All language subtitles for Ouija Seance The Final Game (2018) BluRay 720p YIFY (AriaMovie)

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian Download
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

با افتخار تقدیم می‌کند HamEdOSheyDa HamEdOSheyDa@gmail.com

هماهنگی زیرنویس

:جلسه احضار روح بازي نهايي

باربارا

بار؟

بار؟

!پخ - !آه خداي من -

!ترسونديم خودت ميدوني که نبايد وسط جلسه زومبام بپري و قطعش کني

.بدنمو نابود ميکنه

جلسه زومبا؟يعني بدنت همين الآنش از اين همه پيلاتس نابود نشده؟

حالا هر چي، من که هم در زدم .هم صدات کردم

نميخواستم چيزي رو قطع کنم

.آره ،نه، اون از ديشبه

خيلي خب، اينا کدومش برا استخر پارتي خوبه؟ !اوووه، خيلي هيجان انگيزه

خودمونم ميدونيم که تو .دوتاش رو مياري

.هوم، قراره بهترين پارتي عمرمون بشه

.آره آ ره، بهترين پارتي عمرمون

.آره، و همه هم قراره بيان اونجا

...گيالم اينو دوس داره

.اما فکر ميکنم خيلي اينو پوشيدم

.خب، تو اين خيلي خوشگل ميشي

.اوه، ممنون پيکل

.دلم برات تنگ ميشه

نميشه بموني و يه ترم ديگه هنر برداري يا همچين چيزي؟

.نميتونم .برنامه ديگه تموم شده

.اما دل منم برات تنگ ميشه

بله؟

.عصر بخير خانم ويليامز ...من آقاي مارافا هستم

وکيل شرکت الکترونيک، يادتونه؟

بله، امرتونو بفرمايين؟ همه اسناد به دستتون رسيد؟

.راستش، فکر نميکنم

ما اعلام کرديم که سند .ملک رو نداريم

.ببخشيد، متوجه نشدم

فکر ميکردم همه چيز طبق برنامه بوده، .متوجه نميشم

سندي پيش خودتون دارين؟

.بله، اينجا پيش خودمه

يه برگه داخلشون ميبيني؟ (به اسم ...(ايتاليايي گفتش

.بله اينجاس مگه چشه؟

مشکلي نداره،

اما من بايد داشته باشمش، ...بدون اون سند براي امضاي رسمي

.اعتبار قانوني نداره

.ميدونيد، تشريفات اداري ايتالياييه

...متوجهم، اما واقعاً سرم با دانشگاه شلوغه

...بعلاوه، فکر نميکردم حضورم الزامي باشه

و اين آخر هفته هم دارم ميرم، ...پس

متاسفم خانم،

بايد ازتون درخواست کنم که .نسخه اصلي رو برامون بيارين

تنها کاري که ميتونم براتون ...انجام بدم اينه که

دستيارمو بفرستم تا اسناد رو ازتون .تو اون خونه بگيره

.هي بيخيال، بايد يه راه ديگه هم باشه .واقعاً نميتونم، خواهش ميکنم

.اميدوارم يه آخر هفته خوب داشته باشيد خانم

آقا؟ .لعنت

.باورم نميشه اين اتفاق داره ميفته .اون وکيل آشغال، واقعاً که

متاسفم که کار به اينجا کشيد .برنامه اين نبود

بيخيال عزيز دلم، .ما هنوز وقت داريم

...پارتي ماريون قراره کل آخر هفته باشه

حالا يه چند ساعت بالا پايين .چيزي رو عوض نميکنه

.گمونم

و گيالم چي؟ عصباني نشد از تغيير برنامه؟

.هوم، يکمي فقط

و؟

خب، بهش قول دادم که براش .ساک ميزنم

عاليه، حالا نتيجه کارم يه ساک .هم گذاشت رو دستت

من بهترين دوست جهان نيستم حالا؟

.چرا هستي

.يه چيزيم يادم رفت که بهت بگم

چي بگي؟

حدس بزن کي خواسته با ما بياد؟

.تو حال حدس زدن نيستم

.ريکو چرا ريکو؟

...خب، ماريانا دعوتش کرد به پارتي

.اونم ازمون درخواست کرده که ببريمش .بيخيال، خواهش ميکنم

خب، مجبوري که واسه چند ساعت .باهاش کنار بياي

.وقتي داري رانندگي ميکني مجبوري کنارش بشيني

موبايل، کليد، ديگه چي؟

.مطمئنم که همه چيو برداشتم حتي بيشتر، بريم

.خيلي خب، بريم

برنامه دارين چقد بمونين؟

تا وقتي که لازم باشه لخت باشيم .عزيزم

اين ماشين کيه؟ خيلي کوچيکه، مگه نه؟

.کرايه ايه .اگه ميخواي من ميتونم رانندگي کنم

.نه ممنون .خودم ميتونم

.اگه نظرت تغيير کرد فقط بگو

هي عقب نشين ها، .يادتون باشه که خودتون تنها نيستين

يادت باشه که سفرمون بيشتر از اون چيزي که هست طول ميکشه ،اونم بخاطر تو

.بخاطر همينه که ميذارم ماشينمو بروني

.تازه، من بايد يه جوري خودمو سر پا نگه دارم

.خيلي وقته همو نديديم

چيکارا کردي اين مدت؟

کار خاصي نکردم، .فقط درگير دانشگاه بودم

ديگه داره تموم ميشه، آره؟

.آره، حدود دو هفته ديگه

و بعدش چي؟

.حداقل براي يه مدتي برميگردم خونه

فکر نکردي که همينجا تو ايتاليا بموني؟

منظورم اينه که کجا بهتر از اينجا براي رشته ترميم آثار هنري؟

.نميدونم .فعلاً که جزء برنامه‌هام نيست

.متوجهم

اما يه خونه اينجا نداري؟ !جايي که الآن داريم ميريم

خب، قانوناً تا قبل صبح دوشنبه .اين خونه مال منه

.به شرکت الکتريک فروختمش

قراره بکوبن و يه ساختمون جديد .يا همچين چيزي جاش بسازن

.خوبه .پس حالا ديگه پولدار شدي

.صبر کن، وايسا

ميخواي چي برامون بخري؟ .يالا، بيا سوار شو، ديرمون شده

به اون خونه تعلق خاطري نداري؟

وقتي پدر مادرم خونه ساحلي پدربزرگمو فروختن

.تا هفته ها گريه ميکردم

.هشت سالم بود، اما بازم گريه ميکردم

...نه، هيچوقت تا اونجا پيش نرفتم

و حتي مادربزرگم که اين خونه رو برام گذاشت ...نميشناختم

.پس نه، بهش تعلق خاطري ندارم

اگه مشکل پيش نميومد، الآن حتي اون .سمتي هم نميرفتيم

شرط ميبندم مادربزرگ من واسم .هيچ گوهي باقي نذاشته

آخرين باري که ديدمش مست و پاتيل ...وتکا مارتينيش بود

.حتي نتونست منو بشناسه

.اون برام به ارث نذاشتش

.من حتي نميدونستم يه مادربزرگ مادري دارم

...اما مشخصاً هيچ قوم و خويش زنده اي نداشته

.پس اينجوري به من رسيده

مادرت چي؟

.مادرم مرده

23 سال پیش ،مثل امروز

.مادربزرگت حريم خصوصيش رو دوست داشته ها

.چهل دقيقه‌س هيچ خونه‌اي نديديم

...نبايد راه زيادي مونده باشه

.حدود 10 کيلومتر از جاده اصلي زديم بيرون

ده کيلومتر چقد ميشه؟ (کورخر نمیدونی واقعا؟ )

