Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
وارز تقدیم میکند IRWAREZ.COM
آه
ای بابا، این که فقط رایلیه
«ای بابا، این که فقط رایلیه.»
اسم کتاب زندگینامهم رو پیدا کردم
این رفیقمون بدجور منتظر برادرته
مثل سگ زل زده به در
مجبور شدم شکمشو بمالم تا آروم شه
باورم نمیشه بابا داره میره دنبال سَم فرودگاه
موقعی که دندون عقلمو کشیدم حتی نیومد دنبالم
طوری نبود. با کدئین خیلی بیشتر از اونم رانندگی کردم
سَم عضو نیروی دریایی شد
تو هم چون از «اولد نیوی» جوراب دزدیدی اخراج شدی
خب، همه خبردار
یه افسر داره میاد تو
سَم پارکر، فرمانده اطلاعات نیروی دریایی
بیا اینجا ببینم
ای جان. باشه! آره بابا
خیلی دلم برات تنگ شده بود
وای، قراره کلی بهمون خوش بگذره
باید بریم «گروو». الان دیگه واگن برقی دارن
گیب، بشین. بشین، بشین. آروم باش. خب
خب، نوبت منه. اوه! ای جان
آخ، چه کیفی میده
عجیبه که منو تو چنگ ننداختی و سر و گردنمو نگرفتی
و کلهمو نمالیدی. خب، اگه اصرار میکنی
نه! اوه
سَمِ خودمو نگاه کن
خوشتیپ شدیا، پسر
نه به خوشتیپیِ تو. میدونم، گل گفتی
خیلی عالیه، نه؟
تو راهِ دریادار شدنه
و همین الان پروازش نشست از... کجا بود؟
اجازه ندارم بگم. ها
عاشق وقتاییم که اینو میگه
آره، ولی وقتی من اینو میگم، میگن دارم «پنهانکاری» میکنم
جورجیا، مامانت میگه تو مدرسه خیلی کارت درسته
و کارتر
تو اینستاگرام خیلی بانمکی
مرسی. دلم برات تنگ شده بود دایی
میدونی، آخرین باری که منو دیدی، یه بچه بودم
ولی الان دیگه واسه خودم مردی شدم
و بله، این بوی ادکلن «آبسشن» از برند کلوین کلاینه که به مشامت میرسه
از بوی قبلیش بهتره، یعنی بوی دوریتوی فلفلی
میدونین چیه؟ باید یه مهمونیِ خوشآمدگویی بگیریم
اوه! بابا، تو هیچوقت واسه من مهمونی نگرفتی
چرا، گرفتم. سال دوم دبیرستان. همون مهمونی سورپرایزیِ بزرگ
اون جلسه نصیحت و ترکِ اعتیاد بود
ولی مافینهاش حرف نداشت
باشه، ولی نه یه مهمونیِ ضایع
باید یه شبِ کارائوکه راه بندازیم! اوه
نه، نه، نه، نه، من از کارائوکه خوشم نمیاد
من آهنگهای باب سیگر رو گوش نمیدم که با خودم بگم
«شاید یه حسابدارِ مست باید اینو بخونه.»
