Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
سینما زون منطقه ای برای دوستداران سینما :. @Cinema_Zone .:
:ترجـمه و زيـرنـويس از « مـــحـــســـن رضـــایـــی » .:: MohsenRezaei ::.
>;. " تـــقـــدیـــم به دوســـتـــداران " هــیـــچـــکـــاک .;
" تــیــتــر روزنــامــه "
.غول وال استریت دوباره توسط دختر وارثش به چالش کشیده شد
.اون با هواپیما بر فراز اقیانوس آرام پروازکردتا به عشقش برسه
.دیدار عاشقانه در وسط اقیانوس
.بهتره قبل اینکه غرق بشه، عجله کنین خانم
داشتین روی اقیانوس پرواز میکردین؟
.اوه نه جانم .فقط میخواستم این قایق رو بگیرم
...دوس ندارم صورت پدر
...عزیزت رو ، وقتی میشنوه
...میخوام باتو فرار کنم
...و یه هواپیمای دیگه اش رو
!از دست میده، ببینم
.قرار ملاقات در کشتی به راحتی فراهم شد
.کوپید روی عرشه ی کشتیه .ولی نپتون سکان داره ( کوپید الهه ی عشق و نپتون الهه ی اقیانوس )
...آیا زندگی هیچ ارزشی برات نداره که
...میخوای بابرداشتن سرمایه ی من
جونت رو به خطر بندازی؟ " پـــدر "
.خودمو مرتب کردم تا کاپیتان ترتیب اذدواج مارو بده
!تو مرتب شدی من خودمو مرتب نکنم؟
.تو فکر میکنی پولت میتونه ترتیب همه چیز رو بده
...پولم به من این امکان رو داد تا
.نصف اقیانوس رو پرواز کنم تا به تو ملحق بشم
...وپدر تو فکر میکنه، باپولش میتونه
.از طریق بی سیم به من اهانت کنه
.تو سفر من رو خراب نمیکنی
.من قصد دارم با وجود ایده های احمقانه ی تو، توی پاریس خوش بگذرونم
"قایق ساعت 7 صبح به شربورگ میرسد " ( بندری در شمالغربی ناحیه نرماندی سفلی، فرانسه و مرکزشهرستان مانش است )
" آب و هوا و سایر شرایط مساعد است "
" پاریس، جشن های آن " " آرزویی که سرانجام محقق شد "
.تو تمام هفته، منو نادیده گرفتی
.بیا داخل، من با یه تعداد مردم سرزنده آشنا شدم
...یه کوکتل جدید ساختم و ( کوکتل : مخلوطی از مشروب قوی و شراب )
.تعداد زیادی لباس شیک و جدید خریدم
.خودتو نگه دار .به زودی حذف میشی
...من همیشه فکر میکنم
.سادگی در یه دل با طعم خوبه
...اگه سلیقه ی خوب تورو خراب کردم
.باید سعی کنم جبرانش کنم
به نظرت زیباترین چیز چیه؟
.بدون شک پوشیده بودن
!پدر تو اینجایی !چه سورپرایز خوبی
.بتی من باید درمورد یه چیز خیلی مهم باهات حرف بزنم .تنها
.بااین لباس فوق العاده به نظر میرسی
.من دنبالت کردم
...بازار خراب شد
.و تازه فهمیدم که شهرتمون از بین رفته
.وال استریت از نبود من استفاده کرد
.ما تموم پولمون رو ازدست دادیم .شرط میبندم الان خوشحالی
.اون رفت، درست همونطور که فکرش رو میکردم
.پدر، ماهنوزم جواهرات منو داریم .همه اش رو میفروشم
.بااینکه میلیون ها رو ازدست دادی، بازم نمیتونم سرزنشت کنم
.خودم پختمشون پدر
.امروز خیلی گرسنه نیستم
...حالا که تورو پیدا کردم
