All language subtitles for The.Yotsuda.Phantom.1949.DVDRip

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American) Download
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

فیلمی از شوچیکو

تولید کِیسوکه کینوشیتا

شبح یوتسویا - قسمت اول مترجم: فرامرز زمانی علویجه

.تولید شده توسط کوایچیرو اوگورا

فیلمنامه توسط اِیجیرو هیسایتا

فیلمبرداری توسط هیرویوکی کوسودا

طراحی تولید توسط ایسامو موتوکی

موسیقی توسط تاداشی کینوشیتا

.بازیگران

کینویو تاناکا، کِن اوئهارا

هیساکو یامانه هاروکو سوگیمورا، چوکو ایدا

اوسامو تاکیزاوا جوکیچی اونو، کِیجی سادا

یوشیزو تاماشیما کِن میتسودا، دایسوکه کاتو

کارگردانی شده توسط کِیسوکه کینوشیتا

!فرار از زندان

!لعنتی، کی ما رو لو داد

.کوهِی؟ فکر کردم تو مردی

!هی، کوهِی

.تو مردِ باهوشی هستی

.بقیه دستگیر شدند

!احمق ها

،در عوض .ما در هر لحظه می تونیم بریم بیرون

.بذار بازت کنم

.اونها واقعاً بهت صدمه زدن

تو سخت تر از .اون چیزی که هستی به نظر میای

بعد از این همه مدت .هنوز قبول نکردی بهشون ملحق بشی

.ولی تو باهوش بودی

فکرشم نکن با موفقیت از زندانی .وسط اِدو فرار کنی

!لعنت به تو، نائوسوکه

!تو ما رو فروختی

.آقا

.این رو فراموش کردید

.متشکرم

.ببخشید که نمی تونم کمکی بکنم

دختران چایخانه خیلی خوش قلب .و با ملاحظه نیستند

.من واقعا ازش خوشم میومد

خانم، مطمئنی که نمیدونی او کجا رفته؟

.متاسفانه نه

.ولی ناامید نباش .به گشتن ادامه بده

ببخشید! خودتی کوهِی؟

!کوهِی

چرا فرار میکنی؟

.مادرت خیلی نگران بوده

.خوشحالم که می بینم حالت خوبه

.حتما اون تو جهنم بوده

مطمئنم مادرت .از دیدنت خوشحال شده

.کوهِی

هنوز خونه نرفتی؟

.مادرت آرزوی دیدنت رو داره

.اوه، که این طور

دقیقاً چه نقشه ای داری؟

.اوسوده

.فکر کنم بیرون باشه

.بیا تو

چرا انقدر ساکتی؟

مگه از بچگی با هم دوست نبودیم؟

حتی با هم برای کار پیدا کردن .به اِدو رفتیم

کِی بود؟

من برای کاری از اون راه می رفتم .که اتفاقی دیدمت

مادرت همیشه جایی میره تا .برای بازگشت سالم تو دعا کنه

.کوهِی. با من حرف بزن

.انگار یه چیزی توی ذهنت هست

،یوموشیچی

.یک زنی هست که باید پیداش کنم

یک زن؟

وقتی به خاطر دست برد زدن ،به زندان افتادم

.به خاطر اون بود

.منظورم این نیست که او مقصر بود

.او در این مورد چیزی نمی دونست

.همه اش تقصیر خودم بود

.بنابراین چیزی علیه او ندارم

...در واقع هنوز دوستش دارم .خیلی دردناکه

باید پیداش کنم تا بفهمم .چه حسی نسبت به من داره

اوسوده؟ - .اوه، برگشتی -

.کوهِی، وقتی نبودی ازدواج کردم

.خوش آمدید

!اویوا

.اویوا، منم. کوهِی

.اویوا خواهرمه

.مردم اغلب ما رو اشتباه می گیرند .ما خیلی شبیه به همیم

خواهرت؟

این همون کسیه که دنبالشی؟

.بله

کجا می تونم پیداش کنم؟

.سامنوچو در یوتسویا - یوتسویا؟ -

.او با یک سامورایی ازدواج کرد

یک سامورایی؟

احیانا ایِمون تامیا است؟

.درسته - .همونطور که فکر می کردم -

.پس اینطور شد

!تامیا

.تو عالی بودی

،اون دختره اومه

تنها دختر اون تاجر برنج .ایچیمونجیا بود

نوزده ساله و زیبا .در گُلِ دوران دختریش

و او تماما در اونجا .شیفته قدرت تو بود

.اصلا هم اینجوری نیست

.به هر حال، تو نمایش عالی ارائه دادی

...از اون گذشته اسمت رو هم اعلام نکردی .که این خیلی مهمه

.هر دختری عاشق میشد

.مسخره نباش

اگه کارت هایمان رو درست بازی کنیم .می تونیم از این کار نتیجه بگیریم

.اوه، خوبه. اون اینجاست

!آقا

.همسرتون

اویوا؟ چی شده؟

...الان دکتر .اون سقط جنین کرده

.اون از یک چهارپایه افتاد

چرا همچین کارِ احمقانه ای کرد؟

.عزیزم

چیه؟

خشک شدند؟

.فعلا نباید از رختخواب بلند شی

به خاطر من داری میری اونا رو تحویل بدی؟

درخواست یکم پیش پرداخت می کنم .تا بتونیم به دکتر پول بدیم

،خیلی متاسفم

،که مجبورت کردم این کار رو بکنی

.همه اش به خاطر بی توجهی منه

.بسه. کاریه که شده

.من رفتم - .لطفا مراقب باش -

.زیاد طول نکشه

!بگو واقعا منظورت چیه "!نرو مشروب بخور"

