All language subtitles for Bobs.Burgers.S16E06.Get.Her.to.the.Zeke.720p.DSNP.WEB-DL.DDP5.1.H.264-FLUX

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American) Download
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

وارز تقدیم میکند IRWAREZ.COM

اَه!

حالت خوبه، تینا؟

کلی ناله می‌شنوم

نکنه امشب قرار نیست سر شام جالب باشیم؟

بابا، بجنب! داریم تینا رو از دست می‌دیم.

- لوئیز. باب.

آه، چی شده عزیزم؟

مادر، من می‌تونم برای تینا ترجمه کنم.

به نظرم «اَه» یعنی تینا از جیمی جونیور پرسید...

...که امروز باهاش به جشن هشتم بره.

و شاید هم خوب پیش نرفت.

مگه می‌شه؟ نه بابا، اصلاً خوب پیش نرفت!

آه. گلم، چی شد؟

امروز، بعد از ناهار، رفتم پیش جیمی جونیور و گفتم...

هی، جیمی جونیور، چه خبر؟

یا بهتره بگم، چی پایین؟ پایین رو نگاه کن.

- «پاهای فانتزی.» آها.

و اونا یه سؤال ازت دارن.

می‌خوای بیای...

...با ما به جشن هشتم؟

اوه! اِم...

خیلی حرکت رمانتیک بزرگی بود، مگه نه؟

و اون گفت نه؟

آه، می‌خوام رو قبرش باد در کنم.

می‌خوای ازش بیشتر عمر کنی تا رو قبرش باد در کنی؟

من خیلی سرحالم، باب.

اون گفت نه، ولی پیچیده است.

متاسفم، تینا. نمی‌تونم.

عالیه! صبر کن، چی؟

- به خاطر زیک. زیک؟

آره، اگه من و تو با هم بریم...

...اونوقت زیک باید تنهایی بره جشن هشتم.

- اون خیلی ناراحت می‌شه. ناراحت میشه؟

زیک حساسه، تینا. مثل یه گل ظریف...

...که تو کشتی واقعاً خوبه.

من نمی‌تونم قلب اون پسر خوشگل رو بشکنم.

- ولی اونجا می‌بینمت. باشه.

آره. مهم نیست.

لعنت به تو، زیک!

- چی؟ اون چی بود؟ هیچی.

گفتم زیک خوش‌شانسه که تو رو دوستش داره. خب، خداحافظ.

خب، گفت اونجا همدیگه رو می‌بینید.

این خوبه، نه؟

نه، بابا، خوب نیست.

جشن هشتم یه چیز خیلی مهمیه.

یه جورایی لامصب نیمه رسمیه، بابا.

از کاسه پانچ حرف می‌زنیم. طاق بادکنکی.

من سال‌هاست یه صفحه تو دفتر خاطراتم برای این کار خالی گذاشتم.

خب، چرا یه همراه برای زیک پیدا نمی‌کنی؟

اونوقت شما دو تا می‌تونید قرار چهار نفره بگیرید.

هوم. قرارای چهار نفره بهترینن.

کل شب یه رفیق دختر دم دست با خودت داری.

و می‌تونی یه غذای اصلی اضافی سفارش بدی و بگی برای میزه.

و بعد همه می‌گن «وووو! چه ایده عالی‌ای!»

و بعد یه غذای اصلی کامل اضافه رو میز داری!

آرغ! منم می‌خوام شروع کنم به قرار گذاشتن!

فکر کنم ارزش امتحان کردن رو داره.

ولی چطور برای زیک یه همراه پیدا کنم؟

کسی هست که پسرای پر سر و صدا رو دوست داشته باشه؟

که همیشه به طرز آزاردهنده‌ای دور و بر جیمی جونیور پلاسن؟

یه تی رو لباس تنش کن و خودت رو راحت کن.

باشه، یه همراه برای زیک. بذار ببینم.

گرفته شده. گرفته شده.

پسرا رو دوست نداره.

هیچ‌کس رو دوست نداره.

پنه‌لوپه، البته.

چرا به پنه‌لوپه فکر نکردم؟

فکر کنم چون پارسال اینجا منتقل شد...

و من اصلاً نمی‌شناسمش.

ولی اون قطعاً دختر مورد نظر ماست.

نگاش کن. صورت داره و از اینجور چیزا.

باشه، آره این می‌تونه خوب باشه.

من رفتم.