خب، اون مغز کوچولوي زيبات .رو نميخواد نگران کني

.حدود 6 يا 7 مايل ميشه

.بخاطر پيچ و خم‌ها بيشتر به نظر ميرسه

آه آخرش آنتن اومد،

.اميدمو از دست داده بودم

هي ماريان، داريم ميايم، .يه چند ساعت ديگه ميرسيم

الو؟

صدامو ميشنوي؟ .آنتن ندارم عزيزم

.منم همينطور .من که چند مايل قبل آنتنم رفت

چي؟

!نه، باورم نميشه همچين اتفاقي افتاده

چرا، چي شده؟

.آه لعنت

چي؟ .پارتي ماريان کنسل شده

.پدر مادرش از سن تروپز زودتر برگشتن

.لعنت، هيچوقت نميشه به اون جنده اعتماد کرد

...گفتي که آه لعنت

.آه خداي من ببخشيد، باشه؟

.نميدونم از کجا اومد، نديدمش

.اشکالي نداره

ايراد نداره، آروم باش، .تقصير تو نيس

تموم شد، هممون خوبيم، درسته؟

.آره، فقط به سختي

.شايد بهتر باشه اسمشو بذاريم در جستجوي گنج

.ببين

.فکر ميکنم جستجوي گنجمون تموم شد

مطمئنين که مکان درست رو اومديم؟

.آره، همينجاس

از کجا ميدوني؟

.تو که گفتي هيچوقت نديديش، حتي از تو عکس

.چون اسم داره

.و کليد هم اينجا تو گلدونه

ويلا تريزا، .چه اسم با کلاسي

.سريع ميام

.فقط بايد اسناد رو بذاريم

خب، پارتي که تموم شده، .راحت باش

!ميتونستيم جاش بريم ساحل

کليد برق کجاس؟

.شک دارم اصن کار کنه

.هيچوقت نگو هرگز

بهم گفتن که اينجا يه نفر ...اين نزديکيا زندگي ميکرده و

.هميشه سر ميزده و به خونه رسيدگي ميکرده

.پس بايد کمتر بهش پول بدن

ميرم يه پنجره باز کنم، ...اينجا واقعاً گرد و خاک زياد نشسته

.حتماً

.اما اينجا مدت زيادي قرار نيس بمونيم

.بيا بالا رو يه نگاه بندازيم

.جاي جذابيه

.واقعاً ظالمانه‌س که ميخوان اينجا رو بکوبن

اما حداقل ميتوني برام با همه اون پول يه .شام بخري

.اينجا مثل يه خونه جنگلي نيس خيلي ارزش داره، ميدوني؟

.باشه پس

.من پول شامو ميدم

هنوز از اردک چيني خوشت مياد؟

.آره خوشم مياد

.پس تصويب شد

.ميتونيم بريم اون رستوران مرکز شهر

چي بود اسمش؟

ببين، من قراره تا دو هفته ديگه برگردم آمريکا

.کلي کار هس که بايد انجام بدم

.بعلاوه، اين کار خيلي منطقي به نظر نميرسه

اما سه ماه پيش، قبل از اينکه ...غيبت بزنه

.منطقي به نظر ميرسيد

منظورم اينه که، اگه من کار اشتباهي کردم، ...ميتونستي بهم بگي

تو هيچ کار اشتباهي نکردي ريکو .فقط قضيه گذشتنه

!سارا بارب؟چي شده بارب؟

.نميفهمم، ما ايتاليايي حرف نميزنيم بار؟

!پسر، آروم باش، خب؟ آروم باش

چي داري ميگي؟ .نميفهمم چي ميگي

اين چيه؟

تو کي هستي؟

اون ديگه کي بود؟

تبري که دستش بود رو ديدي؟

.فکر ميکنم سرايدار خونه بود

.ميگفتن که چهره ترسناکي داره اما بي آزاره

!لعنت، خيلي بيشتر از ترسناک بود

...بايد صورتتو ميديدي !زهره ترک شدي

کي زهره ترک شد؟ .ميخواستم بزنم در کونش

فهميدي که چي ميگفت؟ .خيلي نه

.فقط اينکه خطرناکه و ما نبايد بريم اون بالا

نميدونم، اونجا مگه چي داره؟

.خب، من که چيز زيادي نديدم

يه سري پله هس که ميره سمت شيرووني .يا همچين جايي

...غير اون داشتم دنبال دسشويي ميگشتم .دوباره دارم تو خودم ميشاشم

.خيلي خب .فقط بياين نريم اون بالا

.فکر کنم که حس کنجکاويتونو برطرف کردين

.خب، من که ميرم يه درختي پيدا کنم پاش بشاشم

.ميدوني که، طبيعت صدا ميکنه

.اوم، آره

.منم يکم هوا لازم دارم .اينجا واقعاً گرد و خاکيه

هي، اميدوارم که دليلي نباشه .بخواي کيرمو ببيني

.برو خودتو راحت کن

.يالا ديگه، بپرس چي؟

.ميدونم چي ميخواي بپرسي

چي، من؟

داري ميميري که بدوني تو اتاقاي ديگه چي هس،غير اينه؟

.آه، خواهش ميکنم خواهش ميکنم، خواهش ميکنم، خواهش ميکنم

ميخواي افتخارش مال تو باشه؟

.خونه توه، بعد از تو

اين مامانته؟

.نه، بايد مادربزرگم باشه

.انگار تو زمان گير افتاده باشي

.اينجا رو دوس دارم

