Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
وارز تقدیم میکند IRWAREZ.COM
(موسیقی)
خب، یادتون باشه، روز کلاههای شنگولپنگول
جمعهی هفته دیگه است و هیچکس کلاه گربهای نپوشه
چون من اول گفتمش
خب، آخرین اطلاعیه
میخوام به همه در مورد یه برنامه فوقالعاده یادآوری کنم
که انگار هیچکی براش ثبتنام نمیکنه
این روش حل اختلاف بین همسن و سالهاست که خودم ابداع کردم
"همتا-ماجیگری"
"اصول صلح." این "ماجیگریه"
چون نباید توی "میانجیگری" "من" وجود داشته باشه
و آره، اسمش عالیه
پس اگه دلتون یه بحث داغ میخواد
یا یه کتککاری حسابی
بزنید به سیم آخر. خب، خداحافظی میکنم
اون گوز نبود
اون صندلی من بود
هی، میدونی اون قضیه میانجیگری همسالان رو
که فراند داشت در موردش حرف میزد؟ آره؟
مگه ما میانجیهای همسالان نیستیم؟
آه، آره. آه، درسته
به خاطر اون تبادل شیر کوچولوی بیگناهی
که چند هفته پیش داشتیم
توپای شیر مسلح شدن. آماده، نشانه بگیر
بچهها، نمیدونم این فکر خوبیه یا نه
آتش
و آقای فراند اینجوری بود که
«یه ساعت بازداشت میخوای؟
«یا میخوای یه ویدیوی ۱۵ دقیقهای ببینی
«و بشی یه میانجی همسنوسال؟
من آقای فراند هستم.»
ولی منظورم اینه که اگه همهمون یادمون رفته باشه، ما اصلاً میانجی هستیم؟
و هیچکس حتی برای میانجیگری ثبتنام نکرده باشه؟
من هنوز تو لینکدینم میذارمش
وای، آیزاک رو ببین با اون گردنبند جدید دندون کوسهش
حالا اون شده چیز اون. چیز من چیه؟
یعنی، به جز میانجیگریِ ما
که خب معلومه چقدر بهش علاقه دارم
ولی گردنبند دندون کوسه من چیه؟
میتونی اون آفتابگیر کورز لایت رو بپوشی
یه نفر تو رستوران جا مونده بود
من اون آدمه باشم؟ شاید
هی، انگار کورتنی داره به خاک نگاه میکنه
ما هم بریم خاک نگاه کنیم؟
نه، اون رو میسپرم به خودت
من قبلاً به خاک نگاه کردم، حله
هی، کورتنی داره یه خاکِ خفن نگاه میکنه؟
من دارم به اون مارمولک نگاه میکنم
فکر کنم اون کلاغه همین الان بهش حمله کرد
آره، یه جورایی گیج به نظر میاد
و مثل بقیه مارمولکها فرار نمیکنه
وقتی که بیمه ماشین نمیفروشن
فکر کنم یه سوسمار پنج خطیه
داری سعی میکنی بگی "اسکنک"؟
اسکینگ. پسرعموم یکی از اینا رو پیدا کرد و به عنوان حیوون خونگی نگه داشت
میخوای بگیریش دستت؟ اوه
اه، سلام، کوچولو
هی، چه مارمولک باحالیه، جین. آقا مارمولک رو اینجا ببین
آقا مارمولک
¶ آقا مارمولک! ¶
اه، مطمئن نیستم اینجا برای مارمولک امن باشه
