All language subtitles for Bobs.Burgers.S16E10.Heist.Things.Are.Heist.720p.HDTV.DD5.1.x264-Slurpuff

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American) Download
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

وارز تقدیم میکند IRWAREZ.COM

¶ ¶

¶ داریم می‌ریم به جزیره کینگزهد ¶

چون یه جایزه باکلاس بردیم

هی، هی! داریم می‌ریم جزیره کینگزهد

آخه یه جایزه‌ی باکلاس بردیم، آره همینه

داریم می‌ریم همون‌جا که مایه‌دارها هستن

¶ برم ببینم واقعاً از ما بهترن یا نه ¶

¶ شایدم باشن، ولی ما بازم یه جایزه بردیم ¶

ایول. آره

شماها توی کشتی خیلی باحالید

آره، مردم دارن با این انرژی صفا می‌کنن

با اینکه همه‌شون دارن از نگاه کردن به ما فرار می‌کنن

و اون یارو هم داره سرشو تکون می‌ده

سلام. هنوزم باورم نمی‌شه

مجله سبک زندگی کینگزهد

ما رو به عنوان "بهترین رستورانِ درب‌وداغونِ منطقه" انتخاب کرده؟

مگه "درب‌وداغون" بودن چیز بدی نیست؟

آره، ولی منظورشون یه جور ابراز علاقه‌ست

مثل وقتی که من می‌گم: "بابا، ای پیرمردِ بویِ گندویِ درب‌وداغون، عاشقتم."

یه جورایی. منظورم اینه که خیلی افتخارِ بزرگیه

تازه باعث می‌شه رستوران کلی دیده بشه

ولی بابا، من سر در نمیارم

مگه خودت نگفتی این جایزه‌ها مسخره‌ان؟

من کی اینو گفتم؟

این جایزه‌ها مسخره‌ان

اصلاً داورشون کیه؟

دیوان عالی فودکورت؟ مسخره‌ست

این چیزای مزخرف همه‌ش پارتی‌بازیه و اینه که کی رو بشناسی

آره، تو هم یه یاغیِ باحالی که هیچ دوستی نداری

دقیقاً، جین

خنده‌داره، اصلاً دیگه اون حس‌ها رو ندارم

حالا که بردیم

تازه، معنیش اینه که می‌تونیم بریم به این جشنِ مخصوص برنده‌ها

توی یه فضای شیکِ باغِ مجسمه

و قراره اونجا مینی‌برگرهامون رو سرو کنیم

و حسابی دیده بشیم

بابا قراره کلِ اون باغِ مجسمه خودش رو "نشون" بده

جین، ای وروجک

بابِ شنگول رو ببین. چقدر بامزه شده

آره، مثل یه توله‌سگِ پشمالویِ خوشحال که آب از لب و لوچه‌اش آویزونه

ممنون. یه کاپ هم قراره بگیریم

کاپ هم داره؟

آره. اصلاً نمی‌دونستم چقدر به یه کاپ احتیاج دارم

ولی شاید کل چیزیه که تو زندگی می‌خواستم؟

یه جورایی شبیه یه کُره‌ی عجیبه

عجیبه ولی باحاله

حالا که حرف از کُره‌های عجیب شد

مامان، اون زیرِ پیرهنت چه خبره؟

این سوتین رو میگی

تنها سوتین تمیزی بود که برام مونده بود

ولی داره می‌ره تو پشتم

درکت می‌کنم خواهر. سینه دیگه، نه؟

سینه. الهی آمین

واسه خاطر مراسم تا تهش تحمل می‌کنم

ما سینه‌دارها این‌جوری هستیم دیگه، نه؟

خدا کنه هیچ‌وقت به این چیزها دچار نشم

منم همین حس رو داشتم لوئیز، ولی بعدش دراومدن

اون‌قدرها هم بد نیست

سلام

مینی‌برگر میل دارید؟ جون

ببخشید، نمی‌دونم چرا وقتی دادمش بهت گفتم "جون"

