Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ترجمه کلکسيون فيلمهاي مجار تقديم ميکند
فرزندخواندگي
استوديو فيلم هاي بوداپست
:فيلمي از مارتا مساروش
!نفستون رو نگه داريد، لطفا
حالا: يک نفس عميق
يه بار ديگه
بازم
و بازم
حالا آه بکشيد
بازم
نتايج آزمايش نشان ميدن که شما در سلامت کامليد
با اين وجود ميخوام چندتا سوال بپرسم
آيا اخيرا وزن کم کرديد؟ بله
15کيلو تو يک سال
مقدار خوبيه
ميتونه علتش مشکلات خانوادگي باشه؟
نه
زندگي شما اجتماعيه؟
شريکي در زندگي داريد؟
تنها زندگي ميکنم اما بله، يک دوست دارم
آيا او اين چکاپ رو از شما خواسته؟
تنها به اين خاطر که شما خوب نميخوابيد؟
و احيانا اشتهاتونو از دست داديد؟
يا اينکه دلايل ديگه اي وجود داره؟
من خواستم بدونم که آيا در سلامت کامل هستم
و اين با توجه به سن ام به چه شکلي ست؟
و ميتونم هنوز بچه دار بشم؟
چرا که نه؟ 42سال داشتيد درسته؟
از 42 سالگي م گذشته
رفته م تو 43
آيا در گذشته اقدامي براي جلوگيري حاملگي کرديد؟
بله
دراينصورت: مشکلي نيست
و هيچگونه دليل طبي وجود نداره
چرا نبايد قادر باشيد که بچه دار بشيد؟
يکم ديگه ميخواي؟ ممنونم
اون زني رو که اونجا نشسته ميشناسي؟
آره، فقط ديدمش آره؟
خوشحالم که اينجائي تا کي وقت داري؟
وقت دارم
يوشکا، ميخوام راجع به يک موضوع جدي بات حرف بزنم
ديگه نميتونم اينجوري بات ادامه بدم
چرا؟ ديگه دوستم نداري؟
البته که دارم
پس چي؟
ميخوام ازت بچه دار شم
چطور حالا به فکرت رسيده؟ آره، درست همين حالا
چرا؟
يک بچه ميخوام ولي نميدونم که تو هم موافقي يا نه؟
نه، البته که نميتونم موافق باشم
چرا؟ براي اينکه همه چي به گه کشيده ميشه
ما رابطه مون رو سالهاست مخفي نگه داشتيم
چطور ميتونه با اين کار جور دربياد؟
بچه که اسباب بازي نيست
من که ازت نخواستم طلاق بگيريم
ما قبلا هم سر اين موضوع توافق نداشتيم البته موضوع اين نيست
پس حالا که تصميم به بچه دار شدن گرفتي
چطور ميخواي بزرگش کني؟
خودت؟
خودم
سردمه
بيا بريم تو
ديوانگيه
آيا براي اين کار عجله هم داري؟
لازم به عجله نيست، خودم مواظب همه چي هستم
من جوان نيستم اما در سلامت کاملم
چکاپ کردم، ما فقط بايد تصميم بگيريم
به دردسر بچه داري فکر کردي؟
به بزرگ شدنش بدون پدر؟
درست درکت نميکنم
چرا؟
چون خودم زخم خورده م
!زخم خورده يک اتفاق ممکن
بگو ببينم...خودت اصلا راجع بهش فکر کردي؟
به چي؟
که شايد يه روزي خودتم بخواي بچه دار بشي
نه
من دارم ميرم
الان عصباني هستي
نه، فهميدم که تو اينطور نميخواي
مگه حالا چي شده؟
هيچي
کاتا، اين کار ازت برنمياد
چي؟
يه جوري رفتار ميکني که انگار همه ش تقصير منه
که من تو رو ناراحت کردم
و زندگي تو رو نابود کردم، درسته؟
من هرگز همچين چيزي نگفتم
خودت خوب ميدوني که چقدر دوست دارم
آره ميدونم
بيا دعوا نکنيم
بابات چطوره؟
بابام؟ آخرين بار راه افتاده بود