باشه. حدس می‌زنم دختر رویاهام رو بعداً گیر میارم.

همینه!

هوم.

این وان بوی لازانیا می‌ده. عجیبه.

اگه لازانیا درست می‌کردیم، به من می‌گفتی، نه؟

بله. لین، قبلاً هم این رو گفتم.

اگه شروع به درست کردن لازانیا کنیم، قطعاً بهت می‌گم.

باشه. این دیگه چیه؟

هوگو؟ ملکه موش‌ها؟

لیندا. باب. باب. لیندا.

هوگو. ران. ران. هوگو.

سلام. من رُکسی پپینز هستم.

بله، همون رُکسی پپینز.

معروف به ملکه موش‌ها.

اوه، سلام. اِم، سلام.

اون بهترین سمپاش شهره.

یادت میاد وقتی فامیلی فانتایم رو موش‌ها گرفتن؟

آه، آره، تو اخبار بود.

اونا تو اون استخر توپ حسابی جولان می‌دادن.

رُکسی اون موش‌ها رو تو ۳۰ دقیقه بیرون کرد.

این یعنی نیم ساعت، باب.

اون دنبال موشه؟

آخه ما... ما در حال حاضر موش نداریم.

آقا، شما داخل ملک موش ندارید...

ولی فکر می‌کنم ممکنه بیرون از اونجا یه چیز خیلی بدتر داشته باشید.

کمین کرده، تماشا می‌کنه، منتظره.

من در مورد یه ابرموش حرف می‌زنم.

موش غول‌پیکر؟ یه موش غول‌پیکر

یه موش غول‌پیکر، آره. خب، موشای عادی

هشت، شاید ده اینچ طول دارن

یه موش غول‌پیکر ۱۶ تا ۲۰ اینچ میشه

موش غول‌پیکر بیست اینچی؟

و پرواز میکنه؟ هیچ‌کس نگفت پرواز میکنه، لیندا

الان تو لندن با این چیز سر و کله میزنن

وای خدای من! اوه! چطوری اینقدر بزرگ شده؟

موشا انگل‌وار از رژیم غذایی انسان زندگی میکنن

و غذای ما هم پر از هورمونه

هورمون، باب! هوم

موش غول‌پیکر دیده شده

تو کوچه پشتی رستوران شما

مردم واسه راکسی ویدئو از موش غول‌پیکر تو کوچه‌تون فرستادن

تو یه فروم به اسم "موش‌چت"

جاییه که مردم در مورد موش گپ میزنن

وقتی دیدیم کوچه شماست

پیشنهاد دادیم آشناتون کنیم

و الان ما هم جزو تیم راکسی محسوب میشیم

شما تو لیست انتظارید. آره!

ازتون اجازه میگیرم که تله بذارم

تو کوچه پشتی رستوران‌تون

و یه دوربین رو پله‌های اضطراری‌تون نصب کنم

تا تله رو زیر نظر بگیریم و اون موش غول‌پیکرو بگیریم

اوه. چه هیجان‌انگیز!

این کار چند روز طول میکشه

موشا باهوشن. موشای غول‌پیکر هم فوق‌العاده باهوشن

اگه امشب طعمه رو بذارم تو تله، برش نمیداره

فقط گوش کن، باب. دارم گوش میدم

طی چند شب

طعمه رو هی نزدیک و نزدیکتر میکنیم

و بعدش بالاخره میذاریمش تو تله

موشه رو انقدر راحتش میکنیم

که شب آخر

عکساشو به دیوار آویزون کرده

داره مارتینی درست میکنه. اوه، چه عالی!

و بعدش بام! تله بسته میشه!

اوه. گرفتمش!

آدما پیروز میشن. فعلاً

پس میخوای یه موش غول‌پیکرو گول بزنی بیاری به رستوران مون؟

فکر کنم بهتره که یه موش غول‌پیکر بزرگ بیرون

که تو کوچه‌مون پرواز کنه، نداشته باشیم

باز هم میگم. خانم، پرواز نمیکنه

باشه. عالیه!