و-وقتی دادمش بهت

اِم، فعلاً. بهتون خوش بگذره

فکر کنم الان وقت خوبیه که در مورد اون فاج‌ها بپرسیم

موافقم. بریم که فاجی‌طور بترکونیم

اِم، مادر؟ پدر؟ اون مغازه فاج‌فروشی رو یادتونه

که موقع اومدن از جلوش رد شدیم؟

"حرفتو به فاج بگو"؟ آره؟

خب، داشتیم فکر می‌کردیم شاید بعد از اینکه اینا تموم شد

بتونیم بریم مغازه فاج؟ حتماً

جدی؟ چه راحت بود

آره، باید چیزهای بیشتری بخوایم

ما اکستنشن مو می‌خوایم. کلی. سر تا پا

اوه. هی باب، ببین کی اینجاست

وای خدای من. این وینسنته؟

همون وینسنتِ "احتمالاً دزد جواهرات"؟

همگی، حواستون به جواهراتتون باشه

بچه‌ها، هیس

هی، وینسنت

باب. لیندا. بچه‌ها

سلام. هی. وینی

دیدم امسال رفتی توی لیست "بهترین لقمه‌ها"

واقعاً حقت بود

می‌دونم. یعنی، اِم، ممنون

خب، چی شده سر و کله‌ت اینجا پیدا شده، وینسنت؟

هیچی، دارم فضا رو برانداز می‌کنم

دنبال ایده واسه رستورانم می‌گردم

و کلی هم می‌خورم. بیشترش خوردنه

دمت گرم مرد

فقط همین تو برنامه‌ته؟ هوم؟

اِ... آره؟

همین‌جوری گفتم

چیز باحالی اینجا هست

که یهو بعد از تموم شدنِ مراسم

غیب بشه؟ چشمک، چشمک

منظورت رو نمی‌فهمم

در ضمن، توی این ملک هیچی نیست

که بیشتر از دو هزار دلار بیارزه

هر کسی عکس‌های توی سایتشون رو

دیده باشه، اینو می‌دونه

آره

دو سه هزار تا ارزشش رو نداره

خوبی؟

آه، آره، فقط دارم حرکات کششی انجام می‌دم

این یه مدل کشش مخصوص رستوران‌دارهایه

یادش می‌گیری. و

رستوران

خب. اجازه هست؟

اوه، البته

ممم

دلم واسه گوشتت تنگ شده بود، باب

دلم واسه گوشتت تنگ شده بود

لطف داری، وینسنت. آخی

بسیار خب. ممم

می‌خوام کل این چمن‌زار رو بخورم و برم جلو

حتماً همین‌طوره

منظورم اینه که، واقعاً می‌خورم

هر چی تو بگی

اون یارو رو ببین

داره واسه خودش می‌چرخه و چیزای خوشمزه می‌خوره

باید باحال باشه. ولی ما باید کار کنیم

چون ما بچه‌ایم و کارِ بچه‌ها همینه دیگه

می‌دونین چیه؟ برین خوش باشین بچه‌ها

من و مامانتون حواسمون به میز هست. مگه نه لین؟

آ-آره، حتماً

واو. باید زود به زود به این یارو جایزه بدیم

می‌تونیم برای چندتا جایزه دیگه هم‌فکری کنیم

بلندترین صدای شاشیدنِ جهان؟ ممم

بیشتر فکر می‌کنم. نه، همون خوبه

هوم. «هویتِ اشتباهیِ کیکی»

