Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
وارز تقدیم میکند IRWAREZ.COM
دیره، تمرین هم زود شروع میشه. همگی، برین بخوابین
شب بخیر بابا
بهم زنگ بزن، بدجوری پایهی یه نوشیدنیام
حاضرم ده ساعت تمام رو رانندگی کنم
اگه واقعاً رابطهای بینشون باشه چی؟
مثلاً از وقتی اومده پیست، با هم بوده باشن
تو خیلی هیجانزدهای. فردی الیز رو بوسید
تو هم برایدن رو بوسیدی. پس چرا داری دیوونه میشی؟
چون... اون قرار بود با وستون باشه
الیز اصلاً اهل رابطهی جدی هست؟
آخه فردی
فکر میکردم بیشتر از اینا ناراحت بشی
کی گفته نیستم؟
این اون فردیای نیست که من میشناختم
هی
مال من رو بیرونبر برام بزن
وای خدای من. تو انگار... همیشه توی وضعیت آمادهباشی
یه جورایی مثل سگ گله
میخواستم مطمئن بشم سالم رسیدی خونه. و من، خب، بیشتر شبیه گلدن ریتریورم
چرا همهی پسرا دوست دارن اینو بگن؟
امشب تو قیافهای
من کلاً همینطوری به دنیا اومدم
بذار حالت رو بهتر کنم
وستون، الان وقت این شیطنتها نیست. یکم موقعیتشناس باش
منظورم فقط بغل کردن بود. ای بابا. یکم بهم اعتماد داشته باش
هوم؟
باشه. حدس میزنم لابلای اون همه تیپِ پسرونهی هاکی
یکم از اون انرژیِ گلدن ریتریور هم باشه
هاپ، هاپ
وای خدای من، نکن
اوم، پنجههای من همه چیز رو بهتر میکنه
رایلس
متاسفم. امشب یه
اینکه کی رو میبوسی به خودت مربوطه
اشتباه بود
هی
میدونم اوضاع پیچیده شده
و کلی... احساسات در میونه
با من از احساسات حرف نزن
اصلاً میخوای یه لطفی در حقم کنی؟ کلاً حرف نزن
تو بهم قول دادی
قول دادی پیستِ روسو ما رو عوض نکنه
توی چند هفتهی اخیر وسواس پیدا کردی
جدی میگم، روی آدریانا روسو قفلی زدی
میدونستم پای احساسات هم وسطه. من احمق نیستم
میبینم که تمام حواست پیش اونه، حتی وقتی که باید کار کنیم
و یهو، میری چفتِ خواهرش میشی؟ اه... من
میدونم چیزهای دیگهای رو هم ازم پنهان میکنی. واضحه
اصلاً نمیتونی قیافهات رو بیخیال نشون بدی
مسئلهی اصلی اینه که از وقتی اومدیم اینجا، دیگه خودت نیستی
و میترسم اون فردیِ سابق دیگه برنگرده
واسه همین فکر میکنم
دارم... دارم میفهمم که این همون چیزیه که بیشتر از همه درد داره
تو لایق این نیستی
واقعاً نیستم
پس هر کاری لازمه بکن تا خودت رو جمع و جور کنی
شاید دیگه زوج نباشیم، ولی هنوز با هم شریکیم
شریکی که پدر و مادرم روش سرمایهگذاری کردن
اونم سنگین
پس ناامیدمون نکن
پسر، داری چیکار میکنی؟ ساعت چهار صبحه
در واقع نزدیک هفده. دارم میرم بدوم
صبر کن. تو فقط وقتی ناراحتی میدوی
چی شده؟
فردی و الیز با هم لب گرفتن
چی؟
یعنی تا همین چند لحظه پیش الیز داشت با برایدن به وستون خیانت میکرد
حالا چسبیده به فردی؟
فردیِ خودمون؟ فردی، همون عشق اولت؟
میشه هی اسمشو تکرار نکنی؟ دلم میخواد بکوبم تو دیوار
فکر میکنی به خاطر اینه که با برایدن هستی؟
مثلاً برای انتقام؟
میدونی چیه؟
میخوای بزنی تو گوشش؟ چون من کاملاً هوات رو دارم
میخوام بیخیالش بشم
یعنی فقط بذاریم قسر در بره؟
ما همیشه همین کار رو میکنیم. کی قراره تموم بشه، ادی؟
من نمیتونم حواسم رو پرت این چیزا کنم
از جمله دعواهای خواهرانه
و در آخر، روغنهای محافظ حرارتی و نرمکنندهها
ما مراقبت از مو رو پایهی اصلیِ روتین زیبایی میدونیم
درسته. بله، حتماً
و محصولاتمون از شامپو گرفته تا اسپریهای حالتدهنده رو شامل میشه
هرچند به اسکیتبازها میگم تو استفاده از اسپری تثبیتکننده زیادهروی نکنن
اگه زیاد بزنین، دیگه مو اصلاً تکون نمیخوره
در مورد چسب مو، هر چی کمتر بزنی بهتره. من همیشه اینو میگم
اوم
چه اشتیاقِ الکیِ فوقالعادهای
نه، نه، اشتیاقم واقعیه
فقط اطلاعاتم در مورد مراقبت از مو یکم کمه
خب، خوششانسی
چون من معلم خیلی خوبیام
فکر کنم بهتر باشه به کامیل نشون بدی. اون متخصص ما در این زمینهست
من بیشتر اهل اینم که با حوله خشک کنم و برم
درسته. اه
خب، اینم لیست کامل محصولات. عالیه
اه، یادت نره ما رو تو شبکههای اجتماعی تگ کنی
حتماً این کار رو میکنیم. ممنون، ایمی
مرسی. خداحافظ
آره. ممنون، ایمی. فعلاً. خداحافظ. مرسی
باشه
"فقط اهل اینم که با حوله خشک کنم و برم."
