Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
وارز تقدیم میکند IRWAREZ.COM
هی، چطوره این گوشیهای فسقلیتون رو بذارید کنار
و خانوادگی به این صفحه بزرگ نگاه کنیم؟
همین الان بهم پیام دادی «کنسله»؟
تازه با دو تا «س» هم نوشتیاش
ببخشید. باید لیلی رو ببرم یه قرار ولنتاینِ زودهنگام
هی، میدونی، داشتم فکر میکردم یه چیز کوچیک براش بخرم
میتونی ۱۱۰۰ دلار بهم قرض بدی؟
چطوره غذا سفارش بدیم و فیلم «دفترچه خاطرات» رو ببینیم؟
ای وای، اون فیلم همه چی داره
رایان گاسلینگ... رایان گاسلینگ زیر بارون
رایان گاسلینگ بدون پیراهن
حتماً. همینطور که داریم میبینیم، میتونیم ناخنهای همدیگه رو هم لاک بزنیم
منم موهات رو میبافم
اوه، برای اون یکی حتماً میمونم
میدونی چقدر گرون تموم میشه
که بدی بقیه این کارها رو برات انجام بدن؟
هی. هی، اندی
یه سوال فوری ازت دارم
نظرت درباره فیلم «دفترچه خاطرات» چیه؟
اوه! واقعاً ترغیب شدم
که کنترل رو بردارم و بزنم شبکه ورزش
خیلی خب، برنامه عوض شد. همهتون بزنید به چاک
این یکی اینجا میمونه
یالا بریم
در بازه
مگه اینکه از این «شاهدان یهوه» باشی، که اونوقت
درود بر شیطان
چرا همه آدمبدهها همیشه با «درود بر» شروع میکنن؟
هیچکس هیچوقت نمیگه «درود بر آقای راجرز»
اوم، آملی میخواست کاسه بزرگ شربتخوریمون رو قرض بگیره
برای مهمونی تولدت
آملی اینجا نیست، بازی «سیکسرز» داره پخش میشه
امتیاز عقبن، ۲۰ ثانیه هم مونده ۴
هیس
خیلی باحاله که فکر میکنی ساکت بودنِ ما
روی تمرکز بازیکنای توی تلویزیون اثر میذاره
تنها چیزی که برای تولدم میخوام بردِ سیکسرزه
و یه بغل از طرف بابات
هه، موفق باشی. تنها زمانی که منو بغل کرد
وقتی بود که داشتم با یه دونه انگور خفه میشدم
بچگیهامون همیشه مجبورم میکردی بازیهای سیکسرز رو ببینم
آره دیگه. من و برادرت عاشق «آلن آیورسون» بودیم
چه لقب خفنی داشت: «پاسخ»
بعدش مربی جنکینز لقب منو گذاشت «سوال»
لقب من تو دبیرستان «حامله» بود
وای خدای من، گلش کرد. فقط دو امتیاز عقبن
یالا! سه ثانیه مونده. اصلاً راه نداره
نه، «مکسی» توپ رو قاپید. شوت بزن! شوت بزن! شوت بزن
از وسط زمین! گل شد
گل شد! گل شد! بردن! بردن
رفت تو! وای خدای من
باورنکردنیه. چه لحظهای
اوه، ببخشید، اون
یه برخوردِ اتفاقی بود. خطا نبود
قطعاً نبود
من دیگه باید برم
خب، تو که اینجا زندگی میکنی، پس من باید برم
آهان، اینم از ظرفِ پانچ برای نوشیدنی
یا واقعاً هر چیز دیگهای. شیر، هورچاتا
اصلاً بزن به سیم آخر و توش اسپاگتی بریز
نذار اسمش جلوی آرزوهاتو بگیره
خب، فعلاً
تمام این مدت کارِ تو بود، گاسلینگ
پسر، خوب منو رنگ کردی
یه جورایی بامزه بود، خوشم اومد
سلام پدربزرگ. اوه، سلام. چطوری؟
