All language subtitles for Bobs.Burgers.S16E03.The.Twinnening.720p.DSNP.WEB-DL.DDP5.1.H.264-FLUX

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American) Download
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

وارز تقدیم میکند IRWAREZ.COM

♪ داریم تار عنکبوت‌های قلابی برای هالووین می‌ذاریم ♪

♪ اما شاید یه عنکبوت واقعی ازشون استفاده کنه ♪

♪ چون اون دستگاه کوچولوی ابریشم‌اندازش خرابه ♪

♪ فکر کنم بهش میگن سوسیس تارعنکبوتی ♪

اوم

هی، بچه‌ها مدرسه چطور بود؟

- ریاضی‌طور بود، تو ریاضی کردی؟ ریاضی نکن، نگو

هی، خب، لباس‌های هالووینمون پیشرفتی داشته؟

اونا که خودشون درست نمیشن، میدونی؟

تیک تاک. مگه نه، خانم؟

نه. هنوز نه

من تمام روز اینجا بودم

چرا؟ و نگو به خاطر رستوران

کلی وقت داریم

تا هالووین هنوز یه هفته و نیم مونده

صبر کن، لباسای شما چیه باز؟

راکی بال‌ـ‌بوآی منقبض‌کننده

جین سه‌شاخ

من با سه تا شاخ

اینجا، اینجا و انتخاب خودم

من قراره اون پل از بریجرتون باشم

ندیدمش، اما فرض می‌کنم پل شخصیت مهمیه

- درسته. هی، همه!

- هی! چه خبر؟

هی، تدی! تمام روز ندیدمت

با اینکه درست بغل دستی، تو اون جای "وحشتکده" کار می‌کنی

مامان، وحشتکده نیست

یه بوتیک ماوراییه

بهترین نوع بوتیک

- اسم اونجا چی بود؟ عتیقه‌های عجیب‌غریب؟

تدی، همه چی رو به ما بگو

از عجیب‌ترین چیزی که دیدی شروع کن، بعدش برو جلو

اوه، یه گردنبند نفرین شده با خارایی که به سمت گلوی آدم اشاره داره

- چی؟ تاس‌های جادوی سیاه با نمادهای مرموز

- میندازیشون و اونا سرنوشتت رو تعیین می‌کنن. هو!

بودن تو اونجا ترسناکه ولی نتونستم ردش کنم

مرد کلی پول بهم پیشنهاد داد

کار فوری بود، نه؟

آره، می‌خواد کل جا رو تو سه روز باز کنه

گفت ۶۰ درصد کارش رو هفته قبل هالووین انجام میده

واسه همین هر چه سریع‌تر باید باز بشه

یعنی "هرچه سریع‌تر".

ممنون، لین

آره، نقاشی، کاغذدیواری و قفسه‌ها رو انجام دادم

اما حالا ازم می‌خواد یه جور ویترین شیشه‌ای ضدگلوله بسازم

برای وسایل خیلی خاصش

اوه. یه قفل رمز دیجیتال هم روش می‌خواد

که من گفتم بلدم انجامش بدم با اینکه یه جورایی بلد نیستم

این مثل منه تو تمیزکاری

اما دیگه بسه در مورد این کار

باب، بالاخره اون بلیط‌ها رو گرفتی؟

واسه خودت و لیندا برای نمایش کیک با تم هالووین؟

اسمش در واقع "منو به جهنم کیک کن" هست

و نه، بلیط نگرفتیم

هر وقت یکی از این گروه‌های فرعی کیک میاد شهر

فورا" مثل برق و باد فروش میره

و کلی ازشون بوده

کیک‌ها روی هواپیما، نات‌کیکر

کیک‌بازی تو خیابون‌ها، یه تجربه از دوبی برادرز

خب، شماها حداقل میتونید برای بلیط‌های لحظه آخری تلاش کنید

بلیط لحظه آخری؟

آره، میری اونجا و منتظر میمونی تا کسایی که نیومدن

و اگه خوش شانس باشی، صندلی‌های با تخفیف گیرت میاد

باشه، آره. بیا این کار رو بکنیم

چی میگی لیندا؟ انجامش بدیم؟

باشه. کیک ارزان برای خسیس‌ها

باید برم تیشرت کیکم رو بشورم

تو لباسات رو می‌شوری، بابا؟

من تیشرت کیک رو میشورم

خداحافظ، بچه‌ها

برامون آرزوی موفقیت کنید برای رفتن به کنسرت کیک!