اون زنِ بیچاره داشت بهت نخ میداد و تو خودت رو زدی به اون راه
من با کسی که حتی دورادور هم به کار مربوط باشه، بیرون نمیرم
ولی تو تمام کارت شده کار. پس چی، دیگه هیچوقت نمیخوای با کسی قرار بذاری؟
خب، منم میتونم همین رو از تو بپرسم. ولی اول من پرسیدم
منظورم اینه که، فکر کنم بالاخره یه خبری هست
نه، من... اصلاً مغزم نمیکشه که حتی به قرار گذاشتن فکر کنم
نه الان
تو چی؟
اوه، فکر کنم همون ازدواج اول برام کافی بود و دیگه تکرار نمیشه
نه، نباید بذاریم اون جیکوبِ احمق بقیهی زندگیت رو خراب کنه
قضیه بیشتر اینه که
ما توی این حبابِ کوچیکِ اسکیت هستیم و هیچکس خارج از این حباب منو نمیفهمه
و منم چشم دیدنِ نود درصدِ آدمهای داخل این حباب رو ندارم، پس
پس با هم در تنهایی میمیریم
خدا کنه این فقط یه شوخی باشه. منم همینطور
هی. آخ. سلام
خوب دویدی؟
شش مایل. برای کسی که تا دیر وقت بیدار بوده بد نیست
نه
فکر کنم اسپانسرها واقعاً تحت تأثیر اجرای دیشبمون قرار گرفتن
داریم میریم مسابقات جهانی، برایدن
آره، با وجود اینکه داورها نه ما رو فهمیدن... نه حرکاتمون رو
ولی این توافق بهمون کمک میکنه تبلیغات خوبی بگیریم
که باعث میشه توی مسابقات جهانی برنده بشیم و اسپانسر بگیریم
واسه همینه که تو مغزِ متفکری
نه اینکه مثلاً قیافه نداشته باشیها
منظورم اون شکلی نبود
ببین، من
من توی انتخابی تنهات گذاشتم
دیگه این اتفاق نمیافته
قول میدم. خوبه
ببین
وقتی بیدار شدم دیدم حدود ۵۰۰ تا فالوور جدید دارم
از جمله اکثر اسپانسرهای دیشب
میخوام اینو پست کنم. نکن
پستش میکنم! نه! نه
اه، این لباسهای ورزشی مناسبِ دیدِ عموم نیستن
تو اگه کیسه زباله هم بپوشی باز خیرهکنندهای
اوه، چه لطیف
اگه قراره این نمایش رو حسابی کش بدیم، میگم امروز توی شبکههای اجتماعی رسمیاش کنیم
جلسهی تیم توی اتاق ناهارخوری
پستش کنم؟
پستش کن
یس! خیلی خب، بزن بریم
چی؟
این چیه؟ چقدر باحاله
همهاش مجانیه؟
آره! میدونم
تو به این احتیاج داری! احم
حالا فقط چند هفته تا مسابقات جهانی فاصله داریم
یعنی مراحل نهاییِ آمادهسازی
با هاجر و تام آشنا بشین
استایلیستهای ما
به هر کدوم از شما یه لباسِ دستدوز و سفارشی میرسه
درسته که داورها قراره بر اساس اجراتون بهتون امتیاز بدن
ولی ظاهرتون هم به اندازهی نحوهی اسکیتسواریتون اهمیت داره
و تیمِ روسو همیشه باید استثنایی به نظر بیاد
ما همچنین مدلهای مو و آرایش رو هم تست میکنیم
تا با اجراهاتون همخوانی داشته باشه
داورها حتی اگه یه تار مو سر جاش نباشه متوجه میشن
از این به بعد، به هر جلسهی تمرینی ۱۵ دقیقه اضافه میکنیم
تمام تمریناتتون داره به نتیجه میرسه. تنها چیزی که مهمه مسابقات جهانیه
وقتشه، بچهها
پیش به سوی پیروزیِ تیم روسو
ووهو! - حالم خیلی خوبه
بهتر از اون چیزی که فکرش رو میکردم
- حالم خوبه! خیلی خب. باید تمرکز کنم
عجیبه که خیلی وقت بود منتظر همچین چیزی بودم
آره
سقف رو بزن عقب
نه، از این شامپو خوشم میآد. - حجم مو رو زیاد کن
آره. برش دار، برش دار. یکی بردار
اوه، باشه. مدلِ "خیلی غلیظ"
باشه! بیا اینا رو برداریم
آره
هر فکرِ دیگهای که توی سرم بود
آره، میدونم! این یکی
ببین
دیشب اونطوری که به نظر میرسید نبود. من
کلی اتفاق داره میافته. مثلاً چی؟
قضیه پیچیدهست
حالم خوب نبود. من... به یکی احتیاج داشتم
دقیقاً خواهرِ من؟
چرا فکر میکنی فقط تویی که این دور و برا احساسات داری؟
من رفتم چون حالم به هم میخورد از اینکه میدیدم با دوستپسر جدیدت داری فخر میفروشی
برایدن اونجوری
اونجوری چی؟
برایدن چیه که نیست؟
حق با توئه
