Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
وارز تقدیم میکند IRWAREZ.COM
آخ جون! دهکده کریسمس درختشهر
این شهره یا دهکده؟
یه دهکده کریسمسیه که تو شهر «تری» قرار داره
آره، قبلاً فقط یه مزرعه درخت بود
بعدش شروع کردن به اضافه کردن این چیزای دهکده کریسمس
یه ایستگاه تزئین کوکی داره و یه کلبه کاکائو
اوه، میدونیم. فکر میکنی چرا ما قبول کردیم
که بیایم بیرون و کون کوچولوهای ما از سرما یخ بزنه؟
تو سردترین شب سال؟
آره، کون یخزدهم شکر میخواد
جین. اوه، اینجا چقدر نازه
اینجا همه چیز رو باید با «میستلداو» بخری
وقتی رفتیم تو، باید پولمون رو با میستلداو عوض کنیم
باید از گمرک رد شیم؟
فکر نکنم. اوه، خدا رو شکر
یه مقدار پنیر پاستوریزه نشده همراهمه
ماشین زیاد نیست، ها؟ حتماً به خاطر سرماست
و اینکه مردم دوست ندارن تو هوایی باشن
که حس میکنی قراره بمیری
اوه، به این درختهای قشنگ نگاه کن
فقط برای اینکه مطمئن شم، ما درخت نمیخریم، درسته؟
چون ما الان یکی داریم؟
که واسه یه دلیلی اواسط نوامبر گرفتیم
و تو اسمش رو گذاشتی همزاد روحت
و گفتی تنها چیزیه که نجاتش میدی
اگه آتیشسوزی بشه
هی! فقط چون یه درخت عالی تو خونه داریم
معنیش این نیست که نتونیم نگاه کنیم
ما که ازدواج کردیم، دفن نشدیم، درسته باب؟
ام... اوه! به اون نگاه کن
سلام
اوه خدای من. لوگان. اون اینجا چیکار میکنه؟
حواستو جمع کن، بابا. وای وای وای
لوئیز، میدونم از لوگان خوشت نمیاد، ولی کریسمسه
وقت دوست داشتن همسایههامون و حسن نیت به
اوه خدای من، اون سینتیا مزخرف هم اینجاست
راه برید، راه برید
مگه همین الان نگفتی کریسمس وقت عشق و محبته؟
آره، آره، آره. بریم
و یه خورده بیشتر بریز روش
تا آسمون بالا برو، برج آبنباتی
این بنای یادبود غرور انسانه
عجب! شما بچهها به زیباییشناسی اهمیت نمیدین
یا کلاً به اینکه چیزا چطوری به نظر میان؟
یعنی، جین کوکیت همهاش از خامه شیرینیپزیه
کوکی هم داره؟
و اینا رو هم تموم کردیم
لین، فکر کنم این آبنباتها برای تزئینه
هیس. اشکالی نداره، خبرچین
اوه، یه قطاره، تقریباً
هوم. نمیدونستم قطارها میتونن اینجوری بین زانوهات حرکت کنن
آهنگ «قطار دیوانه» درباره همینه؟
به نظر باحال میاد. بریم اون کار رو بکنیم؟
حتما. بدتر از این هم سوار شدم
باشه. ولی بعدش بریم اون کلبه کاکائوی معروف رو پیدا کنیم
یه کمی قطار بازی، بعدش کاکائو بازی؟
خوبه؟ قبوله
مامان، بابا، ما اگه جدا شیم شما مشکلی ندارین؟
باشه. بفرمایید میستلداو
همهاش رو یه جا خرج نکنید
ولی همهاش رو همینجا خرج کنید چون
فکر نکنم این پول تو دنیای واقعی کاربرد داشته باشه
