Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
.::ارائهای اختصاصی از وبسایتِ::. |-| Film2Movie.US |-|
«: مـتـرجـمـیـن: مــحــمـد مـسـعـودی و فــاطـمــه :» .:: FAYA , Hunter ::.
تمام سفینههای فرودی نابود شدن نیرو های باقی مونده ناشناخته هستن
!عملیات موفقیت آمیز بود
...اما ناگهان... یه گودزیلای دیگه
از این جا به بعد، تمام ارتباطات قطع شد
آنالیز اطلاعات جمع شده کجاست؟
این آخرین تصاویر ضبط شده بود الان پخشش میکنم
...اما چطور
قد تخمینی، حدود ۳۰۰ متر؟
!خیلی بلنده
احتمالا اشتباهی رخ داده
در حال مقایسه با پایگاه داده هستم
با داده های گذشته، بیشتر از ۹۸ درصد تطابق داره
این گودزیلا قطعا همون گودزیلای مورد نظره
توی این ۲۰ هزار سال، رشدش ادامه داشته؟
اون فنا ناپذیره؟
کاپتان "موری"، چیکار باید بکنیم؟
دیگه نمیتونیم به این سیاره برگردیم طرح و برنامهای برای سیارهی قابل سکونت دیگهای میریزیم
اما قبل از اون، اگه متوجه این سفینه شده باشه چی؟
مسئول کنترل، اگه اون گودزیلا نفس آتشینش رو شلیک کنه
چقدر انرژی منتشر میشه؟
با توجه به داده های خروجی، الان تخمین میزنم
اتمسفر سیاره رو رد میکنه و به این سفینه میرسه
اگرچه میدونم احتمال اینکه گودزیلا متوجه ما بشه، کمه
باید سریعا از مدار زمین خارج بشیم
و به مدار ماه برگردیم
!اون وقت نمیتونیم سفینههای نجات بفرستیم- !همهشون نابود شدن-
احتمالا کسایی زنده موندن
ما "اکسچیف" ها با ایدهی رها کردن بازمانده ها مخالفیم
ما از پهباد برای جستجو تیم فرودی، استفاده میکنیم
!وقت نداریم
!این تصمیم کاپتانه- بر چه اساسی؟-
اگرچه، اگه ظرف ۴۸ ساعت بازماندهای پیدا نکردیم
بی خیال سیارهی زمین میشیم
"گودزیلا" "شهر در آستانهی نبرد"
میتونم تکون بخورم
میتونم نفس بکشم. چه خبره؟
من کجام؟
خونهی یه انسان؟
چرا؟
اینترنت و موقعیت مکان یابی از کار افتاده، ها؟
به نظر اینجا نه بهشته و نه جهنم
ممکنه؟ یعنی بشریت زنده مونده؟
!هی، صبر کن! لطفا، صبر کن
!هی
مه پایین نمیاد
کجا رفتی؟
!هی
!لطفا صبر کن
اون توی این اتمسفر مشکلی نداره؟
بعد از ۲۰ هزار سال، تطابق یافتن با شرایط زمین نباید هم غیر قابل انتظار باشه
لعنتی
باید به سفینهی مادر گزارش بدم
...شاید مخابره کنندهی سفینهی فرودی
فقط مسیر عمومی رو میدونه
"واسم سواله "متافیز" کجاست. "یوکو"... "آدام
اگه من دنبالش برم، اون عقب نشینی میکنه اگه من عقب نشینی کنم، اون دنبالم میاد، ها؟
منبع گرمایی شناسایی شد؟
احتمالا سفینهی فرودیه
!هی- !اون حرف زد-
مراقب باش؟
ممنون که کمکم کردی
من "هاروئو" هستم
هی
چی؟
...یعنی میگم
من هاروئو هستم. ها-رو-ئو
ها. رو. ئو.
بله. من هاروئو هستم. و تو؟
این صدا
!هی، صبر کن
کسای دیگهای هم هستن؟ !آدم های دیگهای که زنده مونده باشن
گروهبان ارشد "یوکو تانی" به همراه سه نفر دیگه هستم. کسی هست؟
یوکو؟ خودتی؟
هاروئو؟ هاروئو،خودتی؟
تو زندهای؟ دیگه کی پیشته؟
...من با آدام و سرگرد "بلو-بی" و
!یوکو؟ یوکو
پس از این طرف؟
!یه لحظه تونستم با کاپتان "ساکاکی" ارتباط برقرار کنم
!اون زندهاس
الان وقتش نیست، گروهبان ارشد تانی
هی، تو هم دیدیش؟
!آره! اونا خیلی سریع از تو جنگل به طرف من میومدن
!اون چیه؟ به زره نفوذ کرد
فقط یه گلوله دیگه دارم
نمیخوام بمیرم
!زدمش
بیاید بریم بررسیش کنیم
مهم نیست چجوری به قضیه نگاه کنید، اونم یه انسانه
...این الگو یه جور
...به همین زودی اینقدر دور شد
!دست نگه دارید- هاروئو؟-
!دست نگه دارید! هی
تو خوبی؟
!هاروئو! لطفا فاصله بگیر
صبر کن، یوکو. آروم باش
کاپتان ساکاکی اون همین الان داشت به ما حمله میکرد
چی؟- درسته، هاروئو-
همین الان داشتیم باهاش میجنگیدیم
...مسخرهاس! اون با من
!جای بحثی نیست، ما اون موجود رو زندانی میکنیم. آدام
...اوه، من تیر هام تموم
چی؟
چه خبره؟
لعنتی. کاملا محاصره شدیم
این همه آدم زنده موندن؟
نباید تحریکشون کنیم
آره. و هیچ کدوممون گلولهای نداریم
یه امپراطوری زیر زمینی؟
مثل لونهی مورچه ها میمونه
پس اونا اینجا به حیاتشون ادامه دادن
محشره
!هی- !صبر کنید-
!بزارید بیایم بیرون
!هی! خوشحالم شمام زندهاید
!پورفسور
دوستان، میتونید کلاههاتون رو بردارید
اتمسفر اینجا مثل اتمسفر ۲۰ هزار سال پیشه
خوشحالم همه سالمن
!کاپتان- !کاپتان ساکاکی-
!کاپتان
بلو-بی، تو سالمی
سرهنگ دوم "گالو-گو"، خوشحالم که شما هم سالم هستین
شما و بقیه رو هم گرفتن؟
آره. تعداد زیادیشون ما رو محاصره کردن
متافیز کجاست؟
متاسفانه، اون اینجا نیست
اون آدما با هوای داخل جنگل هم مشکلی نداشتن
به نظر ریه هاشون توی هوای آزاد هم به خوبی کار میکنه
ولی اساسا سیستم بدنیشون باید شبیه به ما باشه
...پس این به این معنیه که اونا
اجداد بشریت، اینُ میخوای بگی؟
احتمالا خیلی زوده که بخوایم اینجوری نتیجه گیری کنیم
اما براساس ظاهرشون اونا نمیتونن چیزی جز انسان باشن
اونا یه مادهی انرژیزا دارن که از پوستشون ساطع میشه
ممکنه پوسته یا پولک باشه؟
احتمالا، اونا از حشرات تکامل یافتهان
هی، یه لحظه واستا
طبق تعریف ما از بشریت سخته که بخوایم اسم اونا رو انسان بزاریم
منظورت چیه؟
توان علمیشون به استاندارد لازم نرسیده
حتی اگه اونا اجداد تو هم باشن این اسمش تکامل نیست، بلکه تغییر نسله
میخوای چی بگی؟
ما فقط باید فکر و ذکرمون معطوف به فرار از اینجا باشه
حتی اگه لازم بشه این افراد رو بکشیم
به هر حال، واسم سواله که اونا میخوان با ما چیکار کنن
خب، فکر نکنم که بخوان ما رو بکشن
از کجا مطمئنی؟
اونا تمام زخم های ما رو درمان کردن
راست میگی؟ ...راستش منم توسط اون دختره
ممکنه از ما به عنوان قربانی استفاده کنن
به دیوارها نگاه کنید
اینجا مثل یه قبرستون میمونه شاید سرنوشت ما هم به همین جا ختم بشه
اگه اونا میخواستن ما رو بکشن ما رو به روستاشون نمیبردن
امیدوارم حرفت درست باشه
خب، کاپتان ساکاکی، باید چیکار کنیم؟
!کاپتان- !کاپتان ساکاکی-
شما هنوز فرمانده هستین
فرار کن، هاروئو کاری که غریزهات بهت میگه رو انجام بده
باید یه جوری فرار کنیم و با سفینهی مادر ارتباط برقرار کنیم
من تو جنگل یه سینگال دریافت کردم که تقریبا با سینگال سفینهی فرودی مطابقت داشت
اما فکر میکردم که تمام سفینههای فرودی !با حملهی اون نابود شده باشن
واحد هوایی آدام، هنوز باید باقی مونده باشه
...آره، درسته، اما
ما نمیتونیم اونا رو به پرواز در بیاریم
ما فقط باید با سفینهی مادر ارتباط برقرار کنیم
خب پس لاشهی سفینه ها رو میگردیم و غذا و اسلحه بدست میاریم
اسلحه؟ کاپتان ساکاکی، نگو که !هنوزم میخوای باهاش مبارزه کنی
...شما...این
یه جور مراسم تشریفاته؟
برای قربانی کردن؟
بی خیال بابا
چهرهشون شبیه همه
اونا دو قلو بودن؟
سپاس و ستایش مخصوص "اِگ" (تخم) هست
تاریکیِ زمین، مایهی آسایش و آرامش "هاتوآ" ست
و روشنایی گرگ و میش، نگاه کینه توز و انتقام برانگیز ما را پاک میکند
این یه جور تلپاتیه؟
چرا اونا زبان انسان ها رو بلدن؟
نه، ما فقط، زبان مادری "بیلوسالودو" رو میشنویم
ظاهرا، مغزمون زبان رو تغییر میده
،"همزمان با قرض گرفتن آهنگ "اِگ .از کلاغ های رهگذر میپرسیم
گوش هاتون رو به جوجه کوچک قرض دهید
این سوالی است که از "اِگ" پرسیده میشود
.این مال ماست، مال هاتوآ ست، آهنگ جامع
جوجهی کوچک؟
الان فهمیدم! اون زنگ ها تقویت کنندهی ارتباط و صدا هستن
...پس، هاتوآ
نامِ این نژاده
،چرا شما با بارانی از آتش محل زندگیِ هاتوآ رو سوزوندید؟
