All language subtitles for Mr.Canton.And.Lady.Rose

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

ترجمه و زيرنويس توسط DEVIL

کارخانه هانسن به دنبال کارآموزان جوانه

دوسيت و پنجاه جاي خالي در حال حاضر وجود داره

پرداخت 8 دلار در ماه و تضمين پاداش براي يک سال

فقط و فقط 2 دلار براي ثبت نام

کار تو هنگ کنگ؟ - ولي گفت 2 دلار -

کارشم آسون و سادست فرصت رو از دست نديد

دو دلار، خيلي زياده

شلوغ نکنيد 250 تا !جاي خالي وجود داره

اگر احساس ميکنيد اين کار براي شما خوبه تنها با 2 دلار ثبت نام کنيد

همچنين نياز به يک پسر بچه کار بلد به عنوان صندوقدار داريم

حقوقشم 12 دلار در ماهه، کي ميخوادش؟ - من ميخوام -

بيا اين طرف

تو چه کاري مهارت داري؟ - بند بازي و کنگ فو -

ميتوني با چرتکه کار کني؟ - مشکلي نيست -

بعنوان ضمانت چي داري؟ - چي؟ -

پول ميتوني بدي؟ - بله -

ميشه 30 دلار. اسمت چيه؟ - "کو چن واه اهل "کانتون -

بايد پولو الان بدم؟ - اين قانونه کاره -

پول ميدي، استخدام ميشي، هنوز کارو ميخواي؟ - آره مي خوام -

من فقط 25 دلار دارم

مهم نيست بقيشو بعدا بده براي مصاحبه فردا ميري به اين آدرس

شغل هاي بسيار بشتابيد، سريع داره تموم ميشه

!تو واقعا خوش شانسيا

زود باشين بياين جلو

فقط 2 دلار واسه استخدام

داري چيکار ميکني؟ اينجا که کارخانه پارچه هانسن نيست

کي ازت 2 دلار گرفته؟

ببينيد آدرس درسته، اما کارخونه ي هانسني اينجا وجود نداره

زندگي کردن تو هنگ کنگ اونقدرها هم آسون نيست

حالا هم از اينجا بريد، با همتونم

اگه نريد با پليس تماس ميگيرم

!دزد! دزد! دزد

حالا چکار کنيم؟ - بايد بريم 2 دلارمونو پس بگيريم -

ما واقعا شانس آورديم - من يکيو ديدم که 30 دلار پرداخت کرد -

خيلي بد شانس بوده - حتما تا الان خودکشي کرده -

هنگ کنگ

همه چي مرتبه

مراقب باشيد - چشم -

رييس، شما حالتون خيلي بده

عمو "هاي"، من نميتونم قرصشو پيدا کنم

قرصاي رييس نيستند؟ حتما تو جيب يکي از شماست، يالا بگرديد

احمقهاي خرفت

فکر کرده رييس اونه

اونا داروتونو فراموش کردند بايد ملاقاتو رو لغو کنيم

ما نبايد از خودمون ضعفي ...نشون بديم چون اونا منتظر

اگه "تايگر لو" خواست کاري بکنه شما پيش دستي کنيد

مراقب باشيد بايد ديد چي تو فکرشه

اين گفتگو شايد به نفع ما باشه

"من به تو ايمان دارم "في

بموقش بايد دخل اون عوضيو بياريم

عينک آفتابي

معمولا دير ميکردي - من دير نميکردم -

تو زود ميرسيدي

چي شده پيرمرد؟ دوباره بيماريت اوت کرده؟

ميرم سر اصل مطلب، دليل ملاقات امروز ما چيه؟

خب. شريکت "يانگ" رو يادت مياد، آقاي وايت؟

البته، ولي اون که مرده

ولي اون قبل مرگش تو قمار بهم باخت طبق بدهيش نصف "ريتز" مال من ميشه

بدهي اون به من ربطي پيدا نميکنه

آروم باش. اومديم دربارش حرف بزنيم

من اينجا هستم چون بعنوان آقاي وايت

دروغات منو مجبور به تن دادن به خواسته ي کثيفت نميکنه

تو به من گفتي دروغگو؟

کار خوبي نکردي بهشون شليک کنيد

حالتون خوبه رئيس؟ - اونو از اينجا ببر بيرون -

آقا، يه شاخه گل ميخريد؟ - نه -

در صبح به اين زودي خواهش يه پيرزنو رد نکن

نه، ممنون

با خريد گل رز از من شانس در خونتو ميزنه

بار اولته مياي هنگ کنگ؟ - بله -

مراقب باش

من مراقبت از خودمو ياد گرفتم

من ميترسم هنوز ياد گرفته باشي، يه نگاه به چمدونت بنداز

همينطور که گفتم مراقب باش، آقا

هي، صبر کن

من يکي از اين گل رزها رو ميخرم

بيا با خريد اين گل شانس بهت رو ميکنه - ...منم اميدوارم حق با شما با -

ممنون

مراقب باشيد

گمشون کرديم

حالا چيکار کنيم؟

بي حرکت - من فقط داشتم کمک ميکردم -

ممنون، مرد جوان - بي حرکت -

از اينجا برو

رئيس، حالتون خوبه؟ - چطوري از اين آشفته بازار فرار کنيم؟ -

مرد جوان، ميتوني کمک کني اونو حمل کني؟

شما کي هستيد؟ - صد دلار بابت اين کار بهت ميدم -

صد دلار

بياين اينطرف

حالا کجا ببرمش؟ - هرجا. فقط برو -

بريد

حالا کجا برم؟ - اوخ! داري بهم صدمه ميزني -

منو بذار زمين، من زخم معده دارم

اونو يه لحظه بذار زمين - باشه -

رييس، شما خوبيد؟ - ...تو -

من

اين طرفن

معدتون چطوره؟

رييس، شما خوبيد؟

رئيس،بگيد بعد شما کي بايد گروه رو اداره کنه؟

...من ميخوام که اين

به اون اجازه ميديد؟ - اينجا چه خبره؟ -

رييس شما مطمئنيد؟ - ...من ميخوام اين -

!رييس! رييس! رييس! رييس

شنيديد آقاي وايت چي گفت ما بايد به خواسته ي ايشون احترام بذاريم

اما حالا بايد از ايشون دستور بگيريم، رئيس کجا بريم؟

از حالا به بعد شما رئيس مايي

من؟

شما ديگه رئيس مايي، بايد مثل يه رئيس رفتار کني و مثل يه رئيس لباس بپوشي

شما هنوز هم باورتون نشده نگاه کنيد، شما لباسهاي مارکدار ميپوشيد

شما هميشه ميجنگيد اين کارا خطرناکه

دوباره ممکنه اين جنگ تکرار بشه - !چي؟ -

نگران نباش. فقط خواستم بگم همه چي درست ميشه

چرا رييس شما رو بعنوان رييس جديد معرفي نکرد؟ شما که دست راست اون بوديد

اگه من آدم خوبي واسه اينکار نبوده باشم بازم يه تازه واردو نبايد انتخاب ميکرد

اگه شما مناسب نباشيد پس کي ميتونه؟

بايد صبر کرد و ديد چه اتفاقي ميافته

رييس، بهتون تبريک ميگم لطفا شيرينيشو بدين

بگير، حالا زود بزن به چاک

ممنونم، آقا. ممنونم

چشماتو باز نگه دار، ما از در پشتي ميريم داخل

اگه اتفاقي نيفتاد چي؟

ميبري ماشينو ميدي تعمير

مرد جوان، يک شاخه گل رز براي خوشبختي؟

گمشو کنار

من ميخوام يک گل رز از اون خانم بخرم. هي، خانم

من ازتون يه گل رز ميخرم

امروز روز خوش شانسي شماست، آقا

بفرماييد - شما خيلي مهربونيد. ازتون ممنونم، آقا -

بريم، رييس

چرا رييس جديد ما نبايد "في" باشه؟ چرا يکي ديگه رو خودمون انتخاب نکنيم؟

مثلا کي؟ تو؟

تنها گزينه "في" است در غير اينصورت بايد يکي از ما انتخاب بشه

چرا تو نشي؟

ما تعدادمون از اون بيشتره اون هيچ شانسي در برابر ما نداره

اگه جرات مبارزه کردن داشته باشه بايد به ما نشون بده

من نميتونم پيش اونا برم، منو مجبور نکن

من تو رو مجبور نميکنيم. تو ميتوني از پله هاي بيرون برگردي

ممنون - اما تو بايد مراقب باشي -

واسه چي بايد مراقب باشم؟

اگه تو الان از اينجا بري، ما ديگه نميتونيم ازت محافظت کنيم

اگه افراد تايگر بگيرنت، مثل گوشت قيمه تيکه تيکت ميکنن

ولي من به رييس شما کمک کردم، يادته؟

من نميتونم بفهمم چرا کمک کردي؟

اين عجيب بود که اون شما رو انتخاب کرد، اما منم بايد از وظايفم اطاعت کنم

عجب غلطي کردم پا تو اين کار گذاشتما

مشکلي نيست. من هواتو دارم

در حال حاضر حتي نگاه کردنت هم بايد مثل يک رييس باشه

اينم متنيه که بايد از روش بخوني

بريم

ما بايد امتحانش کنيم

نترس

برادران، به درخواست آقاي وايت

من اينجا هستم تا رئيس جديد "رو معرفي کنم، "کو چن واه

آه... روز بخير، روستان

...روز بخير، دوستان و

...روز بخير، دوستان و

نميتوني بدون خوندن اون متن صحبت کني؟

من نميدونم که رييس شما چطور آدمي بوده

به نظر من شما نبايد به بانک دستبرد بزنيد، يا کارهاي بد انجام بديد

مثل اخاذي يا تهديد، قتل و ...يا قانون شکني در هر

رئيس جديد ما خيلي شوخ طبعيشون زياده

حرف زدنت خوبه، اما بايد به ما نشون بدي واقعا چي تو چنته داري

تو، به ما نشون بده چي بلدي. زود باش

همه چي خوبه؟ - بله -

کجا با اين عجله - بله -

برو جلو

بيا اينجا، بيا اينجا

خجالتي نباش

زود باش

فاتي"، تو داوري"

حل و فصلش کن

دورمو خلوت کنيد

آماده ايد؟ 1، 2، 3

کي دستمو سوزوند؟

الکي بهانه نگير

عالي بود، رييس

دارم بهت ميگم، يکي دستمو سوزوند

مچ انداختن هيچ چيزيو ثابت نميکنه

يه دور ديگه هست. در غير اينصورت تام" مثل گذشته بايد رييس بشه"

تو اين راند، بايد بتوني در مبارزه خودتو اثبات کني

تو با ما مبارزه ميکني

الان فقط خودتيو خودت

بهمون نشون بده کي هستي

دو نفر که واست زياد نيست؟

ولم کنيد ببينم

بهش کمک کن بلند شه

رييس

رييس برنده ست عالي بود

رييس برنده ست

"شاه جورج"

نامه دارم

يه کاغذ سفيد بده - از اينجا نميتوني بفرسي -

اگه ريس پيداشون کنه منو اخراج ميکنه

خودتو با اين حرفا از بين نبر بيا شاخه گل رز خوش اقبالي بگير

من امروز تو مهماني آقاي "چو" بودم

اون مرد مهربون و بزرگواريه

وقتي داشتم برميگشتم به هتل، نامه رو دريافت کردم

بابت نامزديت بهت تبريک ميگم ين" واست خيلي خوشحالم"