پيرمرد بيچاره
لازمه که يه سري وسيله بگيريم
الان زمانيه که من کاملا ورشکست کردم
ميبايستي از مدتها پيش راه ميفتاد
...اگه بخاطر تو نبود
از عهده ش برنميامدم
درحال حاضر بايد آرامشت رو حفظ کني
شايدم
مطمئني زنه تو اين خونه زندگي ميکنه؟
از کجا ميدوني؟
سلام
ميشه بيايم تو؟
کار ميکنيد؟
آره، ولي اين بسيار خوبه
اينا چي هستن؟ قاب عکس
اينو
ازينا درست ميکنيد؟ آره
شما نجارين؟ نه، پدرم بود
اينجا تنها زندگي ميکنيد؟ بله و شما کجا زندگي ميکنيد؟
ما تو انستيتو زندگي ميکنيم انستيتو: انجمن
براي چي اينجائين؟
همينطور داريم براي خودمون ول ميگرديم
متاسفم چيزي ندارم که بهتون تعارف کنم
مهم نيست، داريم ميريم
خداحافظ
ميخواستم يه چيزي ازتون بپرسم؟
چي رو؟
شما تنها زندگي ميکنيد و 2 تا هم اتاق دارين، درسته؟
بله
يه پسر هست که هرهفته مياد منو ميبينه
ما هيچ جائي رو نداريم که بريم
گفتم شايد بتونيم بيايم اينجا البته پولشم ميديم
مساله پولش نيست
ولي دوست ندارم غريبه اي دور و برم باشه
فکر ميکردم آدم خوبي باشيد
!ولي انگار شمام مثل بقيه ايد
آيا از دختراي انستيتو ميترسيد؟
اونا حتي اجازه يه مرکز فرهنگي هم به ما نميدن
من دزد نيستم گفتم شايد اين لطفو در حقم بکنيد
تابستان ها آسانتره ولي الان زمستانه
من از کسي نميترسم
از تو هم نميترسم
فقط نميخوام همچين کاري اينجا باشه
يوشکاي عزيزم از آنچيزي که گفتم عصباني نباش
نميخواستم ناراحتت کنم
همه روز را راجع به آن فکر کردم
آنا اينجا نيست؟ آنا کيه؟
آنا آنا کيه؟
همون دوستم که برگشت پيش شما
براي چي بايد اينجا باشه؟
گفته بود که داره مياد اينجا
نيامده
چيزي ميخوري؟
براي مادرم يه نامه نوشته م
خب؟
مدير به من اجازه ورودشو نميده
بهم گفته که يه نامه ديگه بنويس
چرا؟ مگه چي نوشته بودي؟
خوشم نمياد نامه هاي ديگران رو بخوانم خودت برام بخوانش
پدر و مادرم
اين آخرين نامه من به شماست
ميدانم که رفوزگي من کلا به شما ربطي ندارد
با اينحال، من متعلق به شمام
من خيلي به شما دروغ گفتم
ولي دلايل قانع کننده اي دارم
مادر، شما منو به دنيا آورديد و به اين شکل تنها از عهده انجام اين کار برآمديد
من شما را نميشناسم شما حتي اين شناخت را نيز از من به يغما برديد
ميدانيد که "مهر مادري" چه معنائي دارد؟
من پشيمانم ازينکه نرفتم تا با پدرم زندگي کنم
حتي ازين بابت متاثرم که چرا شما اجازه نداديد که او را بشناسم
غالبا او را خواب ميبينم بسيار به او علاقه دارم
وقتي ازينجا بيرون بيايم تصميم دارم که دنبالش بگردم و بهش کمک کنم
تا به او آنچيزي را که مادرم از آن خوشش مي آيد بگويم
بيشتر وقت ها از خانه گريزانم اما تنها به اين دليل که تو از روي قاعده مرا تنبيه کني
هميشه هم مستحق آن نبوده ام
و البته نه با شلاق و يا تسمه
چطور جرات کرديد که به ملاقات من بيائيد نکند باز هم ميخواهيد مرا عاق کنيد
