Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
مریم
محمدی مدیر تولید محمد صادق عاظیم تدارکات
سید امیر
نعمتی عکاس و جانشین مدیر تولید محمدی
گروه فیلمبرداری شهریار اسدی بهزاد
[موسیقی]
دورانی گروه
کارگردانی محرم
زینلزاده ابوالفضل
علاقهبند طراح صحنه رضا علاقم
موسیقی مجید
انتظامی صدا نظام
[موسیقی]
کیا فیلمبردار محمود
کلاری تهیه کننده پخشان
الله اكبر
الله
[موسیقی]
اكبر اشهد ان
لا
اله الا
کیه؟
منم سلام خانم سلام علیکم میبخشین با
آقای مخمباف کار داشتم منزلشون اینجا نیست
آقا کجاش برای من اینجا رو آدرس دادن شما
تشریف کوچه اولی نه خب کوچه دومی رو که رد
شدین خب داخل کوچه که میشین در سوم یه پله
هم میخوره درشم سبز رنگه منزل آقای
مخلابا خیلی ممنون خانم میبخشین که من
مزاحمتون شدم
خ
بله
شما دختر آقای مخملبافی؟
بله
میتونی یه لحظه صداش کنیم بیاد؟ نیستن
کجا رفتن؟
سر کار که میاد؟ شب من یه پیغامی دارم
میتونین براش برسونین؟ صبر کنید من برم
کیفمو بزنم بیام
بفرمایید میخواین هنرپیش
تو از کجا فهمیدی؟ چون اینکه هر کی میاد
خونهمون من نمیشناسمش میخواد هنرپیشه
حالا میشه این پیغامو براش برسونی چه
پیغامی اینه که بهش بگی که اون پاسبونه
اومد اون پاسبونه که قبلاً میخواستی
اسلحهشو بگیری اگه پاسبانید پس چرا
میخواین هنرپیشه بشید
من الان که پاسبان نیستم الان شغلم آزاده
اون زمان شاد ۲۰ سال پیش من پاسبان بودم
الان اون موقع که چاگو خوردم استعفا دادم
دیگه الان کارم آزاده شما که پاسبانی پس
هستید
کو اسلحه من الان که پاسبن نیستم اسلحه
داشته باشم من ۲۰ سال پیش پاسبن بودم اون
موقع که بابات چریک بود ۱۷ سال داشت اون
موقع پاسبان بودم که اومد اسلحه منو
بگیره منو از پشت چاگوش زد منم م اینطوری
دستمو گذاشته بودم روی اسلحهم نتونست
اسلحمو بگیره خب برای چی میخوای هنرپیششی
خب دیگه واسه چیزی واسه یه موضوع دیگه من
احتیاج دارم آخه نمیتونم که بگم خب چرا
نمیشه بگی میری دفترچه بیاری آدرسمو واست
بنویسم
[تشویق]
بله این نابل و پشمکو براتون آوردم بخوری
این جرابه هم واسه بابا آوردم که بپوشه
تو این خانم گفته چون که نمرهتون پیش شده
من نویسید آلومم تازه پیشم
دیکتر منم پیش شدم اینم چون اینکه
نمرههای بیستمه گفته ننویسید خب این یکی
رو
بده آفرین
وسطش که نه نمی مینویسم آخرش. خب آخرش
مینویسم. درستو خوب میخونی؟ بله
همش ۲۰ه نمرههات؟ بله
به بابام میگی که اون پاسگونه اومده بود.
خب چش یادت نره. سلام منم بهش برسون.
سوژه انتخاب شد. چند سالتونه؟ ۱۷ سال همه
۱۷ سالشونه؟ بله شماهم ۱۷ سالته؟ ۱۵ سال
بفرمایین بیرون
شماهم ۱۷ سالته؟ بله
کلاس چندمه؟ سوم دبیرستان
شما میخوای چیکارش؟ من میخوام بشریتو
نجات بدم
یعنی چی بشریتو نجات بدی؟
یعنی آدمای فقیر و
آدمای مظلومو نجات بده. میدونم یعنی
چیکار کنی که نجات بدی؟ شغلش مهم نیست هر
کاری که بشه باهاش بشریت نجات داد خوبه
بشریت چند نفره؟
ی میلیارد و نیم چقدر ی میلیارد و نیم
بشریت چند میلیارده؟ ۶ میلیارد تو
نمیخوای بشریت نجات ب نه من اگر بتونم
مشکل خودمو حل کنم بستمه این بشریت مشکل
خودشو حل میکنه
پس تو نمیخوای بشریت نه من اگر مشکل خودم
حل کنم بستم بتونم مشکل خودم حل کنم زیادم
هست به نظرت میتونه اون مشکل بشریتو حل
کنه نه بابا نمیتونم
ممنون بفرماین بیرون زین آلینم که همش
غرغر میکنه بفرمایین بیرون بچهها
بفرمایید ما دیگه نیا
دیگه بفرمایید یکی رو میخواستیم انتخاب
شد شما نرو شما ما ما نه نه اون که
میخواست بشریتو نجات بده شما بیا شما بگم
بفرمایید شما زینب جان بیا از ما عکس بگیر
بیا دوربین روشن باشه بیا دوربین روشن
باشه یعنی آخر نفر شما بفرمای آخرین نفر
داره آخر
اوکی حاضر باشی محسن یه لبخند بزن حاضر
جوانی کارگردان انتخاب شد
بله مسلط محکما ببینم چیکار
میکنه ب این کارو برا من حتماً انجام بده
حتماً این کارو برای من انجام بده دقت کن
انتخابتو بکن جوانی تو حاضر باش برو
شما اینک
درارین شماهاتونو بزن
عقب خوب نیست مث
بفرمایین
شما حالا به من نگاه
کن این که اصلاً شبیه من نیست نه چشاشم
ریزه ازش بله بفرمایین شما برگرد آن
راست
وایست چشماش که خیلی
شبیهه اینو نگاه کن ببینیم اگه یه کلاه
پاسونی سرش
بذاریم میتونه جوانی منو بازی کنه شبیه
تو نیست آقا
یه حرف معمولی بزن با صدای خودم بگم
آره معمولی نمیخوام بازیگرا رو اداشو
دربیاریم از شما خوشم نمیاد
نشد معمولی از شما خوشم نمیاد ولی فیزیک
صورتش خیلی سینمایی یه چهره سینمایی داره
اگه یه کلاه پاسبونی سرش
بذاریم نمیتونه نقش زبانی منو بازی کنه
فکر نکن
به هر حال سعی کن خودت باش حالا یه حرف
بزن سعی میکنم خودم باشم باز که نشد