اونو نگاه کن. اونو ببین، این
مسابقاتِ کشوریِ بدمینتونه
قضیه چیه؟ مَت پارکر
قوی، قابل اعتماد. علایق: گوشت قرمز
تنفرات: چقدر وقت داری؟
این آگهی ترحیم منه؟
یادت باشه، میخوام خاکسترمو روی خونهی "جین فوندا" پخش کنین
میخوام همهی اون گیاهای هیپیوارِ جلوی خونشو خشک کنم
نه، برات یه پروفایلِ دوستیابی توی "ترد-سوایپ" ساختم
یه سایته واسه آدمایی با ارزشهای سنتی
که علاقهای به آدمای زشتی
که باهاشون میرن کلیسا ندارن
ببین، تو اصلاً حق نداری
اینطوری سرک بکشی توی تنظیماتِ خصوصیِ من
میدونی که حریم خصوصی آخرین چیزِ مقدسیه
که توی این کشور برامون باقی مونده
مگه نه، چین؟
از وقتی که از "ایو" جدا شدی
همش کارت شده بری سر کار و بیای خونه
و غُر بزنی که چرا دیگه هیچکی نمیخواد کار کنه
بعدش دوباره بری سر کار
ببین، من قرار نیست برم توی سایتِ دوستیابی
اوه، فهمیدم
میترسی
من نمیترسم
تنها چیزی که منو میترسونه، پارک کردن جلوی "تریدر جوزه"
نه، مشکلی نیست
پس منم گرایشِ سیاسیتو عوض میکنم و میزنم "ترسو"
اوه، واو
منم ساعتِ خوابتو میذارم همین الان
یه سوالِ سریع. چطوری هجّی میشه
بذار ببینم چی نوشتی. اون زنه رو ببین
همم. واقعاً هم خوشگله
پسر، اون زنه خوب میدونه چطوری یه ماهی قزلآلا رو دستش بگیره
اینو ببین. «لیبرالهای کمونیست، انگشتتون رو بکشید پایین.»
اونو نگاه کن
حتی اجازه نمیده انگشتت رو به چپ بکشی
خوشم اومد. اوم-هوم
هی رایلی، برای تولد گیب چی میخوای بگیری؟
یه پیرهن ورزشی «آیورسن»
ولی ممکنه پیام اشتباهی رو برسونه
مثل وقتی که میخوای عکس سگت رو توی گروه بفرستی
ولی اشتباهی عکس ممه راستیت رو میفرستی
ممه راست، پیامِ راست
میتونی یه رازی رو پیش خودت نگه داری؟
آره، از کوین توی ساندویچی بپرس
هم به زنش خیانت میکنه هم توی مالیاتش تقلب
و از قضا، با حسابدارش
من و گیب موقع تماشای بازی «سیکسرز» یه لحظهی خاص داشتیم
ما، امم، نزدیک بود همدیگه رو ببوسیم
پس فکر میکنی کادو دادن اون پیرهن مثل این میمونه که بگی:
«یادته اون دفعه که نزدیک بود یه اتفاقایی بینمون بیفته؟»
خب، میدونی که من همیشه بهش حس داشتم
ولی الان با اَندیام که انگار
ترکیبی از شخصیتهای «بریجرتون» و شاهزاده اریک توی «پری دریاییه»
و گیب هم که... سلام بچهها
آه، آمیلی! ها
دوستدخترِ گیب که عاشقشه
و ما هم عاشقشیم... همه عاشقشن
من برای تولد گیب چی باید بگیرم؟
از لیست آرزوهاش سر در نمیارم
«بوبا فِت»؟ این یه جور اسموتیه؟
بعدش هم، من از کجا قراره یه «فالکون» پیدا کنم؟
من یه «فالکونشناس» سراغ دارم؛ بَری
خب، نمیخوام فقط یه چیزی از توی لیست انتخاب کنم، میفهمی؟
میخوام یه چیزی بهش بدم که یعنی: «من میبینمت
میشناسمت. بوت رو حس میکنم.»