اینجا کیک‌فروشیه؟ آره

پس قضیه این غذاهایی که شبیه کیک نیستن چیه؟

همه‌شون کیکن

شبیه کیک نیستن ولی واقعاً کیکن

جالبه... فکر کنم

تا وقتی مزه‌ی کیک بده، خوبه

یه جورایی می‌ده

مثل این می‌مونه که روکش خامه سفت و کشسان باشه

و به خوشمزگیِ خامه هم نباشه

اون فوندانته. مثل یه جور گلِ رُس می‌مونه که می‌شه خوردش

رفیق، هر گلِ رُسی رو می‌شه خورد

اَه، دیگه از دست این خسته شدم

دیگه بسه. انجامش می‌دم. واقعاً انجامش می‌دم، باب

اوم، چیکار می‌کنی؟

دارم سوتینم رو درمیارم

اوه. من... باشه

زود باش، جلوم رو بگیر، جلوم رو بگیر. صبر کن، چطوری

آه... می‌دونم اینجا یه جای شیکه

و باید دخترا رو مهار کنم، ولی این‌طوری نمی‌تونم کار کنم

و تموم شد

خیلی بهتر شد. چطور به نظر میاد؟

خیلی تابلوئه؟

لباسش خیلی ضخیمه

شاید اوکی باشه، نه؟

بیخیال باب، به سینه‌هام نگاه کن

باب بلچر؟

اوم، اینجا همون "بهترین پاتوقِ کل خشکیه"؟

بله خودشه. ب. پ. خ

شاید نباید اونطوری می‌گفتم

من سابرینام، اومدم راهنماییتون کنم

تا بریم به جایگاه برنده‌ها واسه عکاسی

اوه. باشه، عالیه

لطفاً دنبال من بیاین

اومدیم، اومدیم

نرم راه برو

هیچ‌جام نباید تکون‌تکون بخوره

اون چی بود؟ هیچی

خب، شما توی مجله کار می‌کنید؟ چیکاره هستید؟

من دستیار مارگو هستم

مارگو؟ پولو! ها! ببخشید

مارگو بوش‌میلر، اون ناشر مجله‌ست

سابرینا

میزِ کاپ‌ها رو درست کردی؟ لقه

درستش می‌کنم

ببخشید بابت زمینِ بیرون

و اینکه صاف نیست. تقصیر منه

خودتو جمع و جور کن سابرینا

آره. بگذریم، بفرمایید

واو. چه باحال

اوه. یا خدا. ببخشید. سنگینه

اوه، می‌تونم نگهش دارم؟

باشه لین. فقط خیلی مراقب باش

باشه، حواسم هست... اوه

مطمئنم خیلیا مثل ما از دستشون می‌افته

نه... واقعاً نه

اوه. آه

دارن عالی پیش می‌رن

خب، اونا همه‌مون رو از دستشون انداختن

و آخرش همه‌مون سالم موندیم

به جز تینا. چی؟

خب، محکم گرفتینش؟

بله. بله

و به دارن نگاه کنید

خانم، می‌تونید رو به ما بچرخید؟

اوم، آره. آره، آره، آره. آره

لین، داری چیکار می‌کنی؟ هیس-هیس-هیس-هیس. سینه‌ها

خیلی‌خب، این چیه... فقط انجامش بده

باشه، هورا. تبریک می‌گم، موفق شدین

همین؟ همین

اوه، اوکی. ممنون

اِ اِ اِ

باید تندیس رو بهم برگردونی

اوه. مگه... مگه قرار نیست پیش من بمونه؟

مال شما هشت تا ده هفته دیگه با پست می‌رسه

البته بعد از اینکه ۲۰۰ دلار هزینه ساخت و حکاکی رو پرداخت کردید

همه اطلاعات توی وب‌سایته

دویست دلار... من فقط

فکر کردم این یه جایزه‌ست