چی نشد همین یه حرف معمولی بزن
شما دارین منو سردرگ میکنین
خیلی خب آقای زینزاده من جوانی خودمو
انتخاب کردم لطفاً یه عکس از ما بگیرین
مبارک باشید خیلی ممنون
شماهم دست بندازین
گردنش حاضر یه لبخند بزن
خوبه من الان برمیگردم برم به موزه نشون
بدم
ببخشید شما مال کجایی تهران
منم مال
اورمیا تا حالا حالا فیلم بازی کردی؟ نه
من یه چند تایی بازی کردم خیلی
خوبه نقش مثبت یه چیز دیگهایه
آقا شما تشریف بیارید کی من بله
سلام
بفرمایید برم بیرون بله بعداً میام توضیح
میدم
حاضر دست بنداز گردنش لفخم بزن توهم دست
بنداز گردن دنش دست بنداز گردنش بله
میبخشین آیز
زهزاده شبیه من نیست چرا شبیه تو نیست خب
شبیه من نیست که حالا اش عکسمو نگاه
کن ببین این عکس شبیه منه به نظر من که
این شبیهتر از بقیهست برو دست بنداز
گردنش بازیتو بکن دیگه این شبیه من نیست
از این داری بهانهگیری میکنیا بهانه
نمیگیرم حالا نمیشه اون یکی رو بذاری مگر
نگفتی از دون شبم این نقش واجبتره برو
بله واجبتره ولی نه اینجوری
وایسا برم به محسن بگم هرچی اون گفت خب
چشم بچه کجا هستین
رومیه بچه رومیه منم بچه شربواک هستم راست
میگم رومیه هواش
سرده شرب که ما زمستنا یه خورده هوا سرد
میشه منتها نبوص به صورت که میگن عرومیا
انقدر سرده که دیگه اصلاً نمیشه بیا بیرون
و یخ میزنه آوا و
اینا من دفعه اولم دارم بازیگر میکنم
راست میگن کار
سختیه اصلاً طوری نباشه که من الان طوری
اصلاً دست پان داره میلرزه نمیتونم صحبت
کنم میکنی طوری نباشه که فردا میریم شربی
همهم با انگشت نشون بدن مسخره
بکنن ها اینطوری نباشه بازم ما قبول
کارگردم چطور آدمیه خوبه هام درستی باشه
یه نقشی به ما بده که خیت بالا نیاریم آدم
خوبی باشه ها نمیدونم چطور شما نقش اولی
بچه میگی من
نمیدونم یکی نشد دیروز اینجا یه ردی بودن
اینجا جمع بودن همگی شما انتخابشون
میکردی حالا میگه
نمیدونم بخیر بازی
درنی خب تصمیمتو گرفتی
قرار بود شما ازش بپرسین آقای زینالزاده
پرسیدم گفت این جوان نقش جوونشو بازی
میکنه به نظر منم راست میگه این باور
کردنیتره
ولی این درد منو درمان
نمیکنه خداحافظ من تلاشمو
کردم سرا
پشیمان پشمان
نف یه دقیقه میاد پاسبانی کرد
خونههاش
چرا سر جوانیش مسئله داشت میترسم که بره
عج عجله نکن زینال این برمیگرده ببین اون
درخت درخت کجه رو میبینی آره به اون
نرسیده برمیگرده ولی نگفت از نون شب براش
واجبتره
Ма
محسن داره
میره داره میره بابا میاد انگار عجله نکن
میخوای بری دنبالش برو
ببخشید آقای مخان موضوع قصه فیلم چیه
برا چی میخوای بدونی خب
به بازی و نقشم کمک میکنه.
قراره من با یه دوربین دنبال جوونیم بیام.
ا داره برمیگرده.
اومدم باهات مجات کنم. اگه برنگر یکی دیگه
چات میذارم. چرا داری دروغ میگی آقای
زینالزاده؟ شما داشتین میومدین که منو
برگردونین. من میدونم از لای درختا دیدم
که با مخ میخواستی بخوری زمین. چرا
نمیخوای؟ نامصف من نقش جوانیمو بازی کنم.
راست میگی برمیگردونم که جوونیتو
کارگردانی کنی. کارگردانی بلد نیستم. من
کمکت میکنم. تو فقط کافی که به جوونیت
بگی اون روز برا تو چه گذشت. به چی فکر
میکردی؟ تو چه عالمی بودی؟ وقتی که بهت
حمله کردن چه حالی داشتی؟ خب همه چیزو بهش
بگو. بعد روز جمعه میری محله قدیمی بازار
منتظر ما میشی. ببین داره میاد میبری
خیاطی یه لباس پاسانی براش بدوزن. پولشو
من میدم داری تو؟ آره دارم. خرج کن بعد من
میدم.
بعد میبره سر پست منتظر میشی تا جوونی
محسن بهش حمله بکنه.
جوونی محسین دیگه کی این دیگه به ما ربطی
نداره جوونیتو جوونیتو کارگردانی میکنه
محسنم جوونی خودشو حالا برو پیش کنار
درخته برو تو هم بیا ۲۰ سالگی کنارش
بده خیلی خب تو ۲۰ سالگی اونی تو هم ۴۰
سالگی اون دست بنداز ۲۰ سالگی دست بنداز
گردنش ۴۰ سالگی دست بنداز گردنش ۲۰ سالگی
لبخند بزنه ۴۰ سالگی هم لبخند بزنه
بیشتر حاضر
خیلی خب به همدیگه نگاه کنید خیلی خب نگاه
به من ۳ ۲ لبخند فراموش
نشه جوانی پاسبان انتخاب شد
از دست من ناراحتی برای چی ناراحت بشم آخه
من خواستم جای جوانیهم بازی نکنی راست
میخوای اولش یهکم ناراحت شدم منتها نه
دیگه موقع با هم عکس گرفتیم و خندیدیم و
دستشون دی از دلم رفت آخه من دوست داشتم
جای جوونیهم خودم بازی کنم اگه قرار باشه
کسی بازی کنه برای من فرق نمیکنه تو باشی
یه کسی بازی کسی باشه ولی حقیقت چی میخوای
اول دلت میخواست که همون پسر خوشتیپه
جیگولیه بازی کنه اینطور نیست نه حرف
ژیگولی این حرفا نیست آخه اون فیزیک صورتش
سینمایی بود به خاطر اون میخواستم اون
بازی کنه نه بیغرض نبودی خیلی دلت میخواست
او بازی کنه به هر حال معذرت میخوام خواهش
میکنم حالا جا این حرفا نیست الان باید