.سلام خواهر بزرگ - .سلام، اوسوده -

گرم نیست؟ حالت چطوره؟

.ممنونم که پرسیدی

.به خاطر بچه متاسفم

.ولی خوشحالم که تو حالت خوبه

.ممنونم که اومدی

تاکوئتسو موضوع رو بهم گفت .و منم دوان دوان اومدم

.یه چیزی برات آوردم

،اینو برای خودم سفارش دادم ،ولی مناسب من نیست

.پس مالِ توئه

.تو همیشه خیلی مهربونی

شوهرت رو توی راه .با یک بسته چتر دیدم

.به خاطر اینه که من دراز کشیدم

.چقدر به فکرشی

ولی گمون نمی کنم .تو رنگِ اون پول ها رو ببینی

تنها کارش مشروب خوریه و .ناراحت کردن تو

.اون فقط ناامید شده

خیلی وقته که او ،کارِ درست و حسابی نداشته

و حالا هم بچه ای که انتظارش رو داشت .از بین رفته

همیشه تظاهر به راضی بودن می کنی

راستی، یه نفر اون روز .دنبالت می گشت

کی بود؟

.شاید نباید بگم .این فقط خاطرات رو یادآوری میکنه

.بدجنس نباش

.خب پس .اسمش کوهِی بود

چه نوع رابطه ای با اون شخص داری؟

.چیزِ خاصی نیست

زمانی که توی چایخانه کار می کردم .یه مشتری دائم بود

.به نظر کاملا مات شده بود

میگه به خاطر تو بود که دخل پول رو زد .و در زندان مجروح شد

.ولی این تقصیر من نبود

درسته. تو نمی تونی به مردم اجازه بدی .که مایه عذابت بشن

،احتمالا به زودی به دیدنت میاد .پس مراقب باش

.لازم نیست اینو بهم بگی

شاید فقیر باشیم .ولی من همسر یک سامورایی ام

...این فقط یه ساموراییه، خب

مشکل اینه که .تو بیش از حد تودار و ساکتی

تو اجازه دادی .شوهرت سوارت بشه

سامورایی باشه یا نه، شماها .از روی عشق با هم ازدواج کردید

.باید حرف دلت رو بزنی

.ببخشید، خانم

...میشه بپرسم

داری با من حرف میزنی؟

فکر می کنم شما از ایچی مونجی-یا هستی؟

.درخواست لطفی رو دارم

از من؟

...راستش، برای یکی دیگه است

سامورایی که روز قبل بانوی شما رو .در جشنواره نجات داد

اون سامورایی؟ می شناسیش؟

!اوه، وای

.اسم من نائوسوکه است .من یک باغبان هستم

.من همسایه اش هستم .خوب میشناسمش

راستی؟ .خیلی خوشحالم که با شما برخورد کردم

چرا اینو میگی؟

،بانوی من میخواست ازش تشکر کنه

ولی نتونستم اسم یا .نشانی اش را پیدا کنم

خب، خب. راستی؟

منو کجا می بری؟

یه نفر هست که .میخواد ببینتت

کی؟

،تو این رو باور نمی کنی

ولی اون یک دل نه صد دل .عاشقِ توئه

.دیگه نه

.فقط بیا و خودت ببین

!چه زیبا

.بله، ولی شما حتی دوست داشتنی تر هستید

.منو ببخش .زیاده روی کردم

.بیا

.نه، بذار یکی برات بریزم

.به قدر کافی داشتم .به زحمت می تونم نفس بکشم

.اینو بهم نگو

شرط می بندم که قبلا .توی یک چایخانه کار می کردی

.من به این چیزها توجه دارم .بیا، فنجون رو بگیر

.نه، واقعاً، به قدر کافی خوردم

.بیا دیگه. فقط یکی دیگه

من یک باغبان متواضعم .ولی امیدوارم بتونیم با هم دوست باشیم

.البته

.حالا باید پیشِ بانویم برم