آیا کلاغ های رهگذر، بال های مرگ هستن؟
بارانی از آتش؟
!برای فرود اومدن باید اون کارو میکردیم
پس چرا دندان نیش خودتون رو در جوجه های کوچک فرو کردین؟
آیا کلاغ های رهگذر، بال های مرگ هستن؟
بابت سوء تفاهم معذرت میخوایم اما ما میخوایم بدونیم
!ما برای کشتن گودزیلا به اینجا اومدیم
گودزیلا؟
گودزیلا؟
نابودی. ترس
دشمن خدای ما
کلاغ های رهگذر با گودزیلا مبارزه میکنن و به غذای اون نوک میزنن
درسته! ما اومدیم اینجا تا زمین رو از گودزیلا پس بگیریم
مبارزه با کی؟ با خدا؟ مبارزه؟ گودزیلا؟
کلاغ های رهگذر، بال های مرگ نیستن
اونا در کنار هاتوآ نغمهی زندگی سر میدهند
اگرچه، اون پنجه های شما، به گودزیلا نخواهد رسید
داری میگی ما نمیتونیم پیروز بشیم؟
خدای هاتوآ توسط گودزیلا شکست خورد و فقط پشت یه اِگ باقی موند
اونایی که مبارزه میکنن اونایی که نبرد میکنن
همگی در شعلههای آتش بلعیده و محو خواهند شد
!این حقیقت نداره
!ما میتونیم پیروز بشیم
کلاغ های رهگذر ممکنه طبق خواستهشون شاهد پایان ماجراجویی و سفرشون باشن
با این حال، هاتوآ به حرکت در مسیر هماهنگی و سرزندگی ادامه خواهد داد
...هماهنگی
!نگاه کنید
این سبک زندگیشون به نظر ابتدایی میاد اما سطح فرهنگشون خیلی بالاست
اون خط هایی که اونجوری تو هم پخش شدن و پیچیده شدن، اونا حروف هستن
اونا طرح و الگو های عجیبی دارن
واقعا؟
حتی انسان های اولیه هم حروف دارن
نه، اونا یه نژاد بسیار توسعه یافته هستن
اوه درسته، کاپتان ساکاکی
مسئله راجع به اولین گودزیلایی که ما شکستش دادیم
همونطور که هاتوآ میگه، ظاهرا اون یه گونهی فرعی بوده
گونهی فرعی؟
منظورت اینه اونا مثل همون گودزیلا های پرندهای هستن که باهاشون برخورد داشتیم؟
این همهی ماجرا نیست
حتی گیاهان و حشرات و گونه های زندهی درون جنگل
ویژگی ها و صفاتی مشابه با گودزیلا رو نشون میدن
خب این یعنی چی؟
این یه راهکاره که برای زنده موندن ویژگی به خصوصی از یه موجود رو کپی کنی
پس مسئله فقط تقلید و الگو برداریه با این تفاوت که میخواد مشابه گونهی مورد نظر بشه
شاید موجودات سطح زمین همگی تسلیم گودزیلا شدن
من همچین چیزی رو نمیپذیرم
...کاپتان ساکاکی، چیزی که اون موقع گفتی
جدی گفتی؟
اینکه دوباره باهاش میجنگی؟
بله، من مصمم هستم
تو! فکر میکنی تقصیر کیه که ما تو این هچل افتادیم؟
...هی
کاش مارو به اون مبارزه نبرده بودی و سر از همچین جایی در نمیآوردیم
...هی، چطور میتونی- صبر کن-
ما گودزیلای اول رو با نقشهی هاروئو شکست دادیم
به عنوان کسی که بیست ساله با معنی شکست آشنایی داره، میخوام ازش تشکر کنم
ممنون، بلو-بی
منم مردد بودم
ولی اگه بخوایم الان تسلیم بشیم پس چرا اصلا این همه راه اومدیم؟
...این
ولی کاپتان صادقانه بگم، من نمیدونم که اصلا میتونیم مقابل اون پیروز بشیم
اون خیلی بزرگه
اگه مشکلمون تنها سایز اونه پس کلی احتمال وجود داره
استراتژی هاروئو درست بود
مهم نیست اون حرومزاده چقدر بزرگ باشه ما تجهیزات جمع میکنیم و آماده میشیم
و اونو به طریق مشابه شکست میدیم
این آخرین شانس ما برای پس گرفتن زمین به خاطر بشریت هست
آیا واقعا دارم درست میگم؟
...متافیز
از وقتی ارتباطمون رو با تیم فرودی از دست دادیم، سی ساعت میگذره
هنوز نمیتونیم تایید کنیم که کسی زنده مونده یا نه
امیدوارم این منجر به یه تصمیم ناگوار نشه
جسته و گریخته یه سینگال منحصر به فرد از سطح زمین دریافت میکنم
به نظر داره الگوی گشت زنیش رو تکرار میکنه
زمین رو مال خودش میدونه، ها؟ !لعنت به اون گودزیلا
مثل همیشه مهآلوده
از رادیو لباس نمیشه برای برقراری ارتباط با سفینهی مادر استفاده کرد، درسته؟
ما به دنبال سفینهی فرودی میگردیم
ممنون از اینجا به بعد خودمون از پس خودمون بر میایم
هاروئو، اونا زبان ما رو نمیفهمن
اونا باید بفهمن که ما برای نابود کردن گودزیلا اینجاییم
...این
ما از بزرگِ روستا که گذاشت بریم بیرون و اسلحههامون رو پس بگیریم، سپاس گزاریم
بیا بریم، هاروئو
آره، بریم. بریم
ما، با هم
شما کلماتی که ما میگیم رو حفظ میکنید؟
!عجب هوش بالایی ممکنه بیشتر از اون چیزی باشه که من پیش بینی میکردم
ولی چرا با ما میاید؟
احتمالا به خاطر اینکه ما رو زیر نظر داشته باشن
فهمیدم. لطفا با ما بیاید
محل سقوط سفینهی فرودی باید همین اطراف باشه
البته، فعلا
اصلا خوب نیست. قطب نما و سیستم مکان یابی کمکی نمیکنن
حتی اگه ما سفینهی فرودی رو پیدا کنیم کی میدونه که آیا سفینهی مادر توی مدار هست یا نه
بیاید فقط دنبالش بگردیم
سرگرم کننده است؟
بزار ببینم. راحت تره اگه از اسم استفاده کنیم
"ماینا"
"میانا"
اونا اسم شماست؟
اما ما نمیتونیم تفاوتشون تشخیص بدیم
فکر کنم اونی که منو نجات داد میانا بود و اونی که تو باهاش برخورد کردی ماینا بود
از کجا فهمیدی؟
اونی که خیلی خیره میشه ماینا ست
دلایل زمینی ها همیشه از روی احساس و غریزه است
به علاوه، من دیروز کلاً با میانا بودم
ها. رو. ئو
درسته. اسم من هاروئو هست
به نظر مرید پیدا کردی،هاروئو
توانایی یادگیری زبانشون خیلی بالاست
اونا چشونه؟
...این سیگنال
فکر کنم پیداش کردم
این جا دیگه چه جور جاییه؟
!یوکو! یوکو
!این موجودات آزار دهندهان
!لعنتی! همین جوری شلیک کنید
...این
متاسفم
خوشحالم زنده موندیم
هی،میشه اون تیر ها رو بهم نشون بدی؟
نه! سم
سم؟
!آرایش جنگی بگیرید! آتش
...اون
موفق شدیم؟
کدوم تیم زنده مونده؟
متافیز
کاپتان موری
تقریبا ۴۸ ساعت گذشته
بله
بدین وسیله پایان جست و جو برای تیم فرودی رو اعلام میکنم
و ما یه بار دیگه این منظومهی شمسی رو ترک میکنیم
لطفا صبر کنید، کاپتان موری
گاروبتریوم" منو از یه پیشگویی مطلع کرده"
،در پسِ از هم گسیختگیِ ابرهای تاریکی و شرارت
،از اعماق بهشت و زمین تو دوباره صدایت را مبادله خواهی کرد
یه پیش بینیه؟
منظورت همون جفنگیه که خدای دروغینت گهگاه واسهات به اون مانیتور ارسال میکنه؟
حتی اگه جفنگ هم باشه مگه تا حالا اشتباه بوده؟
شما ناظران بیلوسالودو، از اطلاعات قبلیِ اکسچیف استفاده میکنید
و نتیجه گیری های عجیب و غریب انجام میدین
حتی قبل اینکه بحث خدایان رو پیش بکشی این موضوع یه آنالیز علمی بود
"خب حالا این "از اعماق بهشت و زمین، صدا مبادله میگردد
یعنی اینکه ما خبری از تیم فرودی بدستمون میرسه؟
سینگالی از سطح زمین دریافت شد
!یه سینگال اضطراریه
متافیز هستم
در حال حاضر، داریم اطراف محل فرود اضطرایمون نیرو جمع میکنیم
تقاضای کمک داریم، تکرار میکنم
در حال حاضر، داریم اطراف محل فرود اضطرایمون نیرو جمع میکنیم
تقاضای کمک داریم
ما به هرکسی که به عنوان یه قهرمان بازگرده، خوشآمد میگیم
میشه دوباره کانال ارتباطی رو وصل کرد؟- مدار حذفِ نویز خراب شده-
لطفا به تلاشت ادامه بده
هاروئو
کمیتهی مرکزی میخواد منظومهی شمسی ترک کنه
میخوای چیکار کنی؟
هاروئو، یه لحظه وقت داری؟
بلو-بی، گالو-گو. کجا بودین؟
رفته بودیم ببینیم چیزی که شاهدش بودیم واقعی بود یا نه
منظورت چیه؟
هاروئو. ما میتونیم پیروز بشیم
چی گفتی؟
چی؟ شما برنمیگردین؟
...یه لحظه واستا، پس چرا ما
این خواستهی همه نیست
همینو میخواستم بدونم و واسه همین همه رو جمع کردم
همه گوش کنید، من متاسفم
من یه طرح اولیه برای پیدا کردن گودزیلا و نابودی اون ریختم
در اعزام تیم فرودی و آوردن همه به اینجا، پافشاری کردم
از طرف "لیلاند" مقام فرماندهی به من واگذار شد
و درنتیجه، ما کلی دوست و رفیق رو از دست دادیم