آيا به يک خدمتکار در خانه نياز داريد؟
هدفهاي من والاتر ازين حرفهاست
ممنونم ازينکه يکبار ديگر زيرپايم را خالي ميکنيد
هيچگاه از پرخوري ام عار نکرده م
براي اينکه تو خانه کم غذا خوردم
و به سبب اينکه از دستپخت تو تنفر دارم
از خوردن سوپ و آش هاي تو بيزارم
شما آدم هاي رياکاري هستيد، هر2ي شما
به شما در زندگيم نيازي ندارم
خودم يه کارگر ماهر ميشم و ازدواج ميکنم
و فراموش ميکنم که حتي بخوام مادر بشم
من از شوهر تو بيزارم
يک غريبه حق نداره به من تعرض کنه
او نميتواند زياد عمر کند اعصابش بهم ريخته ست
مادر متاسفم: اما من دوست ندارم
تو زندگي مرا تباه کردي
هيچوقت ديگه بهت نامه نميدم تو هم همينطور
دختر قبلا دوست داشتني تو
مادر، سعي کن خوشبخت باشي
چندوقته تو انستيتو هستي؟
از وقتي 6 سالم بود
دنبال کسي ميگردين؟ بله
کي؟
يک دختر از دهات ميام
اسمش چيه؟ فقط ميدونم که يک اسم مسيحي داره
آنا
اينجا خيلي ها آنا هستند
او سبزه ست با چشماي خاکستري يه دختر خيلي جوان
حالا فهميدم منظورتون کيه
آنا بالينت
ولي الان نميتونين باش حرف بزنين
بايد ساعات ملاقات بياين
مدير اينجا، شمائيد؟ بله
يوشاي عزيزم از آنچه گفتم ناراحت نشو
نميخواستم ناراحتت کنم
تمام روز رو داشتم به اين موضوع فکر ميکردم
بابت همه چيز متاسفم ميترسم منظور منو به اشتباه متوجه بشي
...يوشاي عزيزم ناراحت نشو
سلام، نميخواي بياي تو؟
بيا تو
چطور در اين موقع تونستي بياي؟
فرار کردم
سيگار داريد خانم؟
ميتوني صدام بزني: کاتا
من يه مقداري کار دارم
شوهرتون؟ من کسي رو ندارم
هيچوقت نداشتيد؟ بله هيچوقت
مراقب باشيد، اونا دنبالم هستن
بيا بريم تو
يعني ميتونم بمونم؟ -آره، ولي ميخواي چيکار کني؟
منتظر ميشم تا شاني بياد
قول داد که مياد کي؟
فردا
بعدش چي؟
بعدش باهم برميگرديم به انستيتو
اونا خيلي راحت منو انتقال ميدن
کتت رو دربيار
آيا مزاحمتون شدم؟ نه
دارين چيکار ميکنين؟
يه نامه مينويسم
کارتونو بکنين نميتونم
بخاطر منه؟ نه
کاملا نميدونم که چي بايد بگم
يوشاي عزيزم راجع به موضوعي که گفتم ناراحت نشو
نميخواستم ناراحتت کنم
همه روز رو داشتم بهش فکر ميکردم
و بابت همه چيز متاسفم ميترسم حرفمو به اشتباه متوجه بشي
واقعا متاسف هستي؟ مگه چي بهش گفتي؟
متاسف نيستم، بهش گفتم که ازش يه بچه ميخوام
چندوقته ميشناسيش؟ 5سال
اون متاهله و 2 تا بچه داره به صورت مخفي همو ميبينيم
چيکاره ست؟ قفل سازه
آيا داره طلاق ميگيره؟ نه، ما اينطوري توافق کرديم
واقعا ازش بچه ميخواي؟
بله
و اونه که اينطور نميخواد، درسته؟
نميخواين باش حرف بزنين؟
نه باهم حرف زديم
با او خواهيد ماند؟
بله
چرا؟ چون دوسش دارم
آيا درآمدتون خوبه؟ نه، اما ميتونم از عهده يک بچه بربيام
پس چرا اينو ازش درخواست کردين؟
نميخواستم دغل بازي دربيارم
ميبايستي حرفشو پيش بيني ميکرديد
نکردم
چرا به انستيتو آمديد؟
کنجکاو شده بودم، ميتونستي جاي دخترم باشي