.يالا، بيا بريم بقيه خونه رو ببينيم

.اين ديگه بايد برا مامانت باشه

.شايد يه پورتره از مامانت اينورا باشه

.فکر ميکنم يه سوغاتي خيلي ناب برات درست کنم

.سوغاتي براي يادآوري خاطراته

.و من هيچي براي يادآوري ندارم

منظورت چيه؟

اگه نميخواي راجع بهش حرف بزني، .مجبور نيستيم

ميدونستي که پدر من يه آتش نشان بوده؟

.اون مادرمو از يه تصادف ماشين نجات داد

.هيچوقت بهم نگفته بودي .خيلي رمانتيکه

.بخاطر اون تصادف، حافظه ش رو از دست داد

هيچي راجع به زندگيش تو ايتاليا .رو به خاطر نمياورد

.حداقل اين چيزيه که به ما گفت

.اما اين وکيله اسم و آدرس من رو ميدونست

.من هيچي راجع به مادربزرگم نميدونم

.راستش، راجع به مادرمم هيچي نميدونم

.خيلي متاسفم

!بار !باربارا

.اون بعضي وقتا خيلي عذاب آور ميشه

بعضي وقتا؟ .الآن برميگردم

.نه، نگران نشو .منم ميام پايين

خيلي خب، خيلي خب، دارم .ميام

.سلام .سلام

.فکر ميکنم حالا همه چي سر جاشه

خب، از وقتي پارتي کنسل شده ...ما داشتيم فکر ميکرديم

...و اين همه غذا و نوشيدني هم داريم

و گفتيم جذاب ميشه اگه .آخر هفته رو اينجا بگذرونيم

.نميدونم، برنامه اين نبوده

.آه، برا يه بارم که شده برنامه رو بيخيال شو

.اين آخرين هفته ايه که با هميم

...ميخوام حداکثر لذتو ازش ببرم

.همه باهم لذت ببريم

.نميدونم که منم همينو بخوام يا نه

(گربه منم همینجوری میو میو میکنه ) بوقورآن کع

.خيلي خب، وسايلو باز کنين

اما بياين هرچي که اينجا پيدا کرديم رو بيخيال شيم، باشه؟

.خيلي خب، قبوله

.بچه ها، بله رو داد

.من که از قبل شروع کردم

.دارم از گشنگي ميميرم

.اميدوارم که اين تميز باشه پسر

.به اندازه کافي تميز هس

.يکم سيگنال دارم، هي ميره و مياد

.اميدوارم که کار کنه .هر سال بايد همين روز باشه

.نميخوام اونو نگران کنم

داري پيامک ميفرستي؟

.دارم براي ماريانا ميفرستم، اما ارسال نميشه

چي گذاشتي رو اين لعنتي؟ .اوه، يه دستور العمل سريه

يه لقمه که بخوري خودت ميبيني .که چه خوشمزه س

.بچه ها، ما تو ايتالياييم

نظرتون راجع به کيانتي چيه؟ (کيانتي: نوعي شراب قرمز ايتاليايي)

کيانتي رو گاييدم، بياين يه چيز .درست درمون مست کننده بخوريم

.آه، تو خيلي مزخرفي ديگه

کوکتيل يا يه چيز قوي‌تر، ...همينجور که قشنگ ميذاري دهنت

.بايد لذت ببري، نه اينکه يهو قورتش بدي

.هممون ميدونيم که تو متخصص الکلي

.اين بابامه

.سلام بابا .سلام

آره، ميتوني صدامو بشنوي؟

ولش کن،يه بطري تو اتاق ممنوعه ديدم

فکر نميکنم اگه چندتاشو قرض بگيريم .به کسي بربخوره

.عجيبه، باهات موافقم بيا بريم بياريمشون، باشه؟

بابا؟ - ميتوني صدامو بشنوي؟ -

.آره، حالا صداتو دارم، ببخشيد .آنتن واقعاً بده

تو پارتي هستي؟ .نه، تو پارتي نيستم

آه، چرا؟ چه اتفاقي افتاده؟

.قرار بود بريم، اما کنسل شد

مشکلي پيش اومده؟ .نه

کجايي؟

.تو مسير خونه ايم

سارا، همه چيز خوبه؟

.بيخيال بابا، من خوبم

مطمئني؟ - .جدي ميگم، خوبم -

...سارا گوش کن -

بابا؟ - ...ميخوام که به اون خونه نري

ببخشيد، صدامو ميشنوي؟ بابا؟

.لعنت

بچه ها؟

بچه ها؟

چه ...؟

آهاي؟

.يالا بچه ها .عجله کنين

.سارا داره ميترسه

.فقط اين چيزاي کوفتيو بردارين

!بچه ها

چه مرضي داري باز؟

!اينم کيانتي تو !اه لعنت

.آه، هي بچه ها

.يه در اونجا هس

آره، اين قفسه جلوش بود

شايد يه جعبه کامل کيانتي اون .پشت باشه

.يا اينکه مادربزرگت يه گنج قايم کرده باشه

.خيلي خب بچه ها، از اينجا خوشم نمياد

.من ميرم

.عنکبوت لعنتي

.بازه

مادربزرگت بايد داروساز .يا دانشمند يا همچين چيزي بوده باشه

.از اون دانشمنداي عجيب غريب

آه خداي من، اين چيه؟

"إنتر تينيبراس لوكس" (هر کی بگه معنی‌ش رو ده امتیاز میگیره)

