All language subtitles for 55688

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

بوسنی و هرزگوین، 1995

همه در موقعیت هستند؟

اسلش : بله

ورا: بله

گری: بله

بری: بله

کیرا: بله

پس گروه بی سر و صدا منتظر فرمان باشه

با توجه به وضعیت اعلامی نقطه ی دوم انفجار رو پیدا کنید

خب با این سکون من میخوام همه چی رو سرنگون کنم

یک نقطه ی عالی برای پوششه

فرمانده اونا بهم آسیب زدند

اسلش این سبک تره؟ - نه

سیگارت رو بکش

هر دو رو بردار

اسلش ، اون نیاز داره زنده بمونه

یک تیکه کیک

بچه ها به طرز مشکوکی آرومند و من حس میکنم این خوب نیست

سورا وقتی اسلش رو برداره تو رو پوشش میده

چشمات رو باز کن و اطرافت رو بهتر ببین

بدون غر زدن به فرمانده گوش کن

اسلش اسلش ، فرمانده زنده است

گری تو خودت دیدی؟

- تاحالا ساکت بودم - دروغ نگو . خودم میدیدم آواز می خوندی

درحال حاضر بد می خونی

چطور این اتفاق افتاده؟

اسلش به سیلویا بگو قطع کنه

فرمانده کورو به شدت مجروح شده !

تخلیه اضطراری...

ببخشید، داداش!

بارا همه چی آماده است؟ - بله فرمانده همه ی آمادست

ما شما رو به اینجا کشوندیم

الآن پرواز می چسبه

ما خیلی منتظر موندیم

کورو خون زیادی رو از دست داده و احتمالا زنده نمی مونه

همه چی درسته داداش.این قانونه.همه چی رو به راهه

میخوام برم خونه... رفیق در مورد چی حرف می زنی؟

من میخوام برم خونه؟ دیوونه نمیشید صدای منو میشنوید؟

به زودی پرواز می کنیم امیدوارم زنده بمونیم

لطفا ...بگیر

ماشا...

از مامان و ماشا مراقبت کن

وقتی به خونه رسیدی از خودت مراقبت کن. فهمیدی؟

کیریا...

کیریا...

کیریا...

باشه

آرومش کن - آقا اسلش

جلوی اونو بگیر تحت حفاظت ناتو هستش-

من متاسفم ترکش کن

تحت حفاظت چی بود؟

منظورم این بود که همون لحظه بهتون هشدار بدم الانش مهم نیست

چطور میتونیم زنده بذاریمش؟ اون یک جنایتکار جنگیه بک کیریا کشته شد-

منو خائن تصور نکن یه دستور صادر شد و ما قدرت انتخاب نداشتیم

عضو کجا بود؟ ناتو آره کارش تمومه

آروم باشید. همه ی شمایی که اینجایید زیر تعهدات ناتو هستید . فهمیدید؟

این قلمرو ماست!

اگر اونو بکشید، به دادگاه نظامی میرید!

تو فقط دستورات منو اجرا میکنی؟ فهمیدی سرباز؟

بلافاصله با مرکز تماس بگیرید وضعیت اضطراری در هیئت مدیره اعلام میشه

مسئول اینجا کیه؟ - شما یا او؟

- اینجا چه خبره؟ - مترجم گم شده

شما پشیمون میشید "دیوانه ای؟" شاتالوف!

باید قبل از فرود اجازه دریافت کنید - چی

این جز اختیارات افسر هاست

این روابط بین المللی رو تحت الشعاع قرار میده

سربازانی که اسم میبرم رو ببندید:

آندره شاتالوف، اولگ بارمن، ورا کورباوا،

ایلیا سلاشف و رستم بابا گرید

از صفوف نیروهای مسلح فدراسیون روسیه.

معاون اطلاعاتی، سرهنگ دوم اسلان بیک ایتوف،

باید بیانیه ای ناقص و رسمی اعلام بشه.

گوش کنید، بیانیه ی ناقص.

بک، گوش کن... من در مورد یه دوست قدیمی بهت می گم.

"بالایی ها" نگران هستند وضعیت خیلی مزخزفه

اگر تو در روسیه ظاهر بشی، حتی قادر نیستی کاری انجام بدی.

با امضای قراردادهای دیتون در سال 1995، جنگ در بوسنی به پایان رسید

اما صلح در بالکان به مدت طولانی ادامه نیافت.

در سال 1998 یک منطقه جدید در محل بوجود آمد - آلبانیایی های کوزوو خواهان استقلال هستند.

برای سرکوب اقدامات ارتش آزادیبخش کوزوو،

نیروهای کوزو در سازمان ملل به عنوان گروه های تروریسی شناخته شدند

مسکو

در سال 1999، بدون موافقت شورای امنیت سازمان ملل

به منظور پایان دادن به جنگ، ناتو بمباران یوگسلاوی را آغاز کرد.

بلگراد، یوگسلاوی مارس 1999

بالکان رابر

استفان، من ترسیدم، سریعتر، لطفا!

از چی میترسی؟ اشیای نظامی اینجا نیست. هیچ چیز برای ترکیدن نیست

من احمق نیستم فقط میخوام بچه بمونم

همه چیز خوب میشه. و بمب ها سلام میکنند. سلام برای تولد پسرم-

مردم به بوکاجی افتخار می کنند. تو میفهمی؟

- بوکاجی زیر آتش گلوله متولد شد من تا حدودی همینطوری بودم

درسته و یکم پیاز داغش رو زیاد کردی

بیا. با عشق همه چی درست میشه

نگران نباش کارها به آرومی و دقت انجام میشه

بیا، نگران نباش به من اعتقاد داری؟ همه چیز عالی خواهد بود!

زودباشید کاغذ های مربوط به مقالات و سررسید های علمی رو بردارید

همه چیز توی کیف منه آره آره همینه

هیجان زده نشید همه چیز خوبه زودباشید

دوستت دارم!

اونو به دست بیار . ما سعی میکنیم کودک رو نجات بدیم

این خونه ی مادره

برو به زیر زمین! همه برن زیر زمین!

همه برن زیر زمین

توشا، توشا!

اونجا نرو . نه، نه برو

توشا، توشا!

حالا بهش کمک نکنین صدامو میشنوی؟

بیا دیگه!

بیا!

... برای این واقعیت محضه که حملات هوایی اول باعث کشته شدن زنان و کودکان میشه.

در کوزوو یک فاجعه رخ داده است - طبق داده های مختلف، 20 تا 70 نفر کشته شدند.

ما با شرکای ناتو در برابر نیروهای مسلح صرب متحد شدیم.

به همین دلیل، پراتاکوف دستور داد که هواپیما برگرده.

اشتباه خام ترین آمریکایی ها و دیپلماسی آمریکایی...

همین بود

مسکو، روسیه ژوئن 1999

سلامتی. من این آرزو رو دارم!

بنابراین، بمبگذاری در یوگسلاوی به زودی پایان خواهد یافت.

صرب ها به این حملات پاسخ خواهند داد، اما هنگامی که ارتش آنها از کوزوو خارج شود قدرت واقعی منطقه ...

به سوی شورشیان آلبانی منتقل خواهد شد.

نیروهای ناتو بمب گذاری را متوقف کرده و به عنوان صلحبان میان.

چیزی که من بهت می گم مثل رازه

تنها یک فرودگاه بزرگ در کوزوو - پریشتینا وجود داره.

این بخش مسئولیتش بر عهده انگلیسه.

فقط هواپیمای باری میتونه اونجا فرود بیاد

ما قبل از ورود انگلیسی ها، کنترل فرودگاه را تحت کنترل داریم.

برای اینکار، تجهیزات نظامی از بوسنی به صلحبانان ما فرستاده میشه.

وظیفه ی شما اینه که فعلا فرودگاه رو قرض بگیرید تا افراد ما برسند

شما نیرو دارید؟

گروه اندرو شالالف. همشون در یوگسلاوی باقی موندند.

