Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
با افتخار تقدیم میکند ~ .::Royal.subscene::. ~ تیم ترجمه
- بابا
اون تنها کسی بود که منو درک کرد
بابایی؟
من کار بدی کردم
و مطمئنم که یه روزی به من میرسه
هنوز نه
من هنوز تو دبیرستان هستم،
و من برای قتل مورد بازجویی قرار گرفتهام
... چیزی که من میگم بعد از اینکه
زندگی من فلاکت بار
این راهی نیست که بخوای روز تولد ۱۸ ات رو صرف کنی
- "خانم" فیلدز من کارآگاه "آنتونیو ولز" هستم
من یه روانشناس جنایی اف. بی. آی هستم
... حالا تو خبر داری که این مکالمه
ثبت شده، درسته؟
- اره
- خوبه
میخوام چند تا سوال ازت بپرسم
و من می خوام مطمئن باشم که تو صادقانه به من جواب میدی
- من خبرچین نیستم
- باشه
خیلی خب، چطوره از اول شروع کنیم؟
- من میفهمم که چرا مردم خودشون و آزار میدن
دلیل پیچیدهای نیست
این یک امتیاز
بذار مردم بفهمن درد چه حسی داره
نوشتن تنها تسلای منه
ای کاش میتونستم اونجوری که مینویسم با مردم حرف بزنم
- حالا اینجا چی داریم؟
- لعنت به "ویلیس"، پسش بده
جدی میگم، بدش به من
نمیخوام اونو بخونی، نکن
اینطوری به من نگاه نکن
- نه، قسم میخورم
- آره، تو بودی
- ادامه بده
انقدر سعی نکن که کسی باشی که نیستی
و به خاطر داشته باش که تو یه آدم دوست داشتنی هستی، ویلیس
بهش پایبند باش
- دخترا از آدمای خوب بدشون میاد
- منظورم اینه که، اونا هیجان می خوان، اما آخرش
اونا کسی رو میخوان که اونا رو دوست داشته باشه
و به اونا اهمیت بده و اونا رو درک کنه، میدونی؟
- پس یه چیزی برام بخون - نه، تو متوجه نیستی
- تو همیشه منو دستکم میگرفتی
- باشه
به این یکی میگن آسیب
باشه؟
آسیب، درد و رنج
"پاره شده، جیغ زدن، تخریب متقابل
خرد شدن روح، بیگناه آسمان پر از خون
"مجرای آگاه رو دربیار
"آسیب، درد و رنج
ما شیطان رو خفه کردیم؟ "
"هیچوقت"
- لعنتی
این چیز در درونت جریان داره؟
- خودم اینو میدونستم
- منظورم این نبود، خب؟
زود باش کودی
- زندگی ما قراره همیشه اینجوری باشه؟
- اینو نگو
به هر حال متوجه نیستی؟
اینجا سالن ورزش روح
... تمرین میکنیم که
- من باید میمردم
بجاش، بابام مرده
حالا هر چی
مرگ راحت اونجاست
با عزمی راسخ
- خدایا
نادیده گرفتن ۴۰ ذهن بر روی این سیاره
چه غلطی باید بکنم؟
- چیکار داری میکنی؟
- ادامه میدیم
وقتشه که تو هم همین کارو بکنی
- ادامه میدیم؟
تو جوری رفتار میکنی انگار بابا اصلا وجود نداره
- بزرگ شو کودی
خدای من
- سعی میکنی منو از ذهنت پاک کنی
درست مثل کاری که با پدر میکنی؟
سعی میکنم طوری وانمود کنم که من هیچ وقت وجود خارجی نداشتم؟
من هنوز اینجام
- کودی، ازدواج در مراحل مختلف
و بعد از مدتی یه بچه بدنیا میاد
- دوباره شروع میکنیم و این علامت من
- هیچوقت نذاشتی خودم توضیح بدم
کودی
- یک هفته پیش، یه زن تو خانهاش مرده پیدا شد
"تو خیابون" سانتافا
اسمش "کری وومک" بود به نام دیابلو شناخته میشه
- کری وومک؟
- ... حالا، میدونیم که اون یه فیلم پورن بازی کرده
جنده ها تو خونه اش شرکت میکنن
و من مطمئنم که تو ما از این موضوع با خبری
خیلی خب، حالا که این طور، فقط برای یک کسب و کار کوچک،
اما مشتریهای اون تو دست دیگه بودن
یه چیز دیگه، و به همین دلیل اینجا هستم
من می خوام بدونم اونا کی هستن و دخالت تو
حالا که توجه تو رو جلب کردم
این درسته که تو کری رو میشناختی؟
- من شیطان رو میشناختم، نه کری
- و تو هم اونجا بودی همون شبی که اون مرد؟
- حتی اگه بگم هم حرفم و باور نمیکنی
- تو باهاشون دوستای خوبی بودین؟
چند وقته اونو میشناسی؟
- اره
ما دوست بودیم
- ... دوست داری یکم بیشتر باشی
خاص، لطفا؟
- ما بیشتر از اینا دوست بودیم، کارآگاه
خیلی خب
چطور با دیابلو آشنا شدی؟
- خب، من اولین بار اون و تو خیابونا دیدم و
فکر میکردم اون یه زن غریبه است
همه چیز با اون شروع شد
و به هر حال، آخرش هم با اون تموم میشه
- این یک چاقوی خوبیه
- چه غلطا؟
- تو از من میترسی، میفهمم
بعضی اوقات هممون میترسیم
اگه بخوای، میتونم کمکت کنم
- من با روش تو کار نمیکنم
- من همه چیز در مورد این روند میدونم، عزیزم
- اون معاملهای که تو با ورزش انجام دادی
آره، تو کار درستی نمیکنی
- عاشق انقلاب، سکس، مواد مخدر، سلطه جهانی
رو نشون میده
کشته شده در کود خدایان
- یه آشغال دیگه گیر بیار، هرزه
لعنتی، چی شد؟
چاقوم
اون احساس خطر میکنه
من شیفته شدم
♪ منو بکش پایین ♪
♪ میخوام غرق بشم ♪
میبینی، این برای من آسون نیست
یه دختر با مشکلات زیاد
مرگ پدرم در حال تبدیل شدن به یک راز
و رازها میتونه اغوا کننده باشه
من از یه خانواده خوب اومدم بیرون
بزرگ شدن، همه چیز ساده بود
من دوستانی داشتم، زندگی خوبی داشتم
چی؟
- شام تا ۱۵ دقیقه دیگه آماده میشه
- هیچکس به من گوش نمیده؟
من گرسنه نیستم
- احمق
- ولی کلا عوض شده
و حالا من هم عوض شدم
... یه جایی در طول راه
باید این آشغال رو از خودم در بیارم
من اشتباه کردم
چطوری اینجا رو تموم کردم؟
کجای زندگی من اشتباه بود؟
♪ ببین با من چیکار کردی ♪
♪ من اون و زنده میکنم ♪
♪ حس بالایی دارم ♪
♪ همه امواج با هم برخورد می کنن ♪
♪ من در حال شناور شدن هستم ♪
♪ از همه چیزهایی که من میدونم ♪
♪ احساس زنده بودن میکنم، زنده ♪
لعنتی!
