Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
قسمت 71 سریال چشم چران عمارت ارائه شده توسط ترکی ساب | turkiisub@gmail.com برای درخواست ترجمه سریال های ترکی با ما درارتباط باشید
آبجی زودباش بگو دیگه... چیشده؟
من
من امروز با صفوت ملاقات کردم
یه چیزایی برام تعریف کرد
خب؟
صفوت بهت چی گفت آبجی؟
اینکه چرا با طارق قرار گذاشتی
آبجی جون
آبجی جون التماس میکنم
خواهش میکنم التماست میکنم بگو حقیقت نداره
لطفا
قربونت برم بگو حقیقت نداره، دروغه خواهش میکنم
خواهش میکنم التماست میکنم
- آبجی - جان خواهر
- خواهری - آبجی من
جان خواهر بگو دروغه خواهش میکنم
آبجی
آبجی من
بدجور مریضم
دارم میمیرم
سیران
سیران
جریان چیه؟
آبجی خواهش میکنم آروم باش لطفا لطفا بهم نگاه کن
- صحبت میکنیم باشه؟ خواهش میکنم آروم باش - درمورد چی حرف میزنید سیران؟
- خواهش میکنم آروم باش - جریان چیه؟
- میشه تنهامون بذاری؟ باید صحبت کنیم - سیران گفتم جریان چیه؟
سیران گفتی مریضم یه چیزی گفتی جواب بده دیگه
چه خبره؟
فرید مگه مریض نیستم؟ پس چرا میرم پیش روانشناس؟
با خواهرم داشتیم در مورد اون حرف میزدیم اونم خواست باهام بیاد، مگه نه آبجی جون؟
میشه آروم باشی؟ خواهش میکنم
آبجی جون
سونا
بهم نگاه کن
جریان چیه؟ اون روانی بهت چیزی گفت سونا؟ - کی؟
صفوت
میدونم امروز با صفوت قرار گذاشتی چرا به من خبر نمیدی سونا؟
کایا هم گرفته آوردتش سرایداری
آبجی تو برو دست و صورتت رو بشور آروم شو
- سونا یکم صحبت کنیم؟ - فرید بسه حال و روزش رو نمیبینی؟ لطفا
بذار به خودش بیاد لطفا دست از سرش بردار خواهش میکنم
صفوت بهت چی گفت؟
صفوت بهت چی گفت؟
چی باید میگفت سیران؟
نمیدونم فرید من اومدم تو اتاق دیدم حال خواهرم اینطوریه
تو هم پیش صفوت بودی میگی صفوت اینجاست
سعی دارم بفهمم جریان چیه صفوت بهت چی گفت؟ چیشد؟
چیزی نگفت
با سونا قرار داشتن دیگه گفت من گناهی ندارم
با سونا کاری نکردم فلان بهمان حرفای چرت زد دیگه
عجبا... حال و روز دختره رو نمیبینید؟ تو این خونه هم نباید حس امنیت داشته باشه؟ نمیفهمم
کایای کودن
کایا رو باش... صفوت رو میاره بیخ گوش خواهرم چه ربطی داره؟ حال و روز دختره رو ببین
آروم باش سیران کایا یه اشتباهی کرد نمیشه کاریش کرد اوکی
منم به فکرم نرسید میدونستم نمیگفتم اینجاست
فرید اصلا نباید اینجا میبود چه ربطی داره؟
فرید هر طوری شده صفوت رو از اینجا ببر جریان چیه؟ حال و روز خواهرم رو ببین
بهم نگاه کن
آروم باش باشه
من همه چی رو حل میکنم باشه؟ تو برو به سونا رسیدگی کن... یالا
آبجی
t.me/TurkiiSub ارائه شده توسط ترکی ساب | turkiisub@gmail.com برای تهیه زیرنویس سریال های ترکی با ما درارتباط باشید
- بهتری؟ - خوبم خواهری
خوبم یکی یدونم خوبم خوشگلم
وقتی اون حرفا رو زدی عقل از سرم پرید ولی الان خوبم نگران نباش
مرسی که به فرید نگفتی
سیران اون لحظه نمیدونستم چیکار کنم، چی بگم
ما باید اینو به فرید بگیم تا برامون یه دکتر دیگه پیدا کنه چون من حس میکنم
قطعا به اشتباهی شده
چون اینجور چیزا پیش میاد قطعا به اشتباهی شده
انسان جایز الخطاست دیگه
باشه؟ بریم پیش یه دکتر دیگه اونم معاینه کنه خیالمون راحت بشه
- آبجی جون جانم -
خواهر عزیزم
- من پیش یه دکتر دیگه رفتم - باشه پیش دکتر سوم هم میریم
پیش دکتر چهارم و پنجم هم میریم باشه یکی یدونم؟ نگران نباش
با فرید صحبت کنیم برامون یه دکتر پیدا کنه این اشتباه آشکار بشه
بفهمیم همچین چیزی نیست خیالمون راحت بشه باشه؟
خواهر جونم
ببین... بيا
بیا
- بیا بشین... تو چشمام نگاه کن - باشه
اشتباهی در کار نیست آبجی
من حس میکنم خودم
نمیشه سیران
نمیشه
ما
- با فرید صحبت میکنیم - میخوای اینطوری با فرید صحبت کنی؟
به این صورت بفهمه؟
من خودم باهاش صحبت میکنم برای همین میرم پیش روانشناس
برای اینکه به بهترین شکل ممکن بگم چون منم نمیدونم الان چطوری بگم
باشه؟ لطفا بهم اجازه بده
به هیچ کس نگو... باشه خواهری؟
- چیکار کردی؟ چیزی فهمیدی؟ - چیزی نیست... عجبا
سرخود عمل میکنی کایا
اون روانی کجاست؟
صفوت پسر
صحبت کن مرتیکه یه چیزی بگو این همه کتک خوردی
من کتکت نمیزنم صفوت ولی صحبت کن چرا با سونا قرار گذاشتی؟ چی گفتی؟
- چرا گریه کرد؟ صحبت کن صفوت - فرید به خدا قسم کاری نکردم هیچی بهش نگفتم
- پس چرا سونا گریه میکرد مرتیکه؟ - شاید تو زندگی مشترکش خوشبخت نیست
- من تو رو... صبر کن -
- ای بابا - باشه
روانی ای؟ اینطوری نتونستی کاری کنی حرف بزنه دیگه
تازه گرفتی آوردیش خونه
این کارت آدم رباییه ازت شکایت میکنم
صفوت همچین چیزی نیست یه سوءتفاهمی شد صحبت کردید حلش کردید
باشه صفوت جون؟
- صفوت باشه؟ مردک باشه؟ - باشه فرید
پس ولم کنید بذارید برم
مرتیکه
باهات چیکار کنم؟ کجات رو بکنم صفوت؟ سیبیلات رو بِکَنم؟ باهات چیکار کنم؟
باشه مسعود
این گفتگو بین خودمون بمونه گفته باشم
ممنون
اورهان اومد خونه بهش خبر بده
باشه خداقوت بای بای
اورهان از خونه رفته بیرون
گلگون میشه دیگه بگی این چه حال و روزیه داری؟
بابام
بابام دیروز راننده و محافظ اورهان رو تغییر داد
نه دیگه در این حد انقدر سریع انتظار نداشتم
تو یه چیزی بگو اینکارو نمیکنه نه؟
بابام اقدام به قتل پسر خودش که نمیکنه نه؟
اولین کسی که به ذهنت میرسه رو بگو تو اینجور مسائل زرنگی
نمیدونم اورهان انقدر اشتباه کرد که
انقدر از خان مخفی کاری کرد که نمیتونه جمعش کنه مخفیش کنه
میدونم
- به عابدین زنگ بزنیم؟ - اگه میخوای فرید بفهمه زنگ بزنیم فورا بهش میگه
فرید همچین چیزی رو برازنده بابابزرگش نمیدونه باید به فکر دیگه ای کنیم.
شهموز زنگ میزنه
- اون آشنا و پارتی زیاد داره... کمک میکنه؟ به من کمک نکرد میخواد به اورهان بکنه؟ -
امتحان کنیم
- کجایی؟ - اتفاقا تو کجایی دختر؟ دارم دیوونه میشم
- عجبا ... چرا بهم خبر نمیدی؟ - من خبر نمیدم؟ وکیل تا صبح داشت بهت زنگ میزد
من... یعنی شارژم تموم شده بود خونه تو خواب بودم، وکیل اونجا رو هم چک کرد؟
- دستپاچه شدم فکر کردم فرار کردی ناپدید شدی - مگه تو منو نمیشناسی؟
تو کجایی؟ یکی رو بفرستم بیاد دنبالت نترس من همیشه کنارتم
الان مسئله مون این نیست میخوام یه چیزی بگم
درمورد به مسئله دیگه بهت کمکت نیاز دارم ولی خیلی فوریه
بگو ببینم
خانم
اینجاست
- طبقه 8 واحد 16 باشه مظلوم -
تو اینجا نمون کاظم خان تو رو نبینه
نمیشه خانم
اگه باز بلایی سرتون بیاره چی؟
تو
از کارهایی که اون با من میکنه نه از کارهایی که من با اون میکنم بترس
کاری که گفتم رو بکن مظلوم
من به کاظم خان میگم یکی رو گذاشته بودم تعقیبت کنه، دروغ میگم
تو رو قاطی نمیکنم
وگرنه دلم آروم نمیگیره
باشه خانم
هر جور شما بخواین فقط كافيه خیالتون راحت باشه
- میگید منتظر نمون... نمیمونم - نمون برو زودباش
میخوام برای جفتمون قهوه درست کنم میخوری دیگه؟
میخوریم معلومه که میخوریم
از اون دستای هنرمندت سم هم باشه میخورم
همسایه ها نباشن؟
احتمالا میخوان بگن تا صبح نذاشتید بخوابیم
دیوونه
نه دیگه در این حد
وا! اسمه خانم
به گوشش برسون اومدم تا بره قایم بشه
اسمه؟ چه اسمه ای؟
برو تو... برو تو بهت نشون میدم چه اسمه ای
- تو اینجا چیکار میکنی؟ یکی رو گذاشتم تعقیبت کنه -
کار خوبی کردم نه؟ کار خیلی خوبی کردم یکی رو گذاشتم تعقیبت کنه نه؟
چرا وایستادی؟ باز انکار کن دیگه
بگو چیزی بینمون نیست دوست هستیم
دستات رو باز کن بگو من جز تو هیچ زنی رو تو بغلم نگرفتم با هیچ زنی جز تو نخوابیدم
امتحان کن باز دروغ بگو ببینیم این دفعه باور میکنم
این دفعه باور میکنم؟ این دفعه باور میکنم؟
چرا ساکتی؟ حرف بزن دیگه
مگه نمیبینی؟ همه چی آشکاره... دیگه چی میپرسی؟
پس قبول میکنی آره؟
پس بالاخره
- قبول میکنی که با این زن خوابیدی، آره؟ - آره
قبول میکنم
قبول میکنم
اعتراضی داری؟
ازم بپرس برای چی قبول میکنم؟
دلیلش رو ازم بپرس
برای چی؟
چون
اون منو میخواد
اون منو دوست داره
فهمیدی؟
مگه تو نمیخواستی ازم طلاق بگیری؟
تو چشمام نگاه کن مگه نمیخواستی ازم طلاق بگیری؟
برو طلاق بگیر
زرین منو میخواد
منم اون رو میخوام
دوستش دارم
خب
با توجه به اینکه چیزی که باید رو شنیدید
دیگه میتونید از خونه مون برید میدونید که در کجاست
خونه تون آره؟
خونه تون!!