با اون کلاغ پیر و بدجنس. اگه نگهش داریم چی میشه؟
نگهش داریم؟ شاید نگهش داریم؟
خب، من فکر میکردم ببریمش دامپزشکی
یا یه جور پناهگاه حیوانات
نه بابا. اونا چی میدونن؟
ضمناً، نمیتونی این رابطه رو انکار کنی
جین، مراقبت از مارمولک کلی کار داره
پسرعموم همش در موردش حرف میزنه
تقریباً تنها چیزیه که حرفشو میزنه
منم میگم، "دشیل، کی نوبت میشه در مورد روز من حرف بزنیم؟"
بابا، میتونه تو اتاق من زندگی کنه
یه آکواریوم لازم داری که توش نگهش داری
و باید بهش غذا بدی. فکر کنم کرم آرد
و باید زنده باشن
این چندشه. ولی خب بگو
و به یه منبع گرما نیاز داری
من اتفاقاً یه آکواریوم و یه لامپ یو.وی. دارم
از وقتی لاکپشت داشتیم. اسمش جان لاکپشت بود
این داره شبیه یه «زندگی میکنه و کرم میخوره» میشه
شرایط خونهتون
ولی منم میام و کارای حسابی به دردبخوری انجام میدم، نه؟
مثلاً ببرمش گردشای باحال و تعریف و تمجید بشنوم
قبول، باشه. ولی جین، تو باید کمک کنی
من یه زن قویام، ولی نمیخوام مجبور باشم هم درس و مدرسهمو
فعالیتهای فوق برنامه و یه مارمولک رو با هم مدیریت کنم
نگران نباش، اینجا داری با «مرد مارمولکی» حرف میزنی
سلام، آره، من یه مارمولک دارم
آره، تو عاشقشی
باب، خوردی...؟
قرصای حساسیت به گربهت رو؟
گیل به زودی میرسه اینجا. آره، خوردم
اینا قرار نیست باعث توهم بشن
پس خوبه
بستگی داره چی حال کنی
پس گیل داره میاد خونهی شما بمونه، هان؟
لولههای آپارتمانش ترکیدن
صاحبخونهش نیاز به زمان داره تا درستشون کنه
و همه جا رو تمیز کنه
پس گیل و گربههاش دارن میان تو اتاق تینا
یه چیزایی هم راجع به یه کسب و کار جدید گفت که راه انداخته
گفت قراره یه سری مشتری بیان اینجا
وایسا، چی؟ مشتری؟
آره. یادم رفت بهت بگم
گفت که یه اتاق خصوصی میخواد
تا روزها مشتریها رو ببینه
یعنی منظورش از این حرفا کارای سکسیه؟
اوه خدای من. چی؟ نه
گفت یه جور ماساژ یا همچین چیزیه
کلاسش رو رفته. ماساژ؟
لیندا، نه. این ماساژ جنسی نیست
فکر نکنم
شما شبیه روسپیخانهها شدید
تدی، بسه. اوه، هستیم که
نه، ما نیستیم. ما یه جای شیک و خوب داریم
تدی، من پیش شما میمونم. آخ جون
بیخیال. اوه
اوه، باب، نگران نباش
آره، میتونه برای کارمون خوب باشه
مردم بعد از سکس خیلی گشنهشون میشه
با خواهر لیندا تو اتاق دخترت
اومم
خب
بندازیمش رو شونم و بزنیم بیرون؟
بریم لب ساحل؟ همه رو خیره کنیم؟
کاری کنیم مردم بگن "عجب چیزیه!"