واست خيلي خوشحالم من فکر ميکنم اون بايد خيلي خوش تيپ باشه

اگه سرت زياد شلوغ نيست، اميدوارم بتونيم همديگرو امسال تو شانگهاي ملاقات کنيم

ما امشب به کنسولگري هند ميريم

بدون شک شام، مرغ با پودر کاري سرو ميشه

اين ماه پول بيشتري واست ميفرستم

هر چي لازم داري بهم بگو تا سفارش بدم

هوا داره سرد ميشه، مراقب خودت باش وقتي بيرون ميري لباس گرم بپوش

مثل اينکه راننده رسيد من بايد برم

اگه خيلي زياد نيست ازت عذرخواهي ميکنم. مادرت

يعني ما حتي هزينه کافي براي ساخت و ساز نداريم؟ يه چيزي بايد اشتباه شده باشه

شما چيزي درباره ي "يانگ" نميدونيد اون تو يه بازي قمار بدشانسي آورد

اون تمام سهام خودشو در ريتز از دست داد براي همين الان هم پول کمي باقيمونده

ما مجبوريم خودمونو درگير معاملات غير قانوني کنيم؟

رئيس، من فقط دستوراتو انجام ميدم اونايي که گروهو اداره ميکردن مقصرند

شما مي تونيد کاري کنيد که اين رستوران بيشتر سود کنه؟

من ميخوام يه کازينو تاسيس کنم

مثل يه کاباره

عمو، با عرض پوزش، يه خانم به اسم "يانگ" ميخواد با شما ملاقات کنه

بفرماييد داخل. ايشون عمو "هاي" هستند

روز بخير، من "لومينگ يانگ" هستم پدر من يکي از شرکاي اين رستوران بود

به من خبر دادن که اون در شانگهاي فوت شده در حدود سه ماه پيش

بله

به همين دليل من اومدم اينجا تا در مورد کار پدرم با شما گفتگو کنم

ايشون آقاي "کو چن واه" هستند ايشون رييس ما و مسئول اينجان

پدر من همه ي سهام رستوران رو تو قمار از دست داد

او از من خواست که يک راه پيدا کنم تا اين پولو به شما برگردونم

مهم نيست. فراموشش کن

يه لحظه صبر کن ببينم. به اين راحتيها هم که فکر ميکني نيست

من مقداري پول دارم ميتونم بدهيشو بدم

بدهي پدر شما 1000 دلاره

من مي تونم براي شما بدون حقوق کار کنم

چي بلدي؟

من در يکي از کلوبهاي شانگهاي بعنوان خواننده و رقاص کار ميکردم

چرا رهاش کردي؟ - اونجا تعطيل شد -

ولي تقصير من نبود من خيلي خوب بودم

يه لحظه. الان واستون ميخونم

/هنگ کنگ در شب، هرگز به خواب نميرود/

/مرواريد شرقي که ما در آن هستيم/

/گوش دادن به سمفوني امواج و جزر و مد/

چطور بود؟ - من پسنديدم. صداش خوبه -

ما يک کلوب شبانه باز ميکنيم - بله، ما انجامش ميديم -

اون بالا 1، 2، 3

مراقب باش، مراقب باش

در کل چي؟

اگه من ميدونستم چطور بايد اضافش کنم که الان تو نيروي دريايي استخدام شده بودم

تو ديوونه اي

يه نفر دنبال شما ميگرده

"آقاي "جانگ

آقا

دارين تزيين ميکنيد؟

موفق باشي - ممنون -

مراقب باش

چرا تو اينقدر لفتش ميدي؟

اگه ميدونستم چطور مينويسن، که الان تو نيروي هوايي استخدام ميشدم

تو آماده اي؟ حالا به دوربين نگاه کن

آماده ام

بريم داخل - خوش آمديد -

بذارش اونجا - آقا شما ميز رزرو کرديد؟ -

تايگر لو" نيازي به رزرو نداره" از اين طرف تايگر

خيلي لطف کردي تشريف آوردي، آقاي تايگر

اين هم يه جاي خوب براي شما

اجازه بدهيد رئيس جديدمون رو "به شما معرفي کنم،"کو چن واه

کو چن واه". تو وايت نيستي؟" من فکر ميکردم وايت پدرت باشه

خانم لومينگ، عجله کنيد

ما رو مديون خودتون کرديد از اينجا لذت ميبريد؟

آرامش بخشه، با اين همه مردمي که براي بازديد اومدند

ميبينم که شما هزينه زيادي هم کردين

من آماده ام بدهي "يانگو" فراموش کنم

در عوض نيمي از "ريتزو" بده بهم

...من فکر ميکنم

تو رييس اينجايي؟ نه ايشونه

پس خفه شو. خوب چي ميگي؟

بدهي يانگ ربطي به ما نداره

شما ميتونيد ببينيد که هزينه ي زيادي صرف دکوراسيون اينجا کرده ايم

بدون نيازي به سرمايه گذار خارجي

خانومها و آقايون، امشب يک سورپرايز بزرگ براي شما داريم

لومينگ يانگ از شانگهاي ستاره ي برادوي

من معمولا کم طاقتم ...اما امشب

به صف شيد، به صف شيد

چراغها رو روشن کنيد هيچکس از جاش تکون نخوره

سر جاتون بمونيد موزيکو قطع کنيد

رقص نورو خاموش کنيد چراغها رو روشن کنيد

سربازرس "هو" از پليس هنگ کنگ اينجا هستند

کارتهاي شناساييتون آماده باشه، لطفا

آقاي هو، داريد آرامش اينجا رو بهم ميزنيد - من سربازرسم -

سربازرس، ما مجوز داريم

و ما هم حکم بازرسي داريم

من کارتمو همراهم نياوردم

تو چي گفتي؟ کارت نداري؟ چرا؟

خوب که چي؟ تو بازداشتي

حالتون چطوره،قربان؟

آقاي لاگتون، رييست حالش چطوره؟ - ايشون خوبند، ممنونم -

از اينجا برو. افراد اين ميز آدماي شريفي هستند

همه جا رو بررسي کرديد؟

سربازرس "هو"، شما داريد باعث تشويش در بين مهمانان ميشويد

.من هر وقت بخوام ميام اينجا .امروز، فردا، و روزهاي بعدش

مسئول اينجا شماييد؟ - نه، من نيستم، ايشونه -

من "کو چن واه"، مدير اينجام

پس رييس جديد شماييد؟

ما تازه امشب اينجا رو افتتاح کرديم بابت هرگونه کوتاهي ما رو ببخشيد

شبيه رييس هايي

من ديگه بيشتر از اين مزاحمتون نميشم اما قبلش با شما چند کلمه حرف دارم

مشکلي که نداري

البته که ندارم

حالا چي ميشه؟

جست و جو ديگه کافيه

بريم

بفرماييد طبقه بالا

سربازرس هو، لطفا بشينيد

من اينجا نيومدم بشينم، من اومدم اينجا چون يه چيزي ديدم

چه چيزي ديدين؟

چيزي که به اينجا تعلق نداره

شما اشتباه ميکنيد همه چيز در اينجا قانونيه

منظورم شما بوديد - من؟ من متعلق به اينجا نيستم؟ -

بله، همه مردم طبقه پايين زندگيشونو از طريق سرقت ساختن

از طريق رشوه و ساير دارايي هاي ناپاک

با من هم عقيده نيستي

...من روي اونا تحقيق کردم

...در ميان تمام اين افراد

تنها شماييد که هنوز ...مرتکب جرم نشده

من ميخوام شما رو از اين شرارتها نجات بدم

ميخوام باهات معامله اي بکنم - معامله؟ -

...بله، از همين الان

اگر شما بتونيد به من اطلاعاتي درباره ي فعاليت يانگ و تايگر بديد

بعدش من ميتونم اونا رو پشت ميله هاي زندان بندازم

...پس شما و من

ميتونيم باعث بوجود آمدن اتفاقهاي مهمي در تاريخ هنگ کنگ بشيم

من بايد اين شهر رو از وجود اونا پاک کنم اميدوارم شما يکي از اونا نباشي

...اما من فکر ميکنم به تدريج

الان جواب نده. دربارش بيشتر فکر کن و بعدش با من تماس بگير

من معمولا به کسي اعتماد ...ندارم، اما در مورد شما

رييس، کمي چاي براي سربازرس "هو" آوردم

نيازي نيست، بيشتر از اين مزاحم اوقاتتون نميشم

بهتون چي گفت؟ - متاسفم، کلاهمو فراموش کردم -

ادامه بديد

اون چي گفت؟ - اون بهم گفت بايد رفتارمونو بهتر کنم -

اون همچين حرفيو نزده

اون پيش خودش فکر کرده شما تنها فرد بيگناه اينجاييد

ازتون خواست باهاش همکاري کنيد؟

نه - البته که خواست -

اون بايد از شما خواسته باشه مثل يک موش براي سرويس مخفي هنگ کنگ جاسوسي کنيد

بايد اينم گفته باشه که به هيچکس اعتماد نداره

و اينکه شما نبايد اين فرصتو از دست بديد

ولي شما از کجا ميدونيد اون به من چي گفته؟

نه فقط من، بلکه همه ميدونن

حتي دربون اينجا هم ميدونه

برگرد پايين

براي وقفه پيش اومده معذرت ميخوام. ادامه ي موزيکو پخش کن

اجازه بديد، اين شما و اين لومينگ بزرگ

به رييست بگو واسه نوشيدني دعوتش کردم ميخوام پلي روي اين آب واستون پهن کنم

من نميخوايم دوباره بينمون درگيري بشه

ما هم زير مجموعه کوچکي از شما هستيم

اگه من رييس بودم، ترجيح ميدادم هميشه صلحمون پايدار باشه

کو" خيلي جوونه و "هاي" هم" خيلي آب زيرکاهه

فقط پيامو برسون - هر چي شما بخواين -

همه ي بدهي ها داره پرداخت "ميشه اينا همش بخاطر "لومينگه

ممنون - بريم -

تانگ هنوز گل رز نخريدم - براي چي؟ اين خرافات چيه؟ -

"چن واه"

چيه؟

تو به آيندمون هم فکر ميکني؟ - من در موردش فکر ميکنم -

همه منتظرند

صبر کن تا برگردم. به هر حال سه سال صبر کردن اين حرفا رو نداره

!هي

!هي

!سه سال

مگه نميدوني دارو دسته تايگر سياه 7 تا رييس تو سه سال داشته؟

من نميتونم خانم "کائو" رو پيدا کنم

نميتوني بدون گل رز بري؟

اين بي معنيه - خب ديگه، شروع کنيد. سوار شو -

من واستون آرزوي خوشبختي ميکنم

ممنون، خانم

زيبا نيست؟ - دوست داشتنيه -

شما کوچه پشتي رو پوشش بدين

علامت اينه وقتي فنجون پرت کردم پايين - باشه -

يک دقيقه صبر کن

اوضاع مرتبه

کارت درسته، پسر لطفا، بشين

گارسون

دوباره تکرار نميکنم

در حال حاضر شما اينجاييد به نفعتونه موضوع دوستانه حل بشه

اينو امضا کنيد، سالم از اينجا ميريد بيرون بدون اينکه حتي يک تار مو از سرتون کم بشه