باشه، خداحافظ. بفرمایید. از اینا مثل جونتون مراقبت کنید
و بیشتر از همه از مال من مراقبت کنید. اُم
وای وای، بچهها صبر کنید. تازه فهمیدم
ما هنوز برای بابا نوئل کوکی تزئین نکردیم
میتونی همونا رو بهش بدی. ببخشید، چی؟
نه. اینا یه راه بیشرمانهس که شکر رو بزنیم به بدن
نه. هومهوم. بابانوئل یه کوکی زیبا و باوقار میخواد
نه اینا. آره. اینا آشغالن
ببخشید، ولی آخه
چه حرف خوبی زدی بابا. تو این کارو میکنی؟
لطفاً. به نظر میاد خیلی راجع به اینا فکر کردی
و ما هم باید بریم به قطار برسیم
باشه، قبوله
من برای بابا نوئل یه چندتا تزئین میکنم
ولی فقط به خاطر اینکه اینجا یه بخاری هست
و از فکر راه نرفتن خوشم میاد
ممنون. خداحافظ! خداحافظ
باشه، خداحافظ بچهها
وقتی کارتون تموم شد، همینجا منتظر دمکوچولوهای شما هستیم
فکر کنم الان فقط من و تو هستیم
من میرم. چی؟
یه گشتی میزنم که درختها رو ببینم
میدونی، یه گشتی بزنیم دور و بر رو ببینیم
نمیخوام تو کلبه کوکی تنها باشم
اوه، حالت خوب میشه. و اصلاً عجیب غریب به نظر نمیاد
یه مرد بزرگسال تنها اینجا
باشه، زودی برمیگردم. دوستت دارم. خداحافظ
آره
سلام. اون مرد غمگینه
میدونم عزیزم. خیره نگاه نکن
به نظر میاد قطار واسه خودمون شده
آره. اومدن اینجا وقتی هوا انقدر سرده که صورتم درد میکنه
قطعاً مزایای خودش رو داره
سه نفر، لطفاً. سوار قطار بخار کریسمس بشید
یه میستلداو برای سواری
من امروز صبح یه بخار کریسمسی زدم
واقعاً؟ آره، واقعاً
فقط دنبال کمربندای ایمنی این چیزم
کسی دیگه هم کمربند ایمنی میبینه؟
نه؟ هوپ
هی، وروجکهای کوچولو، دارید از قطار بازی لذت میبرید؟
اوف. داشتیم
هی، چرا نمیری مال یه نفر دیگه رو خراب کنی
تجربه دهکده کریسمس "شهر درختها" رو؟
نه بابا. نمیرم
بابا مامانم هر سال منو میکشونن اینجا که درختمونو بگیریم
و هر سال
من این قطار آشغال رو سوار میشم تا اینکه این کابوس تموم شه
چه خوبه که سنتهای کریسمس داریم
خب وقتی اونا دارن سر اینکه چه درختی بگیریم بحث میکنن
با جملات "من احساس میکنم"ی
من میام اینجا و با این قطار شیرینکاری میکنم
تو با قطار "شیرینکاری" میکنی؟
آره بابا
شیرینکاریهای قطار. پریدن از قطار
دوباره پریدن روی قطار
تعامل با دکورهای تعطیلات
ویدئوهایی که پارسال درست کردم رو بهتون نشون میدادم
اما بابا مامانم گوشیمو ازم گرفتن
چون توی اسپانیایی نمره C گرفتم
مگه این خوب نیست؟ فکر کردم "سی" همون "بله"ی اسپانیاییه
من که خبر ندارم
اما اون یارو چی؟ عصبانی نمیشه؟
مسئول قطار؟
هه. حواسش جای دیگه است
و همینطور، فکر نکنم اصلاً بتونه برگرده اینور
۵۴۰ حرفش شد!