همین‌طوره. افتخار خیلی بزرگیه

که این جایزه بهت تعلق گرفته

ولی جایزه‌ها خرج دارن

درسته، ولی من... برنده‌ش شدم، نه؟

آره، تو فرصتِ پرداخت هزینه‌ش رو برنده شدی

سابرینا، اینجا خیلی چمن ریخته

تقصیر منه

اومدم، مارگو

خب، انگار مامان

بالاخره زنجیر سگ‌ها رو باز کرده

چی؟ هیس

حالت خوبه گنده بک؟

می‌خوان ۲۰۰ دلار بابت تندیس ازمون بگیرن

اونا نمی‌دونن خانواده ما کلاً توی پول دادن تعطیله؟

آره، پول به ما نیومده

من این کار رو نمی‌کنم. پول بابت جایزه نمی‌دم

ما رستوران رو بستیم که بیایم اینجا

باید پول تمام این غذاهایی که مفت داریم می‌دیم رو هم یه جوری جور کنیم

من... من این کار رو نمی‌کنم

فقط می‌خوام کار رو تموم کنم و برم خونه

و این وسطا

یه کم شکلات برای این دهن‌های شکلات‌لازم‌مون می‌گیریم؟

نمی‌دونم. حالا ببینیم چی می‌شه

«ببینیم چی می‌شه» یعنی «ایول، معلومه که آره»؟

بچه‌ها، فعلاً انقدر درباره شکلات حرف نزنید

برید. دوستتون دارم، ولی بزنید به چاک

بابای بیچاره. شاید بتونیم

یه جوری کمکش کنیم پول رو جور کنه؟

توی فکرش بودم که حقِ ساخت زندگینامه‌م رو به اپرا بفروشم

همم. یا اینکه

فقط تندیس رو برداریم

چی؟ ها؟

خب، بابا برنده‌ش شده. مال خودشه

ولی دزدی کار بدیه

باز این شروع کرد

اگه لو بریم چی؟ منظورم اینه که ببین

تندیس صاف همین‌جا جلوی چشمه

و همه‌جا پر از آدمای پولداره

و مطمئنم که اونا قدرت‌های خاصی دارن

مثل اعتماد‌به‌نفسِ کاذب و بی‌دلیل

تازه این تندیس، مثلاً همون تندیس ویترینی‌شونه

اهالی مجله زود می‌فهمن

اگه نمایشش ندن

تینا، تینا، تینا. گیر نمی‌افتیم

چون یه حرفه‌ای قراره کمکمون کنه

کی؟

وینسنت؟

خودِ جناب دست‌کج

مخصوصاً بعد از اون حرکتی که با ذرت زد

وای، از دستش عصبانیه؟

مگه اون ذرت چیکارش کرده بود؟

خب، میریم سراغ دزد جواهرات

دزد جواهراتِ "احتمالی"

منتظر می‌مونیم مینی‌کیش‌اش رو قورت بده

مینی‌کیشِ "احتمالی"

بهش می‌گیم: «هی، داریم یه چیزی می‌دزدیم. پایه‌ای؟»

بعد همگی سوار اتوبوس می‌شیم به مقصد شهرِ سرقت

وقتی رسیدیم به ایستگاه، من می‌تونم زنگ رو بزنم؟

از این کار خوشم میاد. اما اگه لو بریم چی

و بریم به زندانِ جزیره‌ی پولدارها؟

راستش، به نظر جای بدی نمیاد

ولی اگه بد بود چی؟

تینا، بحث سرِ عدالته

عدالت، بابا و شکلات

همه رو که بذاری کنار هم، می‌شه: «عدالتِ شکلاتیِ بابایی»

پشمام ریخت. منم هستم

باشه، قبوله. من عدالت و شکلات رو دوست دارم

بابا هم که باحاله. اون یه «دیلِفِ» تمام‌عیاره

یعنی «بابایی که دوست دارم برام شکلات بخره»