نصف "ريتز"؟

هر چي که در گذشته ...بين ما اتفاق افتاده

با اين امضا از بين ميره و ما مثل برادر ميشيم. فهميديد؟

...بله، اما

تو ميخواي اين قراردادو امضا کني؟ اگه نه، پس خفه شو

من امضاش ميکنم - اين شد حرف حساب -

...طبق اين قرارداد

از اين پس ما نيمي از درآمد کازينو رو بدون قيد و شرط بايد بديم به شما

دوباره تکرار کن چي گفتي، مرد جوان

دوباره بگو

ادامه بده

وقتي شما نصف "ريتزو" برداريد، نصف دارايي هاي ما هم صاحب ميشيد

!بي حرکت

احمق ها! ده مرد خشن چيني از پس دو نفر بر نميان؟

!کودن هاي بيفايده نيازي به استفاده از اسلحه نيست

زود اسلحه هاتونو غلاف کنيد احمقهاي بي مصرف

مرد جوان، حالا توپ تو زمين توه، اگه ميتوني برو بيرون

اگه با اون منو بزني، ميميرم

!تو يه تخم مرغ گنديده اي

رييس دچار مشکل شده

تو خوب بودي، جوان

بلندش کنيد - راه بيفت -

بريم

هل نده. خودم ميرم

بيفت جلو، سريعتر - عجله کن -

بهم نصف "ريتزو" بده منم اونا رو آزاد ميکنم

بريم

پليس

مبارزتون تموم شد؟ به نظر ميرسه دير رسيديم

چي گفتي، بازرس "هو"؟

آقاي تايگر، هم اينجا هستن شما هم تو دعوا حضور داشتين؟

من متوجه منظورتون نميشم

کانتوني نيستي؟

به نظر ميرسه اينجا مبارزه اي رخ داده من مطمئنم شما هم درگير اين ماجرا بوديد

مبارزه؟ من که چيزي نديدم

هيچي؟ - نه -

تو هم چيزي نديدي؟ تحت فشار که نيستي؟

ما داريم چايي ميخوريمو حرف ميزنيم

خب، چايي و صحبت ديگه کافيه چند روز ديگه همديگرو ميبينيم

هر وقت شما بخوايد

اگه تهديدت کرده بهم بگو تا دستگيرش کنم

بازرس "هو"، من متوجه نميشم

تو داري از همکاري با من امتناع ميکني دفعه ي بعدي ممکنه خيلي دير برسم

حالا متوجه شدم. خداحافظ

خب ديگه، بريم

اونا مبارزه ميکردند. شما باور ميکنيد داشتند چايي ميخوردند؟

من که کور نيستم

ماموريت تمومه

اطاعت

سربازرس امروز نجاتمون داد، نه گل رز

من ديگه بدون گل رز جايي نميرم

خرافاتي

عمو، ماشينو ببرم تعمير

آره، ماشينو ببر

هزينه تعميرش خيلي گرون ميشه

من شک دارم "في" پشت همه ي اين ماجراها باشه

تو بهش مشکوکي؟

اون خيلي وقته اينجاست و تا الان کار خطايي نکرده

پس شما "في" رو وفادار ميدونيد؟

تو کار ما، يه چيزي هست ...که نميشه فراموش کرد

به هيچکس اعتماد نکن

من اينو قبول ندارم

تو انتخاب زيادي نداري

اينو ميخواي؟ - نه -

داري کجا ميري؟ - پايتخت -

بدون اينکه با من مشورت کني؟

تو اصلا به من فرصت حرف زدن دادي

تو فقط وقتتو صرف دعوا و کارت ميکني

تو بهتره بري تعطيلات مشکلي نيست

من بر نميگردم

چي؟ - چرا؟ -

من ميخوام ازدواج کنم - من بهت گفتم، غير ممکنه -

با کي؟

"با آقاي "لو

والدينش در پايتخت منتظر ازدواج منو و اونن

فکر کردي هيچکي منو نميخواد سعي نکن جلومو بگيري

منو ترک نکن

چرا ترکت نکنم؟ - تو نميتوني. بهم گوش کن -

تو يه عوضي هستي - لطفا کمکم کن -

اين تو حيطه ي کاري من نيست. خودت رديفش کن

اگه ترکم کني من برشکست ميشم

تو همش به فکر کارتي. تو هيچوقت به فکر من نبودي

فکر ميکني من کيم؟ حساب بانکيت؟

من هرگز تو رو اينطوري تصور نکردم هي، تو بهش يه چيزي بگو

چي بگم؟

من اونو چطوري تصور ميکنم؟ - حساب بانکيت -

اونم همينو گفت بازم داري انکارش ميکني

اون دروغ ميگه. حرفاشو باور نکن

من دروغ گفتم چرا بايد دروغ بگم؟

دروغگو. تو يه احمقي! خانم، تو ميدوني چطور تصورت ميکنم؟

چطور تصورم ميکني؟

تو بهش بگو

من نميدونم. تو معمولا زير لب حرف ميزني من نميدونم چي ميگي

تو داري ديوونم ميکني

خانم، خانم

خانم، داري واقعا همه چيو ميزاريو ميري؟

يا الان يا هيچوقت. بايد بمونم تا تو منو مثل پنير سوراخ سوراخ کني

!پنير

مگه من چيز ديگه اي گفتم؟

من فقط اشتباه شنيدم. به هر حال اين به من ربطي پيدا نميکنه

ربطي پيدا نميکنه؟ همش اينجا نشستي داري مينوشي. اون داره ميره

ربط پيدا ميکنه. حالا جلوشو بگير

خانم، لطفا، دو سال بهم فرصت بده

تو فکر کردي من بهت اعتماد ميکنم؟

من واقعا مسرم - تو واقعا مسري؟ -

!ولم کن

خانم، خانم، لطفا بمون

تو بهم دروغ گفتي

نه نگفتم

من همه ي بدهي پدرمو پرداخت کردم !در حالي که پدرم هيچ بدهي به تو نداشت

من واست سخت کار کردم. اونوقت تو داشتي ازم استفاده ميکردي

من به اون گفتم تو رو بازي نديم

من فقط اعتراض نکردم

اونم بي تقصيره

اولش، من نميدونستم بعدش، نميدونم چطور شروع شد

اون پولا دست نخورده اند من بهت برشون ميگردونم

پس تو اعتراف ميکني که منو فريب دادي

من نميدونم که چي بايد بگم

حالا تو ميدوني که بايد خودتو سرزنش کني

!تو، خفه شو

فراموشش کن. من پول نميخوام، من ميرم

خانم، به من گوش بده - ولم کن برم -

بهم گوش کن

رييس

آقاي "لو" ميخواد بگه که داره از اينجا ميره

به من ربطي نداره

نه، من اومدم گزارش بدم موتور ماشينشو دستکاري کردم

بهش بگو بره گمشه

حالا چطوري اون ميتونه بره؟

بله، چطوري ميتونه برن من ميتونم درستش کنم

به آقاي "لو" بگو بره

به آقاي "لو" بگو بره

بهش بگو بره،خب

تصميم گيريت هم به ديگران بستگي داره

فقط در مواقعي که درست بگن

خانم - ولم کن -

خانم، تو نميتوني بري

نميتوني بري

بهم يه دليل واسه موندنم بده

دليل؟ دليلش چيه؟

ما دليلي نداريم

تو داري زياد مينوشي

تو حالت خوبه؟ من واقعا متاسفم

واقعا متاسفم

رييس، آقاي "لو" اصرار دارند اول خانم "لومينگو" ببينن

که چي؟ - اسلحش پايينه -

بهش شليک کن

اجازه بده بلند شم - لطفا منو ترک نکن -

تو نميتوني اونو مثل يه دزد تو تله بندازي. اونو ببوس، که بمونه

ببوسمش؟ - حاضر نيستي گوش کني -

اين کارو ميکنم، اين کارو ميکنم

اون که رفته

من ميرم ماشينو تميز کنم

به من دست نزن

خانم، متاسفم

چمدون بستي؟ ميري تعطيلات؟

من سعي داشتم نامه شما رو ارسال کنم اما گرفتار شدم و اخراج

نامه کجاست؟ - مدير اونو ازم گرفت -

آقاي مدير - مدير، اون ميخواد شما رو ببينه -

بله؟

شما يک نامه از شانگهاي خطاب به خانم "کائو" داريد، اون براي منه

براي شما؟

ولي شما که اينجا زندگي نميکنيد چطور نامتون اومده اينجا؟

من از سربرگ نامه هاي شما استفاده کردم

بندازش بيرون - آقاي مدير، آقاي مدير -

من نياز مبرم به اون نامه دارم لطفا اونو بهم بديد

من اشتباه کردم از سربرگ اينجا استفاده کردم ديگه اين کارو نميکنم

دوباره اين کارو نميکنم لطفا، نامه ي منو بهم بديد

آروم باشيد.ببين نامه اش اينجاست؟

بود ولي اونو برگشت زدم

نه، اون نامه غير قابل برگشت بود

اون داره ميبرتش اداره ي پست

خانم - نامه ام، نامه ام -

برگرديد سر کارتون

چيزي نيست - متاسفم اگه باعث اختلال شدم -

ممنونم

حالا برو - ممنون -

خيلي ممنونم

تو همه چيزو رديف کن. من ميرم پايين يه فنجون چاي بخورم

ترغيبش کن دست دوستي منو رد نکنه

نميدونم اگه اون پيشنهادتونو قبول کنه

من فکر نميکنم اون شخص بدي باشه

فکر ميکنيد اون خوبه، يه ضرب المثل ميگه حتي خوک هم ميتونه تبديل به مگس شه

تو اهل کجايي؟

من؟ کانتوني ام

يادت باشه، وقت صبحانه

بهتره ديگه برم

کانتوني، مردم شاندونگ همشون مثل همند

يه بار ديگه واست ميگم

اسکله ي شرقي، نزديک کارخونه چيکن جورج

من ميدونم، صدها نفر در بندر واسه "دوکرز" کار ميکنند

اون خيلي قدرتمنده

وقتي ديديش، زياد متواضع نشو

من ميدونم، "دوکرز" کالاهاي وان چاي" رو اونجا ترخيص ميکنه"

چي شده؟ بازم کار؟

اژدهاي سياه منو براي شام دعوت کرده، من بايد برم

وقتي با من صحبت ميکنه، اينقدر واسش چشم و ابرو ننداز، لطفا

رييس، گرفتم. من يه گل داوودي خريدم

گل داوودي؟ تو مگه خنگي؟ - گل داوودي هم گله ديگه -

احمق، برو بيرون و ماشينو تميز کن

گل، گله ديگه

عجله کن. وقت کمه. گلي هم در کار نيست اونا هم منتظرمونن

ميشه اينقدر خرافاتي نباشي

بيا بريم

نه، تا رز نباشه، ملاقاتي هم در کار نيست

من ميدونم با هم آشتي کرديد

من بابت تصميمت خوشحالم

رييس، ما خانم "کائو" رو پيدا نکرديم

به من گفتن اون مريضه - مريضه؟ -

آقاي "واه"، از اين طرف لطفا

آقاي "واه" اينجان

از اين طرف

خيلي خب، گلها اينجان ما بايد بريم

من اومدم ازتون يک شاخه گل بخرم. شما حالتون خوبه؟

بيا داروتو بگير

اون تب داره؟ - نه، بدنش سرده -

اون که آنفلوآنزا نداره اين بدرد نميخوره

به رييس يه شاخه گل بده. اون به شانسش احتياج داره

همش به فکر منافع خودتي. جون يک نفر واست مهم نيست؟ رفتارت غير انسانيه

سريع يک دکتر بياريد اينجا

رييس، دکتر لازم نداره. اون قلبش شکسته

به من بگو کار کيه تا کلکشو بکنم. بگو کار کيه تا سرشو از تنش جدا کنم

بهم بگو، من ميتونم کمکت کنم

اين کيه؟

اون دخترشه

من که باورم نميشه اون خيلي زيباست

متاسفم، تقصير من بود

فراموشش کن

گريه نکن

فهميدم. دخترش مرده - ببند دهنتو -

برو ماشينو تميز کن

هي، الان وقتشه، بايد بريم

چطور ميتونيم بريم؟

ممکنه "دوکرز" ناراحت بشه

اول بايد يه شاخه گل بخرم - ...همشو بخر -

آقاي "کو"، اين براي شماست، و همراش آرزوي موفقيت من براي همتون

اميدوارم شانس به همتون رو کنه

شما بايد خوشحال باشيد که يه همچين دختر زيبايي داريد

اون کجاست؟

کمکي از ما برمياد؟

دخترش تو شانگهاي درس ميخونه. قراره چند روز ديگه براي ديدن مادرش بياد اينجا

فوق العادس. اون پول کافي براي گرفتن بليط داره؟

من واسش ميخرم

نامزد و پدرش هم قراره همراهش بيان

که در مورد ازدواج صحبت کنند

خانم "کائو" هرگز نميدونه که مادرش گل فروشي ميکنه

وقتي براي تحصيل ميرفت خيلي جوان بود

مادرشم بهش گفته بود در مورد مسائل مالي نگران نباشه

پدر نامزدش فرد شناخته شده اي تو هنگ کنگه

اون فکر ميکنه ايشون تو هتل "کينگ" اقامت داره

حالا اگه دخترش حقيقتو بفهمه، خيلي نا اميد ميشه

و اگه پسره و پدرش بفهمن، اين ازدواج سر نميگيره

بهم بگيد چه کاري ميتونم انجام بدم؟

فقط شما ميتونيد کمک کنيد

شما تنها فرديد

تو بايد کمکش کني اون با فروختن شاخه گل رز بهت باعث شد شانس بهت رو کنه

چطور ميتونم کمکش کنم؟

آسونه، بفرسش به هتل "کينگ" و يه زندگي مرفهم واسش بساز

گفتن آسونه. طول ميکشه همچين پولي رديف کنيم

ما مقداري پول واسش جمع کرديم

همش همينه، فکر ميکني کافي باشه؟

مشکلي نيست. به اندازه کافي هست

من هر کاري شما گفتيد رو انجام ميدم

يه مدت بايد تنهات بذارم

تا منو داري، نگران چيزي نباش - نميدونم چطور بايد تشکر کنم -

مرتب کردنش با تو

چرا خودتو تو زحمت ميندازي؟ - سادست، از کمک کردن به مردم شاد ميشم -

از اين طرف - خانم "يانگ"، همه چيز آمادست

مراقب خانم "کائو" باش

خيلي زيباست

وسايلشونو بياريد داخل - چشم -

خانم "يانگ" همه چيز مورد پسند بود؟

اگه کسي ازتون پرسيد خانم "کائو" اينجا زندگي ميکنه ميگيد بله

اما اگه چيزيو نميدونستيد از خودشون درخواست کنيد

خانم، به خونه ي جديدتون خوش اومديد

چن واه"، بيا اينجا"