موفق باشید تو گرفتن کیک. موفق باشید

تا ساعت ۱۰ خونه باشه و دیر نکنید

ساعت ۱۰:۰۱ قفل‌ها رو عوض می‌کنم

ما اینجا که خوابگاه جوانان نداریم

اوه، هی، تدی

وای. هنوز داری کار می‌کنی، هان؟

مهلت دارم. باید ویترین رو قبل از فردا تموم کنم

آه. باشه، خداحافظ

می‌خوایم بریم با کیک پول دربیاریم

تدی، تو داری تو یه فروشگاه ماورایی شب کار می‌کنی؟

وقتی که همه جور چیزای عجیب‌غریب اتفاق می‌افته؟

سعی می‌کنم اینطوری فکر نکنم، اما... تدی، این فوق‌العاده‌ست

صبر کن، صبر کن

سلام، تدی. اگه باعث میشه بهتر حس کنی، اونقدر ترسیده به نظر نمیرسی

یعنی، یه ذره تو چشات

باشه. بیا، بگیر

صبر کن، چی؟ این چیه؟ یه بی‌سیم

اگه چیزا اون تو جون بگیرن و بهت حمله کنن

می‌خوایم بشنویم... منظورم اینه که، اِم، کمک

ما می‌خوایم کمکت کنیم

اوه، باشه

تدی. آخ! اوه

هی، گابریل. سلام

میتونیم بریم داخل صحبت کنیم؟

حتما

وای! اون یارو رو دیدی؟

آره، شبیه یه خون‌آشام بود

ولی همچنین شبیه کسی بود که تو یه مغازه ویپ کار می‌کنه

اوه، چه عالی. عروسک‌های وودوم رسیدن

هنوز خبری از صندوق موسیقی جن‌زده نیست.

آزاردهنده‌ست، ولی تابلوم بالاخره رسید. عالیه!

تو ای‌بی دیدمش.

فکر کردم بامزه‌ست.

اما خب، واقعیتم داره. آره.

ساخت ویترین چطور پیش میره؟

خوبه. فقط باید اون قفل دیجیتالی که می‌خواستی رو روش بذارم.

که کاملاً هم بلدم چطور انجامش بدم.

پس تا فردا باید بتونی مغازه رو باز کنی.

فوق‌العاده‌ست. یه ماسک تو این جعبه دارم.

باید هرچه زودتر بذاریمش اون تو و قفلش کنیم.

امشب باید برم "باگ هاربر" تا یه چیزی رو بردارم.

ماسک رو پیش خودم نگه می‌داشتم.

اما نمی‌خوام این همه مدت باهاش تو ماشین باشم.

چون هم قدرتمنده، هم وحشتناک.

و احساس امنیت نمی‌کنم.

اوه، ولی من با این ماسک خوبم؟

یعنی، احتمالاً؟

فقط مستقیماً به سوراخ‌های چشمش نگاه نکن.

باشه. آخ! بلافاصله انجامش دادم.

اشکالی نداره. یه بار احتمالاً مشکلی نداره.

آخ! لعنتی، دوباره انجامش دادم!

باشه، شاید فقط آخ! نمی‌تونم تمومش کنم!

هی دارم انجامش میدم. باشه، فقط اینو می‌بندم.

باید برم دیگه.

یادت باشه، وقتی ویترین رو کامل کردی، ماسک رو بذار توش و قفلش کن.

و از همه مهم‌تر،

امشب نذار هیچ‌کس بیاد تو این مغازه.

حتی منم نه.

فهمیدم. صبر کن، حتی تو هم نه؟

نه، چون احتمال خیلی زیادی هست که من نباشم.

یکی خواهد بود که شبیه منه.

که قسم می‌خوره اون خود منم.

اِ، ولی اگه تو نباشی پس کیه؟

برادرم گیدئون.

بعضیا بهش میگن دوقلوی شیطانی من.

چون تو یه روز به دنیا اومدیم، و اون شیطانیه.

اوه. اما اون تقریباً هر کاری می‌کنه.