نه، باید سعی کنیم بهش غذا بدیم، جین
آره، وگرنه من فقط یه مرد با یه ظرف کرم زندهام
میتونم اینو بدم دست یکی دیگه؟
من میگیرمش
بیا، مارمولک. بیا دیگه
به به
چرا نمیخوره؟
شاید چون معیاراش بالاست؟
شمع روشن کنیم و یه شَبلی خوبم براش بریزیم؟
اوه، الان خودم دلم شَبلی خواست
کرمه رو بخور
بخورش. بخور... بخورش
خب، من که عاشق این قضیهام و اصلاً هم حوصلم سر نرفت، ولی دیگه میرم
مامان داره اسپاگتی درست میکنه، یا همون کرمِ آدما
خلاصه، سوسکه دیگه رفت
شاید شَبلی نه
شاید یه جین و تونیک بخوام
این دیوونگیه؟ آره
جین باعث میشه از ایبِی چیزای نوستالژیک بخری
دستگاه فکس یادت میاد؟
اوه، بله که یادمه
فقط ماساژه
ماساژ معمولیه. همین
مامان؟ بابا؟ ما فاحشهخونهایم؟
نه. ما فاحشهخونه نیستیم
من قضاوت نمیکنم. هی بچهها
میشنوم ما فاحشهخونهایم؟ میدونی چیه؟
نمیخوام بدونم اون تو داره چیکار میکنه
شاید هیچوقت نفهمیم
چون زندگی پر از رمز و رازه، مگه نه؟
یالا. وقت اسپاگتیه
تکون بخورین، تکون بخورین، تکون بخورین! متاسفیم که گذاشتیم اینطور بشه
با اتاقت، تینا. مشکلی نیست
¶ خنگ نباش ¶
کرمک رو بنداز تو شکمت
مامانی میدونه گشنتس
آه، جویدنی و خوشمزه، خوشمزه
وای. امروز یه حال و هوای دیگه اینجا هست
این تنها راهیه که اون غذا میخوره
باید چراغا رو کمنور کنی، باید خیلی آروم باشی
و باید این آهنگو براش بخونی
یا یه آهنگ دیگه که بهتر باشه؟
«بانوی سرخپوش» رو امتحان کردی؟ راستی، اون پسره؟
آره، یه کمی تحقیق کردم. اون پسره
و فکر میکنم باید اسمشو بذاریم لاینس
چون اون یه سوسمار پنجخطه
و همچنین، اون قطبنمای اخلاقی گروه همسالانشه
خب، وقتشه فضلههاشو از تو قفسش برداریم
جین، حاضری دستکش دستت کنی؟
من فضلهها رو جمع میکنم، تو کیسه رو نگه میداری؟
اوه، ام... یا یه فکر بهتر
نظرت چیه لاینسو برای یه مدت از سرت باز کنم؟
تا تو بتونی حسابی به فضلهها برسی؟
اوه، اُم... باشه
بیا اینجا، فسقلی. دیگه وقتشه دنیا رو ببینی
و بذار دنیا ببینه تو بغل منی
¶ ¶
قرصا، تروخدا بهتر کار کنین
و گربهها، لطفاً برید
فقط بیخیالش شو
حواستو بده به فیلم
حواستو بده به آپولو سیزده
اونا تو فضا هستن، همه چی ردیفه
خب، دیگه بسه. من میرم تو
بچهها، اینجا بمونید
بچهها، مامانتون گفت... باشه، منم میام
گیل، اینجا چه خبره؟ اوه
لیندا، من وسط یه کاریام
ببخشید، فکر کردم تو، ام
چی؟ ام، هیچی
چی کار میکنی؟
تکنیک ماساژ خیلی مؤثر و کاملاً تخصصی من
اسمش رو گذاشتم "نیشگون"
نیشگون؟ آره، اینجوری
اوه. من خودم اثباتش کردم
برای رفع استرس، گردش خون رو تحریک میکنه
و تقریباً مطمئنم ضریب هوش رو هم بالا میبره، شایدم
من برش میدارم
اوه، سلام. چه خبره؟
قضیه اینه که
ما قرار بود با هم مراقبت کنیم
از این مارمولک، جین
ولی تو که فقط بعضی وقتا میای
مارمولک رو برمیداری و باهاش راه میری
تمام ویتامینهای جویدنی منو میخوری و بعدش میری
همهشون نه. دیگه خسته شدم
برای همینه که میرم یه آخر هفته دخترونه