چه معني اي ميده؟

.نميدونم

.اينجا خيلي سرده

زبون ايتالياييه؟

.نه، فکر ميکنم لاتين باشه

کدوم خري آخه لاتين صحبت ميکنه؟

.فکر نميکنم ديگه کسي صحبت کنه

.شايد مادربزرگت لاتين صحبت ميکرده

.فکر نميکنم اينقد پير بوده باشه ديگه

.خيلي خب کافيه بچه ها، بريم

.سوسيسا هنوز رو کباب پزن

خب، مادربزرگت شيطان پرست يا همچين چيزي بوده؟

منظورم اينه که همچين چيزايي رو ...تو تلويزيون ميفروشن

.حتي باکره ها و فاسدها رو هم سلاخي ميکنن

.ما اينجا تو کوره دهاتيم

.خرافات پرستي اينجا خيلي مرسومه

مشخصه که خودش داروهاي خونگيش رو ميساخته .يا چيزي مثل اين

آره، دقيقاً، توام ديگه اينقد نخور .داري منو ميترسوني

.آروم باش

.گفتم بزها و باکره ها رو سلاخي ميکنن

.چيزي براي ترس نيس .هي

ميتونم از يه داروي خونگي .براي هضم غذايي که خوردم استفاده کنم

دقيقاً ميدونم که چه داروي قديمي خونگي .الآن نيازمونه

الآن بايد کنار يه استخر .مست ميشديم و ميرقصيديم

تو که همين الانشم مستي، .فقط استخر لازم داري

کسي گزارش هواشناسي رو ديده؟

.مثل اينکه قراره بارون بياد

.فقط ابريه، ميگذره

.هوم آتش و باد، چه رمانتيکه

.عجيبه اگه مادربزرگت بازي جنگي کرده باشه

.من فکر بهتري دارم

نظرتون چيه؟

کي بهت گفت که ميتوني برش داري؟

.و تو هنوز بهترين قسمتش رو هم نديدي

ميدوني اين چيه؟ .هر چي ميخواد باشه

.نگفتم ميتوني برش داري

.اين تخته احضار روحه

احضار روح؟

آره، از اين براي ارتباط با ارواح و اشباح .استفاده ميشه

يا براي آدمايي که از اين چيزا ميترسن .استفاده ميشه

.آه، سارا کوچولو ترسيدي؟

.اين فقط يه تيکه چوبه

تنها چيزي که منو ميترسونه مردم احمقن .گيالم

اين حرف تخميت يعني چي؟

.اين يعني اينکه اون نميخواد اينکارو کنه

اون نميتونه جاي خودش حرف بزنه؟

.بچه ها، فقط تمومش کنين

اگه سارا نميخواد اين بازي رو انجام بده، .پس انجام نميديم

.تموم

حتماً هر چي تو بگي، .تو صابخونه اي

تو واقعاً ميخواي انجامش بدي، .بيا يه امتحاني کنيم

.بيا ببينم ديگه چه کس شعري برامون داري

.از روح ترسيده

.آه، ساکت شو

بايد اقرار کنم، .فضاش خيلي ميچسبه

خيلي خب، اين چجوري کار ميکنه؟

دقيقاً بايد چيکار کنيم؟

چرا داري منو نگاه ميکني؟ .من که متخصصش نيستم

يه چيزي لازم داريم که هممون دستامونو

.روش بذاريم تا حروف رو نشونمون بده

.اميدوارم تشنه نباشه کي؟

.روحي که قراره باهاش ارتباط برقرار کنيم

فکر ميکنم اوني که قراره ارتباط برقرار کنه .رو بايد انتخاب کنيم

.سارا، تصميمش با تو

هر کي باشه، واقعاً مهمه؟

شايد اگه تلاش کنيم کسي که .اين اطراف باشه رو بتونيم ببينيم

.خيلي خب بچه ها .دستاتونو بذارين بالاي دست من

کسي اينجا هس؟

کسي اينجا هس؟

.اگه هستي يه نشونه بهمون بده

.شايد بايد از کسي که ميشناسيم شروع کنيم

.شايد بايد يه نفرو دود کنيم

.به يه چيزي فکر کنين

.يه اتفاقي داره ميفته

خيلي خب، حالا خوشحالي؟

يا مجبوري داستان بسازي تا براي دوستات تعريف کني؟

اين چي بود؟ .نميدونم

...بايد، يعني ...بايد فقط

اين اتفاق نميفته ...اين اتفاق نميفته

چه کوفتي داره اينجا اتفاق ميفته بچه ها؟

ميشه فقط لامپا رو روشن کنين؟

!آه خداي من، باد و چراغ

،آه خداي من، دارم خواب ميبينم ...خيلي ترسيدم

من که ديگه بازي نميکنم

!بچه ها بيخيال

.فقط چراغا خاموش شد و بادم به پنجره باز زد

.چيزي نيس

.آره آره

.چيزي نيس

.حالا ديگه يه داستان داريم که تعريف کنيم

.خيلي خب

.من ديگه خسته شدم، ميرم بخوابم

.خيلي ترسيدم، نميتونم الان بخوابم

.خواب يه گزينه نيس

.دوتا اتاق خواب هس، پس، آم

.همين مبل عاليه .خوبه

شب بخير بچه ها، .فردا صبح ميبينمتون

.دارم جدي ميگم، متوجه نميشم

،اين اصلاً اتفاق نيفتاده ...يعني تو منو ميشناسي

.تو من کوفتيو خيلي خوب ميشناسي

.اتفاق ميفته، چيز بزرگي نيس

.نه، فقط بايد يه دقيقه استراحت کنم

.هيچوقت اتفاق نيفتاده

.نه امشب .من خيلي خسته‌م

فردا دوباره امتحان ميکنيم، باشه؟

.بار، يالا، بار

.لعنت

.هي .آه