بریم خیاطی بدم برات دست لباس تهیه کنم خب
منتها باید قبل از اون برم یه تلفن بزنم
به رومیه که خیلی واجبه
[موسیقی]
سلام
خسته نباشید قربان شما علیکم به هنوزم که
اینجایی ببین موهاتو سفید کردی چقدر پیر
شدی روزگار سفید کرده دیگه موهامونو خب
نشناختی
نه به خاطر نمیارم لباسو واست دوختن یادته
۲۰ سال پیش میومدم اینجا برام لباس
پاسبونی میدوختی
خاطرم نمیاد بیشم من شام خوردم یادم نیست
نوز لباس
خب حالا چیکار داری میخوام یه دست لباس
پاسبونی به این جوونین بدوزی دوره شاهو
صحبت شار نکن من نه شاه خوشم میاد نه
لباساشو دیگه حالا میدوزیم حرف زار نزن
یه لباس بم فعلاً برا فیلم من بدوز واسه
فیلم میخوام آره واسه فیلم زور میگفتی
یه دو دستی بالا دارم از قدیم علی آقا اون
دو دست لباسا هستش بالا
آسبانیا برو بالا ببین هر میکنم الان برو
بالا ببین اندازهت میشه برو بالا لباس گش
نباشم که من جست نمیکنم برو بالا برو
بلند بپوش
خب خوبی خب بعد میخوای فیلم بازی کنی آره
واسه فیلم میخواستم منفی بازی کنی نه اگه
خدا بخواد مثبت بازی میکنم اه این تو
لالهزار ما زیر پایون سینما دیده بود چه
فیلمی میداد کیک داگلاس یادته آره یادمه
آنتونی کوینو یادته آره یادمه راستی
شناختم صورتش پلاسی کرده میخواد با سوفیا
لورن ازدواج کنه نه بابا مرد خوبیه برای
خودش زن بچه داره مردم حرف درمیارن پشت
سرش وقتی که مشهور میشه سینما همینه دیگه
یه فیلم سینما رکس گذاشته بود نمیدونی چه
فیلمی بود فیلم بایکینگا وقتی این کیکلاس
میومد چیکار میکرد تومی آرزوی افراد
قبیله وایکینگ بود که شمشیر به دست کشته
شوند تا بهشتی که اورا بالالا مینامن
شلوارت خرابه اونم واست درست میکنه قشنگ
درست کن واسهش علی آقا اگه این لباساشو
خوب براش بدوزی برات سفارش میدم این
کارگردانه خیلی رفیقین ما به برات یه نقش
خوب بهت میده خوبه بابا من خودم آرتیستم
یه موقع این لالهزا رو ما سرسر میرفتیم
بالا میومدیم پایین هر فیلم خوبی بود
سینما رو ما میرفتیم یه فیلم سینما ایران
گذاشته بود چه فیلمی اسپارتاو گذاشته بود
بقیه آمد میشد تو نمیری بعد یه فیلمی
رفتیم جانفورد جانفوردو میداد فیلمی بود
عظیم همچون کارگردان است جانفورد مرد که
بستگار شد استاد تو به من نگاه کن مثلاً
من میخوام فیلم بازی کنم باور نشدی که من
میخوام فیلم بازی کن درست میکنه با درست
میکنه با علی آقا یه خورده دقت کنید لباس
اینو ببینید چهجوری درست میکنی خیلی کر
گشاده چیکارش کنم باشه تو اندازهای که
میتونی اندازهش ب اندازهش بکن دیگه
قربونتو برم خب نمیشه خلاصه چه فیلمایی تو
نمیرین سینماها ما میرفتیم آره اون
موقعها میرفتیم میون تنم میری میومدن
اینجا جمع میشن ما واسشون لباس چه لباسایی
واستون راستی جان وین یادته چه فیلمایی
اگه یادت باشه جانوین یه فیلمی هم بازی
کرد فاتح مال چنگستان سر آسینشم پاره کردی
لبا با سر آسینشم واست میدونم علی سر
آسینشم نگاه کن واسش بد سر آسینشم واسش
بابا این ایراد میگیره نه به ایراد تو خ
دقت کن دیگه قربونت تو برم واسش دقت کن
درست کن خلاصه جامی یه فیلمی هم بازی کرده
بود فاتح جامونکا مکیکا چند نفر بودن
جامونکا ۳۰ نفر ۶۰ نفر آماده کن برای همه
حال دارید توی برفا ما رو کجا میبری لباس
خرا نشه آقای مخملاف چیزون بگه آقای مخملف
دیگه کیه کارگردان تو منم اتفاقاً برای من
بهتره که تو این برفا راه ببرمت برای
لباستات واقعیتر میشه من تو کارگردانی
آره من کارگردانم مگه نشنیدی آقای
زینالزاده گفت تو بروانی خودتو کارگردانی
کن میگ کارگردانیهم ولدی اتفاقاً هر کی
بهتر میتونه جوانی خودشو کارگردانی کنه
من که اون موقع پاسبون بودم
کسی پاسبون نبود که بدونه پاسبونی چیه از
پاسبونی سر دربیاره حالا کجا داریم
میبریم آره حالا میبریم آموزش پاسبانی
بهت بیاد بدم حالا برو وایس اونجا فرض کن
اینجا در خونه یه تیرساره
خب اینجا کلاتو بذار سرت
کلاه رو نمیشه زنه سرم رو نمیشه چیه کلاتو
بذار سرت
خبردار
وایسا ببین اینجا خونه تیمساره آره اگه
تیمسارو تر کنن تو اعدام میشی ضمناً
حواستم باشه فریب نخوری اگه کسی اومد ازت
آدرسی چیزی پرسید یا شیرینی چیزی تعارف
کرد فریب نخوری گوش ندی به حرفش ضمناً اگه
دختر تیمسار اومد از در رد شد یا دختر
همسایگان اومدن و
رفتن دلت به اونا نلرزهها عاشقشون نشی یه
موقع فریب بخوری بیان اسلحتو ببرن همین
همیشه حواست اسلحت باشه. حالا من میام ازت
یه آدرس میپرسم.
سرکار میبخشین کوچه بنفشه کدوم وره؟
مستقیم میری آقا دستتو بذار رو اسلحت.
ببخشید حواسم. پس همیشه از دستت رو اسلحت
باشه. خب من میخوام قولت بزنم حالا ببینم
چیکار میخوای بکنی. میرم ازت یه سؤال
بکنم.