تو دیوونهای
مرد خوششانسیه
امم، من یه پیرهن تیم «سونتی سیکسرز» دارم که میتونی بدی به گیب
خودت نمیخوای بهش بدی؟
نه، تو باید بدی
واقعاً؟ آره
تو خیلی آدمِ حسابیای هستی
باورم نمیشه قبلاً تو رو به چشم یه تهدید میدیدم
اوه
نزدیک بود همدیگه رو ببوسیم. بله، خب، یادآوری خوبیه
که ممکنه تصادفی واسه هر کسی پیش بیاد
ممم
خب لین، چه کارهای؟
زود بازنشسته شدم ولی قبلاً توی اداره کار میکردم
خب، زیاد سراغ دوستیابیهای آنلاین میری؟
نه. اگه میخواستم یه «گربهماهی» (کتفیش) گیرم بیاد
میرفتم از روی قایق این کار رو میکردم. اوه
ماهیگیری میکنی؟ اوه، من یه بار امتحانش کردم
اون عکس رو فقط برای این گذاشتم که یه طعمهای گیر بندازم
واوو
انگار یه ماهی درشت صید کردم
راستش من اونقدرها هم آش دهنسوزی نیستم
هرچند هنوز همون سایز شلواری رو میپوشم
که تو دبیرستان میپوشیدم
اوه
خب، میخوای یه بطری بگیریم؟
آره! تکیلا چطوره؟
معلومه که داشتم شوخی میکردم. اوه
مگه اینکه دلت تکیلا بخواد
من تو فکر شراب بودم. البته تا وقتی که مالِ
سرزمین آزادگان و خانهی شجاعان باشه
پس سر این میز خبری از شراب کالیفرنیا نیست
آره
آره، من بهش میگم «کمونیست-فورنیا»
تولدت مبارک، گیب
ویسکیه. چیزی که هر مردی برای یه مرد دیگه میگیره
بفرمایید تو. خیلی خب
چطوری؟ اه، خوبم
چرا خوب نباشم؟
باید هم خوب باشی
خوبم
خوبه. نوشیدنی؟
نوشیدنی
بفرما. این یه ترکیب قرمزه
یعنی مخلوطِ سه تا بطری نیمهخالی شراب قرمزه
اوه! «شابرلوت»، مورد علاقه منه
گیب، منم الان کادومو بهت میدم
نه بابا
آلن آیورسون بازیکن مورد علاقهمه
برای هالووین خودم رو شبیه اون کردم. از سر تا پا
نه اون قسمتش رو
حالا که فکر میکنم، اون بافتهای موهام یکم مورد داشت
هی، بیخیال، نگرانش نباش
منم یه سال برای هالووین تیپِ یه مرد سفیدپوست رو زدم
تمام شب رو داشتم الکیالکی موفق میشدم
آملی، این عالیه. از کجا میدونستی؟
میشناسمت عزیزم
ایول آملی، زدی تو خال
پس از «الن» خوشت نمیآد؟ نظرت درباره موسیقی چیه؟
من سبک کانتری رو دوست دارم
اوه. من زیاد طرفدار کانتری نیستم
مخصوصاً روسیه و کانادا
آره، موسیقی کانتری اصلاً خوب نیست. آره
خوشحالم که «کنی راجرز» مُرده. پففف
خب، اون مرد خیلی مهربونی بود
دقیقاً درست میگی
اون یه فرشته بود و واسه همینم الان تو بهشته
لازم نیست سر همه چیز با هم توافق داشته باشیم، نه؟
نه، نداریم. موافقم
خب، منظورم همینه. یعنی، لازم نیست همیشه حق با من باشه
من... معمولاً هستم، ولی لازم نیست حتماً اینطوری باشه
اوم، اهل مطالعه هستی؟
آره! بیشتر کتابهای کلاسیک
دارم به «بلندیهای بادگیر» با صدای آرنولد شوارتزنگر گوش میدم
جالبه. هیثکلیف. اداشو دربیار
همین الان بیا اینجا. برو سمت هلیکوپتر
من بازخواهم گشت. زود باش، انجامش بده
اصلاً نفهمیدم منظور اینا چی بود
خب، میدونی چیه؟ تو فوقالعادهای
ولی هر رابطهای مثل خاورمیانهست
اگه یه کم درگیری نباشه، دیگه چیزی واسه حرف زدن نمیمونه
ای بابا
متأسفم. فکر کردم شاهزاده رویاهامو پیدا کردم
اوم. این بار یه واقعیشو
نه اون نیجریهای که نصف پول بازنشستگیم رو ریختم به پاش
خب، مطمئنم نیمه گمشدهت یه جایی هست