تا دستش به این ماسک برسه.

هر چیزی.

باشه، پس همه چی ردیفه؟

اِ، شاید یه کلمه رمز پیدا کنیم؟

که به همدیگه بگیم.

که من بفهمم کی تویی؟

اِ، حتماً.

"مفیستوفلس" چطوره؟

فرشته سقوط‌کرده فولکلور آلمانی؟

اوه، من به یه چیز ساده‌تر فکر می‌کردم، مثلاً "پاپی".

ولی می‌تونیم بگیم مِویسی‌سی.

مَویساک... مَویساک... بیایید همون "پاپی" رو بگیم.

عالیه. پاپی.

خب، من دیگه جیم میشم.

لطفاً پشت سرم این درو قفل کن.

و یادت باشه نذار کسی بیاد داخل.

حتی تو هم نه.

حتی منم نه.

مرد خوب.

عروسک‌های وودوی احمق!

ببخشید، تو خوبی.

منو وودو نکن!

آخ!

تدی، بیا تو.

سلام، من اینجام.

عالیه. پس اون آدمی که داشتی باهاش حرف می‌زدی خون‌آشام بود یا خود شیطان؟

اِ، یعنی، اون ترسناک‌ترین ماسکی رو که تو زندگیم دیدم آورد اینجا.

پس اون الان اینجاست، پیش من.

اوه، و یه زمانی هم، برادر دوقلوی شیطانیش ممکنه پیداش شه و سعی کنه بدزدتش.

محشره. تدی، من تینا هستم، از رستوران.

اشکالی نداره که بترسی.

یعنی، تو تنهایی و این همه دلیل برای ترسیدن داری.

خیلی کمک‌کننده بود.

گوش کن، ما درست بغل دستیم، پس می‌تونیم حواسمون به خیابون باشه.

در ضمن، بهتره یه عکس از ماسک برامون بفرستی.

تا من ببینم چقدر وحشتناکه.

با گوشی اضطراری برامون پیامک بزن.

اوه، خدایا. باشه. ولی قرار نیست تو چشماش نگاه کنم.

پس بدون نگاه کردن بهش ازش عکس می‌گیرم.

یادت نره یکی هم بامزه بگیریا!

وای!

منم یکی می‌خوام!

باید اینو اتو می‌کردم، نه؟ مهم نیست.

اوه، گاری هات‌داگ بیکن‌پیچ اونجاست!

آخ! چه بوی خوبی میدن. حتماً عمداً این کارو می‌کنن، نه؟

برای اینکه آدمای بیشتری رو به هنر جذب کنن.

اوه، صف داره حرکت می‌کنه.

آره، صف داره حرکت می‌کنه. بریم!

لطفاً، بذار کیک کافی برای ما باشه!

خوش‌شانس بودید، رفقا!

دو نفر دیگه غایب شدن یعنی دو تا صندلی آخر به شما می‌رسه.

آره! هورا!

ما اینجاییم! ما اینجاییم! ببخشید دیر کردیم.

یکی سنگ کلیه داشت.

اوه، انگار غایبا حاضر شدن.

ببخشید، شما دو نفر.

اصلاً اونقدر متاسف به نظر نمی‌رسید.

با توجه به اینکه چطور پنجره رو محکم بست.

خب، حالا که تیپ زدیم.

بریم یه شام خوب بخوریم؟

تو دکه هات‌داگ بیکن‌پیچ؟

می‌تونیم با همین‌ها، یه چیزی مثل نمایش کیک سرهم کنیم.

آره، باشه.

تدی، من "ماسک شیطانی"، "ماسک قاتل"، "ماسک جن‌زده" رو سرچ کردم،

و هیچی پیدا نکردم که بهش بخوره.

خوبه. لویز، ترجیح می‌دم هیچی ندونم.

فقط می‌خوام قفل این ویترین رو بذارم

و هرچی زودتر از این در برم بیرون.

اوه، شاید زیاد عجله نکنی بهتره چون داره برمی‌گرده.

سلام. آخ!

سلام. عینکم رو یادم رفت.

می‌شه بذاری بیام تو؟

اوه، فکر نکنم بتونم این کارو بکنم.

خودت بهم گفتی اگه یکی که دقیقاً شبیه توئه اومد،

نذارم بیای تو.