[تشویق]
[موسیقی]
میبخشید سرکار این کوتاه بنفشه کدوم وره
و حواست باشه که همیشه دستت رو اسلحت
باشه آفرین اینطوریه
اینه حالا گوش کن من میخوام برم یه فرض
کن تیمسار میخواد بیاد ببینم چیکار
میخوای بکنی
سلام سلام چه پسر ما تو نظام سلام نداریم
سلام نظام اینه این یه
تیمساره نگاه
کن سلام نظام اینه یه سلام
کنم خیلی شلوله کلاتو بده
من توی تیمسر شاهی برو وایست اونجا از
اونجایی که من
اومدم من آژانم نگاه
کن جناب تیمسار تشریف
بیارین چرا میخندی آقا مک تیمسان خنده
نداره عزیز من مگه رضا شاه کی بود اولشم
یه قزاق بود بعد رفت شد شاه تو هم اگه تو
کارت پیشرفت کنی میری یه تیمسار میشی حالا
فکر کن این یه گشونه میخوای ازشون سام
بگیری نگاه کن من چطوریستم میگیرم تو هم
دنبال من
بیا اینجوری بکن
[موسیقی]
[موسیقی]
آ خسته شدم از کیپی تراپتر گشتم راه
شده میبین نظری
از کجا گرفتی
زشت آخه من روم نمیشه درم چی روم نمیشه
عزیزم برو بزن نه نه نه نه اونو نه اگه
اینو بزنی این مال زناست خودت میفهمن که
زنه اونوقت میان میبینم مرده ناراحت میشن
باید اینو بزنه که مردا
میزنن ببین من الان د تا زدم میدونن که
د تا مرد پشت دره حالا بعد از این اصلاً
کجا میخوایم بریم داداش دیگه میریم
گلفروشی گلفروشی برای چیه گل بخریم گلو
میخوایم چیکار کنی آخه من اون موقع
میرفتم که سر پست گل دستم بود میخواستم
بدم به یه دختری ای ناقل حالا سر پستم به
دخترا گل میدی ها
آخه من میدونی چرا گل بهش میدادم من که
میرفتم سر پاست دختر میومد هر روز یه
چیزی از من میپرسید یه روز ساعت میپرسید
یه روز آدرس میپرسید اونقدر از من چیزای
ی پرسید که من دیگه یهو بهش عاشق شدم دلم
حری رفتش میبخشین خانم قدیما تو این خونه
نزدیر میدادن بازم میدن بله د نفریم د
نفریم ولی یه نفر میخوایم الانه دستتو
درد نکنم خیلی ممنون خانم ممنون
نزن اصلاً اینطور حرفی اصلاً نزن میخوای
بدبخت کنی تو چرا نگوی تو حرفایی میخوای
فردا نذارن اصلاً تو این فیلمو بازی کنی
چرا نذارم بازی کنی مگه نشنیدی آقای
زینالزاده گفت اون موقع که پاسبون بودی هر
کاری میکردی هر فکری که داشتی هر بلایی
سرت اومد به جوانیت بگو خب منم اون موقع
تو اون فکر بودم که گلو به دختره بدم تا
چاگو خوردم درسته حالا بعدش چیکار کردی
بعدش دیگه هیچی رفتیم خونه منو اونقدر
عذابم داد که مریض شدهم تو خونه دستتو نن
قبول باشه خیلی ممنون قبول قبول باشه خانم
آشنا میخوری نه شما بخور مرسی
آخه اون موقع که من میرفتم سر پست یه
دختری اومد از من ساعت پرسید فرداش اومد
آدرس پرسید پس فردا اومد یه چیز دیگهای
پرسید من فکر کردم دخترت منو دوست داره
منو ماش بده آدم حسابی کی اصلاً میره سر
چارا به یه شلوغی به دختر گل بده و عاشق
بشه اینا خب ما اونجا عاشق شده بودیم
اونجا همدیگه رو دیده بودیم فلزت خرابه من
میدونم چی خرابه فلزم خب دوستش داشتم
میخواستم باهاش ازدواج کنم دیگه
حالا آخرش بکنیم چیکار کردی هیچی دیگه تو
اومدم گلو بهش بدم این کارگردانه اومد
چاگو زد بهم دیگه کدوم کارگردان همین
مخمربفگ ۱۷ سالش بود اومد بهم چاگو زد
الان شده کارگردان گلو به دختره دادی یا
نه آخرش نه دیگه میخواستم بهش بدم تا
چاقو خوردم دیگه ندیدم دخترت چی شد آب شد
رفت زمین
بازم آش بیارم نه خیلی ممنون دستتونو درد
نکنه هر وقت میل کردین کاسهشو بذارین
بیرون برمیدارم چشم خیلی ممنون
الذين
[موسیقی]
بابا من روم نمیشه تو رو همسایه اینا من
گل با یه گل برم جایی که روم نمیشه چی
عزیزم گلو بگیر دستت برو ای کااش من جوون
بودم اون موقع بهت نشون میدادم که چهجوری
گل توو دست میگیرم برو عزیزم برو باید
بهت یاد بگیریم هرچی بگی دستت برو
ببین اون موقع همین بازار بود من میومدم
وا میستدم پش میدادم دختره میومد یه
چیزی از من میپرسید وقت من یه ماه بود
میخواستم ستم گلو بهش بدم اما نمیتونستم
گلو بهش بدم تا میومدم گلو بهش بدم دستم
میلرزید الان تو برو مثلاً وایسته اونجا
پست بدهیا بیا منم اون دخترم میرم میام
ازت یه چیزی میپرسم گلدون رو چیکار کنم
بذار
اونجا سرکار ببخشین کوچه بنفشه کدوم و کوچ
بنفشه اینوری میره اینوری میری یعنی چه تو
میخوای گلو به من بدی اما نمیتونی بدی
حالا یه بار دیگه میرم میام ببینم چیکار
میکنی
سرکار ببخشین کت شبم کدوم وره؟
اینجوری که نه اگه من گلو بهش میدادم
الان تمام شده بود ۲۰ سال سرگردان نمیشدم
بذار اونجا گلو میخوای به من بدی اما تا
میخوای بدی دستت میلرزه نمیتونی گلو به
من بدی اصلاً کی تو رو انتخاب کرد چشم چشم
منم پسر رم انتخاب میکردم میخواستم به
اون بهتر بازی میکرد باشه تا به خاطر
فیزیک صورتش نبود خب یاد بگیر دیگه تو یه
پلان بگیری نمیتونی بازی کنی باشه باشه
حالا من یه بار دیگه میرم ببخشید ساعت
چنده؟
۲ دقیقه ۱۲ مرسی
دیدی اون دختره رو دیدی از ساعت پرسیدی
عین همین میشدا من اول فکر میکردم دختر
مدرسه دیرش شده داره ازم ساعت میپرسه بعد
که فردا شد بعد که پس فردا هم شد که اومد
یه چیزی پرسید یواش یواش فهمیدم که یه
حسابی تو کارشه آقا نمیشه یهکم زودتر بگین
برا چی آخه اگه دیگه برم خونه مادرم مریض
ممکنه ناراحت بشه. تو اگه انقدر بچه ننه
هستی پس چهجوری میخوای بشریتو نجات بدی؟
خب مگه هر کی میخواد بشریتو نجات بده باید
مادرشو ناراحت کنه؟
نه میتونه مادرشم ناراحت نکنه ولی
معمولاً هر دو تاش که با هم
نمیشه. حالا یه سؤال
دیگه تو کسی رو دوست داری؟ بله
کیو خدا
رو مادرم و
پدرمو
دوستام انسانها رو نه منظورم اینه یه کسی
رو دوست داری مثلاً فکر کنی بعداً میخوای
باهاش ازدواج
کنی تو الان جوونی منی
[موسیقی]
بله پس دوست داری بله
خب تو که میخوای بشریتو نجات بدی و
چهجوری میخوای ازدواج کنی؟ خب دو نفری که
بهتر میشه بشریتو نجات داد
اینم یه حرفیه حالا کیه فامیله
ای
دختر خاله نه دختر عمه نه تا کیه
دخترداییه نه
بله
اونم تو رو دوست داره بله
خودش بهت گفته
نه از کجا میدونی پ
خب راستش من بهش کتاب میدم بعد وقتی کتابو
پس میگیرم لاش گل گذاشته
اونوقت کجا همدیگه رو میبینین که از این
حرفا میزنین؟ هر وقت میریم خونهشون
مهمونیم
چه کتابایی بهش میدین؟
کتابای رمان شعر کتابای علمی کتابای
کامپیوتر
میخونه پس میده یا فقط لاش گل میذاره؟
نه آقا میخونه
از کجا میدونی ازش میپرسی که خوندی؟ نه
وقتی کتاب میگیرم میبینم زیر جملههای
خوبش خط کشیده
اونم میخواد مثل تو بشریتو نجات بده؟ بله
از کجا میدونی؟ از اون جملههایی که زیرش
خط کشیده
یعنی چون زیر اون جملهها خط میکشه پس تو
فهمیدی میخواد بشریتو نجات بده بله
خیلی خب ببین حالا میخوام بریم خونه
دخترخاله من من اون موقعها جوون که
بودم به دخترخالم کتاب میدادم اونم زیر
جملههای خوبش خط میکشید داشت گل میذاشت
بعد به من پس میدم مسخره میکنی
تو چرا همش فکر میکنی من میخوام جوونیمو
مسخره کنم آخه هرچی من میگم شما هم میگین.