زيبا نيست؟ - خيلي -

پول همه چيزو ميخره

من واقعا نمي دانم چطور از شما تشکر کنم براي همه اين کمک فوق العاده

آقاي "کو" دوست دارن به مردم کمک کنن، درسته؟ - دقيقا -

خانم "يانگ"، همه افرادي که گفتيد اينجا هستند

راهنماييشون کن

لطفا

اونا کي بودن؟

اينا گريمور، خياط، آرايشگرند همشون واسه شما اومدن

چاي بعد از ظهر آمادست

اون کيه؟ - پيش خدمت -

پيش خدمت؟

آقاي "کو"، بفرماييد

خانم "کائو" سزاوار داشتن پيشخدمته

عمو، ما از اينجا ميريم - ممنون -

همه چيز تحت کنترله؟ - البته -

چيه؟ - ما به يک شوهر نياز داريم -

چه شوهري؟ - اون گفت که تنهاست -

ما بايد چيکار کنيم؟ - يکيو واسش پيدا کن -

من، شوهر پيدا کنم؟ از کجا بايد يکيو گير بيارم؟

از من نپرس

يکي از بچه ها رو انتخاب ميکنيم

يک شوهر؟

شامل من نميشه

خانم، از کجا يه نفر پيدا کنم؟

خانم، يکي ميتونه فرد مناسبي واسه اين کار باشه

کي؟ - يکي از دوستانم -

اون ظاهرش خوبه؟

مهم نيست، سريع بيارش اينجا

پس تو بمون

من بدون پول بايد نقش بازي کنم

دنبالم بيا

من شوهر هر کي اينجا زندگي کنه ميشم

"آقاي"کو"، ايشون دوستم هستند، آقاي "تانگ

از حالا به بعد، ايشون رييسته

"کو چن واه"، آقاي "کو"

ما قبلا همديگرو نديديم؟

فکر نکنم

برو جلو و با آقاي "کو" دست بده

آقاي "کو" احوال شما؟ حال شما؟

من با شما چند وقت پيش ملاقات داشتم - غير ممکنه -

"ممنون. آقايون، خانوم "کائو

اون قراره همسرت بشه

استرس نداشته باشيد. آروم باشيد

"آقاي "کو

کي ميخواي منو بهش معرفي کني؟

خانم "يانگ"، ايشون قراره شوهرش "باشه، آقاي "تانگ

تو؟ بيا اينجا، بايد کنار هم ببينمتون، بد نيست

من فقط به لباس نياز دارم

هنوز تموم نشده؟

لومينگ"، همه چي درسته؟ ميتونم برم؟" - ميتوني -

ما ميريم - اول برو خونه -

هنوز نميتونيد بريد

چي؟ مگه چيز ديگه اي هم مونده؟

ما فردا براي استقبال ميريم بندر - من نميتونم بيام -

تو هم بايد باشي، بخاطر اون

باشه - خب، حالا ميتوني بري -

بريم با هم بيشتر صحبت کنيم - بريم چاي بنوشيم -

به چي خيره شدي؟ اون خانم "کائو" خودمونه

يادم اومد اون کيه

من ميدونم تو کي هستي

بيخيال بابا، بيخيال من حالا شوهر ايشونم

حالا چيکار ميکني؟ - هيچي -

چه خبر شده ؟

هيچي، من يکبار جونشو نجات دادم

بريم چاي بنوشيم

کشتي لنگر انداخت، رييس

عجله کنيد

ما اون جلو جا گرفتيم

دخترتون ما رو ببينه چي ميگه؟ - حتما خوشحال ميشه -

من همشو مديون شما هستم - چيزي نبود -

She's docking.

اون رسيد

آورديش؟

"خوش آمديد، آقاي "ونگ

چرا اينقدر کوچيکه؟ - کوچيکه ولي کامله -

!بايد از پلاک کارت استفاده ميکردي - چرا اينقدر دير کردي؟ -

!يه بزرگترشم اونجاست

يکي ديگه هم ميخواد آقاي "ونگو" ببينه - اگه شما بتونيد اونا هم ميتونن -

خانم "کائو" آدم مشهوريه

ما نمينونيم اجازه بديم اونا باهاش ملاقاب کنن بايد زودتر از اونا پيشدستي کنيم

حالا چيکار کنيم؟ - حالا چيکار کنيم؟ -

ما نبايد بهشون اجازه ملاقات بديم - بهشون بگو از اينجا برن -

مراقب راه رفتنت باش

يادتون باشه، اون استاد و دوست قديميه منه، مراقب رفتارتون باشيد

من نتونستم از شرشون خلاص شم اون بازرس "هو" ست

خودت رديفش کن

بازرس شما بايد به حرفم گوش کنيد - چي شده؟ -

ميخواي بدوني "تايگر" داره چيکار ميکنه؟

چيکار ميکنه؟ - اينجا نميشه -

بيا بريم بيرون - من اومدم اينجا يکيو ببينم -

دير بشه اطلاعاتم ديگه به هيچ دردي نميخوره

خوب همين الان بهم بگو

بهت ميگم، نه اينجا

پس آهسته در گوشم بگو

فراموشش کن

روبراه شد؟ - بله، دارم روش کار ميکنم -

شما دوتا، دنبالم بياين - بله -

!کيفمو زدن

اون بهم دست درازي کرد

خودتونو درگير نکنيد بنرو نگه داريد

هيچکس نبايد مزاحمتي ايجاد کنه

!سلام، چه حسن اتفاقي

چطوري پسر؟ - خوبم. چي کشوندتت اينجا؟

دارم دنبال شر ميگردم

پول مامانم کجاست؟ - من فرستادمش -

تو فرستادي؟

!دعوا رو تموم کنيد

!بزنش

!بزنش! بزنش

بريد اونطرف همديگرو بکشيد

اين مسئله به من مربوط نيست بنرو نگه داريد. بالاتر

سربازرس "هو" اينجان؟ - منم -

پس تويي. تو يه تيکه آشغالي

چرا شما دوتا هيچ غلطي نکرديد؟ - خودت گفتي بنرو نگه داريم -

نه ديگه اينقدر. بگيريدش

!اجازه نديد فرار کنه

ميتوني ببينيش؟ - نه -

اونو ميشناسي؟

مردم زيادي اينجا هستن

شما اونو ميشناسي؟ من فقط عکسشو ديدم. نميدونم

ميتوني ببينيش؟ - نه -

ميتوني ببينيش؟

!بيلي

!بيلي - !مادر! مادر -

اون بيليه، دختر من، اون بالاست

من مادرمو ديدم. اون پايينه

باشه، باشه، بريم

کدومشون اون بود؟ - دقيقا نميدونم -

دختر عزيزم، برگشته

اون کجاست؟ - دقيقا نميدونم -

کدومشون اونه؟ - نميدونم -

تونستي ببينيش؟

من شنيدم آقاي "ونگ" خيلي ثروتمنده

فيلم دوربينتو چک کن

درباره ي چي حرف ميزنن؟ - دقيقا نميدونم -

رييس، رييس - ولش کنيد. چه اتفاقي افتاده؟

دوتا خبرنگار اومدن تا با آقاي "ونگ" مصاحبه کنن

خبرنگار؟

!کلکشونو بکن - بله -

اين خلاف قانونه

ما کارآگاه هستيم - اينجا داريد چه غلطي ميکنيد؟ -

ما خبرنگاريم. اومديم با آقاي "ونگ" مصاحبه کنيم

ما باهاتون چند کلمه حرف داريم - ولي مسافرين اومدن دارن پياده ميشن -

ما هيچ سوالي نپرسيديم - يا داوطلبانه ميايد ما به زور ميبريمتون -

!بريم - چيکار ميکنيد؟ -

سر و وضعم خوبه؟

عالي هستين

!مادر

!بيلي

نگاه کن، چه کارهاي خوبي داري ميکني

اين تازه اوليش بود

!ايشون ناپدريته

دوستاتو به ما معرفي نميکني - حتما -

ايشون آقاي "ونگ سين چوان" هستند

آقاي "ونگ"، دربارتون زياد شنيديم - اين پسرمه -

حالتون چطوره؟

بابت مراقبت از دخترمون ازتون ممنونم

اون کسي بود که ازمن مراقبت ميکرد

اينجا خيلي شلوغه اجازه بديد به هتل برگرديم

و ايشون کين؟

اين پسرداييه ايشونه - درسته، درسته -

داييم اونو به مادرم سپرد - دايي -

اينم همسرمه - خاله -

مامان، شما هرگز در مورد پسر داييتون چيزي نگفته بوديد

He was the black sheep in the family. Marriage changed all that.