شاتالوف؟ شما کمی در بوسنی بودید؟

من شاتالوف رو باور نمی کنم، اما من به گروهش نیاز دارم.

ویکتور ایوانویچ، بدون اونا نمیتونم فرودگاه رو اداره کنم.

یوگسلاوی ژوئن 1999

جنگجویان نظامی ناتو تشنه خون اند

کلینتون یک جانیه

سلام!

سلام عمو راد . امروز تولد بویان هستش

گوشی رو بردار

شما به خوبی ایستاده اید باشه... - سلام پدر کجاست؟

آه، رد، سلام. اینجا...

گوشی لعنتی رو بردار

راد!

گوران، راد اومده!

گوشی لعنتی رو بردار

مامان! لطفا تلویزیون صدای تلویزیون رو کم کن اینجا مثل دیسکو شده

فقط برو درب رو ببند

میخوای منو اینجا دفن کنی؟ - بیا... شروع کنیم!

شگفت انگیزه

راد تو پیداش نکردی - من با یک دست نمی تونم .

الوهوس، پس شما تو بودی.برو توی حیاط بازی کن

بیا، بچه ها - بهتر .من باید کار کنم.

برای من این کار خیلی سخت بود.

شوخی میکنی؟ من کاملا یه احمق هستم

اون خونواده ات رو از بمب گذاری نجات داد بهتره یه شغلی بهش بدی

شگفت انگیزه " کافیه مامان!

پاسپورت جعلیه

یه لحظه

سلام؟ - گوران؟

بله

چرا گوشی رو نگرفتی؟ هلیکا ، پلیس دنبالته

چی ؟!

آه، گوران، زندگی چیزی بهت یاد نمیده!

آه فرمانده میلیک توی بلغارستان جشنه

زن، قهوه برای مهمونا بریز!

شما در قلمرو یوگسلاوی چی کار میکنید؟

ما را تنها بگذارید.

منم برم؟

ما آن را در کوله پشتی خودمون پیدا کردیم.

هیچی دیگه برای مردم باقی نمونده مثل تلویزیون های قدیمی و ...

همکار...

سیگار قاچاق - پنج تا هفت ساله.

این قاچاق نیست، من اینو به عنوان یک هدیه برای تو آماده کردم.

من می خواستم تو رو متعجب کنم؛ که این اتفاق افتاد

یک تلاش برای رشوه دادن رسمی بود

همه چیز با هم رخ داد حداقل هشت سال گذشت.

چند مدته ایتجا نگهش میداری؟

پونزده سال؟

من شکارچی هستم و به مردمم کمک می کنم - - برای جنگ؟

ما با پسرا بازی میکنیم.

میدونی چه لباس هایی برای دخترا خوبه؟ اونا فوق العاده هستند

چرم اصل با مو! - چرم؟

تو احمقی؟ - چرا؟

میدونستی این آلبانیایی دیوونه حیوانات رو دوست داره؟

سر زخمش رو باز کردی او همه ما رو می کشه

بهتره برای براندی تلاش کنی، و من سعی میکنم آرومش کنم

من حیوانات رو دوست دارم؟ تو نقش یه روانی رو بازی می کنی

من دو گزینه رو پیشنهاد میدم. گزینه اول

حالا من، بدون صحبت کردن، قهوه ام رو دریافت می کنم

بعدش ما روی نقشه کار می کنیم و تو رو به روسیه تحویل میدیم

گزینه ی دوم هم اینکه همه چی رو به ما بگی

و اگر داستانت رو دوست داشته باشم می تونم یه کاری برات بکنم.

امیدوارم همه چیز رو درست بگی و منو درک کنی.

بلگراد، یوگسلاوی ژوئن 1999

دکتر...

خواهر، اشعه ایکس. - ممنونم.

تمیز شد. خب، شما اینجایید

من می خواستم صحبت کنم در بخش ما در کوزوو به شدت نیاز به پزشک حس میشه.

من تو رو پیشنهاد دادم این گروه سرپرست دکتر استرن هستند.

یک دکتر عالی از سوئیس.

این چیه؟

بیشتر از این نمی تونم.

میخوای وقتت رو صرف پزشک کنی؟

برای من سخته... این یک جنگه برای همه سخته.

من همیشه گریه می کنم

من یکی رو نجات دادم، اما می تونم بیشتر نجات بدم من می بایست اینکارو انجام می دادم.

ببخشید ماریانا ایلیک بین 25 تا 32 ساله . هفته پیش در اثر خون ریزی مرد

در عملیات اضطراری زخمی شد!

بهتر است که زندگی رو نجات بدیم تا اینکه هیچ کاری انجام ندیم!

زنده از صربستان!

برو برو... من چیزی از این زبون نمی فهمم

گری!

گری!

اما شکست خورد!

سلام داداش!

وقتی تلفنی بهم گفتی اعتماد نداشتم

سالام... (صلح، سلام) - سلام!

چطور منو پیدا کردید؟

طی چهار سال، بر خلاف بقیه، 7 بار صادر شد.

اما شما یک مکان رو انتخاب کردید من باید اطلاعاتی رو بدست بیارم.

بله، من دیدم که از اونجا بیرون رفتی.

بله

فرم اعتراضیشون جالبه

بله، اینا ملتی اند که آنها را بمباران می کنند ولی در مواجهه با آن، آواز می خوانند!

شیعان شرکت نخواهند کرد.

کار کمه؟ - فرودگاه رو در یاب

در فرودگاه منتظر بار بی آر تی باش - بی آر تی چیه؟

محل صلحبانان روسیه بوسنی و هرزگوین، ژوئن 1999

خدمه 249 آماده انجام کار آموزشی است!

خدمه 341 آمادگی برای آموزش 249 است!

اجرا کنید، آماده شوید برای شروع!

توجه!

شما شروع به خوابیدن کردید. شوماخر لعنتی!

ما خواهیم دید که چه کسی فاصله رو با توجه به زمان قانونی سپری کرده.

ما رو بگیر،! - ما الآن انجامش میدیم

به سمت چپ!

تاحالا کسی گرد و غبار رو بلعید

گاز بده، رفیق!

یالا الاغ چاق - فقط پدال لعنتی رو تا ته فشار بده

آنها در حال بلعیدن اند...

اونا رو به سمت چپ منتقل کنید!

کم کن، کم کن

آه، چه اتفاقی برای من افتاده؟

ما از طریق مسیر 21 عبور می کنیم!

باید دوش خوشحالی بگیریم - آه، زیبا؛ بیا، گاز بده

اون لعنتی ها پریدند "ایچتایانادی چطوره؟"

به طور معمول، آقایان - ما مثل الاغ، به اندازه ی بالایی سرگردونیم.

خوب اجرا شد...

گاز بده، گاز بده

گاز، گاز...

گاز بده ما کجاییم؟

برو - دهنمون سرویسه

احمق اونجا باتلاقه ما توی مرز هستیم

فشارش بده

مونده

ما ثابتش کردیم

این غریبه! بر میگرده!

دکتر کلنل! ژنرال ساموف به دنبال اتصال ماهواره ای با شماست.

پولو توروفسکی شما مبارزین بیشتری میارید

گوش کن!

بهتره آماده شن

نیکلاس... تسلیت میگم.

لعنت به تو!

سرهنگ لادوف سلامتی عمومی برای شما رو آرزو می کنم

لادوف، تصمیم حمله به پریشتینا درسته.

می فهمی؟ - آره!

هدف اینه که فرودگاه رو قبل از متفقین بدست بیاریم

و از نشت اطلاعات به ناتو جلوگیری کنیم

اجرا کن! - گوش بده!

اتصال رو قطع کن

در آخر!

نادیا...

نادیا!

بیا اینجا...

این منم... عموی تو

پسرا مردند

فرمانده... فرمانده پولیس!