آره، اینو گفتم.

راستی، کارت خوب بود.

ولی منم، گابریل.

و اون عینکا رو برای رانندگی تو شب لازم دارم.

و بعد از اینکه رفتم، دوباره نذار بیام تو.

رمز عبور چیه؟

اوه، امم...

جدی؟ رمز عبور یادت نیست؟

گفتی باید یه چیز عجیب باشه.

گفتم باید "پاپی" باشه و...

آره، بله، "پاپی".

آخ! خودم لو دادم.

بابا، اینجوری نباش.

فقط... فقط درو باز کن.

متاسفم. نمی‌تونم.

باشه. پس برمی‌گردم خونه‌ام عینکم رو بردارم.

که دماغم رو خیلی بد نشون می‌ده، ولی خب، بی‌خیال.

خواهش می‌کنم.

تدی، چی شد؟ صحبت.

خب، گفت گابریله ولی نمی‌دونم.

گفت عینک رانندگی شبش رو یادش رفته.

همیشه همینطوره. وایسا، دوباره داره برمی‌گرده.

اوه، خدای من.

ام، سلام؟

سلام، می‌شه لطفاً بذاری بیام تو؟

چی؟ مگه همین الان در موردش حرف نزدیم؟

آره، نه، حتماً، می‌دونم.

ولی یه کم اضطراریه.

آخه، یه کم پنیر نرم خورده بودم.

و حسابی روده‌هام رو بهم ریخته.

باید فوراً از توالت استفاده کنم.

دو دقیقه پیش نمی‌خواستی ازش استفاده کنی؟

اوهوم، آره، درسته.

این قدرت تاریک لبنیاته.

خواهش می‌کنم. اگه هی مجبور شم در رو برات باز نکنم،

هیچ‌وقت این قفل دیجیتال رو تموم نمی‌کنم.

دیجیتال... چی؟

قفل. قفل دیجیتال برای ویترین.

اوه، آره، آره آره. آره.

یادت نمیاد؟ نه، نه، نه، نه.

یادمه. من... به خاطر همین گفتم "آره".

فقط روده‌هام حافظه‌مو مختل کردن.

اوه، و فکر می‌کنی چقدر دیگه طول بکشه؟

نمی‌دونم. شاید یه ساعت؟

مطمئنم بلدم چطوری انجامش بدم.

آره، البته که بلدی.

یه جای دیگه برای احضار شیاطینم پیدا می‌کنم.

زود می‌بینمت.

باشه. خیلی زود.

اون قسمت آخر چی بود؟ هیچی. من فقط... بعداً می‌بینمت.

تدی، بیا. حالت خوبه؟ صحبت.

نه، از این خوشم نمیاد.

واسه همینه که نباید برای دوقلوها کار کنی.

باید اون ماسک رو قایم کنی. همین الان.

چی؟ چرا؟

چون چی می‌شه اگه اون دوقلوی شیطانی بود، که حتماً بوده، درسته؟

و برگرده و بهت غلبه کنه و بیاد تو.

قراره به من غلبه کنه؟

و بعد ماسک رو برمی‌داره و بعد دوقلوی شیطانی ماسک شیطانی رو داره.

آخ! شرط می‌بندم باید اون دو تا چیزو جدا نگه داری.

اوه، باشه، قایمش می‌کنم.

یه جای خوب. شاید جزایر کِیمَن.

امم. اوه.

برگردیم و یه دونه دیگه بخوریم؟

شاید. و بعدش مستقیم بریم بیمارستان.

باب، نگاه کن! یه آدم کیک اسکلتیه.

اوه، خدای من. فکر کنم این یارو رو می‌شناسم.

تقریباً مطمئنم که این یکی از بازیگرای اصلی بود از وقتی که ما اولین بار کِیک رو دیدیم.

باید بری بهش سلام کنی.

چی؟ نه. بیا، داریم می‌ریم.

لیندا، نه. نه! سلام.

سلام. سلام. اوه، خدای من.

سلام. ببخشید، ولی من، امم...

من عاشق کِیک هستم.

ممنون. قدردانم.

آره، من وقتای دیگه هم اینو می‌پوشم. اوهوم.

امشب سعی کردیم نمایش رو ببینیم ولی نتونستیم بریم تو.