پس تو داری منو مسخره میکنی؟ چون هر کاری
من جوونیام میکردم تو الان داری
میکنی. ببین حالا یه چیز دیگهست میخوام
بهت بگم. خوب حواستو جمع کن که
لازمه. به این دختر خالای منم همون که من
بهش کتاب میدادم لاش گل
میذاشت. جوونیام اونم دنبال من اومد که
تو اون عملیاتی که میخواستم پاس رو خل
کنم همراه من باشه.
منتها موقع که من دستگیر شدم اونم گرفتن
ولی چون جرمش کمتر بود اونو زودتر ول کردن
وقتی ولش کردن عروسی کرد الان یه دختر
داره عین اون موقعهاست یعنی الان من
میبینم فکر میکنم واقعاً جوونی ماست و
دختر خالهتون همراون میومد چیکار کنن ببین
دخترخالم همراه من میومد میرفت حواس این
پلیسی رو که من میخواستم خل سلاح کنم پرت
کنه میرفت جلو مثلاً ازش ساعت میپرسید
آدرس میپرسید
یه مقداری حواسشو پرت میکرد که من بتونم
بهش حمله کنم. فهمیدی؟ بله.
خب حالا میخوایم بریم خونه دخترخاله.
میخوایم بریم چیکار؟
الان
میام دختر
خاله
دخترخاله دختر خاله
کیه محسنم محسن تویی آ بیا تو چبی
یه یه دقه بیا دم در دختر خاله بیا تو
دستم بنده نه بابا تو نمیام یکی همرامه
بیا تو جای حاضره
قربان شما یه دقیقه بیا د
تنم با جوونیم اومدم سراغ جوونی
سلام پسر خاله سلام علیکم خوب هستید خیلی
ممنون قربان شما به مامان بگو یه دقیقه
بیا بفرمایید تو مرسی بگو باب یه دقیقه
بیاد
دخترخاله جانم میخوام دخترتو ببرم جا
جوونیات بازی کنه جوونیا یادت میاد
آره یادش بخیر پاسبانه یادت میاد آره خدا
دلیلت نکنه چیکارش کردی بنده خدا رو هیچی
اومده آرتیست که راست میگی به خدا ای بابا
الان اومدم دختر تو رم ببرم جای جوونیاهای
تو بازی کنه میاد محسن محسن دیگه دست از
سر ما بردار نه بابا فیلمه این دیگه نه
قربونت حالا بیا تو یه چایی بخور
ببین
جونم میگم که من که چایی نمیخورم یادته
با هم چایی نمیخوردیم خودمونو بسازیم آره
یادش بخیر تو چی هنوز چایی نمیخوری من
چرا میخورم
سلام علیک سلام چه عجب نه مخلصین قربان
شمارا خب دیگه قربان احوال شما بچهها
خوبن قربان شما شوهرت چطوره بد نیست دختر
کوچیکت چطوره خوبه دستوسه مرسی خب حالا
چیکار کنیم بالاخره میذاری دخترتو ببریم
نقش جوونی تو بازی کنه نه محسن جون دوست
ندارم جوونیش مثل جوون خودم باشه بریدی به
این زودی آره دیگه چه کنیم دیگه یادی از
گذشتهها نکن خسته نباشید بفرمای نمیخورم
خواهش بفرمای نمیخورم تار اصلاً چای
نمیخوره. چرا نمیخوره؟ تعارف نمیکنم
نمیخورم.
باشه سانه رو کی خل میکنه؟ جمعه ساعت ۱۰
همه چی پس آماده است مطمئنی؟ آره تو همین
کارایی که این مدتو داری میکنی میری ازش
ساعت میپرسی یا مثلاً آدرس میپرسی
حواسشو پرت میکنی دیگه.
باشه راستی کتاب برامون آوردی؟ آره
مرسی. ولی توش خط نکشیا امانته. باشه
حتماً.
دستت درد نکن تشریف میآوردین تو یه یه شام
یه میوه یه چیزی با هم میخور مرسی خیلی
ممنون خواهش میکنم خداحافظ خداحافظ
خداحافظ پسر خاله به مامانم بگو بذار بیام
[موسیقی]
دیگه چقدر باید درس بخورم چقدر باید تو
صندوق نقشه این باز کن من نمیخوام من
دیگه درس نمیخوام چقدر باید تو زن صندوق
نقش بازی کنم عوض حفظ کردم عس بازی کردم
همه رو حفظ شدم خسته شدم ولم کن دیگه ما
بذار برم دیگه مامان تو رو خدا ما بذار
برم دیگه من ق نزن بیا تو مخم نمیخوام
بذار برم دیگه چرا اینقدر اذیتم میکنی تو
پ دقیقه مونده ماما خدا رفتش نگاه کن رفت
خداحافظ بازم بیا این بذار ب عوض تو سند
خونه نقشه نونو بازی کردم خسته شدم بابا
عوض حفظ شدم ما بم
بیا تو
بیا تو مدرست دیر
شو بذار برم خدا بیا تو بچه
میاد
تو اصلا بیا ب ۵ دقیقه مونده بیا میگم بیا
تو بیا تو
بیا تو مدرسه دیر
شد قر نزن بچه بیا پیش درستو بخون دیر شدم
ما بیا تو ماما آقا تو خدا چونیادت
میکنی؟ اگه بریم سراغ
دختری فکر میکنی بیاد نقش دخترخالای منو
بازی کنه؟ بله آقا میاد یعنی فکر میکنی
دوست داره بازی کنه؟ بله
باید بریم از باباش اجازه بگیریم؟ نه من
خودم باید اول باهاش صحبت بکنم اگه راضی
شد اونوقت شما برین از باباش اجازه
بگیرین الان خونهست بریم با صحبت کنی نه
الان مدرسهست
اونوقت چرا دخترخاله خودتون نیومد بازی
کنه ندیدی مادرش مخالفت کرد
مگه مادرش نمیخواست با شما و بشریتو نجات
بده
آره میخواست ولی فعلاً که میبینی
اینا دارن تعطیل میشن تعطیل دارن میشن آره
پس برو باهاش صحبت کن ببین میاد بالاخره
نمیاد
[موسیقی]
خ
خداحافظ شما آدم
سلام چطوری خوبی ببین دیگه بچهها
چیزه یه فیلمه خب من انتخاب شدم قراره
بازی کنم آره بعد یه دخترم هست کارگردانش
گفتش که یعنی من بهش گفتم که تو دختر
دایمی کارگردانش گفتش صحبت کنم ببینم قبول
میکنی بازی کنی انگلی چقدر عالی مرسی بازی
میکنی تو بازی نمیکنم خب بیا بریم الان
باهاش صحبت کنیم مگه الان اینجا آره تو
اون ماشینستش بریم آره جدا آره یه دقیقه
بریم حالا مطمئنی منو قبول میکنه آره
دیگه خودش گفت
بیا بیا اینجا بیا
اینجا من
سم قبول کرد قبول کردین خانم راضی هستی
شما بله من دوست دارم بازی کنم یعنی پس من
برم با باباتون صحبت کنم شما مشکلی ندارین
نه خیلی خب دیگه پس من باهات تماس میگیرم
چی نداری شما قربان قربان شما خداحافظ
مواظب خودت باش حالا
[موسیقی]
اونش به نظر تو دو نفر که میخوان بشریتو
نجات بدن میتونن با هم زندگی کنن؟ خب
معلومه آره اونوقت اگر با هم ازدواج کردن
بچهدار شدن بازم میتونن بشریتو نجات بدن
خب معلومه ببین خب دو نفر بهتر میتونن
بشریتو نجات بدن تا یه نفر خب اگه بچه
داشته باشم برم بچه خودشونو نجات بدن
نمیتونن بشریتو نجات بدن چرا نمیتونم
