All language subtitles for Loki.S01E04.The.Nexus.Event.2160p.UHD.BluRay.x265.HDR.DV.DD 7.1-Pahe

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî) Download
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil) Download
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian Download
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili Download
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese Download
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

پس، تو هم از پرسنل شجاع و متعهد ن.م.ز هستی؟

آره

زمان‌بانان شما رو خلق کردن؟

درستـه

تو تنها روانکاوی نیستی که برام کار می‌کنه

ولی به نظرت من روانکاو موردعلاقتم؟

افسون کردن حقۀ هوشمندانه‌ایـه

باید یه خیال از خاطراتشون بسازم

اون سربازِ جوان ن.م.ز فقط یه آدمِ عادی روی زمین بود

از بین اون همه فاجعۀ بزرگ که روی اون !نمایشگر زمانی ذخیره شده، این بدترین‌شونـه

!هیچکس از اینجا جون سالم به در نمی‌بره

چقدر وقت داریم؟

.حول و حوشِ 12 ساعت .اینجا همه چی فقط بدتر و بدتر میشه

به سلامتی آخر دنیا

ترجمه از آریـن و سینا صداقت .: SinCities & Cardinal :.

دانلود زیرنویس از کانال تلگرام @SubSin ‌ @IST_Subs

،اژدها شیرجه می‌زنه روی قصر

والکیری پرواز می‌کنه، اژدها رو شکست میده و ازگارد رو نجات میده

متغیّرمون اونجاست

،از طرف نهاد مغایرت زمانی

تو رو به ارتکاب جرم علیه خط زمانی مقدس دستگیر می‌کنم

بازیابی‌اش کنید

!صبر کنید

!نه! نه

!کمکش کن

!پروندۀ بعدی

!پروندۀ بعدی - !اینجاست -

چی گفتن؟ خوبی؟

نه، نه، موبیس. نیستم

،در بهترین شرایط

ایستادن جلوی زمان‌بانان ترسناکـه و

الان توی بهترین شرایط نیستیم

آره، ولی نمی‌تونن تو رو مقصر بدونن

می‌تونن و می‌دونن

متغیّر همینجا بود

اگه می‌رسید به زمان‌بانان چی؟

می‌دونم. ولی نرسید

نه. ولی فرار کرد

با متغیّری که من اجازۀ اینجا آوردنش رو برات گرفتم

اصلاً می‌دونی پایدار نگه داشتن خط زمانی چه کار غیرممکنیـه؟

فقط زمان‌بانانن که بین ما و فاجعۀ تمام عیار قرار دارن

من هم خوشحالم اونا طرف ما هستن

،ولی اگه می‌خوان لوکی و متغیّر رو پیدا کنم

باید با سرباز سی20 حرف بزنم

شرمنده ولی امکانش نیست

،ببین، وقتی اونو پیدا کردیم «همش می‌گفت «واقعیـه، واقعیـه

پشت سر هم. باید بفهمم منظورش چی بوده و

وقتی پیش متغیّر بوده، دیگه چی دیده

،ببین، می‌دونم یه پروتکلی هست ...ولی اون ممکنه اطلاعاتی داشته باشه که

!اون مُرده، موبیس

چی؟ چطوری؟

متغیّر سی20 رو افسون کرد و ذهنش رو به هم ریخت

نمی‌فهمم. به نظر خوب میومد. مشکلی نداشت

اولش آره

،ولی وقتی رسید اینجا به زور می‌تونست حرف بزنه

بعدش با سرعت بیشتری، حالش بدتر شد

...من خبر نداشتم. چی - هیچکس نداره -

نمی‌خوایم بقیه بترسن

می‌تونم بهت اعتماد کنم که این بین خودمون می‌مونه؟

البته. آره

متأسفم

،هر لحظه که اون متغیّرها اون بیرونن

هممون در خطریم

!پیداشون کن

متأسفم

ازگارد رو یادمـه

نه زیاد، ولی یادمـه

خونه‌ام، مردمم، زندگیم

،کائنات می‌خواد آزاد بشه پس هرج و مرج ایجاد می‌کنه

مثل من که الهۀ حیله به دنیا اومدم

و به محض اینکه این باعث شد یه انحرافِ ،به قدر کافی بزرگ توی خط زمانی مقدس ایجاد بشه