باشه، پس تو حق نداری از دستم عصبانی باشی
مگه نه؟
ببین، من
متاسفم که یه
رابطهی کوتاهی با الیز داشتم، و
دیگه تکرار نمیشه
این الان قراره همه چیز رو درست کنه؟
آخه تو از جون من چی میخوای، آدریانا؟ منظورم اینه که
اه
احساس میکنم خودت دلت میخواد از دستم عصبانی باشی
انگار اصلاً فرقی نمیکنه من چیکار کنم، من
شاید واقعاً فرقی نمیکنه
تنها چیزی که مهمه مسابقات جهانیه
بیا فعلاً توی همین حد نگهش داریم
خودت گفتی. ما فقط رقیبیم. مگه نه؟
نه چیزی بیشتر
میدونم فکر میکنی عاشق فردیام
ببخشید، الان میخوام یه کم خبرهای داغ بدم. اوه، اصلاً مشکلی نیست
لطفاً، بگو
همه فکر میکنن من عاشق فردیام
خودم هم فکر میکردم عاشق فردیام
اوه
بعد من... میبینم داره یکی دیگه رو میبوسه و با خودم نمیگم
"چرا منو نبوسید؟"
با خودم میگم: "چقدر طول میکشه تا منو به عنوان پارتنرِ اسکیتش ول کنه؟"
فردی همچین کاری نمیکنه
من اونقدر بیخیال نیستم که نگران این موضوع نباشم
من و تو، واقعاً توی یه دنیای مشابه زندگی نمیکنیم
کسی شک نمیکنه که آیا واقعاً لیاقتِ اینجا بودن رو داری یا نه
تو و خواهرهات عکساتون میره روی جلد مجلهها
به خاطر پدر و مادرتون
به خاطر قیافهتون
اگه یه پارتنر اسکیتِ جدید بخوای، خب، هر کدوم رو بخوای میتونی انتخاب کنی
لعنتی، تو حتی برایدن الیوت رو هم تور کردی
اونقدرها هم آسون نبود. خودت میدونی
من بهترینها رو برات میخوام
واقعاً میگم
ولی فقط به نظر میرسید که
من باید دو برابر تلاش کنم تا فقط نصفِ بقیه دیده بشم
حتی توسط پارتنرِ خودم
اه، شونهها عقب، لطفاً
منم بهترینها رو برای تو میخوام
میدونم
و تقصیر تو نیست که تو و برایدن کنار هم اینقدر حالبههمزن جذابین
که اسپانسرها خودشون رو براتون میکشن
پسرا واقعاً باعث حواسپرتیان
آره، هیچوقت نباید بذاریم بیان بین ما
نه، هیچوقت
کاملاً موافقم
هی. آمریکانو، درسته؟
اه... آره. آره، یادت موند. اه، بیرونبر باشه
فقط باعث مزاحمت میشم
آخی. امروز روزِ من نیست
چطور میتونی بگی که من دست و پا گیرم؟ من مزاحمت نمیشم
فقط میخوام اسکیت سواریت رو ببینم
بعد از اون همه چیزی که پشت سر گذاشتیم، چرا نمیتونم فقط
ببخشید خانم؟ من فقط
اه، کارت اعتباریتون کار نمیکنه
غیرممکنه. همین الان یه پرداخت داشتم. دوباره امتحان کنین
نه، اینجاست. من گرفتمش. گرفتمش. مرسی. نه، امتحانش کن
دوباره امتحانش کن. اوه
وای خدای من. جدی میگی؟
بفرما، شروع شد
باشه، فقط... فقط میخوام تمیزش کنم
تا حالا سه بار کارت کشیدم. هی رد میشه
هی، من... من حساب میکنم. مطمئنی؟
آره، فقط ناهاره دیگه. که واسشون مازراتی نمیخرم
حساب شده. چی؟
منظورت چیه که حساب شده؟
هنوزم آدم حسابی تو این دنیا پیدا میشه، نه، فردی؟
اون دوستته؟ قطعاً نه
چه غلطی داری میکنی؟
دارم همزمان هم راه میرم هم قهوه میخورم
میدانم، کارِ بزرگیه. لازم نیست واسه من چیزی بخری
پولتو پس میدم. من محتاج صدقه نیستم
باور کن، منم اهل صدقه دادن نیستم
اگه به کسی، به هر کسی، درباره مامانم چیزی بگی، بهت قسم میخورم که
هی، هی. صبر کن، هی. صبر کن، صبر کن
اون مامانت بود؟
ببین داداش، متأسفم. نمیدونستم
جدی میگم، باشه؟
بهم اعتماد کن
به هیچکس نمیگم. قسم میخورم
بیخیال بابا
عالی بود، فردی! آفرین
جفتتون خیلی روون حرکت میکنین
وای، شما چقدر بامزه این
اصلاً نمیتونم جلوی خودمو بگیرم
خیلی سالمه. پپرونی؟ واست خوب نیست
پروتئینه و
فلفل؟
فکر کنم همون سبزیجات واقعی رو بخورم بهتره، ولی مرسی دکتر وِپِن
هوم
میدونم
خب، از بین تمام پاتوقهای "ونتوورث"
جوابِ درست به اون حرف این بود که
"هی، سلام، چطوری؟ فوقالعاده شدی."