دایی سَم. هوم؟
تو جاسوسی، نه؟ اجازه ندارم که
آره آره، این حرفا رو واسه آدمهای سادهلوح نگه دار
بازی «افسانه زلدا»م غیب شده
و میدانم کارتر برداشته
میتونی چند تا از این کارای جاسوسی بهم یاد بدی تا مچشو بگیرم؟
یکی از اولین چیزایی که بهمون یاد میدن
اینه که وقتی آدما دروغ میگن
یه تیک یا علامتی دارن که دستشون رو رو میکنه
مثلاً چی؟ امم، ور رفتن با دست و پا
فرار کردن از نگاه مستقیم
بالا رفتن غیرعادیِ تُن صدا
پدربزرگ، تو مامان و دایی سَم رو یه اندازه دوست داری، درسته؟
آره، البته که همینطوره
باورم نمیشه بچهها چقدر بزرگ شدن
خب، خیلی وقت بود که نبودی
آخه تو کل اون مدت رو تو کره شمالی بودی
بابا! ببخشید، کره جنوبی
میدونی که نمیتونم بهت بگم
و اینم میدونم چقدر سخته
که ندونی من کجا بودم
خب، این برای تو خوبه
چون تو مسیر دریادار شدنی
چیزی که از بچگی همیشه میخواستی
آره، خب، قدیما هم میخواستم دایناسور بشم، پس
خوشحالم که برگشتم خونه
آره، منم همینطور. واقعاً دلم برات تنگ شده بود، پسر
پس، دوریِ من یعنی خوششانسیِ فیلیپین؟
نه
میدونی، قبرس هم لبِ آبه
قبرسه؟
شاید
کلیولند؟
♪ یو، بذار بهت بگم چی میخوام، واقعاً چی میخوام ♪
♪ پس بگو چی میخوای، واقعاً چی میخوای ♪
♪ بذار بهت بگم چی میخوام، واقعاً چی میخوام ♪
♪ پس بگو چی میخوای، واقعاً چی میخوای ♪
♪ میخوام، میخوام، میخوام، میخوام ♪
♪ واقعاً، واقعاً، واقعاً میخوام زیگازیگا... ♪
♪ آه! ♪
بذار من بگم واقعاً چی میخوام
اینکه این قارچها زودتر اثر کنن
سلام بچهها
اوه، سلام، اومدی بالاخره. آره، معلومه
گیب و استیچ رو که میشناسی. اینم برادرمه
سَم، این دوست پسرم، اَندی. سلام
اون... خب، خودت نگاهش کن
اوه، چه خوب که با صاحب اون چهرهای آشنا شدم
که گیب میگه تو بارفیکس زدن میذارتش تو جیبش
هوم. دوازده تا
مهم نیست. ولی دوازده تاست
اَندی وکیله. و تا حالا هم بازداشت نشده
من سوابقشو چک کردم
ولی تا وقتی تولهسگ نکشی، با هم مشکلی نداریم
و حتی اگه این کارم بکنی
سلام، من اَملی هستم. سلام. خوشبختم اَملی
بسه دیگه. بیا بغلم. باشه
اوم، من رقصندهام ولی رشته فرعیم فیزیک بوده
نکته اینجاست که شخصیت من فقط به «دوست دخترِ گیب بودن» خلاصه نمیشه
منظورم اینه که کلمه «دوست دختر» اصلاً یعنی چی؟
یعنی اینکه ما با هم زندگی میکنیم
در یک رابطه جنسیِ تکهمسری
هیس! تمومش کن
میدونین چیه؟ اشکالی نداره اگه براتون یه آهنگ بخونم؟
اوه. اوه
گیتار آوردی؟ هه، اونم برای کارائوکه
میدونی که آهنگها رو خودشون پخش میکنن، دیگه؟
آهنگ رو پخش میکنن ولی اینجا قانونِ «گیتارِ خودت رو بیار» برقراره
اون کلمه «آ» برای «آس بودن» هست
استیچ، آهنگ «با تو عشقبازی میکنم»
آهنگِ... گروهِ «بویز تو من»
واقعاً حس میکنم کار درست اینه که
ازش در برابر خودش محافظت کنم
و بنواز
♪ چشماتو ببند ♪
♪ یه آرزو کن ♪
آرزو کردم. ولی هنوز گیتار دستته
♪ ...نور شمع ♪
♪ چون امشب! ♪
♪ فقط شبِ توئه ♪
باید ازش در برابر خودش محافظت میکردم
این دیگه جنایت علیه خودیه
♪ با تو عشقبازی میکنم ♪
♪ اگه تو بخوای ♪
♪ و محکم بغلت میکنم ♪
