Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
هرگونه استفاده ي مادي از اين زيرنويس بدون هماهنگي با مديريت انجمن مجاز نمي باشد FOrum.KOrean-Dream.ir
آنچه گذشت
چرا اینجوری نگاهم میکنی؟
صبر کن
تو
هیانگ سونی؟
لطفا زندگی شادی با ایشون داشته باشید
من در مورد شما چی میدونم ؟
ایشون سرپرست کاهنان معبد هواسون هستند
متشکرم
...برای تسلی دادنت به اینجا اومده بودم
ولی تو بهم تسلی دادی
من میخوام شما خوشحال باشید
تا بچه دار نشدی
دیگه به دیدنم نبا
لطفا به روش خودتون از هیانگ سو مراقبت کنید
من تو رو همسر ولیعهد میکنم
میشه یه لطفی بهم بکنید؟
خواهش میکنم منو برکنار کنید
خواهش میکنم منو برکنار کنید
پنج سال از ازدواج ما میگذره ولی من هنوز بچه دار نشدم
خیلی وقت پیش باید از قصر اخراج میشدم
اگه شما منو رها کنید ، هیچ کی سوالی ازتون نمیپرسه
من باید بقیه ی عمرمُ همینجوری زندگی کنم
ولی فکر نکنم بتونم
من شایستگیشُ ندارم
میدونی زنها بعد از اخراج از قصر چطور زندگی میکنن؟
دیگه برام مهم نیست
میخوام حتی برای یه روزم که شده
با مردی زندگی کنم که دوستم داشته باشه
لطفا منو برکنار کنید
خواست من اینه
نمیتونم
این خواسته رو برآورده کنم
به نفع کی؟
داری میگی میخوای با یه نفر فرار کنی
میدونم که من بهترین شوهر دنیا نیستم
ولی نمیتونم بذارم کسی از من سو استفاده کنه
پس بهتره این حرفا رو نشنیده بگیریم
...منظور من این نبود
خودتون بهتر میدونید
به خانواده ت هم فکر کن
اینقدر بزرگ شدی که بتونی به فکر خانواده تم باشی
راستی
چیزی در مورد زمانی که زود از اینجا برم نگفتن؟
اینجوری قیافه نگیرین
دوباره برمیگردم داخل
دلم برای خودم میسوزه
مجبورم برم ولی جایی ندارم که برم
فکر کنم دلت نمیخواد منو ببینی
بیرون منتظر میمونم
یکم دیگه تحمل کنید لطفا
.:.:saba22:ترجمه و زيرنويس : ســـبــا:.:. .:.: Saba_movie@yahoo.com:.:.
علیا حضرت
دارین کجا میرین ؟
علیا حضرت
چیکار میکنین علیا حضرت
علیا حضرت
خواجه سونگ
علیا حضرت
به چه جراتی دارین ایشونُ نگاه میکنین
خواجه سونگ
بله علیا حضرت
میخوام امپراتورُ ببینم
راهنماییم کنید
ببخشید؟
میخوام همین الان امپراتورُ ببینم
ولی الان آخر شبه علیا حضرت
...در چه موردی میخواین
من شایستگی همسر شاهزاده رو ندارم
امپراتور هیچوقت نمیتونن نوه شونُ ببینن
هیچ امیدی نیست
میخوام ازشون درخواست کنم هر چه زودتر منو عزل کنن
...علیا حضرت
...چرا اینقدر ناگهانی
هیچ چاره ای ندارم ولیعهد کوچکترین تمایلی به من ندارن
میخوام امپراتورُ ملاقات کنم و ازشون درخواست بخشش کنم
بگم : خواهش میکنم منو عزل کنید
علیا حضرت ، چه کاریه
بهم نگو علیا حضرت
من دیگه همسر ولیعهد نیستم
خودم اسم دارم
اسممو نمیدونی؟
اسمم یون سو ئه
کانگ یون سو
یه زمانی من اسم و رویای خودمو داشتم
حالا دوباره اسممُ بدست میارم
علیا حضرت
بیا بریم تو
نمیخوام
ولم کن برم