کسی اسپین داکترا رو صدا زد؟
گروه مورد علاقه دوم بابامه. سرچشون کن
اوه، اون درخت رو ببین
اوه، اون درخت رو ببین
اووه، اون یکی رو ببین. سلام، درخت. داری منو نگاه میکنی؟
اوه. و شرط میبندم شماها شخصیتهای فوقالعادهای دارید
داری چه غلطی میکنی؟
ببخشید
سلام! چی؟ با منی؟
داری با اون درختا چیکار میکنی؟
آه، ما درختایی که فروش نمیرن رو برمیداریم و خوردشون میکنیم
تا به عنوان کود برای محصول سال بعد استفاده کنیم
چی؟ داری درختهای کریسمس رو خوراک درختهای کریسمس میکنی؟
این طرز بیان عجیبیه، ولی آره
بگذریم، بهتره برگردم سر کارم
راستی خانم، اینجا فقط برای کارمنداست
لطفاً عقبتر برید. اوه خدای من
چرا؟
اوه. چه کلوچههای فوقالعادهای
و به اونا نگاه کن
آه، بچههای من درستشون کردن. بهشون نگاه نکنید
این یکی رو من درست کردم
اوه. آره، داشتم یه چیزی رو امتحان میکردم
از پودر رنگی برای درست کردن یه ستاره استفاده کردم
آفرین آقا
ممنون. آره، فکر کنم خیلی خوب از آب دراومد
اوه، رفتی که. خانم کلاوس از کلوچه من خوشش اومد
پرش چرخشی. خیلی سریع بدو
روی قطار موج سواری کن
پففف. همین الان منو "پففف" کردی؟
آره، درسته. و اینم یکی دیگه. پففف
انگار تو میتونی انجامش بدی، لوئیز
آه، آره، میتونستم
شاید بهتره پرش چرخشی نکنی
اوه، داری انجامش میدی
خیلی سریع بدو
روی قطار موج سواری کن
اوه، حیف. سوارکاری تموم شد. دیگه شیرینکاری با قطار نیست
از سمت راست خارج بشید. تعطیلات خوش بگذره
قطار داشت سرعتش کم میشد. حساب نیست
راستش، من همین الان با حسابدارم صحبت کردم
و حساب میشه
استعدادم تو شیرینکاری با قطار قویه
استعداد تو تو شیرینکاری با قطار، ضعیفه
اوه، آره؟ یه مسابقه شیرینکاری با قطار چطوره؟
اوه. یا شاید این کارو نکنیم؟ کسی گفت "کلبه کاکائو"؟
قبوله، احمق. جایزهاش چیه؟
برنده، "میستل-دو" بازنده رو میبره، همهاش رو
اوه، خدای من. اِم
اما تو که تمام "میستل-دو"هات رو برای سوار شدن خرج نمیکنی؟
"نکته خوبیه، تینا."
این رو ببین. یکی، لطفاً
همه سوار قطار کریسمس بشید
یک "میستل-دو" برای سواری
انداختن پول تقلبی
میبینی، تینا؟ مشکل حل شد. بیا بریم
منظورم اینه که شاید کریسمس وقت مناسبی نیست
تا با لوگان یه رقابت احمقانه داشته باشیم
آره. کریسمس برای ژامبونه نه دعوا
منظورمو میفهمی؟ مخالفم. من فکر میکنم بهترین وقته
مجبور نیستی بیای. چطوره تو رو توی "کلبه کاکائو" ببینم؟
قرار نیست همینجوری تنهات بذارم که اینجا شیرینکاری با قطار بکنی
مامان و بابا هیچوقت منو نمیبخشن اگه زیر چرخها بیفتی
یه قطار مینیاتوری، توی فصل تعطیلات
و من نمیتونم خودم تنها برم کاکائو بخرم
من خیلی خواستنیم. همه بهم آمار میدن