در این رابطه، هر قدر هم عذرخواهی کنم کافی نخواهد بود
به این باور رسیدم که نقشه موفقیت آمیز بود
اما همانطور که میدونید، ما به هیولایی ورای تصوراتمون برخورد کردیم
و حتی قبل از اینکه مبارزه بکنیم، شکست خوردیم
"ما نمیتونیم مقابل اون پیروز بشیم"
بعضیا هستن که به این جمله فکر میکنن
راستش رو بخواید، خودمم یکی از اون افراد بودم
ولی خب، آیا واقعا حقیقت داره؟
واقعا فنا ناپذیره؟ من معتقدم اینگونه نیست
در تاریخ بشریت همواره مبارزاتی بر ضد آشوب و هرج و مرج بوده
و هر بار، انسان از دانش به عنوان سلاح استفاده کرده
ما مشابه اونو شکست دادیم و نابود کردیم
برای بشریت این یه پیروزی محسوب میشه
از لحاظ تئوری، ثابت شد که میشه گودزیلا رو کشت
اگرچه در حال حاضر ما با کمبود نیرو و تجهیزات مواجه هستیم
در این شرایط، غیر ممکن نیست؟
،گالو-گو، بلو-بی
ما قویترین ماده رو بدست آوردیم اون "نانومتال" ئه
نانومتال؟
،فلز ناشناخته. اگه یادم باشه این همون مادهایه که علیه مکاگودزیلا استفاده شد
مکاگودزیلا درست بعد از فعال سازی، حمله کرد
و خودش و آزمایشگاه، با هم نابود شدن
اطلاعات و تحقیقات هم نابود شد و تو گفتی که نمیشه دوباره بازسازیش کرد
اگرچه، اون به طریقی زنده موند
.و در وضعیتی تکامل یافته تر
این همون ماده است
این تیرِ هاتوآ ست، درسته؟ اون نانومتاله؟
بله
پوشش خارجیش تغییر کرده اما تیرها و چاقو هایی
که افراد بومی ها ازشون استفاده میکردن قطعا نانومتال بود
یه سازندهی سلاح، این اسلحهها رو با این مادهی منحصر به فرد، تجهیز کرده
در اصل، برای اینکه نانومتال دوباره خود سازی داشته باشه
در سطح مولکولی واکنشی با محیط اطرافش داده
و توانایی تولید مادهی مشابه رو داشته
این سرعت تکثیر غیر عادیه
اما از اونجایی که مدت طولانی تنها گذاشته شده
ممکنه منجر به نقص محدودکننده شده باشه
توی کارگاه دستههای بزرگتری ازش موجود بود
اونا از جایی دارن اونُ برداشت میکنن
،آزمایشگاه مکاگودزیلا که توی پایگاه "فوجی" بود
زیاد از گذرگاه "اولد تانزاوا" دور نیست
متوجهام لاشهاش باید زیر زمین باشه
درسته
اگه بتونیم محل برداشت رو پیدا کنیم و مقدار قابل توجهی نانومتال بدست بیاریم
میتونیم گودزیلا رو شکست بدیم
میتونیم؟
هنوزم واسه برگشت به سفینهی مادر و صحبت راجع به این قضیه توی سفینه، دیر نیست
کمیته مرکزی احتمالا زمین رو رها میکنه و به سفرش ادامه میده
اگه ما برگردیم اونا مجبور میشن که بی خیال زمین بشن
برگشت به یه زندگی تحقیرآمیز و بی رحم روی سفینه رو ترجیح میدید
یا اینکه اینجا بمونیم و به مبارزه برای پس گرفتن زمین ادامه بدیم؟
کسی رو به این کار مجبور نمیکنم به نظر اونایی که میخوان برگردن احترام میزارم
همگی لطفا خودتون تصمیم بگیرید
واقعا میتونیم پیروز بشیم؟
با استراتژی اون، ما یه گودزیلا رو شکست دادیم- اما این یه نقض قوانین نظامیه و جرم محسوب میشه-
خب؟ چیکار میکنید؟
من میمونم- منم همینطور-
من میمونم- لطفا، بزارید منم بمونم-
واسه بیلوسالودویی ها واضحه (ما بیلوسالودو ها میمونیم)
به جای عقب نشینی فوری
باید جنازهی مکاگودزیلا رو بدست بیاریم و بررسیش کنیم
اینکه دوباره با گودزیلا بجنگیم یا نه
،فقط بعد از بررسی تاثیر نانومتالِ تغییریافته میشه دربارهاش تصمیم گرفت
اگه اینجا تسلیم بشیم اونایی که جونشون رو از دست دادن به آرامش نخواهند رسید
من میمونم
آره. اگه فرار کنیم ممکنه نجات پیدا کنیم ...ولی اینکه بخوای بقیهی عمرت با پشیمونی
من میمونم- منم همینطور-
منم میمونم- منم همینطور-
منم میمونم- لطفا-
...همگی
من میخوام بمونم- منم همینطور-
پروفسور، شما نمیخواستی برگردی؟
این مکان یه خزانهی گنج پر از مواد تحقیقاتیه
هاروئو
بیا بریم بپرسیم نانومتال کجاست
آره
اونا واقعا ما رو به اونجا راهنمایی میکنن؟
بیا بهشون اعتماد کنیم
...زیباست
یه مکان زیستی برای جلبک های درخشان، ها؟
کاپتان ساکاکی
موضوع چیه؟- راجع به هاتوآ ست-
...پودری که روی پوستشون هست
من بررسیش کردم
بخشی از ژنتیک هاتوآ احتمال زیاد مربوط به حشراته
و اون یه تغییر ناگهانیه
اگه اونا واقعا ژنتیک انسان رو به ارث برده باشن همچین تکاملی رخ نمیده
،به خاطر اینکه اون موجودات به گودزیلا تبدیل شدن
اونا حتما یه سری فاکتور های هیولا گونهای دارن
...هیولا گونه
،سرجوخه "مارکو زیونه" و دو نفر دیگر !ما برگشتیم
همین؟
بقیه کجان؟
!جریان چیه؟ جواب بده
دوباره کاپتان ساکاکی،ها؟
...فاکتورِ هیولا گونه
خب، قبل از اون، مشکل ما اکوسیستمِ سطحی بود
که این طور؟
به تدریج،این اکوسیستم به گونهای ساخته شد که فقط به یه نفر خدمت کنه
تمام ارگان ها به یه نفر خدمت کنن؟
اون گودزیلا ست
اکوسیستم فعلیِ زمین جوری پایهریزی شده که به گودزیلا خدمت کنه
گمون کنم زمین به جای خدمت به انسان خدمت به گودزیلا رو به عنوان اشرف مخلوقات، انتخاب کرده
زمین گودزیلا رو انتخاب کرده؟
آلودگی و گرم شدن زمین که به خاطر کربن دی اکسید بوده
و همچنین چندین مانور موشک های اتمی که به خاطر جنگ های نژادی بوده
این چنین تکرّر آسیب رسانی به محیط زیست
.باعث شروع دورهی ورود هیولا ها شده .این فرضیه، پذیرفته شده است
اگه تمدن بشریت نابود بشه محیط زیست طبیعی به آرومی بازیابی میشه
و به حالت اولیهاش برمیگرده یا حداقل ما اینطور فکر میکنیم
اگرچه، واقعیت چیز دیگهای به ما میگه
زمین اونقدری تغییر کرده که دیگه راه برگشتی وجود نداره
پس ما باید گودزیلا رو شکست بدیم
این وظیفهی بشریته که این کارو بکنه
...این
اشتباهی در کار نیست
چی شده؟
هاروئو، من یه سینگال منحصر به فرد از اون جلو دریافت میکنم
تنها چیزی که میتونه همچین سیگنالی رو !مخابره کنه، مکاگودزیلا ئه
...پس
!اون زندهاس
!مکاگودزیلای ما
شبیه یه خروجیه
!دوباره اونان! بهشون شلیک کنید
یوکو! اونو دیدی؟
آره. تا این حد تکامل یافته
!از این طرف! اینجا
امکان نداره
اون یه شهره؟
...چرا باید یه همچین
همش نانومتاله. اما چطور؟
چطوری تا این حد زیاد شده؟
بیست هزار سال طول کشیده و مدام در حال رشد بوده
از لاشهی مکاگودزیلا
...آره، این
!شهر مکاگودزیلا ست
مکاگودزیلا، ها؟
...اما چطور
منبع سیگنال از اون جلویه
روی این سیارهای که گودزیلا درش حکومت میکنه ،گوزیلای ما به مبارزه ادامه داده
حتی بعد از اینکه اربابش رو از دست داده
بیا بریم، هاروئو
آره
از طرف هاتوآ ست اونا متوجه نبودِ دوقلو ها شدن
ممنون که ما رو به اینجا آوردین لطفا، برگردین
.اون، چیز شوم. سِم
میفهمم
اونا چی گفتن؟
میگن این سمه- سم، ها؟-
این یکی هم به نانومتال تبدیل شده
شاید مواد سازندهی اون سازهی شهر مانند
توسط عناصر شیمیایی فلزیای که اون جذب کرده، تهیه میشه
احتمالا در زیر زمین کاملا به هم وصله
...به مدت ۲۰ هزار سال به جذب ادامه داده
ما رو که جذب نمیکنه، میکنه؟
نگران نباش
اون فقط از فرمان "گودزیلا رو شکست بده" پیروی میکنه
از سطح خارجی نانومتال داره گاز منتشر میشه
همین باعث ایجاد ابر های بالای سرمون شده
تبدیل به یه نوع استتار شده و این محل رو مخفی نگه داشته
تعجبی نداره که نتونستیم اینجا رو پیدا کنیم
متحیر کننده نیست؟
...این تاسیسات
متوجهام، این کارخونهی توسعهی مکاگودزیلا ست
درسته. یه جور بازتولید اونه
...یه بازتولید؟ اما همچین ابعادی
اون صدها بار، خود تکثیری داشته
همونطور که فکر میکردم، پنل فرماندهی هنوز کار میکنه
میتونید کلاه هاتون بردارید
ثبات محیط برای موجودات زنده، هنوز فراهمه