لعنتی
کله لعنتی
فکر کنم عقل لعنتیم و از دست دادم
♪ عشق زیبا، در سر من ♪
♪ رازها و رویاها ♪
♪ دختر زیبا ♪
- هی، کودی
برات آبجو آوردم
بیا بیرون
- اینجا زندگی تو حومه شهره
- هی
- این خیلی بد نیست اگه چند تا دوست داشته باشی
با گذشت زمان آسانتر میشه
- یه کم از اینا بهم بده
- تو حتی مشروب هم نمیخوری
داری وزن لعنتیت و کم میکنی، مرد
- چرا همیشه اینقدر برای من مزخرفی؟
- این یک حالت روحی، اونو شخصا قبول نکن
- 18 سال
این خیلی وقتِ تو غم و اندوه درنگ میکرد
- خب، خیلی بده که یه جوجه به دنیا بیاد، باشه؟
تو نظری نداری
- و فکر میکنی رفیق بودن راحت تره؟
- اره لعنتی
- آره، شاید اگه تو، میدونی میتونه یه مارپیچی رو پرت کنه
یا قیافه نیکلاس هولت ورزشکار و تماشا کنه
- اوه، خدای من، ما زنا، با این موجودات فضایی پر از چربی
برای یک هزاره به این طرف و اون طرف کشید
نخند، جدی میگم
داره همه چیزای لعنتی رو نشون میده
در حالی که شما عوضیها پشت سرمون داد و فریاد می کنین
- تو خیلی بدبین هستی، قسم میخورم
- حداقل من چرب و چیلی نیستم
- "گور بابای تو" کودی
فقط بدش من
- گور بابای،" ویلیس
ببین چیکار کردی
- تو یه طوفان لعنتی هستی
تو اون کودی رو میشناسی؟
- شاید منم
به نظر میاد من یه گهی خوردم؟
نه، نخوردی
من اهمیتی نمیدم
- "آروم باش،" کودی خرسه
- بابایی
خواهش میکنم منو ببخش
- از دیدنت خوشحال شدم
- بنظر نمیرسه که تو رو تکون بده
تو مثل یه ویروس بد رفتار میکنی غیر ممکنه که از شرش خلاص بشیم
- چیزی هست که باید در مورد تداوم گفته بشه، عزیزم
یا شاید این سرنوشت باشه
همین الان برداشتم
- چی؟
- ایستگاه بعدی نزدیک خونه ی منه
بیا اینجا، من تو رو خوشحال میکنم
- شک دارم
- از دیابلو نترس
من مواد گرفتم و هر چیز دیگه ای که قلب زمینی تو ممکنه میل داشته باشه
مگه اینکه از یه دیابلوی کوچولو بترسی
- دیابلو؟
این اسم مستعارته یا تو واقعا "مک کوی" هستی؟
تو نمیتونی اینقدر احمق باشی
- یه احمقی این رو داره؟
توقف بعدی، گند زدم
- صبر کن جنده
دقیقا کجا داریم میریم؟
- رستگاری تو منتظره
لال شدی؟
- برای اولین بار
اره
- ترسیدی؟
ای کاش می تونستم برگردم و دوباره هم سن و سال تو بشم
دیگه هیچی منو نمی ترسونه، حتی از مردن هم نمیترسم
- برای اولین بار تو زندگیم. خیلی ترسیدم
ولی ازش خوشم میاد
- این احساس و یادم میاد
- من می دونستم که اون نفوذ خیلی بدی داره
اما این چیزی بود که دنبالش بودم
ای کاش هرگز اون شب از قطار پیاده نشده بودم
اگه میتونستم اونو پس بگیرم، این کار و میکردم
- بیا
- ممنون
این همه وسایل برای چیه؟
- من یه جنده پر از سلیقه های عجیب و غریب هستم کودی
- اسم منو از کجا میدونی؟
من رو از کجا میشناسی؟
نکن
- چه اتفاقی افتاده؟
خوبه
من کاملا با تو هماهنگی دارم
- واقعا؟
میتونم؟
ساختار استخوانی جالب
یک نگاه منحصر به فرد
چیزی و تغییر نده خداوند تو رو تقدیس کرده
- نکن
نه، ببین، من علاقهای ندارم
- من قلب تپنده رو از کسی میخوام که
اعتماد به نفسش و خراب کرده باشه
هی
اگه تو مال من بودی
حالا بذار من یه عکس ازت بگیرم تو خیلی خوشگلی
این خیلی باحاله
برگرد برای من
اینم از این
آره، عزیزم حسش کن
اوه، این لعنتی یه مدل "دینوئه"
این موها رو از روی صورتت بردار
لباست رو در بیار
خیلی خوشگلی
خیلی خوشگلی
ادامه بده، حالت خوبه
توئه لعنتی خیلی خوشگلی
برام بازش کن
خیلی خوشگلی
اره، حسش کن عزیزم
اون آبجوی لعنتی رو بده به من
بفرما
راست وایستا
چشات و باز کن، بذار ببینم چقدر خوشگل شدی
مراقب باش
- کافیه
همین الان یه شات خوردی
- بی عاطفه، تبدیل به تو میشه
خب، تو اینجوری معروف نمیشی
- دلم واسه زمانهایی که تنها مشکل داشتم تنگیده