خب، سریع، ران

این سطل کثیفو بو کن. بوی چی میده؟

لیندا، نه. لازانیا؟

ممنون

خب، حالا فرصتمه

پنه لوپه، فامیلیت هرچی که هست

سرنوشت واست یه قرار دو نفره چیده

رفتی مغازه عضله‌فروشی؟

داری قوی میشی

داشتم برپی کار میکردم

هی، رفقا

اوه، حالا که اینجایی زیک، پنه لوپه رو میشناسی؟

کی؟ چی؟ اون دختره اونجا

آره؟

اگه مایل باشه بره سر یه قرار دو نفره

به جشن رقص کلاس هشتم با تو، من و جیمی جونیور

تو هم دوست داری؟

صبر کن. فکر میکنی میخواد با من بره جشن رقص؟

آره، فکر میکنم

خب، من با هر جور روابط اجتماعی که تو این پایه میتونیم بسازیم پایه‌ام

پس یه "آره، حتما!" از طرف من ثبت کن

جی-جو، تو هم دوست داری؟ اوه، حتماً

عالیه. برگردید سر کارتون

خب. یک، دو

یک، دو، سه، چهار!

میگیرمت! اوه، بسه دیگه. آخ! صبر کن، نه

سلام، اوه، پنه لوپه

میتونم همین صدات کنم؟ آره

قبلاً پنی بودم تو مدرسه قبلیم

ولی اینجا اوهوم، آره

آره، عالیه. اوم، قضیه اینه که. زیک رو میشناسی؟

اونی که داره سر اون پسر رو فشار میده

با رانهاش اونجا

آره؟ اون خجالتیه

ولی داره فکر میکنه که آیا دوست داری برین یه قرار دو نفره

به جشن رقص کلاس هشتم با اون و من و جیمی جونیور

اوه، من پایه‌ام. آره؟

ولی جشن رقص کلاس هشتم خیلی مهمه

شاید اول میتونیم بریم یه قرار دو نفره

جای دیگه ای که ببینیم بهم میایم یا نه

اوه. اوه، باشه

یه قرار شام دو نفره چطوره جمعه تو اون رستوران سیب‌زمینی پخته؟

"اسپاد سیمپل". اوه، حتماً. قبوله

عالیه! ولی سس ترش خودتونو بیارید

مال اونا عجیبه. خیلی ترشه

سس ترشش زیادی ترشه؟

میتونم چند تا سس ترش بهت پیامک کنم که انقدر ترش نیستن

مامانت اجازه میده چند تا سس ترش بخری؟

اوه، اوه، یه مقدار عادی، فکر کنم

پس این لیست واقعاً کمک میکنه

خب، باشه، من این مکالمه رو قطع میکنم

که بتونم یه کمشو برای جمعه شب نگه دارم

و بعدشم، ایشالا شنبه شب تو جشن رقص

هوهو! قرار دو نفره، دو نفره

آخ، زیک، گونه‌هام!

ببخشید، ببخشید، ببخشید، ببخشید، ببخشید

خوب، من دیگه رفتم اسپاد سیمپل.

باشه. یه قرار دو نفره باحال داشته باشی، سیب‌زمینی داغ کوچولوی من.

امیدوارم پنه لوپه و زیک از هم خوششون بیاد

و بعد اون ازش بخواد که باهاش بره رقص

یا اون ازش بخواد بره رقص

یا دقیقاً هم‌زمان از هم بخوان برن رقص

سایمون و گارفانکل هم همین‌جوری با هم جور شدن

و حالا، چهل ساله که با هم ازدواج کردن و زندگی فوق‌العاده‌ای دارن

ما هم همین‌جا هستیم

و داریم حسابی کیف می‌کنیم که یه موش گنده رو بگیریم.

وای. چه شب بزرگی برای همه‌مون، نه؟

آره، راکسی غذا رو گذاشته تو تله.

پس فکر کنم امشب همون شبه.

هیجان‌انگیزه! می‌تونست هر کوچه کثیف دیگه‌ای رو توی شهر انتخاب کنه

ولی کوچه کثیف بابارو انتخاب کرد.

و منم احتمالاً استخدام می‌شم

امشب به عنوان دستیار ملکه موش‌ها.

پس فکر کنم این همون اخطار دو هفته‌ای منه.

باشه، عالیه. می‌تونم تو رو به عنوان معرف معرفی کنم؟

من که این کارو نمی‌کردم.

هی بچه‌ها. هی تینا.

چه خبر؟ اوه، وای.

زیک، تو برای پنه لوپه گل آوردی؟

چه کار قشنگی.

زیک بهم نگفت که می‌خواد گل بیاره.

ولی من این سنگ باحال رو وقتی راه می‌رفتیم پیدا کردم.

می‌خوای؟ یعنی، اون قسمتش یکم کثیفه، ولی خب...