این رو برات حس میکنم
آخی. چقدر تو مهربونی
خب، محض اطمینان، قضیه رابطه کلاً منتفیه؟
اوه، یا شایدم هنوز روی میزه
من خیلی آدم راه بیایی هستم
ای وای، وقتشه پرستار بچه بره
اگه بعد ساعت ده بمونه، میره سراغ داروهام
اوه، مشکلی نیست. من... من میمونم
و به استیچ کمک میکنم تمیزکاری کنه. حله
تو قرار نیست اینجا بمونی و به استیچ هیچ کمکی بکنی
چون من خودم هم نمیمونم
چی؟ نه، بمون
وگرنه فقط من میمونم و گیب
خب، بذار فکر کنم. تمیز کردن استفراغ
یا کمک کردن به این خانومای محترم برای تلافی کردن سرِ باباشون
که به اندازه کافی بهشون محبت نکرده
دختر، من رفتم
آملی بیهوش شد
مجبور شدم اپلیکیشن اسنپفود رو از تو دستای خوابآلودش بکشم بیرون
همه رفتن؟ آره، اندی باید میرفت
پس فقط من موندم که... آشغالها رو ببرم بیرون
نمیدونم چرا اون کار رو کردم
راستی، اندی خیلی گُله، با اون چشمهای آبیِ بینقصش
مثل اقیانوس سرکش که آروم نجوا میکنه
«همه چی درست میشه.»
آره. خب، آملی هم همینطوره
اون خیلی خوشگله
و بوی کسی رو میده که فرصت میکنه هر روز دوش بگیره
چون بچه نداره
آره، این لباس ورزشی رو ببین
انگار بهترین کادوی ممکنه
تیم محبوب، بازیکن محبوب
بازوهام رو حسابی نشون میده
آره، واقعاً... اه، خیلی لطف کردی
اینکه میدونستی باید این رو برام بگیری
واقعاً لنگه نداری
ممم... من برات خریدمش
چی؟
دادمش به آملی
چون نمیدونست چی باید برات بگیره
ولی تو میدونستی
فقط مدت بیشتریه که میشناسمت
تو من رو بهتر میشناسی
رایلی، من... گیب، داریم چیکار میکنیم؟
این دیوانگیه. نباید این اتفاق بیفته
حق با توئه. آره
نمیتونیم این کار رو بکنیم. جفتمون تو رابطهایم
دقیقاً
عزیزم! یه سطل دیگه لازم دارم
بهتره بری
و فتبرگر
چی براتون بیارم؟ اه
ویسکی، تک
دقیقاً مثل خودم
سلام، اومدم سفارش بیرونبر رو بگیرم
باشه، بذار چک کنم. اوکی
ایو؟
هی، تو که قرار بود کره باشی
مت پارکر
ممکنه از قبل هم بداخلاقتر شده باشی؟
اینجا چیکار میکنی؟ خب، گشنهم بود
واسه همین اومدم به جایی که توش غذا درست میکنن
بهش میگن رستوران
میدونی، یادم رفته بود حرف زدن با تو چقدر رو مخه
مثل این میمونه که بخوای توی ماشینحساب گوگل سرچ کنی
باشه، درست جواب بده. توی الاِی چیکار میکنی؟
بخش کرهایِ تورم تموم شده
واسه همین یه توقف یه روزه توی الاِی دارم
و بعدش فردا پرواز دارم به اسپانیا
واسه بخش اروپاییِ تور
گروه خونیم "اُ منفی"ئه و سایز کفشم چهل و چهاره
سوال دیگهای نداری آقای دادستان؟
چرا نگفتی که اینجایی؟
خب راستش، زیاد آماده دیدنت نبودم
ولی انگار کائنات نقشههای دیگهای داشته
مگه کائنات فقط با زنهای سفیدپوست حرف میزنه؟
بدم میآد وقتی ملت اینجوری حرف میزنن
بعضی وقتا آدمها از چیزی بدشون میآد
چون در واقع ته دلشون جذبش شدن
این از اون موارد نیست
دروغگوی خیلی بدی هستی
این رو هم "جناب کائنات" بهت گفت؟
ببین، داری لبخند میزنی
اوه، نه، تو از دیدنم خوشحالی
یا شایدم کلاً یادت رفته کجایی
خب موکی، قضیه اینه
قدرت "رپتور" رو میخوای و سرعت "فراری" رو
ولی توی ونِت جا برای دو تا قمقمه بچه هم میخوای
آره، دنبال چیزیام که بگه: "من پدر دو تا بچهام..."