سعی میکردم دزدکی برم بیرون
دلم برای چیزهای پیش پا افتاده زندگی تنگ شده
حالا اوضاع بین من و مامانم خیلی پیچیده ست
ای کاش بابام هنوز اینجا بود
- من بهت یاد دادم که از یه لیوان استفاده کنی، خانم جوون
از درکت صرف نظر میکنم، من به تو اهمیت میدم
- حالا هر چی
- تو بعضی وقتا خیلی سخت میگیری که ازت خوشم بیاد
- این معماییِ که تو یه معما پیچیده شده،
شناور تو یه توده فضولات
درسته، جنیفر؟
- تو منظور منو ثابت کردی
به من نگو جنیفر
محض رضای خدا من مادرتم
- مطمئن نیستم که چرا با مامانم اونجوری رفتار میکنم
مطمئنم که این روشی که پدرم باهاش برخورد کرده بود
اون قبلا خوش شانس بود، اما، این مشکل بخت و اقبالش و بست
بالاخره تموم شد
- این دیگه چه کوفتیه؟
یه دندون
- چه غلطی داری میکنی
همشون لباسای بابامه؟
- اون مسلما دیگه بهشون احتیاج نداره، مگه نه؟
فقط بس کن
فکر میکنی داری چه غلطی میکنی؟
- اون پیرهن لعنتی رو بده به من!
بدش من!
بدش من! - خدایا!
- تو هیچ احترامی برای پدر قایل نبودی، مگه نه؟
هیچوقت
- این توهم کوچیک و برای "میسون" نگه داشته بودی
اون شهید نبود، کودی
- تو خیلی هرزهای
- خدایا
تو به من چی گفتی؟
- کارت عالیه
ادامه بده
- ... این برنامه لعنتی واقعا بعد از مرگ پدرم شروع شد
و اون یه رابطه داشت
و وقتی مامانم فهمید، اون لعنتی رو گمش کرده
شروع کرد به جیغ زدن، اون داغون شده بود
میخواست که اون بره بیرون
میدونی، نمایش گهی بود
- میدونم چیکار کردی
- و اون یه طلاق میخواست و بعدش همون شب
بود که بابام مُرد
برام سخت بود که همه چیز رو با خودم ببرم
چه حسی داشت؟
سوختگی
- فرار
رستگاری
از نو متولد شده
- تو می تونی این کار رو برای من بکنی؟
دوباره انجامش بده
حس خیلی خوبی داره
همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد
اولش، مثل گردبادی از هیجان بود
این یه روح آزاد بود
این اشتباه بود
پس چرا نمیتونم بعدا تماشا کنم؟
- تو که نمیخوای دیر به مدرسه بری؟
- این برای رویاهای تروماتیک تو یکمی زود نیست؟
- این چیه روی دستت؟
- چرا برات مهمه؟
باشه، ولم کن
- من فکر میکردم که تو به دنبال یه هوس زودگذر خودت هستی
ما حتی به کارمون نزدیک نیستیم
- بابایی
باید من میبودم
- "تو زندگی ما رو خراب کردی،" کودی
... باید
- بگو
باید من میبودم
- کودی، منظورم این نبود
- بابا
- لعنتی
- میدونی، مثلا، با از دست دادن پدرم همه چیز اشتباه پیش رفت
وقتی مُرد، منم مُردم و من واقعا این کار رو نکردم
هنوز اینو میدونم
میدونی، بابام همیشه میگفت که زندگی قمار بازیه
واسه همین باید یاد بگیرم کی پول بگیرم
برای تغیر دادن قدرت حس خوبی نبود
برای اولین بار از وقتی که بابام رو از دست دادم
این یکنواختی چیزی بود که میشد اون و از هم گسست
که تبدیل به زندگی من شده بود
بهش احتیاج داشتم
- حالا بیشتر در مورد دوستت بهم بگو
باید در مورد دیابلو بیشتر بدونم
- اون منو نجات داد
اون یه مواد بود و اینجوری بهم یاد داد
تحت طلسم اون
- مشکلت چیه؟
چه اتفاقی افتاده؟
آروم باش، عزیزم، دیابلو اینجاست
آروم باش، عزیزم
آروم باش
- چرا اون اینقدر از من بدش میاد؟
- همه چی درست میشه
خیلی خوبه
- منو میبینی - احساست رو قبول کن، کودی
- من برای چند روز به یه مکان نیاز دارم
- خونه ی من خونه ی توئه
- باید یه مقدار پول جمع کنم
مستقل شو
تو نظری نداری؟
- صلاحیت های تو چی هستن؟
- من دوست داشتم جوراب بفروشم
ثبت نام کردن، مثل این گه، احمقانه است
- دوست داری پاکت و چجوری باز کنی
برای یه مقدار پول واقعی؟
- بدون محدودیت، دی
بابام اینو بهم داده
- مسیح روی یک ستاره به صلیب کشیده شد، نه یه صلیب
- منظورت چیه؟
- یه تیکه چوب، مثل این
- من فکر میکردم که کتاب مقدس میگه...