.اين شام منه

انگليسي حرف ميزني؟

همينقدري که ميبيني، ...فرصت زيادي ندارم

که اينطرفا انگليسي حرف بزنم، .اما خواهش ميکنم، بياين داخل

واقعاً همه اينا رو خوندي؟

اين سرزمين ماست، .زبانت

.اگه ميخواي متيوني بشيني

.نه ممنون، خوبه همينجوري

چقده که اينجا زندگي ميکني؟

.تقريباً همه زندگيمو

.خيلي خيلي سال

چايي ميل داري؟

.بايد ليوان همينجاها داشته باشم

ميدوني که من کيم، درسته؟

.تو خيلي شبيه مادرتي، انگار خودشي

چرا اينجا رو ترک کرد؟

.يه نگاه به اينجا بنداز

تو اينجا چيکار ميکني؟

.اينجاها براي يه خانم جوان چيزي نداره

از وقتي رفت تونستي بازم باهاش صحبت کني؟

فکر ميکنم اون موقع .ميخواستم همه چي رو بخاطرش ترک کنم

.همه چيو

...اما اون داشت از چي فرار ميکرد

و چرا راجع به از دست دادن حافظه ش دروغ گفت؟

...شايد يه زندگي متفاوت از اونچه اينجا

.انتظارش رو ميکشيد ميخواست

شايد تو رو ميخواست

...خب اگه منو ميخواست

چرا وقتي من سه سالم بود خودش رو کشت؟

چرا خودشو از پنجره اتاق من انداخت پايين اونم وقتي که من خواب بودم؟

.متاسفم، اينو نميدونستم

خب پس چي ميدوني؟

.چون حق دارم که بدونم

ميخوام بدونم اون از چه چيزي داشت فرار ميکرد؟

.ديشب تو رو ديدم

خب؟ .ديدم از کجا وارد شدي

خب که چي؟ .اين خونه خودمه

اين دقيقاً همون چيزيه که .مادرت داشت ازش فرار ميکرد

و همون چيزيه که سعي ميکرد .تو رو ازش محافظت کنه

متوجه نميشم، ازم در برابر چي محافظت کنه؟

.چيزي که اون بالا هس .تو اتاق مخفي

.اون بايد تا ابد همونجا بمونه

.تو، تو فقط بايد از اينجا بري

.آه خواهش ميکنم. چيز اون بالا

.من به جادو و خرافات اعتقادي ندارم

.هيچ چيزي راجع به خرافات جادويي وجود نداره

يه چيز تاريک و شيطاني وجود داره، .به اندازه قدمت جهان

.که بايد دفن شده باقي بمونه

.مهم نيست که باور داشته باشي يا نه

.تو ديوونه‌اي

و منم ديوونه بودم که فکر ميکردم اينجا .جوابي پيدا ميکنم

.يه دقيقه وايسا، صبر کن

.نميتونستم خطر کنم که مادربزرگت پيداش کنه

.اين متعلق به مادرت بود

.چند روز قبل از رفتنش اينو به من داد

.حالا مال توه

!سارا

.من بايد برم .متوجهم، بايد بري

.اما به اون اتاق نزديک نشو

!سار

.هي

هي حالت خوبه؟

فقط يه نگاه به اينجا مينداختم، .و نتونستم شماها رو پيدا کنم

.تو خواب بودي، نميخواستم بيدارت کنم

.از پياده روي تو جنگل برگشتيم

.و وقتي برگشتيم تو نبودي

.منم ديشب مثل خرس خوابيدم

خيلي وقت از اون موقعي که اينجوري .سيگاري ميزدم گذشته

.آره، شب عجيبي بود

.آره

خيلي وقت ميگذره از آخرين باري که .اينجور کاري کرديم

منظورم اينه که، .وقت گذروندن باهم

.آره، و قبلاً بهت گفتم چرا

.فکر ميکردم که قطعش کرديم

.نميتونم .نميتونم اينکارو کنم

ريکو کدوم گوريه؟

.فکر ميکنم رفته با سارا يکم قدم بزنه

.چه رمانتيک

.آره رمانتيکه

.اون واقعاً بهش اهميت ميده

.اون يه مرد واقعيه

آه اما تو ميدوني که چطوري سيب زميني .سرخ کرده درست کني

.يه نفسي بهم بده بار

.اما من عاشق سيب زميني سرخ کرده‌م

بايد بهشون بگيم سيب زميني بلژيکي .از وقتي که اختراعشون کرديم

.هر چي، مردم اينجوري فعلاً صداش ميکنن

.مردم خنگن

.چرا يه آبجوي لعنتي ديگه رو نمياري فقط

تو چرا يه بارم که شده غر زدنو .کنار نميذاري

اين بدنت کجاس وقتي لازمش داري، ها؟

هي، حالت خوبه؟ .آره، خوبم

خيلي خوبه که يه مرد واقعي .پشتت باشه

.ميرم يه قدمي بزنم

.ميخوام دوش بگيرم

راز پختن پاستاي خوب .اينه که نذاري خيلي بپزه

اينو از کجا ميدوني، توام نصفت ايتالياييه؟

يا اينم بخاطر سارا ياد گرفتي؟

.پسر، نگو که تا حالا نکرديش

پس اينو ياد گرفتي که تحت تاثير قرارش بدي، ها؟

کسي مثل خودتم پيدا کردي که اين دروغا رو بهش بگي؟

.ببخشيد، اين آخريش بود

مشکلت چيه تو پسر؟ جدي ميگم، تو چته؟

.هيچي

بايد يه فندک تو جيب شلوارم باشه، .بالا تو اتاقم

.به خودت کمک کن

میتونم بیام داخل؟ بار؟

.آم، داشتم دنبال فندک ميگشتم

.گيالم گفت اينجا ميتونم يکي پيدا کنم

