروع کنیم

شما رو جایی دیدم

همون طرفدار سینه چاکته

بریم گردنبندتو بگیریم

اگه میای پاشو اگه نه که خودم برم

آدرس جیمی رو بده

بده

-باشه خودم پیداش میکنم

هی کفشم کجاست؟

سلام دوستان جیمی هستم.رییس شرکت امنیتی جیمی

محافظان مبارز ما ازتایلند بوکسورهای غربی وآلمانی هستند

مبارزان من مثل گربه می دوند مثل سگ میگیرند

و مثل گرگ میدرندومثل ببرحمله میکنند

سوپری نگران نباش من اومدم دفترجیمی گردنبنداستادوبگیرم

توبچگی سرت ضربه خورده؟

یا مشکل پزشکی داشتی؟

تو یه چیزیت میشه

سوپری فرار کن.جدی میگم

اوکی_ جدی میگم_

تو نگرانی که نباشی آتول هزینه درمان منو نده

من جایی نمیرم لطفا

سوپری این بهترین فرصت برای فرار

وقتی پرواز مارو اعلام کردن

ما میریم داخل توهم ازفرودگاه خارج شو

ـخارج بشم چی میگی ولم کن

داخل هواپیماهم اگه پرسیدن کجایی

میگم توالت رفتی بعد هم که پرواز و کانادا گوش کن

آره حتماکانادا میرسی

حرف منو گوش کن

وقتی رسیدیم تو فرودگاه دز بالای انسولین تزریق میکنم

انسولین؟ همراهم دارم -

انسولین بزنم قندم میوفته وحالم بدمیشه

مستقیم از فرودگاه بیمارستان میبرن

همون جا هم درمانم رو شروع میکنم من فکر همه چی رو کردم نگران نباش

اینا چیه میگی؟ سوپرییییی

پرسیدی که چرا کسی که منو میزد رسیدگی میکنم

خودمم نمیدونم چرا من اینجوریم

من هم این روسوم شوهر پرستی رو قبولنداشتم

اما جوری فکر منو داغون کرد که

قصد اسطوره بازی ندارم همینجوری هستم

این جا نشستن

یه لحظه آروم آروم

گوش کن حالشو ندارم پس برو هرکاری میخوای بکن

گردنبند رو پس بده لطفا

کنارت کیه؟

سوریا

من به کسی که میمون بازی میکنه نقاب میزنه نگاه نمیکنم گمشو

شما بگین این نقاب مسخره بازی نیست

-تو چرا اینجوری با احساسات من بازی میکنی

بابا گردنبندشو به من داد

میدونی تومدام گریه و ناله میکنی وصورتت آویزونه

به تو که نداد به من دادش حالا تو منو جلو همه چرا تحقیر میکنی

به مامان: نقشه ات مزخرفه باید بری نویسنده سریال بشی

سوپری اینقدر فکر نکن زیاد فکر کنی لو میریم

فرار کن

سوپری یه لحظه گوشیتو بده

من میرم دستمال کاغذی بخرم

کجاش غلط املاای داره بگو؟

پنج بار من اینو پاک نویسی کردم

حالا کی درستش میکنه؟

-تقصیر من نبود اینا کردن

صندلی های به درد نخور دست بزنی میشکنن گفته بودم که

خون اوچ

بی مصرف

طبقه 12

تو اینجا چیکار میکنی تو که عضو امنیتی هستی

من دیابت دارم

تفنگ بده به من نمیشه مگه نیروی مخصوصی یا اجازه نامه داری

هی باشه من قبول کردم تو طرفدار خیلی خوبی هستی حالا برو

آقا خودتون بیاین بیست نفر حمله کردن من همه رو زدم

فقط دوتا موندن خیلی خطرناکن

ببین ماما(دایی) تفنگ نمیده

ماما 20 نفر بودن چرا تفنگ ندادی؟ فقط دونفرن مانی یک پا و یه بچه مبارز

تفنگ بده -اجازه کتبی یا چک ضمانتی بیار

خانوم خانوم کجا؟

لطفا تفنگ بده

-فرمو پر کن و بگیرش

صفحه 33 بند THX قانون1384 ه

تفنگو بده -

باشه حق باتو ست

طبقه 12

آتیش سوزی شد نه؟

هی تو چرا اومدی برو بیرون

آسانسورو چک کن

تلگرام باليوود وان @Bollywood1official

قربان آسانسور خراب شده خروجی اضطراری هم اون طرفه

آن دو قدمی که من بخاطر تو به سویت آمدم