باشه
خونه تون خیلی خوشگله
به خوشی بشینید
این خونه رو روی سرتون خراب میکنم
من تو رو تو این خونه دفن میکنم، میکشمت
شنیدی؟
مگه بهت نگفتم از دخترام از خانوادم دور بمون؟
چیکار میکنی؟ زنه رو ول کن
زرین خوبی؟ زرین؟ زرین؟
زرین خوبی؟ زرین به خودت بیا چیزی نیست
بیدار شو چیزی نشد
- الکی میکنه نه؟ بیهوش نشد الکی میکنه نه؟ چه الکی ای؟ داشتی زنه رو میکُشتی -
نمیفهمم این حقیقت داره
زرین بیدار شو
زرین بهم نگاه کن چشمات رو باز کن زرین؟ زرین؟
زنه رو کشتی زنه رو کشتی اسمه
زرین؟ زرین؟ حرف بزن اسمه چیکار کردی؟ اسمه
خدايا من قاتل شدم؟ من زنه رو کُشتم؟
خدایا من چیکار کردم؟
- زنه رو کُشتم، زنه رو کُشتم - خانم چیشده؟ حالتون خوبه؟
اینجا چیکار میکنی؟ مگه بهت نگفتم برو؟
- کاظم زنگ زد؟ چیزی گفت؟ چیشد؟ - نه کسی زنگ نزد، دلم نیومد برم تنهاتون بذارم
کاری از دستم برمیاد؟ مظلوم منو از اینجا ببر
- منو قایم کن کسی پیدام نکنه باشه نترس -
هر چی شده باشه من پشتتون هستم خانم بشین نترس
به من اعتماد کن خانم
من چیکار کردم؟ من زنه رو کُشتم مظلوم
- منو ببر مظلوم باشه خانم -
چیشد؟ الان چیکار کردی؟
چیکار میخواستم بکنم؟ مرده رو فرستادم رفت
ای بابا
گیریم یارو رو دزدیدی دیگه چرا آوردی خونه؟
مگه میشه همچین چیزی کایا؟
اگه بهت بگم تعقیبت کردن دیدنت حتی برای اینم جوابی نداری بدی
آفرین
تو اینطوری بهم کمک میکنی پسرعمه؟ نمیشه که سرخود عمل کنی
داداش عذر میخوام، نفهمیدم چیکار کردم وقتی دیدم سونا اونطوری گریه میکنه
وقتی اولین بار هم بخاطر من فرار کرد چه بدونم خیلی عذر میخوام فرید
بخدا
باشه، مشکلاتت با سونا رو اینطوری نمیتونی حل کنی پسرعمه
- با هم صحبت کنیم - باشه
میبینمت
هان؟
- فرید پسرم - فقط تو رو کم داشتیم بابا كاظم... بفرما
- فرید پسرم اتفاق خیلی بدی افتاد بهم کمک کن - چیشد؟ صدات چرا اینطوریه؟
پسرم اسمه ی دیوونه
- گمونم زرین رو کُشت پسرم چی میگی؟ چه کُشتنی؟ -
زنه تو بغلمه از دماغش خون میاد نمیدونم چیکار کنم راهنماییم کن یه چیزی بگو
يه لحظه صبر کن
- تو کجایی؟ به آمبولانس زنگ زدی؟ - اول به تو زنگ زدم
نمیدونستم چیکار کنم اول به تو زنگ زدم بهم کمک کن دست و پام میلرزه
- باشه، نبضش رو گرفتی؟ گرفتم ولی نمیفهمم -
دست و پام میلرزه نمیفهمم پسرم چیکار کنیم؟
باشه صبر کن آروم باش
به آمبولانس زنگ بزن میتونی برام لوکیشن بفرستی؟
- باشه میفرستم باشه الان میام -
قطع کن پسرم
یه طوری فهمید دیگه
برای همین رفتم سر قرار با طارق
آبجی، فرید باید از زبون من بشنوه نه کسی دیگه من باید بگم
درکم میکنی؟
درک نمیکنم سیران
پس هر چه زودتر یه راهی پیدا کن صحبت کن نمیفهمم ما چرا وقت تلف میکنیم
آبجی منم برای همین در تلاشم
دفعه بعد که میخوام برم پیش روانشناس تو هم بیا میخوام تو هم باهام بیای
تو هم صحبت میکنی باشه؟
باشه آبجی جون ولی من به دکتر چی بگم؟
باید هر راهی رو امتحان کنیم دیگه نمیدونم
بعد رفتن من تو باید کنترل کنی
مامانم رو... فرید رو...
نمیدونم ناراحت میشن یا نه ولی شاید بابام و عمه ام رو هم
فرید زنگ میزنه
- الو الو سیران، سونا چطوره؟ خوبه؟ 3
- بهتره تو صفوت رو چیکار کردی؟ همونطور که گفتی فرستادمش رفت -
وقتی من بیرون بودم بابات زنگ زد دارم میرم پیشش میخواست باهام حرف بزنه
بابام بی دلیل چه ربطی داره؟
سیران بی دلیل چیه؟ همه در حال تحقیق هستن دیگه
بگذریم من برم باهاش صحبت کنم بهت خبر میدم باشه؟
- باشه مراقب باش - باشه
- داره میره پیش بابام چه ربطی داره الان؟ -
همچین ماجرایی پیش اومده بدون اینکه تو رو ببینه چرا عجله ای رفت؟
نمیدونم
اگه ضروری نبود یه بار دیگه ازمون پرس و جور میکرد خودت میدونی
مثل اینکه ضروری بود که رفت
صبر کن به مامانم زنگ بزنم شاید اون بدونه چیشده
من بدبخت شدم منو زندانی میکنن دیگه نمیتونم بیام بیرون
خانم نه
نگران نباش من شما رو قایم میکنم نترسید من حل میکنم
گوشی
کی زنگ میزنه
سیران زنگ میزنه... دخترم
دخترم
مظلوم من دیگه نمیتونم دخترام رو ببینم؟
- این چرا باز نمیشه؟ - خانم یه لحظه صبر کنید باز میکنم
- مظلوم ماشین رو نگه دار حالت تهوع دارم - خانم حالتون خوبه؟
خان ماشین ها دارن میرسن یکم بعد خبر میرسه
انشالله هر چه زودتر به اذن خدا این موضوع خاتمه پیدا میکنه
از شوهر اون زن خبری هست؟ ردی پیدا کردن؟
خان متاسفانه نه چون تو اسناد مُرده نشون میده هیچ ردی نیست
تو مدارک مختلف عکس آدمای متفاوتی استفاده شده نه کسی میدونه چه شکلیه نه میدونه کجاست
- همشون برن به جهنم... از اورهان خبری هست؟ از مهمانا استقبال کرده هیچ گونه مشکلی نیست -
آخ لطيف
پسرم انقدر بزدل از آب در اومد
از اینکه جانش رو فدای خانواده اش کنه میترسه
حيف
هر وقت بخوام اورهان رو تست کنم نتیجه اش همش آزار دهنده ست
خان مزاج هر آدمی فرق داره
خدای متعال هر چیزی که آقا اورهان نداشته و شما حسرتش رو داشتید
به آقا فرید بیشترش رو داده
بیشترش رو
یک روز از اینکه یکی از بی عرضگیش بمیره میترسم
از اینکه اون یکی از جوونمردی و شجاع بودنش بمیره میترسم
خدا جونم رو بگیره قبل اینکه داغ اونا رو ببینم
دیگه دعایی جز این ندارم
خدا اون روز رو نیاره خان
- اتاق دیگه ای هست؟ - نه همش رو چک کردیم
یه حیوون نامرد رو میشه با نگاه کردن بهش تشخیص داد ولی یه انسان نامرد رو نمیشه
من فکر میکردم خالص خان آدم با حیثیتیه
چقدر خالص کورهان رو بزرگ کردید
میدونی تنها دست آورد یارو چیه؟ پولش نه شرف و حیثیت داره، نه جوونمردی داره
همین طوره خدا ازت راضی باشه
احتمالا تو هم برای کار خیر منو نجات ندادی
یعنی میگی بدون فوت وقت بریم سر اصل مطلب آره؟
دیگه بعد از این معلوم نمیشه کی چقدر وقت داره (هرکسی چقدر از عمرش باقی مونده)
- هر حرفی داری فورا بگو دارم نگران نباش -
راستی من با اوکش خان همنشین شدم و چند کلامی صحبت کردم برای همین غریبه محسوب نمیشی
یعنی رُک و پوست کنده بهت میگم
خواسته و هدفمون یکیه متوجه ای؟
با هم کار کنیم
از من چی میخوای؟ بهم چی میدی؟
تنها خواسته ی من اینه خالص کورهان نابود بشه پریشون بشه کم بیاره
متوجه منظورم شدی؟ چیز دیگه ای نمیخوام برای همین میدونی کی رو بهت میدم؟
اورهان کورهان رو میدم با دستای خودم میارمش
هر کاری زمانی داره
- هر کاری میخوای بکنی زودتر بکن - باشه نگران نباش
نقشه ام آماده ست. منتظر خبرم باش خب؟
چیه پلین؟
- بله پلین؟ - دایی کجایی؟
تو یکی از ساختمونا هستم چیشد؟ چی میخوای؟
پلین گریه میکنی دخترم؟
- مامانم براش یه حادثه ای پیش اومد وضعیتش وخیمه - حادثه؟
زرین کودن باز چه گوهی خورد؟ کجایید؟ لوکیشن بفرست الان میام
- دارم میرم بیمارستان برات لوکیشن میفرستم - باشه
بی عقل
- کاظم خان زنگ میزنه - مبادا بگی من کجا هستم مظلوم
خانم دست مریزاد مگه میشه بگم؟
خان
مظلوم کجایی؟ از اسمه خبر داری؟
اومد خونه؟ کجا رفت؟ از اسمه خبری داری؟ با توام میگم اومد خونه؟ چرا جواب نمیدی مظلوم؟
- خان شرمنده من دقیق متوجه نشدم چی رو متوجه نشدی مرتیکه؟ -
میگم از اسمه خبر داری؟ خونه ست؟
خان نه صبح وقتی من اومدم رفته بود بیرون کار داشت
یکم قبل زنگ زد، حتما کارش تموم شد گفت بیا دنبالم منم دارم میرم دنبالش
- یعنی تو راهم - خوبه
خوب به حرفم گوش کن
اون روانی رو بگیر یه جایی قایم کن به هیچکس هم نشونش نده منتظر خبرم باش مظلوم