هوای اطراف شهر با ریههای ما سازگاره
این سازه ها خیلی عجیب به نظر میان
این مکاگودزیلا ست
بخش هایی از اون توسط مکاگودزیلا ساخته شده
این تکامل، ورای تصورات ماست
اگه بتونیم تمام این مواد رو به اجزای کوچکی تبدیل کنیم
احتمالش نیست که بتونیم دوباره مکاگودزیلا رو بسازیم؟
نه تنها اون، بلکه میتونیم !چیز های جاه طلبانهتری هم بسازیم
درست همونطور که فکر میکردم
منبع سیگنال از داخل این ساختمونه هنوزم میتونیم از کدهای فرمان اصلی استفاده کنیم؟
به احتمال زیاد، بله
میریم داخل؟
به هرحال، باید اینجا رو بگردیم
بریم
حس میکنم قراره داخل یه هیولا برم
اینجاست
این منبع سیگناله
هاروئو؟ مشکل چیه؟
...صبر کن، این
!فکر میکردم گفتی نانومتال به انسان حمله نمیکنه
تا وقتی زنده باشه، حمله نمیکنه
جنازهها جذب شدن چون نتونستن به موقع فرار کنن
واقعا مشکلی پیش نمیاد؟
!اینم از این
این منبع سیگناله؟
سطح خارجی با نانومتال پوشیده شده، ها؟
لاشهی مکاگودزیلا
نه، این یه لاشهی عادی نیست سینگال قطعا از سرش میومده
نصف بخش هوش مصنوعی هنوز سالم و زندهاس
!کنترل کردنش ممکنه
!آره! میتونیم کنترلش کنیم
...این
ما به هوش مصنوعیِ مکاگودزیلا دسترسی داریم
و الان داریم واحد کنترل رو بازتولید میکنیم
بدنش ممکنه توسط گودزیلا نابود شده باشه
اما سرش که پرت شده بود اونور، به مبارزه ادامه داده
،پس، با استفاده از این مکان به عنوان پایگاه مرکزی
در این ۲۰ هزار سال به رشدش به کمک نانومتال ادامه داده و این شهر رو ساخته
بی نظیره- آره-
چرا این طور به نظر میرسه که اینجا از درون پاشیده؟
به خاطر سوراخیه که گودزیلا با نفس آتشینش ایجاد کرده
،در اون زمان، دویست متر دورتر تمام این تاسیسات رو به آتیش کشید و نابود کرد
به همراه ۷۳۰ نفر از دوستان من
عجب قدرت مخربی. اما این هنوز چیزی به حساب نمیاد
تخمین زده میشه که شش برابر سایز اصلیش باشه
،با استفاده از اون به عنوان منبع داده های خروجی
اگه هر سلول به اندازهی مقدار قبلی الکتریسیته تولید کنه
...قدرت نفس آتشین حدود- بس کن! متافیز-
اوه، ببخشید
میخواستم بگم که اگه ما یه سلاح ضد گودزیلاییِ قبلی رو بازسازی کنیم
احتمالا واسهی شکست دادن گودزیلای فعلی جواب نمیده
سلاح ضد گودزیلایی؟
الان لزومی به گفتن چنین طرح و ایدهی محدودی نیست
اگه تمام نانومتال های تکثیر یافته رو فعال کنیم، میتونیم
یه طرح و استراتژیه بی نقص و بی نظیر رو پیاده کنیم
اوکی، اول لازمه که وضعیت ارتباطی رو تصحیح کنیم
هاروئو، مخابرهی پیام با پایگاه اصلی برقراره
احتمالا باید بتونیم با سفینهی مادر هم تماس برقرار کنیم
خب، اول اونا روستای هاتوآ رو ترک میکنن
از اینجا میتونیم شهر رو در مقیاس گستردهای کنترل کنیم
ساختار شهر رو تقویت میکنیم و یه تلهی بزرگ میسازیم
من تمام این شهر رو به چوبهی اعدام گودزیلا تبدیل میکنم ...اگه تمام این چیزا رو داشته باشیم، اون وقت حتی اگه گودزیلا هم باشه
صبر کن، کاپتان ساکاکی شما هنوز میخواید با گودزیلا بجنگید؟
!این دفعه پیروز میشیم
اون روز اشتباه نمیکردم مشکل فقط اندازهی بزرگ اون هست
و به قدر کافی اینجا مواد داریم که این مشکل رو برطرف کنیم
...اگرچه- اگه کشتن گودزیلا-
،برخلاف سیاست و قوانین کمیتهی مرکزی هست
من حاضرم هر مجازاتی که برام تعیین بشه رو بپذیرم
...اما، کاپتان ساکاکی
کاپتان. داده هایی که از سفینهی مادر دریافت شد
به نظر مسیر حرکتی مخصوص گودزیلا بوده
!این بار زیاد حرکت نمیکنه
گاهی اوقات انگار چیزی به یادش میاد بیدار میشه و محل رو میگرده
ممکنه به این خاطر این منطقه رو میگرده چون دنبال پیدا کردن این مکانه
این گودزیلا درست بعد از اینکه ما اولی رو شکست دادیم، ظاهر شد
میشه یه حدس هایی زد که توی این منطقه یه خبرایی هست
در حال حاضر، اون ابر و پوشش استتاری، مکان ما رو مخفی نگه داشته
ولی اگه شهر رو فعال کنیم، اون ما رو پیدا نمیکنه؟
باید قبل اینکه ما رو پیدا کنه دست به کار بشیم
گالو-گو، تجهیز و تقویت شهر، به موقع انجام میشه؟
بله
مدار های داخلی هم در حال اسکن هستن
مکانیزم داخلیِ اسکلت، زره و موتور
،میشه تا جایی که هدایتگر دوست باشه مطابق با سلایقش برنامه ریزی و تنظیم بشه
ذخیرهی انرژی از طریق راکتور همجوشی هستهای تامین میشه
عالیه، اینجوری سه برابر بیشتر انرژی جنبشی دریافت میکنم
اما هدایتگر تحمل این مقدار انرژی رو نداره پس فایدهای نداره
اگه همه چیز رو مکانیزه کنیم دیگه نیازی نیست که بدنمون چیزی رو تحمل کنه
آره، اما مگه کنترل از راه دور تقریبا زیر یک ثانیه تاخیر نداره؟
کاملا مکانیزه میشه لازم نیست راجع بهش نگران باشی
ممنون که جمع شدید من فورا شروع میکنم
میخوام استراتژی رو یه مرور کلی بکنم
این استراتژی شبیه استراتژیه قبلیه
مشکل فقط اینه که کجا باید این استراتژی رو پیاده کنیم؟
و جواب شهره
گودزیلا رو میکشونیم اینجا؟
با اون هیولا از نزدیک نبرد میکنیم؟
میتونیم تمام انرژی رو توی این شهر مکاگودزیلا متمرکز کنیم و تقویتش کنیم
وقتی تقویت استحکامات کامل شد ابر های استتاری رو بر میداریم
این سلاح متحرک رو که در حال حاضر در دست ساخت هست، به سطح زمین میفرستیم
و اونو به سمت محل تله منحرفش میکنیم
سلاح متحرک؟
بلو-بی، اگه ممکنه توضیح بده- بله-
در حال حاضر، داریم یه سلاح موجود رو با نانومتال تقویت میکنیم
و این شکل کامل شدهاش هست
ما قدرت دفاعی، قدرت حمله و تحرکش رو به شدت ارتقا میدیم
و توانایی پرواز رو هم بهش اضافه میکنیم
"ما اسمش رو گذاشتیم "لاشخور
با حملات مداوم این لاشخور
گودزیلا رو تحریک میکنیم و اونو به سمت تله منحرف میکنیم
و اونو توی مسیر انحرافیِ رگه های نانومتال میندازیم
و به سرعت اونو به نقطهی دستگیری، منتقلش میکنیم
برای مقابله با نفس آتشینش ما از صفحات زرهی و ذرات نانومتال استفاده میکنیم
یه جور سپر محافظ حرارتی رو فعال میکنیم و به یه نحوی جلوش مقاومت میکنه
اگرچه، این مبارزه، به سرعت بستگی داره
توی نقطهی دستگیری، ما محل رو با نانومتال مایع پر میکنیم و اونو متوقف میکنیم
و با استفاده تفنگ های ریلیای که آماده کردیم تمام آتش رو به یه نقطه متمرکز میکنیم
بعد، با هماهنگی کامل و از دو جناح بالهی پشتیش رو نابود میکنیم
وقتی سپر محافظش از بین بره
از پشت، توسط این نیزهی الکترومغناطیسی کارش رو یک سره میکنیم
مثل نیزهی شکار وال میمونه
،توسط پالس های الکتریکیِ نیزه امواج الکترومغناطیس در سراسر بدنش پخش میشن
و بدنش منفجر میشه و تکه تکه میشه
!قبرش میشه همون سوراخی که خودش باز کرده بود
میشه یه چیزی بگم؟
به نظر تمام نانومتال توسط بیلوسالودو ها کنترل میشه
،نوشته های پایه برای کنترل اون به زبان بیلوسالودو نوشته شده
اگه بخوایم نژاد دیگهای ازش استفاده کنه، کارایی لازم رو نداره
مگه این که صحبتت به این خاطر باشه که خوشت نمیاد نانومتال در انحصار بیلوسالودو ها باشه؟
نه، من همچین حرفی نمیزنم
اگه شما مسئول عملیات باشین این یعنی دائما باید در حال کار باشین
ما که محدودیت های بدنیای مثل خستگی یا چیز دیگهای نداریم
اما این دیوونگیه
خود محیط شهر، انرژیِ بی کرانی رو برای بیلوسالودو ها تامین میکنه
فقط بسپرش به ما
این کاملا تغییر کرده
نانومتال ما بی نظیره، مگه نه؟
راستش یه تقاضای کوچیکی دارم
در گذشته قبل از این که این مکان توسط گودزیلا نابود بشه
اینجا یک آزمایشگاه وجود داشت که به وسیله ی تکنولوژی شما
کریستال جماترون رو تحلیل و تعمیر میکرد .