الان نمی تونی دستم رو توی پوست گردو بذاری، می تونی؟

پیشنهادت چیه؟

.تو خیلی خوب میدونی

من با پدربزرگ میرم بیرون .تا آتش بازی رو تماشا کنم

.اگه نیازی داشتید صدام کنید

.متشکرم

مطمئنم که بانوی شما .داره خوش می گذرونه

چرا ما نکنیم؟

مشکلی پیش اومده؟

.آقای تامیا

.من باید زود ازدواج کنم

باید تبریک بگم. پدر برات شوهری انتخاب کرده؟

!نه

!نمی تونم تحمل کنم

اگه داره با تو ازدواج میکنه .باید مردِ خوبی باشه

...ولی آقای تامیا

.آقای تامیا

،از اون روز به بعد

.دیگه نمی تونم بهت فکر نکنم

.اویوا! منم

.کوهِی

.دلم برات تنگ شده بود

.خیلی دلم میخواست ببینمت

من سه سال توی زندان رو فقط .با فکر کردن به تو پشت سر گذاشتم

کارِت چیه؟

کارم؟

چطور میتونی انقدر بی عاطفه باشی؟

.اومدم که تو رو ببینم

منو ببینی که چی بشه؟

!اویوا

میخوای چیکار کنی؟

.میدونم احمق بودم

با اینکه می دونستم مرد دیگه ای داری .به خودم اجازه دادم عاشق بشم

.نمیگم تو باعث زندان رفتنم شدی

.این اشتباه خودم بود

.من از تو کینه ای ندارم

.اصلا هم اینطور نیست

!من هنوزم عاشقتم

در حسرت دیدنت ...برای شنیدن صدای دلنشینت

.این چیزی بود که منو نگه داشت

!اویوا

!التماست رو می کنم، بهم رحم کن

.باید ازت بخوام که بس کنی .من یک زنِ شوهردارم

تو نباید با یک زن متاهل .اینجوری حرف بزنی

!لطفا برو

.الان برو، وگرنه یکی رو صدا می کنم

!برو! لطفا برو

.من نمی تونم با تو دیده بشم

...پس

...داری میگی

فایده ای نداره؟

.لطفا سریعاً برو

،هیچوقت فراموشت نمی کنم .مهم نیست چه اتفاقی می افته

.انگار امشب بهت خوش گذشته

منظورت چیه؟

.لازم نیست خودت رو به نفهمی بزنی

.این باید درب ها رو به روت باز کنه

منظورت چیه؟

واضح نیست؟ تو اون دختر رو .توی کف دستت داری

.تو فقط باید با پدرش خوب باشی

چی میگی نائوسوکه؟

دوست نداری اون دختر رو به عنوان همسرت داشته باشی؟

.مسخره بازی در نیار .من دیگه اویوا رو دارم

.درسته، تو الان زن داری

.خیلی بد شد که سقط جنین نکشتش

چی؟

برای اون اینجوری بهتره تا با یک .شوهر بی خاصیتی مثل تو دست و پنجه نرم کنه

و بدست آوردن دختر ایچی مونجی-یا و .ثروتش برای تو راحت تره

.احمق نباش

اگر چه میگن ،اگه عمرت رو در فقر سپری کنی

.خدای جهنم باهات خوب رفتار میکنه

.پیشنهاد می کنم در موردش فکر کنی

.بعداً می بینمت

داروت رو فراموش نکن .و مراقب خودت باش

.متشکرم

.شب بخیر

!اویوا

.اومدم

.زود باش

روی من قفل کردی؟

.متاسفم. ترسیده بودم

.اینجا داغه کرکره هم بسته شده - .بازشون می کنم -

کجا بودی که انقدر دیر کردی؟

خب دیر شد که چی؟

.منظوری نداشتم

.سرت به کار خودت باشه

دوست داری غذا بخوری؟ - .یکم برام آب بیار -

!احمق دست و پا چلفتی .واقعاً متاسفم

!گفتم آب میخوام

!بازم داری گریه میکنی !از این کار متنفرم