میدونی؟ یکی از اینا؟
هی، سلام، چطوری؟
یه جورایی شوکه شدم که اینجا با "وستون" میبینمت
فکر میکردم اونم اونقدر باهوش باشه که بندازتت بیرون
چته تو؟
نه، چته تو؟
چطور تونستی دیشب با "فردی" لَب بگیری؟
صبر کن، چی؟
اون فقط داره بچهبازی درمیاره
نه. اون... اون قضیه لب گرفتن چی بود؟
دیشب تو مراسم داشت با دوستمون لَببازی میکرد، اونم چه جوری
هی، بهش گوش نده، "وس". این یه
قضیهاش پیچیدهست
خیانت کردنِ تو کجاش پیچیدهست؟
اوه، باز هم. یکی دیگه بزنه هتتریک میکنه
خفه شو، ماریا
با همه مثل آشغال رفتار میکنی، الیز
این کارات بیمکافات نمیمونه. آره، اشتها ندارم
این دیگه چه کوفتی بود؟ وس
وستون
وستون
عزیزم، خواهش میکنم
که چی؟ با هر پسری تو این شهر هست میری روی هم؟
من... من افسرده بودم، خب؟ به یکی احتیاج داشتم
من که اینجا بودم
من همیشه اینجام
خودمو گم کرده بودم، خب؟ من
احساس میکردم باید همهچیز رو نابود کنم
اصلاً منطقی نیست
چرا، هست
منطقیه. تو فقط نمیفهمی
همیشه فکر میکنی من اونقدر باهوش نیستم که چیزها رو بفهمم یا درک کنم
مثل همون وقتی که با اون پسره تو جشن آتیش رفتی روی هم؟
آره، معلومه که میدونستم. من احمق نیستم
فقط امیدوار بودم که... که پشیمون بشی و دیگه تکرارش نکنی
متأسفم
من فقط
با من مثل آشغال رفتار میکنی چون فکر میکنی با التماس برمیگردم پیشت
خسته شدم از اینکه دنبال پسموندههای تو باشم
فقط دارم سعی میکنم تکلیفمو با خودم روشن کنم
آره؟ خب، دیگه نمیتونی تو خونه من تکلیف خودتو روشن کنی
کار من با تو تمومه
برگرد پیش اون خانواده داغونت
پیش همون اسکیتبازهایی که دلت میخواد باهاشون بری روی هم
نه
من... من نمیتونم... هنوز نمیتونم برگردم. آمادگیشو ندارم
دیگه مشکل من نیست
هی
تو و "رایلی" با هم کنار اومدین؟
آره. راستش اون دوست خیلی خوبیه
همیشه دوست رو به پسر ترجیح بده
حالا میخوای با خواهرت و "فردی" چیکار کنی؟
حس میکنم الان اصلاً نمیتونم با هیچکدومشون سر و کله بزنم
انگار هر وقت سعی میکنم کار درست رو انجام بدم، یه اتفاقی میافته
همهجا با همه مشکل دارم و انگار نمیتونم تمرکز کنم
راستشو بگم؟
این بهاییه که برای زندگی پرهیجانمون میپردازیم
اوجش خیلی بالاست
ولی وقتی زمین میخوری، بدجوری میخوری زمین
مربی، این حرفت خیلی هم دلگرمکننده نیست
نه، نیست
ولی جایگزینش واقعاً خستهکنندهست
پس چطوری باهاش کنار میآی؟
خیلی چیزا غیرقابل کنترله
پس باید روی چیزهایی تمرکز کنی که حس میکنی اختیارشون دست خودته
مجبورم
باید واقعاً تمام تلاشمو تو مسابقات جهانی بکنم
همینطوره
و حتماً این کار رو میکنی
الیز؟
اونا به هم زدن
فکر کنم مغرورتر از اونه که بهت زنگ بزنه دنبالش بری
مرسی که رسوندیش. و، اوم، گذاشتی خونهت بمونه
ممم. یه جورایی امیدوارم با هم کنار بیان، میدونی؟
اوه، مطمئنم قبل از اینکه از پاریس برگردیم، دوباره با هم جفت میشن
پاریس؟ خیلی رمانتیک به نظر میاد
من یه چیزی بین مربیِ سختگیر و مادرم
برای یه مشت هیولای هورمونیِ بیشفعال که به پاهاشون تیغ بستن
اصلاً هم رمانتیک نیست
درباره اون موضوع، یه جورایی
نه اینکه از این لاسزدنهای گاهوبیگاهمون لذت نبرم
ولی داشتم فکر میکردم نظرت چیه به جاش بریم شام؟
شام؟
آره. همون کاری که توش غذا میخورن؟
پیشغذا هست، دسر هست، شاید هم یه کم گپ زدیم
اگه اونا جواب نداد، شراب هم هست
بابا! وسایل منو از تو یخچال ریختن بیرون
وظیفه صدام میکنه
اِ
بعداً با هم حرف بزنیم؟ حتماً
و چرا فقط نوشابه "اراپتر" سبز مونده؟
حالمو به هم میزنه. اینجا؟ داره با کلاسِ تمام به فنا میره