خوب به حرفم گوش کن به هیچ کس هم نشونش نده منتظر خبرم باش باشه؟
- باشه خان هر جور شما بخواین - خوبه، قطع میکنم
چیشد؟ مامان اسمه رو پیدا کردن؟
معلومه که پیدا کردن کجا میخواست بره پسرم؟
مگه چند تا آشنا داره؟ پیدا کردنش مهم نیست
از این به بعدش دردسره حالا چیکار کنیم؟ بهم بگو
میخوام بپرسم تو پیش زرین تو یه خونه باهاش چیکار میکردی ولی
زبونم نمیچرخه
ظاهرا مامان اسمه به کم حق داشته که دیوونه بشه نه بابا کاظم؟
هر کاری داشتم داشتم دیگه پسرم
الان درمورد این صحبت کنیم؟
دکتر چی گفت؟ گفت عملش خطرناکه چطوری آروم باشم بهم بگو
فرید اگه زرین بمیره چی؟ برای مُردن زرین غصه بخورم یا زندانی شدن اسمه روانی؟
- برای چی غصه بخورم؟ چیکار کنم؟ - باشه آروم باش همه چی رو حل میکنیم
اگه سیران بهت زنگ زد مبادا چیزی بهش بگی
از این به بعد اسمه دختراش رو تو خواب میبینه اون روانی دختراش رو تو خواب میبینه
مامانم کجاست؟
باشه وایستا
مامانم کجاست؟ چش شده؟
دخترم
چه دختری؟ دخترم چیه؟
مامانم چش شده؟
تو اینجا چیکار میکنی؟
تو با مامانم کاری کردی؟ پلین آروم باش -
فرید توروخدا راستشو بهم بگو مامانم کجاست؟ چیشده؟
الان تو اتاق عمله دکترا هنوز چیزی نگفتن ولی خوب میشه نگران نباش پلین
چیشد؟ با مامانم چیکار کردن؟
این کثافت یه کاری کرد نه؟
- دخترم من چرا کاری کنم؟ آروم باش -
حادثه بود من کاری نکردم نگران نباش
توروخدا مامانم چیزیش نشه خیلی ناراحتش کردم
- خیلی اشتباه کردم فرید آروم باش پلین هیچی نمیشه -
صحیح و سالم میاد بیرون آروم باش
انشالله انشالله
خدایا من چیکار کنم؟ کجا برم؟
دیگه نمیتونم دخترام رو ببینم... خدایا
بخاطر من آبروشون میره رسوا میشن
خانم
کاظم خان هم گفت برید یه جایی قایم بشید مثل اینکه وضعیت خیلی جدیه
شاید زنه مُرده باشه
بلندشو ببرمتون یه جایی که کسی نتونه پیداتون کنه
مظلوم
- مظلوم - بله خانم
- میشه یه خواهشی ازت کنم؟ البته بفرمایید به روی چشم -
دخترام رو بیار پیشم
معلوم نیست چی بشه برای بار آخر ببینمشون
اگه... اگه زرین بمیره
اگه بمیره شاید دیگه حتی بهم نگاه هم نکنن
شاید چون قاتل شدم نخوان منو ببیننن
باشه خانم
دختراتون رو میارم ولی دختراتون با من میان؟
باز سیران داره زنگ میزنه
الان باهاش حرف میزنم همه چی رو بهش میگم اونوقت باهات میان
منو میبری به جای مناسب دخترام رو هم میاری اونجا باشه؟
باشه
خدایا کمکم کن
- الو دخترم - مامان
سیران
سیران دخترم من خیلی کار بدی کردم تـــرکــی ســـاب
خون جلوی چشمام رو گرفت عقل از سرم پرید سیران
مامان جون تو آروم باش لطفا ما یکم بعد میایم
باشه راننده بیاد من و آبجیم آماده میشیم میایم تو جای امنی هستی؟
باشه
قربون چشمات برم توروخدا آروم باش مامان جون ما میایم... لطفا بای بای
سیران محض رضای خدا یه خبر بد دیگه بهم نده
آبجی نمیدونم داشتن با زرین بحث میکردن زنه اُفتاد چیشد
- خب؟ - منم نمیدونم آبجی
مثل اینکه بابام برای همین به فرید زنگ زد فرید هم عجله ای رفت
انشالله زنه چیزیش نشده باشه
به تو چه؟
آبجی جون به تو چه؟ هر بلایی سر زرین اومد که اومد
بذار هر بلایی میخواد سرش بیاد به تو چه؟ به ما چه؟
به ما چه؟ فرید هم هر گوهی میخواد بخوره
اولویت من تویی اونا به ما چه ربطی دارن؟
- من الان نمیتونم به کسی دیگه فکر کنم آبجی جون برای همین بیماریم رو نگفتم -
میشه یکم آروم باشی لطفا؟
ببین مریضم، اگه امروز مریضم فردا هم هستم این هیچ وقت تغییر نمیکنه باشه؟
ولى الان اولویتمون مامانمه... مامانمون
زنه پشت تلفن گریه میکرد میگفت من قاتل شدم... چیکار کنیم؟
باید بهش کمک کنیم بریم پیشش
بهت قول میدم فردا باز به نگرانی برای من ادامه میدیم ولي الان اولویتمون مامانمه
صفوت منو از زندان آزاد کردی که قاتل برادر بشم؟
هرازگاهی باید مغزت رو ریست کرد مغزت ارور میده
داداش چند بار برات تعریف کردم من کاری نکردم سونا بهم پیاد داد بعدش با شوهرش برام تله گذاشتن
بدون اینکه خجالت بکشی از خودت دفاع هم میکنی تازه کتک هم خوردی... قیافه اش رو ببین
آدم از اون بچه سوسول کتک میخوره؟ فوقش از اون آبنبات بگیری و آبنبات بدی بهش... کتک خورده
داداش تو فضای مجازی دیدم بوکس کار میکنه
داداش من به هیچکس هیچی نگفتم
فقط به سونا گفتم دختر بیچاره همین طور داشت گریه میکرد به کسی چیزی نمیگه
- کیه؟ - ساکت شو
- الو - الو داماد
- چیکار میکنید؟ کجایید؟ - هستیم چیکار کنیم با صفوت لب دریا هستیم
میخوایم ماهی بگیریم برادرانه گپ بزنیم
میخواستم بگم اگه خونه نیستید نرید
- خیر باشه؟ چیشده؟ خطری هست؟ - نه چیزی نیست
میخواستم اسمه و دخترا رو بیارم گفتم یه وقت شما رو نبینن نترسن
بگذریم من یه جای دیگه پیدا میکنم
چیشد؟
- یه لحظه صبر کن چیشد؟ -
- جواب نمیده - کی؟
خدایا مردم در حسرت دیدن آدم دیوونه ان من آدم عاقل!! دور و برم یه آدم باهوش نیست
داداش چی گفت؟
- ظاهرا طیار بی خبر از ما دست به کار شده چه کاری؟
سیران و سونا رو به همراه مامان اسمه قراره بدزده
- این خوب نیست؟ - نیست نیست چیز خوبی نیست فهمیدی؟
ما اول باید از شر فرید کورهان خلاص بشیم ما هر جا باشیم فرید پیدامون میکنه فهمیدی؟
یا باید کاری کنیم به شکل طبیعی سیران از فرید سرد بشه، یکم عاقل باش پسر
اگه بخوای میتونم عمو طیار رو برات پیدا کنم
وقتی خواب بود یواشکی گوشیش رو گرفتم توش برنامه ردیاب گذاشتم... چطوره؟
بیا اینجا
هرازگاهی امیدم به زندگی رو زیاد میکنی صفوت آفرین بهت
از اینجا میریم تو دریا من و تو و سیران و سونا
از پس یه کار برنیومدید متاسفم براتون
اگه اون زن به یه تار موی پسرم آسیب برسونه گور به گورتون میکنم با دستام میگشمتون
بله
بله
حواستون رو جمع کنید حواستون به مهمونا هم باشه
اگه مشکلی پیش بیاد به حسابتون میرسم
چیشده لطیف؟
آقا اورهان هنوز با مهمانا تو رستورانه مشکلی نیست
خوبه
یعنی موقع رفتن به شکار، شکار نشدیم t.me/TurkiiSub
ولی طعمه از چنگمون در رفت t.me/TurkiiSub
لطیف چه سهل انگاری ای باعث شد اینطوری بشه؟ t.me/TurkiiSub
خان هر چی شده لحظه آخر خبردار شدن وگرنه افرادشون آمادگی بیشتری داشتن
- گلگون بابا -
به نفع افاکات اظهاریه دادم دلم نیومد
بماند که من بیگناهم خان منو به ناحق بردن
پلیس مجرم واقعی رو پیدا میکنه
هر کی ازم شکایت کرده داره با خانوادمون بازی میکنه
اگه همچین چیزی باشه به مرور زمان آشکار میشه
حداقل فعلا نگران تو نخواهیم بود وضعیت خیلی بهم ریخته
گلگون تو رو آورده خونه
اینجا بمون فعلا جایی نرو
هر جور تو صلاح بدونی خان
اتفاق تازه ای افتاده؟
مزیده، اورهان رو ازم خواست
برای اینکه به سزای اعمالش برسه افراد رو فرستادیم ولی خبردار شد
خدا میدونه چطوری خبر دار شدن
فرار کردن
- اورهان خوبه؟ خبر داره؟ - آقا اورهان کاملا خوب هستن
برای اینکه موقع کار حواسش پرت نشه بهش نگفتیم
سونا خانم، راننده آقا کاظم اومده میخواد چند تا از وسایل اسمه خانم رو بگیره اطلاع داشتید؟
بله زیاد وسیله نداره من میگیرم ممنون
باشه اجازه بدید زیاد هم نمیمونه میره
- سیران من دلشوره دارم داریم اینطوری مخفیانه میریم - آبجی چیکار کنیم؟ مامانم رو تنها بذاریم؟
معلومه که تنها نذاریم ولی به فرید زنگ بزنیم اینطوری هم میفهمیم قضیه از چه قراره