به قد کافي از بابا ننه م کشيدم
مادرت زنده س؟
آره و همينطور بابام
اما بياين راجع بهشون حرف نزنيم
دستپخت خوبي دارين خوشت اومد؟ من فقط اينطوري بلدم
2سال پيش بعد از مرگ مادرم اينطور اين کارو بلد شدم
بسته؟ بله ممنون
درشو بذارم
اين بطري سودا رو ميارم
بهتره که روي تخت اون يکي اتاق بخوابي
من صبح زود بلند ميشم
هرطور دوست داري
خوب بخوابي
ميتونم يه لحظه بيام پيشتون؟ باشه
بيا
راجع به اين موضوع فکر کردم
يک بچه ميتونه به مصلحت شما باشه
آيا پيش ازين بچه اي نخواستيد؟
البته که خواستم
اما بار اول نشد
غيرممکن بود
بعدش شوهرم مرد
و حالام که يوشکا نميذاره
ولي شما هنوز ميتونيد يکي داشته باشيد
که با شما زندگي کنه
بله
از يوشکا خواستم
ولي ميتونم اونم درک کنم
بالاخره زن و بچه داره
شايد حق با او باشه
يک بچه در 43 سالگي
من ديوونه م
نه نيستي
ولي کسي رو به فرزندي قبول نکن
بچه هاي رها شده همگي زخم خورده ن
ميخواين صبح زود شما رو بيدار کنم؟ نه
به سختي خوابم ميبره خودم خواب بلند ميشم
آيا شما خسته ايد؟
خيلي
پس من ميرم
فکر نميکني که دارن دنبالت ميگردن؟ چرا
لااقل نه تا فردا
چه خبر؟
هيچي
کلا هيچي؟
شاني اينجاست براي چي نمياد بيرون؟
ترجيح ميده يه مدتي اونجا باشه
منم ميخوام برگردم
هرکاري دوست داري انجام بده
اون لباس خواب رو بهم ميدي؟
دوست دارم
دوست دارم
همون کارائي رو بکن که توافق کرديم
و مواظب خودت باش
بذاريد معرفي تون کنم
ساندور هوروات هستم خانم چنتز! بايد برين؟
بله فقط يه روز رو مرخصي گرفتم
متاسفم، سفر خوبي داشته باشي
ازتون ممنونم خب ديگه، ما بايد بريم خداحافظ
تا دم درباهام مياي؟ آره
چي شده؟
مشکل چيه؟
هيچي
خب من کارم تمام شد لطفا نرو
نميذارم کسي منو بزنه
البته اهميت نميدم که چرا اينکارو کردي
اما يه عمره که دارم اينطور ميکشم
ميخواي کجا بري؟
برميگردم انستيتو
راهي نيست که بخوام کمکت کنم؟ نه
شما خيلي بهم کمک کردين بيشتر ازين نميتونستيد کاري برام بکنيد
از دست من عصباني نباش
من تحملم رو از دست دادم
خيلي خيلي
لطفا
شاني به نظر پسر خوبي مياد
بله ميدونم
ميخوام باش ازدواج کنم
ولي هنوز نميتونم
تو سن ازدواج نيستم
پس چيکار ميخواي بکني؟
نميدونم
تو گفتي که مديرتون آدم نجيبيه
ميتونه بهت کمک کنه
نه کمکم نميکنه
اما شايد مدير مرکز فرهنگي بتونه
و والدينت چي؟
براي اونا کمترين اهميتي ندارم؟
بايد برم
بازم تو انستيتو ميبينمت حتما اين کارو بکن
متنفري ازينکه بازم برميگردي؟
خيلي
و اگه نري؟
به زور منو ميبرن
صبر کن
منم بات ميام
ديگه ميخواستيم آماده بشيم بگرديم دنبالت
گفتم که بايد برگردم چه خبره؟
آنا اين 2 روز پيش من بود حالا چيکار ميتونم براتون بکنم؟
که بذارين چند روز ديگه پيشم بمونه
نه برخلاف مقرراته
به خاطر خودش، آنا بايد انتقال داده بشه
بايد يه جائ ديگه اي تو انستيتوي ديگه براش پيدا کنيم
