Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
قسمت.......30 Souri_ten2 ترجمه فارسی از Mahdis.tkd به کمک دوست عزیزمون.......................
خون سرخ رنگ زیبا...مثه اشتیاقی سوزان
در شب های تاریک پرستاره و درخشانه
شروع داستان مثه رقص تنهاییه که نمیشه متوقفش کرد اما قابل پنهون کردنم نیس
بادها می دمن نفوذ می کنن به جونم
لطفا منو از خلأ مرده دور کن...........
همه چیز یه روز میگذره و میره... بعضی وقتا زمان به آرومیه خط ساحله
و بعضی وقتا مثه بادهای دلهره آور... درست مثه گذر جوونی
همه چیز یه روز میگذره و میره........
وقتی آسمون شروع می کنه به بانگ زدن... تنهایی عمیقی حکم می راند
.............درست مثه آتیش بازیه زیبا............. در آن سوی همبستری..............
.................همه چیز یه روز میگذره و میره
وقتی آسمون شروع می کنه به بانگ زدن... تنهایی عمیقی حکم می راند
درست مثه آتیش بازیه زیبا ....................در آن سوی همبستری....................
Souri_ten2 ترجمه فارسی از Mahdis.tkd به کمک دوست عزیزمون..............................................
قسمت..............30 پیشرفت شجاعانه
بکشین بالا...........
یکم بیشتر زور بزنین......
بیشتر.......بیشتر........
یکم بیشتر بکشین.........
تحمل کن..............
یکم بیشتر زور بزنین......
بیشتر.......بیشتر........
چرا فقط یکیشون اومد بالا...پس اون یکی هنوز پایینه؟؟؟....
معلومه که هنوز پایینه...طنابو بفرست پایین........
طنابو بده پایینتر
جیسون کجایی که عشقتو کشتن
ببین توی کتش موبایلشو پیدا میکنی....زود باش............
موبایلش اینجاس..............
زود باش یه زنگ بزن.............
سلام.........
سلام...شما با صاحب این تلفن دوست هستین؟؟.............
بله...مگه چی شده؟؟؟؟؟؟؟؟..................
دوستتون اومد به کارگر ما کمک کرد از چاه آوردش بالا...اما خودش تو چاه موند
اگر این نزدیکایین بیاین بهمون کمک کنین.............
من تحمل میکنم......الان جیسون میاد پیشم........
هی.....صدامونو میشنوی؟؟؟..........
هی با توام....صدامونو میشنوی؟؟.........
بلند شو.........
داداش حالت خوبه؟؟؟ اگه صدامونو میشنوی یچیزی بگو
شیایا...صدامو میشنوی...شیایا..........
تحمل کن شیایا..........
زود باش طنابو ببند بهم میخوام برم پایین.............
تو هم میخوای بری پایین؟؟؟؟؟...........
زود باشین...زود....شیایا...شیا
تحمل کن شیا...............
یواش....یواش........
شیا..........
مواظب باشین...اروم......
..........شیا...ناراحت نباش...دارم میام پیشت..........
مواظب باشین.......
زود باشین......
شیا........
دارم میام پیشت.............
تحمل کن...........
شیا.............
شیا.....حالت خوبه؟؟..........
من خوبم......بالاخره اومدی پیشم..........
دا ژونگ شی....اسم مستعار یوان ژونگ
یکم دیگه تحمل کن.........زود ازینجا میریم........
من میخوام با تو برم اون بالا................
نمیشه...دوتاییمون سنگینیم...تو اول برو بالا ...من سریع خودم پشت سرت میام
به محض اینکه تو رسیدی اون بالا منم بهت رسیدم........
باورم نمیشه...این دیوارش خیلی لیزه....چجوری میخوای بیای بالا؟
یوان ژونگ.........
یوان ژونگ.........
یوان ژونگ.........
من اینجام..............
یوان ژونگ.......هنوزم اونجایی؟؟؟........
من اینجام...........
داژونگ شی......چرا صدات هی ازم دورترو دورتر میشه؟؟؟
داژونگ شی........
وای چرا طناب پاره شد...................
من از کجا بدونم؟؟.....برو یکی دیگه پیدا کن
فک نکنم دیگه داشته باشیم................
حالتون خوبه؟؟؟ صدای منو میشنوین
ببین...اگه کاریو که گفته بودم کرده بودی اینجوری نمیشد.....