ن.م.ز پیداش شد و واقعیتم رو پاک کرد و زندانیم کرد

من فقط یه بچه بودم

فرار کردم

یه نمایشگر زمانی دزدیدم و برای یه مدت خیلی طولانی فرار کردم، که خیلی گَند بود

،به هر مکان و زمانی که می‌رفتم یه حادثۀ زنجیره‌ای ایجاد می‌شد

باعث می‌شد اونا خبردار شن

چون من نباید وجود داشته باشم

تا اینکه بالاخره فهمیدم باید کجا قایم شم

پس همونجا بزرگ شدم

پایان هزاران دنیا

...الان

همونجا هم می‌میرم

خبری نیست، قربان

حتی با وجود گسترش آستانۀ حوادث زنجیره‌ای؟

اینطوری که هر کس پاشو روی برگِ اشتباهی بذاره هم باید خبردار بشیم

،هر جا که هستن بعید می‌دونم موجودی جون سالم به در ببره

.آره. اونا رو دست کم نگیر توی راکس‌کارت خبری نیست؟

اونا گم و گور شدن

الان دارن توی زمان می‌گردن و نقشۀ قتل‌عام بعدی‌شون رو می‌کشن

خبری از سی20 نشد؟

نه

باید پیداشون کنیم

می‌کنیم

دیگه خیلی نمونده

،به نظرت خصلت بارز یه لوکی

اینـه که شکست برامون مقدر شده؟

نه

شاید شکست بخوریم

گاهی هم شکست سختی می‌خوریم

ولی نمی‌میریم

زنده می‌مونیم

یعنی، تو موندی

،وقتی ن.م.ز گرفتت فقط یه بچه بودی

ولی کم مونده بود سازمانی رو از بین ببری که مدعیـه به نظم زمان حکمرانی می‌کنه

تنهایی اینکارو کردی

!تو حسابی زدی رو دست‌شون. تو محشری

یه چیزی پیدا کردیم

قفل زمانی

خیلی خب، اون پا گذاشتن روی یه برگ اشتباه نیست

تابحال چنین شاخه‌ای دیدی؟

نه

خب؟ - خب، چی؟ -

می‌دونم خیلی دلت می‌خواد یه مزه‌ای بریزی

.مزه ریختنی در کار نیست .حرفی برای تو ندارم

بیخیال

ضمناً، باید به من هم اندازۀ اون !نیروهای امنیتی اختصاص بدید. این توهین‌آمیزه

واقعاً نمی‌تونی جلوی خودتو بگیری

!تو بهم خیانت کردی - !تو به من خیانت کردی -

!بچه‌بازی در نیار - خودت بچه‌بازی در نیار -

می‌دونی، متوجه شدم که تو واقعاً خدای حیله نیستی

اوه، باز شروع شد

توهین خودمونیِ احمقانه از طرف جناب خودمونیِ احمق

پس چی‌ام؟ خدای خودتخریبی؟ نه؟ خدای از پشت خنجر زنی؟

فقط یجور عوضی هستی و یه دوست بد

.آره، یکم به این فکر کن .خیلی خب. آماده‌ست

این چیـه؟

خودت می‌بینی

!موبیس - خیلی خب. نه، نه، نه، بذارید -

حقه‌باز بی‌چاره، آخرین حقه‌اش رو از سر بی‌چارگی پیاده کنه

ن.م.ز بهت دروغ میگه

بندازیدش تو

نه

چی؟

خدایی؟

تو

سیف

کرمِ حقه‌بازِ بزدلِ رقت‌انگیز

این کار توئـه - چی؟ -

آخ