- کنستانتین تصویر صلیب و خلق کرد
که توده ها رو کنترل کنه
- من میخوام برگرده
- این بت پرستیِ، کودی
تو که یکی از اونا نیستی، هستی؟
- بدش یه من
خواهش میکنم
- عشق واقعی تو یه چیز فیزیکی وجود نداره
پس انتخاب کن
من یا صلیب
- میدونستی که دیابلو فراری بود
یه پورن و فاحشه از خونه ش بیرون رفته؟
- این کلمه دور خیابونه
- در واقع، تو یه عضو مشتاق بودی
چرا؟
- من وکیل لازم دارم؟
- کودی
تو قراره برای مدت طولانی بری زندان
مگه اینکه تصمیم بگیری که تو اون شرکت کنی
حالا باید بدونم که دیابلو با کی کار میکرد
- چند روز پیش همدیگه رو ملاقات کردیم
اون پیش یه پیرمرد میموند
- اسمش چی بود؟
- اون بهش میگفت گاز من
اون، گاز من
- گاز من؟
اسم واقعیش چی بود؟
- یعنی، این که چطور تو اطراف اون کار میکرد
- از من خجالت نکش
من بقیه عمر لعنتیم و خراب کردم
- گاز من این چیزیه که اون بهش میگفت
اون همیشه یه چیزی هراهش داشت که باهاش چرخ میخورد
- چند وقته گاز من و ندیدی؟
خیلی وقته که ندیدمش
- من اول فکر میکردم خیلی جوونه
ولی وقتی فهمیدم اون ۱۸ سالشه. میدونستم که عاشقش میشم
- من برای چند روز به یه مکان نیاز دارم
- خونه ی من خونه ی توئه
- من میخوام قبل از اینکه اون و تو بازار بزارم مزهاش رو حس کنم
- ... خب، تا وقتی که کارها به نرمی پیش میرفت
در نهایت، هر وقت خواستی میتونی اونو داشته باشی
تو فقط زمان و مکان رو بگو، بابا
- من لیاقت تو رو ندارم، دیابلو
- نه، تو نداری
- باید یه مقدار پول جمع کنم
میخوام مستقل بشم
- صلاحیت های تو چی هستن؟
- من کار خورده فروشی جوراب رو دوست دارم
ثبتنام، چرت و پرت مثل اون
کارای احمقانه
- ممنون که اینقدر سریع اومدی
من نگران "کودی" هستم
اون داره مشروب میخوره و دوباره خودزنی میکنه
من دیگه اونو نمیشناسم
من دیگه خودم رو نمیشناسم
- خانم فیلدز، دارین چیکار میکنین؟
- از دید خوبی لذت میبری، "ویلیس"
همه چیز مرتبه؟
هی
وایستا
- اوه، حتما میدونی چطور یه مرد جوون رو خراب کنی
- چیکار داری میکنی؟
- تو هم میری؟
- نه
دیدی
- کودی "میره مدرسه؟"
- من این کار و نمیکنم، ما تو همین دایره با هم فرار نمیکنیم
- "رازها،" ویلیس
پیش دوستات خوب نیستن
ما دوستیم، درسته؟
- اره، فکر کنم
"اگه این رو بگید، خانم" فیلدز
- کودی راجع به پدرش چیزی بهت گفته؟
- نخیر
موضوع تابو بیشترِ
چرا؟
- میدونم که دلت نمیخواد اتفاق بدی بیافته
برای اون، ویلیس - نه، نمیخوام
- باهام حرف بزن
ببین چه خبره
قبل از اینکه چیزی واقعا ...
- تو که فکر نمیکنی این کار و بکنه؟
- این چیزی که من نگران ویلیس هستم
- این خیلی عجیبه، دی
میشه یه کار دیگه بکنیم؟
- به فیلمنامه بچسبیم
هیچ مرزی نداره، یادته؟
آمادهای، عشقم؟
- بزن بریم انجامش بدیم
- این دختر منه
ادامه بده مهم نیست چی میشه، فهمیدی؟
حالا بشین و با تلفن مثل یه بچه حرف بزن
باشه، استعداد
من آماده ام
و، عملیات
- تو چه جور سرایداری هستی؟
بهت پول میدم که تمیز کنی و آشپزی کنی!
