All language subtitles for OUTLANDER.S08E01.Soul.of.a.Rebel.720p.AMZN.WEB-DL.DDP5.1.H.264-NTb[Fa]

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish Download
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu
Would you like to inspect the original subtitles? These are the user uploaded subtitles that are being translated: 1 00:00:00,000 --> 00:00:02,000 « تقـدیـم به شمـا مردمـان ایـران زمـیـن » 2 00:00:05,756 --> 00:00:06,382 « آنچه در قسمتِ قبل گذشت » 3 00:00:07,925 --> 00:00:10,970 ...نمی‌تونم بگم که می‌شه کاری انجام داد 4 00:00:12,012 --> 00:00:13,389 ولی ادامه بده 5 00:00:13,556 --> 00:00:16,100 خونه‌ی جدید رو اینجا می‌سازیم 6 00:00:16,517 --> 00:00:18,894 یه‌روزی دوباره برمی‌گردیم اینجا 7 00:00:19,603 --> 00:00:22,940 مگه نـه؟ - آره - 8 00:00:25,067 --> 00:00:28,195 بگذارید ویلیام باکلیمی مک‌کنزی رو بهتون معرفی کنم 9 00:00:28,362 --> 00:00:29,405 خدمت‌کارتون هستم، بانوی من 10 00:00:29,572 --> 00:00:31,365 اون توی کریک دون بود 11 00:00:31,490 --> 00:00:32,742 و منم الان اینجام 12 00:00:32,908 --> 00:00:33,743 راب کامرون هستم 13 00:00:33,909 --> 00:00:35,911 اون انجامش داد، راب جِم رو دزدید 14 00:00:37,371 --> 00:00:38,706 !کار رابه 15 00:00:38,831 --> 00:00:39,874 !کالاهان 16 00:00:40,040 --> 00:00:41,083 !بریانا 17 00:00:41,208 --> 00:00:42,752 خب، الان به کجا تعلق داریم؟ 18 00:00:42,918 --> 00:00:46,380 ،مسئله این نیست به کجا تعلق داریم مسئله زمانشه 19 00:00:46,547 --> 00:00:48,591 پسرتون به‌زودی میاد خونه 20 00:00:49,884 --> 00:00:51,010 پسرم؟ 21 00:00:51,177 --> 00:00:54,805 چیزی که ما واقعاً می‌خوایم اینه که ازت محافظت کنیم 22 00:00:55,306 --> 00:00:56,724 جین کجاست؟ 23 00:00:56,891 --> 00:00:59,435 سرگرد جینکینز گفت که اون ناخدا هارکنس رو کُشته 24 00:00:59,602 --> 00:01:01,228 و اون رو دَکش کرده 25 00:01:01,645 --> 00:01:03,147 ما باید بریم 26 00:01:05,107 --> 00:01:06,859 می‌تونی بیای و با ما توی ریج زندگی کنی 27 00:01:07,193 --> 00:01:08,277 اونجا جات امنه 28 00:01:08,402 --> 00:01:09,695 زنت کی بود؟ 29 00:01:10,112 --> 00:01:11,363 اسمش وَیاهوی بود 30 00:01:11,489 --> 00:01:13,824 ،امیلی من رو انتخاب کرد، ولی ریچل 31 00:01:13,949 --> 00:01:17,369 من با تمام وجودم، تو رو انتخاب می‌کنم 32 00:01:17,745 --> 00:01:20,080 ...یه‌مکانی 33 00:01:20,247 --> 00:01:21,707 که می‌تونیم خانواده‌مون رو شکل بدیم 34 00:01:23,250 --> 00:01:24,502 منظورت؟ 35 00:01:30,382 --> 00:01:32,718 من با زنت سکس کردم 36 00:01:33,803 --> 00:01:35,763 هنری و بن آن سوی دریا باهم خواهند جنگید 37 00:01:36,180 --> 00:01:37,473 می‌خوای مجبور بشی به زنت بگی 38 00:01:37,640 --> 00:01:39,517 که پسرانت توی جنگی مُردن 39 00:01:39,683 --> 00:01:42,186 که می‌تونسته متوقف بشه؟ 40 00:01:48,901 --> 00:01:50,361 من تموم تلاشم رو می‌کنم 41 00:01:52,238 --> 00:01:53,447 می‌تونیم بریم خونه؟ 42 00:01:54,281 --> 00:01:55,950 برنمی‌گردی ارتش؟ 43 00:01:56,116 --> 00:01:57,034 نـه 44 00:01:57,201 --> 00:01:58,828 ...اومدم ازت 45 00:01:59,829 --> 00:02:01,038 طلب‌بخشش کنم 46 00:02:01,205 --> 00:02:03,874 ♪ کنارِ ساحل ♪ 47 00:02:04,041 --> 00:02:07,169 ♪ اوه، من دوست دارم ♪ 48 00:02:07,336 --> 00:02:09,547 ♪ کنار دریا باشم ♪ 49 00:02:09,713 --> 00:02:12,967 ♪ پس بذار من ♪ 50 00:02:13,133 --> 00:02:16,011 ♪ کنار ساحل باشم ♪ 51 00:02:16,178 --> 00:02:18,597 تو از کجا این آهنگ رو می‌شناسی؟ 52 00:02:21,141 --> 00:02:22,893 مادرم بهم یاد داد 53 00:02:23,060 --> 00:02:25,104 فکر کنم ایمان زنده موند 54 00:02:26,355 --> 00:02:28,816 فکر کنم دخترمون زنده موند 55 00:02:33,195 --> 00:02:35,114 اون پس کجاست؟ 56 00:02:36,323 --> 00:02:37,366 میاد 57 00:02:38,284 --> 00:02:40,870 هیچ قاچاقچی‌ای فرصت فروختن 58 00:02:41,036 --> 00:02:43,414 بشکه‌های ویسکی رو از دست نمی‌ده 59 00:02:43,581 --> 00:02:45,332 خب، امیدوارم اون‌قدر نزدیک نشده باشه 60 00:02:45,499 --> 00:02:46,667 تا بوی ماهی رو حس کنه 61 00:02:47,167 --> 00:02:48,627 بهش اجازه نمی‌دم 62 00:02:50,212 --> 00:02:51,964 با اینکه عاشق صداتم، سارسناک 63 00:02:52,131 --> 00:02:54,550 ولی تا مجبور نشدی هیچ حرفی نزن 64 00:03:16,238 --> 00:03:18,991 خیلی مشکل‌پسندی، آقای روی 65 00:03:19,575 --> 00:03:20,951 یه‌جورایی 66 00:03:21,118 --> 00:03:23,120 موقع پیدا کردن خریداران توی شمال مشکلی برات پیش نمیاد 67 00:03:23,579 --> 00:03:25,247 ارتش‌ها اونجا حتماً تشنه‌شونه 68 00:03:25,664 --> 00:03:28,959 می‌تونی به‌راحتی سرمایه‌گذاریت رو دوبرابر کنی 69 00:03:29,460 --> 00:03:31,253 کی اسمم رو بهت گفت؟ 70 00:03:31,420 --> 00:03:34,924 خانم آبوت توی فیلادلفیلا 71 00:03:36,717 --> 00:03:39,303 از جنده‌ها درباره‌ی کسب و کارت مشاوره می‌گیری؟ 72 00:03:39,470 --> 00:03:43,057 خانم آبوت بهم گفت که شما مَردی هستید که می‌شه بهش اعتماد کرد 73 00:03:43,599 --> 00:03:46,560 یادمه که تو پول ،برای پرداخت بدهی‌هات نداشتی 74 00:03:47,102 --> 00:03:49,605 یکمی زمان پرداختت طول کشید، ولی 75 00:03:50,022 --> 00:03:53,609 ...با یه‌چیزی بهتر از سکه برگشتی 76 00:03:56,904 --> 00:04:00,407 ...دوتا دخترِ جوون برای صاف کردنِ حسابت 77 00:04:01,241 --> 00:04:02,368 درسته 78 00:04:03,243 --> 00:04:04,328 یادمه 79 00:04:05,204 --> 00:04:09,083 فقط برای ویسکی نبود که می‌خواستم باهاتون ملاقات کنم، آقای وازکز 80 00:04:09,249 --> 00:04:11,126 می‌خوام کسب و کارم رو گسترش بدم 81 00:04:11,710 --> 00:04:13,587 بهم بگو، دخترها رو از کجا پیدا می‌کنی؟ 82 00:04:13,712 --> 00:04:16,382 بیشتر اوقات توی دریا پیداشون می‌کنم 83 00:04:17,216 --> 00:04:20,636 من و افرادم دنبال یه کشتیِ بودیم که توش کالا و اجناس خوبی داشته باشه 84 00:04:20,803 --> 00:04:22,972 ولی اون ناخدا پوکوک 85 00:04:23,138 --> 00:04:25,432 ...این‌قدری احمق بود که خانوادش رو آورد 86 00:04:25,599 --> 00:04:26,934 یه زن 87 00:04:27,810 --> 00:04:29,186 و دوتا دختر 88 00:04:29,937 --> 00:04:31,480 با چاقوم ،به‌عنوان دلگرمی 89 00:04:31,605 --> 00:04:33,357 اون حاضر بود محموله رو ول کنه بره 90 00:04:33,524 --> 00:04:35,734 ولی حاضر نبود دختر‌ها رو ول کنه 91 00:04:35,901 --> 00:04:38,028 پس منم مجبور شدم گلوش رو ببُرم 92 00:04:38,195 --> 00:04:40,698 یکی از دخترا برای سکس خیلی جوون بود 93 00:04:40,864 --> 00:04:44,159 حتی کوچیک‌ترین مَردا هم می‌تونستن جِرش بدن 94 00:04:44,326 --> 00:04:47,121 ،ولی با اون قیافه و اون موهای فرفریِ طلایی 95 00:04:47,287 --> 00:04:49,707 مطمئن بودم که اگه گروگانش بگیرم می‌تونم پول خوبی به جیب بزنم 96 00:04:49,832 --> 00:04:51,458 یه تضمینی برای آینده 97 00:04:51,625 --> 00:04:54,044 ولی خواهرش رسیده و آماده بود 98 00:04:54,211 --> 00:04:56,588 فکر نکنم تا حالا یه کیرم از نزدیک دیده بوده باشه 99 00:04:56,714 --> 00:04:59,049 البته قبل از اینکه کیر خودم رو نشونش دادم 100 00:04:59,174 --> 00:05:01,135 با اون می‌تونستم تا الان 101 00:05:01,301 --> 00:05:03,512 صد برابر بدهیم رو بدم 102 00:05:03,679 --> 00:05:05,180 ولی زنِ ناخدا 103 00:05:05,347 --> 00:05:08,809 اوف، از اونم می‌شد خوب پول در آورد 104 00:05:08,976 --> 00:05:12,771 خوشگل، موهای بهم‌ریخته، پوستش مخملی بود 105 00:05:12,938 --> 00:05:15,733 خیلی حیف شد که نتونستم بکنمش 106 00:05:15,899 --> 00:05:18,902 وقتی به دخترش دست زدم ،مثل سگ عصبی شد 107 00:05:19,069 --> 00:05:22,906 ...چنگ می‌زد، گاز می‌گرفت، داد می‌زد 108 00:05:23,073 --> 00:05:24,366 از کشتی پرتش کردم بیرون 109 00:05:24,533 --> 00:05:26,869 فقط مرگ می‌تونست اون رو خفه‌ش بکنه 110 00:05:49,558 --> 00:05:51,268 ما باید بریم، سارسناک 111 00:05:57,316 --> 00:05:58,734 خیلی زود کُشتم‌شون 112 00:05:58,901 --> 00:06:01,153 باید می‌ذاشتم اون حرومی رنج بکشه 113 00:06:01,320 --> 00:06:03,363 باید می‌ذاشتم هر قدر دردی که 114 00:06:03,530 --> 00:06:05,199 بدن یه نفر می‌تونه حس کنه رو بکشه 115 00:06:05,365 --> 00:06:06,700 ...ولی بازم 116 00:06:06,867 --> 00:06:08,368 ولی بازم، به‌اندازه‌ی کافی ادب نمی‌شد 117 00:06:08,535 --> 00:06:10,579 خب، شیطان اون رو 118 00:06:10,704 --> 00:06:13,040 به‌خاطر کاری که با جین و فرنسس و ایمان کرد 119 00:06:13,415 --> 00:06:14,124 به سزای اعمالش می‌رسونه 120 00:06:14,291 --> 00:06:15,542 اون زنده بود 121 00:06:17,461 --> 00:06:19,379 ،می‌تونستم باهاش زندگی بکنیم 122 00:06:19,546 --> 00:06:21,256 ولی اون این فرصت رو از ما دزدید 123 00:06:21,423 --> 00:06:22,508 فقط اون نبود 124 00:06:22,674 --> 00:06:24,051 تو بهم گفتی 125 00:06:24,218 --> 00:06:25,719 بچه‌مون رو اون همه سال ،توی دستات نگه‌داشتی 126 00:06:25,886 --> 00:06:27,513 ،اون جنینِ مُرده بوده همون موقع هم از دستمون رفته بود 127 00:06:27,679 --> 00:06:30,349 پس اون چطور شد که با ناخدای کشتی 128 00:06:30,474 --> 00:06:33,310 و با دوتا بچه ازدواج کرد؟ - نمی‌دونم - 129 00:06:35,729 --> 00:06:37,064 نمی‌دونم 130 00:06:38,816 --> 00:06:41,360 مادر هیلدگارد، خب، اون حتماً کاری کرده 131 00:06:41,485 --> 00:06:42,653 ...یا 132 00:06:43,737 --> 00:06:45,155 ارباب ریموند 133 00:06:46,073 --> 00:06:48,951 اون ازم طلب‌بخشش کرد، ولی چرا؟ 134 00:06:50,244 --> 00:06:51,787 یه‌کسی این وسط دروغ گفته 135 00:06:53,997 --> 00:06:55,207 ولی چرا؟ 136 00:06:56,416 --> 00:06:59,837 چرا باید بچه‌مون رو ازمون بدزدن؟ 137 00:07:01,922 --> 00:07:04,091 من همیشه دخترمون رو توی بهشت تصور می‌کردم 138 00:07:05,509 --> 00:07:09,221 من برای یه روحِ بی‌گناهی که شانس برای زنده‌موندن داشت عزاداری کردم 139 00:07:09,972 --> 00:07:11,682 که بعدش بفهمم اون زنده‌ست 140 00:07:11,807 --> 00:07:14,476 که اون زندگیش ناتموم موند 141 00:07:15,811 --> 00:07:17,104 ای خدا 142 00:07:20,274 --> 00:07:22,442 اون بیرون بود، جیمی 143 00:07:27,656 --> 00:07:29,616 صدای خنده‌ش چطوری بود؟ 144 00:07:32,452 --> 00:07:33,871 ...خب، آیا اون 145 00:07:34,830 --> 00:07:38,292 اون مثل تو و بِری، توی خوابش لبخند می‌زد؟ 146 00:07:40,878 --> 00:07:43,213 وقتی اون گریه کرد کی بهش کمک کرد؟ 147 00:07:45,007 --> 00:07:46,341 وای، خدا 148 00:07:46,508 --> 00:07:50,596 اگه کسی این‌کار رو نکرده باشه چی؟ 149 00:07:51,680 --> 00:07:53,182 اگه اون کل زندگیش رو 150 00:07:53,348 --> 00:07:55,893 با این باور که کسی نمی‌خوادش گذرونده باشه چی؟، درحالی که 151 00:07:56,476 --> 00:07:59,646 ما بیشتر از هرچیزی توی دنیا اون رو می‌خواستیم؟ 152 00:08:11,491 --> 00:08:13,577 ،تو پدر و مادرت رو وقتی بچه بودی از دست دادی 153 00:08:13,744 --> 00:08:15,245 عزیزِ دلم 154 00:08:18,540 --> 00:08:23,128 ،توی جهان سرگردون بودیم ولی بعدش همدیگه رو پیدا کردیم 155 00:08:25,631 --> 00:08:29,551 من خونه‌ی حقیقیِ قلبِ توام 156 00:08:32,387 --> 00:08:34,264 شاید برای دخترمون هم همین بوده 157 00:08:34,431 --> 00:08:36,558 ،شاید اونم پرسه زده 158 00:08:36,975 --> 00:08:38,852 و خونه‌ش رو پیدا کرده 159 00:08:40,020 --> 00:08:40,938 یه خانواده تشکیل داده 160 00:08:44,691 --> 00:08:47,236 حتماً کسی عاشقش بوده، کلیر 161 00:08:49,738 --> 00:08:51,406 باید این رو بپذیرم 162 00:08:51,430 --> 00:09:01,430 « Fx ترجمه از : آرمان پیوندی و ابوالفضل » «Armanpe & Abolfazl_Fx» 163 00:10:35,500 --> 00:10:38,500 [ بـیـگـانـه ] [ فصل هشتم : قسمت اول ] 164 00:10:41,000 --> 00:10:43,000 « قسمت اول : روحِ یک شورشی » 165 00:11:04,900 --> 00:11:06,900 « ساوانا، ایالت جورجیا » « سال 1779 » 166 00:11:30,941 --> 00:11:32,859 تونستی بخوابی؟ 167 00:11:33,443 --> 00:11:36,071 نـه 168 00:11:36,947 --> 00:11:39,366 ...نـه بدون فکر کردن به ایمانمون 169 00:11:41,952 --> 00:11:44,246 و همه‌ی اون چیزایی که باید بفهمیم 170 00:11:57,676 --> 00:12:00,595 ای‌کاش فنی چیزای بیشتری یادش می‌بود - آه - 171 00:12:00,762 --> 00:12:03,765 اون نمی‌تونسته بیشتر از 5 سالش بوده باشه 172 00:12:03,932 --> 00:12:05,600 وقتی که به جنده‌خونه فروخته شده 173 00:12:05,767 --> 00:12:07,227 نباید اون رو تحت فشارش بذاریم 174 00:12:07,894 --> 00:12:11,064 اون همین الانشم بیشتر از هر بچه‌ای رنج کشیده 175 00:12:11,815 --> 00:12:13,567 ...اول پدر مادرش 176 00:12:14,943 --> 00:12:15,986 جین 177 00:12:16,570 --> 00:12:17,946 به‌نظرت باید بهش بگیم؟ 178 00:12:19,948 --> 00:12:21,658 که اون نوه‌ی ماست؟ 179 00:12:22,409 --> 00:12:24,327 چطور می‌تونیم اینو بهش بگیم 180 00:12:25,245 --> 00:12:28,081 وقتی خودمون هم نمی‌دونیم این اتفاق چطور ممکنه؟ 181 00:12:28,790 --> 00:12:30,792 اون ممکنه حرف‌مون رو باور نکنه 182 00:12:31,376 --> 00:12:32,502 اگه این‌طوری بشه هرچی 183 00:12:32,669 --> 00:12:35,380 اعتماد به ما داشته به باد فنا می‌ره 184 00:12:37,549 --> 00:12:41,011 این معجزه‌ی کوچیکی نیست که یه تیکه‌ی کوچیکی از ایمان 185 00:12:41,136 --> 00:12:43,305 پاش به زندگی‌مون باز شده 186 00:12:44,639 --> 00:12:45,974 دخترش 187 00:12:47,184 --> 00:12:48,852 ،علی‌رغم همه اون چیزایی که از دست دادیم 188 00:12:49,853 --> 00:12:52,439 می‌تونیم از خدا به‌خاطر این موهبت‌ش ازش تشکر کنیم 189 00:12:56,401 --> 00:12:58,820 عاه 190 00:13:11,791 --> 00:13:13,001 !اوهو 191 00:13:13,168 --> 00:13:14,336 صبح بخیر، پدربزرگ و مادربزرگ 192 00:13:14,503 --> 00:13:15,962 بیاید پایین صبحونه بخوریم 193 00:13:16,129 --> 00:13:18,006 مگه به شما نگفتن 194 00:13:18,173 --> 00:13:19,382 بذارید پدربزرگ و مادربزرگتون استراحت کنن؟ 195 00:13:19,549 --> 00:13:21,426 ...حالا، از اونجا برید کنار 196 00:13:21,593 --> 00:13:22,761 اوه 197 00:13:23,094 --> 00:13:24,346 صبح‌ بخیر به هردوتون 198 00:13:24,513 --> 00:13:26,890 هرموقع آماده شدید 199 00:13:27,015 --> 00:13:28,225 بیاید پایین براتون قهوه آماده کردم 200 00:13:28,600 --> 00:13:30,060 چه عالی 201 00:13:30,185 --> 00:13:31,353 ممنونم، مارسلی 202 00:13:31,520 --> 00:13:32,687 ،هی، حالا که بیدار شدید 203 00:13:32,854 --> 00:13:34,564 بگم که من حوصله‌ی سر و کله زدن با مطبوعات رو ندارم 204 00:13:34,731 --> 00:13:36,233 ما الان میایم پایین، پسرم 205 00:13:36,399 --> 00:13:38,735 و خیلی مشتاقم کارگاه‌ت رو ببینم 206 00:13:51,900 --> 00:13:53,900 « کارگاهِ پسران فرگوس فریزر » « چاپِ کتاب » 207 00:13:54,167 --> 00:13:58,129 ما وقتی رسیدیم بریتانیا ،تازه این شهر رو تصرف کرده بود 208 00:13:58,296 --> 00:14:01,007 و شروع به چاپِ روزنامه‌ هم نکرده بودیم 209 00:14:02,384 --> 00:14:06,888 ،حالام مراقبم توی صفحاتش کاملاً بی‌طرف باشم 210 00:14:07,055 --> 00:14:09,891 تا زیاد به ارتشِ بریتانیا نسبت به اون چیزی که حقشونه 211 00:14:10,058 --> 00:14:10,892 تعریف و تمجید نشه 212 00:14:11,059 --> 00:14:12,978 تصمیم خوبیه 213 00:14:15,188 --> 00:14:16,606 عاه 214 00:14:16,731 --> 00:14:19,526 چون ممکنه وفاداری یه فرانسوی رو زیر سوال ببرن 215 00:14:19,693 --> 00:14:21,236 قطعاً 216 00:14:21,403 --> 00:14:23,238 و همچنین می‌گه که یه رژیمی از اسکاتلندی‌ها بودن 217 00:14:23,405 --> 00:14:25,240 که ساوانا رو به‌نام بریتانیا تصرف کردن 218 00:14:25,407 --> 00:14:27,450 و منم اتفاقی یه زنِ اسکاتلندی گیرم اومد 219 00:14:28,535 --> 00:14:31,496 برای همون اسمِ فریزر بالای دَره 220 00:14:33,206 --> 00:14:38,211 برای همون، گناهان زیادِ من رو بخشیدن 221 00:15:07,782 --> 00:15:10,201 ولی بریتانیا اون آشوب رو نمی‌بخشه 222 00:15:10,368 --> 00:15:12,537 خب، پس بهتره گیر نیفتم 223 00:15:15,040 --> 00:15:16,124 نگران نباش 224 00:15:16,583 --> 00:15:18,918 هرکاری که تو یادم دادی رو انجام می‌دم 225 00:15:19,085 --> 00:15:20,754 الان فرق داره، تو خانواده داری 226 00:15:20,920 --> 00:15:22,797 خب، توام اون موقع خانواده داشتی 227 00:15:22,964 --> 00:15:24,382 و اونا توی مناطقِ بالایی اسکاتلند ،جاشون امن بود 228 00:15:24,549 --> 00:15:27,344 ،نـه پیش منی که توی ادینبورگ بودم اون موقع جنگ نبود 229 00:15:27,469 --> 00:15:29,846 برای همینه که این کار الان 230 00:15:30,013 --> 00:15:31,181 مهم‌تر از کاریه که قبلاً انجام دادیم 231 00:15:31,348 --> 00:15:33,183 ،که برای همینه الان خطرناک‌تره 232 00:15:33,350 --> 00:15:34,643 ،توی این دوران 233 00:15:34,809 --> 00:15:36,686 همه‌ی کارها خطرناکن 234 00:15:38,647 --> 00:15:40,231 ،اگه قراره به‌خاطر چیزی کُشته بشم 235 00:15:40,398 --> 00:15:43,318 دوست دارم به‌خاطر چیزی که ارزش داره بمیرم 236 00:15:45,100 --> 00:15:47,100 « شمشیرِ من قلمم هست » 237 00:15:58,291 --> 00:16:00,877 فقط بهم قول بده که مراقبی 238 00:16:03,296 --> 00:16:04,506 « مراقبم » 239 00:16:11,346 --> 00:16:13,431 چرا عمو ایان باهات نیومد، بابابزرگ؟ 240 00:16:13,598 --> 00:16:16,017 ،اون خیلی دلش می‌خواست ببینتت 241 00:16:16,184 --> 00:16:17,977 ،ولی عمه ریچل‌ت بچه‌ داره 242 00:16:18,103 --> 00:16:20,814 پس اون مشتاق بود که اون رو برگردونه به ریج 243 00:16:20,980 --> 00:16:22,607 ،نمی‌تونم این رو گردن اون بندازم 244 00:16:22,774 --> 00:16:25,318 با توجه به اون شانسش موقعِ بچه آوردن 245 00:16:25,860 --> 00:16:27,195 !برای صبحونه کلوچه داریم 246 00:16:29,280 --> 00:16:31,116 خب، پس مامان‌بزرگ‌ها برای چین؟ 247 00:16:32,575 --> 00:16:35,412 بفرمایید 248 00:16:35,537 --> 00:16:38,206 سه‌تا جینش برای من - !هی - 249 00:16:38,373 --> 00:16:39,499 چطور این‌کار رو می‌کنی؟ 250 00:16:39,666 --> 00:16:41,251 زیاد سخت نیست، سارسناک 251 00:16:41,418 --> 00:16:43,169 از شمردن بُزها و گوسفندها هم راحت‌تره 252 00:16:43,336 --> 00:16:45,672 و بعد از همه، کلوچه‌ها ...چون پا ندارن 253 00:16:45,797 --> 00:16:47,257 پا؟ - هی - 254 00:16:47,424 --> 00:16:49,092 ،برای اینکه بدونی چندتا بُز داری 255 00:16:49,217 --> 00:16:51,803 باید تموم پاهاشون رو بشماری و تقسیم بر 4 کنی 256 00:16:53,888 --> 00:16:55,265 شاید فنی بتونه 257 00:16:55,432 --> 00:16:57,058 بهمون کمک کنه تا بسته‌های صبحگاهی رو بشمُریم 258 00:16:57,183 --> 00:16:58,393 قبل از اینکه خبرها منسوخ بشن، نـه؟ 259 00:16:58,518 --> 00:16:59,561 بجنب، پسر 260 00:17:02,397 --> 00:17:05,233 مرسی، مامان‌بزرگ - قابلی نداشت - 261 00:17:05,358 --> 00:17:06,985 هی، تعارف نکن 262 00:17:11,614 --> 00:17:13,742 هنری انگاری خیلی شاد و سرحاله 263 00:17:13,908 --> 00:17:14,701 آره 264 00:17:15,034 --> 00:17:17,036 شادی‌ِ زندگیمون پسرمونه 265 00:17:17,203 --> 00:17:19,038 دخترِ کوچولوی فنی 266 00:17:19,456 --> 00:17:20,874 و همچنین روشنی‌ِ زندگیمون هم هست 267 00:17:21,040 --> 00:17:22,500 برای کسی که توی 268 00:17:22,667 --> 00:17:24,127 جنده‌خونه بزرگ شده خیلی پاک مونده 269 00:17:24,252 --> 00:17:27,213 آره، خواهرش از بی‌گناهی و عفتش 270 00:17:27,380 --> 00:17:28,590 تا اون‌جایی که می‌تونست حفاظت کرد 271 00:17:28,757 --> 00:17:31,092 ولی هنوزم، نمی‌تونه براش آسون باشه 272 00:17:31,259 --> 00:17:33,303 جنده‌خونه یه مکان ایده‌آلی ،برای بچه نیست 273 00:17:33,428 --> 00:17:36,139 ولی اگه اون تنها خونه‌ای که اون می‌شناسه پس اونجا براش یه خونه حساب می‌شه 274 00:17:36,723 --> 00:17:39,309 با اینکه اونجا و حتی خواهرشم از دست داده 275 00:17:40,226 --> 00:17:42,312 برای همینه نمی‌تونیم زیادتر بمونیم 276 00:17:42,437 --> 00:17:45,023 به فرنسس و کلیر سوگند یاد کردم 277 00:17:46,316 --> 00:17:47,942 وقتشه بریم خونه 278 00:17:48,818 --> 00:17:50,945 ولی خیلی دلمون براتون تنگ می‌شه 279 00:17:51,654 --> 00:17:53,156 مام دلمون براتون تنگ می‌شه 280 00:17:53,907 --> 00:17:56,826 ولی این قرار نیست خداحافظی باشه، بازم همو می‌بینیم 281 00:18:08,338 --> 00:18:09,589 رسیدیم یا نـه؟ 282 00:18:09,714 --> 00:18:11,508 کی به ریجِ فریزر می‌رسیم؟ 283 00:18:11,674 --> 00:18:14,302 ما دو روز قبلی رو اونجا بودیم 284 00:18:14,469 --> 00:18:17,013 یعنی همه‌ی اینا برای شماست؟ 285 00:18:17,138 --> 00:18:18,681 آره 286 00:18:18,848 --> 00:18:21,351 اینا تا جایی که چشمات بتونه ببینه برای ماست 287 00:18:21,518 --> 00:18:22,811 اینجا خونه‌مونه 288 00:18:24,771 --> 00:18:26,189 خونه‌ی توام هست 289 00:18:33,488 --> 00:18:35,949 !بچه رو بیدار کردی، لعنت بهت 290 00:18:38,243 --> 00:18:39,869 این مرد رو زمانی 291 00:18:40,036 --> 00:18:42,872 که یه مشاجره بین یه گروهی از شورشیان بیرون از شهر رخ داد آوردن به بازداشت‌گاه ما 292 00:18:43,039 --> 00:18:44,833 اون می‌گه که نهمین اِرل السمر (عنوان اشرافی توی انگلیس) 293 00:18:44,958 --> 00:18:46,793 و سربازِ بازنشسته توی ارتشِ پادشاهش بوده 294 00:18:46,960 --> 00:18:48,002 ناخدا بوده 295 00:18:48,169 --> 00:18:50,129 من ناخدای ارتشِ پادشاهم بودم 296 00:18:50,296 --> 00:18:51,589 قبل از اینکه از شغلم استعفا بدم 297 00:18:51,756 --> 00:18:53,383 ما فکر می‌کنیم که اون یه جاسوسه 298 00:18:53,550 --> 00:18:56,511 اون بهمون گفت که شما می‌تونید این موضوع رو برامون روشن کنید 299 00:18:56,678 --> 00:18:58,304 ،بله متوجه‌ی این گیجی هستم 300 00:18:58,471 --> 00:19:01,558 با توجه به اینکه این ارباب‌مون بیشتر قیافش شبیه یه راهزنه 301 00:19:01,724 --> 00:19:03,017 تا یه اِرل 302 00:19:04,435 --> 00:19:07,814 ولی بهتون تضمین می‌دم، اون همون کسیه که داره خودش می‌گه 303 00:19:07,939 --> 00:19:09,941 ...اون خطری 304 00:19:10,066 --> 00:19:10,733 هیس 305 00:19:10,900 --> 00:19:12,277 یا مشکلی برای کشورمون نداره 306 00:19:12,902 --> 00:19:14,070 خیالم راحت شد 307 00:19:14,654 --> 00:19:16,114 بابت این مزاحمت من رو ببخشید، سرورم 308 00:19:16,281 --> 00:19:17,323 برو به سلامت 309 00:19:22,370 --> 00:19:24,539 شیطون کوچولو داره دندون در میاره 310 00:19:24,706 --> 00:19:27,625 و نخوابیدن حالش رو بهتر نمی‌کنه 311 00:19:27,792 --> 00:19:29,335 بچه توئه؟ 312 00:19:29,502 --> 00:19:30,837 معلومه، احمق 313 00:19:32,338 --> 00:19:36,718 ،بذار بهت تِرور واتیسوید گری رو معرفی کنم 314 00:19:36,885 --> 00:19:38,553 بچه‌ی پسر عموت بنجامین 315 00:19:53,318 --> 00:19:54,611 اینجا زندگی می‌کردی؟ 316 00:19:56,195 --> 00:19:58,948 خب، اینجا خیلی دیگه زیادی رشد کرده 317 00:19:59,824 --> 00:20:01,659 اگه خودم با چشمای خودم نمی‌دیدم 318 00:20:01,826 --> 00:20:03,703 باورم نمی‌شد اینجا آتیش‌سوزی رخ داده 319 00:20:06,080 --> 00:20:08,917 زمین در آخر همه‌چی رو پس می‌گیره 320 00:20:13,963 --> 00:20:15,423 !آه 321 00:20:15,590 --> 00:20:17,967 !ایان 322 00:20:18,885 --> 00:20:19,969 !سلام 323 00:20:20,762 --> 00:20:22,639 عمه، عمو - !سلام - 324 00:20:28,519 --> 00:20:30,521 و فرنسس رو که یادته 325 00:20:30,688 --> 00:20:33,399 سلام، به ریجِ فریزر خوش اومدی 326 00:20:34,150 --> 00:20:35,652 ریچل بچه داره؟ 327 00:20:35,777 --> 00:20:37,278 بچه هنوز به‌دنیا نیومده 328 00:20:37,445 --> 00:20:39,489 ریچل خیلی خوشحال می‌شه که ببینتت 329 00:20:39,656 --> 00:20:43,076 ولی اولش، می‌شه یه کمکی بهم بکنی؟ 330 00:20:43,242 --> 00:20:44,118 باشه 331 00:20:47,580 --> 00:20:49,707 با انبار ذرتت چیکار کردی، پسر؟ 332 00:20:50,500 --> 00:20:52,585 اصطبل‌ها کجان؟ 333 00:20:52,710 --> 00:20:54,587 بیا دنبالم 334 00:20:54,754 --> 00:20:55,755 یه‌چیزی رو باید بهت نشون بدم 335 00:21:06,307 --> 00:21:07,976 چه اتفاقی برات افتاده؟ 336 00:21:08,142 --> 00:21:10,853 یه شایعه‌ای به گوشم رسیده که ناخدای خائن 337 00:21:10,979 --> 00:21:12,230 ممکنه وقتی نیرو‌هامون 338 00:21:12,647 --> 00:21:14,232 شهر رو تصرف کنن با شورشیان بجنگه 339 00:21:14,399 --> 00:21:17,193 و با خودت فکر کردی اون ناخدا ایزکبل ریچاردزه؟ 340 00:21:17,360 --> 00:21:18,611 اومدم که بفهمم 341 00:21:19,529 --> 00:21:21,322 هیچ‌کدوم از شورشیان باهام حرف نمی‌زنن 342 00:21:21,823 --> 00:21:24,534 تا اینکه بهشون آبجو بدم و جلوشون قُپی بیام 343 00:21:26,160 --> 00:21:28,329 و تونستی محلِ زندگیِ 344 00:21:28,496 --> 00:21:30,540 اون خائنِ حرومی رو پیدا کنی؟ 345 00:21:30,999 --> 00:21:32,083 متاسفم 346 00:21:32,250 --> 00:21:34,168 گفتی اون بچه‌ی پسر عمومه؟ 347 00:21:35,420 --> 00:21:37,255 بنجامین بچه‌دار شده؟ 348 00:21:37,380 --> 00:21:38,589 تازه زنم گرفته 349 00:21:38,756 --> 00:21:40,591 نمی‌دونستم، ولی خوشحالم که اینجاست 350 00:21:40,758 --> 00:21:42,093 ولی خیلی‌خوشحال می‌شم اگه ببینمش 351 00:21:42,218 --> 00:21:44,095 این رژیم واگذار شده یا نـه؟ 352 00:21:44,595 --> 00:21:45,722 ...اون، ام 353 00:21:47,140 --> 00:21:48,266 اینجا نیست 354 00:21:49,350 --> 00:21:50,601 ...ویلیام، من 355 00:21:52,979 --> 00:21:55,398 ...خیلی متاسفم که می‌خوام اینو بهت بگم 356 00:21:56,232 --> 00:21:57,400 بن مُرده 357 00:22:02,280 --> 00:22:03,906 نـه، امکان نداره 358 00:22:04,991 --> 00:22:07,744 اونو وقتی داشت با یه حزب یورش میاورد گرفتن 359 00:22:08,786 --> 00:22:11,164 و توسط شورشیان توی اردوگاه میدل‌بروک نگه‌داری می‌شد 360 00:22:11,330 --> 00:22:12,498 توی نیو‌جرسی 361 00:22:14,709 --> 00:22:16,210 ...اون 362 00:22:17,336 --> 00:22:19,338 تبش اوت کرده بود 363 00:22:26,095 --> 00:22:27,472 ...من 364 00:22:28,556 --> 00:22:30,892 وقتی خبرها رو شنیدم ناگهان غمگین شدم 365 00:22:32,685 --> 00:22:34,479 همین‌طور می‌دونم اگه توام بودی می‌شدی 366 00:22:36,731 --> 00:22:38,858 می‌دونم چقدر بهش احترام می‌ذاشتی 367 00:22:41,194 --> 00:22:43,821 فرمانده‌ی این حزبِ یورشی کی بود؟ 368 00:22:46,032 --> 00:22:47,617 چطور بن اسیر شد؟ 369 00:22:48,284 --> 00:22:50,036 کسی از رفقاش رو هم باهاش برده بودن؟ 370 00:22:59,962 --> 00:23:02,006 من هرچی اطلاعات داشتم رو بهت دادم 371 00:23:03,299 --> 00:23:04,717 عمو هال می‌دونه؟ 372 00:23:05,885 --> 00:23:07,053 هنری چطور؟ 373 00:23:08,846 --> 00:23:09,889 هنوز نـه 374 00:23:12,225 --> 00:23:15,812 برای برادرم 375 00:23:15,978 --> 00:23:17,313 شیش تا شیش‌تا نامه فرستادم 376 00:23:18,022 --> 00:23:19,482 ولی می‌ترس وقتی بفهمه 377 00:23:19,649 --> 00:23:23,069 ...بزرگترین و عزیز‌ترین پسرش مُرده، بعدش 378 00:23:24,070 --> 00:23:26,989 ...اون از غم زیاد می‌میره، و 379 00:23:28,407 --> 00:23:30,284 من فکر نکنم بتونم این رو تحمل کنم 380 00:23:31,536 --> 00:23:32,662 و بچه چی؟ 381 00:23:35,623 --> 00:23:38,000 مدتی بعد از اینکه 382 00:23:38,167 --> 00:23:40,336 ،خبرِ مرگِ بنجامین به دستم رسید 383 00:23:41,087 --> 00:23:44,340 یه زنِ جوون با یه بچه توی بغلش اومد جلوی درِ خونم 384 00:23:45,550 --> 00:23:49,011 و ادعا می‌کرد، بیوه‌ی بنجامینه 385 00:23:49,512 --> 00:23:53,141 انگاری بانو گری 386 00:23:53,724 --> 00:23:55,977 ،توی شرایط سختی 387 00:23:56,144 --> 00:23:58,396 به‌خاطر نبود همسرش گیر افتاده 388 00:24:00,189 --> 00:24:01,774 ...