.خیلی متاسفم

حالت چطوره؟ بهتری؟

.بله، متشکرم

تو نباید همیشه اینجا .زندانی باشی

.بیا یه روز بریم ماهیگیری

.عزیزم

موضوع چیه؟

چیزی که گفتی .خیلی خوشحالم میکنه

این کیسه تنباکو از کجا اومده؟

.اونجا روی زمین

.اوه، اون

مالِ کیه؟

.کوهِی

کوهِی؟ اون دیگه کیه؟

.کس خاصی نیست

.قبلا یکی از مشتریانم بود

تو مورد علاقه اش بودی؟ - .نه اونجوری -

اون اینجا چیکار می کرد؟

!ایِمون

.گرفتم

شما دوتا کرکره ها رو بستید .و خوش گذروندید

بهت نمیاد که

.چنین چیزای زشتی رو تصور کنی

!خنده دار نیست

.متاسفم. حق با توئه

ولی دونستن این که تو ...انقدر به من اهمیت میدی

!این منو خیلی خوشحال میکنه

!احمق

!تو الان همسر یک سامورایی هستی !مثل یه جنده توی چایخانه رفتار نکن

.منو ببخش

.اویوکی. دوتا چای لطفا

!ارباب

!ارباب

!ارباب

موضوع چیه؟

دخترت سعی کرد .با این تیغ خودکشی کنه

.خوشبختانه تونستم جلوش رو بگیرم

چرا باید همچین کاری بکنه؟

او از برنامه ازدواجی که .براش برنامه ریزی کردید ناراحته

ناراحته؟

.طفلی

!اومه

آیا عاشق شخصِ دیگه ای هستی؟

...پدر

.التماست رو می کنم

ارباب؟

پس اومه آماده است تا از خونه فرار کنه؟

!تو خیلی بی حوصله ای

من یه نمایش کوچیکِ خوب اجرا کردم .و همه چیز عالی پیش رفت

.ارباب میخواد تو رو ببینه

من؟

که از تو درباره مردی که .انقدر دخترش رو دوست داره سوال کنه

.خب، خب

.بقیه اش دیگه به خودت مربوطه

.درسته .تو عجب چیزی هستی، اوماکی

!بس کن! یکی ما رو می بینه

!تو ناخوشایندی

!اوماکی

.ارباب داره صدا میزنه. بذار برم

با ارباب هم این کار رو میکنی، مگه نه؟

.اون بد قلق؟ احمق نباش

.تعجب می کنم

از اینکه همچین فکری .میکنی متنفرم

به خصوص بعد از .این همه کاری که برات کردم

!هی، پسر عاشق

.فکر می کردم اینجا پیدات کنم

.این قدر اخمو نباش

.خبرای خوب برات آوردم

!اوه خانم، برام ساکی بیار

.این خبرای خوب رو بهم بگو

برام نوشیدنی بریز، می تونی؟

...خبر خوب اینه که

ارباب ایچی مونجی-یا .میخواد تو رو ببینه

ایچی مونجی-یا؟ درباره چی؟

.بذار یکی برات بریزم .همه علائم مساعدند

اصلا نمی دونم .راجع به چی حرف میزنی

.مهم نیست .فقط یک بار ملاقاتش کن

.تا خطر نکنی، به جایی نمیرسی

اگه اون با ازدواج تو ،با اومه موافقت کنه

.پس می تونی اویوا رو طلاق بدی

طلاق اویوا؟

اویوا؟ اون چی؟

درباره اویوا چی داری میگی؟

!تو کوهِی هستی

آره، کوهِی هستم. خب؟

تو همونی هستی که بهش میگن کوهِی؟

درسته. به تو چه؟

.تامیا دست نگه دار. اون مسته

تامیا؟

تامیا؟ پس تامیا ایِمون تو هستی؟

!گستاخ نباش - کی گستاخه؟ -

جهت اطلاعت من عاشق ،اویوا هستم

و برام مهم نیست که .این به قیمت جونم تموم بشه

!لعنت به سامورایی

پس اینطوری عاشقش شدی؟

و هنوزم نمی تونی اون رو از سرت بیرون کنی؟