آبجی چرا به فرید زنگ بزنم؟ مگه اون از اول بهم دروغ نگفت؟
الان اگه چیزی بگه حرفش رو باور میکنی؟
- سیران باشه ولی بازم - آبجی جون
اگه به فرید بگیم نمیذاره بریم بیرون
برای همین بریم پیش مامان از زبون اون ببینیم قضیه از چه قراره
بعدش من با فرید صحبت میکنم بعلاوه کلی سوال دارم هم از اون هم از بابام
بریم
اسمه خانم حالش خوبه خداروشکر نگران نباشید
ولی خیلی میترسه
من نمیدونستم چیکار کنم تـلگــرام جستــجو کـنیـد تـــرکــی ســـاب
کاظم خان زنگ زد گفت ببر یه جایی قایمش کن مبادا بیاد بیرون
ولی مثل بید میلرزه دلم نیومد
بفرمایید بریم ساک رو بدید
بفرمایید
بعد میگی به فرید زنگ بزن
کاش فرید جای اینکه پیش بابام به فکر زرین باشه پیش ما به فکر مامانمون بود
بفرمایید
پلین لطفا یکم آروم باش اینطوری نکن
مامانم میره فرید حس میکنم
- تاوان کارهای منو اون پس میده - همچین چیزی نمیشه
حادثه پیش اومد خودت میدونی تو تقصیر نداری
خیلی اشتباه کردم مرتکب گناه شدم
همه ی اطرافیانم رو ناراحت کردم
خدا هم داره اینطوری مجازاتم میکنه
- پلین - هر چی سرم میاد حقمه
همه اشتباه میکنن مرتکب گناه میشن
همه اینطوری مجازات میشن؟ اینطوری نکن خودت رو مقصر ندون
لطفا... تو گناهی نداری
- زرین کجاست؟ چرا پیشش نیستی؟ تو اتاق عمله هنوز منتظریم دایی -
تو اینجا چیکار میکنی مرتیکه؟ هان؟
نکنه تو با خواهرم کاری کردی؟ هان؟
دایی
چه خبره؟ آروم باش - تو کاری کردی؟ میکُشمت
- شنیدی؟ - آروم باش کاظم خان گناهی نداره
اگه داشت اینجا چیکار میکرد؟
داداش شهموز من چرا بلایی سر خواهرت بیارم؟
همونطور که فرید گفت اگه کاری کرده باشم اینجا چیکار میکنم؟
پسر تو کلا کنار زرین چیکار داری مرتیکه؟ چه ریگی به کفشته؟ تازه دفاع هم میکنی؟
آدمخوار
اینو بگیر از اینجا ببر دایی صبر کن
- فرید این مرد رو از اینجا ببر - باشه
- کاظم خان بیا... آروم باش - خدا لعنتت کنه
عليل
فورا بهم بگو چیشده؟
دایی منم چیزی نمیدونم خونه مامانم رو روی زمین پیدا کرد آورد
خونه؟ خونه ی کی؟ چه خونه ای؟
تو تموم شدی مادرت شروع شد؟ شما چجور آدمایی هستید؟ هان؟
بگو بگو سکوت نکن
داخل جلوی مردم نتونستی چیزی بگی پسرم
- حرف بزن - تو چطور میتونی اینکارو کنی؟
چطور میتونی به مامان اسمه خیانت کنی؟ اونم با زرین... این کار برازنده ست؟
اونم با زرین آره؟
برای چی فرید؟
برای چی؟
با کسی دیگه میشه با زرین نمیشه؟
ول کن بابا، منظورم رو خوب فهمیدی داری بحث رو میپیچونی
- آره فهمیدم - عجبا
داشتی به دخترش دلداری میدادی منم ازت حساب پس نگرفتم فرید، این چی میشه؟
چیکار میکردم؟ چیکار میکردم کاظم خان؟ زنه بخاطر تو داره با مرگ دست و پنجه نرم میکنه
بخاطر من نیست
- بخاطر اسمه ست - ول کن بخاطر توئه دیگه
نه که من خیلی خوشحالم از اینکه اینجام عجبا
- تو از من کمک خواستی یادت نره - خواستم پسرم
معلومه که خواستم مشکلی داره؟ تنهایی چیکار میکردم؟
تو هم صبر کن جلوی خودت رو بگیر حرفات رو قورت بده
بذار از اینجا صحیح و سالم بریم کسی چیزیش نشه بعد هر چی میخوای بگو
فرید اگه زن بیچاره بمیره چی؟
به درد زرین بسوزم؟
اسمه قاتل میشه
به درد اون بسوزم؟
خدايا هووف
من چطوری اینو به سیران توضیح بدم؟
دختره همین طوریشم زندگیش زیر و رو شده به سیران چی بگم؟
اگه بمونم یه درده اگه برم یه درده
لعنت به کاری که تو بخوای بکنی واقعا
اوف کاظم خان
روبروی آفتاب ما رو نشوندی، سوختم
کاظم خان چیز نکن بیا بریم تو آلاچیق بشینیم
هان؟
- مامان - سیران
- مامان سونا -
دخترای من عزیزای دلم
جگر گوشه هام
- مامان آروم باش - ما اومدیم اینجاییم کنارتیم مامان جونم
هیچی نمیشه نمیذاریم بلایی سرت بیاد بیا بشین
- هنوز هیچی مشخص نیست آروم باش - آره
آروم باش مامان جانم
اگه اتفاق بدی هم افتاده باشه از کجا میخوایم با خبر بشیم؟
مامان ببین
به فرید زنگ بزنیم ازش بپرسیم پیش باباست بهمون میگه
باشه
دخترا من چیکار کردم؟
اون لحظه عقل از سرم پرید خون جلوی چشمام رو گرفت
- نگو گرفتن جون یکی به زبون ساده ست - مامان
من چیکار کنم؟
من
به درد اینکه یه زن رو کُشتم بسوزم؟
به درد اینکه از شما جدا میشم بسوزم؟ به درد گناهی که مرتکب شدم بسوزم؟
خدا منو از شما جدا نکنه خدا منو از شما جدا نکنه
خدایا بدون دیدن شما چشم از جهان نبندم خدایا خواهش میکنم
مامان آروم باش
چیزی نمیشه باشه؟
- الان به فرید زنگ بزنم ببینم وضعیتش چطوره - باشه
مخم سوخت
فرید زرین یه جور خاصی دوستم داره
به هیچ وجه نمیخوام اینا رو بشنوم نمیخوام بشنوم کاظم خان فهمیدی؟
- اون همه اتفاق افتاد گفتم نمیخوام بشنوم -
اسمه اون همه بلا سرش آورد
با غرورش بازی کرد
داد و فریاد کرد چه کارها که نکرد
ولی زرین
اون
حتی یه روز هم برام قیافه نگرفت پسرم
ای بابا نمیخوام بشنوم برام تعریف نکن
داری به مامان اسمه ام بی احترامی میکنی
تو هم به دختر من خیلی بی احترامی کردی فرید
خیلی
به سیرانم بخاطر پلین خیلی بی احترامی کردی
ولی وقتی زرین رو شناختم
تو رو درک کردم فرید میدونی؟
خیلی
مادرش هم مثل دخترش عشق میورزه
دیوونه وار
چی میگی؟
دیوونه وار
پلین چیشد؟
t.me/TurkiiSub ارائه شده توسط ترکی ساب | turkiisub@gmail.com برای تهیه زیرنویس سریال های ترکی با ما درارتباط باشید
- مامانم از اتاق عمل اومد بیرون چی گفتن؟ -
خوبه دیگه؟ انشالله زنده ست
گفتن وقتی به هوش بیاد مطمئن میشن ولی ممکنه آسیب دائمی داشته باشه
مثلا فلج بشه
- دکترا چیزی نگفتن؟ کی به هوش میاد؟ امشب همچنان میخوابوننش دیگه -
- الو - فرید کجایی؟
بیرونم سیران، گفتم که با بابات یه کاری دارم درگیر اونم
یعنی بابام رو دیدی؟ الان کجایید؟ دارید چیکار میکنید؟ همدیگه رو دیدید؟
با توجه به اینکه صدات آروم بنظر میرسه زرین خوبه مشکلی نیست نه؟
- تو... کی بهت گفت سیران؟ - من همه چی رو میدونم فرید
کجایی؟
- بیمارستانیم سیران، زرین تازه از اتاق عمل اومد بیرون - که بیمارستانی
خیلی خوبه
پس دختر اون زنه هم اونجاست
فرید چطور تونستی اینو ازم مخفی کنی؟ میدونی مامانم تو چه حالیه؟
سیران باشه وقتی بیام خونه همه چی رو برات تعریف میکنم
بذار اصل قضیه رو در بیارم برات تعریف میکنم قول میدم
- من خونه نیستم فرید با خواهرم اومدیم پیش مامانم ولی - چی؟ سیران شما باز رفتید بیرون؟
- کی پیشتونه؟ - الان بحثمون اینه؟ میگم مامانم حالش بده
- حالا که اونجایی به جواب درست حسابی بهم بده فرید - سیران هر جا هستید بگو برام لوکیشن بفرست فوری میام
چرا باز بدون اینکه بهم خبر بدی رفتی بیرون؟
فرید میخواستی بهم دروغ نگی و الان کنار من کنار ما میبودی
حالا که بیمارستانی پیش اونایی یه جواب درست حسابی بهم بده فرید مامانم خیلی حالش بده
منم الان مجبورم به فکر مامان خودم باشم
سونا
- سونا با نگرانی داره حرف میزنه قطعا اتفاق بدی افتاده مامان جون نه نگرانی نیست عصبانیته، سیران رو ببین -
- نگران نباش یکی یدونم باشه؟ - باشه
ببین داره میاد
- سیران هر چی شده بهم بگو مخفی نکن چیزی نشده مامان جون
سرش بد ضربه خورده مامانم الان بیمارستان هستن جراحیش کردن
- یعنی زنده ست آره؟ - الان خوبه مشکلی نیست
دکترا میخوان ببینن روی مغزش آسیب دائمی میمونه
فرید با جزئیات بیشتر میفهمه بهمون خبر میده نگران نباش یعنی فعلا وضعیتش خوبه
مامان جون زنده ست دیگه ذلیل مُرده آروم باش قاتل نشدی مشکلی نیست
