All language subtitles for OUTLANDER.S08E01.Soul.of.a.Rebel.720p.AMZN.WEB-DL.DDP5.1.H.264-NTb[Fa]
Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
Would you like to inspect the original subtitles? These are the user uploaded subtitles that are being translated:
1
00:00:00,000 --> 00:00:02,000
« تقـدیـم به شمـا مردمـان ایـران زمـیـن »
2
00:00:05,756 --> 00:00:06,382
« آنچه در قسمتِ قبل گذشت »
3
00:00:07,925 --> 00:00:10,970
...نمیتونم بگم که میشه کاری انجام داد
4
00:00:12,012 --> 00:00:13,389
ولی ادامه بده
5
00:00:13,556 --> 00:00:16,100
خونهی جدید رو اینجا میسازیم
6
00:00:16,517 --> 00:00:18,894
یهروزی دوباره برمیگردیم اینجا
7
00:00:19,603 --> 00:00:22,940
مگه نـه؟ -
آره -
8
00:00:25,067 --> 00:00:28,195
بگذارید ویلیام باکلیمی مککنزی رو بهتون معرفی کنم
9
00:00:28,362 --> 00:00:29,405
خدمتکارتون هستم، بانوی من
10
00:00:29,572 --> 00:00:31,365
اون توی کریک دون بود
11
00:00:31,490 --> 00:00:32,742
و منم الان اینجام
12
00:00:32,908 --> 00:00:33,743
راب کامرون هستم
13
00:00:33,909 --> 00:00:35,911
اون انجامش داد، راب جِم رو دزدید
14
00:00:37,371 --> 00:00:38,706
!کار رابه
15
00:00:38,831 --> 00:00:39,874
!کالاهان
16
00:00:40,040 --> 00:00:41,083
!بریانا
17
00:00:41,208 --> 00:00:42,752
خب، الان به کجا تعلق داریم؟
18
00:00:42,918 --> 00:00:46,380
،مسئله این نیست به کجا تعلق داریم
مسئله زمانشه
19
00:00:46,547 --> 00:00:48,591
پسرتون بهزودی میاد خونه
20
00:00:49,884 --> 00:00:51,010
پسرم؟
21
00:00:51,177 --> 00:00:54,805
چیزی که ما واقعاً میخوایم
اینه که ازت محافظت کنیم
22
00:00:55,306 --> 00:00:56,724
جین کجاست؟
23
00:00:56,891 --> 00:00:59,435
سرگرد جینکینز گفت که
اون ناخدا هارکنس رو کُشته
24
00:00:59,602 --> 00:01:01,228
و اون رو دَکش کرده
25
00:01:01,645 --> 00:01:03,147
ما باید بریم
26
00:01:05,107 --> 00:01:06,859
میتونی بیای و با ما توی ریج زندگی کنی
27
00:01:07,193 --> 00:01:08,277
اونجا جات امنه
28
00:01:08,402 --> 00:01:09,695
زنت کی بود؟
29
00:01:10,112 --> 00:01:11,363
اسمش وَیاهوی بود
30
00:01:11,489 --> 00:01:13,824
،امیلی من رو انتخاب کرد، ولی ریچل
31
00:01:13,949 --> 00:01:17,369
من با تمام وجودم، تو رو انتخاب میکنم
32
00:01:17,745 --> 00:01:20,080
...یهمکانی
33
00:01:20,247 --> 00:01:21,707
که میتونیم خانوادهمون رو شکل بدیم
34
00:01:23,250 --> 00:01:24,502
منظورت؟
35
00:01:30,382 --> 00:01:32,718
من با زنت سکس کردم
36
00:01:33,803 --> 00:01:35,763
هنری و بن آن سوی دریا باهم خواهند جنگید
37
00:01:36,180 --> 00:01:37,473
میخوای مجبور بشی به زنت بگی
38
00:01:37,640 --> 00:01:39,517
که پسرانت توی جنگی مُردن
39
00:01:39,683 --> 00:01:42,186
که میتونسته متوقف بشه؟
40
00:01:48,901 --> 00:01:50,361
من تموم تلاشم رو میکنم
41
00:01:52,238 --> 00:01:53,447
میتونیم بریم خونه؟
42
00:01:54,281 --> 00:01:55,950
برنمیگردی ارتش؟
43
00:01:56,116 --> 00:01:57,034
نـه
44
00:01:57,201 --> 00:01:58,828
...اومدم ازت
45
00:01:59,829 --> 00:02:01,038
طلببخشش کنم
46
00:02:01,205 --> 00:02:03,874
♪ کنارِ ساحل ♪
47
00:02:04,041 --> 00:02:07,169
♪ اوه، من دوست دارم ♪
48
00:02:07,336 --> 00:02:09,547
♪ کنار دریا باشم ♪
49
00:02:09,713 --> 00:02:12,967
♪ پس بذار من ♪
50
00:02:13,133 --> 00:02:16,011
♪ کنار ساحل باشم ♪
51
00:02:16,178 --> 00:02:18,597
تو از کجا این آهنگ رو میشناسی؟
52
00:02:21,141 --> 00:02:22,893
مادرم بهم یاد داد
53
00:02:23,060 --> 00:02:25,104
فکر کنم ایمان زنده موند
54
00:02:26,355 --> 00:02:28,816
فکر کنم دخترمون زنده موند
55
00:02:33,195 --> 00:02:35,114
اون پس کجاست؟
56
00:02:36,323 --> 00:02:37,366
میاد
57
00:02:38,284 --> 00:02:40,870
هیچ قاچاقچیای فرصت فروختن
58
00:02:41,036 --> 00:02:43,414
بشکههای ویسکی رو از دست نمیده
59
00:02:43,581 --> 00:02:45,332
خب، امیدوارم اونقدر نزدیک نشده باشه
60
00:02:45,499 --> 00:02:46,667
تا بوی ماهی رو حس کنه
61
00:02:47,167 --> 00:02:48,627
بهش اجازه نمیدم
62
00:02:50,212 --> 00:02:51,964
با اینکه عاشق صداتم، سارسناک
63
00:02:52,131 --> 00:02:54,550
ولی تا مجبور نشدی هیچ حرفی نزن
64
00:03:16,238 --> 00:03:18,991
خیلی مشکلپسندی، آقای روی
65
00:03:19,575 --> 00:03:20,951
یهجورایی
66
00:03:21,118 --> 00:03:23,120
موقع پیدا کردن خریداران
توی شمال مشکلی برات پیش نمیاد
67
00:03:23,579 --> 00:03:25,247
ارتشها اونجا حتماً تشنهشونه
68
00:03:25,664 --> 00:03:28,959
میتونی بهراحتی سرمایهگذاریت رو دوبرابر کنی
69
00:03:29,460 --> 00:03:31,253
کی اسمم رو بهت گفت؟
70
00:03:31,420 --> 00:03:34,924
خانم آبوت توی فیلادلفیلا
71
00:03:36,717 --> 00:03:39,303
از جندهها دربارهی کسب و کارت مشاوره میگیری؟
72
00:03:39,470 --> 00:03:43,057
خانم آبوت بهم گفت
که شما مَردی هستید که میشه بهش اعتماد کرد
73
00:03:43,599 --> 00:03:46,560
یادمه که تو پول
،برای پرداخت بدهیهات نداشتی
74
00:03:47,102 --> 00:03:49,605
یکمی زمان پرداختت طول کشید، ولی
75
00:03:50,022 --> 00:03:53,609
...با یهچیزی بهتر از سکه برگشتی
76
00:03:56,904 --> 00:04:00,407
...دوتا دخترِ جوون
برای صاف کردنِ حسابت
77
00:04:01,241 --> 00:04:02,368
درسته
78
00:04:03,243 --> 00:04:04,328
یادمه
79
00:04:05,204 --> 00:04:09,083
فقط برای ویسکی نبود که میخواستم
باهاتون ملاقات کنم، آقای وازکز
80
00:04:09,249 --> 00:04:11,126
میخوام کسب و کارم رو گسترش بدم
81
00:04:11,710 --> 00:04:13,587
بهم بگو، دخترها رو از کجا پیدا میکنی؟
82
00:04:13,712 --> 00:04:16,382
بیشتر اوقات توی دریا پیداشون میکنم
83
00:04:17,216 --> 00:04:20,636
من و افرادم دنبال یه کشتیِ بودیم
که توش کالا و اجناس خوبی داشته باشه
84
00:04:20,803 --> 00:04:22,972
ولی اون ناخدا پوکوک
85
00:04:23,138 --> 00:04:25,432
...اینقدری احمق بود که خانوادش رو آورد
86
00:04:25,599 --> 00:04:26,934
یه زن
87
00:04:27,810 --> 00:04:29,186
و دوتا دختر
88
00:04:29,937 --> 00:04:31,480
با چاقوم
،بهعنوان دلگرمی
89
00:04:31,605 --> 00:04:33,357
اون حاضر بود محموله رو ول کنه بره
90
00:04:33,524 --> 00:04:35,734
ولی حاضر نبود دخترها رو ول کنه
91
00:04:35,901 --> 00:04:38,028
پس منم مجبور شدم گلوش رو ببُرم
92
00:04:38,195 --> 00:04:40,698
یکی از دخترا برای سکس خیلی جوون بود
93
00:04:40,864 --> 00:04:44,159
حتی کوچیکترین مَردا هم میتونستن جِرش بدن
94
00:04:44,326 --> 00:04:47,121
،ولی با اون قیافه و اون موهای فرفریِ طلایی
95
00:04:47,287 --> 00:04:49,707
مطمئن بودم که اگه گروگانش بگیرم
میتونم پول خوبی به جیب بزنم
96
00:04:49,832 --> 00:04:51,458
یه تضمینی برای آینده
97
00:04:51,625 --> 00:04:54,044
ولی خواهرش رسیده و آماده بود
98
00:04:54,211 --> 00:04:56,588
فکر نکنم تا حالا یه کیرم از نزدیک دیده بوده باشه
99
00:04:56,714 --> 00:04:59,049
البته قبل از اینکه کیر خودم رو نشونش دادم
100
00:04:59,174 --> 00:05:01,135
با اون میتونستم تا الان
101
00:05:01,301 --> 00:05:03,512
صد برابر بدهیم رو بدم
102
00:05:03,679 --> 00:05:05,180
ولی زنِ ناخدا
103
00:05:05,347 --> 00:05:08,809
اوف، از اونم میشد خوب پول در آورد
104
00:05:08,976 --> 00:05:12,771
خوشگل، موهای بهمریخته، پوستش مخملی بود
105
00:05:12,938 --> 00:05:15,733
خیلی حیف شد که نتونستم بکنمش
106
00:05:15,899 --> 00:05:18,902
وقتی به دخترش دست زدم
،مثل سگ عصبی شد
107
00:05:19,069 --> 00:05:22,906
...چنگ میزد، گاز میگرفت، داد میزد
108
00:05:23,073 --> 00:05:24,366
از کشتی پرتش کردم بیرون
109
00:05:24,533 --> 00:05:26,869
فقط مرگ میتونست اون رو خفهش بکنه
110
00:05:49,558 --> 00:05:51,268
ما باید بریم، سارسناک
111
00:05:57,316 --> 00:05:58,734
خیلی زود کُشتمشون
112
00:05:58,901 --> 00:06:01,153
باید میذاشتم اون حرومی رنج بکشه
113
00:06:01,320 --> 00:06:03,363
باید میذاشتم هر قدر دردی که
114
00:06:03,530 --> 00:06:05,199
بدن یه نفر میتونه حس کنه
رو بکشه
115
00:06:05,365 --> 00:06:06,700
...ولی بازم
116
00:06:06,867 --> 00:06:08,368
ولی بازم، بهاندازهی کافی ادب نمیشد
117
00:06:08,535 --> 00:06:10,579
خب، شیطان اون رو
118
00:06:10,704 --> 00:06:13,040
بهخاطر کاری که با جین و فرنسس و ایمان کرد
119
00:06:13,415 --> 00:06:14,124
به سزای اعمالش میرسونه
120
00:06:14,291 --> 00:06:15,542
اون زنده بود
121
00:06:17,461 --> 00:06:19,379
،میتونستم باهاش زندگی بکنیم
122
00:06:19,546 --> 00:06:21,256
ولی اون این فرصت رو از ما دزدید
123
00:06:21,423 --> 00:06:22,508
فقط اون نبود
124
00:06:22,674 --> 00:06:24,051
تو بهم گفتی
125
00:06:24,218 --> 00:06:25,719
بچهمون رو اون همه سال
،توی دستات نگهداشتی
126
00:06:25,886 --> 00:06:27,513
،اون جنینِ مُرده بوده
همون موقع هم از دستمون رفته بود
127
00:06:27,679 --> 00:06:30,349
پس اون چطور شد که با
ناخدای کشتی
128
00:06:30,474 --> 00:06:33,310
و با دوتا بچه ازدواج کرد؟ -
نمیدونم -
129