یه کم سرم شلوغه، لیز. خیلی گرفتارم
اوه، آره
درسته
مسابقات جهانی
ببین، همهمون میخواستیم امسال سالِ تو باشه. ولی نیست، مگه نه؟
میدونم چه حسی باید داشته باشی
واقعاً میدونی؟
تو هم کل زندگیتو ازت دزدیدن
و حالا مجبوری کسایی رو تشویق کنی که دارن جای تو زندگی میکنن؟
من فقط خوشحالم که برگشتی خونه
آره
فقط تو خوشحالی
نه اینکه صد درصد باهات موافق نباشم
ولی اگه اومدی تو اتاقم که قرار گذاشتنِ الکی رو تمرین کنی
خفه شو! به من گوش کن
باشه، حله. خفه میشم. آره
ما انتخابی رو فقط به خاطر یه نکته فنی بردیم
ولی دیگه نمیخوام فقط "به اندازه کافی خوب" باشم
حق با تو بود. ببین، عاشق وقتیم که مردم اینو میگن
باشه، گوش میدم. میترسم، ولی دارم گوش میدم
برنامه مامان واسه ما ساخته نشده بود
نقاط قوت ما رو نشون نمیده
اونجوری که برندهها باید به چالش کشیده بشن، ما رو به چالش نمیکشه
دیگه درجا زدن بسه. چیزی که لازم داریم یه برنامه کاملاً جدید و در سطح حرفهایه
پس بذار ببینم درست فهمیدم یا نه
میخوای یه برنامه کاملاً جدید
در سطحِ مسابقات جهانی آماده کنیم
اونم درست چند هفته مونده به بزرگترین مسابقه کل عمرمان؟
این رسماً دیوانگیه
میدونم. میدونم
خب، پایه هستی؟
به نظر راه خیلی سنتیای برای الهام گرفتن میاد
ممم
غر نزن و یه چیزی پیدا کن که داورها میلیونها بار نشنیده باشن
میدونی، به نظر من فقط دنبال یه بهونه بودی که با هم وقت بگذرونیم
میخواستم از الگوریتمها دور باشم و یه چیز غیرمنتظره پیدا کنم
مثل "تیکهتیکه شده"
هی، الگوریتم عمراً اینو پیشنهاد نمیداد
آره، چون اون مثل یه هیپسترِ از مد افتاده نیست. "تیکهتیکه شده"؟
من هیپسترِ از مد افتاده نیستم
آره ارواح شکمت، اینو کسی میگه که داره جوری بین صفحههای گرامافون میگرده که انگار سال ۱۹۰۰ئه
دیدت رو گسترش بده، آقای الیوت
میدونی، بابام همیشه میاومد اینجا تا آهنگهای فوقالعادهای
برای اجراهاش پیدا کنه
هی
این همون آهنگی نیست که تو قطار بود؟
و اون جشن آتیش
انگار آهنگِ خودمونه
باشه، اِ... بذارش. من بلد نیستم با این وسیله کار کنم
ردیفش کردم
کاش بهت دست میزدم
یه چیزایی رو بهت نشون میدادم
کاش میچسبوندمت به دیوار
درِ توالت رو قفل میکردم
پنجرهها و توریها رو
کاش تو بهم دست میزدی
از اون مدلایی که به زانو درم میاره
کاش میذاشتم منو بخوابونی
چون الان اینجا نبودم که آرزوشو بکنم
کاش بهت دست میزدم
کاش هنوز مست بودم
هنوز تو هم گره خورده بودیم
هنوز داشتیم عشقبازی میکردیم
اما به جاش، تو تخت تنهام
در حالی که فکرت تو سرمه
نمیتونم فکرتو از سرم بیرون کنم
نه، نه
و تنها پشیمونیِ من
حدس میزدم این اتفاق بیفته. زیر یه سقف و این حرفا
آره. اِ
فکر کنم باید دوباره لَب بگیریم، حتماً
چی؟ نه، شوخی کردم
ببین، اون... یه اشتباه بزرگ بود. بدیهیه که جفتمون اینو میدونیم
باشه
فقط حالم بد بود و کلی هم مست بودم و تو هم مهربون بودی
تو همیشه مهربونی
آره، شرایط خیلی
شدید میشه و نمیدونیم باید چیکار کنیم، واسه همین گند میزنیم
همینجوری، پشت سر هم
میفهمم، لیز
واقعاً میفهمم
میخوای دربارهاش حرف بزنیم؟
باید با یکی حرف بزنی، حتی اگه اون آدم من نباشم
تعجب میکنی اگه بدونی چقدر کمک میکنه
در ضمن، نمیخوایم تو مسابقات جهانی سکته کنی که
این واقعاً احمقانه میشه
و راستش، خیلی هم خجالتآوره. آره
اوم
همچنین بهتره از "وستون" و بقیه تیم دور بمونی
تا اطلاع ثانوی
شنیدم ضایع شدن جلوی بقیه هم خیلی خجالتآوره
آره
ممنونم. هوم
خب، اِ
حال مامانت خوبه؟
آره