خداروشکر
پس وقتی به هوش بیاد حتی اگه شکایت کنه هم
زندان میرم مجازاتم رو میکشم آزاد میشم تهش آزاد میشم نه؟
مامان جون نگران نباش زندانی نمیشی من تو رو از خودم جدا نمیکنم باشه؟ نترس
مگه ما اجازه میدیم اینطوری بشه؟
مامانم
خانم
من به طور موقت شما رو آوردم اینجا انگار داریم جلب توجه میکنیم بریم یه جای دیگه اینجا نمونیم
باشه ولی کجا برم؟ دخترا من دیگه نمیتونم برگردم به اون خونه
وقتی زرین خوب بشه هم احتمالا باباتون اون رو به اون خونه میبره
ول کن بذار هر گوهی میخوان بخورن در و تخته با هم جور شدن دیگه، برن به جهنم
من یه جای دیگه جور کرده بودم حداقل تا وقتی آب ها از آسیاب بیافته اونجا میمونید
ما با هم صحبت نکردیم بگو ببینم چرا انقدر به مامانم کمک میکنی؟
من برای اینکه حال خانم خوب باشه اینکارو میکنم
چون باهام خوب رفتار میکنه مثل کاظم خان نیست
تو هم برامون فرشته خوبی شدی؟ نفهمیدم چیکار میکنی؟ هر کاری میکنیم به بابام گزارش میدی؟
سونا نه مظلوم همچین کاری نمیکنه
- بهم کمک میکنه دیگه مامان ول کن بابا -
تو چقدر این مرد رو میشناسی؟ این مرد چرا بخاطر تو خودش رو تو خطر بندازه؟
من
بابای منم مامانم رو کتک میزد t.me/TurkiiSub
وقتی بچه بودم نتونسته بودم مامانم رو از دست بابام نجات بدم
- ولی خانم رو نجات دادم - چی؟
مامان چی میگه این مرد؟ t.me/TurkiiSub
راست میگه دخترا
چی میخواست بشه؟
مگه میشه اخلاق آدم عوض بشه؟
چند شب پیش مست کرد بعدش بدون اینکه متوجه کارش باشه
گلوم رو گرفت داشت خفه ام میکرد مظلوم زنده باشه اون جونم رو نجات داد
من آخر ماه حقوقم واریز بشه استعفا میدم نمیتونم
کاظم خان مدام داد میزنه سرزنشم میکنه
برای همین نمیترسم فوقش میخواد منو اخراج کنه
گفتم که اگه اون بیرونم نکنه خودم استعفا میدم
از اینجا بریم باشه؟
- بریم ببینیم چیکار کنیم - باشه
این کیف توئه
نگران نباشید جایی که میخوایم بریم یه جای سوت و کور و آرومه
نیاز نیست
قبول قصدت خوبه هممون میدونیم ولی خودمون حل میکنیم ممنون مظلوم
سیران کجا بریم؟ بریم عمارت؟
آره آبجی عمه ام هم در مورد وضعیت مامانم با خالص خان صحبت میکنه
یعنی یه کاری میکنن حل میکنن حرف میزنن یه کاری میکنن نمیدونم
بفرمایید خانم
هر جا شما بخواین میرسونمتون بفرمایید
برو بشین
زنده باشی
سیران
- اینا از کجا پیداشون شد؟ سیران نرو - مامان تو توی ماشین بمون
- پسر تو اینجا چیکار میکنی مرتیکه؟ - مامان
سیران خانم
شما برید تو ماشین من با دوستان صحبت میکنم
- مظلوم تو برو تو ماشین پیش مامانم - مبادا پیرمرد
بخاطر صلاح خودت بیخیال فکری که تو سرته شو
مظلوم برو تو ماشین
بنظرم بهتره به حرف سیران خانم گوش بدی
همه جا دوربین مداربسته هست نمیخوایم اوقات تلخی پیش بیاد
سیران مگه نه؟
پسر
مرتیکه عزرائیلت میشم خودت خوب میدونی من دیگه چیزی برای از دست دادن ندارم
سیران راضی بودم هر کاری ازم بخوای بکنم ولی این چه وضعیه صفوت داره؟
خواهرت و شوهرش دست به یکی کردن برای برادرم تله گذاشتن حالا من چیکار کنم؟
- این قضیه به خواهرم ربطی نداره - چطور نداره سیران؟
بخدا این دفعه من کاری نکردم خودش بهم زنگ زد خواست منو ببینه
ببین چی میگه؟ میگه خودش بهم زنگ زد خواست منو ببینه
سیران به این بچه گفتن ازدواج کن، ازدواج کرد گفتن طلاق بگیر، طلاق گرفت چه آسیبی بهتون زد؟
- طارق دیونم نکن کاری نکن **** سونا چه حرفایی میزنی -
داداش انقدر تحقیرم نکن قبول به زور کاری کردن طلاق بگیرم ولی با خواست خودم با سونا ازدواج کردم
طارق مامانم اینجاست زنه خودش هزارتا گرفتاری داره
شما هم دارید میترسونینش
به اونم همه چی رو گفتی؟
نگفتم، زندگی من به تو چه؟ برو
اگه صفوت تو این وضع نبود ممکن بود برم
بگذریم اینطوری کنیم
بهم قول بده درمورد این مسائل صحبت کنیم شاید منم از زندگیتون خارج بشم
سیران ببین سعی میکنم آدم خوب و مودبی باشم
سعی میکنم مثل آدم حرف بزنم و به توافق برسم انتخاب با توئه
باشه قول میدم
الان برادرت رو بگیر از اینجا برید یالا
این رفتار پرخاشگرانه ات منو یاد شوهرت میندازه
برای صلاح اون بهتره پای قولت بمونی
چیشد؟ اون دو تا متجاوز رفتن؟
فرید سعی داره از دکتر مامانم اطلاعات بگیره دایی
خدایا دارم دیوونه میشم
- دخترم تو گاوی؟ مغز نداری؟ دایی لطفا -
دایی لطفا؟ کم مونده من مقصر بشم عجبا
اینا زندگی تو و مادرت رو نابود نکردن؟ زندگیتون رو نابودن کردن
هنوز میگی دایی لطفا
چیزی نمونده از شرشون خلاص میشیم حتی نمیتونن مقاومت کنن
آروم باش
آروم باش
آروم باش من هر طوری شده حل میکنم باشه؟
دخترم شما هم یکم به حرفم گوش کنید
- باشه خیلی ممنونم بابت اطلاعاتی که دادید خواهش میکنم
- الو پیشرفتی حاصل شده؟ نه هنوز مثل قبله -
میخوان ببرنش تو اتاق وقتی بیدار بشه میفهمیم چیشده
خب
- کسی رو مقصر میدونن؟ چه بدونم - نه
نه الان فقط من و کاظم خان حقیقت رو میدونیم هیچ کس نمیدونه
نمیدونم چی میشه وقتی به هوش بیاد چی میگه
سیران برام لوکیشن بفرست بیام دنبالتون منم یکم بعد حرکت میکنم
نیاز نیست ما داریم میایم تو عجله نکن
- وقتی اومدی تو اتاق مفصل صحبت میکنیم - دقیقا صحبت کنیم
- منم چندتا چیز هست که باید باهات صحبت کنم - باشه فعلا
فرید عمه ام چطوره؟ بابام اینجا کجان؟
بابا
آروم باش تو هم فضا رو درام نکن
- همه چی درست میشه خب؟ - باشه
پلین تو چطوری؟
اصلا خوب نیستم پریل
خیلی میترسم
پرسیدم گفتن وضعیتش مثل قبله میخوان بیارنش تو اتاق
ممنون دمت گرم بیا دو دقیقه صحبت کنیم
بله؟
فرید تو ما رو دست انداختی؟
مادر و دختر رو دیوونه کردید... خصوصا تو
بعد انگار نه انگار چیزی شده بدون اینکه خجالت بکشی اینجا پرسه میزنی
- چی میگی؟ من فقط سعی دارم کمک کنم - ول کن توروخدا
اگه بخوام میتونی این دختر رو ببینی
ما هم دختره رو دعوا میکنیم سرش داد میزنیم میگیم چرا بیخیال تو نمیشه
- میگم بهتر نیست کم کم بری؟ میخوام برم نگران نباش -
ولی تا جایی که یادمه وقتی هیچ کس کنارشون نبود من بودم من کمک میکردم
تو بعدا اومدی با دو تا داد و بیداد کردن فکر میکنی هوای خانوادت رو داری ولی این چیزا اینطوری نمیشه
اینم بگم... هر چی بیشتر تو رو میشناسم و از دینامیک های خانوادگیت سر در میارم
بهتر میفهمم چرا پلین به این روز افتاد
پلین من دارم میرم
بابت همه چی ممنونم
کاش همونطور که صبح صحبت کردیم منتظر من میموندید بابا
اینکه شما نرفتید خوب شد ولی مشخص بود که تله ست، صبح بهتون گفتم
اتفاقیه که افتاده بیخیال
ولی از این به بعد هممون باید بیشتر حواسمون رو جمع کنیم
- مامانت کجاست؟ پیش سیرانه؟ نه تو اتاقه خوابید گفتم تنهاش بذارم -
- فرید هم هنوز نیومد - سیران با فرید صحبت کرد پیش بابام بود داشت میومد
اونم سعی داره به نوبه خودش برای این قضیه یه کاری کنه
کاش این فرصت رو از دست نمیدادیم تـلگــرام جستــجو کـنیـد تـــرکــی ســـاب
- اگه از اول یه نقشه خوب میکشیدیم نقشه خوب طعمه شدن تو بود -
اون زن و افرادش رو یهویی میکُشتیم ولی زنه فهمید طعمه الكيه
اگه یه ذره شجاعت داشتی ولی زهی خیال باطل
تو امروز صبح در حالی که میدونستی راضی شدی منو به سوی مرگ بفرستی
بی دل و جرأت
- بابا واقعا اینطوری فکر میکنید؟ - مگه مثل فراری ها از خونه نرفتی بیرون؟
ولی
- اگه هیئتی که از خارج اومدن مهم نبود - ول کن توروخدا چه اهمیتی؟