ولی وقتی کِیکِ اصلی اینجا اجرا کرد، شما رو دیدیم.

نباید الان اون تو باشید؟

راستش من فقط تو پرده دوم هستم به عنوان اسکلت شماره سه.

وایسا، چی؟ اوه. خب، شرط می‌بندم اون بهترینشه.

نه واقعاً. من فقط پشت صحنه‌ام

دارم با یکی که لباس پشمک پوشیده، یه بازی بچگونه می‌کنم.

راستش تحقیرآمیزه.

عجیبه. موافقم.

من فقط اینجا ایستاده بودم و فکر می‌کردم که باید برم یا نه.

اوه، می‌خوای بری؟

دارم بهش فکر می‌کنم. راستش رو بخوای

شاید صحبت کردن با تو همون تلنگری باشه که نیاز داشتم

اوه خدایا. دوباره که فکر می‌کنم

شاید نباید سلام می‌کردیم. شاید نه.

باشه. من ماسک رو تو زیرزمین قایم کردم.

کسی اونجاست؟

نه. یعنی فکر نکنم.

یهو هوس خوردنی زد به سرمون.

نگران نباش. کسی آسیب ندید.

به جز اون موز.

سلام؟ یه بسته دارم برای... گابریل. سلام؟

اوه، فقط پیک موتوریه.

هی. ببخشید. حتماً اون دستگاه جوک‌باکس جن‌زده‌ست.

آها، حتماً، باشه.

یه امضا لازم دارم.

میشه یه لطفی کنی و فرم رو از زیر در رد کنی؟

من... باشه.

پس همینطوری هر جایی رو امضا کنم؟ اونجایی که نوشته «امضا».

باشه. بفرمایید.

خب، چطوری می‌خوای اینو ببری داخل؟

خودم انجامش میدم. خودم انجامش میدم.

تو عقب بمون. من خوبم. خوبم.

باشه، پس من اونو بردم داخل.

با ظرافت. پشمام!

ماسک جلاد وراکسیون!

که در اصل تو قرون وسطی استفاده می‌شد

جلادان وراکسیون این ماسک رو می‌پوشیدن تا ترس به دل بقیه بندازن

و ناشناس بمونن.

باشه، بسه دیگه. ممنون.

این ماسک بدنام شد

بعد از یه سری قتل‌های جنجالی تو لندن

تو دهه ۱۸۸۰. آره، فهمیدم.

یه گروه مخفی ادعا می‌کردن که این ماسک‌ها بهشون جاودانگی میده

وقتی تو قتل‌های آیینی می‌پوشیدنشون.

باور بر اینه که اونا حداقل هشت نفر رو کشتن قبل از اینکه به اروپای شرقی فرار کنن.

بس کن! بس کن! دیگه هیچی راجع به ماسک نگو!

تدی، اشکالی نداره. در قفله، و ماسک هم قایم شده.

و هیچ قاتل دیوونه‌ای هم اونجا نیست که ازش علیه تو استفاده کنه. پس حالت خوبه.

درسته. درسته. باشه.

چیزی برای نگرانی نیست. داخل امنه.

تدی، چطوری؟ پسرمون چطوره؟

با توجه به شرایط، خوبم.

راستش، فکر کنم الانه که اینو تموم کنم.

انجامش دادم. تونستم قفل دیجیتالی رو راه بندازم.

گفتم که بلدم چطور انجامش بدم.

تبریک میگم.

کاری رو کردی که به کارفرمات گفتی قراره انجام بدی.

هوم. عجیبه. چی؟

جوک‌باکس. بازه.

و هیچی توش نیست. هیچ صفحه‌ای نیست.

این دیگه چه کوفتیه؟ چرا باید...

وای.

خب، چی «وای؟» نگو «وای».

خب، فقط دارم فکر می‌کنم که چی میشه اگه یه نفر اون تو قایم شده باشه؟

وای. پس ممکنه یه نفر باشه

توی مغازه با تدی.

اوه، نه. نه، نه نه، نه، نه، نه، نه.

اوه، خدای من.

اگه این از اول نقشه بوده باشه چی؟

چی داری میگی؟ نقشه چی بود؟

قربانی کردن تو.