واقعاً نمیخوام دربارهاش حرف بزنم
حق داری
میتونم؟
آره. مرسی داداش
میدونی، اِ
بعضیا زنِ مدل دارن که به بقیه پُز بدن
پدر مادرِ منم "بچه دکوری" دارن. منو میفرستن کل دنیا برای تمرین
ولی الان نزدیک دو ساله که بابامو ندیدم
خیلی بده
مطمئنم سرشون شلوغه. شلوغ؟
نه. نه، اونا خودشیفتههای از خود راضیان
که به جراحِ پلاستیکشون بیشتر از بچه خودشون زنگ میزنن
بدون اونا حالم بهتره
فقط میخوام بگم که درکت میکنم
آره، وقتی کوچیک بودم مامانم خیلی مشروب میخورد
واسه همین وقتی اولین بار برای تمرین از خونه رفتم
خوب بود که دیگه جایی زندگی نمیکردم که پر از بطری خالی و خماری باشه
آره
هیچوقت تو مراقبت کردن از کسی خوب نبود
حتی خودش
خیلی سخته رفیق. آره
بعدش یهو پیداش میشه، مثلاً
همین دو هفته پیش
و میگه یه مدتیه که دیگه لب به مشروب نزده
و میخواد بخشی از زندگیم باشه
تو پایهای؟
نمیدونم میتونم حرفش رو باور کنم یا نه
شاید اینجوری برای منم بهتر باشه
برایدن، داشتم بخش تمرین سُر خوردن رو مرور میکردم و
سلام
من و کامیل داشتیم درباره چند تا حرکت جایگزین برای حرکات جدید حرف میزدیم
میتونم توی استودیو باهات تمرینشون کنم
آره
آره، حتماً
فکر کنم وقت باشگاه تموم شده
خوب بود، اوم
از حرف زدن باهات خوشحال شدم، فرد
آره
باورم نمیشه همینطوری گذاشتی الیس برگرده
خب، اینجا خونه اونم هست
الو؟ ما ازش متنفریم. دارم سعی میکنم تمرکزم رو حفظ کنم، میمی
باشه، تو تمرکز کن. من به جای جفتمون ازش متنفر میشم
سلام
روتین جدید رو نگاه کردی؟ اهوم
به خوبیِ مال مامانم هست؟
بیشتر شبیه خودته
چند تا نکته دارم، ولی
به نظرم عالیه
اگه لازم هست بری، من اینجا مشکلی ندارم
مرسی
فقط... هنوز یه ذره حس بدی دارم
که دیگه با کارای مامانم بهش ادای احترام نمیکنم
استفاده از طراحی رقص سارا، تنها راهِ احترام گذاشتن بهش نیست
اون جشن تولدم بود. اهوم
شماها اینجا بالا چیکار میکنید؟
دنبال ایده برای لباس جدید آدریانا میگردیم
میتونم کمک کنم؟
نه. حتماً
نگاه کن. چقدر فینگیلی بودم. اوممم
آه
میدانستم همینجاست
نگاش کن
اوه، عاشق اون جلدم
توش رو دیدی؟
وای خدای من
فکر میکردم تمام عکساش رو دیدم
فکر میکنی ایدی بتونه اون حرکت رو بزنه؟ برای نمایش فینالش توی مسابقات جهانی؟
و اگه زیاد سخت نیست
میتونی با آهنگ اونم پاتیناژ کنی
فکر کنم خودش هم اینجوری دوست داشته باشه
لباس قدیمیش یه جایی همین بالاست
کی شروعش کرد؟
قضیه بالها رو میگم
حدوداً همسن تو بود
با پدر و مادرش و توی مدرسه
یه مشکلاتی داشت
یادم نمیاد، ولی
همیشه میگفت روی یخ بودن باعث میشه تمام غصههاش رو فراموش کنه
وقتی زندگی براش جهنم میشد
حداقل برای چهار دقیقه روی یخ، میتونست یه آدم دیگه باشه
کسی که میتونه پرواز کنه
اون یه خیالبافِ تمامعیار بود
دقیقاً مثل خودت
لجبازیت رو از اون به ارث بردی
و همینطور شور و شوقت رو
اونم مثل تو کلهشق و پرتلاش بود
مامانت تا پای جون دوست داشت
لایق این بودی که زمان خیلی بیشتری رو کنارش باشی
اینا همونان؟
آره
باشه
فکر کنم اینا به درد بخورن
دیر کردی! ببخشید
داشتم روی یه چیزی کار میکردم و حواسم پرت شد
باشه. برای جفتمون نوشیدنیِ مثل هم سفارش دادم
ولی شاید یه نوشیدنی با دو تا نی بهتر بود؟
این دیگه خیلی ضایعست
این نقش بازی کردنِ قرار گذاشتن خیلی سختتر از اونیه که به نظر میاد
برایدریانا! برایدریانا
در واقع همون برایدریانائه
این رو ببین
من و کامیل یه ایده فوقالعاده داشتیم. داشتیم لباسای قدیمی مامانم رو نگاه میکردیم
دقیقاً شبیه اون شدی