که مهم بوده
من در مورد این کار تحقیق کردم
از این کار چیزی عایدمون نمیشه
برای اینکه ضرر نکردیم بهت اجازه دادم سرگرم بشی
اگه انقدر هیئت مهمی بود مگه به تو میسپردم؟
سریع خودت رو آدم مهمی فرض نکن
پس که اینطور
متشکرم بابا
بسیار متشکرم
تو کل زندگیم یه چند روز خوشحال بودم
فکر کردم بهم افتخار میکنید
فکر کردم ازم حمایت میکنید باورم دارید
ولی مثل همیشه باز
ذوقم تو گلوم گیر کرد
بازم ممنون
گلگون بشین
ول کن بذار انقدر گریه کنه تا مرد شدن رو یاد بگیره
- بابا - پسرم
اومدی؟ خداروشکر خوبی دیگه؟
- من خوبم همه چی روبراهه تو خوبی بابا؟ - خوبم
بابا
احوالات همیشگی من با بابابزرگته دیگه چیز مهمی نیست
یعنی چی مهم نیست؟
معلومه که هست دیگه یکم صحبت کنیم؟
بیا
بیا تو
- چیشد بابا؟ - هان
- زن عموت برگشت دیدی؟ - چی؟
میگم زن عموت برگشت
مادرت کمک کرد
گویا نخواست مثل من به ناحق مدت طولانی تو زندان بمونه
- من فکر میکردم بابام کمک میکنه ولی - بابا بگذریم... الان بیخیال
زن عمو و مامانم رو ول کن
بحث رو عوض نکن بیا بشین یکم صحبت کنیم
- پایین میگفتی بابابزرگم - آره
چیزی شده؟
نمیشه فرید
هر کاری کنم نمیشه
تا میگم شد
باز نمیشه
هر کاری کنم به چشماش نمیام
بابا اینطوری نکن تو که اخلاق بابابزرگ رو میدونی
میدونم
میدونم برای همینم از خودم عصبانی میشم
هر دفعه... هر دفعه باورش میکنم
با یه حرف خوبش، با یه لبخندش مثل بچه ها هنوز خوشحال میشم
میدونی سنگین ترین قسمت قضیه کجاست؟
اینکه حق با بابامه من انقدر عاجزم؟
بابا
اینطوری نکن توروخدا
بابا بزرگم اینطوریه دیگه وقتی عصبانی میشه رفتارش عجیب میشه
- بابا نمیدونی چقدر دوستت داره؟ - نمیدونم
نمیدونم
شده یک بار از من راضی شده باشه؟
شده یک بار بهم افتخار کنه؟ نمیدونم میدونی؟
باشه بگذریم
- حق باتوئه بحث رو عوض کنیم نه
عوض نکنیم
من... ممکنه از بابام نشنیده باشم ولی
به این معنی نیست که تو هم از من نمیشنوی
چون حرفایی که قراره الان بزنم بی نهایت مستحقش هستی فرید
- بابا - وسط حرفم نپر
حرفم رو قطع نکن
به
به هر کاری که تو میکنی افتخار میکنم بهت افتخار میکنم
با درست و غلطت به هر کارت افتخار میکنم فرید
به هر ذره وجودت افتخار میکنم
هر ذره وجودت رو خیلی دوست دارم
خوبه که پسر منی
منم خیلی دوستت دارم بابا
تو هم خوبه که بابای منی
- شیر پسرم بابا جونم -
مامان اسمه چطوره؟
حالش پریشونه
خواهرم برد تو اتاقش
صبح نشد با هم حرف بزنیم
بابات عجله ای بهم زنگ زد صداش هم خیلی بد بنظر میرسید
منم ندونستم چیکار کنم زود رفتم پیشش کمک کردم
- میخواستم وقتی کاملا از وضعیت مطمئن شدم بهت بگم - کی مطمئن میشدی؟
چون زنه رو بردید بیمارستان و بالا سرش منتظر موندید برای همین میگم
چیکار میکردیم؟ ول میکردیم تا زنه بمیره؟
عجبا
میگم کی میخواستی بگی؟ جواب سوالم رو بده
وقتی زرین مرد و مامانم قاتل شد
یا وقتی زرین مرخص شد و برگشت به خونه ای که توش با بابام لاس میزد؟
وقتی تو همه چی رو میدونی ازم میپرسیدی سیران
جای اینکه ازم مخفی کاری کنی زنگ میزدی بازخواستم میکردی
- الان من ازت مخفی کاری کردم؟ - دقیقا تو کردی
هزار بار با هم صحبت کردیم بهت گفتم سیران
گفتم بی خبر از من کاری نکن بیرون نرو
متاسفانه از اونجایی که وقتی موضوع زرین و دخترش باشه نه پدری دارم که بهش اعتماد کنم نه شوهری
- من و خواهرم مجبور شدیم تنهایی به مامانم کمک کنیم - منم میگفتم بحث کی به پلین میرسه که گفتی
فريد الان تنها چیزی که برام مهمه مامانمه
ولی از اونجایی که تو با موچین پلین رو کشیدی بیرون یعنی دوباره برات مهم شده
یه توصیه کوچیک برات دارم
اگه تو فکر اینی با پلین دوست بمونی قبلش با کایا صحبت کن
پیس خوشتیپ
امشب دوباره عاشقم شدی؟
کار رو ول کن برو دوش بگیر سبک شو بیا پیشم
خواب از سرم پرید
سعی میکنم بفهمم بابام چی رو چطوری دید که سودمون رو انقدر پایین میدونه
خوددانی
بابات وقتی از یه چیز دیگه عصبانیه با همه بد صحبت میکنه... خودت که میدونی
فکرت رو که درگیرش نمیکنی نه؟ به دل نگیر
نه بابا
بابام رو میشناسم دیگه دیگه بهش اهمیت نمیدم
ولی باعث شد به خودم شک کنم اگه امشب این قضیه رو حل نکنم خوابم نمیبره
باشه
ولی زیاد خودت رو خسته نکن کارت که تموم شد بیا پیشم بیدارم کن
- هوم؟ - اوهوم
- دوستت دارم - دوستت دارم
- من میرم دیگه - باشه
الو
بسه هی زر زر چقدر گریه میکنی یکم ساکت شو
دایی چیکار کنم؟
وقتی مامانم رو اینطوری میبینم خودم رو مقصر میدونم
مقصر هستی دیگه
هنوز سعی دارم کثافت کاری های تو رو پاک کنم
یعنی چی؟
دایی به سوالی ازت پرسیدم
با فرید کاری نکن اون گناهی نداره من هر کاری کردم با خودم کردم
احمقانه حرف نزن مگه به زور رفتی تو زندگی یارو؟
نگران نباش با اون کاری ندارم
ولی بی مادر میمونه یا بی پدر نمیدونم
تا وقتی که سر راهم نیاد زنده میمونه
نقشه قشنگم رو خراب کردید
- معلوم نیست دوستید یا دشمن - آقا طيار
نقشه ای وسط نبود تو سرخود دست به کار شدی
ما با هم نقشه ای کشیدیم؟
من این کار تو رو قبلا امتحان کردم دختره رو بردم آنتپ... چیشد؟
منو از کجا جمع کردی؟
خلاصه که تا ریشه کورهان ها رو نزنی نمیشه
اون کار رو هم سپردیم به پیرزنی که داخله ولی از پسش برنیومد
از این به بعد نباید عجولانه قدم برداری
عمو طیار از ما نپرسیدی آماده هستیم نیستیم
من باید حلقه بخرم حوله دمپایی این چه کاری بود کردی؟
خلاصه که صفوت
خلاصه که از این به بعد نباید عجولانه قدم برداری
- کافیه... تهش کاری میکنید بکشمتون - چی؟
مزیده
مزیده
چیه؟
بگو باز چی میخوای؟
چیشد؟ میخواستی پسر کورهان ها رو بگیری
اون همه آدم رو بهت دادم که وقت تلف کنی و همشون رو تلف کنی؟
تو کار من دخالت نکن
چون یک بار کار امروز رو گذاشتم برای فردا خار تو چشمت شدم آره؟
فردا قطعيه؟
زمان و ساعت مرگ رو فقط خدای بزرگ میدونه
ولی ما هم برای اینکه سهم کوچیکی داشته باشیم هر کاری از دستمون بربیاد میکنیم
بله؟
- زنگ زدم ببینم چیکار کردی؟ - تو...
همه چی آماده ست ساختمون هم آماده ست منم کمی بعد میرم
خوبه
- به کمک نیاز داری؟ خودت از پسش برمیای؟ مزیده خانم احتمالا شما ما رو نمیشناسید -
اسم من شهموز سوخته ست خیالتون راحت باشه
در ساعات آتی شب اورهان کورهان در چنگمون خواهد بود
خیالت تخت
- چیشد؟ - هیس بابام داره میاد میگم بهت
من باید برم زرین رو به شما میسپرم اگه چیزی شد بهم زنگ بزنید باشه؟
- این وقت شب میری دایی؟ - به لطف شما روز و شب برامون نمونده
نظر نده کاری که گفتم رو بکن
- پریل چیشده؟ با فرید میخواد کاری کنه؟ - نه
انگار بیشتر از مسئله تو مسئله شخصی خودشه
یعنی چی؟
پلین از ترس چیزایی که شنیدم رو خوب نفهمیدم
ولی میخواد با پدر فرید یه کاری کنه داشت با یه زن صحبت میکرد
اسمش مزیده بود
- از ترس نتونستم کامل گوش بدم - با یه زن صحبت میکرد؟ چه ربطی داره؟
یه کاسه ای زیر نیم کاسه هست
پریل من از فرید میپرسم شرمنده هر چی نباشه مربوط به داییم هم هست
خب سیران
واقعا خیلی کنجکاوم من چرا همه این کارها رو کردم؟
سیران به سوال ازت پرسیدم من تمام این کارها رو برای کی میکنم؟
فرید اگه قراره اینطوری کنی برای ما کاری نکن
یعنی چی سیران؟
حالا اینطوری شد؟ میگی برای ما کاری نکن فرید؟
یعنی چی؟ واقعا نمیفهمم
سیران ببین
آخه...