ببین مثلاً خود من اگه مثلاً بچه داشتم خب
بچهمو خیلی دوست دارم دیگه بعد وقتی من
بچه خودمو تمرین کنم که باید دوستش داشته
باشم خب مسلماً مردم دیگه م دوست دارم و
راحت میتونم بشریت بهتون نجات بدم اینا
همین احتیاج به تمرین
داره کجا رفتی مرد همسایهمون خیلی فوله
نمیخواستم عقب بمونیام
ساعت چنده ساعت ندارم ببین
بیا بریم بهت
بگم ببین من دوست دارم وقتی بزرگ شدما خب
بشم پدر بشریت ا تو هم اگه دوست داشته
باشی میتونی بشی مادر بشریت چه جالب
اصلاً دوست ندارم فقط بابای بچههای خودم
باشم ببین این همه بچه تو دنیا هست که
بابا نداره اصلاً بشریت بابا نداره اگه
بابا داشت که اوضش اینطوری نبود قبول داری
چیو قبول دارم اینکه بشی مادر بشریت خب
آره قبول اما به یه شرط چه شرطی به شرط
دیگه میگم یه تئاتری تو مدرسه بازی کرد
لهدی بود. خب الان با همون لحظه بگو تا من
قبول میکنم. آخه دارم جدی بحث میکنم. خب
منم دارم جدی میگم. مگه نمیشه مسائل جدی
رو با لهجه یزدی گفت؟
ببین میای بشم نن بابای بشریت میام.
اون وقت میدونی اگه بشی مادر بشریت باید
از چند تا بچه نگهداری کنی؟ خیلی خیلی نه
باید از ۶ میلیارد تا بچه نگهداری کنی. ۶
میلیارد تا بچه بله جا نمیشم تو خونهی
ببین من خونم میگم این ۶ میلیارد بچه رو
جمع کنم بیارم تو خونه مثل بابا ننه
قندقشون کنم و آب غم بدمشون بخورم تو چی
میگی من میگم با دو نفر باشن که مثل پدر
مادر بشریت برا اینا دل بسوزونن خستشونو
بخورن یه کاری واسشون بکنن تو که
نمیدونستی بشریت چند نفرن چطور میخواستی
بشی مادرشون خب من دوست دارم مثلاً
مادرشون اما یهکم کمترش بکنی میشم نصف
اسمشونم میتونی نگه داری؟
زیاده خودت فکر کن یک میلیارد نفرشونم
میتونی نگه داری
بازم زیاده ۵۰۰ هزار تاشونو میتونی نگه
داری نمیتونم آخه زیاده تو چی میگی فکر
کرد اینجا کلاسه پس نمیخواد مادر بشریت
بشی من برم تو مادره دی واسه بشریت پیدا
میکنم تو مادر پیدا میکنم که همه بشریتو
نگه دارن من من پدر مادر بشر درمیارم من
خودم میخوام بشم مادر بشر لازم نیست
بفرما بفرمای دوست نشو دیگه خودم میخوام
مادر بشر بشم قول میدی بشی مادر بشر قول
میدم قول میدی مادر خوبی باشی باز قول بدی
۲۰ سال دیگه چایهم نخوری قول میدم ۲۰ سال
دیگههم چای نم پس بیا شمروشن کنم قول بدم
که ننه بابا خوب
ببین یه ازیس زدم بسه دیگه خب ولی خیلی
بامزه بودا خیلی خب
ببین ما باید بریم یه پاسونه رو تو فیلم
خل سلاح کنیم برای اینکه تفنگشو برداریم
باهاش بریم بانک شاهنشاهی رو بزنیم بریم
بانک بزنیم آره دیگه که با پولش بریم صح
آفریقا رو گل بکاریم یا مثلاً نون بخریم
بدیم این فقیر بیچارهها بخوره چی میگی تو
حالت اصلاً خوب نیستا مگه میشه صحرای
آفریقا رو گل بکاریم ببین تو مثلاً یه زنه
رو نگاه کن اینجا نشسته این از بس که نون
نخورده نمیتونه به بچهش شیر
اینجا که زنی نشسته باز خودتو لوز کردی خب
قراره واسه فیلم بیارن بشوننش خب ما باید
بیایم اینجا اینا رو ببینیم بعداً دلمون
با حالشون بسوزه غصه بخوریم که انگیزه
پیدا کنیم بتونیم بریم بانک شاهنشاهی رو
بزنیم خوبه من دیگه دیرم شده باید برم
ببین از دایی اجازهمه بگیر که کارگردانه
گفته که اگه اجازهنامه نیاری نمیذاره تو
فیلم بازی کنی مرسی به هر حال خیلی بامزه
بود خداحافظ
ببخشید آقا ساعت چنده؟ این ساعتها خرابن
دخترم برای تعمیر آوردن اینجا ببخشید خدا
ببخشه
[تشویق]
صبر کن ببخشید ساعت چنده؟
۲ دقیقه
۱۲ دیدی دیدی اون دختره اومد ازش ساعت
پرسید به قرآن عین همین بودا من فکر کردم
این دختر مدرسهایه دیرش شده اومده از من
ساعت پرسیده ولی فرداش که اومد پرست فرداش
که اومد من فهمیدم که حسابی تو کارشه
اینکه اینجوری منو از خواب بیدر کردی
الانم سرم درد میکنه قرص مسحکم بخور قرص
فایده نداره
حالا به نظر تو چرا این دختره نیومد سراغ
من گه اونا فکر کردن مردی تو
شایدم اینجوری فکر کرده چون ببین اگه
اینجوری فکر نکرده بودا این منو خیلی دوست
داشت یک ماه با هر بهانهای هر روز میومد
به من یه ساعت میپرسید از من یه آدرس
میپرسید حتماً دوست داشت منو میومد با یه
بهانه کنی میخواست منو ببینه دیگه ولی ما
آخرش نفهمیم تو هنرپیشهای یا عاشق پیشه
ما نفهمیم چه کاری
من هم
هنرپیشم هم واسه این فیلم میخوام که بازی
کنم که نقشم مثبت باشه به خاطر اینکه من
بتونم به اون دختره برسم و الانم خدا
شاهده این نقش مثبت تو این فیلم به من نده
من نمیبخشمش
حالا اگه نرس نرسیدی به دختره چیکار
میخوای بکنی به خدا من نمیبخشم ش خدا هم
نمیبخشدش چون یه بار این ضربه رو به من
زده زندگیمو از دستم گرفته عشقم از دستم
گرفته منو داغون کرده من حالا به خاطر یه
زن گرفتم این همه یه زنگ گرفتم این همه
زحمت میکشم اینور اونور میرم میام منت یه
مخمبافو میکشم به خاطر
چی به خاطر اینکه به اون دختره برسم علتشم
همین بود که اون دختره شبیه این دختره بود
که من تو رومیه تو بازار داشتم میرفتم
بعد دیدم دختره داره میاد من فکر کردم
همین دختر خودشه بعد رفتم جلو دیدم نه
دختر خودش نیست ولی اونقدر شبیهش بود من
فکر کردم خودش فقط یه نوک این ابرههاش
پررنگتر از اون بود بعد من مادرمو
فرستادم خواستگاریش رفتیم دختره از من
پرسید تو هنرپیشهای بهش گفتم نه بعد دیدم
خیلی دوست داره من هنرپیشه بشم بهش گفتم
آره
هنرپیشم گفت چرا این اول زندگیمونه برا من
دروغ میگی گفتم نه دروغ نمیگم به دنبال
جوانی پاسبان دوربین یک برداشت یک
[موسیقی]
[موسیقی]
[موسیقی]
[موسیقی]
[موسیقی]
راست
[موسیقی]
وایسا آقای زینالزاده اینا چهجوری ما