00:06:35,729 --> 00:06:37,064
نمیدونم
130
00:06:38,816 --> 00:06:41,360
مادر هیلدگارد، خب، اون حتماً کاری کرده
131
00:06:41,485 --> 00:06:42,653
...یا
132
00:06:43,737 --> 00:06:45,155
ارباب ریموند
133
00:06:46,073 --> 00:06:48,951
اون ازم طلببخشش کرد، ولی چرا؟
134
00:06:50,244 --> 00:06:51,787
یهکسی این وسط دروغ گفته
135
00:06:53,997 --> 00:06:55,207
ولی چرا؟
136
00:06:56,416 --> 00:06:59,837
چرا باید بچهمون رو ازمون بدزدن؟
137
00:07:01,922 --> 00:07:04,091
من همیشه دخترمون رو توی بهشت تصور میکردم
138
00:07:05,509 --> 00:07:09,221
من برای یه روحِ بیگناهی
که شانس برای زندهموندن داشت عزاداری کردم
139
00:07:09,972 --> 00:07:11,682
که بعدش بفهمم اون زندهست
140
00:07:11,807 --> 00:07:14,476
که اون زندگیش ناتموم موند
141
00:07:15,811 --> 00:07:17,104
ای خدا
142
00:07:20,274 --> 00:07:22,442
اون بیرون بود، جیمی
143
00:07:27,656 --> 00:07:29,616
صدای خندهش چطوری بود؟
144
00:07:32,452 --> 00:07:33,871
...خب، آیا اون
145
00:07:34,830 --> 00:07:38,292
اون مثل تو و بِری، توی خوابش لبخند میزد؟
146
00:07:40,878 --> 00:07:43,213
وقتی اون گریه کرد
کی بهش کمک کرد؟
147
00:07:45,007 --> 00:07:46,341
وای، خدا
148
00:07:46,508 --> 00:07:50,596
اگه کسی اینکار رو نکرده باشه چی؟
149
00:07:51,680 --> 00:07:53,182
اگه اون کل زندگیش رو
150
00:07:53,348 --> 00:07:55,893
با این باور که کسی نمیخوادش گذرونده باشه چی؟، درحالی که
151
00:07:56,476 --> 00:07:59,646
ما بیشتر از هرچیزی توی دنیا اون رو میخواستیم؟
152
00:08:11,491 --> 00:08:13,577
،تو پدر و مادرت رو وقتی بچه بودی از دست دادی
153
00:08:13,744 --> 00:08:15,245
عزیزِ دلم
154
00:08:18,540 --> 00:08:23,128
،توی جهان سرگردون بودیم
ولی بعدش همدیگه رو پیدا کردیم
155
00:08:25,631 --> 00:08:29,551
من خونهی حقیقیِ قلبِ توام
156
00:08:32,387 --> 00:08:34,264
شاید برای دخترمون هم همین بوده
157
00:08:34,431 --> 00:08:36,558
،شاید اونم پرسه زده
158
00:08:36,975 --> 00:08:38,852
و خونهش رو پیدا کرده
159
00:08:40,020 --> 00:08:40,938
یه خانواده تشکیل داده
160
00:08:44,691 --> 00:08:47,236
حتماً کسی عاشقش بوده، کلیر
161
00:08:49,738 --> 00:08:51,406
باید این رو بپذیرم
162
00:08:51,430 --> 00:09:01,430
« Fx ترجمه از : آرمان پیوندی و ابوالفضل »
«Armanpe & Abolfazl_Fx»
163
00:10:35,500 --> 00:10:38,500
[ بـیـگـانـه ]
[ فصل هشتم : قسمت اول ]
164
00:10:41,000 --> 00:10:43,000
« قسمت اول : روحِ یک شورشی »
165
00:11:04,900 --> 00:11:06,900
« ساوانا، ایالت جورجیا »
« سال 1779 »
166
00:11:30,941 --> 00:11:32,859
تونستی بخوابی؟
167
00:11:33,443 --> 00:11:36,071
نـه
168
00:11:36,947 --> 00:11:39,366
...نـه بدون فکر کردن به ایمانمون
169
00:11:41,952 --> 00:11:44,246
و همهی اون چیزایی که باید بفهمیم
170
00:11:57,676 --> 00:12:00,595
ایکاش فنی چیزای بیشتری یادش میبود -
آه -
171
00:12:00,762 --> 00:12:03,765
اون نمیتونسته بیشتر از 5 سالش بوده باشه
172
00:12:03,932 --> 00:12:05,600
وقتی که به جندهخونه فروخته شده
173
00:12:05,767 --> 00:12:07,227
نباید اون رو تحت فشارش بذاریم
174
00:12:07,894 --> 00:12:11,064
اون همین الانشم بیشتر از هر بچهای رنج کشیده
175
00:12:11,815 --> 00:12:13,567
...اول پدر مادرش
176
00:12:14,943 --> 00:12:15,986
جین
177
00:12:16,570 --> 00:12:17,946
بهنظرت باید بهش بگیم؟
178
00:12:19,948 --> 00:12:21,658
که اون نوهی ماست؟
179
00:12:22,409 --> 00:12:24,327
چطور میتونیم اینو بهش بگیم
180
00:12:25,245 --> 00:12:28,081
وقتی خودمون هم نمیدونیم
این اتفاق چطور ممکنه؟
181
00:12:28,790 --> 00:12:30,792
اون ممکنه حرفمون رو باور نکنه
182
00:12:31,376 --> 00:12:32,502
اگه اینطوری بشه هرچی
183
00:12:32,669 --> 00:12:35,380
اعتماد به ما داشته به باد فنا میره
184
00:12:37,549 --> 00:12:41,011
این معجزهی کوچیکی نیست
که یه تیکهی کوچیکی از ایمان
185
00:12:41,136 --> 00:12:43,305
پاش به زندگیمون باز شده
186
00:12:44,639 --> 00:12:45,974
دخترش
187
00:12:47,184 --> 00:12:48,852
،علیرغم همه اون چیزایی که از دست دادیم
188
00:12:49,853 --> 00:12:52,439
میتونیم از خدا بهخاطر این موهبتش ازش تشکر کنیم
189
00:12:56,401 --> 00:12:58,820
عاه
190
00:13:11,791 --> 00:13:13,001
!اوهو
191
00:13:13,168 --> 00:13:14,336
صبح بخیر، پدربزرگ و مادربزرگ
192
00:13:14,503 --> 00:13:15,962
بیاید پایین صبحونه بخوریم
193
00:13:16,129 --> 00:13:18,006
مگه به شما نگفتن
194
00:13:18,173 --> 00:13:19,382
بذارید پدربزرگ و مادربزرگتون استراحت کنن؟
195
00:13:19,549 --> 00:13:21,426
...حالا، از اونجا برید کنار
196
00:13:21,593 --> 00:13:22,761
اوه
197
00:13:23,094 --> 00:13:24,346
صبح بخیر به هردوتون
198
00:13:24,513 --> 00:13:26,890
هرموقع آماده شدید
199
00:13:27,015 --> 00:13:28,225
بیاید پایین براتون قهوه آماده کردم
200
00:13:28,600 --> 00:13:30,060
چه عالی
201
00:13:30,185 --> 00:13:31,353
ممنونم، مارسلی
202
00:13:31,520 --> 00:13:32,687
،هی، حالا که بیدار شدید
203
00:13:32,854 --> 00:13:34,564
بگم که من حوصلهی سر و کله زدن
با مطبوعات رو ندارم
204
00:13:34,731 --> 00:13:36,233
ما الان میایم پایین، پسرم
205
00:13:36,399 --> 00:13:38,735
و خیلی مشتاقم کارگاهت رو ببینم
206
00:13:51,900 --> 00:13:53,900
« کارگاهِ پسران فرگوس فریزر »
« چاپِ کتاب »
207
00:13:54,167 --> 00:13:58,129
ما وقتی رسیدیم بریتانیا
،تازه این شهر رو تصرف کرده بود
208
00:13:58,296 --> 00:14:01,007
و شروع به چاپِ روزنامه هم نکرده بودیم
209
00:14:02,384 --> 00:14:06,888
،حالام مراقبم توی صفحاتش کاملاً بیطرف باشم
210
00:14:07,055 --> 00:14:09,891
تا زیاد به ارتشِ بریتانیا نسبت به اون چیزی که حقشونه
211
00:14:10,058 --> 00:14:10,892
تعریف و تمجید نشه
212
00:14:11,059 --> 00:14:12,978
تصمیم خوبیه
213
00:14:15,188 --> 00:14:16,606
عاه
214
00:14:16,731 --> 00:14:19,526
چون ممکنه وفاداری یه فرانسوی رو زیر سوال ببرن
215
00:14:19,693 --> 00:14:21,236
قطعاً
216
00:14:21,403 --> 00:14:23,238
و همچنین میگه که
یه رژیمی از اسکاتلندیها بودن
217
00:14:23,405 --> 00:14:25,240
که ساوانا رو بهنام بریتانیا تصرف کردن
218
00:14:25,407 --> 00:14:27,450
و منم اتفاقی یه زنِ اسکاتلندی گیرم اومد
219
00:14:28,535 --> 00:14:31,496
برای همون اسمِ فریزر بالای دَره
220
00:14:33,206 --> 00:14:38,211
برای همون، گناهان زیادِ من رو بخشیدن
221
00:15:07,782 --> 00:15:10,201
ولی بریتانیا اون آشوب رو نمیبخشه
222
00:15:10,368 --> 00:15:12,537
خب، پس بهتره گیر نیفتم
223
00:15:15,040 --> 00:15:16,124
نگران نباش
224
00:15:16,583 --> 00:15:18,918
هرکاری که تو یادم دادی رو انجام میدم
225
00:15:19,085 --> 00:15:20,754
الان فرق داره، تو خانواده داری
226
00:15:20,920 --> 00:15:22,797
خب، توام اون موقع خانواده داشتی
227
00:15:22,964 --> 00:15:24,382
و اونا توی مناطقِ بالایی اسکاتلند
،جاشون امن بود
228
00:15:24,549 --> 00:15:27,344
،نـه پیش منی که توی ادینبورگ بودم
اون موقع جنگ نبود
229
00:15:27,469 --> 00:15:29,846
برای همینه که این کار الان
230
00:15:30,013 --> 00:15:31,181
مهمتر از کاریه که قبلاً انجام دادیم
231
00:15:31,348 --> 00:15:33,183
،که برای همینه الان خطرناکتره
232
00:15:33,350 --> 00:15:34,643
،توی این دوران
233
00:15:34,809 --> 00:15:36,686
همهی کارها خطرناکن
234
00:15:38,647 --> 00:15:40,231
،اگه قراره بهخاطر چیزی کُشته بشم
235
00:15:40,398 --> 00:15:43,318
دوست دارم بهخاطر چیزی که ارزش داره بمیرم
236
00:15:45,100 --> 00:15:47,100
« شمشیرِ من قلمم هست »
237
00:15:58,291 --> 00:16:00,877
فقط بهم قول بده که مراقبی
238
00:16:03,296 --> 00:16:04,506
« مراقبم »
239
00:16:11,346 --> 00:16:13,431
چرا عمو ایان باهات نیومد، بابابزرگ؟
240
00:16:13,598 --> 00:16:16,017
،اون خیلی دلش میخواست ببینتت
241
00:16:16,184 --> 00:16:17,977
،ولی عمه ریچلت بچه داره
242
00:16:18,103 --> 00:16:20,814
پس اون مشتاق بود که اون رو برگردونه به ریج
243
00:16:20,980 --> 00:16:22,607
،نمیتونم این رو گردن اون بندازم
244
00:16:22,774 --> 00:16:25,318
با توجه به اون شانسش موقعِ بچه آوردن
245
00:16:25,860 --> 00:16:27,195
!برای صبحونه کلوچه داریم
246
00:16:29,280 --> 00:16:31,116
خب، پس مامانبزرگها برای چین؟
247
00:16:32,575 --> 00:16:35,412
بفرمایید
248
00:16:35,537 --> 00:16:38,206
سهتا جینش برای من -
!هی -
249
00:16:38,373 --> 00:16:39,499
چطور اینکار رو میکنی؟
250
00:16:39,666 --> 00:16:41,251
زیاد سخت نیست، سارسناک
251
00:16:41,418 --> 00:16:43,169
از شمردن بُزها و گوسفندها هم راحتتره
252
00:16:43,336 --> 00:16:45,672
و بعد از همه، کلوچهها
...چون پا ندارن
253
00:16:45,797 --> 00:16:47,257
پا؟ -
هی -
254
00:16:47,424 --> 00:16:49,092
،برای اینکه بدونی چندتا بُز داری
255
00:16:49,217 --> 00:16:51,803
باید تموم پاهاشون رو بشماری و تقسیم بر 4 کنی
256
00:16:53,888 --> 00:16:55,265
شاید فنی بتونه
257
00:16:55,432 --> 00:16:57,058