ما با هم ازدواج نکردیم
نمیشه اسم زوج رو خودمون بذاریم
بریم داخل صحبت کنیم
دلم نمیخواد
حرفای شما از روی صمیمیت نیست
خیلی وقت بود همدیگه رو ندیده بودیم برای همین زیادی نوشیدنی خوردیم
نذارید کسی از این واقعه مطلع بشه
بله البته
بذارم پایین
علیا حضرت
علیا حضرت
این اتفاقا همیشه اینجا میوفته؟
اولین باریه که اینجوری میشن
هیچوقت اینجوری مست نمیکنن، اعلیحضرت
درو باز کنید
براي دانلود قسمت هاي بعدي به آدرس زير مراجعه نماييد Forum.korean-dream.ir/thread20879.html
علیا حضرت
چی شده
من باید برای ادای احترام صبحگاهی به دیدن امپراتور برم
من به امپراتور اطلاع دادم که تب دارین
حالتون خوبه؟
دستور دادم براتون دارو بیارن خیلی زود میرسه
دیشب چه اتفاقی افتاد؟
یادمه یکم نوشیدنی خوردم
یکم نبوده ، شما کتری رو تموم کردین
یادتون نمیاد؟
خواجه سونگ
باید به دیدن امپراتور برم
برای بخششون التماس میکنم و اسممُ برمیگردونم
ولم کن
همه شوکه شده بودن
چرا این کارُ کردین؟
میترسم براتون شایعه درست کنن
...شاهزاده دستور دادن کسی حرفی نزنه ، ولی
شاهزاده کجاست؟
امروز صبح به چشمه ی آب گرم پیانگ سان رفتن
چشمه آب گرم؟
برای بهبود زخمشون به اونجا میرن
امپراتور شخصا بهشون دستور دادن
راستی ، شاهزاده نامه ای براتون نوشتن
همینجا منتظر بمونید
میرم داروهاتونُ بیارم
اگه هر دوتامون در یک محل باشیم
تحت نظر امپراتور خواهیم بود
برای مدتی از قصر میرم که شما کمتر تحت فشار باشید
شما هیچ کار اشتباهی نکردین
همه ش تقصیر منه
ولی ... دست خودم نیست نمیتونم خودمو کنترل کنم
می ریونگ به احساس من ضربه ای زده
که حتی خودمم قادر به درکش نیستم
می ریونگ
می ریونگ
نه نه ، می ریونگ
می ریونگ
...اعلیحضرت ، اگر این اتفاق افشا بشه
این خانواده بخشیده نخواهند شد
وزیر یون کار اشتباهی انجام نداده
همش تقصیر خدمتکار خونه است
چی میخوای بگی؟
فقط یه راه وجود داره
...اگه نامزدتون بمیره
همه چی حل میشه
بهش دستور بدین ... خودشو بکشه
خودتو بکش
متاسفم ، درکت میکنم
ولی زمان بیشتری نیاز دارم
اجازه بدین کمی زمان بگذره
این نامه رو با صداقت تمام مینویسم
منظورم اینه که بهم اعتماد کنید
[Episode 9: Summary Execution]
پانزده روز بعد
آنجو ، پیونگ یانگ
توقف کنید
قربان ، الان کجاییم؟
رسیدیم به آنجو
چهار روز اینجا میمونیم
چه خبر خوبی
دیگه داشتم فکر میکرم پاهام به زودی میشکنه
راستی ، اون بچه کیه؟
او دختره؟
نمیدونم دختره یا پسر
ولی همش به من خیره شده
فکر کنم دختر یکی از بازارگانان مانچو باشه
فکر کنم ازتون خوشش اومده
چی؟
از همون اول داره به شما نگاه میکنه
متوجه نشدین؟
چی داره میگه؟
میگه شما خوش تیپین
تو چطوری فهمیدی چی میگه؟
فقط چند کلمه بلدم
میخوای ببینی؟
اسمت چیه؟
تانی
میگه اسمش تانی ـه
چند سالته؟
15
میگه 15 سالشه
...تو
چی؟
باهوش تر از اونی هستی که فکر میکرم
معلومه که باهوشم برای چی همش منو ندید میگیری؟