آقاي "ونگ"، آقاي "ونگ" اجازه بديد به هتل برگرديم

من قرار بود يکي ديگه از دوستامو هم اينجا ملاقات کنم

من به همه گفتم که به هتل ميريم

بريم

!دايي؟ - چرا شما رو معرفي نکردن؟ -

برم ماشينو روشن کنم

شما بهشون وام نداديد و باعث برشکستگيشون شديد

برشکستگي باعث ميشه افسرده شن و در نهايت باعث ميشه خودکشي کنن

خودکشي باعث درگير شدن شما ميشه شما چي فکر ميکنيد؟

خبرنگاراني که گمشدن از کارکنان با ارزش نشريه بودن

من دوست قديميه رييس شما هستم

احمق، اين حدسيات باعث ميشه شغلتو از دست بدي

من متاسفم، من فقط خواستم با فرضيه هام به اطلاعات جديدي برسم

داره سعي ميکنه منو تحت فشار بذاره خودم يه عمره کارم اينه

تقسيمش کن

خانم يانگ - خانم يانگ -

با قايق ميري ميبينيشون و سعي ...ميکني معامله رو

!چقدر گرمه

اجازه بده يه چيز خوب بهت بگم. وقتي اونا رو ميبينم خيلي خوشحال ميشم

...اون از ما ميخواد

راستي، به "تانگ" بگو فردا ما با ماشين ميريم يه چرخي بزنيم

خودت بهش بگو

اون آدم توئه. خودت بهش بگو

حرفات تموم شد؟

اون اميدواره ما تو معامله باهاش راه بيايم

ولي تا الان که همينطوري بوده

هي "تانگ"، فردا آقاي "ونگ" رو ببر اين اطراف بگردون

يه گشت و گذار با قايق؟

هر چي! فقط نبايد کسي ببينتش

نميخواي تمومش کني؟ ناسلامتي ما داريم در مورد کار بحث ميکنيما

لطفا يه تماس با بازرس "هو" بگيريد - بله آقا -

فردا بعد رانندگي ميريم کوه و بعدش ميريم باغ

دوربين رو فراموش نکني همراهت بياري

اينقدر جلوي من رژه نرو، داري ديونم ميکني

دلم ميخواد

يادت نره چي گفتم

قايقي که قراره باهاش بريم يه ...قايق تفريحيه

"لطفا بده به آقاي "کو

رييس، تلفن

تو داري از کفش من به جاي زيرسيگاري استفاده ميکني؟

آقاي "ونگ" از من خواسته ببرمش "پيش بازرس "هو

حالا من از کجا يه بازرس "هو" واسش بيارم؟

چي شده؟ - فکر کردم همه چيزو درست کرده باشي -

اين تماس واسه منه؟ - بله -

...الو، الو

سلام، ممکنه لطفا من با کاپيتان "هو" صحبت کنم

رييسم کاپيتان "هو"، اوه کاپيتان "هو" اون يه کانادايي خوبه

و آمريکا و کاليفرنيا به ديدن پدر و مادرش

براي چه مدتي رفته؟ برميگرده؟

براي هميشه... برميگرده سال ديگه کريسمس

اسم شما چيه؟ - اسم من؟ آمانداست اهل مالي -

خداحافظ

قطع کرد

درست شد

من ميرم ماشينو تميز کنم

اينجا خدمتکاراشون فيليپينين؟ - بله مد روزه -

آقاي "ونگ" اونا اين همه راهو اومدن شما اومدن

پول کمي مونده. چرا فقط اونا بايد حق انتخاب داشته باشن؟

في"، تو ميتوني درستش کني، ولي" ما نميتونيم

شما سالهاي زيادي هواي ما رو داشتيد ما اينو فراموش نميکنيم، مگه نه؟

هر چيزي بخوايد واستون انجام ميديم فقط کافيه بگيد

من از شما بابت حسن نيتتون تشکر ميکنم

بهم ايمان داشته باشيد. روزهاي خوبي پيش رومونه. بريم

بريم

ستوان "مينگ" کجاست؟

اون بدون اينکه بگه کجا داره ميره رفتش

ونگو" پيدا کرديد؟" - هنوز نه -

با کي حرف ميزني؟

پسرعموم، اون تو شرکت کشتيراني کار ميکنه

داره ليست مسافرينو چک ميکنه

بازرس - کجا رفته بودي؟ -

"هتل پنج قاره، هتل "لوک ووک

آقاي "ونگ" ما تو هتل پنج قاره يا "لوک ووک" بود؟

نه - پس چرا رفته بودي اونجا؟ -

من کمي بعد متوجه شدم اون تو هتل "کينگ" اقامت داره

پس چرا رفتي جاهاي ديگه؟

فهميدم - چي فهميدي؟ -

ونگ در حال حاضر اينجاست، پس من هتلها رو چک ميکنم

کي بهت گفت درمورد "ونگ" تحقيق کني؟ خبرنگارها رو واسم پيدا کن

چرا همه کارها رو من انجام بدم؟

من هرگز تو زندگيم دروغ نگفته بودم

واقعا ميترسم

ما نبايد اونا رو نا اميد کنيم

عمو، شما بيش از يک ساعته که واسه ملاقات با "تايگر" دير کرديد

فکر ميکني "تايگر" قصد داره دوباره کلک بزنه؟

پسرا مراقب ما هستند - يه شاخه رز خوش شانسي هم بيار -

رييس، "تايگر" همه ي صبحو منتظر بود - پس بايد ما رو براي نهار دعوت کنه -

اون الان ميخواد شما رو ببينه

اول بايد رزمو بگيرم

رييس

"دو نفر از افراد "تايگر"

خيلي هم عصبين، دارن ميان اينجا

چه خبر شده؟

رييس ما دوست نداره منتظر بمونه - پس منو براي براي شام دعوت کنه -

!بي حرکت

همونجا بمونيد - تو با ما مياي، اين دستور "تايگر" هست

ببينيد بچه ها... اينجا منطقه ماست

...من با اونا ميرم. تو و پسرا هم

چطور جرات کرديد اينجا مشکل درست کنيد؟ !کلکشونو بکنيد

من ميرم يه شاخه رز بخرم، بعدش رييستونو ميبينم

بريم

تايگر" بابت اين کارت حسابتو ميرسه"

پس يعني شما در حال برنامه ريزي براي سرمايه گذاري در اينجاييد؟

اين نظر منه

در ميزنند! چه زماني؟

خيلي زود، اميدوارم

!آقايون

ما از شرکاي آقاي "ونگ" هستيم ايشون اينجا هستن؟

آقاي "ونگ" در حال حاظر اينجا نيستند - به ما گفتن ايشون تو اين سوئيتن -

ايشون در حال خوردن صبحانه هستند

ما از دوستان خوب ايشونيم - شرکاي قديمي -

خوب شد اومدي. اينا از شرکاي کاري آقاي "ونگ" هستند

حالا چيکار کنيم؟ - من کار غيرقانوني انجام نميدم -

اين کار آدم ربائيه

در رو ببند - چند نفرو تا حالا دزديدي؟ -

شما يک کارخونه توليد فولاد هم داريد؟

صبح بخير، صبح بخير

شما خيلي سحرخيزيد

آقاي "ونگ" همه چيز باب ميل شما هست؟

عالي، خيلي راحت

آقاي "ونگ" اينجا رو دوست داره

همه چي خوبه، دختر عمه؟ - البته -

گل رزه تازه. دوست داشتنين

يک شاخه گل براي خوش شانسيتون

چرا بهش اون رزو دادي؟

سنته، يه سنت خانوادگي

يه سنت - يه سنت خانوادگي -

!صبر کن، برگرد پايين - صداتو بيار پايين -

بازرس "هو" داره با دو نفر ديگه مياد بالا

آقاي "کو" تماس فوري براي شما

من ميبرمش اونجا

بازرس "هو" داره مياد بالا

الانم تو آسانسوره

حالا بايد چيکار کنيم؟

پسر عمو. پسر عمو

شما رو صدا ميزنه

يکي از قراردادهاي کاريتونو فراموش کرديد - امروز -

اونا پشت خطن

کاملا فراموش کرده بودم

اون سرش خيلي شلوغه

چندتا لباس بدين به من

بازرس "هو" داره مياد بالا

اين طرف. اينو بگيرش

و اينو

برو جلو، دنبالش برو. بريد داخل

آقاي "ونگ"، قربان

بهشون بگو من ظهر برميگردم

آقاي "ونگ"، من شما رو هر جايي باشيد ميشناسم

شما باهوشيد. شما بايد بازرس "هو" ي مشهور باشيد

در خدمت شما هستم، قربان

سرتون خيلي شلوغ بود که نتونستيد به اسکله بيايد؟

اوه، ولي من اونجا بودم اجازه بديد توضيح بدم

همراهم بيا، من دارم ميرم بيرون

پيشخدمت، همش اينجاست - بله قربان -

اونا کين؟ - دستياران من هستن -

اونا رفتن

!اون مراقب اوضاع هست

تايگر ممکنه هر لحظه از پشت به ما خنجر بزنه اونوقت تو هنوز حواست به اين ماجراست

اون ممکنه آسيبي به شما نرسونه، اما به من چرا

شما بهم ياد داديد چطور لباس بپوشم

چطور راه برم، چطور حرف بزنم، چطور مذاکره کنم، چطور مبارزه کنم

تو منو مثل يک عروسک خيمه شب بازي کردي بعد نگران اذيت شدن خودتي؟

!اون راست ميگه. ماشين

کارها رو شما انجام ميديد - تصميم کارها رو شما ميگيريد -

خودت بگو چيکار کنيم؟ - از الان من ميگم چکار کنيم -

چي باعث خوشحاليت ميشه؟ - خوشحال به نظر نميام؟ خيليم خوشحالم -

هر کاري ميخواي انجام بده - بله که انجام ميدم -

انجامش بده - اگه ميدونستم چيه که انجامش داده بودم -

محصولات عالي به اينجا وارد ميشه

شما پولاتونو تبديل نکرديد؟ - هنوز نه -

من ميتونم بهتون مقداري قرض بدم - چقدر مهربان -

کي قراره شرکت کشتيرانيتون افتتاح بشه؟ - به زودي -

اون خيلي ثروتمنده اون حتي مالک يک معدن طلا هم هست

و کشتي سازي و فولاد سازي

بريد و خبرنگارها رو پيدا کنيد منم اينجا رو اداره ميکنم

آقاي "ونگ"، ارزش هر سهم چقدر هستش؟

يک دلار. 2.8 دلار هم سودشه

دو برابر قيمت فروش؟

هيچ خريدار خارجي وجود نداره - من ميتونم مقداريشو بخرم؟ -

تو يک خارجي نيستي، مثل برادرزادمي

برادرزاده، منم يکي از اونام

بازرس هو، رئيس کميته ي برنامه ريزي، باشگاه پليس

باشگاه پليس. من مسئول جمع آوري کمک هاي مالي هستم

برادرزاده، کارهاي خيرخواهانت مورد ستايشن

خيلي خوبه، خيلي خوبه - ممنونم -

حالت خوبه؟

من فقط آه کشيدم

نبايد آه بکشي. تو بايد از زندگيت لذت ببري

دليل آه کشيدن من اينه که باشگاه به 80 هزار دلار پول نياز داره

اما تنها پولي که ظرف مدت سه سال جمع آوري شده 15 هزار دلار بوده

تنها در حدود 60 هزار دلار ديگه نياز داري تا به هدفت برسي

بعد بفروش رفتن سهام يه کمک حسابي بهتون ميکنم

آقاي "ونگ"... من متاسفم

من ميدونم همه کارها فقط با يک کلمه ي شما درست ميشه

تو دست و پا چلفتي هستي

پسرم به خوبي از "بيلي" مراقبت ميکنه

چطور ميتونم با شما مخالفت کنم؟

ممنون براي راهنمايي هايي که امروز بهم کرديد

چيزي نبود

توجه داشته باش که پول اين چيزهايي که خريدم به زودي بهت برگردونده ميشه

اونو يه سپرده در نظر بگيريد

سپرده در نظر بگيرم؟

شما به من وعده دادي که مقداري از سهام رو به من ميفروشيد

البته! اينا رو به اتاقم ببر - بله، قربان -

بيام بالا براي امضاي قرارداد؟

نه، اجازه بده فردا به محض آماده شدن قرارداد درموردش تو دفترت صحبت کنيم

خوبه

آقاي "ونگ"، من شما رو تا اتاقتون همراهي ميکنم

نيازي نيست - من اصرار دارم -

من الان ميخوام برم يه فنجون قهوه بخورم

پس اجازه بديد من شما رو مهمون کنم - بسيار خوب -

قهوه نميخوريد؟ - بهتره برگردم به اتاقم -

برگرديد به اتاقتون

چرا شما با اداره تماس نميگيريد؟

تماس با اداره؟ - شايد بابت يک پرونده بدنبال شما باشند -

همه چيز درسته - پس لطفا بخاطر من تلفن کن -

ميرم تلفن کنم - من اينجا منتظرم -

من ميرم پيش خانما - منم ميام -

نه، تو برو پيش مادرت - باشه -

چرا اون مثل سريش بهت چسبيده؟ - اون خواست همرام بياد -

بهش اجازه نديا - من تو کارم بهرينم -

لومينگ"، بيا بريم"