فکر کردم شاید برای نمایش فینالمون
آره
میتونیم یه مدل از همین رو با بالها درست کنیم
میدونم لوسه، ولی
لوس نیست. یادگارِ مامانته
یه جورایی بینقصه
ممنون
بیا بشینیم
خیلی عجیبه وقتی باهام موافقت میکنی
نگران نباش. به محض اینکه یه حرف احمقانه بزنی، دوباره مخالفت میکنم
ولی خوب با هم هماهنگ بودیم
میدونی، این... این روتین جدید بیشتر حسِ خودمون رو میده
اگه فردی نبود، به زور میتونستم از پسِ اولی بربیام
اون طراحی رقص قدیمی رو بهم یاد داد
بهت نگفته بود؟
یه لحظه بهم میگه ازش دوری کنم، لحظه بعد، بیصدا داره کمک میکنه
کلاً قاطی کرده. چرا یه کم بهش فرصت نمیدی؟
از کی تا حالا ازش دفاع میکنی؟ نمیکنم
ولی یه چیزایی هست که تو نمیدونی
برایدن، چه خبره؟
حالش خوبه؟
فقط قضیه اینه که تو تنها کسی نیستی که تو شرایط سختیه
آره
وقتی ۱۴ سالم بود یه لباس از مرکز خرید دزدیدم
یه لباسِ تنگ و کوتاه مخصوص مهمونی بود
از این لمههای طلایی
مطمئنم بدنم بهش حساسیت داد
چی؟
اگه قراره رازهای منو به بقیه بگی
فکر کردم بهتره همهشون رو بدونی
خب، پس روش شوخی جواب نداد
چیزی که سعی دارم بگم اینه که
میمی
بابت اتفاقی که با فردی افتاد واقعاً متاسفم
فکر میکنی به خاطر اون عصبانیام؟
مگه نیست؟
الیس، تو ماههاست که مثل یه هیولا شدی
میفهمم، درد داری
ولی چرا فکر میکنی آزار دادنِ ما اوضاع رو بهتر میکنه؟
نه... من خیلی وقت بود که تو رو الگوی خودم قرار داده بودم
تو همه چیز بودی
و نه فقط به خاطر پاتیناژ
چون همیشه میدونستی کی هستی
و آره، سرسخت بودی
ولی الان، رفیق، فقط داری سنگدلی میکنی
مسئله اینه که، بدون پاتیناژ، من
واقعاً نمیدونم کی هستم
حس میکنم گم شدم، و زندگی با این حس تقریباً غیرممکنه
دست از دلسوزی برای خودت بردار، الیس
تو فقط صدمه دیدی. کشته نشدی که
ببین، من، اوم
واقعاً میخوام همه چیز رو درست کنم
خب، هر کاری دلت میخواد میتونی بکنی
تو الیس روسویِ لعنتی هستی
اومم
واقعاً دلم برات تنگ شده بود
متاسفم که پیشِ وستون چغلیت رو کردم
نباش
حقّم بود
و راستش، اون لایقِ بهتر از اینا بود
من فقط
نمیدونم چیکار کنم
خب، آروم شروع کن
قدم به قدم
فکر کنم بدونم از کجا باید شروع کنم
زندگیم رو صرفِ دنبال چیزی گشتن کردم
تمام این مدت میگفتم عشق عادلانه نیست
به این فکر میکردم که چی میتونست بشه
زل زده به آینه
همه چیز داره روشن میشه
ولی حالا لبهی جاده ایستادم
دارم سعی میکنم بفهمم از کدوم طرف باید برم
ممنون که برای طراحی رقصمون به برایدن کمک کردی
اون بهت گفت؟
اتفاقی از دهنش پرید
اون توی راز نگه داشتن خوبه
از جمله هر رازی که برای تو نگه داشته
من... قصدم این نبود که با عصبانیت بگم
نمیخوام مجبورت کنم باهام حرف بزنی. فقط میخوام حالت خوب باشه
از اینکه از دستم عصبانی باشی متنفرم
منم از عصبانی بودن از دستت متنفرم
متاسفم، آدریانا
و متاسفم که الیس رو بوسیدم، و متاسفم که
بهت دروغ گفتم و اینکه
اینقدر سرد و دوریگزین بودم و
به همه دروغ گفتم و
این یه بهانه نیست. فقط
یه توضیحه
نمیخوام تمرینت رو به هم بزنم
یا... نه، اشکالی نداره. به هم بزن. خواهش میکنم
نمیدونم دلت میخواد یه وقت دیگه با هم باشیم؟
مثل قدیما، فقط برای اینکه سوءتفاهمها برطرف بشه
مجبور نیستی. ولی من دلم میخواد
منم همینطور
بیا از اینجا بریم
میمی، خیلی وقته اینجا نیومدم
دیدی؟
فقط یه قدم
یادته وقتی اینجا بهت یاد دادم چطور پاتیناژ کنی؟
خیلی کوچولو بودی. هی سعی میکردم دستم رو بگیری
ولی تو نترس بودی
میدونم میترسی، لیس
فقط نمیخوام دوباره زمین بخورم