با مامان و بابام
به هتل و ریزورت گرین پاینز
سه تا سرسره آبی سرپوشیده دارن
میرم کنار استخر میشینم و آرنولد پالمر میخورم
با اینکه نباید کافئین بخورم
اوه! عزیزم، روزی یه دونه آرنی پالمی میتونی بخوری
الان نه، بابایی
یکشنبه برمیگردم
اینم دستورالعملها. طبقشون عمل کن
چقدر صفحه داره
کلی کار داره. و جین، عزیزم
کرمهای خوراکی میرن توی یخچال
اما مراقب باش
ظرفش شبیه غذای بیرونبره
غذای بیرونبر نیست
خداحافظ
خب، همه چی خوب پیش میره
من یه مراقب کاربلدم
آره... آره، حتماً
صد در صد. آره
اوه، گربهها مارمولک میخورن؟
گربههای من نه
اونا صلحطلباَن. فقط پرندهها رو میکشن
باشه. خب، محض احتیاط
بیا اینو ببریم تو اتاقت، جین
و درو بسته نگه داریم
باشه، ولی گربهها فکر میکنن قضیه سر اوناست
وای، چه پیچیدهای
اه، بیخیال، همینجوری یه کاریش میکنم
من که بلدم غذا چطوریه
بخور رفیق. هم قیافهاش خوبه هم بوش
حالمو بهم نمیزنه
یالا، مارمولک
جین، مامان میخواد بذاره خاله گیل نیشگونش بگیره
هورا! گفتم شاید این کارو بکنم. ترسیدم
دارم میام. بیا، خودت یه کاریش میکنی
بایبایبای. آخ، آخ، آخآخآخ
[موسیقی]
هنوز نخوردی؟
داره دلم برای کرمه میسوزه
داری براش عقده درست میکنی
باشه باشه، نگاه میکنم
به اون همه دستورالعمل کورتنی
با با با
آهان، اینجاست. «غذا دادن»
اوه، آهنگ کرمه
تو واقعاً اون آهنگ رو دوست داری؟
لاینس، سلیقهت تو موسیقی خیلی معمولیه
ولی نمیشه به اون لبخندت نه گفت
یا هر کاری که اون دهن سوسماری کوچولوت الان داره میکنه
اوف، بابا. خیلی داغونی رفیق
آره، قیافهی باحالیه، داداش
اه، کار گربههاست
نمیتونم نفس بکشم. باب، میتونم کمکت کنم
فقط بذار دماغتو خیلی محکم فشار بدم
مممم، نه مرسی، گیل
باب، باید بگم وقتی ورمش خوابید
راستش فکر کنم یه جورایی خوب بودم؟
خب، اگه این ترغیبت نمیکنه
چطوره از نیشگون گرفتن نوک سینههات شروع کنم؟
و بعد بیام بالا؟ نه، ممنون
¶ خنگ نباش ¶
¶ اون کرمی رو تو شکمت بذار ¶
¶ جینی میدونه تو گشنهای ¶
¶ جویدنی، جویدنی، خوشمزه. ¶
وای خدای من، جواب داد
غذا خورد. من بهش غذا دادم
همه، همه
لینوس غذاشو خورد
آخی، عالیه عزیزم
وای، بابا. چه افتضاح شدی
اوه، ممنون پسرم. اینا تقصیر گربههاست
شاید هم فقط اخلاق بد خودته
و پیریتم. هوم
گربهها کجان؟
صبر کن، در اتاقمو بستم؟ اوه، نه! آخ
و درِ تانک رو نذاشتم! نه، نه، نه، نه، نه
ژانپاد وَن دام، آقای بیزینس، نه
آخ! برو بیرون! برو بیرون
وای! دمش افتاد
و داره وول میخوره
وای! شاید دوباره بچسبه؟
نه، فکر نکنم اینجوری کار کنه
جین، چی شده؟ سوسکت خوبه؟
گربهها دمشو ترسوندن، افتاد! اوه
هنوز داره وول میخوره. پرتش کن سمت بابا
نه
گربهها، شما تنبیهاید
سلام، میخوام برای یه مهمون پیغام بذارم
و شما منو مستقیم وصل کردید به اتاق
ولی کسی جواب نداد
اوه، شما میتونید پیغام بنویسید؟
برای کورتنی ویلر هست
آمادهاید؟
باشه. من خراب کردم
من درِ آکواریومشو نذاشتم