چي شده؟ - بازرس "هو"، برو بفرسش بره

من بزودي برميگردم

وصل کنيد بانک "ونگ آن" لطفا

عمو، چرا شما اينجاييد؟

چراغها رد نظاره ميکردم

"بازرس "هو"، بازرس "هو

تو؟ - يک درگيري بيرون اينجا رخ داده -

نميتوني ببيني سرم شلوغه؟

اما شما بازرس هستيد

براي من سخنراني نکن. بله؟

بانک "ونگ آن"؟ برو پي کارت

متاسفم، با شما نبودم

اونا هنوز اينجان. شما کاري نداريد؟ - نه -

!پس به من ملحق شيد

چرا اون اينجاست؟

يه فکري کن

من نتونستم شما رو زود پيدا کنم

من يه چيزي ميخوام بگم. "چن واه" کجاست؟

رفته دستشويي

هنوز نميتونيم بريم. بيا، بيا

بنشينيد و آروم صحبت کنيد

من وقت ندارم

!سودش در سه ماه

تا فکرامو بکنم که اونا به فروش نميرن؟ ممنون

معذرت ميخوام - يک لحظه. بله قربان؟ -

آقاي "ونگ" اينجا ساکن هستند؟ - بله -

اونه...؟

ايشون اونجا هستند

اون دوست شماست؟ - موضوع درمورد يه بيزنس کوچيکه -

!هي

!هيچي. من ثروتمند شدم

در حال حاضر کارت تموم شده؟ آقاي "کو" زندگي ساده اي دارن

بشين با هم صحبت کنيم - من هنوز کار دارم -

بازرس "هو"؟ چشمتون بهتر شده؟

تو کي هستي؟ - من با مشت زدم تو چشمتون -

اومدي اعتراف کني؟ - نه دقيقا، من اومدم اون يکي چشمتم ناقص کنم -

فرار کن، من تو رو تا تا قيامت تعقيب ميکنم

وايسا، ميگيرمت

اونجا چه خبر شده؟

چي شده؟

فکر کنم يه نزاع خيابوني بود من فعلا بايد تنهاتون بذارم

شام امشب رو با ما ميل کنيد

ما حتما ميايم

کار براي امروز ديگه کافيه. ميمونم و يه چاي ميخورم

ديگه اونا رو براي نوشيدن چاي نيار اينجا - کنترل کردنشون مشکله -

تو بهتره اينجا بموني - دوباره برم بشينم؟ -

اونا رو به اتاقشون ببر

من ترجيح دادم بمونم و چاي بنوشم براي شام هم اينجام

بسيار هم خوبه

آقاي "کو"، مطبوعات

چطوري اومدن داخل؟ - رشوه، گمون کنم -

و به همين دليل من به هنگ کنگ اومدم

پس اين دليلش بود؟ اگه اشکال نداره عکس بگيريم؟

حتما، حتما

"آقاي "ونگ - چن واه"، خوشحالم که تو اينجايي" -

بيا، اجازه بده يه عکس گروهي بگيريم همه به ما ملحق شن

عکس، پدر؟ - بفرماييد -

خوبه. همه با هم، همه با هم

...آماده باشيد

ممنون

خاله، بفرماييد اينجا بنشينيد

يه لحظه، شما با کدوم روزنامه کار ميکنيد؟ - خورشيد -

کي منتشر ميشه؟ - فردا -

برو گلتو بگير، که بتونيم بريم

موفق باشي - شما خيلي سرتون شلوغه ها -

شما واقعا به اين کار باور داريد؟ - اين موضوع ربطي به باور نداره -

چرا دوستتون رو معرفي نميکنيد؟

چرا اون پشت شما پنهان ميشه؟

اون خجالتيه. منو ببخشيد

چن واه"، من ميخواستم يه چيزي بگم - اون چيه؟

خانم "کائو" موافقت کرده که عروسي تو شانگهاي برگزار بشه

در شانگهاي! تبريک ميگم

خانم "کائو"، بابت مهمان نوازيتون صميمانه ازتون تشکر ميکنم

و موافقتتون براي اين ازدواج

شما خيلي لطف داريد

من در طول سفرهايي که داشتم هميشه خواستم با آدمهاي مهم آشنا بشم

پيشنهاد ميکنم که من يک مهماني براي آشنايي با همه ي مقامات هنگ کنگ ترتيب بدم و شما

و دوستانتون هم دعوت کنم

نظرتون چيه؟

چن واه"، نظرت چيه؟" - من؟ من هيچ اعتراض ندارم -

بهتره درموردش صحبت کنيم

ايده ي خوبيه. کشتن دو پرنده (با يک سنگ(ضرب المثل

آقاي "ونگ"، لطفا منو ببخشيد

چن واه"، براي برگزاري اين ضيافت در هنگ کنگ بايد افراد بلند پايه رو دعوت کنيم

بسيار خوب. شما اين کارو انجام بده

نگرفتي چي گفت؟

در غرب سبک زندگي تجملاتي و مهمه ولي در شرق سبک زندگي ساده و آسونه

در ميان دوستاي چينيت، دوستاي خارجي هم داري؟

بيشتر دوستاي چينيم خارج رفتن

عمو، عمو

شما رو صدا ميکنه

منو ببخشيد، ما نبايد در مورد ليست مهمونا صحبت کنيم؟

لومينگ"، تو هم بيا"

ما بايد در موردش حرف بزنيم

معذرت ميخوام - نه، نه، برو -

نگران نباش

خانم "کائو"، شما نظري نداريد؟

که خيلي از دوستات خارجين؟

ما چطوري ميتونيم اين همه آدم مهم پيدا کنيم؟

هيچ چيز غير ممکن نيست

ممنون بخاطر اعتماد به نفسي که بهم ميدي

آفاي "ونگ" ميخواد اين ضيافت به برزگترين نحو ممکن انجام بشه

اينا همش تقصير شماست

تو گفتي سادست

گفتي فقط گرفتن کت شلوار، خريد تعداد کمي لباس و کمي لوازم آرايشيه

ولي اين به يه چيز ديگه تبديل شد

آدم ربايي خبرنگارها و بازرگانان !ضرب و شتم پليس. اين يه فاجعست

اما تو که فقط ميگفتي خوشحال باشيد

!خفه شو

خودت شروعش کردي خودتم درستش ميکني

تنها منو سرزنش نکن، تو خواستي به خانم "کائو" کمک کني

گفت کمک به مردم کار خوبيه - کاملا درسته -

ولي شما بايد حد خودتونو بدونيد - تو فقط داري اوضاع رو بدتر ميکني -

شما همتون درست ميگيد من بودم که اشتباه کردم

ولي کارت اشتباه نبود

بود. من بيش از حد به بقيه ترحم ميکنم، ولي ديگه کافيه

سعي کردم به خانم "کائو" کمک کنم نقش يه معجزه گرو در آوردم

حق با توئه. من نبايد تا اين اندازه پيش ميرفتم

لطفا بهش بگو هر کاري تونستيم انجام داديم. ديگه بيشتر از اين امکان نداره

تو اين وضعيت؟

پس کي بايد بهش بگم؟ - تو داري اين ازدواجو خراب ميکني -

تصور کن هرگز کمکش نکرده بوديم - اون فرد مشهوريه -

آره، من ميدونم. ولي ديگه تموم شد

من نميتونم بهش بگم اين خيلي بيرحميه

...تو - نميتونم -

بهش ميگي - نه -

پس من بهش ميگم

دايي

خاله، پدر

مزاحم که نشديم؟ - نه، به هيچ وجه -

چي شده؟ - مامان گفت شما خيلي مهربونيد -

و قلب بسيار بزرگي داريد، پس

پس، ما دوست داريم شما پدرخوانده اولين فرزند ما بشيد

پدرخوانده؟ - نظر ما رو قبول ميکنيد؟ -

ما ديگه بيشتر از اين وقت شما رو نميگيريم

خداحافظ خاله

خداحافظ دايي

پدرخوانده، عجب ايده اي

همه ي روئسا و همسرانشونو در به مهموني دعوت ميکنيم

چرا خشکتون زده؟ ايده ي خوبي نيست؟

ايده ي خوبيه. اما اين همه آدمو از کجا پيدا کنيم؟

افراد خودمون ديگه

من بهشون نقش شونو آموزش ميدم - من هم لباساشونو انتخاب ميکنم -

بريم سر کارمون. من بايد چند تا تلفن بزنم - بريم -

تو ميدوني داري چيکار ميکني؟

چي شده؟ - اون سعي داشت فرار کنه -

فرار کنه؟

من نميتونم با شرايط شما کنار بيام من فقط داشتم ميرفتم خونه

چطوري ميخواستي از اينجا بري؟ - با قايق يا با قطار

با صندلي چرخدار چطوره؟

نظرم عوض شد. برم به کارم برسم

بريم

ايجا نوشته شده براي چه کاري انتساب شديد

اين مال تو، به ذهن بسپور اينم مال تو

سخت نگير

اگه اون باردار باشه، ممکنه بخواد بچه شو سقط کنه

تو حتي نميدوني پدرش کيه آروم باش

خانوما لطفا، توجه کنيد شما بايد نقش يه شهروند باکلاسو در بياريد

اون هميشه پشت سر همه بدگويي ميکنه

از بس خورده ديگه بالا نميره

نفستو بده تو

داري به چي نگاه ميکني؟

صاف شد. همه خطهاشو از بر باش

گوش کنيد، گوش کنيد

تانگ" به هر کدومتون يه تيکه" کاغذ با بخشي داده

اسمتون و اينکه چي بايد بگيد

خط به خطشو به ياد داشته باشيد آقاي "ونگ" اهل شانگهاي هستن

هنوز تموم نشده

فقط نقشاتونو به ياد داشته باشيد و مثل يه خانم و آقاي باکلاس رفتار کنيد

چرا ما بايد باشيم؟ اون ممکنه سمتش از من پايين تر باشه

تو کي هستي؟

وزير آموزش پرورش

آموزش و پرورش؟ اون چطور ممکنه بتونه زير دست تو باشه؟

چرا؟ - چرا نداره -

چهرت به اين نقش نميخوره کي رييس زندانه؟

کي اين نقشو داره؟

تو رئيس زنداني پس چرا جواب نميدي؟

نميدونم. من نميتونم بخونم

نميتوني بخوني؟ منظورت چيه؟

خيلي خوب، شما رئيس زندان و شما وزير ميشيد

!تو بايد ديوونه باشي موضوع چيه؟

اون دامنمو زد بالا

اين کارا چيه؟، متمدن باشيد

کجاي کارم اشتباه بود؟

!حرومزاده، مزاحم پرنده من ميشي - چطور جرات ميکني منو بزني؟ -

!دعوا نکنيد

!ولم کن

!تمومش کنيد

!اين مسخره بازيو تموم کنيد

!دعوا رو تموم کنيد

به من گوش کنيد! دعوا کافيه

!گوش کنيد

از اين همه جنگ و کشتار خسته نشديد؟

اين ممکنه تنها شانس شما در زندگي براي انجام يه کار خوب باشه

ممکنه متوجه نباشيد که چرا داريد به خانم "کائو" کمک ميکنيد

فکر کنيد به زماني که پير شديد و بچه هاتون از شما اين سوالو بپرسن که

پدر، بزرگترين دستاورد شما از زندگي چي بوده؟

چي بايد بهشون بگيد؟

بهشون ميگيد که يه گانگستر بوديد

که تو کاباره ها و کازينوها وقت ميگذرونديد و با تهديد و اخاذي زندگيتونو جلو ميبرديد

آيا به اينها افتخار ميکنيد؟

اين ممکنه تنها چيزي باشه که ميتونيد بهشون بگيد

ميفهميد؟ - نه -

تانگ، تانگ

!من اينجام

بهت گفتم اونا نبايد اسلحه حمل کنن

من بهشون گفتم

ازشون سوال کن کدومشون اسلحه حمل ميکنه؟

کي هنوز اسلحه داره؟

!ما

!همه ي اسلحه ها رو بنداز دور

من به شما نگفته بودم، هنوز که انجام نداديد

"ريتز"