به آنجو خوش آمدید
من کیم سوک هان هستم فرماندار منظقه
راه زیادی تا اینجا اومدین
ایشون کیم سوک هان هستن فرماندار منطقه
متشکرم از خوشامدگوییتون
فرستاده ها همین الان به آنجو رسیدن
پارک دال هیانگ
اسم پارک دال هیانگ مثل سابق
تو این لیسته؟
بله قربان
موقتا به اداره ی استقبال از فرستاده ها منتقل شده
این بار شانس یارمه
خودشون دارن میان طرفم
هیانگ سون ، یونگ گول ده و حالا هم پارک دال هیانگ
حالا که وارد منطقه ی من شدن
باید بهشو خوشامد بگم
میخواین چیکار کنین؟
دعوای داخلی
چی؟
قرار نیست کسیو تحریک کنیم
فقط میشینیم و نگاه میکنیم
چجوری به جون هم میوفتن و همدیگه رو میکشن
بهتره با پارک دال هیانگ شروع کنیم
چه طعمه ای بهتر از این
امضا
میخوام امضا بگیرم
غذا خوردین؟
غذا...خوردین؟
بودا؟
بودا جاک
بیا تو
لطفا امضا کنید
ممنون
الان سر پستم
این شمشیر شاهزاده نیست؟
بله
هدیه ی سلطنتی از طرف ایشونه
هدیه ی سلطنتیه
ندزدیدمش
چه نیازی به چنین شمشیر گران قیمتی داری
وقتی هنوز مهارت به دست گرفتنشُ نداری؟
چی؟
چِش شده ؟
میخوای از من یاد بگیری؟
برای چی باید ازت یاد بگیرم؟
دلت نمیخواد تو شرط بندی از شاهزاده ببری؟
نمیدونی؟
شاهزاده با توصیه های من تونست برنده بشه
حالا که نمیخوای ، مهم نیست
...کِی
بعد از مهمانی بیا به همین اتاق
ایشون نخست وزیر دوم ، کیم جا جوم هستن
بفرمایید داخل
ببین کی اینجاست
پارک دال هیانگ از گانگ ون دو
کسی که تونست کمی منو غافلگیر کنه
خوشحالم که اینجا میبینمت
زندانت به سر رسید بالاخره؟
البته مشخصه
میبینم خیلی خسته ای
چی؟
به کارت ادامه بده
نخست وزیر دوم اینجان
خوش آمدید
بابت تاخیرم عذر خواهم
اشکالی نداره
ایشون نخست وزیر دوم کیم جاجوم هستن از حزب شمالی
آدم آب زیر کاهیه
بهتره باهاش درگیر نشیم
بله میدونم
ژنرال، یه نفر به دیدنتون اومده
کیه؟
ژنرال ، اینجاست
راهنماییش کن
مشتاق دیدار ، ژنرال
درسته ، بعد از این که فرار کردی دیگه ندیدمت
چی میخوای؟
هنوز داری با کیم جا جوم کار میکنی؟
بله
فرار کردم ولی دوباره گیر افتادم
الان هم برای انجام فرمانش اینجام
چه فرمانی؟
بهم گفته مسمومت کنم
حالا بشین
رازی هست که باید بهت بگم
هویت واقعی پارک دال هیانگ
ژنرال
ژنرال
ژنرال
حالتون خوبه؟
پارک دال هیانگُ بیار اینجا
و تنهامون بذار
همه ش یکیه
خیلی نخوری
شب خودتو خیس میکنی
ارباب شوخی نکن
پارک دال هیانگ
برو به اتاق یونگ گول ده
ایشون گفتن قرار بوده با هم ملاقات داشته باشین
الان؟
گفته بود بعد از مهمونی
بهم گفتن الان بهت خبر بدم
برو
من اینجا نگهبانی میدم
بقیه کجان؟
شما خیلی اصرار داری ازت یاد بگیرم
راستش فکر نمیکنم شانس داشته باشم که شمشیر زنی رواز یک ژنرال یاد بگیرم
موقعیت بیش از حد خوبیه
باید همین الان شروع کنیم؟
من هنوز گرم نکردم
بدون خبر؟ زیادی برای تمرین خشنه
چرا اینقدر عصبانی هستی؟ مست کردی؟