و خب، ام 389 00:24:02,525 --> 00:24:04,277 من دعوتش کردم تا اینجا بمونه 390 00:24:04,443 --> 00:24:05,570 وایسا ببینم 391 00:24:06,195 --> 00:24:07,989 تو هیچ‌وقت اسمی از این زنه 392 00:24:08,447 --> 00:24:11,075 تا قبل از اینکه خبرِ مرگِ بنجامین به دستت برسه نشنیده بودی؟ 393 00:24:13,161 --> 00:24:15,163 نـه، باورم نمی‌شه 394 00:24:15,288 --> 00:24:18,374 اگه بن ازدواج کرده بود، حتماً بهم می‌گفت 395 00:24:19,750 --> 00:24:21,878 آخرین باری که بن برات نامه نوشت کی بود؟ 396 00:24:22,044 --> 00:24:24,046 آره می‌دونم، که اجازه دادم روابطمون 397 00:24:24,213 --> 00:24:25,256 ...بعد از 398 00:24:26,299 --> 00:24:28,676 ...اون اتفاقایی که سالِ پیش افتاد کم بشه، ولی 399 00:24:30,052 --> 00:24:32,096 ولی بازم باید به برادرش می‌گفت 400 00:24:32,221 --> 00:24:34,724 و هنری اصلاً چیزی درباره‌ش نگفت 401 00:24:35,641 --> 00:24:38,436 اون زنِ جوون با کلی ،نامه‌های عاشقونه سر رسید 402 00:24:39,187 --> 00:24:41,105 همه‌ با انگشترِ امضای بنجامین مهر خورده بودن 403 00:24:41,230 --> 00:24:43,357 و اسمِ پسره، واتیسوید 404 00:24:43,524 --> 00:24:45,902 اسمِ خانوادگیه که چندان رایج نیست 405 00:24:46,569 --> 00:24:48,070 من ادعاش رو باور دارم 406 00:24:48,196 --> 00:24:50,239 هر شارلاتانی که بخواد از غمِ خانواده‌ی ما سود ببره 407 00:24:50,406 --> 00:24:51,574 می‌تونه نامه‌های عاشقونه رو جعل کنه 408 00:24:51,741 --> 00:24:53,576 ...مشخصه، توسط یه سری 409 00:24:53,743 --> 00:24:54,702 زنِ لعنتی گول خوردی 410 00:24:54,827 --> 00:24:56,871 من زنِ لعنتیم؟ 411 00:25:02,335 --> 00:25:06,214 ویلیام، بذار بهت آمارانتوس، همسرِ ویسکنت گری 412 00:25:07,006 --> 00:25:08,299 و بیوه‌ی بنجامین رو بهت معرفی کنم 413 00:25:10,134 --> 00:25:12,303 ،بن از یه پسرعمویی به نام ویلیام حرف می‌زد 414 00:25:13,596 --> 00:25:16,057 البته اون فراموش کرد که بگه پسرعموش 415 00:25:16,224 --> 00:25:18,601 یه الکلیِ بدبخت و یه احمقه 416 00:25:19,936 --> 00:25:21,395 روز خوبی داشته باشی، عمو جان 417 00:25:51,592 --> 00:25:54,762 به خونه خوش اومدی 418 00:25:54,929 --> 00:25:56,806 چیکار کردی، پسر؟ این دیگه چیه؟ 419 00:25:57,265 --> 00:25:58,307 براتون خونه ساختم 420 00:25:58,474 --> 00:26:00,810 خونه‌ی ماست؟ - آره - 421 00:26:00,977 --> 00:26:02,687 اون نقشه‌هایی که ریخته بودید رو قبل از اینکه برید گرفتم 422 00:26:02,853 --> 00:26:03,980 همه‌ رو دور هم جمع کردم 423 00:26:04,146 --> 00:26:06,148 ،جوون‌ها 424 00:26:06,315 --> 00:26:07,650 و چند نفریم از افرادِ دیگه‌ی آردزمیر 425 00:26:07,775 --> 00:26:09,193 اصطبل‌ها رو خراب کردیم 426 00:26:09,360 --> 00:26:11,028 و از اون کُنده برای شروع استفاده کردیم 427 00:26:12,113 --> 00:26:13,656 و وقتی مردم شنیدن که ما داریم چیکار می‌کنیم 428 00:26:13,823 --> 00:26:16,909 با چوب و اساسیه‌هایی که می‌تونستن ،تهیه کنن اومدن 429 00:26:17,076 --> 00:26:18,286 یا حتی برای کمک 430 00:26:18,452 --> 00:26:19,745 ایولا 431 00:26:19,912 --> 00:26:23,165 ایان، خیلی قشنگه 432 00:26:23,332 --> 00:26:24,583 نگران نباش، عمه‌جون 433 00:26:24,750 --> 00:26:26,585 برات یه باغچه هم درست کردم 434 00:26:29,839 --> 00:26:31,424 اوه 435 00:26:32,758 --> 00:26:34,927 حس کردم صداهایی شنیدم 436 00:26:35,511 --> 00:26:36,470 ریچل 437 00:26:36,637 --> 00:26:38,764 نگاش کن 438 00:26:38,931 --> 00:26:40,182 داری می‌درخشی 439 00:26:40,349 --> 00:26:42,018 حالت چطوره؟ - خوبم - 440 00:26:42,184 --> 00:26:44,228 حالا، می‌خواید خونه‌تون رو ببینید؟ 441 00:26:44,395 --> 00:26:46,647 ایانِ عزیزم، خیلی ازت ممنونم 442 00:26:46,814 --> 00:26:48,441 قابلی نداشت، عمو‌جون 443 00:26:59,660 --> 00:27:01,370 خب؟ نظرت چیه؟ 444 00:27:04,832 --> 00:27:06,792 به به، ایان 445 00:27:08,377 --> 00:27:10,629 فقط کار من نیست 446 00:27:10,755 --> 00:27:12,715 خیلی‌ها کمک کردن 447 00:27:12,882 --> 00:27:16,469 .درست همون‌طوری که فکر می‌کردم اینا رو از اصطبل گرفتی 448 00:27:16,594 --> 00:27:17,887 منظره رو ببین 449 00:27:18,054 --> 00:27:19,013 واقعا جای زیباییه 450 00:27:19,180 --> 00:27:20,765 خارق‌العاده‌ست 451 00:27:20,931 --> 00:27:22,350 آشپزخونه رو ببین 452 00:27:29,398 --> 00:27:32,818 شما برای جراحی‌هاتون نور زیادی لازم دارید 453 00:27:33,361 --> 00:27:36,572 پس من پنجره‌هایی زیبا و بزرگ به سمتِ جنوب ساختم 454 00:27:38,949 --> 00:27:40,701 میز رو حفظی ساختمش 455 00:27:40,868 --> 00:27:42,411 امیدوارم ارتفاعش مناسب باشه 456 00:27:43,704 --> 00:27:45,247 خوشت میاد، کلیر؟ 457 00:27:45,790 --> 00:27:47,541 اصلاً زبونم بند اومده 458 00:27:52,380 --> 00:27:54,715 این همه چیز رو از کجا گرفتی؟ 459 00:27:54,882 --> 00:27:58,636 خب، بعضی‌ها رو وقتی داشتم از ویلمینگتون رد می‌شدم پیدا کردم 460 00:27:58,803 --> 00:28:01,305 بقیشم از تجارت‌خونه‌‌ی جدید گرفتم 461 00:28:01,472 --> 00:28:04,183 تجارت‌خونه‌ی هایرام کرامبی، کنار ساختمان اجتماعاته 462 00:28:09,313 --> 00:28:13,609 ...ایان، ریچل، این 463 00:28:14,151 --> 00:28:16,112 اینجا رو خیلی هوشمندانه ساختید 464 00:28:16,278 --> 00:28:18,072 تحت‌تاثیر قرار گرفتم 465 00:28:18,239 --> 00:28:20,616 خب، اگه بگم وقتی داشتم اینا رو درست می‌کردم 466 00:28:20,783 --> 00:28:22,118 ،یکمی مغرور شدم دروغ گفتم 467 00:28:22,284 --> 00:28:26,288 با توجه به اینکه دوتا مریض اولیت دقیقاً اینجان 468 00:28:27,039 --> 00:28:28,833 خب، من قول می‌دم 469 00:28:28,999 --> 00:28:31,335 از هردوشون، به خوبی مراقبت کنم 470 00:28:33,879 --> 00:28:36,090 خب، اینم نقشه‌هاست 471 00:28:38,926 --> 00:28:40,136 ...فرنسس 472 00:28:41,595 --> 00:28:42,972 بیا بریم طبقه‌بالا رو ببینیم 473 00:28:58,320 --> 00:29:00,448 نظرت درباره‌ی این اتاق چیه، فرنسس؟ 474 00:29:01,031 --> 00:29:02,658 خیلی زیباست، آقای فریزر 475 00:29:03,200 --> 00:29:06,579 خب، ناراحت نمی‌شی 476 00:29:06,745 --> 00:29:10,624 اگه بهت بگم که داشتم به این فکر می‌کردم اینحا اتاقت باشه؟ 477 00:29:12,084 --> 00:29:14,462 ...می‌تونم برات یه 478 00:29:14,628 --> 00:29:17,173 کمد بزرگ اینجا برای لباس‌هات درست کنم 479 00:29:17,339 --> 00:29:21,343 و یه صندلی برای اینکه بشینی و کتاب بخونی 480 00:29:22,094 --> 00:29:23,262 البته اگه دوست داشته باشی 481 00:29:24,597 --> 00:29:27,933 منظورتون اینه کل اتاق برای منه؟ 482 00:29:29,310 --> 00:29:30,769 اگه دوست داشته باشی 483 00:29:32,771 --> 00:29:34,231 خیلی دوست دارم 484 00:30:00,466 --> 00:30:03,260 اندامت توی نورمهتاب، سارسناک 485 00:30:04,637 --> 00:30:07,097 تو دقیقاً همون شکلی هستی 486 00:30:07,473 --> 00:30:09,350 که موقعی که ایمان‌مون رو بستیم بودی 487 00:30:12,895 --> 00:30:14,980 می‌دونی کی باردار شدم؟ 488 00:30:15,105 --> 00:30:16,899 منم حتی نمی‌دونم 489 00:30:17,066 --> 00:30:20,236 ...خب، شاید اشتباه کنم، ولی 490 00:30:21,612 --> 00:30:24,365 همیشه فکر می‌کردم اون شبی بود 491 00:30:24,532 --> 00:30:26,534 که اولین بار توی 492 00:30:28,244 --> 00:30:31,622 تالارِ لایرد، لایبراخ بهم گفتی عاشقمی 493 00:30:33,499 --> 00:30:35,334 نزدیک پنجره ایستاده بودی 494 00:30:36,335 --> 00:30:39,463 ،ماه داشت به داخل می‌تابید و همون موقع 495 00:30:40,130 --> 00:30:41,590 من اومدم پیشت 496 00:30:48,847 --> 00:30:50,516 ...تو بهم گفتی 497 00:30:51,559 --> 00:30:54,478 که از همون بار اولی که من رو دیدی شیفته‌م شدی 498 00:30:56,146 --> 00:30:59,942 باید یه‌کاری با حشری بودنم 499 00:31:00,109 --> 00:31:01,527 و کونم گِردم می‌کردم 500 00:31:01,694 --> 00:31:04,071 آها، پس اون اتفاق رو یادته 501 00:31:04,238 --> 00:31:05,906 آره؟ 502 00:31:19,628 --> 00:31:23,465 چطور می‌دونی همون شبی که ایمان رو بستیم باردار شدم؟ 503 00:31:23,591 --> 00:31:24,633 من می‌خواسمت 504 00:31:26,051 --> 00:31:27,344 باید مالِ من می‌شدی 505 00:31:28,887 --> 00:31:30,723 ،و یه‌باری که درونت بودم 506 00:31:31,724 --> 00:31:35,477 اگه اون آخرین چیزی بود که حس کردم پس باید بهش قانع باشم 507 00:31:39,064 --> 00:31:40,566 ...بعدش ما شروع کردیم 508 00:31:41,984 --> 00:31:46,071 من یه تیکه از وجودم رو تا ابد درونت گذاشتم 509 00:31:52,411 --> 00:31:55,039 چون داشتم بهت یه بچه می‌دادم 510 00:32:25,861 --> 00:32:28,947 وقتی ایان بهم گفت کرامبی یه تجارت‌خونه داره 511 00:32:29,448 --> 00:32:31,283 انتظار این دمو تشکیلات رو نداشتم 512 00:32:42,336 --> 00:32:44,296 آقا و خانم فریزر 513 00:32:44,755 --> 00:32:45,631 پسرا 514 00:32:46,256 --> 00:32:48,175 ما تازه خبر برگشتتون رو شنیدیم 515 00:32:48,342 --> 00:32:49,259 اِیمی 516 00:32:49,718 --> 00:32:52,262 خیلی خوشحالم که دوباره می‌بینمت 517 00:32:52,805 --> 00:32:55,557 خانم مک‌کالم و ایدن کوچولو و اوری کوچولو 518 00:32:55,724 --> 00:32:57,184 دیگه کوچولو نیستید، نـه؟ 