تمام روز رو پای اون تلفن لعنتی نشستی
- من فقط
شام رو آماده میکنم
- برای خانم جوون خیلی دیره
باید یکم احترام یاد بگیری
بیارش اینجا
- تو بیارش اینجا
رئیس تویی
- بس کن، بابایی
خواهش میکنم، خواهش میکنم
- خوشت میاد؟
دوسش داری؟
- اوه خدا
- عزیزم
میخوای بُکُنی؟
میخوای بکنمت عزیزم؟
- نفس عمیق بکش، عزیزم
با لبات کیرش و فشار بده، نه با دندونت
محدودیت نداره، درسته؟
- "تو باید خودت رو ببخشی" کودی
- شگفت انگیزه
تو یه جواهر نایاب هستی
تو که نمیخوای منو بزنی، مگه نه؟
- اون پول لعنتی کجاست؟
- همیشه وظیفه خودت و انجام بده، این یکی از مهمترین مسائل شماست
کیفیت پایدار
- میسن، من از بهونه تو خسته شدم
اونا میخوان خونه رو بگیرن، خودت اینو میدونی؟
- من مغزم و سوراخ کردم دیگه نمیدونم چیکار کنم
- میزها رو بزاریم سر جاش، ظرفها رو بشوریم، همبرگر بخوریم
خدایا، اینم زیر توئه؟
- اونجا سخته، جنیفر
تو نظری نداری
- می خوای اینجوری فکر کنی، "میسون"؟
نه، ممکنه نظرت رو عوض کنی؟
تو فقط یه گلوله رو دوست داری؟
تو احتمالا باید دو تا چیز یاد بگیری
اینجوری؟
درست مثل اون
- "آروم باش،" کودی خرسه
- لعنتی
تو میتونی اینکار و بکنی
این فقط بدن شماست
پول برابر با آزادی
- میسون "، پول" آزادی "
- خوبه، به نظر خوب میاد
خیلی خوبه
دوست دارم دور و برت باشم
- همدیگه رو ببوسید
- دیابلو
- بنظر عالی میای کودی
شما دوتا، بگیریدش و بکشیدش پایین
آروم
تو، همونجا بمون
تو، زانو بزن
موهاشو از صورتش تکون بده
خیلی آهسته، گردنش و لمسش کن و بعدش من تو رو می خوام
که با زبونت صورتش و لیس بزن
خیلی خوبه
اوه تو پسر خوبی هستی
زود باش، کودی
باشه، باشه
خوبه، پسر خوب
پسر خوب
دستت رو بذار روی زانوش
آروم ببرش بالا
دستش و ببر بالا
و دوباره موهاش و بریز تو صورتش
اره
عالیه
باشه، باشه، باشه
آفرین پسر خوب، آفرین پسر خوب
تو
... آروم کیرت رو از شلوارت در بیار
و بذار تو صورتش
میخوایم یک نمایش خوب درست کنیم، پسر خوب
- کجا داری میری؟
کجا داری میری؟
ولم کن
دیابلو!
- ببین من بیرون چی پیدا کردم
یه منحرف کوچولو
بشین
- ویلیس؟
- کودی، من...
- اینجا چه غلطی میکنی؟
- این منحرف رو میشناسی؟
برگرد سر کارت دوربین هنوز داره حرکت می کنه
- نه، نمی تونم، نه با اون که منو نگاه می کنه
- برگرد سر کارت
- اونا اینجا چه غلطی میکنن؟
- تو هیچ وقت به من نه نگفتی
به من بگو نه لعنتی
به من لبخند نزن - بهش ضربه نزن
- لباساتو در بیار
- نه - بس کن
- گورت و از جلوی چشام گم کن لعنتی آشغال
ولم کن!
ولم کن
اونو از صورتم بردار!
- این خیلی مزخرف
- تو باید بس کنی
- تو یه مرد گنده هستی
تفنگ پسر کوچولو رو بوس کن
براش ساک بزن کودی
- نه، دیابلو
- آدرنالین لعنتیم داره بالا میره
این اندی وارهول و جیم جارموش لعنتیه
- انجامش بده
انجامش بده دیابلو
من جرات لعنتی توئم
این پول لعنتی توئه
انجامش بده، ادامه بده!
- فیلم ما
- انجامش بده دیابلو
- میخوای کیرت و بیاری بیرون، پسر کوچولو
جلوی دوربین لبخند بزن
- اگه کیرش بیاد بیرون برای همیشه منو از دست میدی
امیدوارم اینو بدونی
- و اگه اون پنج به هیچ ضربه بزنه چی میشه؟
- اون نمیتونه
- تو از کجا می دونی؟
- چون من این حرف رو میزنم
گورتو از اینجا گم کن
- کودی، بیا بریم
بیا از اینجا بریم
- بیا اینجا
- این پایین، از کیرش فیلم بگیر
- داری به چی فکر میکنی؟
- چرا داری خودت رو اینجوری تنبیه میکنی؟
- ویلیس "، تو باید بری"
- این به خاطر پدرته؟
- خفه شو، ویلیس
- چون این تقصیر تو نیست
- "خفه شو" ویلیس تو میدونی در مورد چی حرف میزنی
- بهم بگو اون شب چه اتفاقی افتاد
- نمیتونم
- باید بریم پیش پلیس
- شوخیت گرفته، "ویلیس"؟
اون آدم عوضی ای نیست
- نمیتونی، نمیتونی برگردی اونجا
- ویلیس "، اون کار هر دومون رو تموم می کنه"
کله لعنتی اونو بسوزونین
به من نگاه کن، "ویلیس"، به من نگاه کن
اگه تو خیلی منو دوست داری
تو باید گورتو از اینجا گم کنی
و هیچوقت هم برنگردی.هیچوقت
باشه؟
- تو یه تیکه از کار هستی، کودی فیلز
- هیچ وقت دوباره با سرم عشق بازی نکن
- تو یک عجیبالخلقه کنترلی هستی، فهمیدی
ما دو شخصیت حاکم هستیم
اما یکی از ما باید بعضی وقتها مطیع باشه
- هر دومون میدونیم اون کیه
چاقوم
میدونستم که برش داشتی
- انجامش بده
کارها الکی نیستن، وفاداری و مرگ، اینو بهت قول میدم
- خیلی خب، چقدر پول در آوردی؟
- پول؟
- آره، میدونی که پولی که بهش کمک کردی بدست بیاره رو میدونی
با من بازی نکن، " کودی
- باشه، پس قضیه اینه
این چیز پوله
این زندگی یا مرگ نیست، بلکه پول
- دیدی...