بهمون کمک کنه تا بستههای صبحگاهی رو بشمُریم
258
00:16:57,183 --> 00:16:58,393
قبل از اینکه خبرها منسوخ بشن، نـه؟
259
00:16:58,518 --> 00:16:59,561
بجنب، پسر
260
00:17:02,397 --> 00:17:05,233
مرسی، مامانبزرگ -
قابلی نداشت -
261
00:17:05,358 --> 00:17:06,985
هی، تعارف نکن
262
00:17:11,614 --> 00:17:13,742
هنری انگاری خیلی شاد و سرحاله
263
00:17:13,908 --> 00:17:14,701
آره
264
00:17:15,034 --> 00:17:17,036
شادیِ زندگیمون پسرمونه
265
00:17:17,203 --> 00:17:19,038
دخترِ کوچولوی فنی
266
00:17:19,456 --> 00:17:20,874
و همچنین روشنیِ زندگیمون هم هست
267
00:17:21,040 --> 00:17:22,500
برای کسی که توی
268
00:17:22,667 --> 00:17:24,127
جندهخونه بزرگ شده خیلی پاک مونده
269
00:17:24,252 --> 00:17:27,213
آره، خواهرش از
بیگناهی و عفتش
270
00:17:27,380 --> 00:17:28,590
تا اونجایی که میتونست حفاظت کرد
271
00:17:28,757 --> 00:17:31,092
ولی هنوزم، نمیتونه براش آسون باشه
272
00:17:31,259 --> 00:17:33,303
جندهخونه یه مکان ایدهآلی
،برای بچه نیست
273
00:17:33,428 --> 00:17:36,139
ولی اگه اون تنها خونهای
که اون میشناسه پس اونجا براش یه خونه حساب میشه
274
00:17:36,723 --> 00:17:39,309
با اینکه اونجا و حتی خواهرشم از دست داده
275
00:17:40,226 --> 00:17:42,312
برای همینه نمیتونیم زیادتر بمونیم
276
00:17:42,437 --> 00:17:45,023
به فرنسس و کلیر سوگند یاد کردم
277
00:17:46,316 --> 00:17:47,942
وقتشه بریم خونه
278
00:17:48,818 --> 00:17:50,945
ولی خیلی دلمون براتون تنگ میشه
279
00:17:51,654 --> 00:17:53,156
مام دلمون براتون تنگ میشه
280
00:17:53,907 --> 00:17:56,826
ولی این قرار نیست خداحافظی باشه، بازم همو میبینیم
281
00:18:08,338 --> 00:18:09,589
رسیدیم یا نـه؟
282
00:18:09,714 --> 00:18:11,508
کی به ریجِ فریزر میرسیم؟
283
00:18:11,674 --> 00:18:14,302
ما دو روز قبلی رو اونجا بودیم
284
00:18:14,469 --> 00:18:17,013
یعنی همهی اینا برای شماست؟
285
00:18:17,138 --> 00:18:18,681
آره
286
00:18:18,848 --> 00:18:21,351
اینا تا جایی که چشمات بتونه ببینه برای ماست
287
00:18:21,518 --> 00:18:22,811
اینجا خونهمونه
288
00:18:24,771 --> 00:18:26,189
خونهی توام هست
289
00:18:33,488 --> 00:18:35,949
!بچه رو بیدار کردی، لعنت بهت
290
00:18:38,243 --> 00:18:39,869
این مرد رو زمانی
291
00:18:40,036 --> 00:18:42,872
که یه مشاجره بین یه گروهی از شورشیان
بیرون از شهر رخ داد آوردن به بازداشتگاه ما
292
00:18:43,039 --> 00:18:44,833
اون میگه که نهمین اِرل السمر
(عنوان اشرافی توی انگلیس)
293
00:18:44,958 --> 00:18:46,793
و سربازِ بازنشسته توی ارتشِ پادشاهش بوده
294
00:18:46,960 --> 00:18:48,002
ناخدا بوده
295
00:18:48,169 --> 00:18:50,129
من ناخدای ارتشِ پادشاهم بودم
296
00:18:50,296 --> 00:18:51,589
قبل از اینکه از شغلم استعفا بدم
297
00:18:51,756 --> 00:18:53,383
ما فکر میکنیم که اون یه جاسوسه
298
00:18:53,550 --> 00:18:56,511
اون بهمون گفت که شما میتونید
این موضوع رو برامون روشن کنید
299
00:18:56,678 --> 00:18:58,304
،بله متوجهی این گیجی هستم
300
00:18:58,471 --> 00:19:01,558
با توجه به اینکه این اربابمون
بیشتر قیافش شبیه یه راهزنه
301
00:19:01,724 --> 00:19:03,017
تا یه اِرل
302
00:19:04,435 --> 00:19:07,814
ولی بهتون تضمین میدم، اون همون کسیه که داره خودش میگه
303
00:19:07,939 --> 00:19:09,941
...اون خطری
304
00:19:10,066 --> 00:19:10,733
هیس
305
00:19:10,900 --> 00:19:12,277
یا مشکلی برای کشورمون نداره
306
00:19:12,902 --> 00:19:14,070
خیالم راحت شد
307
00:19:14,654 --> 00:19:16,114
بابت این مزاحمت من رو ببخشید، سرورم
308
00:19:16,281 --> 00:19:17,323
برو به سلامت
309
00:19:22,370 --> 00:19:24,539
شیطون کوچولو داره دندون در میاره
310
00:19:24,706 --> 00:19:27,625
و نخوابیدن حالش رو بهتر نمیکنه
311
00:19:27,792 --> 00:19:29,335
بچه توئه؟
312
00:19:29,502 --> 00:19:30,837
معلومه، احمق
313
00:19:32,338 --> 00:19:36,718
،بذار بهت تِرور واتیسوید گری رو معرفی کنم
314
00:19:36,885 --> 00:19:38,553
بچهی پسر عموت بنجامین
315
00:19:53,318 --> 00:19:54,611
اینجا زندگی میکردی؟
316
00:19:56,195 --> 00:19:58,948
خب، اینجا خیلی دیگه زیادی رشد کرده
317
00:19:59,824 --> 00:20:01,659
اگه خودم با چشمای خودم نمیدیدم
318
00:20:01,826 --> 00:20:03,703
باورم نمیشد اینجا آتیشسوزی رخ داده
319
00:20:06,080 --> 00:20:08,917
زمین در آخر همهچی رو پس میگیره
320
00:20:13,963 --> 00:20:15,423
!آه
321
00:20:15,590 --> 00:20:17,967
!ایان
322
00:20:18,885 --> 00:20:19,969
!سلام
323
00:20:20,762 --> 00:20:22,639
عمه، عمو -
!سلام -
324
00:20:28,519 --> 00:20:30,521
و فرنسس رو که یادته
325
00:20:30,688 --> 00:20:33,399
سلام، به ریجِ فریزر خوش اومدی
326
00:20:34,150 --> 00:20:35,652
ریچل بچه داره؟
327
00:20:35,777 --> 00:20:37,278
بچه هنوز بهدنیا نیومده
328
00:20:37,445 --> 00:20:39,489
ریچل خیلی خوشحال میشه که ببینتت
329
00:20:39,656 --> 00:20:43,076
ولی اولش، میشه یه کمکی بهم بکنی؟
330
00:20:43,242 --> 00:20:44,118
باشه
331
00:20:47,580 --> 00:20:49,707
با انبار ذرتت چیکار کردی، پسر؟
332
00:20:50,500 --> 00:20:52,585
اصطبلها کجان؟
333
00:20:52,710 --> 00:20:54,587
بیا دنبالم
334
00:20:54,754 --> 00:20:55,755
یهچیزی رو باید بهت نشون بدم
335
00:21:06,307 --> 00:21:07,976
چه اتفاقی برات افتاده؟
336
00:21:08,142 --> 00:21:10,853
یه شایعهای به گوشم رسیده
که ناخدای خائن
337
00:21:10,979 --> 00:21:12,230
ممکنه وقتی نیروهامون
338
00:21:12,647 --> 00:21:14,232
شهر رو تصرف کنن با شورشیان بجنگه
339
00:21:14,399 --> 00:21:17,193
و با خودت فکر کردی اون ناخدا ایزکبل ریچاردزه؟
340
00:21:17,360 --> 00:21:18,611
اومدم که بفهمم
341
00:21:19,529 --> 00:21:21,322
هیچکدوم از شورشیان باهام حرف نمیزنن
342
00:21:21,823 --> 00:21:24,534
تا اینکه بهشون آبجو بدم و جلوشون قُپی بیام
343
00:21:26,160 --> 00:21:28,329
و تونستی محلِ زندگیِ
344
00:21:28,496 --> 00:21:30,540
اون خائنِ حرومی رو پیدا کنی؟
345
00:21:30,999 --> 00:21:32,083
متاسفم
346
00:21:32,250 --> 00:21:34,168
گفتی اون بچهی پسر عمومه؟
347
00:21:35,420 --> 00:21:37,255
بنجامین بچهدار شده؟
348
00:21:37,380 --> 00:21:38,589
تازه زنم گرفته
349
00:21:38,756 --> 00:21:40,591
نمیدونستم، ولی خوشحالم که اینجاست
350
00:21:40,758 --> 00:21:42,093
ولی خیلیخوشحال میشم اگه ببینمش
351
00:21:42,218 --> 00:21:44,095
این رژیم واگذار شده یا نـه؟
352
00:21:44,595 --> 00:21:45,722
...اون، ام
353
00:21:47,140 --> 00:21:48,266
اینجا نیست
354
00:21:49,350 --> 00:21:50,601
...ویلیام، من
355
00:21:52,979 --> 00:21:55,398
...خیلی متاسفم که میخوام اینو بهت بگم
356
00:21:56,232 --> 00:21:57,400
بن مُرده
357
00:22:02,280 --> 00:22:03,906
نـه، امکان نداره
358
00:22:04,991 --> 00:22:07,744
اونو وقتی داشت با یه حزب یورش میاورد گرفتن
359
00:22:08,786 --> 00:22:11,164
و توسط شورشیان توی اردوگاه میدلبروک نگهداری میشد
360
00:22:11,330 --> 00:22:12,498
توی نیوجرسی
361
00:22:14,709 --> 00:22:16,210
...اون
362
00:22:17,336 --> 00:22:19,338
تبش اوت کرده بود
363
00:22:26,095 --> 00:22:27,472
...من
364
00:22:28,556 --> 00:22:30,892
وقتی خبرها رو شنیدم ناگهان غمگین شدم
365
00:22:32,685 --> 00:22:34,479
همینطور میدونم اگه توام بودی میشدی
366
00:22:36,731 --> 00:22:38,858
میدونم چقدر بهش احترام میذاشتی
367
00:22:41,194 --> 00:22:43,821
فرماندهی این حزبِ یورشی کی بود؟
368
00:22:46,032 --> 00:22:47,617
چطور بن اسیر شد؟
369
00:22:48,284 --> 00:22:50,036
کسی از رفقاش رو هم باهاش برده بودن؟
370
00:22:59,962 --> 00:23:02,006
من هرچی اطلاعات داشتم رو بهت دادم
371
00:23:03,299 --> 00:23:04,717
عمو هال میدونه؟
372
00:23:05,885 --> 00:23:07,053
هنری چطور؟
373
00:23:08,846 --> 00:23:09,889
هنوز نـه
374
00:23:12,225 --> 00:23:15,812
برای برادرم
375
00:23:15,978 --> 00:23:17,313
شیش تا شیشتا نامه فرستادم
376
00:23:18,022 --> 00:23:19,482
ولی میترس وقتی بفهمه
377
00:23:19,649 --> 00:23:23,069
...بزرگترین و عزیزترین پسرش مُرده، بعدش
378
00:23:24,070 --> 00:23:26,989
...اون از غم زیاد میمیره، و
379
00:23:28,407 --> 00:23:30,284
من فکر نکنم بتونم این رو تحمل کنم
380
00:23:31,536 --> 00:23:32,662
و بچه چی؟
381
00:23:35,623 --> 00:23:38,000
مدتی بعد از اینکه
382
00:23:38,167 --> 00:23:40,336
،خبرِ مرگِ بنجامین به دستم رسید
383
00:23:41,087 --> 00:23:44,340
یه زنِ جوون با یه بچه توی بغلش
اومد جلوی درِ خونم
384
00:23:45,550 --> 00:23:49,011
و ادعا میکرد، بیوهی بنجامینه
385
00:23:49,512 --> 00:23:53,141
انگاری بانو گری
386
00:23:53,724 --> 00:23:55,977
،توی شرایط سختی
387
00:23:56,144 --> 00:23:58,396
بهخاطر نبود همسرش گیر افتاده
388
00:24:00,189 --> 00:24:01,774
...و خب، ام
389
00:24:02,525 --> 00:24:04,277
من دعوتش کردم تا اینجا بمونه
390
00:24:04,443 --> 00:24:05,570
وایسا ببینم