.که این طور

بنابراین اون سامورایی .همون مردیه که باهاش ازدواج کرده

ببین کوهِی ما از دوران زندان .همدیگه رو می شناسیم

.بذار کاری بکنم که بتونم کمک کنم

.ازت ممنونم

،راستی، نائوسوکه

.تو باید مواظب باشی

در مورد چی؟

بعضی از بچه ها دنبالت هستن و .و تو رو مقصر شکستِ فرار از زندان می دونن

کی؟

.فکر می کردم همشون رو گردن زدند

اون رئیسی که اسمش کوماگورو بود رو یادت میاد؟ .افرادش هستند

اما از اونجا که هیچکدومشون ،نمی دونن چه شکلی هستی

منو دعوت کردن .تا باهاشون زندگی کنم

تو که نمیخوای منو بفروشی؟

...البته که نه. من هرگز

خوبه. من الان به عنوانِ .یک باغبان شایسته کار می کنم

دنبال دردسر نیستم و .به خاطر هشدار متشکرم

و اگه کمکم کنی .منم کمکت می کنم

در مورد اویوا چطوری می تونم کمکت کنم؟

فردا شب، مطمئن میشم که .شوهرش خونه نباشه

می تونی دوباره ببینیش و .حست رو بهش بگی

.نگران شوهرش نباش

.کل شب اون رو دور نگه می دارم

میتونی هر کاری دوست داری باهاش بکنی .و خواسته قلبیت رو برآورده کنی

...نمی تونم

.بذارش به عهده من

به نظر میاد شکاف هایی ،توی ازدواجشان به وجود اومده

.واسه همین اویوا میتونه مال تو بشه

واقعا؟

.به خودت اعتماد داشته باش

غذا آماده است؟

.چایشون تموم شده .شروع کن به گرم کردن ساکی

.اوه، تو اینجایی

اوضاع چطوره؟

.انگار داره خوب پیش میره

همینطوره؟

.شاید برم یه نگاهی بندازم

پدر و مادرم مدتی پیش فوت کرده اند .و خانواده دیگری ندارم

هفت ساله که رونین بودم .بدون اینکه به اربابی خدمت کنم

میشه بپرسم چطور منصبت رو از دست دادی؟

،در واقع

یک دزد واردِ .انبارِ اربابم شد

یک دزد؟

،کلید به من سپرده شده بود

.پس بنابراین با سرزنش اخراج شدم

.فهمیدم

.این بدشانسی بزرگی بوده

،من پدر دلسوزی هستم ،مخصوصاً بعد از اینکه مادر دختر فوت کرد

.و یک خواهش دارم

،وقتی به دخترم نگاه می کنم

.می بینم که فقط برای شما غصه میخوره

،ولی طبق چیزی که شنیده ام

در حال حاضر خدمتکاری دارید

.که به امورات شما رسیدگی میکنه

من شرایط شما رو کاملا .درک می کنم

یه سامورایی نمی تونه .به تنهایی خونه اش رو اداره کنه

.من به خوبی از آن خبر دارم

ولی وقتی ملاحظه می کنم که چطور به نظر میاد ،و مردم ممکنه چی بگن

باید درخواستی را مطرح کنم .که ممکنه خیلی بزرگ باشه

،اگه میخوای با دخترم ازدواج کنی

دلم میخواد با زنِ دیگری

.قطع ارتباط کامل کنی

پس حالا که من انقدر ،از خود راضی هستم

هر کاری در توانم باشه انجام میدم .تا یک پست جدید رو برات تضمین کنم

،من دوستانی در خزانه شوگان دارم

و همچنین در میان بسیاری از .دایمیو ها دوستانی دارم

لطفا اینجا رو خونه خودت بدون و .از غذا و نوشیدنی لذت ببر

.به نظر خوب پیش رفته

".یه خدمتکار که به نیازهایت رسیدگی میکنه"