من بخاطر شما دارم ک***نم رو پاره میکنم
برای اینکه تهش با من اینطوری رفتار کنی اینکارها رو میکنم سیران؟
تو تا این خبر رو گرفتی باید کنار من و مادرم میبودی فرید نه تو بیمارستان پیش اونا
- پیش بابام و اون زن نه این یعنی چی؟ -
- مگه طرفی هست؟ فکر میکنی من دارم طرف میگیرم؟ - چی فکر کنم فرید؟
نمیفهمم از کی دفاع میکنی که از من مخفی کردی
چرا تا این خبر رو گرفتی به من نگفتی باهام حرف نزدی؟
بنظرت برای چی؟
بنظرت چرا سیران هان؟
ممکنه بخاطر صلاح تو باشه؟ ممکنه بخاطر اینکه به فکرت هستم باشه؟ سیران هان؟
ممکنه درسته
خب
چون مخفی کردن چیزی به فکر صلاح من بودنه حق باتوئه
ای خدا دارم دیوونه میشم سیران کاری میکنی عقلم رو از دست بدم
دیونم میکنی بخدا نمیفهمم چرا اینطوری میکنی
عقلم قد نمیده چرا اینکارو میکنی؟
ببین
من واقعا نمیفهمم نمیتونم درکت کنم
من برای چی اینکارها رو میکنم؟
سیران من هر کاری که نیازه رو میکنم هر کاری بتونم میکنم من برای چی رفتم بیمارستان؟
ممکنه برای صلاح تو اینکارو کرده باشم؟ برای صلاح ما؟
بابام مامانم... قضایای دیگه فلان
گاهی منم نمیدونم چیکار کنم فرید نمیدونم چی بگم
گاهی سیران گاهی
- فرید - بخدا اینطوریه
عجبا
سیران منم گاهی به طوری هنگ میکنم
واقعا حس میکنم مغزم داره میترکه
- بخدا منو دیوونه میکنی تو هم منو دیوونه میکنی -
منم تو رو دیوونه میکنم
مگه من چیکار کردم؟
من باهات چیکار کردم؟ چند وقته مثل گربه خونگی هستم
میگی بیا میام میگی انجام بده انجام میدم
آفرین دیگه همیشه اینطوری باش اینطوری خوشگل تری
تنت میخاره ها خیلی تنت میخاره
الان خوشگل بودنم رو بهت نشون میدم
دیونم نکن
- لوس نشو نکن
نکن - بیا ببینم
بیا ببینم
جواب سر بالا میدی مثل ریش سفیدها رفتار میکنی فلان
قضیه چیه سیران؟
سیران
برای آخرین بار یه خواهشی ازت دارم لطفا
بی خبر از من بیرون نرو سر جات بمون سیران
نرو باشه؟
لطفا بهم خبر بده سیران وقتی اینطوری میری
دیوونه میشم فکر و ذکرم پیش تو میمونه
باشه
پس از الان بگم فردا با خواهرم میخوایم بریم پیش روانشناس در جریان باش
عه؟
آفرین رُک و پوست کنده صحبت کن عزیز دلم
بیا منم درمانت کنم
- فرید - رایگان
بیا اینجا ببینم
قبلا بهم میگفتن فرید روانشناس
خوشگلم
لباست چقدر خوشگله
افاكات واقعا اون زن رو کُشت
از من کمک خواست ولی من گند زدم فورا باید تنها صحبت کنیم وگرنه میافته زندان
به کمکت نیاز دارم
نه دیگه در این حد حتما دیوونه شدی
از کجا پیدات شد؟
اون فالگیر رو تو کُشتی افاکات؟
چی؟ چی میگی؟
این از کجا در اومد؟
- راستش رو بهم بگو معلومه که نه -
خبری چیزی منتشر شده؟ کسی چیزی گفت؟
من تو رو میشناسم
الان داری دروغ میگی
واقعا تو کُشتیش؟
چرا؟
عمدا نبود
حادثه بود
واقعا نمیخواستم اینطوری بشه یهویی شد منم خیلی حالم بد شد
به خدا قسم عمدا نبود
اگه بیگناه باشی میفهمم
بدون اینکه خجالت بکشی گلگون رو هم قاطی کارهای کثیفت کردی
برات متاسفم افاکات
برات متاسفم
- آقا اورهان بفرمایید کلید ماشین رو بده -
قربان چند نفر رو باهاتون بفرستیم؟
هیچ کس رو نمیخوام کسی دنبالم نیاد... کلید رو بده
وضعیت چقدر بده؟ ازم چی میخوای؟
چرا میخندی؟ مسخره میکنی؟
شرمنده پسر بانمک
چقدر قشنگ خندیدم نه؟ خوب میخندم نه؟
حتی با این صدا هم قشنگ میخندم از این به بعد هم همش خواهم خندید
میدونی چرا؟
اورهان کورهان
کسی که آخر میخنده، خوب میخنده ((معادل ضرب المثل فارسی جوجه رو آخر پاییز میشمارن
سوپرایز
سیران
سیران؟
اومدم
خدایا
- صبح بخیر - صبح بخیر
صبح بخیر ولی این چه حال و روزیه؟ آماده نشدی مگه قرار نبود بری دکتر؟
راست میگی
آبجی میخواستیم بریم میخواستی بری نه با هم میریم
راست میگی دیرمون میشه فرید یالا بلند شو
حالا که تازه بیدار شدید یعنی خبر ندارید من بگم
عمه به بیمارستان زنگ زد تا حال این زنه رو بپرسه
بعد از ظهر دکتر بهش دارو زد تا به هوش بیاد ولی خوبه مشکلی نیست
خداروشکر
فرید یالا بلند شو دیرمون میشه
t.me/TurkiiSub ارائه شده توسط ترکی ساب | turkiisub@gmail.com برای تهیه زیرنویس سریال های ترکی با ما درارتباط باشید
- صبح بخیر - صبح بخیر
- صبح بخیر - صبح بخیر
صبح بخیر... اورهان داره آماده میشه یا رفت؟
خوشت میاد سر به سرم بذاری؟ تو چجور آدمی هستی؟
- خاک تو سرم من نجاتت هم دادم - متوجه نشدم؟ یعنی چی؟
- میدونم اورهان دیشب پیشت موند... دیدم - گلگون دیوونه شدی؟
آره اومد پیشم ولی ازم سوالای مسخره پرسید حرف زد و بعدش گذاشت رفت
پیش تو نیومد؟
نه
دخترم چرا اومدید؟ خیر باشه؟
احتمالا میخواستن خصوصی حرف بزنن گلگون خانم ما رو فرستاد
داشتن درمورد اینکه آقا اورهان کجاست صحبت میکردن
دیشب رفت بیرون هنوز نیومد
یعنی چی؟ کجا رفت؟ کسی نمیدونه؟
خواست تنها بره، کسی رو هم با خودش نبرد
چی میگی پسر؟
دخترا
دو تا خواهر میرید پیش روانشناس فلان برازندتونه
روز تو هم میای
فرید
پسر شارژت تموم شد؟ گوشیت خاموشه؟ در دسترس نیستی
نه از دیروز خاموش کردم یادم رفت روشن کنم چیشده؟ چیزی شده؟
- آقا اورهان دیشب رفت بیرون کسی رو هم با خودش نبرد - خب؟
- بهش زنگ زدم در دسترس نبود، هنوز نیومده - عجبا
من وقتم پیش روانشناس رو کنسل کنم؟
نه صبر کن... به شرکت زنگ زدید؟ بابابزرگم خبر داره؟
نه گفتم شاید مسئله به خصوصی باشه اول به تو گفتم
بابام چه مسئله به خصوصی میخواد داشته باشه؟ چی میگی عابی؟
قبلا هم شب ها میرفت بیرون و نمیومد چه بدونم یعنی بازم...
منظورش اینه بازم با یه خانمی رابطه داره پیش اون مونده؟ بفهم دیگه فرید
در این حد هم نیست
پس اینکارو کنیم بریم داخل
تصمیم بگیریم که چیکار کنیم منم میتونم زنگ بزنم تراپی رو کنسل کنم
سیران شما وقت رو کنسل نکنید با خواهرت برید
شما چیکار میکنید؟ - بابام رو پیدا میکنم
خیالت تخت حل میکنم بهت خبر میدم محافظا ماشینا همه چی آماده ست شما برید
فرید اگه اتفاق بدی افتاده باشه چی؟
سیران نه بابا چه اتفاق بدی میخواد افتاده باشه؟ خیالت تخت بابام رو پیدا میکنم
مشکلی نیست خب؟
شما برید خواهرت هم برای اولین باره داره میاد منصرف نشه
- باشه پس بهم خبر بده - باشه
- باشه؟ باشه - برو
- عابی این ماشین سیستم ردیاب نداره؟ - داره
ثابت نشون میده
بچه ها رو فرستادم برن ببینن چه خبره تو هم میخوای از گوشی چک کن
عجبا چه ربطی داره؟
فرید هر وقت مساعد بودی بهم زنگ بزن ممکنه مهم باشه
چیشده؟ چیزی شده؟
ظاهرا بین داییم و بابات به قضیه ای هست فرید دقیق متوجه نشدم منتظر تماست هستم
پلین پیام داده
یعنی میگی کار شهموزه؟
صبر کن نمیدونم دقیق نفهمیدم عابی
تو همه رو بابابزرگم اینا رو تو هال جمع کن من با پلین صحبت کنم
باشه
- الو فريد پلین چیشد؟ گفتی بهت زنگ بزنم
جریان چیه؟
داییم دیشب داشت با یه زن تلفنی حرف میزد من و پریل اول اهمیت ندادیم ولی
بعدش اسم عمو اورهان رو آوردن گفت میارمش فلان... البته من موضوع رو نمیدونم
دختر ای بابا .... چه زنی؟ جریان چیه؟ بابام پیداش نیست
فرید صبر کن آروم باش
- مزينه؟ مزی؟ یه همچین چیزی گفت - مزیده
الو
بابابزرگ
اورهان پسرم بلند شو اومدیم بیدار شو بلند شو مرتیکه ببین کی اومد
با توجه به اینکه وقتی منو دیدی تعجب کردی کم و بیش فهمیدی کی هستم
من از این بیشرف کناریت تعجب میکنم از تو نه
در این حد رو حتی از تو هم انتظار نداشتم
از کار من تعجب کردی؟
مرتیکه مگه تو اینطوری منو نبستی به افرادت نگفتی کتکم بزنن؟
هان؟
بسه از دیشب تا حالا کار خودت رو کردی ول کن بهش دست نزن
دقیقا
مادر مرحومت رو خیلی دوست داشتم
نمیشناختمش ولی خیلی دوستش داشتم
چون خالص رو یار هاتوچ نکرد جایگاهش تو قلب من ویژه ست
دست از ور ور کردن بردار هر کاری میخوای بکن
ولی مواظب باش دفعه قبل پسرت رو از دست دادی
این دفعه جونت رو از دست ندی - اوه
چی میگه؟
مگه جونی برای من مونده؟
درسته
دفعه قبل من پسرم رو از دست دادم
ولی ببینیم این دفعه کی پسرش رو از دست میده تو یا بابات؟
وحشتناکه
ولی
از من وحشتناک تره
برام چوبی چیزی بیارید
فکر و ذکرم خونه مونده دلشوره دارم
آبجی جون یه جمله ای هست میگن دختر به عمه و پسر به دایی میره
از شب گردی های کایا میدونیم پایان این شب ها کجاست
آبجی فکر نکنم اواخر میونه اش با مامان گلگون خیلی خوب بود
من میترسم اتفاق بدی افتاده باشه
آبجی جون نظرت چیه ما بیخیال اینا بشیم؟
ما حرفای مهمتری برای زدن داریم مثلا سلامتی تو
آبجی
باشه
ولی وقتی رسیدیم درمورد تمام اینا حرف میزنیم یکی یدونم باشه؟
باشه
دوباره از فرید بپرسم دلشوره دارم انشالله خبری باشه
همه چی روبراهه نگران نباش بابام دیشب شرکت موند
وضعیت آرومه بعدا بهت زنگ میزنم
هر سوراخی که ممکنه برن آدم بفرستید هر احتمالی رو در نظر بگیرید
از دوربین های مداربسته جایی که ماشین هست خبر هست؟ فورا ازتون اطلاعات میخوام
اگه ممکنه خان کمک جناب رو میخواد وضعیت خیلی حساسه