لطفا خودتو آماده کن بايد خيلي زود برسيم
خداحافظ هرجا بفرستنت، پيدات ميکنم
باي
از کجا اين دخترو ميشناسيد؟
چه ريطي به موضوع داره؟
بياين تو
ازينکه شما ازش خوشتون مياد براي من رضايت آميزه
ولي وضعيت به اين سادگي ها نيست
اون آدم بسيار بي ثباتيه
ما مشکلات زيادي با او داريم
سالهاست که بي مقصودانه زندگي ميکنه
خودشو به هر کسي و جائي واگذار ميکنه
به اين فرار و گريزاش ادامه ميده تقريبا در تمام انستيتوها اينطور بوده
حالام که ميخواد با يه پسره ازدواج کنه
نميدونم آخه چرا اينطوريه؟
هنوز که به سن قانوني نرسيده
والدينش بايد موافقت کنند، ولي هنوز با ازدواجش موافق نيستند
چرا؟
فکر ميکنند دخترشون، روسپيه
اما اونا، دخترشون رو به يه مکان دولتي فرستاده ن
نه، نميشه که کاملا ازش محافظت کرد
چرا؟
والدينش درباره ش مسامحه به خرج داده ن
او با مردها هم نميمونه فقط ميخواد باشون بخوابه
خطر يک انحراف واقعي در او وجود داره
حالام والدينش فکر ميکنن دارن کاري براش ميکنن درحاليکه انگار هيچ کاري براش انجام نميدن
ببينيد اين بچه ميتونه به جاي: دوست من يا دخترم باشه
سرنوشت او منو علاقه مند کرده
که چي به سرش خواهد آمد؟
...مدير مرکز ما
لازمه که اين اجازه رو بده تا اونو ازين توقيف رها کنه
يه زماني بود که والدينش ميتونستن ازش مراقبت کنن
و بعدش والدين او موافق ازدواج او شده ن
شما چطور به اين شکل از ازدواج نگاه ميکنيد؟
او پيش ازين به هيچکس ديگه اي علاقه مند نبوده
حالا مدت يکساله که تنها همين پسره هست که تو زندگيشه
اين ممکنه که از لحاظ شخصيتي تاثير الزام آور و مثبتي بر او داشته باشه
...اگه والدين آنا با اين ازدواج موافقت کنن
آيا رئيس شما هم با اين برنامه موافقه؟...
نميدونم، اين موضوعي که بايد با ايشون درميان گذاشته بشه
بيا تو
صبح به خير
ميتونم با رئيس صحبت کنم؟ يه لحظه
ملاقاتي دارين، قربان
لطفا برين تو
سلام کاساش هستم
خانم چنتس
از آنجاييكه شما در اون روستا زندگي ميکنيد
بايد بدانيد که آنا منتقل شده
او براي چند روزي اينجا خواهد ماند
بعدشم که يک انستيتوي ديگه رو براش درنظر گرفتيم
ميتونم باش صحبت کنم؟
او هنوز بي قراره
زمان زياديه که من اونو ميشناسم
صحبت کردن با او حالا، به مصلحت نيست
خودمم هنوز باش حرف نزدم
بايد وايساد و ديد که چي ميشه
يعني همينطوري دست رو دست بذاريم
براي چي ميخواين باش حرف بزنيد؟
که چيزي ازش بپرسم
سلام
ميخواستم بات حرف بزنم
بزن
آيا با من مياي؟
بله! به کجا؟ خونه من
من نميتونم تصميم بگيرم بايد با رئيس صحبت کني
يه مشکلي براي من وجود داره
اين چند روزه اخير کارام خوب پيش نرفته
اگه او بهت اجازه بده، مياي؟
البته که ميام
فقط يه لحظه آقا بله؟
اجازه ميديد که آنا با من بياد؟
اگه براي شما مهمه، پس باشه
بذاريد سوالي دارم: اگه والدين آنا به اين ...ازدواج رضايت ندن
آيا شما اين اختيار رو داريد؟...