.قصد دارم از این مکان فلاکت بار ببرمت بیرون
فکر میکنی من الان پدرم رو ترک میکنم؟
.من از پدرت هم مراقبت میکنم
.نظر لطفته، ولی ارزشش رو نداره
.تو فراموش کردی یه غروری هم وجود داره
.تو نمیتونی با غرور زندگی کنی
.یه کار پیدا میکنم
...هرکاردیگه ای که بکنی
.پایانش با فاجعه تموم میشه
...ما به دنبال
...یه دختر جوان با دندون های زیبا
...برای تبلیغات در شرکت خمیردندان سازی
.مینتو هستیم
چی شما رو به اینجا کشونده؟
!دندون
.ما اینجا فقط به پاها اهمیت میدیم
.حتما در اشتباهی رو اومدم تو
.ولی باهمه ی این چیزا، اگه امکانش هست یه کار به من بدین
.من مسئول این کاباره ام
.میتونم یه جایی برات ردیف کنم
...من یه زن جوان برای شما میفرستم
.فکر میکنم اون برای کار تو قسمت شما مناسب باشه
.نمیخوام همین الان برم نزدیکش
چطور جرات کردی بپری وسط غذا خوردن من؟
مگه نمیدونی من مسئول کاباره ام؟
.خیلی متاسفم .فکر کردم شما یه جنتلمن هستین
.فقط برای جنتلمن هایی که لباس شیک دارن
!ولی شما گفتی برای جنتلمن هایی که لباس شیک دارن
اسمش چیه؟
" دعای دخترانه "
...عجیبه که ماباید دوباره تو یه
.همچین جایی همدیگرو ملاقات کنیم
.قبلا خودم پول میدادم تا بیام کاباره
.حالا اونا به من پول میدن
.یه نفر میز من رو گرفته .یه جای دیگه بهم بدین
...تو متوجه نیستی
...برای دختری مثل تو، تو همچین جایی
.هر اتفاقی ممکنه بیفته
.اگه دنبال دوستی میگردی، بیا و منو پیدا کن
.فکرکردم شما بااون هستی
.نه، من اینجا کار میکنم .من گل هارو تقسیم میکنم
!به عنوان یه مبتدی، مطمئنا میدونی چه بچه هایی رو انتخاب کنی
...پیداکردن شما اینجا ناراحت کننده ست
.ولی نمیتونم تحمل کنم شما ازاینجا بودن لذت میبرین
!چطور جرات میکنی اینقد خودتو خار وذلیل کنی دخترم
.ولی، من فقط میخواستم بهت کمک کنم پدر
...پدر به دخترش درسی میده که هرگز فراموش نکنه
.پدر میلیونر توضیح میده
.تو به من خیانت کردی، تحقیرم کردی
.درموردم اشتباه قضاوت کردی
!از هردوی شما متنفرم
!همیشه در مواقع حساس اونجا خواهم بود
.عجیبه تو این ساعت اومدی اینجا
.تو خودت گفتی هر وقت به دوست نیاز داشتم بیام و منم اومدم
...متاسفم
.ولی من چند ساعت دیگه آمریکا رو ترک میکنم
آمریکا؟ خونه؟ .اوه منم با خودت ببر
تو اینجا چیکار میکنی؟
ولی خودت اینجا چیکار میکنی؟
.دوست خیلی خوب من رو ملاقات کن
...ولی پدر اون یه
.بتی در کشتی شماست
.داره از اذدواج فرار میکنه
.حتما از اذدواج جلوگیری کنین
.کاری کنید به شما اعتماد کنه .مارک
...اون مارو از نیویورک میبره بیرون
ما یه هواپیما خواهیم داشت مگه نه بابا؟
.کاپیتان، ترتیب اذدواج مارو بدین .من همه چیزو مرتب میکنم
مرتب میکنی ها؟
:ترجـمه و زيـرنـويس از « مـــحـــســـن رضـــایـــی » .:: MohsenRezaei ::.
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.