♪ عزیزم، در تمام طول شب ♪
♪ با تو عشقبازی میکنم ♪
♪ اونجوری که تو بخوای ♪
♪ و من... ♪
این دردناکترین چیزیه که تا حالا تجربه کردم
منی که با یه یارو از طالبان تنبهتن جنگیدم
چی داری میگی؟
از این بهتر نمیشه
تکنوازی گیتار
و همین الان بهتر هم شد
بچهها، یادتونه یه زمانی چقدر جذاب بود؟
دلم برات تنگ شده بود عزیزم
خب، یه ضربالمثل قدیمی هست که میگه
تا با کسی کارائوکه نخونی، نمیشناسیش
لازم نیست اینقدر بهت خوش بگذره
سَم کجا رفت؟
خب، قطعاً یه رازی رو بهم نگفت
و نرفت سمتِ بار
چی؟ سَم نمیخواد دوباره ثبتنام کنه؟
چی؟! این دیوونگیه
نه به اندازه گیتار آوردن واسه کارائوکه، ولی خب
دستکمی از اون نداره
خیلی خب استیچ، بیا یه آهنگِ ریز
به اسم «امریکن پای» بذاریم
باید اینو ببینم. کلاهِ مخصوص هم آورده
داری از نیروی دریایی میای بیرون؟
انگار قول مردونه واسه گیب هیچ ارزشی نداره
بیست سال از عمرم رو وقفِ ارتش کردم
و الان برای مرحله بعدیِ زندگیم آمادهم
وای خدای من، بابا قاطی میکنه! کی میخوای بهش بگی؟
میتونم منم باشم؟ و احتمالاً فیلم بگیرم
و به عنوان کارت تبریک سال نو بفرستم؟
منتظر یه فرصت مناسبم
هوشمندانهست. چون بدجور ناامید میشه
ولی فقط بدون، ته دلش
حسابی هم از دستت شاکی میشه
داری بدترش میکنی
داری لبخند میزنی؟ چی؟
نه. لپم رگ به رگ شده. آره
ولی از شوخی گذشته، دوست دارم و هواتو دارم
تکتکِ مراحلش
نه چون میخوام شکستِ «پسرِ نمونه» رو ببینم
همونطور که گفتم، واسه حمایت
خبر خوب. هوم
همین الان کارتمو کشیدم
سه ساعت دیگه وقت داریم. وقتی من پول میدم، منم آهنگ میذارم
کارتر داره میاد
باید بفهمم بازی ویدئوییم رو دزدیده یا نه
چیکار کنم؟ خب
فقط باید سعی کنی اطلاعات جمع کنی
اطلاعات از کارتر؟ موفق باشی
خب، یه الگوی رفتاریِ پایه برای وقتایی که
داره راست میگه واسه خودت تعیین کن
بعد اگه هدف دروغ گفت، دنبالِ تفاوتها بگرد
هی، کارتر
ساعت چنده؟ بذار چک کنم
وقتشه که یه ساعت بخری
بدجور رکب خوردم
کارتر، تمام
دیدی؟
نمیتونم باهاش بازیِ ذهنی کنم وقتی مغزش کلاً تعطیله
جلو من «مونواک» نرو و در نرو
اه! داد نزن
دیشب اینقدر خوردم
که بینِ اجرای آهنگ «پرپل رِینِ» اَندی
و اجرای آکوستیکِ همون آهنگ، مغزم کلاً پرید
آره، اون آهنگی بود که قبلاً به «آهنگِ خوب» معروف بود
خب، صبحبهخیر بچهها. اوه
پسر، قیافهت داغونه
بوی گند هم میدی
نکنه باید یه «مهمونیِ سورپرایزیِ» دیگه بگیریم؟
اسم مهمونی رو نیار
هی، اون دوستِ دریادارم رو یادته؟
داشتم فکر میکردم شاید بتونین با هم ارتباط بگیرین
شاید بتونه واسه دریادار شدن راهنماییت کنه
و خب، یه جای خوب واسه غذا خوردن توی یمن بهت معرفی کنه
مرسی. آره، بهش... بهش فکر میکنم
عالیه
زود باش بالا بیار دیگه
چرا چیزی نگفتی؟
بهت که گفتم، منتظر یه فرصت مناسبم
اوه، نه. شجاعتوین مفدِ دنیا
از بابایی میتفسه
میدونی، وقتی مستی خیلی باحالی ولی وقتی خُماری خیلی بدجنس میشی
فقط دارم مراعات میکنم. بابا تازه مامان رو از دست داده
نمیخوام تنها بچهٔ سربهراهش رو هم از دست بده
هی! خب، منطقیه