519 00:32:57,351 --> 00:32:58,686 ممنونم 520 00:32:58,852 --> 00:33:01,855 و اینکه، دیگه اسمم مک‌کالم نیست 521 00:33:02,523 --> 00:33:04,733 ‫الان لیندزیه. 522 00:33:04,900 --> 00:33:05,984 ‫اِوِن! 523 00:33:06,985 --> 00:33:07,861 ‫مک‌داب! 524 00:33:08,028 --> 00:33:08,779 ‫اِوِن. 525 00:33:09,488 --> 00:33:11,657 ‫به خاطر خانواده‌ی جدیدت ‫تبریک می‌گم. 526 00:33:11,824 --> 00:33:13,033 ‫فکر نمی‌کردم ‫از پسش بربیای. 527 00:33:13,200 --> 00:33:15,285 ‫از خوشحالی رو ابرهام. ‫خوشحال‌تر از این نمی‌شه. 528 00:33:16,203 --> 00:33:18,664 ‫و خیلی ممنون ‫برای همه کمکی که برای خونه کردین. 529 00:33:18,831 --> 00:33:19,998 ‫لازم نبود. 530 00:33:20,165 --> 00:33:21,083 ‫شما دوتا هم ‫همین کارو می‌کردین 531 00:33:21,250 --> 00:33:22,543 ‫برای هرکدوم از ما. 532 00:33:22,710 --> 00:33:25,003 ‫تیر به تیر، ‫مثل یه دعای کوچیک بود، 533 00:33:25,129 --> 00:33:26,338 ‫که شما رو ‫به خونه صدا می‌زد. 534 00:33:27,548 --> 00:33:31,051 ‫یا چشم‌هام منو گول می‌زنن ‫یا فریزرها برگشتن. 535 00:33:31,927 --> 00:33:33,303 ‫به هردوتون خوش‌آمد می‌گم. 536 00:33:34,221 --> 00:33:36,265 ‫اینجا حسابی ‫کسب‌وکار راه انداختین، آقای کرامبی. 537 00:33:36,432 --> 00:33:38,851 ‫خب، کتاب مقدس به ما میگه 538 00:33:38,976 --> 00:33:41,270 ‫از نعمت‌هامون استفاده کنیم ‫تا به همدیگه خدمت کنیم 539 00:33:41,395 --> 00:33:42,813 ‫به عنوان امانت‌داران ‫فیض خدا. 540 00:33:43,731 --> 00:33:45,774 ‫فهمیدم که حسابی ‫استعداد دارم 541 00:33:45,899 --> 00:33:47,943 ‫در پیدا کردن چیزهایی ‫که مردم لازم دارن، 542 00:33:47,968 --> 00:33:49,552 ‫مثل این پارچه. 543 00:33:49,808 --> 00:33:51,267 ‫به دردتون می‌خوره، ‫خانم لیندسی؟ 544 00:33:51,925 --> 00:33:54,172 ‫خیلی هم خوبه، ممنون. 545 00:33:54,329 --> 00:33:57,172 ‫اجازه می‌دین ‫کسب‌وکارمون رو معرفی کنم؟ 546 00:34:09,064 --> 00:34:10,816 ‫پارچه‌های خیلی خوبی داریم، 547 00:34:10,841 --> 00:34:12,634 ‫و این‌ها هم تازه رسیدن. 548 00:34:12,801 --> 00:34:16,638 ‫و اینجا هم ابزارهای ‫کار شماست، خانم فریزر. 549 00:34:18,432 --> 00:34:19,433 ‫اوه. 550 00:34:20,017 --> 00:34:22,770 ‫خیلی خوبه که دیگه لازم نیست 551 00:34:22,895 --> 00:34:23,896 ‫برای بعضی از این‌ها ‫به وولامز کریک سفارش بدیم. 552 00:34:24,772 --> 00:34:27,483 ‫اتفاقا پوست درخت ‫جِزوئیت ندارین جایی؟ 553 00:34:27,649 --> 00:34:30,903 ‫اون اسم دیگه‌ای ‫برای پوست درخت سینکونا نیست؟ 554 00:34:31,028 --> 00:34:32,362 ‫چرا. 555 00:34:32,529 --> 00:34:33,781 ‫خانم بیردزلی 556 00:34:33,947 --> 00:34:35,282 ‫دیروز دقیقا ‫همین رو می‌خواست. 557 00:34:35,449 --> 00:34:37,367 ‫باید یه مقداری ‫تهیه کنیم، آقای کرامبی. 558 00:34:37,534 --> 00:34:40,996 ‫راستش من دنبال اون بودم ‫تا براش یه تونیک درست کنم. 559 00:34:42,414 --> 00:34:43,707 ‫فکر نکنم ‫افتخار آشنایی داشتیم 560 00:34:43,832 --> 00:34:45,334 ‫- با شما آقا. ‫- اوه، ببخشید. 561 00:34:46,001 --> 00:34:48,253 ‫ایشون ‫کاپیتان چارلز کانینگهامن. 562 00:34:48,420 --> 00:34:50,464 ‫ایشون شریک من ‫در این کار هستن. 563 00:34:51,048 --> 00:34:55,344 ‫کاپیتان، این‌ها فریزرها هستن، ‫که تازه برگشتن. 564 00:34:55,511 --> 00:34:57,304 ‫ژنرال و خانم فریزر، 565 00:34:57,429 --> 00:34:59,765 ‫خیلی خوشحالم ‫بالاخره می‌بینمتون. 566 00:35:00,140 --> 00:35:01,391 ‫راستش خیلی عجیب بوده 567 00:35:01,558 --> 00:35:02,768 ‫برای من و مادرم ‫که روی این زمین زندگی کنیم 568 00:35:02,935 --> 00:35:04,394 ‫بدون اینکه ‫صاحب‌هاشو دیده باشیم. 569 00:35:04,561 --> 00:35:06,063 ‫اِم، شریک گفتین؟ 570 00:35:06,230 --> 00:35:07,981 ‫وقتی به فریزرز ریج رسیدم، 571 00:35:08,148 --> 00:35:11,068 ‫به نظرم رسید ‫یکم تجارت بد نباشه. 572 00:35:11,527 --> 00:35:13,362 ‫و از قضا، ‫آقای کرامبی 573 00:35:13,487 --> 00:35:14,822 ‫فکرای مشابهی ‫در سر داشت. 574 00:35:14,988 --> 00:35:17,324 ‫ولی نه ‫وسیله‌ای برای عملی کردنش. 575 00:35:17,866 --> 00:35:20,661 ‫من یه مستمری کوچیک داشتم ‫که به الهامش اضافه کردم. 576 00:35:20,828 --> 00:35:22,996 ‫با این حال، ‫خیلی فروتنه که میگه شریکیم. 577 00:35:23,121 --> 00:35:24,873 ‫آقای کرامبی ‫کارها رو انجام میده. 578 00:35:25,040 --> 00:35:27,417 ‫من فقط راضی‌ام ‫پشت میزم بشینم 579 00:35:27,543 --> 00:35:29,127 ‫و هرجا بتونم ‫کمک کنم. 580 00:35:29,294 --> 00:35:30,712 ‫خب، از هردوتون ممنونم. 581 00:35:30,879 --> 00:35:34,716 ‫به نظر میاد ‫در نبود ما خیلی کارها کردین. 582 00:35:34,883 --> 00:35:36,510 ‫و من هم از شما ممنونم، ‫ژنرال، 583 00:35:36,677 --> 00:35:37,928 ‫برای اینجا، 584 00:35:38,095 --> 00:35:41,056 ‫که من و مادرم ‫خوش‌شانسیم خونه صداش کنیم. 585 00:35:41,223 --> 00:35:44,059 ‫حالا اگر اجازه بدین، ‫داشتم می‌رفتم بیرون. 586 00:35:44,184 --> 00:35:46,728 ‫اگر اجازه بدین ‫همراهتون بیام. 587 00:35:48,730 --> 00:35:50,482 ‫دنبالم بیاین، ‫خانم فریزر. 588 00:35:50,649 --> 00:35:52,192 ‫بله، در واقع، آقای کرامبی... 589 00:35:53,902 --> 00:35:58,240 ‫کاپیتان، باید ازتون بخوام ‫منو آقای فریزر صدا بزنین. 590 00:35:58,699 --> 00:36:00,158 ‫بعد از اینکه ‫از سمتم استعفا دادم 591 00:36:00,325 --> 00:36:02,077 ‫بعد از ‫نبرد مانموث، 592 00:36:02,244 --> 00:36:05,205 ‫دیگه هیچ ارتباطی ‫با ارتش قاره‌ای ندارم. 593 00:36:05,372 --> 00:36:07,040 ‫خب، این از فروتنی شماست، ‫قربان. 594 00:36:07,499 --> 00:36:08,876 ‫معمولا دیدم هر مردی 595 00:36:09,042 --> 00:36:10,919 ‫که یه مقام نظامی ‫هرچند کوچک داشته باشه 596 00:36:11,086 --> 00:36:12,671 ‫تا آخر عمر ‫به عنوانش می‌چسبه. 597 00:36:12,838 --> 00:36:15,883 ‫نه، مال من فقط ‫یه انتصاب موقت بود. 598 00:36:16,383 --> 00:36:19,761 اما می‌دونم افسرای خوبی زیادن که سزاوارن 599 00:36:19,786 --> 00:36:23,473 بعد از سال‌ها خدمت طولانی و شرافتمندانه عنوانشون رو حفظ کنن. 600 00:36:24,141 --> 00:36:26,310 ‫مطمئنم دربارهٔ شما هم ‫همین‌طوره، کاپیتان. 601 00:36:26,435 --> 00:36:30,564 ‫خب، بله، درست میگید که من بازنشسته‌م 602 00:36:31,106 --> 00:36:33,442 ‫هرچند ترجیح می‌دم ‫همچنان کاپیتان صدام کنن، 603 00:36:33,609 --> 00:36:35,110 ‫نه صرفا به خاطر افتخار، 604 00:36:35,277 --> 00:36:39,406 ‫بلکه بیشتر به این خاطر که هیچ‌وقت خیلی ‫اسم «چارلز» رو دوست نداشتم. 605 00:36:41,658 --> 00:36:43,243 ‫البته راستش بعد از سی سال خدمت 606 00:36:43,410 --> 00:36:44,828 ‫در ارتش اعلیحضرت 607 00:36:44,995 --> 00:36:47,122 ‫فکر کنم ‫بهش عادت کردم. 608 00:36:51,001 --> 00:36:52,711 ‫پس برای شاه جنگیدی؟ 609 00:36:54,254 --> 00:36:55,297 ‫بله 610 00:36:55,464 --> 00:36:58,175 ‫اما شمشیرم رو ‫برای همیشه کنار گذاشتم 611 00:36:58,342 --> 00:37:00,302 ‫بعد از نبرد ‫بیمیس هایتس. 612 00:37:01,595 --> 00:37:04,556 ‫شنیدم شما هم ‫در ساراتوگا بودید. 613 00:37:06,099 --> 00:37:06,892 ‫آره 614 00:37:12,064 --> 00:37:13,690 ‫و احتمالا در دو سوی مخالف 615 00:37:13,715 --> 00:37:15,217 ‫یک میدان جنگ بودیم. 616 00:37:18,028 --> 00:37:20,864 ‫.جنگ چیز وحشتناکیه 617 00:37:22,699 --> 00:37:25,786 ‫و واقعا خوشحالم که کارم باهاش تموم شده 618 00:37:31,358 --> 00:37:34,403 ‫چطور شد اینجا در ریج ساکن شدی؟ 619 00:37:34,461 --> 00:37:37,047 ‫خب مثل خیلی‌های دیگه، اومدم کارولینای شمالی 620 00:37:37,172 --> 00:37:38,882 ‫به خاطر آشناهایی ‫که اینجا داشتم 621 00:37:39,049 --> 00:37:41,510 ‫دو تا از افسرای سابقم ‫اهل سالزبری هستن. 622 00:37:41,843 --> 00:37:43,345 ‫به خانواده‌هاشون ‫سر زدم 623 00:37:43,512 --> 00:37:46,556 ‫و بعدش راه افتادم تا جایی که پام ‫دیگه توان نداشت. 624 00:37:47,140 --> 00:37:50,644 ‫تا اینکه جایی پیدا کردم که اون‌قدر زیبا بود ‫که بهم آرامش بده 625 00:37:52,854 --> 00:37:54,564 ‫.و همونجا ساکن شدم 626 00:38:02,072 --> 00:38:04,199 ‫کانینگهام مرد خوش رویی هست 627 00:38:05,509 --> 00:38:07,928 ‫و بنظر میاد وقتی ما نبودیم نفوذی هم پیدا کرده 628 00:38:07,953 --> 00:38:11,957 ‫آره، بد نیست بیشتر بشناسیمش 629 00:38:12,958 --> 00:38:15,002 ‫کار عاقلانه هم همینه... 630 00:38:15,877 --> 00:38:18,005 ‫مخصوصا با توجه ‫به اینکه ردکوته. 631 00:38:19,214 --> 00:38:21,383 ‫.بازنشسته‌س، مثل من 632 00:38:21,883 --> 00:38:23,385 ‫.میگه کارش با جنگ تموم شده 633 00:38:24,302 --> 00:38:26,638 ‫دلیلی ندارم که حرفش رو باور نکنم 634 00:38:26,805 --> 00:38:28,348 ‫...با این حال 635 00:38:28,515 --> 00:38:30,851 ‫.شاید جنگ هنوز کارش با اون تموم نشده باشه 636 00:38:31,160 --> 00:38:32,327 ‫خب، فکر کنم یکی هم میتونه 637 00:38:32,352 --> 00:38:33,520 ‫همینو درباره تو بگه 638 00:38:33,687 --> 00:38:35,814 ‫باور کن، سسنخ. 639 00:38:36,273 --> 00:38:37,399 ‫...