391
00:24:06,195 --> 00:24:07,989
تو هیچوقت اسمی از این زنه
392
00:24:08,447 --> 00:24:11,075
تا قبل از اینکه خبرِ مرگِ بنجامین به دستت برسه
نشنیده بودی؟
393
00:24:13,161 --> 00:24:15,163
نـه، باورم نمیشه
394
00:24:15,288 --> 00:24:18,374
اگه بن ازدواج کرده بود، حتماً بهم میگفت
395
00:24:19,750 --> 00:24:21,878
آخرین باری که بن برات نامه نوشت کی بود؟
396
00:24:22,044 --> 00:24:24,046
آره میدونم، که اجازه دادم روابطمون
397
00:24:24,213 --> 00:24:25,256
...بعد از
398
00:24:26,299 --> 00:24:28,676
...اون اتفاقایی که سالِ پیش افتاد کم بشه، ولی
399
00:24:30,052 --> 00:24:32,096
ولی بازم باید به برادرش میگفت
400
00:24:32,221 --> 00:24:34,724
و هنری اصلاً چیزی دربارهش نگفت
401
00:24:35,641 --> 00:24:38,436
اون زنِ جوون با کلی
،نامههای عاشقونه سر رسید
402
00:24:39,187 --> 00:24:41,105
همه با انگشترِ امضای بنجامین مهر خورده بودن
403
00:24:41,230 --> 00:24:43,357
و اسمِ پسره، واتیسوید
404
00:24:43,524 --> 00:24:45,902
اسمِ خانوادگیه
که چندان رایج نیست
405
00:24:46,569 --> 00:24:48,070
من ادعاش رو باور دارم
406
00:24:48,196 --> 00:24:50,239
هر شارلاتانی که بخواد از غمِ خانوادهی
ما سود ببره
407
00:24:50,406 --> 00:24:51,574
میتونه نامههای عاشقونه رو جعل کنه
408
00:24:51,741 --> 00:24:53,576
...مشخصه، توسط یه سری
409
00:24:53,743 --> 00:24:54,702
زنِ لعنتی گول خوردی
410
00:24:54,827 --> 00:24:56,871
من زنِ لعنتیم؟
411
00:25:02,335 --> 00:25:06,214
ویلیام، بذار بهت
آمارانتوس، همسرِ ویسکنت گری
412
00:25:07,006 --> 00:25:08,299
و بیوهی بنجامین رو بهت معرفی کنم
413
00:25:10,134 --> 00:25:12,303
،بن از یه پسرعمویی به نام ویلیام حرف میزد
414
00:25:13,596 --> 00:25:16,057
البته اون فراموش کرد
که بگه پسرعموش
415
00:25:16,224 --> 00:25:18,601
یه الکلیِ بدبخت و یه احمقه
416
00:25:19,936 --> 00:25:21,395
روز خوبی داشته باشی، عمو جان
417
00:25:51,592 --> 00:25:54,762
به خونه خوش اومدی
418
00:25:54,929 --> 00:25:56,806
چیکار کردی، پسر؟
این دیگه چیه؟
419
00:25:57,265 --> 00:25:58,307
براتون خونه ساختم
420
00:25:58,474 --> 00:26:00,810
خونهی ماست؟ -
آره -
421
00:26:00,977 --> 00:26:02,687
اون نقشههایی که ریخته بودید
رو قبل از اینکه برید گرفتم
422
00:26:02,853 --> 00:26:03,980
همه رو دور هم جمع کردم
423
00:26:04,146 --> 00:26:06,148
،جوونها
424
00:26:06,315 --> 00:26:07,650
و چند نفریم از افرادِ دیگهی آردزمیر
425
00:26:07,775 --> 00:26:09,193
اصطبلها رو خراب کردیم
426
00:26:09,360 --> 00:26:11,028
و از اون کُنده برای شروع استفاده کردیم
427
00:26:12,113 --> 00:26:13,656
و وقتی مردم شنیدن که ما داریم چیکار میکنیم
428
00:26:13,823 --> 00:26:16,909
با چوب و اساسیههایی که میتونستن
،تهیه کنن اومدن
429
00:26:17,076 --> 00:26:18,286
یا حتی برای کمک
430
00:26:18,452 --> 00:26:19,745
ایولا
431
00:26:19,912 --> 00:26:23,165
ایان، خیلی قشنگه
432
00:26:23,332 --> 00:26:24,583
نگران نباش، عمهجون
433
00:26:24,750 --> 00:26:26,585
برات یه باغچه هم درست کردم
434
00:26:29,839 --> 00:26:31,424
اوه
435
00:26:32,758 --> 00:26:34,927
حس کردم صداهایی شنیدم
436
00:26:35,511 --> 00:26:36,470
ریچل
437
00:26:36,637 --> 00:26:38,764
نگاش کن
438
00:26:38,931 --> 00:26:40,182
داری میدرخشی
439
00:26:40,349 --> 00:26:42,018
حالت چطوره؟ -
خوبم -
440
00:26:42,184 --> 00:26:44,228
حالا، میخواید خونهتون رو ببینید؟
441
00:26:44,395 --> 00:26:46,647
ایانِ عزیزم، خیلی ازت ممنونم
442
00:26:46,814 --> 00:26:48,441
قابلی نداشت، عموجون
443
00:26:59,660 --> 00:27:01,370
خب؟ نظرت چیه؟
444
00:27:04,832 --> 00:27:06,792
به به، ایان
445
00:27:08,377 --> 00:27:10,629
فقط کار من نیست
446
00:27:10,755 --> 00:27:12,715
خیلیها کمک کردن
447
00:27:12,882 --> 00:27:16,469
.درست همونطوری که فکر میکردم
اینا رو از اصطبل گرفتی
448
00:27:16,594 --> 00:27:17,887
منظره رو ببین
449
00:27:18,054 --> 00:27:19,013
واقعا جای زیباییه
450
00:27:19,180 --> 00:27:20,765
خارقالعادهست
451
00:27:20,931 --> 00:27:22,350
آشپزخونه رو ببین
452
00:27:29,398 --> 00:27:32,818
شما برای جراحیهاتون نور زیادی لازم دارید
453
00:27:33,361 --> 00:27:36,572
پس من پنجرههایی زیبا و بزرگ
به سمتِ جنوب ساختم
454
00:27:38,949 --> 00:27:40,701
میز رو حفظی ساختمش
455
00:27:40,868 --> 00:27:42,411
امیدوارم ارتفاعش مناسب باشه
456
00:27:43,704 --> 00:27:45,247
خوشت میاد، کلیر؟
457
00:27:45,790 --> 00:27:47,541
اصلاً زبونم بند اومده
458
00:27:52,380 --> 00:27:54,715
این همه چیز رو از کجا گرفتی؟
459
00:27:54,882 --> 00:27:58,636
خب، بعضیها رو وقتی داشتم از ویلمینگتون
رد میشدم پیدا کردم
460
00:27:58,803 --> 00:28:01,305
بقیشم از تجارتخونهی جدید گرفتم
461
00:28:01,472 --> 00:28:04,183
تجارتخونهی هایرام کرامبی، کنار ساختمان اجتماعاته
462
00:28:09,313 --> 00:28:13,609
...ایان، ریچل، این
463
00:28:14,151 --> 00:28:16,112
اینجا رو خیلی هوشمندانه ساختید
464
00:28:16,278 --> 00:28:18,072
تحتتاثیر قرار گرفتم
465
00:28:18,239 --> 00:28:20,616
خب، اگه بگم وقتی داشتم اینا رو درست میکردم
466
00:28:20,783 --> 00:28:22,118
،یکمی مغرور شدم دروغ گفتم
467
00:28:22,284 --> 00:28:26,288
با توجه به اینکه دوتا مریض اولیت دقیقاً اینجان
468
00:28:27,039 --> 00:28:28,833
خب، من قول میدم
469
00:28:28,999 --> 00:28:31,335
از هردوشون، به خوبی مراقبت کنم
470
00:28:33,879 --> 00:28:36,090
خب، اینم نقشههاست
471
00:28:38,926 --> 00:28:40,136
...فرنسس
472
00:28:41,595 --> 00:28:42,972
بیا بریم طبقهبالا رو ببینیم
473
00:28:58,320 --> 00:29:00,448
نظرت دربارهی این اتاق چیه، فرنسس؟
474
00:29:01,031 --> 00:29:02,658
خیلی زیباست، آقای فریزر
475
00:29:03,200 --> 00:29:06,579
خب، ناراحت نمیشی
476
00:29:06,745 --> 00:29:10,624
اگه بهت بگم که داشتم به این فکر میکردم
اینحا اتاقت باشه؟
477
00:29:12,084 --> 00:29:14,462
...میتونم برات یه
478
00:29:14,628 --> 00:29:17,173
کمد بزرگ اینجا برای لباسهات درست کنم
479
00:29:17,339 --> 00:29:21,343
و یه صندلی برای اینکه بشینی و کتاب بخونی
480
00:29:22,094 --> 00:29:23,262
البته اگه دوست داشته باشی
481
00:29:24,597 --> 00:29:27,933
منظورتون اینه کل اتاق برای منه؟
482
00:29:29,310 --> 00:29:30,769
اگه دوست داشته باشی
483
00:29:32,771 --> 00:29:34,231
خیلی دوست دارم
484
00:30:00,466 --> 00:30:03,260
اندامت توی نورمهتاب، سارسناک
485
00:30:04,637 --> 00:30:07,097
تو دقیقاً همون شکلی هستی
486
00:30:07,473 --> 00:30:09,350
که موقعی که ایمانمون رو بستیم بودی
487
00:30:12,895 --> 00:30:14,980
میدونی کی باردار شدم؟
488
00:30:15,105 --> 00:30:16,899
منم حتی نمیدونم
489
00:30:17,066 --> 00:30:20,236
...خب، شاید اشتباه کنم، ولی
490
00:30:21,612 --> 00:30:24,365
همیشه فکر میکردم اون شبی بود
491
00:30:24,532 --> 00:30:26,534
که اولین بار توی
492
00:30:28,244 --> 00:30:31,622
تالارِ لایرد، لایبراخ بهم گفتی عاشقمی
493
00:30:33,499 --> 00:30:35,334
نزدیک پنجره ایستاده بودی
494
00:30:36,335 --> 00:30:39,463
،ماه داشت به داخل میتابید و همون موقع
495
00:30:40,130 --> 00:30:41,590
من اومدم پیشت
496
00:30:48,847 --> 00:30:50,516
...تو بهم گفتی
497
00:30:51,559 --> 00:30:54,478
که از همون بار اولی که من رو دیدی
شیفتهم شدی
498
00:30:56,146 --> 00:30:59,942
باید یهکاری با حشری بودنم
499
00:31:00,109 --> 00:31:01,527
و کونم گِردم میکردم
500
00:31:01,694 --> 00:31:04,071
آها، پس اون اتفاق رو یادته
501
00:31:04,238 --> 00:31:05,906
آره؟
502
00:31:19,628 --> 00:31:23,465
چطور میدونی همون شبی که ایمان
رو بستیم باردار شدم؟
503
00:31:23,591 --> 00:31:24,633
من میخواسمت
504
00:31:26,051 --> 00:31:27,344
باید مالِ من میشدی
505
00:31:28,887 --> 00:31:30,723
،و یهباری که درونت بودم
506
00:31:31,724 --> 00:31:35,477
اگه اون آخرین چیزی بود
که حس کردم پس باید بهش قانع باشم
507
00:31:39,064 --> 00:31:40,566
...بعدش ما شروع کردیم
508
00:31:41,984 --> 00:31:46,071
من یه تیکه از وجودم رو
تا ابد درونت گذاشتم
509
00:31:52,411 --> 00:31:55,039
چون داشتم بهت یه بچه میدادم
510
00:32:25,861 --> 00:32:28,947
وقتی ایان بهم گفت کرامبی
یه تجارتخونه داره
511
00:32:29,448 --> 00:32:31,283
انتظار این دمو تشکیلات رو نداشتم
512
00:32:42,336 --> 00:32:44,296
آقا و خانم فریزر
513
00:32:44,755 --> 00:32:45,631
پسرا
514
00:32:46,256 --> 00:32:48,175
ما تازه خبر برگشتتون رو شنیدیم
515
00:32:48,342 --> 00:32:49,259
اِیمی
516
00:32:49,718 --> 00:32:52,262
خیلی خوشحالم که دوباره میبینمت
517
00:32:52,805 --> 00:32:55,557
خانم مککالم و ایدن کوچولو و اوری کوچولو
518
00:32:55,724 --> 00:32:57,184
دیگه کوچولو نیستید، نـه؟
519
00:32:57,351 --> 00:32:58,686
ممنونم
520
00:32:58,852 --> 00:33:01,855
و اینکه، دیگه اسمم مککالم نیست
521
00:33:02,523 --> 00:33:04,733
الان لیندزیه.