فکر کنم دروغ گفتی
من فکر میکنم تو دقیقا می دونستی پول کجاست
و تو و مامانت تقسیمش کردین
حالا اگه تو با اون درگیر بودی
که تو میگی تو بودی
تو دقیقا می دونی که چه خبره
شاید تو هم درگیر شدی
- جدی میگی؟
تو میخوای اینجا بشینی و منو بررسی کنی؟
برای چی؟
با آدم اشتباهی درافتادی؟
- خیلی خب، ببین، این آخرین شانس توئه
دفعه بعدی از در رد میشم
قصد ندارم دوباره به شما کمک کنم
و من میخوام کمکت کنم
ولی باید کمکم کنی، باشه؟
تو به من کمک میکنی، منم کمکت میکنم
- میدونی، مثل اینکه از دست دادن پدرم همه چیز و اشتباه پیش برد
وقتی اون مُرد، منم مُردم و من هنوز اونو نمیدونستم
بعدها فهمیدم که زندگی من عوض شده
به خاطر این زن، مثلا اون منو سرزنش میکرد،
برای مرگ پدرم
اون منو تا خونه "ویلیس" تعقیب کرد
اون بهترین دوست من بود، و بعدش بطور تصادفی
مثل این بود که به من نزدیک شد و دوست داشت با هم دوست باشیم
و شروع به تعقیب من کرد
بعدش اون تو ایستگاه قطار به من نزدیک شد
و فهمیدم که اون دنبال من بوده
... یه مدتی و بعدش بعدش دیابلو اومد دنبالم
مثل اینکه تو راه خونه ام از مدرسه
و بیرون خونه دوستم
مثلا همه جا
حتی کامپیوتر هام رو هک کرد
همه اینا پشت سر من اتفاق افتاد، مثل، از هیچ جا
من تا اون موقع در موردش فکر نکردم
منو تعقیب میکرد چون اون دنبالم میکرد
بیشتر و بیشتر، مثل زمانی که میگذشت
ببین، در مورد همه اینا با مامانم حرف نزدی؟
مثل اینکه باید خودم به تو توضیح بدم؟
- آره، ولی میخوام از زبون خودت بشنوم
- باشه
من یبا درد لذت میبردم
احساس درد رو دوست داشتم
این جاییه که بیشتر لذتم رو از دست میدم
این عادت منه
این عادت من، تبدیل به دردسر شده
بنظر میاد من چندشم شده
- همونجا بمون و زانو بزن
داریم به یه نفر نگاه میکنیم؟
عزیزم، خودتو کنترل کن
ما در عرض ۱۰ دقیقه ۱۰۰.۰۰۰ هزار بازدید کننده داشتیم
- لعنتی
واقعا آدمای زیادی تو این آشغالا هستن؟
- اونا فقط وارد این قضیه نشدن، اونا وارد تو شدن
- ای کاش می تونستم ببینم چی می بینن
تنها چیزی که میبینم این دختر بدبخت
که از خودش متنفره
دیابلو!
- باشه باشه
- من نمیخوام مثل پدر و مادرم باشم
- ما میتونیم هر کسی که میخوایم باشیم، "کودی"
این دنیای ماست
ما قوانین رو میسازیم
اغلب بازندگان تو گذشته یا تو آینده زندگی میکنن
در حال حاضر کنترل واقعی در حال زندگیِ
- میتونی یه مرد ولگرد رو به یکی از
کیفیت های پایدار، کودی
- همچین کاری نکن
و هرزه هم همینطور
- دهنتو باز کن
- چی؟
- گه توش
- اوه خدای من
اره
- اوه خدای من
اوه خدای من!
اوه خدای من، کودی، نه!
- چی؟
- اون تف تو روحت
- اوه خدای من
- من الان بهت میفهمونم
- اوه خدای من
باور نکردنی
- من میخوام بخورمت
- خانم فیلدز؟
خانم "فیلدز"، بیدار شو. در مورد "کودی"
... به یه مشت زنگ زدم زمان، تو جواب ندادی
پاشو، هی
حالت خوبه؟
- کودی چی می دونه؟
- فکر کردم، فکر کردم داری تشنج میکنی
- ویلیس "، اون چی گفت؟"
- نمیدونم
قسم میخورم
- من باید بدونم که اون راجع به پدرش چی گفت
- اون نمیخواد به من بگه
ببین، اگه بدونی واقعا اون شب واقعا اتفاق افتاد
وقتی "میسون" فوت کرد
بعدش لطفا
با من روراست باش
- پدرم چند ماه پیش خودشو کشت
هنوز با کسی در این مورد صحبت نکردم
به نظر من که خیلی خوشحال به نظر میرسید
مامانم، من، همه مون خوشحال بودیم
منظورم اینه که، من خوشحال بودم
فکر میکردم ما خوشحالیم
فکر کنم واسه یه مدتی
اگه با عقل جور در میاد
مشکلت چیه؟
خواهش میکنم گریه نکن
- من اشک نمیریزم
- ما یه جفت دمپایی لعنتی هستیم، مگه نه؟
چرا داری من و با چشمات اینجوری میسوزونی؟
- من واقعا برای این نگاهت میمیرم
من میتونم کمک کنم تا بابات و پیدا کنی، اگه انتخاب کنی
- تو یکی از اونایی نیستی که دوست داری، مگه نه؟
- وقتی آماده شدی، نشونت میدم
- هیچوقت فکر نمیکردم بتونم عاشق یه زن بشم
فکر نمیکردم بتونم کسی رو دوست داشته باشم
اما من دیگه خودم رو نمیشناسم
- واقعا میخوای بدونی؟
شما دقیقا در مکان دقیق شوهرم هستی
به قلبش شلیک کرد