اوف. باشه. عالیه. دارم پولمو میدم، آقا
یکی. بقیه پول برای خودت
اینجا هیچ مشکلی نیست. همه چی قانونیه
چو-چو، مرد خوب من
باشه. خب، چطور میخوایم این کارو بکنیم؟
یکی از ما یه شیرینکاری میکنه
و بعد اون یکی باید دقیقاً همون رو انجام بده
وگرنه آبروش و تمام پول و پلهش رو از دست میده
یه ایده برای شیرینکاری دارم
کی میتونه بیشتر از همه بیحرکت بمونه؟
پیتر پِسکادِرو برای اون قرص میخوره
من یه دونه دارم. ببینیدش، بچهخنگولها
هایفایو، بابا نوئل
غلط جانبی روی کادو
و قبل از پل برگشتن سر جاش
کریسمس پُر از شیرینکاری مبارک
بد نبود، ولی خوبم نبود
مثل چیزی که مامانت گفت
وقتی از کونش اومدی بیرون. آم
ولی مامانم وقتی از کونش اومدم بیرون خوشحالی کرد
پس اون شیرینکاری رو انجام میدی یا من همین الان بردم؟
اوه، بیخیال
این درختای زشت و دوستداشتنی، لیاقت یه شانس رو دارن
که خونههای خوب پیدا کنن، درست مثل اون خوشگلای جذابی
که جلو چیدی
ببین، من درک میکنم چقدر این درختا رو دوست داری
یا فرض کن که دوست دارم
ولی مسئله اینه که من دیگه نمیخوام باهات حرف بزنم
و برگردم به کاری که داشتم میکردم
حس میکنی کارمون اینجا تمومه؟
امیدوارم، شاید؟
اوه، هرچی
من شماها رو از اینجا میبرم بیرون. بیاین
هیس. عادی رفتار کن
برای شما درختای دیگه برمیگردم
اینجوری نگام نکن. برمیگردم
اسمت رو میذارم فراستینگ آدمبرفی
بابا، مال منو مثل مال اون آقا درست کن
اوه، آم... نمیدونم چطور
آم، شما چطوری آدمبرفیت رو انقدر خوب درست کردی؟
مال من مثل این میمونه که نوک سینههای بزرگ و ترسناک داره
نمیگم ترسناک
فکر کنم تو فقط میخوای اونا مثل دکمهها بالا و پایین باشن
نه اینکه کنار هم مثل نوک سینه
فهمیدم. تو واقعاً تو کار خودت واردی
آره. دوباره انجامش دادی
اونا رو کنار هم گذاشتی
اوه. ببین. واقعاً گذاشتم
آره. میخوای من برات انجامش بدم؟
خوشحال میشم
لطفاً. خدا رو شکر
تو حالت شیرینکاری و
هایفایو بابا نوئل. آخ
هو. از روی کادو غلط بزن
قبل از پل برگرد سر جاش
آسون بود
پوف. آره، و جیغ کوچیکت
خیلی شجاعانه به نظر میرسید
ممنون. و حالا بیا از پل لذت ببریم
ما تقریباً هفت اینچ بالاتر از کف درهایم
واقعاً آدم رو به فکر فرو میبره، میدونی
خب، نوبت منه که یه شیرینکاری انتخاب کنم
باید بپریم روی اون تونل
از روش بدوییم، از اون طرف بپریم پایین
دوباره روی قطار
نه. نه. نه. چی؟
چون ممکنه خیلی از استخونای کوچیکم بشکنه؟
احتمالاً حق با توئه. یه چیز دیگه فکر میکنم
در مورد اینکه تو پوشکت بومبوم کنی چی؟
موفق باشی. من هیچ وقت نمیتونم وقتی مسافرت میکنم پیپی کنم
هیس
هیس
سلام. اون درختی که چشمت بهش افتاده خیلی قشنگه