حواسشو پرت کنیم الان که میخواد جوانی
آقای مخمباف بیاد به جوانی من چاگو بزنه
این میفهمه
که ما یه جوری باید حواسمونو پرت کنیم
لااقل شما بذارین یکی این دخترهی که میاد
میره بره ازش یه چیزی بپرسه این حواسش ش
پرت بشه بتونه بیاد چاگوشو بزنه والا
نمیدونم میترسم یکی رو بیاریم بیاد
ببینی صداش در
بیاد خدا بیامرز مادر من همینوری غریبانه
مرد خدا بیامرس لا اله
الاله لا اله الا
الله اش لا اله الا الله لا اله الا
الله
جهان لا اله الا
الله لا اله الا
لا اله الا
الله لا اله الا
الله اشهد لا اله الا الله لا اله الا
الله
منم بیا
[موسیقی]
لا اله الا الله لا اله الا
[موسیقی]
لا اله
الا تو برگرد تو برگرد الان
[موسیقی]
[تشویق]
بیای بابا اینجا یه آفتاب بود نیست ندیدیش
آ تو که یه جوانی میسرکار آخه من یه گردون
داشتم توش گردون یه دست یک زنی بود ته
بازار آزاد میبرد سفید بودنش سفید بود
حالا اونش من نمید
[موسیقی]
[موسیقی]
دست گلدون ازدی
آقا شما این ک دست ن
آقا شما یه گل سفید
ندید آقا شما یه گال سفید ندید خیر آقا
شما یه گزر سفید ندید
خانما هیچ تو یه گزینه سفید ندیدید
چرا من دیدم شما دارش گ بله چرا کجایی
الان گذاشتم میشه نون با گفتم یخ زده بود
یخش باش کار ما رو لنگ کردی گل منشی کار
کجا بدی به من گفت اون به من برسه من این
بفرما دستتو نداره
[موسیقی]
P
سلام سلام علیک
خلاصیم چیز اون یه چاقو تو
داشبورد اون چستشو
بزن خورکم بزن به دستت من دستم نه
سینماییه نترس حالا نمیشه یه جور دیگه
بشریتو نجات داد
دوباره
ترسیدی بهانه آوردی
ها دختردایی تو گفتی بیاد سر کوچه نگار
واسه بله گفتم بیاد همینه بله
اینه آره
همینه میدونه کجا باید بیاد آها اومده
اونجاست
دیدی اینطوری نشد دی دیدم ولی خب بازم
میگم بهتره یه جور دیگه بشرتو نجات داد
مثلاً فکر بشر عوض کرد یا با ا آره ولی
این حرف جوونای ۱۷ ساله امروزه قدیما نسل
پیش سلام خانم حال شما خوبه مرسی
خیلی معطل نشدین که نه از باباتونم که
چیزو گرفتین آوردین بله دیگه رضایتو گرفتم
مرسی چرا دیر کردی ببخشید دیگه داشتم کتاب
میگم مرسی خواهش میکنم.
چرا خانم شما هی گل میریزی لایه کتاب
میدی به پسرم من ها
ببین با دختر دایدیت میری بله میری تو
بازار حواس پلیسه رو اینجوری پرت میکنی
که دختر دایید میره سؤال میکنه ازش آدرس
میپرسه ساعت میپرسه تو این
مایهها بعد حواسش که پرچد تو میری خل
سلاش میزنی خل سلاش که خواستی بکنی
اینجوریه که اگه دیدی شلوغه رد میشی
دوباره برمیگردی این کارو میکنی اگه
نمیدون مردم و اینا
ریختن باید هوا چیز کنیم دیگه شعار بدیم
یه جوری حواسشو پرت کنیم چرا توش خط کشیدی
مگه نگفتم امانته این به خدا یه جملهست
خیلی قشنگ یه لحظه نگاه کن اینو بخون خب
ببین اگه که مردم ریختن میخواستن بگیرن
همین جمله رو شعار میدیم خب چی میگیم شعار
چی بدیم همینو شعار میدیم دیگه باشین
بچهها دیر شد یعنی بگین تا درخته زندگی
باید کرد آره آره
جا نمون
اینا ببین نگاه کن
[موسیقی]
اصلا به دنبال جوانی کارگردان دوربین د
برداشت
یک بریم تو
خب ببینید تو باید ب یه سوار یه چیزی ازش
بکنید خب که این حواسش پر شه من اسلحشو
بگیرم میترسم بو ببره بو نمیبره آخه اگه
نتونی حواسشو پرت کنی من مجبور میشم بهش
چاقو بزنم دوست ندارم چاقو بخوره باشه پس
چرا رد میشی نون بو بگیری چرا به دوربین
نگاه میکنی باهات حرف
میزنم خانم عقبتر واسه من ببینم
نمیشه ازش بپرس برا چی نون گرفتی برای چی
نون گرفتی
جواب من چاق رو بکنم چیزش قایم شه ای بابا
بریم بریم برین برین برو برو سمت سخونه
خانم به دوربین نگاه نکنید راحت میشیم
آقا خانم تو رو خدا بچهم گشنه است به من
عاجز کمک کنید آقا به من عاجز کمک
کنید مرسی خانم مرسی چیه میگی
ببخشید دعاشون کن دعاشون خدا عمرت بده خدا
عوضت بده خدا عمرت بده خدا عوضت بده به من
هیچ اشکال نداره ادامه بدین به من گشنه
کمک کنید بچهم گشنه است تو رو
خدا تو برو من
میام
آمادهای چرا گریگه میکنی
[موسیقی]
چه گنی من نمیتونم بهش جا
[موسیقی]
بزنم بش
مگه مگه نمیخوای بشریتو نجات
بدی نمیخوام
محسن مگه نمیخوای تو آفریقا گل
باری
ببینمت مگه نمیخوای تو آفریقا گل بکاری
نمیخوام بکشی
چاقو همینجوریهم میشه گلگاش همینجوری هم
میشه نجاتشون داد اینجوری نجاتشون
میدم بریم تکرار کنیم بریم تکرار کنیم
برگرد خانم شاتو تکرار کنی چاو بردار
برو من میام
خب
آمادهای؟ نه دست برو
آهاو کنترل کن
[تشویق]
برو این گلدون مال شما نیست خانم؟
زون به سخ زد اینجا که پاسونی مکی سؤال
کنم اینجا که نی سؤال کنم ما چند دقیقه
زود اومدیم بریم دوباره بیایم تا نیومده
بیاید
[موسیقی]
بدی آقا اینجا یه گوله آفتابی بالا نیست
ندیدش آفتابی وادی میسته آخه من یه گردون
توش گذاشته بودم یه گردون یه دست ی زنی
بود ته بازار میبرد سفید بود گردونش سفید
بود حالا اونشو من نمیدونم سفید بود
به دنبال جوانی کارگردان دوربین دو برداشت
د ببین تو باید یه سؤالی چیزی ازش بکنی خب
که حواسش پرت بشه من بتونم اسلحهشو بگیرم
میترسم مو ببره مو نمیبره آخه اگه نتونی
حواسشو پرت کنی من مجبورشم بهش چاقو بزنم
دوست ندارم چاقو بخوره باشه حالا بیا بریم
نون بگیریم نون برا چی بذارم رو دستم چاقو
دیده نشه
خانم ببخشید من عجله دارم میشه زودتر بگیر
تو برو من
میام مثبت اصلا منفی
انشار منفی نقش لقب
جوونی محسن داره میاد
کدومه؟ همونی که نون تو
دستشه. این صحنه یه بار اتفاق میفته
ها. حواست جمع
باشه. حواست جمع باشه. حواستو پرت کن. ز
من یه بار بیشتر نمیتونیم تکرار کنیم.