میتونیم با نانوفلز بازسازیش کنیم ؟
با همچین چیزی چه کار میکنی ؟
میخوام این گاربتریوم رو تعمیر کنم .
جزی از یک مراسم مذهبیه
پس فقط یه تیکه آشغاله ؟
ارزش معنوی داره .
آهنگی از اندوه ، برای دره ی درخشان .
ماری که نیشش را در استخوان میکند ، نزدیکتر میخزد .
کلاغ ها به سمت گرگ و میش پرواز میکنند .
یک آهنگ سوگ برای کوهستان سوزان.
تاریکی این سرزمین به منزله ی آرامش هوتسو ست .
ستاش ازان تخم مقدس است .
کلاغ های گذران ، بال های زندگی .
بالها خواهدن شکست .
تخم مقدس چشم داشتی ندارد .
اینجا چندشناکه .
نظرت درمورد این استراتژی چیه ؟
من چی فکر میکنم ؟ خب میدونی
چی شده ؟
هیچ کدوممون با این استراتژی راحت نیستیم
باید به بیلوسالودو و نانوفلز اعتماد کنیم ؟
چه مسخره !
کسانی که گم شده اند .صاحب هوش اند.
با این حال اگر راهت رو گم کرده باشی و به دروازه ی خدا برسی ، نمیتونی داخل بشی .
چی ؟
یه موعظه ی دیگه صرفا برای راحتی ذهن . بسه لطفا .
الان زمان صحبت درمورد خدا نیست .
هدف اصلی رو فراموش نکن .
الان چیزی که مهمه اینه که تمام هوش ها(افراد) رو برای دفاع موجود شرور استفاده کنیم .
فراتر از چیزیه که تصورشو میکردم .
اگه نزدیک شهر بمونه ، انرژی نانو فلزی بی پایانی خواهد داشت .
در 5 کیلومتری لبه ی دهانه . اون شکست ناپذیره .
فوق العاده ست
باورم نمیشه میتونم آزادانه ...
این والچر ه . نیروی بیلوسالودو.
فکر میکنم دیگه کافیه یوکو .
گروهبان تانی کارش خوبه .
هماهنگی اون و والچر فوق العاده ست .
کاملا اجزا متحدی اند .
شرایط چطوره ؟
همه چی خوب پیش میره .
به نظر میرسه مشکلات آزمایش پرواز میتونه به راحتی حل بشه .
متوجهم . پس خوبه .
ولی باید بخوابی .
انگار برگشتیم به سفینه . نه ؟
توسط ماشین ها احاطه شدیم .. به همین خاطر برامون نوستالژیه .
ولی یه جورایی متفاوته .
آره . درسته .
درمورد استراتژی چی فکر میکنی ؟
مطمئنم موفقیت آمیزه .
منظورم این نبود.
کسی مشکلی نداره که به این شکل درگیر ماجرا شدن ؟
خب این ..
فکر میکنم من به خاطر غبطه خوردن ، مجذوب گودزیلا شدم .
هارو . تو امید من بودی.
چی ؟
ما هیچ خاطره ای از زمین نداریم .
و صادقانه بگم ، هیچ وقت فراق وطن بزرگترا رو درک نکردیم
خاطراتی که پدربزرگ درمورد زمین میگفت تقریبا شبیه داستان پریان بود .
به نظر واقعی نمیومد.
پدربزرگ . ها؟
متاسفم . به خاطر پدربزرگ . تو ..
اشکالی نداره . تقصیر تو نیست .
ولی به خاطر اون حادثه ، هممون امیدوار شدیم
چی ؟
دست کشیدن از همه چی و بدون احساس زندگی کردن ...
تو فضا فکر میکردم این طبیعیه .
ولی تو متفاوت بودی .
میتونی عصبانی بشی . نمیتونی ببخشی .
فکر میکنم تو این رو به من یاد دادی.
به همین دلیل ، تو هر کجا بری منم دنبالت میام .
این تصمیمه .
یوکو .
هارو ؟
چیزی نیست . زخم هام التیام پیدا نکرده .
از اون زمانی که اینجا اومدم گاهی درد میگیره
کاپیتان ساکاکی
من نگران چیزی هستم .
از زمانی که اینجا اومدیم سرباز ها گزارش عملکرد ضعیف بدنی دادند
من اینجا نقش پزشک رو هم دارم .
بسیاری از اون ها کسانی بودن که در درمانگاه هوتسو درمان شدن.
چی ؟
تو رو آلوده به مواد نیرو مانندشون نکردن ؟
احتمالا آره .
شاید با نانو فلز واکنش خوبی نشون نمیده .
وقتی بردمشون بیرون از ساختمون های شهر ، خوب شدن .
که اینطور .
حالت خوبه ؟
خوبم .
همه چیز سرنوشته.
ده ها هزار سال پیش زمین، مادر ما ،توسط هیولاها نابود شد.
و ما آوارگان فضا شدیم .
اونجا ما ماموریتمون رو شناختیم .
به بیان دیگه ، ما وظیفه داریم تا به گونه های دیگه که با مشکل مشابه ما دست و پنجه نرم میکنند، کمک کنیم
راه مبلغان مذهبی .
متوفیس .
این ...
اومدی که به جلسه بپیوندی هارو ؟
نه فقط برای تنوع اومدم .
این طور به نظر نمیاد .
گم شدم .
بیا داخل .
از گالوگو خواستم این رو برای کارگاهم بسازه .
داری چه کار میکنی ؟
این فقط یه شی شکسته ی مقدسه .
من داشتم با تکنولوژی بیلوسالودو تعمیرش میکردم .
میراث فرهنگی اکسیف ه نه ؟
گفتی گم شدی . درسته هارو ؟
اشکالی نداره که من فرمانده ی این استراتژی ام ؟
همه تو رو انتخاب کردن . هارو ؟
اینجا سنگر بیلوسالودو ه . و این آخرین امیدمونه .
اما نمیتونم این فکر رو از ذهنم خارج کنم که نانو فلز چیز وحشتناکیه .
چیز شیطانی ایه .
چیز شیطانی . آره ؟
ذاتا چیز خبیثیه. با یک هیولا تفاوتی نداره .
و از بیلوسالودو یی که ستایشش میکنه ، بیم دارم .
اندیششون زیادی رباتیکه .
ولی واقعا میتونی اسمشو هوش بذاری ؟
منطقی نیست ؟
افراد هوشمند گم،عصبانی و اندوهناک میشن . مبارزه ی ما چیزی فراتر از اینه .
اما بیلوسالودو افرادی که این باورو دارن تحقیر میکنه .
اونا قصد متحد کردن هوش کهکشان رو ندارن .
ولی انگار که میخوان با هیولا ها متحد بشن .
با هیولاها متحد بشن ؟
قبلا بهت گفتم .
که در راستای پیشرفت، تمدن های سیاره های زیادی
هیولاهایی رو به وجود اوردن .
بیلوسالودو در حال حاضر ممکنه همون اشتباه رو تکرار کنه .
متوفیس
سیاره ی تو هم توسط هیولاها نابود شد ؟
بله .
که باعث انهدام تمدنمون شد .
ما با درنگ بسیار ازش اسم میبریم .
کلمات چنین قدرتی دارند .
شبیه فال شوم میمونه ؟
بله ولی هارو
باید به تویی که میخوای با گودزیلا روبه رو بشی نام مخربی که اکسیف پنهانش میکنه رو بگم .
چرا من ؟
وقتی در میدان جنگ بودی و نزدیک بود وحشت تو رو ببلعه اینو به یاد بیار که
نیروی مخرب بسیار قوی تری جایی در فضا کمین کرده .
در قیاس با اون ، گودزیلا اصلا ارزش ترسیدن نداره .
هی هی
اینو در گوشه ی ذهنت داشته باش .
ولی نباید هیچ وقت در حضور دیگران تکرارش کنی.
یوکو
دره ی درخشان ، مرداب سوگه
مار اون رو به سوی تاریکی صدا میزنه
آواز باید به ژرفای مرداب برسد
کلاغ گذران در آسمانها
خیلی قشنگه .
آره .
مردمان گذشته هم وقتی شب بیرون قدم میزدن به آسمون نگاه میکردن درسته ؟
آره احتمالا
از این که گذشته ی زمین رو میدونی بهت حسودیم میشه .
اون موقع بچه بودم . به همین خاطر چیز زیادی یادم نیستم .