ولی بابت کمک و حمایتت ممنونم
منم بابت کمکت ممنونم
که منو به سمت نزدیکترین سطل آشغال هدایت کردی
اوه، آره. بفرما
مرسی. ...بگیرش
آخ، این منو یادِ جشن پایان سالِ کلاس یازدهمت میندازه
و جشنِ فارغالتحصیلیت
اوه! و عروسیت
خیلی بهت افتخار میکنم مرد
و اینکه داری از ما در برابر کمونیستها محافظت میکنی
چه توی اون کشورهای غریب
چه توی بروکلین
و اِم، قهوهٔ منم از دکترا محافظت میکنه که وسطِ جراحی
قلب خوابشون نبره
قابلی نداشت، آمریکا
هی دایی، زخمِ جنگیِ خفنی چیزی داری؟
آره بابا. ترکش
خودمم با نخ دندون بخیهش زدم
همیشه باید آماده باشی
بفرما، واسه همینه که من نخ دندون رو واسه دندونام حروم نمیکنم
تو اصلاً چطوری دوست دختر داری؟
یه لحظه وایسا. ببخشید. هوم. آره
پریشب چقدر خوش گذشت، نه؟
یه رویِ دیگه ازت دیدیم، اَندی
و خوشم اومد
خیلی زیاد
میدونم رفیق. وقتی کارائوکه میخونم کلاً از خود بیخود میشم
اه! باید آهنگ «Lose Yourself» رو میخوندم
رپ هم میخونی؟ پففف
مرد، یه کم از استعدادت رو هم بذار واسه ما بمونه
راستی، اه، همه شامپاین گیرشون اومد؟
بابام میخواد بدونید که این آمریکاییه، نه فرانسوی
قیمتش نصفه
و انگورهاش توسط آدمهای بزدل له نشدن
راستش، من نمیخوام، مامان
به نظرم یکم گس بود. مگه نه؟
زیادی حرف زدم
واسه من نریز، ممنون
فقط دارم از این حنجرهی طلایی محافظت میکنم
هی سم، همین الان با دریادار «میسون» حرف زدم
اوه
اصلاً بهش زنگ نزدی
وقتشه که اعتراف کنی
اه، ببین بابا، منتظر یه فرصت مناسب بودم
که بهت بگم
که الان میفهمم اون فرصت، همون موقعی بود که با ماشین داشتیم برمیگشتیم خونه
همون موقع که از فرودگاه برمیگشتیم
چی رو بهم بگی؟
تصمیم گرفتم از نیروی دریایی استعفا بدم
تو بهش بگو
که بازیگر بشم. که چی بشی؟
ای بابا
همیشه بد موقع دست میزنم
میتونیم یه لحظه حرف بزنیم؟ آره
با اجازهتون
باید با من بیای. اوه
گوش کن، چرا من باید این خبر رو از زبون دریادار بشنوم؟
باشه بابا. ببخشید، نمیخواستم ناامیدت کنم
ولی واقعیتش نمیدونستم چطوری بهت بگم
ولی تو واسه این کار ساخته شدی
تو مهارتهای تحلیلیت رو از مامانت به ارث بردی
و ببین تا کجاها رسوندتت
آره، خب، حالا میخوام برم دنبال جنبهی هنری وجودم
ببین، خیلی از نظامیهای سابق رفتن سراغ
و بازیگرهای موفقی شدن
جیمی استوارت، آدام درایور
بی آرتور
یکی از اون «دختران طلایی»
بابا، میدونم هضمش برات سخته
ولی من تو این تصمیم جدیام
میخوام، اه، برم کلاس تئاتر بداهه اسم بنویسم
اوه! هوووف
حالا دیگه فقط داری سعی میکنی حرص منو دربیاری
تو تو مسیری هستی که توی نیروی دریایی دریادار بشی
این چیزیه که از بچگی میخواستی
آره، خب، بازیگری اونقدرها هم با کاری که
توی اطلاعات نیروی دریایی انجام میدم فرقی نداره
من همهاش دارم تظاهر میکنم کسی هستم که در واقع نیستم
و توش ماهر هم هستم
با لهجههایی حرف زدم که اگه تو خودِ آمریکا بود، بایکوت میشدم
چیزی که من میبینم اینه که داری یه شغل عالی رو واسه هیچی دور میریزی
سم فقط میخواد دنبال رویاش بره
و ما هم باید ازش حمایت کنیم