و خوش به حالت چون امروز یکی بخر، یکی هم رایگان بگیره
پس میتونی دو تا درخت کریسمس ببری خونه
اوه، اِه... میدونم چی فکر میکنی
یکیش به اون یکی حسادت میکنه و دعوا میکنن
و تو تمام شب رو با درختای دعواکننده بیدار میمونی
ولی وقتی همدیگه رو بشناسن، میتونن دوست بشن
یا شاید حتی بیشتر از دوست
کی میدونه؟ به من ربطی نداره
ببخشید. شما اینجا کار میکنید؟
تقریباً. نه واقعاً
آم، باشه. نه ممنون. ولی رایگانه
من یه درخت رایگان میخوام. واقعاً؟
عالیه
آره. میخوام ازش برای هیزم استفاده کنم
برو بیرون! از اینجا برو بیرون
یه ذره برف بردار، بده به پنگوئن گروه کُر
و دوباره روی قطار! ووهو
پس فقط همین کار رو بکن
چطوره من همونجوری انجامش بدم ولی با ظرافت و زیبایی؟
ظرافت و زیبایی. من عاشق اون برنامهم
لیلی تاملین برام یه استثناست
خب. تمومش کنیم؟ من الان کاکائو؟
این پسره پایهست برای یه نوشیدنی گرم. منم همینطور، لوئیز
میشه لطفاً از این قطار پیاده بشیم؟
نمیگم خیلی خوش نگذشته باشه، و سرد و طولانی نبوده باشه ها
آره، لوئیز، تو باید جا بزنی
و فقط اعتراف کنی که من از هر لحاظ از تو بهترم
خروجی سمت راستتونه. تعطیلات خوش بگذره
بچهها، من الان نمیتونم جا بزنم. دارم لوگان رو خسته میکنم
اون خستهست. پیر شده
من خیلی به بردن این نزدیکم
فقط یه دور دیگه، لطفاً
به عنوان کادوی کریسمست به من
به علاوه کادوهای واقعی کریسمسی که بهم میدی
اوف. باشه. یه دور دیگه. ممنون
اصلاً از کمر به پایین بی حسم
چند دقیقه دیگه هم که کیرمو حس نکنم، چی میشه مگه؟
آماده شو، لوگان
یه دور دیگه زمینت میزنم
خیلی خب پس، لوئیز
فکر کنم به تحقیر کردنت ادامه میدم
زیر این ستارههای قشنگ زمستونی
باشه عزیزم، من نبکین رو نگه میدارم تا سوار قطاری، باشه؟
من میخوام نبکین رو نگه دارم
نه، نه، من پیش خودم و میسن کوچولو امن نگهش میدارم
نبین! نبین رو میخوام
باشه. بیا اینم. آروم باش عزیزم. تو بهتر میدونی
نه نمیدونی. تو چهار سالته. چهار و نیم
باشه. باشه
خیلی خب، لوگان آماده باختنی؟
تنها چیزی که قراره از دست بدم، قید و بندهام هستن
وقتی فراتر از حد و مرزها برم
چیزی که فکر میکردم ازم برمیاد، پسرم
آره واقعا؟
خب، اینو ببین، ای کلهخر
زیر آدمک زنجبیلی
روی خرس قطبی
از بین درختا
از صخره بپر
وُووووو. آره
اوه اوه
نبین
اوه خدای من
الان چیکار کردی؟
انگار یکی اون پشت واسه سوار شدن به قطار هیجانزدست
آها، هوورا
نبین
عیبی نداره. میرم میارمش
"نابلینگ" تو؟ نبین
خدایا، لوئیز این یه مسابقه شیرینکاری با قطار بود
نه مسابقه نابود کردن کریسمس یه بچه بیگناه
هیس! یعنی، اگه اون بود
تو میبردی
قطعا میبردی. ممنون
چیشده عزیزم؟
اوه خدای من، نبین کجاست؟
اوه خدایا