.بايد اجاق رو روشن کنم .حتماً

.اميدوارم که پيداش کرده باشي

...ببين سارا، ميدونم که اين چجوريه، اما

اما چي ريکو؟

...اما هيچي، جاسوسي نميکردم، در باز بود

.منظورم اينه که داشتم دنبال فندک ميگشتم

...گيالم به من گفت، منم

گيالم بهت گفت که بياي خارج از حموم ببينيش؟

.من زاغ کسي رو چوب نميزدم

فقط يه فندک تخمي لازم داشتم که .اجاق رو باهاش روشن کنم

اينجا چه خبره؟

.هيچي، ريکو ميخواد برامون غذا درست کنه

اينطور نيس ريکو؟ .عاليه

.آره،ميرم پاستا درست کنم

همه چي روبراهه؟ .آره، اون خوبه

.بهتره که شروع کني پختن، اگه نه ديرمون ميشه

.يه دقيقه اي ميام پايين

.خيلي خب، منم خيلي سريع آماده ميشم

.فکر ميکنم که بايد منتظر سارا بمونيم

.شايد بايد صداش کني

.من که نميذارم اين خوراکيا سرد بشه

.بعلاوه، نميتونيم دير کنيم

.ميخوام بازي رو نگاه کنم، خودت که ميدوني

کي يکم ميخواد؟

.اگه به موقع برسيم ميتوني بازي رو نگاه کني

.اگه نه، مطمئنم که جون سالم به در ميبري

.چي ميگي تو، من از دستش نميدم

.بازي نيمه نهاييه به تخم کيه؟

.در هر صورت اين فقط به نظر تو بستگي نداره

.بچه ها، آم، فکر ميکنم به موقع برسيم

.يادت باشه کي پول اجاره ماشين رو داده

.اگه ميخواي اينجا بموني، مهمون مني .ميتوني پياده بياي خونه

.بياين تموم کنيم و بريم

اميدوارم خوشمزه باشه، مدتي هس .که ديگه آشپزي نميکنم

.بوش که خوبه

.آره، اما مزه گوه ميده نمک چي پسر؟

چرا خودت درست نکردي؟

يا فقط بلدي که غر بزني؟

امروز تو چه مرگت شده بار؟

.حالم از اين حالتات بهم ميخوره

.تمام کارت شده مست کردن و دود کردن و غر زدن

فکر ميکني چه خري هستي تو؟ داري کجا ميري؟

.ميخوام سيگار بکشم .دارم با تو حرف ميزنم بار

.هي، حرفام باهات تموم نشده

چرا منو تنها نميذاري کره خر؟

...من که توه خرو تنها نميذارم

!فقط يه نمک کم داشت

آره

...ببين سارا، قبل از حموم من

.هي گوش کن، لازم نيس چيزي رو توضيح بدي

.حقيقتش، متاسفم .نميخواستم مزاحمت بشم

مزاحم چي؟

نکته دقيقاً همينه، مزاحمتي نبوده .که بخواي داشته باشي

.زاغ سیاه تو چوب نميزدم

ميدونم بار قوي‌تر از اون .چيزيه که نشون ميده

وقتي مردا دورشن، بايد کانون توجه باشه

.و خودش اينو نميفهمه .اون واقعاً يه سري نيازها داره

.متاسفم، منظوري نداشتم

.به تخمم نيست، فقط فندک ميخوام

بار جدي ميگم، متاسفم، باشه؟

.منظوري از حرفم نداشتم

.خب نگرانش نباش

.بار، خواهش ميکنم، بيخيال

لعنت

!بار صبر کن

کي اونجاس؟

کي اون بيرونه؟

.حتي زنگ نميخوره

.آخرين قطار به سمت فلورانس بزودي حرکت ميکنه

.اگه ميخواي بهش برسي بهتره عجله کني

.نميتونيم بريم، بار اينجا نيس

.اون عوضي

کجاس؟ .نميدونم

.من که با يا بدون اون ميرم

.اون الآن مياد، فقط صبر کن پسر

.نه، من ميرم دنبالش

.منم باهات ميام

.فقط زودتر، ميخوام برم

.نميتوني چيزي ببيني

.نبايد خيلي دور شده باشه

همين الان بايد پيداش کنيم، .بيرون خطرناکه

!باربارا

.يالا، بايد يه جايي همين نزديکيا باشه

.جنده دوزاري کاري کرد که ديرم بشه

نميتوني حتي يه چيز تخمي ام ببيني؟

.مهم نيس، بايد پيداش کنيم

خوبي؟ .آره آره

.برا ما هم خيلي خطرناکه .احتمالاً برگشته داخل

.نه، گوش کن ريکو

يه چيز خطرناک تو خونه س .و تو جنگل

داري راجع به چي حرف ميزني؟

ما يه چيز خيلي ترسناک با اون صفحه .بيدار کرديم

.به من گوش کن سارا

.تو خيلي ناراحتي

ميدونم که برات راحت نبوده که به اينجا بياي ...اما

واقعاً نميتوني به چيزي که داري ميگي .اعتقاد داشته باشي

...من به چيزي که ميبينم معتقدم

.و مادر من بخاطر اون فرار کرد

.بيا اينجا

هي، کسي اونجاس؟

تويي عوضي؟

تويي احمق عوضي؟ !بيا بيرون

.بار، بار بيا بيرون

!باربارا

.بخدا قسم متاسفم

.هي، سعي کن آروم باشي، سارا منو ببين

.همين الان برميگرديم داخل

.احتمالاً اونجا منتظرمونه

.اگه اينجور نبود بازم دنبالش ميگرديم

!بيا بيرون لعنتي .ميخوام باهات بازي کنم

!بيا بيرون

!نه! نه بار

چرا، چرا اينکارو کردي؟

.فقط ميخواستم برم