من تو اتاق دیگه داشتم تلویزیون میدیدم
کودی توی اتاق خوابش بود تکالیف مدرسهاش و انجام میداد
ما صدای شلیک یه گلوله رو شنیدیم
بلندترین چیزی که تا حالا شنیدم
داشتم از راهرو پایین میرفتم
گوشهام زنگ میزد،
و اون موقع بود که دیدمش
و "کدی" از من رد شد و اون داشت اونو میمالید
و سعی میکرد نبضش رو پیدا کنه و جیغ میزد
و اون به من نگاه کرد و غرق در خون بود
- میدونستم که نباید این سوال و میکردم
- اینو ببین
- نه
خاموشش کن
- نه
مراقب باش
- دیگه نمیخوام ببینمش، بس کن
- منظورت چیه؟
- این تقصیر توئه
تو منو مجبور کردی که تعقیبش کنم
- ویلیس کجاست؟ - خاموشش کن
بهت میگم، باشه؟
خاموشش کن لعنتی
- اینا واسه چیه؟
من دیگه نمیخوام فیلم بگیرم
- وقتشه
بشین
- من امشب کیر بیشتری میخوام دیابلو
- اینو بخور - این تو چیه؟
- فقط اشکهای دیابلو
حالا بشین، عزیزم
بزار توش
ولش کن
- می خوای بهم بگی چه خبره؟
جدی میگم دیابلو
دیابلو
این واقعا ناراحتکننده است
... چرا تو
اگه هر احمقی امشب بیاد اینجا، دیگه کارم تمومه
- فقط، آروم باش
تو یه عمره داری تو زندگیت پرسه میزنی
منطقه چاکرا در اینجا
من میرم سیستم و پاکسازی کنم
- واقعا فکر میکنی داری چه غلطی میکنی؟
اون ماسک لعنتی واسه چیه؟
- من تو رو میبرم به هواپیمای آسترال
پس تو به سوابق Akashic خودت دسترسی داری
- سوابق Akashic؟
- سابقه احساسات، وقایع و خاطرات
وقتی کور هستی من راهنماییت میکنم
- اتاق دور سرم میچرخه
توی اون کثافت چی بود؟
- به دنیای پیشگویی خوش اومدی، کودی
به دنیای من خوش اومدی
- اوه، خدای من، دیابلو، درد داره
چرا این کار رو میکنی؟
دیابلو، بس کن
من دارم خونریزی میکنم
چرا این کار رو میکنی؟
خواهش میکنم
چرا؟
- سلطان فداکاری کرد
- منو باز کن
تو داری منو میکشی
چرا این کار رو میکنی؟
- "تو باید رنج منو درک کنی" کودی خرسه
- کودی خرسه؟
فقط خونواده اینو بهم میگن
- میدونم
یادته؟
خون، مغز؟
- میترسم
یکی کمک کنه!
- اون صفرا رو بیرون بیار، عزیزم
- همین الان منو ببر بیمارستان
- به میسون ادای احترام کن، کودی!
- پدرم رو از کجا میشناسی؟
اسمش رو از کجا میدونی؟
- اون صفرا رو بیرون بیار
- دست منو باز کن، حالا
تو داری منو میکشی
تو داری منو میکشی
- همین؟
- این فکر بدیه، خانم فیلدز
این زن دیوونه است
- دست منو باز کن، حالا!
تو داری منو میکشی!
- خانم فیلدز، آروم باش، اون تفنگ داره
- ازش دور شو!
ازش دور شو! - دست منو باز کن!
گورت و از اینجا گم کن!
- خدای من، کودی - اون به من چاقو زد، مامان
- ویلیس "، یه کاری بکن" - مامان، منو باز کن
گورت و از اینجا گم کن - بازش کن
- گورت و از اینجا گم کن
- با من بمون کودی، هی
- گورت و از اینجا گم کن!
- به من نگاه کن، به من نگاه کن عزیزم
میخوام ببرمت بیمارستان
چیزی نیست
بازش کن
تو دیگه کدوم خری هستی؟
با دخترم چیکار کردی؟
- کودی "من اینجام، منو نگاه کن"
کودی، منو نگاه کن
- نمیتونم - با من بمون کودی
- از جلوی صورتم گورت و گم کن
- بس کن، تو یه جنده سنگدلی!
- هر چی بخوای بهت میدم
- چیزی که من می خوام رو، تو نمی تونی به من بدی
- بیا بریم ما از اینجا میریم
بیا بریم
- کدوم گوری میری؟
- کودی!
لعنتی، اون به من شلیک کرد
- نه، مامان!
بهش شلیک نکن!
نه، مامان!
اینکار و نکن
بس کن
بهش شلیک نکن!
بهش شلیک نکن
دیابلو
از من دور شو
از من دور شو
چرا به من چاقو زدی؟
- کودی، نکن...
- خواهش میکنم کمکم کن
کمکم کن!
زود بیا
اون سعی کرد دخترم رو بکشه
خواهش میکنم کمکم کن
اوه خدای من، خودشه
- چرا بهش شلیک کردی؟
- خودشه
من دارم میمیرم
ما با هم رابطه خوبی داشتیم. من و تو
من بالاخره دارم این سوراخ لعنتی رو ترک میکنم
- چرا بهش شلیک کردی؟
- تو بوش رو داری
- کی، دیابلو؟
- کودی، اون داره در مورد پدرت حرف میزنه؟
- "من بیشتر دوستش داشتم،" کودی خرسه
تو اونو ازم گرفتی
- دوستت دارم
- کودی، اون داره در مورد پدرت حرف میزنه
- کودی
- وایستا
نه
گورت رو گم کن
- "اون کسیه که زندگی ما رو نابود کرد،" کودی
اون اینکارو با ما کرد
- خانم فیلدز
- بهش شلیک نکن!