حتی اگه رویای احمقانهای داشته باشه
کارت عالی میشه
خودم از پسش برمیآم
اوه، دیدی؟ عجب بازیگریای بود. نزدیک بود باورش کنم
دلت میخواد یه بازیگری خوب ببینی؟
هی
به نظرم این ایده خیلی عالیه
واقعاً خوب بود
بیا، من باید عجله کنم
یه دختر پیشاهنگ همین بغل داره کلوچه میفروشه
اگه وقتی برگشتم هنوز اونجا باشه
بهتره خودشو واسه گرفتن نشان «سیلی جانانه» آماده کنه
محدودیتی واسه تعداد جعبههایی که
از اون کلوچههای «دو-سی-دو» میتونی بخری داره؟
مهم نیست. اصلاً ربطی نداره
الان برمیگردم
خب، داداشت چطوره؟ ای، میگذره
من دیگه به ناراحتی بابا عادت کردم، بدنم ایمن شده
ولی سم مثل یه پیشخدمت واکسننزدهی کازینو تو فروردین ۹۹ میمونه
اوه، صبر کن، اون که خودم بودم
هیچوقت نبود که کرونا نداشته باشم
هشت ماه تمام هر روز تستم مثبت میشد
بذار حدس بزنم، هنوز داریم در مورد سم حرف میزنیم؟
اه، میدونم ناراحتی
آره، ناراحتم
اون همیشه میخواست دریادار بشه
حالا میخواد همینجوری همهاش رو دور بریزه؟
خب، شاید نقش یه دریادار رو تو تلویزیون بازی کنه
توی یکی از همون شبکههایی که تو میبینی، مثل دو
یا چهار، یا هفت
آره. میدونی چیه؟
شاید بتونه نقش رئیس «کاپیتان کرانچ» رو بازی کنه
صبر کن، مگه کاپیتان کرانچ دریادار نیست؟
آخه اسمش روشه، «کاپیتان»
«چاکولا» هم هنوز کنته، نه؟
میدونی چیه بابا؟ چرا مثل بلایی که سر من آوردی و ۱۵ سال باهام قطع رابطه کردی
با سم هم همون کار رو نمیکنی؟
یا، یه ایدهی عجیب
شاید واسه یه بار هم که شده تو زندگیت، پخته رفتار کنی
حالا با اجازهتون، من برم یه دختر پیشاهنگ رو خفه کنم
استیچ، تو توی ارتش بودی
باهام صادق باش
به نظرت کاری که سم میکنه دیوانگیه؟
هی، بیخیال مرد، ببین
طرف میدونه بعد از ارتش
میخواد با زندگیش چیکار کنه
همه اینطوری نیستن. من نبودم
تو فصل دوم زندگی خوبی داشتی. اومدی اینجا کار کردی
سم ۲۰ سال واسه آزادی بقیه جنگیده
اون لیاقت همین آزادی رو داره
که هر غلطی دلش میخواد بکنه
بازیگر بشه؟
فکر نکنم بتونم به این عادت کنم که «رایلی» آدم موفقه باشه
تعجب میکنی اگه بفهمی مرد
بچهها میتونن از راههای مختلفی باعث افتخارت بشن
دینگ-دانگ! جادوگر مُرد
اندی، ببخشید ولی ما قانون سفت و سختی برای «قدغن بودن موسیقی» داریم
اون مرتیکهی همسایه همیشه شکایت میکنه
منظورت باباته؟
همونی که گفتم
میدونی چیه؟ در واقع واسه همین اومدم
اوه خدا
رایلی
این یکی به افتخار توئه
این دیگه چه صیغهایه؟
اون شب فهمیدم
که توی کارائوکه یه کم زیادهروی کردم
و فقط میخواستم جبران کنم
تقصیر تو نیست. تو «امتیاز خوشگلی» داری
مردم به آدمهای جذاب اجازه میدن هر کاری دلشون میخواد بکنن
واسه همینه که «ادریس البا» میتونه دیجی بشه
خب، بعد از دیدن خیلی خیلی
خدای من، کلی ویدیو از خودم توی اینترنت
فهمیدم که بودم، اه
اصطلاح قانونیش چیه؟ یه... آدمِ مزخرفِ رو مخ
میدونی چیه؟
خوشم میآد که تو یه کاری افتضاحی
ممنونم؟
نه. آدمهایی مثل تو و داداشم
میتونن یکم مرعوبکننده باشن
واسه همین یه جورایی خوشم میآد که بینقص نیستی
اوه
خب، منم یه جورایی خوشم میآد که تو بینقص نیستی