"...ولی چهار بار قهرمان ورلد سریز شدم"
یه ماشین خفن با یه هیکلِ جاافتاده
از چالش خوشم میآد. از پسش برمیآم
آره، ما هم توی "ورلد سریز" همین رو گفتیم
ببخشید کانادا. آره
آره
آره، کانادا خیلی داغونه، نه؟
هنوزم روی ماشینم کار نمیکنه. نه
بقیه اینجا خیلی حرفهای برخورد میکنن
و خیلی هم تودار هستن
وای خدای من، موکی بتس برگشته؟
اوم، میشه یه عکس بگیریم؟ عاشقتم
حتماً. بیاید جلو بچهها
اه، میشه شما عکس بگیرید؟
هی گیب، نگران نباش
وقتی موکی رفت، با تو هم عکس میگیریم
باشه
خب، گوش کن، نقشهها رو به زودی ردیف میکنم
بهت زنگ میزنم، بیا اینجا و نگاهی بهش بنداز
بله حتماً. ممنون مت. فدات رفیق
اوه گیب، میدونی چیه؟ فقط به خاطر تو، رفیق
وای خدای من، این عالیه. خیلی ممنون
چی؟ باشه. ممنون بچهها
میبینمت، بتس
یه لحظه صبر کن. این گوشیش بود
هی، دیشب قرارت چطور پیش رفت؟
شما دوتا شدید... اه
دوستهای معمولی با مزایای خاص؟
من بهت میگم چطور بود. ایو رو دید
خب، چقدر جالب که دیشب ایو رو اتفاقی دیدی
رو مخه
و خیلی هم خوشگله که اونم رو مخه
اوه، دلت براش تنگ شده بود
ایو مثل ساندویچ "مکریب"ئه؛ دوباره برگشته
مهم نیست
امشب میره بارسلون
ببخشید، بارث-لونا
خب؟ برو فرودگاه و جلوش رو بگیر
نمیشه همینجوری از گیت بازرسی رد شد
اینجا فیلمهای کمدی-عاشقانه دهه هشتاد نیست
خب، باهاش برو
نمیبینی این سرنوشته؟
یه بار از دستش دادی. دوباره تکرارش نکن
نمیتونم اینجا رو ول کنم. من زندگی دارم، کار و کاسبی دارم
یه دختر رو مخ دارم که حتی نمیتونم خونهم رو بهش بسپرم
بابا، انقدر سخت نگیر. باهاش برو اسپانیا
اگه این فرصت رو از دست بدی، شاید دیگه تکرار نشه
یا الان یا هیچوقت
عشق رو انتخاب کن
رایلی راست میگه. باید ریسک کنی
شما دوتا تا حالا فیلم "دفترچه خاطرات" رو دیدید؟
هی
هی. اینجا چیکار میکنی؟
یادته چطور به بابام میگفتیم
که باید به خاطر عشق ریسک کنه؟
منم تصمیم گرفتم به اون نصیحت گوش بدم، واسه همین
با اندی بهم زدم
چی؟ چرا؟
اون چشمها
فکر کردم بالاخره باید به خودمون یه فرصت بدیم
تادااا
اوه
رایلی، من همیشه دیوونهت بودم
ولی در موردش حرف زدیم. توافق کردیم که این اتفاق نیفته
ولی اگه واقعاً باید بیفته چی؟
ما الان با آدمهای دیگهای هستیم
خب، تو هستی
من دارم میرم خونه و میرم سراغ "تردسوایپ"
ما خیلی وقتها همدیگه رو گم کردیم
شاید این یه نشونه باشه
وای خدای من، چقدر احساس حماقت میکنم
رایلی، نه، نه، خواهش میکنم. نه، نه، نه
مشکلی نیست رفیق. داداش. رفیقِ قدیمی