من تمومم 640 00:38:37,774 --> 00:38:40,068 ‫چه جنگ خوشش بیاد ‫چه نیاد. 641 00:39:01,590 --> 00:39:02,716 ‫درمونِ همون سگی که گازت گرفته 642 00:39:02,883 --> 00:39:04,426 ‫خدای من، این دیگه چیه؟ 643 00:39:05,177 --> 00:39:06,803 ‫دستور تهیه‌ش محرمانه‌ست، 644 00:39:07,637 --> 00:39:09,556 ‫اما نتیجه‌ش ‫جای بحث نداره. 645 00:39:11,183 --> 00:39:12,392 ‫بخورش. 646 00:39:21,610 --> 00:39:23,653 ‫یه ساعت دیگه ‫با ژنرال پرووست 647 00:39:23,820 --> 00:39:24,821 ‫قرار شام دارم. 648 00:39:25,947 --> 00:39:28,075 ‫شاید بدت نیاد ‫همراهم بیای؟ 649 00:39:29,701 --> 00:39:33,497 ‫آشپزش خیلی بهتر ‫از آشپز منه. 650 00:39:34,581 --> 00:39:36,208 ‫و با اینکه ‫متأسفانه اصلا شوخ‌طبع نیست، 651 00:39:36,374 --> 00:39:38,251 ‫آدمش سرباز ‫درست و حسابیه. 652 00:39:39,169 --> 00:39:40,253 ‫بلندپرواز هم هست. 653 00:39:40,670 --> 00:39:42,130 ‫می‌دونم داری ‫چی کار می‌کنی. 654 00:39:42,506 --> 00:39:43,840 ‫جواب نمی‌ده. 655 00:39:44,007 --> 00:39:45,342 ‫راستش تعجب می‌کنم 656 00:39:45,509 --> 00:39:46,927 ‫که داری سعی می‌کنی ‫دوباره وسوسه‌م کنی برگردم ارتش، 657 00:39:47,094 --> 00:39:48,220 ‫با توجه به اینکه ‫اون‌قدر مخالفش بودی 658 00:39:48,386 --> 00:39:49,846 ‫که از همون اول ‫با رفتنم مخالف بودی 659 00:39:49,971 --> 00:39:53,767 ‫بیکار گشتن و تو خودت ‫غرق شدن بهت نمیاد، ویلیام 660 00:39:57,771 --> 00:40:00,023 ‫و با اینکه ‫خیلی هم بد شد، 661 00:40:00,649 --> 00:40:03,151 ‫ارتش بریتانیا ‫مقصر نیست 662 00:40:03,610 --> 00:40:05,612 ‫برای اتفاقی که ‫برای خانم پوکاک افتاد 663 00:40:10,075 --> 00:40:11,159 ‫نه 664 00:40:12,494 --> 00:40:14,287 ‫من قسم خورده بودم ‫ازش محافظت کنم 665 00:40:15,914 --> 00:40:17,249 ‫مقصر منم... 666 00:40:17,415 --> 00:40:19,459 ‫و اون خائن لعنتی، ‫ریچاردسون 667 00:40:19,584 --> 00:40:22,963 ‫منم می‌خوام ریچاردسون ‫تاوان کاراشو بده 668 00:40:23,002 --> 00:40:24,211 ‫و خواهد داد 669 00:40:25,590 --> 00:40:27,509 ‫اما راه‌هایی هم هست ‫برای انجامش 670 00:40:27,676 --> 00:40:29,886 ‫که شاید لازم نباشه ‫هر شب 671 00:40:30,053 --> 00:40:32,889 ‫با مشروب ‫خودتو از هوش ببری 672 00:40:35,392 --> 00:40:38,061 ‫خب، اگه واقعا کارت ‫با ارتش تموم شده، 673 00:40:38,228 --> 00:40:40,605 ‫شاید وقتش رسیده ‫برگردی انگلستان... 674 00:40:42,023 --> 00:40:44,556 ‫هرچند دوباره ‫به این زودی ازت جدا شدن 675 00:40:44,581 --> 00:40:45,791 ‫واقعا برام سخته 676 00:40:46,754 --> 00:40:48,130 ‫تو به سن قانونی رسیدی، 677 00:40:48,155 --> 00:40:49,614 ‫پس می‌تونی ‫املاکت رو اداره کنی 678 00:40:49,781 --> 00:40:51,449 ‫کارگزارم داره ‫کاملا خوب کارشو انجام میده 679 00:40:51,616 --> 00:40:54,953 ‫کارگزارت که ‫نهمین ارل السمیر نیست، ویلیام 680 00:40:55,120 --> 00:40:58,343 ‫- خودتی ‫- از راه خیانت و یه دروغ 681 00:40:58,368 --> 00:40:59,953 ‫خب، هرچی که بوده، 682 00:41:00,041 --> 00:41:02,688 ‫مادرت موقع تولدت 683 00:41:02,713 --> 00:41:04,446 ‫با هشتمین ارل السمیر ‫ازدواج کرده بود 684 00:41:05,714 --> 00:41:07,215 ‫پس طبق قانون ‫این عنوان مال توئه 685 00:41:07,382 --> 00:41:09,176 ‫و چطور میشه ‫از یه عنوان صرف‌نظر کرد؟ 686 00:41:09,342 --> 00:41:10,343 ‫نمی‌تونی 687 00:41:10,760 --> 00:41:11,720 ‫منظورت اینه ‫نمی‌خوام 688 00:41:11,845 --> 00:41:13,555 ‫نه، تو نمی‌تونی! 689 00:41:18,059 --> 00:41:22,314 ‫عنوان اشرافی ‫هدیه‌ی یه پادشاه قدردانه 690 00:41:23,023 --> 00:41:25,442 ‫و هیچ راهی هم ‫در قانون برای پس دادنش نیست 691 00:41:25,917 --> 00:41:27,210 ‫البته پادشاهی که ‫دیگه قدردان نباشه 692 00:41:27,235 --> 00:41:28,653 ‫می‌تونه یه اشراف‌زاده رو ‫از عنوانش محروم کنه، 693 00:41:28,820 --> 00:41:30,363 ‫هرچند تنها دلیلی که ‫به ذهنم می‌رسه 694 00:41:30,530 --> 00:41:32,866 ‫اینه که علیه تاج‌وتخت ‫دست به شورش بزنه 695 00:41:34,969 --> 00:41:36,053 ‫خیانت 696 00:41:36,078 --> 00:41:37,204 ‫خیانت به پادشاه ‫و کشورت 697 00:41:37,229 --> 00:41:38,663 ‫بعید می‌دونم ‫راه مناسبی باشه 698 00:41:38,688 --> 00:41:40,691 ‫برای حل کردن ‫مشکلات شخصی‌ات 699 00:41:41,958 --> 00:41:44,002 ‫شاید راحت‌تر باشه... 700 00:41:44,586 --> 00:41:47,672 ‫از خودت بپرسی ‫می‌خوای چی کار کنی، 701 00:41:48,590 --> 00:41:52,005 ‫به جای اینکه بپرسی ‫چطور کاری رو که نمی‌خوای نکنی 702 00:41:52,030 --> 00:41:53,824 ‫شاید راحت‌تر می‌فهمیدم ‫می‌خوام چی کار کنم 703 00:41:53,849 --> 00:41:55,475 ‫اگه می‌دونستم ‫اصلا کی هستم لعنتی 704 00:41:58,433 --> 00:42:00,769 ‫فکر کنم از یه جایی به بعد ‫دیگه به خودت بستگی داره 705 00:42:00,794 --> 00:42:03,349 ‫که تصمیم بگیری ‫می‌خوای چه کسی باشی 706 00:42:03,428 --> 00:42:05,038 ‫و بر همون اساس ‫رفتار کنی 707 00:42:09,434 --> 00:42:10,519 ‫فرقی نمی‌کنه 708 00:42:10,544 --> 00:42:13,381 ‫خودتو رَنسام صدا کنی، ‫فریزر یا گری، 709 00:42:13,406 --> 00:42:15,700 ‫هیچ مردی که ادعایی ‫نسبت به تبار تو داشته باشه 710 00:42:15,867 --> 00:42:18,995 ‫تحمل نمی‌کنه ‫دیروز اون‌طور با لیدی گری رفتار کنی 711 00:42:20,038 --> 00:42:23,500 ‫این چیزی‌ه که ‫اصرار دارم جبرانش کنی 712 00:42:33,879 --> 00:42:36,339 ‫نمی‌تونم بگم زنبورها ‫معمول‌ترین هدیه‌ی خوش‌آمدگویی هستن، 713 00:42:36,364 --> 00:42:38,825 ‫ولی واقعا ‫فکر قشنگی کردی، لیزی 714 00:42:39,533 --> 00:42:42,244 ‫راستش همیشه دلم می‌خواست ‫کندوی خودمو داشته باشم، ممنون 715 00:42:42,269 --> 00:42:45,021 ‫یه خونه‌ی درست‌وحسابی ‫براشون می‌سازیم 716 00:42:45,188 --> 00:42:47,357 ‫یه جایی با فاصله‌ی امن ‫از خونه 717 00:42:47,524 --> 00:42:48,984 ‫خیلی خوشحالم ‫هر دوتاتون برگشتین 718 00:42:49,150 --> 00:42:50,694 ‫به محض اینکه 719 00:42:50,738 --> 00:42:55,998 ‫یه کم عسل تازه داشته باشیم ‫یه مقداری براتون میاریم 720 00:42:57,466 --> 00:42:59,511 ‫خیلی خوشحالم ‫دوباره می‌بینمت، لیزی 721 00:42:59,536 --> 00:43:04,557 ‫و خیلی هم خوشبختم از دیدن تو ‫هم‌اسم کوچولوی من، کلر کوچولو 722 00:43:04,582 --> 00:43:07,127 ‫برو پیش مامان. 723 00:43:08,795 --> 00:43:10,672 ‫به‌زودی دوباره ‫هر دوتون رو می‌بینیم. 724 00:43:10,839 --> 00:43:11,923 ‫آره. 725 00:43:13,675 --> 00:43:16,803 ‫زنبورها... ‫خیلی اجتماعی و کنجکاون، 726 00:43:16,970 --> 00:43:20,390 ‫که خب منطقی هم هست، ‫تمام روز در رفت‌وآمدن، 727 00:43:20,415 --> 00:43:22,041 ‫و با گرده‌هاشون ‫خبر ردوبدل می‌کنن. 728 00:43:23,018 --> 00:43:25,061 ‫- اینم یه مدل بیانشه. ‫- هوم. 729 00:43:25,186 --> 00:43:28,231 ‫می‌دونستی زنبورها ‫رابط بین دنیای ما 730 00:43:28,398 --> 00:43:29,607 ‫و دنیای ارواحن؟ 731 00:43:29,774 --> 00:43:32,736 ‫برای همینه که ‫باید خبرها رو بهشون بگی. 732 00:43:33,570 --> 00:43:34,738 ‫- جدی؟ ‫- آره. 733 00:43:35,530 --> 00:43:38,575 ‫اگه کسی به دیدن بیاد ‫یا یه نوزاد تازه به دنیا بیاد 734 00:43:38,742 --> 00:43:41,578 ‫یا یکی از ساکنان ‫بره یا بمیره، 735 00:43:41,745 --> 00:43:43,121 ‫اگه به زنبورها نگی، ‫دلخور میشن، 736 00:43:43,288 --> 00:43:45,081 ‫و همشون ‫پر می‌کشن و می‌رن. 737 00:43:45,874 --> 00:43:47,834 ‫که خب نمی‌خوایم ‫چنین چیزی بشه، مگه نه؟ 738 00:44:08,104 --> 00:44:09,647 ‫سلام بر اهل خونه! 739 00:44:33,546 --> 00:44:34,881 ‫بابابزرگ! 740 00:44:35,048 --> 00:44:37,300 ‫جرمایا، چقدر قد کشیدی. 741 00:44:37,467 --> 00:44:38,426 ‫بابابزرگ! 742 00:44:38,593 --> 00:44:40,845 ‫اون‌ها مادربزرگ ‫و پدربزرگتن. 743 00:44:42,764 --> 00:44:44,641 ‫واقعا خودتی؟ 744 00:44:45,308 --> 00:44:46,434 ‫خدایا، خیلی دلم برات تنگ شده بود. 745 00:44:46,601 --> 00:44:49,479 ‫اوه، عزیزم. 746 00:44:51,564 --> 00:44:53,149 ‫این مندی‌ه. 747 00:44:53,608 --> 00:44:54,859 ‫مندی. 748 00:44:56,194 --> 00:44:57,570 ‫نگاه کن به خودت. 749 00:44:57,737 --> 00:44:58,863 ‫باورم نمی‌شه. 750 00:44:59,030 --> 00:45:00,615 ‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردیم ‫دوباره ببینیمت. 751 00:45:00,990 --> 00:45:03,868 ‫- اینجا چیکار می‌کنید؟ ‫- می‌خواستیم برگردیم خونه. 752 00:45:07,330 --> 00:45:08,706 ‫جِم. 753 00:45:08,873 --> 00:45:11,709 ‫راجر. اوه. 754 00:45:11,734 --> 00:45:14,737 ‫دیگه مهم نیست، دخترم. ‫تو اینجایی. 755 00:45:15,810 --> 00:45:18,313 ‫همه‌مون اینجاییم. 756 00:45:27,600 --> 00:45:30,404 ‫خونه‌ی ما خونه‌ی شماست. ‫خودت خوب اینو می‌دونی. 757 00:45:30,812 --> 00:45:33,815 ‫می‌تونید اینجا بمونید ‫تا وقتی خونه‌ی خودتون رو بسازیم. 758 00:45:34,441 --> 00:45:36,693 ‫- خیلی خوشگلی. ‫- ممنونم. 759 00:45:37,527 --> 00:45:39,446 ‫فَنی با مندی ‫خیلی مهربونه. 760 00:45:40,655 --> 00:45:42,198 ‫چطور شد که ‫اومد با شما زندگی کنه؟ 761 00:45:42,365 --> 00:45:45,577 ‫اوه، یه دختر یتیم کوچولوئه. 