522
00:33:04,900 --> 00:33:05,984
اِوِن!
523
00:33:06,985 --> 00:33:07,861
مکداب!
524
00:33:08,028 --> 00:33:08,779
اِوِن.
525
00:33:09,488 --> 00:33:11,657
به خاطر خانوادهی جدیدت
تبریک میگم.
526
00:33:11,824 --> 00:33:13,033
فکر نمیکردم
از پسش بربیای.
527
00:33:13,200 --> 00:33:15,285
از خوشحالی رو ابرهام.
خوشحالتر از این نمیشه.
528
00:33:16,203 --> 00:33:18,664
و خیلی ممنون
برای همه کمکی که برای خونه کردین.
529
00:33:18,831 --> 00:33:19,998
لازم نبود.
530
00:33:20,165 --> 00:33:21,083
شما دوتا هم
همین کارو میکردین
531
00:33:21,250 --> 00:33:22,543
برای هرکدوم از ما.
532
00:33:22,710 --> 00:33:25,003
تیر به تیر،
مثل یه دعای کوچیک بود،
533
00:33:25,129 --> 00:33:26,338
که شما رو
به خونه صدا میزد.
534
00:33:27,548 --> 00:33:31,051
یا چشمهام منو گول میزنن
یا فریزرها برگشتن.
535
00:33:31,927 --> 00:33:33,303
به هردوتون خوشآمد میگم.
536
00:33:34,221 --> 00:33:36,265
اینجا حسابی
کسبوکار راه انداختین، آقای کرامبی.
537
00:33:36,432 --> 00:33:38,851
خب، کتاب مقدس به ما میگه
538
00:33:38,976 --> 00:33:41,270
از نعمتهامون استفاده کنیم
تا به همدیگه خدمت کنیم
539
00:33:41,395 --> 00:33:42,813
به عنوان امانتداران
فیض خدا.
540
00:33:43,731 --> 00:33:45,774
فهمیدم که حسابی
استعداد دارم
541
00:33:45,899 --> 00:33:47,943
در پیدا کردن چیزهایی
که مردم لازم دارن،
542
00:33:47,968 --> 00:33:49,552
مثل این پارچه.
543
00:33:49,808 --> 00:33:51,267
به دردتون میخوره،
خانم لیندسی؟
544
00:33:51,925 --> 00:33:54,172
خیلی هم خوبه، ممنون.
545
00:33:54,329 --> 00:33:57,172
اجازه میدین
کسبوکارمون رو معرفی کنم؟
546
00:34:09,064 --> 00:34:10,816
پارچههای خیلی خوبی داریم،
547
00:34:10,841 --> 00:34:12,634
و اینها هم تازه رسیدن.
548
00:34:12,801 --> 00:34:16,638
و اینجا هم ابزارهای
کار شماست، خانم فریزر.
549
00:34:18,432 --> 00:34:19,433
اوه.
550
00:34:20,017 --> 00:34:22,770
خیلی خوبه که دیگه لازم نیست
551
00:34:22,895 --> 00:34:23,896
برای بعضی از اینها
به وولامز کریک سفارش بدیم.
552
00:34:24,772 --> 00:34:27,483
اتفاقا پوست درخت
جِزوئیت ندارین جایی؟
553
00:34:27,649 --> 00:34:30,903
اون اسم دیگهای
برای پوست درخت سینکونا نیست؟
554
00:34:31,028 --> 00:34:32,362
چرا.
555
00:34:32,529 --> 00:34:33,781
خانم بیردزلی
556
00:34:33,947 --> 00:34:35,282
دیروز دقیقا
همین رو میخواست.
557
00:34:35,449 --> 00:34:37,367
باید یه مقداری
تهیه کنیم، آقای کرامبی.
558
00:34:37,534 --> 00:34:40,996
راستش من دنبال اون بودم
تا براش یه تونیک درست کنم.
559
00:34:42,414 --> 00:34:43,707
فکر نکنم
افتخار آشنایی داشتیم
560
00:34:43,832 --> 00:34:45,334
- با شما آقا.
- اوه، ببخشید.
561
00:34:46,001 --> 00:34:48,253
ایشون
کاپیتان چارلز کانینگهامن.
562
00:34:48,420 --> 00:34:50,464
ایشون شریک من
در این کار هستن.
563
00:34:51,048 --> 00:34:55,344
کاپیتان، اینها فریزرها هستن،
که تازه برگشتن.
564
00:34:55,511 --> 00:34:57,304
ژنرال و خانم فریزر،
565
00:34:57,429 --> 00:34:59,765
خیلی خوشحالم
بالاخره میبینمتون.
566
00:35:00,140 --> 00:35:01,391
راستش خیلی عجیب بوده
567
00:35:01,558 --> 00:35:02,768
برای من و مادرم
که روی این زمین زندگی کنیم
568
00:35:02,935 --> 00:35:04,394
بدون اینکه
صاحبهاشو دیده باشیم.
569
00:35:04,561 --> 00:35:06,063
اِم، شریک گفتین؟
570
00:35:06,230 --> 00:35:07,981
وقتی به فریزرز ریج رسیدم،
571
00:35:08,148 --> 00:35:11,068
به نظرم رسید
یکم تجارت بد نباشه.
572
00:35:11,527 --> 00:35:13,362
و از قضا،
آقای کرامبی
573
00:35:13,487 --> 00:35:14,822
فکرای مشابهی
در سر داشت.
574
00:35:14,988 --> 00:35:17,324
ولی نه
وسیلهای برای عملی کردنش.
575
00:35:17,866 --> 00:35:20,661
من یه مستمری کوچیک داشتم
که به الهامش اضافه کردم.
576
00:35:20,828 --> 00:35:22,996
با این حال،
خیلی فروتنه که میگه شریکیم.
577
00:35:23,121 --> 00:35:24,873
آقای کرامبی
کارها رو انجام میده.
578
00:35:25,040 --> 00:35:27,417
من فقط راضیام
پشت میزم بشینم
579
00:35:27,543 --> 00:35:29,127
و هرجا بتونم
کمک کنم.
580
00:35:29,294 --> 00:35:30,712
خب، از هردوتون ممنونم.
581
00:35:30,879 --> 00:35:34,716
به نظر میاد
در نبود ما خیلی کارها کردین.
582
00:35:34,883 --> 00:35:36,510
و من هم از شما ممنونم،
ژنرال،
583
00:35:36,677 --> 00:35:37,928
برای اینجا،
584
00:35:38,095 --> 00:35:41,056
که من و مادرم
خوششانسیم خونه صداش کنیم.
585
00:35:41,223 --> 00:35:44,059
حالا اگر اجازه بدین،
داشتم میرفتم بیرون.
586
00:35:44,184 --> 00:35:46,728
اگر اجازه بدین
همراهتون بیام.
587
00:35:48,730 --> 00:35:50,482
دنبالم بیاین،
خانم فریزر.
588
00:35:50,649 --> 00:35:52,192
بله، در واقع، آقای کرامبی...
589
00:35:53,902 --> 00:35:58,240
کاپیتان، باید ازتون بخوام
منو آقای فریزر صدا بزنین.
590
00:35:58,699 --> 00:36:00,158
بعد از اینکه
از سمتم استعفا دادم
591
00:36:00,325 --> 00:36:02,077
بعد از
نبرد مانموث،
592
00:36:02,244 --> 00:36:05,205
دیگه هیچ ارتباطی
با ارتش قارهای ندارم.
593
00:36:05,372 --> 00:36:07,040
خب، این از فروتنی شماست،
قربان.
594
00:36:07,499 --> 00:36:08,876
معمولا دیدم هر مردی
595
00:36:09,042 --> 00:36:10,919
که یه مقام نظامی
هرچند کوچک داشته باشه
596
00:36:11,086 --> 00:36:12,671
تا آخر عمر
به عنوانش میچسبه.
597
00:36:12,838 --> 00:36:15,883
نه، مال من فقط
یه انتصاب موقت بود.
598
00:36:16,383 --> 00:36:19,761
اما میدونم افسرای خوبی زیادن
که سزاوارن
599
00:36:19,786 --> 00:36:23,473
بعد از سالها خدمت
طولانی و شرافتمندانه عنوانشون رو حفظ کنن.
600
00:36:24,141 --> 00:36:26,310
مطمئنم دربارهٔ شما هم
همینطوره، کاپیتان.
601
00:36:26,435 --> 00:36:30,564
خب، بله، درست میگید که من بازنشستهم
602
00:36:31,106 --> 00:36:33,442
هرچند ترجیح میدم
همچنان کاپیتان صدام کنن،
603
00:36:33,609 --> 00:36:35,110
نه صرفا به خاطر افتخار،
604
00:36:35,277 --> 00:36:39,406
بلکه بیشتر به این خاطر که هیچوقت خیلی
اسم «چارلز» رو دوست نداشتم.
605
00:36:41,658 --> 00:36:43,243
البته راستش بعد از سی سال خدمت
606
00:36:43,410 --> 00:36:44,828
در ارتش اعلیحضرت
607
00:36:44,995 --> 00:36:47,122
فکر کنم
بهش عادت کردم.
608
00:36:51,001 --> 00:36:52,711
پس برای شاه جنگیدی؟
609
00:36:54,254 --> 00:36:55,297
بله
610
00:36:55,464 --> 00:36:58,175
اما شمشیرم رو
برای همیشه کنار گذاشتم
611
00:36:58,342 --> 00:37:00,302
بعد از نبرد
بیمیس هایتس.
612
00:37:01,595 --> 00:37:04,556
شنیدم شما هم
در ساراتوگا بودید.
613
00:37:06,099 --> 00:37:06,892
آره
614
00:37:12,064 --> 00:37:13,690
و احتمالا در دو سوی مخالف
615
00:37:13,715 --> 00:37:15,217
یک میدان جنگ بودیم.
616
00:37:18,028 --> 00:37:20,864
.جنگ چیز وحشتناکیه
617
00:37:22,699 --> 00:37:25,786
و واقعا خوشحالم که کارم باهاش تموم شده
618
00:37:31,358 --> 00:37:34,403
چطور شد اینجا در ریج ساکن شدی؟
619
00:37:34,461 --> 00:37:37,047
خب مثل خیلیهای دیگه، اومدم کارولینای شمالی
620
00:37:37,172 --> 00:37:38,882
به خاطر آشناهایی
که اینجا داشتم
621
00:37:39,049 --> 00:37:41,510
دو تا از افسرای سابقم
اهل سالزبری هستن.
622
00:37:41,843 --> 00:37:43,345
به خانوادههاشون
سر زدم
623
00:37:43,512 --> 00:37:46,556
و بعدش راه افتادم تا جایی که پام
دیگه توان نداشت.
624
00:37:47,140 --> 00:37:50,644
تا اینکه جایی پیدا کردم که اونقدر زیبا بود
که بهم آرامش بده
625
00:37:52,854 --> 00:37:54,564
.و همونجا ساکن شدم
626
00:38:02,072 --> 00:38:04,199
کانینگهام مرد خوش رویی هست
627
00:38:05,509 --> 00:38:07,928
و بنظر میاد وقتی ما نبودیم نفوذی هم پیدا کرده
628
00:38:07,953 --> 00:38:11,957
آره، بد نیست بیشتر بشناسیمش
629
00:38:12,958 --> 00:38:15,002
کار عاقلانه هم همینه...
630
00:38:15,877 --> 00:38:18,005
مخصوصا با توجه
به اینکه ردکوته.
631
00:38:19,214 --> 00:38:21,383
.بازنشستهس، مثل من
632
00:38:21,883 --> 00:38:23,385
.میگه کارش با جنگ تموم شده
633
00:38:24,302 --> 00:38:26,638
دلیلی ندارم که حرفش رو باور نکنم
634
00:38:26,805 --> 00:38:28,348
...با این حال
635
00:38:28,515 --> 00:38:30,851
.شاید جنگ هنوز کارش با اون تموم نشده باشه
636
00:38:31,160 --> 00:38:32,327
خب، فکر کنم یکی هم میتونه
637
00:38:32,352 --> 00:38:33,520
همینو درباره تو بگه
638
00:38:33,687 --> 00:38:35,814
باور کن، سسنخ.