.اینطور هم میشه گفت

.حالا تو فقط باید تصمیمت رو بگیری

نمیخوام مثل یک رونینِ .بی ارباب بمیرم

چرا امشب انقدر هیجان دارم؟

.به خاطر زیبایی ماه باید باشه

.ممکنه تصورات اویوا رو ارائه بده

چی؟

ممکنه با اون کوهِی عیاش .در حالی که تو بیرونی داره لذت می بره

.مسخره نباش

کوهِی گفت براش مهم نیست که .عشقش به قیمت جونش تموم بشه

و با توجه به اینکه ...اویوا در یک چایخانه کار می کرد

داری سعی میکنی منو بی شرم جلوه بدی؟

تو حق داری که عصبانی باشی؟ ولی چرا نریم خونه و با خودت نبینیم؟

اگه سوء ظن من درست باشه .ممکنه خیریتی توش باشه

میتونی خانمت رو .هر طور دلت میخواد بیرون کنی

!چرا اومدی اینجا؟ برو

میدونم که تو با شوهرت .کنار نمیای

تو چه جور مردی هستی که به حریم شخصی یک زن تنها وارد شدی؟

!خواهش می کنم به من گوش کن

!نه

...اینجا چه غلطی میکنی !اویوا

!دستهای کثیفت رو ازم دور کن

!اویوا

تاکوئتسو !لطفا منو از شر این مرد خلاص کن

.راستش رو بهم بگو با شوهرت خوشبختی؟

!برگرد

میخوای چیکار کنی؟

!بذار یه دقیقه باهاش حرف بزنم - فکر می کنی کی هستی؟ -

!گمشو

!خواهش می کنم

!ای آدم فاسد - !لعنتی! از سر راهم برو کنار -

!بگیر حرومزاده! این رو هم

بَسِت بود؟

!اویوا، باید باهات صحبت کنم

!اویوا، باید به حرفم گوش بدی

!بهتره دیگه اینجا برنگردی

!اوه درد داره - !تاکوئتسو -

.قوزکم

.بذار کمکت کنم بیای تو

.متشکرم

بدون تو چیکار می تونستم بکنم؟

چی شده؟

.فکر کنم رگ به رگ شده

.یه چیزی میارم که خنکش کنه

بهت چی گفتم؟ .کرکره ها رو قبلا کشیده بودند

،گفتن این حرف از لطف شماست .حتی اگه منظورت این نباشه

!زناکار - !عزیزم -

نزدیک بود سکته قلبی کنم .آقای تامیا

این تویی که با همسر من رابطه نامشروع داری؟

چی داری میگی؟

!او قوزک پایم رو درمان می کرد

پس چرا در این ساعت کرکره ها بسته شدن؟

.ایِمون، این مضحکه

.آقای تامیا همسر شما زناکار نیست .او الگوی پاکدامنیه

در مدتی که دور بودی .یک مرد عجیب سعی کرد که وارد بشه

او کرکره ها رو بست .تا اون رو بیرون نگه داره

خوشبختانه من اومدم و ،تونستم بیرونش کنم

ولی قوزک پام در این حین ،پیچ خورد

و همسرت با مهربانی .اون رو برام درمان کرد

.از مهمان نوازیتون متشکرم

.کوهِی الان توی حال خودش نیست .به زودی به خودش میاد

سه سال توی زندان .و به محض اینکه بیرون اومد، این شد

از اونجایی که به شما سر زد .اون باید توی اِدو باشه

مطمئنم اگه .به گشتن ادامه بدم پیداش می کنم

.خدانگهدار

.مراقب باش

کوهِی همیشه بی ریا و .منطقی به نظر میرسه

اینکه عشق می تونه با یک مرد .چه بکنه ترسناکه

.منم برای خواهرم اویوا متاسفم

اون یک شوهر بدجنس داره و حالا .مردی که اصلا دوستش نداره دنبالش افتاده

عزیزم، ممنونم که امروز .منو آوردی

.منو خیلی خوشحال میکنه

.هوای تازه فوق العاده است

.بهم احساس آرامش میده

و بالاخره می تونم اون کیمونویی که .خواهرم بهم داد رو بپوشم

.خوشحالم که راضی هستی

عزیزم، میخواستی راجع به چی صحبت کنی؟

چند سالی میشه

که با هم به همچین جایی نرفتیم؟

.منو یادِ خیلی سال پیش میندازه

.میخوام دوباره قوی بشم

...و بعد

.من واقعا میخوام بچه دار بشم

میگن باردار شدن بعد از .سقط جنین راحت تره

.و این دفعه بیشتر مراقب هستم

!چه ماهی کوچولوی بامزه ای

.شنا میکنه

.اویوا، باید باهات حرف بزنم

چیه؟

تو هرگز از ازدواج با .مرد بی خاصیتی مثل من خوشبخت نمیشی

.بیا جدا بشیم

منتظر شدم قوی تر بشی .تا بعد مطرحش کنم

من نمی تونم رونین بودن .بدون هیچ پست رسمی رو تحمل کنم

با مجرد شدن دوباره می تونی .به خوشبختی زندگی قبلیت برگردی

هنوز به من و کوهِی مشکوکی؟

!این طور نیست

.دلیلش این نیست .فقط میخوام خوشبخت باشی