من همه چیز رو چک کردم... هیچ کس زنده نموند

بیاید بریم کار خودمون رو درست انجام بدیم

فرودگاه اسلاتینا، پریشتینا، یوگسلاوی ژوئن 1999

اونا حتی ارتش نیستند.

راهبان در لباس نظامی اند. اسم فرماندشون اسموک هستش .

حیوانات واقعی...

روستای ووک پنجم در خطره.

اونا میان می کشند و بقیه رو اسیر می گیرند

و دو روز پیش اونا فرودگاه رو گرفتند.

حالا اینجا پایگاه اوناست

ما میدونیم این حیوونا کجان ولی نمی تونیم بکشیمشون

وقتی نیروهای ما عقب نشینی می کنند، بی قانونی کامل میشه.

تو از من چی میخوای؟

ما نمی خواهیم چهار کار رو با هم انجام بدیم.

میدونی چند نفر رو در نیم سال از دست دادی؟

اما ما می تونیم داوطلبان رو بگیریم "داوطلبان شما چیزی رو نمی دونند.

میدونی!

من از داوطلب سرباز ساختم

میلیک این مشکل بدون پشتیبانی خارجی قابل حل نیست

کوزوو و متوژیا، یوگسلاوی

جهنم واقعی اینجاست. اینطور نیست؟

کت محافظ بهتر بپوش - اون کمک می کنه؟

شما بچه دارید؟ - نه...

خب باشه

پروردگارا، نجاتمان بده!

سلام بارمین

چاکاک، یوگسلاوی

سلام عزیزم! ما برای سرگرمی اومدیم اینجا؟ - نه. من برای اینکار اینجا نیستم.

شما روسی هستید؟ شما دنبال چیز خاصی هستید؟

من نمی تونم بگم

بازم انفجار رخ میده -اون اینکارو دوست داره

سلام!

کاراگوئه، یوگسلاوی

ما برای پاک کردن رد پاهای لعنتیمون ساکتیم؟

تو چی فکر میکنی؟ چه زمانی تموم میشه؟

این منم...

من نمیروم

بهتره به جای اینکار، اینجا رو هر روز فشار بدی

و من خودم رو قانع می کنم - اینجا چی کار می کنی؟

نگران نباش. من به عنوان یک نگهبان کار می کنم و تو اینجا چه کار میکنی؟

به هر حال سوال خوبی بود خب تو اینجا اسیر نیستی

ببین، تو سرگرم کننده هستی... "" من با افسران یوگسلاوی مشورت می کنم.

هدیه ی فرانسوی ها. - آفرین!

تو با شانس برنده شدی؟

من برای چنین چیزهایی خوش شانس هستم

با اينكه...

سیگاری ام

در اینجا آنها هر روز ما رو بمباران می کنند. ما برای شما امیدواریم

روس ها ما را نابود نمی کنند. روس ها برادر ما هستند...

و اینکه روس ها ساکت هستند.

شما ملتهبید؟

شغلت چیست؟ - یه رازه.

به طور خلاصه کارم جمع آوری یک گروهه

اگر این کار رو می کنی... اونا بهت اجازه میدن به روسیه برسی

تو خم شدی

آروم، عزیزم... سلام هلیوس!

آروم بچه ها همه چی روبراهه

ما باید صحبت کنیم

سلاح دارای...

و کجا تضمینی وجومد داره که ما رو سلب قدرت و زندانی نکنند؟

من تضمینت هستم

از دیدنت خوشحالم.

تو میخوای اینکار رو بکنی؟ تویی که برادران صرب رو از بین بردی؟

روانشناسی در همه جا کار میکنه ملیت بی اهمیت هستش

پس اینقدر ... بک ، برو.

ورا یه مشتری داریم

تا همین اواخر... اینجا بمون

اگر فکر می کنی ناگهان

افتخار به هم صحبتی با من رو کسب کردی کور خوندی

اونا واقعا نمی خواستند فرانسوی ها رو بمباران کنند

اونا بمب رو روی یک مدرسه انداختند ...

اه لعنتی!

شما با تمام سفارشات و مدال ها به خونه میرید...

در اینجا چگونگی انجام این موارد وجود داره.

من به شما یادآوری کردم، اینکار غیر طبیعیه!

بک...

من باهات میام!

گری در مورد خونه بگو.اونجا هم خراب شده. اینطور نیست؟

10،000 دلار

این چیه؟

این مبلغی است که برای رفتن می خوام.

بله... روانشناسان در همه جا هستند.

کلید ها اینجاست

همه چیز اینجا با ما وجود داره

شما براندی رو می خواید؟

ببخشید، داداش!

برادر؟

تو برادر آلبانیایی هستی؟ - واک، نه...

بله، ایمان ما متفاوته. اما چند بار ثابت شده که برادرت هستم!

هی به من گوش کن

اگر نیاز داری گریه کن

فقط توی خودت نریز

سلام بچه ها! امروزه سه روستا تخلیه شده

آنها چیزی برای پرداخت مالیات نداشتند

همسایگان آلبانیایی آنها فراخوانده شدند و گفتند که آنها از طریق جاده ها مورد سرقت واقع میشن.

اونا کی تخلیه کردند؟ - حدود یک ساعت پیش.

زمان کمه. ما نمی تونیم بهشون هشدار بدیم.

بیا بریم!

اتوبوس برای شماست!

فرصت عالی برای دود خوردن در صحنه جرمه.

وقتی که او ظاهر بشه شروع می کنیم.

ما برای آنها در جاده صبر می کنیم.

اینجا ساده ترین راه برای حمل و نقله -باید کمین زد

اگر عجله کنیم قبلشون می رسیم

من توی راه سه نفر رو می بینم. دود هوا رو گرفته

واک کجا رفت؟ میلیک گفت رفته داخل ماشین

واک بمون -به من گفت برم فادیل

این سفارشه!

واک رفت...

بله، اون گرسنه است!

یک هدف وجود داره... باقی کارها باید توسط تک تیر اندازها انجام بشه

فتیم!

فتیم!

بیا، بلند شو... بلند شو!

من می کشمش - شلیک نکن

من می کشمش

بیا دیگه!

بیا بریم - واک، نه...

فدیل ، فدیل ... برای خائنانی مثل تو کار با یه چاقوی مخصوص انجام میشه

بگو ببخشید، در غیر این صورت من بهت شلیک میکنم

واک...

تفنگت رو بنداز

این توصیه است! ما راهزن نیستیم

یک قانون در بلغارستان وجود داره! - و آنها ما رو بمباران می کنند...

و ما را به قانون می کشند

در مورد قانون چی حرف میزنی؟ اون یک جنایتکاره

اما تو برای زندگی یا مرگ تصمیم نمی گیری

همونجا بمون - انجامش نده...

بیا بریم.

اندرو!

براوو، من خوب هستم من یک پاسپورت بهت میدم. آدرسش اینجاست

امیدوارم دوباره ببینمت.

دکتر لایتان، بذار از قوانین بخونم.

در مورد هرچی که میخوای بپرس

چقدر باید ادامه بدیم تا این سپر دفاعی رو سوراخ کنیم؟

آره خب باید تا جایی که دستور میرسه ادامه بدیم

مبارزان! امروز، شما ایستاده اید!

شما تیم ضربت کاری خطرناک دارید - بدتر از همه کل گردان

و سربازان دلسوز ما ...

تمام نیروهای مسلح فدراسیون روسیه را حمایت می کنند!

اگر فردا جنگ باشه چی؟

من به این سوال من پاسخ دادم، رفیق گارد من!

اگر جنگ در حال وقوع باشه، شما مبارزه خواهید کرد، تا کشته شوید!

دکتر ماژور

کارکنان گروه اول...

من کار شما رو می بینم! این سیرک رو به اتمامه

ترمز!

صبح، شرایط فنی تمام ماشین ها رو بررسی کنید!