به صحبت های اکسیف گوش میکردی ؟
نه بحث خصوصی ای بود .
سرگرد بلوبی میگه تکیه ی هر انسان خردمندی به مذهب ، عمل خامیه .
خیلی بیلوسالودییه.
هارو . تو حالت خوبه ؟
قبلا به نظر حالت خوب نبود .
آره الان خوبم
یوکو
دیگه گم نمیشم .
کاری که الان باید بکنیم شکست دادن گوزیلاست .
تا بار دیگه زمین در دستان انسان قرار بگیره .
بهت قول میدم یوکو .
ما میبریم . و من بهت نشون میدم قبلا زمین چطوری بود .
هارو.
با کشف شهر مکاگودزیلا
بیلوسالودویی های سفینه، الان مخالف ترک زمین اند .
میگن باید در شهر جمع بشیم و با گودزیلا بجنگیم .
انگار دارن صدای اکسیف رو منعکس میکنن
همه ی هوش ها با هم دست به دست شدن
و در کوشش برای اتحادن
به مرکز هوش جهانی برو
همه ی ما باید با هم متحد بشیم
تا روز موعد که خدا ما رو همراهی میکنه فرا برسه .
ما رو که داغون نمیکنه نه ؟
سنگر بندی تا چند ساعت دیگه تموم میشه .
الان زمان نگرانی در این مورد نیست .
اگر شهر مکاگودزیلا ، گودزیلا رو شکست بده ؛ این یک پیروزی برای ما محسوب میشه ؟
اگه بتونه گودزیلا رو شکست بده ، زمین رو هم نمیبلعه ؟
خدایا . انقدر فکر نکن .
دارن چه کار میکنن؟
بسیار خوب . بعدا میبینمتون .
- چی ؟ - باید به کارام برسم .
ماشین ها و آدما مثل هم نیستن . به خودت فشار نیار .
مشکلی برام پیش نمیاد .
و سر زمین غره میکند . کوهستان سوزان قیام میکند
نفسش طوفانی ست . خشمش آسمان غره
در طول زمان جریان دارد . او فرمان تخریب میدهد
گودزیلا داره حرکت میکنه.
چه قدر زمان مونده تا شهر کامل بشه ؟
حداقل 12 ساعت ؟
اگه زمانش رو کوتاه کنیم ، کیفیت به مخاطره می افته .
اون حرومزاده هنوز متوجه ما نشده .
گرما ی صفحه زره رو به تاخیر بیانداز .
حمله ی متقابل رو شش ساعت دیگه انجام بده .
بله . همین کارو میکنم .
مطمئنی ؟ تحریک کردن گودزیلا ...
ما نمیتونیم با قایم شدن ببریم .
معلوم نیست بتونیم چه قدر به کارمون ادامه بدیم تا توجهش به ما جلب شه
پایان پروسه ی گرما ی صفحه زره .
انرژی شبکه ی سیستم حمله متقابل تا 25 درصد افزایش یافت .
- آزمایش نهایی پرواز والچر چطور بود ؟ - زمان کافی نداشتیم .
چند واحد در حال حاضر آمادن ؟
-در کل سه تا . - چند تا دیگه میشه ساخت ؟
نیروی کافی برای منبع نداریم .
دیگه نمیتونیم بسازیم .
قدرت شلیک هر کدوم 300 برابر بیشتر از یک شناور هوایی (هاور) ه .
با همچین امکاناتی . سه تا کافیه .
آره اما ..
اما باتری مسلسل به سه جهت متفاوت شلیک میکنه .
و همونطور که خواسته بودید ، از هر جناح 10 تا توپ داره .
قدرت توپ ها 20 برار بیشتر از قبلن .
تو زمان کوتاه خوب عمل کردی .
میخوام بهت یک چیز دیگه هم نشون بدم .
ضربه ی نهاییه .
نیزه ی الکترو مغناطیسی . تقریبا کامل شده .
وقتی سپر رو انداختیم با این به سیخ میکشیمش .
کاپیتان ساکاکی .
نانوفلز دیوونه شده داره بیلوسالودویی ها رو میخوره .
چی؟
کجا ؟ گالوگو کمک بفرست .
آروم باش هارو .
دیوونه نشده . این یک نتیجه گیری منطقیه .
در چه مورد صحبت میکنی ؟
اونا برای همیشه به شهر متصل میشن
و مثل یک پردازنده ی عصبی، واحد کنترلو تقویت میکنن .
متصل میشن و انرژی منتقل میکنن ؟
اونا از بدن هاشون دست کشیدن
و میشه گفت به بخشی از شهر مکاگودزیلا تبدیل شدن
برای ما این یک افتخار بزرگه.
تبدیل به موجود ارزشمندتری میشی و به افرادت کمک میکنی .
این دیوونگیه .چنین چیزی بخشودنی نیست .
مگه نمیخوای در مقابل گودزیلا برنده بشی ؟
با زمان و منابع محدود
مشخصه که باید از چیزهای بی ارزش دست کشید.
جسم مادی همچین چیزیه . نه ؟
متوفیس گفته بود که شما ها میخواید خودتون رو با هیولا یکی کنید .
برنامه دارید که یک گودزیلا ی دیگه رو این سیاره متولد کنید ؟
گودزیلا محصول تمدن زمینه .
انگار بهش به چشم یک اشتباه نگاه میکنی .
ولی برای من این به مثابه ی یک دستاورد بزرگه
اما ..
برای این که اشتباه نکنی بذار روشن کنم
این حماقته که فکر میکنی نمیشه گودزیلایی که سخاوتمندانه به وجود اومده رو کنترل کرد .
به این فکر کن که این سیاره در حال حاضر متعلق به کیه
اگه گودزیلا اسمیه که به پادشاه زمین داده شده
ما شبه انسان ها هم باید تبدیل شدن به گودزیلا رو هدف خودمون قرار بدیم .
جدی میگی ؟
متصل شدن به شهر مکاگودزیلا
مثل تکامل ارگان ها میمونه .
به جای این که موجودات ضعیف دارای احساسات باشیم
در دنیایی با منطق عالی زندگی میکنی .
اگر تمام احساساتت رو از دست بدی و به دنیای منطق وارد بشی
واقعا میتونی اسمشو تکامل بذاری ؟
- من نمیخوام این کارو انجام بدم . - منم نمیخوام .
پس در نهایت شما هم مثل حشرات هوتسو میمونید .
فرق بین حشره و انسان رو نمیدونی ؟
هیولاها به محیط زیست خدمت میکنن و هوش انسانی محیط زیستو کنترل میکنه
در ضمن جسم مادی هم جزیی از محیط زیسته .
اگر تکامل رو انکار کنین و راه تباهی رو در پیش بگیرید
به سرنوشت اون حشرات دچار میشید .
بهتر از تابع یک ماشین شدنه
تابع کلمه ی درستی نیست .
سرگروهبان تانی
ما قراره در کنارشون با گودزیلا بجنگیم .
کاپیتان ، فقط داوطلبان بیلوسالودیی دارن به شهر متصل میشن .
اونا این کارو کردن تا در کنار ما با گودزیلا بجنگن
یوکو تو با این قضیه مشکلی نداری؟
چرا باید مشکلی داشته باشم
نمیتونم با تمام طرز فکر بیلوسالودو موافق باشم
اما این حداقل بهتر از هوتسو ه، چون نمیدونم اون دارن به چی فکر میکنن .
چون ما میتونیم با هم ارتباط برقرار کنیم . (حرف بزنیم )
درسته ولی ..
واحد کنترل . لطفا پاسخ بده واحد کنترل
نشر گاز از سطح خارجی نانو متال متوقف شده .
-چی ؟ - چه اتفاقی داره ...
انگار انرژی که صرف تولید گاز میشد داره صرف سنگر بندی میشه .
منظورت از انگار چیه ؟
گودزیلا متوجه ما میشه .
منبع ها باید به در سنگر بندیاها پخش بشن .
این چیزیه که شهر مکاگودزیلا تصمیم گرفته
مگه شما کنترلش نمیکنین ؟
نه افرادی که به شهر مکاگودزیلا متصل شدن این کارو میکنن
همین الانشم نیرو های فرا انسانی به دست آوردن
حرکت شناسایی شد .
مسیر حرکت عوض شد .
با سرعت 60 کیلو متر در ساعت ، مستقیم داره به سمت ما میاد .
پس اینجا رو پیدا کرده .
حالت سنگر بندی ؟
تکمیل نیزه 30 دقیقه طول میشکه .
و تا یکساعت دیگه به شهر میرسه .
شاید برای جنگ . برای سنگر بندی آماده بشید .
گودزیلا
غرش کوهستان دره ی درخشان رو نابود میکنه
و به چه علت نوبت گونه ی نوزاد رسیده ؟
باشد که در دره ی درخشان آواز بخواند
تخم مقدس انتظاری ندارد
زمان محاکمه ست
گودزیلا فعلا سرعتش رو به 30 کیلومتر در ساعت کاهش داده
در این صورت سنگر بندی ما به موقع تموم میشه .
گودزیلا متوقف شده
چرا وایساده ؟
- مرکز الکترومغاناطیسی شناسایی شد - - گالوگو
منطقه ی سپر حرارتی رو در ناحیه شمال شرقی افزایش بده .
انتشار آلاینده های نانو متال . افزایش سپر حرارتی .
زوایه ی انعکاس رو در هر قسمت زره تنظیم کن . عجله کن .
اطاعت ، زاویه ی انعکاس تنظیم شد .
باز پرسازی آلاینده های نانوفلز با تراکم 35 درصد .
باز پارسازی تکمیل ...
مرکز الکترومغناطیسی داره افزایش پیدا میکنه .
اشعه گرما داره نزدیک میشه .
- اشعه گرما در لبه شمال شرقی نشست . - منطقه سپر انرژی گرمایی تا 74 درصد منتشر شد .