نوشیدنی منو بردار
تموم شد که
هی شما که اونجایی
میشه یکم نوشیدنی بهمون بدی؟
بیخیال
نگران نباشید میرم از یه جایی پیدا میکنم
ارباب؟
قربان
اینجا چیکار میکنید؟
همه چی اینجا رو به راهه؟
...بله ، فکر کنم
ولی برای چی این همه راه تا اینجا اومدین؟
ژنرال یونگ گول ده کجاست؟
الان تو مهمونی ان
نگفتین چی شد که اومدین؟
مواظب اسبا باش
شما کی هستین؟
برای ورود باید دعوت شده باشید
ما نگهبانان سطلنتی ولیعهد هستیم
یه دستور فوری داریم ، باید بریم تو
صبر کنید باید بررسی کنیم
چه خبره؟
قربان ، مشکلی پیش اومده
چه مشکلی؟
چی؟
چی شده؟
یعنی چی؟
دارن کجا میرن؟
.:.:saba22:ترجمه و زيرنويس : ســـبــا:.:. .:.: Saba_Movie@yahoo.com :.:. .:.: FOrum.kOrean-Dream:.:.
چی شده ؟
ما برای دیدن ژنرال یونگ گول ده اینجاییم
یه پرونده ی قتله
نمیتونید برید داخل
ژنرال
ژنرال
ژنرال
این که مُرده ، کیه؟
پارک دال هیانگه
پارک دال هیانگ؟
ژنرال
ژنرال
پنج روز قبل
پیونگ سان ، هوانگ هه دو
خورد به هدف
اعلیحضرت
افرادی از قصر اومدن
اعلیحضرت
چی باعث شده این همه راه تا اینجا بیاین؟
امپراتور دنبالتون میگشتن برای بردن شما اومدیم
من؟ چرا؟
اتفاقی افتاده ؟
علتشو نگفتن فقط گفتن خیلی ضروریه
اعلیحضرت
چرا منو احضار کردن؟
...خب
اعلیحضرت
ولیعهد اینجان
راهنماییش کنید
بفرمایید داخل
بهبودت در چه حاله؟
خیلی بهتره اعلیحضرت
چیزی به برگشتنم نمونده بود ... چه اتفاقی افتاده
مشکلی پیش اومده ؟
حقیقت داره که به خاطر بهبود سریعترت
قصرُ ترک کردی؟
بله؟
نه به خاطر رابطه ت با همسرت؟
نه اینجوری نبوده
برای چی این حرفُ میزنید؟
احساس عجیبی داشتم برای همین از خواجه کیم سوال کردم
بهم گفت که تو و همسرت دعوای بزرگی داشتین
اصلا اینطور نبوده اعلیحضرت
ما اصلا دعوا نمیکنیم
نمیدونم چرا فکر کرده دعوا کردیم
فقط داشتیم حرف میزدیم
فکر کنم تو هم شایعاتُ شنیدی
شايعه؟
درباره ي همسرت و يونگ گول ده
جريان چيه؟ - بله؟ -
يه شايعه ي نگران کننده شنيدم
شايعه ي نگران کننده؟
شاهزاده جونگ ميونگ: بزرگترين دختر امپراتور
درباره ي همون ژنرالي که قبلا ناپديد شده بود، يونگ گول ده
زماني که تو معبد اقامت داشت
با همسر وليعهد ملاقات کرد
چي؟
همسر وليعهد رفته بود معبد که
براي بهبودي سريع وليعهد دعا کنه
اما همه ش بهانه بود. رفته بود اونجا که يونگ گول ده رو ببينه
بله؟
فکر ميکردم حرف مسخره ايه، اما وقتي فکر ميکردم
اطراف معبد دستگيرش کردن، نگران ميشدم
اون کيه؟
اسمش تو ليست نيست
ایشون سرپرست کاهنان معبد هواسون هستند
فکر نميکنم اين يه شايعه ي بي اساس باشه
پس يعني...با همسرت دعوا کردي؟
تا حالا اينو نشنيده بودم
منظورم ماجراي يونگ گول ده ست
چرا اصلا به همچين شايعه ي بي اساسي گوش دادين؟
حتما يه نفر ميخواد به خانواده ي سلطنتي توهين کنه
اما اين شايعه، زيادي خاص ـه
اصلا ميدوني من چي شنيدم؟
همسرت، سنجاق سرشو بهش داده