آه!

لعنتی اینا رو تمومش کن

تمومش کن شوماخر

سایمون!

اما اونا انتخاب کردند!

سلام بچه ها!

سلام، راهزن! "فقط بیدار شو، بارجا!

فکر کردم بازنشسته شدی هنوز درجه نگرفتی؟

نمیگم ! - سیگار داری؟

تو هنوزم سیگاری هستی احمق؟ تو باید ترک کنی

سلام دخترا- کثافت های پیر-

گری، شروع نکن - من هم خوشحالم که شما رو می بینم

سلام! - ورا، سیگار روشن کن

من اونا رو رد کردم

بلافاصله از ذهنم رد میشه

از سال 95، بسیاری از چیزها تغییر کرده حالا ما تصمیمات خودمان را بدون ناتو گرفته ایم

این یک کاره... اگر شما آن را با من انجام بدید

شما را به ارتش بار میگردونم اما مهمترین جایزه اینه که به خونه بر میگردید

و آنها شما را به عنوان قهرمانان ملاقات خواهند کرد.

و شاتیان چی میشه؟

عملیات من رو هدایت می کنه.

ممنونم

ببخشید. - نمی بخشم

شما واکنش فوق العاده ای دارید "من همیشه در دوران کودکی دروازه بان بودم.

تمیزه ... راد

بیا بریم!

خدایا کمک کن. یعنی اتوبوس می رسه؟ زودباش میشو. سریعتر

بیا بریم!

بابا!

بیا، مادر

دعا کن، پسرم...

شما وارد خاک جمهوری کوزوو شدید.

همه ورودی ها یک روش غربالگری د اره.

اسناد و وسایل شخصی خودتون رو آماده کنید.

هر گونه مقاومت از مقامات قانونی بی رحمانه مجازات خواهد شد!

هی... چی میگی؟

راد تونیک - این لهجه دیگه چیه؟

شما صرب هستید؟ "بله... اما در روسیه بزرگ شدم

مادر من روسی هستش او مبتلا به دیابت هستش.

اسناد!

خدایا، لطفا!

پسر، لطفا... بذار. ممن پسر نیستم، یک زن صرب!

هی، داری چیکار میکنی؟

اون چیزی گفته؟

اینها چیزهای الهی هستند که نیازی ندارند.

خوبه که لمسش نکنی

یاسنا بلواهویچ. من به عنوان نماینده بیمارستان سفر می کنم

اینجا هم رو ملاقات می کنیم

پاپ، پاپ، تو یک قاچاقچی هستی؟

این چیه؟

ببین... آره

لطفا دست نگهدار. این ها چیزهای مقدسی هستند.

آبه، مردم... شما نیز مؤمن هستند!

شما به الله اعتقاد دارید ما به مسیح

بیایید حداقل به یکدیگر احترام بگذاریم.

به ما احترام میذارید؟

پس بگو کسی جز الله نیست

بیا، بهش بگو

میتونم بشنوم، بیا

به من احترام بذار

بیا... صحبت کن

نمی تونم، من یک مسیحی هستم

بابا...

حرف بزن

بیا دیگه.

بیا دیگه!

بهش بگو

مسیح...

بابا!

چی کار می کنی؟!

بهشون بگو یا سلاح هاشون رو بندازن یا به الله قسم بخورند

اسلحه هاتون رو بندازید

اونا رو دور ببر

همه برن داخل اتوبوس

همه برن داخل اتوبوس

برید توی اتوبوس

من توی روسی رو لمس می کنم

بیا... بیا، سریع!

من برای پزشکا میرم

سریع تر... همینطور سریع تر.

من دکتر استرن هستم چی شد؟ آیا شما انگلیسی صحبت می کنید؟

بله ما توسط راهزنان مورد حمله قرار گرفتیم و ما را ترور کردند.

اگر این مرد جوان نبود، ما دیگر مرده بودیم.

پسر بچه مریض شده - سر درد شدید داره

اونا به من گفتند به سمت صومعه ی نزدیکی میرند

پسر بیمار رو یه جا نگه می دارند ما بقی رو یه جای دیگه

پسره با پدر پارزن به صومعه رفته

از کجا میتونیم یه ماشین پیدا کنیم؟ - کجا ماشین بهتون میدن؟

نگران نباش، من کمکت می کنم

ممنون

کجا شیر آب داره؟ - بیا من بهت نشون میدم

اینجاست. اینا رو بگیر

- ممنونم پسر

من بدن کشیش رو میبرم.

صبر کنید صبر کنید...

میتونم باهاتون بیام؟

ازتون ممنونم

از میشو چه خبر؟ - در بیمارستان گلوکو ویش هستش

جراحت سرش جدیه اما وضعیتش پایداره

من از میشو مراقبت می کنم

آه، برادر، چطور این اتفاق افتاد...

اونو ببر

پدر اونا ازم خواستن به شما بگم ...

اینو به میشو بده. حاوی آیه های آسمانیه

- ما میریم - من برای خونوادم دعا می کنم

شما بچه دارید؟

خدا برکت دهد!

خدانگهدار

خدانگهدار

ممنونم

فقط در حال حاضر شروع به تحقق بخشیدن به خواسته هامون می کنیم

ما در حال حاضر در شهر هستیم - کجا میتونم برم؟

در بیمارستانم. اونا اجازه دادند که اینجا بمونم

شما می تونید توی خونه ی من بمونید به هر حال من اونجا نمیام

نمی خوام به شما صدمه بزنم... چطور منو متوقف می کنی؟

ممنونم

من صبح به بیمارستان میرم

بیا ، برو خونه ، به مادرم سلام برسون

میتونه باهات باشه؟ - زودباش بخواب

تو باید شبانه تماشا کنی برو احمق!

بله، بله بیا دیگه!

خوبه پدربزرگ میخواهی زندگی کنی؟

لازم نیست.

صرب های روسی در منطقه شما خدمت می کنند.

به من بگید از اینجایی که هستم می تونم برم خونه

صرب _ روسی اینجان؟ بله

گزینه A:

نمی دانم.

گزینه B:

من نمی خواهم به شما بگویم. انتخاب کن.

میدونی میتونم باهات چیکار کنم؟ - میدونم نمی تونی انجامش بدی

شما نمی تونید منو بخرید و یا مجبور به کاری کنید

شما فقط می تونید منو بکشید

در واقع شما می تونید...

کونم رو ببوسید

نه. لطفا بمون

این ترسناکه؟ - لطفا ، مادرم مریضه

اون منتظر و نگران منه

من هم مادر داشتم...

میلیک من تو رو نمی کشم

من زنده نگهت می دارم ...

فقیر!

برو

همه گوش کنند به نام آلبانی بزرگ،

برای انتقام از اشغالگران صرب

این صرب ها محکوم به مرگ هستند!

و این سرنوشت همه کسانی است که در برابر قدرت من ایستاده اند!

شما حقوقی دارید؟ شما یک راهزن معمولی هستید!

کوزوو توی صربستان هستش! این همواره بوده و خواهد بود!

آیا می خواهید آلبانیایی ها رو بکشید؟

میخوای؟

بیا دیگه...

انتخابش کن

براوو، پدربزرگ!

آفرین...

واک... کی اومده پیشت؟

توی جشن ...

توی جشن ...

واک...

راد ، فدیل اینجاست؟ آره

سلام!

گوش کن، وقت زیادی نداریم حالا من با واک هستم

ما چی کار کنیم؟ - درباره چی حرف میزنی؟

نمیدونی؟ اسماک ، میلیک رو کشته

تو باید دنبالش بگردی راد

دکتر سارتر می خواد تو رو ببینه

دو ایراد توی این نقشه هست - دود برات سرگرم کننده است؟

چرا رئیس فرمانده پلیس رو کشتی؟ - حالا ما مشکلاتی خواهیم داشت.

چه مشکلی؟ - آنها کار با مواد مخدر رو متوقف کردند.