چی؟ کی منو قربانی می‌کنه؟

دوقلوی شیطانی؟ اوه، خدای من.

نه، نه، نه، تدی.

چی میشه اگه هیچ دوقلویی در کار نبوده باشه؟

هیچ دوقلویی؟

همه چی داره منطقی میشه.

گابریل بهت تو مغازه‌اش کار میده.

اون این ماسک عجیب و غریب رو به دست میاره.

اون داستان این دوقلوی شیطانی رو سر هم می‌کنه.

این سناریوی کامل رو طراحی می‌کنه که تو علناً

چندین بار ردش می‌کنی.

شاهدها می‌تونن تأییدش کنن.

بعد تو اونو بی‌سر و صدا می‌بری داخل جوک‌باکس بدون اینکه کسی بفهمه.

خدا می‌دونه با اون همه ترانه‌های قدیمی و خاطره‌انگیز اون تو چی کار کرده.

اون از جوک‌باکس میاد بیرون، قربانیت می‌کنه.

خیلی متاسفم، پلیس تو رو مرده پیدا می‌کنه.

گابریل کاملاً یه آدم بی‌گناه به نظر میاد.

کسی که حتی بهش اجازه ندادی بیاد تو مغازه.

اوه، خدایا، چی کار کنم؟

فرار کن، تدی.

مثل چی بدو.

آااااه!

ماسک کجاست؟

بهت نمیگم.

اگه بهت بگم تو زیرزمینه اون وقت می‌فهمی... اوه، لعنتی!

منو ببر پیشش.

نمیشه که؟ نه.

وقتی برای اولین بار «کیک» رو شروع کردیم

راجع به یه چیزی بود، می‌دونی؟

ما جوون و صاحب‌نظر بودیم.

ما داشتیم به جنگ اول خلیج فارس واکنش نشون می‌دادیم.

این؟ مسخره‌ست. کاملاً.

یه سکانس تو اون نمایش اصلی هست.

ما بهش میگفتیم «مرد نانوا».

اوه، من «مرد نانوا» رو می‌شناسم.

اون تماماً راجع به مجتمع نظامی-صنعتیه.

و اینکه ما به عنوان یه جامعه کجاییم. فوق‌العاده‌ست.

خب، من به کارگردان این کار یادآوری کردم در مورد «مرد نانوا».

بهش گفتم الان بیشتر از همیشه معنی داره، و اون گفت

هیچ‌کس نمی‌فهمید، هیچ‌کس براش مهم نبود.

نادونی محضه!

ولی بازم دور نمی‌شی، درسته؟ چیکار می‌کردی؟

نمی‌دونم، دکترامو تموم می‌کردم؟

نه، اون کارو نکن.

ببین، فقط می‌خوام بگم، فکر کنم یه وضع داغونی می‌شد.

من خون زیادی دارم، بیشتر از یه آدم عادی.

پس کلی تمیزکاری داری. و خب من خیلی پشمالوم.

پس نمی‌دونم باید قبلش منو می‌تراشیدی یا نه، ولی...

اوه، آره، لازم نیست حرف بزنی.

باشه، قبوله. بفرمایید اینم ماسک.

و همینجوری بهت میدم.

اوه، لعنتی! ببخشید.

سلام. این دیگه چیه...

ممنون که درو نگه داشتید. چقدر مؤدبید.

میشه کمکم کنی این محرابو؟ محراب؟

آره، واسه همین رفتم "باگ هاربر" تا دلال رو ببینم.

قشنگه، نه؟ اسلاوی، قربانگاهی.

چندتا ضربه و جای خنجر روشه.

ولی به نظرم همین جذابش می‌کنه.

به هر حال، یادت نره با پاهات بلند کنی.

یک، دو.

گیدئون. گابریل.

آخ! شما دوتا هم اینجا برای این کارید؟

تدی، ماسکو بده به من.

نه، تدی.

ماسکو بده به من. نزدیکم نیا.

راستی، من پرونده رو تموم کردم.

تدی، صدامونو می‌شنوی؟ تدی، جواب بده. تمام.

لعنتی! گابریل برگشته. حالا هر دو تا دوقلو اون تو هستن.

پس صبر کن، دوقلو هستن؟ من گیج شدم.

آره. معلوم شد که اون نظریه‌ی "فقط یه نفر" که...