و گربهها رفتن توش و دمش افتاد
نباید اونو پیش من میذاشتی
من یه بابای خوب برای سوسمار نیستم
و نمیدونم که هیچوقت بشم
پایان
آره، میتونی برام بخونیش
اوهوم. اوهوم. اوهوم
یعنی، من از طرز خوندن صدام خوشم نیومد
ولی پیغامو درست رسوندی
♪ ♪
من میفهمم چطوری کمکت کنم، باشه؟
(موسیقی)
بیا، میخوایم این هیکل کوچولوتو تمیز و مرتب نگه داریم
نه، بیخیال
پس حمام لوئیز بیخیال، بچهها
وقت تلویزیونه، جین. تو هم میای؟
نه، ممنون. فقط میخوایم راحت باشیم
اوه، اینجا واقعاً بو میده. فعلاً
من باز میکنم
دارم میام
جین، کورتنیه
اوم
تو سفرت بهت خوش گذشت؟
داشتیم خوش میگذروندیم تا اینکه مجبور شدیم برگردیم، جین
فقط تونستم سوار دو تا از سه تا سرسره آبی بشم
ولی بعدش پیامت رو گرفتیم و با عجله برگشتیم
من هر سه تا سرسره رو سوار شدم. میدونم، بابا
داشتم خودم رو برای بالاترینش آماده میکردم
خب، من بهش رسیدم
حالش واقعاً خوبه
فقط یه کم ازش کم شده
کمتر؟ این که نصفش رفته
دارم میبرمش خونه خودمون
باشه، ولی به نظرم اینجا خوشحاله
جدا از اون اتفاق
بهش غذا دادم، ته دمش رو هم تمیز کردم
جین، دیگه هیچوقت قرار نیست از این مارمولک نگهداری کنی
چی؟! نه! تورو خدا
اینجا یه محیط آروم و پرورشیه
یالا بابا. کمک کن همه این وسایل مارمولک رو برداریم
مطمئنی هنوزم میخواییش؟
میتونیم یه دونه کامل برات بگیریم
دُم دوباره در میاد
آره، حتماً
هرچیزی که لازمه به خودت بگی
میرم باهاش حرف بزنم
باشه. ما اینجا وایمیستیم
و فالگوش وایمیستیم
پس، بلند حرف بزن، باشه؟
هی، کورتنی. سلام، جین
خب، امم، دیشب زنگ زدم که به لاینوس شببخیر بگم
ولی داگ گفت داشتی موهاشو میشستی؟
میشه یه روز بعد از مدرسه بیام ببینمش؟
من بهت اعتماد ندارم پیش اون، جین
چی میشه اگه دفعه بعد دستاش بیفته؟
یا... یا سرش؟
چرا سرش باید بیفته؟
نمیدونم، تو این تأثیر رو رو آدما داری
سلام، سلام، سلام
نتونستم نشنوم که یه بحث کوچولو اینجا در جریانه؟
اون نمیذاره مارمولکی رو که داریم با هم بزرگش میکنیم، ببینم
جنگ سرپرستی مارمولک؟
این که به نظر یه پرونده عالی میاد
که توسط "میانجیگریِ ما" رسیدگی بشه
اه. اَه
راه حل میخواید، درسته؟
میتونیم همین امروز بعدازظهر انجامش بدیم
فقط باید "میانجیگرهایِ ما" رو انتخاب کنم
آه... اوه. تینا، لوئیز
اِم، آره؟ سلام؟ اونا عالی میشن
ضمناً اونا تنها کسایی هستن که تونستم گولشون بزنم
به انجام این کار... م-منظورم اینه
تنها کسانی که اونقدر خوششانس بودن که برای این افتخار انتخاب بشن
اوووه، اوووه، اوووه، خواهرای جین قراره میانجیگری کنن؟
این اصلاً عادلانه نیست
اونا فقط میذارن جین مارمولکو داشته باشه
و برای همیشه تو خونهشون نگهش دارن
من در مورد اون مطمئن نیستم
کرم تو یخچال، مارمولک تو وان حموم؟
اصلاً خوشم نمیاد
و اون بو هم که خودش یه "محاله" ی گنده است
صبر کن، چی؟
باشه، من میانجیگری همسالان رو انجام میدم
عالیه، حل شد
ما تو اتاق چندمنظوره همدیگه رو میبینیم