امیدوارم بدونی که حقتـه تنها باشی و همیشه هم تنها می‌مونی

خیلی خب

یه زندان خاطرات بد؟ چه عجیب

!آخ

عجب مجازاتی

دقیقاً یادمـه بعد از این چیکار کردم

رفتم یه حموم گرم و خوب و

یه لیوان شراب خوردم و دیگه هرگز بهش فکر نکردم

چون فقط یکم خوشگذرونی بود

تو - ها؟ -

.کرمِ حقه‌بازِ بزدلِ رقت‌انگیز .این کار توئـه

صبر کن. آخ

امیدوارم بدونی که حقتـه تنها باشی و همیشه هم تنها می‌مونی

...فقط

چرخۀ زمانی. چه قشنگ

تو

.کرمِ حقه‌بازِ بزدلِ رقت‌انگیز .این کار توئـه

باشه. باشه، سیف. وایسا

.نه، گوش کن چی میگم ...حقتـه تنها باشی و

.همیشه هم تنها می‌مونم .باشه، فهمیدم

گوش کن. تو بازسازی یه اتفاق توی گذشته‌ای که

سازمانی خلقت کرده که تمام زمان رو کنترل می‌کنه

پس باید بهم اعتماد کنی و کمکم کنی فرار کنم. باشه؟

باشه، خوبـه

رقت‌انگیزه

هی

نباید مشغول بازجویی متغیّر لوکی‌ات باشی؟

،داره توی سلول زمانی گوشمالی میشه

ولی تا اونجاست، گفتم شاید بهتر باشه با اون یکی متغیّر حرف بزنم

اوه، نه. فقط بچسب به لوکیِ خودت و ببین اون حادثۀ زنجیره‌ای بزرگ چی بوده

می‌دونم، ولی به نظرم اگه روی جفت‌شون کار کنم، زودتر به نتیجه می‌رسم

یادتـه گفتی هممون یه نقشی داریم و ...نقش من اینـه که

اصلاً و ابداً. اون خیلی خطرناکـه

خیلی خطرناکـه؟ بیخیال، روونا. کارم همینـه

کار من هم اینـه

هیچکس با اون متغیّر حرف نمی‌زنه

،یعنی، اگه یه مغز متفکری این وسط باشه بعید می‌دونم لوکی باشه

خوبـه

پس حرف کشیدن از زیر زبونش باید راحت‌تر باشه

روی لوکی‌ات کار کن و ببین علت اون شاخۀ بزرگ چی بوده

زمان‌بانان حواس‌شون هست، موبیس

.همیشه حواس‌شون هست .«روی لوکی‌ات کار کن، روی لوکی‌ات کار کن»

این باید بشه ذکر لبم

خوبی؟

اون توئـه؟ - همم -

همیشه مقاومت می‌کنن، مگه نه؟

نباید مشغول بازجوییِ متغیّر عزیزت باشی؟

فقط اومدم یه قدمی بزنم

می‌دونی، ما یه عالمه کری و تایتان و خون‌آشام دستگیر کردیم

چرا دوتا نیمه‌خدای یتیم انقدر روی مُخ‌مونن؟

با این حال ایدۀ تو بود که یکی دیگه رو بیاریم

خوشحال میشم دیگران رو هم سر افتخار ایده‌ام سهیم کنم

موبیس؟

اونجا که بودی، لوکی چیزی نگفت؟

چرا. گفتش ن.م.ز بهم دروغ میگه

چطور؟

فقط دارم کارمو می‌کنم

تو

...کرمِ حقه‌بازِ

سیف. سیف - بزدلِ رقت‌انگیز... -

.خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم، بسه .لطفاً. دستم به دامنت