- خانم فیلدز، بس کن
- نکن، دوباره نه!
- خانم فیلدز، نکن
- دیابلو
- تو چیکار کردی؟
تو چیکار کردی؟
- دوست دارم
- تو کی هستی؟
- این از کجا اومد؟
این اصلا منصفانه نیست
من هر کاری از دستم بربیاد انجام میدم!
- میدونم تو چیکار کردی!
- درمورد چی داری حرف میزنی؟
- میدونم که تو یه کونی هستی!
- تو کی هستی که قضاوت میکنی؟
- پس حالا تقصیر منه؟
- کودی
کودی، داری چیکار میکنی عزیزم؟
چیزی نیست
کودی
چیکار داری میکنی عزیزم؟
- چرا، بابایی؟
- "این چیزی نیست که تو فکر میکنی" کودی خرسه
کودی؟
کودی
- این به خاطر منه؟
این به خاطر منه؟
- نه "کودی"، نه "کودی"، نه
- نکن، کودی!
- کودی
- بابایی؟
بابایی
بابایی
نه نه
بابایی
مامان
مامان
- هی کودی
پاشو
هی، کودی
- کودی
- تو با مایی؟ - کودی، پاشو
کودی!
اوه خدای من
کودی
کودی، خواهش میکنم
اوه خدای من
تو برگشتی
- من کجا رفتم؟
- فکر کردم تو مُردی
کودی، داشتی با پدرت صحبت میکردی
- کجاست؟
اون کجاست؟
- اون دیگه با ما نیست، عزیزم
- اون کجاست؟
- یادت نمیاد؟
کودی خرسه
چی یادت میاد؟
- همه چی
من الان همه چی یادمه
معلوم شد مامانمه، جن، راست میگفت
بابای من با دیابلو رابطه داشت
و اون هر دوشون رو کشت
دیوونه
مرگ از من پیروی می کنه مثل کاری که با مامانم کرد
- خب، متاسفم که اینو میشنوم
حالا میدونی که پدرت
درگیر عملیات دیابلو بود؟
- راستش، نمیدونم
به نظر یک زوج عجیب میومدن
و اگه قرار باشه الان این ساعتها رو به عقب بکشیم،
... یه زن بود که یه بار گفت
که یک پایان برای زندگی همه هست
و همه ما با دست های خالی میمیریم
- ... خب، این واقعا مایه تاسفه چون
نه اینکه چطور به خاطر اون اتفاق افتاد، درسته؟
تو و مامانت اونو کشتین
- باشه
این بخیهها رو اینجا میبینی؟
اون دو بار بهم چاقو زد و بعدش بهم مواد مخدر داد …
این باید به سوالای زیادی جواب بده
- واسه همین کشتیش؟
- من یه چیزی برات دارم
هرچیزی که نیاز داری بدونی رو بهت نشون میده
ثابت میکنه که من بیگناه هستم
همه چیز و ثابت میکنه
- "میدونستم که میای،" کودی
ببین، ممکنه بعد از همه اینا خودت رو از این ماجرا بکشی بیرون
میدونی چی رو درک نمیکنم
تو دختر باهوشی هستی
چطور خودت رو درگیر این زن کردی؟
- از خودم این سوال رو میپرسم
و من همه چیزم رو از دست دادم وقتی که بابام رو از دست دادم
و اگه کنجکاو باشی
پدرم خودکشی نکرده، خودش و نکشت
مادرم با خونسردی بهش شلیک کرد
پس من اون کسی نیستم که تو باید ازش بازجویی کنی
همین الان، و اون باید پشت میله های زندان باشه
- من اینکار و برات میکنم
"کارت خوب بود،" کودی
و من امیدوارم که شما،
امیدوارم کمکی که لازم داشته باشی رو بدست بیاری
- تو و من هر دومون
- ... حالا یه چیز دیگه هم هست که که باید در موردش بحث کنیم
و اون پدرته
اون چیزی رو که لیاقتش و داشت رو بدست آورد
- اره، برای هر دومون
... من امروز سعی کردم خاکستر بابام رو گسترش بدم، ولی
نمیتونستم خودم و برای این کار پیدا کنم
اون تنها چیزیه که برام باقی مونده
- هی
کجا رفتی؟
- من فقط نتونستم بهش اجازه بدم که بره
نسبت به اون احساس نزدیکی میکنم
... مامانم، واو، خیلی عجیبه که بهش زنگ زدم جن
این هفته یک نامه دیگه برام فرستاده
- دلت براش تنگ شده؟
- نه واقعا
عجیبه؟
- این یه فرآیند، "کودی"
- من قبلا هم اینو شنیدم
- اون جایی هست که بهش تعلق داره
اون هیچوقت آسیب زدن و متوقف نمیکنه، کودی، ولی،
تو تنها نیستی
- میدونم
- مقصد نهایی این قطار اینه
- یه روز این ماییم
که به خاکستر تبدیل میشیم
فقط هنوز نه
می دونی پدرم بهم گفت که من یه دوست تو زندگی دارم
پس من دارم یه کار درست رو انجام میدم
میدونی، "ویلیس" همیشه کنارم بوده
اون بهترین دوست من بود
پس آره، زندگی من الان داره خوب پیش میره
من برای آینده آماده ام
فیلم ها را با زیرنویس فارسی دانلود کنید .::Royal.subscene::.
مترجم: مجید == Royal.subscene ==
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.