وینسنت

سلام

لطفاً خوردن رو قطع نکن. فقط گوش کن

خب. ما دنبال یکی می‌گردیم

با، امم، تخصصِ تو

امم. منظورت کدوم تخصصه؟

خودت می‌دونی دارم در مورد چی حرف می‌زنم

دارم در مورد «مهارت‌های خاصِت» حرف می‌زنم

مهارت؟ منظورت بازیِ کاتانه؟

توی کاتان واقعاً خوبم

خیله‌خب، هیچ‌کس توی کاتان خوب نیست

نه، نه، نه، به مهارت ربط داره

نه، همه‌اش به تاس ریختنه. اونجا... اونجا

نه، استراتژی داره

نه، تو می‌تونی استراتژی بچینی و بعد

تاس همه‌اش روی هشت می‌شینه

کلِ وقت یا هرچی

تعیینِ منابعِ گندم

هر چی دوست داری به خودت بگو

قضیه اینه

به عنوان یه رستوران‌دار

احتمالاً خیلی به هم می‌ریزی

اگه بفهمی دارن از همه پول می‌گیرن

واسه تندیس‌هاشون. این یه کلاهبرداریه

چقدر می‌گیرن؟ دویست‌تا

منظورش دو تا هونداست

حالا که گفتی، من پول بلیتِ وی‌آی‌پی رو دادم

که فکر می‌کردم شامل دسترسی

به تراسِ نوشیدنی و یه سنجاق‌سینه جذاب می‌شه

سنجاق‌سینه جذاب؟ بگو ببینم

ولی بعد اومدم اینجا و بهم می‌گن

باید ۴۰ دلارِ دیگه هم بدم

تا بتونم برم توی تراسِ نوشیدنی

تازه، سنجاق‌سینه‌های جذابشون هم تموم شده

چندش‌آوره. لعنتی، خیلی بی‌رحمانه‌ست

آره. واو. به نظر میاد پایه‌ای

که حالِ این شکم‌چران‌های بی‌ادب رو بگیریم

فکرمون اینه

اون تندیسِ ویترین رو «آزاد» کنیم

امم، همون که اونجاست؟

همونی که تقریباً کلِ آدم‌های مهمونی دارن می‌بیننش؟

بله. شرمنده بچه‌ها

حتی اگه قبلاً از این کارها می‌کردم، که نمی‌کردم

الان بیشتر از اون موقعی که نمی‌کردم، دیگه انجامش نمی‌دم

پس نصیحت من به شما: دزدی نکنید

فقط غذاتون رو بخورید و درستون رو بخونید

می‌تونیم مواد بکشیم؟

نه. خداحافظ

خب، خبر خوب اینه که دیگه قرار نیست چیزی بدزدیم

پس خیالمون راحت شد

می‌دونی چیه؟ ما به وینسنت نیاز نداریم

خودمون می‌تونیم اون تندیس رو کش بریم

لعنتی. نگاه کن چطوری داره می‌خوره

اون کباب مرغ رو. فکر کنم سیخش رو هم خورد

باورم نمی‌شه این‌همه وسیله رو تا اینجا کول کردیم

خیلی احمقانه‌ست. از این متنفرم. از همه‌ی این آدم‌ها متنفرم

اوه. به جز شما، قربان

اه، نوش جان. بابی، بی‌خیال

این هنوزم می‌تونه برامون خوب باشه

هنوزم می‌تونیم رستوران رو تبلیغ کنیم

آره، اینم از کلماتِ تبلیغاتی: کلاهبرداری، تیغ‌زنی، کله‌خر

خب، نمی‌گم قیافه‌ات داره همه رو فراری می‌ده

ولی یهو آدم‌های کمتری

دارن میان اینجا. پس، من می‌رم

اسلایدر پخش کنم. برامون آرزوی موفقیت کن

«ما»؟ من و دخترهای باکلاسم

خب، الان بیشتر در حدِ متوسطن

قطعاً نه پایین‌شهری. هنوز نه

همه‌امون تظاهر می‌کنیم این جایزه خیلی مهمه

اوه هو هو هو

بی‌خیال بابا

چی گفتی؟

چی؟ با منی؟

منظورم اینه که داشتم با زنم حرف می‌زدم

ولی انگار رفته. باشه

ولی آره، این آدم‌های اینجا باورنکردنی‌ان، مگه نه؟

آره... اوهوم

یعنی ما اینجا داریم برگر درست می‌کنیم و

اه، اون چیه؟ سوشیه؟

راستش، کیکه

اوه. جالبه. لابد

ممنون. یعنی مطمئن نیستم