همون که مال مادرت بود
وقتي اينو شنيدم، احساس کردم يه چيزي مشکل داره
پس به همسرت گفتم اون سنجاق سرُ برام بياره
بايد خودم چک ميکردم تا مطمئن بشم
داري ميگي از اين جريانات بي خبر بودي؟
نه تنها نميدونستم
برام باور نکردني هم هست
کي جرات کرده درباره ي رابطه ي مخفيانه همسر من صحبت کنه؟
شما نبايد تحت تاثير کسي که ميخواد به خاندان سلطنتي توهين کنه، قرار بگيرين
تحت تاثير که قرار نگرفتم
فقط ميخوام مطمئن بشم
هيچي به همسرت نگو
نميخوام آبروم به خطر بيفته
.:.:Shhz : ترجمه و زيرنويس : شيــما:.:.
عجيبه
يعني کجاست؟
ما که قفلش کرده بوديم، اما چرا حالا نيست؟
بايد چيکار کنيم؟
عليا حضرت
وليعهد همين الان برگشتن
اعليحضرت
نميدونستم دارين مياين
سنجاق سر مادرُ پيدا کردين؟
بله؟
شما...گمش کردين؟
از کجا ميدونستين؟
با من بياين
اعليحضرت
سونگ پو و مين سو رو پيدا کن
يه ماموريت فوري براشون دارم
بله؟
...اونا الان کجا
به خاطر همين ميگم پيداشون کن
زودباش
بله
چي شده؟
شما الان اومدين قصر و از کجا جريان سنجاق سرُ ميدونين؟
فکر کردم بايد عجيب باشه که امپراتور ميخوان اون سنجاق سرُ ببينن
اصلا بهشون نگو که گمش کردي
به محض اينکه اينو بگي
از موقعيتت برکنار ميشي
چي؟
خوب گوش کن
ميدونم چقدر بد دروغ ميگي
اما اين دفعه بايد خيلي عالي اين کارُ بکني
لکنت زبان و ترديد نداشته باش
اگه اين کارو بکني، کار همه مون تمومه
عاليجناب
حالتون خوبه؟
چي شده اين همه راه اومدي اينجا؟
يه پيام فوري از وليعهد براتون دارم
پيام فوري؟
راستي جناب هو سونگ پو کجا هستن؟
نتونستم پيداشون کنم
خانواده ش ميگفتن 4 روزه خونه نرفته
عاليجناب
با من حرف نزن
اين بازيه خيلي خطريه - يه نفر ميخواد شما رو ببينه –
ديوونه شدي؟
چرا بهش گفتي من اينجام؟
بايد مخفي بشم
هي! منم
چي شده؟
فکر ميکردم براي دعا رفتي معبد
بيا بيرون
يه مشکلي پيش اومده
ديگه چي شده؟
ميخواستم يه کم خوش بگذرونما
چي شده؟
مسخره ست
بايد فورا برين آنجو
يه نفر داره شايعه ي همسرم و يونگ گول ده رو پخش ميکنه
...احتمالا کار کيم جا جوم ـه، چون ميدونست
همسرم، يونگ گول ده رو تو معبد مخفي کرده
اين فقط مشکل شما نيست. بقيه هم درگيرن
اگه اوضاع از دستمون خارج بشه
همه چي مثل مخفي کردن يونگ گول ده، فاش ميشه
اونوقت همه مون ميميريم
ميفهمي چي ميگم؟
عذرميخوام اعليحضرت. من سنجاق سر رو فرستادم که تميزش کنن
ازتون عذر ميخوام که زودتر بهتون اطلاع ندادم
تميز کنن؟
بله
ميخواستم روز تولد شاهزاده جونگ ميونگ اونُ به موهام بزنم
حواسم به تميز کردنش نبود و به شما گفتم الان پيش منه
قبل از تولد ايشون، حاضر ميشه
ميتونم اون روز بهتون نشون بدم؟
...چرا که نه...اما
الان که دروغ گفتيم، تا روز تولد 15 روز وقت داريم
فکر کنم وليعهد خيلي ساده باشه و حرفاشُ باور کرده
اما من هنوز مشکوکم
شايد ميخواسته يه کم زمان داشته باشه تا بتونه اونو از يونگ گول ده پس بگير