فعلاً می‌ذارمش تو جیبم.

شماها فکر نمی‌کنید که من زیاد عطر زدم، نه؟

این ادکلن بابامه و لوسیون وانیلی نامادریمه.

بد نیست. بوی یه طویله‌ای رو میده که نونوایی باز کرده.

من تا حالا یه قرار واقعی نداشتم.

مطمئنی پنه لوپه قبول کرد؟

آره. و اگه این خوب پیش بره،

ما هم با یه قرار دو نفره دیگه می‌ریم به جشن رقص کلاس هشتم.

آره، امیدوارم از من خوشش بیاد.

معلومه که خوشش میاد، زیک. تو یه مورد عالی هستی.

فقط خودت باش اون تو.

آره، ولی خب، شاید یکم هم آروم‌تر باش.

یه کم خودتو کنترل کن تا بتونیم این معامله رو جوش بدیم.

خوبه؟ عالیه. بریم تو.

سلام پنه لوپه. سلام تینا.

سلام جیمی جونیور. سلام زیک.

اوه، اینو برات خریدم. اوه، ممنون.

نمی‌دونم عادیه یا کلاً عجیب‌غریبه

که به یکی پول بدی تا یه گیاهو بکشه و بعد اونو بیاری برای یه نفر.

من... دارم خرابش می‌کنم؟ خیلی متاسفم.

یالا زیک. تمومش کن! تمومش کن، زیک! اوه، پسر.

جای خوبیه. اِم، خب چی تو ظرف غذاست؟

غذا. من سیب‌زمینی دوست ندارم.

اوه، چی؟ من غذای گرد دوست ندارم.

برای همین مامانم برام کوفته قلقلی گذاشته.

اوه، ولی کوفته قلقلی‌ها گرد نیستن؟

اون به شکل مکعب درستشون می‌کنه.

ولی تو این رستوران رو انتخاب کردی.

آره. من دمای اینجا رو دوست دارم.

اونا اینجا رو دقیقاً توی دمای مناسب نگه می‌دارن.

درسته. کاملاً.

خدایا، چقدر خوبه که یه نفر دیگه هم اینو درک می‌کنه.

دارن با هم کنار میان؟

فکر کنم آره. خوبه، خوبه.

سلام. اسم من تیمه.

خب یه سیب‌زمینی، دو سیب‌زمینی، سه سیب‌زمینی.

چهار نفر برای بوفه؟

اوه، این همون دختریه که غذاشو با خودش میاره.

سلام. براتون آب میارم.

خودم آوردم. یه بشقاب یخ می‌خوام.

البته، برمی‌گردم.

باشه پسرا، بریم سراغ بوفه؟

بریم که داشته باشیم!

اگه از ظاهر کاهوی اونا خوشتون نیومد،

من کاهو آوردم.

اوه. چه باحال.

یعنی کل کوله پشتی پر از کاهوه؟ اوه، آره.

آخ خدا، کاش می‌تونستم به آشپزخونه‌های عادی هم نمره بهداشتی بدم.

خب، نمی‌تونی. خب، من می‌دم.

سی منفی. وای خدا.

خب، چطور آدم ملکه موش‌ها می‌شه؟

شما از نسل طولانی خاندان سلطنتی موش‌ها هستین؟

به عنوان یه پرنسس همستر شروع کردین و بعد پیشرفت کردین؟

در واقع، من در هاروارد رشته موش خوندم.

واقعاً؟ نه، معلومه که نه.

من به جایی که الان هستم رسیدم چون تیزبینم.

من سرنخ‌هایی که اونا پشت سرشون می‌ذارن و هیچ‌کس دیگه نمی‌بینه رو می‌بینم.

جاهای چرب که از خزاشون می‌مونه.

خراش‌های کوچیک روی دیوار.

علامت بیضه. علامت بیضه؟

نرهای بالغ کیسه بیضه‌شون رو پشت سرشون می‌کشن.

آره، باب. اِم، چی؟

اوه، فکر کنم یه چیزی پیدا کردم. دارم حرکت می‌بینم.

من دیدمش. راکسی دید، بعد من دیدم. خودشه!

صبر کن، اون نیست. اون نیست، باب.

اوه، اون پادشاه آشغال‌خوار کوچولوئه.

و اونم شوهرشه، گری.

اوه، نه! اونا می‌خوان با موش گندهه درگیر بشن؟

می‌تونیم یه سلاح به پادشاه بدیم؟ کی یه سلاح کوچولو داره؟

باشه. شمشیر چه اندازه‌ایه؟

نیازی به شمشیر نیست. اینو ببینید.