من با والدين او مکررا صحبت کردم
و پسره رو خوب ميشناسم
ازدواج کردن به مصلحت اونه
اجازه تو گرفتم پس حاضر بشم
من يه کاري دارم که انجام بدم، منتظر ميشي، آره؟
نه من بايد با تو بيام
تو گفتي که حالت زياد خوب نيست
نيا، من بايد با يوشکا صحبت کنم
مايلم که اونو ببينم، نگران نباش من دخالت نميکنم
!گريه نکن
!گريه نکن
اين درست نيست
که تو وقتي بخواي ببينيش: که اون بخواد
زمانيکه: او وقت داشته باشه
بايد: اونو ول کني
بيا، بريم شام بخوريم
بيا اينجا بشينيم
من پيشخدمتو صدا ميزنم
ببخشين
چطور ميتونم کمکتون کنم؟ منو" لطفا"
ميخوام fried liver من "جگر سرخ کرده"
fried livers 2تا برندي و 2 تا
سوپ هم دارين؟
سوپ گاو خيلي خوبه، ممنونم
ساعت 7
موسيقيه خوبيه؟
اجازه هست؟
اگه ناراحت نميشيد: نه
گوش کن دختر
با من بمان، من بزرگت ميکنم
به اندازه کافي از بابا ننه م کشيده م
ترجيح ميدم ازدواج کنم
اين لباس شب رو ميخواي؟ آره خوبه
من اين پسره رو لازم دارم کم کم عاشقش شدم
ميخوام با او باشم
سوداگري رو هم بعدا ياد ميگيرم
کمي سودا در شراب کردم
اينجا سرده سرما نخوري
بيا دختر عزيزم
به سلامتي
به سلامتي تو
من خانم چنتز از انستيتو هستم
ميتونم راجع به دخترتون باتون حرف بزنم؟
آنا 2 روزه که اينجا در شهره
بله ميدونم
نميخواين ببينينش؟
شايد بخوايم
ميدونيد اگه بخواد ازدواج کنه رضايت شما لازمه؟
آيا انستيتو اين اجازه رو داده؟ مدير هنوز تصميم نگرفته
شوهرم نميخواد به اين حرفا گوش بده
ما موافق نيستيم او براي اين کار خيلي بچه س
آنا شديدا خواهان اين ازدواجه
خود ما دخترمان را ميشناسيم
قبلا هم شديدا خواهان اين کار بود
اگه يکسال ديگه نظرش عوض شد و تو خيابونا افتاد چي؟
هر اتفاقي که تو اين يکسال بيفته به پسره هم مربوطه
ما اون پسر رو نميشناسيم
اون اينجا همراه منه ميخواي صداش کنم؟
روز به خير خانم سلام
چند سالته؟
22سال
درآمدت چقده؟
2,300.
کجا زندگي ميکني؟
با والدينم
چه جور آپارتماني هست؟
2تا اتاق با همه جور امکانات
چند نفر اونجا زندگي ميکنن؟
بابا، مامان، گراني و من
کاملا فکراتو کردي؟
از گذشته آنا خبر داري؟
او به من همه چي رو گفته
بهش بگين براي چي با اين ازدواج مخالفيد
بحث کردن ما رو به جائي نميرسونه
به هرحال ما هيچوقت راجع به همديگه متقاعد نميشيم
ميخوام که شرايط مسلمي رو تعيين کنم
چه شرايطي؟
آنا خيلي منو به دردسر انداخته
ميخوام که از هرجهت درست باشه
او بايد يکبار ديگه ذهنش رو تغيير بده
ميخوام که تو يک اظهارنامه رو امضاء کني
که يه موقعي جا نزني
بعد از عروسي: او به خانه تو مياد
و ميتونه همونجا بمانه
حتي اگرم تو بخواي طلاق بگيري
امضاء ميکني؟
بله
پس من اينو برات ديکته ميکنم
اسمت؟ هوروات شاندور
:با مسئوليت زيرشو امضاء ميکنم
يک: ميخوام با آنا بالينت ازدواج کنم حالا هرچه ميخواهد بشود
اگر والدين او موافقت کنند
و درصورتي که از تحت نظر موسسه رها بشه
دو: ما به خانه والدينم منتقل ميشويم
...سه: حتي در صورت طلاق
او ميتواند در خانه ما زندگي کند...