تینا داشت، کاملاً اشتباه بود.

چی؟ باید کمک بگیریم.

باید به پلیس زنگ بزنیم. و بهشون بگیم...

ممکنه یکی دوتا دوقلوی شیطانی باشن یا نباشن...

که دارن از یه ماسک شیطانی استفاده می‌کنن تا سرایدارمونو قربانی کنن، ما فکر می‌کنیم، مطمئن نیستیم؟

آره، شاید نه. به مامان و بابا زنگ بزنیم؟

فکر می‌کنی توی "کیک" گوشیاشون روشنه؟

درسته. باید به تدی کمک کنیم.

باید بریم اونجا.

چی؟

فیتز، اینجایی. اخطار دو دقیقه.

ممنون.

تا دو دقیقه دیگه می‌فهمن...

من دارم سوار قطار دکترا می‌شم.

ایستگاه بعدی، شهر زندگی جدید.

باشه، صبر کن. چی میشه اگه یه نفر مثل من...

امشب تو تماشاگرا باشه؟

کسی که قدرت "کیک" رو نفهمیده، و بعد تو رو می‌بینه...

و باعث میشه به جادو و زیبایی ایمان بیارن.

حتی اگه یه نفر اینو تجربه کنه، ارزششو نداره؟

خب، در حالت ایده آل، بیشتر از یه نفر.

این... این خیلی کمه.

ولی شاید حق با توئه.

واقعاً؟ می‌دونی چیه؟

من برمی‌گردم اون تو.

و با تمام وجودم برای کیک‌ها هنرنمایی می‌کنم.

این شد یه چیزی!

هی، دوست دارم شما دوتارو به عنوان مهمونای برنامه‌ام داشته باشم.

وای. اوه خدای من، آره!

ولی نمی‌تونم. ببخشید.

اوه. من حتی نمی‌تونم پدر و مادرمو تو لیست بزارم.

ولی می‌تونم باهاتون یه های‌فایو بدم.

اوه خدای من.

اوه پسر. چه جای کوچیکی.

چه هوای کمی. وگرنه این یه نقشه عالی بود.

تدی، می‌تونی بیای بیرون تا در موردش حرف بزنیم؟

نه، من تنگنا هراسم، ولی بیشتر از اون قربانی‌هراسم!

چی؟ چی داره میگه؟

اوه، اون فکر می‌کنه ما می‌خوایم قربانیش کنیم.

واسه همین در مورد بدن پشمالوش بهم گفت.

منم گفتم: "چی؟"

اصلاً چطور اومدی اینجا؟

توی اون جعبه موسیقی جن‌زده قایم شدی؟

آره، من بودم.

می‌دونستم یه همچین کاری می‌کنی.

اوه، لطفاً. تو اونی هستی که ماسکو از من دزدید.

اوه، بازم این بحث! ماسک مال منه، تدی.

ما قبلاً با هم یه مغازه داشتیم.

دوقلوهای شیطانی، لذت‌های تاریک.

ولی ما اخیراً از هم جدا شدیم و موجودی رو تقسیم کردیم.

و ماسک باید به من برسه.

نه، نه، نه، نه. من خریدمش.

آره، ولی من پیداش کردم.

حداقل من که نصف شب باهاش فرار نکردم.

نه. تو همینجوری خودتو قاچاقی وارد مغازه من کردی.

توی جعبه موسیقی جن‌زده من.

حالا کی می‌دونه اصلاً هنوز جن‌زده‌ست یا نه؟

آره، پس می‌خوای منو قربانی کنی؟

چون این یه اطلاعات واقعاً مهم به نظر می‌رسه.

نه. ما این چیزارو می‌فروشیم.

باهاشون بازی نمی‌کنیم.

خب، به جز عروسک‌های وودو.

ما یه کم وودو دوست داریم.

باشه، پس حالا می‌خوام بیام بیرون.

عالیه، آره. پس چطور بازش کنیم؟

عدد ۰۰۰۰ و بعد علامت پوند رو وارد کن.

باشه.

هوم.

اوه، یه بار دیگه امتحان کن

داری کلید مربع رو می‌زنی؟

آره، آره، می‌زنم. آره، یه لحظه.

اوه خدای من. نمی‌تونم بیام بیرون.