خب، این ترسوندش. شیر کوهی هم دارم.

جغد و جیغ هاوارد دین.

پلی‌لیست رو برام می‌فرستی؟

چه خوب که برگشتین

ببخشید، هر چی سریع‌تر تونستیم اومدیم

فقط مکعب‌های گوشتم داره سرد میشه

اوه، وای زیک، تو واقعاً می‌جوی، ها؟

آره، فکر کنم. اینطوری کارم رو انجام می‌دم

اَه، اَه، اَه، اَه

ببخشید، ولی من از جویدن بقیه خوشم نمیاد

پس چطوره مثلاً سه تا جویدن حداکثر؟

اوه، اَه، باشه، می‌تونم فیدبک رو قبول کنم، دختر

و مطمئن شو دهنت کاملاً بسته‌ست

ولی می‌تونه دهنشو باز کنه که یه لقمه برداره، نه؟

اگه مجبور باشه. انتقاد سازنده. خوشم اومد

می‌خوام، اَه، فقط چند تا مخلفات دیگه بگیرم

جیمی جونیور، می‌خوای با من بیای؟ اَه، آره

حتماً با پیازچه‌ی بیشتر بهتر میشه

من عاشق پیازچه‌ام

فقط منم، یا پنلوپه خیلی رو مخه؟

آره، وحشتناکه

زیک نباید اونو به رقص دعوت کنه

ولی مگه کل این ماجرا ایده‌ی خودت نبود؟

آره، اون قبل از این بود که من در مورد مکعب‌های گوشت می‌دونستم

و کوله‌پشتی پر از کاهو

باید زیک رو بکشی کنار و بهش بگی

که ازش دعوت نکنه. باشه

و شاید هنوز وقت باشه که قبل از فردا یه پارتنر دیگه برای زیک پیدا کنیم

مثلاً، اَه، اون خانم اونجا

دو تا بچه داره

باثبات به نظر می‌رسه. آره، به نظر میاد خوب باشه

وای، این چقدر پیازچه‌ست. جدی؟

باشه، فقط یه مقدار دیگه

حدس بزن چی؟ معلوم شد من و پنلوپه هردومون تلویزیون دوست داریم

انگار، چی هست که مشترک نداشته باشیم؟

عالیه. عالیه

البته اون بهم کمک کرد بفهمم تمام این مدت داشتم چیزای اشتباهی می‌دیدم

معلوم شد من چیزی رو که دوست دارم، دوست ندارم

هی، زیک

اَه، تکه‌های بیکن بیشتری توی بوفه گذاشتن

می‌خوای بریم بگیریم؟ معلومه که آره!

تموم شده بود و من اینطوری بودم که...

"کی داره همه‌ی این بیکن‌های لعنتی رو می‌بره؟

آخه چرا؟" بریم!

خیلی خوشحالم که منو با زیک آشنا کردی

فکر می‌کنم ما خیلی خوب با هم جوریم

آره. یا نه. زندگی خنده‌داره، می‌دونی؟

منظورت چیه؟ فقط فکر می‌کنم، شاید، تو و زیک...

شاید مناسب هم نباشین

ببخشید؟

منظورم اینه که تقصیر تو نیست. تو عالی هستی

در واقع، تینا، فکر می‌کنم تو هستی که جور نیستی

آره. صبر کن، چی؟

تو یه جورایی کل جو گروه رو به هم می‌زنی

من؟ ولی اشکالی نداره

چون من یه دخترخاله دارم که برای جیمی جونیور عالیه

فکر کنم فردا اونا رو برای رقص با هم جور کنم

چی؟ ببخشید، تینا

انگار که جور نشد

اوه، ولی اینم از شانسه دیگه

لطفاً سیب‌زمینی منو هل نده

آخ. اوپس. و تو این کارو کردی

اوه نه. بذار یه دونه جدید برات بیارم

بفرمایید

هی، بچه‌ها برگشتن شهر

من همین الان این حرف رو ساختم

خب، جیمی جونیور، باید در مورد دخترخاله خوشگلم بهت بگم

آخ! اوه نه، عینکم افتاد

جیمی جونیور، می‌تونی کمکم کنی دنبالشون بگردیم؟ آخ!