چی؟ خب، یه لحظه صبر کن
نه، جدی میگم، سوابقت رو چک کردم
اوه خدا. امم. نه، مشکلی نیست
یه حکم جلب فعال تو یوتا داری
آره، خب، نمیخوام پز بدم ولی ممکنه اینجا هم یکی برام صادر بشه
اگه اون دختر پیشاهنگ شکایت کنه
اشکالی نداره اگه من...؟ راحت باش
نه! ببین با پسرم چیکار کردن
فقط یه دونه پپرونی مونده. تو میخوایش، جورجیا؟
نه، بذار کارتر بخوره
اون داداشمه، لیاقت یه چیز خوب رو داره
صبر کن ببینم، داری باهاش مهربون باشی؟
خب، دوشیزه خانوم، من اصلاً از این وضعیت خوشم نمیآد
داره سعی میکنه گولم بزنه. کل هفته همین کار رو کردی
نه نکردم. فقط اعتراف کن
میخوای بدونی چه بلایی سر بازی ویدئوییت اومده
فکر کنم حق دارم بدونم. جواب میخوای؟
من حقیقت رو میخوام! تو طاقت حقیقت رو نداری
زلدا یه روح آزاده
اون به هیچ مرد، زن یا پری جنگلی تعلق نداره
پس تو ورش داشتی! معلومه که ورش داشتم
چون تو قدر داستانسرایی غیرخطیش رو نمیدونی
یا... یا آهنگهای جذابش رو
تو به من نیاز داری که اون بازی رو انجام بدم
مثل آب خوردن ازش حرف کشیدم
تموم شد. حالا دیگه اون رئیسه
هی سم، میتونیم یه لحظه حرف بزنیم؟
حرف یا داد و بیداد؟
منم دیگه میرم تمیزکاری
ببین بابا، متاسفم که باهات رک نبودم
ولی من تصمیمم رو گرفتم
این کاریه که میخوام بکنم
این دقیقاً همون چیزی بود که من به بابام گفتم
یادت میآد وقتی پدربزرگت باهام حرف زد
در مورد اینکه مدیریت کارگاه تراشکاری رو قبول کنم؟
آره. تو میخواستی طراح صنعتی بشی
درسته. سرش با هم دعوا کردیم
دعوا، دعوا، دعوا؛ اون خیلی آدم لجبازی بود
هوم، شبیه یکی هست که میشناسمش
میشه...؟ ادامه بده
گوش کن، بابام قبل از اینکه فرصت کنیم
اختلافاتمون رو اینطوری حل کنیم، فوت کرد
همیشه تو ذهنم موند
و نمیتونستم به این موضوع فکر نکنم
میدونی، نمیخوام چنین چیزی بین ما دو تا باشه
آه. بهت گفتم باید اون خال رو نشون دکتر بدی
دیگه هیچی نمیگم
من فقط میخوام تو خوشحال باشی. تمام
و اگه این یعنی جنبهی هنریت رو نشون بدی، مثل من
و اون هنر هم از قضا بازیگری باشه
پس بذار همینطور باشه پسرم
ممنون بابا. آره
پس فکر نمیکنی بازیگر شدنم کار احمقانهایه؟
نه. اصلاً
به نظرم این احمقانهترین چیزیه که تا حالا شنیدم
ولی کی میدونه؟ شاید واسه نقشِ
اون پسره که واقعاً تو لباس «ددپول» هست انتخابت کنن
همون موقعی که رایان رینولدز تو کانکسش داره پدیکور میکنه
ولی بهت افتخار میکنم
همیشه افتخار میکردم و خواهم کرد پسرم
تو هم همینطور، رایلی
تو واقعاً زندگیت رو سر و سامون دادی
ما اینجا داشتیم یه لحظهی عاطفی رو میگذروندیم
و تو باید خودت رو میچپوندی وسطش
ببخشید. پسر طلایی برگشت
تماس برقرار شد. درسته
با من حرف بزن، «گوس»
با من حرف بزن
و کات
واو. عجب چیزی بود... واو
عالی بود
صبر کن ببینم. چرا اینقدر واسه یه «غاز» ناراحت بود؟
هی بابا
نظرت چی بود؟
مجاز به گفتنش نیستم
اون... اون واقعاً زیبا بود مرد
هی، دمت گرم رفیق
تو... واو! ممنون
💫✿ WAREZ-IR ✿💫 🌸♡ IRWAREZ.COM ♡🌸
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.