.تو عوضي، کشتيش

!نه تاريک بود! فکر نميکردم خودش باشه

.تاريک بود، متاسفم .ميخواستم برم

.رفيق، فقط اونو بذار زمين و آروم باش

.شايد هنوزم بتونيم بهش کمک کنيم

!تو لعنتي هيولا، زدي اونو کشتي

.اون منو گير انداخت .فقط ميخواستم برم

.چيزي نشده، فقط يه تصادف بود

فقط اونو بذار زمين، تا بريم .به يکي زنگ بزنيم

.نه، اين درست نيست حرومزاده .بخاطر دعواتون کشتيش

.خفه شو، سارا کمکي نميکني

.پسر، فقط آروم باش

.اون چيزو بذار زمين

.نميتونم

.سارا ازش استفاده ميکنه تا منو بکشه

.سارا قرار نيس کسي رو بکشه

.چرا ميکشه

.اون باعث شد باربارا فرار کنه

چون تو نميدوني چطوري اون دهن واموندت رو .بسته نگه داري

.صداي گريه شو وقتي داشت ميرفت بيرون شنيدم

.تو کشتيش .تو کشتيش

.پسر .کار من نبود

!کار تو بود .خودتو جمع و جور کن

.فقط آروم باش

.نه نه، تو حرومزاده کشتيش

.تو حرومي .کار تو بود

.بايد بريم پيش پليس

کليداي ماشين کجاس سارا؟

.سارا، الان بايد کمک خبر کنيم

.حالا هيچکي نميتونه بهت کمکي کنه

و تو چه خري هستي؟

.همين الان يه دختر مرده رو زمين افتاده

.يکي از دوستان من

يکي از دوستاي ما قاتل بوده

.فقط يه کار باقي مونده

.کاريه که سارا بايد انجام بده

تنها راهي که الآن باقي مونده اينه که .اينجا رو ترک کنيم

بايد چيکار کنم؟

!بايد با سايه روبرو بشي سارا

اين تنها راهيه که خودتو براي هميشه .آزاد کني

!به من گوش کن سارا

.تو شوک ايني که چه اتفاقي افتاده

.تو درست فکر نميکني

.به من نگاه کن سارا

.بايد درخواست کمک کنيم

...روح مادربزرگت ترسا، فاسد شده بود

...درد فرار دخترش

تمام انسانيتي که در وجودش باقي ...مونده بود رو از بين برد

واسه همين يه سايه رو بيدار کرد و يه طلسم ...رو ايجاد کرد

...که دخترش هم همون درد رو بکشه

اون خودش رو زجر داد، تا !دخترش رو از دست بده،يعني تو، سارا

!سارا

.ريکو، يه دقيقه وايسا، خواهش ميکنم

.نميتوني بهش اعتماد کني

مادرم وقتي که من يه دختر بچه بودم .خودش رو کشت

.اون مثل هميشه منو گذاشت تو تخت

.و بعد خودش رو از پنجره انداخت بيرون

...اون ترجيح داد جون خودش رو بده

.تا اينکه بخواد به تو صدمه اي وارد بشه

.مادرم واقعاً داشته از چيزي فرار ميکرده

.حالا بايد بفهمم چرا

.بايد بريم

کجا؟ .اون بالا

.وقتي برا تلف کردن نداريم

مهم نيس چي ميگه يا انجام ميده، .آزادش نکن

.نه تا وقتي که همه چيز تموم شه

.ريکو .ممنونم

.نميدوني که اين چقد مهمه برام

.مراقب باش .بريم ديگه

.بيا

.رفيق، هي رفيق

.ريکو، دارم با تو حرف ميزنم

.اون بالا با اون احمق روانيه

.اين بي نتيجه س، اون ديگه برنميگرده

.خفه خون بگير حرومزاده

تو با گوش خودت مزخرفاتي که .بهش گفت رو شنيدي

.مغزش با همه اون مزخرفات پر شده

.اونا آخرش دوتامون رو ميکشن .خودت ميبيني

!بهت گفتم که خفه خون بگير !تخم حروم

.تو تنها قاتل اينجايي

.خيلي خب .خيلي خب

.من مستحق اينم

.يالا مرد

.اين يه تصادف بود

.هيچوقت نميخواستم به کسي صدمه بزنم

.حقمه سرزنش بشم

.من فقط ميخوام از اينجا برم مرد

.عاشق بارـم

اون از ناکجا آباد ظاهر شد و من نفهميدم

.چراغا خاموش شدن و من صداش کردم

.صداش کردم، اما جواب نداد

.اينا همه ش خيلي سريع اتفاق افتاد مرد

!آه خداي من، من چيکار کردم .آه خداي من

پسر، ما بايد اينجارو ترک کنيم، .با پليس تماس بگير

.دکتر رو خبر کن، من خيلي خوب نميبينم

.يه ضربه بد خورد تو سرم

... و من

!لعنت! لعنت

!لعنت

.يالا مرد .باهامون بمون

.ما به زودي از اينجا ميريم

.حالا ديگه انتخابي نداريم

در حقيقت، تو هيچوقت قدرت .انتخاب نداشتي

پس چرا به مادرم کمک نکردي؟

چرا اگه بلد بودي اين طلسم لعنتي رو از بين نبردي؟

!چرا اينجارو آتيش نزدي

.چون بايد اونو آزادش کنم

فکر ميکني تو کي هستي که اين بلا رو سر من آوردي؟

.اين طناب رو باز کن مرد .نميتونم نفس بکشم

.نميتونم الان اينکارو کنم

.فقط، فقط سعي کن آروم باشي مرد

حالا داري از اون احمق عوضي دستور ميگيري؟