با زیک چطور پیش رفت؟ زیاد خوب نه

می‌خواد اونو به مادربزرگش معرفی کنه تا رضایتشو بگیره

لعنتی. این دختر خطرناکه

اون سیب‌زمینی منو از روی میز هل داد. وای

باید دوباره اونو ازش دور کنیم تا بتونیم متقاعدش کنیم بیخیال این کار بشه

شاید اگه هردومون باشیم، گوش بده. طبق برنامه‌ی من پیش برو

ممنون، جیمی جونیور. پیداشون کردی

من کور بودم و حالا می‌بینم

زیک، اَه، من، تو و جیمی جونیور بریم یه نوشابه‌ی غافلگیرکننده، اَه، از اونجا بگیریم؟

برای پنلوپه از دستگاه نوشابه‌ی اونور دوردست؟

من از لیوان چیزی نمی‌خورم. اوه

چرا همه‌مون همینجا نمونیم و صحبت نکنیم؟

معلومه که آره. بخندیم و ایده‌هامونو به اشتراک بذاریم

در حالی که غذامون رو با ادب می‌جویم

یه موضوع دارم. بیایید همه‌مون در مورد فامیلامون صحبت کنیم

صحبت در مورد فامیل. ایده‌ی عالیه

عاشق اینم که فامیل می‌تونه یه بچه باشه یا فقط یه پیرمرد

ولی هردوشون فامیلن!

خب، فکر کنم کوچه‌ی زیر نظر هیچ‌وقت لو نمیده

کجاست؟ ده دقیقه‌ی دیگه بهش فرصت می‌دم

و بعد طعمه رو می‌خورم!

منم یکم گشنمه

اَه، اون پایین رستوران تو نبود؟

اَه، آره

اوه، تو که از اون برگرهای مزخرف باب نمی‌خوای

من عاشق برگر هستم. باب، همین الان برای راکسی یه برگر درست کن

من یه برگر می‌خورم. آره. می‌رم غذا درست کنم

دلم می‌خواد دیگه پیش هوگو نباشم

اوه، هیس. من عالی‌ام. یه یلوتیل هاماچی می‌خورم، لطفاً

همین الان تموم کردیم. باشه

فقط برانزینو نمک‌پز شده

آخ! موش. موش!

اوه نه. تو تو رستورانی

من... من یه خبر بد در مورد موشه دارم.

مثل اینکه خبر بد در مورد همبرگرایی هم هست که می‌خواستی برامون درست کنی.

مشکلی نیست.

خب آره، دخترخاله‌م تو هر جور رقصی ماهره.

جاز، تپ، مدرن، قدیمی.

وای. و شنبه هم کاملاً آزاده.

و چتری‌هاش هم از اون مدلای مسخره نیست.

وای خدای من، همین الان یه سورپرایز عالی برای پنه لوپه به فکرم رسید.

آخ! ایول، دختر!

یه چیزی از قسمت کادوها. بیا دیگه، زیک.

نمی‌خوای اون هدیه‌ی سیب‌زمینی کوچولوی عالی رو برای پنه لوپه انتخاب کنی؟

یه هدیه‌ی سیب‌زمینی کوچیک ولی با فکر؟

جلو بیفت، دختر.

زیک، تو نمی‌تونی پنه لوپه رو به رقص دعوت کنی.

چی گفتی چی؟

اون خیلی رو مخه.

چی داری میگی؟

و اونقدرام باهات خوب نیست.

ببخشید، ولی ما قول دادیم همیشه رو راست باشیم.

شماها می‌دونید که من تا حالا هیچ وقت برای یه رقص یا کلاً هیچ قرار ملاقاتی نداشتم، درسته؟

جیمی جونیور، می‌دونم تو به این جور چیزا عادت داری، به عاشقانه‌ها و اینا.

ولی خب واسه من که اتفاق نمی‌افته.

هیچ‌کس نمی‌خواد با من بره رقص.

یا یه بوم‌باکس رو بالای سرشون بگیرن پشت در اتاقم وقتی دارم سعی می‌کنم بخوابم.

یا از همون اول عاشقم بشن، یا برام یه جعبه جواهر باز کنن.

و بعد هم محکم روی دستم ببندنش یا هر چیز دیگه!

زیک. متاسفم.

اگه نمی‌تونی واسه من خوشحال باشی.

می‌دونی چیه؟ دیگه نمی‌خوام با شماها دابل دیت برم.

من فقط می‌خوام با پنه لوپه یه قرار تکی داشته باشم.