همونطور که انتظار داشتم، خواجه کيم بدون هيچ شَکي
به تيم خوشامد گويي فرستاده شد
پس بايد قبل از خواجه کيم برين اونجا و سنجاق سرُ پيدا کنين
سنجاق سر الان احتمالا پيش کيم جا جومه
و حتما اونو تو وسايل ژنرال گذاشته
اين نقشه رو به محض اينکه تيم خوشامد گويي برسه آنجو، عملي ميکنن
پس بايد قبل از اينکه برسن اونجا، بهشون برسين
ژنرال
ژنرال
ژنرال
اين که مُرده ، کيه؟
پارک دال هيانگه
پارک دال هيانگ؟
ژنرال
ژنرال
ارباب
ارباب
ارباب
همه رو بيار بيرون
همه – اطاعت –
نه
ارباب
ولم کنين. بايد برم ببينمش
ما دوستاشيم
گفتم همه بيرون
اول هويتشونُ بررسي کنين
برين بيرون
ارباب
ارباب
ژنرال
ژنرال
يعني چي...اين چه وضعيه
ژنرال
ژنرال
ژنرال بيدار شين
حالتون خوبه؟
چي شده؟
چرا از من ميپرسين؟
پارک دال هيانگ مرده
چي شده؟
وزير
وزير
چي شده؟
اين همه سروصدا براي چيه؟
يه مشکل بزرگ پيش اومده
يونگ گول ده مست کرده و يکي از افراد ما رو کشته
چي؟
چطور ممکنه؟
بقيه ي بدنش کجاست؟
سرش نيست
داريم دنبالش ميگرديم. ممکنه افتاده باشه بيرون
داريم جنگل اطرافُ هم ميگرديم
گريه نکن
بيا نگاش کن
تو بهتر از همه ميشناسيش
واقعا خودشه؟
مطمئن نيستم
فکر کنم خودشه
...يا شايد هم نه
همه ديدن پارک دال هيانگ اومده تو اين اتاق
حتما خودشه
.:.:Shhz :ترجمه و زيرنويس : شيـــما :.:. .:.: FOrum.KOreanDream:.:. .:.: FOrum.KOrean-Dream:.:.
اينا کيَن؟
چرا وقتي موضوع بهشون ربطي نداره، اينجان؟
ببرشون بيرون
اطاعت
اينا صحنه سازيه
اين دفعه چه نقشه اي داري؟
اونو از دستش بگير
ممکنه مدرک باشه
صبر کن
ولم کن
بذار برم
وزير
اونا ديگه کي بودن؟
گفتن دوستاشن
دوستاش؟
اين چيه؟
همين الان اينو رو جسدش پيدا کردن
اين نامه ي محرمانه ي وليعهده
يعني واقعا...حقيقت داره؟
بايد بررسي کنيم
اتاق يونگ گول ده رو بگردين
واقعا شما اونو کشتين؟
مسخره ست
چرا بايد همچين کاري بکنه؟
مطمئن نيستم نکشته باشمش
ميخوايم اتاقت رو براي پيدا کردن مدرک بگرديم
چطور جرات ميکنين
جرات ندارين دست به يکي از وسايل اينجا بزنين
شمشيرتُ غلاف کن
کاري نکن اوضاع پيچيده تر بشه
خيلي طول نميکشه
فقط دنبال يه چيزي ميگرديم
بگردين - اطاعت -
پيداش کرديم
اين همون سنجاق سره
اعليحضرت
يه پيام از آنجو دارين
پان سه، تويي
اوضاع چطوري پيش رفت؟
مُرد
کي؟
ارباب دال هيانگ
الان...چي گفتي؟
پارک دال هيانگ...چرا؟
...دشمن
کشتش
سرشُ قطع کردن
اعليحضرت
...شنيدم يه پيام دريافت کردين
نامه ي سونگ پو چي شد؟
بفرماييد
اوضاع اينجا هم خوب پيش نرفت
خلاصه بهتون بگم
يونگ گول ده مست کرده و پارک دال هيانگُ کشته
اين همه ي اتفاقيه که افتاده
پارک دال هيانگ يه نامه ي مخفي از وليعهد داشت
وليعهد نوشته بود که همسرشون و يونگ گول ده با هم رابطه دارن
و همسرشون، سنجاق سر ملکه ي فقيد رو به يونگ گول ده داده
و امپراتور شايعه رو شنيدن و به همسر وليعهد گفتن که