آینده سیاسی تو مشکوکه.

درسته. از گروگان ها خلاص بشید و فرودگاه رو تخلیه کنید

تا رسیدن نیروهای ناتو، شما مجبور نیستید اینجا باشید!

تو به من فرمان میدی؟ دکتر رو فراموش کردی؟

عزیزم، به نظر می رسد که شما فراموش کرده اید که من تابع منافع اونهام

که تمام جهان را متقاعد کردم تا به شما کمک کنه به خونه برسید

هر کاری رو که میگم انجام بده

اجازه ندید!

شیطان وحشی! نمیبینی؟ دیدی؟

این کاملا غیر قابل کنترله... اما اونا رو سر جاشون مینشونه

بهش حمله شده؟ فکر کرده چگواراست؟

اونا چه انتظاری دارند؟ چرا باز نمیشن؟

باز کن، عجله کن!

امیر، ماشین دکتر رو پارک کن

بیا دیگه!

بیا، از اینجا بیرون برو

اولین تاریخ ما کوتاه بود.

ما نمی تونستیم همدیگه رو بفهمیم.

دوست تو...

مانع ما شد

لعنتی

قاتل!

من قاتل نیستم

من تنها قلمروی خودمو تمیز میکنم...

و شما رو از قلمروی خودم بیرون می کنم

ببخشید، ببخشید...

روس ها، آمریکایی ها، صرب ها...

تو یه اینجا نیازی نداری این خونه ی منه!

و من بهت هشدار دادم

روس ها کجا با اتوبوس سفر می کنند؟

نمی دونم.

اون نمی دونه ...

حیوونا

واقعا به نظر میرسه به یه حیوون نگاه می کنم؟

دختر... بیا، بیا

نکن لطفا...

من واقعا نمی دونم.

شما با هم بیمارستان رو ترک کردید

فرد روسی کجاست؟

کجاست؟

او کجاست؟

کافیه!

خب، اینجا...

شما می بینید، سربلندی صربی ها رو ، این پیچیده نیست!

- مخفی شو - فقط اینو میتونی بگی

و دختره نمی میره

اگرچه... یک هرزه کمتر یا بیشتر فرقی نداره...

هی...

من همینطور...

دارم به تو گوش میدم.

پرستار رو لمس نکن

اسموک به یکی از ما حمله کرده.

اون واک بود و باری میلیک اومده بود

- میدونم کجا زندگی میکنه - برو و دستگیرش کن

تو چیکار میکنی؟

میخوام به راید تونیک برم

وظیفه ما اینه که فرودگاه رو در اسلاتینا تصرف کنیم.

ما آن را گرفته و موقعیت خودمون رو نگه میداریم تا صلحبانان بیان!

و مهمترین چیز؛ ما باید فرودگاه رو بگیریم تا کسی ازش بهره نبره...

و این جواب میده. گری ...

در این سایت 10 تا 15 جنگنده وجود داره. همه اونا مسلح هستند

آنها یک تفنگ دارند. نمودار همه چیز رو نشون میده.

تو برای مذاکره برو و من برای توزیع میرم

گری و اسلش - آشیانه ها... ایست بازرسی هم بر عهده ی شما.

ورا ترمینال رو می گیره...

ترمینال در دسترس هستش

ورا: همه چیز تمیز انجام میشه!

پس شما فرمانده هستید؟

بله، من فرمانده هستم و مسئولیت همه چی با منه

سوالی هست؟ " پشتیبانی ما از بوسنی هستش؟"

آه - از بوسنی به اینجا 600 کیلومتر راهه.

612، اگر ما دقیق باشیم...

اونا موفق خواهند شد؟

افلاطون موفق خواهد شد.

رئیس جمهور اسلوبودان میلوسویچ توافقنامه رو امضا کرده

تا نیروهای متفقین یوگسلاوی از کوزوو خارج بشن.

بنابراین، مدیریت این هدف در حال رفتن به سمت ناتو هستش.

ما یک وظیفه داریم

در کوتاهترین زمان ما به حومه پریشتینا می رسیم...

و کنترل یک سایت استراتژیک مهم رو میگیریم

فرودگاه اسلاتینا، قبل از ورود تیپ زرهی ناتو در تصرف ما در میاد.

ما به عنوان نیروهای حفظ صلح بین المللی به کفور خواهیم رفت.

ما باید برای هر گونه توسعه رویدادها آماده باشیم.

این شامل یک نبرد تمام عیار با یک دشمن بالقوه است.

با ماشین! - ماشین ها!

این مکان - این مکان

اگر میخواید ترسناک باشید در بوته ها استتار کنید

چه خبره؟

خیلی آرومه... این بده

راه دیگه ای هم هست؟

... از طریق حجره یه راه وجود داره.

آنها در اینجا به خوبی مجهز هستند.

فقط قلبم داره از جاش در میاد...

بک، میدونی...

فکر می کنم اونا همه چیز رو درباره این فرودگاه به تو نگفتن

مخفی میشیم... ما مخفی میشیم

ما مخفی میشیم

لعنتی!

امیر! - قبول میکنم.

فرودگاه مسئول نداره برو ببین اونجا چه اتفاقی افتاده

درباره واک چی؟

اون صبر میکنه

گوش کن!

در عرض دو یا سه ساعت اونا میمیرند

گری... بله؟

به کمک نیاز دارند . اعزام شید -فهمیدم ...

اسلش، این روشن هستش؟ "بله، بک، همه چیز روبه راهه.

وقتی که از ایستگاه بازرسی گذشتیم، برید

چی میگی؟

اونا با من هستند

اونا دروغ می گند !

ولش کن!

چطور اینجا اومدی؟ - منم همین سوال رو دارم.

گری، چی گرفتی؟ - من می خواستم فرمانده رو خوشحال کنم.

چرا تیم من اینجاست؟ "حالا این تیم تو نیست!

توی بوسنی من و بقیه رو گمراه کردی

دوباره اینجا چیکار می کنی؟

این پایگاه یک تروریستی آلبانی هاست. ما برای اون اومدیم

چند نفر رو اینجا دارند؟ - بیشتر از صد نفر

و این چریکها کی هستند؟ - پلیس محلی

بذار بفهمیم ساحل رو ببند

هی، مرد، من از اینجا تکون نمی خورم تا زمانی اینکارو انجام ندم

من اهمیتی نمیدم که شما در موردش چی میگید - من متوجه نمی شم

گری چرا اینجا ایستاده اید؟ -اگر گم بشیم ...

اون ما رو ترک نمی کنه - پس، اون...

گری، اسلش، اونا در آشیانه قرار دارند! - ببخشید، چتا.

بک...

هی هی کافیه - فرمانده ،یک دستگاه وانت با یک تفنگ داریم.

دوره؟ - میتونم روش کار کنم

چند تان؟

چهار

اتلی راموس، من قبول میکنم!

اونا رو بیارید پایین آروم

راموس میتونی بشنوی؟ - این آروم نیست

قبول میکنم!

راه حل چیه؟

فرمانده، راه حل؟

تک تیرانداز ترمینال! - اونا رو از بین ببرید

آتش!

سیصد ، بهم حال بده

جهنم، ورا

آخرش از اینجا میریم

شاتالوف به صورت خلاصه آمادست

چرا ایستاده اید؟ به کار ادامه بدید.

آشیانه رو پاک سازی کنید

اینجا...

تمیزه؟

شلیک نکن.

ما کجا هستیم؟ - در فرودگاه اسلاتینا.

چطور اینجا اومدی؟

از طرف دکتر استرن و کسی که با پدر همکاری کرد

من بهش گفتم کجا زندگی میکنی

منو ببخش...