اين 5000 دلار مال "هو" هستش و اين 5000 تا هم مال منه

اين وسوسه کننده نيست، هست؟

نه نيست ولي من بهتون سهم ميدم

نميخوايد بشموريشون؟ - نيازي نيست -

ممنون. اون دوتا خبرنگار چه زماني اينجا رو ترک کردن؟

من برگشتم سر کارم نميدونم کي رفتن

اينجا رو امضا کن

آقاي "ونگ"، چيز ديگه اي لازم نداريد؟

من قراره امشب به يه مهموني برم

اون کيه؟ - آقاي "ونگ"،نجيب زاده ي شانگهاي -

اون مولتي ميليونره، آقاي "ونگ"؟ - بله -

ممنون

ممنون آقاي "ونگ". ممنون براي وقتي که گذاشتين

احتياجي نيست. شما هميشه مورد حمايت من بوديد

اگه ما هواي شما رو نداشته باشيم، کي داشته باشه؟

آخرين بار چقدر بهت بدهکار شدم؟

نگرانش نباشيد - من اصرار ميکنم -

بيا اين 2000 دلار براي مشکلمون

زياد نيست؟ - نگهش دار -

اين واسه خريد خوراک مرغ بعنوان شيريني اين قرارداده فقط آروم آروم بخور

يادت باشه وقتي ارزش هر سهم 2 دلار شد، اونا رو بفروشي

دو برابر؟ - زياد وسوسه نشو -

من ثروتمند ميشم

من نميتونم باور کنم که اين چند دسته کاغذ اينقدر با ارزشن

اينا فقط کاغذن

يادت باشه، اين سهام متفاضي زياد داره

به هيچکس نگو که من اونا رو بهت دادم

يادت باشه، دوبرابر شد بلافاصله بفروش

من دارم ميرم

سي هزار سهم؟

"آقاي "ونگ"، آقاي "ونگ

درمورد باشگاه پليس چي؟

اوه، اون؟

چيز خوبيه. من يه چک ميدم

بسيار ممنونم قربان. که همچين مقدار زيادي رو صرف اينجا ميکنيد

بيا

!هشتاد هزار دلار

!اين خيلي زياده

فقط 65000 دلار نياز داشتيم - اين آخرين برگ چک من بود -

دفعه ي بعد که به اين شهر برگشتم واست يه چک ديگه مينويسم

حالا بذار اينو پاره کنم

لازم نيست، من ماوالتفاوتش رو بهتون پس ميدم

ماوالتفاوت؟ از کجا 15000 دلار مياري؟

من اونو دارم

ميتوني يه رازو پيش خودت نگه داري؟

من مسئول خزانه هستم

الان واستون ميارم

آقاي "ونگ"، اين 13000 دلاره

اينم 2000 تاي ديگه، ميشه 15000 دلار

برادرزاده، شما خيلي باهوشيد

من به نمايندگي از"هو"، پليس و خودم از شما کمال تشکر رو دارم

سپاسگذارم، سپاسگذارم

چنين کارهاي کوچکي شايسته ي سپاسگذاري نيستند

اجازه ميدي

تا ديدار دوباره

آهاي "ونگ"، اجازه بديد تا بيرون همراهيتون کنم

نيازي نيست. برو به سهامت يه نگاهي بنداز

اجازه نده هيچکس اونا رو ببينه

يادت باشه، دو برابر

دو برابر

شانس من

هي، تو، وايسا

من؟ موضوع چيه؟

تکون نخور.مراقبش باش اجازه نده جايي بره

من دوست بازرس "هو" هستم

دوستش! چه عالي! مراقبش باش

من بايد برم

"بازرس "هو

داري چه غلطي ميکني؟

چند نفر گم شده اند و !تو هيچي پيدا نکردي

ما چند فرضيه داريم

باندي که آدمربايي ميکنه با باندي که اخاذي ميکنه کاملا تفاوت داره

تفاوتش چيه؟ - ...خب -

فرمانده

سربازرس

چرا قبل وارد شدن در نميزني؟ - اين خيلي مهمه -

اين بحث هم خيلي مهمه ما يادداشتي براي دادن باج دريافت نکرديم

احمق! حتي مرکز فرماندهي هم در اين باره شنيده

همه ي اشخاص گم شده رو ظرف مدت 3 روز پيدا ميکني يا يکي از ما اخراج ميشه. فهميدي؟

برو ماشينو آماده کن

!لعنت بهش - سربازرس -

افرادتو به "ريتز" فرستادي؟

اينکارو کردم، قربان

يادت باشه، تو مسئول هستي - متوجهم، قربان -

خدانگهدار، قربان

!عوضي

!منم

تو دوباره بدون در زدن اومدي داخل؟ - اين خيلي مهمه -

مهم؟ در تمام طول روز کدوم گوري بودي؟

من به هتل کينگ رفته بودم - من بهت گفتم اونجا نرو -

اما من يه چيزي درمورد آقاي "ونگ" پيدا کردم

گفتم چه کاري بايد انجام بدي بعد ميري يه کار ديگه ميکني، از دستورات من سرپيچي ميکني؟

اول به حرفام گوش کنيد - تو به مافوقت احترام نميذاري -

...اما

چرا از دستوراتم سرپيچي کردي؟ نميدوني بعد از فرمانده، رئيس اينجا منم؟

...من ميدونم - پس چرا دنبال کاري که فرستادمت نرفتي؟ -

من کسيم که درباره ي اخراج شدن و مرخصي رفتن همتون تصميم ميگيره

بدون حمايت من هيچي نيستيد

تو چرا اينجايي؟

اونا نگهم داشتن

تو ولش کن بره

اون راست گفت؟ - اون ديوونست -

هيچ مدرکي درمورد اشخاص گم شده وجود نداره؟

...نه، اما ما آقاي "ونگ" رو - هيچي -

در تمام اين مدت؟

خداحافظ! و از مادرت بخواه بهت ترفيع بده

بهت ترفيع بدم به آسمون برسي؟ درباره ي آقاي "ونگ" چي ميخواستي بگي؟ بنال

من فهميدم اون يکي از ده مرد ثروتمند شانگهاي نيست

اون نيست؟ نکنه تويي با چشم خودت ديدي نيست؟

!فقط بگو اون کيه؟ بگو! بگو

!حرومزاده

نه تنها اون از ثروتمندترين آدم هاي شانگهايه

بلکه در تمام چين اون يکي از ثروتمندترين آدماست

آفرين، آفرين، واقعا تحت تاثير قرار گرفتم

!من نيازي ندارم بهم اين حرفا رو بگي برو بيرون

من بايد فرار کنم

سربازرس

تو دوباره در نزدي؟ - من ميتونم يه چند روزي برم مرخصي؟

مرخصي؟ - مادرم مريضه -

مگه پدرت مريض نبود؟ - نه -

برو بيرون! هيچوقتم بر نگرد

نگاش کن. چه کار بدي کردي؟ - من دارم ميرم مرخصي -

مثل من باهوش باش من مدارک جديدي پيدا کردم

تو آدم سخت کوشي هستي. کارت درسته

آقاي "ونگ"، شما هنوز اينجاييد؟

من خواستم ببينمشون - آقاي "ونگ" رو به هتل برگردون -

باشه، باشه. من ايشونو به هر جايي که بخواهند ميبرم

خدا حافظ، آقاي "ونگ". مراقب باشيد

منو داري کجا ميبري؟

من ميدونم کجا ميرم تو رو نميدونم

سربازرس

چرا هيچکدومتون در نميزنه؟ - متاسفم قربان -

من افراد "کو" رو اسلحه به دست تو "ريتز" ديدم که براي کاري هم قسم ميشدن

اونا کي بودن؟

دزدا، جنايتکارا و همه ي کسايي که تو ليست ما تحت تعقيبن

پس چرا اونجا رو ترک کردي؟

اگه افراد بيشتري همرات ميبردي اونجا اونا رو دستگير ميکردي

من يه حکم تفتيش ميگيرم

چرا اينجا ايستادي؟ کلاهمو بده

به چي خيره شديد؟ دنبالمون بيايد

و اين واقعيت داره؟

بله ظاهرا، همه تو "ريتز" جمع شدن

اون دو نفري که فرستادم چي شدن؟

هيچ خبري از اونا ندارم

اون به حرفم توجه نکرد "کو" اون دو نفرو گرفته

چرا اين کارو ميکني؟

من فقط ميخوام اين کشتار تموم بشه

يک، دو، سه، تعظيم کنيد

عالي بود

يه تمرين ميکنيم "لومينگ" ميشه "ونگ"

تلاش کنيد

من آقاي "ونگ" هستم و شما؟

من خانم "فاکسي" (ترشيده)هستم استاد دانشگاه

تو خانم "فاکس" هستي، استاد دانشگاه اين ترشيده چي بود گفتي؟

به زبون ماندريني گفتم

به زبون کانتوني بگو

من آقاي "ونگ" هستم و شما؟ - من فرماندار هنگ کنگ هستم -

تو فرماندار نيستي، تو وزير حمل و نقل هستي

من ميخوام فرماندار باشم

چرا؟

اگه اون رئيس کل پليس باشه منم بايد فرماندار باشم

من بايد فرماندار باشم

خيلي اونو جدي نگير

من بايد از اون بالاتر باشم من فرماندارم

اون اصرار داره فرماندار شه

باشه! اون فرماندار ميشه، فرمانده ميشه

بگو دوباره اجرا کنن - يه دفعه ديگه. لطفا همکاري کنيد -

رئيس، خانم "شان" ميخواد شما رو ببينه

دوباره. 1، 2، 3 تعظيم کنيد

رئيس، پليسها اينجا رو محاصره کردن

الان بيرونن؟ - بله -

چي شده؟

پليس ما رو محاصره کرده - پليس؟ چطوري اومدن؟ -

اونا منتظرن بازرس "هو" با حکم بياد

اون حتما فکر کرده ما داريم واسه يه جنگ آماده ميشيم

ما نميتونيم اينجا رو ترک کنيم خانم "کائو" منتظره، ممکنه هر لحظه بيان

اوه عزيزم، ما يه راه مطمئن براي خروجتون پيدا ميکنيم

اين بده

زن بيچاره

ما بايد چيکار کنيم؟ - دارم ميگردم -

ما بايد چيکار کنيم؟ - اون رييسه -

زود باش، فکر کن

بايد چيکار کنيم؟

من ميرم دادگاه جلوي بازرس "هو" رو بگيرم

تو نميتوني بيرون بري. چطوري ميتوني؟ - نميدونم -

ما بايد سرشونو گرم کنيم

من از در پشتي ميرم بيرون

داريد چيکار ميکنيد؟ - نوشيدني ميبريم -

اونا رو بيخيال شيد. بريد بالا و کشيک بدين

به عمو بگو من دارم ميرم دادگاه تا با "هو" ملاقات کنم

بهش بگو منتظر من بمونه

حرکت کن

شما اينجا چيکار ميکنيد؟

ما بايد چيکار کنيم؟ - به "في" زنگ ميزنيم -

بيشتر هل بده

بچه ها حتما دارن دنبالم ميگردن ممنون

اون رفته دادگاه تا "هو" رو ببينه

همه هستن؟ - بله، ما ميدونيم چيکار کنيم -

چي شده؟

اونا اجساد افرادتونو که "کو" کشته بود پيدا کردن

اون افراد منو کشته؟ اون کجاست؟ کدوم گوريه؟

"اون رفته پيش بازرس "هو

هدفش چي بوده؟

شايد اون با پليس همکاري ميکنه

لعنتي! بريم

من الان بايد برم بعدش شما پيش رئيستون بريد

حالا چي ميشه؟ - من گشنمه -

منم همينطور - بيا بريم -

من نتونستم هيچ جايي اونو پيدا کنم

اون اينجاست. بريم

!پام - !دستم -

...تو گلدونمو شکستي! پولشو بده - لعنتي -

بگيريدش! نذازيد فرار کنه

ديگه گرفتيمت

آماده باشيد مهمونا به زودي ميرسن

برو ببين نوشيدني به انداره ي کافي وجود داشته باشه

ميبينمتون. مراقبش باشيد

مشکلي پيش اومده

نه، اونا دارن تمرين ميکنن. به اندازه ي کافي وقت هست. نگران نباش

اون کجاست؟ - اون بالا -

بياريدش پايين - بکشيدش پايين -

تايگر"، متاسفم نشد" با هم چاي بخوريم

لعنتي! من تو رو ميکشم

من بهت قول ميدم يه چاي باهات بخورم، فقط بذار الان برم

خيلي حياتيه

بذارم بري؟ من دو نفرو فرستادم تو رو براي صرف چاي دعوت کنن

تو اونا رو کشتي. چرا؟ - من نکشتم. من اونا رو آزاد کردم -

تفنگم کجاست؟

مگه نشنيدي چي گفتم؟من اونا رو نکشتم. اونا به زودي برميگردن

برادر "في"، بهش بگو من اونا رو نکشتم

ولي تو کشتيشون جسدشون پيدا شده

اين غيرممکنه

تايگر"،حرفاشو باور نکن اون" يه شيطونه داره خامت ميکنه

اون هيچ وقت از من خوشش نميومده اونا بزودي برميگردن، بهم اعتماد کن

پس اونا کجان؟

اونا بايد تو راه برگشتن باشن - نميخواي انتقام مرگ اونا رو بگيري؟ -

لعنتي، ديگه بهت رحم نميکنم

تايگر"، حرفمو باور کن" من اونا رو نکشتم

"تايگر"، "تايگر"