تو هم به سمتم بیایی یا نه برای من راه آمدنت همیشه باز است

شما فرار کنین ازینجا برید بیرون

خوبی -من خوبم

-پس اینا چیه؟ -من خوبم گفتم که

قبل ازین که دوباره بیوفتم به زد و خورد

فکرکردم آب بخورم

سوپری شکه شده بود ولی اونا از فرصت استفاده کردن

بعد یه ماشین دزدیدیم و رفتیم کندالا

اینجوری نشد با بدبختی اومدیم پایین

سوار یه کامیون شدیم و فرارکردیم

هی تیر انداز

الان هم پلیس دنبالمونه هم جیمی؟

-جیمی نمیره پیش پلیس

خودش میاد سراغمون

خوب چرا ما نریم پیش پلیس؟

-بریم چی بگیم ما دفتراونو آتیش زدیم

ما چرا فرار کنیم

گردنبند که هنوزدست جیمی

بریم بگیریمش

-هی چی بلغور میکنی بریم بگیریمش

من تمام وسایلو سالم جلوم میخوام

چیزی که الان من دیدم کسی نباید ببینه

دیگه اشتباه نکنی

جیمی -فرار کنین

باورم نمیشه برادرم همه ی این خرابکاری ها رو کرده

میکشمش اینبار تو هم جلومو نگیری ها

نه بابا من قطع میکنم

دیگه گریه نکن من قطع می کنم

پابلو بیچاره روترسوندی فرار کرد الان داره گریه میکنه

چرا پیام دادی؟

خودکار ارسال شده

کارتو کردی؟ خوشت اومد؟

بچه بودی بااین کارات یکی رو از ساختمون پایین انداختی

الان کل ساختمانو به آتیش کشیدی؟

ببین عروس

قبل آشنایی هم تاثیر زیادی تو زندگیمون داشتی

-آجوبا ول کن این حرفا رو

به بابا چی گفتی

- چی بگم این و ببین

با ناندنی رفته ماه عسل

بخورش

باشه ولش کن دیگه

تو یادگرفتی با چشمات لیزر بزنی؟

پس فکر کردین ساختمون چطور آتیش گرفت

سوپری کجا میری

آجوبا گفت برم بالا بخوابم

-پایین که این همه جا هست

سوپری چطور با استاد آشنا شدی

تو جاده دیدمش گفتم که

و آتول؟

-توی مسابقه خوانندگی برام آهنگ خوند منم خوب

باشه قضاوت کن

خوب چی

مگه چه اهنگی خواند؟

من از خیلی ها خوشم اومده اما

چه آهنگی بابا -درواقع منو خرید

اومدخونمون بامامان باباحرف زد

کم کم خرید هم میکرد

اون شد پسرشون منم تو خونه خودم شدم عروس

به هر حال حال مادرم خوب نبود

ولش کن

حالا

-حالا زندگیم مال خودمه

پس همه اینا بخاطر منه؟

نه قربان چرا شما بخاطر خودمه

خودت گفتی من صد برابرتو قدرت دارم

تو گفتی سوپری بپر منم

این حرفاروکه به سوپری قدیما زدم

سوریا قسم میخورم

اگه این دفه نجات پیداکردیم

همونطور که گفتی همه دزدا رو میگیرم

قول؟

به جون مامانم

بیا اینجا بشین فعلا صحنه اینطوره که

تو زندگیم هرکاری میخام بکنم مثل خوردن فلفل

یعنی هم لذت بخشه هم دردناکه - من تندی حس نمیکنم

تو اصلا میدونی چی رو از دست دادی

اول یجوریه انگار لرزت میگیره

بعد که جا میوفته آه

پشتمو بخارون چطوری

چپ چپ چپ حالا بیا پایین بازم آههه

بسه

تو این 12 سال چه کردی؟

به این فکرمیکنم

که تو بچگی همش کنار زمین بودیم

الان چرا وسط زمینیم

لطفا وارد این بحث های مولانایی نشو من اصلا حالشو ندارم

رومی کیه؟

خدارو شکر تو مولانارو نمیشناسی

این روزا مردم عطسه هم میزنن میگن مثل مولانا

مگه چی میگفت

اون میگفت که

سوریا

بعد این لحظه آیندست وآینده مال آیندست

اورگانیزم بدن من سالم کار میکنه

فقط درد حس نمیکنم بقیه حس ها رو دارم ولی

اوه لعنتی

"من می توانم تو را تصور کنم"