طناب خودش پاره شد...تقصیر من نبود.............
چیکار داری میکنی؟؟؟...........
من شنیدم دارن طناب میفرستن پایین...برو بالا پیداش کن
دستم بهش نمیرسه.........
روی شونه هام وایسا و یبار دیگه امتحان کن.........
اژونگ شی...حالت خوبه؟؟؟
میتونم تحمل کنم....تو دنبال طناب بگرد......
مترجم برات بمیره......
منو بذار پایین...چرا نمیذاریم پایین؟؟..............
تکون نخور...همونجایی که هستی وایسا..........
تو که تنهایی نمیتونی وزن دوتامونو تحمل کنی....................
با تو از تموم جاده ها میگذرم.... با خودم تورو به قصه ها میبرم........
زندگی آدما همش یه خاطرس....تو تموم خاطرات من تویی و بس.....
وقتی میشه با تو لحظه رو نفس کشید....باید از گذشته های دور دست کشید
ازت خواهش میکنم....زود باش منو بذار پایین...........
سرنوشتو پا به پای من رقم بزن....من بجای تو....تو بجای من قدم بزن
عشق...مادوتارو همسفر کرده...زندگی رو ساده تر کرده
..........هم یه درده...هم یه همدرده
چرا گازم نمیگیری؟؟؟..........
عشق هم یه زخمه هم یه تسکینه........
گاهی شاده گاهی غمگینه...تلخیاشم حتی شیرینه.........
من...تو شبای گریه کردن...قبل ازین روزای روشن... خواب عشقو دیده بودم
تو دستمو محکم بگیرو....زنده کن این زندگی رو....تا بسازیم عشقو کم کم
قطره ها وقتی به هم دل میبندن دریا میشن....آدما وقتایی که عاشق میشن زیبا میشن
عشق...ما دو تارو همسفر کرده...زندگی رو ساده تر کرده..هم یه درده...هم یه همدرده
اگه شرایطش باشه...میبرمت خونمون و غذاهای سنتی اونجارو میدم بچشی........
عشق هم یه زخمه هم یه تسکینه...گاهی شاده گاهی غمگینه...تلخیاشم حتی شیرینه.........
شیایا...منم دوستت دارم...هرکاری که بتونم همیشه برات میکنم..................
من میخوام فقط با تو باشم...........
زود باشین........
اگه صدامونو میشنوین جواب بدین......
مربی......مربی......رییس یوان....مربی..میتونین صدامو بشنوین؟؟.....
نگران نباشین...الان میایم نجاتتون میدیم........
تروخدا اول یوان ژونگ رو نجات بدین......
مربی نگران نباش....الان طناب میفرستیم پایین و نجاتت میدیم...........
زود باشین یه طناب و یه چوب آماده کنین بیارین...زود باشین...طناب و چوب....
طناب اینجاس...بده من...بذارش اینجا....بفرستینش پایین.........
بفرستینش پایین...مربی...مربی...یکم تحمل کنین...الان میایم........
تروخدا اول اونو نجاتش بدین..........
مربی...مربی.........زود باشین....بفرستنش پایین............
یوان رو.........
یوان رو..........
داداشم بیدار شد؟؟؟.............
بیا اینطرف...........
میخوام یه چیزی بت بگم............
من میرم برات آب بیارم...........
وقتی داداشت بیدار شد چیزی از اتفاقی که برای انگشتاش افتاده نگو......
میترسم نتونه تحمل کنه................
فک نکنم...داداشم از بچگی یعالمه ازین صدمه ها دیده...این که چیزی نیس........
چجوری میتونی اینو با اونا مقایسه کنی؟؟...این مربوط به توانایی جسمیش میشه
اما بالاخره دیر یا زود که میفهمه.............
وای...ممنون خاله.........
بیاین اینکارو بکنیم...تو شرایط مناسب بهش میگیم...اجازه میدیم که باهاش کنار بیاد.....
میترسم وقتی بهشو میاد بفهمه چی شده نتونه تحمل کنه که چی شده...مگه نه؟؟؟........
داداش...داداش.........بالاخره بیدار شدی...........
داداشششش..........
چرا داری گریه میکنی...منکه حالم خوبه........
منظورت چیه که حالت خوبه...انگشتای پاتو از دست دادی...........
چه اهمیتی داره مگه؟؟..........