639
00:38:36,273 --> 00:38:37,399
...من تمومم
640
00:38:37,774 --> 00:38:40,068
چه جنگ خوشش بیاد
چه نیاد.
641
00:39:01,590 --> 00:39:02,716
درمونِ همون سگی که گازت گرفته
642
00:39:02,883 --> 00:39:04,426
خدای من، این دیگه چیه؟
643
00:39:05,177 --> 00:39:06,803
دستور تهیهش محرمانهست،
644
00:39:07,637 --> 00:39:09,556
اما نتیجهش
جای بحث نداره.
645
00:39:11,183 --> 00:39:12,392
بخورش.
646
00:39:21,610 --> 00:39:23,653
یه ساعت دیگه
با ژنرال پرووست
647
00:39:23,820 --> 00:39:24,821
قرار شام دارم.
648
00:39:25,947 --> 00:39:28,075
شاید بدت نیاد
همراهم بیای؟
649
00:39:29,701 --> 00:39:33,497
آشپزش خیلی بهتر
از آشپز منه.
650
00:39:34,581 --> 00:39:36,208
و با اینکه
متأسفانه اصلا شوخطبع نیست،
651
00:39:36,374 --> 00:39:38,251
آدمش سرباز
درست و حسابیه.
652
00:39:39,169 --> 00:39:40,253
بلندپرواز هم هست.
653
00:39:40,670 --> 00:39:42,130
میدونم داری
چی کار میکنی.
654
00:39:42,506 --> 00:39:43,840
جواب نمیده.
655
00:39:44,007 --> 00:39:45,342
راستش تعجب میکنم
656
00:39:45,509 --> 00:39:46,927
که داری سعی میکنی
دوباره وسوسهم کنی برگردم ارتش،
657
00:39:47,094 --> 00:39:48,220
با توجه به اینکه
اونقدر مخالفش بودی
658
00:39:48,386 --> 00:39:49,846
که از همون اول
با رفتنم مخالف بودی
659
00:39:49,971 --> 00:39:53,767
بیکار گشتن و تو خودت
غرق شدن بهت نمیاد، ویلیام
660
00:39:57,771 --> 00:40:00,023
و با اینکه
خیلی هم بد شد،
661
00:40:00,649 --> 00:40:03,151
ارتش بریتانیا
مقصر نیست
662
00:40:03,610 --> 00:40:05,612
برای اتفاقی که
برای خانم پوکاک افتاد
663
00:40:10,075 --> 00:40:11,159
نه
664
00:40:12,494 --> 00:40:14,287
من قسم خورده بودم
ازش محافظت کنم
665
00:40:15,914 --> 00:40:17,249
مقصر منم...
666
00:40:17,415 --> 00:40:19,459
و اون خائن لعنتی،
ریچاردسون
667
00:40:19,584 --> 00:40:22,963
منم میخوام ریچاردسون
تاوان کاراشو بده
668
00:40:23,002 --> 00:40:24,211
و خواهد داد
669
00:40:25,590 --> 00:40:27,509
اما راههایی هم هست
برای انجامش
670
00:40:27,676 --> 00:40:29,886
که شاید لازم نباشه
هر شب
671
00:40:30,053 --> 00:40:32,889
با مشروب
خودتو از هوش ببری
672
00:40:35,392 --> 00:40:38,061
خب، اگه واقعا کارت
با ارتش تموم شده،
673
00:40:38,228 --> 00:40:40,605
شاید وقتش رسیده
برگردی انگلستان...
674
00:40:42,023 --> 00:40:44,556
هرچند دوباره
به این زودی ازت جدا شدن
675
00:40:44,581 --> 00:40:45,791
واقعا برام سخته
676
00:40:46,754 --> 00:40:48,130
تو به سن قانونی رسیدی،
677
00:40:48,155 --> 00:40:49,614
پس میتونی
املاکت رو اداره کنی
678
00:40:49,781 --> 00:40:51,449
کارگزارم داره
کاملا خوب کارشو انجام میده
679
00:40:51,616 --> 00:40:54,953
کارگزارت که
نهمین ارل السمیر نیست، ویلیام
680
00:40:55,120 --> 00:40:58,343
- خودتی
- از راه خیانت و یه دروغ
681
00:40:58,368 --> 00:40:59,953
خب، هرچی که بوده،
682
00:41:00,041 --> 00:41:02,688
مادرت موقع تولدت
683
00:41:02,713 --> 00:41:04,446
با هشتمین ارل السمیر
ازدواج کرده بود
684
00:41:05,714 --> 00:41:07,215
پس طبق قانون
این عنوان مال توئه
685
00:41:07,382 --> 00:41:09,176
و چطور میشه
از یه عنوان صرفنظر کرد؟
686
00:41:09,342 --> 00:41:10,343
نمیتونی
687
00:41:10,760 --> 00:41:11,720
منظورت اینه
نمیخوام
688
00:41:11,845 --> 00:41:13,555
نه، تو نمیتونی!
689
00:41:18,059 --> 00:41:22,314
عنوان اشرافی
هدیهی یه پادشاه قدردانه
690
00:41:23,023 --> 00:41:25,442
و هیچ راهی هم
در قانون برای پس دادنش نیست
691
00:41:25,917 --> 00:41:27,210
البته پادشاهی که
دیگه قدردان نباشه
692
00:41:27,235 --> 00:41:28,653
میتونه یه اشرافزاده رو
از عنوانش محروم کنه،
693
00:41:28,820 --> 00:41:30,363
هرچند تنها دلیلی که
به ذهنم میرسه
694
00:41:30,530 --> 00:41:32,866
اینه که علیه تاجوتخت
دست به شورش بزنه
695
00:41:34,969 --> 00:41:36,053
خیانت
696
00:41:36,078 --> 00:41:37,204
خیانت به پادشاه
و کشورت
697
00:41:37,229 --> 00:41:38,663
بعید میدونم
راه مناسبی باشه
698
00:41:38,688 --> 00:41:40,691
برای حل کردن
مشکلات شخصیات
699
00:41:41,958 --> 00:41:44,002
شاید راحتتر باشه...
700
00:41:44,586 --> 00:41:47,672
از خودت بپرسی
میخوای چی کار کنی،
701
00:41:48,590 --> 00:41:52,005
به جای اینکه بپرسی
چطور کاری رو که نمیخوای نکنی
702
00:41:52,030 --> 00:41:53,824
شاید راحتتر میفهمیدم
میخوام چی کار کنم
703
00:41:53,849 --> 00:41:55,475
اگه میدونستم
اصلا کی هستم لعنتی
704
00:41:58,433 --> 00:42:00,769
فکر کنم از یه جایی به بعد
دیگه به خودت بستگی داره
705
00:42:00,794 --> 00:42:03,349
که تصمیم بگیری
میخوای چه کسی باشی
706
00:42:03,428 --> 00:42:05,038
و بر همون اساس
رفتار کنی
707
00:42:09,434 --> 00:42:10,519
فرقی نمیکنه
708
00:42:10,544 --> 00:42:13,381
خودتو رَنسام صدا کنی،
فریزر یا گری،
709
00:42:13,406 --> 00:42:15,700
هیچ مردی که ادعایی
نسبت به تبار تو داشته باشه
710
00:42:15,867 --> 00:42:18,995
تحمل نمیکنه
دیروز اونطور با لیدی گری رفتار کنی
711
00:42:20,038 --> 00:42:23,500
این چیزیه که
اصرار دارم جبرانش کنی
712
00:42:33,879 --> 00:42:36,339
نمیتونم بگم زنبورها
معمولترین هدیهی خوشآمدگویی هستن،
713
00:42:36,364 --> 00:42:38,825
ولی واقعا
فکر قشنگی کردی، لیزی
714
00:42:39,533 --> 00:42:42,244
راستش همیشه دلم میخواست
کندوی خودمو داشته باشم، ممنون
715
00:42:42,269 --> 00:42:45,021
یه خونهی درستوحسابی
براشون میسازیم
716
00:42:45,188 --> 00:42:47,357
یه جایی با فاصلهی امن
از خونه
717
00:42:47,524 --> 00:42:48,984
خیلی خوشحالم
هر دوتاتون برگشتین
718
00:42:49,150 --> 00:42:50,694
به محض اینکه
719
00:42:50,738 --> 00:42:55,998
یه کم عسل تازه داشته باشیم
یه مقداری براتون میاریم
720
00:42:57,466 --> 00:42:59,511
خیلی خوشحالم
دوباره میبینمت، لیزی
721
00:42:59,536 --> 00:43:04,557
و خیلی هم خوشبختم از دیدن تو
هماسم کوچولوی من، کلر کوچولو
722
00:43:04,582 --> 00:43:07,127
برو پیش مامان.
723
00:43:08,795 --> 00:43:10,672
بهزودی دوباره
هر دوتون رو میبینیم.
724
00:43:10,839 --> 00:43:11,923
آره.
725
00:43:13,675 --> 00:43:16,803
زنبورها...
خیلی اجتماعی و کنجکاون،
726
00:43:16,970 --> 00:43:20,390
که خب منطقی هم هست،
تمام روز در رفتوآمدن،
727
00:43:20,415 --> 00:43:22,041
و با گردههاشون
خبر ردوبدل میکنن.
728
00:43:23,018 --> 00:43:25,061
- اینم یه مدل بیانشه.
- هوم.
729
00:43:25,186 --> 00:43:28,231
میدونستی زنبورها
رابط بین دنیای ما
730
00:43:28,398 --> 00:43:29,607
و دنیای ارواحن؟
731
00:43:29,774 --> 00:43:32,736
برای همینه که
باید خبرها رو بهشون بگی.
732
00:43:33,570 --> 00:43:34,738
- جدی؟
- آره.
733
00:43:35,530 --> 00:43:38,575
اگه کسی به دیدن بیاد
یا یه نوزاد تازه به دنیا بیاد
734
00:43:38,742 --> 00:43:41,578
یا یکی از ساکنان
بره یا بمیره،
735
00:43:41,745 --> 00:43:43,121
اگه به زنبورها نگی،
دلخور میشن،
736
00:43:43,288 --> 00:43:45,081
و همشون
پر میکشن و میرن.
737
00:43:45,874 --> 00:43:47,834
که خب نمیخوایم
چنین چیزی بشه، مگه نه؟
738
00:44:08,104 --> 00:44:09,647
سلام بر اهل خونه!
739
00:44:33,546 --> 00:44:34,881
بابابزرگ!
740
00:44:35,048 --> 00:44:37,300
جرمایا، چقدر قد کشیدی.
741
00:44:37,467 --> 00:44:38,426
بابابزرگ!
742
00:44:38,593 --> 00:44:40,845
اونها مادربزرگ
و پدربزرگتن.
743
00:44:42,764 --> 00:44:44,641
واقعا خودتی؟
744
00:44:45,308 --> 00:44:46,434
خدایا، خیلی دلم برات تنگ شده بود.
745
00:44:46,601 --> 00:44:49,479
اوه، عزیزم.
746
00:44:51,564 --> 00:44:53,149
این مندیه.
747
00:44:53,608 --> 00:44:54,859
مندی.
748
00:44:56,194 --> 00:44:57,570
نگاه کن به خودت.
749
00:44:57,737 --> 00:44:58,863
باورم نمیشه.
750
00:44:59,030 --> 00:45:00,615
هیچوقت فکر نمیکردیم
دوباره ببینیمت.
751
00:45:00,990 --> 00:45:03,868
- اینجا چیکار میکنید؟
- میخواستیم برگردیم خونه.
752
00:45:07,330 --> 00:45:08,706
جِم.
753
00:45:08,873 --> 00:45:11,709
راجر. اوه.
754
00:45:11,734 --> 00:45:14,737
دیگه مهم نیست، دخترم.
تو اینجایی.
755
00:45:15,810 --> 00:45:18,313
همهمون اینجاییم.
756
00:45:27,600 --> 00:45:30,404
خونهی ما خونهی شماست.
خودت خوب اینو میدونی.
757
00:45:30,812 --> 00:45:33,815
میتونید اینجا بمونید
تا وقتی خونهی خودتون رو بسازیم.
758
00:45:34,441 --> 00:45:36,693
- خیلی خوشگلی.
- ممنونم.
759
00:45:37,527 --> 00:45:39,446
فَنی با مندی
خیلی مهربونه.
760
00:45:40,655 --> 00:45:42,198
چطور شد که
اومد با شما زندگی کنه؟
761
00:45:42,365 --> 00:45:45,577
اوه، یه دختر یتیم کوچولوئه.