"در میدان رقصان و درحال پرواز در آسمان"

"تمام دنیا از رویا ها پرشده"

همونطور که میرقصیم همه ی آنچه" "درگذشته انجام دادیم را بیاد می آوریم

هنوز من همه ی دنیا را از" "ستارگان نورباران میبینم

درحین گذرکردن از" "ماه راهی نورانی را میبینم

آیپل وآب

مرسی

"همه ی دنیا پر شده از رویا"

"در راهی ساکت"

از میان بازی هایی که همیشه میکردی" "توراهی یافتی که به خورشیدت برسی

اينستاگرام باليوود وان @Bolly1official

تلگرام باليوود وان @Bollywood1official

توقهرمانی چرافرار نکردی؟

هرچی بهت اشاره کردن

الان بخاطر تو باید همه دیالوگامو از اول بگم دیر کردی نبودی دیگه

حالا بازی چطوریه؟

همه علیه یکی

اولین فرصت هم مال استاد مانیه چون داداش من

اینجوری مراسم باباتم انجام میدی

صدتا نشد بیست نفر هم قبوله

کدوم احمقی پاشو بسته؟کی یه پارو میبنده هان؟

این افتاد توبعدش میری

تو افتادی اون یکی میشه نفر سوم

اون هم شکست بخوره

نفر چهارم عمو حومه شهری

چیه؟مبارزه میکنی دیگه

اگه بردین

شغلش نه ولی جونش نجات پیدامیکنه

اینم قوله منم داور مسابقه

هرچی داور بگه باید قبول کنین تمام

حالا آماده شروع

این همه سرصدابرای چیه؟

بیصدا بجنگید

اول دست وپاشونو بازکنین

یه میدونم واسه مسابقه درست کنین

مسابقه شروع شد

همون طور که جیمی گفت راند اول استاد

وبعد شکستش سوپری

من راند سوم بودم وقت داشتم که فکرکنم

میخواستم که بیخیال این بازی بشم وحمله کنم ویه استراتژی دست وپا کنم که هشدار مهمی اومد

انسان همیشه با سکوتش لو میره

هرچقدم تلاش کنه سکوتش جلو مردم رسواش میکنه

چطوریشو نمیدونم اما

شما هم تلاش احمقانه نکنی به حسابت میرسم

ازین خط اونطرف

نمیری اگه نه این آقا می میره

چیه ساکت باشین تمرکزمو از دست میدم

نمیدونم چرا اینم خودشو وارد بازی کرد

جیمی یکم تحت تاثیر قرار گرفت

بعد دوتا مشت

خواست فرار کنه

جیمی به تیرانداز گفت بکشش

تیرانداز گفت

اون قهوه چیه بزار بره

احساسات جیمی صدمه دید

و اونم تیر اندازو زد

آخه جیمی یه آدم بد دیوونه کلیشه ای بود.