ما در وضعیت هم نیستیم

چه وضعیتی؟

اسموک ... - بله

اونا فرودگاه رو گرفتند

کیا؟

نمیدونم

هرکی بودند بهمون حمله کردند

لعنتی ها

توضیح بده ، کدوم فرودگاه برای چی حمله کردند؟ چند نفر بودند؟

اگر امروز امروز فرار کنید، من شخصا به شما شلیک میکنم!

کلا همه جمع شن

برای مبارزه باید آماده بشیم

باید بهش دست پیدا کنیم

فکر می کنید واقعا میتونید توی فرودگاه مبارزه کنید؟

چهره ی پلاتو رو دیدی؟

چیز مهم اینه که هنوز هیچی مشخص نیست

شاید ما می دونیم که در حال سفر هستیم؟ "عملیات ما مخفیه نباید اینکار رو بکنیم

گوش کنید، دلقک ها!

شما از تعقیب ترسیدید، اما شما حق ندارید از فرودگاه نا امید بشید!

و اگر موفق نشید بدجوری تنبیه میشید

آه!

این فرودگاه در منطقه مورد علاقه یک شورشی محلی هستش.

او حدود صد نفر مزدور داره. ما هشت نفریم

این چیزی رو تغییر میده؟ - این باقی می مونه

فرودگاه رو نگه دارید - گوش کن، فرودگاه رو حفظ کن.

طی عملیات سکوت رادیویی رو رعایت کنید

پشتیبانی در حال حاضر رفته هیچ راهی وجود نداره

صبح روز بعد سیزده ژوئن - اونا می رسند

تا اون زمان شما باید مخفی بشید

گوش کن!

این چیزیه که من بهتون تضمین میدم

این دست خوش شانسیه شماست؟

به کمک نیاز دارید؟ "چاتا، بیا"

چطور زندگی میکنی؟

خب، این چهار سال زندگیه بدی برای من بود...

اما من خوشحالم که همه ما با هم هستیم

همه جمع شدند - عالیه!

ورا، دستت چطوره؟ - کار می کنه.

وضعیت ما خرابه

احتمال زنده ماندن تا صبح حدود 10 درصده...

اما ما وظیفه داریم که فرودگاه رو نگه داریم.

بنابراین ما ازش محافظت می کنیم

ما در حال تموم کردن هدفیم.

گری؟ - من موافقش هستم.

اگر همه ی کارها رو هوشمندانه انجام بدیم همه اش دو یا سه ساعت طول می کشه

و بیشتر شه چی؟ - ادامه میدیم...

ما از پس سخت تر از اینا هم بر اومدیم.

خلاصه بگم به کارشناسای صرب در مورد مکان تقریبی و استراتژیکی توضیح میدیم

شاتلاوف، زمانی که اونا باقی بمونند مسئولیتش با ماست

می فهمی؟ فقط به اونا بگو که دقیقا دستورات منو دنبال کنند

فقط من

تموم

بیایید اتصالات رو بررسی کنیم از حضور مهمون ناخونده خوشحالیم

چی گفت؟ "بیا، من همه چیز رو برات توضیح میدم.

چاتای!

من همه چیز رو با ورزش توضیح خواهم داد.

خدا به شما کمک می کنه!

خب، ایده ای داریی، فرمانده؟

ما شومینه ها رو در سرزمین آماده می کنیم.

ما اسلحه رو در انوار دفاعی مستقر خواهیم کرد -همونقدر که میخوای

اما با کارتریج رابطه ی خوبی نداریم. - ذخیره سازی می کنیم

تو ترمینال کیه؟ این گری هستش

سقف باید در دو جهت بررسی بشه

خب، بلوند، آیا می خواهید آلبانی ها رو منفجر کنی؟

شوخ طبع لعنتی

قصد بازنشستگی داری؟ -بیا این کار رو با هم انجام بدیم

- فعلا برای بازنشستگی زوده

آیا ما توانستیم کل میدان رو بارگیری کنیم؟ - ما بیشتر بارگیری می کنیم تا بیشتر بهشون ضربه بزنیم

بوسنی خوشحال میشه؟

صبر کن.

نکته ی اصلی اینه که نشه -من بهت توهین نمی کنم

بارمین میره نقطه ی بازرسی یک دروازه پشت ایست بازرسی هست ما اونجا مستقر میشیم

احتمالا از اینجا جواب میده. فقط کافی نیست

واک شریک سابق این گروه بود

چنین چیزی نیست

- خیلی خب واک . ناراحت نشو ما باید تا صبح استقامت کنیم.-

این چیزیه که نیاز دارید - من به سیگار نیاز دارم

ورا روی پشت بام تعمیرگاه هستش. از آنجا همه چیز مثل کف دست مشخصه.

این آخرین مکان برای نگاه به تیراندازیه.

ورا، کجایی؟

بله، من اینجا هستم

اگر بیش از حد پر سر و صدا شد منتظر دستور ما نشو

در نهایت غافلگیرشون کنیم؟

در اطراف بنزین سیگار نمی کشند!

بری ،دیگه کافیه

وقتی از اینجا زنده بیرون بریم من شما رو به کنسرت می برم

به نظر می رسه مثل آب خوردن بود...

میتونیم با دختر توزیع کننده بمونیم؟

در دورترین نقطه آره

خیلی خب. - ما آماده هستیم

ممنونم

چطور زیبایی رو حفظ کنیم؟

بچه ها... ما مهمون هستیم

آنها از هوش رفتند هیچ کس نیومده خودشو به ما نشون بده. آروم باشید

اگر بیاد اینجا ، خودش رو میندازه روی تسمه ها

نه... از طریق بازرسی عبور می کنه

تا نقطه بازرسی، فاصله داره.

می بینم...

اون توی قلمرو خودشه ما نشستیم و منتظریم

تو کجا داری میری؟

روشنش می کنم ...اینجا رو تبدیل به جهنم می کنم

لاینزنز!

این بد هستش

از بچه ها برای ارسال اطلاعات استفاده می کنند

در جنگ این بدترین حرکت هستش.

و این بخاطر عملیات های انتحاری مجاهدین رخ میده

و بهش بگو ما مباره می کنیم

هر دفعه هم تکرار بشه می جنگیم. لطفا بگو

ولی بچه ها رو دخالت نمیدیم

دیگه حرفم تمومه

مثل جریان سطل زباله است

یا اینکه یه گلوله توی کدو تنبل خالی کنی

برای تو جواب میده واک

جنگ همیشه مردم رو میکشه

- این چی بود؟ - اونا بررسی کردند

اونا حرفه ای اند یا ارازل و اوباش؟

و چی؟

پسره زندست - اونا ارازل و اوباش نیستند

گوش کن، اینجا مقدار زیادی مورفین هستش. شاید شما بهش نیاز داشته باشید

ممنونم

شما می تونید در مرکز پایگاه که امنه با فرمانده ی من حرف بزنید

بک از شما مراقبت خواهد کرد

به هر حال...

و شما چی؟

ترسناک نیست - من به اونا عادت کردم.

اسم واقعیت چیه؟

اندرو شاتلاوف

من دوستش دارم.

مراقب باش، اندرو.

چاتا... فقط در گلوی من وارد شده

دکتر کلنل! ما از مرز بین بوسنی و صربستان عبور کردیم.

ما دقیقا نصف راه رو رفتیم - عالی!

همکاران ناتو ما هنوز فکر می کنند ما در این بخش هستیم.

ما سپیده دم به اسلاتینا میریم - اعتماد به نفس، زیبا و همراه با قدرت خوبه.

پس، داداش... حالا یک جنگ تاریخی وجود داره!

روسیه و صربستان متحد هستند.

آیا شما طرف روسیه بوده اید؟ - نه...

فرمانده ی ما میلیک گاها باهاشون مذاکره می کرد

مرد خوبی بود.

هفتاد سالشه و با تجربه است

او گفت: "ما با روسها 200 میلیون نفر میشیم."