این یه چیز عادیه، نه؟

نمی‌دونم. من تو این چیزا تازه‌کارم!

فکر کنم شما دو تا باید برید.

حساب با من.

مهمون من! زیک، نه!

جیمی جونیور، برو دیگه. فقط برو!

پس فکر نمی‌کنم من و تو...

واسه فردا شب هنوز برنامه‌مون سرجاشه؟

زیک! آره.

همه چیز خراب شد.

سلام. دنبال تیشرت می‌گردین؟

شرمنده، تمام تیشرتای "سیب‌زمینی‌ها سیب‌زمینی‌بازی می‌کنن" تموم شده.

اشکالی نداره. ممنون.

ببخشید، من این دو تا رو سر هم گذاشتم.

فکر نمی‌کردم اون این‌قدر...

اون حتی قدر نمی‌دونه...

...تمام چیزای خوبشو.

کیه که دلش نخواد صدای جویدن زیک رو بشنوه؟ من که همیشه گوش میدم.

آه، اون حسابی دلباخته‌ش شده، نه؟

خب، زیک که کلاً عشقو دوست داره، می‌دونی؟

اون‌قدر دوست داره که میره به جشن رقص

با کسی که حتی لیاقتشو نداره.

اون یه عاشق‌پیشه تمام عیاره.

تینا، کس دیگه‌ای رو میشناسی که این‌قدر به عشق

و رمانس اعتقاد داشته باشه؟

تینا؟

تو هم اینجوری‌ای؟

تو هم اینجوری‌ای، تینا؟

تینا، می‌شنوی دارم ازت سوال می‌پرسم؟

من که هی پرسیدم و پرسیدم.

ببخشید، ببخشید. راستش، من یه همچین کسی رو می‌شناسم.

و اون می‌دونه چیکار کنه.

وایسا. اون کیه؟ تویی؟

آره. اوه، باشه.

چون فکر کنم فهمیدم.

چون من همونجوریم. تو همین الان عجیب غریب گفتی.

و من گیج شدم. درسته.

آخه دیگه کی می‌تونه باشه؟

نمی‌دونم. مثلاً، هر کسی می‌تونست باشه.

ولی نه. من...

خب، بیا همون نقشه تو رو اجرا کنیم. باشه. آره.

اون قرار نیست پیدا کردنشو اینجا آسون کنه.

قایم میشه. حسابی ادرار می‌کنه.

و قایم میشه. منم همینطور.

آره، منم همینطور. ولی می‌تونیم از مخفی‌گاهش بیرونش بکشیم.

و بعد از اینکه گرفتیش چیکار می‌کنیم؟

تحویلش بدیم به پنتاگون تا به عنوان قاتل آموزش ببینه؟

اوه، میره به مسابقه "رقص با ستارگان".

من میکشمش. چی؟

تو میکشیش؟

خب، اون یه جونورکشِ.

فکر کردم منظورتون «اِکس-ترمیناتور»ه.

«اِکس» مثلِ «قبلاً بوده».

مثل یه ترمیناتور.

که از این همه ترمیناتوربازی خسته شده.

انگار اینجا نیست. زیرزمینی هست؟

اوه، آره، از توی آشپزخونه.

من می‌رم پایین یه نگاهی بندازم. منم می‌تونم بیام؟

حتماً. منم؟

نه، رون. این کارِ آدم‌بزرگاست. اون می‌تونه بیاد.

اوف، باشه. هورا!

باورم نمیشه قراره اون موش گنده رو بکشه.

طفلکی. تقصیر اون نیست که انقدر گنده شده.

همش کار هورموناست.

داشت کار خودش رو می‌کرد.

داشت راه خودش رو تو دنیا باز می‌کرد.

آره، فقط سوءتفاهم شده.

یه حیوون گنده، پشمالو، وحشتناک و سوءتفاهم شده.

مثل بابا.

ممنون، لوئیز.

مثل بابا داره خودشو اینور اونور می‌کشه

ممنون، جین

وای خدای من، اونجاست!