یه روزی به این قضیه میخندیم
شاید سر عروسیِ تو یا مراسم ختم من
که ای کاش همین الان بود
ببخشید خانم، این بیشتر از حد مجازه
باید بگیرمش
اوه نه. اون رو از هتل "فور سیزنز" بلند کرده بودم
اوه، اون شامپو رو نگیر. ممکنه لازمش داشته باشیم
مت پارکر. ایو دریک
صبر کن، واقعاً اینجایی
یا فقط توهمِ پاستیلهای خوابآورمی؟
امیدوار بودم توی هواپیما سورپرایزت کنم
پس اگه این نقشه جواب بده، ایدهی منه
اگه جواب نده، ایدهی رایلی بوده
داری میآی اسپانیا؟
حتی فکرش رو نمیکردم پاسپورت داشته باشی
میدونی که، با این چیزها میتونن ردت رو بزنن
الانم میتونن ردم رو بزنن؛ چون واکسن "فاوچی" زدم
باورم نمیشه اینجایی
بعد از دیشب، فهمیدم چقدر دلم میخواد دوباره توی زندگیم باشی
نه لزوماً نظراتت در مورد مزارع بادی
و اینکه چطور داره آمریکا رو به گند میکشه، ولی بقیهی چیزهات رو آره
خب، یه سخنرانی آماده کرده بودم که بهت بگم
چقدر دلم میخواد توی زندگیم باشی
و حالا همهش رو خراب کردی، که البته دقیقاً از تو برمیاومد
اونم دقیقاً از تو برمیاومد
مطمئنی میخوای این کار رو بکنی؟ نمیخوام زیاد بهش فکر کنم
دارم مغازهم رو میسپرم دست یه مرد معلول
و استیچ
دلم برات تنگ شده بود. منم همینطور
بارسلون قراره خیلی رمانتیک باشه
سانگریا، پائیا
و چرتهای روزانهی اجباری. اوهوع
هی، چرا نریم دیترویت؟
ببین، الان ماه فوریهست
بیا این رو امتحان کنیم
این عوضیِ پشت سری هی به صندلیم لگد میزنه
اون هفت سالشه. اگه اونقدر بزرگ شده که لگد بزنه
اونقدر هم بزرگ شده که یه کتک مفصل بخوره
باشه، فقط میخوام یه چیزی بگم
میدونیم. ما هم دوستت داریم
این چیزی نبود که میخواستم بگم
نمیخوام به کنترلهای تلویزیون دست بزنید
به ترموستات هم کاری نداشته باشید
و به اون گوشت خشکشدهی گوزنِ روی کانتر هم دست نزنید
اون کادوی خودم به خودم بود
سفر بهخیر، پدربزرگ
خداحافظ، نِرد کوچولو
خب، کی حاضره برای یه زمانِ باکیفیت با مامان؟
چقدر خوشحالم بچه دارم. خیلی بهتر از مدرک تحصیلیه
اندی، اومدی که برای بار آخر قبل جدایی رابطه داشته باشیم؟
ایدهی بدیه، ولی باشه
نه
منظورم اینه که، معلومه که پایهام
چه قبل جدایی باشه چه نباشه
ببین، داری اشتباه میکنی
چی؟ ما با هم خوبیم
همدیگه رو خوشحال میکنیم
تموم شد. با آملی بهم زدم
این اینجا چیکار میکنه؟ این اینجا چیکار میکنه؟
اه
انگلیسی متوجه نمیشم؟
💫✿ WAREZ-IR ✿💫 🌸♡ IRWAREZ.COM ♡🌸
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.