سنجاق سر رو نشونشون بده
وليعهد هم به پارک دال هيانگ دستور دادن سنجاق سرُ پيدا کنه
وقتي پارک دال هيانگ تو اتاق بود
ژنرال اومد داخل و اونا با هم درگير شدن و ژنرال کُشتش
اين نامه ي وليعهده
و اينم سنجاق سري هست که از اتاق يونگ گول ده پيدا کرديم
اين شمشير ثابت ميکنه که اين شخص، يکي از افراد وليعهده
حتي ميتونم ثابت کنم که پارک دال هيانگ از افراد وليعهده
چون اين يه رابطه ي پنهاني بين دو کشوره
بياين اين موضوعُ برملا نکنيم. فقط تنها چيزي که ميشه به صورت رسمي اعلام کرد اينه که
يونگ گول ده مست کرده و يکي از افسرهاي ارتش چوسانُ کشته
اين بدترين اتفاقيه که ميشد بيفته
پارک دال هيانگ کشته شده و سنجاق سر هم همه چيو معلوم ميکنه
و ژنرال هم دستگير شده
...بدترين چيزي که اتقاق افتاده اينه که
الان يونگ گول ده و همسر وليعهد در خطرن
الان نوبت تو ـه که تصميم بگيري
کليد حل مشکل تو دست تو ـه
ميتونيم با تحريک مانچو، به نتيجه اي که ميخوايم برسيم؟
الان موقعيت حساسي براي اتفاقاتي که افتاده، هست
شرايط الان و بعدا متفاوته
...قبلا
اوضاع درباره ي محتويات مدارک کشور بود
اما اين بار فقط درباره ي کار يونگ گول ده و يه رابطه ي شخصيه
...و مدارک واضحه. حتي اگه بکشيمش
مانچو حرفي براي گفتن نداره
اون به قدرت سلطنتي ما توهين کرد
چطور ميتونيم بذاريم از مرز خارج بشه؟
اگه اين کارو بکنيم، به ما خيانت شده
بايد فورا اين مساله رو حل کنيم
قبل از اينکه اوضاع پيچيده تر بشه
اين يه مورد رسمي و عمومي نيست که
بتونيم براي دادرسي بفرستيم
امپراتور و وليعهد
مطمئنا از اين موضوع خوشحال نميشن
همچين رسوايي اي بايد بي سر و صدا تموم بشه
فقط به يه دليل
...پس
جواب همينجاست
يه اعدام بي سروصدا
اين کاريه که اگه من بودم، ميکردم
اعدام بي سروصدا
کيم جا جوم ميخواد ژنرالُ به اتهام
قتل و رابطه ي پنهاني، بکشه
اونم فقط به بهانه ي حمايت از اسم شما
عاليجناب
عاليجناب
برين کنار
برين کنار لطفا
هي صبر کنين. يه کم صبر کنين
عاليجناب
عاليجناب لطفا به حرفم گوش بدين
هنوز اينجايي؟
بايد از جسد دوستت مراقبت ميکردي
جسد به زودي پوسيده ميشه
هيچ مدرکي وجود نداره که اين واقعا جسد خودش باشه پس براي اين کار زوده
اگه کارا رو اينطوري انجام بدي
از نتيجه ش نميترسي؟
ديگه چي لازم داري؟
اون، نامه و شمشير وليعهدُ داشت
يونگ گول ده هم انکار نميکنه
قتل و انگيزه ي قتل واضحه
ديگه چي ميخواي؟
اين کار، سواستفاده از قدرته
به خودتون مربوطه
اصلا شماها کي هستين؟
شماها که هيچ موقعيتي ندارين
فعلا هم که محافظ سلطنتي نيستين
الان يه آدم به دردنخورين. الان هيچکس نيستين
چطور جرات ميکنين درباره ي قدرت حرف بزنين؟ ...حالا که دوست وليعهدين
ديگه از هيچي نميترسين، نه؟
اينجا هانيانگ نيست
راه بيفتين
اينا يه مشت آدم بيچاره ي هانيانگي هستن
شنيدن حرفاشون، ارزشي نداره
بريم
.:.:Shhz : ترجمه و زيرنويس : شيــما:.:.