خب فکر کنم باید به راکسی بگیم این بالاست

و بفرستیمش بمیره

یا شایدم من همینجوری برم اونجا و در رو باز کنم

نه، لوئیز. بابات از پسش برمیاد

نه، اون می‌تونه

خیلی خب. من انجامش میدم

بدو. بدو به سوی آزادی، موش قهرمان

آخ، خداحافظ، موش قهرمان

از هورمون‌هات لذت ببر

چی؟ موش قهرمان رو ول کردی؟

اوه، موشه مجبورمون کرد ولش کنیم

یه تفنگ کوچولو داشت

آره، پولمون رو گرفت

گفت داشت می‌رفت آروبا

ای بابا، باب. گولتون زد

اون رفت تو کله‌هاتون

نباید بذارید بره تو سرتون

بریم! خداحافظ، مراقب باش

ما که دوباره طاعون خیارکی رو راه ننداختیم، مگه نه؟

یه طاعون خیارکی فوق‌العاده. بوبیدی، بوبیدی، بوبیدی

خب، پنه لوپه، یه چیزی می‌خوام ازت بپرسم

آه، باشه

مطمئن میشی که مطلقاً

هیچ تفّی تو دهنت نباشه قبل از اینکه بپرسی؟

اوه، بازم که شمایید. چی می‌خواید؟

چرا از این بشقاب‌ها نمی‌پرسید؟

اوم... این دیگه چه

"زیک، شما خواهید رقصید برای رفتن با ما؟"

اوه، اوم، صبر کن. "تو خواهی رفت--"

اوه، آره، وایسا. فقط بذار یه بار دیگه امتحان کنم

"زیک، با ما به رقص میای؟"

ما؟

آره، من و جیمی جونیور. هر سه تامون

لطفاً؟ اوم، فکر نکنم زیک بخواد

زیک، گوش کن. تو واقعاً لیاقت عشق و عاشقی رو داری

و تو واقعاً لیاقت داری که با یکی به رقص بری

ولی باید کسی باشه، یا شاید دو نفر، که قدرتو بدونن

که فقط بخوان تو خودت باشی

من قدرشو می‌دونم. وقتی رفتم دستشویی، گذاشتم از کاهو مراقبت کنه

زیک، متاسفم که تو رو تو وضعیتی گذاشتم

که مجبور شدی از کوله پشتی پنه لوپه که پر کاهو بود، مراقبت کنی

بابت همه چیز متاسفم

من... من یه جور خاصی بهت فکر می‌کردم

که سر راهم بودی

ولی یه جورایی مثل منی. تو یه آدم رمانتیکی

و فکر می‌کنم واقعاً به هر سه تامون تو رقص خیلی خوش بگذره

و می‌تونی هر چقدر خواستی بجوی

زیک؟ بچه‌ها، این بشقاب‌های سلف سرویس

رمانتیک‌ترین چیزی هستن که تو زندگیم دیدم

آره، با شما دو تا به رقص میام

آره!

زیک، اوم یه خبر بد دارم

نمی‌خوام با تو به رقص بیام

خب، در واقع، من با اونا میرم

من باهات به هم می‌زنم. لطفاً مقاومت نکن

نه، خوبه. شلوغ نکن!

می‌دونی چیه؟ ما همه‌مون حسابمون رو تسویه کردیم

شماها می‌خواید برید؟ باشه. کاهوی بیشتر برای من

خیلی خب. بیاید در مورد ترکیب رنگ هماهنگ برای لباس‌هامون صحبت کنیم

بیاید در مورد یه رقص سه نفره که یکم تمرینش می‌کنیم، صحبت کنیم

و شماها باید برام دکمه‌گل بگیرید

و باید سفید باشه

می‌خوام با چکمه‌هام جور باشه

آره، اوم... باشه. باشه، آره

♪ احساساتت رو محک بزن ♪

♪ و یه حرکت بزرگ عاشقانه انجام بده ♪

♪ کاری می‌کنی بگن بله آقا ♪

♪ با یه حرکت بزرگ عاشقانه ♪

♪ تزئین سیب‌زمینی بذار روی بشقاب ♪

♪ قبل از اینکه بفهمی ♪

♪ یه قرار عاشقانه جور کردی ♪

♪ و اگه می‌خوای حس زندگی کنی ♪

♪ یادت نره اون پیازچه‌ها رو اضافه کنی ♪

♪ پیازچه ♪

♪ احساساتت رو محک بزن ♪

♪ و یه حرکت بزرگ عاشقانه انجام بده ♪

♪ کاری می‌کنی بگن بله آقا ♪

♪ با یه حرکت بزرگ عاشقانه ♪

موش قهرمان بیست اینچی؟ و پرواز می‌کنه؟

💫✿ WAREZ-IR ✿💫 🌸♡ IRWAREZ.COM ♡🌸

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.