به هیچ وجه. و بدون روسها چی؟

سران روس هیچوقت ساکت نمی شینند

خنده دار نیست با تاتار ها هستند؟ - چی؟

چند ساله با تاتار ها هستند؟

تاتار ها کی اند؟

اما تو صرب من هستی...

برای موفقیت بخورید

شیطان چیه؟ چطور؟

خوب همانطور که در گذشته اونا با هم خوب نبودند

چاتا... من می خواستم بهت بگم اما وضعیت درست نبود.

ممنونم ازت که ازم محافظت کردی و بالگرد فرستادی

تو به عنوان یک افسر و فرمانده واقعی عمل می کنی

من مدتها می خواستم بهت نشون بدم...

کیریا...

تجهیزات منو بفرست آدرس و پول در دسترس هست.

اگر اتفاقی افتاد ... - تو حق داری

البته، هیچ مشکلی وجود ندارد. "این آدرس کری هستش.

به خانواده اش بفرست...

همسر و دخترش تنها هستند

پس از مرگ او اونا زندگی سختی خواهند داشت.

تقصیر تو نیست.

ما زندگی خواهیم کرد

جالبه تیم ما "روسی" هستش.

قوم تاتار ، بنگلادشی ، بوسنیایی ، صربی

آلبانیایی، ازبک...

بری واقعا نمیتوانست درک کنه که اون تنها بود... اون یه شیطان روسی هستش

فقط بلد بود افتخارات بین المللی بگیره

برو جلو توتو

عالی بود گری . توی هواست

من از شوروی خسته شدم... دنبال یه چیز متفاوتی ام

کار در شوروی پیدا نمیشه.. درسته. تو هم یه جوون خوشگلی -

- دوباره شروع نکن ... - ما فقط با ارامش زندگی می کنیم

بله

- اونا شروع کردند

اونا به دو گروه تقیم شدند. بارا، چهار ستون به سمت تو میان!

باهاشون روبرو بشید - ورا، من پذیرش کردم

نه نه لازم نیست اونا بفهمند شما کی هستید

شما می دانید که کوزوو برای ما حکم چی رو داره بذار اونا ببینند با کی طرفند

صرب واقعی!

وقتی اونا برای بار اول شما رو ببینند بهتون شلیک می کنند

ببخشید، ببخشید!

به امید زمان های بهتر ...

برو برو!

بریا، گری و صرب ترمینال رو نگه می دارند.

من، اسلش و شتی ترتیب بقیه کارها رو میدیم

با خدا، پسرا، فرمانده ی من

برا ، بیا

فدیل کار ستون رو تموم میکنیم! - واک، به سمت راستت شلیک کن!

ما بازی می کنیم

هدیه...

برو

بیایید بیرون بریم

بری...

نگران نباش...

آماده! - خب، ما خودمون هستیم...

بک ما ترتیب کارها رو دادیم. ما داریم خارج میشیم

دریافت شد

ما بارگیری میکنیم

همه اش همین بود؟ - چیزی دیده نمیشه

گری، وضعیت رو گزارش کن!

پسرها ، دشمنا خیلی سریع مردند؟ - بله درسته...

خیلی سریع.

گروه دوم آماده است؟

آماده است. منتظر دستوره

خوب، رزمنده... جنگ رو چطور می بینی؟

صادقانه بگم؟ فکر کردم که بیشتر طول می کشه

عصبی نباش

بچه ها رو آروم کن . چشمات رو باز کن

گروه دوم داره برای حمله عازم ترمینال میشه آماده درگیری هستید؟

بله - ما طبق برنامه عمل می کنیم!

من به ترمینال میرم منو بگیر!

دشمن رو می بینم ماشین به ترمینال اشراف داره.

یادت باشه لعنتی

ورا ، میتونی تجربه اش کنی؟

غیر ممکنه، چاتا - هی هدف رو حذف کن

دریافت شد

این مال تو، آیا تو؟

منو پوشش بده

فدیل

اون آمادست

گری، چه غلطی میکنی؟

ترمینال، ترمینال بباید حفظش کنیم

بیا بریم

حرکت کنید

واک، ترمینال!

زودباش هم تیمی

توجه کنید اسلش تا یک ساعت دیگه اینجا رو منفجر میکنه تا اون موقع ما اینجا مهمونیم

من نشونشون میدم...

یک تکه کیک!

گری اونا منو زدند . اونا منو کشتند

آروم باش . فدیل ، صبر کن

شما برای چی فریاد می زنید؟

روش ادرار کن - برای چی؟

زودباش لعنتی

اینجا کار خیلی سخت شده. اونا سعی می کنند من رو بگیرند

تو ادرارت خون وجود داره؟ - نه نه.

مورفین تزریق کن

اون کمک میکنه بیشتر توی این جنگ دووم بیاری

حالا میخواهی...

بچه ها من فکر کنم تعداد سگ ها اینجا بیشتره

نمی تونیم فعلا از اینجا بریم

امیر، حمله! حمله!

همه هنوز زنده اند؟

شیتی: بله

اسلش: ​​بله

بری و واک: بله

ورا: بله - گری و فدیل: بله

چند تا زخمی داریم ولی فعلا زنده اند

بی آر تی ها کجان؟

مراقب باشید زیر چرخ نرید

میتونیم بریم بیرون؟ تو این جهنم کجا بریم؟

خب به دخترا نگاه کن آها

با دقت بیشتری رانندگی کن - از راه بیرون برو، لطفا.

ممنونم ممنونم لطفا از بیراهه برو

ما در سال 1945 مثل پدربزرگمان هستیم. اونموقع چند پرچم روسیه اینجا باقی می مونه؟

آنها نمی دونستند که ما میایم...

اونا پای صرب ها رو اینجا باز کردند

با تشکر، من نیستم اینو برای خودت نگه دار

من یه تک تیر اندازم روس ها برادرای ما هستند

برادران، برادران...

با اعتماد به نفس، میشه گفت: ما تجهیزات نظامی روسیه رو قبل از .

دوازده ژوئن 1999، ساعت سه صبح.

بهره برداری کردیم و در حال حاضر فقط تماشا کنید.

ارتش روسیه در پریشتینا!

به گری گوش کن ،بلوند بهش آسیب زده؟

زیباییش آسیب ندیده

تو عصبانی هستی؟

زودباش، سریعتر حرکت کن

سریع تر برو

آروم، آروم باش... گریه نکن

اسمت چیه؟

میلا... من مامانم رو میخوام

آروم باش گوش هام سوت می کشه

در یک استخر آرام، شیطان متولد میشه!

بچه ها، من می توانم این سکوت را با یک آهنگ عالی پاک کنم!

شورشیان ارتش بهتر ازتو آوار می خونند

ولش کن! الاغ عر عر میکنه دیگه!

نسخه ها پیچیده میشه ، دست مرده رو بگیر

بچه ها، اینو شنیدین؟

مینی !!!

منحنی ها

زنده ای؟ - بیا بریم طبقه ی بالا

توجه، تغییر موقعیت میدیم!

فدیل ، داره از دست میره!

ووک!

خم کن پایین!

این کجاست؟

اون میگه چیزی نمیدونه

صرب ها ، اونا اینجا تنهان؟

توجه کنید ، عقب نشینی می کنیم

چاتا: دریافت شد

زنده ای؟

بارا، خودم رو بازنشسته میکنم

ما باید برویم گری - اونا دوباره شروع می کنند.

برو... برو، فدیل.

من فقط کمی اینجا می مونم... - نه، نه، ما با هم می مونیم.

برو

شما به پسرا نیاز دارید

رفیق... فقط ماشین من رو بده

متاسفم داداش

درسته داداش

آهسته بکش، خب؟

برو

برو

گری...

گری!

گری!

بیا داداش، ساکت نباش - فرمانده...

گری مرده

بدرود گری!

لعنت بهش، ما کجا هستیم؟

بیا بری

فدیل "کجا رفتی؟"

اینجا کدوم قبرستونیه؟

ورا 11 !