اوه، سلام، آره. ما دیدیمش
فقط یه تصادف خیلی عجیب و غریبی بود
اصلاً کسی مقصر نیست
بچهها، باید اون عروسک رو برگردونیم
آره. حتی اگه تا صبح هم طول بکشه
خیلی خب، ملت، آخرین دور قبل از اینکه تعطیل کنیم
اوه خدایا
آقا، آقای مسئول قطار میشه لطفا بگردید
دنبال عروسک سگشکل پسرم؟
نبین! اسمش نبینه
ما دنبال دستمال سفره پسرتون میگردیم
اوه، نه، نه. "نبکین." اسمش نبینه
آره، ما هم دنبالشیم
اوه، ما سالم و سلامت برش میگردونیم
اما فقط برای احتیاط، آیا یه عروسک فوقالعاده مهمیه
یا یه چیز متوسطه؟
خیلی مهمه. عروسک مورد علاقه گریدِیه
بدون اون نمیتونه بخوابه
آها. اما خب میتونید یکی دیگه بگیرید
اگه مجبور شدید. نه
نبین آخرین چیزی بود که بابام به گریدی داد
قبل از اینکه فوت کنه. آها
فهمیدم. وای
تو از یه بچه اسباببازی گرفتی
تو مثل ضد بابا نوئلی
داری سعی میکنی بگی سانتانا؟
اوف، لوگان چرا هنوز اینجایی؟
من مثل تو هیولا نیستم، لوئیز
من اون عروسک بچه رو نجات میدم
و دنیا رو نجات میدم مثل عیسی مسیح کوچولو
نه، من عروسک رو نجات میدم. من عیسی مسیح کوچولوام
من عیسی مسیح کوچولوام. بس کن
کریسمس وقت این نیست که درباره عیسی مسیح کوچولو حرف بزنیم
مشکلی نیست
حالا کافه کاکائو یه درخت کریسمس خواهد داشت
همه میبرن. قابلی نداشت
چه قشنگ. اوه خدای من، آتیش گرفت
آخ. خانم
باشه، قبوله. ما میریم. اما اون نوارای براق رو با خودمون میبریم
باشه، نوارای براق رو نمیبرم ولی یه کاکائو میخوام
یه کاکائو، لطفا. تو هم شریکی
خب، من میدونستم که میخواستم از نعناییها به عنوان گوش استفاده کنم
اما با خودم گفتم چجوری قراره خز رو درست کنم؟
و اونجا بود که من آبنبات عصایی رو دیدم
که یکی لِهش کرده بود
آبنبات عصایی به شکل جالبی خرد میشه
و یه جورایی شبیه خز به نظر میرسه
اوه. آره همینطوره، همینطوره
پس فکر کنم منظورم اینه که جسور باش
کوکیت رو مال خودت بساز
این چیزیه که بهش معنی میده
ام، ببخشید آقا
لطفا، من یکی از شمام. بهم بگید باب
آها، بله. خب، ما به زودی میبندیم
پس میشه لطفا دست از کاری که میکنید بردارید؟
اوه، اوه، باشه
اوه، میشه همینجا پیش لامپ حرارتی بمونم
تا وقتی خانوادم بیان دنبالم؟
اوم... من خانواده دارم
اونا قبلاً اینجا بودن. معلومه که بودن
چرا باید دروغ بگم؟
آره. نه. چرا باید دروغ بگی؟
فکر کنم برای گرما ولی
ولی من خانواده دارم
قسم میخورم. آهان
خب، داریم میرسیم به نبکین
شاید از اون اسکیت خرسیه استفاده کنم
تا یه شاخه رو ببرم
و وقتی رد شدیم، باهاش نبکین رو قلاب کنم
اوه، من یه فکری دارم
شاید تو بهتره یه... رو ببری--
و باهاش--
این رو ببر
آه. دیگه تحمل ندارم
همونطور که یه زن دانا با عینک قرمز یه بار گفت:
کریسمس یعنی همسایهتو دوست داشته باشی
سالی جسی رافائل؟
نه. مامان. ببین
اون عروسک لعنتی خیلی بالاست
شما دو تا باید با هم همکاری کنین
اگه میخواین حتی نزدیک بهش بشین
لوگان، تو باید روی صندلیت وایسی
و لوئیز، تو باید روی شونههای لوگان وایسی
و بعد من و جین پاهای لوگان رو میگیریم
تا شما رو ثابت نگه داریم، باشه؟
آه! من نمیخوام روی لوگان وایسم
پاهام احتمالاً زگیلهای شونهش رو میگیرن
منم نمیخوام پاهای تو روی شونههام باشه
تو احتمالاً پاهای گوزی داری
در واقع من پاهای گوزی دارم
بس کنین دیگه! بعداً دشمنی کنین
باشه. هر چی. اوکی
ولی اگه به تونل بخوریم چی؟
واقعاً نمیخوام سرم قطع بشه
اونجاییه که یه روزی میخوام ریش پروفسوری بذارم
خب، فقط نبکین رو بگیر
و قبل از اینکه سرت قطع شه، بپر پایین
لوگان، وایسا و بعد خم شو
همین الانش دستورات گیجکنندهان. هیس
من و جین میذاریمت تو موقعیت. فقط کاری که میگم رو بکن
اوه، بابانوئل قدرتمند، لطفاً نذار بمیرن
بهتر وایسا
شونههات کجان؟
مگه نمیدونی شونه چیه؟
من دیگه وایمیستم رو گردنت
اوه. تازه فهمیدم
احتمالاً سر خودته که قطع میشه. باحال
خب، اگه اینجوری شد، امیدوارم وقتی میافته پایین تو رو گاز بگیره
بچهها، تمرکز کنین
قطار داره خیلی آروم میره پس این خوبه
خب، بچهها من همیشه سرعت رو زیاد میکنم
برای آخرین دور شب، برای یه ذره تفریح بیشتر
ولی بیشتر برای اینکه زودتر تموم شه
چی؟ نه
شروع شد. نه، راننده. راننده بد
اوه خدا. اوه خدا. اوه خدا
باشه، نبکین اونجاست
لوگان، بلندتر شو
من از کلاس ششم دارم این کارو میکنم
درگیر کردن عضلات مرکزی
نمیدونم میتونم بهش برسم یا نه
عجله کن. عجله کن
گرفتمش! خم شو خم شو
اوف
لوئیز! زندهای؟
یا الان فقط پایی؟
اشکال نداره. ما در هر صورت قبولت داریم
من زندهام
فقط با دستهای خیلی ضعیفم آویزون تونلم
اوم، پس شاید با احتیاط خودتو بیاری پایین؟
باشه
چهار
صبر کن. چیکار میکنی؟
دارم میدوم
لوئیز، نه
کار تونلی رو نکن! فقط مراقب خودت باش
زیر بدنم
آره! انجامش دادم
واو. یا حضرت عباس
لعنتی. نبکین، داری میری خونه، رفیق
واو. تو کلاً پوشیده از آبدماغ پسربچهها هستی، نه؟
آه. متاسفم. ناامیدتون کردم، درختا
خدا روح همهتونو بیامرزه
فقط نمیفهمم چرا باید اون بو رو بدن
منظورت مثل درخت کاجه؟
آه، سینتیا
اوه، حدس میزنم صد میلیون سال تکامل اشتباه کرده باشه
تام، آدمایی هستن که بوی کاج رو دوست ندارن
آره، بهشون میگن جامعهستیز
این یکی چطوره؟
اوهوم
اون یکی؟ یه جورایی خلوته
شاید نتونه وزن تزئینات رو تحمل کنه
و همینطور، از نگاه کردن بهش خوشم نمیاد
خب، من دوست دارم که بو نمیده
دارم با این یکی رفیق میشم