نميتوني منو بعدا بکشي؟ من يه کار فوري دارم که بايد انجام بدم

خفه شو! من الان ميکشمت

اونا اينجا هستن

بهت گفتم من اونا رو نکشتم

شما دو تا کشته نشديد؟ - نه هنوز. اون ما رو نجات داد -

اون ما رو آزاد کرد - لعنتيا، شما منو ميترسونيد؟

تايگر"، بهت گفتم من بهت دروغ نگفتم

پس تو مارمولک، ميخواي رئيس بشي؟

تايگر"، من بخاطر شما اين کارو کردم" من رئيس خيلي بهتري واستون هستم

هيچ راهي براي اينکه تو بتوني بهتر بشي وجود نداره! آزادش کنيد

آرومتر

تايگر"، من اميدوارم درک کرده باشيد" که اين کارو بخاطر شما انجام دادم

از حالا به بعد، ما به امور خانوادگيمون رسيدگي ميکنيم

امور خانوادگيتون! مشکلي نيست من کاريش ندارم. اگه ميتوني جلوشو بگير

تايگر"، من حتما يه" چاي باهات ميخورم

برادر "في"، همينطور که اشاره کردي اينم يکي از امور خانوادست

بريم و اونو رو براهش کنيم

من يه کار فوري دارم، منو ببخشيد

فکرشم نکن. تو از اينجا زنده بيرون نميري

"تايگر"

من دخالت نميکنم، اما قوانين ميگه بدون اسلحه، من اسلحتونو نگه ميدارم

پسر "کانتوني"، نترس. مطمئن باش نميذارم خطايي تو اين مبارزه وارد بشه

اما بازم ممکنه تا آخرش بميرم

برنده شي، کارخونه مال تو ميشه

!ببگيريدش

از سر راه بريد کنار

برادر، عالي بود

صبر کنيد. من بايد برم نميتونيم بعدا اينو تموم کنيم؟

بزنيدش

اين بالاست

طنابو بکشيد

ممنون، خدا جون

!نپر

بهت گفتم که نپري

مبارزه نکنيد

تو جايي نميري. حالا نوبت توه

تو عالي بودي

"برادر "چن واه

تو ميتوني همه چيزو مثل اولش درست کني من رو کمک تو و کارخونه حساب ميکنم

تو ميتوني کارخونه رو داشته باشي و ما ميتونيم دوباره يه خانواده باشيم

"ممنون "چن واه - من بايد هر چه زودتر برم -

پسر کانتوني، من واقعا تحسينت ميکنم

امور خانوادت حل و فصل شد فقط مونده خورده حساب بين ما حل بشه. بيا دوست باشيم

من وقت ندارم

هنوز هم تو فکر ضرباتي هستي که بهت زدم؟ پس بجاش منو بزن

نترس، بزن

!بگيريدش - ولش کنيد -

مشت هات خيلي قوين

پسر "کانتوني"، تو واقعا ضربات قدرتمندي داري. حالا ادامه بده، بزن تو گوشم

از الان ما دوستاي خوبي خواهيم بود

دوستان، من حالا بايد برم کارم فوريه

اگه هر اتفاقي افتاد رو من حساب کن

روت حساب ميکنم

چرا عجله ميکني؟

مرد شاندونگي، ماشينتو بايد قرض بگيرم

چي؟ - بهت برش ميگردونم -

چطور بود؟ - عالي، کاملا درست -

سربازرس، با شما کار دارن

"بازرس "هو

برو بيرون و مراقب باش

بازرس، افرادتونو مرخص کنيد ...بازرس، لطفا

تو چطوري از اونجا خارج شدي؟

...بازرس - پاشو -

بازرس "هو"، اونا رو از اونجا خارج کن ما قصد داريم کارهاي خوب تو "ريتز" انجام بديم

زياد دور بودن از تو چيز خوبيه

تو اينجا چيکار ميکني؟ من گفتم دنبال آدماي گمشده بگردي

...قربان

دادستان کل ديگه خسته شدن

از حالا به بعد تنها کار شما پيدا کردن افراد گمشدست

يا اينکه خودت ميري گم ميشي

من ميدونم افراد گمشده کجا نگهداري ميشم

اون ديگه کيه؟ - مالک " ريتز" هستش -

راست ميگي؟

چهار تا خبرنگار، دو تا بازرگان، درسته؟

براي همينه که آوردمش اينجا تا شما رو ببينه

دنبالم بيا

تو هم همينطور

پرونده ي آدمربائي خيلي مهمه ما اول بايد به اون برسيم

بهشون دستور بده برن "ريتز" رو بگردن

نه، اونا آماده ي برگزاري ضيافتي براي خانم "کائو" هستن

اين دستوره

افراد گمشده تو "ريتز" نيستن

اونا کجان؟

دوستامو آزاد کنيد بعدش بهتون ميگم قبلش بايد يه تلفن بزنم

...نميتونم - اگه من زنگ نزنم، اونا آزاد نميشن -

اوضاع وخيم ميشه

بسيار خوب، ميتوني تلفن کني - ممنون -

الو؟ - "لومينگ" -

به عمو بگو آزادشون کنه - خبرنگارها رو؟ -

به خانم "کائو" بگو ما نميتونيم بيايم به برادرها هم بگو همه چي تمومه

چي شده؟ چي شده؟

يه بار ديگه. بهتر شد

ديگه احتياجي نيست همه چي لغو شد

چرا شما اونا رو ربوديد؟ - تا يه رازو نگه دارم -

راز جناياتتونو؟ - يه لحظه زبون به دهن بگير -

چه رازي؟ - راز يک خانمو -

اون واسه تو چه کاري انجام داده؟

هيچي واقعا، من فقط هر روز ازش يه شاخه گل رز ميخرم

من ميدونم هيچکس حرف منو باور نميکنه

ما باور ميکنيم، اما درک نميکنيم چرا آدمربائي کردي؟

چراشو دقيقا چطور بگم به شما که بفهميد

ببينيد، دخترش يه دوست پسر ثروتمند داره اونا با هم فارغ التحصيل شدند

اونا قراره ازدواج کنن

مادرش ميترسيد اگه بفهمن فقيرن اين ازدواج انجام نشه براي همين دروغ گفت

اون قلبش مثل طلا پاکه و هيچوقت تا حالا دروغ نگفته

زماني که وارد هنگ کنگ شدم اون تنها کسي بود که به من گفت مراقب خودم باشم

در حالي که حتي يه سنت هم نداشتم ازش يه شاخه رز براي شانسش خريدم

شما خانمها عشق ما بين مادر و دختر رو درک ميکنيد

پس من اون آدما رو دزديدم اما اونا حالشون خوبه

من فقط خواستم با نگه داشتن رازش بهش کمک کنم

شما متوجه نشديد، اينطور نيست؟ - حتي يک کلمشو -

ما نميدونيم شما چي داري ميگي

بسيار خوب، من آهسته تر ميگم

روزگاري يک دختر جوان گل فروش زندگي ميکرد نه، يک خانم گل فروش

...اون يک دختر داشت، و

...پدر، مهمونها

متاسفم، من بايد خانم "کائو" رو ببينم

چرا هنوز مهمونا اينجا نيستن؟

ممکنه ماشينشون خراب شده باشه يا پشت ترافيک مونده باشن

و خيلي دليل ديگه اونا تو راهن

متاسفم، اونطور که بايد خوب نبوديم

ميدونم بايد چيکار کنم

چطوري از اين آشفته بازار خلاص شيم؟

تو چيزي گفتي؟

آقا و خانم "کائو"، چه موردي پيش اومده؟

...من فکر ميکردم

...ولي حالا

شما بايد متوجه شده باشيد که يه مشکلي پيش اومده

مامان، چه اتفاقي افتاده؟

براي هر مشکلي يه راه حلي وجود داره

من ميدونم که براي آشنايي با خانواده ي "بيلي" به هنگ کنگ اومدين

و دليل خوبي براي کارتون داريد

مهمونها بيان يا نيان، ما هنوز هم اوقات خوشي با هم گذرونديم

بريم بيرون کمي غذا بخوريم

بيا بريم - اجازه بده تمومش کنم -

"آقاي "ونگ

من اميدوارم شما اين ...واقعيتو درک کنيد

که "بيلي" واسه من خيلي مهمه

...براي اينکه زندگي براي اون آسون بشه

هر کاري ميکنم حتي اگه رويايي نباشه

مامان، اگه از چيزي ناراحتي

همه چيزو بهمون بگيد ما درستش ميکنيم

من ميدونم، عزيزم

...هر کاري واسم انجام ميدي

ولي اين زندگي شايسته تو نبود

خانم، اگه بخاطر مهموناست نبايد براي اين مشکل متاسف باشيد

من متوجه نميشم اين موضوع شما رو تا اين حد ناراحت کنه

موضوع اين نيست

...اي کاش

...من خانم "کائو" بودم

اگر چيزي هم وجود داشته باشه نميتونه مانع انجام اين ازدواج باشه

نيازي نيست اونو بگيد

مامان، من ميخوام شما بدونيد هر اتفاقي بيفته من عاشق "بيلي" ام

اين باعث ميشه گفتنش براي من بيشتر اهميت پيدا کنه

من ميخوام شما ...همه چيزو بدونيد

من ميخوام شما ...همشو درک کنيد

موزيک، موزيک

مهمونا اينجا هستن

"مشاور پادشاه و خانم "لو

"فرمانده ي ارتش و خانم "وانگ

"جناب قاضي و خانم "بنجامين

از ملاقات دوبارتون خوشحالم

"فرمانده نيروي دريايي و خانم "گوردون

"رئيس کل پليس و خانم "لاگتون

"رئيس پيشاهنگان آقاي "مک جورج

"دادستان کل و خانم "استيونس - تبريک ميگم -

"رئيس باشگاه اسب دواني، ژنرال "مورس

"رئيس کل باشگاه شيرها، آقاي "چان

"داديار و خانم "چو

"رئيس باشگاه روتاري و خانم "لي

"قاضي دادگاه عاليه و خانم "نيلسون

"مدير راه آهن و خانم "واتسون

"رئيس پست مرکزي و خانم "نيتون

چرا اين لباسو پوشيدي؟

دادستان کل اونو بهم هديه داد

چطوري اونا رو آوردي اينجا؟

من بهشون گفتم که ما بدون اونا نميتونيم تمومش کنيم

"رئيس خزانه داري و خانم "هريسون

"رئيس سازمان آب و خانم "جانسون

"مدير ملي کار و خانم "پيرس

"رئيس شرکت هند شرقي و خانم "بنک

!چه شب باشکوهي

تو بالاخره اون کار خوبي که ميخواستيو انجام دادي

منم ميخواستم انجامش بدم، مثل همه، اما جرات نداشتم

چرا داري گريه ميکني؟

من ميرم توالت

گريه نکن، آرايشت خراب شد

من زشت شدم

عجله کن! کشتي داره راه ميفته

"تحت تعقيب" سربازرس سابق بدليل اختلاس از اداره ي پليس

!تو حرومزاده

اگه جرات داري پاتو بذارمالزي

تو کار بزرگي انجام دادي

تو هم کارت عالي بود

دوباره بهمون سر بزن

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.