چرا باید این کار رو بکنی ولی به هر حال

کلِ این بساط چرندِ محضه‌

اونا بر... اونا برگرن؟

آره. اوه

من غذایی درست می‌کنم که شبیه خودشه

اوهوم

خب. درسته که جلوی چشمه

ولی هیچ‌کس حواسش نیست

مثل وقتی که کِن توی مترو «تِرمین» می‌زنه

خب، بریم

اوه، لعنتی

می‌تونیم یه کاریش بکنیم

تینا، من و تو حواسشون رو پرت می‌کنیم

جین، وقتی دستیار برگشت نگاه کنه

تو تندیس رو برمی‌داری

چرا من باید بردارنده باشم؟

چون حواس‌پرتی باید عالی باشه

منم می‌تونم خوب حواس پرت کنم

از سریال «جداسازی» دیالوگ می‌گم

ولی یه ذره غلط غلوط می‌گم

حسابی رو مخ می‌ره

جین، نه. بذار من و تینا حواسشون رو پرت کنیم

تو برش دار. باشه

اوه، نه

همگی، این طرف رو نگاه کنید

کسی از برگزارکننده‌ها اینجا نیست؟

خواهر من به پنیرهای نرم آلرژی داره

این لقمه‌های گوجه‌فرنگی خشک و پنیر بری

دارن می‌کشنش

اه، اوه

اه

لعنت به این پنیرهای نرم

آخه چرا باید این‌قدر نرم باشن، هان؟

داری چیکار می‌کنی؟ اه

اوه اوه. چه خبره؟

شما بچه‌ها دارین چه غلطی می‌کنین؟

اه

گفتم به پنیر نرم آلرژی داره؟

منظورم تاکوی نرم بود. خب، حالش خوبه. خداحافظ

فرار کنید، فرار کنید، بدو، بدو، بدو

چشمم به شما جوجه‌فکلی‌ها هست

ما جوجه‌فکلی نیستیم، ما گوگولی هستیم

های. سلام. اسلایدرِ «برگرهای باب» میل دارید؟

اوه خدا. یعنی همه فهمیدن؟

اون خربزه‌ها

اوه، خیالم راحت شد

انگار سرده، نه؟

گاسپاچو. این فقط

گاسپاچوعه

قطعاً یکی‌شون از اون یکی کوچیک‌تره

اوه! دامپلینگ. فقط دامپلینگه

ولی یکیش، می‌دونی

دارم تو رو می‌بینم، چپی

خب، فکر کنم امروز کلی چیز یاد گرفتیم

درباره خودمون، درباره همدیگه

منم یاد گرفتم که به تاکوی نرم آلرژی دارم

ولی من یه بازمانده‌ام

چطور پیش رفت؟ یعنی

فقط از روی ادب می‌پرسم. خودم همه‌چیز رو دیدم

فقط از روی کنجکاوی

نقشه‌تون بعد از برداشتنِ تندیس چی بود؟

کلِ خانواده رو بردارید و فرار کنید؟

شاید. می‌تونست جواب بده

لوئیز، مامان اصلاً توی وضعیتی نیست که بتونه بدوئه

حمام خون راه می‌افته

اشکالی نداره. یه نقشه‌ی دیگه رو امتحان می‌کنیم

منظورم اینه که بازی عوض شده

الان رفتی توی رادارِ اون زنه

کار رو ده برابر سخت‌تر کردی

درسته. و ده برابر جذاب‌تر

جذاب... یعنی پایه‌ای؟

نه، فقط دارم می‌گم

الان دیگه پروژه‌ی پیچیده‌تری شده

و تخیلِ آدم رو درگیر می‌کنه

پس لابد باعث شده کلی فکر

و ایده به سرت بزنه که بخوای بگی؟

چی؟ نه. نه. ابداً

ولی من این‌طوری می‌بینمش

فضای باز، تقریباً بدونِ پوشش

به محض اینکه درپوش رو برداری، وقتت خیلی کمه

و دم به دمِ شیر دادی

اون مامان‌خرسه بیدار شده

من... همه‌ی اون کلمه‌ها رو می‌فهمم

نگرانِ کلمات نباش. اوه، خداروشکر

چیزی که مهمه مفهومه

اوه لعنتی. می‌دونی

یه جور پروژه‌ای هست

که توی یه کتاب دربارش خوندم

که یه جورایی به این موقعیت می‌خوره

برای اینکه جواب بده، به یه «قلاب زنگ‌زده» نیاز داری

یه «مکانیک» و یه «مشیتِ الهی»