.من از هيچکسي دستور نميگيرم مرد

...اون فقط .بله، البته

.يالا، فقط وسطي

.مچ دستم و قوزک پام بسته س

چه کاري ممکنه انجام بدم؟

.لعنت

اگه اين طناب رو باز کنم، ...و تو سعي کني که بلند شي

با لگد محکم ميزنم تو شکمت .که واقعاً خفه شي

.فهميدم، فهميدم

.ممنون

چطوري امروز اومد و انگليسي باهامون حرف زد

ديروز اما نميتونست، درسته؟

.من هيچ نظري ندارم پسر

عجيبه، چون سارا انگار خيلي !شگفت زده نشد

.شايد در اين مورد ميدونسته .شايد کسي بهش گفته

...هوم، باشه، اما

چطور ديروز وقتي اومد نتونست با ما انگليسي صحبت کنه؟

.اين عجيبه

...از ترسا ميترسيدم

... از روزی که دیدمش تا مرد

...تا روزي که مرد و خيلي بعد از مرگش

از تو هم ميترسيدم

از تو هم ميترسيدم، ميترسيدم از وحشت هايي .که تو دوباره بيدار کني

...من ترسيده بودم، نتونستم ازت محافظت کنم

درست همونطور که نتونستم .از مادرت محافظت کنم

حداقل ميتونم يه سيگار بکشم؟

.اونا همينجا رو ميزن

.فکر نميکنم الآن بايد سيگار بکشي مرد

.نميتونست بدتر از اين بشه

.اگه ميخواي به خودت کمک کن

.مرد، من فقط ميخوام برم

اونا يه نقشه اي تو سر لجنشون دارن، نميتوني ببيني؟

ميتوني اونو برداري؟

.دستاي من بسته س

دقيقاً بايد چيکار کنم؟

.نميدونم چطوريه اگه سايه خودشو نشون بده

اما يادت باشه، اون از ترس تو .تغذيه ميکنه

چه ترسي؟

!کمک

!اين ريکوه همينجا بمون،بايد کمکش کنيم

.اون يه چاقو داشت

.اون خودشو آزاد کرد

.اون چاقوي خودشو داشت

.خداي من، بايد خيلي سريع برسونيمت بيمارستان

نه نه، يه چيزي بردار که .جلوي خونريزي رو بگيره

اين جواب ميده؟

چيزي نيست، چيزي نيست، .اينو جاي زخمش فشار بده

.متاسفم

.اون طنابو با چاقوش بريد

.حرف نزن پسر

.اون بيرونه

.داره دنبال ما ميگرده

.درو قفل کن

کجا داري ميري؟ .که بگيرمش

.سارا مراقب باش

.ريکو، طاقت بيار

.باهام بمون

ريکو، خيلي متاسفم، همش تقصير منه .باهام بمون

.باهام بمون

.خيلي متاسفم، خيلي متاسفم ريکو

.خواهش ميکنم طاقت بيار

.اينجا سرده

محکم فشارشون بده، .محکم فشارشون بده

چه اتفاقي افتاده چي شده؟

.نميدونم

.اون چاقو داشت و يهو پريد روم

.همه اينا خيلي سريع اتفاق افتاد

.اون سعي کرد منو بکشه

نه تکون نخور، تکون نخور .تکون نخور

.خواهش ميکنم مراقب باش

چيزي نيست، خيلي بد نيس .درست ميشه

.من خوب ميشم

!تو متوجه نيستي سارا

.همه اين موقعيت، منو ديوونه ميکنه

.اگه الآن نريم، هممون ميميريم

.نه ريکو، تو متوجه نيستي

.اگه الان بريم، قطعاً ميميرم

.بايد اين تخته رو نابود کنم

ميفهمي؟

بار مرده و گيالم هم توسط اون روح ...تسخير شده و

.ميخواد مارو بکشه

...بايد يه چيز قابل اشتعال پيدا کنيم

.تا قبل از اينکه بريم اين خونه رو بسوزونيم

!سارا !سارا

.خيلي زود ميتونيم بريم .فقط يکم ديگه صبر کن

!بهت اجازه نميدم اينکارو کني سارا

نميتونم بذارم تو و اون .احمق پير اينکارو کنين

!سارا مراقب باش

!اون دوست ديگه ت رو کشته

!الآن تو بدن اونه

!سارا! سارا مراقب باش

!درسته سارا! درسته

.من کشتمش، مجبور بودم

.مجبور بودم از خودم دفاع کنم

.اما ديگه کافيه

!الآن تموم ميشه

!آه !هرزه گوه

!چه گوهيه، نميتونم هيچ گوهي رو ببينم

.ميکشمت، توه هرزه رو ميکشم

.اينبار هيچ جا نميري

.خواهش ميکنم ريکو، بذار من برم

.خواهش ميکنم

.نميتونم اين کارو بکنم

.اون مرد عزيز ميخواد منو بکشه

.هيچکي نميخواد تو رو بکشه

...ما ميتونيم بريم، فقط بذار درو باز کنم

.و توام با خودمون ميبريم الآن

!ديگه خيلي براي رفتن دير شده سارا

!سارا

.ما اين بالا ميميريم

.بخاطر اون مادر احمق بي ارزشت

!سارا

.هرزه بي ارزش

.واسه همينه که هيچي راجع بهش نميدوني

.چون بخاطر تو نفرين شده بود

.اون يه هرزه بي ارزش بود

ميدوني چيه سارا؟

.نميتونم صداتو بشنوم

!نه

!نه، اون بي ارزش نبود

!منم همينطور

!سارا !سارا

!سارا

اميدوارم از ديدن اين فيلم لذت برده باشيد HamEdOSheyDa@gmail.com

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.