امروز بعد از ظهر بعد از مدرسه
آه، و من قراره از کل ماجرا فیلم بگیرم
و نشونش بدم به مدیرکل
اون چند تا تماس میگیره و ما در راهمونیم
تا تبدیل بشیم به ملتِ "ماجیگری"
همتون وقت دارید قبل از اینکه فیلم بگیریم دندوناتون رو سفید کنید؟
اشکال نداره
خیلی گشنمه
تمام روز منتظر این لحظه بودم
بیا برگرت، تد
آه! نه
تو همین الان روی برگر من عطسه کردی
ام، مشکلی پیش اومده؟
باید اینو درست کنی، باب
به خودت بیا. اینا گربهان تدی
اینا گربههای لعنتیان. ازشون متنفرم
فقط یه فکری بکن! من نمیتونم اینجوری زندگی کنم
منم نباید مجبور به این کار بشم
اوه، پس فکر میکنی برای منم سرگرمیه؟
باشه، آروم باش، آروم باش
باب، این تمام چیزیه که دارم و تو روش عطسه کردی
برات یه برگر دیگه درست میکنیم... اوه، داری میخوریش
اوه. خدایا، یادم رفت
آه، من از پس این دیدار گیل برنمیام
نمیدونم چیکار کنم
شاید نیشگوندرمانی رو امتحان کنی
سلام. من تازه یه جلسه عالی دیگه داشتم
میتونی تشخیص بدی چون کلی از پوستش
زیر ناخنام دارم. نه
باب، اینجوری نمیشه. بذار گیل نیشگونت بگیره
ب-باشه، قبول. انجامش میدم
ها! عالیه. هر جلسه ۱۰۰ دلاره
چی؟
باشه
شات خوبه
بیاین میانجیگری کنیم
امروز، شما مشخص میکنید که چه کسی حضانت
لاینس بلچر-ویلر رو به عهده میگیره
کورتنی، جین، نمایندگان همسالتون
کمکتون میکنن به یه توافقی برسین
تصمیماتی که تو این اتاق میگیرین
قطعی و از نظر قانونی لازمالاجراست، البته تقریباً
و شروع کنین
خب، اه، اول، جین بلچر
طرف خودش رو در این مورد میگه
اه، شاید یه بار دیگه با انرژی بیشتر بگی؟
نه. باشه، اعتراف میکنم
اولش کورتنی بیشتر کارا رو کرد. بیشترشو
اون دختر بلده آکواریوم رو طوری تمیز کنه که هیچکی نمیتونه
ام... خب، خوبه، بزن جلو برو به قسمت جالبش
خب، اون از انجام دادن همه کارا خسته شد
و لاینس رو برای آخر هفته گذاشت خونهی من
پس، اون مارمولک رو رها کرد
فهمیدم. ادامه بده. هی
من اینو نگفتم
ببخشید، اه این میانجیگری همسن و ساله
یا میانجیگری یه مرد میانسال گیج و خِنگه؟
تقصیر من نیست که تو نمیتونی دنبال کنی
اه، به هر حال اولش نگران بودم
ولی بعد بالاخره تونستم کاری کنم که یه کرم بخوره
و بعدش... و بعدش دمش افتاد
مگه نه، جین؟
خرابکاری دمی بود، نه؟
نوبت منه؟ حتماً. فقط انرژی رو حفظ کن
حالا کورتنی ویلر طرف خودش رو از
آه-تَه-تَه-تَه. ردش کن. اوه
من یه کم سردرگم شدم
ولی منم فکر نمیکنم جین آماده باشه
برای این جور مسئولیت
پس، حالا فکر میکنم بهترین کار برای مارمولک اینه
که بره با پسرعموم زندگی کنه
بهش گفتم و اون هیجانزدهست
اون یه خرده مارمولک بازه
پسرعموت؟ اون حدود چهار ساعت راه داره
من دیگه هیچوقت لاینس رو نمیبینم
جین، این به نفعشه
میتونم یه چیزی بگم؟
صبر کن، جین
جین، دوست داری چیزی بگی؟
بله. البته، اولش خیلی کمککننده نبودم
میخواستم مرد مارمولکی باشم
و مردم منو ببینن و بگن "هی، اون مرد مارمولکیه
اون بزرگترین گنج شهرمونه."