تو میتونی
به آبهای خالی اعتماد کن
فقط برای اینکه بتونی شنا کنی
تمام غمها رو نگه میداری
شش پا بالاتر از زمین
من، من
میدونم میخوای زمان بگذره
با اینکه انگار همیشه سعی میکنی
تمام ساعتها رو متوقف کنی
و خط تلفن رو قطع کنی
اما تمام چیزی که نگه میداری
آه. این دسته لباسها قبل از بستهبندی باید اتو بشن
حله
این
آدریانا بالهای سارا رو نمیپوشه
برای نمایش فینال
میخواست سورپرایزت کنه
اوم... من باید برم
هی. ویل
چی شده؟ اوم، من... نمیدونم
اوم، هی. با من حرف بزن
من همیشه خودم رو جمع و جور میکنم. آره
مگه نه؟ وقتی بچهها بهم نیاز دارن، وقتی پیست به مشکل میخوره
وقتی هر شبِ لعنتی تنها میرم توی تخت
این کاریه که باید انجام بدم، و باهاش کنار میام
ولی این موقع از سال؟
این موقع از سال همیشه داغونم میکنه
داغونم میکنه
ویل، همه چیز درست میشه
این چیزِ مورد علاقه سارا بود. من... منظورم اینه که، نمیتونم
و حرفاش توی سرمه
«همه چیز رو با حس و حال آهنگ هماهنگ کن.»
«نذار زود بارشون رو ببندن.»
و حالا فقط لباسش میره مسابقات جهانی. نه خودش
عادلانه نیست
اون حتی نمیتونه پاتیناژِ بچههای خودش رو ببینه
کام، متاسفم. هی
نباش
تو حق داری عزاداری کنی
ای کاش حرفِ حکیمانهای برای گفتن داشتم
ولی نمیتونم تصور کنم چه حسی داری
فکر نکنم هیچ مرحمی برای غم، جز پشت سر گذاشتنش وجود داشته باشه
متاسفم. من
از اون موقع خیلی بار روی دوشت گذاشتیم
این
نباید مجبور باشی همهمون رو کنار هم نگه داری
ویل، بیخیال
تو و دخترات نزدیکترین آدما به خانواده برای من هستید
همیشه آسون نیست، ولی
خب، تا حالا دیدیش؟
نه. نه، من... فکر کنم قراره بال داشته باشه، ولی
باحاله. هنوز داریم روش کار میکنیم
به نظر میاد عالی بشه
ممنون که وقت گذروندی
خوب بود
شب بخیر، ایدی
شب بخیر
هیچچیزی نمیتونه شما دو تا رو از هم جدا کنه
انگار تو خیلی تلاشت رو کردی
ایدی! هی، میتونیم حرف بزنیم؟
خواهش میکنم
حرف بزن
من هیچوقت نباید فردی رو میبوسیدم، ولی بوسیدمش
تمام مسئولیتش رو قبول میکنم. من کسی بودم که پیشقدم شدم
ماریا هم که مثل یه هیولای عصبانی به سمتم یورش برد
حق هم داشت. چرا من؟
ببین، اعتراف بهش سخته، ولی
تو یه ورزشکارِ واقعاً بااستعدادی
خیلی بااراده و خلاق بودی و
تو اسکیتباز فوقالعادهای هستی، ادی
و من حسودیم میشد
حسودی میکردم که داری پیشرفت میکنی و منو پشت سر میذاری و موفق میشی
فهمیدم که نمیتونم همینطور با حسادت و خشم نسبت به تو به زندگیم ادامه بدم
و باور کن، خودم میدونم این حرف چقدر زشت به نظر میاد
همهاش تقصیر این مصدومیته
کل زندگیم رو تحتالشعاع قرار داد
اما میخوام چیزی فراتر از این باشم
باشه؟ فراتر از فقط یه نفر که
دستش آسیب دیده و روی یخ دچار حملات عصبی میشه
الیس، هیچکدوم از اینا ربطی به اسکیت نداشت
اوه، موضوع کاملاً شخصی بود
تو فِردی رو بوسیدی
از بین اون همه آدم، فِردی رو
و برای اینکه به ما ضربه بزنی، همهی مسائل خانوادگیمون رو به یه خبرنگار گفتی
منظورم این نبود... تمام تلاشت رو کردی که به من زخم بزنی
به ما ضربه بزنی
خیلی خوبه که میتونی به حسادتت اعتراف کنی
اما این، سالها کارشکنیهات رو توجیه نمیکنه
ادی، من... آخه... میخوای جبران کنی؟
آره
از سر راهم برو کنار
از این به بعد
میخوام از زندگیم بری بیرون
ادی
توی آغوشم رها شو
داریم سبکبال میشیم
هنوز یادمونه
- توی آغوشم رها شو، رها شو
داریم سبکبال میشیم
هنوز یادمونه
💫✿ WAREZ-IR ✿💫 🌸♡ IRWAREZ.COM ♡🌸
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.