762 00:45:46,453 --> 00:45:49,164 ‫برادرت بردش ‫زیر حمایت خودش، 763 00:45:49,330 --> 00:45:50,790 ‫و سپردش به ما. 764 00:45:50,957 --> 00:45:51,875 ‫ویلیام؟ 765 00:45:52,917 --> 00:45:54,919 ‫یعنی می‌دونه ‫تو پدرشی؟ 766 00:45:55,545 --> 00:45:56,754 ‫می‌دونه. 767 00:45:59,299 --> 00:46:00,859 ‫پس حدس می‌زنم ‫خیلی هم ازش خوشحال نیست. 768 00:46:01,134 --> 00:46:02,552 ‫به نظر نمیاد. 769 00:46:03,928 --> 00:46:04,929 ‫بهش زمان بده. 770 00:46:12,437 --> 00:46:14,814 ‫مامان، برام یه داستان بخون. 771 00:46:15,648 --> 00:46:17,650 ‫اِم... کلمه‌ی جادویی چیه؟ 772 00:46:17,817 --> 00:46:18,943 ‫لطفا؟ 773 00:46:19,986 --> 00:46:21,321 ‫نظرت چیه؟ 774 00:46:22,614 --> 00:46:23,656 ‫چرا که نه؟ 775 00:46:24,365 --> 00:46:25,783 ‫برو بیارش. 776 00:46:25,950 --> 00:46:27,327 ‫برای بچه‌ها ‫یه کتاب آوردی. 777 00:46:27,494 --> 00:46:29,454 ‫بابابزرگ، لطفا ‫برای من بخون؟ 778 00:46:29,621 --> 00:46:31,372 ‫آه، باشه. 779 00:46:33,082 --> 00:46:35,251 ‫بذار ببینیم. 780 00:46:43,058 --> 00:46:44,810 ‫مثل یه نقاشیه. 781 00:46:50,433 --> 00:46:53,853 ‫«در اتاق بزرگ سبز، 782 00:46:54,020 --> 00:46:57,065 ‫یک تلفن بود ‫و یک بادکنک قرمز، 783 00:46:57,232 --> 00:46:58,816 ‫و تصویری از... 784 00:46:59,484 --> 00:47:01,569 ‫گاو که از روی ماه می‌پره.» 785 00:47:03,321 --> 00:47:06,616 ‫اِه، بله، ‫«و-و-و سه تا خرس کوچولو 786 00:47:06,783 --> 00:47:08,159 ‫روی صندلی‌ها نشسته بودند.» 787 00:47:08,284 --> 00:47:09,953 ‫خب، خرس بیشتر احتمال داره ‫صندلی رو بخوره تا روش بشینه، 788 00:47:10,119 --> 00:47:13,164 ‫و هر سه‌تاشون با هم ‫می‌تونن یه وعده‌ی حسابی 789 00:47:13,331 --> 00:47:16,000 ‫از هر کسی که نزدیک باشه ‫و بخواد بشماردشون درست کنن. 790 00:47:19,003 --> 00:47:22,048 ‫یه جور مزخرفِ دوست‌داشتنیه. ‫حس می‌کنم می‌شناسمش. 791 00:47:22,215 --> 00:47:24,801 ‫چون سال‌ها پیش ‫درباره‌اش بهت گفته بودم، 792 00:47:25,218 --> 00:47:26,636 ‫وقتی توی کشتی ‫به سمت جامائیکا می‌رفتیم 793 00:47:26,761 --> 00:47:28,638 ‫و دلم برای بری تنگ شده بود. 794 00:47:28,763 --> 00:47:30,306 ‫چرا همگی نمی‌رید ‫ادامه‌ی کتاب رو 795 00:47:30,431 --> 00:47:33,226 ‫توی اتاق دیگه تموم کنید ‫تا بزرگ‌ترها کمی صحبت کنن؟ 796 00:47:33,977 --> 00:47:35,895 ‫جِم، تو می‌تونی ‫براشون بخونیش. 797 00:47:38,106 --> 00:47:39,624 ‫امیدوارم اشکالی نداشته باشه ‫فَنی اون کتاب رو دید. 798 00:47:39,649 --> 00:47:41,025 ‫متوجه نمی‌شه ‫که مدرنه، می‌شه؟ 799 00:47:41,192 --> 00:47:43,319 ‫اوه، قطعا ‫تا حالا چیزی شبیهش ندیده. 800 00:47:43,444 --> 00:47:44,988 ‫ولی مطمئنم ‫مشکلی نیست. 801 00:47:45,446 --> 00:47:47,865 ‫این یکی برای توئه. 802 00:47:49,033 --> 00:47:50,702 ‫- اوه، بری. ‫- هوم. 803 00:47:50,827 --> 00:47:51,828 ‫اوه. 804 00:47:52,412 --> 00:47:53,538 ‫اوه، فوق‌العاده‌ست. 805 00:47:53,705 --> 00:47:55,957 ‫بذار ببینم، ‫مو نیگن دون. 806 00:48:01,170 --> 00:48:03,923 ‫کتاب مرجع مرِک، ‫ویرایش سیزدهم 807 00:48:03,948 --> 00:48:05,429 ‫نویسنده‌ی پرفروش. 808 00:48:05,466 --> 00:48:07,594 ‫یا این، ‫یا کلی اشتباه لعنتی کرده. 809 00:48:07,760 --> 00:48:09,762 ‫- یه کتاب پزشکیه. ‫- هوم. 810 00:48:09,929 --> 00:48:12,348 ‫کنترل گسترش ‫ای هیستولتیکا 811 00:48:12,473 --> 00:48:16,936 ‫نیازمند جلوگیری از رسیدن ‫مدفوع انسان به دهانه 812 00:48:18,479 --> 00:48:21,024 ‫در واقع چیزیه که مردم ‫درباره‌ی درمان یاد گرفتن. 813 00:48:21,149 --> 00:48:22,817 ‫حدس می‌زنم تو خودت می‌دونی ‫نباید گه بخوری. 814 00:48:22,984 --> 00:48:25,236 ‫بله عزیزم. 815 00:48:26,279 --> 00:48:27,780 ‫حتی نمی‌تونم تصور کنم 816 00:48:27,947 --> 00:48:29,616 ‫از وقتی من رفتم ‫چه چیزهایی کشف کردن. 817 00:48:29,782 --> 00:48:32,243 ‫و فکر می‌کنم ‫این یکی رو هم دوست داشته باشی، بابا. 818 00:48:36,414 --> 00:48:38,374 ‫- خوشت اومد؟ ‫- ممنونم. 819 00:48:40,126 --> 00:48:42,128 ‫فرودو بگینز. 820 00:48:42,295 --> 00:48:44,088 ‫اِه، یه ولزیه. 821 00:48:44,255 --> 00:48:46,049 ‫نه. 822 00:48:46,215 --> 00:48:47,634 ‫- نه... دقیقا نه. ‫- آه. 823 00:48:47,800 --> 00:48:49,823 ‫این یکی از کتاب‌های ‫مورد علاقه‌ی جِمه... 824 00:48:49,848 --> 00:48:51,684 ‫راستش مال من هم هست. 825 00:48:52,053 --> 00:48:53,304 ‫فکر می‌کنم داستانش ‫به دلت بشینه. 826 00:48:54,066 --> 00:48:55,317 ‫خیلی ممنون. 827 00:49:07,320 --> 00:49:11,962 ‫راجر مک، ‫تو در آینده کشیشی؟ 828 00:49:13,576 --> 00:49:14,827 ‫نه. 829 00:49:15,244 --> 00:49:16,663 ‫نه، من، اِم... 830 00:49:17,372 --> 00:49:19,114 ‫بعد از همه‌ی چیزایی ‫که اتفاق افتاد 831 00:49:19,139 --> 00:49:20,453 ‫پر از تردید شده بودم. 832 00:49:21,703 --> 00:49:24,448 ‫ولی حالا که ‫برگشتیم... 833 00:49:24,646 --> 00:49:25,814 ‫هر تصمیمی بگیری، 834 00:49:25,839 --> 00:49:27,264 ‫آدم‌های جدیدی ‫از وقتی رفتی 835 00:49:27,289 --> 00:49:29,197 ‫تو ریج ساکن شدن. 836 00:49:29,486 --> 00:49:31,951 ‫باید بری اطراف ‫و خودت رو معرفی کنی. 837 00:49:34,554 --> 00:49:37,361 ‫مردی هست ‫به اسم کانینگهام. 838 00:49:37,786 --> 00:49:40,288 ‫کمک کرد ‫پستِ تجاری جدید رو باز کنن. 839 00:49:40,406 --> 00:49:43,104 ‫کنجکاوم بدونم ‫نظرت درباره‌ش چیه، 840 00:49:43,396 --> 00:49:44,814 ‫یا شاید چیزی ‫ازش یاد بگیری. 841 00:49:45,988 --> 00:49:46,489 ‫آره. 842 00:49:47,066 --> 00:49:49,152 ‫یه مدتی ‫آنتی‌بیوتیک مصرف می‌کرد، 843 00:49:49,177 --> 00:49:50,662 ‫چند تا معاینه هم شد، ‫ولی غیر از اون... 844 00:49:50,687 --> 00:49:52,146 ‫بچه‌ها ‫واقعا شگفت‌انگیزن. 845 00:49:52,781 --> 00:49:53,782 ‫وقتی به قلبش گوش بدی، 846 00:49:53,807 --> 00:49:55,183 ‫اصلا فکر نمی‌کنی ‫مشکلی داشته. 847 00:49:55,460 --> 00:49:56,775 ‫بچه‌ها بالاخره خوابیدن. 848 00:49:57,036 --> 00:49:58,371 ‫خدا رو شکر. 849 00:49:58,496 --> 00:50:01,207 ‫هنوزم باورم نمی‌شه ‫تو رو اینجا می‌بینم. 850 00:50:02,350 --> 00:50:04,310 ‫حتی مطمئن هم نبودیم ‫نامه‌ها به دستتون برسه 851 00:50:04,335 --> 00:50:06,003 ‫وقتی تو بانک ‫گذاشتیمشون. 852 00:50:06,796 --> 00:50:10,842 ‫یه چیزی بود... خب، ‫یه جور ارثیه، فکر کنم. 853 00:50:11,384 --> 00:50:13,094 ‫فکر کردیم بهتره بدونی ‫چه بلایی سرمون اومده. 854 00:50:13,636 --> 00:50:15,179 ‫اصلا فکرشم نمی‌کردیم ‫ازشون استفاده کنی 855 00:50:15,346 --> 00:50:16,681 ‫تا راهت رو ‫پیدا کنی و برگردی پیشمون. 856 00:50:19,600 --> 00:50:20,601 ‫برای برگشتن ‫به خونه. 857 00:50:21,060 --> 00:50:22,687 ‫برای خانواده. 858 00:50:22,854 --> 00:50:23,980 ‫به سلامتی. 859 00:50:29,569 --> 00:50:31,154 ‫من، اِم... 860 00:50:31,654 --> 00:50:33,197 ‫...یه کتاب دیگه هم آوردم. 861 00:50:34,282 --> 00:50:36,659 ‫نخواستم جلوی بچه‌ها ‫نشونش بدم، ولی... 862 00:50:41,914 --> 00:50:43,458 ‫«روح یک شورشی» 863 00:50:44,167 --> 00:50:46,961 ‫«ریشه‌های اسکاتلندی ‫انقلاب آمریکا» 864 00:50:47,128 --> 00:50:49,881 ‫نوشته‌ی فرانکلین دبلیو. رندال، ‫دکترای تاریخ. 865 00:50:51,716 --> 00:50:55,178 ‫اِم... این همون تحقیقاتی بود ‫که بابا قبل از مرگش انجام می‌داد. 866 00:50:55,636 --> 00:50:58,264 ‫بعد از اینکه ما ‫هر دو رفته بودیم چاپ شد. 867 00:50:59,223 --> 00:51:00,683 ‫به کارت اومد؟ 868 00:51:01,225 --> 00:51:02,977 ‫خواستم شروع کنم به خوندنش، اما... 869 00:51:03,478 --> 00:51:05,021 ‫حتی نتونستم ‫از جلدش جلوتر برم. 870 00:51:05,480 --> 00:51:07,356 ‫می‌دونستم اگه بخونمش، 871 00:51:07,523 --> 00:51:09,901 ‫انگار دوباره ‫دارم از دستش می‌دم. 872 00:51:10,067 --> 00:51:12,570 ‫راستش درباره‌ی نامه‌های شما هم ‫همین‌طور بود. 873 00:51:13,112 --> 00:51:14,482 ‫ما... فاصله مینداختیم 874 00:51:14,507 --> 00:51:16,064 ‫بین باز کردنشون، 875 00:51:16,089 --> 00:51:17,666 ‫چون تا وقتی ‫هنوز نامه‌ی بازنشده‌ای بود، 876 00:51:18,910 --> 00:51:20,411 ‫یعنی تو هنوز زنده‌ای. 877 00:51:23,247 --> 00:51:25,208 ‫حتما یه اتفاقی افتاده... 878 00:51:26,042 --> 00:51:29,921 ‫که وسط جنگ ‫برگشتی اینجا. 879 00:51:30,213 --> 00:51:31,255 ‫آره... 880 00:51:32,298 --> 00:51:33,841 ‫یه اتفاقی افتاد. 881 00:51:34,509 --> 00:51:35,718 ‫در واقع، ‫خیلی اتفاقها افتاد . 882 00:51:37,970 --> 00:51:39,222 ‫فکر کنم... 883 00:51:39,931 --> 00:51:42,767 ‫ما هم باید ‫چیزی بهت بگیم... 884 00:51:44,310 --> 00:51:47,480 ‫درباره فَنی ‫و خواهرت... 885 00:51:48,272 --> 00:51:49,607 ‫فیث. 886 00:52:14,090 --> 00:52:16,425 ‫لیدی گری، ‫به شما یه عذرخواهی بدهکارم. 887 00:52:17,944 --> 00:52:19,487 ‫وقتی دیروز ‫برای اولین بار منو دیدید، 888 00:52:19,512 --> 00:52:22,139 ‫تازه فهمیده بودم ‫پسرعموم از دنیا رفته. 889 00:52:23,683 --> 00:52:24,767 ‫در شوک بودم. 890 00:52:25,351 --> 00:52:28,553 ‫با این حال، ‫این بهانه‌ای برای ‫رفتار بی‌ادبانه‌م نیست 891 00:52:29,721 --> 00:52:32,182 ‫خواهش می‌کنم ‫منو ببخشید. 