ولی بعدش فهمیدم چطور به لاینس غذا بدم
و ازش مراقبت کنم و حس واقعاً خوبی داشت
و میخوام به این کار ادامه بدم، میخوام اونو خوشحال کنم
خب، عجب. اون واقعاً خوب بود، جین
مستقیم بریم سراغ قسمت حل و فصل ماجرا
و فقط مارمولک رو بهش بدیم؟
کاش بیشتر صحبت میکردم، ولی خب باشه
نه. اینجوری کار نمیکنه
ضمناً، من هنوز پیام رو ارائه نکردم
پیام؟ بله، یه پیام تلفنی
که جین برای کورتنی گذاشته بود
ام، آ-آقای فروند، مطمئن نیستم که میخوام اینو اینجا نشون بدید
متأسفم کورتنی، دیگه دیره
چون خودت قبلاً بهم دادی
من میخوام این پیام دیکتهشده رو ارائه بدم
روی سربرگ هتل و ریزورت گرین پاینز
"نباید اونو پیش من میذاشتی
من پدر خوبی برای مارمولک نیستم
و نمیدونم آیا هیچوقت خواهم شد یا نه."
سکوت عمیق و شوکآوری در اتاق میانجیگری حاکم میشود
وای. این واقعاً یه مدرک کوبندهست
ولی جین با مارمولک عالی بوده
از وقتی دمش، ام، مستقلتر شد
هه هه هه. جین، تو این حرفا رو گفتی؟
آره
میتونی با صد در صد اطمینان بهمون بگی
که حرفایی که تو این پیغام زدی دیگه درست نیستن؟
که تو کاملاً عوض شدی و الان خیلی مسئولیتپذیری
و میتونی از یه موجود زنده دیگه مراقبت کنی؟
مـ... من... نمیدونم
شاکی روی جایگاه کم میاره
فکر کنم یه گشایشی اینجا داشتیم
شما همترازها تصمیم گرفتین که کورتنی
میتونه مارمولک رو به خونهی پسرخالهاش ببره
ولی ما نکردیم. نه، ما همچین تصمیمی نگرفتیم
هیس هیس هیس. ساکت
بچهها به بچهها کمک میکنن
مبانی صلحِ فروند
نه
نه... جین، میشه گریه نکنی؟
ما... ما اونو حذف میکنیم. خدایا، چقدر عاشق میانجیگری هستم
سلام، کورتنی. سلام، جین
من فقط اومدم که خداحافظی کنم
قبل از اینکه ببریش پیش پسرخالهات
اوه، باشه. آره
دمش رو هم آوردم
نمیدونستم میخواد با خودش بیاره یا نه
ازش به عنوان بالش بدن استفاده کنه یا
خیلی چندشآوره، جین
آره، خب، یکم دیگه هم پوسیده
بیا تو. ولی دمش رو نیار
پس لباس پوشیدی
آره، خب، برای من اوکیه
خب، ببینیم چی میشه. باشه
فقط ازت میخوام چشاتو ببندی و نترسی
اوم. همه چیزای دیگه دنیا رو فراموش کن
رستوران، مشکلاتت، زن بدقلقت
هی. من همینجام، گیل
میبینی چی میگم؟
میشه انجامش بدی؟ باشه
ممکنه یکم فشار حس کنی
وقتی... نیشگون! آخ
نیشگون! نیشگون! نیشگون! آخ، آخ، آخ، آخ