.من آدم خیلی بدی‌ام .می‌فهمم. واقعاً هستم

من موهات رو کوتاه کردم چون فکر می‌کردم خنده‌داره

و نیستش

...آه

...من تشنۀ توجهم

...چون من

من...آدم خودشیفته‌ایم

...و گمونم این

به خاطر اینـه که از تنها بودن می‌ترسم

تو تنها هستی و همیشه هم تنها می‌مونی

خیلی خب، لوکی

آماده‌ای صحبت کنیم؟

چه تکنولوژی قشنگی

روش‌های بازجویی تهدیدآمیز

انگار من و تو هم توی یه چرخه‌ایم

خب، از اون موقع اتفاقات زیادی افتاده

درستـه

.خیلی خب، گفتی ن.م.ز بهم دروغ میگه .توضیح بده

یا فقط برای نجات جون خودت اینو گفتی؟

،آزادم کن و دیگه کتکم نزن بعدش بهت میگم

درست فکر می‌کردم. حله

چند وقتـه که برای متغیّر کار می‌کنی؟

من؟ برای اون کار کنم؟ بیخیال

،باشه، پس اگه برای متغیّر کار نمی‌کنی پس چیـه؟ همکارید؟

به هیچ وجه

اون بدقلق و رو مُخـه و

همش می‌خواد منو بزنه

نه. همکار نیستیم، نه

آره، گمونم خیلی تو نخِ همکار نیستی

البته مگه اینکه برات سود داشته باشه و

بخوای یه جایی بهشون خیانت کنی

کارم راهی برای رسیدن به یه هدف بود، موبیس

به دنیای واقعی خوش اومدی

توی دنیای واقعی، ما با هم بدرفتاری می‌کنیم تا به چیزی که می‌خوایم برسیم

حالا شازده می‌خواد بهم بگه دنیای واقعی چطوریـه؟

چرا فقط بهم نمیگی که علت حادثه‌ی زنجیره‌ایِ لمنتیس چی بود؟

بذار دوباره بگم

،من بهت نمیگم

تا بعدش همینطوری برگردی و محوم کنی

پس گمونم به بن‌بست خوردیم

باشه، تمومـه

دلم واسه این صحبت‌های دو نفره‌مون تنگ میشه

من هم همینطور

،تو مو می‌بینی و موبیس پیچش مو

ولی آره، سلامم رو به بانو سیف برسون

چی...نه. چی؟ نه، نه، نه

...خواهش می‌کنم، نکن خب، فقط صبر کن، وایسا، وایسا

چیـه؟

البته که تمام مدت من پشت همه چی بودم

اون خیلی وقت پیش اومد ازگارد دیدنم و

بعدش منو برد به یکی از فجایعش و

اونجا با هم نقشه‌مون رو کشیدیم

که؟

خیلی خوب پیش میره. مرسی که می‌پرسی

و متغیّر؟

مهم نیست. اون یه مهرۀ بی‌ارزشـه

یه اتفاق خیلی خیلی بزرگ قراره بیفته

و وقتی افتاد، شرشو کم می‌کنم

خب، زحمت اینکارو برات کم کردیم

دیگه محوش کردیم

پس فرض کن آزادت کنم - وایسا ببینم، صبر کن -

الان چی گفتی؟ - چی؟ فرض کن آزادت کنم -

متغیر. اون مُرده؟

آره. البته قبلش دو نفر از افرادمون رو کشت

،آره، داشت می‌رفت توی سلولِ زمانیش خودش رو آزاد کرد

سرباز بی15 وارد عمل شد و محوش کرد

پس شاید بخوای یه نامۀ تشکر ،برای سرباز بی15 بنویسی

چون به نظر میاد حالا لوکیِ برتر تویی

،من روی اون شرط می‌بستم ولی خب همین به آدم انگیزه میده

!چه بهتر

به چی می‌خندی؟ - بیخیال -

چشم‌هات رو ببین. ازش خوشت میاد

چی؟ - تو ازش خوشت میاد. اونم ازت خوشش میاد؟ -

اون محو شده؟ - ...تعجبی نداره روحتم خبر نداره -

چی باعث حادثه‌ی زنجیره‌ای روی لمنتیس شد

هردو داشتید واسه هم غش و ضعف می‌کردید

راستش رو بهم بگو - آخرالزمانه -

،دو متغیر از یک گونه، مخصوصاً شما

یه همچین رابطه‌ی رومانتیک پیچیده‌ای برقرار می‌کنن؟

.این هرج و مرج مطلقه این می‌تونه واقعیت رو نابود کنه

الان داره واقعیتِ من رو نابود می‌کنه

!تو دیگه چه آدمِ خودشیفته‌ای هستی

تو عاشقِ خودت شدی

اسمش سیلوی بود

سیلوی

چه قشنگ

چطور نوشته میشه؟ با ص صابون یا سین؟

زنده‌ست؟

فعلاً

،و داشت به ن.م.ز نفوذ می‌کرد نقشه‌ی بزرگ همیشه همین بود؟

منافع ما هم‌راستا هستن

سرنگون کردنِ زمان‌بانان؟ - شاید باید سرنگون بشن -

باید بخوابونم درِ گوشت - موبیس، گوش کن -

اگه چیزی که سیلوی در مورد اینجا بهم گفت حقیقت داشته باشه، روی همه‌مون اثر می‌ذاره