می‌خوای درباره این، اه

چیزی که یه بار توی کتاب خوندم بشنوی؟

می‌شه با دورِ یک و نیم گوش بدیم؟

جین، هیس. وینسنت، برامون بگو

همه‌اش فقط برای پول درآوردنه

خیلی بدبینانه‌ست، می‌دونی؟

مگه دنیا همین الانش به قدرِ کافی کثیف نیست؟

اه، آره. آره

ببخشید بابتِ اون. سلام

ما چند تا از این‌ها می‌خوایم

از هر کدوم. عاشقِ اینیم که چقدر شبیه کیک نیستن

یا مزه‌ی کیک نمی‌دن

و از دستت بابتِ این ناراحت نیستیم

خب. سلام بابا

هنوزم اخموئه؟ آره، خیلی

خب، دیگه نخواهی بود. به زودی

به خاطرِ ما

معمولاً که واسه من این‌طوری پیش نمی‌ره

این بار شاید پیش بره

هه، انگار هیچ‌کس حواسش نیست

این‌همه آدمِ افاده‌ای با غذاها و نوشیدنی‌های شیکشون

و هیچ‌کدومشون روحشون هم خبر نداره این نمونه‌ها از کجا اومدن

یه زنِ بدونِ سوتین

دو تا چیزِ وحشی که بدونِ کمربند ایمنی دارن ویراژ می‌دن

درست کنارِ غذاشون

اسلایدر میل دارید، خانم؟

بیچاره‌ی بی‌خبر از دنیا

خودشه، لیندا

قدرت یعنی همین

خب، ما این آشغال‌های فوندانت رو می‌کَنیم

و لهش می‌کنیم. حسابی لهش می‌کنیم

بزن بریم برای له و لورده کردن

اوه، قرار بود لهش کنیم؟

من داشتم می‌کوبیدمش، شرمنده

معلومه که این‌جوری می‌شه. چه انتظاری داشتم؟

و می‌دونی بدترین قسمتش چیه؟

اه، چی؟

اینکه چقدر به این نیاز داشتم

من... من چمه

که باعث می‌شه این‌قدر به این احتیاج داشته باشم؟

اوهوم. چرا غذا

نمی‌تونه کافی باشه؟ چرا... چرا خودم نمی‌تونم کافی باشم؟

اوه، دارید غرفه‌تون رو جابه‌جا می‌کنید؟

چی؟ اه، نه. نه، ما فقط

داریم یه ذره آفتاب می‌گیریم

آهان، چون... اصلاً آفتابی نیست

بعداً می‌بینمت

این بچه‌ها

خب، بعدی عکسِ تبلیغ‌کننده‌هاست

با مارگو. حواستون باشه، یکی از تبلیغاتچی‌ها

ابروهاش خیلی لنگه به لنگه‌ست

انگار تو رحم مادرش، یکی‌شون همه مواد مغذی رو کشیده بالا

حالا ببینیم با همین وضعیت چیکار می‌شه کرد

هی! بذارش سر جاش

اون جام رو بده به من

نابودت می‌کنم

چرا سر این قضیه داری این‌قدر عجیب رفتار می‌کنی؟

تو بدترین بچه‌ی کلِ تاریخِ

بهترین لقمه‌های خلیجِ مجله "سبک زندگی کینگزهد" هستی

جشنواره سالانه "لقمه‌خوری ساحلی"

حرفت رو پس بگیر! نه

باشه، باشه، فهمیدم

با آدم اشتباهی درافتادی، من دستیارِ

جونیورِ مدیرمسئول مجله‌ام، احمق

پدر و مادرت کی‌ان؟ صبر کن

پدر و مادرت آدم‌های مهمی هستن؟

اون‌جوری نیست که اصلاً اصلاً اصلاً مهم نباشن

چی؟ کی هستن حالا؟

اسم "ویزر" به گوشت خورده؟

بله. من آگوستوس ویزرِ سوم هستم

سابرینا

سلام. بله

من اینجام با تبلیغ‌کننده‌ها برای عکسِ تبلیغاتی

خلاصه همه‌چی داره عالی پیش می‌ره

فقط یه چیزی. اون جامِ لعنتی کدوم گوریه؟

دست منه، دارم می‌آم

بعداً به حساب تو می‌رسم، آگوستوس

باشه، فعلاً بگذریم تا بعداً بهش برسیم

اینم از کاپ‌مون

نمی‌دونم اصلاً کجا غیبش زده بود

فعلاً نمی‌خوام وارد این قضیه بشم

الان بحث سر تبلیغاته

و اینکه چقدر واسه دنیا حیاتی‌ان

آفرین، همون‌جا بمون

کاش می‌تونستم بچه‌ها رو بزنم. یعنی، خب می‌تونم

خیله‌خب. مـ... ممنون، همگی

یه تشکر ویژه هم بابت تمام پول‌هاتون

سابرینا؟

¶ ¶

خودِ کاپه

نه

خدایا، کاش می‌تونستم اخراجت کنم

ولی خب دخترمی دیگه

خب، انگار جام افتاد تو دریا

آره

عجب اتفاق ناگواری

باید خیلی به خودتون افتخار کنین

ولی شاید بهتره فعلاً یه گوشه قایمش کنین

تا وقتی که اون حرکت رو بزنین، خب؟

آره، آره. یه «قلاب زنگ‌زده»ی معرکه بودی

باید شبیه دزدی می‌شدی که

کارش رو بلد نیست، و واقعاً هم همین‌طوری بودی

اگه دنبال کسی می‌گردی که «تو کارش افتضاح باشه»

باید بیای سراغ جین

خیلی هوشمندانه بود که کاری کردیم اون خانم دستیار

فکر کنه مچ‌مون رو موقع انجام اون کار گرفته، در حالی که ما داشتیم

رفتن سرِ موقعیت واسه انجام دادنِ عملیات

آره، دمت گرم «مکانیک»