نیشگون... وای خدای من
داری میکشیش
هوی، هوی، هوی، هوی
و اینم از اون بزرگشه
نه، خواهش میکنم، نه. گیل
و تموم شد. یا خدا
فکر کردم باید چاقوت میزدم، گیل
خب، چه حسی داری؟
اوه... وای خدای من
میتونم نفس بکشم. میتونم نفس بکشم
کار کرد؟ کار کرد
و یکم تحریک شدی؟
نـ... نه
هی، کنده*ش خوب به نظر میاد
چند روز دیگه یه لایه نازک پوست روی کنده*ش رشد میکنه
آها، و خوندم که کدو برای مارمولکا خوبه
خودم زیاد اهل کدو نیستم
ولی شاید بتونم یه کدو حلوایی واسه پسرخاله/دخترخاله*ت پست کنم؟
واو، جین. یکی خوب تحقیق کرده
آره، من یه عالمه مطلب درباره مارمولکا خوندم
و آدممارمولکیها دارن به شرکتهای بزرگ آمریکا نفوذ میکنن
خب، تو اینترنت سخت بود که ازش دوری کنی
میدونی چیه؟ تو باید نگهش داری
چی؟ آره، تو باید ببرش
جدی؟ وای خدای من
شنیدی لاینس؟
وای! سرش نارنجیه
اوه آره. فکر میکنی مریضه؟
ی-یا رفته سراغ برنزر بابام؟
نه، اِ... م-من میدونم این چیه
داره بلوغ مارمولکی رو میگذرونه
چی؟ خوندم که وقتی بالغ میشن
و وقت جفتگیریشون میشه، سرشون نارنجی میشه
یعنی داری میگی مارمولکمون مجرده و آمادهی جفتیابیه؟
آره
فکر کنم میدونم چی باید بکنیم
باشه، پسر کوچولو
هردومون خیلی بهت افتخار میکنیم
ولی دیگه بچه نیستی
تو یه مرد بزرگ و قوی هستی با یه سر نارنجی عجیبغریب
وقتشه که بری بیرون
و جفتگیری مارمولکی کنی
نذار قضیه دمکوتاهیت اعتماد به نفستو از بین ببره
مهم اندازه دمت نیست
مهم اندازه آلتت هست
میخواستم بگم قلب
ولی باشه. اوه
مطمئنی حاضری ازش دل بکنی، جین؟
اون مال ما نیست
اون مال دنیای جفتگیریه. جفتگیری مارمولکی
کار درستی بود جین
دلم برای اون توله سگ دمکوتاه تنگ میشه
بریم یکم کرم آردی قایم کنیم تو جیب بابام؟
آره، حتماً، کورتنی
آره، حتماً
¶ اوه، تو خونسردی ¶
¶ ولی دلگرمی ¶
¶ اوه، یالا، دختر ¶
¶ بیا شبو شروع کنیم ¶
¶ به منبع گرما نیاز نداریم ¶
¶ وقتی داریم عشقبازیِ مارمولکی میکنیم ¶
¶ یه تیکه خاک نرمی پیدا کن ¶
¶ و انقدر عشقبازی میکنیم تا دُممون بیفته ¶
¶ بیاید پولکامون رو به هم بمالیم ¶
¶ وقتی داریم عشقبازی مارمولکی میکنیم ¶
¶ بیاید... ¶
زیرنویس با حمایت BENTO BOX ENTERTAINMENT و TOYOTA
💫✿ WAREZ-IR ✿💫 🌸♡ IRWAREZ.COM ♡🌸
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.