بفرما. خب، تو ظرفِ 10 دقیقه‌ی گذشته حدود 50 تا دروغ بهم گفتی

دروغ نمیگم - ...حالا، من باید -

حرفِ دوست دخترِ تروریستت رو باور کنم؟ - راست میگم -

اون دوست دخترِ من نیست - هرچی می‌خوای صداش کنی -

چی، نسخه‌ی زنِ خودت ...که دیوانه‌وار خاطرخواهشی

!شما همه متغیر هستید

هرکس که توی ن.م.ز کار می‌کنه

.زمان‌بانان شما رو خلق نکردن ،شما رو از خط زمانی دزدیدن

و خاطراتِ شما رو پاک کردن

خاطراتی که اون می‌تونه از طریق افسون‌گری بهشون دست پیدا کنه

،پس تو قبل از این یه گذشته داشتی

شاید یه خانواده و زندگی داشتی

تلاشِ خوبی بود

!خوب بود. شما دوتا، عجب زوجی

خدای من! باورنکردنیه. هرجا که می‌رید ...فقط مرگ و نابودیه

و آخرالزمان‌های واقعی

،خب، حالا باید این پرونده رو ببندم

چون دیگه بهت نیازی ندارم

آره یا به قول خودت منافع ما دیگه هم‌راستا نیستن

،می‌دونی، از بینِ تمام دروغگوهای اینجا

،که تعدادشون هم خیلی زیاده !تو بزرگ‌ترین دروغگویی

چرا؟ چون در مورد دوست دخترت دروغ گفتم؟

.نه. اون برام قابل احترامه منظورم دروغ‌هاییه که به خودت میگی

[همه‌شون رو گرفتید؟] [حذفِ کامل رو تأیید کنید]