جاگیر شدن

مرسی، خب من ریزه‌میزه‌ام دیگه

بعدش هم اون دختر خیلی خفنه بود

که از گوش‌های خواهرش استفاده کرد

تا این‌جوری به نظر بیاد که همه‌مون

پشت مجسمه‌ایم، در حالی که نبودیم

خیلی خوب جواب داد

تو اصطلاحاتِ خفنِ دزدی، به کارِ من چی می‌گن؟

اوم... «استادِ کلاه»؟ «استادِ کلاه»؟

آره، «سلطانِ کلاه‌ها»؟ ایول

اون جامِ قلابی که با مخلفاتِ کیک درست شده بود چی؟

-اون خیلی خوب بود، حسابی به درد خورد

دیگه از این به بعد عاشقِ فوندانت شدم

و در ضمن، اون «مشیت الهی» در واقع کارِ این «خدا» بود

چون مجبور بودم

جابه‌جایی رو انجام بدم

و میز رو دقیقاً همون‌طوری که باید، لق کنم

ولی خب، آره، البته، همه کمک کردن

واویلا، عجب «غولِ سرقتی» شده واسه خودش

به هر حال، همه‌مون باید به خودمون افتخار کنیم

مخصوصاً اون کسی که

درست جلوی اون خانم دستیاره پرید

تا تو بهترین زمانِ ممکن سرعتش رو کم کنه

اون کی بود؟

آهان، راست می‌گی، خودم بودم

و حالا همه‌شون فکر می‌کنن جام غیب شده

بخاطر یه میز لقِ لرزون

و نه بخاطر سه تا بچه عجیب‌وغریب و یه جنتلمن شیک‌پوش

ممنون. حالا با اجازه‌تون

کل روز رو داشتم می‌خوردم

و الان هفت مدل مختلف اسهال دارم

عجب آدم باکلاسی بود

مرسی که گذاشتی شکلات بگیریم

با این‌که اون آدمای مجله‌ای

امروز بدجوری حقت رو خوردن، بابا

خواهش می‌کنم

بهتری، قهرمان؟

آره، خوبم

من نیازی به یه کاپِ مسخره ندارم

به یه تیکه فلز نیاز ندارم

که بهم بگه توی چی استعداد دارم

اوه، پس لابد به اینم نیازی نداری

وای، خدای من

بدش به من، بدش به من. بچه‌ها، اینو از کجا آوردین؟

رفتین توی اقیانوس؟

آره، یه جورایی. اوهوم

احتمالاً باید پسش بدیم

البته بعد از این‌که یه مدت گذاشتیمش پشت پیشخون

شاید فقط تا وقتی که بمیرم؟

حالشو ببر بابا. حقت بود

آره، واسه یه بار هم که شده

بچه‌ها، ممنونم

با این‌که کاری که واسه گرفتنش کردین

احتمالاً نه امن بوده و نه قانونی

همه‌ی قشنگ‌ترین حرکت‌ها

اوم، نمی‌دونم واقعاً این‌طوریه یا نه

هوو، هوو، هوو

گرفتمش. گرفتمش

الان دیگه سفت و سخت نگهش می‌دارم

می‌دونی چیه مامان؟ حق با توئه

این کوفتی واقعاً توی کمر آدم فرو می‌ره

آزاد باشید، بلچرهای کوچولو

بپیتی، بپیتی، بپیتی، بپ! آره

بپیتی، بپیتی، بپیتی! بپیتی، بپیتی، بپیتی، بپیتی

آخ، صورتم. اوه، ببخشید. ببخشید

آدم‌های مجله به بابام تیکه می‌انداختن

مجبورش می‌کردن واسه چیزها پول بده

بعدش هم مامانم قیدِ سوتینش رو زد

گفت که دیگه جونش به لبش رسیده

وو-هو، ما هم جام رو کِش رفتیم

وو-هو، دادیمش به بابامون

وو-هو

بعدش هم نوبت فاج برای من و توئه

اوه-وی-هو، من آگوستوس ویزرِ سوم هستم

اوه، اوه، و تو نیستی

اسپانسر زیرنویس: بنتو باکس اینترتینمنت

و تویوتا

زیرنویس از مدیا اکسس گروپ در WGBH access.wgbh.org

💫✿ WAREZ-IR ✿💫 🌸♡ IRWAREZ.COM ♡🌸

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.