Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
گروه اسکرین چنل تقدیم میکند
کانال تلگرامی: @screeningchannel ارائهدهندهی آثار نایاب سینمای جهان
«چهار مسیر»
.ماه آوریله
...به خاطر یک نوع ویروس
.نمیتونیم به هم نزدیک بشیم
،پس به این فکر افتادم که به همسایههام نزدیک بشم
،به لطف چشم جادوییم .جاهایی رو دیدم که خودم نمیتونستم برم
.نمیدونم جواب میده یا نه
.نه خیلی با دوربین آشنایی دارم نه این فیلم تموم شده
.اما تلاشم رو میکنم
،اگه از سمتی که خورشید طلوع میکنه ،به سمت شرق برم
.یک جادهی خاکی طولانی هست
،آخر جاده اِنزا زندگی میکنه
،یک زن روستایی تنها .با سگش تایگر
...هر روز، بهم استقامت و
.زیباییشناسی متفاوتی رو یاد میده
،وقتی شبها میترسم
.به این فکر میکنم که اون توی خونهش همیشه تنهاست
.و دیگه نمیترسم
،اگه به سمت جنوب برم
.یک راه باریک خاکی هست
.البته وسط جاده کلی علف رشد کرده
.کِلادیو اونجا زندگی میکنه
.میتونست شاعر بشه
.این خونهی کوچیک رو خودش تنها ساخته
.اونم تنهاست
.مراقب سگهای مردمی که برای سفر میانه
.خودش سگ نداره
هر روز، از مکان مخفیش گل میچینه
.و میذاره روی میزش
،ازش شعر بودن در این جهان رو یاد گرفتم
.بصیرت رو
.به سمت شمال که بری، هیچ جادهای نیست
.یک راه وسط یک دشت هست
.یک راه بیقاعده
.آخرش یک مزرعهی خانوادگیه
.اونجا اِمانول و اَلِساندرا و خانوادههاشون زندگی میکنن
.هیچ وقت ساکن نمیبینیشون ،همیشه کاری برای انجام دادن
.یا بچههایی که دارن بازی میکنن هستن
.دختر و پسر
از اونا، کار کردن رو یاد گرفتم
.و خیالپردازی رو
،یکبار، توی فرانسه
.درختی رو دیدم که بیشتر از هزار سال عمر داشت
...گیاه شناسها میگفتن
چون با همسایههاش سازش داشته تونسته .انقدر عمر کنه
کی میدونه؟
«چهار مسیر»
کانال تلگرامی: @SCFILMPAN ارائه دهندهی آثار نایاب سینمای جهان
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.