خب، بیا... بیا، بیا!

آتش!

اوه، سگ لعنتی!

بیا، من رو پوشش بده من رفتم سمت واک . شاتای خودشو نشون نمیده

چاتا، سمت من؛ تو از پسش بر میای

تمیزه، میتونی شروع کنی

دریافت شده، ورا کار میکنم...

ورا، موقعیت ساعت سه!

اخبار داغ از کوزوو: وضعیت دشواره.

من با همتای روسیه ای خودم ، ایگور ایوانف صحبت کردم.

مشاور کنگره کلینتون برای روسیه وارد این کشور شده است تا وزیر امور خارجه را متقاعد کند...

نیروهای روسی فورا دستور دارند که کوزوو را ترک کنند.

عالی شد

حکم از ریاست جمهوری به ژنرال سامو رسید

"جنگ را در کوزوو بلافاصله متوقف کنید!"

من هرگز دستورات بزدلانه رو اجرا نکردم!

تیم همیشه معلق می مونه ژنرال اشتباه کردی.

تیم وارد فرودگاه میشه!

ورا... ورا!

ورا، من قبول میکنم، جواب میدم!

زنده ای؟ ورا!

ورا! - بچه ها، شما به کمک نیاز دارید

من گیر افتادم . - ورا، یکم.

انبار آتش سوزی شده. اسلحه رو بردارید

لودو تلفن آربات پشت خطه

اتامان، دستور داده شده است که حمله رو متوقف کنید و منتظر دستورالعمل های دیگر باشید.

تو چی فکر می کنی؟ - دستور رو اجرا کن

گوش کن!

همه توجه کنند

من از زحمات همه قدردانی میکنم:

حرکت رو متوقف کنید

چرا متوقف کنیم؟ - نمیدونم...

صبر میکنیم و میبینیم

زمان تموم شدنشه

سرجیو، چرا روانپزشک شدی؟

ما حتی به...

ما باید ساکت بشیم - آه میدونم

ما اوا باید قضیه ی میومنت رو حل کنیم

اسلش چیکار می کنی؟

من مسئله رو حل می کنم

برو جلو برو سریع! سریع به سمت آشیانه برو!

بعد، موقعیت ها رو حفظ کنید

من زیر آتش هستم من نمی توانم خودم رو مخفی کنم

ما به کمک نیاز داریم، بک!

اونا با سیصد نفر ما رو تحت فشار جدی قرار دادند - واک طور جدی مجروح شد.

میدونم که به کمک نیاز دارید . میدونم

اسلش...

شاتي و بريا، اسلش با مينومت مخالفت كردند.

خدا به شما کمک می کنه، اونا دروغگو هستند!

دکتر کلنل، اسلاتینا فراتر از گذر ماست.

ما باید حرکت کنیم، باید از لحظه هامون استفاده کنیم!

دکتر کلنل...

ما برای پایان میومنت صبر می کنیم

ماشین ، ماشین

ماشین رو منفجر کن

برو

یا خدا

آتش!

زودباش

اتوبوس رو منفجر کن

یا خدا ... عجله کن

بیا، ایلوا، پرش!

یک تیکه کیک...

اسلش رو ببین - به زودی می بینمش

ما چند نفر رو داریم؟

حدودا بیست نفر

ما باید ورا رو نجات بدیم

همون تقریبا خالیه

شما با صرب چی کار میکنید؟

باید بلافاصله برداشته بشه !

شما درک کردید؟ - برو

شیطان

من میمیرم

شیطان رو باور کردی؟

چاتا؟ منو بیرون کشیدن

ووک مخفی میشه

دریافت شده. به گاراژ برگردید.

ازت ممنونم!

یک صرب واقعی.

پسرا من از صرب ها حمایت می کنم ما تا آخرش با همیم

اونو بکش، آتش بس! آتش بس!

متاسفم داداش

من اینجا هستم!

چاتا، من حالم خرابه

لعنت بهش!

"شکسته" نیست؟ - ما در حال کار هستیم

اونا بهم آسیب زدند

یه پرواز این نزدیکی داره رخ میده . آماده شلیک باشید - عالیه!

آماده باشید

شما برید مخفی بشید من زود بر میگردم . دریافت کردید؟

بعد از من اعلام کنید

اندرو!

اندرو! - محل پاکه

اون با منه

هی...

آروم باش...

لطفا اگر می تونید بشنوید اعلام کنید. لطفا

آندره، به من نگاه کن

همه چیز خوبه. می شنوید؟

به من گوش کن، به من گوش کن

بیا، همه چیز خوب خواهد شد.

آندری... به من نگاه کن چشمانت رو ببند، میشنوی؟

اندرو!

لطفا لطفا...

لطفا نمیر!

همه آماده عقب نشینی باشند

ما بیرون میریم

برو

من مهماتم خالی شده - صبر کن!

اماده ای؟

بیا دیگه!

من مهمات ندارم

چیه فرمانده؟ شما مهمات دارید؟

من آماده ام!

آماده!

زودباشید

برید داخل ماشین

داخل ماشین

بیا بریم! - لعنتی!

سیگار

من همه چیز رو از بین بردم

بده

خالیه

4

اون چی بود؟

برای خونواده؟ اون هیچ خونواده ای نداره

به خاطر سرزمین مادری؟ این کشور منه!

گدینی...

اون برای چی مرد؟

تو باید دو دقیقه ای از اینجا بری

صدامو میشنوی؟

دو دقیقه!

این دستاورد دوستته

برو بیرون

تو داری وقت ما رو میگیری

مشکل شخصی داری؟

ما با غیرنظامیان چیکار کنیم؟

این یک جنگه...

ببخشید، شیطان.

بیا... از من شروع کن

بک...

تو...

برای زیبا بودن

اماده ای؟

آماده.

بعد از من!

بعد از من!

بمون

روی ستون و ترمینال تمرکز کنید

فرماندهان آماده مبارزه هستند!

ما...

غیر نظامی تمیز!

کالم، آروم باش

وظیفه فرمانده شماره 1: تامین امنیت در محیط اطراف فرودگاه!

همه چیز خوبه. تموم شد

ما روسی هستیم

درک می کنی چی میگم؟

بچه ها شما مجبور نیستید که اینکار رو انجام بدید

ما انجامش میدیم ترتیب یه مبارزه رو میدیم

فرود غیر ممکنه. یه سری مخزن روان روسی زیر ماست

وارت، مبارزه کن

قربان، آروم باشید جنگ جهانی دوم برای شما شروع نخواهد شد

عجله کن

ییک گردان کوچک 70 نفره کل غرب رو به وحشت میندازه/i>

من خیلی خوشحالم که روس ها به این فرودگاه منتقل شدند. واقعا

همه چی اینجا درست میشه. میفهمی؟ روبه راه میشه

فرماندهی متحد خواهد بود.

اول باید بگم که از این بابت خیلی خوشحال هستم

کفور روسیه به ما می پیونده و ما هم پشتیبانی رو انجام میدیم

خوشحالم - ایده خوبی بود...

در سال 2003، صلحبانان روسیه کوزوو را ترک کردند.یک سال پس از آن ...

این منطقه زیر آماج حمله ی صرب ها سقوط کرد

در سال 2008، کوزوو اعلام کرد که یک دولت مستقل ایجاد می کند.

حمله به جمع صرب ها تا امروز ادامه دارد.

بلگراد، یوگسلاوی مه 2000

هفته آینده ما یک تعطیلات داریم

کل خانواده با هم جمع خواهند شد. بیا دیگه.

بابت دعوتت ممنونم من رای خداحافظی اومدم

خداحافظ.

اون در مورد دختره بهم میگه؟

بله او...

منتظر چی هستی مرد؟

یه سری چیزا هست که نمیشه در موردشون گفت

چیزی برای گفتن وجود نداره برو و انجامش بده

هی

تمیزه

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.