شما یه تماس تلفنی جور کنید
هیچ کدومتون دو زار نمی ارزید گله ی بی عرضه ها
عابی باهام بیا آقا لطيف؟
- آقا فرید - لطیف خان
عابی من میرم پیش پلین اونم داره تحقیق میکنه ببینه داییش کجاست
فقط اون میتونه پیدا کنه
- باشه من باهات بیام عابی اینجا بهت نیاز دارن -
فرید هر کاری لازمه بگو بکنیم
لطیف خان برای هر چیزی باید آمادگی داشته باشیم چون به محض این که جاش رو پیدا کنیم وارد عمل میشیم
باشه اصلا نگران نباش
- افراد شرکت هم آماده باشن شرکت کافی نیست -
- عابی هر کی هست جمع کنید - باشه
- فعلا - مسعود بيا
محمد، مسعود به شرکت زنگ بزنید بگید نیروی اضافه بفرستن باشه؟ مراقب باشید
- خوش اومدید سیران خانم خوش باشید -
- خواهرم سونا - خوشبختم سونا خانم منم پینار هستم
- خانم دکتر تو اتاقشه؟ - بله شما برید بشینید من بهش خبر میدم
بیاین تو
- خوش اومدید سیران خانم خوش باشید -
بفرمایید بشینید
خب
جلسه ی دوممون هست
نسبت به جلسه اول چه حسی دارید؟
راحت ترم
صحبت کردن با شما حس خوبی بهم داد
- حتی خواهرم هم اومد همراهمه بله خبر دارم -
منم خیلی دلم میخواد باهاشون آشنا بشم اون خواست شما رو همراهی کنه؟
نه
بهتره بگیم
خواهرم مجبور شد بیاد
مجبور؟ چرا اینطوری گفتید؟
خواهرم بیماریم رو فهمید خانم دکتر
- حتما شما گفتید نه من نگفتم -
من اگه میتونستم بگم اول به همسرم میگفتم
به فرید
خداروشکر الان در مرحله انکاره یعنی خودش رو نباخت
البته بالاخره مجبور میشه این وضعیت رو بپذیره
به مرور زمان
تنها ترسم اینه از دهنش در بره
واقعا؟
یعنی
سیران خانم واقعا تنها ترستون اینه که عزیزانتون از بیمار بودن شما با خبر بشن؟
اگه میپرسید که از مرگ میترسم یا نه
راستش نمیدونم اصلا بهش فکر نکردم
ولی فکر نکنم
من این سوال رو نپرسیدم شما خودتون خود به خود پرسیدید
- ولی ظاهرا پاسخ قاطعی ندارید - راستش نمیخوام زیاد بهش فکر کنم
که اینطور؟ چرا؟
چون اگه بترسم آدمای اطرافم بیشتر نگران نمیشن؟
بیشتر ناراحت نمیشن؟
ترس های شما نگرانی های شما
یعنی احساسات شما هیچ اهمیتی نداره؟
من که میمیرم میرم
چیزی تغییر نمیکنه که
ولی اونا باید به زندگیشون ادامه بدن
حداقل
اگه شما بتونید به به شکلی در این مدت بهم کمک کنید
یا چه بدونم
اگه بدونم از اونا حمایت میکنید
یعنی میپرسید که میتونید اونا رو به من بسپرید، آره؟
پلین
فرید خیلی ازت عذر میخوام نمیدونستم قضیه انقدر جدیه
اگه میدونستم سعی میکردم دیشب یه طوری بهت خبر بدم
نه حماقت از منه بدون اینکه پیامت رو بخونم گوشیم رو خاموش کردم
- خبری هست؟ - گوشی داییم هنوز خاموشه
ولی پریل از محافظا اطلاعات گرفت گفت تو ساختمون سازی خواهم بود
عالیه حداقل جاش رو میدونیم تـلگــرام جستــجو کـنیـد تـــرکــی ســـاب
- پلین باید عجله کنیم هر طور شده بابام رو نجات بدیم - دقیقا مطمئن نیستم
داییم در عین حال سه تا ساختمون سازی داره
دو تاش داخل شهر هستن یکیش یکم از شهر فاصله داره
- میخوام بگم یکی رو بفرستم ولی... این که فاصله اش دوره رو میدونی کجاست؟ -
میتونی آدرسش رو بهم بدی؟
باشه من برای همین اومدم اگه تو میومدی بیمارستان محافظا بهت شک میکردن
- من میبرمت نمیتونم تنها بفرستمت - نه معلوم نیست چی در انتظارمونه تو برو پیش مادرت
مامانم به هوش بیاد هم نمیتونم بهش کمک کنم اگه پیش تو باشم
چه بدونم میتونم نزدیکت کنم میتونم کاری کنم یه طوری بری داخل
- ضمنا اگه بلایی سرت بیاد اونجا کسی خبر دار نمیشه - باشه پس زودباش بریم مواظب باش
سیران خانم چه حسی دارید؟
خوبم
یه سوالی ازتون دارم
یکم قبل گفتید سپردن
کار اشتباهیه؟
یعنی بنظر شما
اینکه عزیزانم رو به یکی بسپرم کار اشتباهیه؟
نه عزیزم چرا اشتباه باشه؟
البته که هممون میخوایم بدونیم عزیزانمون خوشبخت و در آرامش هستن
وقتی میفهمیم یکی از عزیزانمون به کمک نیاز داره
فورا میریم پیشش باهاش همدردی میکنیم
اگه خواهش کنه میخوایم ازش حمایت کنیم نه؟
کسی هست که از شما حمایت کنه؟
یعنی کسی که کنارش خودتون رو در امنیت و راحتی حس کنید
فرید
آقا فرید همسرتونه، درسته بله
یادمه در جلسه هفته قبلمون در مورد پیوند بینتون گفتید
بسیار خب
شما اصلا از خودتون حمایت کردید؟
یعنی به قدری که همسرتون آقا فرید رو دوست دارید خودتون رو دوست دارید؟
به به
پشت مرده میگن نور به قبرش بباره
ولی این اورهان کورهان به خصوصیتی داره
باید بگیم بتن به قبرش بباره
شوخیم چطور بود؟
- خوبه ولی این قضیه اصلا به دل من ننشست - چرا؟
خالص با دستای خودش پسرش رو دفن میکرد بهتر بود
الان اصلا خبردار نمیشه
خیالت تخت
اگه میخوای یه چیز یادگاری بفرستی یه قسمتش رو دفن نمیکنیم میفرستی
- کجاش رو میخوای؟ - داداش یکی از ماشینامون داره میاد
- پلین خانم داخلش هست - پلین؟
این دختر روانیه؟
- تو اینجا چیکار میکنی؟ زرین چیزیش شد؟ ربطی به مامانم نداره دایی، مربوط به عمو اورهانه
عمو اورهان چیه؟
میخوای به دست من بمیری دخترم؟
دایی برای این اومدم اینجا که کار چرتی نکنی همه میدونن تو توی این قضیه دست داری
کی خبر داره؟ کی بهت گفت؟
- فرید گفت؟ - چرند نگو دایی
دعا کن چرند گفته باشم
اگه چرند نگفته باشم امروز سه نفر رو تو بتن دفن میکنم یکی از اونا هم تو خواهی بود پلین
با اون مغز نخودیتون برام پاپوش که درست نکردید؟
ماشین رو احاطه کنید
باز کن
صندوق عقب تمیزه داداش
- فريد صدام رو میشنوی؟ میشنوم عابی -
باشه
- آماده ای داداشی؟ آماده ام عابی -
اگه پلین، شهموز رو دور کنه بپیچ جلوش
شروع میکنم
دایی
از دختره محافظت کنید
برای اینکه زنده بمونی بهت یه فرصت میدم مبادا از اینجا بیای بیرون فهمیدی؟
تکون نخور
پسرم مراقب پشتت باش
تکون نخور اسلحه ات رو بنداز گفتم اسلحه ات رو بنداز
فرید آروم خم شو داداشی
ایول
دمت گرم عابی
داداش نکن نکن
داداش نکن وایستا
بابا
- خوبی؟ - پسرم
ببین منو اینجا صبر کن نترس من بیمه زندگیمون رو میگیرم میام
- ازش محافظت کنید باشه داداش -
اینو بگیر میتونی راه بیای؟
- پسرم تو چرا اومدی اینجا؟ اگه بلایی سرت بیاد چی؟ چیزی نمیشه بابا، مگه من میتونستم اینجا ولت کنم؟ -
گذشت تموم شد
آروم... گذشت تموم شد
- مرتیکه - شهموز
بابا صبر کن
- اسلحه ات رو بیار پایین - شهموز
فرید کورهان تو هم اومدی مرتیکه؟
میخواستم بگم با یه تیر دو نشون ولی برای من یه نشون کافیه
دایی وایستا
پلین
- شهموز اسلحه ات رو بنداز - پلین
- اسلحه ات رو بنداز میکُشمت - خوبی؟
خراش برداشت فقط
- خوبه؟ خوبه اسلحه رو بنداز
اینو بگیرید تـــرکــی ســـاب
ببرینش
- زخمی شدی ببینم فقط بازومه خوبم -
- وضعیت از چه قراره؟ تحت کنترله آقا فرید -
آقا خالص داره با ماشین میاد بابام هم داره میاد؟ -
بله قربان
- میتونی راه بری؟ - میتونم
بابا بریم
خوبی دیگه؟
- میشه من یکم اون تو بشینم؟ - اوکی
- بابا خوبی دیگه؟ - خوبم
یه کارت درست حسابی باشه تعجب میکنم به درد نخور
بی عرضه ترسو
بابا
اورهان
اورهان؟ پسرم؟
پسرم؟
پسرم؟
بابا!!
بابا
بابا؟ بابا؟
بابا
- اورهان - بابا
بابا
بابا خوب میشی نگران نباش
متوجه شدی نه؟ طرف میخواست تو رو بکشه من ازت...
من ازت محافظت کردم... متوجه شدی؟
آمبولانس خبر کن... آمبولانس خبر کنید زود باشید
- بابا متوجه شدی من نجاتت دادم؟ - آره
- آره - نجاتت دادم
من دیدم
- اورهان من دیدم تو نجاتت دادم -
- نجاتت دادم دیدی؟ آره -
- بابا نجاتت دادم دیدی؟ - تو زندگی منو نجات دادی
اورهان
فرید... مامانت
بابا نه نه توروخدا اینو به من نگو با هم میریم پیش مامانم
اورهان اورهان اورهان چشمات رو نبند
پسرم نبند
بابا
مراقب مادرت باش
بابا اینو به من نگو خواهش میکنم
بابا اینکارو با من نکن خواهش میکنم نکن
ممکنه بچه ها پدراشون رو دوست نداشته باشن
ولی تو پسر منی
و من خیلی دوستت دارم
بچه ها نمیتونن پدراشون رو انتخاب کنن
اگه من شانس انتخاب داشتم
من بازم تو رو انتخاب میکردم بابا
بابا کارهایی که این اواخر کردید اعتمادتون بهم برام خیلی ارزشمنده
خوبه که هستید
♪ منو بغل کن عشق من تویی ♪
بابا توروخدا بهم نگاه کن بابا حالت خوب میشه لطفا اینکارو با من نکن
اورهان
- بابا با من اینکارو نکن توروخدا - خوبه که پسر منی
خوبه که پسرمی
بابا
♪ عاشقتم من خیلی عاشقتم ♪
اورهان
بابا
اورهـــــــــــــان
بابا؟ بابا؟
هر کاری کنم نمیشه تا میگم شد باز نمیشه
هر کاری کنم به چشماش نمیام
برای اینکه فرزند دلخواهتون بشم تلاش میکنم بهتون قول میدم
یه بار پدری کنید یه بار پشتم وایستید
بابا التماس میکنم، التماس میکنم
پســرم
♪ قصرها و کاخ ها خالی میمونن ♪
♪ قصرها و کاخ ها خالی میمونن ♪
- بابـــــــا اورهان -
♪ قصرها و کاخ ها خالی میمونن ♪
♪ قصرها و کاخ ها خالی میمونن ♪
پایان قسمت 71 ارائه شده توسط ترکی ساب | turkiisub@gmail.com برای تهیه زیرنویس سریال های ترکی با ما درارتباط باشید
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.