سرخور ببخشید ساعت چنده؟
کارت آقا زینزاده کارت آقا زنازاده کارت
جناب خانم میبخشین شما با زبانی آقای
مخملوافی بله
من شرمندهم نمیتونم چی شد نمیخوام بازی
کنم ج برو پاشوا حالا جیسن
برو دنبالش بازم زده به سرش
چی شد سلام ببخشید گلدون منو موافش باشه
از این خانم یه سؤالی کرد ناراح شد رفت چی
پرسید خانم بهم شما با جوونی آقای مخملی
گفتین معروف شما چی رفت ناراحت شد
نمیدونم از این تا این خانمو دیداره
[موسیقی]
[تشویق]
بریم ذهنشو نمیشه امروز گرفت دیگه الان
بازار شلوغ میشه دیگه نمیشه کار کرد
میخوای برم دنبالش برو تو دنبالشم برین
جمعه دیگه میام دنبالتون بفرمای
آقای زنارزاده اینا دست شما باشه من
بابامون دعوا
میکنم شلام برو بفرما خانم بفرمای برو
زین دنبالش برو بیا بین دنبالش
بابا کجا میخوای بری تو من میرم دیگه
رومیه و هیچی میخوای بری رومیه بازی
نمیکنم این فیلمو نمیخوام بازی کنم بابا
تکلیف من چه میشه به من چه مربوط چی میشه
اصلاً
نمیذارم چی بکش
ش من بازی نمیکنم
بابا خودت گفتی که من خودم گفتم آره ولی
بازی نم گفتی دخترمیه با یه دختری که ۲۰
سال پیش تو بازی میکردی فقط ابراهاش فرق
میکنه آره فرق میکنه به خاطر همینم میگم
که اصلش قلابی درراومده وای به حال اونی
که میخواد چی پیشه برم بابا حالا صبر کن
یه دقیقه کارت دارم گوش کن حرف من نه من
نمیخوام بمونم ببین گوش کن نمیخوام
بمونم بابا گوش کن نه من بازی نمیکنم
چیکار میخوای بکنی یه بار من گوش کن من
نگاه کن من اگه این فیلمو بازی نکنم مس
آبرو میره به من چه آبروت بره حالا من ۲۰
سال سرگردان شدم زندگیم از دستم رفت کسی
برای من ناراحت شد آبروون میره کسی دلش
برای من سخت ببین من تو به من چه مربوط
آبرو تو به من قول دادی با هم بازی کنیم
نگاه کن قول داده بودم بازی کنیم من فکر
میکردم من دارم زندگی به دست میارم من به
خاطر زندگی فیلمو بازی میکردم به خاطر من
نره من حالا تو من
نمیدونستم از دست میگیره تو رو مردم
شربک من چی بگم؟ هرچی میخوای بگو تو
نمیگی من فردا برم شربت چی جواب مردمو بدم
به من مربوط نیست تو خودت باید بری تو به
من قول دادی من گل دادم ولی آخه این قلابی
درراومد این میخواست منو بکشه به خاطر من
به خاطر من نرو
یک ماه بود میخواستم گلو بهش بدم اما
نمیتونستم تا میخواستم گلو بهش بدم دست
دلم
میلرزید الان تو اون ۲۰ سالگی منی من اون
دخترم تو برو وایسته این فرض کن برو وایست
اونجا آره برو وایسته اونجا اونجا خوبه
همونجا
خوبه فکر کن من همون
دخترم هر کسی اومد ازت سؤال کرد تو
میزنیش با اسلحت میکش جمع باشی منم اگه
رفتم اومدم ازت یه چیزی سؤال کردم منو بزن
تو روم بزنم؟ آره منم بزن حالا میرم یه
چیزی ازت میپرسم ببینم چیکار میکنم.
آمادهای؟ آماده من که نمیدونستم اون
عاشق من نیست قاتلمه پس بزن ترتیبشی میدم
سرکار ببخشین کت بنفشه کدوم
وره بزن آخه من دلم نمیار بزن رفیق هسته
اصلاً فکر کن من فکر میکنم دارم دعاها
شما میخوام بزنم من ف نمیتونم من ۲۰ سال
منو زندگیمو از دستم گرفته من نمیتونم ۲۰
سال منو سرگردان کرده پس بزن این کار من
نیست من نمیتونم تو بزن میگم بزن رفیق
منی من نمیتونم تو چقدر خری پسر من میگم
من من نیستم من اون دخترم باشه منو بزن
برو بده
من تو برو
بیا تو اون دختری منم اون پاسبونم من اون
دخترهم تو اون دختری منم اون پاسبونم خب
بیا یه چیزی از من بپرس
حواست پرت
بشه جناب سرکار
[موسیقی]
تو برو
[موسیقی]
[موسیقی]
[موسیقی]
[تشویق]
[موسیقی]
بسم
[موسیقی]
[موسیقی]
เฮ
[موسیقی]
[موسیقی]
[موسیقی]
ببخشید سرکار ساعت
چنده؟ ببخشید سرکار ساعت چنده؟
[موسیقی]
[موسیقی]
ببخشید سرکار شما میدونین ساعت چنده؟
ا
[موسیقی]
[موسیقی]
[موسیقی]
ا
[موسیقی]
[موسیقی]
[موسیقی]
ا
[موسیقی]
[خنده]
[موسیقی]
ا
[موسیقی]
[موسیقی]
ا
[موسیقی]
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.