762
00:45:46,453 --> 00:45:49,164
برادرت بردش
زیر حمایت خودش،
763
00:45:49,330 --> 00:45:50,790
و سپردش به ما.
764
00:45:50,957 --> 00:45:51,875
ویلیام؟
765
00:45:52,917 --> 00:45:54,919
یعنی میدونه
تو پدرشی؟
766
00:45:55,545 --> 00:45:56,754
میدونه.
767
00:45:59,299 --> 00:46:00,859
پس حدس میزنم
خیلی هم ازش خوشحال نیست.
768
00:46:01,134 --> 00:46:02,552
به نظر نمیاد.
769
00:46:03,928 --> 00:46:04,929
بهش زمان بده.
770
00:46:12,437 --> 00:46:14,814
مامان، برام یه داستان بخون.
771
00:46:15,648 --> 00:46:17,650
اِم... کلمهی جادویی چیه؟
772
00:46:17,817 --> 00:46:18,943
لطفا؟
773
00:46:19,986 --> 00:46:21,321
نظرت چیه؟
774
00:46:22,614 --> 00:46:23,656
چرا که نه؟
775
00:46:24,365 --> 00:46:25,783
برو بیارش.
776
00:46:25,950 --> 00:46:27,327
برای بچهها
یه کتاب آوردی.
777
00:46:27,494 --> 00:46:29,454
بابابزرگ، لطفا
برای من بخون؟
778
00:46:29,621 --> 00:46:31,372
آه، باشه.
779
00:46:33,082 --> 00:46:35,251
بذار ببینیم.
780
00:46:43,058 --> 00:46:44,810
مثل یه نقاشیه.
781
00:46:50,433 --> 00:46:53,853
«در اتاق بزرگ سبز،
782
00:46:54,020 --> 00:46:57,065
یک تلفن بود
و یک بادکنک قرمز،
783
00:46:57,232 --> 00:46:58,816
و تصویری از...
784
00:46:59,484 --> 00:47:01,569
گاو که از روی ماه میپره.»
785
00:47:03,321 --> 00:47:06,616
اِه، بله،
«و-و-و سه تا خرس کوچولو
786
00:47:06,783 --> 00:47:08,159
روی صندلیها نشسته بودند.»
787
00:47:08,284 --> 00:47:09,953
خب، خرس بیشتر احتمال داره
صندلی رو بخوره تا روش بشینه،
788
00:47:10,119 --> 00:47:13,164
و هر سهتاشون با هم
میتونن یه وعدهی حسابی
789
00:47:13,331 --> 00:47:16,000
از هر کسی که نزدیک باشه
و بخواد بشماردشون درست کنن.
790
00:47:19,003 --> 00:47:22,048
یه جور مزخرفِ دوستداشتنیه.
حس میکنم میشناسمش.
791
00:47:22,215 --> 00:47:24,801
چون سالها پیش
دربارهاش بهت گفته بودم،
792
00:47:25,218 --> 00:47:26,636
وقتی توی کشتی
به سمت جامائیکا میرفتیم
793
00:47:26,761 --> 00:47:28,638
و دلم برای بری تنگ شده بود.
794
00:47:28,763 --> 00:47:30,306
چرا همگی نمیرید
ادامهی کتاب رو
795
00:47:30,431 --> 00:47:33,226
توی اتاق دیگه تموم کنید
تا بزرگترها کمی صحبت کنن؟
796
00:47:33,977 --> 00:47:35,895
جِم، تو میتونی
براشون بخونیش.
797
00:47:38,106 --> 00:47:39,624
امیدوارم اشکالی نداشته باشه
فَنی اون کتاب رو دید.
798
00:47:39,649 --> 00:47:41,025
متوجه نمیشه
که مدرنه، میشه؟
799
00:47:41,192 --> 00:47:43,319
اوه، قطعا
تا حالا چیزی شبیهش ندیده.
800
00:47:43,444 --> 00:47:44,988
ولی مطمئنم
مشکلی نیست.
801
00:47:45,446 --> 00:47:47,865
این یکی برای توئه.
802
00:47:49,033 --> 00:47:50,702
- اوه، بری.
- هوم.
803
00:47:50,827 --> 00:47:51,828
اوه.
804
00:47:52,412 --> 00:47:53,538
اوه، فوقالعادهست.
805
00:47:53,705 --> 00:47:55,957
بذار ببینم،
مو نیگن دون.
806
00:48:01,170 --> 00:48:03,923
کتاب مرجع مرِک،
ویرایش سیزدهم
807
00:48:03,948 --> 00:48:05,429
نویسندهی پرفروش.
808
00:48:05,466 --> 00:48:07,594
یا این،
یا کلی اشتباه لعنتی کرده.
809
00:48:07,760 --> 00:48:09,762
- یه کتاب پزشکیه.
- هوم.
810
00:48:09,929 --> 00:48:12,348
کنترل گسترش
ای هیستولتیکا
811
00:48:12,473 --> 00:48:16,936
نیازمند جلوگیری از رسیدن
مدفوع انسان به دهانه
812
00:48:18,479 --> 00:48:21,024
در واقع چیزیه که مردم
دربارهی درمان یاد گرفتن.
813
00:48:21,149 --> 00:48:22,817
حدس میزنم تو خودت میدونی
نباید گه بخوری.
814
00:48:22,984 --> 00:48:25,236
بله عزیزم.
815
00:48:26,279 --> 00:48:27,780
حتی نمیتونم تصور کنم
816
00:48:27,947 --> 00:48:29,616
از وقتی من رفتم
چه چیزهایی کشف کردن.
817
00:48:29,782 --> 00:48:32,243
و فکر میکنم
این یکی رو هم دوست داشته باشی، بابا.
818
00:48:36,414 --> 00:48:38,374
- خوشت اومد؟
- ممنونم.
819
00:48:40,126 --> 00:48:42,128
فرودو بگینز.
820
00:48:42,295 --> 00:48:44,088
اِه، یه ولزیه.
821
00:48:44,255 --> 00:48:46,049
نه.
822
00:48:46,215 --> 00:48:47,634
- نه... دقیقا نه.
- آه.
823
00:48:47,800 --> 00:48:49,823
این یکی از کتابهای
مورد علاقهی جِمه...
824
00:48:49,848 --> 00:48:51,684
راستش مال من هم هست.
825
00:48:52,053 --> 00:48:53,304
فکر میکنم داستانش
به دلت بشینه.
826
00:48:54,066 --> 00:48:55,317
خیلی ممنون.
827
00:49:07,320 --> 00:49:11,962
راجر مک،
تو در آینده کشیشی؟
828
00:49:13,576 --> 00:49:14,827
نه.
829
00:49:15,244 --> 00:49:16,663
نه، من، اِم...
830
00:49:17,372 --> 00:49:19,114
بعد از همهی چیزایی
که اتفاق افتاد
831
00:49:19,139 --> 00:49:20,453
پر از تردید شده بودم.
832
00:49:21,703 --> 00:49:24,448
ولی حالا که
برگشتیم...
833
00:49:24,646 --> 00:49:25,814
هر تصمیمی بگیری،
834
00:49:25,839 --> 00:49:27,264
آدمهای جدیدی
از وقتی رفتی
835
00:49:27,289 --> 00:49:29,197
تو ریج ساکن شدن.
836
00:49:29,486 --> 00:49:31,951
باید بری اطراف
و خودت رو معرفی کنی.
837
00:49:34,554 --> 00:49:37,361
مردی هست
به اسم کانینگهام.
838
00:49:37,786 --> 00:49:40,288
کمک کرد
پستِ تجاری جدید رو باز کنن.
839
00:49:40,406 --> 00:49:43,104
کنجکاوم بدونم
نظرت دربارهش چیه،
840
00:49:43,396 --> 00:49:44,814
یا شاید چیزی
ازش یاد بگیری.
841
00:49:45,988 --> 00:49:46,489
آره.
842
00:49:47,066 --> 00:49:49,152
یه مدتی
آنتیبیوتیک مصرف میکرد،
843
00:49:49,177 --> 00:49:50,662
چند تا معاینه هم شد،
ولی غیر از اون...
844
00:49:50,687 --> 00:49:52,146
بچهها
واقعا شگفتانگیزن.
845
00:49:52,781 --> 00:49:53,782
وقتی به قلبش گوش بدی،
846
00:49:53,807 --> 00:49:55,183
اصلا فکر نمیکنی
مشکلی داشته.
847
00:49:55,460 --> 00:49:56,775
بچهها بالاخره خوابیدن.
848
00:49:57,036 --> 00:49:58,371
خدا رو شکر.
849
00:49:58,496 --> 00:50:01,207
هنوزم باورم نمیشه
تو رو اینجا میبینم.
850
00:50:02,350 --> 00:50:04,310
حتی مطمئن هم نبودیم
نامهها به دستتون برسه
851
00:50:04,335 --> 00:50:06,003
وقتی تو بانک
گذاشتیمشون.
852
00:50:06,796 --> 00:50:10,842
یه چیزی بود... خب،
یه جور ارثیه، فکر کنم.
853
00:50:11,384 --> 00:50:13,094
فکر کردیم بهتره بدونی
چه بلایی سرمون اومده.
854
00:50:13,636 --> 00:50:15,179
اصلا فکرشم نمیکردیم
ازشون استفاده کنی
855
00:50:15,346 --> 00:50:16,681
تا راهت رو
پیدا کنی و برگردی پیشمون.
856
00:50:19,600 --> 00:50:20,601
برای برگشتن
به خونه.
857
00:50:21,060 --> 00:50:22,687
برای خانواده.
858
00:50:22,854 --> 00:50:23,980
به سلامتی.
859
00:50:29,569 --> 00:50:31,154
من، اِم...
860
00:50:31,654 --> 00:50:33,197
...یه کتاب دیگه هم آوردم.
861
00:50:34,282 --> 00:50:36,659
نخواستم جلوی بچهها
نشونش بدم، ولی...
862
00:50:41,914 --> 00:50:43,458
«روح یک شورشی»
863
00:50:44,167 --> 00:50:46,961
«ریشههای اسکاتلندی
انقلاب آمریکا»
864
00:50:47,128 --> 00:50:49,881
نوشتهی فرانکلین دبلیو. رندال،
دکترای تاریخ.
865
00:50:51,716 --> 00:50:55,178
اِم... این همون تحقیقاتی بود
که بابا قبل از مرگش انجام میداد.
866
00:50:55,636 --> 00:50:58,264
بعد از اینکه ما
هر دو رفته بودیم چاپ شد.
867
00:50:59,223 --> 00:51:00,683
به کارت اومد؟
868
00:51:01,225 --> 00:51:02,977
خواستم شروع کنم به خوندنش، اما...
869
00:51:03,478 --> 00:51:05,021
حتی نتونستم
از جلدش جلوتر برم.
870
00:51:05,480 --> 00:51:07,356
میدونستم اگه بخونمش،
871
00:51:07,523 --> 00:51:09,901
انگار دوباره
دارم از دستش میدم.
872
00:51:10,067 --> 00:51:12,570
راستش دربارهی نامههای شما هم
همینطور بود.
873
00:51:13,112 --> 00:51:14,482
ما... فاصله مینداختیم
874
00:51:14,507 --> 00:51:16,064
بین باز کردنشون،
875
00:51:16,089 --> 00:51:17,666
چون تا وقتی
هنوز نامهی بازنشدهای بود،
876
00:51:18,910 --> 00:51:20,411
یعنی تو هنوز زندهای.
877
00:51:23,247 --> 00:51:25,208
حتما یه اتفاقی افتاده...
878
00:51:26,042 --> 00:51:29,921
که وسط جنگ
برگشتی اینجا.
879
00:51:30,213 --> 00:51:31,255
آره...
880
00:51:32,298 --> 00:51:33,841
یه اتفاقی افتاد.
881
00:51:34,509 --> 00:51:35,718
در واقع،
خیلی اتفاقها افتاد .
882
00:51:37,970 --> 00:51:39,222
فکر کنم...
883
00:51:39,931 --> 00:51:42,767
ما هم باید
چیزی بهت بگیم...
884
00:51:44,310 --> 00:51:47,480
درباره فَنی
و خواهرت...
885
00:51:48,272 --> 00:51:49,607
فیث.
886
00:52:14,090 --> 00:52:16,425
لیدی گری،
به شما یه عذرخواهی بدهکارم.
887
00:52:17,944 --> 00:52:19,487
وقتی دیروز
برای اولین بار منو دیدید،
888
00:52:19,512 --> 00:52:22,139
تازه فهمیده بودم
پسرعموم از دنیا رفته.
889
00:52:23,683 --> 00:52:24,767
در شوک بودم.