راستش رو بخوای، الان با این یکی بیشتر از شوهرم رفیق شدم
باشه، آرومتر
دختر من زشتترین درخت رو میخواد
دخترم هم زشتترین درخت رو میگیره
اوه. دوستت دارم عزیزم
فکر کنم مامانت اشتباه میکرد
ما از پسش برمیایم
آه، خداحافظ، درخت
سینتیا افتضاحه
ولی بازم از دستگاه چوب خردکن بهتره
شاید. نه؟
خب، امشب دیگه تمومه، رفقا
خروج از سمت راست شما. تعطیلات خوبی داشته باشید
باشه، صبر کن، رفیق
قطاره برگشت
میرم از آقای قطارچی بپرسم شاید
بفرمایید. نبکین
اوه، خدا رو شکر. آره، خواهش میکنم
تو این کارو کردی. من کردم
من کردم. اون کرد
تو پرتش کردی تو
من برگردوندمش واست
اون برش گردوند. ...سالم. درسته
هی! چقدر بامزهست. سنش عالیه
کریسمس مبارک
بیا، میسل-دوِ منو بگیر
تو بردی. آره، من بردم
اینجا معمولاً مزخرفه
ولی این یه جورایی باحالترین وقتی بود که اینجا داشتم
آره، خب، بدترین لحظه عمرم هم نبود
آخ جون. شما دو تا رو ببین. صلح و صفا
بعداً میبینمتون، تعطیلاتیهای خنگ. امیدوارم کادوهاتون مزخرف باشه
خداحافظ. امیدوارم یه گوزن شمالی تو صورتت باد معده بده
آره. باشه. یالا، بچهها
بهتره عجله کنیم و اینو خرج کنیم قبل از اینکه اینجا بسته بشه
بیا بریم پولمون رو به باد بدیم و شاممون رو بنوشیم
آره. این لبا برای یه جرعه آمادهن، عزیزم
بریم سمت کوکوآمو
کلوچههایی که برای بابا نوئل درست کردی خیلی خوب به نظر میان، باب
بچهها، از پدرتون تشکر کنید. ممنون، بابا
ممنون، بابا. ممنونم، پسر من
مطمئن نیستم بخوام بابانوئل اونا رو بخوره
یه جورایی حس میکنم باید گذاشته بشن
پشت شیشه تو یه موزه
پدر، اون کلوچهها
قراره تبدیل بشن به پیپی بابانوئل
چه بخوای چه نخوای. امم
این دیگه چه... خوبه
همه بیاید تو. مگه جنگل رو ماشینمون بالا آورده؟
لین، تو چیکار کردی؟
ما نمیتونیم همه این درختا رو تو آپارتمانمون نگه داریم
مطمئناً که میتونیم. کی تو اتاقش درخت کریسمس میخواد؟
من! من میخوام
و این یعنی یکی برای آشپزخونه و یکی برای حمام
میبینی، باب، این دقیقاً تعداد مناسب درخت کریسمس برای ماست
دلم برای اون یکی حمام میسوزه. اوه، بیخیال
این زشتا باید به هر چی گیرشون میاد راضی باشن
شوخی کردم. تو زیبایی
♪ دست و پاهات لختن ♪
♪ ولی من اهمیت نمیدم ♪
♪ برگای سوزنی قهوهای عجیب داری ♪
♪ همینجوری هر جا ♪
♪ شکل مثلث نیستی ♪
♪ شکل یه مربع واقعاً غمگین هستی ♪
♪ اوه، آره ♪
♪ ولی هیچ درختی نمیتونه زشت باشه ♪
♪ تو کریسمس ♪
♪ اگه تو جنگل آینه بود ♪
♪ خب، تو میشکوندیشون ♪
♪ یکم شبیه یه مقعد کاجی به نظر میای ♪
♪ ولی هیچ درختی نمیتونه زشت باشه ♪
♪ تو کریسمس ♪
💫✿ WAREZ-IR ✿💫 🌸♡ IRWAREZ.COM ♡🌸
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.