.نمیخوام به زندگی گذشته ام برگردم

سه سال تمام سعی ام رو کردم

تا لکه تاریک .گذشته ام رو پاک کنم

.نمیگم که برگردی به چایخانه

من این کارها رو کردم .چون چاره ای نداشتم

با مرگ مادرم، پدر مریضم و یک خواهر که باید حمایت می شد

.دیگه چیکار می تونستم بکنم

،بعدش پدرم فوت کرد

و من نمی دونستم که .باید چیکار کنم

.بعد تو اومدی و منو نجات دادی

حالا که مسیر زندگیم رو با ،راهنمایی مثل تو پیدا کردم

اگه بگی منو ترک میکنی چیکار کنم؟

!خیلی بی رحمانه است !مثل اینکه بگی بمیر

!این دیگه زیادیه

!تحملش رو ندارم

.خب خب. بسه

.گریه بسه. بریم خونه

!اشک های احمقانه ات رو پاک کن

.بیا دیگه - .فراموشش کن -

آدم دندون گرد لعنتی صدتا .بهم قرض نمیده. اینو یادم میمونه

همین روزاست که من .کنترل هزاران ریو رو بدست بگیرم

.این لاف های توخالیت رو تموم کن

.این لاف تو خالی نیست .فقط صبرکن و ببین

آقای نائوسوکه؟ یه سامورایی .به اسم تامیا اینجاست

.آه، او اینجاست

.دیدی؟ بهت گفتم

برگشتی؟

.باید باهات حرف بزنم

.منم میخواستم باهات صحبت کنم

چیه؟

در مورد همسرت تصمیم گرفتی؟

.نائوسوکه، این در موردِ همینه

اونها در ایچی مونجی-یا .بی تاب میشن

.ازت میخوام اونا رو رد کنی

.نمی تونم با اویوا این کار رو بکنم

جا زدی؟

.حس می کردم این اتفاق بیفته

ببین یه چیزی برات آوردم که .فکر کنم به دردت بخوره

چیه؟

یه مقدار داروی قوی .برای وضعیت او

...فقط یه مقدار از این دارو رو بهش بده، و

.یه مرد باید جرات داشته باشه

.نذار یه زن تو رو عقب نگه داره - !نه -

از چی انقدر ناراحت شدی؟

تو از فقیر بودن و از !همسرت خسته شدی

!نه

خودت میدونی به خاطر اینکه .سر راهت قرار گرفته ازش متنفری

!نه، نائوسوکه

.تو میتونی در تجمل زندگی کنی

.اومه دوست داشتنی میتونه مالِ تو باشه

مشکلت چیه؟

.نمی تونم این کار رو بکنم

.خودتم میدونی که میخوای قبول کنی

.رسیدن بخیر

.باید خسته باشی

عزیزم، گرسنه ای؟

گرسنه ای؟

.نه هیچی نمیخوام - .خیلی خب -

بعد از اینکه از هم جدا شدیم .مستقیم به خونه اومدم

واقعا؟

.برات چای درست می کنم

.ببخشید که امروز ناراحت شدم .چیزهایی گفتم که نباید می گفتم

.لطفا منو ببخش

.فراموشش کن

خواهش می کنم دیگه .این حرف رو نزن

.نگرانش نباش

حالت چطوره؟

فکر می کنم که دیگه

.نباید دارو مصرف کنم

.این باعث میشه که احساس مریضی کنم

ولی تا موقعی که بهتر میشی .باید دارو مصرف کنی

باید مصرفش کنی تا .هرچه زودتر خوب بشی

.اگه فکر می کنی این بهترین راهه

عزیزم، لطفا قول بده .که هرگز ترکم نمی کنی

.اویوا

.تو زندگی سختی داشتی

.مشکلی نیست

تمام این مدت ،با درآمد بخور و نمیر زندگی کردی

.میدونم که این برای تو هم سخت بوده

یهو چت شد؟

.باید رختخواب رو بیرون بیارم

همش فکر می کنم در ازای چیزی که .اوسوده بهم داد باید چیزی بهش بدم

این طراحی قشنگه، مگه نه؟

.آره، قشنگه

.یه مگس توش بود

.اویوا

.شام درست کن

.همین الان

یکم آب سره .الان حمومت آماده میشه

.اویوا

.من طلاق میخوام

.لطفا، سوال نپرس .فقط بذار طلاقت بدم

.دوباره نه

من میرم اوساکا .و دنبال کار می گردم

.من خیلی بهش فکر کردم .این هوس نیست

.منم با تو به اوساکا میام

.من هر جایی با تو میام

!تو فقط سد راهی

.تو فقط همینو میگی

.تو فقط میخوای از شر من خلاص بشی

.نه، اشتباه میکنی

از زمانی که پستم رو از دست دادم .اقوامم رو در اوساکا ندیدم

من برای یافتن یک موقعیت رسمی .ازشون کمک می گیرم

خودت میدونی که چقدر .از این زندگی رونینی خسته شدم

پس چرا منو با خودت نمیبری؟

.میخوای منو تنها بذاری .این خیلی بی رحمانه است

فقط بودن تو با من .جواب نمیده

چرا؟ چون که در خانواده ای فقیر متولد شدم؟

پس قبل از اینکه بری .اول منو بکش