ميشه حالا امضاء کنم؟ امضاش کن
بريم
هرطور مايلي
خداحافظ
خداحافظ
خب ديگه همه چي رديفه خيلي خيلي ممنونم
سلام
دير کردي
فکر کردم هيچوقت نياي
ببخش دير شد
نوشيدني؟
آره گيلاس
2گيلاس برندي لطفا
يعني داريم ميريم؟
نميتونم با يک پيرپسر ملاقات کنم
پس کليد اينجا نيست
بيا بريم محل ماهيگيري غذا بخوريم
نه الان حسش نيست
ترجيح ميدم با تو تنها باشم
نميخواي بفهمي که هيچ کليدي اينجا نيست؟
کجا بايد بريم؟
دروغ ميگي
تو براي کليد نرفته بودي
پس پيرپسره براي من آورده بودش
من دارم از تو هم زخم ميخورم، کاتا
منظورت چيه؟
که حامله بشي و بهم نگي
اين طريق زندگي کردن با تو نيست يوشکا
من آرامش ميخوام
لازم نيست که زخمي بشي
هيچوقت بهت دروغ نگفتم
من خيلي دوست دارم
و تو ميتوني هرطور ميخواي زندگي کني
حسته م، دارم ميرم خانه
ميدوني چيه؟ بيا به خانه ما
منطقي نيست، يوشکا
خانواده م رو ميبيني: بچه هام ميتوني درباره شون فکر کني
نه نميام ميترسي؟
نه اين ديوانگيه
اونچيزي که تو ميخواي چي، ديوانگي نيست؟
بيا
سلام
ارسي، راجع بهش بهت گفته بودم همکارم تو کارخانه
کاتا چنتز هستم سلام
لطفا بفرمائين بنشينيد
قهوه؟
بله ممنونم
شوهرتون چيکاره ست؟ نجاره
اونم تو کارخانه ست؟ بله
بچه هم دارين؟
2تا پسر يکيشون 15 سالشه و اون يکي 11 سال
منم هميشه ميخواستم برم کار کنم ولي يوشکا بهم اجازه نداد
اينه که با بچه ها تو خانه ماندم
من هميشه کار ميکنم ولي مطمئن نيستم بهترين روش چيه
بچه ها به يک شکل ديگه در زندگي مهم هستند
بله، ولي اونا الان بزرگن من خسته م
من هيچوقت پيرامون مردم نبودم
درسته، اونا به اندازه کافي بزرگ شده ن
شما ميتونيد سرکار برين
از تجارت چيزي بلدين؟ نه
اگه بخواين ميتونيد 1 ساله ياد بگيرين
ميتوني ماهيانه 2200 (؟) داشته باشي
اونا تو کارخانه استخدام ميکنن
ميخوام که او تو خانه باشه کار کردن اينجا براش کافيه
درسته کاراي زيادي اينجا براي انجام دادن هست
ديروقته، من ديگه بايد برم بچه ها منتظرم هستند
خداحافظ همراهيتون ميکنم
نه ممنونم
شام رو در آرامش صرف کنيد ارسي بيرون ميبينمت
سلامتي
آنا رو اينجا ديديد؟
نه براي کار خودم اينجا اومدم
يه نامه از والدينش به دستم رسيد
اونا با ازدواجش موافقت کردن
خوشحالم که ميشنوم
پس براي چي اينجا آمدي؟
يه بچه ميخوام
مگه نداري؟
متاسفانه، نه
شوهر؟
نه
بيمار هستيد؟ من؟ البته که نه
چکاپ کردم، دکتر گفت ميتونم بچه دار بشم
ولي مردي رو که دوست دارم زن و بچه داره
نميخوام که او طلاق بگيره
به قدر کافي پول دارم و خانه
ميتونم به خوبي از عهده يک بچه بربيام
ميخواي که يکي رو به فرزندي بگيرم
از کي اين تصميمو گرفتين؟
از وقتي آنا رو شناختم
بايد يک درخواست به اين آدرس بفرستيد
ازين طريق ميتونن به شما گزارش داده بشه
لازمه که يک تصديق نامه طبي ارائه کنيد
و ما هم شما رو در ليست انتظار قرار ميديم
بعدش ما مطابق خصوصيات کسي رو که شما ميخواين براتون پيدا ميکنيم
لازمه که درين زمينه کاملا فکر کنيد
به فرزندي گرفتن امر بسيار جدي و خطيريه
بچه يک متاع نيست
تجربه من ميگه که ما معمولا ميتونيم بچه مورد علاقه شما رو پيدا کنيم
کي ترتيب همه اين کارا داده ميشه؟
به محض اطلاع، خيلي زود
خيلي برام مهمه
!بياين برقصيم بچه ها !بياين همگي
تصديق رسيد بچه از انستيتو
من زيرشو امضاء کردم، بچه ام رو بدين مونيکا چنتز
متولد 8 مارچ 1974
بطور هميشگى مقارن با توجه من، بدين وسيله حفاظت از او توسط من
و رها کردن و هرگونه ادعائي راجع به او در آينده
موکول به هرگونه مسئوليت امکاناتي براي کودک خواهد بود
لطفا اينجا رو امضاء کنيد
خدانگهدار
(ترجمه از: پرسونا کسري (92/6/15
هنگامي که زندگي ميکنيم، هيچ چيز رخ نميدهد
صحنه ها عوض ميشوند، همه اش همين
هرگز آغازي دربين نيست، روزها بيخود و
بي جهت به روزهاي ديگر اضافه ميشوند
...اين افزايشي بي پايان و يکنواخت است تهوع / سارتر
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.