هی شما داداشا برین

اگه بابا با ناندنی آشنا نمی شد

و من از خونه بیرون نمیومدم

شاید الان سوپری کانادا می بود

واستاد با پابلو مشروب میخورد

ولی پشت هر داستان معرکه ای تصمیمات غلط زیادی هست

یه بار آجوبا گفته بود

پسر مردنی

رییس

اینو هرچی بزنیم .حس نمیکنه

لازمه تک تک بریم؟

همه باهم حمله کنیم خوب

به این زودی تموم شد

من فکر میکردم حالا حالاها میجنگم

اگه 27 تارو میزدم حداقل تبدیل به قهرمان میشدم

بعدش آجوبا

مثل فیلمای دلیپ کومار برای من آب می خواست

جیمی وآدماش هم فقط نگاه میکردن

بعد من مردم

و جیمی آجوبا رو هم کشت

داشت اینجوری میشد

اما مامان اجازه نداد

برو تمومش کن

شلیک کن

مبارزه جوانمردانه؟

آقای سامورایی موفق باشی

صبر کن یه لحظه

اینجوری مزه نداره

یکم قانون بزاریم هان

پس 10 امتیازی

تو ده امتیاز گرفتی

اینارو بردار ببر

سامورایی خیلی خرجت کردم نبردی

باید بری خودت منظورمو میدونی

خوبه کاملا ساده اصلا پیچیده نیست

هرکی امتیازببره برنده است

یه دقیقه کاملا مثل هالیوود

آماده

شروع

یک امتیاز سامورایی

لباس قرمز صفر .سامورایی دو امتیاز

حرکت کامل ،سامورایی سه

چهار وپنج

لباس گرم کن صفر سامورایی هفت

چه نیازی هست بلند بشی .از همونجا تماشا کن

مستقیم زدین تو کلیه اش

عوضیا

تو بخواب راحت باش

بچگی ها آجوبا یه آهنگ برام میخوند

الان بخاطر میارم

البته ریتم نداشت

اما اشکال نداره

یالا سوریا یالا

کار راه میندازه

شروع

آره میدونم.سه

باشه باشه

پنج به هفت

شکست؟ اوه ولی تو کاریش نکردی.پس تو صفر

سامورایی پاتو شکست. پس یه امتیاز میگیره. همه چی عادلانه است .پنج به هشت

ایول سامورایی

کارشو ساختی

یه دوتا امتیازه که میگیری

آروم باش سوریا

حواست باشه به پات فشار نیاری

وگرنه هیچ وقت خوب نمیشه

هی زود باش دو امتیازه تمومش کن دیگه

از بروسلی یاد گرفتم

اوج مبارزه رسیدیم

لباستو دربیار هم

حواس پرت میکنه

هم باید آب می خوردم

بیا بگیر رویای احمقانه استاد بی مصرفت رو کامل کن

پسره ی احساساتی

سه تاشو دو دوتاشو یکی میکنم بخاطر آجوبا وسوپری واستاد

.انتقام همه رو میگیرم

امتیاز یک امتیاز

نه به پنج

ببخش سامورایی

مسئله قولی که از بچگی دادم

مجبوری ببازی

گردنبند

دیوونه ای؟

برو برو خونت

برای تو چرا انقدر مهمه؟

مگه مانی خداته؟

میزنمت

هی پاشو بزنش

.گفتم شلیک میکنم

مجبورم نکن. شلیک کنم

"بخاطرتو"

نه کسی برامون سلام نظامی داد

نه سرود میلی پخش شد

و نه کسی از دیدن مبارزم اشک شوق ریخت

همه اینا بره به درک

من احساس میکنم شبیه راکی شدم

دوباره لایف ریکاپ؟

این بار دیگه واقعا میمیرم

آجوبا

بیدار شدی تو منم خوبم زنده ام

آجوبا تو چیزی نگو آروم از جات تکون نخور

بزرگ شدین خلافکارشدین این گلوله وزخما رو ببین

دفعه دیگه از من انتظار .نداشته باشین کمکتون کنم

.سوپری ازش دوری کن

شما منم زندان میندازین

دختره احمق

استاد؟ آروم باش بشین

.دشمنی برادران دوقلوباحمام خون خاتمه یافت

آجوبا پدرشونو درآوردما

نه اسم پدرم نیار یاد بابت میوفتم

دیوونه ای؟

میدونی چه اتفاقی افتاد؟

سوپری ازین به بعد

با تفنگ نزن با دست بزن

(زندان ) استادهمه چی رو گردن گرفت ویک قهرمان شد

بابا هم از ماه عسل برگشت

یکم شوکه شده بود

ولی همه چی تحت کنترله

نقشه ی استادانه مادر سوپری هم جواب داد

من هدف بابا رو هم تکمیل کردم

.وحسابدار شدم

سوپری هم سرپا شد

و دنبال کار گشت مثل بقیه

و این

این یه داستان دیگه است .که بعدا میکم.

مترجم : مینو

بالیوود وان Bollywood1.Co

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.