890
00:52:25,351 --> 00:52:28,553
با این حال،
این بهانهای برای رفتار بیادبانهم نیست
891
00:52:29,721 --> 00:52:32,182
خواهش میکنم
منو ببخشید.
892
00:52:34,095 --> 00:52:37,557
خب، فکر کنم
من هم چندان مهربان نبودم.
893
00:52:37,963 --> 00:52:40,233
وقتی عصبانی میشم،
زبونم کمی تند مشیشه.
894
00:52:40,258 --> 00:52:41,634
کاملا حق داشتید.
895
00:52:49,333 --> 00:52:51,210
راستش ما
یکم با عجله ازدواج کردیم.
896
00:52:52,086 --> 00:52:54,380
بنجامین نامهای نوشت
تا به پدرش خبر بده،
897
00:52:54,505 --> 00:52:56,966
اما ظاهرا نامه به دستش نرسید، پس...
898
00:52:57,717 --> 00:52:59,218
فکر میکنم
یکم تردید
899
00:52:59,385 --> 00:53:00,928
طبیعی باشه.
900
00:53:02,112 --> 00:53:03,739
.بهتون تسلیت میگم
901
00:53:03,764 --> 00:53:05,391
بهخاطر از دست دادن
همسرتون تسلیت میگم، بانو.
902
00:53:05,766 --> 00:53:06,642
ممنونم.
903
00:53:07,727 --> 00:53:10,354
و به شما هم
برای از دست دادن پسرعموتون.
904
00:53:12,023 --> 00:53:13,149
ببخشید.
905
00:53:13,316 --> 00:53:14,817
یه کم
احساساتی شدم.
906
00:53:14,984 --> 00:53:17,737
با توجه به این شرایط،
کاملا قابل درکه.
907
00:53:20,461 --> 00:53:23,423
اون دوست داره بیرون باشه.
908
00:53:24,076 --> 00:53:27,121
هوای تازه
آرومش میکنه.
909
00:53:32,126 --> 00:53:34,045
خیلی شبیه
بنجامینه.
910
00:53:37,798 --> 00:53:40,134
امیدوارم با گفتن این
ناراحتتون نکرده باشم.
911
00:53:41,260 --> 00:53:41,928
نه.
912
00:53:43,512 --> 00:53:47,516
نه، یادآور عشقیه
که باعث شد به دنیا بیاد.
913
00:53:48,059 --> 00:53:50,102
فکر کنم
همین خودش یه جور تسلیه.
914
00:53:52,438 --> 00:53:53,940
من هیچ خواهر یا برادری ندارم.
915
00:53:54,565 --> 00:53:57,151
بن و هنری
برام مثل برادر بودن.
916
00:53:58,110 --> 00:53:59,779
اونم همینو
درباره شما میگفت.
917
00:54:00,696 --> 00:54:03,324
و شاید
وقتی تروِر بزرگتر شد،
918
00:54:04,158 --> 00:54:07,453
بتونید از پدرش،
مردونه باهاش حرف بزنید.
919
00:54:10,623 --> 00:54:13,084
ناراحتم از این که
هیچ خاطرهای از پدرش نخواهد داشت...
920
00:54:15,002 --> 00:54:17,254
و هیچ شناختی از این که
اون توی دنیا چه جور آدمی بود.
921
00:54:24,178 --> 00:54:27,848
قول میدم هر کاری از دستم بربیاد
برای تروِر انجام بدم...
922
00:54:30,121 --> 00:54:32,478
و همینطور برای شما،
لیدی گری.
923
00:54:39,777 --> 00:54:43,489
گفتی این رابرت کامرون
نامههامونو خونده؟
924
00:54:43,695 --> 00:54:44,647
آره.
925
00:54:44,672 --> 00:54:46,676
پس نهتنها دربارهی
طلای جاکوبایتی خبر داره،
926
00:54:46,701 --> 00:54:50,663
بلکه میدونه ما کجا زندگی میکنیم
و در چه زمانی زندگی میکنیم.
927
00:54:51,414 --> 00:54:53,207
چی جلوشو میگیره
که نیاد سراغتون؟
928
00:54:53,791 --> 00:54:56,502
هیچی،
اگه بتونه توی زمان سفر کنه.
929
00:54:57,586 --> 00:55:00,506
ولی اگه میتونست،
چرا تا حالا این کارو نکرده؟
930
00:55:01,382 --> 00:55:04,218
هیچ آدم عاقلی نمیتونه
ذهن یه دیوونه رو حدس بزنه.
931
00:55:06,220 --> 00:55:07,430
خب...
932
00:55:07,596 --> 00:55:09,932
ما فکر کردیم اگه هیچ زمانی
کاملا امن نیست،
933
00:55:10,099 --> 00:55:11,726
پس ترجیح دادیم
همهمون کنار هم باشیم.
934
00:55:12,852 --> 00:55:15,187
باورم نمیشه
جرمایای کوچولو رو در خطر انداختم.
935
00:55:15,354 --> 00:55:17,815
همین که برگردیم خونه،
طلا رو جابهجا میکنم.
936
00:55:17,982 --> 00:55:19,942
اینطوری
اگه کامرون هم بیاد دنبالش،
937
00:55:20,067 --> 00:55:24,030
هیچ راهی برای پیدا کردنش نداره،
مگه از طریق من.
938
00:55:27,283 --> 00:55:28,701
خدای من.
939
00:55:39,336 --> 00:55:42,506
میدونم برای دزدها خال داغ میزنن،
ولی «GR» یعنی چی؟
940
00:55:42,923 --> 00:55:44,300
جورج رِکس.
941
00:55:45,843 --> 00:55:47,136
شاه جورج.
942
00:55:48,596 --> 00:55:50,806
این مردها رو
به خاطر وفادار بودن به پادشاه دار زدند؟
943
00:55:52,600 --> 00:55:55,352
توی این جنگ
هر دو طرفش شیطان پیدا میشه.
944
00:56:09,241 --> 00:56:10,785
پدرت کجاست، بچه؟
945
00:56:10,951 --> 00:56:12,870
نمیدونم.
این اسمرلداست.
946
00:56:14,363 --> 00:56:16,490
میخوام با پدرت صحبت کنم.
947
00:56:16,540 --> 00:56:17,917
نگاه کن...
948
00:56:18,084 --> 00:56:20,544
فرر ژاک،
فرر ژاک
949
00:56:20,711 --> 00:56:23,089
- خوابیدی؟ خوابیدی؟
- بس کن اون کارو.
950
00:56:23,255 --> 00:56:25,674
- نگام کن.
- چرا؟
951
00:56:26,092 --> 00:56:28,844
تو
بچهی خیلی بیادبی هستی.
952
00:56:29,470 --> 00:56:31,514
و پدرت
باید کتکت بزنه.
953
00:56:31,680 --> 00:56:34,308
شبیه جادوگر بدجنس شدی.
بپر برو روی جاروَت.
954
00:56:34,475 --> 00:56:36,435
به نام جهنم
955
00:56:36,602 --> 00:56:37,770
منظورت از این حرف چیه؟
956
00:56:37,937 --> 00:56:39,188
بچهی شیطان!
957
00:56:39,313 --> 00:56:41,982
بپر برو روی جاروَت،
ای پیرزن بداخلاق.
958
00:56:42,566 --> 00:56:44,318
آخ! واقعا درد گرفت.
959
00:56:47,404 --> 00:56:48,531
از خونهم برو بیرون.
960
00:56:48,697 --> 00:56:49,573
اون دختر
با بیادبی با من حرف زد، آقا،
961
00:56:49,740 --> 00:56:51,242
و من چنین چیزی رو تحمل نمیکنم.
962
00:56:51,408 --> 00:56:53,619
مشخصه که
هیچکس درستوحسابی تربیتش نکرده،
963
00:56:53,786 --> 00:56:54,662
پس تعجبی هم نداره.
964
00:56:54,829 --> 00:56:56,413
حالا که صحبت از بیادبی شد،
965
00:56:56,872 --> 00:56:59,166
فکر نکنم
افتخار آشنایی با شما رو داشته باشم.
966
00:56:59,917 --> 00:57:01,210
من کلر فریزر هستم.
967
00:57:03,045 --> 00:57:05,798
پسرم گفت
دنبال این میگشتید.
968
00:57:15,474 --> 00:57:19,603
شماها بدون شک
همتون به جهنم میرید.
969
00:57:29,446 --> 00:57:30,698
اون دیگه چه کوفتی بود؟
970
00:57:30,865 --> 00:57:33,450
جادوگر بدجنس غرب.
ازش متنفرم.
971
00:57:36,120 --> 00:57:39,165
عیسی مسیحِ روزولت!
972
00:57:40,082 --> 00:57:42,793
برام پوست درخت گنهگنه آورده.
973
00:57:42,960 --> 00:57:44,128
خب، در این صورت،
974
00:57:44,587 --> 00:57:47,965
فکر کنم اون جادوگر
خانم کانینگهام بوده.
975
00:58:07,151 --> 00:58:09,778
آیا این صورت منه
که در تاریکی میبینی؟
976
00:58:17,036 --> 00:58:20,289
چرا بهم نگفتی
که فرانک رندال
977
00:58:20,998 --> 00:58:22,303
شبیه بلک جک بود؟
978
00:58:27,258 --> 00:58:30,178
خیلی وقته
دیگه به اون موضوع فکر نکرده بودم.
979
00:58:31,133 --> 00:58:34,511
یادم میاد وقتی شباهتشونو دیدم
جا خوردم،
980
00:58:34,678 --> 00:58:35,721
اما...
981
00:58:36,138 --> 00:58:38,098
وقتی بلک جک رو
از نزدیک شناختم،
982
00:58:38,682 --> 00:58:40,309
اون حس خیلی زود از بین رفت...
983
00:58:42,228 --> 00:58:44,146
چون خیلی با هم فرق داشتن.
984
00:58:47,942 --> 00:58:49,568
باید اینو بهم میگفتی.
985
00:58:51,904 --> 00:58:54,240
فکر کنم حق با توئه، باید میگفتم، اما...
986
00:58:54,406 --> 00:58:57,868
اما اولش چطور
میتونستم همچین چیزی رو برات توضیح بدم؟
987
00:58:59,328 --> 00:59:00,996
و بعدش هم، خب، من...
988
00:59:01,413 --> 00:59:02,831
نمیدونستم چطور بگم.
989
00:59:05,501 --> 00:59:07,461
فکر میکردم شاید ناراحت بشی
990
00:59:08,312 --> 00:59:10,022
که من با کسی ازدواج کردم
991
00:59:10,047 --> 00:59:12,800
که اینقدر شبیه
بلک جک رندال بود.
992
00:59:12,967 --> 00:59:14,593
ممکن بود ناراحت بشم.
993
00:59:15,886 --> 00:59:17,638
ولی فایدهای نداشت.
994
00:59:21,892 --> 00:59:23,727
تو مال منی.
995
00:59:35,447 --> 00:59:37,449
اون مرد صادقی بود؟
996
00:59:38,158 --> 00:59:39,243
فرانک؟
997
00:59:40,703 --> 00:59:42,162
توی بیشتر موارد، بله.
998
00:59:42,830 --> 00:59:46,000
رازهایی نگه میداشت،
ولی خب من هم همینطور.
999
00:59:46,500 --> 00:59:47,960
فکر میکنی میتونم بهش اعتماد کنم؟
1000
00:59:50,754 --> 00:59:53,632
- درباره چیزی که نوشته؟
- اون یه تاریخدان بود.
1001
00:59:55,009 --> 00:59:57,678
چیزی نمینوشت
که بدونه دروغه.
1002
00:59:57,803 --> 00:59:58,846
چرا؟
1003
01:00:00,472 --> 01:00:02,266
چون اسم منو آورده.
1004
01:00:03,267 --> 01:00:06,228
چهارده بار تا الان
1005
01:00:09,440 --> 01:00:11,066
اسم تو توی کتابه؟
1006
01:00:12,151 --> 01:00:13,151
آره.
1007
01:00:14,611 --> 01:00:16,155
چی نوشته؟
1008
01:00:17,072 --> 01:00:18,991
اینکه جنگ داره
به نواحی مرزی میرسه.
1009
01:00:19,158 --> 01:00:21,910
میگه حدود یک سال دیگه
یه نبرد اتفاق میافته
1010
01:00:22,077 --> 01:00:24,204
در جایی به اسم
«کینگز ماونتین»...
1011
01:00:25,164 --> 01:00:28,375
و اینکه جیمز فریزر
توش کشته میشه.
1012
01:00:29,248 --> 01:00:35,248
« Fx ترجمه از : آرمان پیوندی و ابوالفضل »
«Armanpe & Abolfazl_Fx»
94075