انگشتای پا برای حفظ تعادل بدن لازمن..........
حتی اگه یکی از پاهامم قطع شده باشه...من راحت میتونم تعادلمو نگه دارم...........
قدیما...مردم وقتی پاشون پیچ میخورد و 3 اینچ کوتاه میشد بدون هیچ مشکلی راحت راه میرفتن....
آخه تو انگشتاتو از دست دادی...اگه در آینده خسته شدی خواستی بازی کنی...اونوقت چی
سرگرمی ولذتای زندگی من که به اونا وابسته نیس..........
شنیدم یه تکنولوژزی اومده...میتونی استخونای انگشت رو جاسازی کنی توی شکم
وقتی که رشد کردن..درشون بیاری و به استخونای پاهات وصلشون کنی
چطوره که من اون استخونارو تو شکمم نگه دارم برات...بزرگ که شدن...اونارو برات بدنیا بیارم
شیایا...الان وقته شوخیه آخه...........
شنیدم یه تکنولوژی هست به اسم درمان و بازسازی استخوان اسکلتی........کارش اینه که استخونای اسیب دیده رو ترمیم میکنه.................................................
رگهای خونی و بافت عضلانی رو بازسازی میکنه و عملکرد عضو آسیب دیده رو نرمال میکنه
من با یه پزشک تو امریکا در موردش حرف زدم...بهتر که شدی حتما میریم پیشش برای مداوا
ببخشید خاله...انداختمتون تو زحمت.........
این چه حرفیه...ازونجایی که جون پسرمو نجات دادی این کمترین کاریه که میتونم واست بکنم
اصلا برام دردسری نداره......
ممنون مادر زن جان.............
Souri_ten2 ترجمه فارسی از Mahdis.tkd به کمک دوست عزیزمون..............................................
ببخشید...شیایای اینجا بستریه؟؟..............
...............داداش چقد آشنا بنظر میایی..................
جیسون باغیرتم من...تو خوشکلا تکم من..........
شوخی کردم...یه شوخی بود همش.........
چطور میتونی سر همچین چیزی شوخی کنی.........
میشه ازت یه سوال بپرسم...اسمت شیایاس؟؟...........
اره...خودمم...چطور؟؟...........
من همون کارگریم که توی چاه افتادم و نجاتم دادی...واسه تشکر اومدم...............
خوب چرا از همون اول نمیگی؟؟؟؟.........
بذار خودمو بهت معرف کنم..........من هان نیان وانگ هستم
عه.قیافش در حد متوسطه....اما عجب اسم قشنگی داره........
فقط بخاطر اسم جذابی که دارم سرنوشت نتونست باهاش کنار بیاد و از بگه همش مصیبت سرم بوده
تو واقعا به این چیزا اعتقاد داری؟؟؟....
نه...تنها چیزی که باور دارم اینه که میتونم آینده رو پیشگویی کنم........
واقعا؟؟؟؟....
او آخر امسال 25 سااله میشی...مامان و بابا داری و بابات 7 تا خواهر برادر داره
اما فقط یکیش باهاش نسبت خونی داره....بابابزرگ شیا چندتا زن داشته..........
درست نیست...با دوتاشون نسبت داشت.........
یکیشون تو زمان جوونیش فوت شده..................
خوب...زود باش ادامه بده مرد پیشگو..........
نه سال پیش با یه مشکلی مواجه شدی با اینکه چیز مهمی نبود اما کل زندگیتو تحت تاثیر گذاشت
نه سال پیش دقیقا همون زمانیه که من اون ویدیو چت رو داشتم........
قبلنا اصلا به این پیشگوییا اعتقاد نداشتم...فک می کردم همشون کلاهبردارن.....
اما از الان دارم باور میکنم.............
چجوری با نگاه کردن بمن میگی که چه اتفاقی برام افتاده؟؟..........
بخاطر اینکه اون کسی که 9 سال پیش باهاش چت کردی منم.....
داری در مورد چی حرف میزنی؟؟...........
شیایا به محض اینکه وارد اتاق شدم تو رو شناختم...تو منو نشناختی.........
مادر.ف.ا.ک.......اون کسی که نجاتش دادم تویی...چطور ممکنه همچین چیزی اخه........
Souri_ten2 ترجمه فارسی از Mahdis.tkd به کمک دوست عزیزمون..............................................
ترجمه اختصاصی @kdramakorea8......................................
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.