درو باز کن

سلام... اوه، نمی‌دونم

.اسمت یه شماره‌ست از اینجا نمی‌تونم بخونمش

با من بیا

موبیس؟

اوه، آره

خوبی؟ - آره، خوبم -

پرونده بسته شد - آره -

نوش

نوش - به سلامتی پشتِ سر گذاشتن همۀ اینا -

البته

اگه می‌تونستی به هر زمان و مکانی بری کجا می‌رفتی؟

من می‌تونم به هر زمان و مکانی برم

می‌دونی منظورم چیه

چرا نمی‌ذاری از سیلوی بازجویی کنم؟

سیلوی؟ - متغیر، لوکی به این اسم صداش می‌کنه -

چرا بهم اجازه نمیدی بازجویی‌اش کنم؟

بهت که گفتم، نمی‌تونیم خطر کنیم و بذاریم دوباره فرار کنه

اون فرار نمی‌کرد

متغیرِ دیگه حین بازجوییِ اولت فرار کرد، مگه نه؟

.یالا. هر زمان و مکانی روی خط زمانی کجا می‌رفتی؟

از این که الان با تو اینجام و دارم کارم می‌کنم خوشم میاد

باشه

یه خبری از زمان‌بانان به دستم رسید

اونا می‌خوان شخصاً به محو کردنِ متغیر نظارت کنن

و می‌خوان تو هم اونجا باشی

چه عجب! عالیه

اولین بار کِی متوجه شدی مشکلِ سی-20 چیه؟

موبیس، تو چته؟

هیچی - موفق شدیم -

می‌دونم - زمان‌بانان خوشحالن -

عالیه - مأموریت انجام شد -

.مأموریت انجام شد ...فقط این که وقتی من دیدمش

.خوب به نظر می‌اومد یعنی، یکم وحشت کرده بود ولی خوب بود

خب، به سرعت حالش بد شد

خیلی خب - خیلی خب -

سی-20؟ متغیر؟

منظورت از این سؤال‌ها چیه؟

...نمی‌دونم. من

یه چیزی یه ذره مشکوک به نظر میاد

باشه. می‌خوای حقیقت رو بشنوی؟

سعی دارم ازت محافظت کنم

تو معمولاً از همچین آدمی بازجویی می‌کنی؟ آره

،ولی متغیر خیلی من رو می‌ترسونه

و نمی‌خواستم ببینم اتفاقی برات بیوفته

سی-20 عقلش رو از دست داد

آخرها حتی نمی‌تونست یه کلمه حرف بزنه

فقط نمی‌تونم تحمل کنم چنین اتفاقی برای تو یا هرکس دیگه بیوفته

همین رو می‌خواستی بشنوی؟

آره، اگه حقیقت باشه

تو مدتِ زیادی با لوکی‌ها بودی

آره

قطعاً مدتِ زیادی با لوکی‌ها بودم

کاری که اینجا می‌کنیم مهمه

می‌دونم

وقتی اون بیرون برای سرنوشتِ خط زمانی مقدس می‌جنگیم

برای این هم می‌جنگیم. برای خودمون

دوستان در مقابلِ زمان، تا آخر متحد

.تو هم مثلِ من کل هستی رو دیدی ،پس می‌دونی

دوستی‌هایی مثلِ دوستیِ ما کمیابه

و ارزشِ جنگیدن رو داره

مثل خط زمانیِ مقدس

سخنرانیِ خوبی بود

ممنون

.می‌دونستم روانکاوِ موردعلاقه‌ات منم اعتراف کردن بهش خیلی سخت بود؟

با اون یادگاری چیکار می‌کنی؟

اون رو کجا می‌ذاری؟

راست میگی

بذار ببینیم

این چطوره؟

عالیه. داره جات تموم میشه

خیلی خب، بعداً می‌بینمت

یه نوشیدنی؟

دوتا خوردم، مگه نه؟ - !موبیس -

.این مهم‌ترین پروندۀ دورانِ کاریته مطمئنی حالت خوبه؟

فقط از سر و کله زدن با این لوکی‌ها خسته شدم

منطقیه

بیا تمومش کنیم

برای تمام زمان

همیشه

اون بالا می‌بینمت. ممنون بابتِ نوشیدنی

.باشه. یه مبارزۀ منصفانه می‌خواستی براش احترام قائلم

وقتی توی سرم بودی، یه چیزی دیدم

با من چیکار کردی؟

زندگیت قبل از ن.م.ز رو نشونت دادم

این یه حقه‌ست. یه فریبه

نه، نیست - من توسط زمان‌بانان خلق شدم -

نه. من نمی‌تونم خاطره بسازم

فقط می‌تونم از خاطراتی استفاده کنم که از قبل توی ذهنه

زمان‌بانان زندگیِ شما رو ازتون گرفتن

از همه‌تون

شما متغیر هستید

ما مثلِ همیم

نشونم بده

من خوشحال به نظر می‌اومدم

حالا چی؟

«...در حال جستجو»

«سرباز سی20 - وضعیت: فوت شده»