گزارش خرابی .
یک ضربه رو جاخالی دادیم ولی کنترل یک قسمت رو از دست دادیم .
اشکالی نداره . میتونیم حملات از راه دور رو تاب بیاریم .
گودزیلا حرکت رو از سر گرفته .
پیشرفت در سنگر بندی ؟
اولین نیزه داره بررسی نهایی میشه .
ایستگاه دومین نیزه توسط اشعه گرما آب شد .
و 30 دقیقه طول میکشه تا تعمیر بشه
من با والچر میرم درستش کنم .
نمیتونی به تنهایی این کار رو انجام بدی . دو تای باقی رو فعال میکنیم
با سیستم سنجیده نشدن .
تنظیمات واحد 01 رو کپی کن .
مال سرگروهبان تانی ؟ در این صورت رابط یک انسان میشه .
اگه همکارانش داوطلب بشن مشکلی پیش نمیاد .
خبری از حمله ی دوم گودزیلا نیست .
بیست دقیقه ی دیگه به شهر میرسه .
من میرم به واحد 02 منم تنظیم دستی اونجا رو به عهده میگیرم
من میرم واحد 03
چی میکنی ؟ یک فرمانده نمیتونه ...
همه به خاطر اون جرو بحث از کوره در رفتن .
اتحاد کلید حله ماجراست .
من حمله رو رهبری میکنم .
-اما - گالوگو
ما تنها یک کار میخوایم باگودزیلا انجام بدیم .
در حال حاضر من به تو و تونایی های شهر مکاگودزیلا اعتماد میکنم .
هارو . ازت متشکریم .
گالوگو گودزیلا در چه حالیه ؟
خبری از حمله ی دوم نیست .
احتمالا متوجه شده که حمله ی از راه دور جواب نمیده .
والچر تمام واحد ها آماده ی رسیدن به عرشه اند .
در حال تثبیت منحرف کننده ی انفجار
واحد 01 آماده ی پرتاب
واحد02 آماده ی پرتاب هارو آماده ای ؟
آره میتونم برم .اول باید آرومش کنیم
به شکلیک به جناح راستش ادامه بدید . تا حواسش پرت بشه
بعد از این که به ارتفاع مناسب رسیدیم ،مستقیم به پایین پرواز میکنیم
اطاعت اطاعت
تمام والچر ها پرتاب
اولین پروازت خوبه نه ؟
والچر واحد 03 هستم . گزارش وضعیت
گودزیلا داره به سمت لبه ی دره نزدیک میشه . احتمالا از طرف مسیر ترتیب داده شده منحرف شده .
با این که سرعتش رو کم کردیم هنوزم منحرف شده ؟
با حمله ی آخر ، وجود ما تایید شد .
ایستگاه شمال شرقی نیزه ی دوم . خطای کنترل گزارش شد. کار نمیکنه .
هارو نیزه ی دوم آماده نمیشه .
باید چه کار کنیم ؟
از نیزه ی دوم دست بکشید .
با استراتژی برنامه ریزی شده جلو میریم . فقط از یکی استفاده میکنیم .
خروجی باتری اصلی مسلسل رو به سمت جلو پیش ببرید . عجله کنید .
یوکو . بلوبی متوجه شدید ؟
وقتی به سمت شرق دور میزنید اوج بگیرید .
به طرفه تله میکشونیمش .
اطاعت اطاعات
بریم .
کافی نیست .
داره ما رو نادیده میگیره . نمیتونیم از این فاصله انجامش بدیم .
برنامه رو به به مبارزه ی نزدیک تغییر بدید
اطاعت اطاعت
مبارزه ی نزدیک هم جواب نمیده نه ؟
متفرق بشید .
اینجا . بیا اینجا .
گودزیلا به سمت مسیر ترتیب داده شده متمایل شده
موفق شدن .
پس نیزه جواب میده ؟
ما به سمت تله میکشونیمش .
باشه
مرکز الکترومغناطیسی در حال افزایشه .
اشعه ی گرمای گودزیلا نزدیک واحد 01 منفجر شد .
-یوکو حالت خوبه ؟ -آره خوبم
گزارش وضعیت از سطح زمین
خروجی انرژِی اشعه ی گرمای گودزیلا 3 تراوات تخمین زده شد .
خیلی فراتر از تخمین های ما ست
چطور میشه همچین هیولایی رو شکست داد .
کاپیتان ساکاکی . خودت رو تو بد دردسری انداختی .
انحراف ادامه داره ، 800 متر تا تله باقی مونده .
تمام بخش های تله . دستگاه تکمیل شده .
فعال شدن آماده ست .
نیزه ی اول . خطای بررسی نهایی .
چی ؟ ولی گودزیلا تقریبا به تله رسیده .
-باید چه کار کنیم ؟ - هارو ؟
باید زمان بخریم .
به پاش شلیک کن .
یه بار دیگه.
موقعیت حمله رو تغییر بدین .
گودزیلا با همون سرعت حرکت میکنه .
- وضعیت نیزه ی اول چطوره ؟ - هنوز به زمان نیاز داره .
بیشتر از این نمیتونیم معطلش کنیم .
پنجاه متر دیگه ...30 متر دیگه
روی نقطه ی تله ست .
حالا ! گالوگو .
لعنتی . سقوط کن .
-خودشه -صفحات زره قلابی رو آزاد کنید .
گودزیلا داره در تله سقوط میکنه
خط سیر انحراف رو باز کنید
در حال باز کردن خط سیر انحراف برای دستگیری .
گالوگو منطقه ی سپر انرژی گرمایی رو با بیشترین تراکم فعال کن .
به من بسپارش . آلاینده های نانوفلز رو منتشر کنید .
در حال انتشار آلاینده های نانوفلز . فعال سازی سپر انرژی گرمایی .
هارو روت برای دستگیر کردنش حساب باز میکنم .
آره . یوکو . بلوبی .
-صدای منو دارید ؟ - باید نقش طعمه رو بازی کنیم نه ؟
شروع کنیم .
همه ی واحد ها فرود بیان .
مرکز الکترومغناطیسی در حال افزایشه .
- داره نزدیک میشه . -هارو
- کاپیتان -هارو
من خوبم .
اون چی بود ؟
پس دوباره منو نجات دادن .
منطقه ی سپر تا 92 درصد منتشر شده .
بیشترین خرابی نور بود .
گودزیلا داره به نقطه ی دستگیری نزدیک میشه .
بررسی نهایی نیزه ی اول تکمیل شد .
آماده ی شلیک .
موفق شدن .
البته . ما بیلوسالودو هستیم .
نذارید متوجه نیزه بشه . حواسش رو پرت کنید .
- اطاعت - اطاعت
حملات منحرف کردن رو شروع کنید .
گودزیلا داره شتابان به نقطه ی دستگیری نزدیک میشه .
خودشه . مستقیم بیا سمت گورت .
گودزیلا داره اطرافش رو با دمش خورد میکنه .
مهم نیست . به شلیک ادامه بدید .
فقط 900 متر تا نقطه ی دستگیری مونده .
مغرور نشید . شلیک کنید . مدام شلیک کنید
بیاید بالا مگر نه خوردمون میکنه .
تقریبا 500 متر تا نقطه ی ورود مونده .
تقریبا به نقطه ی دستگیری رسیدیم .
- گودزیلا به نقطه ی دستگیری رسید - گالوگو .
انحراف کافیه . نانوفلز مایع رو بریزید .
انحراف کافیه . نانوفلز مایع رو بریزید .
نانوفلز مایع داره تاثیر میذاره . 30 درصد باقی مونده .
ده درصد
جامد کردن رو شروع کنید
نانو فلز سخت شد . 30 ثانیه فرصت داریم .
شلیک کنید
در حال تطبیق موج صدای گودزیلا . درصد تطابق 90 درصد
توپ های کناری رو روی پره های پشتش شلیک کنید .
توپ های کناری . در حال پرتاب به پره های پشتی .
پوشش متا ماده در حال نابودیه .
- اندازه تطابق 95 درصد - تشدید تثبیت هماهنگی با موج صدا
1 2 3 4 5
- منطبق شد - شلیک کنید
ضربه ی نهایی
پره های پشتی نابود شد .
سطح خارجی پوشش تا 80 درصد افت داره .
افت سطح خارجی ادامه داره . به 30 درصد رسید .
نزدیک شدیم
- پوشش نابود شده . - حالا
نیزه ی الکترو مغناطیسی ..
شلیک
گزارش وضعیت .
نیزه ی الکترو مغناطیسی گوزیلا رو سوراخ کرده .
عمقش برای نشر جریان الکترو مغناطیسی مناسبه .
موفق شدیم ؟
حالا . بزار موج الکترومغناطیسیت منتشر بشه .
شلیک جریان الکترو مغناطیسی .
- بمیر . - این حالتو جا میاره .
این پایان تو ه .
موفق شدیم .
- بالاخره موفق شدیم . - موفق شدیم .
گودزیلا . ساکت باش
امواج الکترومغناطیسی دارن بار گذاری مجدد میشن
حالا تیکه تیکه شو . حرومزاده
چرا منفجر نمیشه ؟
به خودت مسلط باش . گزارش مشاهداتو به شهر بفرست .
فشار هوای اطراف گودزیلا داره تغییر میکنه .
چی ؟
چه اتفاقی داره میافته ؟
گودزیلا منفجر نمیشه
نقشه عملی شد درسته ؟
منم امیدوارم ولی ..
دمای اطراف گودزیلا داره افزایش پیدا میکنه.
بیش از 500 درجه ست و داره افزایش پیدا میکنه .
درجه 600
منفجر شو .
800 درجه
بیش از 1000 درجه
چرا ؟
شاید اضافه بار داره تبدیل به گرما میشه .
با این گرما کشته نمیشه ؟
نه یه چیز وحشتناک تر قراره اتفاق بیافته .