فعلا فقط يه راه داريم
بايد ثابت کنيم پارک دال هيانگ کشته نشده
و همه ي اينا صحنه سازي بوده
جسد داره از هم پاشيده ميشه
پس چاره اي جز دفن کردنش نداريم
اما هنوز باور نکرديم که پارک دال هيانگ مُرده باشه
اگه مُرده بود، دليلي نداشت سرشُ مخفي کنن
حتما يه جايي زنده ست
به خاطر اينه که هنوز نتونستيم پيداش کنيم
دارم دنبال زني ميگردم
که به ژنرال دارو داده بود
بايد حتما پيداش کنيم تا اين موردُ حل کنيم
هيچ ردي ازش نداريم
به جز اينکه اسمش هيانگ سونه
فکر کنم شما هم بايد برين اونجا
اونجا هرج و مرجه
همين الان ميرم
اسبُ آماده کن
اما بايد طوري باشه که انگار دارم براي درمان ميرم اونجا
پس آماده شو که بريم چشمه ي آب گرم
بله
خبر بديه؟
فکر کنم شنيدم يه نفر مُرده
اعليحضرت
فکر کنم بايد خودم برم دنبال سنجاق سر بگردم
اوضاع اونجا خوب نيست
با امپراتور صحبت ميکنم. شما هم برين خونه
اگه تنها اينجا بمونين و امپراتور ازتون سوالي بپرسن
نميتونين از پسش بربياين
مقدمات رفتنشونُ فراهم کن
بله
عليا حضرت
همه چي آماده ست
نگراني؟
حس ميکنم آخرين باريه که اينجام
خودت هم همينو ميخواستي، نه؟
وقتي مست بودي ازم خواستي که بذارم بري
بله، همينطوره
نگران نباش، آرزوت برآورده نميشه
حتي اگه خودت هم نخواي، برميگردي
حرکت کنين
بريم
آماده اين؟
مراقب خودتون باشين
سلام
همين الان همه چيُ شنيدم و اومدم
چي شده؟
وليعهد کجاست؟ - الان رفتن آنجو –
اي کثيف وحشي
برو بمير
بمير
يونگ گول ده مست بوده و يکي از
افسرهاي ارتش چوسانُ کشته
و با يه گناه ديگه که نميشه علني بشه
به خانواده ي سلطنتي توهين کرد
طبق دستور وزير کيم
يونگ گول ده فورا اعدام ميشه
بزرگترين مرجع دانلود و ترجمه ي فيلم و سريال هاي کره اي FOrum.KOreanDream.ir FOrum.KOrean-Dream.ir
کي؟
پارک دال هيانگ تو آنجو کشته شد
الان حالتون خوبه اعليحضرت؟
ميگن بعد از برکناري شما
همسر بعدي وليعهد
من هستم
الان چطوره با هم متحد بشيم؟
داري ميگي خودمو بکشم؟ به عنوان همسر وليعهد چوسان، ميميرم
چي گفتي؟
زندگيتون امروز مهمتره
من ازتون محافظت ميکنم
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.