هوایم داره تموم می‌شه. همینجا می‌میرم!

صبر کن، صبر کن. گِیبز، می‌دونی که اون کلید مربع نیست، درسته؟

اون کلید ستاره است.

اوه، وایسا، پس کلید مربع کدومه؟

وای خدای من! اون!

اوه، اون کلید مربع بود؟ پس کلید ستاره کدومه؟

اون کلید ستاره است.

می‌بینی؟ شبیه یه ستاره کوچیکه.

یعنی، دقیقاً نه.

ولی یه جورایی می‌فهمم منظورشون چی بوده.

اوه. اوه، خدای من.

باشه، خب، تدی، ممنون بابت این همه کار عالی.

منظورم اینه، الان کلی از عرق تو داخل اون جعبه است.

ولی می‌تونم تمیزش کنم.

گوش کنید، فقط می‌خوام بگم، به نظر میومد که یه کار خوبی راه انداخته بودید.

غم‌انگیزه که این به خاطر یه دعوا تموم بشه.

من شخصاً فکر می‌کنم باید سعی کنید با هم کنار بیاید.

کی می‌دونه؟ شاید یه مشتری برای این چیز پیدا کنید.

اوه، من یه دونه پیدا کردم.

واقعاً؟ امشب یه پیشنهاد بهم رسید.

به همین دلیله که اونجوری خلاقانه اومدم تو.

خب، کیه؟ اوه، منسفیلد.

منسفیلد؟

اون از من خوشش میاد. شرط می‌بندم می‌تونم قیمتش رو یه کم ببرم بالا.

می‌بینی؟ عالیه.

این یارو کیه، مثلاً یه اهل تاریخ یا همچین چیزیه؟

اوه، نه، نه.

این یه آدم ترسناکه.

با اهداف شوم. اوه.

آره. اون می‌خواد با اون ماسک کارهای وحشتناکی بکنه.

خب، می‌دونی، هر کسی یه سلیقه‌ای داره.

به ما ربطی نداره. البته به جز اینکه

دقیقاً کار ماست.

باشه، پس همه‌مون سلاح‌هامون رو داریم.

چنگال، همزن، رنده لیمو.

می‌دویم اون تو و به هر چیزی جز تدی حمله می‌کنیم.

مگر اینکه اشتباه کرده باشیم، اون‌وقت میریم سراغ گپ و گفت معمولی.

بریم. خدایا، لطفاً فقط لیمو اون تو باشه.

رو سه.

یک، دو.

باورم نمیشه های‌فایو رو از دست دادی.

اولین بار، ولی بار دوم عالی زدمش.

یه جورایی. یه صدای عجیب درآوردی.

من... من کردم.

تدی؟ ها؟

باید دنبالش بریم؟

یا اینکه فقط پول بیمه ماسک رو تقسیم کنیم. بگیم کارمون تمومه.

عاشق اینم که اینو گفتی. آره، بیا همین کارو کنیم.

هوم. یه چنگال، یه همزن و یه رنده لیمو.

داری گرگینه شکار می‌کنی؟

آره، معلومه.

خداحافظ. به محله خوش اومدین.

روزهای جمع‌آوری زباله پنجشنبه‌هاست.

هی، من لباس هالووینم رو پیدا کردم!

♪ عتیقه‌های ترسناک ♪

♪ عتیقه‌های ترسناک ♪

♪ پتی‌کیک، پتی‌کیک، مرد نونوا ♪

♪ هر چقدر که میتونی زود یه کیک برام بپز ♪

♪ پتی‌کیک، پتی‌کیک، مرد برگرفروش ♪

♪ سعی کرد های‌فایو کنه ولی دستش نرسید ♪

♪ پتی‌کیک، پتی‌کیک، مرد همه‌فن‌حریف ♪

♪ بره قربانی پشمالو ♪

♪ پتی‌کیک، پتی‌کیک، بچه بلچر ♪

♪ با اون رنده لیمو می‌خواستی چیکار کنی؟ ♪

💫✿ 𝗪𝗔𝗥𝗘𝗭-𝗜𝗥 ✿💫 🌸♡ 𝗜𝗥𝗪𝗔𝗥𝗘Z.𝗖𝗢𝗠 ♡🌸

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.