سد کنار گودزیلا داره آب میشه .
دمای اطراف بیش از 1000 درجه ست .
پوشش همچنان نابوده .
دمای این اتاق هم داره افزایش پیدا میکنه .
که اینطور . پس داره این اتفاق میافته .
گرما فقط منتشر نمیشه . یک نوع شکل مولکولیه .
داره به ما حمله میکنه . نمیشه بهش شلیک کرد .
زنده زنده میسوزیم.
دمای اتاق با ثبات در حال افزایشه . غیر قابل دستکاریه .
واحد کنترل . چه اتفاقی داره میافته ؟
اینجا امن نیست . تخلیه کنید .
درسته.
سراسیمه نشید .
مردم به خاطر چیزی که هستن گم شدن الان موقع اینه که شرایطو عوض کنیم .
همگی .
الان زمان اینه که خنجر دانش و هدف رو استفاده کنیم
و زنجیر سرنوشت رو بشکنیم .
سرجاتون بمونید . بزارید شما رو در بر بگیره .
در زمان آغاز ، وقتی اولین تبر درختی در جنگ رو قطع کرد
- این آینده ی وعده داده شده ست - این ..
یا ما و یا گودزیلا به عنوان حکمران باقی خواهیم موند
جنگ تازه شروع شده .
امکان نداره . من این کارو نمیکنم .
همگی بریم .
پس بی ارزش بودن .
از این طرف . عجله کنید .
پروفسور .
ولی هارو ...
میخوام باور داشته باشم که تو فرق داری.
جواب بده . گالوگو . لعنتی . باید چه کار کنم ؟
هارو بیا حمله رو ادامه بدیم
گرما توسط انرژی جنبش ملکولی تولید میشه .
متمرکز نیست . بلکه به طرز غیر قابل کنترلی داره آزاد میشه .
باید مجبورش کنیم انرژی رو متمرکز کنه تا یک اشعه ی دیگه درست کنه .
باشه تحریکش میکنیم
- یوکو آماده ای ؟ - اطاعت
نمیتونیم نزدیک تر از این بشیم .
همه ی واحد ها چرخش رو ادامه بدید . در این فاصله شلیک کنید .
عجله کنید و از شهر خارج شید .
در غیر این صورت زنده زنده میسوزیم .
به طرف قسمت جنوبی لبه برید . اونجا یک شکاف در دیواره ی صخره پیدا میکنید .
متوفیس .
همه ی واحد ها . برگردید و اوج بگیرید .
با این گرما نمیتونیم به محدوده ی شلیک برسیم .
نمیتونیم به نیزه ها شلیک کنیم ؟
تپه آب شده .
هارو . یک طرح از شهر رسیده .
تا لایه ی جوّی تراپوپاز پرواز میکنیم و از اونجا شیرجه میزنیم . در این صورت به سرعتی میرسیم که میتونیم گودزیلا رو سوراخ کنیم
خودمون تبدیل به نیزه میشیم .
منظورت یک حمله ی خودکشیه ؟
تو مراحل پایانی مشکلی برامون پیش نمیاد .
با یک و دو نفر موفق نمیشیم . بلکه سه نفر .
اما با اون دما ی بالا حتی نمیتونیم نزدیکش بشیم .
طبق ساخت والچر . فقط یک منطقه ی مستعد آسیب نسبت به گرما وجود داره .
اگه اون قسمت رو با نانوفلز تعمیر کنیم .
طبق فرضیه تا 10 ثانیه دووم میاره .
نظرت چیه ؟
قسمت مستعد گرما .
کجاست ؟ گالوگو
تویی هارو .
چی داری میگی ؟
چی ؟
یوکو
- درد داره . - اتصال به نانوفلز
فقط برای داوطلبان بود .
گالوگو گالوگو.
فقط اولش درد داره بعد راحت میشی .
آروم باش و خودتو تسلیم کن .
این تنها را شکست گودزیلاست .
اگر این فرصت رو از دست بدیم . دیگه فرصت بردن نداریم .
- اما - نه نمیخوام
به هیچ وجه .
پس نزن . میسوزی .
یوکو .
شما حرومزاده ها ما رو گول زدید ؟
هارو . رفیق من
میدونم که درک میکنی .
تو هم به همین اندازه از گودزیلا بیزاری .
وقتی اتصال کامل بشه ما برادران واقعی خواهیم شد
من میرم . تو رو اون بالا میبینم .
وایسا .
لطفا کمکم کن .
یوکو .
- باید چه کار کنم ؟ - هارو .
چرا ؟ چرا بدن تو نانو فلز رو قبول نمیکنه ؟
هیچ اطلاعاتی درمورد این عدم اتصال با بدن در دست نداریم .
با بدنت چه کار کردی؟
هارو ؟ صدامو داری ؟هارو ؟
متوفیس .
ببخشید ، ارتباط قطع شد و نمتونستم باهات در ارتباط باشم .
متوفیس داری چه کار میکنی ؟
- متوفیس . - شنیدم چه اتفاقی افتاده
حالت خوبه ؟
من خوبم اما یوکو ..
به دقت گوش کن .
هی داری چه کار میکنی متوفیس؟
برای جلوگیری از پیشروی نانوفلز
رفتارش باید از واحد کنترل گالوگو تحت کنترل قرار بگیره .
متوفیس . حرومزاده .
اگه نابودش کنی . همه چیز تموم میشه . همینطور ضجر سرگروهبان تانی
خودتو جمع کن هارو .
کشتن گودزیلا در اولویته .
اما ..
در این مرحله شهر مکاگودزیلا فقط گودزیلا رو نمیبلعه
بلکه همه چیز رو خواهد بلعید .
تکثیرش تا بلعیدن کل کره ی زمین متوقف نمیشه .
خیلی نزدیکه تا گودزیلا رو شکست بدیم . مگه اینو نمیخواستی؟
اگر این یک پیروزی برای بیلوسادو باشه . برای هارو یک پیروزی محسوب نمیشه .
بعد از تمام این مدت به ما خیانت میکنی اکسیف ؟
فقط به این خاطر که این ماشین میتونه گودزیلا رو نابود کنه
چه افتخاری رو برای ما به ارمغان میاره ؟
- پیروزی ورای اندوه و ترس به چنگ میاد - - چه مشکلی داره ؟
- عزت مردم باید حفظ بشه -هی صداموداری؟
هارو
امواج الکترومغناطیسی شناسایی شد .
گودزیلا به زودی به فعالیتش ادامه میده .
- پوششش داره مجددا تولید میشه - -هارو
- نباید بصیرتت رو از دست بدی - به حرف اون مذهبی عجیب و غریب گوش نکن
- بصیرت نسبت به چیزایی که تو رو جلو بردن - وظیفه ت رو به خاطر داشته باش
چه کار میکنی هارو ؟
جوابمو بده
گالوگو پیشروی نانوفلزو متوقف کن .
همین حالا .
گودزیلا درست جلوی ماست . فقط یک راه برامون مونده .
خودت اینو گفتی
تنها کاری که ما باید انجام بدیم شکست دادن گودزیلاست درحالی که خودمون انسان باشیم . .
هارو چرا متوجه تناقض گویی هات نیستی ؟
چی ؟
همه ی هیولاها و گودزیلا ها یک اسم دارن : هیولا .
چون آدمها نمیتونن شکستشون بدن .
شکستِ چیزی که از قوه ی درک انسان فراتره
جز توانایی های بشر نیست .
از زمانی که تصمیم گرفتی گودزیلا رو شکست بدی
مشتاق بودی به چیزی تبدیل بشی که انسان نیست .
اشتباه میکنی .
من ...
اگه میخوای ببری ، تصمیمت رو بگیر .
از بشر و گودزیلا پیشی میگیری و تبدیل به چیزی عالی تر میشی .
هارو
وایسا هارو
هارو
زمان محاکمه ست هارو .
هارو
شهر مکاگودزیلا ....
داره غرق میشه .
یوکو یوکو . دووم بیار. یوکو .
یوکو .
یوکو .یوکو.
.::ارائهای اختصاصی از وبسایتِ::. |-| Film2Movie.US |-|
«: مـتـرجـمـیـن: مــحــمـد مـسـعـودی و فــاطـمــه :» .:: FAYA , Hunter ::.
هارو
باید تمام هوش هارو جمع کنیم
چیزی که الان اهمیت داره ... ده ها هزار سال پیش ..
توسط هیولا ها نابود شد . ما تبدیل به سرگردانان فضا شدیم .
و کره ی زمین مادر ما ... برای شکست دادن موجود شرور ...
هدف اصلی رو فراموش نکن .
با اینحال اگر راهت رو گم کنی و به دروازه خدا برسی ، نمیتونی داخل بشی .
ذاتا این یک چیز خبیثه . با هیولا هیچ تفاوتی نداره .
اونا نمیخوان با هوش کهکشان متحد بشن.
به جاش انگار میخوان با هیولا متحد بشن
در راستای پیشرفت تمدن های بسیاری از سیاره ها
هیولاهایی رو به وجود آوردن .
اونهایی که صاحب هوش اند ، گم ،عصبانی و اندوهناک میشن .
مبارزه ی ما چیزی فرای این هاست .
متوفیس
سیاره ی تو هم توسط هیولاها نابود شد ؟
بله
که باعث نابودی تمدنمون شد .
ما با درنگ ازش نام میبریم .
کلمات چنین قدرتی دارن .
مثل فال شوم ؟
اما هارو
به تویی که میخوای با گودزیلا رو به رو بشی باید نام مخربی که اکسیف مخفی میکنه رو بگم .
چرا من ؟
وقتی در میدان جنگ بودی و نزدیک بود وحشت تو رو ببلعه اینو به یاد بیار که
نیروی مخرب بسیار بزرگتری جایی در فضا کمین کرده
در قیاس با اون گوزیلا ارزش ترسیدن نداره .
هی هی
اسمش گیدورا ست .
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.