892 00:52:34,095 --> 00:52:37,557 ‫خب، فکر کنم ‫من هم چندان مهربان نبودم. 893 00:52:37,963 --> 00:52:40,233 ‫وقتی عصبانی می‌شم، ‫زبونم کمی تند مشیشه. 894 00:52:40,258 --> 00:52:41,634 ‫کاملا حق داشتید. 895 00:52:49,333 --> 00:52:51,210 ‫راستش ما ‫یکم با عجله ازدواج کردیم. 896 00:52:52,086 --> 00:52:54,380 ‫بنجامین نامه‌ای نوشت ‫تا به پدرش خبر بده، 897 00:52:54,505 --> 00:52:56,966 ‫اما ظاهرا ‫نامه به دستش نرسید، پس... 898 00:52:57,717 --> 00:52:59,218 ‫فکر می‌کنم ‫یکم تردید 899 00:52:59,385 --> 00:53:00,928 ‫طبیعی باشه. 900 00:53:02,112 --> 00:53:03,739 .بهتون تسلیت میگم 901 00:53:03,764 --> 00:53:05,391 ‫به‌خاطر از دست دادن ‫همسرتون تسلیت می‌گم، بانو. 902 00:53:05,766 --> 00:53:06,642 ‫ممنونم. 903 00:53:07,727 --> 00:53:10,354 ‫و به شما هم ‫برای از دست دادن پسرعموتون. 904 00:53:12,023 --> 00:53:13,149 ‫ببخشید. 905 00:53:13,316 --> 00:53:14,817 ‫یه کم ‫احساساتی شدم. 906 00:53:14,984 --> 00:53:17,737 ‫با توجه به این شرایط، ‫کاملا قابل درکه. 907 00:53:20,461 --> 00:53:23,423 ‫اون دوست داره بیرون باشه. 908 00:53:24,076 --> 00:53:27,121 ‫هوای تازه ‫آرومش می‌کنه. 909 00:53:32,126 --> 00:53:34,045 ‫خیلی شبیه ‫بنجامینه. 910 00:53:37,798 --> 00:53:40,134 ‫امیدوارم با گفتن این ‫ناراحتتون نکرده باشم. 911 00:53:41,260 --> 00:53:41,928 ‫نه. 912 00:53:43,512 --> 00:53:47,516 ‫نه، یادآور عشقیه ‫که باعث شد به دنیا بیاد. 913 00:53:48,059 --> 00:53:50,102 ‫فکر کنم ‫همین خودش یه جور تسلیه. 914 00:53:52,438 --> 00:53:53,940 ‫من هیچ خواهر یا برادری ندارم. 915 00:53:54,565 --> 00:53:57,151 ‫بن و هنری ‫برام مثل برادر بودن. 916 00:53:58,110 --> 00:53:59,779 ‫اونم همینو ‫درباره شما می‌گفت. 917 00:54:00,696 --> 00:54:03,324 ‫و شاید ‫وقتی تروِر بزرگ‌تر شد، 918 00:54:04,158 --> 00:54:07,453 ‫بتونید از پدرش، ‫مردونه باهاش حرف بزنید. 919 00:54:10,623 --> 00:54:13,084 ‫ناراحتم از این که ‫هیچ خاطره‌ای از پدرش نخواهد داشت... 920 00:54:15,002 --> 00:54:17,254 ‫و هیچ شناختی از این که ‫اون توی دنیا چه جور آدمی بود. 921 00:54:24,178 --> 00:54:27,848 ‫قول می‌دم هر کاری از دستم بربیاد ‫برای تروِر انجام بدم... 922 00:54:30,121 --> 00:54:32,478 ‫و همین‌طور برای شما، ‫لیدی گری. 923 00:54:39,777 --> 00:54:43,489 ‫گفتی این رابرت کامرون ‫نامه‌هامونو خونده؟ 924 00:54:43,695 --> 00:54:44,647 ‫آره. 925 00:54:44,672 --> 00:54:46,676 ‫پس نه‌تنها درباره‌ی ‫طلای جاکوبایتی خبر داره، 926 00:54:46,701 --> 00:54:50,663 ‫بلکه می‌دونه ما کجا زندگی می‌کنیم ‫و در چه زمانی زندگی می‌کنیم. 927 00:54:51,414 --> 00:54:53,207 ‫چی جلوشو می‌گیره ‫که نیاد سراغتون؟ 928 00:54:53,791 --> 00:54:56,502 ‫هیچی، ‫اگه بتونه توی زمان سفر کنه. 929 00:54:57,586 --> 00:55:00,506 ‫ولی اگه می‌تونست، ‫چرا تا حالا این کارو نکرده؟ 930 00:55:01,382 --> 00:55:04,218 ‫هیچ آدم عاقلی نمی‌تونه ‫ذهن یه دیوونه رو حدس بزنه. 931 00:55:06,220 --> 00:55:07,430 ‫خب... 932 00:55:07,596 --> 00:55:09,932 ‫ما فکر کردیم اگه هیچ زمانی ‫کاملا امن نیست، 933 00:55:10,099 --> 00:55:11,726 ‫پس ترجیح دادیم ‫همه‌مون کنار هم باشیم. 934 00:55:12,852 --> 00:55:15,187 ‫باورم نمی‌شه ‫جرمایای کوچولو رو در خطر انداختم. 935 00:55:15,354 --> 00:55:17,815 ‫همین که برگردیم خونه، ‫طلا رو جابه‌جا می‌کنم. 936 00:55:17,982 --> 00:55:19,942 ‫این‌طوری ‫اگه کامرون هم بیاد دنبالش، 937 00:55:20,067 --> 00:55:24,030 ‫هیچ راهی برای پیدا کردنش نداره، ‫مگه از طریق من. 938 00:55:27,283 --> 00:55:28,701 ‫خدای من. 939 00:55:39,336 --> 00:55:42,506 ‫می‌دونم برای دزدها خال داغ میزنن، ‫ولی «GR» یعنی چی؟ 940 00:55:42,923 --> 00:55:44,300 ‫جورج رِکس. 941 00:55:45,843 --> 00:55:47,136 ‫شاه جورج. 942 00:55:48,596 --> 00:55:50,806 ‫این مردها رو ‫به خاطر وفادار بودن به پادشاه دار زدند؟ 943 00:55:52,600 --> 00:55:55,352 ‫توی این جنگ ‫هر دو طرفش شیطان پیدا می‌شه. 944 00:56:09,241 --> 00:56:10,785 ‫پدرت کجاست، بچه؟ 945 00:56:10,951 --> 00:56:12,870 ‫نمی‌دونم. ‫این اسمرلداست. 946 00:56:14,363 --> 00:56:16,490 ‫می‌خوام با پدرت صحبت کنم. 947 00:56:16,540 --> 00:56:17,917 ‫نگاه کن... 948 00:56:18,084 --> 00:56:20,544 ‫ فرر ژاک، ‫فرر ژاک 949 00:56:20,711 --> 00:56:23,089 ‫- خوابیدی؟ خوابیدی؟ ‫- بس کن اون کارو. 950 00:56:23,255 --> 00:56:25,674 ‫- نگام کن. ‫- چرا؟ 951 00:56:26,092 --> 00:56:28,844 ‫تو ‫بچه‌ی خیلی بی‌ادبی هستی. 952 00:56:29,470 --> 00:56:31,514 ‫و پدرت ‫باید کتکت بزنه. 953 00:56:31,680 --> 00:56:34,308 ‫شبیه جادوگر بدجنس شدی. ‫بپر برو روی جاروَت. 954 00:56:34,475 --> 00:56:36,435 ‫به نام جهنم 955 00:56:36,602 --> 00:56:37,770 ‫منظورت از این حرف چیه؟ 956 00:56:37,937 --> 00:56:39,188 ‫بچه‌ی شیطان! 957 00:56:39,313 --> 00:56:41,982 ‫بپر برو روی جاروَت، ‫ای پیرزن بداخلاق. 958 00:56:42,566 --> 00:56:44,318 ‫آخ! واقعا درد گرفت. 959 00:56:47,404 --> 00:56:48,531 ‫از خونه‌م برو بیرون. 960 00:56:48,697 --> 00:56:49,573 ‫اون دختر ‫با بی‌ادبی با من حرف زد، آقا، 961 00:56:49,740 --> 00:56:51,242 ‫و من چنین چیزی رو تحمل نمی‌کنم. 962 00:56:51,408 --> 00:56:53,619 ‫مشخصه که ‫هیچ‌کس درست‌وحسابی تربیتش نکرده، 963 00:56:53,786 --> 00:56:54,662 ‫پس تعجبی هم نداره. 964 00:56:54,829 --> 00:56:56,413 ‫حالا که صحبت از بی‌ادبی شد، 965 00:56:56,872 --> 00:56:59,166 ‫فکر نکنم ‫افتخار آشنایی با شما رو داشته باشم. 966 00:56:59,917 --> 00:57:01,210 ‫من کلر فریزر هستم. 967 00:57:03,045 --> 00:57:05,798 ‫پسرم گفت ‫دنبال این می‌گشتید. 968 00:57:15,474 --> 00:57:19,603 ‫شماها بدون شک ‫همتون به جهنم می‌رید. 969 00:57:29,446 --> 00:57:30,698 ‫اون دیگه چه کوفتی بود؟ 970 00:57:30,865 --> 00:57:33,450 ‫جادوگر بدجنس غرب. ‫ازش متنفرم. 971 00:57:36,120 --> 00:57:39,165 ‫عیسی مسیحِ روزولت! 972 00:57:40,082 --> 00:57:42,793 ‫برام پوست درخت گنه‌گنه آورده. 973 00:57:42,960 --> 00:57:44,128 ‫خب، در این صورت، 974 00:57:44,587 --> 00:57:47,965 ‫فکر کنم اون جادوگر ‫خانم کانینگهام بوده. 975 00:58:07,151 --> 00:58:09,778 ‫آیا این صورت منه ‫که در تاریکی می‌بینی؟ 976 00:58:17,036 --> 00:58:20,289 ‫چرا بهم نگفتی ‫که فرانک رندال 977 00:58:20,998 --> 00:58:22,303 ‫شبیه بلک جک بود؟ 978 00:58:27,258 --> 00:58:30,178 ‫خیلی وقته ‫دیگه به اون موضوع فکر نکرده بودم. 979 00:58:31,133 --> 00:58:34,511 ‫یادم میاد وقتی شباهتشونو دیدم ‫جا خوردم، 980 00:58:34,678 --> 00:58:35,721 ‫اما... 981 00:58:36,138 --> 00:58:38,098 ‫وقتی بلک جک رو ‫از نزدیک شناختم، 982 00:58:38,682 --> 00:58:40,309 ‫اون حس خیلی زود از بین رفت... 983 00:58:42,228 --> 00:58:44,146 ‫چون خیلی با هم فرق داشتن. 984 00:58:47,942 --> 00:58:49,568 ‫باید اینو بهم می‌گفتی. 985 00:58:51,904 --> 00:58:54,240 ‫فکر کنم حق با توئه، باید می‌گفتم، اما... 986 00:58:54,406 --> 00:58:57,868 ‫اما اولش چطور ‫می‌تونستم همچین چیزی رو برات توضیح بدم؟ 987 00:58:59,328 --> 00:59:00,996 ‫و بعدش هم، خب، من... 988 00:59:01,413 --> 00:59:02,831 ‫نمی‌دونستم چطور بگم. 989 00:59:05,501 --> 00:59:07,461 ‫فکر می‌کردم شاید ناراحت بشی 990 00:59:08,312 --> 00:59:10,022 ‫که من با کسی ازدواج کردم 991 00:59:10,047 --> 00:59:12,800 ‫که این‌قدر شبیه ‫بلک جک رندال بود. 992 00:59:12,967 --> 00:59:14,593 ‫ممکن بود ناراحت بشم. 993 00:59:15,886 --> 00:59:17,638 ‫ولی فایده‌ای نداشت. 994 00:59:21,892 --> 00:59:23,727 ‫تو مال منی. 995 00:59:35,447 --> 00:59:37,449 ‫اون مرد صادقی بود؟ 996 00:59:38,158 --> 00:59:39,243 ‫فرانک؟ 997 00:59:40,703 --> 00:59:42,162 ‫توی بیشتر موارد، بله. 998 00:59:42,830 --> 00:59:46,000 ‫رازهایی نگه می‌داشت، ‫ولی خب من هم همین‌طور. 999 00:59:46,500 --> 00:59:47,960 ‫فکر می‌کنی می‌تونم بهش اعتماد کنم؟ 1000 00:59:50,754 --> 00:59:53,632 ‫- درباره چیزی که نوشته؟ ‫- اون یه تاریخ‌دان بود. 1001 00:59:55,009 --> 00:59:57,678 ‫چیزی نمی‌نوشت ‫که بدونه دروغه. 1002 00:59:57,803 --> 00:59:58,846 ‫چرا؟ 1003 01:00:00,472 --> 01:00:02,266 ‫چون اسم منو آورده. 1004 01:00:03,267 --> 01:00:06,228 چهارده بار تا الان 1005 01:00:09,440 --> 01:00:11,066 ‫اسم تو توی کتابه؟ 1006 01:00:12,151 --> 01:00:13,151 ‫آره. 1007 01:00:14,611 --> 01:00:16,155 ‫چی نوشته؟ 1008 01:00:17,072 --> 01:00:18,991 ‫اینکه جنگ داره ‫به نواحی مرزی می‌رسه. 1009 01:00:19,158 --> 01:00:21,910 ‫می‌گه حدود یک سال دیگه ‫یه نبرد اتفاق می‌افته 1010 01:00:22,077 --> 01:00:24,204 ‫در جایی به اسم ‫«کینگز ماونتین»... 1011 01:00:25,164 --> 01:00:28,375 ‫و اینکه جیمز فریزر ‫توش کشته می‌شه. 1012 01:00:29,248 --> 01:00:35,248 « Fx ترجمه از : آرمان پیوندی و ابوالفضل » «Armanpe & Abolfazl_Fx» 94075

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.