مثل این میمونه که بهم بگن .به هر حال بمیر

،اگه اینجوریه

.ترجیح میدم بدست تو بمیرم

.لطفا منو با خودت ببر

!خواهش می کنم! التماست رو می کنم

!نه! نمیخوام اینو بشنوم

!لعنتی چرا انقدر کله شقی؟

.نمیخوام اینو بشنوم

نمی بینی که توی چه عذابی هستم؟

!عزیزم

به این فکر کن که کمکم میکنه .و فقط بذار برم

....وگرنه، می ترسم

ترس از چی؟

!اویوا، خواهش می کنم !این درد داره منو دیوونه میکنه

!نه! تو نمیتونی انقدر بی عاطفه باشی

!عزیزم

چرا نمی فهمی؟

!ایِمون

.بیا

.سلام

چی شده؟ - .صورتش رو سوزوند -

سوزوند؟

.نائوسوکه، حوله رو بده به من

.سعی کن قوی باشی

من یکم مرهم سوختگی .توی خونه دارم

.الان برمی گردم

!بادکنک! بادکنک برای فروش

!فوتشون کن بزرگ و کوچیک میشن

دیشب اوضاع چطور شد؟

.ممنون از کمکت

.اون پماد خوبی بود که بهت دادم

ولی اون تمام شب .از درد ناله می کرد

.یه ذره هم نخوابید

.متاسفم که اینو می شنوم

خب قصد داری در موردش چیکار کنی؟

.فایده ای نداره

.تامیا، خودت رو جمع و جور کن

.وقتِ دودل شدن نیست

.فقط نمی تونم این کار رو بکنم

.می ترسم دیر شده باشه

تو با اون مرهم چیکار کردی؟

برای اینکه به تصمیم گیریت کمک کنم .یکم تغییرش دادم

!نائوسوکه عقلت رو از دست دادی؟

...چیکار میکنی

!من این کار رو به نفع خودت کردم

!صبرکن

.این شانس ما برای پیشرفته .این لحظه حقیقته توئه

.به نظر میاد خیلی درد داری

تاکوئتسو ،ببخشید که مزاحمت شدم

ولی میتونی آینه منو بیاری؟

آینه؟ برای چی؟

نائوسوکه دیشب روی سوختگیم ،پماد مالید

.ولی خیلی درد میکنه

.میخوام ببینم چطور شده

فکر کنم بهتر شده .فعلا ولش کن

.ولی خیلی درد داره

مشکلی پیش اومده؟

...صورتت - صورتم چطوره؟ -

.مطمئن نیستم .باید روشنایی باشه

.لطفا آینه رو برام بیار

.تو نباید توی آینه نگاه کنی

.چرا نه؟ لطفا بدش به من

.رنگت خیلی بهتره

.مرهم باید اثر کرده باشه

،ولی می سوزه

و احساس می کنم .پوستم خیلی سفت شده

!نه، تو نباید این کار رو بکنی

!صورتم

!صورتم

چرا این اتفاق برای صورتم افتاد؟

.تو باید آرامشت رو حفظ کنی

.اوه، شوهرت برگشته

فکر کنم اون .به مرهم واکنش نشون داده

من میرم پیش دکتر و .یه چیزِ بهتری پیدا می کنم

اویوا، موضوع چیه؟

چرا گریه میکنی؟ .صورتت رو نشونم بده

.عزیزم، لطفا نگام نکن

.احمق نباش. بذار ببینم

.نه، نباید این کار رو بکنی

!گفتم بذار ببینم

!عزیزم

خواهش می کنم، منو ترک نکن

.حالا که صورتم اینجوری شده

.نگران نباش

.این موقتیه

.به زودی بهتر میشه .باید استراحت کنی

هنوز داروی دیروزت رو مصرف نکردی؟

.نه

.شاید باید اون رو تحمل کنی

.خیله خب

.بیا

.ممنونم

.عزیزم، اینو استفاده کردم

.تامیا - !نائوسوکه -

موضوع چیه؟

اون الان دارویی رو که .بهم دادی مصرف کرد

مطمئنی؟

!عزیزم

!خیلی درد میکنه

!نمی تونم تحمل کنم

!شکنجه است

...ایِمون! نمی تونم

!اویوا - !صدات رو بیار پایین -

!نائوسوکه، تو این کار رو با صورتش کردی

!آروم باش !تو خودت اون سم رو بهش دادی

!اویوا

!ایِمون - !ایِمون بهت سم داد -

!حرومزاده

من همه چیز رو در مورد تو !به افراد کوماگارو میگم

!تامیا، همینجوری اونجا نایست !کمکم کن بگیرمش

اون حرومزاده !چیزی جز دردسر نبود

،اویوا

.حالا می تونیم با هم بریم

.من یه مرهم جدید آوردم

.تو دیدی - !نه، ندیدم -

!به کسی چیزی نمیگم! ولم کن

کیه؟

داری با کی حرف میزنی؟

.یکی در زد

.چیزی نشنیدم

واقعا؟

بله؟

.اومدم

!یه نفر اونجاست

پایان قسمت اول

همانطور که اویوا بیچاره ،با مرگ هم به آرامش نرسید

چه سرنوشتی در انتظار ایِمون است که ،عذاب وجدان دارد

و نائوسوکه مظهر شر؟

...قسمت دوم را از دست ندهید !به زودی

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.