به حرفم گوش نمیدی. من اونجا بودم

.چیزی که دیدم واقعی بود من قبلاً اونجا بودم

اونجا ن.م.ز نبود. یه خاطره بود

.من اونجا زندگی کردم. من به اون بار رفتم من دوست‌هایی داشتم

یه زندگیِ کامل توی خط زمانی مقدس داشتم

آروم باش - آروم باشم"؟ من یه متغیرم" -

تو هم متغیری. هرکس دیگه که اینجاست هم همینطوره

من تمومش می‌کنم

یه بار شنیدمش، هزار بار شنیدمش

.کرمِ حقه‌باز بُزدل رقت‌انگیز" "این کارِ توئه

درسته؟

چیکار می‌کنی؟ - وقت رو می‌گذرونم -

این متغیر برات مهمه؟

سیلوی؟ مطمئن نیستم مهم کلمۀ درستی باشه

قبلاً در موردش حرف زدیم - !خفه شو -

واقعاً فکر می‌کنی حقته تنها باشی؟

!لوکی - بهم گفتی خفه شم -

واقعاً باور داری حقته تنها باشی؟

نمی‌دونم - پس بهتره سریع ازش سر در بیاری -

چون حادثۀ زنجیره‌ای ،که شما دوتا ایجاد کردید

فکر کنم اون ارتباط هرچی که هست می‌تونه کل اینجا رو خراب کنه

...پس بهتره بفهمیم - بفهمیم"؟" -

قسم می‌خوری سیلوی اون خاطرات رو توی ذهنِ سرباز سی-20 القا نکرده؟

موبیس، نه. حرفش رو باور می‌کنم

پس، فقط باید به حرفِ دوتا لوکی اعتماد کنم؟

چطوره به حرفِ یه دوست اعتماد کنی؟

در مورد ن.م.ز حق با تو بود

از اول حق با تو بود

،و اگه می‌خوای نجاتش بدی باید بهم اعتماد کنی

می‌تونیم این کارو بکنیم؟

آره - خیلی خب -

تو می‌تونی هرکس و هرچی که دلت می‌خواد باشی

حتی یه آدمِ خوب

یعنی، اگه یه وقت کسی خلافِ این رو بهت گفته

فکر کنم یه چیزی پیشته که مال منه

آره، قبل از این که متوجه بشم مالِ تو رو برداشتم تا پایین اومدم

چه خبره؟

مشکل چیه، روونا؟

می‌دونی اگه می‌تونستم هرجایی برم کجا می‌رفتم؟

هرجایی که واقعاً اهلش هستم

آره، هرجایی که یه زندگی داشتم قبل از این که ن.م.ز پیداش شه

شاید یه جت اسکی داشتم

اون کاریه که دوست دارم بکنم

فقط جت اسکی سواری کنم - محوش کن -

کنارِ آسانسور منتظرم بمونید

کی اینجا باهاش بود؟

ببخشید، خانم، بی15 اصرار کرد

یه هشدار برای بازداشت سرباز بی15 صادر کنید

متغیر مغزِ اونم شستشو داده

خوبی؟

از اینجا به بعدش با من

من رو یادت میاد؟

آره

چی می‌خوای بهم بگی، متغیر؟

حادثۀ زنجیره‌ایِ من چی بود؟

چرا من رو دستگیر کردید؟

چه اهمیتی داره؟

برای این که زندگیم رو ازم بگیرید و این قضایا رو به بار بیارید کافی بود

حتماً مهم بوده

پس چی بود؟

یادم نمیاد

،زمان‌بانانِ بزرگوار

همونطور که قول داده بودم، متغیرها

،بعد از تمام تلاش‌هاتون

بالأخره اومدید جلوی ما

قبل از این که بمیرید چه حرفی برای گفتن در دفاع از خودتون دارید؟

فقط به همین خاطر ما رو آوردید اینجا؟

برای این که ما رو بکشید؟

تعداد دفعاتی که کشته شدم از دستم در رفته، پس بفرمایید

هر کاری می‌خواید بکنید

تو و لاف‌زنیت تهدیدی برای ما نیستید، متغیر

اوه، نه، فکر نکنم این رو باور داشته باشید

...به نظرم

به نظرم شما می‌ترسید

نه، متغیر. شما چیزی جز یه ناامیدیِ بزرگ نیستید

پاکشون کنید - نه، هنوز کارم باهاتون تموم نشده -

برای تمام زمان

همیشه

!از زمان‌بانان محافظت کنید

یه کمکی می‌رسونی؟

بگیر

یالا

این دفعه کارو تموم می‌کنم

تو هم فرزند زمان‌بانان هستی، سیلوی

می‌تونیم حرف بزنیم - واقعاً؟ -

صبر کن

نه

بدله

رُبات‌های بی‌عقل

هرگز تموم نمیشه

پس ن.م.ز رو ایجاد کرده؟

فکر می‌کردم این خودشه

...سیلوی

لطفاً دوباره سخنرانیِ انگیزشی نکن

نه، باید یه چیزی بهت بگم

ما یه جوری حلش می‌کنیم

از کجا این رو می‌دونی؟

...چون

...خب، وقتی توی لمنتیس بودیم

...این برای من جدیده

چی؟

چیه؟

انجامش بده

نه

تو همه چی رو بهم میگی

ترجمه از آریـن و سینا صداقت .: SinCities & Cardinal :.

دانلود زیرنویس از کانال تلگرام @SubSin ‌ @IST_Subs

...فیلم پس از تیتراژ ادامه دارد

اینجا جهنمه؟

من مُردم؟

هنوز نه

ولی اگه با ما نیای می‌میری

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.